Loading video...

Video Failed to Load

Go Home

12,838 views • 4 months ago •via X (Twitter)

0 Comments

No comments available

Comments from the original post will appear here

Related Videos

یه روز گرم تابستونی حوالی سال 1375 تو محله دارآباد تهران بود که از مدرسه بر می‌گشتم خونه. اون موقع تبلیغ سس مایونز دلپذیر تلویزیون رو ترکونده بود! (دیگه شما فقر صنعت تبلیغات زمان ما رو تصور کنید!) جلوی در حیاط بودم که یه پاترول مشکی جلوی پام ترمز زد. اون موقع پاترول حکم لندکروزر رو داشت! روی در پاترول یه نوشته خسته از دلپذیر بود و عروسک دلپذیر به همراه دو نفر دیگه تو ماشین بودن. من بچه سال رو می‌گی؟ انگار که جیمز هتفیلد رو از نزدیک دیده باشم! عروسک دلپذیر شیشه ماشین رو داد پایین و گفت اگر 5 تا شیشه خالی از سس مایونز دلپذیر برام بیاری بهت جایزه می‌دم! (اون موقع چون سس‌ها شیشه‌ای بودن، شیشه خالیش رو نگه می‌داشتن توش نخود و لوبیا و این چیزها می‌ریختن.) دقیق یادم نمیاد فکر کنم جایزه‌ش سکه طلا یا همچین چیزی بود، مهم هم نبود چون من تو شوک دیدن سلبریتی زمان بودم! خلاصه مثل اسب بدو بدو پریدم تو حیاط، کیف مدرسه‌ام رو وسط حیاط پرت کردم و رفتم تو خونه در حالی که نفسم بالا نمیومد برای مادرم با جیغ و فریاد توضیح دادم چه اتفاقی افتاده و ازش خواستم شیشه خالی سس مایونز دلپذیر پیدا کنه و بهم بده! 3 تا شیشه خودمون، دو تا شیشه سر ظهری از همسایه سر جمع توی چند دقیقه 5 تا شیشه خالی سس رو جور کردم و پریدم تو کوچه که بدم به آقای سس دلپذیز و جایزم رو بگیرم و چشمتون روز بد نبینه، من 7-8 ساله پاترول رو دیدم که انتهای کوچه داره دور و دورتر می‌شه و هر چی داد زدم که وایسته صدام رو نشنید که نشنید و من با شیشه سس‌های تو دستم چشم‌هام خشک و خیره به انتهای کوچه موند. از این ماجرا نزدیک به 27-8 سال می‌گذره و نمی‌دونم آقای سس دلپذیر الان کجای کاره، احتمالا سن و سالی ازش گذشته و داره تون ور آب خوش می‌گذرونه، شاید هم یه حقوق بخور نمیر بازنشستگی می‌گیره و روزگار رو می‌گذرونه. اما من هیچوقت اون روز رو یادم نمی‌ره. هنوز بخشی از من 35 ساله منتظره تا آقای سس دلپذیر صدام رو بشنوه و برگرده شیشه سس‌های خالی تو دستم رو ازم بگیره و جایزه‌م رو بهم بده. اینجا تلاش کردم تا آقای سس دلپذیر رو تو سال 1403 به کمک AI به تصویر بکشم.

Diego Jr

60,633 views • 1 year ago