Video yükleniyor...

Video Yüklenemedi

Ana Sayfaya Dön

محمد یعقوب مجاهد، سرپرست وزارت دفاع ملی می‌گوید امارت اسلامی در مواردی که خلاف منافع ملی نباشد، آماده تعامل با تمام کشورها است. وی می افزاید که به مشکلات مردم طوری رسیدگی شود که «نه سیخ بسوزد نه کباب.» مجاهد می‌گوید: «خدا ناکرده این طور نشود که با حل...

23,223 görüntüleme • 1 yıl önce •via X (Twitter)

8 Yorum

Amin Miran 🇦🇫 profil fotoğrafı
Amin Miran 🇦🇫1 yıl önce

بلی، اما محروم کردن دختران و زنان از تحصیل و کار خلاف منافع ملی افغانستان است !

WE News English profil fotoğrafı
WE News English1 yıl önce

🇦🇫 ISKP Gaining Ground in Afghanistan ▶️ Watch Now: WE News English Program: Perspectives 🗣️ Host: Syed Muhammad Ali 🎙️ Guest: Marvin Weinbaum, Middle East Institute, Washington, D.C., USA @SyedAli78304182 @mgweinbaum #HaqqaniNetwork | #Afghanistan | #Taliban | #KhalilurRahmanHaqqani | #Security

فیروزخان profil fotoğrafı
فیروزخان1 yıl önce

طالب باید نابود شود و قدرت به مردم عام سپرده شود. هیچ کس بصورت دایمی امتیاز گیر جهاد و مقاومت نباشد بلکه هرفرد آزادی کشور را وجیبه خود بدانند. این انقلاب باید به انقلاب فکری در راستای پیشرفت و ترقی کشور باشد . هیچ رهبری و اولادهایش بالای مردم حاکم دایمی نماند. بخش از فرمایشات….

فاروق profil fotoğrafı
فاروق1 yıl önce

تعلیم و تربیه خلاف منافع پاکستان است

Dr٫ Umary profil fotoğrafı
Dr٫ Umary1 yıl önce

هبت لری کی دا سړی نه د اسلام په خیر دی نه ده افغانستان درغو چی دا ناست یو هیواد مو هم په رسمیت نه پژنی

H L profil fotoğrafı
H L1 yıl önce

نخیر وزیر بعد از ۴ سال هم میگویید وقت کار است، سیخ ( رهبران) خو نمیسوزد بر عکس در عیش و نوش هستند مگر مردم را کباب کردید اگر یک حکومت مشکل مردم را در ۶ ماه یا نهایت یک سال حل نتواند آن حکومت ناکاره است چی رسد به ۴ سال

Jabarkhail Haider profil fotoğrafı
Jabarkhail Haider1 yıl önce

ښاااا…د دوي ټول خرګري ومنه کنه نووور مشکلات زیږي. تعلیم مه غواړه ځوان نسل ته کار مه ورکوه په پوست خر ملا ومنډه ږیره ځما واک یی د ملا ورسره ومنه توهین او تحقیر یی واوره دنیا سره دوښمنی یی ومنه هر سپی عرب لپاره دنیا سره په جنګ شه لعنت دې پر تاسو مردارو شي

Gringo Kabuli profil fotoğrafı
Gringo Kabuli1 yıl önce

حرامزاده ها غل خشتک کشاله نه به ملت باور دارند و نه به خدا و نه به قرآن. هزاران نفر جوان این سرزمین را به کشتن دادند به خاطر قدرت قبیله قوم خاص خود شان.هر بی‌دینی می‌کنند زیر نام دین و در دروغ و فریب دست شیطان را از پشت بسته اند این متعصبین دین فروشان قاتل ملت

Benzer Videolar

پسا پنج روز جنگ؛ فرمانده لوای اول پیاده طالبان به ملا جمعه: عاقلانه تصمیم بگیر در غیر آن هزاران تن کشته خواهد شد عبدالرحمان خادم فرمانده لوای اول پیاده طالبان در بدخشان، دکه از سوی وزارت دفاع این گروه که به جنگ با ملا جمعه خان فاتح به نسی اعزام شده، در یک نقطه مرتفع از کوه‌های مشرف بر مواضع جمعه خان فاتح خطاب به او می‌گوید که تصمیم عاقلانه بگیرد و کوشش کند که جنگ صورت نگیرد، زیرا به گفته وی هزاران تن کشته خواهد شد. این فرمانده طالبان که خود نیز از فرماندهان تاجیک‌تبار بدخشانی طالبان است، خطاب به جمعه خان فاتح می‌گوید: «درست است که مشکلات داری، خفه هستی، خسته هستی، ولی بازهم بسیار دقیق باش که مشکلات از این بیشتر خلق نشود. امیدوارم که تفنگ ما در برابر همدیگر فیر نشود. درست است که یک مقدار خون ریخته شده است.» فرمانده لوای پیاده طالبان در بدخشان، در ادامه خطاب به جمعه خان فاتح می‌گوید: «از تو خواهش ما این است که از غرورت برگرد. وقتی تفنگ‌ها در برابر هم قرار گرفت، باز خاموش کردن شعله جنگ مشکل است.» او بار دیگر بر حل مشکل از راه مسالمت‌آمیز تاکید می‌کند و می‌گوید که بزرگان طالبان بر حل مسالمت‌آمیز وضعیت تاکید دارند. این اظهارات در حالی صورت می‌گیرد که در پنج روز گذشته طالبان از آسمان و زمین تلاش کردند نسی را از کنترول ملا جمعه خارج کنند، اما موفق نشدند. #آماج_نیوز

Aamaj News

32,163 görüntüleme • 1 ay önce

"راهِ سوم" راهِ مریم و مجاهدین، جمع‌بندی و فشرده‌ایی از این تجربه‌هاست، اما نه در قالب هشدار، که در قالب سیاست. سیاستی که می‌داند بعد از سقوط دیر است. در این منطق، قدرت چیزی نیست که پس از فروپاشی رژیم به‌دست آید، قدرت باید از پیش ساخته شود، سازمان یابد و مشروعیت اجتماعی پیدا کند. از این زاویه، راه سوم بر سازمان‌یافتگی پیشینی تأکید دارد، ساختن شبکه‌ی سیاسی، اجتماعی و اجرایی پیش از لحظه‌ی بحران. این سازمان‌یافتگی نه تزئینی است و نه صرفاً نمادین، عصاره ای از تجربه است، هدف آن تصاحب خلأ قدرت پیش از آن است که این خلأ به میلیشیای علی خامنه‌ای، مداخله‌ی خارجی یا به برزخی دائمی سپرده شود. در قلب راه سوم، یک تمایز بنیادین هم وجود دارد، تمایز میان استقلال و انزوا. استقلال، به‌معنای قطع رابطه با جهان نیست، به‌معنای قطع وابستگی سیاسی و امنیتی به پروژه‌های خارجی است. تجربه‌ی خاورمیانه نشان داده که مداخله‌ی خارجی، حتی وقتی با زبان حمایت از دموکراسی وارد می‌شود، در نهایت به مهندسی نتیجه می‌انجامد. راه سومِ رجوی نه جنگ نیابتی را می‌پذیرد و نه نجات خارجی را، زیرا هر دو دولت آینده را پیشاپیش تضعیف می‌کنند. استقلال در منطقِ رجوی و شورای ملی مقاومت، شرط امکان دولت ملی است، نه شعار ضدغربی یا ضد منطقه‌ای. عنصر تعیین‌کننده‌ی دیگر در این راه، مشروع‌دانستن حق کانون‌های شورشی بر مقاومت است، نه همچون خشونتی کور، که چون پاسخی سازمان‌یافته به سرکوب ساختاری. تجربه‌ی منطقه نشان داده که جنبش‌هایی که حق دفاع از خود را انکار کردند، یا حذف شدند یا به ابزار دیگران تبدیل شدند. راهِ رجوی، مقاومت را نه در برابر مردم، که در برابر ماشین سرکوب تعریف می‌کند، مقاومتی که هدفش نه بی‌ثباتی دائمی، که گشودن مسیر دولت‌سازی است. در این معنا مقاومت و دولت در تقابل با هم نیستند، که مقاومت، پیش‌شرط دولت می‌شود. راهِ مجاهدین همچنین مسئله‌ی دولت آینده را به رأیِ معلق و وعده‌ی نامعلوم حواله نمی‌دهد. شکل دولت، نسبت آن با جمهوریت، تفکیک قوا، جایگاه حقوق شهروندی و سازوکار انتقال قدرت، از پیش در افق این سیاست تعریف می‌شود. این پیش‌تعریف، نه تحمیل اراده، که جلوگیری از هرج‌ومرج است. تجربه‌ی منطقه نشان داده که مبهم‌گذاشتن دولت آینده، به‌نام انتخاب مردم، اغلب به بازتولید اقتدارگرایی یا فروپاشی انجامیده است. راهِ شورای ملی مقاومت، با روشن‌کردن افق، امکان انتخاب واقعی را حفظ می‌کند. دقیقاً به همین دلایل است که این راه هم‌زمان برای جمهوری اسلامی، دولت‌های اقتدارگرای عرب و بخش‌هایی از نظم غربی مسئله‌ساز است. این سیاست نه قابل خریدن است، نه قابل مهندسی و نه قابل تعلیق. راهِ رجویها و مجاهدین، فروپاشی بدون جایگزین را نمی‌پذیرد و گذار بدون قدرت را رد می‌کند. این راه، سیاست را از سطح روایت، هیجان و تصویر، دوباره به سطح تصمیم، سازمان و دولت بازمی‌گرداند. در نهایت راه شورای ملی مقاومت و در راس آنها مریم رجوی، نه وعده‌ی آسان می‌دهد و نه پیروزی فوری. آن‌چه عرضه می‌کند، امکان است، امکان خروج از چرخه‌ی شکست‌های منطقه‌ای. امکانی که اگر در ایران محقق شود، نه‌فقط یک رژیم، که یک منطق ژئوپولیتیک را فرو خواهد ریخت. در همین منطق است که راهِ مریم رجوی، خطرناک تلقی می‌شود، نه برای مردم ایران، که برای تمام نظم‌هایی که به تعلیق، مهار و ناتوانیِ دائمی سیاست مردمی خو گرفته‌اند. در این‌بزنگاهِ تاریخی دیگر جای سوء‌تفاهمی باقی نمی‌ماند. مسئله‌ی ایران نه صرفاً سقوط یک رژیم، که نبرد بر سر امکانِ تولد یک دولت است. هر نظمی، هر چهره‌ای و هر روایتی که فروپاشی را بدون قدرت، اعتراض را بدون سازمان و آینده را بدون تصمیم بازتولید کند، آگاهانه یا ناآگاهانه، در پروژه‌ی عقیم‌سازی سیاست شریک است. در این میدان، بی‌طرفی، خود یک موضع سیاسی است، یا سیاست به سطح تصمیم، سازمان و دولت بازمی‌گردد، یا ایران بار دیگر به میدان مصرف دیگران تبدیل می‌شود. راه سومی هم وجود دارد، اما فقط برای آن‌ها که حاضرند هزینه‌‌اش را بپردازند. #راهِ_سوم #عادل_عبیات #با_می‌توان_و_باید #مریم_رجوی #در_جستجویِ_هم‌قدی_که_نیست #ایران_در_برزخ #کانون_شورشی #هندسه‌ی_قدرت

Adel Abiyat

16,270 görüntüleme • 8 ay önce

شاه‌محمود میاخیل، سرپرست و معاون پیشین وزارت دفاع افغانستان بود. می‌گوید جنگ طالبان با پاکستان «به نمایندگی از مردم افغانستان» است و «پیروزی» طالبان در برابر پاکستان، «پیروزی مردم افغانستان» محسوب می‌شود. به بیان دیگر، او دست‌کم در جنگ با پاکستان، طالبان را «نماینده» مردم و «حاکمیت ملی» افغانستان می‌داند؛ همان گروهی که با زور اسلحه، حکومت و وزارت دفاع را از آقای میاخیل و همکارانش گرفت. در مقابل، عمر صدر معتقد است طالبان «هرگز نماینده مردم افغانستان نیستند» و جنگ آنان با پاکستان نیز به نمایندگی از مردم افغانستان صورت نمی‌گیرد. این شاید صرفاً یک اختلاف نظر ساده نباشد و البته موردی استثنایی هم نیست. این تفاوت دیدگاه، شکافی عمیق در جامعه افغانستان را بازتاب می‌دهد؛ شکافی که به باور بسیاری، ریشه در نگاه‌های قومی، «منافع قومی» و برداشت‌های متفاوت از «ارزش‌های ملی» دارد. در بسیاری از موارد، موضع‌گیری نسبت به پاکستان، سرنوشت طالبان و آینده افغانستان، تحت تأثیر خطوط و ملاحظات قومی قرار گرفته است. پس از حملات پاکستان، شماری از جنرال‌ها و چهره‌های نسبتاً شناخته‌شده حکومت پیشین آشکارا در کنار طالبان ایستادند و از آنان حمایت کردند، در حالی که گروهی دیگر تأکید کردند این جنگ، جنگ مردم افغانستان نیست. در این موضع‌گیری‌ها، خطوط و منافع قومی، به‌گونه‌ای برجسته خود را نشان می‌دهد؛ واقعیتی که به دشواری می‌توان آن را انکار کرد. پرسش این است: آیا منافع و ملاحظات قومی، ارزش‌های مشترک ملی را تحت‌الشعاع قرار داده است؟

Aref Yaqubi

17,778 görüntüleme • 3 ay önce