Загрузка видео...

Не удалось загрузить видео

На главную

مهم// سخنگوی کاخ سفید: 'با وجود تمام ژست‌های علنی که از سوی رژیم می‌بینید و گزارش‌های نادرست، مذاکرات همچنان ادامه داره و به‌خوبی پیش می‌ره. آنچه به‌صورت عمومی گفته می‌شه، با آنچه به‌طور خصوصی به ما منتقل می‌شه، بسیار متفاوت است.'

60,764 просмотров • 6 месяцев назад •via X (Twitter)

Комментарии: 0

Нет доступных комментариев

Здесь появятся комментарии из оригинального поста

Похожие видео

عباس غزالی، خطاب به دولت‌ها و رسانه‌ها: «لطفاً درباره آنچه در ایران در حال رخ دادن است سکوت نکنید. این پیام را به اشتراک بگذارید و صدای مردم ایران باشید.» @abbasghazali دادبان: به گزارش نت بلاکس که وضعیت اینترنت کشورها را رصد می‌کند، اکنون بیش از ۶۰ ساعت است که ارتباط اینترنتی ایران با جهان به طور کامل قطع شده است. از سوی دیگر همزمان با قطعی اینترنت گزارش‌های منابع حقوق بشری از افزایش شدید خشونت از سوی ماموران حاکمیتی در ایران خبر می‌دهند. در همین زمینه مجله تایم گزارش داده که تنها در روز پنجشنبه و تنها در تهران بیش از ۲۰۰ معترض با شلیک مستقیم گلوله از سوی ماموران امنیتی و انتظامی کشته شدند. قطع کامل اینترنت، همزمان ابزار سانسور و پوششی برای سرکوب است. حکومت با خاموش کردن ارتباط ایران با جهان، تلاش می‌کند جریان آزاد اطلاعات، انتشار تصاویر کشتار و امکان هماهنگی شهروندان را مختل کند تا خشونت علیه معترضان دور از چشم افکار عمومی جهانی ادامه یابد. #دادبان #اعتراضات_سراسری

دادبان

31,172 просмотров • 8 месяцев назад

نامش را دیگر نمی‌توان گفت‌وگو گذاشت. پرسش و پاسخِ بازجوخبرنگارهای رژیمِ مقیم رویترز با شاه را کامل دیدم. نخست، درود بر روانِ روشنِ شهریار ایران که این‌گونه دشمنان ایران را شرمسار می‌کند. واقعیت این است که این شکست حقیرانه‌ی رویترز و نقشه‌ی هماهنگشان با رژیم، آنها را سخت آشفته‌حال کرده است؛ تا جایی که به‌صورت هماهنگ، از واعظ تا تریتا تازی و دیگر فرومایگان رژیم، همراه با حلقه‌ی پشتیبانشان در رویترز، به توضیح و تفسیر این مصاحبه پرداختند تا این شکست را بپوشانند. شرم‌آور است که رسانه‌ای با چنین پیشینه‌ای، که بخش بزرگی از کارنامه‌اش به سفیدشویی تروریسم گره خورده است، امروز با ادبیات و شیوه‌ی بازجوهای رژیم وارد مصاحبه می‌شود. جدای از همه‌ی اینها، یکی از شرم‌آورترین بخش‌ها، افزودن افکتِ صدای جنایی در پس‌زمینه، هم‌زمان با نشخوار کردن اتهام‌های واهی و بی‌اساسی است که به شکلی سازمان‌یافته مطرح می‌شوند. این رفتارها می‌تواند پیگرد قانونی داشته باشد و نباید بی پاسخ گذاشته شود. باور دارم که شاه٬ مانند همیشه آگاه و چیره بر همه‌چیز پیش خواهند رفت و ما هر روز سرسخت‌تر از دیروز پشتیبانشان خواهیم بود.

𓃬☼ خردنامه

30,616 просмотров • 2 месяцев назад

یک فعال رسانه‌ای طالبان که خود را «جنرال مبین» می‌نامد برای سومین بار ازدواج کرد. آقای مبین روز شنبه ویدیویی را منتشر کرد که او را در حال پذیرایی از مهمانان در یک سالن عروسی نشان می‌دهد. در تصویر دیده می‌شود که بر گردن او گل پلاستیکی آویخته است و مردان مسلح با یونیفرم نظامی در اطراف او دیده می‌شوند. منابع نزدیک به مبین گفتند این سومین ازدواج او است. سال‌ها می‌شود که مبین از فعالان رسانه‌ای طالبان است. او پس از به قدرت رسیدن طالبان در اسد ۱۴۰۰ مدتی به‌عنوان سخنگوی فرماندهی پولیس طالبان در کابل کار کرد. این چهره جنجالی مدتی از سوی طالبان بازداشت شده بود. چندهمسری در میان برخی از مقامات و فرماندهان طالبان همچنان موضوعی بحث‌برانگیز است. با وجود انتشار گزارش‌هایی درباره ازدواج دوم، سوم و حتی چهارم برخی اعضای این گروه، آمار رسمی و مستقلی درباره گستردگی این پدیده وجود ندارد. این در حالی است که در سال‌های اخیر، فرمان‌هایی نیز از سوی رهبری طالبان برای پرهیز از چندهمسری غیرضروری و کاهش هزینه‌های ازدواج منتشر شده، اما گزارش‌های تازه حاکی از ادامه مواردی از ازدواج‌های متعدد در میان برخی مقامات این گروه است.

افغانستان اینترنشنال

28,314 просмотров • 2 месяцев назад

خودشیفته، نارسیسیت، نابالغ، اینسکیور، دغل‌باز، لاشی... فرقی نمی‌کنه که اسمش رو چی بذارید. اما اگه اندازه ۵ دقیقه حوصله کنید می‌خوام برای شما از یک لحظه بگم. لحظه‌ای که اولین جرقه‌ی همه دردسرهای بعدی رو می‌زنه. لحظه‌ای که مثل تیغی در گلو هم دردآوره و هم اجازه نمی‌ده غذا بخوری. که اگه فکری به حالش نکنی، باعث می‌شه سوتغذیه نحیفت کنه یا حتی بکشتت. (قبلش ویدیوی این پست رو ببینید) 🔖 پرده اول: کودکی گریه می‌کنه. شاید از گشنگی کلافه شده، شاید از تنهایی ترسیده. شاید پوشکش اذیتش می‌کنه. شاید پرخاش مراقبینش به همدیگه رو دیده. دستانش رو در هوا تکون می‌ده و رد چشمانش به دنبال چهره گرم مامان یا دست حمایتگر بابا می‌گرده. مامان درد مزمنی پیدا کرده. شاید کمرش درد می‌کنه. شاید چند وقتیه درگیر ترفیع شغلی باباست چون بابا پروژه جدیدی گرفته و چند وقتیه دیر وقت به خونه میاد و در دسترس نیست. مامان شاید بعد از زایمان، افسردگی گرفته. شاید مشکل مالی‌ای پیش اومده و بابای تحت فشار، مامان رو هم مضطرب و نگران کرده. شاید مامان و بابا به این‌جای زندگی فکر نکرده بودن و حالا چکه‌های گاه و بی‌گاه سقف رابطه‌شون تبدیل به نم‌گرفتگی همیشگی و پوسیدگی رنگ و گچ شده. هر چه که هست چشم‌های کودک می‌گرده و خط نگاهش به چهره در هم کشیده‌ای می‌خوره. به چشمانی کم‌فروغ. به صورتی عصبانی. به لب‌هایی که گوشه‌هاش پایین افتاده. به ابروهای درهم‌کشیده‌ای که نشانی از محبت در اون‌ها نیست. شاید چشم‌‌های کودک می‌گرده و می‌گرده اما نگاهی پیدا نمی‌کنه. و این نه ماجرای امشب و هفته پیش و ماه گذشته، بلکه پاسخیه که - شاید همیشه، شاید گاه‌به‌گاه - اما مستمر و پیوسته دریافت می‌کنه: ⚡️لحظه‌ای که چشم‌ها به جست‌وجوی چشمه خنک و زلال توجه و محبت رفتن اما تشنه، با مشک خالی و با مُشتی خاک در کام برگشتن. 🔖 پرده دوم: کودک بزرگ‌تر می‌شه. به هر حال شیرین و بامزه‌اس (مگر این که خیلی بدشانس باشه که حتی بامزه و لپ‌دار هم نباشه). اون‌طور که هر کودک ۳-۴ ساله‌ای به توجه و دیده شدن نیاز داره، او هم به دنبال نیازش می‌گرده. مثل ریشه‌ای در خاک به دنبال آب، مثل گرسنه‌ای به دنبال غذا. شاید اگه بچه گربه وحشی رو در جنگل یا صحرا پیدا کنید و نون خشکی جلوش بندازید، حتی بوش هم نکنه. اما گربه‌ی توی کوچه - البته نه کوچه‌های حالا که پر از غذای خشک خارجیه - با دنده‌هایی که از زیر پوستش کمی معلومه و تن نحیفش، همون نون خشک رو هم به دندون می‌کشه و با میو کردن ضعیفی سعی می‌کنه شما رو راضی کنه تا سوسیس وسط نون که بوش بهش خورده رو هم بهش بدید. هر چه که هست، کودک به روشی که نمی‌دونه از کجا میاد ولی براش کار می‌کنه، توجه رو می‌گیره و سیراب می‌شه. شاید چون مودبه، شاید چون همیشه موهاش آب و شونه شده‌اس، شاید چون بلده دست به کنترل تلویزیون نزنه. شاید چون وقتی عصبانیه می‌گه چشم و گریه نمی‌کنه، شاید چون بلده شعری که بچه‌های ۷-۸ ساله با مشکل می‌خونن رو از حفظ بخونه. شاید چون بلده باز هم به چشمان بی‌فروغ و صورت در هم‌کشیده یا لب‌هایی که نمی‌جنبه و شاید حتی چشمی که نیست، نگاه کنه بی آن که خم به ابرو بیاره. در عوض کاری کنه که اون چشم‌ها اندکی برق بزنن و لب‌ها کمی بخندن. ⚡️بالاخره راه‌حل کنار اومدن با اون لحظه پیدا می‌شه. 🔖 پرده سوم: نوجوون ۱۳ ساله در اتاقش نشسته و با خودش فکر می‌کنه - یا شاید حتی فکر نمی‌کنه و بعداً متوجه جریان ناخودآگاه فکرش می‌شه - و می‌گه: «دیدی چه بیابان وحشتی بود؟ دیدی که چه گرسنه و تشنه بودیم؟ اما ما موفق شدیم. نه! یه ذره دیگه تا موفقیت مونده... ولی دیدی چیزی رو ساختیم که دیگه همه چشم‌ها با ذوق و همه لب‌ها با خنده باهاش روبرو می‌شن؟ می‌دونم... همه‌ی همه که نیست. کلی چهره هست که تا حالا ندیدیم. این صورتایی که هر روز می‌بینیم هم به نظر می‌رسه هنوز هم بعضی وقت‌‌ها در‌هم‌کشیده و کم‌فروغه. آخ! دیدی پریروز دو تاشون بهمون لبخند نزدن؟ خیلی تلخ بود. ولی جای نگرانی نیست. چون این چیزی که داریم می‌سازیم یکم دیگه، اگه فقط یکم دیگه روش کار کنیم دیگه به همه چشم‌ها و لب‌ها ذوق و خنده میاره» 🔖 از پرده سوم به بعد، برنامه‌ریزی پیش‌فرض مشخصه: یکم دیگه روی اون چیزی که داریم می‌سازیم کار کنیم تا دیگه همه بپسندنش. تا دیگه از اون جست‌وجو با کام تشنه و پرخاک و مشک خالی برنگردیم. تا دیگه اون لحظه ⚡️ تکرار نشه. اما کیه که ندونه دنیا کارش ناکام کردنه؟ کیه که ندونه آدم‌ها اصلاً به مشک ما نگاه نمی‌کنن که بخوان پرش کنن؟ این رو من و شما می‌دونیم، اما گربه‌ای که با نون خشک سیر شده نمی‌دونه. ریشه‌ای که جون کنده تا خودش رو به آب برسونه نمی‌دونه. و این همون تیغ در گلوست. هر ارتباط جدید با برنامه‌ریزی پیش‌فرض تکرار نشدن اون لحظه آغاز می‌شه و بعد از اندکی - اگه ادامه‌دار بشه - به گروگان گرفته می‌شه تا هیچ وقت باعث رخ دادن دوباره اون لحظه ⚡️ نشه. به هر حال اون لحظه خیلی خیلی دردناکه و ما هم این همه سال زحمت کشیدیم تا این محصول همه‌پسند رو بسازیم. حالا درسته کماکان یکی دو تا جاش گیر و گور داره. اما تیم توسعه قول داده با فیدبک‌های جدید حتماً محصول نهایی رو تا چند ماه دیگه آماده کنه. چیزی که مهمه اینه که تیغ رو دست نزنیم. چون دست زدن بهش درد داره. اما خب این شکم گرسنه نیاز به غذا داره. با هر لقمه هم تیغْ گلو رو خراش می‌ده و درد داره و غذا بهش می‌چسبه. درسته که یکمی درد داره. اما محصول ما قراره درد تیغ رو در نسخه نهایی کاملاً رفع کنه. از طرفی اگه تیغ رو دربیاریم ممکنه گلومون بچسبه بهم و دیگه نتونیم غذا بخوریم. حتی تیم توسعه گفته شاید کل دستگاه گوارش رو از کار بندازه. ما که نمی‌دونیم چی می‌شه. بعد خب معده و روده رو هم نمی‌شناسیم که بخوایم بهشون رسیدگی کنیم. فقط تیغ و گلو رو می‌شناسیم و غذا. ولی این درد گلو باعث می‌شه نه درست طعم غذا رو بفهمیم، نه درست بجویم و قورتش بدیم. بقیه هم تا کی تحمل آخ و اوخ و غذا خوردن خاص ما رو بکنن؟ خسته می‌شن دیگه... البته ما هم می‌تونیم سریع‌تر از سر سفره پاشیم تا کسی متوجه تیغ در گلو و رژیم خاصمون نشه. رژیم غذاییمون هم به خاطر عفونت و زخم‌های مکرر محدود و محدودتر می‌شه. ♻️ و زندگی همین‌طور پیش می‌ره... اگه خوش‌شانس باشیم، با یکی هم‌سفره می‌شیم که بالاخره یه فیدبکی به این محصول و این حقیقت که هنوز بعد از این همه سال تحقیق و توسعه نتونسته مشکل تیغ در گلو رو حل کنه، بده. و سوالی که بعد از اون هر بار تکرار می‌شه و باید بهش جواب بدیم، اینه: آیا جرئت مواجه شدن با اون لحظه⚡️ و در آوردن تیغ و درد و مراقبت‌های بعدش رو داریم... یا به کار روی محصول ادامه می‌دیم؟

Mehdi Jahani

17,783 просмотров • 9 месяцев назад

الان با دو روایت متناقض مواجه هستیم: از یک سو ترامپ می‌گوید خلبان نجات یافته و با وجود جراحت، حالش خوب می‌شود؛ از سوی دیگر، سپاه اعلام کرده که عملیات با سقوط چهار هواگرد (دو فروند C-130 و دو فروند بلک‌هاوک) شکست خورده است. بنابراین در حال حاضر نمی‌توان با قطعیت گفت خلبان دوم نجات پیدا کرده است، به‌ویژه با توجه به سابقه اظهارات نادرست ترامپ. این احتمال هم وجود دارد که بعدها روایت تغییر کند؛ مثلاً گفته شود خلبان بر اثر جراحات جان باخته یا فرد دیگری به جای او معرفی شود. سرعت اعلام خبر «نجات» و شکل‌گیری سریع روایت رسانه‌ای می‌تواند این گمان را تقویت کند که آمریکا با یک ناکامی عملیاتی مواجه شده است؛ وضعیتی که برخی آن را قابل مقایسه با «حادثه طبس» می‌دانند. اکنون برخی از خبرنگاران مانند خبرنگار آنجلوجولیانو خبرنگار مشهور ایتالیایی احتمال کشته شدن ۱۰ سرباز در عملیات برای نجات خلبان آمریکایی را مطرح می‌کنند.

Arif Rahmani

65,186 просмотров • 5 месяцев назад

⚠️ اطلاعاتی به دست ما رسیده که نشان می‌دهد تلاش‌هایی برای شناسایی و دستگیری پرداخت‌کنندگان سرویس استارلینک در جریان است. اگر از استارلینک استفاده می‌کنید و تا امروز پرداخت اکانت شما توسط شخص ثالث انجام شده است، ضروری است در اسرع وقت اقدامات زیر را انجام دهید: دسترسی کامل (Admin) اکانت استارلینک را از پرداخت‌کننده دریافت کنید. پس از آن، از بخش Settings ( دسترسی شخص ثالث را به‌طور کامل حذف کنید. ⚠️ بسیار مهم: در صورتی که پرداخت‌کننده شما دستگیر شود، دسترسی شما به اکانت استارلینک و در نتیجه به دستگاه به‌طور کامل از بین می‌رود و بازیابی اکانت از طریق پشتیبانی استارلینک کاری بسیار دشوار، زمان‌بر و با شانس موفقیت پایین است. ✔️ در حال حاضر، سرویس استارلینک در ایران رایگان است و نیازی به پرداخت یا افزودن کارت بانکی به اکانت نیست. ✔️ حتماً مطابق آموزش بالا اطمینان حاصل کنید که دسترسی Admin دارید. ❗️ اگر پرداخت‌کننده به بهانه‌هایی مانند «امکان حذف کارت پرداخت وجود ندارد» یا دلایل مشابه از انتقال دسترسی خودداری کرد، حتماً با من تماس بگیرید. جمع‌بندی اقدامات لازم: اگر شخصی غیر از شما به اکانت دسترسی دارد یا ایمیل اکانت توسط او ساخته شده: - ابتدا یک ایمیل جدید با دسترسی Admin به اکانت اضافه کنید. - ایمیل جدید را کامل فعال کنید. - با ایمیل جدید وارد اکانت شوید و سپس ایمیل قدیمی را حذف کنید. اگر به اکانت دسترسی Admin ندارید: - فوراً از پرداخت‌کننده درخواست کنید دسترسی Admin به شما بدهد. - پس از دریافت دسترسی، پرداخت‌کننده را از اکانت حذف کنید. - در صورت بروز هرگونه مشکل یا ابهام، با من تماس بگیرید.

NasNet | استارلینک برای ایران

81,398 просмотров • 8 месяцев назад

کلا با اکانت‌هایی ‌که با «نداشتن سازماندهی در دی ماه» جمله‌سازی میکنند تا فراخوان شاه را زیر سوال ببرند، با احتیاط برخورد کنید. آنهایی که در آن چند شب در خیابون بودند به خوبی میدانند که وضعیت چطور بود و سازماندهی در چه سطحی بود. رژیم هم از همین شوکه شد که فاز جنگ روانی راه انداخته تا از طریق مجازی برنده شود. چرا که با این نوع پست‌ها یا میتوانند مهره‌های خود را به بهانه‌ی تحت فشار گذاشتن برای سازماندهی وارد بازی کنند یا کاربران را احساسی کنند تا به ردّ و نشانی برای شناسایی افراد برسند. از طرفی هر دو طرف تمایلی ندارند از عمق ضربه‌ها به رژیم و تلفات مزدوران در آن چند شب صحبتی به‌میان آورند چرا که صحبت از این ماجرا برای طرف براندازان یعنی پذیرفتن خطر شناسایی و برای رژیم یعنی ریزش گسترده‌ی نیروها. اما قطعا به‌خوبی میدانند که چهره‌ی برخی از مزدورانشان حتی قابل شناسایی هم نبود. اتاق فکر پوست‌اندازی رژیم در تمام این سالها با همکاری تنگاتنگ با مجاهدین، خیزش‌های مردمی را یکی پس از دیگر دچار شکست میکردند و باور عمومی شکل گرفته بود که امکان سازماندهی از خارج از کشور وجود ندارد و فردی از داخل ایران باید این کار را انجام دهد. همین باعث ظهور و پرورش مهره‌های حکومتی و پروژه‌هایی مثل نرگس شارلاتان میشد که پوسته‌ی کار این افراد باشند و در لایه‌های زیرین مجاهدین منفور فعال بمانند. اما نقطه‌ی عطف در دی ماه شکل گرفت و افسانه‌ی نداشتنِ سازماندهی توسط پادشاهی‌خواهان برای همیشه شکسته شد. این را هرگز فراموش نکنید که نیروی مردمی زیر پرچم شیر و خورشید به رهبری رضاشاه دوم پهلوی مجددا رژیم را شگفت‌زده خواهد کرد… جاویدشاه 🇮🇷

Apranik 🇮🇷🇮🇱

21,341 просмотров • 3 месяцев назад