Загрузка видео...

Не удалось загрузить видео

На главную

مراسم زنجیر زنی در غزنی! اینگونه مراسم چه ربطی به عزاداری،محرم وعاشورا دارد گویا اینکه یکتعداد افراد ازروی ناچاری عقل خودرا ازدست داده باشند،هزاره هاوشيعيان درغزنی بدترین وضعیت رادارند کوچی ها بازور طالبان همه روزه درسروصورت اینها می زنند و اینها هم خود ،خود را مجازات می‌کنند .

15,854 просмотров • 1 год назад •via X (Twitter)

Комментарии: 10

Фото профиля خبردار
خبردار1 год назад

اینا حتی غیرت نداشتن یه میخ زیر موتور طالبان بیندازند

Фото профиля Mankhodammam
Mankhodammam1 год назад

جهل و غرور را به هم پیوند است نادان به گمان خویش دانشمند است

Фото профиля Furfar
Furfar1 год назад

جهالت مرز نداره اگر خیلی حسینی هستند به جای این کار بروند با ظلم طالبان مبارزه کنند

Фото профиля Khalid Zahid
Khalid Zahid1 год назад

خواهران شان اجازه مکتب رفتن ندارند اینها خود را شلاق می زنند

Фото профиля علی جانگِلم
علی جانگِلم1 год назад

کار خوبی میکنن شجاعت دارن ادم شجاع یکبار میمیره بزدل هرروز،چرسیا خوب میترسیدازطالب

Фото профиля مصطفی محمدی
مصطفی محمدی1 год назад

یک متل در لسان دري است که می گوید احمق در جهان باشد مفلس در نمی ماند این همه جهالت و نادانی و بی خبری از دین اسلام اصلی چون برای این دین اسلام را غلط بیان کردن این نوع عمال در دین اسلام وجود ندارد بلکه خرافات است دین اسلام را بدنام کردن در قرآن 21 این نوي جهالت و خرافات

Фото профиля freedom-now
freedom-now1 год назад

#اخراج_افغانی_مطالبه_ملی #DeportAfghans

Фото профиля 🖋️مِـــصباحMisbah🏔️
🖋️مِـــصباحMisbah🏔️1 год назад

اگر طالبان برایشان توسیعه کند که این کارها را نکنید فغان تان فلک را در بر می گیرد پس بزنید خوده تا نفس تان در آید 😒

Фото профиля 🌲 jahan 🌲
🌲 jahan 🌲1 год назад

نظر شخصی ام در مخالفت با تیغ زنی است ولیکن این حرکت، شاید این پیام را بدهد که ما هستیم و باکی نیست.

Фото профиля افشاگرقرن بیست یک
افشاگرقرن بیست یک1 год назад

این کار هفت پشت گذشته تو است چرا آر میکنی سی سال پیش خود ام ایکار را میکردی مذهب شیعه باطل است یا بیا مسلمان شو یا برو نصارا شو در غیر آن مثل هزاره بودنت بی همه چیز میمانی

Похожие видео

این تصاویر را یکی از مخاطبان بی‌بی‌سی از مراسم عزاداری هیات «شاه‌حسین‌گویان جوادیه» در جنوب تهران در شب هفتم محرم ارسال کرده است. در این ویدیوها شنیده می‌شود که مداح این مراسم با تاکید بر «غیر حکومتی» بودن این هیات و اینکه به هیچ نهاد و یا ارگانی وابسته نیستند، از جوانانی که در خیابان کشته و اجازه برگزاری مراسم عزاداری به خانواده‌های آنها داده نشد و مادران داغدارشان یاد می‌کند. نوحه‌خوان این مراسم در قسمتی از عزاداری خطاب به جمعیت می‌گوید: «اگر کسی بی‌حجاب آمده به ما ربطی ندارد.» جوادیه تهران در جریان اعتراضات ۱۴۰۱ ایران یکی از کانون‌های تجمع و درگیری نیروهای امنیتی با شهروندان معترض بود. شماری از خانواده‌های دادخواه با فرارسیدن روزهای عزاداری محرم، در شبکه های اجتماعی اعلام کردند که در این ایام لباس سفید می‌پوشند، چرا که خود را عزادار فرزندان «شهید» خود می‌دانند و ظلمی که از سوی جمهوری اسلامی در حین اعتراضات و پس از آن با خانواده‌های کشته‌شدگان شده را با روایت‌های مذهبی درباره حسین ابن علی، امام سوم شیعیان در واقعه کربلا مقایسه می‌کنند.

BBC NEWS فارسی

100,700 просмотров • 3 лет назад

خانم محبوبه سراج در یک دنیای عجیب و غریب بسر میبرد! او می‌گوید مسئله اپارتاید جنسیتی توسط طالبان درست است، اما او آن را نمی‌پذیرد. استدلال شان اينست که باز UN برای انجیو ها پول نمیفرستد. او در میان برنامه، بعد از درگیری لفظی با آقای ناجی، برنامه را ترک می‌کند. این انجیو سالار ها، بخاطر پولی که از تجارت بالای نام زن افغانستان بدست میاورند، همه وجدان هایشان را فروخته اند. برای اینها وضعیت زنان افغانستان، اینکه در گودال بدختی، بخاطر زنده ماندن دست و پا میزنند، اصلا مهم نیست. اینها با پاسپورت‌های اروپایی و آمریکایی در جیب‌های خود، می‌آیند و دو روز را در افغانستان می‌گذرانند، بطور زنده در برنامه‌های رسانه‌ای خارجی صحبت می‌کنند تا بودجه چند ماه آینده خود را تأمین کنند و آن را به کشورهای خود برگردانند تا خود را فربه تر کنند. خیر شان که نمی‌رسد، اما شَر شان برای زنان افغانستان، کم از شَر طالب نیست.

Natiq Malikzada

45,346 просмотров • 3 лет назад

یک تیر دو فاخته 👇 از فراری ها بگویم یا از تسلیمی ها؟ همی کسانی که فرار کردند، همه خائن اند و از اول هم همه میدانستیم که در ۲۰ سال هیچ خدمت به وطن و مردم خود نکردند و امیدی هم‌نبود و نداشتیم. اکنون که آنها (خائنان) فرار کردند و رفتند، هروز یک عکس و صدای شان را سوژه ی روز میسازن که نمیدانم چه فایده دارد؟ درحالیگه همه شناخته و می شناسیم شان و این را هم میدانیم که آزموده را آزمون خطاست. و این فراری های خائن هم میدانند که ما مردم چقدر ساده و هنوز هم چشم براه هستیم که میایند و هر روز قهرمان سازی دارند و سوژه های ساده لوحانه را آب و تاب میدهند و فضای شبکه های اجتماعی را بخود جلب میکنند. و یک تعداد دگر که در داخل کشور تسلیم طالب شده و در گذشته هم تسلیم همان فراری ها بودند، علیه هم زبانان و هم قوم های خودشان به طالب جاسوسی میکنند و برای پنهان کاری منافقت خود، هر روز علیه بادارهای فراری خود مینویسند و میخواهند توجه دگران را مصروف حاشیه بسازند و گمان کرده اند که همه مانند خودشان احمق و نادان اند. درحالی که اگر امکاناتش باشه اینها (تسلیمی ها) اصلن در وطن نمیمانند. حالا که نتوانستند فرار کنند تمام روز از بودن در وطن خوده قهرمان میسازند. و در وطن هم که هستند جز جاسوسی و ستیزه با مقاومت و مردم تاجیک کاری نکرده اند.

Sü Sän 

10,147 просмотров • 2 лет назад

این صحبت های تقی زاده رسما فرمان گذار از پهلوی سوم است! این تیکه کلیپ البته در رسانه های وابسته به جمهوری اسلامی با شادی و خوشحالی پخش می شود ولی رفتم و کاملش را دیدم رسما با طعنه به رضا شاه دوم پهلوی گفت خارج نشینند و باید خانه نشین هم بشوند در شبکه های اجتماعی هم عده ای شاهشان گویا پهلوی نیست چون کلامی حرف ایشان برایشان اهمیتی ندارد شاهشان گویا تقی زاده شده دیگر بس است! صدها جوان دختر و پسر پادشاهی خواه به همایش همکاری ملی دعوت شدند ایشان با توهین به همه اینها مدام می گویند آن همایش هیچ پادشاهی خواهی درش نبود چرا؟ چون خود دعوت نشدند؟ از کی تا حالا آزمایش خون غلظت شاه پرستی گرفتن از افراد مد شده ما خبر نداریم؟ شما خون برتر دارید؟ اصلا با شما کسی می تواند کار کند؟ اگر آری چرا تا کنون در تمام این سالها یک تشکیلات حداقلی یا یک حزب به اصطلاح پادشاهی خواه مثلا استخوان دار ایجاد نکردید؟ به روش عن فکران پنجاه و هفتی می گفتیم در برج عاج می نشینند و به بقیه به دیده تحقیر نگاه می کنند ایشان چه فرقی با آنها دارند؟ سالیان سال است حتی یک حزب استخوان دار پادشاهی خواه ایجاد نکردند و فقط مثل پیرزن های فیلم فارسی که در کوچه می نشستند و غیبت می کردند به عالم و آدم گفتند این بده اون بده و همواره واکنشگر بودند نه کنشگر به شما هموطنان پادشاهی خواه هم رک می گویم دو راه پیش روی شماست: یک ) مسیر سعید سکویی لمپن که بروید برایش که گویا شاهتان است تاجگذاری کنید تا پس از اسنیف همیشگی کوکائینش و وراجی بیست ساعته در کلاب هاوس به ارضای کامل هم برسد دو) مسیر پهلوی ضمنا آقای تقی زاده مدام می گویند عده ای فردوستند می دانید فردوست در تمام سالهای 20 و 25 و 32 و 42 و کلا در همه بحران ها خود را حامی شاه نشان داد و یعنی اتفاقا گذشته ای ضد پادشاهی و حاوی لکه های سیاه در این زمینه نداشت و همواره از همه هم بلند تر جاویدشاه می گفت ولی در لحظه آخر شلیک نهایی اش را بر ضد پهلوی انجام داد؟ باید پرسید آقای تقی زاده به قول خود پادشاهی خواه قدیمی که فرمان گذار از پهلوی را صادر کردید فردوست واقعی کیست؟

Aria.Farpoori

10,949 просмотров • 11 месяцев назад

دستگیری زهرا کاظمیان، پرستوی صادراتی رژیم که چند سال پیش از ایران به دانمارک و شهر اودنسه و از آنجا به لندن مهاجرت کرد و پناهندگی گرفت و در مدت کوتاهی کلینیک زیبایی زد و خودش رو دکتر معرفی کرد و توانست در بین پادشاهی خواهان نفوذ کند تا حدی که در تجمعات ها ميکروفن به دست جاویدشاه جاویدشاه سر میداد تا اعتماد پادشاهیخواهان رو جلب کرد و بعد از مدتی و شناسایی مبارزین چهره واقعی خود را نشان داد و وارد باند عرزشی ها شد و شروع به تهدید میهن‌پرستان مبارز در لندن کردند و با شکایتهای دروغین باعث دستگیری عده ای از مبارزین پادشاهیخواه شدند. زمانی هم که رهبر مفعولش کشته‌ شد در خیابانهای لندن عزاداری راه انداختند و علنا به جاویدنامان، خانواده‌های آنها و میهن پرستان فحاشی و توهین و تهدید میکردند. این سرنوشت در انتظار همه مزدوران و خائنین در هر لباسی که باشند خواهد بود چه در لندن، چه در دانمارک و چه هر کجای دیگه اینها تماما نشان و شناسایی شده اند و در فردای ایران آزاد نباید آزادانه به ایران برگردند و در خیابانهای کشور که با خون آزادیخواهان آبیاری شده قدم بزنند و از آزادی که بهای سنگینی برایش پرداخت شده لذت ببرند. نخواهیم گذاشت✊️ #جاویدشاه

Masoud Pouia💚🤍❤️🦁☀️MIGA

25,984 просмотров • 15 дней назад

سخنرانی بانو فوزیه کوفی رهبر موج تحول افغانستان در یادبود از مارشال فهیم در این مراسم، بانو فوزیه کوفی از شخصیت مارشال فهیم به عنوان یک رهبر مقتدر، عمل‌گرا و تأثیرگذار یاد کرد که در دوران حیات خود توانایی ایجاد اتحاد میان گروه‌های مختلف را داشت. او ضمن اشاره به نقش مارشال فهیم در تحولات سیاسی افغانستان، بر اهمیت اتحاد نیروهای ضد طالبان تأکید کرد. بانو کوفی نبود انسجام و هماهنگی میان جریان‌های ضد طالبانی را یکی از عوامل دوام قدرت طالبان دانسته و گفت که این پراکندگی سبب شده تا طالبان همچنان بر افغانستان تسلط داشته باشند. او از تمامی گروه‌ها و شخصیت‌های سیاسی و ملی خواست تا با احترام به ارزش‌های یکدیگر و با صداقت در برابر مردم، یک جبهه متحد را تشکیل دهند. او همچنین از ذهنیت وابستگی برخی افغان‌ها به مداخله خارجی انتقاد کرد و گفت که انتظار برای کمک و تغییر از سوی کشورهای غربی یا شرقی یک درک اشتباه از وضعیت افغانستان است. بانو کوفی تأکید کرد که تنها خود افغان‌ها می‌توانند سرنوشت خود را تغییر دهند و اگر واقعاً به آینده کشور متعهد هستند، باید با هم متحد شوند و صادقانه برای نجات افغانستان تلاش کنند. او این موضوع را مایه تأسف دانست که برخی هنوز منتظر دخالت خارجی‌ها هستند، در حالی که تاریخ نشان داده است که هیچ نیروی خارجی افغانستان را نجات نخواهد داد، بلکه این مردم افغانستان هستند که باید خودشان برای آینده کشور تصمیم بگیرند و عمل کنند. وی یادآوری کرد که مارشال فهیم خود را متعلق به تمام افغانستان می‌دانست و نه به یک قوم یا منطقه خاص. او افغانستان را سرزمین همه افغان‌ها می‌دانست و همیشه بر ایجاد وحدت و همبستگی میان اقوام و جریان‌های مختلف تأکید داشت. پیام اصلی سخنان بانو فوزیه کوفی این بود که نجات افغانستان در گرو وحدت، صداقت، و تلاش مشترک افغان‌ها است، نه در انتظار برای مداخله خارجی‌ها.

PCC // فرهنگ سرای پنجشیر

186,255 просмотров • 1 год назад

متاسفم‌ که مجبور می شوم این ویدیوها را منتشر کنم ؛ اما متاسفانه برخی علاقه دارند خود را به نفهمیدن بزنند ، عصر اینترنت است و هیچ چیز تحریف شدنی نیست . کسانی که امروز تلاش می‌کنند حرف مرا تحریف کنند، خوب می‌دانند که هیچ‌کس منکر حمایت مردم خارج از کشور نیست. منظور من هم‌ مردم ‌نیستند . مردم در سرما و گرما، در برف و باران، کار و زندگی‌شان را رها کردند و برای حمایت از مردم داخل ایران به خیابان آمدند. این فداکاری‌ها قابل انکار نیست. اما بحث مردم نیستند؛ مورد بحث کسانی هستند که هدایت و مدیریت این تجمع‌ها و فراخوان‌ها را در دست گرفتند و این حمایت عظیم را، به‌جای رساندن صدای بی‌صدای مردم ایران، به بیراهه کشاندند. لطفاً سفسطه نکنید. همه دیدند که چگونه به‌جای تمرکز بر صدای زندانیان سیاسی، خانواده‌های دادخواه، اعدام‌ها و جان‌باختگان، پای بلاگرها، چهره‌های بدنام و افراد بی‌سابقه یا بدسابقه را به مرکز این حرکت‌ها باز کردند . هیچ‌کس نمی‌تواند حضور پرچم‌های آمریکا و اسرائیل و رقص و پایکوبی را انکار کند؛ حتی پس از این که مشخص انها فقط بدنبال منافع خودشان هستند و جان مردم ما هیچ ارزشی برایشان ندارد .کشورهایی که رهبرشان تمدن هزاران ساله ایران را تهدید به نابودی کرد ، مردم را تهدید به بازگشتن به عصر حجر کرد و آب و برق و معیشت مردم را تهدید نمود و همزمان هر روز برای مذاکره با قاتلان مردم پیغتم‌و‌پسغام فرستاد و هنوز هم پرچم و تشکرها و رقص و پایکوبی ها ادامه داشت . مردم تصمیم گیرنده تجمع ها نبودند ، می شد بجای پرچم امریکا و اسراییل پلاکارد #نه_به_اعدام یا پلاکارد جاویدنام ها را به دست مردم بدهند که ندادند . فاجعه اینجا بود که ، به‌جای اینکه از این تجمع‌ها و شکوه و همکاری و حمایت مردم خارج برای رساندن صدای مردم در بند ایران استفاده کنند، مسیر را به سمت نمایش‌های سیاسی، رقص و پایکوبی با پرچم کشورهایی بردند که امروز مشخص شده منافع خودشان را دنبال می‌کردند و امروز مشغول مذاکره و توافق با قاتلین فرزندان ایران هستند . مردم اما همیشه هزینه می‌دهند. مردمی که صادقانه آمدند، امید داشتند و از خود گذشتند، بازیچه قدرت‌طلبی و خودخواهی شدند. و نتیجه چه شد؟ تقریباً هیچ. آنطور که دنیا آبان را دید . آنطور که جنبش زن، زندگی، آزادی را دید . صدای #دی‌ماه_خونین که وسعت جنایت ‌کشتار غیرقابل توصیف است را نه دید و نه شنید . و این یعنی یک جای کار می لنگد . حال از من طلبکار نباشید من مسئولیت تجمع ها ، رسانه ها و این حرکت ها را نداشتم که اگر داشتم و اینچنین پیش می رفت خود را نه لایق سرزنش بلکه مجازات می دیدم .

Saba.Bakhtyari

48,415 просмотров • 2 месяцев назад

همه خسته‌ایم، اما باید شجاعت، دلیری و آگاهی نیکا و توماج را گسترش دهیم. این روزها، حال ایران بیش از پیش، خوش نیست. در واقع حال ما، مردم ایران، مدتهاست ناخوش و بد است. از وضعیت موجود، از گزارشی که در مورد نیکا منتشر شد، از اینکه توماج را برای حرف زدن و بیان حقیقت، محکوم کرده‌اند. از اینکه رضا رسایی، عباس دریس مجاهد کورکور و افراد زیادی، زیر حکم اعدام هستند، به‌خاطر وضعیت بچه‌های اکباتان و معترضان دیگر. از اینکه شاهد افزایش خودکشی‌های گروه‌های مختلف و سرمایه های انسانی کشور بصورت‌روزانه هستیم؛ از پزشکان تا شهروندان تحت فشارهای مختلف زندگی روزمره و.... همه این‌ها باعث شده مردم خشمگین و جامعه در آستانه انفجار باشد. فقر، فساد، رانت دزدی خفت گیری و.... فراگیر شده و اکثریت مردم، توان تامین مایحتاج اولیه زندگی را ندارند. و در چنین شرایطی فرماندهان انتظامی با دو کیلو نشان افتخار بر دوش و سینه‌شان، زنان ایران را خاکریز دشمن معرفی می‌کنند، آنها را عامل بیگانه می‌نامند و از فتح سنگرهای دشمن با این رفتارهای خشن و غیرانسانی در خیابان‌ها، سخن می‌گويند. حق شهروندی و حقوق اولیه‌ی انسانی و آزادی زنان ایران، خاک ریز هیچ حکومتی و سردار نظامی نیست که بخاطرش حاضر هستند اینگونه با زنان بجنگند! در جایی و زمانی هستیم که دادخواه هان و خانواده‌های کشته شدگان را علنا آزار میدهند، تهدید و بازداشت می‌کنند که چرا دنبال قاتل عزیزانتان هستید! حکم‌هایی بر اساس اعتراف‌های افرادی که تحت اجبار و شکنجه هستند (شخصا در بازداشتگاه ها شاهد شکنجه‌ها بوده‌ام)، صادر می کنند، هرصدای دیگری را خاموش و ساکت می‌کنند و از این طریق پیش می‌روند. اگر درگیر بازداشت یکی از اعضای خانواده با آشنایان و اطرافیان خود شدیم، قطعا باید اطلاع رسانی کنیم و حرف بزنیم، در غیر اینصورت با خواست دستگاه امنیتی همراه شده‌ایم. از طرفی نهایتا منجر به آسیب به خود و دیگرانی که تصور می‌کنند این روند کارساز است خواهیم شد، حتی آزار و اذیت هایی که دیدیم را لازم است عمومی بنویسیم و تاثیر این کار را دست‌کم نگیریم. هر شخصی که ما را مورد اذیت و آزار قرار داد در مقابلش بایستیم حتی اگر با لباس شخصی باشند و رفتاری را با او داشته باشیم که با اوباش، خفت‌گیرها و دزدها داریم! چراکه جواب عناصر فراقانونی، منطقی و قانونی نیست. در هر پوششی که هستند. مردم داخل کشور به‌دليل انواع بلاهایی که هر روز بر سرشان می‌آید و تحمل وضعيت سخت و فشارهای روزافزون که در آن هستند، پژمرده و افسرده شده‌اند، حال هیچکس خوب نیست، و نمای کف جامعه آنچه در فضای شاهدیم، نیست چه بسا از واقعیت بسیار دور است. جامعه هر روز تقلا می‌کند برای اینکه از منجلابی که حاکمیت به اسم زندگی برایش درست کرده، خود را از هر راهی نجات بدهد و نجات خواهد داد، هر چند که پروسه‌ای سخت است. یادمان نرود که اگر ناامید شدیم یا حس تنهایی و شکست کردیم به این فکر کنیم که نوجوان ایران، نیکا، تا آخرین نفس و آخرین لحظه جنگید و تسلیم نشد. ما هم مانند نیکا نباید تسلیم شویم و باید تا آخرین توان برای حق زتدگی بجنگیم و تلاش کنیم. این کشور برای ماست، برای همه مردم ایران است و یقین دارم روزی عاقبت ایران را از اشغالگران ضدبشر حاکم، پس می‌گیریم. نسل جدید ایران ما، کشوری خواهند ساخت که فقر و بی‌عدالتی در آن حاکم نباشد و کسی برای حرف زدن به اعدام محکوم نشود و دختربچه‌ها، برای خواستن حق بدیهی، کشته نشوند. آگاهی شجاعت و جسارت نیکا و نیکاها را گسترش خواهيم داد.... ما سکوت نمی‌کنیم و این ظالمان حاکم، می‌توانند به شیوه همیشگی خود، همه ما را به خاطر کمترین حرف و اعتراض، بازداشت حتی محکوم به اعدام کنند اما نمی‌توانند وادار به سکوت کنند. ما با همه این سختی‌ها، در ایران کنار هم هستیم و می‌ایستیم و مدافع یکدیگر و صدای یکدیگر خواهیم بود. به امید روزهای روشن برای ایران و ملت ایران و برای زن، زندگی، آزادی...

Hossein Ronaghi

87,848 просмотров • 2 лет назад

#فوری_فوری_خیلی_خیلی_مهم 🎥 اسرائیل به همراه وطن فروشان خائنی چون رضا و یاسمین و نور پهلوی و دیگر وطن فروشان به دنبال تجزیه و نابودی ایران است: در برابر این هدف شوم باید وحدت ملی داشت👇👇 👈 حسین آرین، عضو نیروی دریایی شاهنشاهی و ناخدای نیروی دریایی در سه سال اول تجاوز عراق به ایران #اختصاصی_صفحه_اکبر_گنجی (۱۶) ✅ ۱۳ خردا تجاوز اسرائیل به ایران آغاز شد. این تجاوز از هر نظر محکوم است. این تجاوز با هماهنگی عملیاتی آمریکا و تقسیم کار میان آمریکا و اسرائیل و فریب ترامپ صورت گرفت. هیچ اختلافی میان آمریکا و اسرائیل در این تجاوز وجود نداشت. 🔺اسرائیل با دروغ تجاوز به ایران را جنگ پیش گیرانه قلمداد کرد. در حالی تمامی نهادهای اطلاعاتی آمریکا در دولت ترامپ گفتند ایران با ساخت بمب اتمی فاصله زیاد دارد. 🔺نتانیاهو با دروغگویی و یاوه گویی ادعا کرد که ایران خطر موجودیتی برای اسرائیل دارد. شعارهای باد هوایی جمهوری اسلامی و هم پیمان های منطقه ای اش هیچ تهدید موجودیتی برای اسرائیل هسته ای نداشتند. اسرائیل کشور پادگانی تا دندان مسلح است. و هیچ خطر خارجی نظامی آن را تهدید نمی کند. 🔺تجاوز اسرائیل به ایران که در حال نابودی همه دارایی های نظامی و غیر نظامی ایران بود که متعلق به ملت هستند- نه جمهوری اسلامی که مانند همه حکومتها در تاریخ مستأجر است- دفع تجاوز را به یک جنگ ملی-میهنی تبدیل کرد. وقتی دشمن خارجی به وطن حمله می کند، همه مردم اختلافاتشان با حکومت را کنار می گذارند و پشت حکومت برای دفع تجاوز می ایستند. مانند تجاوز ۸ ساله عراق علیه ایران. 🔹آقای رضا علیجانی در میزگرد بی بی سی به من گفتند که مواضع تو «ناسیونالیسم رویایی» است. اما در واقع اگر بخواهم مواضع خودم را بخوبی توضیح دهم، موضع من دفاع از «وطن پرستی واقع گرایانه» است. وطن دوستی و وطن پرستی با «ایدئولوژیِ بیگانه ستیز و خود برتربینِ ناسیونالیسم» تفاوت های بسیاری دارد. آقای علیجانی ما نژاد پرست نیستم که ناسیونالیست باشیم. ما وطن دوست و وطن پرست هستیم. از طرف دیگر، مواضع ما رویایی و تخیلی و سانتی مونتال نیستند. مواضع من و همفکران که از موجودیت ایران و تمامیت ارضی وطن دفاع می کنند، واقع گرایانه است. یعنی اگر به واقعیت بنگرید، در تمامی کشورهای جهان، وقتی دشمن خارجی به میهن حمله می کند، همه مردم کشور به دفاع از کشورشان می پردازند. پس این «وطن پرستی واقع گرایانه» است، نه «ناسیونالیسم رویایی». فقط آنان که از تجاوز اسرائیل دفاع می کنند و حتی دو کلمه لفظی در محکومیت تجاوز اسرائیل به وطن نگفتند، می توانند مخالف «وطن پرستی واقع گرایانه» باشند. اینها «وطن فروش و خائن» هستند. «وطن فروشی خائنانه» در برابر «وطن پرستی واقع گرایانه» من قرار می گیرد. دشمنی با جمهوری اسلامی چنان چشم اینها را کور کرده، و چنان از غیظ و نفرت پُر شده اند که حتی ناتوان از فهم و دیدن تجاوز و وطن فروشی و خیانت به میهن شده اند. می گویند اگر اسرائیل به ایران تجاوز کند و همه چیز را نابود کند و کشتار راه بیندازد، هیچ مسئله ای نیست. «وطن پرستی واقع گرایانه» به هیچ وجه جمهوری اسلامی را سفید شویی نمی کند، اما «وطن فروشی خائنانه» از تجاوز اسرائیل به اشکال مختلف استقبال کرده و برخی مانند یاسمین پهلوی آن را تجویز می کنند و گفتند: اسرائیل بزن 🔹 🔺هدف اسرائیل: مگر اسرائیل و آمریکا ادعا نمی کنند همه صنعت هسته ای ایران را نابود کردند و بسیاری از مراکز نظامی را همچنین، پس چرا همچنان از تهدید سخن می گویند و به دنبال حملات جدید هستند؟ برخلاف همه قوانین بین المللی می گویند ایران (نه جمهوری اسلامی) نباید توان هسته ای و موشکی و فضایی داشته باشد. محدودیت های مورد درخواست اسرائیل و آمریکا خلاف همه قوانین بین المللی است و برخلاف دارایی های نظامی این دو کشور هم هست. هدف آنها این است که ایران هیچ گاه نتواند قد راست کند. هدف اصلی اسرائیل تجزیه ایران و تک تکه کردن ایران است. اسرائیل نیابتی آمریکا در خاورمیانه است و کارهای آمریکا را انجام می دهد. 🔺وزیر دفاع اسرائیل گفت ما اجازه نمی دهیم ایران تجهیزات نظامی اش را بازسازی کند. می خواهند ایران را به لبنان تبدیل کنند که همه روزه بمبارانش کنند. در حالی که ایران لبنان نیست و در برابر رژیم تروریستی اسرائیل و موساد ایستاد. فکر می کردند جمهوری اسلامی را چند شبه سرنگون می کنند و رضا پهلوی را به جایش می نشانند و ایران را مستعمره اسرائیل می کنند. آمریکا عملاً در حال دفاع از اسرائیل برای سرنگونی موشکها و پهپادهای ایران بود. روزنامه تلگراف هم نوشت که موشکهای ایران به پنج پایگاه نظامی اسرائیل اصابت کردند. نتانیاهو دشمن ایران است، نه دوست مردم ایران. اسرائیل که یک رژیم فاشیستی پادگانی است، چگونه می تواند به ایرانی ها وعده دموکراسی دهد؟ نود میلیون ایرانی نیازمند قیم نیستند. 🔹مرزبندی با وطن فروشان: ماهیت وطن فروشان در تجاوز ۱۲ روزه بیش از پیش روشن شد. رضا پهلوی در راس آنهاست. رضا پهلوی وابسته به اسرائیل و لابی اسرائیل است. در جنبش مهسا که رضا پهلوی شورای رهبری ۶ یا ۸ نفره تشکیل داد، یکی از اعضایش عبدالله مهتدی تجزیه طلب بود که در دانشگاه جرج تاون کنار هم نشستند. مهتدی رهبر حزب کومله هست و معتقد به جدا کردن کردستان ایران از ایران است. 🔺رضا و یاسمین پهلوی و سعید قاسمی نژاد و اعتمادی به اسرائیل رفتند و کلاه آنان را بر سر گذاشتد و به دیدار نتانیاهو رفتند، و از حمله نظامی اسرائیل به ایران دفاع کردند، چگونه می توان اینها را نادیده گرفت؟ وقتی اینها را مطرح می کنید، رکیک ترین فحاشی ها را به شما می کنند. رضا پهلوی فکر می کرد پس از حمله شاه ایران می شود. 🔺رضا پهلوی هیچ از خود گذشتگی ندارد و در مصاحبه با شاهین نجفی گفت من حاضر نیستم آزادی خودم و خانواده ام در آمریکا را فدای آزادی ایران کنم و قربانی شوم. 🔺دوستانش دشمن ایران به عنوان ایران هستند. یکی از آنها مارک دوویتز رئیس بنیاد دفاع از دموکراسی هاست که صهیونیستی تمام عیار و دشمن ایران است. یاران اصلی رضا پهلوی چون سعید قاسمی نژاد در این بنیاد کار می کنند. 🔺سفر رضا پهلوی به انگلیس را هم با دروغ تحویل مردم دادند. او هیچ سخنرانی ای در پارلمان بریتانیا نداشت. به بریتانیا آمد و با راست افراطی نژادپرست بیگانه ستیز دیدار کرد. 🔺وقتی تجاوز اسرائیل آغاز شد، یاسمین پهلوی گفت اسرائیل بزن که خوب می زنی. این وطن فروشی و خیانت به میهن غیر قابل بخشش است. 🔺بعد از این چه خواهد شد؟ اسرائیل همچنان در حال تجاوز است و ایران هم از خودش دفاع خواهد کرد. با حملات هوایی نمی توان «تغییر رژیم» کرد. وقتی ادعا می کنید به اهدافتان رسیده اید، چرا به تجاوز ادامه می دهید؟ 🔺ایرانیان باید وحدت ملی شان را حفظ کنند و با تجاوز اسرائیل و آمریکا به وطن مقابله کنند تا ‌آنان نتوانند ایران را تجزیه کنند و فروبپاشانند. دفع تجاوز دشمن خارجی بر هر امر دیگری ارحجیت دارد و فقط در این صورت می توان با جمهوری اسلامی مبارزه کرد. ۸۹ میلیون ایرانی نیازمند قیم نیستند و خودشان بلد هستند که چگونه از جمهوری اسلامی گذر کنند. موجودیت ایران مقدم بر هر امر دیگری است. من به آینده ایران خوشبین هستم و ایران در تاریخ با وحدت ملی از توفان های بسیار بزرگ عبور کرده است.
45:22

Sensitive content

#فوری_فوری_خیلی_خیلی_مهم 🎥 اسرائیل به همراه وطن فروشان خائنی چون رضا و یاسمین و نور پهلوی و دیگر وطن فروشان به دنبال تجزیه و نابودی ایران است: در برابر این هدف شوم باید وحدت ملی داشت👇👇 👈 حسین آرین، عضو نیروی دریایی شاهنشاهی و ناخدای نیروی دریایی در سه سال اول تجاوز عراق به ایران #اختصاصی_صفحه_اکبر_گنجی (۱۶) ✅ ۱۳ خردا تجاوز اسرائیل به ایران آغاز شد. این تجاوز از هر نظر محکوم است. این تجاوز با هماهنگی عملیاتی آمریکا و تقسیم کار میان آمریکا و اسرائیل و فریب ترامپ صورت گرفت. هیچ اختلافی میان آمریکا و اسرائیل در این تجاوز وجود نداشت. 🔺اسرائیل با دروغ تجاوز به ایران را جنگ پیش گیرانه قلمداد کرد. در حالی تمامی نهادهای اطلاعاتی آمریکا در دولت ترامپ گفتند ایران با ساخت بمب اتمی فاصله زیاد دارد. 🔺نتانیاهو با دروغگویی و یاوه گویی ادعا کرد که ایران خطر موجودیتی برای اسرائیل دارد. شعارهای باد هوایی جمهوری اسلامی و هم پیمان های منطقه ای اش هیچ تهدید موجودیتی برای اسرائیل هسته ای نداشتند. اسرائیل کشور پادگانی تا دندان مسلح است. و هیچ خطر خارجی نظامی آن را تهدید نمی کند. 🔺تجاوز اسرائیل به ایران که در حال نابودی همه دارایی های نظامی و غیر نظامی ایران بود که متعلق به ملت هستند- نه جمهوری اسلامی که مانند همه حکومتها در تاریخ مستأجر است- دفع تجاوز را به یک جنگ ملی-میهنی تبدیل کرد. وقتی دشمن خارجی به وطن حمله می کند، همه مردم اختلافاتشان با حکومت را کنار می گذارند و پشت حکومت برای دفع تجاوز می ایستند. مانند تجاوز ۸ ساله عراق علیه ایران. 🔹آقای رضا علیجانی در میزگرد بی بی سی به من گفتند که مواضع تو «ناسیونالیسم رویایی» است. اما در واقع اگر بخواهم مواضع خودم را بخوبی توضیح دهم، موضع من دفاع از «وطن پرستی واقع گرایانه» است. وطن دوستی و وطن پرستی با «ایدئولوژیِ بیگانه ستیز و خود برتربینِ ناسیونالیسم» تفاوت های بسیاری دارد. آقای علیجانی ما نژاد پرست نیستم که ناسیونالیست باشیم. ما وطن دوست و وطن پرست هستیم. از طرف دیگر، مواضع ما رویایی و تخیلی و سانتی مونتال نیستند. مواضع من و همفکران که از موجودیت ایران و تمامیت ارضی وطن دفاع می کنند، واقع گرایانه است. یعنی اگر به واقعیت بنگرید، در تمامی کشورهای جهان، وقتی دشمن خارجی به میهن حمله می کند، همه مردم کشور به دفاع از کشورشان می پردازند. پس این «وطن پرستی واقع گرایانه» است، نه «ناسیونالیسم رویایی». فقط آنان که از تجاوز اسرائیل دفاع می کنند و حتی دو کلمه لفظی در محکومیت تجاوز اسرائیل به وطن نگفتند، می توانند مخالف «وطن پرستی واقع گرایانه» باشند. اینها «وطن فروش و خائن» هستند. «وطن فروشی خائنانه» در برابر «وطن پرستی واقع گرایانه» من قرار می گیرد. دشمنی با جمهوری اسلامی چنان چشم اینها را کور کرده، و چنان از غیظ و نفرت پُر شده اند که حتی ناتوان از فهم و دیدن تجاوز و وطن فروشی و خیانت به میهن شده اند. می گویند اگر اسرائیل به ایران تجاوز کند و همه چیز را نابود کند و کشتار راه بیندازد، هیچ مسئله ای نیست. «وطن پرستی واقع گرایانه» به هیچ وجه جمهوری اسلامی را سفید شویی نمی کند، اما «وطن فروشی خائنانه» از تجاوز اسرائیل به اشکال مختلف استقبال کرده و برخی مانند یاسمین پهلوی آن را تجویز می کنند و گفتند: اسرائیل بزن 🔹 🔺هدف اسرائیل: مگر اسرائیل و آمریکا ادعا نمی کنند همه صنعت هسته ای ایران را نابود کردند و بسیاری از مراکز نظامی را همچنین، پس چرا همچنان از تهدید سخن می گویند و به دنبال حملات جدید هستند؟ برخلاف همه قوانین بین المللی می گویند ایران (نه جمهوری اسلامی) نباید توان هسته ای و موشکی و فضایی داشته باشد. محدودیت های مورد درخواست اسرائیل و آمریکا خلاف همه قوانین بین المللی است و برخلاف دارایی های نظامی این دو کشور هم هست. هدف آنها این است که ایران هیچ گاه نتواند قد راست کند. هدف اصلی اسرائیل تجزیه ایران و تک تکه کردن ایران است. اسرائیل نیابتی آمریکا در خاورمیانه است و کارهای آمریکا را انجام می دهد. 🔺وزیر دفاع اسرائیل گفت ما اجازه نمی دهیم ایران تجهیزات نظامی اش را بازسازی کند. می خواهند ایران را به لبنان تبدیل کنند که همه روزه بمبارانش کنند. در حالی که ایران لبنان نیست و در برابر رژیم تروریستی اسرائیل و موساد ایستاد. فکر می کردند جمهوری اسلامی را چند شبه سرنگون می کنند و رضا پهلوی را به جایش می نشانند و ایران را مستعمره اسرائیل می کنند. آمریکا عملاً در حال دفاع از اسرائیل برای سرنگونی موشکها و پهپادهای ایران بود. روزنامه تلگراف هم نوشت که موشکهای ایران به پنج پایگاه نظامی اسرائیل اصابت کردند. نتانیاهو دشمن ایران است، نه دوست مردم ایران. اسرائیل که یک رژیم فاشیستی پادگانی است، چگونه می تواند به ایرانی ها وعده دموکراسی دهد؟ نود میلیون ایرانی نیازمند قیم نیستند. 🔹مرزبندی با وطن فروشان: ماهیت وطن فروشان در تجاوز ۱۲ روزه بیش از پیش روشن شد. رضا پهلوی در راس آنهاست. رضا پهلوی وابسته به اسرائیل و لابی اسرائیل است. در جنبش مهسا که رضا پهلوی شورای رهبری ۶ یا ۸ نفره تشکیل داد، یکی از اعضایش عبدالله مهتدی تجزیه طلب بود که در دانشگاه جرج تاون کنار هم نشستند. مهتدی رهبر حزب کومله هست و معتقد به جدا کردن کردستان ایران از ایران است. 🔺رضا و یاسمین پهلوی و سعید قاسمی نژاد و اعتمادی به اسرائیل رفتند و کلاه آنان را بر سر گذاشتد و به دیدار نتانیاهو رفتند، و از حمله نظامی اسرائیل به ایران دفاع کردند، چگونه می توان اینها را نادیده گرفت؟ وقتی اینها را مطرح می کنید، رکیک ترین فحاشی ها را به شما می کنند. رضا پهلوی فکر می کرد پس از حمله شاه ایران می شود. 🔺رضا پهلوی هیچ از خود گذشتگی ندارد و در مصاحبه با شاهین نجفی گفت من حاضر نیستم آزادی خودم و خانواده ام در آمریکا را فدای آزادی ایران کنم و قربانی شوم. 🔺دوستانش دشمن ایران به عنوان ایران هستند. یکی از آنها مارک دوویتز رئیس بنیاد دفاع از دموکراسی هاست که صهیونیستی تمام عیار و دشمن ایران است. یاران اصلی رضا پهلوی چون سعید قاسمی نژاد در این بنیاد کار می کنند. 🔺سفر رضا پهلوی به انگلیس را هم با دروغ تحویل مردم دادند. او هیچ سخنرانی ای در پارلمان بریتانیا نداشت. به بریتانیا آمد و با راست افراطی نژادپرست بیگانه ستیز دیدار کرد. 🔺وقتی تجاوز اسرائیل آغاز شد، یاسمین پهلوی گفت اسرائیل بزن که خوب می زنی. این وطن فروشی و خیانت به میهن غیر قابل بخشش است. 🔺بعد از این چه خواهد شد؟ اسرائیل همچنان در حال تجاوز است و ایران هم از خودش دفاع خواهد کرد. با حملات هوایی نمی توان «تغییر رژیم» کرد. وقتی ادعا می کنید به اهدافتان رسیده اید، چرا به تجاوز ادامه می دهید؟ 🔺ایرانیان باید وحدت ملی شان را حفظ کنند و با تجاوز اسرائیل و آمریکا به وطن مقابله کنند تا ‌آنان نتوانند ایران را تجزیه کنند و فروبپاشانند. دفع تجاوز دشمن خارجی بر هر امر دیگری ارحجیت دارد و فقط در این صورت می توان با جمهوری اسلامی مبارزه کرد. ۸۹ میلیون ایرانی نیازمند قیم نیستند و خودشان بلد هستند که چگونه از جمهوری اسلامی گذر کنند. موجودیت ایران مقدم بر هر امر دیگری است. من به آینده ایران خوشبین هستم و ایران در تاریخ با وحدت ملی از توفان های بسیار بزرگ عبور کرده است.

Akbar Ganji

67,827 просмотров • 1 год назад

شرم بر شما زنانی که در نشست های بین المللی شرکت می کنید و می شوید دهان و زبان طالبان! شما لابیگران بی حیا و بی وجدانِ طالبان؛ شما و پروژه های سفید نمایی طالبان، همیشه بلاخره آشکار می شوید. شما و این اجندای قومی تان که هیچ سیری ندارید از مکیدن خون دیگران! نشستی با این عنوان برگزار شده : Rethinking Minority through the Case of Pashtun Women in Afghanistan بازاندیشی در مفهوم اقلیت با مطالعه‌ موردی زنان پشتون در افغانستان با حمایت : Ministry of Foreign Affairs of Denmark (وزارت امور خارجه دانمارک) Norwegian Ministry of Foreign Affairs (وزارت امور خارجه نروژ) Sweden / Sverige و Raoul Wallenberg Institute of Human Rights and Humanitarian Law و‌صحبت کنندگان : شبانه صالحی، محقق در دانشگاه اوتاوا اسپوژمی اکبری زی فعال حقوق زنان ( در عکس ببینید، شرکت کنندگان و موضوع دقیق این نشست را ...) و اما: این نشست با عنوان « بازاندیشی در مفهوم اقلیت با مطالعه‌ موردی زنان پشتون در افغانستان» در واقع دارای تناقضهای آشکار و اجندای پنهان است. اگر چه در ظاهر در این نشست با زبانی آکادمیک به سراغ مسئله‌ای حساس رفته اند، اما پر است از تناقضهای فاحش، پاکسازی گفتمانی و بازیهای خطرناک هویتی. چگونه است که حالا، زنان پشتون در افغانستان به عنوان « اقلیت» بازتعریف می‌شوند، آن‌هم در بستری که قوم پشتون به‌ طور تاریخی و ساختاری در قدرت بوده و هست؟ آیا این بازی زبانی، تنها تلاش دیگری‌ است برای وارونه‌ سازی روایتها و تسلط گفتمان قومیِ خاص، این‌بار با نقاب « زنانگی» و « آکادمیسم» ؟! شما پشتون ها در تمام گفتمانهای سیاسی‌تان، سینه سپر می‌کنید و فریاد می‌زنید که اکثریت هستید؛ در تحلیلهای کلان جمعیتی، در مباحث قومی، در تعیین ساختار دولت و قانون اساسی، هرجا لازم باشد خود را اکثریت غالب معرفی می‌کنید؛ اما حالا که پای منابع و توجه بین‌المللی و سفید نمایی طالبان و اجندای هژمونی قومی تان وسط است، ناگهان زنان پشتون به اقلیتِ خاموش بدل می‌شوند؟! مضحک است. واقعا وقیح است. شما حتی از واژه‌ « اقلیت» هم نمی‌گذرید؛ آن را به ابزار تازه‌ای برای تثبیت اجندای قوم‌ محور خود تبدیل می‌کنید؛ در حالی که زنان هزاره، تاجیک، بلوچ، ایماق، ترکمن، ازبیک... در افغانستان ، و صدها هزار زن بی‌ نام و نشان که هیچ صدایی ندارند، هر روز در زیر فشار دوگانه‌ قوم، دین و دولت خُرد می‌شوند؛ هر روز و هر لحظه با فرهنگ « پشتون والی » شما مدعی اکثریت به یوغ کشیده می شوند و بعد یک دفعه این « اقلیت» را هم به یغما می برید ؟! اگر درد و مساله زن‌ در افغانستان مهم است، پس این درد را نباید مصادره کرد. نباید آن را در انحصار قوم یا قبیله‌ای خاص قرار داد و برایش ساختاری جعلی از « اقلیت ‌بودن» ساخت، تا فقط خود شنیده شوید و دیگران همچنان در حاشیه بمانند. اگر قرار است از اقلیت سخن بگویید، از آنهایی بگویید که نه تنها در قدرت سیاسی نیستند، بلکه در هیچ گفتمان رسمی، حتی در حاشیه هم جای ندارند. و واقعا « اقلیت » هایی هستند که در چنبره عقب ماندگیِ شما مدعی اکثریت ها اسیرند. این نوع نشست ها و عنوان های عوام فریبانه نه باز اندیشی است، نه صدای زن، نه حرکت رهایی ‌بخش. بلکه بازی دیگری‌ است در زمین سیاست قومی؛ و تأسف‌ بارتر اینکه از رنجِ زن افغانستان به شکل های مختلف سو استفاده می شود، برای اهدافی که هیچ نسبتی با عدالت و آزادی ندارند؛ و تنها در راستای سفید نمایی و تلاش در به رسمیت شناسی حاکمیت طالبان تک قومی، با اجندای بسیار مشخص پشتونیزم - طالبانیسم کردن افغانستان. باز هم تاکید می کنم وقتی ادعا می‌کنید که زنان پشتون « اقلیت» هستند، در حالی که در تمام عرصه‌ های دیگر خود را « اکثریت» معرفی می‌کنید، شما فقط روایت را دست کاری نمی‌کنید؛ بلکه به شکلی آگاهانه و خطرناک، ساختار ظلم را می‌پوشانید و آن را با زبانی زیباشناختی و بین‌المللی، بازسازی می‌کنید. و متاسفم که این پروژه قومی با حمایت نهادهایی انجام می‌شود که باید مدافع عدالت باشند، نه تقویت‌کننده‌ صدای سلطه گرانی باشند که تنها لباس جدیدی بر تن کرده‌اند. زنان افغانستان نیازی به جعل روایت ندارند. نیازمند عدالت‌ اند. نیازمند حقیقت ‌اند. و هیچ حقیقتی با دروغ ساختاری و گفتمان قوم‌ محورِ پیچیده در کلمات دانشگاهی به‌دست نخواهد آمد. و در این ویدیوی کوتاه می بینید این خانم مثلا اهل دانشگاه و آکادمیک چطور جامعه بین الملل را ماهیانه تشویق به تعامل با طالبان می کند با زبانِ مدافع حقوق بشری و مدافع حقوق زنان پشتون. شرم بر شما باد!

Sahraa Karimi / صحرا کریمی

37,120 просмотров • 1 год назад

مهم فاجعه! شمایی که پرونده کودک آزاری جفری #اپستین رو دنبال میکنید میدونید طبق قانون مجازات اسلامی حد لواط، زنا و قذف اگر یکی از طرفین "نابالغ" باشه کمتر میشه؟ یعنی برخلاف رویه دنیا که دست زدن به نابالغ جرم رو تشدید میکنه، در ایران جرم کم میشه! این متن رو وکیل دقیق توضیح داده بخونید! سلام و درود خدمت شما جناب جرجندی. شاید برای شما سوال باشد که چرا واسطه‌گران جنسی در ایران تمایل دارند حیطه شغلی خود را به سمت کودکان نشانه بگیرند. من بر اساس مستندات قانون مجازات اسلامی، می‌خواهم جوابی از دل قانون به شما بدهم. متاسفانه برخلاف رویه تمامی دنیا در موضوعات جنسی، اگر یک سمتِ رابطه کودک باشد مجازات‌ها شدیدتر اعمال می‌شود، اما در ایران مجازات‌ها کاهش پیدا می‌کنند! در اینجا می‌خواهم برای شما قیاسی بکنم: طبق ماده ۲۴۴ قانون مجازات اسلامی: کسی که دو یا چند نابالغ را برای زنا یا لواط به هم برساند، مستوجب حد نیست! لکن به ۳۱ تا ۷۴ ضربه شلاق و حبس تعزیری درجه ۶ محکوم می‌شود. در این فرض، چه نابالغ‌ها را به هم برساند و چه نابالغی را برای بالغی جهت زنا یا لواط فراهم کند، تعزیر می‌شود. شایسته است تفاوت «تعزیر» و «حد» را خدمت شما بگویم: حد، سنگین‌ترین مجازات است، زیرا هیچ نوع نهاد ارفاقی در حدود راه ندارد. حال اگر یک فرد واسطه‌گری افراد بالغ را بکند، ۷۵ ضربه شلاق حدی شاملش می‌شود که بدون هیچ ارفاقی اجرا می‌گردد؛ اما اگر فردی واسطه‌گری افراد «نابالغ به بالغ» یا «نابالغ به نابالغ» را حرفه خود قرار دهد، به مجازات درجه ۶ محکوم می‌شود (مجازات‌ها از درجه ۱ تا ۸ هستند که درجه ۱ شدیدترین است و هرچه به سمت ۸ نزدیک می‌شویم مجازات سبک‌تر می‌شود) و تمام نهادهای ارفاقی برای این شخص راه دارد. البته که اکثر نهادهای ارفاقی توسط دادگاه اختیاری هستند؛ یعنی حتی «تعویق صدور حکم» (یعنی دادگاه می‌داند مجرمی و مجرمیت تو را هم احراز کرده، ولی برایت حتی حکم محکومیت صادر نمی‌کند) هم امکان‌پذیر است. طبق ماده ۲۲۸ قانون مجازات اسلامی: در زنا با محارم نسبی و زنای محصنه، چنانچه زانیه (زن) بالغ و زانی (مرد) نابالغ باشد، مجازات زانیه فقط صد ضربه شلاق است. این ماده، زنِ بالغی که همسر دائم دارد و پسرِ نابالغ را شامل می‌شود؛ در صورتی که اگر همین شخص که ویژگی «محصن بودن» را داشت با فردی که بالغ بود زنا می‌کرد، مجازاتش سنگسار بود. به صورت خودمانی خدمتتان عرض بکنم: اگر همسر دائم داری و می‌خواهی با یک نفر دیگر رابطه برقرار کنی، یکی از راه‌هایش این است که ریسک سنگسار شدن را به جان نخری (البته سنگسار از اواخر دهه ۸۰ به بعد به دلیل فشار جوامع بین‌المللی اجرا نمی‌شود و اعدام صورت می‌گیرد) و معشوقه خود را کودک (نابالغ) انتخاب کنی؛ چرا که پسرِ زیر ۱۵ سال، نابالغ محسوب می‌شود. اگر مرد باشی و تمایل به خیانت به همسرت داشته باشی و بخواهی خیالت از بابت مجازات سنگین راحت باشد، کافی است اگر در تهران ساکن هستید به کیش مسافرت کنید؛ چون به همسرت دسترسی نداری، دیگر «محصن» نیستی! تازه اگر آنقدر بدشانس باشی که گیر بیفتی و صیغه هم نکرده باشی، زنای ساده محسوب می‌شود. مستند این گفته من، ماده ۲۲۷ قانون مجازات اسلامی است که می‌گوید اموری از قبیل مسافرت، فرد را از حالت احصان خارج می‌کند. در مورد زنا با محارم نسبی نیز اگر هر دو با اختیار باشند، هر دو اعدام می‌شوند؛ ولی اگر خانم بالغ باشد و پسرش نابالغ، فقط ۱۰۰ ضربه شلاق می‌خورد. ماده ۲۵۱ قانون مجازات اسلامی: قذف یعنی نسبت زنا یا لواط دادن به دیگری. حالا اگر این لفظ را به یک نابالغ بگویی (دختر زیر ۹ سال قمری و پسر زیر ۱۵ سال قمری)، به جای اینکه به ۸۰ ضربه شلاق حدی محکوم شوی، به ۳۱ تا ۷۴ ضربه شلاق تعزیری محکوم می‌شوی. «تعزیر»، نه «حد»! یعنی به صورت عامیانه بگویم: نابالغ در ایران حتی در اندازه فحش خوردن هم حمایت نمی‌شود و اگر به بچه بگویی تو زناکار یا لواط‌کار هستی، مجازاتش کمتر است. از طرف فن شما امیدوارم این مطالب در اینده که میخواهید سخنی در این موضوع بزنید به دردتون بخوره و زاویه دید متفاوتی به شما داده باشد!

Mohammad Jorjandi

53,758 просмотров • 5 месяцев назад

بخوانید: لویی بویارد، سیاستمدار چپ فرانسوی در سال ۲۰۲۳ پیش از مصاحبه ای که در آن «ثروتمندان افراطی را محکوم میکند»با احتیاط ساعت رولکس بسیار گران قیمت خود را از دستش در می آورد و در جیبش مخفی میکند!!! هر چند که زمان و هزینه دادیم تا اینگونه دشمن بودن و فریبکاری این سمت و سوی سیاسی بنام «چپ»را بشناسیم و مهم است تا بدانیم که : هر ایدئولوژی‌ای که شعارش «برابری مطلق» و نابودی ثروت خصوصی باشد، در عمل فقط یک چیز تولید می‌کند: طبقه‌ای جدید از حاکمان که خودشان از همه امتیازها برخوردارند و مردم عادی را در نام «خلق» یا «امت» به فقر و اطاعت مجبور می‌کنند! چپ ها ،اسلامیستها سوسیالیستها و آرمان گرایان جوامع توحیدی و یک شکل کردن انسانها با زور و قدرت دولتی بزرگترین شارلاتان های جهان دیروز و امروز هستند. همه اینها در به حاکمیت رسیدن و شارلاتانیزم سیاسی و اجتماعی با هم همکاری های گسترده دارند،در واقع قانون آهنین اولگارکشی میخائیلسکی(صاحب نظریه که اول دربارهٔ احزاب سوسیال‌دموکرات آلمان گفت، ولی بعداً به همهٔ انقلاب‌ها و سازمان‌های «خلقی» تعمیم داد)هنوز پابرجاست: کمونیست‌ها، فاشیست‌ها، اسلام‌گراها، سوسیالیست‌ها… همه‌شون در نهایت یه «نخبهٔ جدید» می‌سازن که بدتر از قبلی سرکوب می‌کنه: -لویی بویارد: رولکس ۵۰ هزار یورویی می‌پوشد، ثروتمندان را محکوم می‌کند. -قالیباف و لاریجانی و سایر سران جمهوری اسلامی ،پسر و دخترانشان با زندگی لوکس در آمریکا، «مرگ بر آمریکا» می‌گویند. -برنی سندرز: سه خانه دارد، سرمایه‌داری را نقد می‌کند. -چاوس و مادورو: خودشان میلیاردر شدند، ونزوئلا را به گرسنگی کشاندند. -روحانیت حاکم در ایران: ویلاهای شمال، حساب‌های خارجی، مردم در صف نان. هر انقلابی که برای برابری شروع شود، در نهایت یک نخبه جدید و سرکوبگرتر از قبلی می‌سازد؛ فقط رنگ پرچمش عوض می‌شود، گاهی سرخ، گاهی سیاه و این کل ماجراست. بقیه‌اش تکرار همین الگو در طول تاریخ است. #پسرعاقل_نوح

پسر عاقل نوح

18,414 просмотров • 8 месяцев назад

دقیقا سال گذشته جناب عبدالباری عمر که در آن زمان به سمت ریس دوا و غذا افغانستان ایفاء وظیفه میکرد تی یک سفر رسمی به کشور هلند دعوت شده بود بالای من دین بود تا منحیث یک مسلمان و برادر افغان به دیدار شان از بلجیم به هلند بروم البته قبل از این دیدار هیچ‌ نوع تماس با ایشان نداشتم و هیچ کدام مصاحبه با ایشان صورت نگرفته بود در پرانتز باید یاد آور شوم که در دوران جمهوریت اداره کابل با باداران شان تبلیغات میلیارد دالری برای بدنام ساختن این فرزندان راستین وطن ما انجام داده بودند و مانند من میلیونها افغان دشمن سرسخت این قهرمانان شده بودند اما بعد از این که افغانستان بواسطه اینها فتح شد و ما بعد از سپری شدن هر روز متوجه می شدیم که اینها کسانی نبودند که ما در اذهان خود ترسیم کرده بودیم بلکه اینها جوانان وطن ما هستندکه تمام عمر خود را در راستای آزاد ساختن وطن ما وقف کرده بودند که ما افغاها باید مدیون فداکاری اینها باشیم چنانچه که گفتم من هم برای ادای وظیفه وجدانی و ایمانی و فرهنگ مهمان نوازی افغانی به دیدار شان در کشور هلند رفتم چون من هم مانند سایر افغانها از آزاد شدن وطنم به واسطه اینها خوشحال بودم بعد از سپری نمودن ۱۷ سال در اروپا فکر میکردم در اروپا به لباس ، فرهنگ و عقاید یک انسان احترام قایل میباشد و هر انسان حق دارد نظریات خود را بدون ترس بیان کند چون قانون به باشنده گان اروپا این حق را میدهد ، بلی ، احترام قایل هستند اگر بر ضد وطن ات و برادرانت صدا بلند کنی چنانکه قبلا من اینکار را میکردم ، اما زمانیکه نظریات من مانند سایر افغانها و انسانهای دنیا در مقابل مجاهدین / طالبان تغیر کرد وضعیت دگر گون شد و خبری از آزادی بیان و بیان حقایق وجود نداشت ، این دیدار من با جناب عبدالباری عمر باعث شد که مورد بازپرس قرار گیرم و جناب عبدالباری عمر را یک چهره خشن خواندند ، من که در پرونده خود حتی یک جریمه ملی بس یا ترین ندارم دعوا و‌جنجال را بگذاریم به کنار حکومت بلجیم نشنالیتی مرا سلب کرد ، ما افغانها به قوانین کشور هایکه زنده گی میکنیم احترام قایل هستیم مگر تناقض که در قوانین خود اروپا وجود دارد را باید اصلاح کنند نه این که ما را توبیخ نمایند ! سوال من از اروپا اللخصوص کشور شاهی بلجیم این است که اگر شما حکومت فعلی افغانستان را تروریست میخوانید پس برای چه ویزا صادر میکنید؟ چرا نماینده سازمان ملل با حکومت فعلی و‌مردمی افغانستان دیدار میکند ؟ چرا امریکا در کل ناتو با این حکومت فعلی و مردمی افغانستان معاعده امضاء میکند ؟ تقریبا یک سال میشود که مرا ممنوع الخروج کردند و هر روز که میگذرد با روان من بازی صورت میگیرد تا من نظریات خود را تغیر بدهم، این نظریات من است چیزیکه فکر میکنم این بیان میکنم و اگر کدام‌کشور میخواهد چیزی دیگر باشم که اینها میخواهند این امکان پزیر نیست! بهتر است مرا از بین ببرید و یا مرا اجازه بدهید تا به کشور خود برگردم چون الحمدالله به کشور من صلح آمده ، میدانم در افغانستان جان من از طرف گروهای مختلف در تهدید است اما مرگ در وطن را ترجیح میدهم از این بلاتکلیفی! من یک شخص آزاد هستم و تا زنده هستم نظریات خود را بیان خواهم کرد ، حق را بیان میکنم و من به حیث سفیر صلح مردم افغانستان نتنها در وطنم بلکه در سرتا سر جهان صلح میخواهم برقرار باشد ، منحیث یک مسلمان به الله ج پناه میبرم چون هیچ پرسانگر دیگر بر ما مردم افغانستان وجود ندارد و‌هیچ کسی نیست که صدای ما ملت رنج دیده را بشنود و اگر الله ج صدای ما را شنید پس به هیچ کسی دیگری نیازی نیست فقط از الله ج کمک میخواهم نه از کدام وزیری یا وکیلی و استدعا میکنم ظلم ظالمین در سرتاسر جهان ختم گردد و آرزو میکنم دنیا جایی شود که هر انسان بتواند بدون ترس نظریات خود را بیان نماید! مردم افغانستان در طول تاریخ مظلوم واقع شده اند و هر بار بالای ما از طرف اشغالگرها ظلم صورت گرفته و‌بجز الله ج هیچ کسی از ما پرسان نکرده است من از کشور شاهی بلجیم صمیمانه خواهش میکنم که اگر نشنالیتی که برای من داده بودید حق تان است پس گرفتید من هیچ کدام مشکل با شما ندارم و نداشتم اما خواهش میکنم از کشور هایکه برای جناب عبدالباری عمر ویزا صادر کرده بودند نیز پرسان شود اما به من اجازه بدهید تا به کشور اصلی خود عودت کنم برگردم ، ما مرد هستیم آن هم مرد مسلمان و افغان و الحمدالله توانایی بلندی و پستی را در زنده گی داریم اما والدین و خانواده هر روز از تشویش ما خون گریه میکنند ، در آخر من منحیث سفیر صلح مردم افغانستان خاطر نشان میکنم که از صلح که در وطن ما آمده هر افغان خوشحال هستیم و آرزو میکنیم مانند کشور ما در تمام نقاط دنیا صلح برقرار باشد و من الله توفیق جمیل قادری سفیر صلح مردم افغانستان

Jamil Qadery جمیل قادری

53,121 просмотров • 1 год назад

🎥 چرا راه حل حداقلیِ «جبهه إصلاحات» به نتیجه منتهی نمی شود و چرا «خوانش حداکثری» از بیانیه جبهه إصلاحات از موضع «ملی گرایانه» ناپذیرفتنی است؟👇👇 👈 اکبر گنجی 🔴آقای اصغرزاده عزیز، پاسخ من به جنابعالی در دو بخش محوری و حاشیه ای ارائه می شود: ✅مسئله اصلی/محوری/مرکزی: 🔹توصیه ای-تجویزی-تکلیفی: باید با آمریکا برای برقراری روابط دوستانه وارد گفت و گوی مستقیم شد.(چونکه صد آید نود [رفع تحریم های اولیه و ثانویه] هم پیش ماست). حتی اگر از قبل روشن باشد که مذاکره به هیچ توافقی منتهی نخواهد شد، باز هم باید مذاکره کرد. چون اگر ایران مذاکره نکند، پیشاپیش در منظر جهانی محکوم خواهد بود و خواهد شد. اما اگر مانند عمان وارد مذاکره شرافتمدانه شود، در صورت تجاوز مجدد آمریکا و اسرائیل، همه جهان- حتی آمریکایی ها- خواهند گفت که آمریکا از مذاکرات برای فریب ایران استفاده کرد و هیچ صداقتی در مذاکره نداشت. یعنی همان کاری که با قطر هم انجام دادند. 🔹توصیفی-تبیینی: به مطلوب مشترک بالا دست نیافتیم، چون الف- آمریکا (اسرائیل هم که ولی فقیه آمریکاست)، ب- رهبری ایران (بخصوص آیت الله خمینی و آیت الله خامنه ای)، پ- رقبای داخلی مانع آن شدند و هر یک به میزانی در این امر مقصر هستند.(نقد قبلی مصروف توضیح این مدعای توصیفی- تبیینی شد). 🔹خوانش حداقلی و حداکثری بیانیه «جبهه إصلاحات»: به محض اینکه متنی منتشر شد، آن متن مستقل از گوینده و نویسنده خواهد شد(نظریه «مرگ مولف»). روایت نویسنده/نویسندگان از هر متنی، یک روایت در میان ده ها روایت است. باید دید کدام روایت، از نظر هرمنوتیکی معتبرترین روایت از متن است. چنانکه خوانش آقایان اصغرزاده، محسن آرمین و سعید شریعتی (در مصاحبه با ایمانی) از بیانیه «جبهه إصلاحات» یکسان نیست. روایت من- «خوانش حداقلی»- از بخش مذاکره با امریکا این بیانیه- چنانکه در ابتدای پاسخ قبلی آوردم- به شرح زیر است: پنج مطالبه آمریکا از ایران- یعنی جمع کردن کل صنعت هسته ای ایران، کوتاه کردن بُرد موشک های ایران تا به اسرائیل نرسند، نابودی حماس و جهاد اسلامی و حزب الله و حوثی ها و گروه های عراقی جبهه مقاومت توسط ایران، عضویت ایران در پیمان صلح ابراهیم، و برکشیدن حکومتی چون حکومت ژنرال سیسی در ایران- به کلی ناپذیرفتنی هستند. ایران فقط و فقط در برابر رفع تحریم ها برای مدت زمانی معین غنی سازی را به تعلیق در خواهد آورد. اگر این خوانش نادرست است، لطفا بفرمایید چرا و در کدام موارد؟ من «خوانش حداقلی» خود را معتبرتر از روایت آقایان اصغرزاده و سعید شریعتی- «خوانش حداکثری» که گویی مطالبات زیادی را می پذیرد واگذار کند- به شمار می آورم و «خوانش حداکثری» آقایان اصغرزاده و شریعتی را دورتر از «خوانش حداقلی» خود به خوانش دوستانی چون محسن آرمین به شمار می آورم. به گمان من به احتمال خیلی زیاد روایت سید محمد خاتمی از این بخش بیانیه «جبهه إصلاحات» با خوانش حداکثری آقایان اصغرزاده و شریعتی موافق نباشد. 🔹بن بست مذاکره با آمریکا بر مبنای بیانیه جبهه إصلاحات: اگر «خوانش حداقلی» من از بیانیه «جبهه إصلاحات» معتبر باشد، مذاکره از قبل شکست خورده است. چون آمریکا نمی پذیرد که در برابر تعطیلی موقت غنی سازی، «همه تحریم ها» را لغو کند. سعید شریعتی هم می گوید که موضوع غنی سازی از نظر آمریکا تقریبا حل شده است و الان باید به سراغ مطالبات موشکی به بعد برویم. شریعتی موشکی و منطقه ای و...را هم قابل مذاکره- و شاید کوتاه آمدن از آنها- به شمار می آورد. آقای اصغرزاده نظر شما در این موارد چیست؟ بیانیه جبهه إصلاحات- به خوانش شما- در این موارد چه می گوید؟ «خوانش حداقلی» معتبر است یا «خوانش حداکثری»؟ اگر «خوانش حداکثری» معتبر است، تا کجا باید پیش رفت و تا کجا باید امتیاز داد؟ 🔹ناواقع گرایی جبهه اصلاح طلبان: عنوان مقاله دو نوبتِ قبل من، «سیاستِ خارجی ناواقع گرایانه ی "جبهه إصلاحات" و اصغرزاده» بود. واقع گرایی و ناواقع گرایی در اینجا به چه معنایی به کار رفته است؟ ما همیشه با حجم زیادی اطلاعات و شواهد و قرائن مواجه هستیم. جهانِ واقع (شواهد و قرائن) روشن نیست و در ذهن ما منعکس نمی شود و به نظریه مبدل نمی گردد، ما با ذهن روشن خود جهانِ تاریک را روشن می سازیم و چیزهایی را می بینیم که ذهن مان روشن شان می کند(عالِم فعال به جای عالِم منفعل). حدس ها و پیش فرض های ما به ما می گویند چه چیزها را ببینیم و به مرکز بیاوریم و کدام چیزها را نبینیم و به حاشیه برانیم و یا اصلاً حذفشان کنیم. پس با چه معیاری و چگونه حدس ها و نظریه های ما عینی و واقع گرایانه (مطابق با واقع) می شوند؟ با محک تجربه (خوش بود گر محک تجربه آید به میان/تا سیه روی شود هر که در او غش باشد). توجه عالِم و تحلیلگر به جای گردآوریِ شواهد و قرائنِ موید مدعایش، باید مصروف شواهدِ ناقض مدعا یا حدس هایش شود. بدین ترتیب حدس ها و مدل ها نقدپذیر می شوند. باید حدس ها و مدعیات را در پرتو شواهد ناقض اصلاح کرد، و اگر شواهد ناقض آنچنان زیاد بود که راه را بر هرگونه اصلاحی می بست، حدس ها و ادعاها را باید کنار گذاشت و حدس ها و مدعیات دیگری اختیار کرد. مدعای من این بود که «جبهه إصلاحات» و آقای اصغرزاده شواهدِ ناقض مذاکره بُرد-بُرد با دولت ترامپ را نادیده گرفته و هیچ به شمار می آورند. و این همان چیزی است که مدعا و حدس آنان درباره سیاستِ خارجی- در اینجا مذاکره با آمریکا- را ناواقع گریانه می کند. بیانیه «جبهه إصلاحات» سلطه و سیطره اسرائیل بر دستکم سیاست خاورمیانه ای آمریکا را نادیده گرفته است. اما این «مدعای حداقلی» است. «مدعای حداکثریِ» محمد رضا شاه پهلوی که نیم قرن پیش مطرح کرد این بود که اسرائیل (او به جای «لابی اسرائیل» از «لابی یهودیان» سخن می گفت که طنین یهودی ستیزانه داشت) بر رئیس جمهور و قوه مجریه، کنگره آمریکا، بانک ها، رسانه ها، روزنامه ها (از نیویورک تایمز و واشنگتن پست به طور مشخص نام برد نام برد)، تجارت، بازارهای مالی، و...آمریکا سطله دارد و تدبیرشان با اسرائیل است. چه با «مدعای حداقلی» و چه با «مدعای حداکثری»، در واقع قرار است(من و شما و جبهه إصلاحات می خواهیم) ایران وارد مذاکره مستقیم بُرد- بُرد با اسرائیل شود. مطالبات اسرائیل از ایران چیست؟ آیا اسرائیل پیشنهاد جبهه إصلاحات- تعطیل کردن موقت غنی سازی در برابر لغو کلیه تحریم ها- را می پذیرد؟ اگر نپذیرفت پیشنهاد مشخص شما چیست؟ ایران تسلیم خواست های اسرائیل شود یا نشود؟ پس از آغاز و پایان مذاکرات، با توجه به مطالبات حداکثری و تسلیم طلبانه آنان، و شکست مذاکرات، همچنان خامنه ای و جمهوری اسلامی مقصر خواهند بود یا اسرائیل و آمریکا و اروپا؟ 🔹صورتبندی منطقی آزمون مطالبات ما: من و شما و «جبهه إصلاحات» خواهان مذاکره مستقیم با آمریکا و برقراری روابط دوستانه با آن کشور هستیم. اما من شواهد ناقض defeater را جدی می گیرم و شما نمی گیرید. گزاره اصلی: «۱- ایران و آمریکا در حال مذاکره هستند و ۲- به توافق می رسند». اما از نظر قائلان این گزاره اصلی این مذاکره و توافق باید به نتایج زیر برسد و لذا این گزاره اصلی متضمن گزاره های زیر هم هست: «ایران در برابر رفع تحریم ها موقتاً تعلیق غنی سازی می کند.» «امنیت ملی ایران (داخلی و در برابر تجاوز خارجی: آمریکا و اسرائیل) تأمین می شود.» «ایران به بازدارندگی دست می یابد.» «ایران به توسعه همه جانبه اقتصادی و سیاسی و نظامی و فرهنگی دست می یابد.» «ایران از انزوای سیاسی خارج می شود.» «ایران کشوری قدرتمند در خاورمیانه می شود.» بنابراین، مدعای اصلی ما را باید ترکیب عطفی گزاره اصلی و گزاره های فوق دانست: «ایران و آمریکا در حال مذاکره هستند و به توافق می رسند. ایران در برابر رفع تحریم ها موقتاً تعلیق غنی سازی می کند. امنیت ملی ایران (داخلی و در برابر تجاوز خارجی: آمریکا و اسرائیل) تأمین می شود. ایران به بازدارندگی دست می یابد. ایران به توسعه همه جانبه اقتصادی و سیاسی و نظامی و فرهنگی دست می یابد. ایران از انزوای سیاسی خارج می شود. ایران کشوری قدرتمند در خاورمیانه می شود. و...». آیا این گزاره اصلی بزرگ صادق است؟ زمانی درستی این گزاره را می‌پذیریم که تمامی گزاره های ساده تشکیل دهنده آن دارای ارزش درست باشند. اما شواهد ناقض کدامند؟ آمریکا، اروپا و اسرائیل خواهان تعطیل سازی کامل غنی سازی و جمع کردن بساط صنعت هسته ای هستند(ترامپ بارها گفته که ایران دارای دارای منابع عظیم نفت و گاز است و هیچ نیازی به انرژی هسته ای ندارد. ایران یا اجازه می دهد همه تأسیسات هسته ای اش- حتی پیچ و مهره هایش- را جمع کنیم و از ایران خارج کنیم و یا بمبارانش می کنیم). آمریکا، اروپا و اسرائیل خواهان کاهش بُرد موشکی های ایران به حدی هستند که به اسرائیل نرسند(ناقض امنیت ملی و بازدارندگی). آمریکا نمی پذیرد که کلیه تحریم های اولیه و ثانویه برای همیشه برداشته شود. آمریکا و اروپا و اسرائیل خواستار عدم نفوذ منطقه ای ایران هستند(در حالی که خودشان، کشورهای عرب، و ترکیه در کل خاورمیانه حضور مستقیم داشته و گروه های مسلح وابسته به خودشان را مسلح کرده و از آنها برای مقاصدشان استفاده کرده و می کنند. راه حل این معضل یک توافق عادلانه دست جمعی کشورهای منطقه است که همه را یکسان در بر بگیرد و امنیت همه را تضمین کند و کل منطقه را عاری از سلاح های کشتار جمعی سازد). آمریکا خواهان عضویت ایران در پیمان صلح ابراهیم و به رسمیت شناختن اسرائیل توسط ایران است(کنگره آمریکا بدون به رسمیت شناختن اسرائیل توسط ایران حاضر به لغو تحریم های ثانویه مصوب خود نیست). آمریکا خواهان حکومتِ ژنرال سیسی ایرانی است(فردی از درون نیروهای مسلح و مسلط بر آنها که رابطه ای شبیه رابطه مصر با آمریکا و اسرائیل را برقرار سازد). با توجه به اینکه اعضای جبهه إصلاحات شواهد ناقض فوق را مد نظر قرار نداده اند، ایشان را واقع به شمار نیاوردم. بنابراین اعضای جبهه إصلاحات برای حل این نقیصه دو راه بیشتر در پیش پا ندارند: 🔺راه اول: انکار اینکه آمریکا و اروپا و اسرائیل از ایران چنین مطالباتی دارند(آقای اصغرزاده با پیش کشیدن عناوینی چون تصورات دوران جنگ سرد، نظریه امپریالیسم، و دست نکشیدن از آمریکاستیزی، ظاهر-احتمالاً قصد دارند بگویند که این مطالبات ناشی از باقی ماندن ما- مثلاً «چپ هایِ ارتدکسِ ضد امپریالیستیِ مقاومتی» چون پرفسور حمید دباشی ها، دکتر رفیعی ها، دکتر حبیب الله پیمان ها، دکتر نسیم نوروزی ها، ملیحه محمدی ها و مصدقی هایی چون دکتر رامین کامران ها...- در دوران سپری شده است، نه اینکه آمریکا و اسرائیل واقعاً چنین مطالباتی داشته باشند). 🔺راه دوم: اذعان به اینکه آمریکا و اسرائیل چنان مطالباتی دارند. اما تأکید بر تن دادن به این مطالبات تا به چین، ژاپن، ویتنام و آلمان دیگری تبدیل شویم (پنج نمونه ای که اصغرزاده شاهد آورده است) یا دستکم مشابه کشورهای عرب خلیج فارس شویم (اسرائیلِ قطرِ متحد آمریکا را زد و تهدید می کند که ترکیه ی متحد آمریکا و عضو سازمان ناتو را هم خواهد زد). اگر تسلیم همه خواسته های آنها شویم، دیگر شواهد ناقضی باقی نخواهد ماند. ✍اما به گمان هیچ یک از این دو راه حل موفقیت آمیز نخواهد بود. زیرا همچنان که توضیح دادم آیت الله خامنه ای به اصلاح طلبان («جبهه إصلاحات» از یک سو و «سبزها به رهبری مهندس موسوی» که خواهان همه پرسی برای گذار از جمهوری اسلامی شده اند و گروهی از اصلاح طلبان [مصطفی تاجزاده، قدیانی، و....] و ملی-مذهبی ها و نهضت آزادی هم از آن رسماً حمایت کرده اند، از دیگر سو) به چشم براندازانی می نگرد که قصد دارند از راه مذاکره با آمریکا و عقب نشینی جمهوری اسلامی را سرنگون کنند. 🔺اما حتی اگر اصلاح طلبان مشکل خود را با یکی از دو راه حل فوق حل کنند همچنان با مشکل رابطه شان با آیت الله خامنه ای دست به گریبان هستند. راه حل ایشان برای این مشکل اخیر چیست؟ به نظر می رسد که اصلاح طلبان مطلقاً به دنبال اعتمادسازی با آیت الله خامنه ای نبوده و نیستند. اصغرزاده به صراحت می نویسد که تلاش برای این گونه اعتمادسازی پرتاب به «دام روزنه گشایی» و «چاکرمنشی» و «گداصفتی» و تبعیت محض از رهبری برای قدرت طلبی است. در حالی که باید با رهبری مرزبندی داشت. نتیجه: چرا آیت الله خامنه ای باید دعوت اصلاح طلبان به مذاکره مستقیم و تعلیق غنی سازی را بپذیرد وقتی آنها به صراحت اصغرزاده می گویند که حتی حاضر نیستند به روزنه گشاهایی تبدیل شوند که سابقه زندان و محکومیت دارند و از سوی حکومت تحمل نمی شوند؟ چرا باید مطالبه آنها را بپذیرد وقتی پس از آتش بس جنگ ۱۲ روزه خواهان برگزاری همه پرسی برای نابودی جمهوری اسلامی و ولایت فقیه از راه غیرخشونت‌آمیزِ همه پرسی شدند؟ 🔺در اینجا: اول- شخصیت اصلاح طلبان و شخصیت آیت الله خامنه ای دارای اهمیت است. دوم- رویکردها و راهبردهای اصلاح طلبان و آیت الله خامنه ای مهم است. سوم- ساختارها و بافتارهایی که در آن آنان در حال عاملیت و فاعلیت هستند هم مهم است. مدعا این نبود و نیست که اصلاح طلبان آیت الله خامنه ای را به لج انداخته اند، او دارای شخصیتِ خاصی است، سوء ظن های خاص خود را دارد، آرمان ها و ایده های خاصی را تعقیب می کند، و در یک ساختار غیر دموکراتیک تاریخی ولی فقیه با اختیارات مطلقه شده است. اصلاح طلبان هم یک طیف وسیع با اختلافات خاص خود و تعاریف خود از اصلاح طلبی هستند. برخی از چپِ چپ به راستِ راست گذر کرده اند. در اقتصاد هم از سوسیالیسم دولتی بلشویکی به نئولیبرالیسم عبور کرده اند(انتخاب عباس آخوندی به عنوان نامزد اول ریاست جمهوری «جبهه إصلاحات» موید همین معناست). اتفاقاً برخی از مهمترین روزنه گشاها هم افرادی چون موسی غنی نژاد- که مهمترین نماد مروجِ «بنیادگرایی بازارِ» میلتون فریدمن و فون هایک است- را به عنوان اقتصاددان خود معرفی کرده اند(جوزف استیگلیز نه تنها نئولیبرالیسم را «بنیادگرایی بازار» و شکست خورده به شمار می آورد، بلکه در آخرین کتاب اش توضیح می دهد که نئولیبرالیسم دارای همه اوصاف «یک مذهب بنیادگرا» است). ✅مسائل غیر اصلی/بیرونی/حاشیه ای: 🔹بی سوادی و بی اطلاعی: محل نزاع نه با سوادی و بی سوادی بود- که من شاگرد دوستان هستم- نه اطلاع و بی اطلاعی بود- که دوستان اصلاح طلب بسیار بیش از من از دنیا اطلاع دارند- بلکه محل نزاع تاکنون فقط و فقط مذاکره مستیقم با آمریکا بود. من مذاکره را ضروری به شمار می آورم، پس در این مورد وحدت نظر داریم. من هدف مذاکره را برقراری روابط دوستانه میان ایران و آمریکا به شمار می آورم، که بیانیه جبهه إصلاحات تا این حد پیش نرفته است. محل نزاع این بود که آمریکا چه مطالباتی از ایران دارد؟ آیا ما تن دادنِ به آن مطالبات را تجویز می کنیم یا می گوئیم نباید تن داد؟ اگر تن ندهیم چه خواهد شد و اگر تن دهیم چه خواهد شد؟ 🔹تاریخ و امپریالیسم: من به هیچ وجه وارد بحث های تاریخی، دوران جنگ سرد، ایده های آن دوران، و امپریالیسم نشدم. بحث های من، بحث های روز مربوط به دوران ترامپ بود که شما بهتر از من از آنها اطلاع دارید. ترامپ چگونه رهبری است؟ چه می خواهد؟ سر خواسته هایش برای زمان بسیار کوتاه می ایستد یا آنها را با خواسته های بیشتری در طول چند ساعت عوض می کند؟ تحقیر می کند یا نمی کند؟ خواستار تسلیم می شود یا نمی شود؟ دلقک بازی در می آورد یا نمی آورد؟ اگر توافق کرد و پای آن را امضا کرد ممکن است چند هفته بعد زیر آن بزند یا نمی زند؟ آیا ممکن است بگوید بخشی از کشور شما (مثلاً کل مناطق نفت خیز ایران) به من تعلق دارد یا ناممکن است؟ و.... آیا اینها به معنای اعتقاد به نظریه امپریالیسم (به معنای لنینی و پس از آن) است؟ خیر(حتی خود چپ ها هم اینک کمتر از اصطلاحاتی چون «امپریالیسم» استفاده می کنند. نظریه پردازانی چون «یانیس واروفاکیس» نظریه «سرمایه ابری» را به عنوان نظریه ای توصیفی-تبیینی برای عصر کنونی برساخته اند. (رجوع شود به کتاب: یانیس واروفاکیس، سرمایه داری مُرد، قاتل: فئودالیسم فناورانه، ترجمه زهرا عبدالمحمدی، انتشارات روزنه). آیا اینها به معنای توقف در دوران جنگ سرد و ایده های آن دوران است؟ خیر. آنچه گفتم بحثی انضمامی و عینی و ناظر به تعیین تکلیف برای آغاز مذاکره است. فرض کنیم آقایان اصغرزاده و محمد جواد ظریف قرار است نماینده ایران در مذاکرات باشند. آیا لازم نیست بدانند که استیو ویتکاف یک صهیونیستِ یهودی تمام عیار است و صهیونیست های یهودی و مسیحی بیش از هر چیز دلمشغول ایده های آخرالزمانی مربوط به آینده اسرائیل و تدارکِ مقدمات و زمینه های آن رخداد عظیمِ مسیحایی هستند؟ آقای اصغرزاده در گفت و گوی ما سه بار از اصطلاح «امپریالیسم» استفاده کرد و نشان داد که به نحو متعارض از این اصطلاح استفاده می کند، اما من از آن برای تبیین و تجویز استفاده نکرده و نمی کنم. اصغرزاده نوشت: «شما درست می‌گویید که آمریکا امپریالیسم است و بارها حتی با متحدان خود رفتاری سلطه‌جویانه داشته است.....روایت‌های جنگ سرد، ضدامپریالیسم بلوک شرق، و رؤیای استقلال اقتصادی همگی شکست خورده‌اند.» و «چین دهه‌ها زیر شعار "امپریالیسم آمریکا دشمن شماره یک بشریت" زندگی کرد. اما با ابتکار دنگ شیائوپینگ، مسیر "اصلاحات و درهای باز" را برگزید، و امروز بزرگترین رقیب اقتصادی همان آمریکاست؛ رقیبی که بدون بازار و سرمایه آمریکایی شکل نمی‌گرفت.» 🔹هویت سازی جبهه اصلاح طلبان: موضوع هویت سازی را هم من در رابطه با عدم توافق و عدم برقراری رابطه ایران و آمریکا طرح کردم. توضیح دادم که یکی از علل و دلایل عدم برقراری رابطه با آمریکا تصوری است که ولی فقیه از مواضع کل اصلاح طلبان (هر سه طیف اصلاح طلبان، به علاوه نهضت آزادی، و ملی- مذهبی ها) دارد. به باور او همه اینها از طریق رابطه با آمریکا و تعطیل سازی غنی سازی براندازی ولایت فقیه و جمهوری اسلامی و مصداق ولایت فقیه را دنبال می کنند. آیا از این مقدمه توصیفی-تبیینی می توان به این نتیجه توصیه ای-تجویزی پل زد که پس باید تابع رهبری شد و هیچ انتقادی از او نباید مطرح نکرد و حتی باید از او گدایی قدرت (پست و مقامات حکومتی) کرد؟ خیر. ادعای توصیفی-تبیینی می گوید که دونالد ترامپ بسیار کینه ای و انتقام جوست. اگر قدرت داشته باشد ترتیب یکی یکی منتقدان را خواهد داد. به همین دلیل جو بایدن در روزهای آخر ریاست جمهوری اش برای تعداد زیادی از مقامات- که هیچ پرونده ای نداشتند، چه رسد به محکومیت- عفو پیشگیرانه صادر کرد. ترامپ هم نه تنها به سراغ باقی افراد از جمله هیلاری کلینتون و باراک أوباما در پروند روسیه رفته، بلکه عفو بایدن را هم قبول ندارد و می گوید او عقل اش را از دست داده بود و امضای خودش هم نیست و ماشین به جای او امضا کرده است. از این مقدمه توصیفی و تبیینی نمی توان این نتیجه توصیه ای-تجویزی را گرفت که پس هیچ کس نباید از ترامپ انتقاد کند و همه باید تابع او شوند. زندان ۱۰ ساله مصطفی تاجزاده، حصر ۱۵ ساله مهندس موسوی و زهرا رهنورد و...برای چیست؟ آیا توضیح توصیفی-تبیینی علل زندانی بودن اینها به معنای استنتاج دعوت به تبعیت آنان از رهبری است؟ خیر. اما برای آنان که خواستار مذاکره مستقیم با ‌امریکا برای توافق بُرد-بُرد هستند، درس های آموزنده ای دارد. باید به نقش منفی خودشان در عدم مذاکره و توافق، از این منظر هم بنگریند. وجود رهبر با قدرت مطلقه و با خصوصیات انسانیِ خاص، یکی از مهمترین واقعیت هاست. یک حزب یا جبهه وسیع اصلاح طلب نمی تواند بگوید من در عملکرد خودم و در پیشنهادات خودم اصلاً این خصوصیات را در نظر نمی گیرم. یک گروه برانداز می تواند بگوید: «زلف آشفته او موجب جمعیت ماست- چون چنین است پس آشفته ترش باید کرد». اما یک حزب و جبهه اصلاح طلب هرگز نمی تواند این گونه رویکردی را اتخاذ کند. موقعیت من گنجی به عنوان یک فرد منتقدِ «جمهوری خواه سکولار ملتزم به عدالت و آزادی و حقوق بشر و رفع کلیه اشکال تبعیض های قومی و مذهبی و جنسیتی و طبقاتی» به کلی با موقعیت یک حزب اصلاح طلب تفاوت دارد. حزب تشکیل شده و می شود تا قدرت را از طریق کار حزبی و انتخاباتی به دست آورد. اخوانی های ترکیه از همین راه به یک اقلیت در پارلمان آن کشور رسیدند و رفته رفته به اکثریت دست یافتند و اکنون بیش از ۲۰ سال است که قدرت را در دست دارند. برخی مرزبندی ها به جدایی کامل منتهی شده و اصلاح طلبان را به نهضت آزادی دیگری تبدیل می سازد. آری نامی بسیار نیک در تاریخ از مهندس مهدی بازرگان، دکتر یدالله سحابی و مهندس سحابی باقی ماند و می ماند. آیت الله منتظری را بنگرید. او از اول هم فردی نبود که به درد ولی فقیه شدن بخورد. او شجاع ترین فردی بود که یک تنه در برابر آیت الله خمینی از موضع حقوق بشر و دفاع از مخالفان و ستمدیدگان ایستاد. او یک استثنا در میان فقیهان و مراجع تقلید بود. اما یک تداومی در کار این بزرگان دیده می شد که در دیگران دیده نمی شود. 🔹مرزبندی و هویت سازی: مرزبندی و هویت سازی کار هر گروه سیاسی و بخصوص احزاب و جبهه هاست. گروه های اصلاح طلب (یعنی گروه هایی که به روش های غیر خشونت آمیز رسیدن به اهداف را دنبال می کنند. اگر اصلاح طلبی به معنای فعالیت در چارچوب نظام به کار رود، مهندس موسوی و سبزها و مصطفی تاجزاده اصلاح طلب به شمار نمی روند) اینک به سه طیف روزنه گشاها، جبهه إصلاحات به رهبری محمد خاتمی، سبزها به رهبری مهندس موسوی، تقسیم می شوند. تمایز و تفکیک این دوستان از همدیگر، اینک بیشتر براساس منافع صورت می گیرد. هر کس رادیکالتر است، دیگران را متهم می سازد که به دنبال منافع سیاسی و اقتصادی- به عنوان امری کاملاً مذموم- هستند. در حالی که قلمرو سیاسی، قلمرو رقابت برای منابع کمیابِ قدرت، ثروت، اطلاعات و منزلت اجتماعی است. مگر دونالد ترامپ و جو بایدن و دیگران دنبال همین منابع برای خود و خانواده و دوستانشان نبوده اند؟ هر کدام که در انتخابات پیروز شده اند، همه خانواده و دوستان و نزدیکان و اعضای ستادهای انتخاباتی شان را به این منابع رسانده اند. ترامپ حتی دوست دخترهای سابق پسرانش را سفیرآمریکا کرده است. پدر زن دامادش را سفیر امریکا در فرانسه کرد. همه دنیا این چنین است. ترامپ در شش ماه گذشته میلیاردها دلار بر ثروت خود و فرزندانش افزوده است. پس- به عنوان مثال- اینکه گفته می شود «محمد رضا جلایی پور» به عنوان فردی روزنه گشا در پی زمینه سازی برای رئیس جمهور شدن است، و برای کسب این منفعت شخصی این نوع مواضع محافظه کارانه را می گیرد، اصلاً مهم نیست. همه سیاستمداران و گروه های سیاسی در پی کسب منافع هستند. به تعبیر ماکس وبر، هر کس خواهان این جهانِ سیاسیِ منفعت گرایِ اسطوره زدایی شده نیست، بهتر است مانند راهبه ها به دیرها بازگردد که در آنجا به خوبی از آنها استقبال خواهد شد. کارل مارکس هم به صراحت تمام در مانیفست کمونیسمنوشت: «بوروژوازی...همه چیز را به سود عریان و داد و ستد پولیِ خشک بیروح تبدیل کرده» و ملکوت آسمان و ارزش های اخلاقی را «در آبهای حسابگریهای خودپرستانه غرقه ساخت... بورژوازی هاله تقد تمامی مشغله هایی را که سابقاً محترم بودند و با خشیت نگریسته می شدند زدوده است. بورژوازی پزشکان، وکلا، کشیشها، شعرا و مردان علم را به کارگران مزدبگیر خویش تبدیل کرده است....بورژوازی پرده احساسات را از روی خانواده کنار زد و به رابطه پولیِ صرف بدل ساخت». «بورژوازی تمامی وقار و شرف شخصی را به ارزش مبادله مبدل ساخت و به جای تمامی آزادیهایی که آدمیان برایش جنگیده اند، یک آزادی فاقد اساس گذاشت- تجارت آزاد». ماکس وبر وقتی به نتیجه جهان مدرنیته می نگریست، آن را ناآمیدانه «قفس آهنین» به شمار آورد. به جای مرزبندی کردن برمبنای منافع (گدایی قدرت و چاکری رهبر)، مرزبندی باید بر مبنای أصول و تمایزهای سیاسی (داخلی و خارجی) ، اقتصادی، فرهنگی، و غیره صورت گیرد. آقای اصغرزاده در آخرین پاسخ کوشش زیادی برای مرزبندی با روزنه گشاها می کند. هویت های جداگرانه برای جبهه اصلاح طلبان و روزنه گشاها می سازد. اصل مرزبندی و هویت سازی با روزنه گشاها هیچ اشکالی ندرد. منتهی مرزبندی ها و هویت سازی ها باید نه تنها داخلی، بلکه منطقه ای و جهانی باشد. عدالت أساس و موضوع فلسفه سیاسی است. اگر اصلاح طلبان خود را عدالت خواه به شمار می آورند، این عدالت خواهی باید در تمایز با ظلم و ستمگری در داخل، منطقه و جهان صورت گیرد. عدالت های داخلی و منطقه ای و جهانی ربط وثیقی با یکدیگر دارند و دارای همبستگی هستند. چگونه می توان نسل کشی و هولوکاست سازی در غزه را نادیده گرفت و اهمیت در خوری به آن نداد؟ فقط برای اینکه با رهبری و جمهوری اسلامی هم هویت نشویم که نباید از عدالت خواهی دست شست؟ وطن جایی است که باید امنیت داشته باشد و از تعرض داخلی و خارجی مصون باشد. وطن نباید هرگز مورد خیانت قرار گیرد. خیانت به وطن (دعوت به حمله نظامی به کشور و همکاری عملی با دشمن متجاوز خارجی، و جاسوسی برای بیگانگان) بالاترین جرم هاست. آیا در همان حدی که با روزنه گشاها مرزبندی صورت گرفته و می گیرد، با افراد و گروه هایی که به طور علنی خواهان بمباران ایران شدند و با دشمن همکاری عملی کردند و برایشان جاسوسی هم کردند، مرزبندی صورت گرفته و می گیرد؟ اگر نه، چرا؟ به طور مشخص از رضا و یاسمین و نور پهلوی سخن می گویم که خودشان را شاه و شهبانو و ولیعهد قلمداد کرده و می کنند، و سلطنت طلبان و مهدی نصیری ها، در حال عادی سازی خیانت به کشورند. چرا با اینها به صراحت مرزبندی صورت نگرفته و نمی گیرد؟ آیا خطر روزنه گشاها بیش از خطر سلطنت طلبان است؟ آیا خطر اینها بیش از مهدی نصیری است که شعار «از تاجزاده تا شاهزاده» را مطرح کرد و پی گرفته است(خدا وکیلی محسن آرمین در یک جلسه که علوی تبار و چند تن دیگر از دوستان شاخص حضور داشتند، حسابی حال این «محروم از عقل» - ترجمه فارسی من از عنوانی که محسن آرمین برای او بکار برد- را گرفت. و به او گفت که حق ندارد دیگر «ازتاجزاده تا شاهزاده» بگوید. اما آن سخنان هیچ پژواکی در بیرون نداشت). مطالب مهدی نصیری حتی پس از دعوت اسرائیل به بمباران ایران نیز در کانال تلگرام آن دوست عزیز منتشر شد. هنوز هم دوستان حاضر نیستند با خیانت کنندگان به وطن (خاندان پهلوی و مهدی نصیری) مرزبندی کنند و هویت خودشان را به صراحت و شفافیت از آنان متمایز سازند و این خائن های به وطن را محکوم کنند. عجیب است که یک هنرمند غیر سیاسی (محسن نامجو) به شدت وارد قلب خیانت کنندگان به وطن و تلویزیون فارسی زبان موساد شد و وطن فروشی و مواجب بگیریشان از نتانیاهو را به تیغ نقد گرفت، اما دوستان ما هنوز حاضر به محکوم کردن خیانت پهلوی ها و مهدی نصیری نیستند. ✅سحن پایانی: گفت و گوی من با آقای اصغرزاده از توئیت ۱۲ شهریور او آغاز شد. اصغرزاده در ۱۹ شهریور در توئیت جدیدی نوشت: «اگر ثابت شد روسیه در تجاوز به لهستان از تسلیحات مشابه ساخت ایران استفاده کرده، آنهم در بزنگاه توافق حیاتی با آژانس، باید بی‌درنگ به مسکو اعتراض رسمی کرد. سکوت، یعنی شراکت در تجاوزی که امنیت اروپا را تهدید و ما را به تحریم جهانی و نافرجامی #برجام می‌کشاند.» #مکانیزم_ماشه #نه_به_جنگ». این فرسته به سرعت با واکنش عبدالله رمضان زاده- سخنگوی دولت سید محمد خاتمی- و دکتر محسن میلانی مواجه شد. رمضان زاده نوشت: «میزان‌الحراره ضد روسی برخی از دوستان خیلی بالا رفته. توجه به اصول ژئوپولتیک و واقعیت همسایگی با یک قدرت بزرگ جهانی هم لازمست . بخواهیم یا نخواهیم روسیه همسایه تاریخی تأثیرگذاری در سرنوشت کشور بوده است و خواهد بود.۰استفاده از تسلیحات مشابه تسلیحات ساخت ایران به ما چه ربطی دارد؟» واکنش عبدالله رمضان زاده نشان داد که او به «خوانش حداقلی» بیانیه جبهه إصلاحات پایبند است و «خوانش حداکثری» اصغرزاده را رد می کند. گفت و گو آیین درویشی نبود ور نه با تو ماجراها داشتیم شیوهٔ چشمت فریب جنگ داشت ما غلط کردیم و صلح انگاشتیم نکته‌ها رفت و شکایت کس نکرد جانب حرمت فرونگذاشتیم

Akbar Ganji

52,680 просмотров • 11 месяцев назад