正在加载视频...

视频加载失败

مجیدرضا رهنورد، آبان ۱۴۰۱: دوست ندارم گریه کنند سر مزار. قرآن نخوانند. نماز نخوانند. شادی کنند. آهنگ شاد پخش کنند

746,794 次观看 • 6 个月前 •via X (Twitter)

0 条评论

暂无评论

原始帖子的评论将显示在这里

相关视频

ندا میرزالو، «فرزند شهید» جنگ حسین میرزالو، در این ویدیو می‌گوید : «هرکس بر مزار پدر من می‌رود، با نی و ساز، رقص، شادی، موسیقی و پایکوبی برود. به قول سربه‌دار جاویدنام، مجیدرضا رهنورد، بر مزار پدر من نیز نه قرآن بخوانید و نه گریه کنید، فقط برقصید و شادی کنید. بازداشت این دو دختر نوجوان ایران‌زمین توسط رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی نشان‌دهنده فاصله عمیق آرمان‌های این حکومت با آرمان‌های شهیدان و مردم ایران است. پدر من و همرزمانش برای کرامت، عزت، آزادی، شادی و رقص دختران و پسران ایران‌زمین جان دادند، نه برای اینکه دخترانمان به‌خاطر شادی و رقص راهی زندان شوند. آرمان‌های آن‌ها با ایدئولوژی و آرمان‌های شما زمین تا آسمان فرق دارد. بین آرمان‌های شما و آرمان‌های آنان دریایی از خون فاصله است. دیگر نمی‌توانید به نام پدر من و همرزمانش بر مردم حکومت کنید و خفقان را مستولی کنید. من، به‌عنوان عضوی کوچک از خانواده بزرگ شهدا، فدای جنگ ایران و عراق، خواهان آزادی فوری این دو دختر نوجوان ایران‌زمین هستم. علی خامنه‌ای، حنایت دیگر رنگی ندارد! زن، زندگی، آزادی – مرد، میهن، آبادی زنده باد مردم مبارز ایران‌زمین!» #رقص #نه_به_جمهورى_اسلامى #نه_به_پوشش_اجباری #یاری_مدنی_توانا

توانا Tavaana

59,679 次观看 • 1 年前

انتشار ویدیویی جدید از عبدالنصیر نتوزهی شاد، شهروند ۳۵ ساله اهل شهرستان خاش در استان سیستان و بلوچستان، بار دیگر توجه افکار عمومی را به وضعیت او جلب کرده است. عبدالنصیر که به بیماری نادر «اپیدرمودیسپلازی ورموسیفورم» مبتلا است، در این ویدیو که در حساب «گردشگر کوچولو» در اینستاگرام منتشر شده، می‌گوید: «من هیچ‌وقت صحبت نمی‌کنم. ۲۰ سال خودم را به کسی نشان ندادم. دوست ندارم مردم فکر کنند قصد سوءاستفاده دارم.» او در ادامه می‌گوید: «اگر توانم می‌شد، با همین دست و پا کار می‌کردم و زحمت می‌کشیدم که کردم. رانندگی هم می‌کنم. این بچه‌ام است. تا حالا شکر خدا محتاج کسی نشدم.» ایندیپندنت فارسی پیش‌تر در ۶ فروردین ۱۴۰۴ ویدیویی از زندگی عبدالنصیر را منتشر کرده بود که علی رضایی، مستندساز، آن را تهیه کرده بود. عبدالنصیر در آن گزارش گفته بود که سال‌ها پیش زگیل‌های کوچکی روی پایش ظاهر شدند و با وجود مراجعه به پزشکان و انجام عمل جراحی در سال ۱۳۹۴، بیماری او به‌مرور زمان شدت گرفت. سال گذشته و همزمان با بازتاب گسترده زندگی این مرد جوان، برایان اعتماد، کارآفرین ایرانی اعلام آمادگی کرد که هزینه‌های درمان او در ایالات متحده را بپذیرد. با این‌وجود، عبدالنصیر در پاسخ به یکی از دنبال‌کنندگانش در شبکه اجتماعی اینستاگرام از وجود «مشکل ویزا» برای شروع درمان خبر داد و از مردم خواست برای حل این مشکل برایش دعا کنند. این جوان اهل خاش، سال‌ها است با بیماری نادر «اپیدرمودیسپلازی ورموسیفورم» زندگی می‌کند؛ بیماری بسیار نادری که به دلیل شباهت عارضه‌های پوستی به تنه درخت، در زبان عامیانه به «بیماری مرد درختی» شناخته می‌شود. به گفته او، افراد مختلفی در سال‌های گذشته پیگیر درمانش بوده‌اند، اما با وجود مشکلات جسمی، همچنان تلاش کرده است زندگی خود و خانواده‌اش را با کار و تلاش اداره کند.

independentpersian

97,948 次观看 • 24 天前

علی دایی در حاشیه دیدار تیم‌های رسانه ورزش و پیشکسوتان دانشگاه شریف در گفتگو با خبرنگاران درباره اظهارنظر علی دبیر رئیس فدراسیون کشتی درباره او گفت: «او از زمانی که عضو شورای شهر شد و لباس پوشیدنش را عوض کرد، از آن موقع برای من غریبه شد. ایشان چه کاره ممکلت است که برای من تعیین‌تکلیف کند که بیزینسم را کنار بگذارم؟» دایی در این باره ادامه داد: «خواهش می کنم از امثال ایشان که بروند به زندگی خصوصی خودشان برسند. راجع به افراد دیگر تصمیم گیری نکنند. همه می دانیم که من با ایشان آن موقع دوست بودم که در ۱۳ آبان زندگی می کردند اما از موقعی که شورای شهر و منطقه یک و ... شد، برای من غریبه شد و او نمی تواند برای امثال من تعیین‌تکلیف کند.» دایی درباره بازگشتش به فوتبال گفت: «این یک مساله شخصی من است که برگردم به فوتبال یا برنگردم. که فعلا دوست ندارم برگردم. هرکسی با یک چیزی راحت تر است. به نظر من مدیریت آن نیست که ما در عراق و لبنان و سوریه برویم استادیوم درست بکنیم و بعضی مدیران در رزومه و کارنامه‌شان بیاورند که ما در عراق استادیوم ساختیم در حالی که در همان استادیوم به تیم ملی ایران فحش می دهند. بعد در همین استادیوم‌ها جام «خلیج عربی» برگزار می کنند. ما تا کی باید خاموش بمانیم؟» دایی همچنین گفت: «مدیریت فقط این نیست که من دو تا سالن بسازم. من نوعی می روم جایی سالن می سازم که مستعد‌ها آنجا هستند. از ایشان خواهش می کنم دفعه آخرشان باشد که نسبت به دیگران اظهار نظر می کنند و برای خودش نظر می دهد. حیف است خیلی چیزها را نمی توان بازگو کرد اما تاکید می کنم زندگی شخصی من به خودم ربط دارد. زمانی هم که مربیگری می کردم روزی ۸ تا ۱۰ ساعت می خوابیدم. شما از روان پزشک‌ها بپرسید کسی که شب ۳ ساعت می‌خوابد چه حالی می تواند داشته باشد، چطوری می تواند مدیریت کند؟ اسم این را می گذاریم مدیریت؟ حتما روز می‌خوابید که شب‌ها بیدارید.»

ایران اینترنشنال ورزشی

25,955 次观看 • 1 年前

دوشنبه از صبح تا شب من در تهران زخمی جنگ زده: ناهار رفتم به دنیای فراموش‌شدگان زندگان عاشقی که نمی‌دانم چه بنویسم تا حسم را بیان کند پسرهایی آن‌جا بودند که جهان را بدون تحلیل و واژه و تنها با حس بی‌واسطه لمس می‌کنند در روزهایی که صدای جنگ از دیوارها عبور می‌کند و به استخوان می‌رسد آن‌ها بیشتر از ما می‌ترسند چون سپر ندارند ما پشت منطق و خبر و تفسیر و انکار پنهان می‌شویماما آن‌ها بی‌هیچ حفاظی ترس را همان‌طور که هست می‌بلعند و در دل همین ترس با مهربانی خالص زندگی می‌کنند مهربانی را یادنگرفته اند بلدنیستند چه کنند که بکار بیاید یا منفعت‌طلبانه دیده شود مهربانی‌ای که در ذاتشان هست کنارشان که می‌نشینی می‌فهمی چقدر از انسان بودن را با پیچیده شدن از دست داده‌ایم ما به خودمان می‌گوییم شهروند با تمام تعاریف قانونی و حقوقی اما حقیقت این است که شهروند بودن فقط داشتن حق نیست پذیرفته شدن است آن‌ها به اندازه ما حق دارند نفس بکشند حق دارند شاد باشند حق دارند در امنیت زندگی کنند آن‌ها شهروند ایران‌اند شهروند تهران‌اند،جگرگوشه کسانی هستند.. شهروند همین شب‌هایی که ما از آن می‌ترسیم فرقشان با ما فقط این است که زندگی بی‌هیچ توضیحی چند تکه از مسیر را از آن‌ها گرفته است نه ارزششان را نه حق و سهمشان را از زندگی اما ما کمتر دیده‌ایمشان کمتر جدی گرفته‌ایمشان و گاهی اصلاً ندیده‌ایم امروز میان خنده‌های ساده‌شان میان نگاه‌هایی که هنوز آلوده نشده یک بغض سنگین در گلویم نشسته بود که نفسم را بند آورده بود. همه را بغل کردم.. کلویی و تدی امده بوندند تا عشق بدهند.. چطور ممکن است کسانی که این‌قدر پاک مانده‌اند این‌قدر کم سهم داشته باشند در هر بحران آسیب‌پذیرترین‌ها بیشتر نیاز به دیده شدن دارند اما اولین کسانی که فراموش می‌شوند همین‌ها هستند و این‌جاست که نبرد واقعی در درون ما شروع می‌شود نبرد میان ندیدن و دیدن میان عبور کردن و ایستادن و راحتی و وجدان. اینجا خبری از ژست کمک‌های شیک نیست… اگر در این نبرد وجدان شکست بخورد هیچ پیروزی‌ای هیچ معنایی ندارد آن‌ها را نباید دوست داشت چون متفاوت‌اند باید کنارشان ایستاد چون همان‌اند همان‌قدر انسان همان‌قدر صاحب حق همان‌قدر شایسته شادی در این روزهای تاریک بزرگ‌ترین کاری که می‌توانیم بکنیم این است که فراموششان نکنیم نه با ترحم… با نگاه برابر و عدالت من هم میترسم، امروز مسیرم بمباران شده بود… اما عزیزِ من آنها بیشتر میترسند. روزی از ما خواهند پرسید وقتی جهان می‌لرزید با بی‌دفاع‌ترین‌ها چه کردید #جنگ #تهران #ایران

Golshan

23,166 次观看 • 5 个月前

🤝 *امروز* *سالروز* *تولد* *بزرگترین* *رفیق* *قرن* *است* 🌹 ⭕ آیا میدانستید که قرار بر این بود قطب زاده ، شاه را در استادیوم امجدیه تهران درون قفس بگذارد ، بعد از اینکه دور تهران او و خاندان سلطنتی را چرخاند و مردم به آنها سنگ زدند و آشغال پرت کردند ، او را به استادیوم امجدیه برگردانند و با حکم خلخالی شاه را اعدام کنند ؟ ولی در آخرین لحظه و با قدرشناسی و نمک شناسی انورسادات که بیچاره جانش را هم بر سر آن نهاد ، نقشه ی به ظاهر انقلابیون ما نقش بر آب شد ... اگر چه قطب زاده به سزای افکار و نیات پلید خود و همفکرانش رسید و به دست همان ها اعدام شد ، اما خدا به مردم لطف نمود که در این وادی، آزموده نشوند ، که اگر این آزمون انجام میشد همه ما با پیروزی در این آزمون ، سر افکنده ی همیشه تاریخ میشدیم ... اما انور سادات کسی بود که به جامعه بشریت ثابت کرد که دوست ، یار و رفیق واقعی در این دنیا هنوز وجود دارد ، وقتی پنج کشور قدرتمند جهان تصمیم گرفته بودند شاه را از میان بردارند تا دیگر کسی مدافع جدی منافع ملت ایران نباشد ، در زمان معامله صادق قطب زاده با آمریکایی ها برای تحویل شاه به خلخالی ، انور سادات رئیس جمهور وقت مصر که هم از دوستان شاه بود و هم فامیل قدیم او ، بلافاصله دخالت و میانجی گری کرد و اجازه نداد که شاه بدست خلخالی بیافتد ، اگر چه ممکن بود تصمیمش برای او و کشورش گران تمام شود اما دوستی او با شاه فقید و انسانیتش، اجازه نداد در زمانی که انسانیت در دنیا به نقطه صفر خود رسیده بود و در زمانی که کشته و معلول شدن حدود یک میلیون ایرانی بعدها در جنگ تحمیلی با عراق کلید خورده بود ، کثیف ترین دستان روزگار ، طناب دار را بر گردن شاه ایران بیاندازد . زمانی هم که شاه راهی مصر بود ، هواپیمای او برای 2 ساعت متوقف شد تا قطب زاده بتواند با آمریکایی ها بر سر شاه معامله کند . اما انور سادات به جیمی کارتر رئیس جمهوری آمریکا زنگ زد و گفت : من شاه ایران را در کشورم میخواهم و همین حالا هم میخواهم و سپس هواپیمای شاه سمت مصر حرکت کرد و شاه در مصر آرام گرفت . شایسته است سالروز تولد رئیس جمهور مصر " *انور* *سادات* " را در تقویم جهان روز دوستی نامید ... روز مردانگی روز شرافت روز انسان واقعی روز معرفت و مرام روحش شاد که نگذاشت این ننگ به تاریخ ایران و ایرانی وصله شود و پشیمانی ملت ، صد چندانی که هست باشد. #جاویدشاه #محمد_رضا_شاه #انور_سادات

Minoo

18,955 次观看 • 8 个月前

سخنرانی پذیرش جایزه سالانهٔ بنیاد ریچارد نیکسون با عنوان «معمار صلح» (متن و ویدئوی کامل با زیرنویس فارسی) سه‌شنبه ۲۲ اکتبر ۲۰۲۴ (۱ آبان ۱۴۰۳/۲۵۸۳) --- مهمانان ارجمند، دوستان عزیز و هم‌رزمان گرامی در مسیر صلح و آزادی برای من افتخار بزرگی است که امروز جایزه «معمار صلح» از کتابخانه نیکسون را دریافت می‌کنم. از صمیم قلب از مدیریت کتابخانه نیکسون، بنیاد نیکسون و همه کسانی که به حفظ میراث این شخصیت بزرگ و سیاستمدار برجسته، رئیس‌جمهور ریچارد نیکسون، تلاش می‌کنند، قدردانی می‌کنم. افتخار دریافت این جایزه برای من از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، نه تنها به دلیل دستاوردهای برجسته رئیس‌جمهور نیکسون در عرصه صلح جهانی، بلکه به دلیل پیوند عمیق و شخصی بین خانواده من و ایشان. امشب، هنگامی که به میراث صلح و دیپلماسی می‌نگریم، درمی‌یابیم که ایستادگی بر سر حق، گاه نیازمند آن است که تنها بایستیم -چیزی که رئیس‌جمهور نیکسون بهتر از بسیاری دیگر درک کرده بود. وقتی به میراث رئیس‌جمهور نیکسون فکر می‌کنیم، طبیعی است که به سیاست‌ خارجی پیشگامانه او بیندیشیم: تصمیم جسورانه او برای گشایش در روابط با چین، تلاش‌هایش برای کاهش تنش‌ها با اتحاد جماهیر شوروی از طریق سیاست موسوم به «دِتانت»، و تلاش خستگی‌ناپذیرش برای برقراری صلح پس از جنگ ویتنام. اما دیدگاه رئیس‌جمهور نیکسون فراتر از مسائل فوری زمان خود بود. او خاورمیانه را به‌عنوان منطقه‌ای حیاتی می‌دید؛ منطقه‌ای که کلید ثبات در جهانی به‌هم پیوسته را در دست داشت. و این رئیس‌جمهور نیکسون بود که اهمیت نقش ایران در برقراری صلح و امنیت در آن منطقه را بهتر از همه درک کرد. ایران، تحت رهبری پدر مرحومم، هم‌چون ستونی برای ثبات در خاورمیانه ایستاده بود. پدرم، شاه فقید، با تلاش‌های بی‌وقفه، ایران را به کشوری مدرن و پیشرو بدل ساخت؛ کشوری که در آن رشد اقتصادی، آموزش و توسعه شکوفا شود. و در تمام آن سال‌ها، رئیس‌جمهور نیکسون به‌عنوان یک هم‌پیمان مورد اعتماد و یک دوست ثابت‌قدم در کنار ایران ایستاد. او بسیار زودتر از دیگران به اهمیت یک ایران قوی و صلح‌جو در حفظ ثبات خاورمیانه پی برد. اما امشب، می‌خواهم درباره موضوعی بسیار شخصی‌تر صحبت کنم. برای من، میراث رئیس‌جمهور نیکسون تنها به سیاست خارجی محدود نمی‌شود، بلکه شامل دوستی، دوستی و وفاداری به معنای واقعی کلمه است. بسیاری از شما با تاریخ دشوار خانواده من آشنا هستید. هنگامی که پدرم به تبعید رفت، جهان به‌سرعت پشتش را به او کرد. کسانی که زمانی به رهبری، بینش و حتی کمک‌های او وابسته بودند، در لحظه نیاز، راحت‌تر دیدند که او را رها کنند. اما در میان آن همه بی‌وفایی، یک نفر بود که ماند. آن شخص رئیس‌جمهور نیکسون بود. وقتی پدرم در سال ۱۹۸۰ درگذشت، رئیس‌جمهور نیکسون درنگ نکرد و به مصر سفر کرد تا در مراسم خاکسپاری او شرکت کند. با این کار، او به همراه رئیس‌جمهور انور سادات، یکی از تنها دو رهبر جهانی با جایگاه برجسته بود که در مراسم شرکت کرد. با وجود تغییر بادهای سیاسی، و با وجود آسان‌تر بودن روی‌گرداندن که بسیاری دیگر آن را انتخاب کردند، رئیس‌جمهور نیکسون تصمیم گرفت در کنار دوست خود بایستد، و با این کار، در کنار مردم ایران ایستاد. این تصمیمی بر پایه مصلحت سیاسی نبود؛ بلکه این تصمیمی بود که ریشه در اصول و باور داشت. رئیس‌جمهور نیکسون آنچه را که بسیاری دیگر نادیده گرفتند، درک می‌کرد: اینکه دوستی واقعی نباید بر اساس مصلحت باشد. او غریزی، نه نمایشی، می‌دانست که ایستادن در جبهه درست تاریخ به معنای انجام آن است، حتی اگر محبوب نباشد. امروز که به آن سال‌های دشوار می‌نگرم، در حالی که احساس محبت و قدردانی عمیقی نسبت به رؤسای جمهور سادات و نیکسون دارم، هیچ تلخی نسبت به دیگر رهبران جهانی که پدرم و کشورم را رها کردند ندارم. در واقع، اصلا به آن‌ها فکر نمی‌کنم. برای من، بزرگ‌ترین تایید، از جانب رهبران یا شخصیت‌های سیاسی نیست، بلکه از جانب ملت ایران است. امروز، در خیابان‌های ایران، مردم نام پدرم را فریاد می‌زنند. آن‌ها او را نه تنها به‌عنوان یک رهبر دوران گذشته، بلکه به‌عنوان نمادی از استقلال، پیشرفت، افتخار و خدمت به کشور به یاد می‌آورند. با وجود دهه‌هایی که گذشته، خاطره او در دل‌های ایرانیان زنده است. بزرگ‌ترین پیروزی او نه از اقدامات دولت‌ها، بلکه از صدای مردم عادی است که میراث او را گرامی می‌دارند. همانطور که گفتم، رئیس‌جمهور نیکسون اغلب به‌تنهایی ایستاده بود. بسیاری از کسانی که برای آزادی ایران می‌جنگیدند نیز به‌تنهایی و در برابر فشارهای رسانه‌ها و مؤسسات جهانی این کار را انجام دادند. حتی امروز هم آن فشارها ادامه دارد. اما امروز شرایط تغییر کرده است. زیرا آن مردم عادی که نام پدرم را گرامی می‌دارند، این کار را فقط از روی نوستالژی انجام نمی‌دهند؛ آنها، میلیونها نفر در سراسر ایران، فوق‌العاده‌ شجاع هستند. زیرا آن‌ها تنها به آینده‌ای بهتر که پدرم معتقد بود شایسته آن هستند، امید ندارند. آن‌ها برای آن آینده مبارزه می‌کنند. اغلب به من گفته می‌شد که در مبارزه‌ برای کشورم پیشرفت نخواهم کرد، زیرا نه دستگاه دولتی داشتم، نه بودجه کافی و نه ارتش. اما اکنون من چنین ارتشی دارم: هم‌میهنان فوق‌العاده‌ شجاعم. و به عنوان کسی که زمانی لباس نظامی کشورم را بر تن داشتم، اکنون بیش از هرکسی، افتخارم این است که کنار مردم ایران بایستم. و تا پیروزی در کنارشان خواهم ایستاد. بنابراین، امشب که این جایزه را می‌پذیرم، نه فقط برای خود، بلکه برای مردم ایران می‌پذیرم. این افتخار متعلق به آن‌هاست. آن‌ها معماران واقعی صلح هستند. دهه‌هاست که آنان زیر یوغ رژیمی ظالمانه متحمل رنج‌های غیرقابل تصور شده‌اند؛ رژیمی که تلاش کرده است امیدها و آرزوهای‌شان را نابود کند. اما با وجود همه این‌ها، آن‌ها همچنان برخاسته‌اند و همچنان برای تحقق تمدن بزرگ ما مبارزه می‌کنند. فداکاری‌های آن‌ها در عرصه جهانی اغلب نادیده گرفته شده است. اما امشب، از طریق این تقدیر، کتابخانه نیکسون به شجاعت و استقامت آنان نور می‌افکند. همان‌طور که رئیس‌جمهور نیکسون زمانی در کنار پدرم ایستاد، اکنون کتابخانه نیکسون در کنار مردم ایران ایستاده است، و نه راه آسان و محبوب، بلکه راه حقیقت و عدالت را برگزیده است. برای بیش از چهار دهه، مردم ایران برای ابتدایی‌ترین حقوق انسانی خود در مبارزه بوده‌اند. آنان با آزار، زندان، شکنجه و مرگ مواجه شده‌اند، تنها به خاطر آنکه جرات کردند آنچه را که باید برای همگان تضمین شود، مطالبه کنند: حق زندگی در صلح، حق آزادی بیان و حق انتخاب رهبران‌شان بدون ترس. از جنبش دانشجویی سال ۱۳۷۸ و حمله مرگبار رژیم به کوی دانشگاه تهران، تا اعتراضات ۱۳۸۸ که میلیون‌ها نفر به نام آزادی به خیابان‌ها آمدند، تا مبارزان آزادی آبان ۹۸، و تا جوانان شجاع امروز که با به خطر انداختن همه چیز، قوانین ستمگرانه رژیم را به چالش می‌کشند، این‌ها معماران واقعی صلح هستند. مبارزه آن‌ها برای قدرت یا تسخیر نیست؛ بلکه برای حق ساده اما عمیق زندگی با عزت است. با این حال، ما در یک نقطه خطرناک قرار داریم. بادهای جنگ در منطقه ما می‌وزد. اما باید روشن باشد که این جنگ مردم ایران نیست. این جنگ یک دیکتاتور، علی خامنه‌ای است که از تفرقه و درگیری سود می‌برد. مردم ایران به دنبال جنگ نیستند. آن‌ها خواهان صلح، امنیت و آینده‌ای آزاد از ظلم و ستم هستند. آن‌ها برای آن آینده مبارزه می‌کنند. تلاش آن‌ها تنها برای آزادی ایران نیست، بلکه برای رهایی خاورمیانه، اعراب و اسرائیلی‌ها از وحشت جمهوری اسلامی نیز است. همین هم‌میهنان عزیزم هستند که باعث شده‌اند من در این مبارزه بمانم. من برای خود چیزی نمی‌خواهم، تنها می‌خواهم به آن‌ها خدمت کنم. تا زمانی که زنده‌ام، مأموریت همیشگی‌ام را برای رهایی ایران از این رژیم سرکوبگر ادامه خواهم داد. هر کاری که از دستم برآید انجام خواهم داد تا آینده ایران بر پایه صلح، دموکراسی و عدالت بنا شود. ما در آستانه تغییر هستیم و من همچنان به وظیفه‌ام نسبت به کشور و مردمم پایبند خواهم ماند. با تمام توان تلاش خواهم کرد تا ایران، یک گذار آرام و امن به یک دموکراسی سکولار را تجربه کند که در آن همه شهروندان به‌طور برابر زندگی کنند و از هر نوع تبعیض در امان باشند. در این مأموریت، از رهبران بزرگ دوران جوانی‌ام الهام می‌گیرم—پدرم، رئیس‌جمهور سادات و رئیس‌جمهور نیکسون. این مردان می‌دانستند که صلح فقط به معنای نبود جنگ نیست، بلکه به معنای حضور عدالت، کرامت و آزادی است. آن‌ها معماران یک جهان بهتر بودند و من قصد دارم میراث آن‌ها را ادامه دهم. بینش رئیس‌جمهور نیکسون برای خاورمیانه‌ای صلح‌آمیز و امن همچنان به اندازه دوران ریاست‌جمهوری‌اش مرتبط و مهم است. جسارت او در پیگیری صلح، آمادگی‌اش برای به چالش کشیدن وضع موجود، و باور استوارش به آزادی همچنان برای من الهام‌بخش است. در این لحظه، این جایزه را می‌پذیرم، نه با امید، بلکه با باور به اینکه روزی نزدیک، مردم ایران بار دیگر جایگاه شایسته خود را در جهان به دست آورند: ایرانی آزاد، دموکراتیک و صلح‌جو. این همان آینده‌ای است که ما در پی آن هستیم. این آینده‌ای است که به آن دست خواهیم یافت. بار دیگر از شما برای این افتخار بزرگ سپاسگزارم. من این جایزه را به یاد تمام ایرانیانی که جان خود را در راه بازپس‌گیری ایران از دست داده‌اند، می‌پذیرم. همان‌طور که بر سنگ‌نوشته رئیس‌جمهور نیکسون آمده است: «بزرگ‌ترین افتخاری که تاریخ می‌تواند ارزانی دارد، عنوان مصلح است.» امشب شما یاد هم‌میهنان جاویدنامم را گرامی داشتید. متشکرم.

Reza Pahlavi

410,990 次观看 • 1 年前

🔴#فوری سربدار شدن و شهادت مجاهد خلق مهدی خانکی توسط قضاییه جلادان مجتبی خامنه‌ای سفاک بامداد چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۵ سوگند مجاهد خلق #مهدی_خانکی- تیر۱۴۰۴ با درود و سلام به شیر همیشه بیدار و مهر تابان ایران‌زمین و مجاهدان دلاور که عهد بستند که تا خشت آخر این حاکمیت پلید و سفیانی را ویران کنند. #مجاهدین_خلق بیشتر⬇️ من به‌عنوان یک کانون شورشی مجاهد خلق از خاک اسیر میهنمان ایران به بهانه محرم و بنا به سنت دیرینه مجاهدین خواستم بگم که برای آزادی، عدالت و رهایی ایران همانند خواهران و برادرانم سوگند یاد می‌کنم حاضر حاضر حاضر به امید دیدار شما عزیزان دوست داشتنی عهد نامه مجاهد خلق مهدی خانکی - شهریور۱۴۰۳ بنام خدا و به‌نام خلق قهرمان ایران ۴۵سال است که این دیار به جز رنج و عذاب چیز دیگری به خود ندیده است. شادی رخت بسته و عزا و ماتم جایش را گرفته. از روزی که خمینی دجال قدم شومش را در این میهن گذاشت جز ریختن خون مظلوم این سرزمین چیزی به خود ندید. از کشتار مردم کردستان تا دهه وحشتناک و سیاه ۶۰ تا امروز که رژیم در محاصره سلسله قیامهای مردم ایران قرار گرفته، کشتار و شکنجه و تجاوز چشم درآوردن و. کار این جماعت وحشی و خونخوار است. تو افسانه‌ها میخوندیم که ضحاک جوانان را می‌کشت یا فرعون نوزادان را می‌کشت تا موسی علیه‌السلام را از بین ببرد. حال امروز این داستانهای تاریخی و افسانه‌ای را در این رژیم اهریمنی می‌بینیم. خامنه‌ای حرامزاده برای حفظ حکومت شیطانیش به بهانه تار مویی، دختران این سرزمین را می‌کشد چرا که به‌خوبی می‌داند که به دست همین زنان و دختران نابود خواهد شد و ایران به دست این شیرزنان آزاد خواهد شد. هر چقدر دشمن بی‌شرافت و بزدل و پست فطرت است زنان ایرانی شجاع، محکم و استوار و پاکدامنند. ثانیه‌ای فکر کردن به ظلم های این رژیم پلید شیطانی موهای آدم رو به یکباره سفید می‌کند کمر صاف را به یکباره خم می‌کند و جوانی به یکباره پیر می‌شود. از شکنجه‌ها و تجاوز ها و اعدامها در دهه ۶۰ تا امروز از ظلمی که به زندانیان مقاوممان رفت. چه بسیار خواهرانم که در دهه ۶۰ با طفل بدنیا نیامده خود اعدام و تیرباران شدند. چه بسیار خواهرانم که جنین‌شان را در زیر شکجه‌های وحشیانه شیاطین از دست دادند. چه بسیار برادرانی که فرزندانشون در سنین کودکی بودند و به میدانهای اعدام و تیرباران و نبرد رفتند و امروز فرزندان دلیرشان راه آنها را محکم و استوار ادامه می‌دهند. چه بسیار کودکانی که مجبور شدند دور از پدر و مادرشان بزرگ شوند. خبر شهادت و از دست دادن پدر و مادرشان را در سنین کودکی و نوجوانیشون بشنوند. این ظلم‌ها قسمت کوچکی از آن چیزهایی است که من شنیده‌ام و خدا می‌داند چه میزان دیگری از آن را نمی‌دانم و چه میزان دیگریش اصلاً بازگو نشده است. خدا شاهد است که امروز امید و آرزویی جز این ندارم، که هر چه زودتر دیوارهای قزلحصار را از میان بردارم و برای همیشه تمام زندانهایی را که شاه ملعون ساخت و برای ولیعهدش، خمینی به ارث گذاشت نابود کنم تا دیگر هیچ انسانی در آن اسیر نباشد‌. و هر روزی که این کار دیرتر میشه شرمنده و اندوهگینم. ذره کمی از این ظلم ها، ذره‌یی از این ظلم‌ها هم وجدان هر انسانی را به درد می‌آورد و برایم کافی است که تصمیم بگیرم تا آخرین لحظه عمرم از مبارزه با دیکتاتوری کوتاه نیایم از این رو پیمان می‌بندم و سوگند و قسم می‌خورم به خون شهیدان و رنج اسیرانمان قسم می‌خورم به لحظه لحظه بغض و اشکی که کودکان در از دست دادن مادران و پدران شهیدشان ریختند که همیشه با صلابت و جنگنده در این مسیر مجاهد بمانم و مجاهد بمیرم و در رکاب برادر مسعود و خواهر مریم با تمام وجود بجنگم.

Simay Azadi

67,960 次观看 • 1 个月前

توئیت #مارک‌لوین رو ریتوئیت کنيد، پخش‌ حداکثری 🙏 دیشب توی برنامه‌ش در فاکس‌نیوز سخنرانی پرشور و درخشانی در انجام داد. بخش‌هایی از صحبت‌های این مرد باشرافت آمریکایی‌ها که یک‌ تنه پرچم دفاع از مردم ایران رو دست گرفته: «می‌خوام با شما درباره‌ی مردم صحبت کنم، مردم ایران. ۹۲ میلیون نفر که اکثریت قاطع اونها خواهان زندگی در آزادی هستند. می‌خوام از انسانیت بگم. از ارزش‌ها و باورهای یهودی مسیحی. شاید بعضی از شما امروز به کلیسا یا معبد رفته باشید، یا صرفاً دارای این باورهای اخلاقی باشید. شاید اون‌ها رو یاد گرفته‌ باشید یا به صورت شهودی درکشون می‌کنید. اینکه تفاوت درست و غلط و خیر و شر رو می‌دونید. پس می‌خوام درباره‌ی ده‌ها میلیون نفر در ایران صحبت کنم که ۴۷ ساله با اون‌ها مثل حیوون رفتار شده. کسانی که زندانی، شکنجه، مورد تجاوز واقع شده و ده‌ها هزار نفرشون به قتل رسیدن. کسانی که به اون‌ها گفته شده چه نوع موسیقی‌ رو می‌تونن یا نمی‌تونن گوش بدن. می‌خوام درباره‌ی زنان جوان بگم، دختران، خواهران و مادران در ایران که مجبور به پوشندن سر خود هستند و هیچ حقی ندارند، چه برسه به حقوق برابر و در معرض بدترین سوءرفتارها قرار می‌گیرن. می‌خوام از جوونا بگم. جوونای ایران که می‌خوان از جوونی‌شون لذت ببرند، چیزهای جدید و شاد رو تجربه کنند و یاد بگیرن، اما توسط پلیس مخفی رژیم شیعه‌سانان رافضی هزارپدر بازداشت می‌شن و بدون محاکمه عمدتاً در خفا اعدام می‌شن. می‌خوام درباره‌ی کسانی در کشور خودمون آمریکا صحبت کنم که خودشون رو لیبرال، فعال حقوق بشر یا مدافع آزادی‌های مدنی می‌نامند، اما کوچکترین اهمیتی به هیچ‌کدوم از اینها نمی‌دن. قرمساق‌هایی که اعتراض نمی‌کنند و نخواهند کرد، چون حزب دموکرات قرمدنگ یا جریان سیاسی که بهش تعلق دارند، مارکسیست‌ها و اسلام‌گرایان قحبه‌زاده، اونقدر از آمریکا و اسرائیل متنفرند که ترجیح می‌دن ده‌ها هزار ایرانی دیگه به شکلی وحشتناک بمیرند، اما شاهد اون نباشند که کشور ما این رژیم حرومزاده‌ی آدم‌کش رو شکست می‌ده. این جاکش‌ها در خیابون‌ها نیستند. راهپیمایی نمی‌کنند. رهبران مذهبی کجان؟ بعضی‌شون هستند، اما بقیه‌شون کجان قحبه‌ها؟ صداشون رو نمی‌شنوم. شما می‌شنوید؟ می‌خوام از سکوت گروه‌های موسوم به فمینیست بگم که چنان با چپ‌گرایان افراطی و رادیکال گره خوردن که حتی یک کلمه درباره‌ی آزار و تجاوز گسترده به زنان و دختران توسط رژیم هزارپدر شیعه‌سانان رافضی نگفتن‌. هیچی! می‌خوام درباره‌ی کسایی صحبت کنم که می‌گن تهدید هسته‌ای رژیم قحبه‌زادهی روافض قریب‌الوقوع نبود، می‌گن که این یک جنگ انتخابیه، می‌گن که این یک جنگ غیرقانونیه و کسشرایی از این دست. این قرمساق‌های دیوث ذره‌ای حتی به اندازه‌ی یک ارزن اهمیت نمی‌دن که نه تنها در حال کمک کردن و آرامش دادن به این دشمن هولناک هستند، بلکه این دشمن پدرقحبه رو تشویق می‌کنند تا قتل‌عام کنه، اعدام کنه، تجاوز کنه، شکنجه کنه و کارهایی رو انجام بده که رژیم‌های آدم‌کش انجام می‌دن. هیچ چیز، تکرار می‌کنم هیچ چیز شرافتمندانه یا برحقی در مورد هیچ‌کدوم از این گروه‌ها‌ی قحبه یا این افراد سراسر شرارت و تباهی وجود نداره. و در مورد آمریکایی‌هایی که یا ساکتن یا بدتر از اون، تظاهر می‌کنن که این نسل‌کشی در حال اتفاق افتادن نیست، و یا با وجود اینکه می‌دونن در حال وقوعه، با بی‌تفاوتی ازش می‌گذرن. ننگ بر قرمساق‌هایی که این‌طوری فکر می‌کنن. ننگ بر اون قرمدنگ‌هایی که اعتراض نمی‌کنند. ننگ بر جاکشایی که اقدام نمی‌کنند، مخصوصاً اونایی که در جایگاهی هستند که می‌تونن کاری انجام بدن و نمی‌دن. …مردم ایران‌ آزادی‌شون را می‌خوان و می‌خوان زندگی‌شون را پس بگیرن. رژیم آدم‌کش و تروریست هزارپدر روافض رو بگایید، مردم ایران رو آزاد کنید و به هر نوع تهدید توسعه هسته‌ای و آبگرمکن‌های بالستیک در آینده پایان بدید. آیا این اتفاق خوبی برای مردم شریف ایران، برای مردم آمریکا، برای مردم خاورمیانه و کل دنیا نیست؟ ممکنه هزاران دلیل برای کمک نکردن به این مردم و اقدام نکردن وجود داشته باشه و شک ندارم که این دلایل ردیف شده و ارائه شدن. اما یک دلیل وجود دارد که بر همه‌ی اینا برتری داره. دلیلی که از همه اون‌ها مهم‌تره: انسانیت. اراده‌ی بشریت. الان اون بهونه رو نداریم. با تکنولوژی مدرن ما می‌دونیم تو اون کشور چه می‌گذره. ما کشتار مردم عادی رو در اینترنت دیدیم‌ و نگاه کردن به اونا سخته. بیایید اون اشتباه رو تکرار نکنیم.» #JavidShah‌‌‌‌‌

آوای ایران

19,835 次观看 • 3 个月前

عزیزان عزیزان عزیزان، تا می‌تونید این توئیت عمو مارک‌لوین رو [توئیت زیر] ریتوئیت، لایک و منشن بذارید که تمام تایملاین‌های عالم رو فرا بگیره. نمی‌دونید عموی عزیزم «مارک‌لوین» که حتی لقب منصور حلاج زمانه هم حق مطلب رو در خصوص این ابرمرد ادا نمی‌کنه، دیشب توی برنامه‌ش در فاکس‌نیوز چه سخنرانی غرا، پرشور و درخشانی در انجام داده،باور نکردنی. بخش‌هایی از صحبت‌های این کاوه‌ی آهنگر آمریکایی‌ها که یک‌ تنه پرچم دفاع از مردم ایران رو دست گرفته: «می‌خوام با شما درباره‌ی مردم صحبت کنم، مردم ایران. ۹۲ میلیون نفر که اکثریت قاطع اونها خواهان زندگی در آزادی هستند. می‌خوام از انسانیت بگم. از ارزش‌ها و باورهای یهودی مسیحی. شاید بعضی از شما امروز به کلیسا یا معبد رفته باشید، یا صرفاً دارای این باورهای اخلاقی باشید. شاید اون‌ها رو یاد گرفته‌ باشید یا به صورت شهودی درکشون می‌کنید. اینکه تفاوت درست و غلط و خیر و شر رو می‌دونید. پس می‌خوام درباره‌ی ده‌ها میلیون نفر در ایران صحبت کنم که ۴۷ ساله با اون‌ها مثل حیوون رفتار شده. کسانی که زندانی، شکنجه، مورد تجاوز واقع شده و ده‌ها هزار نفرشون به قتل رسیدن. کسانی که به اون‌ها گفته شده چه نوع موسیقی‌ رو می‌تونن یا نمی‌تونن گوش بدن. می‌خوام درباره‌ی زنان جوان بگم، دختران، خواهران و مادران در ایران که مجبور به پوشندن سر خود هستند و هیچ حقی ندارند، چه برسه به حقوق برابر و در معرض بدترین سوءرفتارها قرار می‌گیرن. می‌خوام از جوونا بگم. جوونای ایران که می‌خوان از جوونی‌شون لذت ببرند، چیزهای جدید و شاد رو تجربه کنند و یاد بگیرن، اما توسط پلیس مخفی رژیم شیعه‌سانان رافضی هزارپدر بازداشت می‌شن و بدون محاکمه عمدتاً در خفا اعدام می‌شن. می‌خوام درباره‌ی کسانی در کشور خودمون آمریکا صحبت کنم که خودشون رو لیبرال، فعال حقوق بشر یا مدافع آزادی‌های مدنی می‌نامند، اما کوچکترین اهمیتی به هیچ‌کدوم از اینها نمی‌دن. قرمساق‌هایی که اعتراض نمی‌کنند و نخواهند کرد، چون حزب دموکرات قرمدنگ یا جریان سیاسی که بهش تعلق دارند، مارکسیست‌ها و اسلام‌گرایان قحبه‌زاده، اونقدر از آمریکا و اسرائیل متنفرند که ترجیح می‌دن ده‌ها هزار ایرانی دیگه به شکلی وحشتناک بمیرند، اما شاهد اون نباشند که کشور ما این رژیم حرومزاده‌ی آدم‌کش رو شکست می‌ده. این جاکش‌ها در خیابون‌ها نیستند. راهپیمایی نمی‌کنند. رهبران مذهبی کجان؟ بعضی‌شون هستند، اما بقیه‌شون کجان قحبه‌ها؟ صداشون رو نمی‌شنوم. شما می‌شنوید؟ می‌خوام از سکوت گروه‌های موسوم به فمینیست بگم که چنان با چپ‌گرایان افراطی و رادیکال گره خوردن که حتی یک کلمه درباره‌ی آزار و تجاوز گسترده به زنان و دختران توسط رژیم هزارپدر شیعه‌سانان رافضی نگفتن‌. هیچی! می‌خوام درباره‌ی کسایی صحبت کنم که می‌گن تهدید هسته‌ای رژیم قحبه‌زادهی روافض قریب‌الوقوع نبود، می‌گن که این یک جنگ انتخابیه، می‌گن که این یک جنگ غیرقانونیه و کسشرایی از این دست. این قرمساق‌های دیوث ذره‌ای حتی به اندازه‌ی یک ارزن اهمیت نمی‌دن که نه تنها در حال کمک کردن و آرامش دادن به این دشمن هولناک هستند، بلکه این دشمن پدرقحبه رو تشویق می‌کنند تا قتل‌عام کنه، اعدام کنه، تجاوز کنه، شکنجه کنه و کارهایی رو انجام بده که رژیم‌های آدم‌کش انجام می‌دن. هیچ چیز، تکرار می‌کنم هیچ چیز شرافتمندانه یا برحقی در مورد هیچ‌کدوم از این گروه‌ها‌ی قحبه یا این افراد سراسر شرارت و تباهی وجود نداره. و در مورد آمریکایی‌هایی که یا ساکتن یا بدتر از اون، تظاهر می‌کنن که این نسل‌کشی در حال اتفاق افتادن نیست، و یا با وجود اینکه می‌دونن در حال وقوعه، با بی‌تفاوتی ازش می‌گذرن. ننگ بر قرمساق‌هایی که این‌طوری فکر می‌کنن. ننگ بر اون قرمدنگ‌هایی که اعتراض نمی‌کنند. ننگ بر جاکشایی که اقدام نمی‌کنند، مخصوصاً اونایی که در جایگاهی هستند که می‌تونن کاری انجام بدن و نمی‌دن. …مردم ایران‌ آزادی‌شون را می‌خوان و می‌خوان زندگی‌شون را پس بگیرن. رژیم آدم‌کش و تروریست هزارپدر روافض رو بگایید، مردم ایران رو آزاد کنید و به هر نوع تهدید توسعه هسته‌ای و آبگرمکن‌های بالستیک در آینده پایان بدید. آیا این اتفاق خوبی برای مردم شریف ایران، برای مردم آمریکا، برای مردم خاورمیانه و کل دنیا نیست؟ ممکنه هزاران دلیل برای کمک نکردن به این مردم و اقدام نکردن وجود داشته باشه و شک ندارم که این دلایل ردیف شده و ارائه شدن. اما یک دلیل وجود دارد که بر همه‌ی اینا برتری داره. دلیلی که از همه اون‌ها مهم‌تره: انسانیت. اراده‌ی بشریت. الان اون بهونه رو نداریم. با تکنولوژی مدرن ما می‌دونیم تو اون کشور چه می‌گذره. ما کشتار مردم عادی رو در اینترنت دیدیم‌ و نگاه کردن به اونا سخته. بیایید اون اشتباه رو تکرار نکنیم.»

Siavash

148,441 次观看 • 3 个月前

دقیقا سال گذشته جناب عبدالباری عمر که در آن زمان به سمت ریس دوا و غذا افغانستان ایفاء وظیفه میکرد تی یک سفر رسمی به کشور هلند دعوت شده بود بالای من دین بود تا منحیث یک مسلمان و برادر افغان به دیدار شان از بلجیم به هلند بروم البته قبل از این دیدار هیچ‌ نوع تماس با ایشان نداشتم و هیچ کدام مصاحبه با ایشان صورت نگرفته بود در پرانتز باید یاد آور شوم که در دوران جمهوریت اداره کابل با باداران شان تبلیغات میلیارد دالری برای بدنام ساختن این فرزندان راستین وطن ما انجام داده بودند و مانند من میلیونها افغان دشمن سرسخت این قهرمانان شده بودند اما بعد از این که افغانستان بواسطه اینها فتح شد و ما بعد از سپری شدن هر روز متوجه می شدیم که اینها کسانی نبودند که ما در اذهان خود ترسیم کرده بودیم بلکه اینها جوانان وطن ما هستندکه تمام عمر خود را در راستای آزاد ساختن وطن ما وقف کرده بودند که ما افغاها باید مدیون فداکاری اینها باشیم چنانچه که گفتم من هم برای ادای وظیفه وجدانی و ایمانی و فرهنگ مهمان نوازی افغانی به دیدار شان در کشور هلند رفتم چون من هم مانند سایر افغانها از آزاد شدن وطنم به واسطه اینها خوشحال بودم بعد از سپری نمودن ۱۷ سال در اروپا فکر میکردم در اروپا به لباس ، فرهنگ و عقاید یک انسان احترام قایل میباشد و هر انسان حق دارد نظریات خود را بدون ترس بیان کند چون قانون به باشنده گان اروپا این حق را میدهد ، بلی ، احترام قایل هستند اگر بر ضد وطن ات و برادرانت صدا بلند کنی چنانکه قبلا من اینکار را میکردم ، اما زمانیکه نظریات من مانند سایر افغانها و انسانهای دنیا در مقابل مجاهدین / طالبان تغیر کرد وضعیت دگر گون شد و خبری از آزادی بیان و بیان حقایق وجود نداشت ، این دیدار من با جناب عبدالباری عمر باعث شد که مورد بازپرس قرار گیرم و جناب عبدالباری عمر را یک چهره خشن خواندند ، من که در پرونده خود حتی یک جریمه ملی بس یا ترین ندارم دعوا و‌جنجال را بگذاریم به کنار حکومت بلجیم نشنالیتی مرا سلب کرد ، ما افغانها به قوانین کشور هایکه زنده گی میکنیم احترام قایل هستیم مگر تناقض که در قوانین خود اروپا وجود دارد را باید اصلاح کنند نه این که ما را توبیخ نمایند ! سوال من از اروپا اللخصوص کشور شاهی بلجیم این است که اگر شما حکومت فعلی افغانستان را تروریست میخوانید پس برای چه ویزا صادر میکنید؟ چرا نماینده سازمان ملل با حکومت فعلی و‌مردمی افغانستان دیدار میکند ؟ چرا امریکا در کل ناتو با این حکومت فعلی و مردمی افغانستان معاعده امضاء میکند ؟ تقریبا یک سال میشود که مرا ممنوع الخروج کردند و هر روز که میگذرد با روان من بازی صورت میگیرد تا من نظریات خود را تغیر بدهم، این نظریات من است چیزیکه فکر میکنم این بیان میکنم و اگر کدام‌کشور میخواهد چیزی دیگر باشم که اینها میخواهند این امکان پزیر نیست! بهتر است مرا از بین ببرید و یا مرا اجازه بدهید تا به کشور خود برگردم چون الحمدالله به کشور من صلح آمده ، میدانم در افغانستان جان من از طرف گروهای مختلف در تهدید است اما مرگ در وطن را ترجیح میدهم از این بلاتکلیفی! من یک شخص آزاد هستم و تا زنده هستم نظریات خود را بیان خواهم کرد ، حق را بیان میکنم و من به حیث سفیر صلح مردم افغانستان نتنها در وطنم بلکه در سرتا سر جهان صلح میخواهم برقرار باشد ، منحیث یک مسلمان به الله ج پناه میبرم چون هیچ پرسانگر دیگر بر ما مردم افغانستان وجود ندارد و‌هیچ کسی نیست که صدای ما ملت رنج دیده را بشنود و اگر الله ج صدای ما را شنید پس به هیچ کسی دیگری نیازی نیست فقط از الله ج کمک میخواهم نه از کدام وزیری یا وکیلی و استدعا میکنم ظلم ظالمین در سرتاسر جهان ختم گردد و آرزو میکنم دنیا جایی شود که هر انسان بتواند بدون ترس نظریات خود را بیان نماید! مردم افغانستان در طول تاریخ مظلوم واقع شده اند و هر بار بالای ما از طرف اشغالگرها ظلم صورت گرفته و‌بجز الله ج هیچ کسی از ما پرسان نکرده است من از کشور شاهی بلجیم صمیمانه خواهش میکنم که اگر نشنالیتی که برای من داده بودید حق تان است پس گرفتید من هیچ کدام مشکل با شما ندارم و نداشتم اما خواهش میکنم از کشور هایکه برای جناب عبدالباری عمر ویزا صادر کرده بودند نیز پرسان شود اما به من اجازه بدهید تا به کشور اصلی خود عودت کنم برگردم ، ما مرد هستیم آن هم مرد مسلمان و افغان و الحمدالله توانایی بلندی و پستی را در زنده گی داریم اما والدین و خانواده هر روز از تشویش ما خون گریه میکنند ، در آخر من منحیث سفیر صلح مردم افغانستان خاطر نشان میکنم که از صلح که در وطن ما آمده هر افغان خوشحال هستیم و آرزو میکنیم مانند کشور ما در تمام نقاط دنیا صلح برقرار باشد و من الله توفیق جمیل قادری سفیر صلح مردم افغانستان

Jamil Qadery جمیل قادری

53,132 次观看 • 1 年前