Video yükleniyor...

Video Yüklenemedi

Ana Sayfaya Dön

من یه فامیل دارم بعد همش ایراد میگیره مثلا میگ ژل بزن برو لیفت کن چرا این جوری بینیتو عمل کن ب من نه ها از همه ایراد میگیره هروقت این دعوته من نمیرم راستش اغسردگی میگیرم اعتماد ب نفسم مباد پایین اصلا با همچین ادمایی دوست نشید😐

112,231 görüntüleme • 10 ay önce •via X (Twitter)

0 Yorum

Yorum bulunmuyor

Orijinal gönderinin yorumları burada görünecek

Benzer Videolar

در این گفتگوی شنیدنی پادکست طبقه ۱۶ با سعید محمدی، هم‌بنیان‌گذار دیجی‌کالا بزرگ‌ترین e-commerce ایران، ارجاعی هم شد به گفتگویی که من پیش‌تر سعی کرده بودم در این پادکست باز کنم. خیلی خوشحالم که این گفتگوها به لایه‌های تصمیم‌گیر می‌رسه، ولی همون‌قدر هم ناراحتم که اشتباه می‌رسه. گفتگویی که بهش ارجاع داده می‌شه (چند قسمت پیش‌تر در همین پادکست) درباره نگاه‌های کوتاه‌مدت و بازاری‌محور در بین مدیر عامل‌های بازار فناوری ایران بود، ولی بازبَیانی که اینجا می‌بینیم ازش می‌شه، همون حرف‌های تکراریه که «تِکی‌ها وسواس فنی دارن / فقط جنبه تکنیکال رو می‌بینن نه بیزینس رو». این تفکر در مدیران بیزینسی، در کل تفکر نابجایی نیست و از کارها و قضاوت‌های غلطِ خود بچه‌های فنی و عشق ایده‌آل‌گرایی و بیش‌مهندسی شکل گرفته، ولی اینجا نامربوطه چون حرف اصلا این نبوده. چرا این موضوع برای من مهمه و دارم بهش واکنش نشون می‌دم و درباره‌ش می‌نویسم؟ چون دیجی‌کالا، فخر ایرانه. تپ‌سی، دیوار، فیلان، همه‌شون فخر ایرانن. باید روز به روز بهتر هم بشن. ولی مثلا در همین دیجی‌کالا، به قول متواتر (!) از رهبران ارشد فنی خودشون، فیچری که پارسال در ۲ هفته زده می‌شده الان تو ۲ ماه و سال دیگه در ۶ ماه هم نمی‌رسه. شبیه همین مساله در شرکت‌های دیگر هم هست. اینا چه‌طوری قراره حل بشن؟ اگر دعوایی بین طرفداران «حل این معضل» و طرفداران «این فیچرو بزن بیزینسم رو گازه» هست، این دعوای بین «نگاه فنی» و «نگاه بیزینسی» نیست (برخلاف برداشت نادرستی که به طرز ناراحت‌کننده‌ای در ویدیوی زیر می‌شنویم)، بلکه دعوای بین «نگاه بیزینسی بلندمدت» و «نگاه بیزینسی کوتاه مدت»ئه. تازه اصلا از این مساله (تعالی فنی برای بقاپذیری خودِ بیزینس) که بگذریم، بخش دیگر و مهم‌تر حرف‌ها در پادکست قبلی، «تعالی محصول» بوده. آقای الف می‌گه اگر با ارائه featureهای بیشتر روی محصول تف‌مال می‌شه پول بیشتر درآورد، چرا من سراغ متعالی‌تر کردنِ محصولم برم؟ من تعالی محصول رو می‌خوام ولی فقط در جهت بیزینسم. آقای ب می‌گه من نمی‌خوام صرفا پول دربیارم، بلکه می‌خوام از یک محصول متعالی پول دربیارم؛ می‌خوام به چیزی که ارائه می‌کنم افتخار کنم. آسیب‌شناسی من (یعنی همون گلایه و نق من) این بوده و هست که تقریبا همه مدیران شرکت‌های فناور بازار ایران، آقای الف هستن. به شخص آقای الف هم هیچ ایرادی نیست، می‌گه من بیزینس زدم که پول دربیارم؛ دمت هم گرم که برای N نفر شغل ایجاد کردی. ولی به «اکوسیستم» ایراد هست که چرا همه آقای الف هستن و ب تقریبا نیست. متوجه فشار و شرایط و نبودنِ فرصت برای این قرتی‌بازی‌ها و و و هم هستم، ولی صحبت این حرف‌ها نیست. به عینه دیدم. فرصتش بوده، تفکرش نبوده. دیگه دو ساعت حرف که پیش‌تر زدم رو اینجا تکرار نمی‌کنم. اگر با دو ساعت حرف زدن نتونستم منتقل کنم، حالا چه ایراد سمت فرستنده چه گیرنده، با یک صفحه یادداشت هم نخواهم تونست. پ.ن. با تشکر از سهیل و سعید برای این گفتگوی شنیدنی.

Kian

12,946 görüntüleme • 1 ay önce

دهه ۸۰ توی ماشین دوستم تصادف کردیم، آهنگ ترنج از نامجو پخش می‌شد، تا اون موقع نمی دونستم کیه، داد و هوار میکرد و کلا برای من عجیب بود، یادمه به دوستم میگفتم کصخلی شر و ور گوش میدی رد دادی به گامون دادی. بعدا چندتا آهنگ دیگه شو گوش کردم دیدم شعرای براهنی و چارتا کص خل مشنگ و ورداشته با بوی جوراب و عرق و حشیش و گل و شیشه قاطی کرده و خب توی قشر مثلا کتاب خون، طرفدار چگوارا و از این دست کصاشیر طرفدار پیدا کرده بود. بعد از ۴ دهه زندگی توی این دنیا این و خوب فهمیدم، انسان های بی نظم، الوات، همه چی و همه جا بکش و بخور و چرک که اولا به بهداشت فردی و تیپ و قیافه و مسائل اینچنینی اهمیت نمیدن به همون اندازه غیر قابل اعتماد و فاسد هستند. کسی که به تن و بدن و جسم و روح خودش رحم نمیکنه به من و شما و هموطن میخواین رحم کنه. امثال نامجو شما رو با یه بست حشیش ناب افغانی میفروشن یه آب هم روش. ختم کلام و بگم شاید ناراحت بشید، ولی ایراد از این افراد نیست، اینها از اول تا آخر همین بودن، همیشه هم گفتن و عمل کردن، ایراد از شناخت و درک درست ما از مسائل میاد. که البته الان جامعه ایران بسیار روشن و آگاه شده نسبت به ۲۰ سال پیش و خب میبینیم چطور از کوچیک و بزرگ شلنگ بدست وایسادن میشورن اینا رو تو فاضلاب.

Ariya Mehri | آریا مهری

19,236 görüntüleme • 17 gün önce

"یه چیزایی به نظرم جهت‌گیری سیاسی نداره؛ و این جملات رو کسی که جهت‌گیری سیاسی داره، صاحبش نشه. صاحبش نشه لطفاً. آقا، ولی واقعا بچه‌های میناب، و اصلا بچه که کشته می‌شه، تو می‌گی این هیچ نقشی در هیچ تصمیم‌گیری این ماجرا نداشته. آقا, هنوز، هنوز مادر پدرهای اون بچه‌ها می‌رن سر قبر اون بچه می‌خوابن شب، می‌گه بچه‌ام از می‌گه بچه‌ام از تاریکی می‌ترسه، من می‌رم پیش بچه‌ام می‌خوابم. آقا وحشتناکه. بچه‌دار بشین می‌فهمین یعنی چی! یعنی چی؟! یعنی چی که بچه می‌میره، بعد، یه عده می‌گن نه! اون تو پادگان بود یا اون فلان بود یا اون فلان بود. آقا ول کن اصلا! یعنی چی؟! گور بابای جنگ، گور بابای سیاست، گور بابای اون، گور بابای همه، اصلا یعنی چی بچه باید کشته شه؟! اصلا چرا آدم‌ها باید کشته بشن؟ به جنون می‌رسه آدم! تو می‌گی افسرده می‌شی؟ می‌گم آره می‌شم. واقعا حالم بده. اصلا حالم بده! خسته شدم از این وضعیتی که شبانه‌روز داریم تحملش می‌کنیم. اون می‌گه که نصیحت می‌کنی؟ نصیحت نیست؛تهوّعه. تهوّعه. حال بدِ همه‌مونه. من سعیَم رو می‌کنم، سعیَم رو می‌کنم، آدم باشم، شریف باشم، کارمو بکنم، زندگی‌مو بکنم، مثبت رفتار بکنم، یه جایی زور آدم نمی‌رسه، یه جایی؛نمی‌تونه آدم، ظرفیت‌هامون محدوده. هی هم داره محدود‌تر می‌شه، هی هم داریم آسیب‌پذیر‌تر می‌شیم."

Panah Farhadbahman 🎒

45,405 görüntüleme • 1 ay önce

میخوام براتون یه تکه از مصاحبه شاهنشاه آریامهر رو با دیوید فراست بذارم که قطعا شاهکاره. بعد از دیدنش چندین برابر بیشتر عاشق اعلیحضرت عزیز خواهید شد. خبرنگار: مقامات رژیم اسلامی میگن شما بین ۶ تا ۵۶ میلیارد دلار با خودتون آوردین. ثروت شما چقدره؟ شاهنشاه: اینا اصلا میدونن ۱۰۰ میلیون چندتا صفر داره که درباره میلیارد حرف میزنند؟ خبرنگار دوباره میپرسه. شاهنشاه: کسی درباره ثروتش حرف نمیزنه اما قطعا خیلی کمتر از بسیاری از میلیونرهای آمریکایی. یه بار به یکی گفتم تو چقدر حاضری دارایی من رو بخری. حالا دوست دارم پیشنهاد اینا رو ببینم. چقدر حاضرن بدن که من این ۵۶ میلیاردی که میگن رو بهشون بدم. خبرنگار: اگه من پیشنهاد یک میلیارد بدم، به نظرتون من سود میکنم یا شما؟ شاهنشاه: من تنها وقتی درباره‌ش حرف میزنم که پیشنهاد، روی کاغذ، ثبت و مهر و موم و تایید و پذیرفته شده از سوی دادگاه باشه. خبرنگار: یعنی منو دست میندازید که همچین پولی ندارم؟ شاهنشاه: آره خب تو همچین پولی نداری. داری؟ (چه خنده قشنگی میکنه😍) خبرنگار: قطعا نه! شاهنشاه: دیدی (بلوف زدی)! خبرنگار: ولی شما چی همچین پولی دارین؟ شاهنشاه: لطفا آفِرت رو بردار بیار! اگر کسی بتونه چنین پولی پیدا کنه یا بخره، من خودم تا آخر عمرم با کمال میل مشتاق و خریدارِ چنین معامله‌ای هستم! #جاویدشاه

بابک ِ وزیر

22,361 görüntüleme • 26 gün önce

ببینین ترید کردن چه سوسول بازی شده! نه TP نه SL نه اصلا عدد وارد کردن لازمه! دیگه تعارف رو کنار گذاشتن و عملا شده: ولکام تو آنچین کازینو 😁 هر کدوم از باکس هایی که کلیک میکنه در لحظه یه long یا short باز میشه اگه قیمت رسید بهش میشه TP نرسید SL میخوره یعنی دیگه فقط قیمت مهم نیست؛ مسیری که چارت میره تا به اون قیمت برسه هم قابل ترید شده حالا چرا گفتم On Chain ؟ چون همه ی این دیتاها در لحظه روی Solana پیاده میشه ؛ اساسا اولین رکن یک کازینو خوب ؛ شفافیت اون هست😉 حالا شاید بگین Solana که real time نیست! درسته ولی MagicBlock ✨ با اجرای Ephemeral Rollup روی سولانا به 1ms block time رسیده😐 برای اینکه اختلاف دست تون بیاد مثلا آربیتروم که L2 سریع محسوب میشه 250ms block time داره ! برای همین MagicBlock خودش رو یه real-time engine میدونه و این زیرساخت رو به developer ها میده که همچین کازینویی بسازن! من این ویدئو رو از Rush Trade گرفتم ولی نمونه های جذاب دیگه کم ندارن ؛ ذهن من برای تصور Real Time On Chain App داشتن زیادی فقیره😂 داریم از فاکینگ 1ms صحبت میکنیم و کلی ایده که میشه باهاش پیاده سازی کرد!

NabiYok🍌

35,620 görüntüleme • 8 ay önce

تا جایی که می دونم پاتریک بت دیوید جمهوری‌خواهه ولی در این پادکست دو روز پیشش انتقادات کاملن درستی رو نسبت به شاهزاده رضا پهلوی که هنوز در تعطیلات به سر می برند انجام داده‌.‌ Patrick Bet-David Reza Pahlavi متن پادکست رو به فارسی پایین گذاشتم 👇 --------------------- «رضا پهلوی، آخرین باری که با رئیس‌جمهور تماس گرفتی و باهاش ملاقات کردی کی بود؟ اصلاً ملاقات کردی؟ آخرین باری که تماس گرفتی و باهاش ملاقات کردی کی بود؟ یادت می‌آد وقتی پیر پولیِو با ترامپ ملاقات نکرد و نمی‌خواست بره پیششون چون نگران بودن کانادایی‌ها چی فکر می‌کنن؟ تو هم از اون ملاقات اجتناب کردی چون نگران بودی ایرانی‌ها در موردت چی فکر کنن؟ مثل این بود که بگی، وای خدای من، ایرانی‌های پیشرو خوششون نمی‌آد اگر برم با رئیس‌جمهور ملاقات کنم. این نزدیک‌ترین موقعیتیه که تا حالا بهش رسیدیم. گوشی رو بردار و بهش زنگ بزن. برو باهاش ملاقات کن، هر جا که هست، تعطیلاتت رو ول کن، هر جای دنیا که الان هستی، برو باهاش ملاقات کن. اگر واقعاً متعهد به انجام این کار هستی، تو یکی از معدود افرادی هستی که می‌تونی این کار رو انجام بدی. می‌دونم که این شغل رو نمی‌خوای. ما یک مصاحبه زنده عمومی انجام دادیم. جهان دیدش. تو این شغل رو نمی‌خوای. می‌خوای کمک کنی و به انتقال کمک کنی تا در حال انجام باشه. با چند نفر از افراد صحبت کردم تا ببینم آیا ملاقاتی بوده یا نه. هیچ ملاقات مستندشده‌ای بین این دوتا نبوده. واقعاً فکر می‌کنی اگر آمریکا می‌خواست دخالت کنه و کسی رو بفرسته که رهبر ایران بشه تا آزادش کنن، فکر می‌کنی تا حالا با رضا پهلوی ملاقات نکرده بودن؟ فکر می‌کنی اون ملاقات تا حالا انجام نشده بود؟ یا فکر می‌کنی قبلاً انجام شده بود؟ رئیس‌جمهور چند بار با نتانیاهو ملاقات کرده؟ چند بار با همه این افراد دیگه ملاقات کرده؟ چند بار با رهبران زلنسکی، نیجریه ملاقات کرده؟ کوچک‌ترین کشورها رو بگیر، ارمنستان، پاشینیان. دیگه کی رو ملاقات کرده؟ چند بار با کشورهای کوچک ملاقات کردن؟ تو کجایی؟ اونجایی؟ رفتی در بزنی؟ منتظری اونا بیان پیشت؟ سلطنت می‌خوای؟»

Diba

145,303 görüntüleme • 8 ay önce

رشتوی بخش کوچکی از تهدیدات و پرونده سازی های محمد جرجندی که بعد از ۶ ساعت انواع حملات و پرونده سازی ها تصمیم گرفتم ریکورد کنم. اولش باور نمی‌کردم این اراجیف رو راجع به من بگه. ولی بودجه خوبی براش تدارک دیدند. حرف هایی میزنه که من متوجه نمیشم یعنی چی، اگه فکر می‌کنه من پولی از کسی خوردم، فعالیتی داشتم که در داخل یا خارج برای من مشکل ایجاد می‌کنه، رو کنه من مسئله ای ندارم. چون من کاری نکردم تو زندگیم که اینطوری یک پرونده سازی مثل جرجندی پنهان بکنه! یه بار که سپاه و وزارت اطلاعات کل اطلاعات مجازی و حقیقی من رو زیر و رو کردند چک کردند. اگه جرجندی چیزی داره براشون هدیه بفرسته بسم الله. اینم پرونده سازی از خارج برای ساکن ایرانه، شرف و آبرو براش نمی‌مونه اگه چنین کاری کنه. اگه من کاری کردم که اونور آب از من ناراحت بشن که به درک و به تخمم، چون من ایرانم و قصدی برای رفتن ندارم. اگه کاری کردم علیه منافع مردم ایران بوده هم که منتشر کن من باید پاسخ بدم بدون اغماض. اگه کلاهبرداری کردم که چرا تا الان منتشر نکردی؟ بهت پروژه اش رو ندادند یا مثل قبلیا بهت دیتا نداده بودند که حمله کنی؟ اونوقت که برای خودت بد میشه که برای منافع شخصی یا بر اساس دستور یا کینه و حسادت به آدم ها حمله می‌کنی. به هر حال من مشکلی ندارم، اگه بین این همه کلاهبردار و فعال های سیاسی صادراتی، من اینقدر خار چشم شیطان شدم که بودجه گرفتی برای من شبانه روزی وقت بذاری، بذار. ایرادی نداره. بالاخره تو هم باید نون‌ بخوری، تو زندگیت چیز خاصی نشدی و رفتی اونور هم پناهنده شدی و بازم چیز خاصی نشدی، رد دادی و ایگو و حسادت و عقده گاهی انگیزه قدرتمندی میشه که با پروژه گرفتن و بودجه همراستا بشن ۲۴ ساعته سر هیچی پاچه من رو بگیری که هیچ مشکلی باهات نداشتم و اصلا کاری باهات نداشتم! ادامه بده محمد جرجندی، رو سیاهی می‌مونه به زغال. این بار بابت پروژه ات به کاهدون زدی.

🏴JannatKhah🔩🪰

481,218 görüntüleme • 1 yıl önce

یکی به این …. بگه به تو چه کی چی میپوشه و من ترجیح میدم آدم باشم آدم فروش نباشم مثل تو. این‌همه ژل لب با آرایش... اصلاً این چهره، با حجاب، مقبولِ جمهوری اسلامی هست؟! 🔹اصلاً در هیچ‌جای دنیا کسی به این فکر نمی‌کنه که «اندامم رو نشون بدم تا نشان‌دهنده آزادی، پیشرفت و باکلاسی باشه»؛ چون نوع پوشش مثل نفس کشیدن یک امر کاملاً طبیعی و حق فردیه و کسی اصلاً به این مفاهیمی که تو می‌گی فکر نمی‌کنه. 🔹اینکه یه نفر کجا چی می‌پوشه یا نمی‌پوشه، یا چقدر و کجاش ژل می‌زنه به کسی ربطی نداره؛ دقیقاً همون‌طور که قیافه کریه‌تو به بقیه ربطی نداره! اگه من از قیافه‌ت خوشم نمی‌اد، دلیل نمی‌شه هیچ‌کس دیگه‌ای هم نپسنده. 🔹خیلی هم طبیعیه که یه مرد دوست داشته باشه زنش به‌روز بگرده و براش خرج کنه (خرج بکنن یا نکنن هم باز به خودشون ربط داره). اصلاً مانتو چیه؟! زن می‌تونه تاپ و دامن کوتاه بپوشه؛ پوششی مثل مانتو تو تمام دنیا عجیبه! این فقط جمهوری اسلامیه که مردم رو مجبور می‌کنه. (مسلمون‌های کشورهای دیگه با انتخاب خودشون حجاب می‌ذارن، اما جمهوری اسلامی همه‌ی عقاید رو مجبور می‌کنه). 😵‍💫بخشی از افاضات این خانم با این ظاهر و حجاب: «نمایش اندام‌های خصوصی یک خانم به هیچ عنوان تو هیچ کجای جهان نشان‌دهنده آزادی، پیشرفت و باکلاسی نیست.»🤜 «یک سری چیزارو کف خیابون پوشیدید، طرف رو تخت‌خواب واسه شوهر خودش با خجالت تن می‌کنه!»🤜 «اونی که میاد به تو میگه بروز باش، پول بهت میدم برو موهاتو بلوند کن، اون مانتو کوتاه‌تو بپوش، ساپورت بپوش، دستتو می‌گیره، تو شهر نشون همه دوستاش میده... اون می‌خواد به واسطه تو خودشو بکشه بالا... بگه ببین، کیو مخ کردم!»🤜 با همین قیافه اومدی داری افکار جمهوری اسلامی رو پروموت می‌کنی؟!😵‍💫 همون‌طور که تو عکس‌های پیجش می‌بینید، کل پیجش موهاش بیرونه؛ حالا به دستور ارباباش اومده از حجاب می‌گه! 😆

Elham

22,440 görüntüleme • 1 ay önce

این تیکه از یه مستند ۵۲ قسمتیه به نام ظهور. ۱۵ سال پیش ترند شد و رائفی پور با اسکی خط به خط رو این بین ارزشی ها فرقه آخرالزمانی مصاف رو درست کرد. کاری به کل ۵۲ قسمتش ندارم، کارم به این ۱ دقیقه است. شما یه عمر مغز ملت رو با نشانه های ظهور سوراخ کردی. حالا که تو این ویدیو داره مهم ترین نشانه اومدن دجال رو، پول الکترونیکی بانک مرکزی یعنی CBDC معرفی می‌کنه و اسراییل در اوج آمادگی تکمیل نظم نوین منطقه است و بانک مرکزی جمهوری اسلامی داره ارز دیجیتال رمزریال رو همه گیر می‌کنه که عملا برده داری نوینه و پول قابل برنامه ریزیه، کدوم گوری رفتید؟ رمز ریال بانک مرکزی رو می‌خواین همه گیر کنید که فردای نوعی اسراییل پاشد اومد، دست پای شیعیان ایران رو غل و زنجیر شده تحویل موساد بدین؟ چرا ساکتید پس؟ چرا لال شدید؟ من که می‌دونم کل تک تک بچه ارزشی ها این ۵۲ قسمت رو دیدن. سیستم بانکی و مالیاتی و صادرات و واردات رو کامل دولتی (شیطانی) کردید مردم راه تنفس ندارند، با ارز دیجیتال بانک مرکزی که پول قابل برنامه ریزیه و عملا شهروند بد درجا پولش فریز میشه یا مثلا یه گروه کالا رو نمی‌تونه بخره یا خیار برای همه ۱۰۰ هزارتومنه برای اون میشه ۱ میایون تومن، می‌خواین شهروند ایرانی رو با غل و زنجیر کامل cbdc پکیج بسته بندی کنید با برچسب قیمت رایگان تقدیم اسراییل کنید؟ خجالت نمی‌کشید؟ شما ادعای شیعه بودن هم دارید؟ تا قبل از این همه داده ها و اطلاعات زندگی مردم رو متمرکز و دولتی کردید تهش فهمیدید یه بکاپ همیشگی دست اسراییله از همونجا تا اتاق همه اتون اومد که خب خود دانید بعد به بهانه های رذالت گونه در غرب مالیات فلان است، تمام قولنامه ها رو باطل می‌کنید خلاف شرع! همه دارایی ها رو با نام می‌کنید، زندگی رو به فلاکت می‌کشید بعد گِس وات؟ با این سابقه سوراخ گشاد امنیتی که عملا بقای شما رو با سوال مواجه کرده، دارید cbdc پول قابل برنامه ریزی بانک مرکزی هم قفس نهایی می‌کنید که همه امونو برده کنید تحویل چین یا موساد بدید؟ شرم نمی‌کنید ساکتید؟ اصلا گیریم پس فردا جنگ شد، شما سقوط کردید، آقای پهلوی اومدن جاتون. دنیا که به آخر نمی‌رسه، اونوقت شهروند ایرانی شیعه که تمام بند بند وجودش رو زنجیر زدی قفل کردی، اون روز چطوری می‌خواد نیروی بیگانه رو هل بده بیرون با حاکم ایرانی جدیدش مستقل زندگی کنه؟ اگه موندنی شدید هم که دنیا تحریمتون کرده می‌خواین شیعه رو پکیج کنید بکنید برده چین و روسیه و اونا هم نم نم پروژه دین زدایی ایران رو کامل کنند تا ایران همیشه برده کمونیسم باقی بمونه؟ یا از اون بدتر، با این عقب موندگی همیشگی تکنولوژیکی، هک هم بشید. چه بلایی سر این ملت میاد؟ چیکار دارید می‌کنید؟ این پروژه cbdc باید متوقف بشه، از فتوای مراجع گرفته تا هرگونه اعتراضی، این سند بردگی ابدی ملت ایرانه. نه تنها باید متوقف بشه که تا ابد باید ممنوع بشه. رائفی پور احمق چرا لالی؟ مناظره که جیگر لازم نداشتی بیای، اوج پروژه دجال رو داری میبینی و ساکتی خاک بر سرت کنند؟ بمباران ویدیو می‌کنمت. دستم بنده چندتا کار بکنم میام سر وقتت. شما چه نیازی به پول قابل برنامه ریزی داری جز سرکوب و خفقان و بردگی ابدی؟ هرکس ادعای شیعه بودنش میشه و ساکته باید فاتحه دینش رو خووند. علی اکبر رائفی پور 🟥 ☫ 🟩

🏴JannatKhah🔩🪰

17,800 görüntüleme • 9 ay önce

ماه اوت سال ۲۰۱۹ با یه پاسپورت جعلی قاچاقی از جزیره میکونوس یونان به پاریس پرواز کردم و یه دوستی با ماشین من رو رسوند به شهر کلن آلمان. دو ماه و نیم تو یه کمپ موقت تو شهر اِسن بودم که یه ماه اولش با یه پسر ایرانی به اسم دانیل تو یه اتاق بودیم. خیلی پسر مشتی و باحالی بود و اصلا مشکلی نداشتیم. آرایشگر بود و موهای بچه ها رو کوتاه میکرد. تنها مشکل من این بود که دانیل شب‌ها خیلی خر و پف میکرد و من نمی‌توانستم بخوابم. بعضی شبها از صدای بلندش عصبی می‌شدم و می‌رفتم تو راهرو می‌شستم. بالاخره نگهبان‌های کمپ دلشون برام سوخت و مدیریت بهم یه اتاق جدا داد. بعد از مصاحبه‌م از اونجا به یه کمپ دیگه تو شهر راینه منتقل شدم. شاید بگم یکی از سخت ترین دوران زندگیم رو تو اون کمپ گذروندم. با سه تا پسر ایرانی هم اتاق بودم. دو تا آرش و اسماعیل. واقعا بچه های خوبی بودن ولی سبک زندگی من به اونها نمی‌خورد. اونها تقریبا هر شب تا دیر وقت عیش و نوش داشتن و من زود می‌خوابیدم و صبح‌ها ساعت ۶ بیدار میشدم و تو‌ کمپ می‌دویدم و ورزش میکردم. از طرفی هم شرایط زندگی تو کمپ خیلی مشابه زندگی تو کمپ اشرف بود. منظورم بخش زندگی جمعیش بود. اتاق خواب جمعی، سالن غذاخوری جمعی، حموم و توالت جمعی. این خیلی من رو آزار می‌داد. طوری که تو دسامبر ۲۰۱۹ دوچار افسردگی شدید شدم. تو عمرم، حتی با گذشت از اون همه بلا تو مجاهدین هیچ وقت افسرده نشده بودم. اما توی اون کمپ از درون احساس خفگی شدید می‌کردم. به خودم می‌گفتم من که از چنگ اون فرقه آزاد شدم و چی شد دوباره افتادم توی این وضعیت. هفته‌ای سه شب کابوس می‌دیدم که دوباره برگشتم تو مجاهدین و از شدت ترس بیدار میشدم. بعضی وقتها قلبم اینقدر تند می‌تپید احساس می‌کردم ممکنه الان سکته کنم. توی کمپ خیلی ساکت بودم و تلاش می‌کردم فقط با افراد سلام و علیک داشته باشم. هر روز کامپیوترم‌ رو بر‌ می‌داشتم و می‌شستم تو اتاق اینترنت و یا زبون آلمانی می‌خوندم و یا خرد خرد کتاب سرگذشت زندگیم رو می‌نوشتم. در ظاهر تلاش می‌کردم خودم رو محکم و سرحال نشون بدم ولی در درون داشتم خفه میشدم. انگار یکی گلوم رو از تو‌ گرفته بود و فشار می‌داد. چند شب زیر پتو از حال خودم گریه‌م گرفت و فقط تلاش می‌کردم گریه‌م رو غورت بدم تا هم اتاقی‌هام متوجه نشن. یه روز دیگه تاب نیاوردم و رفتم پیش یکی از کارکنان کمپ. یه مرد افغانی بود که سال‌های سال توی آلمان زندگی می‌کرد و با همسرش توی کمپ کار می‌کردن. بچه‌های ایرانی کمپ باهاش خیلی خوب بودن و برای احترام زیادی قائل بودن. من باهاش هیچ وقت صحبت نداشتم ولی از انرژیش احساس میکردم می‌تونم بهش اعتماد کنم. رفتم پیشش و درخواست صحبت کردم. من رو برد تو یه اتاق و نشستیم سر میز. گفت بگو پسرم چی شده؟ هر بار که دهنم رو باز میکردم صحبت کنم بغضم می‌گرفت و نمی‌تونستم. گفت کار من اینجا اینه که به تو کمک کنم و راحت حرف بزن. تو اون لحظه یه دفع بغضم ترکید و شروع به گریه کردم. دیگه نمی‌تونستم خودم رو نگه دارم و تو اون لحظه احساس کردم دیگه نیازی نیست خودم رو قوی نشون بدم. بعد از یه دقیقه گریه به خودم مسلط شدم و شروع کردم به تعریف زندگیم و شرایط توی فرقه مجاهدین و سختی‌هایی که کشیده بودم. تو کل ۲۰ دقیقه‌ای که من صحبت میکردم اون هیچ چی نگفت. وقتی تموم‌ شدم گفت یه دقیقه واستا. گوشیش رو در آورد و زنگ زد به مدیر کمپ. گفت پیش یکی از پناهنده‌ها هستم که داستانش فرق می‌کنه و اتاق تکی نیاز داره. بعد در جا من رو برد پیش دکتر کمپ. داستان من رو خلاصه به دکتر گفت و دکتره درجا برگشت بهم گفت که من مجاهدین رو میشناسم و می‌دونم چی کشیدی. گفت میتونم برات دارو تجویز کنم ولی فکر میکنم همین که اتاق تکی داشته باشی بهت کمک میشه که کمی آرامش‌ پیدا کنی. از اون به بعد و تا زمان شروع کرونا، من یه اتاق تکی داشتم. آرامش توی اتاق کمی بهم احساس راحتی دست داد. دیگه احساس خفگی نمی‌کردم. دقیقا همون دوران بود که با همسر فعلیم آشنا شده بودم و اون بهم یوگا و مدیتیشن یاد داد. روزی دو بار توی اتاقم می‌شستم و ۲۰ دقیقه مدیتیشن میکردم. رفتم توی باشگاه شهر ثبت نام کردم و کلا روحیه‌م عوض شد. یه طوری از درون انگار خودم یا همون اصالتم رو پیدا کردم. روزها تو‌ اتاقم می‌شستم و به گذشته‌م فکر میکردم و اینکه از چه سختی‌هایی عبور کردم. یه روز توی همین فکرها بودم‌ که یهو به ذهنم زد منی که از این همه سختی و بلا عبور کردم پس از هر چی هم بعدش بیاد می‌تونم عبور کنم. تصمیم گرفتم دیگه غصه آینده رو نخورم. و تا به امروز هم همینطور بوده. یک لحظه هم غصه اینکه قراره چی بشه و من چی میشم و آیا از پسش بر میام رو نخوردم. اطمینان دارم که بر میام. یه جوری شکست ناپذیر شدم تو زندگی. دیگه از چیزی نمی‌ترسم. زندگی زیباست✨🌷

Ray Torabi

26,451 görüntüleme • 1 yıl önce

سال ۹۸ این گزارش رو در مورد هزینه‌های زندگی در ترکیه نوشتم (لینک در ادامه) که البته یک قسمت از یک گزارش چند قسمتی بود درباره زندگی در ترکیه. امروز این گزارش یکی از تلویزیونهای ترکیه رو دیدم که عملا اسکناس ۲۰۰ لیری که درشت ترین اسکناس ترکیه است دیگه ارزشی نداره. برام سواله آیا اون زمان که پایه حقوق ۲۰۰۰ لیر و هر یک دلار ۲۱۰۰ لیر بوده ایا قدرت خرید مردم نسبت به الان تفاوت کرده؟ یعنی اگر اون زمان با پایه حقوق یک ماه مثلا میشد ۱۷ کیلو گوشت گوسفند خرید الان هم با پایه حقوق میشه همینقدر خرید کرد؟ کسی که ترکیه‌ست اگر مقایسه کنه قیمتهای فعلی رو با این گزارش که نرخ خیلی از مایحتاج روزانه درش هست خیلی چیزها روشن میشه که زندگی سخت‌تر شده در ترکیه یا نه. این لینک اون گزارش هست و ویدیو رو هم همینجا گذاشتم. پ.ن: دنبال زیر بغل مار نگردین. صرفا کنجکاوی شخصیه و این سوال اساسا هیچ ربطی به شرایط ایران نداره. الان باز یه عده حمله میکنن منظورت چیه و میخوای بگی گرونی اگه هست همه جا هست و آره آخوند خوبه و...و.... به خدا از وقتی اینترنت ایران قطع شده اکانتهای ناشناس طلبکار زیادتر شدن! فکر کن بیرون ایران نشسته یک ابسیلون حتی از اسم و هویت خودش نمیخواد هزینه بده بعد ادعاش ماتحت خر رو پاره میکنه و شده پیشوای مبارزه و پریدن به همه! والا از نظر من اکثرا تخم و ترکه همون آخوندها و سپاهی‌ها هستند که به روش گرده‌افشانی در تمام دنیا پخش شدند!

شراگیم زند

13,472 görüntüleme • 5 ay önce

ایران ما – ایران من آزادی تو – هدف ماست در لحظه‌های تاریک – هنگام طوفان – نباید فراموش کنیم رنگین کمان را. بعد از باران – پسِ ابرها – گرمای خورشید در انتظار ماست. کشتن شجاعان ما – در راه حقشون - ایران آزاد – 44 ساله که واقعیت تلخ زندگی همه ماست. فقط امسال – روزی دو انسان – دو آرزو – دو آینده – دو خانواده – میلیون‌ها امید توسط این قاتل‌ها - گرفته شده از ما. منم هم مثل شما نارحتم و خشمگین، ولی به یاد داشته باشیم – که وقت ما در راه است. وقت رسیدن به عدالت، وقت محاکمه – وقت انتقام. وقت ما می‌رسد، به این امید داشته باشید، به ایران رنگین کمان کیان. دیروز یکی به من گفت تسلیت بگو به مردم ایران. جوابم به او این بود که وقت تسلیت نیست الان. وقت مبارزه است، وقت تلاش. وقت ســوگــــــــواری برای مبارزان ما هم می‌رسه - در فردای آزادی. پاینده باد ایران بی دار آزادی بی نظیر است. برایش باید جنگید، فداکاری کرد. بعضی‌ها - ارزش آن را درک نمی‌کنند. ولی برای برخی دیگر - این یک رویا است. برای ما، - فردای ماست. ولی واقعا آزادی چی است؟ برای من آزادی حق انتخاب است. حق پذیرفتن و حق نپذیرفتن. انتخاب که چه کسی را دوست بداریم، چه کسی را پرستش کنیم و حق انتخاب حکم رانان کشور. ولی به همراه آزادی مسئولیت هم می‌آید. مسئولیت احترام به انتخاب دیگران. احترام گذاشتن به تفاوت‌ها. احترام اکثریت به حقوق اقلیت و بر عکس. آزادی درک می‌خواهد، اما بیش از آن اعتماد. نه فقط در کلام، بلکه در عمل. این رژیم مستبد کاری انجام داد که توانست اعتماد ما را نسبت به هم از بین ببرد. ولی ما با هم آن را - از نوع می‌سازیم. پاینده ایران آزاد دموکراسی کامل نیست ولی یکی از زیباترین ابداعات بشر است. دموکراسی شکننده - ولی در عین حال بسیار قوی است. دموکراسی در ذات خود کوند، است و گاهی می‌تواند آزار دهنده باشد. فقط کافی است به تلاش‌های ما در این ۸ ماه نگاه کنید تا متوجه شوید که حتا متقاعد کردن کشورهای دموکراتیک چقدر زمان یر است. بعضی از شما به احزاب چپ رای می‌دهید، بعضی هاتون به احزاب راست، بعضی ها لیبرالید، و بعضی محافظه کار. در یک کشور دمکراتیک جایگاهی هست برای همه شما. حکومت آینده ایران با صندوق رای انتخاب می‌شود. برخی جمهوری خواهند و برخی مشروطه خواه. در این مدت خیلی‌ها نظر من را پرسیدند، ولی دید و نظر شخصی من اصلا مهم نیست. چیزی که مهم است اینه که آن روز انتخاب اکنون نیست. هیچ کیکی برای تقسیم وجود ندارد. ولی من به شما ایمان دارم که آنروزی که انتخاب می‌کنید، انتخاب شما آگاهانه خواهد بود. پاینده ایران و ایرانی آگاه هفته پیش – جمهوری کودک کش اسلامی به ریاست مجمع اجتماعی شورای حقوق بشر سازمان ملل - انتخاب شد، این یک شرم بزرگ برای سازمان‌های بین المللی و خیانتی به اصول بنیادین حقوق بشر است. این رژیم هیولا فقط تهدیدی بر علیه پایداری صلح در جهان نیست، بلکه یک رژیم سرکوب گره فاقد مشروعیت است. آینده ایران - نورانی است. ایران فردا بر پایه اصول آزادی، سکولاریسم، برا بری جنسیتی و کرامت انسانی ساخته خواهد شد. ایران یکپارچه آینده، در کنار همسایه‌هاش در صلح، و احترام متقابل قرار خواهد گرفت. امیدوارم که در ایران آزاد آینده - برا بری همه شهروندان، همچنین امکانات برای جوانان و نوجوانان پیشبینی شود تا بتوانند بخشی از تصمیم گیری باشند. و قانون اساسی ما با مکانیسم‌های نظارت دموکراتیک تنظیم شود. باور دارم در این ایران زیبا، دیگر هیچ کودکی زباله گرد نیست در کنار ما. پاینده باد ایران و ایرانیان

Alireza Akhondi

96,209 görüntüleme • 3 yıl önce