Sensitive content

This media may contain sensitive content.

Загрузка видео...

Не удалось загрузить видео

На главную

هشدار داده بوديم كه سر جنازه هاتون خواهيم رقصيد💃💃

49,324 просмотров • 6 месяцев назад •via X (Twitter)

Комментарии: 0

Нет доступных комментариев

Здесь появятся комментарии из оригинального поста

Похожие видео

بارها هشدار داده بودم که به هیچکس اجازه نخواهم داد بر سر راه مبارزه ام با جمهوری اسلامی، سنگ بیاندازد و کسی که این هشدار را جدی نگیرد، تا رسوایی خودش و یارانش پیش خواهم رفت. در این مسیر، تنها نبودم؛ این پیروزی نتیجه همبستگی ما بود و اراده محکمی که داشتیم. و در نهایت موفق شدیم تا با پشتکار، ثبت شکایت های متعدد و پیگیری های حقوقی، توجه مراجع قانونی را به جاسوسی ها، تهدیدها، و افتراهای مهسا نظری گلگانی در آمریکا نسبت به فعالان سیاسی پادشاهی خواه، جلب کنیم؛ و در نهایت، در پانزدهم ژوئن ۲۰۲۶، درخواست پناهندگی مهسا نظری به کشور آمریکا توسط قاضی مهاجرت دادگاه Santa Ana در کالیفرنیا به نام Matthew Chan, رد شده و حکم اخراج وی از این کشور، صادر گردید. ✊🏻🎊 از تمام کسانی که در این راه، با استرس و اضطراب و تنش های شدید کنار آمده و دست از مبارزه نکشیدند؛ قدردانی می‌کنم. مهسا نور، تیام، مستر هپی (امید)، مازیلو، عادل، مهدی میرقادری، احسان کاظیمی، اجمل اتال، کوروش فلاح‌نژاد و دیگر عزیزانی که با قدرت تمام ایستادگی کردند، بی اندازه سپاسگزارم. 🙏🏻 تا آزادی ایران و با رهبری شاهزاده رضا پهلوی، با جان و دل در برابر فرستاده های رژیم، ایستادگی خواهیم کرد. ✊🏻 میرا نصیری هیجدهم ژوئن ۲۰۲۶ #مهسا_نظری #تیام #میرا_نصیری #آیدین_داوودی #hella_artist_original #miranassiri #aidindavoudi #islamicrepublic #matthewchan #santanaimmigrationcourt #judgematthewchan #جمهوری_اسلامی #کامران_ملک_پور #kamranmalekpour

Mira Nassiri

106,576 просмотров • 1 месяц назад

شهروندان در چند شهر افغانستان، با ارسال پیام‌ها و تصاویری به افغانستان اینترنشنال گفتند طالبان مردم را با تهدید و زور به تظاهرات علیه پاکستان بردند. این تظاهرات در روزهای چهارشنبه و پنجشنبه، ۱۳ و ۱۴ حوت، در ولایت‌های بامیان، پروان، تخار و برخی شهرهای دیگر برگزار شد. باشندگان این ولایت‌ها در پیام‌هایی گفتند که طالبان از طریق وکلای گذر و مساجد مردم را به اعتراضات فراخواندند. آن‌ها گفتند که طالبان تهدید کردند که با افرادی که در تظاهرات شرکت نکنند، برخورد خواهد شد. برخی از شهروندان در ولسوالی ورس بامیان گفتند که به کسبه‌کاران محلی هشدار داده شد که اگر در اعتراضات شرکت نکنند، «دکان‌های‌شان مهر و لاک خواهد شد.» تصاویر رسیده، شهروندانی را نشان می‌دهد که پرچم طالبان را در دست دارند و شعارهایی در حمایت از این گروه و علیه پاکستان سر می‌دهند. طالبان و پاکستان از حدود یک هفته به این‌سو در جنگ‌ بی‌سابقه‌اند. دو طرف می‌گویند صدها نیروی هم‌دیگر را کشته و زخمی کرده‌اند. گزارش‌های سازمان ملل کشته‌شدن ده‌ها غیرنظامی افغان در این درگیری‌ها را تایید کرده است.

افغانستان اینترنشنال

12,930 просмотров • 5 месяцев назад

تصاویری که علم‌الدین صادق، خبرنگار مستقر در خان‌یونس در شبکه‌های اجتماعی منتشر کرده، کودکان فلسطینی را نشان می‌دهد که در تلاش‌اند تا از مرکز توزیع کمک‌های بشردوستانه در خان‌یونس، غذای گرمی که به گفته او «خوراک لوبیا» بوده را دریافت کنند. این تصاویر که از بخش داخلی این مرکز گرفته شده، کودکان را نشان می‌دهد که ظرف‌های خود را از دریچه‌ای دراز می‌کنند تا غذا دریافت کنند. توزیع کمک‌های بشردوستانه در غزه، بعد از سه ماه توقف، در روزهای اخیر از سر گرفته شده است اما انتقادات زیادی به روند و میزان توزیع کمک‌ها وارد می‌شود. اسرائیل با انتقاد از نحوه توزیع کمک پیشین که با هماهنگی سازمان ملل انجام می‌شد، گفته بود که این کمک‌ها به‌جای مردم غزه به نیروهای حماس می‌رسید. این کشور با هماهنگی آمریکا، سازوکار جدید توزیع کمک‌ها را برنامه‌ریزی و اجرا کرده است. دفتر هماهنگی امور بشر سازمان ملل، اوچا، این روش جدید توزیع کمک‌ها را «تغذیه قطره‌ای» توصیف کرده و هشدار داده است که نوار غزه در آستانه «قحطی فاجعه‌بار» قرار دارد. #ایندیپندنت_فارسی

independentpersian

11,242 просмотров • 1 год назад

هشدار محتوای دلخراش رسانه‌ها در ایران از قتل جعفر شریعتی که با نام مهرداد نیویورک شناخته می‌شود خبر می‌دهند. قاتلان اعتراف کرده‌اند به طمع ثروت ۴ هزار میلیارد تومانی، او را به قتل رسانده‌اند. آرمان ملی نوشته راز قتل زمانی برملا می‌شود که اواخر سال گذشته، سه زن جوان در تهران، از مرد و زن جوانی که نطفه‌های آنها را به صورت اجاره‌ای در رحم‌شان نگهداری می‌کردند، شکایت کردند. یکی از شاکیان گفته بود مردی پولدار که از آمریکا به ایران آمده بود عنوان می‌کند که تمایل دارد در ایران ۲۰ پسر داشته باشد تا نام و یاد او را زنده نگه داشته و تمامی اموالش پس از مرگ او به آن‌ها برسد. دستمزد خوبی ارائه می‌دهد و در بیمارستانی خصوصی نطقه‌های زن و مرد پولدار به رحم آن‌ها منتقل و در این میان پنج پسر به صورت لقاح مصنوعی تولید می‌شوند. مدتی از زن و مرد خبری نمی‌شود و این زنان شکایت ثبت می‌کنند چرا که نگران بودند پس از تولد، نوزادان را به چه کسی تحویل دهند. بررسی ماموران پلیس نشان می‌دهد مهرداد نیویورک که خواننده لس‌آنجلسی بوده، در آمریکا همسر و دو پسر داشته به ایران می‌آید در شمال با خانمی جوان ازدواج می‌کند و پس از ماجرای رحم‌های اجاره‌ای به صورتی مشکوک، مفقود می‌شود. گفته شده او املاک زیادی در چند شهر مازندران، ثروتی هنگفت در آمریکا و ایران دارد. در تحقیقات پلیس مشخص می‌شود همسر تازه نقشی در مفقودی نداشته و جعفر شریعتی از ایران خارج نشده است. سپس مدرکی به دست می‌آید که مقداری از اموال مهرداد نیویورک به نام صاحب دفتر ثبت اسنادی در تهران زده شده است. صاحب دفتر اسناد مدعی می‌شود ملکی خریده و در دبی به دلار پرداخت کرده است. اما در ادامه تحقیقات مشخص می‌شود او با دختر سرایدار مهرداد نیویورک ارتباط داشته است. گویا دختر این سرایدار بنا بوده با مهرداد نیویورک ازدواج کند که متوجه می‌شود او زن دیگری را انتخاب کرده است. پس از بازداشت سرایدار و دخترش، ماموران متوجه می‌شوند آن‌ها دو قاتل اجیر کرده و مهرداد نیویورک را به قتل رسانده‌اند. رکنا گزارش داده قاتلان اجیر شده بازداشت و اعتراف می‌کنند بعد از قتل جنازه را مثله کرده و در بیابان‌های دماوند آتش‌زده‌اند و حتی پلاتین‌هایی که در بدن او بوده را نیز برداشته‌اند. رکنا همچنین از اینکه قاتلان جعفر شریعتی را ده روز گروگان گرفته، شکنجه داده و به دفترخانه برده می‌شود تا اموالش را به نام سردفتر منتقل کنند نوشته و اینکه قاتلان از ترس لو رفتن تصمیم به قتل می‌گیرند. نوزادهای رحم‌های اجاره‌ای نیز در نهایت به مادرشان، همسر جوان دوم و اهل شمال تحویل داده می‌شوند.

اتاق خبر منوتو

55,891 просмотров • 1 год назад

سیاوش تا لحظه آخر امید داشت کمک ترامپ از راه برسد سیاوش شیرزاد، ۳۸ ساله، اهل بوکان بود. با شروع خیزش انقلابی، طاقت نیاورد. می‌خواست به سیل جمعیت بپیوندد. خانواده‌اش گفتند: «نرو، خطرناک است» اما پاسخ قاطعی داد: «این جشن انقلاب است. می‌روم. ترامپ گفته از ما حمایت می‌کند. می‌روم» در ویدیوها پیداست: جمعی از جوانان، دور آتشی، به کردی می‌رقصند؛ میدان پونک تهران. یکی از آن‌ها که دستمالی در دست دارد و می‌رقصد، سیاوش است. دقایقی پیش از این صحنه، اتفاق دیگری افتاده بود: آتش زدن پلاکارد عکس قاسم سلیمانی. در حالی که جوانان می‌رقصند، از فاصله ۵ و ۱۰ متری، با گلوله جنگی آن‌ها را به رگبار می‌بندند. درجا، ۲۲ جوانی که در حال رقص کردی بودند به رگبار بسته می‌شوند. ساعت ۳ بامداد، مجروحان را با آمبولانس به بیمارستان الغدیر تهران می‌برند. آنجا می‌گویند: «جا نداریم.» این‌بار سیاوش را که هنوز زنده است به بیمارستان رسول اکرم منتقل می‌کنند. او تا ساعت ۲ بامداد جمعه زنده بوده، اما به‌دلیل عدم رسیدگی و از دست دادن خون زیاد، ساعت ۲ جان می‌سپارد. خانواده، ۴۸ ساعت تمام در جست‌وجوی او بودند. ساعت ۴، تلفن همراهش روشن می‌شود. یکی از خدمه بیمارستان به خانواده سیاوش زنگ می‌زند. می‌گوید: «پسرتان زنده است. بیایید.» خانواده از بوکان به تهران می‌آیند. اما وقتی می‌رسند، به آن‌ها می‌گویند: «سیاوش، نیم ساعت پیش جان سپرد» از خانواده پول زیادی می‌گیرند تا جسد را در سردخانه نشانشان بدهند. روز بعد، حکومت، جسد سیاوش را با آمبولانس به پزشکی قانونی کهریزک منتقل می‌کنند. آنجا خانواده با صحنه‌ای وحشتناک روبه‌رو می‌شود: پنج هزار جنازه. محیط پر از نیروهای امنیتی است. هیچ‌کس اجازه حرف زدن ندارد. همه اجساد شماره‌گذاری شده‌اند. شماره سیاوش: ۱۲۶۴۷. او را داخل یک کیسه انداخته بودند. می‌گویند: «فردا ساعت ۹ صبح به بهشت زهرا بروید. جسد را تحویل بگیرید، به شهرستان ببرید و دفن کنید.» خانواده ساعت ۷ صبح به بهشت زهرا می‌روند تا سیاوش را به بوکان ببرند. تا ساعت ۱۲، همه جنازه‌ها تحویل داده می‌شود؛ اما جنازه سیاوش را نه. می‌گویند: «پرونده شما فوق‌امنیتی است. چون بوکان و شهرهای کردستان هنوز شلوغ نشده، جنازه را تحویل نمی‌دهیم. مردم واکنش نشان می‌دهند» آن‌ها چه کرده بودند؟ ساعت ۵ صبح، خودشان جنازه سیاوش را به استانداری ارومیه منتقل کرده بودند. خانواده تا ساعت ۱ ظهر در تهران سرگردان می‌ماند. بعد راهی ارومیه می‌شوند. ساعت ۷ عصر می‌رسند. همان‌جا وزارت اطلاعات، پدر و برادر سیاوش را احضار و بازداشت می‌کند. فشار می‌آورند: «به شرطی جنازه را تحویل می‌دهیم که مردم نیایند و شلوغ نشود. در غیر این صورت، خودمان او را دفن می‌کنیم؛ در جایی که ۱۲ هزار گور دسته‌جمعی وجود دارد. آن‌وقت میان اجساد گم می‌شود و هرگز پیدایش نمی‌کنید.» خانواده ناچار می‌پذیرد. ساعت ۱۲:۳۰ شب، پدر سیاوش را به پادگان نظامی جلدیان ـ میان نقده و پیرانشهر ـ می‌برند. می‌گویند جسد آنجاست. پدر با فرماندار تماس می‌گیرد و تهدید می‌کند: «اگر جسد را تحویل ندهید، همه مردم را جلوی فرمانداری جمع می‌کنم.» تهدید مؤثر واقع می‌شود و قول تحویل می‌دهند؛ اما شرط دیگری می‌گذارند: «حق ندارید او را در بوکان دفن کنید. باید در روستایی، ۱۰ کیلومتر خارج از شهر، به خاک بسپارید.» پدر می‌گوید: «او را به روستای پدربزرگش می‌بریم؛ گردی قه‌بران». حدود ۵۰ خودروی نظامی، حامل حدود ۲۵۰ مأمور، جسد را تا روستا همراهی می‌کنند. هشدار می‌دهند: «اگر حتی یک شعار بدهید، جسد را با خودمان می‌بریم. حق فیلم‌برداری ندارید.» روستا شبیه منطقه جنگی شده بود. و لحظه آخر: خانواده، سیاوش را بوسیدند و با او وداع کردند. مادرش با صدایی رسا فریاد زد: «هیچ‌کس حق ندارد برای پسرم اشک بریزد و گریه کند. پسرم را تقدیم کردستان کردم.». اجازه سوگواری در خانه ندادند. فقط در مسجد اجازه برگزاری مراسم داشتند. روز اول، پنج هزار نفر آمدند. سرکوبگران تهدید کردند مسجد را می‌بندند. و خانواده گفت: «ما فرزندمان را تحویل گرفتیم. با او وداع کردیم. دیگر چیزی برای از دست دادن نداریم.» راوی که از نزدیکان سیاوش است همه اینها را با دقت و وسواس زیاد تعریف می‌کند. به اینجا که میرسد با صدای بلند گریه می‌کند: سیاوش می‌گفت: «این جشن انقلاب است. می‌روم. ترامپ گفته از ما حمایت می‌کند. می‌روم»

Saman Rasoulpour

146,895 просмотров • 7 месяцев назад

با توجه به اطلاعات موجود، اگرچه #کیانوش_سنجری پیش‌تر درباره مرگ مادرش با من و برخی دیگر از دوستان صحبت کرده و برادر کوچکترش را پنهان کرده بود، اما واقعیت این است که مادر ایشان همچنان زنده است و مجید سنجری‌باف نیز وجود دارد و برادر تنی کیانوش است که شش سال از او کوچکتر است. من با او صحبت کردم و او از من خواست که توئیتی را که درباره تلاش کیانوش برای پنهان کردن او منتشر کرده بودم، حذف کنم، زیرا با واقعیت منطبق نبود. من این وعده را مشروط بر توضیح او درباره اطلاعات سایت #عدالت‌_علی، مبنی بر شکایت او از فردی به اتهام توهین به رهبری، به او دادم تا بتوانم آن را منتشر کنم. او توضیح داد که در آن پرونده، او هیچ شکایتی به دلیل توهین به رهبری نداشته است؛ بلکه شکایت وی به دلیل سرقت صورت گرفته بود. اما افسر بازپرس پرونده پس از بررسی ویدئوهای دوربین‌های مدار بسته به صحنه‌ای برخورد کرده که در آن، متهم به سرقت، تصاویر علی خامنه‌ای را معدوم می‌کند و از این رو، اتهام توهین به رهبری نیز از سوی بازپرس پرونده، نه مجید سنجری به اتهامات متهم افزوده شده است. در ادامه بخشی از روایت برادر #کیانوش را به اشتراک می‌گذارم. بنا به گفته‌های #مجید_سنجری، کیانوش در ساعات پایانی زندگی خود، پس از دیدار با #حسین_رونقی ملکی و عالیه مطلب‌زاده، با خودروی خانمی که از او به عنوان روان‌درمانگر کیانوش یاد شده (خانمی که در ویدئوی منتشر شده از جسد کیانوش، همراه یک مرد کنار جنازه دیده می‌شوند) از خانه خارج شده و به بخش غذاخوری (Food Court) مرکز تجاری چارسو رفته است. مجید سنجری بیان می‌کند که در مصاحبه‌ای که در کلانتری با خانم گویا (روان‌درمانگر) انجام شده، او توضیح داده که هر دو مدتی در آنجا به گفتگو مشغول بوده‌اند و پس از اینکه خانم روان‌درمانگر از انصراف کیانوش از خودکشی اطمینان حاصل کرد، از او جدا شد. اما بلافاصله به آن محل بازگشت تا پاوربانک خود را که فراموش کرده بود، بردارد و در این زمان مشاهده کرد که کیانوش در حال بالا رفتن از پله‌ها است. او تلاش کرد تا حراست را از احتمال یک خودکشی مطلع کند، اما پیش از هرگونه واکنشی، کیانوش خود را به پایین پرت کرد و با پا به زمین افتاد. بنا به گفته او، کیانوش تا ده دقیقه زنده بود و سپس جنازه او بین ۲۵ تا ۳۰ دقیقه در محل باقی ماند تا توسط مأموران به سردخانه کهریزک منتقل شد. مجید سنجری کمی پس از مرگ کیانوش توسط حسین رونقی ملکی از موضوع مطلع شد و به کلانتری مراجعه کرد. او یک روز بعد برای تشخیص هویت به کهریزک رفت و جسد کیانوش را شناسایی کرد. در این مشاهده، او تنها صورت و تا ناحیه گلوی جسد را مشاهده کرد. او اظهار داشت که نهادهای امنیتی از او تعهد گرفته‌اند که جسد را بدون سر و صدا دفن کند و به او کمک کردند که مراحل دفن در محلی که پدر کیانوش نیز در آن دفن شده است، با سرعت صورت گیرد. پیش از دفن جسد، صورت کیانوش به او و مادرش نشان داده شده است. گزارش پزشکی قانونی که شامل نحوه مرگ و نتایج آزمایش سم‌شناسی است، هنوز در اختیار خانواده او قرار نگرفته است. به گفته مجید سنجری، در مدارک تنظیم شده، علت مرگ برخورد با جسم سخت و تیز عنوان شده است. اما حتی با فرض صحت این روایت نیز از ابهامات موجود در خصوص مرگ کیانوش سنجری کاسته نمی‌شود. قرار بود او ساعاتی بعد از مرگ مشکوکش به آمریکا سفر کند. او حتی سوغاتی‌ها و اقلام مورد نیاز برای سفر را تهیه و بسته‌بندی کرده بود و به تأیید خانواده و افراد دخیل در کمک به او برای بازگشت به آمریکا، هیچ سخنی از پشیمانی یا لغو سفر به میان نیامده بود. ارتباطات کیانوش به شکلی مشکوک، تقریباً سه روز پیش از مرگ او با نزدیکانش قطع شده بود. او حتی حساب کاربری سیگنال خود را از تلفن همراه حذف کرده بود. آخرین فردی که توانسته بود با او به صورت صوتی صحبت کند، حدود ۲۴ ساعت پیش از مرگ او بود و پس از آن تنها چند پیام متنی در واتس‌اپ دیده شده و تماس‌ها به‌کلی قطع شده بود. دانستن تمام جزئیات آنچه در چند ساعت پایانی رخ داده است، از جمله نقش و گفتگوهای افرادی که با کیانوش دیدار کرده‌اند، به‌ویژه خانم روان‌درمانگر، بخش مهمی از درک صحیح وقایع صورت گرفته را تشکیل می‌دهد. شواهد دیگری نیز به دست آمده که در حال راستی‌آزمایی آن‌ها هستم و در صورت صحت، جریان این ماجرا را به سویی دیگر خواهد بود.

Ahmad Batebi 🛡️ 🇮🇷 🇺🇸

146,823 просмотров • 1 год назад

"راهِ سوم" راهِ مریم و مجاهدین، جمع‌بندی و فشرده‌ایی از این تجربه‌هاست، اما نه در قالب هشدار، که در قالب سیاست. سیاستی که می‌داند بعد از سقوط دیر است. در این منطق، قدرت چیزی نیست که پس از فروپاشی رژیم به‌دست آید، قدرت باید از پیش ساخته شود، سازمان یابد و مشروعیت اجتماعی پیدا کند. از این زاویه، راه سوم بر سازمان‌یافتگی پیشینی تأکید دارد، ساختن شبکه‌ی سیاسی، اجتماعی و اجرایی پیش از لحظه‌ی بحران. این سازمان‌یافتگی نه تزئینی است و نه صرفاً نمادین، عصاره ای از تجربه است، هدف آن تصاحب خلأ قدرت پیش از آن است که این خلأ به میلیشیای علی خامنه‌ای، مداخله‌ی خارجی یا به برزخی دائمی سپرده شود. در قلب راه سوم، یک تمایز بنیادین هم وجود دارد، تمایز میان استقلال و انزوا. استقلال، به‌معنای قطع رابطه با جهان نیست، به‌معنای قطع وابستگی سیاسی و امنیتی به پروژه‌های خارجی است. تجربه‌ی خاورمیانه نشان داده که مداخله‌ی خارجی، حتی وقتی با زبان حمایت از دموکراسی وارد می‌شود، در نهایت به مهندسی نتیجه می‌انجامد. راه سومِ رجوی نه جنگ نیابتی را می‌پذیرد و نه نجات خارجی را، زیرا هر دو دولت آینده را پیشاپیش تضعیف می‌کنند. استقلال در منطقِ رجوی و شورای ملی مقاومت، شرط امکان دولت ملی است، نه شعار ضدغربی یا ضد منطقه‌ای. عنصر تعیین‌کننده‌ی دیگر در این راه، مشروع‌دانستن حق کانون‌های شورشی بر مقاومت است، نه همچون خشونتی کور، که چون پاسخی سازمان‌یافته به سرکوب ساختاری. تجربه‌ی منطقه نشان داده که جنبش‌هایی که حق دفاع از خود را انکار کردند، یا حذف شدند یا به ابزار دیگران تبدیل شدند. راهِ رجوی، مقاومت را نه در برابر مردم، که در برابر ماشین سرکوب تعریف می‌کند، مقاومتی که هدفش نه بی‌ثباتی دائمی، که گشودن مسیر دولت‌سازی است. در این معنا مقاومت و دولت در تقابل با هم نیستند، که مقاومت، پیش‌شرط دولت می‌شود. راهِ مجاهدین همچنین مسئله‌ی دولت آینده را به رأیِ معلق و وعده‌ی نامعلوم حواله نمی‌دهد. شکل دولت، نسبت آن با جمهوریت، تفکیک قوا، جایگاه حقوق شهروندی و سازوکار انتقال قدرت، از پیش در افق این سیاست تعریف می‌شود. این پیش‌تعریف، نه تحمیل اراده، که جلوگیری از هرج‌ومرج است. تجربه‌ی منطقه نشان داده که مبهم‌گذاشتن دولت آینده، به‌نام انتخاب مردم، اغلب به بازتولید اقتدارگرایی یا فروپاشی انجامیده است. راهِ شورای ملی مقاومت، با روشن‌کردن افق، امکان انتخاب واقعی را حفظ می‌کند. دقیقاً به همین دلایل است که این راه هم‌زمان برای جمهوری اسلامی، دولت‌های اقتدارگرای عرب و بخش‌هایی از نظم غربی مسئله‌ساز است. این سیاست نه قابل خریدن است، نه قابل مهندسی و نه قابل تعلیق. راهِ رجویها و مجاهدین، فروپاشی بدون جایگزین را نمی‌پذیرد و گذار بدون قدرت را رد می‌کند. این راه، سیاست را از سطح روایت، هیجان و تصویر، دوباره به سطح تصمیم، سازمان و دولت بازمی‌گرداند. در نهایت راه شورای ملی مقاومت و در راس آنها مریم رجوی، نه وعده‌ی آسان می‌دهد و نه پیروزی فوری. آن‌چه عرضه می‌کند، امکان است، امکان خروج از چرخه‌ی شکست‌های منطقه‌ای. امکانی که اگر در ایران محقق شود، نه‌فقط یک رژیم، که یک منطق ژئوپولیتیک را فرو خواهد ریخت. در همین منطق است که راهِ مریم رجوی، خطرناک تلقی می‌شود، نه برای مردم ایران، که برای تمام نظم‌هایی که به تعلیق، مهار و ناتوانیِ دائمی سیاست مردمی خو گرفته‌اند. در این‌بزنگاهِ تاریخی دیگر جای سوء‌تفاهمی باقی نمی‌ماند. مسئله‌ی ایران نه صرفاً سقوط یک رژیم، که نبرد بر سر امکانِ تولد یک دولت است. هر نظمی، هر چهره‌ای و هر روایتی که فروپاشی را بدون قدرت، اعتراض را بدون سازمان و آینده را بدون تصمیم بازتولید کند، آگاهانه یا ناآگاهانه، در پروژه‌ی عقیم‌سازی سیاست شریک است. در این میدان، بی‌طرفی، خود یک موضع سیاسی است، یا سیاست به سطح تصمیم، سازمان و دولت بازمی‌گردد، یا ایران بار دیگر به میدان مصرف دیگران تبدیل می‌شود. راه سومی هم وجود دارد، اما فقط برای آن‌ها که حاضرند هزینه‌‌اش را بپردازند. #راهِ_سوم #عادل_عبیات #با_می‌توان_و_باید #مریم_رجوی #در_جستجویِ_هم‌قدی_که_نیست #ایران_در_برزخ #کانون_شورشی #هندسه‌ی_قدرت

Adel Abiyat

16,270 просмотров • 7 месяцев назад