Loading video...

Video Failed to Load

Go Home

مناظره آیین قدرت در برابر موازنه قدرت: مهدی مطهرنیا با ابوالفضل بازرگان مطهرنیا: بمب اتم عالیه ولی برای مطالبه‌تون برید جلو ساچمه بخورید تا ببینیم راست میگید یا نه بازرگان: شما کارشناسید شومن بازی درنیارید، ما برای ایرانمون ساچمه میخوریم جانمون رو هم میدهیم #فقط_یک_عدد

49,850 views • 11 months ago •via X (Twitter)

0 Comments

No comments available

Comments from the original post will appear here

Related Videos

پس از ۴۵ سال اعتراضات و جنبش های مختلف، اینبار تمام مطالبات خود از سیاست تا فرهنگ، از اقتصاد تا طبیعت، از هنر تا صنعت را یکجا گرد هم میاوریم و با صدای واحد در میدانی مشترک، سیلی میشویم برای شکستن سد راه خود در راه رسیدن به ایرانی آزاد و آباد. در روز ۲۵ شهریور، رأس ساعت ۱۱، از یکی از کوچه ها و یا خیابان هایی که در امتداد مسیر خانه یا شهر خودمان است، وارد خیابان انقلاب-آزادی میشویم. هر کدام ما، نقطه ای در این خیابان است که با یکدیگر جمعیت میلیونی متحدی را رقم خواهیم زد که در برابر آن، هیچ دستگاه سرکوبی توان مقابله نخواهد داشت. نکته مهم این است که بایستی همزمان رأس ساعت ۱۱ هر کدام ما در یکی از ورودی های خیابان باشد تا با هم وارد شده و این سیل بزرگ را تشکیل دهیم. هدف این فراخوان هماهنگی برای رساندن خودمان به یکدیگر است، بعد از تشکیل این جمعیت بزرگ، خود ما در خیابان تصمیم میگیریم ، همانجا بمانیم یا به سمتی حرکت کنیم. قرار نیست کسی به جای ما از قبل تصمیمی بگیرد. این تجمع هیچ لیدری ندارد، پس گوش به افرادی که به نام لیدر بخواهند شعارهای سیاسی تفرقه انگیز بدهند و یا ما را به چپ و راست برده و به دسته های کوچک تقسیم کنند نمیدهیم. در هر حالتی، چه موافق چه مخالف با جهت حرکت سیل جمعیت، از آن جدا نمیشویم و مشت متحد خود را حفظ میکنیم. این میدان مشترک محلی است برای مطالبات مختلف، پس خواسته های یکدیگر را محترم میشماریم که یکی برای نان آمده است، دیگری برای آب، یکی برای آزادی های فردی، یکی برای سیاست ، دیگری برای محیط زیست و … . در ۲۵ شهریور با باور بر پایان دادن به سایه شوم استعمارگران رأس هرم قدرت به هم میپیوندیم، و در این راه بیش از ۹۵ درصد هموطنان خود در ارتش و نیروی انتظامی و سپاه را نه مقابل خود که هم دل و همرزم خود میدانیم که از گوشت و پوست همین ملت رنج کشیده هستند. و اما اگر علارقم باور راسخ خود در پایان دادن بر سایه استعمار، تنها به بخشی از آن دست پیدا کنیم، این گردهمایی را هر روز رأس ساعت ۱۱ صبح تکرار میکنیم تا دست یابی کامل به هدفمان. پاینده ایرانیان پاینده ایران و نه به امید آزادی که تا لحظه آزادی #مهسا_امينی #بهار_ملی

Shahinlooo

20,661 views • 3 years ago

تحلیل شخصی من گزاره شماره ۱: ژنرال متیس ۲۶ امین وزیر دفاع آمریکا و فرمانده سابق سنت‌کام، در ویدیو شماره ۱ که پیوست کردم نکته کلیدی و تعیین کننده‌ای رو میگه، او ادعا می‌کنه که CIA برای ارزیابی احتمال سقوط دولت‌ها ۷۰ پارامتر رو می‌سنجد، ولی ۱ پارامتر در مورد ایران از همه مهمتره، و اونم اینه که آیا نظام برای حفظ خودش حاضره در ابعاد وسیع دست به کشتار کردم خودش بزنه؟ پاسخ این سوال الان برای من و شما روشنه، بله جمهوری اسلامی چنین کاری رو انجام داده و به احتمال نزدیک به یقین دوباره هم این کار رو خواهد کرد. بدین ترتیب جمهوری اسلامی با ماشین کشتار خودش مخالفین رو خفه می‌کنه تا باقی بمونه. گزاره شماره ۲: ریموند گیوس در کتاب فلسفه و سیاست واقعی میگه شما باید ابتدا نگاه کنید قدرت دست چه فرد یا گروهی هست و این گروه برای حفظ قدرت چه می‌کنه و پیامد عملکرد اون چیه، بعد می‌تونید تشخیص بدید آیا مبارزات مدنی نتیجه بخش هست یا نه، و اگر بی‌نتیجه هست، یعنی حکومت با خشونت بی حد و حصر داخلی و بین‌المللی می‌خواد حفظ بشه، اصولاً دیگه مبارزه مدنی به خودی خود اخلاقی نیست! زیرا فقط منجر به کشتار وسیع میشه ولی تأثیری در سرنگونی این حکومت نداره. در چنین وضعیتی یک حکومت فاسد فقط با دخالت خارجی، جنگ، کودتا و چنین سناریوهایی سرنگون خواهد شد. گزاره شماره ۳: این سوال پیش میاد که آیا چنین وضعیتی قبلاً هم در دنیا رخ داده؟ جواب مثبته، بله حکومت شوروی سابق در ابعاد بسیار وسیع بازها به قتل عام مردم پرداخت و چون قدرت مطلق نظامی داشت، مردم هیچ وقت موفق به سرنگونی اون نمی‌شدند. از طرفی حمله نظامی به شوروی ممکن نبود، چون شوروی برخلاف جمهوری اسلامی یک قدرت اتمی بود. ------ من معتقد هستم آمریکا و اسرائیل با دونستن این موضوعات اقدام به حمله به جمهوری اسلامی کردن، و یک سناریو چیدن که در ادامه برای شما شرح خواهم داد. حمله به جمهوری اسلامی در این مرحله از جنگ فقط یک هدف رو دنبال می‌کنه: وادار کردن ج.ا به تغییر ساختار و معرفی یک چهره جدید برای مذاکره با دنیا، دقیقاً مشابه کاری که با شوروی کردند و بعد از گورباچف، بوریس یلتسین رهبری رو بر عده گرفت، او فردی ضعیف النفس، الکلی و فاسد بود. نتیجه این اقدام این خواهد بود که یا همین مجتبی، یا افرادی مثل قالیباف، حسن روحانی، حسن خمینی یا هر کس دیگری امور رو به دست بگیره (آدمش اصلا مهم نیست) و هدف نهایی اینه که بیاد پای مذاکره با آمریکا و دنیا. در این مرحله یه آتش بس اتفاق میفته که ممکنه از دو سه هفته دیگه بشه در نظر گرفت، بعد از اینکه زیرساخت‌های کشور به صورت جدی آسیب ببینند. چرا چنین چیزی لازمه؟ چون با وضعیت فعلی مردم ایران نخواهند توانست با اعتراضات مدنی حکومت رو عوض کنند، پس باید حکومت به شکلی تغییر کنه و تضعیف بشه که امکان اعتراضات مردمی و به دست گرفتن حکومت فراهم بشه. زدن فولاد، نیروگاه‌های برق و سایر زیرساخت‌ها هم در همین راستا هست، چون همین طرفداران ج.ا که به اعتقاد من نزدیک به ۳ الی ۵ میلیون هستند، وقتی سفره‌هاشون خالی بشه، به فلاکت و بدبختی دچار بشن، و سیستم هم امکانی برای تأمین مایحتاج اونها نداشته باشه، دیگه به شکل وحشیانه خشونت رو راه حل نخواهند دید. در این مرحله هست که نقش رهبری رضا پهلوی خودشو نشون خواهد داد و با حضور در میدان می‌تونه امور رو به دست بگیره. اگر چنین اتفاقی افتاد، در اون زمان تحلیل تکمیلی خودمو ارائه خواهم داد. پس جمع بندی: ۱- این مرحله از جنگ برای وادار کردن جمهوری اسلامی به آمدن به میز مذاکره و یک رهبری ملایمتر خواهد بود. ۲- وضعیت اقتصادی و اجتماعی به شدت رو به وخامت خواهد رفت، خیلی بدتر از الان. ۳- اواسط سال ۱۴۰۵ به بعد، احتمالا آبان و آذر و دی، اعتراضات شدت میگیره و احتمالاً درگیری‌ها داخلی + خارجی همزمان خواهد بود. خلاصه کلام اینکه خیلی بدبختی پیش رو خواهیم داشت. طبق معمول میگم اینا تحلیل‌های شخصی منه، ادعایی ندارم و تحلیلگر نظامی یا سیاسی هم نیستم، بخونید و رد بشید، اگر فحاشی کنید یا دری‌وری بگید بلاکتون می‌کنم، اینا رو هم نوشتم چون چندنفر خواستن نظرمو بگم، این نظرات من هم منطبق با تحلیل قبلی ام است که قبلاً نوشته بودم.

تنسی‌تاکسیدو 

77,042 views • 5 months ago

روز اول که جنگ شروع شد یادمه که چندین بار این ویدیوی پرزیدنت ترامپ برای اعلان آغاز جنگ رو نگاه کردم با اشک ذوق و هیجان! الان که چند ماهه درگیر آتش بس و بگیر نگیر و ضد ترامپ و طرفدار ترامپ و این حرفا هستیم فک کردم برم دوباره این ویدیو رو نگاه کنم ببینم چی بهمون گفته بوده و آیا زیر حرفش زده یا نزده! ویدیوی کامل ۸ دقیقه است اما این دو تا تیکه اش از همه مهمتره برای ایرانی ها: ۱- هدف از جنگ برای ترامپ : هدف ما دفاع از مردم آمریکا با از بین بردن تهدیدات قریب‌الوقوع رژیم ایران است؛ گروهی وحشی، بسیار سخت‌گیر و وحشتناک. فعالیت‌های تهدیدآمیز آن مستقیماً ایالات متحده، نیروهای ما، پایگاه‌های ما در خارج از کشور و متحدان ما در سراسر جهان را به خطر می‌اندازد. ۲- چگونگی پایان جنگ و پیام به مردم ایران: به اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نیروهای مسلح و همهٔ پلیس می‌گویم که باید سلاح‌هایتان را زمین بگذارید و از مصونیت کامل برخوردار شوید. در غیر این صورت، با مرگ قطعی روبه‌رو خواهید شد. پس سلاح‌هایتان را زمین بگذارید. با شما منصفانه رفتار خواهد شد و مصونیت کامل خواهید داشت، یا اینکه با مرگ قطعی مواجه می‌شوید. و در پایان، به مردم بزرگ و مغرور ایران می‌گویم که امشب ساعت آزادی شما فرا رسیده است. در پناهگاه بمانید. خانه را ترک نکنید. بیرون بسیار خطرناک است. بمب‌ها همه‌جا فرو خواهند ریخت. وقتی کار ما تمام شد، حکومت را به دست بگیرید. مال شماست که بگیرید. این احتمالاً تنها فرصت شما برای نسل‌ها خواهد بود. سال‌های زیادی از آمریکا کمک خواستید، اما هرگز به شما داده نشد. هیچ رئیسی‌جمهوری حاضر نبود کاری را که من امشب حاضر به انجام آن هستم، انجام دهد. حالا رئیسی‌جمهور دارید که آنچه می‌خواهید را به شما می‌دهد. پس ببینیم چگونه پاسخ می‌دهید. آمریکا با قدرت عظیم و نیروی ویرانگر از شما پشتیبانی می‌کند. حالا زمان آن است که کنترل سرنوشت خود را به دست بگیرید و آیندهٔ مرفه و باشکوهی را که در دسترس شماست، آزاد کنید. این لحظهٔ اقدام است. نگذارید از دست برود.»​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​ تا اینجایی که من میبینم ترامپ هنوز همون هدف رو دنبال میکنه شاید ما بد متوجه شدیم که قراره بیاد برامون رژیم عوض کنه ولی خودش از اول گفت هر کی تسلیم شد رو میبخشه و مردم ایران هستن که آخرش این رژیم رو عوض میکنن! شاید هم شما برداشت دیگه ای دارید؟ لطفا یادتون باشه منظور من طرفداری از ترامپ نیست فقط میخوام واقع بین باشم تا چه حد باید روی کمکش حساب کرد برای تغییر رژیم!

Yalda - The Infidel 🇮🇷🇮🇱🤍💙🩵

41,808 views • 1 month ago

شاه و شهبانو، فوتبالیست و بازیگر نیستند که بهشون میچسبید. باید در ارتباط با اونها پروتکل‌های خانواده سلطنتی رو رعایت کنید: ۱- نباید برای دست دادن پیشقدم بشید. اول شاه و شهبانو باید دستشون رو دراز کنند. ۲-نباید با شاه و شهبانو سلفی بگیرید، مگه اینکه خودشون پیشنهاد بدن. ۳-عکس گرفتن باید با پیشنهاد یا اجازه شاه و شهبانو باشه و یه عکاس اینکار رو بکنه یعنی سلفی نباشه. ۴-موقع عکس گرفتن نباید لمسشون کنید یا دستتون رو پشت کمر یا روی شانه قرار بدید یا با ژست صمیمانه و خودمانی عکس بگیرید. باید با لباس رسمی و مناسب باشید و دستتون تو جیبتون نباشه و موقع عکس انداختن یه فاصله محترمانه رو رعایت کنید. ۵- موقعی که شاه و شهبانو برای یه سخنرانی از ماشین پیاده میشن نباید به سمتشون هجوم ببرید یا تو گوششون عربده بکشید. باید تو یه فاصله امن چند متری که تیم محافظین مشخص میکنن قرار بگیرید و اونجا اگه خواستید میتونید شعار بدید یا دست بزنید بدون فریاد زدن یا جملات و پرسشهای هیجانی. تو این زمینه شما مسئول رفتار بقیه هم هستید. یعنی اگه بغل‌دستیتون پروتکل رو شکست مسئولیت شماست که مانعش بشید و توجیهش کنید. ۶- موقع سخنرانی پادشاه حق ندارید کلامش رو با شعار یا فریاد قطع کنید. اگه جایی از متن خیلی برجسته و درخشان بود و خود شاه مکث کرد، اون موقع میتونید دست بزنید یا شعار حمایتی بدید اونم با صدای ملایم و بدون جیغ و سوت زدن که حضار احساس آزار نکنن. ۷- اگه به ضیافت شام یا ناهار دعوت شدید نباید گوشی رو در بیارید و شروع کنید به فیلمبرداری یا عکس یا لایو گرفتن. شروع مکالمه رو بذارید با شاه و شهبانو باشه. از القاب رسمی استفاده کنید و ادب و احترام رو رعایت کنید. فریب تبلیغات چپها رو نخورید. این پروتکل‌ها تو تمام کشورهای مدرن پادشاهی که مقصد محبوب پناهندگی چپهای ایرانی هستند مثل انگلیس و سوئد و هلند و... تو بالاترین سطح مرسومه و ربطی به شخص‌پرستی نداره. خانواده پهلوی‌ستیز نرگس محمدی تا کمر جلوی پادشاه سوئد خم شدند و تعظیم کردند. این احترام شما به پروتکلها، احترام به خودتون و بقیه ملت ایران و یه میراث گرانقدر چندهزارساله‌ست که متعلق به همه ماست. قدرت شاه قدرت شما و خانواده پادشاهی ثروت شماست و احترام به این جایگاه یعنی ارتقای جایگاه شهروندی و افزایش احترام و ارزش پاسپورت و ملیت شما تو دنیا مثل گذشته‌های نه چندان دور. من حتی وارد جزییات خیلی پیچیده‌تر پروتکل‌ها نشدم تا برای شروع راحتتر تو ذهن بمونه. اینها ساده‌ترین پروتکلهای خانواده‌های سلطنتی تو دنیا هستند و تمام کشورهای مدرن پادشاهی در مورد خانواده سلطنتیشون با دقت رعایت میکنند و طبیعتا ما با قدیمی‌ترین پادشاهی دنیا مسئولیت سنگین‌تری برای رعایت اونها داریم. ما میهنپرستان باید تفاوت خودمون رو با بی‌فرهنگهای شلخته‌ای مثل گلشیفته و علینژاد و باقی چپهای چیپ که به شکستن پروتکل‌ها افتخار میکنند، نشون بدیم. لطفا به اشتراک بذارید، کپی کنید، به اینستاگرام و تلگرام ببرید یا به بقیه حتی شفاهی این نکات رو گوشزد کنید. پاینده ایران. #جاویدشاه

Yaar - يار ‌‌قدیمی 🇮🇷

58,934 views • 1 year ago

‌‌ دو تا از آخرین پست‌های اینستاگرام جاویدنام‌ مهدی ( مسعود) ذات‌پرور که ۱۹ دی ۱۴۰۴ در شهر رشت توسط جمهوری اسلامی کشته شد. او چند روز پیش در اینستاگرام نوشته بود: «من یه ایرانیم، نه اغتشاشگرم، نه وطن‌فروشم، نه دشمنم و نه بیگانه! من یه ایرانیم. به عنوان یک فرزند یک دهه پیش کوچکترین دینم به خاکم، وطنم، مادرم، ایرانم رو ادا کردم. وقتی قهرمان جهان شدم، وقتی سرود کشورم و پرچم سرزمینم در بلندای آسمون به اهتزاز در آوردم، وقتی اون لحظه رو باز تصور میکنم ناخودآگاه اشک از چشمام سرازیر میشه دلیلش میدونی چیه؟ وطنم، ایرانم. مسئول محترم همه ماها مشکلاتمون و اعتراضمون بخاطر وضعیت نابسامانیه که شماها واسمون درست کردید، تدبیر اشتباه، سیاست غلط، مدیریت نادرست جوان‌های کشورمونو به این سو هدایت کرده که معترض شیم. نه نانی، نه آرامشی، نه آسایشی، نه عزتی و نه احترامی واسه ما نذاشتید تا امیدی به زندگی عادی داشته باشیم. حق ما این نیست، حتی حق ما توپ و تفنگ و تهدید و گرفتن و کشتن نیست، ما همون ملتی هستیم که بارها و بارها ثابت کردیم وطنمون جان و تن و روحمونه! خاکی که اینهمه شهید داده دنبال وطن گ‌فروشی نیست دنبال آزادیه، دنبال آرامشه دنبال امیدیه واسه ادامه دادن، امیدی که شماها با تصمیمات اشتباهتون از ما سلب کردید. میخواین بگیرید؟ من آماده‌ام میخواین بکشید؟ به ولله من آماده‌ام فکر میکنی چی برای از دست دادن دارم؟ هیچی ولی کاش بجای گرفتن و کشتن و اینهمه خاری که به ما دادید یه بار هم خودتون رو جای یه جوان بزارید، جوانی که با این وضعیت معیشتی هیچ امیدی نه به فردا و دیگه نه به شماها داره. خودتون رو با چهارتا متملق چاپلوس دور و برتون گول نزنید، صدای جوان ها رو بشنوید، صدای مادرها، پدرها، صدای هموطن هاتونو بشنوید. و در نهایت بدونید که ایرانمون کنار هم قشنگه و امیدی در دل همه ما هست که قراره فردایی به زیبایی جنگل‌های هیرکانی، به عظمت دماوند، به نیلگونی خلیج همیشه فارس و به اقتدار مادرم ایران ببینیم❤️ به امید روزی که من ، تو و ما توی همین خیابون، همین خاک، همین وطن فارغ از هر عقیده‌ای، همدیگر رو در آغوش بگیریم و از ته دل با اشکی سراسر شوق از چشمان خستمون بلندترین خنده هامونو سر بدیم ✌️» مهدی (مسعود ذات‌پرور) فرزند قهرمان پیشکسوت مجید ذات‌پرور از قهرمانان و مربیان معروف بدنسازی بود. او متولد مرداد ماه ۱۳۶۵ بود. در سال ۲۰۱۱ قهرمان جوانان آسیا و در سال‌های ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳ قهرمان جهان شده بود. #مسعود_ذات_پرور #رشت #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا

توانا Tavaana

22,278 views • 8 months ago

بخش هایی از مصاحبه ی صدیقه وسمقی: ‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ مجری: الان آقای پهلوی به عنوان چهره آلترناتیو در خارج از ایران مطرح شده و در داخل ایران هم پایگاه اجتماعی داره؛ حالا کم یا زیاد اندازه‌اش، درصدش رو نمی‌دونیم، ولی به هر حال صحبت‌های خود ایشونم اینه که منو در خیابان‌های ایران صدا کردن و خب به هر حال شعارهایی هم بود که در حمایت از ایشون بود. این چقدر این هم‌بستگی می‌تونه در بین داخل و آقای پهلوی اصلاً اتفاق بیفته؟ وسمقی: ببینید مشکلی که وجود داره این هست که جریان طرفدار آقای پهلوی، جریان پادشاهی‌خواهه‌. ببینید نظام پادشاهی، ما ازش سال ۵۷ عبور کردیم. نهاد پادشاهی و نهاد روحانیت، دو نهاد سنتی هستند که همیشه در طول قرن‌ها و هزاره‌ها با همدیگه رقابت داشتن. دو تا قدرت بودن که همیشه با همدیگه رقابت کردن، گاهی با هم سازش کردن، قدرتو تقسیم کردن، گاهی یکی قدرتو به دست آورده. خب ما به نظرم دیگه الان بعد از جمهوری اسلامی باید از این دو نهاد سنتی که هر دو هم در واقع نهادهای استبدادی هستن، باید بتونیم عبور بکنیم.ما سال ۵۷ از نهاد سلطنت عبور کردیم، گذاشتیمش کنار؛ هرچند از استبداد عبور نکردیم. خب نهاد روحانیت که در کمین بود و رقیب نهاد پادشاهی بود، قدرتو به دست گرفت و مردم ایران در اون زمان هنوز اون توانمندی رو برای اینکه نهاد روحانیت رو هم مثل نهاد سلطنت کنار بذارن و پس بزنن، نداشتن. این توانمندی به تدریج به وجود اومده و الان مردم می‌خوان که این نهاد سنتی استبدادی رو هم کنار بذارن. حالا طرفداران آقای پهلوی پادشاهی‌خواهند. نهاد پادشاهی یک نهاد سنتیست؛ هیچ‌وقت انتخابی نبوده، هیچ‌وقت دموکراتیک نبوده. یک نهادیست که خب می‌دونین، شما در تاریخ نگاه کنین در ایران و همه نقاط جهان، پادشاهان با زور اومدن. هر سلسله‌ای اومده، سلسله دیگری رو با زور کنار گذاشته و خودش نشسته و هیچ‌وقت مردم دخالتی نداشتن که مثلاً بیان و پادشاهان رو انتخاب بکنن. من تعجب می‌کنم که بعد از این تجربه‌های فراوان و رنج‌های فراوان، خون‌های زیادی که ما دادیم، ما می‌خوایم دوباره به جای پیدا کردن یک راه سوم و بنیان گذاشتن یک نهاد سوم، باز بیاییم برگردیم به نهاد پادشاهی که یک نهاد به هر حال کهنه و قدیمیست و ذاتشم استبداد داره. چرا؟ چون متمرکز بر فرده. ما مردم در دوره‌ای الان داریم زندگی می‌کنیم که خواهان حقوق بشریم، خواهان به رسمیت شناختن حقوق فردی هستیم، برای خودمون حق انتخاب قائلیم. چرا باید با اعطای یک قدرت مادام‌العمر به یک فرد، به یک خانواده و به یک خاندان، حق انتخاب رو برای همیشه از خودمون و از آیندگانمون سلب بکنیم؟ اگه نسل بعدی اومدن و گفتن که چرا شما این کارو کردید؟ ما نمی‌خوایم مثلاً این حکومت رو، حکومت فردی رو، چه بهش خواهیم گفت؟ اگر که سال ۵۷ مردم نهاد سلطنت رو کنار گذاشتن و از اون چاه افتادن تو چاه بعدی یعنی باز هم نهاد روحانیت، و حالا می‌خوان اونو کنار بذارن، آیا ما نباید از این تجربه‌ها درس بگیریم؟ به نظر من مردم به خاطر اینکه به استیصال رسیدن، مردم به خاطر عملکرد بسیار ناگوار و ناهنجار جمهوری اسلامی، دنبال یک مفری می‌گردن، دنبال یک راه نجات می‌گردن و خب سرمایه‌گذاری زیادی شده روی آقای پهلوی از لحاظ تبلیغاتی و غیره که ایشون به یک آلترناتیو و بدیل تبدیل بشه. حالا خیلی‌ها هم تصورشون اینه که میشه به این ترتیب از جمهوری اسلامی گذر کرد. اما کسانی که نظام پادشاهی رو نظام مناسبی برای آینده ایران نمی‌دونن، نمی‌تونن کنار این جریان بایستن. کسانی که خواهان استقلال ایرانن و نمی‌خوان که یک حکومت به وسیله قدرت‌های خارجی بر مردم ایران تحمیل بشه، نمی‌تونن کنار این جریان بایستن. این جریان متأسفانه این مشکلات رو داره. من می‌دونم ممکنه از این حرفای من هم این افراد ناراحت بشن، اما ما به فکر ایران و نجات ایران هستیم. به نظر من ما همهمون سرمایه‌هامون رو باید صرف ایران بکنیم نه اشخاص. خب اگر اشخاصی به آقای پهلوی علاقه دارن، در آینده وقتی که نظامی برای ایران، به قد و قواره ایران برای دموکراسی و آزادی در ایران به وسیله اندیشمندان و نخبگان این کشور ترسیم شد، تعیین شد، هر کسی بیاد انتخاب بشه توسط مردم برای یک مدت موقتی اداره کشور رو به دست بگیره، ولو آقای پهلوی باشه، دیگران باشن، به انتخاب ملت. خب این اشکالی نداره. ولی اینکه به خاطر علاقه به یک شخص یا به یک خانواده ما بیاییم یک نظام سیاسی برای ایران تعریف بکنیم که ممکنه آیندگان باز هم مخالفت بکنن و ایراد بگیرن و اونا به دردسر بیفتن، من این رو مناسب نمی‌دونم. من همیشه این جمله رو میگم که ما باید ساختار سیاسی آینده ایران رو به قد و قواره این کشور ببریم و بدوزیم، نه به قد و قواره یک شخص و فرد. ۱/۲

آرش یوسفی -ARASH

32,920 views • 7 months ago

پنج دقیقه‌ی جالبی بود، اما پیشنهاد می‌کنم حتماً مصاحبه‌ی کامل رو ببینید. ‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ سعید لیلاز: شاید اصرار ناخودآگاه آقای مروی این باشد که دائماً بخواهد من یا بیننده را به سمت دولت فشار بدهد؛ دولتی که حالا عنوان اصلاح‌طلب دارد. مثلاً پسر آقای رئیس‌جمهور چیزی گفته، معاونشان چیزی گفته، همه را بیندازیم گردن آن‌ها. اما نگاه من این نیست. من می‌گویم کل سیستم در نظام تصمیم‌گیری و اجرایی از کار افتاده. مجری: اصلاً آقای دکتر، من دنبال دوگانه‌سازی نیستم، ولی یک دوگانه‌ای در صحبت‌های شما و بعضی دیگر از دوستان وجود دارد. سعید لیلاز: نه، نه، نه. در صحبت‌های من دوگانه‌ای وجود ندارد. مجری: چرا. این دوگانه این است که ما در داخل کشور چنان مشکلاتی داریم که نمی‌توانیم اصلاحشان کنیم. سعید لیلاز: باریکلا. مجری: پس برویم یک کار دیگری بکنیم. چه کار کنیم؟ برویم سراغ… که اینجا می‌رسد به همان چیزی که به قول شما… سعید لیلاز: اتفاقاً اعتراض من به همه شما همین است. الان چپ و راست، بگذار صریح با تو صحبت کنم، طوری حرف می‌زنند و موضع می‌گیرند که گویی وادادن به آمریکا یا جنگیدن با آمریکا، هر دو ساده‌تر از این است که بخواهی داخل را اصلاح کنی. در حالی که من می‌گویم اگر هر دوی این کارها را هم انجام بدهی، اما داخل را اصلاح نکنی، هیچ کاری نکرده‌ای. ببینید، الان دوستان ما که می‌گویند برویم با آمریکا ببندیم، مگر شما همین را نمی‌گویید؟ مجری: آره. سعید لیلاز: این‌ها تصور می‌کنند راه‌حلشان، اولاً، بازگشت به فروش نفت است. هیچ راه‌حل جدیدی ندارند. از برجسته‌ترین اقتصاددان‌هایشان بگیرید تا سیاسیون رده پایین و کارشناسان جوان‌ترشان، راه‌حل دیگری ندارند. آن‌هایی هم که می‌گویند برویم با امپریالیسم مبارزه کنیم، با آمریکا بجنگیم یا حمله کنیم، در واقع دنبال صدور بحران داخلی خودشان هستند. در حالی که اگر داخل را درست کنی، یک میلیون بار بهتر می‌توانی با ایالات متحده آمریکا مبارزه کنی. آقای مروی، قبل از تولد شخص شما من ضدآمریکایی بودم. مجری: نه آقای دکتر، من شما را ضدآمریکایی نمی‌کنم، ولی سؤال من از شما این است… سعید لیلاز: ببین، می‌خواهم به تو بگویم زمانی که پدر شما هنوز وارد سیاست نشده بود، من می‌دانستم با آمریکا چه باید کرد و آمریکا یعنی چه. اصلاً این حرف‌ها را ما به این‌ها یاد دادیم. مجری: آمریکا یعنی چه آقای دکتر؟ آمریکا یعنی چه؟ سعید لیلاز: آمریکا یک نظام است… ببین، ایالات متحده آمریکا به‌عنوان یک کشور و مردمش بحث دیگری است، ولی به‌عنوان یک نظام امپریالیستی، وقتی ما می‌گفتیم امپریالیسم، تا قبل از این دعواها همه فکر می‌کردند ایدئولوژیک حرف می‌زنیم. در حالی که من درباره یک ساختار بین‌المللی صحبت می‌کنم که شاید از دیرباز در تاریخ بشر وجود داشته؛ جسم بزرگ‌تر می‌خواهد جسم کوچک‌تر را قورت بدهد. ما هم در یک انقلاب، یک روز تصمیم گرفتیم دیگر قورت داده نشویم و هنوز هم نمی‌خواهیم بشویم. شاید الان من جزو تتمه بازماندگان آن تفکر باشم. مجری: نه آقای دکتر، این فکر را نکنید. میلیون‌ها ایرانی صدوشصت، صدوهفتاد، صدوهشتاد شب است که در خیابان همین حرف‌ها را می‌زنند. تعجب من از شماست. من دقیقاً همین را می‌خواهم بگویم آقای دکتر. این دوگانه‌ای که ترسیم می‌کنید، اینکه دیگر نمی‌توانیم ادامه بدهیم، مربوط به الان نیست. سعید لیلاز: نه، این دوگانه… مجری: همین کشور، با همین ملت و همین مردمی که می‌گویید آماده اصلاحات نیستند، نگاه کنید کاری که با ما کردند ده برابر بدتر از چیزی بود که با ونزوئلا کردند. سعید لیلاز: دوباره داری جناحی‌اش می‌کنی. ببین من… مجری: نه، اصلاً جناحی نگاه نمی‌کنم. من دارم درباره کل… سعید لیلاز: به نظر من داری به کل راه‌حل جفا می‌کنی. من می‌گویم اگر می‌خواهی با امپریالیسم مبارزه کنی، بدون یک اصلاحات عمیق داخلی این کار غیرممکن است. مجری: قبول. من تا اینجا با شما موافقم. سعید لیلاز: بنابراین، آن چیزهایی که من به‌عنوان لوازم پایداری در برابر استکبار می‌گویم، شما در مقابل مبارزه با استکبار قرار می‌دهید. مجری: نه، نه، اصلاً من به این دوگانه معتقد نیستم. سعید لیلاز: پس برای ادامه گفت‌وگو با هم به یک توافق برسیم. مجری: پس اختلافی نبوده و با هم توافق داشتیم. الان شما می‌فرمایید که ما برای… سعید لیلاز: آقا، کشورت را اداره کن برادر! مجری: چه کار کنیم؟ دقیقاً. سعید لیلاز: کشورت را اداره کن. مجری: الان دقیقاً سؤال همین است؛ چطور کشور را اداره کنیم؟ سعید لیلاز: عرض می‌کنم. جلوی ناترازی‌ها را بگیرید. جلوی فساد را بگیرید. یکی از بدترین مسائل، همین تورم است که بخش بزرگی از آن ناشی از فساد است. بروید ببینید بانک‌ها چه کار کرده‌اند. نمی‌خواهم بگویم خصوصی یا دولتی، بروید ببینید در نظام بانکی چه اتفاقی افتاده. بروید نظام توزیع ارز را ببینید. حالا آقای همتی اخیراً آمده و مقداری به آن سامان داده، وگرنه بروید ببینید در دارو چه خبر است، در واردات گندم چه خبر است. کشورتان را اداره کنید. مجری: جمله اولتان آقای دکتر آن‌قدر خوب بود که من نمی‌توانم با مصداق‌های بعدی همراه شوم. شما می‌گویید بروید آن‌ها را درست کنید، من هم می‌گویم بله. بعد یک‌دفعه می‌گویید بنده خدا آقای فلانی ارز را سامان داده، ارز بیست‌وهشت هزار تومانی را… سعید لیلاز: نه، می‌گویم تازه دارد یک تکان‌هایی می‌دهد، ولی به هیچ وجه کافی نیست. مبارزه با فساد در ایران تبدیل شده به کاری که همه می‌گویند اگر برویم به آمریکا باج بدهیم یا برویم با آمریکا بجنگیم، از این راه بهتر است. آخر چرا؟ من می‌گویم طرح این دوگانه غلط است. خود شما هم دارید در این دام می‌افتید، حتی اگر نخواهید. مجری: نه، جسارتاً قبول ندارم. من در این دام نمی‌افتم. سعید لیلاز: در این دام نیفت. اگر بخواهیم کشورمان را در برابر امپریالیسم یا استکبار پایدار نگه داریم، باید بتوانیم مشروعیت نظام را در حوزه کارآمدی حفظ کنیم. ببین آقای مروی، با تورم ۱۵۰ درصدی نان این کار غیرممکن است. مجری: کمی مصداقی صحبت کنیم. تورم ۱۵۰ درصدی نان از کجا آمده آقای دکتر؟ سعید لیلاز: از ناترازی شبکه بانکی کشور. مجری: از فساد؟ از اصلاحات ارزی دی‌ماه شروع نمی‌شود؟ از آنجایی که شما دلار را از این مقدار… سعید لیلاز: عین همین اتهام را شما و رفقایتان به بنده خدا آقای رئیسی هم زدید. یعنی چه؟ دلار ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی را من به هر کسی بدهم، عملاً حکم دزدی کردن به او داده‌ام. مگر تراستی‌ها غیر از همین خوردند و بردند؟ مجری: نه آقای دکتر. با همان استدلال، دلار ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی که الان ۶۳ هزار تومان شده، در حالی که دلار بازار رسیده به ۲۱۰ هزار تومان… سعید لیلاز: بگذارید برای اولین بار جلوی امت شهیدپرور بگویم: ورود دلار حاصل از صادرات نفت، از ماهی دو و نیم تا دو و هفت دهم و حتی سه میلیارد دلار، رسید به ماهی ۱۵۰ میلیون دلار! مجری: بله. سعید لیلاز: همین تراستی‌ها. تراستی‌ها را که نه من درست کردم، نه مروی. درست است؟ بعد که شورش‌ها اتفاق افتاد، ایالات متحده آمریکا به کشور ما طمع کرد. در واقع تراستی‌ها جنگ آمریکا و ایران را راه انداختند و دشمن را به طمع انداختند. من در مصاحبه‌های اولیه‌ام چه گفته بودم؟ گفتم امیدشان این است که، به قول هیتلر، یک لگد به در بزنند و کل ساختمان فرو بریزد. امیدشان همین بود. بعد هم، به قول شما، این کار را کردند و نشد.

آرش یوسفی -ARASH

58,329 views • 7 days ago

با توجه به تجربه زیسته، مطالعات و آنچه درباره سیاست آمریکا و تحولات منطقه خوانده، دیده و دنبال کرده‌ام، با این چهار دقیقه از صحبت‌های سعید لیلاز کاملاً همدل و هم‌نظر هستم ‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ سعید لیلاز: غیرممکن بود ما بتونیم جلوی جنگ رو بگیریم. غیرممکن بود. زمانش ممکن بود عقب و جلو بیفته، ولی چون آمریکایی‌ها زمان رو به زیان خودشون می‌دونستند و ایران رو در حداکثر ضعفی که ممکن بود می‌پنداشتند، چه ضعف نظامی، چه ضعف اقتصادی و چه ضعف مشروعیت داخلی و بین‌المللی، بعد از حوادث دی‌ماه ما در کف مشروعیت داخلی و بین‌المللی بودیم. این جمله‌ی آدولف هیتلر مشهوره که وقتی می‌خواست به شوروی حمله کنه، می‌گفت: «یک لگد به در بزنیم، کل ساختمان فرو می‌ریزه.» این‌ها هم فکر می‌کردند همین اتفاق می‌افته. بله، این‌ها فکر می‌کردند زمان به زیان آمریکاست. آمریکا از سال ۲۰۲۷ می‌خواد روی مسئله‌ی چین متمرکز بشه. سرعت قدرت گرفتن چین این‌قدر زیاده که اگر آمریکا در این یکی دو سال با ایران برخورد نمی‌کرد، ممکن بود هرگز نتونه این کار رو انجام بده. بنابراین این‌که ما فکر کنیم می‌تونستیم با دیپلماسی جلوی این جنگ رو بگیریم، یک اشتباه بزرگه. مهرماه ۱۴۰۴، اگر اشتباه نکنم، از دفتر آقای لاریجانی با من تماس گرفتن که بلند شو بیا شورای عالی امنیت ملی، جلسه داریم. همون روز بلافاصله بلند شدیم و رفتیم خدمتشون. به ما توضیح دادند که در جریان مذاکرات نیویورک، با وساطت آقای مکرون، با تیم آمریکایی نشستیم و چانه‌زنی کردیم. آقای مکرون هم می‌گفت: «آقا، بیاید مصالحه کنید.» در نهایت به یک توافقی رسیدیم. وقتی تیم آمریکایی این توافق رو برای آقای ترامپ بردند، آقای ترامپ گفت: «نه، من قبول ندارم. این کمه. یک مقدار دیگه هم بهش اضافه کنید.» جزئیاتش رو به ما نگفتند. من هم مثل بعضی دوستان نیستم که از خودم چیزی بسازم. عین چیزی رو که می‌شنوم می‌گم. رفتیم و دوباره برگشتیم. چیزهایی رو که آقای ترامپ خواسته بود قبول کردیم. جمهوری اسلامی پذیرفت. این جمله‌ی منِ لیلاز نیست، جمله‌ی شهید لاریجانیه. دوباره بردند پیش آقای ترامپ. گفت: «نه، من نمی‌خوام. این کمه. دوباره بیشترش کنید.» بار سوم و بار چهارم، ما یقین پیدا کردیم که ایالات متحده‌ی آمریکا دنبال مصالحه نیست. آقای مکرون الان شاهده و می‌تونه این حرف آقای لاریجانی رو راستی‌آزمایی کنه. ما مطمئن شدیم که آمریکایی‌ها دنبال توافق نیستند. در مهرماه ما رو صدا کرد و گفت بر همین قیاس، ما حدس می‌زنیم تا پایان دی‌ماه، یعنی تا پایان سال ۲۰۲۵، به ایران حمله خواهد شد و یک تهاجم نظامی جدید شکل خواهد گرفت. برخورد بین ایران و آمریکا گریزناپذیره. ما ۳۰ سال در حال دیپلماسی بودیم. ۳۰ سال موفقیت‌آمیز کوشیدیم جلوی جنگ رو بگیریم، ولی رسیدیم به جایی که دیگه نمی‌شد. چرا نمی‌شد؟ هم دولت آمریکا دولتی‌ست که به قول خودشون نئوکان‌ه و هم این‌که آمریکایی‌ها دارن خودشون رو برای برخورد با چین آماده می‌کنن. یادتون باشه در زمینه‌ی سیاست خارجی، کمترین تفاوت بین دموکرات‌ها و جمهوری‌خواه‌ها وجود داره. اصلاً تفاوتی وجود نداره. وقتی آقای بایدن در سال ۲۰۲۰ رئیس‌جمهور آمریکا شد، از ژانویه‌ی ۲۰۲۱ به بعد تقریباً تمام مصوبات دولت آقای ترامپ رو لغو کرد، غیر از سه مورد: یکی تحریم‌های ایران، یکی تحریم‌های چین و یکی تحریم‌های کوبا. بنابراین این‌که فکر کنید به خاطر اومدن آقای ترامپ، رویکرد دولت آمریکا عوض شده، ساده‌لوحانه‌ست. آمریکایی‌ها برای این‌که بتونن تکلیف خودشون رو با چین روشن کنن، چاره‌ای ندارن جز این‌که ایران رو به‌عنوان پشت جبهه‌ی خودشون صاف کرده باشن. اولاً ایران قدرت بزرگیه و ثانیاً باید گلوگاه نفتی چین که بهش وابسته‌ست، یعنی خلیج فارس، رو قیچی کرده و تحت کنترل گرفته باشن. به همین دلیله که بعد از سقوط مادورو در ونزوئلا، من همواره فکر می‌کردم که داستان ایران به‌زودی تغییر خواهد کرد. یعنی آمریکایی‌ها نمی‌تونن برای حرکت به سمت چین، از بابت نفت ایران و تنگه‌ی هرمز خیال‌شون راحت نباشه.

آرش یوسفی -ARASH

109,595 views • 1 month ago

یه چیزی می‌خوام بگم. احتمالاً روشنفکرها می‌خندند و بقیه فحش می‌دن؛ ولی می‌گم. من فکر می‌کنم ما اگر یه روزی قراره هرگونه «گذار» به دموکراسی داشته باشیم، اگه یه روزی قراره به آشتی ملی فکر کنیم، اگر یه روز قراره یک ائتلاف، هم‌گرایی‌، هم‌افزایی، شکل بگیره، به کسی مثل داریوش اقبالی نیاز داریم. نه لزوماً به‌عنوان یک چهره سیاسی. اتفاقاً شاید مهم‌ترین ویژگی‌ش اینه که هیچ‌وقت یک چهره سیاسی به معنای متعارفش نبوده و در عین حالز هیچ‌وقت فقط خواننده هم نبوده؛ و احساس تعهد اجتماعی خودش به مردم ایران رو ثابت کرده. کسی که در هر دو حکومت، صدای مستقل خودش رو داشته و بابتش در هر دو حکومت هزینه داده. در عین این‌که موضع سیاسی خودش رو داشته و داره، تا جایی که من دیده‌ام، کمتر وارد بازی نفی دیگران شده. با اندکی ضریب خطا، زیر پرچم هیچ دسته و گروهی نرفته. در ترانه‌هاش ظلم، تمامیت‌خواهی و تحجر رو هدف قرار داده، از هر جنس و لباس. و به نظرم این دقیقاً همون چیزی‌یه که برای آشتی ملی بهش نیاز داریم. آشتی ملی فقط کنار هم نشستن چند گروه و چهره سیاسی نیست. به آدم‌هایی نیاز داره که اعتبارشون رو بیرون از قبیله‌های سیاسی ساخته‌اند؛ آدم‌هایی که هنوز می‌تونن با چند ایرانِ متفاوت حرف بزنن، بدون این‌که برای شنیده شدن، اول از مخاطب بخوان هویت و گذشته خودش رو انکار کنه. بدون طلبِ اعلامِ وفاداری. داریوش، غایبِ همیشه‌حاضرِ فضای سیاسی و اجتماعی ایرانه. کمتر کسی رو سراغ دارم که به اندازه داریوش تلنگر زده باشه که ما اگر به دنبال تغییریم، باید از خودمون شروع کنیم. در کارهاش، دیکتاتور درونمون رو هنرمندانه و صریح به رومون آورده. نقدش ارزشمنده؛ چون خودش، نقد رو از نقد خودش شروع کرده. در مورد گذشته‌اش شفاف، و شاید سخت‌گیرترین منتقدِ خودش بوده. دیگران رو نقد کرده، اما شهامت پذیرش اشتباهات خودش رو هم داشته. و مهم‌تر از همه، رنج شخصی خودش رو فقط روایت نکرده؛ سعی کرده اون رنج رو با محبوبیت عمومی‌ش پیوند بده و از توش به دنبال کاهش درد بقیه باشه. . اینجاست که ماجرای اعتیادش برای من فقط یک داستان شخصی یا قصه «سقوط و بازگشت» نیست. سال‌ها پیش، معاون وزیر بهداشت می‌گفت ابعاد و عمق کمکی که داریوش به ترک و مبارزه با اعتیاد کرده، خیلی از نهادهای مسئول جمهوری اسلامی نکرده‌اند. محبوبیت داریوش، البته، محصول چیزی که خودش بهش «تولد دوباره» می‌گه، نیست. در روزهای اوج اعتیادش هم، در طبقات مختلف اجتماعی، نه فقط محبوب که برای خیلی‌ها اسطوره بود. مبارزه‌اش با اعتیاد احترامش رو بیشتر کرد و بهش کاریزمای تازه‌ای داد، اما مهم‌تر از اون، چیزی رو که سال‌ها در ترانه‌هاش گفته بود، در زندگی خودش به محک گذاشت: این‌که تغییر، قبل از هر جا، باید از خود آدم شروع بشه. داریوش در این سال‌ها، بی‌ادعا و در حد بضاعت خودش، نهادسازی کرد. شبکه‌سازی کرد. باورش به کار جمعی رو در عمل ثابت کرد. اشتباهاتش رو به رسمیت شناخت، روی باورهاش ایستاد و در همه سال‌هایی که در اوج بوده، کماکان رشد کرده. این ترانه جدید هم برای من مثال و نشونه روشنی از جایگاه داریوشه و پنجره‌ای که از اون، به ایران نگاه می‌کنه. و شاید یکی از رازهای موندن، و اسطوره شدن، همین باشه: قدرت انتخاب همراهان درست در هر پیچ مسیر. همراه داریوش در این ترانه، فرزاد فتاحی عزیزه. ولی ورای این ترانه، چیزی که برای من مهم‌تره همون حرف اوله. اگر یه روز واقعاً قرار باشه از حذف همدیگه عبور کنیم، اگر قرار باشه آدم‌هایی با گذشته‌ها، باورها و روایت‌های متفاوت دوباره بتونن کنار هم بایستن، فقط به سیاستمدار احتیاج نداریم. به سرمایه اجتماعی آدم‌هایی هم احتیاج داریم که سال‌هاست، بی‌اون‌که از ما بخوان شبیه‌شون فکر کنیم، دارن یادمون می‌ندازن که تغییر از خودمون شروع می‌شه. برای من، داریوش یکی از اون آدم‌هاست.

Panah Farhadbahman 🎒

23,505 views • 1 month ago

افغانیها ۱۰درصد جمعیت ایرانن. تو دی ماه تا الان دست‌کم ۶۰هزار نفر کشته شدند که فقط دو نفرشون رو میدونیم افغان هستند. یعنی مشارکت مردم عادیشون ضد آخوند تقریبا یک_سی_هزارم بوده در حالیکه جمعیتشون یک_دهم ایرانیهاست. واضحه؟ ریاضی بلدید؟ این مادرجندگان ۹۹/۹۹۹٪ شون تو جنگیدن با آخوند در کنار ما نبودند در حالیکه تو تشییع لاشه خامنه‌ای همشون از دم جمع بودند. برعکس فاطمیون که همشون افغان هستند نقش خیلی پررنگی تو قتل‌عام ایرانیها تو دی‌ماه داشتند حتی چندبرابر عراقیها ازشون استفاده شد چون فارسی بلدن و راحت‌تر فرمان و سازمان میگیرن. ولی تلویزیون اینترنشنال با تمام توان نقش افغانیها رو تو کشتار سانسور کرد. پس مراقب باشید عکس یه افغان که اعدام شده رو براتون سر چوب نزنن که همشون رو بهتون فرو کنند و افغانیها و ایرانیها رو صاحب یه درد و هدف مشترک نشون بدن. افغانیها هرگز شبیه ما نیستند، ۹۹/۹۹شون کاملا مسلمان واقعی‌ان و دست‌کم ۳۰۰سال مغزشون از دنیا عقبه. افغانیها به لطف خون سربازان آمریکایی، ۲۰سال تمام فرصت آزادی و بنا گذاشتن یه حکومت ملی و دموکراتیک داشتند. دقت کنید" ۲۰سال آزگار" ولی با اینکه وارث پادشاهی اومد بینشون محل سگش نذاشتن و همشون چسبیدن در کون اسلام و ۲۰ سال به امریکا فخش دادنپ و یه جمهوری‌ فاسد اسلامی ساختند که فرق چندانی با طالبان نداشت و در حالیکه هنوز آخرین سرباز آمریکایی از افغانستان خارج نشده بود و هواپیما بلند نشده بود تمام شهرها بدون کوچکترین مقاومتی به آغوش طالبان پریدند و صدسال سیاه هم دیگه اون فرصت بادآورده براشون پیش نمیاد. اگه یه افغانی بصورت استثنای یک در میلیون برای ایرانیان جنگید و کشته شد، دمش گرم تو خاک میهن دفنش میکنیم ولی بقیه شما وطنداران! حتی اگه برای ما زخمی بشید بعدش باید از دم برگردید کشورتون یا کمکتون میکنیم از طریق ترکیه برید اروپا. اونجا غربیهای کصمغز درک درستی از اسلام ندارن و راحت میذارن سوارشون بشید و برای شما و ما بهتره. ایران جای شما نیست و ما هم مهاجرپذیر نیستیم و نخواهیم بود و ما تو ایرلن آزاد فردا قطعا قوانین مهاجرتی مثل امارات و کویت رو تو ایران پیاده میکنیم نه مثل آلمان و فرانسه. ما برای جرائمی مثل تجاوز و کودکبازی مجازات اعدام رو قاطعانه اجرا میکنیم و تو ایران نمیتونید مثل آلمان کودکان رو شکار کنید و نهایتا ۶ماه زندان با غذای درجه یک رایگان و اینترنت پرسرعت بگیرید. ما قوانین رو جوری محکم و کوبنده میذاریم که یه دخترک نصف‌شب تو تهران و زابل و مشهد بتونه تنهایی بره دوچرخه‌سواری و اسکیت و هیچ کدوم از شما حتی اگه قانونی تو ایران باشید مثل ابوظبی و دوبی تخم نکنید حتی کلامی اذیتش کنید که سرتون به باد نره. پس بهتره از همین الان عاقل و دوراندیش باشید و دنبال یه "بدن میزبان" جدید بگردید. #جاویدشاه

Yaar - يار ‌‌قدیمی 🇮🇷🇮🇱

64,710 views • 26 days ago

تحلیل: بر خلاف برداشت های معمول در فضای شبکه های اجتماعی و ... خبری از عملیات فریب و تله و دام از سوی #ترامپ نبوده و نیست. رژیم همچنان بر مدار دیپلماسی تعلل و فریب قرار دارد و ترامپ فعلا در مدار سردرگمی، تردید و عدم قاطعیت. جمهوری اسلامی تلاش می کند یک روش بازی دو رکنی را پیش ببره با این پیش فرض یا برداشت که ترامپ اراده جنگ بزرگ برای سرنگونی ج.ا را ندارد. روش بازی دو وجهی یا دو رکنی ج.ا تکراری و نخ نما است: از یک سو در بعد دیپلماتیک مذاکرات را جلو می برند اما با چاشنی وقت کشی و به اصطلاح دبه کردن (متد مذاکراتی جمهوری اسلامی این شکلی است که می گویند بله اما ! یکسری خواسته ها را در ظاهر می پذیرد ولی در عمل اما و اگر می آورند تا وقت بخرند و طرف مقابل را فریب بدهند. از سوی دیگر همزمان خودش با حمله به کشتی ها در #تنگه_هرمز و با کمک نیابتی ها مثل #حوثی ها (از طریق حمله به تاسیسات انرژی در #عربستان سعودی و حمله به پایگاههای آمریکایی) سطح تنش را عمدا بالا می برد تا امتیاز گیری کند. رژیم تا الان موفق نشده شرایطش را تحمیل کند ولی دستکم توانسته به دلیلی تردیدها و سردرگمی های دولت ترامپ برای خود زمان بخرد و تسلیم محض نشود. ترامپ واقعا به دنبال چیست؟ جنگ در ۲۸ فوریه با نطق آغازین ترامپ متمرکز بر چه چیزی بود؟ او به دوربین نگاه کرد و گفت لحظه آزادی مردم #ایران فر رسیده و وقتی کار ما تمام شود آنها میتوانند کنترل امور را در دست بگیرند. ولی الان نبرد به آزادی تنگه هرمز تقلیل پیدا کرده! با این شروط حداکثری رژیم، بسیار بعید است به توافقی درباره بازگشایی ایمن و پایدار تنگه هرمز دست یافت. شاید در خوش بینانه ترین حالت درباره ایجاد کریدور میانی به توافق برسند که عطف به صحبتهای عراقچی که می گوید این به منزله بازگشایی تنگه هرمز نیست، حتی آن کریدور میانی هم عملیات فریب ج.ا است. جمهوری اسلامی می خواهد دستکم نظر آمریکا را برای تشکیل کریدور میانی جلب کند و بعد برای گرفتن امتیازات دیگر کشتی ها در همان کریدور را می زند تا بازهم امتیاز گیری کند و تنور جنگ فرسایشی داغ بماند. ---------------------- ۴۸ سال است آمریکا سیاست مهار را در برابر جمهوری اسلامی در پیش گرفته و هیچ گاه رفتار جمهوری اسلامی به معنای واقعی تغییر نکرده است. یک زمانی در دوران اتحاد جماهیر #شوروی روسای جمهوری آمریکا از هری ترومن ۱۹۵۱ ۱۹۵۳ تا آیزنهاور تا کارتر سیاست مهار شوروی را در پیش گرفتند. اما فردی به نام ریگان در کاخ سفید آمد و معادله را عوض کرد. او بعد از دستکم ۱۹۸۳ با سیاست فشار حدکثری با شوروی برخورد کرد و شوروی در نهایت به دلایل متعددی فرو پاشید. اما جمهوری اسلامی شوروی نیست. نه اینکه بقایش تضمین باشد. نه! به این خاطر که برخی اشتباهات شوروی را نمی خواهد مرتکب شود. رژیم نه می خواهد خود را اصلاح کند و بر خلاف شاه فقید #محمد_رضا_شاه_پهلوی در برابر مردم ایران رحم و مروت ندارد. بدتر از همه ترامپ هم تا الان ثابت کرده که ریگان نیست!

Hossein Aghaie, Ph.D.

16,971 views • 1 month ago

کالبدشکافی یک عملیات روانی - تله سلبریتی‌ها: اگر یادتان باشد اصلاح‌طلبان شعار «ایران برای همه ایرانیان» از رضا شاه پهلوی را در کمپین‌های تبلیغاتی‌شان مصادره و تکرار کردند. حال اتاق‌ فکر امنیتی جمهوری اسلامی، فاز اجرایی این مصادره را کلید زده‌است. هدف نهایی این پروژه تغییر زمین بازی از «مردم در برابر رژیم» به «مردم در برابر مردم» است. چطور؟! از دی‌ماه جمهوری اسلامی مطمئن‌ شده‌است که نمیتواند نام پهلوی و گستردگی پایگاه طرفداران او را به زمین بزند، اما سناریویی ۴ مرحله‌ای طراحی کرده تا حامیان پادشاهی‌خواه را افرادی تک‌صدا، خشن و حذف‌گر جلوه دهد و جامعه‌ی جهانی را از تنها آلترناتیو واقعی برای ایران آزاد بترساند. این سناریوی امنیتی دقیقاً چگونه کار میکند؟ با نگاه دقیق به تمامی حواشی زرد اخیر از سلبریتی‌ها میتوان به یک الگوی مشخص رسید. 1️⃣ مرحله اول: طعمه‌گذاری و ساخت نماینده فیک: سلبریتی‌ها و چهره‌های مشهور اعم از سالم و یا فاسد، مورد دار یا غیر مورد دار را با تهدید پرونده‌های باز یا وعده‌ی پول بیشتر به میدان میفرستند تا دقیقاً روبروی خواست عموم جامعه بایستند و مشخصاً نام «پهلوی» را هدف قرار دهند. نکته مهم اینجاست: آنها میخواهند افکار عمومی جامعه‌ را از «اپوزیسیون جمهوری‌اسلامی بودن» به «اپوزیسیون پهلوی شدن» تغییر دهند. 2️⃣ مرحله دوم: تحریک و مهندسی واکنش‌ها: افکار عمومی و مبارزان، به صورت طبیعی و از روی خشم، به این سلبریتی‌ها حمله کرده و آنها را طرد (کنسل کالچر) میکنند. اینجا اتفاق مهمی میفتد: سایبری‌های رژیم وارد میشوند و شدیدترین واکنش‌ها را در مجازی برجسته میکنند. یک «اختلاف سیاسی» به یک «دعوای اجتماعی» تبدیل می‌شود. 3️⃣ مرحله سوم: قاب‌بندی مجدد (برداشت محصول): حالا پروپاگاندای رژیم همان واکنش‌های انتخاب‌شده را جدا میکند و در سطح گسترده و هماهنگ برای مخاطب داخلی و خارجی پخش میکند که: «ببینید! این‌ها هنوز به قدرت نرسیده‌اند با مخالفان خود چه می‌کنند! این افراد بدتر از رژیم هستند و این است تصویری که از قدرت در ایران آینده میخواهند.» در این مرحله، رفتار واکنشیِ ارگانیک بخشی از پایگاه طرفداران و یا حتی سازماندهی شده از جانب خودشان را به کل یک پروژه سیاسی بزرگ نسبت میدهند تا تصویر آلترناتیو را تخریب کنند. 4️⃣ مرحله چهارم: ضربه اصلی (تله دوراهی): اینجاست که آن جمله کلیدی و عملیات روانی را بصورت کاملا مهندسی‌شده وارد میکنند: «اگر قرار است ایران را آزاد کنید، چرا از همین امروز مخالفان را تحمل نمیکنید؟ پس چه شد؟ آیا در ایرانِ پهلوی قرار نیست جا برای همه باشد؟» این جمله از نظر تبلیغات منفی ویرانگر است؛ چون مخاطب را مجبور میکند بین دو مفهوم دروغینِ ساخته‌ی رژیم گیر بیفتد و تلاش میکند مفهوم «پهلوی = آزادی برای همه» را با «طرفداران پهلوی = حذف مخالفان» جایگزین کند. ⚠️ خطر اصلی و راه بی‌اثر کردن‌ تله: مهم‌ترین نکته این است: سلبریتی‌ها در این بازی فقط یک «دستمال یکبار مصرف» برای عصبانی کردن ما هستند. این بازی از لحظه‌ی اول بصورت zero-sum طراحی شده‌است و اگر تمام انرژی جامعه صرف این شود که «فلان سلبریتی چرا این را گفت؟»، پروژه امنیتی اتاق فکر اصلاح‌طلبان موفق شده است. درگیر شدن در این بازی، بخشی از هدف مطلوب رژیم است. پاسخ ندادن به این موارد هم به‌نوعی راه را برای تخریب شاه باز میگذارد. تا به اینجا به‌نظرم کم‌هزینه‌ترین راه، پررنگ کردن خیانت و فساد این مهره‌های سوخته‌ی رژیم، خارج از زمین طراحی‌شده ‌در این بازی است نه صرفِ اینکه مقابل پهلوی جهت‌گیری داشته‌اند. چرا که این افراد اصلا عددی نیستند که سوگیری‌ عامدانه‌ی آنها با پهلوی اهمیت داشته باشد. ما باید از روی طعمه‌ها بپریم و روی هدف اصلی تمرکز کنیم. اگر آنها میخواهند این شک را در جامعه بیندازند که آیا یک فرد یا گروه حق دارد برای آینده ایران تصمیم بگیرد؟ پاسخ ما همان اصل بنیادینی است که رضا شاه پهلوی همواره بر آن تاکید کرده‌اند: ایران برای همه ایرانیان است؛ اما بدون هر ورژنی از جمهوری اسلامی. پی‌نوشت: ویدیو را از اکسپلور اینستاگرام گه‌خور‌های پادشاهی‌خواهان برداشته‌ام تا متوجه عمق سرمایه‌گذاری و هماهنگی رژیم برای تولید محتوا در این راستا باشیم. پاینده ایران، جاویدشاه 🇮🇷

Apranik 🇮🇷🇮🇱

23,593 views • 1 month ago

تنها ۶ روز پس از آنکه صدام از حفره‌ی ذلت بیرون کشیده شد، سیلیِ «واقعیتِ میدان» در طرابلس بر صورت قذافی نواخته شد و لرزه بر اندام دیکتاتور لیبی افتاد؛ او فهمید نفر بعدی در لیستِ تسویه‌حسابِ تاریخ، خودِ اوست. قذافی سراسیمه به سیمِ آخر زد و کلِ بساط هسته‌ای‌اش را در سینیِ نقره تقدیم آمریکا کرد. این جستار، بازخوانیِ یک فرجامِ محتوم است: سقوطِ رژیم‌های تمامیت‌خواهی که گمان می‌کردند مشروعیتِ نداشته‌شان را می‌توانند در سانتریفیوژها غنی‌سازی کنند. در ژانویه ۲۰۰۴، آمریکا ۲۵ تن اسناد و تجهیزات حساس را از خاک لیبی خارج کرد؛ قذافی خیال می‌کرد با این معامله، بقای حکومتش را بیمه کرده است؛ غافل از اینکه او تنها «اهرمِ بازدارندگیِ» خود را پیش‌مرگِ توهماتش کرده بود. هفت سال بعد، وقتی غرشِ جنگنده‌ها آسمان لیبی را شکافت، نه اتمی مانده بود و نه اعتباری. او که عمری را در کاخ‌های سبز گذرانده بود، در لوله‌ی فاضلاب به انتهای خط زندگی رسید. پسرش، سیف‌الاسلام، بعدها با تلخی گفت: «غرب به هیچ عهدی وفا نکرد.» او راست می‌گفت، اما حقیقتِ بزرگ‌تر این بود: غرب با «دولت‌ها» معامله می‌کند، نه با «فرقه‌های تروریستی». صدام حسین اما مسیرِ «انکار و فریب» را رفت. او پس از جنگ کویت، تحتِ فشار آژانس، برنامه هسته‌ای‌اش را ظاهراً برچید، اما دانشمندانش را در پستوها، و طرح‌هایشان را در باغچه‌ها دفن کرد تا روز مبادا دوباره جوانه بزنند. در سال ۲۰۰۳، او نه به خاطر بمبی که داشت، بلکه به خاطر «ماهیتِ ضدِدولتی» و تهدیدِ دائمی‌اش برای نظمِ جهان از پا درآمد. فرجامِ صدام، دارِ مجازات بود؛ چون او هم مانند قذافی، «ملت» را پشتِ سر خود نداشت. بشار اسد، بازیگرِ زیرک‌تر یا شاید خوش‌شانس‌تر این سیرکِ خونین بود؛ او با کپی‌برداری از راکتور «یونگ‌بیونِ» کره‌شمالی، در دلِ بیابان‌های دیرالزور به دنبالِ پلوتونیوم بود. وقتی در ۲۰۰۷، عقاب‌های اسرائیلی در سه دقیقه رویای او را به تلی از خاکستر تبدیل کردند، اسد سکوت کرد؛ چون اعتراف به وجودِ راکتور، از خودِ بمباران رسواکننده‌تر بود. بشار اسد بدون بمب اتم، و به قیمتِ تبدیلِ سوریه به ویرانه‌ای تحت‌الحمایه‌ی بیگانگان، چند صباحی بیشتر بر مسند قدرت تکیه زد، تا دسامبر ۲۰۲۴ که آن سازه‌ی پوشالی در ۱۱ روز فرو ریخت و دیکتاتور به دامنِ مسکو پناه برد! اسد درسِ اصلی تاریخ را درک نکرده بود: رژیمی که ریشه در خاکِ ملی ندارد، با هیچ گلخانه‌ی هسته‌ای زنده نمی‌ماند. صدام با «انکار» به طناب دار رسید، قذافی با «تسلیم» به فاضلاب تاریخ رفت و اسد با «پنهان‌کاری» به تبعید و تحقیر دچار شد. هیچ‌کدام بمب اتم نداشتند، یا برنامه اتمی‌شان را از دست داده بودند، اما آنچه آن‌ها را به کامِ نابودی کشاند، نه فقدانِ کلاهک هسته‌ای، بلکه فقدانِ «دولتِ ملی» بود. آن‌ها نه حکمران، که غاصبانِ صندلیِ ملت‌‌ بودند، و مشروعیت‌شان تنها از لوله‌ی تفنگ نشأت می‌گرفت. امروز، رژیمِ اشغالگرِ ایران مدعی است که تاریخ را خوانده، اما بدترین درسِ ممکن را از آن گرفته است. خامنه‌ای می‌پنداشت که قذافی و اسد به خاطرِ «نداشتنِ بمب» مُردند، در حالی که آن‌ها به خاطر «نداشتنِ ملت» سقوط کردند. جمهوری‌اسلامی چهار دهه فرصت داشت تا اتم را به گروگانِ بقای خود تبدیل کند؛ اورانیوم ۶۰ درصد، سانتریفیوژهای IR-6 در دلِ کوه‌های فردو، و نشاندنِ دانشمندان در قلبِ نهادهای امنیتی، همگی برای یک هدف است: «باج‌گیری از جهان برای سرکوبِ ملت». وقتی «ونس» در اسلام‌آباد دو شرطِ خروجِ اورانیوم و توقف ۲۰ ساله‌ی غنی‌سازی را روی میز گذاشت، در واقع «مدلِ لیبی» را احیا کرد؛ رژیم می‌داند پذیرشِ این شروط، امضای حکمِ مرگِ ایدئولوژیکِ اوست. برای رژیم، «حقِ غنی‌سازی» و «مقاومت»، تنها ابزارهای هویت‌ساز هستند؛ بدون این تقابلِ خودساخته، این فرقه هیچ معنا و توجیهی برای وجود داشتن ندارد. اما هشدارِ بی‌رحمانه‌ی تاریخ برای ما ایرانیان، در لایه‌ای عمیق‌تر نهفته است؛ قذافی رفت و لیبی به ویرانه‌ی قبایل بدل شد، صدام رفت و عراق سهمِ نفوذِ منطقه‌ای رژیم شد، اسد رفت و سوریه هنوز در پیِ هویتِ گمشده‌اش می‌گردد. سقوطِ رژیم، شرطِ لازم است، اما تمامِ داستان نیست. آنچه این ملت‌ها نداشتند و ما «باید» داشته باشیم، نه فقط «غیابِ دیکتاتور»، بلکه «حضورِ دولتِ ملیِ مشروع» است؛ حقیقتِ عریان این است: هیچ بمبی، هیچ راکتوری و هیچ بستنِ تنگه‌ای نمی‌تواند جایگزینِ اراده‌ی یک ملت شود. رژیم‌هایی که از جنسِ ملت‌های خود نیستند، دیر یا زود در زباله‌دان تاریخ دفن می‌شوند. آنچه پس از آن‌ها می‌ماند، اگر با «دولتِ ملی» پر نشود، خلأیی خواهد بود که دیگران، با نقشه‌هایی شوم، برایش دندان تیز کرده‌اند.

سیروس پارسا

78,525 views • 5 months ago

شرم بر شما زنانی که در نشست های بین المللی شرکت می کنید و می شوید دهان و زبان طالبان! شما لابیگران بی حیا و بی وجدانِ طالبان؛ شما و پروژه های سفید نمایی طالبان، همیشه بلاخره آشکار می شوید. شما و این اجندای قومی تان که هیچ سیری ندارید از مکیدن خون دیگران! نشستی با این عنوان برگزار شده : Rethinking Minority through the Case of Pashtun Women in Afghanistan بازاندیشی در مفهوم اقلیت با مطالعه‌ موردی زنان پشتون در افغانستان با حمایت : Ministry of Foreign Affairs of Denmark (وزارت امور خارجه دانمارک) Norwegian Ministry of Foreign Affairs (وزارت امور خارجه نروژ) Sweden / Sverige و Raoul Wallenberg Institute of Human Rights and Humanitarian Law و‌صحبت کنندگان : شبانه صالحی، محقق در دانشگاه اوتاوا اسپوژمی اکبری زی فعال حقوق زنان ( در عکس ببینید، شرکت کنندگان و موضوع دقیق این نشست را ...) و اما: این نشست با عنوان « بازاندیشی در مفهوم اقلیت با مطالعه‌ موردی زنان پشتون در افغانستان» در واقع دارای تناقضهای آشکار و اجندای پنهان است. اگر چه در ظاهر در این نشست با زبانی آکادمیک به سراغ مسئله‌ای حساس رفته اند، اما پر است از تناقضهای فاحش، پاکسازی گفتمانی و بازیهای خطرناک هویتی. چگونه است که حالا، زنان پشتون در افغانستان به عنوان « اقلیت» بازتعریف می‌شوند، آن‌هم در بستری که قوم پشتون به‌ طور تاریخی و ساختاری در قدرت بوده و هست؟ آیا این بازی زبانی، تنها تلاش دیگری‌ است برای وارونه‌ سازی روایتها و تسلط گفتمان قومیِ خاص، این‌بار با نقاب « زنانگی» و « آکادمیسم» ؟! شما پشتون ها در تمام گفتمانهای سیاسی‌تان، سینه سپر می‌کنید و فریاد می‌زنید که اکثریت هستید؛ در تحلیلهای کلان جمعیتی، در مباحث قومی، در تعیین ساختار دولت و قانون اساسی، هرجا لازم باشد خود را اکثریت غالب معرفی می‌کنید؛ اما حالا که پای منابع و توجه بین‌المللی و سفید نمایی طالبان و اجندای هژمونی قومی تان وسط است، ناگهان زنان پشتون به اقلیتِ خاموش بدل می‌شوند؟! مضحک است. واقعا وقیح است. شما حتی از واژه‌ « اقلیت» هم نمی‌گذرید؛ آن را به ابزار تازه‌ای برای تثبیت اجندای قوم‌ محور خود تبدیل می‌کنید؛ در حالی که زنان هزاره، تاجیک، بلوچ، ایماق، ترکمن، ازبیک... در افغانستان ، و صدها هزار زن بی‌ نام و نشان که هیچ صدایی ندارند، هر روز در زیر فشار دوگانه‌ قوم، دین و دولت خُرد می‌شوند؛ هر روز و هر لحظه با فرهنگ « پشتون والی » شما مدعی اکثریت به یوغ کشیده می شوند و بعد یک دفعه این « اقلیت» را هم به یغما می برید ؟! اگر درد و مساله زن‌ در افغانستان مهم است، پس این درد را نباید مصادره کرد. نباید آن را در انحصار قوم یا قبیله‌ای خاص قرار داد و برایش ساختاری جعلی از « اقلیت ‌بودن» ساخت، تا فقط خود شنیده شوید و دیگران همچنان در حاشیه بمانند. اگر قرار است از اقلیت سخن بگویید، از آنهایی بگویید که نه تنها در قدرت سیاسی نیستند، بلکه در هیچ گفتمان رسمی، حتی در حاشیه هم جای ندارند. و واقعا « اقلیت » هایی هستند که در چنبره عقب ماندگیِ شما مدعی اکثریت ها اسیرند. این نوع نشست ها و عنوان های عوام فریبانه نه باز اندیشی است، نه صدای زن، نه حرکت رهایی ‌بخش. بلکه بازی دیگری‌ است در زمین سیاست قومی؛ و تأسف‌ بارتر اینکه از رنجِ زن افغانستان به شکل های مختلف سو استفاده می شود، برای اهدافی که هیچ نسبتی با عدالت و آزادی ندارند؛ و تنها در راستای سفید نمایی و تلاش در به رسمیت شناسی حاکمیت طالبان تک قومی، با اجندای بسیار مشخص پشتونیزم - طالبانیسم کردن افغانستان. باز هم تاکید می کنم وقتی ادعا می‌کنید که زنان پشتون « اقلیت» هستند، در حالی که در تمام عرصه‌ های دیگر خود را « اکثریت» معرفی می‌کنید، شما فقط روایت را دست کاری نمی‌کنید؛ بلکه به شکلی آگاهانه و خطرناک، ساختار ظلم را می‌پوشانید و آن را با زبانی زیباشناختی و بین‌المللی، بازسازی می‌کنید. و متاسفم که این پروژه قومی با حمایت نهادهایی انجام می‌شود که باید مدافع عدالت باشند، نه تقویت‌کننده‌ صدای سلطه گرانی باشند که تنها لباس جدیدی بر تن کرده‌اند. زنان افغانستان نیازی به جعل روایت ندارند. نیازمند عدالت‌ اند. نیازمند حقیقت ‌اند. و هیچ حقیقتی با دروغ ساختاری و گفتمان قوم‌ محورِ پیچیده در کلمات دانشگاهی به‌دست نخواهد آمد. و در این ویدیوی کوتاه می بینید این خانم مثلا اهل دانشگاه و آکادمیک چطور جامعه بین الملل را ماهیانه تشویق به تعامل با طالبان می کند با زبانِ مدافع حقوق بشری و مدافع حقوق زنان پشتون. شرم بر شما باد!

Sahraa Karimi / صحرا کریمی

37,155 views • 1 year ago