正在加载视频...

视频加载失败

«من خیلی راحت گریه نمی‌کنم… اما اینجا گریه‌ام می‌گیرد.» بانو یاسمین پهلوی از زخمی می‌گوید که با گذشت سال‌ها هنوز برای او زنده است؛ زخمی که هر بار کسی از گذشته می‌گوید و بابت رفتاری که با شاه فقید شد عذرخواهی می‌کند، دوباره سر باز می‌کند. او می‌گوید خودش...

22,719 次观看 • 21 天前 •via X (Twitter)

0 条评论

暂无评论

原始帖子的评论将显示在这里

相关视频

یک شهروند به نام «حامد آزادبخت» با انتشار ویدئویی در اینستاگرام گفته است که روز گذشته، هنگام حضور در اعتراضات، هدف شلیک ساچمه قرار گرفته است. او در این ویدئو می‌گوید اوایل شب برای اعتراض از خانه خارج شده و در جریان آن، سه ساچمه به ناحیه سر و صورت او اصابت کرده است. آزادبخت با اشاره به شدت جراحاتش می‌گوید اگر محل اصابت ساچمه‌ها تنها یک سانتی‌متر جابه‌جا می‌بود، ممکن بود بینایی خود را از دست بدهد. او خطاب به نیروهای حکومتی می‌گوید کسانی که در خیابان ماشه را می‌چکانند، به این فکر نمی‌کنند که گلوله یا ساچمه به چه کسی و کجا برخورد می‌کند و تأکید می‌کند که خود او «دشمن یا مزدور» نیست، بلکه جوانی شبیه بسیاری دیگر است که با مشکلات معیشتی و تأمین مسکن دست‌وپنجه نرم می‌کند. این شهروند در ادامه می‌گوید از شرکت در اعتراض پشیمان نیست و اضافه می‌کند حتی اگر برای بازداشت او اقدام شود، اعتراضی ندارد. او سخنانش را با تأکید بر آینده کودکان ایران و اینکه آینده متعلق به آن‌هاست، به پایان می‌رساند.

اتاق خبر منوتو

17,663 次观看 • 8 个月前

نیچه جمله‌ای مشهور دارد: "آن‌کس که با هیولا می‌جنگد، باید مراقب باشد که خود بدل به هیولا نشود. اگر مدتی طولانی به پرت‌گاهی بنگری، پرت‌گاه نیز به تو چشم می‌دوزد." فرانک کسل (پانیشر) یکی از دقیق‌ترین نمونه‌های این هشدار نیچه است. او مردی است که صرفا به دنبال عدالت و خون‌خواهی برای خانواده‌اش است، اما تداوم حضور در چرخه بی‌پایان خشم، خشونت و انتقام، به تدریج مرزهای اخلاقی او را تغییر می‌دهد. در واقع، وقتی تمام زندگی یک فرد صرف مبارزه با تاریکی شود، آن تاریکی کم‌کم در وجود خود او نیز نفوذ می‌کند. هر بار که فرانک کسل ماشه را می‌کشد، تصور می‌کند یک گام به پایان دردش نزدیک‌تر شده است. اما در واقع دقیقا در مسیری برعکس گام برمی‌دارد. خشونت، برخلاف آنچه به نظر می‌رسد، پایانی ندارد. هر دشمن، دشمن دیگری را به وجود می‌آورد. او آن‌قدر در این چرخه باقی می‌ماند که هویتش فقط با جنگیدن تعریف می‌شود. مردی که ابتدا برای حفظ ارزش‌های انسانی برخاسته بود، کم‌کم همان ارزش‌ها را قربانی هدف خود می‌کند. آلبرت بندورا، این فرآیند را گسست اخلاقی می‌نامد. سازوکاری که به انسان اجازه می‌دهد اعمالی را که زمانی غیرقابل قبول می‌دانست، برای خود توجیه کند. ذهن، برای فرار از احساس گناه، برای خودش داستانی ساختگی ایجاد می‌کند. اینکه هدف را آن‌قدر مقدس می‌داند که هر وسیله‌ای را برای رسیدن به آن مشروع می‌کند. از این لحظه به بعد، انسان دیگر رفتار خود را قضاوت نمی‌کند و فقط نتیجه را می‌بیند. فرانک کسل نیز دقیقا به همین نقطه می‌رسد. او خود را فراتر از قانون می‌بیند و باور می‌کند که خشونت او، با خشونت دیگران تفاوت دارد، زیرا نیتش خیر است. اما شر، بیش از آنکه به نیت انسان نگاه کند، به روش او نگاه می‌کند. خطر اساسی برای ما از زمانی آغاز می‌شود که برای نابودی هیولاها، از زبان و منطق خود آن‌ها استفاده کنیم. وقتی خشونت را با خشونت پاسخ می‌دهیم، وقتی نفرت را با نفرت جواب می‌دهیم و یا وقتی برای رسیدن به عدالت، همان قواعد بی‌عدالتی آن‌ها را می‌پذیریم، مرز میان قربانی و جلاد از بین می‌رود، که البته هر دو طرف، خود را حق واقعی می‌دانند. وقتی سال‌ها با خشم زندگی کنیم، خشم به زبان اصلی ما تبدیل می‌شود. وقتی هر روز با نفرت سر و کار داشته باشیم، به مرور جهان را فقط از نقطه نظر نفرت خواهیم دید. انسان، شبیه چیزی می‌شود که بیشترین زمان را با آن سپری می‌کند. حتی اگر تمام عمرش را صرف مبارزه با آن کرده باشد. انتقام هیچ درمانی برای هیچ زخمی نیست. انتقام به ندرت آرامش می‌آورد، برعکس، ذهن را در وضعیت دائمی برانگیختگی نگه می‌دارد. فرد بارها حادثه را در ذهن خود تکرار می‌کند، دوباره خشمگین می‌شود و دوباره برای جنگیدن آماده می‌شود. در چنین وضعیتی، هیچ زخمی هرگز فرصت ترمیم پیدا نمی‌کند، چون انسان ناخواسته هر روز آن را دوباره تجربه می‌کند. این نوشته، صرفا درباره پانیشر نیست. هر روز در زندگی واقعی نیز انسان‌هایی را می‌بینیم که با نیت اصلاح، خودشان به بخشی از همان مشکلی تبدیل می‌شوند که قصد مبارزه با آن را داشتند. کسی که سال‌ها با دروغ می‌جنگد، سرانجام برای پیش بردن هدفش دروغ می‌گوید. کسی که از تحقیر شدن رنج کشیده، مدتی بعد خودش دیگران را تحقیر می‌کند. کسی که قربانی خشونت بوده، در طولانی مدت، خودش فقط زبان خشونت را می‌فهمد. حتی در محیط‌های کاری، خانواده‌ها، ارتباط‌های جمعی، دوستانه و روابط اجتماعی نیز این چرخه بارها تکرار می‌شود. منی که برای مقابله با بی‌عدالتی، بی‌عدالتی را عادی می‌کنم و حق دیگران را پایمال می‌کنم و برای عبور از نفرت، خودم به تولیدکننده نفرت تبدیل می‌شوم.

Ramin Daei

17,083 次观看 • 2 个月前

در آن لحظه، تنها یک دست فشرده نشد. سفر رسمی محمدرضا شاه پهلوی و شهبانو فرح پهلوی به استرالیا در شهریور ۱۳۵۳ (سپتامبر ۱۹۷۴). در جریان این سفر لحظات متعددی از استقبال گرم مردم استرالیا ثبت شده است. یکی از این لحظات، دست دادن شاه با یک پیرزن استرالیایی است که با خوشحالی و هیجان دست او را می‌فشارد. و آنگاه که محمدرضا شاه پهلوی، با لبخندی آرام، دستش را به سوی او دراز کرد، زمان برای لحظه‌ای ایستاد. پیرزن، بی‌اختیار و از سر احساسی که از دلش می‌جوشید، دستان شاه را فشرد. نه به آرامی، که با آن قدرتی که فقط دل‌های بی‌ریا دارند. و در نگاهش چیزی بود که نیازی به ترجمه نداشت. احترامی صادقانه، احساسی فراتر از سیاست و مرزها. در میان همهمه و برافراشته‌شدن پرچم‌ها، گروهی از ایرانیان مقیم استرالیا با شور و صدای رسا فریاد زدند: «جاوید شاه! جاوید شاه!» صدایی که در خیابان‌های سیدنی طنین انداخت و دل‌های دور از وطن را با میهن پیوند زد.

History In Pics

46,261 次观看 • 1 年前

شهروند معترض مازندرانی: با وجود فشارهای امنیتی فرار نمی‌کنم؛ ریشه‌ام در این خاک است یک شهروند معترض به نام علی رضایی از آمل با انتشار ویدیویی در صفحه اینستاگرام خود، از فشارهای امنیتی پس از حضور در اعتراضات خیابانی خبر داده و تأکید کرده است که با وجود تهدیدها، قصد ترک شهر یا کشور را ندارد. علی رضایی در این ویدیو می‌گوید که طی روزهای گذشته اعتراض خود را هم به‌صورت علنی و هم با حضور در خیابان اعلام کرده و پس از آن، سیم‌کارت تلفن همراهش مسدود و حساب بانکی‌اش بسته شده است. او این اقدامات را تلاشی برای اعمال فشار و وادار کردنش به سکوت توصیف می‌کند. این شهروند معترض با تأکید بر اینکه همچنان در داخل کشور و در شهر خود حضور دارد، می‌گوید: «ما ایرانی‌ها و مازندرانی‌ها ریشه‌مان در این خاک است و نمی‌شود ما را از اینجا کند.» او هشدار داده است که در صورت آسیب‌دیدن او، افراد بسیاری صدای اعتراض را ادامه خواهند داد. علی رضایی در ادامه سخنانش به سابقه بازداشت و زندان خود اشاره می‌کند و می‌گوید که پیش‌تر دو سال در زندان بوده و در جریان اعتراضات هدف اصابت گلوله قرار گرفته است. او همچنین از وضعیت جسمانی نامناسب خود در دوران بازداشت، محرومیت از دسترسی به دارو و اعتراض مادرش به ادامه نگهداری او در زندان با وجود بیماری سخن می‌گوید. به گفته این شهروند، پس از آزادی نیز بارها از سوی نهادهای امنیتی احضار و به مراکز اطلاعاتی منتقل شده است. او در پایان ویدیو تأکید می‌کند که با وجود همه این فشارها، از موضع خود عقب‌نشینی نخواهد کرد و می‌گوید: «انسان‌هایی مثل من فدا می‌شوند، اما فرار نمی‌کنند. من فدا می‌شوم، ولی فرار نمی‌کنم.» ali_rezaei.amoli ـ جمهوری اسلامی تنها در خیابان‌ها یا زندان‌ها نمی‌کشد بلکه با ایجاد تنگنای معیشتی برای معترضان عملاً می‌خواهد آنها را از هستی و یک زندگی معمولی ساقط کند. محرومیت از حقوق اجتماعی یکی از روش‌های سرکوب جمهوری اسلامی است روشی که در واقع سرکوب نرم تلقی می‌شود. #اعتراضات_سراسری #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا

توانا Tavaana

13,817 次观看 • 8 个月前

این ویدیو از ضرب و شتم یک زن مسافر توسط راننده اسنپ به خاطر «رعایت نکردن حجاب» به دست بی‌بی‌سی رسیده است. گفته می‌شود که این رویداد شب گذشته ۵ شهریور حوالی ساعت ۹ در محله نارمک تهران رخ داده است. در ویدیو دیده می‌شود که راننده اسنپ تلاش دارد زن مسافر را که روسری بر سر ندارد، از ماشینش پیاده کند، ابتدا با قفل فرمان به سراغ زن می‌رود و بعدتر او را زیر مشت و لگد می‌گیرد. راننده پس از این که مسافرش را با خشونت از ماشین پیاده می‌کند، محل را ترک می‌کند. زن مسافر در حالی که نشسته می‌گوید که «به خاطر حجاب من را با قفل فرمان از ماشین انداخته بیرون.» در بخشی از تصاویر هم دیده می‌شود که پیش از درگیری، راننده بیرون از ماشین در حال تماس تلفنی است. فرستنده ویدیو می‌گوید که راننده برای برخورد با مسافرش که «حجاب را رعایت نکرده بود» به پلیس زنگ زده است. به دنبال سخت‌گیری‌های اخیر و تازه حکومت برای رعایت شدن حجاب اجباری، در جریان هفته‌های اخیر درگیری‌های مردم بر سرحجاب بارها خبرساز شده است.

BBC NEWS فارسی

76,361 次观看 • 3 年前