Загрузка видео...

Не удалось загрузить видео

На главную

هم میهنان گرامی لطفا این ویدیو را تا آخر ببینید تا بهتر متوجه بشوید که سبا خویی و بهنام فتح الهی ( رئیس فدراسیون ایرانیان متحد) چگونه دست به تخریب فعالین و مبارزین پادشاهی خواه میزنند و برای اشخاص در داخل ایران پرونده سازی میکنند ، بدون اینکه به...

29,825 просмотров • 1 год назад •via X (Twitter)

Комментарии: 11

Фото профиля ✸GiiV✸
✸GiiV✸1 год назад

از اعضای همین فدراسیون معلوم الحال رژیم مستتر پشت نقاب👑خواهی

Фото профиля Daughters of Persia
Daughters of Persia1 год назад

While the regime's elites send their daughters to study and live freely in the U.S. and Europe, our daughters in Iran are jailed for showing their hair. We will NOT stay silent while our sisters are caged for demanding their basic rights! #FreeIran #WomanLifeFreedom #EndTheRegime

Фото профиля ✸GiiV✸
✸GiiV✸1 год назад

روان پدر بزرگوارتون انوشه باد ب روان فرهرشون کرورها درود🤍🖤

Фото профиля Behnaz
Behnaz1 год назад

سپاس گیو عزیز ببینید آدمها رو به کجا میرسونن که مجبور بشه شناسنامه به انتشار بگذاره .😔

Фото профиля ✸GiiV✸
✸GiiV✸1 год назад

یکی دیگر از کسانی ک با این فدراسیون کثیف ارتباط تنگاتنگی دارد و با بنیاد و خواهران کثافت و پهلوی ستیز برومند هم ارتباط دارد هیلدا دهقانی میباشد

Фото профиля Aida Warahram👑🐾🐈‍⬛🪷 𓄂𓆃آیدا ورهرام
Aida Warahram👑🐾🐈‍⬛🪷 𓄂𓆃آیدا ورهرام1 год назад

بهناز جان خیلی متاسف شدم که در آخر مدارک شناساییت رو پابلیک کردی اما این ننگ روی پیشونی سبا خویی و دوستان ایرانستیزش میمونه. از این به بعد بیشتر مراقب خودت و خانوادت باش 🙏🏽🌸

Фото профиля Behnaz
Behnaz1 год назад

اینها هدفشون همینه آیدا جان که فعالین هویتشون رو افشا کنند ، من این کارو انجام دادم ولی از این به بعد هر خطری من و خانواده ام را تهدید کنه مسئولیتش با این دو «نفر» هست چون اینها با فشارهایی که به من آوردن باعث شدن دست به چنین کاری بزنم .

Фото профиля ✸GiiV✸
✸GiiV✸1 год назад

از اعضای همین فدراسیون معلوم الحال رژیم مستتر پشت نقاب👑خواهی

Фото профиля ✸GiiV✸
✸GiiV✸1 год назад

درباره نوچه ها و اعضای این فدراسیون معلوم الحال بارها همه همرزمان و در رکابشون من نیز هشدار دادم ک میتوان ب مهدی صدری نینا نازنین کلارسون و سایرین یعنی کسانی ک در اسپیسهاشون شرکت دارند اشاره کرد یعنی همون باند کثیف ج خواه یواشکی جاوید شاه نگو/شاه نگو و شاهزاده گو ..‌و‌حامی ززآ

Фото профиля ✸GiiV✸
✸GiiV✸1 год назад

از اعضای همین فدراسیون معلوم الحال رژیم مستتر پشت نقاب👑خواهی

Фото профиля ✸GiiV✸
✸GiiV✸1 год назад

یکی دیگر از اعضای این فدراسیون سام‌ پورنعمت میباشد ک فحاشیهای لایق خانواده اش و شاخ شون کشیدنهای سوسولیش رو همه حتما همه شنیدید لات پفکی مجازیشون تعداد دیگری از اعضای فدراسیونشون را در این اسپیس مشاهده میفرمایید

Похожие видео

بخش هایی از مصاحبه ی صدیقه وسمقی: ‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ مجری: الان آقای پهلوی به عنوان چهره آلترناتیو در خارج از ایران مطرح شده و در داخل ایران هم پایگاه اجتماعی داره؛ حالا کم یا زیاد اندازه‌اش، درصدش رو نمی‌دونیم، ولی به هر حال صحبت‌های خود ایشونم اینه که منو در خیابان‌های ایران صدا کردن و خب به هر حال شعارهایی هم بود که در حمایت از ایشون بود. این چقدر این هم‌بستگی می‌تونه در بین داخل و آقای پهلوی اصلاً اتفاق بیفته؟ وسمقی: ببینید مشکلی که وجود داره این هست که جریان طرفدار آقای پهلوی، جریان پادشاهی‌خواهه‌. ببینید نظام پادشاهی، ما ازش سال ۵۷ عبور کردیم. نهاد پادشاهی و نهاد روحانیت، دو نهاد سنتی هستند که همیشه در طول قرن‌ها و هزاره‌ها با همدیگه رقابت داشتن. دو تا قدرت بودن که همیشه با همدیگه رقابت کردن، گاهی با هم سازش کردن، قدرتو تقسیم کردن، گاهی یکی قدرتو به دست آورده. خب ما به نظرم دیگه الان بعد از جمهوری اسلامی باید از این دو نهاد سنتی که هر دو هم در واقع نهادهای استبدادی هستن، باید بتونیم عبور بکنیم.ما سال ۵۷ از نهاد سلطنت عبور کردیم، گذاشتیمش کنار؛ هرچند از استبداد عبور نکردیم. خب نهاد روحانیت که در کمین بود و رقیب نهاد پادشاهی بود، قدرتو به دست گرفت و مردم ایران در اون زمان هنوز اون توانمندی رو برای اینکه نهاد روحانیت رو هم مثل نهاد سلطنت کنار بذارن و پس بزنن، نداشتن. این توانمندی به تدریج به وجود اومده و الان مردم می‌خوان که این نهاد سنتی استبدادی رو هم کنار بذارن. حالا طرفداران آقای پهلوی پادشاهی‌خواهند. نهاد پادشاهی یک نهاد سنتیست؛ هیچ‌وقت انتخابی نبوده، هیچ‌وقت دموکراتیک نبوده. یک نهادیست که خب می‌دونین، شما در تاریخ نگاه کنین در ایران و همه نقاط جهان، پادشاهان با زور اومدن. هر سلسله‌ای اومده، سلسله دیگری رو با زور کنار گذاشته و خودش نشسته و هیچ‌وقت مردم دخالتی نداشتن که مثلاً بیان و پادشاهان رو انتخاب بکنن. من تعجب می‌کنم که بعد از این تجربه‌های فراوان و رنج‌های فراوان، خون‌های زیادی که ما دادیم، ما می‌خوایم دوباره به جای پیدا کردن یک راه سوم و بنیان گذاشتن یک نهاد سوم، باز بیاییم برگردیم به نهاد پادشاهی که یک نهاد به هر حال کهنه و قدیمیست و ذاتشم استبداد داره. چرا؟ چون متمرکز بر فرده. ما مردم در دوره‌ای الان داریم زندگی می‌کنیم که خواهان حقوق بشریم، خواهان به رسمیت شناختن حقوق فردی هستیم، برای خودمون حق انتخاب قائلیم. چرا باید با اعطای یک قدرت مادام‌العمر به یک فرد، به یک خانواده و به یک خاندان، حق انتخاب رو برای همیشه از خودمون و از آیندگانمون سلب بکنیم؟ اگه نسل بعدی اومدن و گفتن که چرا شما این کارو کردید؟ ما نمی‌خوایم مثلاً این حکومت رو، حکومت فردی رو، چه بهش خواهیم گفت؟ اگر که سال ۵۷ مردم نهاد سلطنت رو کنار گذاشتن و از اون چاه افتادن تو چاه بعدی یعنی باز هم نهاد روحانیت، و حالا می‌خوان اونو کنار بذارن، آیا ما نباید از این تجربه‌ها درس بگیریم؟ به نظر من مردم به خاطر اینکه به استیصال رسیدن، مردم به خاطر عملکرد بسیار ناگوار و ناهنجار جمهوری اسلامی، دنبال یک مفری می‌گردن، دنبال یک راه نجات می‌گردن و خب سرمایه‌گذاری زیادی شده روی آقای پهلوی از لحاظ تبلیغاتی و غیره که ایشون به یک آلترناتیو و بدیل تبدیل بشه. حالا خیلی‌ها هم تصورشون اینه که میشه به این ترتیب از جمهوری اسلامی گذر کرد. اما کسانی که نظام پادشاهی رو نظام مناسبی برای آینده ایران نمی‌دونن، نمی‌تونن کنار این جریان بایستن. کسانی که خواهان استقلال ایرانن و نمی‌خوان که یک حکومت به وسیله قدرت‌های خارجی بر مردم ایران تحمیل بشه، نمی‌تونن کنار این جریان بایستن. این جریان متأسفانه این مشکلات رو داره. من می‌دونم ممکنه از این حرفای من هم این افراد ناراحت بشن، اما ما به فکر ایران و نجات ایران هستیم. به نظر من ما همهمون سرمایه‌هامون رو باید صرف ایران بکنیم نه اشخاص. خب اگر اشخاصی به آقای پهلوی علاقه دارن، در آینده وقتی که نظامی برای ایران، به قد و قواره ایران برای دموکراسی و آزادی در ایران به وسیله اندیشمندان و نخبگان این کشور ترسیم شد، تعیین شد، هر کسی بیاد انتخاب بشه توسط مردم برای یک مدت موقتی اداره کشور رو به دست بگیره، ولو آقای پهلوی باشه، دیگران باشن، به انتخاب ملت. خب این اشکالی نداره. ولی اینکه به خاطر علاقه به یک شخص یا به یک خانواده ما بیاییم یک نظام سیاسی برای ایران تعریف بکنیم که ممکنه آیندگان باز هم مخالفت بکنن و ایراد بگیرن و اونا به دردسر بیفتن، من این رو مناسب نمی‌دونم. من همیشه این جمله رو میگم که ما باید ساختار سیاسی آینده ایران رو به قد و قواره این کشور ببریم و بدوزیم، نه به قد و قواره یک شخص و فرد. ۱/۲

آرش یوسفی -ARASH

32,920 просмотров • 6 месяцев назад

ی #نکته آخر شبی بگم و شمعهارو فوت کنم : خوب که به داستان ما مردم و شاه نگاه کنیم ، میبینید که ما و این جناب آقای خاص به یک تعامل دوجانبه رسیدیم که از شگفتیهای دورانه و نمونه مشابه نه در تاریخ ایران که فکر نمیکنم در تاریخ بشر هم داشته باشه .گ و این حاصل نشده ، مگر اینکه شما مردم لباس پرسشگری تنتون کردین و شدین شهروند مدرن پرسشگر . حالا دیگه نگمتون که این اکت شما چه نتایج عظیمی به بار آورده ، که زبان از گفتنش قاصره . که اگه بخام فقط به یک نمونه اشاره کنم ، اینکه شما مردم تنها طی ۲ سال گذشته بارها شاه رو از دهان گرگ کشیدین بیرون و نشونش دادین که این فضایی که برای ایشون میسازن ، یک فضای هایپر رئالیتی دروغینه که با واقعیت زمین تا آسمون متفاوته . که اگر شما ملت سکوت کرده بودین و عین بز اخوش سر تکون میدادین ، هنوز دور شاه رو علینژاد و نازیلا گلستان و دریا صفایی و همین لشکر اراذل و اوباش گرفته بودند و شاه هم به تصور اینکه این جماعت سخنگویان واقعی جامعه ایران هستند ، تمام کارت پهلوی را برای این اراذل خرج میکرد . در یک کلام‌ شده پینگ‌پونگ . شاه بغل دست هرکسی که مینشینه ، به ما مردم سیگنال میده این بابا عیارش چیه ؟ شما مردم قبولش دارید ؟ بلافاصله طرف میره زیر ذره‌بین ملت و به سرعت معلوم میشه طرف آدم مردمه یا حکومت ، الباقیشم دیگه خودتون دیدین دیگه ، من چی بگم ؟ زوزه‌های علینژاد ، ی نمونه اخیرشه . خلاصه که شما ملت شدین هسته گزینش رهبران سیاسی ، نه رهبران زورچپونی . من به شخصه معتقدم شاه این حق مسلم رو داره که در کنار هرکسی بنشینه و با هرکسی که صلاح میدونه صحبت کنه ، ائتلاف کنه و حتی متحد بشه . به شرطی که طرف ، طرف درست باشه . نه اینکه ی صیغه‌رو دوزاری مثل علینژادی که تازه میگن و شایعه است که این زنیکه ، گعضو باند #فائزه_هاشمی|ه . پس این بازی ما ملت با این مهره‌هایی که هوش کافی دارند ، نه عقل سلیم دارند و نه مهارت کافی برای کارشون ادامه خواهد یافت تا زمانی که مهره‌های اصلی بیان جلوی صحنه . تا علینژاد و اسمالیون و .... جلوی صحنه هستند کار ما هم چیزی نخواهد بود مگر تخریب این مهره‌هایی که حتی صلاح کار خودشونم نمیدونند . حالا شاید ی روزی گفتند که فلان و بهمان چهره سیاسی کشور از داخل کشور میخان با شاه مذاکره کنند ، متحد بشن ، ائتلاف تشکیل بدن ، اونوقته که دیگه باید همه چیز رو سپرد به کف #وکیل_ملت و اونجاست که ایشون خودشون میدونند که چه چیزی به صلاح ایران و مردمش هست و البته که به همون ترتیب هم عمل خواهند کرد ، دراون زمان دیگه هر نقد و توهین و توصیفی ، هیچ معنایی نداره مگر بستن دست شاه و جلوگیری از تشکیل یک جریان و روند سیاسی . و‌ما تا امروز برای چی جنگیدیم ؟ برای این جنگیدیم که تمام سناریوهای حذف وکیل ملت رو بسوزونیم که تا این لحظه ، خوب یا بد ، به وظیفه ملیمون عمل کردیم و‌تا امروز شاه رو در سپهر سیاسی کشور حفظش کردیم و و‌ مانع از حذفش شدیم ، حتی با وجود توطئه فتنهٔ جورج تاون . حالا به این فیلم‌ 👇 توجه کنید : در اینجا فائزه شرح‌کشافی در مورد اقازاده‌های پس از انقلاب و تنها آقازاده پیش از انقلاب میده که از قضای روزگار جز خوبی شاه ما نمیگه . و حالا این سئوال مهم پیش میاد که پس چرا طیفی که شبانه‌روز معروفن به توله‌های بابااکبر که لشکر عظمی است از روزنامه‌نگاران آموخته شده توسط بهنود و شمس‌الواعظین و... که نمودشون در علینژاد متجلی میشه ، اینگونه با حقد و حسادت و کینه برعلیه شاه و خاندان پهلوی میتازند ؟ و این سئوالی است که اگر ما مردم ایران یکبار باید به پاسخش فکر کنیم ، فائزه و تمام حضرات اصلاحطلبان باید دوبار به پاسخش فکر کنند . چرا که حداقلش اینه که شاه ما در حال حاضر شده متر و معیار مشروعیت سیاسیون نزد مردم ایران و اتفاقاً دور نیست روزی که اصولگراها آسون‌تر از شما راضی به گرفتن این مشروعیت از ایشون بشوند

Persian Banksy🤨🧐

10,418 просмотров • 2 лет назад

کالبدشکافی یک عملیات روانی - تله سلبریتی‌ها: اگر یادتان باشد اصلاح‌طلبان شعار «ایران برای همه ایرانیان» از رضا شاه پهلوی را در کمپین‌های تبلیغاتی‌شان مصادره و تکرار کردند. حال اتاق‌ فکر امنیتی جمهوری اسلامی، فاز اجرایی این مصادره را کلید زده‌است. هدف نهایی این پروژه تغییر زمین بازی از «مردم در برابر رژیم» به «مردم در برابر مردم» است. چطور؟! از دی‌ماه جمهوری اسلامی مطمئن‌ شده‌است که نمیتواند نام پهلوی و گستردگی پایگاه طرفداران او را به زمین بزند، اما سناریویی ۴ مرحله‌ای طراحی کرده تا حامیان پادشاهی‌خواه را افرادی تک‌صدا، خشن و حذف‌گر جلوه دهد و جامعه‌ی جهانی را از تنها آلترناتیو واقعی برای ایران آزاد بترساند. این سناریوی امنیتی دقیقاً چگونه کار میکند؟ با نگاه دقیق به تمامی حواشی زرد اخیر از سلبریتی‌ها میتوان به یک الگوی مشخص رسید. 1️⃣ مرحله اول: طعمه‌گذاری و ساخت نماینده فیک: سلبریتی‌ها و چهره‌های مشهور اعم از سالم و یا فاسد، مورد دار یا غیر مورد دار را با تهدید پرونده‌های باز یا وعده‌ی پول بیشتر به میدان میفرستند تا دقیقاً روبروی خواست عموم جامعه بایستند و مشخصاً نام «پهلوی» را هدف قرار دهند. نکته مهم اینجاست: آنها میخواهند افکار عمومی جامعه‌ را از «اپوزیسیون جمهوری‌اسلامی بودن» به «اپوزیسیون پهلوی شدن» تغییر دهند. 2️⃣ مرحله دوم: تحریک و مهندسی واکنش‌ها: افکار عمومی و مبارزان، به صورت طبیعی و از روی خشم، به این سلبریتی‌ها حمله کرده و آنها را طرد (کنسل کالچر) میکنند. اینجا اتفاق مهمی میفتد: سایبری‌های رژیم وارد میشوند و شدیدترین واکنش‌ها را در مجازی برجسته میکنند. یک «اختلاف سیاسی» به یک «دعوای اجتماعی» تبدیل می‌شود. 3️⃣ مرحله سوم: قاب‌بندی مجدد (برداشت محصول): حالا پروپاگاندای رژیم همان واکنش‌های انتخاب‌شده را جدا میکند و در سطح گسترده و هماهنگ برای مخاطب داخلی و خارجی پخش میکند که: «ببینید! این‌ها هنوز به قدرت نرسیده‌اند با مخالفان خود چه می‌کنند! این افراد بدتر از رژیم هستند و این است تصویری که از قدرت در ایران آینده میخواهند.» در این مرحله، رفتار واکنشیِ ارگانیک بخشی از پایگاه طرفداران و یا حتی سازماندهی شده از جانب خودشان را به کل یک پروژه سیاسی بزرگ نسبت میدهند تا تصویر آلترناتیو را تخریب کنند. 4️⃣ مرحله چهارم: ضربه اصلی (تله دوراهی): اینجاست که آن جمله کلیدی و عملیات روانی را بصورت کاملا مهندسی‌شده وارد میکنند: «اگر قرار است ایران را آزاد کنید، چرا از همین امروز مخالفان را تحمل نمیکنید؟ پس چه شد؟ آیا در ایرانِ پهلوی قرار نیست جا برای همه باشد؟» این جمله از نظر تبلیغات منفی ویرانگر است؛ چون مخاطب را مجبور میکند بین دو مفهوم دروغینِ ساخته‌ی رژیم گیر بیفتد و تلاش میکند مفهوم «پهلوی = آزادی برای همه» را با «طرفداران پهلوی = حذف مخالفان» جایگزین کند. ⚠️ خطر اصلی و راه بی‌اثر کردن‌ تله: مهم‌ترین نکته این است: سلبریتی‌ها در این بازی فقط یک «دستمال یکبار مصرف» برای عصبانی کردن ما هستند. این بازی از لحظه‌ی اول بصورت zero-sum طراحی شده‌است و اگر تمام انرژی جامعه صرف این شود که «فلان سلبریتی چرا این را گفت؟»، پروژه امنیتی اتاق فکر اصلاح‌طلبان موفق شده است. درگیر شدن در این بازی، بخشی از هدف مطلوب رژیم است. پاسخ ندادن به این موارد هم به‌نوعی راه را برای تخریب شاه باز میگذارد. تا به اینجا به‌نظرم کم‌هزینه‌ترین راه، پررنگ کردن خیانت و فساد این مهره‌های سوخته‌ی رژیم، خارج از زمین طراحی‌شده ‌در این بازی است نه صرفِ اینکه مقابل پهلوی جهت‌گیری داشته‌اند. چرا که این افراد اصلا عددی نیستند که سوگیری‌ عامدانه‌ی آنها با پهلوی اهمیت داشته باشد. ما باید از روی طعمه‌ها بپریم و روی هدف اصلی تمرکز کنیم. اگر آنها میخواهند این شک را در جامعه بیندازند که آیا یک فرد یا گروه حق دارد برای آینده ایران تصمیم بگیرد؟ پاسخ ما همان اصل بنیادینی است که رضا شاه پهلوی همواره بر آن تاکید کرده‌اند: ایران برای همه ایرانیان است؛ اما بدون هر ورژنی از جمهوری اسلامی. پی‌نوشت: ویدیو را از اکسپلور اینستاگرام گه‌خور‌های پادشاهی‌خواهان برداشته‌ام تا متوجه عمق سرمایه‌گذاری و هماهنگی رژیم برای تولید محتوا در این راستا باشیم. پاینده ایران، جاویدشاه 🇮🇷

Apranik 🇮🇷🇮🇱

23,593 просмотров • 24 дней назад

ایستادگی تا آخرین نفس: نه به جمهوری اسلامی. شما مشروعیت ندارید، دادگاه انقلاب را به رسمیت نمی‌شناسم؛ بازداشت کنید. به نام خدای رنگین‌کمان خدای خدانور، مهسا و کیان طی ماه‌های گذشته دوبار برای محاکمه در خصوص پرونده اعتراضات مهسا احضار شدم، اما در دادگاه شرکت نکردم. برای بار سوم نیز احضار شدم و همچنان شرکت نخواهم کرد. اساساً معتقدم دادگاه انقلاب قانونی نیست. مهم‌تر از آن، از نظر مردم ایران، سیستم حاکم جمهوری اسلامی نه مشروعیت دارد و نه مقبولیت؛ و این مردم با تحریم انتخابات نمایشی، این موضوع را اعلام کردند. امروز وظیفه من به‌عنوان یک مبارز سیاسی، ایستادگی بر اصول و ارزش‌هایی است که همگان به آن‌ها باور داریم. مردم ایران بهترین قاضی‌اند: علیه ظلم و استبداد ایستاده‌اند. من هم چون مردم ایران، سیستم قضایی‌ای که به‌عنوان بازوی نهادهای امنیتی عمل کرده و می‌کند، هیچ ارزشی برای قانون قائل نیست و برای افرادی مانند محسن شکاری، سید محمد حسینی و ده‌ها معترض دیگر، صرفاً به‌خاطر اعتراض حکم اعدام صادر و اجرا کرده، و بخش بزرگی از جامعه ایران را به دلیل مخالفت با حکومت بازداشت و روانه زندان کرده و شکنجه را به‌عنوان یک رنج عمومی به جامعه تحمیل کرده است، به رسمیت نمی‌شناسم. پیش‌تر هم گفته‌ام: هر چیزی از من دارید، برای عموم مردم منتشر کنید؛ از بازجویی‌ها گرفته تا مدارک، مستندات و ویدیوهای ضبط‌شده در داخل و خارج زندان. چرا که باور دارم مردم ایران و افکار عمومی اصلح‌ترین قضات هستند و درست‌ترین قضاوت را می‌کنند. تنها در صورتی شرکت می کنم که در دادگاه علنی و با حضور مردم و رسانه‌ها باشد. ایران در قلب من است. می‌توانید مرا زندانی یا اعدام کنید. می‌توانید مرا بکشید، به هر طریقی محدود کنید یا آزار دهید، دست به تخریب و تهمت بزنید. اما نمی‌توانید عشقم به این سرزمین را از من بگیرید و کاری کنید که این مردم و ایران را دوست نداشته باشم. با هیچ تهدید، فشار و زوری نمی‌توانید مرا بنده و برده خود کنید؛ همان‌طور که در بیش از چهار دهه گذشته نتوانستید رویای آزادی و آبادانی را از مردم ایران بگیرید. ما را نمی‌توانید تسلیم خود کنید. من با قلبم و با تمام وجودم برای این کشور و مردم ایستاده‌ام و ادامه خواهم داد؛ کاری که می‌دانم بسیاری از ایرانی‌ها انجام داده‌اند و می‌دهند. هنوز هم باور دارم بسیاری در این مملکت هستند که حاضرند جانشان را برای ایران و مردمش فدا کنند، و من یکی از آن‌ها هستم. فریاد مردم، فریاد من است: شما قاتلید. گفته‌اید: «اگر خود را بی‌گناه می‌داند و جرمی مرتکب نشده، بیاید از خود دفاع کند.» من دفاعی از خود ندارم. حرف من، فریاد بچه‌هایی بوده که در خیابان کشته شدند، چشمشان را از دست دادند و رنج کشیدند. خواسته من، خواسته پرستاران، کارگران، معلمان، دانشجویان و مردم ایران است! چه دفاعی؟ شما قاتلید! شما زندانی کرده‌اید، شکنجه کرده‌اید و اعدام کرده‌اید! شما به دختران این سرزمین در مدارس حمله شیمیایی کردید! من چه دفاعی باید بکنم؟ اگر منظورتان این است که همچنان بر حرف‌هایت هستی؟ بله، هستم. شما عامل ویرانی این مملکت و تباهی زندگی ایرانیان هستید. اگر اندکی شرافت و وجدان درون شما وجود داشته باشد، با این حکومت برای سرکوب مردم همکاری نمی‌کنید، چه در قوه قضاییه و چه در نهادهای اطلاعاتی و امنیتی. خودتان بهتر از ما می‌دانید که ادامه این وضعیت، چیزی جز سقوط این کشور و نابودی حتی خودتان نیست. ایران را ترک نمی‌کنم. قاضی پرونده به وکلا گفته: «مطمئن هستید که رونقی از ایران نرفته؟» همان‌طور که ایران در قلب من جا دارد و بودن در این خاک می‌تپد، من نیز در قلب ایران و برای آزادی ایستاده‌ام و جایی نمی‌روم، جایی ندارم بروم. اگر فکر می‌کنید مردم فراموش کردند یا می‌کنند اشتباه می‌کنید شما خون ریخته‌اید و خون فراموش نمی‌شود، خون می‌جوشد. ما، چیزی برای از دست دادن نداریم، جز این سرزمین و مردمان شجاع و رنج‌کشیده‌اش. هر روز که در این خاک قدم می‌زنم، به زندگی خودم فکر نمی‌کنم، به مرگ این سرزمین فکر می‌کنم که شما دارید آن را رقم می‌زنید. و اینکه باید به فکر نجات سرزمین‌مان از نابودی و سیاهی باشیم. مسأله به دادگاه آمدن نیست، مسأله این است که شما ایران را اشغال و ویران کرد‌ه‌اید و به‌زودی قدرت را به مردم واگذار می‌کنید و بابت همه جنایت‌ها و ویرانی‌ها پاسخگو خواهید بود، بنابراین تاکید می‌کنم انتخاب من این است در ایران می‌مانم خطر زندان، و بازداشت و مرگ را جان می‌خرم و در هیچ دادگاهی حاضر نمی‌شوم، حکم بازداشت صادر و بازداشت کنید، حرفی با شما ندارم و نخواهم داشت، جز همان که مردم ایران با قاطعیت به کلیت نظام جمهوری اسلامی گفتند: «نه!» پاینده ایران، زن، زندگی، آزادی.

Hossein Ronaghi

263,837 просмотров • 2 лет назад

متن کامل سخنان در همایش همکاری ملی برای نجات ایران مونیخ، ۲۶ ژوئیه ۲۰۲۵ (۴ مرداد ۱۴۰۴/۲۵۸۴) خانم‌ها، آقایان،‌ درود بر شما و‌ همه کسانی که در چهارگوشه جهان به‌ویژه در ایران این‌ همایش ملی را دنبال می‌کنید. از همه هم‌میهنانی که این آخر هفته از سراسر اروپا، و حتی از استرالیا تا آمریکای شمالی، به مونیخ آمدند و در خیابان‌های این شهر، عشق به ایران را فریاد زدند، سپاسگزارم. به بسیاری از شما که تازه به این کارزار همکاری ملی پیوسته‌اید، خوشامد می‌گویم. آنچه همه ما را اینجا گرد هم آورده، مهر به میهن، و اهمیتی‌ است که به سرنوشت ایران می‌دهیم. ما امروز اینجا هستیم، تا نشان دهیم ملت یگانه و در عین حال رنگارنگ‌مان، از ادیان و باورها، اقوام و طوایف، اقشار و گروه‌ها، و احزاب و گرایش‌های مختلف سیاسی، جمهوری‌خواه و پادشاهی‌خواه، چپ و راست، در یک هدفِ مشترک، متحدیم: پایان دادن به جمهوری اسلامی و آغاز طلوعی نو از آزادی و دموکراسی و شکوفایی برای میهن‌مان ایران. حضور شما در این گردهمایی، نشان‌دهنده شکل‌گیری گسترده‌ترین و متنوع‌ترین ائتلاف نیروهای اپوزیسیون ایران است. این گستردگی و تنوع در عین اتحاد، با تعهد و باورمندی به تمامیت ارضی ایران، حقوق فردی و‌ برابری شهروندان، جدایی دین از حکومت، و حق ملت بزرگ ایران ‌برای انتخاب شکل دموکراسی آینده، تصویری زیبا از ایران آزاد و آباد فردا است. اما شوربختانه تصویر ایران کنونی، بسیار متفاوت از آن فردای آزاد و آباد است. امروز، کیان ایران به واسطه تداوم جمهوری اسلامی، بیش از همیشه در خطر است. این رژیم، آب و خاک و هوا و آسمان و جان و مال ملت ایران را به پرتگاه نابودی کشانده است. رودهای ایران، خشک، خاک ایران در حال فرسایش، زمین ایران در حال فرونشست، هوای ایران آلوده،‌ آسمان ایران در اختیار نیروی خارجی،‌ اقتصاد ایران در حال سقوط آزاد،‌ خانه‌های ایرانیان بی‌ آب و برق، و جان‌شان بازیچه توهمات فرقه‌ای ضدایرانی و رهبر نابخردش است. جمهوری اسلامی پس از سالها به آشوب‌کشاندن منطقه با جنگ‌های نیابتی و سیاست شکست‌خورده‌ی «نه مذاکره، نه جنگ»، درنهایت، هم از موضع ضعف و تسلیم، وادار به مذاکره شد، و هم جنگ را به ایران تحمیل کرد. علی خامنه‌ای در حالی که زیر زمین پنهان شده بود، نه‌تنها کمترین تلاشی برای حفاظت از غیرنظامیان ایران نکرد، بلکه تمام دستگاه سرکوب و پروپاگاندای خود را نیز برای مرعوب کردن مردم به کار بست. او شکستی سخت و تحقیرآمیز را نیز بر نظامیان ایران تحمیل کرد؛ نظامیانی که اکثرشان بر خلاف میل و اراده، درگیر جنگی شدند که هرگز جنگ ایران و ملت ایران نبود؛ بلکه جنگ خامنه‌ای و سرکردگان سپاهِ سرکوبگر و تروریستیش بود؛ همان پاسدارانی که سالها رجز می‌خواندند اما آشکار شد که توان حفاظت از خود را نیز ندارند. آنها بعد از دهه‌ها دزدیدن از سفره مردم و گذاشتنِ آن در جیب‌های خود و تروریست‌های منطقه‌ای، آسمان کشور را کاملا در اختیار کشوری به مراتب کوچکتر و کم‌جمعیت‌تر از ایران قرار دادند. جمهوری اسلامی اداره کشور را جز در حوزه‌ی سرکوب، کاملا رها کرده است و مردم ایران در تابستان داغ، با ساعتها قطعی آب و برق و گاز مواجهند. تورم بیداد می‌کند، و چرخه کسب و کار مختل است. مسئول و مقصر این وضعیت شخص علی خامنه‌ای است. اوست که وطن‌ ما را گام‌به‌گام به این نقطه کشاند، و امروز چون همیشه از زیر بار مسئولیت فرار کرده و تقصیر را به گردن زیردستانش انداخته است. اختلافات و دودستگی‌ها در ساختار قدرت جمهوری اسلامی به بالاترین حد خود رسیده است. مقامات ارشد این رژیم بدون کمترین حمایت مردمی، به توطئه علیه یکدیگر مشغولند و در ارائه خود به عنوان آلترناتیو خامنه‌ای از طریق واسطه‌ها به قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی از هم سبقت می‌گیرند. هم‌میهنانم، ما ملت ایران جنگ‌طلب نیستیم و هرگز برای ایران‌ و منطقه‌مان جنگ نخواستیم. جنگ‌طلب علی خامنه‌ای و رژیم تحت امرش است. من سالها هشدار داده بودم که اگر جمهوری اسلامی باقی بماند، اگر مماشات با آن تداوم پیدا کند، و اگر جهان به باج‌گیری‌های آن تن دهد، این رژیم سرانجام ایران و منطقه را به جنگ و درگیری نظامی می‌کشاند. نگرانی‌های من متاسفانه به واقعیت پیوست. اکنون اما لحظه‌ای تاریخی فرا رسیده است. جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری در این ۴۶ سال، ضعیف و متزلزل شده است؛ و فرصتی بی‌نظیر برای مردم ایران فراهم شده تا این رژیم ضدایرانی را سرنگون کنند. وظیفه هر ایرانی میهن‌پرستی، تلاش صدچندان برای نجات مام میهن است. وظیفه ما این است که متحدتر، مصمم‌تر و منظم‌تر از همیشه باشیم. امروز جای اما و اگر نیست: زمان کنار ایستادن و وسط‌بازی کردن، چنانکه نه سیخ بسوزد و نه کباب، نیست. امروز صحنه روشن است: در یک سو جمهوری اسلامی و حامیان ریز و درشتش قرار دارند که چهارنعل ایران ما را به سوی وحشتناک‌ترین بخش‌های دوزخ می‌برند و در سوی دیگر دروازه‌ای‌ست به سوی نور، و آباد کردن دوباره پردیس ایران. ما،‌ یعنی اکثریت ملت بزرگ ایران، برای نجات مام میهن به میدان آمده‌ایم. سقوط این رژیم قطعی‌ست. ما آمده‌ایم که اجازه ندهیم این رژیم همراه خود، ایران و ملت بزرگ ما را نیز به ورطه نیستی بکشاند. رهایی ایران از جمهوری اسلامی و استقرار یک دولت ملی و دموکراتیک در ایران، صلح پایدار را نیز به منطقه ما می‌آورد. در این مرحله انقلاب ملی و در دوران گذار، هدف من این است که ایرانیان بتوانند در یک‌ بازه کوتاه‌مدت و از طریق انتخابات آزاد، زمام‌ امور را به دست دولت منتخب خود بسپارند. من چنانکه بارها گفته‌ام به دنبال پست و مقام سیاسی نیستم؛ بلکه می‌خواهم برای آنها که در پی خدمت به ملت و بازگرداندن شکوه از دست رفته ایران هستند، فضا و‌ ساختاری فراهم کنم تا بتوانند خود و‌ برنامه‌های‌شان را در یک فرایند دموکراتیک به رای ملت بگذارند. من ۴۵ سال است که نه برای منفعت شخصی و قدرت، که برای نجات ایران مبارزه کرده‌ام، و برای رسیدن به اهداف‌مان، برنامه دارم: هم برای باز پس گرفتن ایران از این رژیم ضحاکی، و هم برای دوباره ساختن آن سرزمینِ اهورایی. پنج ماه پیش در نشست نخست مونیخ، سازمان‌ها و احزاب ایرانگرا گرد هم آمدند و متعهد به همکاری در چارچوب اصولی دوازده‌گانه بر اساس یک برنامه پنج‌گانه شدند. من در پیام نوروزی خود نیز امسال را سال سازماندهی برای اقدام نهایی نامیدم. امروز در نشست دوم مونیخ که شرکت‌کنندگان نه فقط احزاب و گروه‌های سیاسی که ایرانیان از همه اقشار جامعه هستند، گزارشی از پیشرفت آن برنامه را به ملت ایران ارائه می‌دهم. پنج ستون استراتٰژی مورد توافق ما چنین بودند: - فشار حداکثری بر جمهوری اسلامی - حمایت حداکثری از ملت ایران - ریزش حداکثری از رژیم - بسیج و سازماندهی حداکثری مبارزان در داخل و خارج - ارائه برنامه‌ای برای شکوفایی ایران در فردای سقوط جمهوری اسلامی در حوزه فشار حداکثری، جمهوری اسلامی امروز در دشوارترین و منزوی‌ترین وضع خود قرار دارد. از یک‌سو، فشار خارجی بی‌سابقه‌ای بر آن وارد شده است و از سوی دیگر، ناتوانی از تامین نیازهای ابتدایی مردم، این رژیم را با فشارهای همه‌جانبه داخلی به‌ویژه در حوزه معیشت و اقتصاد روبرو کرده است. در حوزه حمایت حداکثری، امروز، آمادگی دولتها و احزاب و شخصیت‌ها برای حمایت از ملت ایران و مبارزه‌شان رو به افزایش است. در دیدارها و گفتگوهای عمومی و خصوصی با سیاستمداران، تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران، کارآفرینان، و رسانه‌ها، نه تنها بر تداوم این فشارها بر رژیم و حمایت از ملت ایران تاکید کرده‌ام بلکه برای آن، راه‌حل‌های اجرایی را نیز پیشنهاد داده و عملی شدن آنها را پیگیری کرده‌ام و خواهم کرد. خوشحالم به شما بگویم که امروز گروه‌هایی که در چارچوب فراهم شده در نشست نخست مونیخ گرد هم آمدند، در دو حوزه اعمال فشار حداکثری بر رژیم و جلب حمایت حداکثری از مبارزه مردم ایران، در همراهی با یکدیگر بسیار بابرنامه‌تر، فعال‌تر و موثرتر از پیش عمل می‌کنند. در حوزه ریزش حداکثری پیشرفتهای بسیار خوبی انجام شده است و فعالیتها در دو حوزه ریزش عمومی که از طریق پلتفرم همکاری ملی انجام می‌پذیرد و ریزش مقامات عالیرتبه، با دقت، امنیت، و جدیت در حال انجام است. امروز به لطف این فعالیتهای هدفمند، ما به ساختار درونی حکومت اشراف بیشتری داریم. همچنین در درون این ساختار با نیروهایی در ارتباط هستیم که فرایند سقوط جمهوری اسلامی را تسریع می‌کنند. و البته هم‌زمان، پایگاه بزرگی از داده را در اختیار داریم که به صورت دائمی و با حفظ امنیت کامل، در حال پایش و پیرایش است. این پایگاه داده برای اداره فرایند گذار نقش مهمی بازی خواهد کرد. به دلیل موفق و موثر بودن کارزار همکاری ملی است، که رژیم به وحشت افتاده و در هراس از پیوستن روزافزون نیروهای نظامی، انتظامی، امنیتی و دولتی به آن، به دروغ‌پراکنی و تخریب روی آورده است. در حوزه سازماندهی حداکثری مبارزان، این همایش و برنامه‌های دیگری که تنها در یک هفته گذشته در شهرهای مختلف کشور آلمان، به‌ویژه در هامبورگ و مونیخ برگزار شده، خود نمونه‌ای از تلاشهای من و تیم اجرایی همراهم برای بسیج ایرانیان خارج کشور است. خوشحالم به شما اطلاع بدهم که در همین پنج ماه گذشته شمار گروه‌هایی که در چارچوب همگرایی مونیخ با یکدیگر همکاری می‌کنند، حدودا سه‌برابر شده است. این گروه‌ها در ماه‌هایی که گذشت تلاش‌های جدی را برای بسیج و سازماندهی نیروها در خارج و داخل انجام داده‌اند که در همایش امروز، تنها گزیده‌هایی از آن به اطلاع شما رسید؛ که البته در خصوص آنچه داخل کشور انجام می‌گیرد، کمتر می‌توان وارد جزئیات شد. اما به طور کلی باید گفت که انتظار ملت بزرگ ایران، تداوم و افزایش شتاب این فعالیت‌ها است. در حوزه تدوین برنامه و ارائه چشم‌انداز دوباره ساختن کشور، پروژه شکوفایی ایران در ماه‌های اخیر گام‌های بسیار بلندی برداشته است که به سمع و نظر شما رسیده است. توصیه من این است که پیشنهادهای خود برای بهبود این برنامه‌ها را با دست‌اندرکاران آن در میان بگذارید، تخصص خود را در اختیار این پروژه قرار دهید، و درباره راه حل‌های ارائه‌ شده با حلقه اطرافیان و آشنایان خود گفتگو کنید. از گروهها و احزاب سیاسی می‌خواهم که حول کلیت برنامه‌های دوران گذار گرد هم بیایند تا بتوانیم به جامعه ایران و جامعه بین‌الملل این اطمینان را بدهیم که ایران پس از جمهوری اسلامی، ایرانی باثبات، آزاد،‌ امن، ‌و شکوفا خواهد بود. جمهوری اسلامی امروز در سراشیبی سقوط است اما ما ایرانیان خودمان باید سرنوشت ایران را تعیین کنیم. به هر میزان که ما در این زمینه کم‌کاری کنیم، دیگرانی که لزوما منافع‌شان با منافع ملت بزرگ ایران یکی نیست، فرصت نقش‌آفرینی بیشتر خواهند داشت. در همین راستا، در هفته‌های آینده از وبسایت کمپینی رونمایی خواهیم کرد که هم‌چون شاهراهی برای جذب نیروها، ثبت ایده‌ها، گزارش رویدادها، ارائه برنامه‌ها، سازماندهی مبارزان، و گردآوری کمکهای مالی خواهد بود. من از همه شما دعوت می‌کنم که آماده فعالیت در این کمپین سراسری باشید. من هم‌چنان نقش خود را ایفا می‌کنم. از شما نیز انتظار دارم که نقش خود را ایفا کنید: اختلافات جزئی را کنار بگذارید. از هرگونه درگیری با یکدیگر بپرهیزید و تنها با دشمن مشترک مبارزه کنید. هواداران خود را بسیج کنید و در کنار من و در کنار یکدیگر، برای آرمانی والا بایستید: نجات ایران. در برنامه دولت انتقالی برای دوران اضطرار، برنامه گذار سیاسی، از پیش از سقوط جمهوری اسلامی تا تحویل گرفتن امور به دست نخستین دولت منتخب را به منظور بررسی متخصصان، سازمان‌های سیاسی و نهادهای مدنی ارائه کرده‌ایم. در این برنامه، برای فاز کنونی، یعنی پیش از سقوط جمهوری اسلامی، دو نهاد کلیدی تشکیل می‌شود: تیم موقت اجرایی، و در کنار آن نهاد خیزش ملی که به عنوان یک نهاد مشورتی استراتژیک عمل خواهد کرد. چنانکه در طرح پیشنهادی ما آمده است، تیم موقت اجرایی پس از پیروزی انقلاب، و تشکیل دولت گذار، منحل خواهد شد؛ و نهاد خیزش ملی به عملکرد خود نه تنها به عنوان یک نهاد مشورتی بلکه به عنوان نهاد قانون‌گذاری موقت تا زمان تشکیل نخستین مجلس منتخب عمل خواهد کرد. من از همه کارشناسان و به‌ویژه حقوقدانان می‌خواهم که این برنامه پیشنهادی را بررسی کنند و نظرات کارشناسی خود را با ما در میان بگذارند. خامنه‌ای و رژیم شکست‌خورده‌اش، حالا که بیش از همیشه، سقوط را در مقابل چشمان خود می‌بینند، تهدیدهای خود را علیه من افزایش داده‌اند. من اما از همان روزی که این مبارزه را آغاز کردم، با این تهدیدها زندگی کرده‌ام و هرگز هراسی به دل راه نداده‌ام. شما زنان و مردان هم‌وطنم در شهرها و روستاهای سراسر ایران، کارگران، دانشجویان، بازاریان، جوانان و نوجوانان، بدانید که تهدیدها در عزم و اراده من برای به سرانجام رساندن ماموریت بزرگ زندگیم، خللی ایجاد نخواهد کرد. علی خامنه‌ای بداند که رژیمش متزلزل است، بیشتر اطرافیانش از او متنفرند، جمع زیادی از پاسدارانش منتظر فرصتند تا از کشتی در حال غرق شدن جمهوری اسلامی بگریزند،‌ و اکثریت قاطع ملت از او و رژیمش بیزارند. انتهای این مسیری که می‌رود مواجه شدن با انفجار خشم انباشته‌شده ملت است و عاقبت خوبی برایش نخواهد داشت. ما میهن‌دوستانِ آزادیخواه، از تبار و جنس این فرقه تبهکار نیستیم که در پشت‌بام‌ها اعدام‌های صحرایی به راه اندازیم. به او می‌گوییم که از این مسیرِ منتهی به خون و آتش باز گردد. بیش از این، مرگ و رنج را بر ملت بزرگ ایران و حتی حامیان خود تحمیل نکند. تعهد ما به برگزاری یک دادگاه منصفانه منطبق با استانداردهای بین‌المللی، شامل خامنه‌ای نیز می‌شود؛ آنچه خود او از ایرانیان دریغ کرده‌ است. ملت بزرگ ایران، پیروزی ما از هر زمان نزدیک‌تر است. به نیروی خود باور داشته باشیم. ما ملت متحد، آگاه و دلیری هستیم که این رژیم هرگز نتوانسته بر فرهنگ و تاریخ و تمدن ما پیروز شود. جمهوری اسلامی به زباله‌دان تاریخ می‌رود؛ و ایران و ملت ما، آزاد و سربلند، از این دوره سخت به سلامت عبور خواهد کرد. ما ملت کبیریم، ایران رو پس می‌گیریم! پاینده ایران،

Reza Pahlavi

863,747 просмотров • 1 год назад

این ویدیوها مال سالهای ابتدایی دهه ۸۰ هستند یعنی ۲۰ سال پیش. ان دوران در ماهواره اینها رو میدیدم و بعضی وقتها میگفتم چرا سکویی انقدر عصبیه ، مگه میشه شاهزاده بی دلیل بگه سکویی نباشه؟ لابد سکویی هم یه ایرادی داره، اصلا چرا انقدر رادیکاله . در طی ۲۰ سال گذشته خرده خرده به این حرفها رسیدم تا اینکه در ۴ سال کذشته واو به واو همین حرفها برای خودم اتفاق افتاد. در مونیخ ۲ برای مالک سوپرمارکت ایرانی ( بقال) توی آلمان که هنوز انگشتش از رای به پزشکیان خیس بود دعوتنامه رفت، تک تک پهلوی ستیزان و اصلاحاتیها و مجاهدها و امثال مصداقی و نوری‌علا و حتی پسر معاون احمدی‌نژاد ( یاسین رامین) و اصلحطلب و چپ و مجاهد و … دعوت شدند ولی اعلیحضرت! تشخیص دادند افرادی مثل من و خسرو فروهر و یکی دوتا دیگه که حاضر به اعلام خاکساری به تحکیم نشدیم از لیست حذف بشن حتی علیرغم اینکه عضو رده‌بالای سازمانهای سیاسی بودیم که با خودشون کار میکردیم. در خیلی جاهای دیگه حتی به خاطر حضور یک فرد کل یک سازمان را بایکوت کردند که چرا فلانی عضو شماست یا چرا فلان عضو سازمان شما ۱۰ سال قبل یک کامنت منفی به اعتمادی یا اعضا تیم داده یا چرا فلان عضو فلان سازمان گفته که بدون رفراندوم وارد پادشاهی بشیم و …… افراد دارای تفکر مستقل رو حذف میکنند و صراحتا میگن حذف کردیم چون از تیم سوال پرسیدید. قسمت خنده‌دار‌ داستان اینکه مثلا در مونیخ ۲ تایید و رد صلاحیت برخی افراد به صلاحدید و نظر حامد شیبانی انجام شد که امروز همون‌تیم بهش میگن دشمن شاهزاده و دزد حزب، همون شیبانی که ویدیو داد کفت ۱۶۰ هزار ریزشی و گارد جاویدان و … از اساس دروغ بوده. خیلی گفتنیها هست که با گفتنش دیگه سنگ روی سنگ بند نمیشه ، همین تکه‌هایی هم که گفته میشه موجبات انواع حمله و فحاشی و تکفیر و … رو فراهم میکنه . تیم جای اینکه جلسه بگذاره چهارتا ادم درست جمع کنه واسه فعالیت میرن جلسه میگذارند با فعالان میدانی و در مورد منتقدان غیبت و انگ زنی میکنند. این هم بگم که همه این وضعیت تقصیر تیم به تنهایی نیست،بخشی از این وضعیت تقصیر منتقدان تیم هم هست، منتقدانی که با وجود اطلاع از شرایط هنوز حاضر به همکاری با همدیگه نیستند و جای اینکه دست به دست هم بدن یک کار مفید بکنند همجنان در پی زدن همدیگه و منفعت خودشونند ، یا شجاعت اخلاقی ماندن پای حقیقت را ندارند، یا علیرغم نقد داشتن همچنان از هزار راه در پی دم تکان دادن و خودشیرینی به امید جذب مجدد توسط تیم هستند. از ما که کذشت و دیگه نه جان و رمقی برایمان مانده نه عمری ولی شماها بدانید مادامیکه حقیقت فدای مصلحت بشه ، مادامیکه منفعت و غرور شخصی ارجح بر ایران بشه، مادامیکه پاچه‌خواری و سودجویی جایکزین حق جویی بشه، مادامیکه تقلید، شیعه‌گری ، خودفروشی و مدعی پروری جایکزین آزادگی و استقلال فردی بشه این قافله تا به حشر لنگ میزنه و ایران حتی اگر آزاد بشه آباد نمیشه

Mehdi Sadri

19,122 просмотров • 2 дней назад

سخنرانی پذیرش جایزه سالانهٔ بنیاد ریچارد نیکسون با عنوان «معمار صلح» (متن و ویدئوی کامل با زیرنویس فارسی) سه‌شنبه ۲۲ اکتبر ۲۰۲۴ (۱ آبان ۱۴۰۳/۲۵۸۳) --- مهمانان ارجمند، دوستان عزیز و هم‌رزمان گرامی در مسیر صلح و آزادی برای من افتخار بزرگی است که امروز جایزه «معمار صلح» از کتابخانه نیکسون را دریافت می‌کنم. از صمیم قلب از مدیریت کتابخانه نیکسون، بنیاد نیکسون و همه کسانی که به حفظ میراث این شخصیت بزرگ و سیاستمدار برجسته، رئیس‌جمهور ریچارد نیکسون، تلاش می‌کنند، قدردانی می‌کنم. افتخار دریافت این جایزه برای من از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، نه تنها به دلیل دستاوردهای برجسته رئیس‌جمهور نیکسون در عرصه صلح جهانی، بلکه به دلیل پیوند عمیق و شخصی بین خانواده من و ایشان. امشب، هنگامی که به میراث صلح و دیپلماسی می‌نگریم، درمی‌یابیم که ایستادگی بر سر حق، گاه نیازمند آن است که تنها بایستیم -چیزی که رئیس‌جمهور نیکسون بهتر از بسیاری دیگر درک کرده بود. وقتی به میراث رئیس‌جمهور نیکسون فکر می‌کنیم، طبیعی است که به سیاست‌ خارجی پیشگامانه او بیندیشیم: تصمیم جسورانه او برای گشایش در روابط با چین، تلاش‌هایش برای کاهش تنش‌ها با اتحاد جماهیر شوروی از طریق سیاست موسوم به «دِتانت»، و تلاش خستگی‌ناپذیرش برای برقراری صلح پس از جنگ ویتنام. اما دیدگاه رئیس‌جمهور نیکسون فراتر از مسائل فوری زمان خود بود. او خاورمیانه را به‌عنوان منطقه‌ای حیاتی می‌دید؛ منطقه‌ای که کلید ثبات در جهانی به‌هم پیوسته را در دست داشت. و این رئیس‌جمهور نیکسون بود که اهمیت نقش ایران در برقراری صلح و امنیت در آن منطقه را بهتر از همه درک کرد. ایران، تحت رهبری پدر مرحومم، هم‌چون ستونی برای ثبات در خاورمیانه ایستاده بود. پدرم، شاه فقید، با تلاش‌های بی‌وقفه، ایران را به کشوری مدرن و پیشرو بدل ساخت؛ کشوری که در آن رشد اقتصادی، آموزش و توسعه شکوفا شود. و در تمام آن سال‌ها، رئیس‌جمهور نیکسون به‌عنوان یک هم‌پیمان مورد اعتماد و یک دوست ثابت‌قدم در کنار ایران ایستاد. او بسیار زودتر از دیگران به اهمیت یک ایران قوی و صلح‌جو در حفظ ثبات خاورمیانه پی برد. اما امشب، می‌خواهم درباره موضوعی بسیار شخصی‌تر صحبت کنم. برای من، میراث رئیس‌جمهور نیکسون تنها به سیاست خارجی محدود نمی‌شود، بلکه شامل دوستی، دوستی و وفاداری به معنای واقعی کلمه است. بسیاری از شما با تاریخ دشوار خانواده من آشنا هستید. هنگامی که پدرم به تبعید رفت، جهان به‌سرعت پشتش را به او کرد. کسانی که زمانی به رهبری، بینش و حتی کمک‌های او وابسته بودند، در لحظه نیاز، راحت‌تر دیدند که او را رها کنند. اما در میان آن همه بی‌وفایی، یک نفر بود که ماند. آن شخص رئیس‌جمهور نیکسون بود. وقتی پدرم در سال ۱۹۸۰ درگذشت، رئیس‌جمهور نیکسون درنگ نکرد و به مصر سفر کرد تا در مراسم خاکسپاری او شرکت کند. با این کار، او به همراه رئیس‌جمهور انور سادات، یکی از تنها دو رهبر جهانی با جایگاه برجسته بود که در مراسم شرکت کرد. با وجود تغییر بادهای سیاسی، و با وجود آسان‌تر بودن روی‌گرداندن که بسیاری دیگر آن را انتخاب کردند، رئیس‌جمهور نیکسون تصمیم گرفت در کنار دوست خود بایستد، و با این کار، در کنار مردم ایران ایستاد. این تصمیمی بر پایه مصلحت سیاسی نبود؛ بلکه این تصمیمی بود که ریشه در اصول و باور داشت. رئیس‌جمهور نیکسون آنچه را که بسیاری دیگر نادیده گرفتند، درک می‌کرد: اینکه دوستی واقعی نباید بر اساس مصلحت باشد. او غریزی، نه نمایشی، می‌دانست که ایستادن در جبهه درست تاریخ به معنای انجام آن است، حتی اگر محبوب نباشد. امروز که به آن سال‌های دشوار می‌نگرم، در حالی که احساس محبت و قدردانی عمیقی نسبت به رؤسای جمهور سادات و نیکسون دارم، هیچ تلخی نسبت به دیگر رهبران جهانی که پدرم و کشورم را رها کردند ندارم. در واقع، اصلا به آن‌ها فکر نمی‌کنم. برای من، بزرگ‌ترین تایید، از جانب رهبران یا شخصیت‌های سیاسی نیست، بلکه از جانب ملت ایران است. امروز، در خیابان‌های ایران، مردم نام پدرم را فریاد می‌زنند. آن‌ها او را نه تنها به‌عنوان یک رهبر دوران گذشته، بلکه به‌عنوان نمادی از استقلال، پیشرفت، افتخار و خدمت به کشور به یاد می‌آورند. با وجود دهه‌هایی که گذشته، خاطره او در دل‌های ایرانیان زنده است. بزرگ‌ترین پیروزی او نه از اقدامات دولت‌ها، بلکه از صدای مردم عادی است که میراث او را گرامی می‌دارند. همانطور که گفتم، رئیس‌جمهور نیکسون اغلب به‌تنهایی ایستاده بود. بسیاری از کسانی که برای آزادی ایران می‌جنگیدند نیز به‌تنهایی و در برابر فشارهای رسانه‌ها و مؤسسات جهانی این کار را انجام دادند. حتی امروز هم آن فشارها ادامه دارد. اما امروز شرایط تغییر کرده است. زیرا آن مردم عادی که نام پدرم را گرامی می‌دارند، این کار را فقط از روی نوستالژی انجام نمی‌دهند؛ آنها، میلیونها نفر در سراسر ایران، فوق‌العاده‌ شجاع هستند. زیرا آن‌ها تنها به آینده‌ای بهتر که پدرم معتقد بود شایسته آن هستند، امید ندارند. آن‌ها برای آن آینده مبارزه می‌کنند. اغلب به من گفته می‌شد که در مبارزه‌ برای کشورم پیشرفت نخواهم کرد، زیرا نه دستگاه دولتی داشتم، نه بودجه کافی و نه ارتش. اما اکنون من چنین ارتشی دارم: هم‌میهنان فوق‌العاده‌ شجاعم. و به عنوان کسی که زمانی لباس نظامی کشورم را بر تن داشتم، اکنون بیش از هرکسی، افتخارم این است که کنار مردم ایران بایستم. و تا پیروزی در کنارشان خواهم ایستاد. بنابراین، امشب که این جایزه را می‌پذیرم، نه فقط برای خود، بلکه برای مردم ایران می‌پذیرم. این افتخار متعلق به آن‌هاست. آن‌ها معماران واقعی صلح هستند. دهه‌هاست که آنان زیر یوغ رژیمی ظالمانه متحمل رنج‌های غیرقابل تصور شده‌اند؛ رژیمی که تلاش کرده است امیدها و آرزوهای‌شان را نابود کند. اما با وجود همه این‌ها، آن‌ها همچنان برخاسته‌اند و همچنان برای تحقق تمدن بزرگ ما مبارزه می‌کنند. فداکاری‌های آن‌ها در عرصه جهانی اغلب نادیده گرفته شده است. اما امشب، از طریق این تقدیر، کتابخانه نیکسون به شجاعت و استقامت آنان نور می‌افکند. همان‌طور که رئیس‌جمهور نیکسون زمانی در کنار پدرم ایستاد، اکنون کتابخانه نیکسون در کنار مردم ایران ایستاده است، و نه راه آسان و محبوب، بلکه راه حقیقت و عدالت را برگزیده است. برای بیش از چهار دهه، مردم ایران برای ابتدایی‌ترین حقوق انسانی خود در مبارزه بوده‌اند. آنان با آزار، زندان، شکنجه و مرگ مواجه شده‌اند، تنها به خاطر آنکه جرات کردند آنچه را که باید برای همگان تضمین شود، مطالبه کنند: حق زندگی در صلح، حق آزادی بیان و حق انتخاب رهبران‌شان بدون ترس. از جنبش دانشجویی سال ۱۳۷۸ و حمله مرگبار رژیم به کوی دانشگاه تهران، تا اعتراضات ۱۳۸۸ که میلیون‌ها نفر به نام آزادی به خیابان‌ها آمدند، تا مبارزان آزادی آبان ۹۸، و تا جوانان شجاع امروز که با به خطر انداختن همه چیز، قوانین ستمگرانه رژیم را به چالش می‌کشند، این‌ها معماران واقعی صلح هستند. مبارزه آن‌ها برای قدرت یا تسخیر نیست؛ بلکه برای حق ساده اما عمیق زندگی با عزت است. با این حال، ما در یک نقطه خطرناک قرار داریم. بادهای جنگ در منطقه ما می‌وزد. اما باید روشن باشد که این جنگ مردم ایران نیست. این جنگ یک دیکتاتور، علی خامنه‌ای است که از تفرقه و درگیری سود می‌برد. مردم ایران به دنبال جنگ نیستند. آن‌ها خواهان صلح، امنیت و آینده‌ای آزاد از ظلم و ستم هستند. آن‌ها برای آن آینده مبارزه می‌کنند. تلاش آن‌ها تنها برای آزادی ایران نیست، بلکه برای رهایی خاورمیانه، اعراب و اسرائیلی‌ها از وحشت جمهوری اسلامی نیز است. همین هم‌میهنان عزیزم هستند که باعث شده‌اند من در این مبارزه بمانم. من برای خود چیزی نمی‌خواهم، تنها می‌خواهم به آن‌ها خدمت کنم. تا زمانی که زنده‌ام، مأموریت همیشگی‌ام را برای رهایی ایران از این رژیم سرکوبگر ادامه خواهم داد. هر کاری که از دستم برآید انجام خواهم داد تا آینده ایران بر پایه صلح، دموکراسی و عدالت بنا شود. ما در آستانه تغییر هستیم و من همچنان به وظیفه‌ام نسبت به کشور و مردمم پایبند خواهم ماند. با تمام توان تلاش خواهم کرد تا ایران، یک گذار آرام و امن به یک دموکراسی سکولار را تجربه کند که در آن همه شهروندان به‌طور برابر زندگی کنند و از هر نوع تبعیض در امان باشند. در این مأموریت، از رهبران بزرگ دوران جوانی‌ام الهام می‌گیرم—پدرم، رئیس‌جمهور سادات و رئیس‌جمهور نیکسون. این مردان می‌دانستند که صلح فقط به معنای نبود جنگ نیست، بلکه به معنای حضور عدالت، کرامت و آزادی است. آن‌ها معماران یک جهان بهتر بودند و من قصد دارم میراث آن‌ها را ادامه دهم. بینش رئیس‌جمهور نیکسون برای خاورمیانه‌ای صلح‌آمیز و امن همچنان به اندازه دوران ریاست‌جمهوری‌اش مرتبط و مهم است. جسارت او در پیگیری صلح، آمادگی‌اش برای به چالش کشیدن وضع موجود، و باور استوارش به آزادی همچنان برای من الهام‌بخش است. در این لحظه، این جایزه را می‌پذیرم، نه با امید، بلکه با باور به اینکه روزی نزدیک، مردم ایران بار دیگر جایگاه شایسته خود را در جهان به دست آورند: ایرانی آزاد، دموکراتیک و صلح‌جو. این همان آینده‌ای است که ما در پی آن هستیم. این آینده‌ای است که به آن دست خواهیم یافت. بار دیگر از شما برای این افتخار بزرگ سپاسگزارم. من این جایزه را به یاد تمام ایرانیانی که جان خود را در راه بازپس‌گیری ایران از دست داده‌اند، می‌پذیرم. همان‌طور که بر سنگ‌نوشته رئیس‌جمهور نیکسون آمده است: «بزرگ‌ترین افتخاری که تاریخ می‌تواند ارزانی دارد، عنوان مصلح است.» امشب شما یاد هم‌میهنان جاویدنامم را گرامی داشتید. متشکرم.

Reza Pahlavi

411,031 просмотров • 1 год назад

مصاحبه کامل رویترز با شاهزاده ناکام، رضاپهلوی 📷📷📷📷📷📷📷📷📷 خبرنگار: رضا پهلوی، خوش آمدید. ممنون که امروز در پاریس با رویترز صحبت می‌کنید. در طول چهار ماه گذشته، ما با بیش از ۵۰ نفر، از جمله هشت نفر از همکاران فعلی و سابق شما، برای تهیه گزارشی درباره شما مصاحبه کرده‌ایم. مخاطبان ما همیشه از اینکه سوژه گزارش ما با پاسخ دادن به سوالات موافقت می‌کند، سود می‌برند. پس باز هم ممنون. رضا پهلوی: ممنون که این فرصت را به من دادید. خبرنگار: حتماً. پس اولین سوال من این است: شما در اروپا و ایالات متحده مشغول کمپین بوده‌اید، سخنرانی کرده‌اید، بودجه جمع‌آوری کرده‌اید و با مقامات منتخب برای رهبری یک دولت انتقالی در ایران دیدار کرده‌اید. با این حال، به نظر نمی‌رسد دولت ترامپ از شما حمایت کند. با توجه به همه اینها، مسیر شما برای بازگشت به ایران چیست و فکر می‌کنید تغییر رژیم در چه زمانی می‌تواند واقعاً محقق شود؟ رضا پهلوی: این کمپین ۴۶ سال پیش به عنوان یک ماموریت مادام‌العمر برای آزادی ایران آغاز شد و هرگز موضوع شخص من نبوده است. این درباره مردم ایران و حق آنها برای تعیین سرنوشت‌شان بوده است که دقیقاً تمام موضوع همین است. این وظیفه یک دولت خارجی نیست که تصمیم بگیرد چه کسی یا چه چیزی باید جایگزین برای ایران باشد. این بر عهده مردم ایران است. من هرگز از هیچ رهبر یا دولتی درخواست هیچ‌گونه تاییدیه‌ای نکرده‌ام. تمام ماموریت من در زندگی، و بارها و بارها آن را گفته‌ام، این است که اطمینان حاصل کنم مردم ایران در آینده این فرصت را خواهند داشت که تعیین کنند عملکرد دوره گذار پس از فروپاشی رژیم چه خواهد بود؛ تا بتوانیم یک مجلس موسسان داشته باشیم که درباره هر شکل نهایی سکولار و دموکراتیکی که مسلماً باید شکل بگیرد بحث کند و به مردم ایران اجازه انتخاب بدهد. خبرنگار: اما از جایی که امروز نشسته‌ایم، فکر می‌کنید تغییر رژیم چه زمانی ممکن است رخ دهد؟ رضا پهلوی: من فکر می‌کنم ما به آن بسیار نزدیک هستیم. دلیلی که این را می‌گویم این است که اول از همه، رژیم در ضعیف‌ترین وضعیت خود در طول ۴۷ سال گذشته قرار دارد. ناگفته نماند از نظر مشروعیت، هرگونه مشروعیت احتمالی باقی‌مانده‌ای را که ممکن بود داشته باشد کاملاً از دست داده است. به این معنا که بسیاری از دولت‌ها در تمام این چهار دهه همیشه از روش مماشات با امید به تغییر رفتار پیروی کرده‌اند و به نوعی به مشروعیت بخشیدن به این رژیم کمک کرده‌اند. خبرنگار: با این حال، اجازه بدهید درباره برخی از اظهارات شما بپرسم. شما در ژوئیه ۲۰۲۴ در کنفرانس ملی محافظه‌کاری در واشنگتن سخنرانی کردید و گفتید: “دوستان من، ما به دنبال مداخله شما نیستیم.” سپس امسال در اواسط فوریه از واشنگتن خواستید به ایران حمله کند و به رویترز گفتید که: “مداخله راهی برای نجات جان انسان‌هاست.” و سپس هنگامی که جنگ آغاز شد، به فاکس نیوز گفتید: “این همان تغییردهنده بازی است که تمام این مدت منتظرش بودیم.” پس چه چیزی باعث شد دیدگاه شما در مورد مداخله بین سال‌های ۲۰۲۴ و ۸ و ۹ ژانویه ۲۰۲۶ تغییر کند؟ رضا پهلوی: وقتی شما با آن سطح از قتل عام زندگی و سروکار دارید، تمام چشم‌انداز مسائل تغییر می‌کند. تا مدت‌ها می‌گفتم ما نیازی به هیچ مداخله‌ای نداریم و بگذارید مردم ایران توانمند شوند. سال‌ها گفته‌ام دیپلماسی کار نمی‌کند و جنگ هم راه‌حل نیست. شما فقط یک راه سوم دارید و آن توانمندسازی مردم ایران است. این چیزی است که من حداقل در ۲۰ سال گذشته در سراسر اروپا و ایالات متحده گفته‌ام. آنچه تغییر کرد، اتفاقی بود که در ۸ ژانویه رخ داد. در آن مورد من گفتم ببینید، این مداخله در واقع می‌تواند به نجات جان‌های بیشتری کمک کند که در غیر این صورت از دست می‌رفتند. بنابراین این واقعاً مسئله تلاش برای محافظت از جان‌های بیشتر در برابر این رژیم است؛ رژیمی که نشان می‌دهد هیچ حد و مرزی در اینکه چقدر حاضر است برای کشتن شهروندان خود پیش برود، ندارد. خبرنگار: ما با یک نماینده کنگره مصاحبه کردیم که شما را فردی خوش‌بیان، فروتن و دارای ویژگی‌های ریاست جمهوری توصیف کرد. اما همان‌طور که مطمئناً می‌دانید، شما منتقدانی هم دارید. من نمی‌خواهم شما را معذب کنم، اما می‌دانید، برخی از افراد اشاره می‌کنند که شما هرگز شغل حقوق‌بگیری نداشته‌اید و فاقد مهارت‌های رهبری حیاتی هستید. اسکات اندرسون، نویسنده کتاب «شاهِ شاهان: انقلاب ایران» گفت که شما در نوعی “حباب سلطنت‌طلبی” زندگی می‌کنید. و نقل قول: “هر آنچه همیشه درباره او از افراد در دیاسپورای ایرانی شنیده‌ام این است که او به نوعی یک فرد بی‌اهمیت و سبک‌وزن است.” به نظر می‌رسد اعتبار اصلی شما وراثت باشد. شما پسر آخرین شاه هستید. پاسخ شما به این چیست؟ مطمئنم برخی از این موارد را قبلاً شنیده‌اید. شما ۴۸ سال است که پای خود را در ایران نگذاشته‌اید. پدر شما پس از یک قیام مردمی علیه حکومت استبدادی‌اش به تبعید رفت. شما فکر می‌کنید چه صلاحیت‌هایی برای رهبری یک دولت انتقالی در ایران دارید؟ رضا پهلوی: خب، اگر یک وکیل تصمیم بگیرد پرونده‌ای را به صورت رایگان و داوطلبانه، pro bono، به عهده بگیرد، آیا این بدان معناست که او شغلی ندارد؟ من این کار را داوطلبانه و به صورت رایگان برای چهار دهه انجام داده‌ام، به عنوان فداکاری من در راه کشورم. من می‌توانستم به راحتی در آن زمان در قاهره، وقتی پدرم فوت کرد، تصمیم بگیرم که بی‌خیال همه‌چیز شوم و بگویم به درک. من می‌توانستم مانند بسیاری دیگر، زندگی، تجارت و کارهای دیگر را دنبال کنم. نه اینکه آنها ارتباطاتی نداشتند، نه اینکه آنها مردمی نداشتند، اما من تصمیم گرفتم به خاطر کشورم در این مسیر بمانم؛ کشوری که فکر می‌کنم از نظر تمدن، از نظر فرهنگ و از نظر آنچه می‌توانند به جهان ارائه دهند، سزاوار وضعیتی بسیار بهتر از این رژیم و این دولت هستند. بنابراین این یک فداکاری شخصی برای یک عمر بوده است. در مورد سابقه کاری، فکر می‌کنم این بخشی از دلیلی است که جوانان امروز در ایران، که من را در این ۴۶ سال دنبال کرده‌اند و دیده‌اند که چه گفته‌ام و چه کرده‌ام، من را با اعمال خودم قضاوت می‌کنند. این هیچ ربطی به گذشته ندارد. بله، من به طور اتفاقی نام پهلوی را دارم و اتفاقاً آن یک نکته مثبت است. این همان چیزی است که مردم در خیابان‌ها شعار می‌دهند. اکنون مردم حق دارند نظر خود را داشته باشند. ممکن است برخی از چهره من خوششان نیاید. ممکن است برخی فکر کنند من باید این کار یا آن کار را انجام دهم. من فقط با افکار و اصول خودم صادق هستم و سعی می‌کنم با آنچه در توان دارم بهترین باشم. تلاش می‌کنم تا جایی که ممکن است عناصری را گرد هم بیاورم که معتقدم می‌توانند در انجام کار به طور همه‌جانبه حمایت‌کننده باشند. این کاری است که من تمام وقت خود را صرف آن کرده‌ام؛ از طریق تعامل با اعضای جامعه خودمان، با دیاسپورا، با مردم داخل ایران و البته بخش خارجی آن. دوستان ایران، کسانی که معتقدند ایران سزاوار زندگی در قرون تاریک نیست، آنگونه که ما زندگی کرده‌ایم، و ایرانی را به یاد می‌آورند که مرفه بود، در حال شکوفایی بود و کمک‌هایشان به هنر، موسیقی، علم و غیره. فکر می‌کنم دقیقاً به همین دلیل است که امروز مردم به خیابان‌ها می‌روند و جان خود را برای آینده‌ای بهتر فدا می‌کنند. شما هرگز نمی‌توانید ۱۰۰ درصد حمایت همه را داشته باشید. همیشه برخی استثناها وجود خواهد داشت، اما فکر می‌کنم در بیشتر موارد من از حمایت گسترده‌ای در داخل و خارج از ایران برخوردارم. خبرنگار: می‌خواهم کمی در مورد چارچوب شما که سال گذشته درباره یک دولت انتقالی منتشر کردید صحبت کنم. این چارچوب خواستار برگزاری رفراندوم در عرض ۶ ماه است که می‌تواند منجر به یک پادشاهی پارلمانی یا جمهوری شود. آیا شما پادشاه شدن را در صورتی که خواست مردم ایران باشد رد می‌کنید؟ رضا پهلوی: خب، من به شما می‌گویم، من برای مقامی نامزد نمی‌شوم. این هرگز دغدغه من نبوده است و می‌دانید، این همچنین به این بستگی دارد که در نهایت چه چیزی به بهترین وجه در خدمت اهداف کشور است. در این مقطع، تمرکز من روی دوره پس از رفراندوم نیست. تنها تمرکز من در حال حاضر باید این باشد و هست که چگونه به آن نقطه نهایی برسیم. یکی از نقش‌های من متحد کردن مردم است. من نمی‌توانم با نمایندگی کردن یک جایگزین از نظر محصول نهایی در مقابل فرآیند رسیدن به آن، مردم را متحد کنم، زیرا این همیشه تفرقه‌انگیز است. به همین دلیل است که به شما می‌گویم، به من به عنوان یک نامزد برای رسیدن به یک مقام نگاه نکنید. به من به عنوان کسی نگاه کنید که راهی به سوی آن آینده برای شما فراهم می‌کند، صرف نظر از اینکه رای نهایی شما چه خواهد بود. خبرنگار: بسیار خب. من می‌خواهم به زودی به مسئله متحد کردن اپوزیسیون برسم، اما می‌خواهم ابتدا روی فعالیت‌های شما در ماه‌های اخیر تمرکز کنم. من با برخی از حامیان مالی شما صحبت کرده‌ام که بخشی از گروهی هستند که بیش از ۳ میلیون دلار به شما و کمپین‌تان کمک کرده‌اند. آنها می‌گویند که به دلایل زیر از شما ناامید شده‌اند: اینکه شما بلافاصله پست رسانه‌های اجتماعی پرزیدنت ترامپ را که گفته بود “ما ایران را تا مرز نابودی بمباران می‌کنیم یا به عصر حجر برمی‌گردانیم” به شدت مورد انتقاد قرار ندادید. می‌دانم که بعداً در پاسخ به سوالات خبرنگاران این کار را کردید، اما بلافاصله پستی درباره آن منتشر نکردید. اینکه شما برخی از خشونت‌های حامیان رادیکال‌تر علیه سایر مخالفان ایرانی و آزار و اذیت آنها را به شدت محکوم نکرده‌اید. همچنین آنها معتقدند که شما برای متحد کردن اپوزیسیون به شدت متفرق ایران به اندازه کافی تلاش نکرده‌اید. آنها همچنین می‌گویند که این مسائل را در تماس‌های خصوصی با شما مطرح کرده‌اند، اما در کمال ناامیدی آنها، شما توصیه‌های آنها را نپذیرفته‌اید. پاسخ شما به این موارد چیست؟ رضا پهلوی: خب، اجازه دهید ابتدا از حامیان مالی شروع کنم. فرض می‌کنم شما به آنها بانیان، benefactors، می‌گویید. من قرار نیست ماموریت را بر اساس انتظارات بانیان تغییر دهم که چون ما به تو پول می‌دهیم، پس باید فلان و بهمان کار را انجام دهی. روش کار این‌طور نیست. خبرنگار: خب، دو مسئله وجود داشت. یکی اینکه شما برای متحد کردن اپوزیسیون به شدت متفرق ایران به اندازه کافی تلاش نکرده‌اید و اینکه آنها این مسائل را با شما مطرح کرده‌اند و شما توصیه‌های آنها را نپذیرفته‌اید. رضا پهلوی: خب، فکر می‌کنم حداقل در دو سال گذشته در گسترده کردن این خیمه بسیار فعال بوده‌ام. در واقع، فکر نمی‌کنم تا به حال چنین طیف گسترده‌ای از نمایندگان متنوع اپوزیسیون ایران را که از تمام اقشار و ایدئولوژی‌ها زیر یک سقف جمع شده باشند، داشته‌ام. در واقع، من با افرادی تماس گرفته‌ام که زمانی بدترین دشمنان پدرم بودند. امروز آنها کاملاً همراه و در حال همکاری با من هستند. من در مورد مارکسیست‌های سابق، افرادی که عضو حزب توده بودند، سازمان فدائیان و اعضای سابق مجاهدین خلق صحبت می‌کنم. نمی‌دانم چقدر بیشتر از این می‌توانید این چتر را گسترش دهید که شامل این افراد هم بشود تا ثابت کنید در واقع اتحاد بسیار بیشتری از همیشه وجود دارد. مسلماً در داخل ایران هرگز یک ائتلاف بی‌نقص وجود نخواهد داشت. اما فکر می‌کنم که من این چتر را بسیار گسترده کرده‌ام و نمی‌دانم افرادی که چنین اظهاراتی می‌کنند چقدر جلساتی را که داشته‌ام و گردهمایی‌هایی را که داشته‌ام دنبال کرده‌اند یا از آنها آگاهند. اما می‌توانم به شما اطمینان دهم که این همیشه تلاش من بوده است. خبرنگار: در فاصله چند ماه در اوایل امسال، کسانی که خود را حامی شما معرفی می‌کنند، یک خبرنگار کرد را در لندن کتک زدند و او را راهی بیمارستان کردند. آنها صاحبان رستوران‌هایی را در لندن و وین مرعوب کردند و خواستار به نمایش گذاشتن پرچم شیر و خورشید قبل از انقلاب شدند. در نشستی از کنفرانس آزادی ایران در لندن، به برخی از شرکت‌کنندگان توصیه شد به دلیل ترس از خشونت از طریق زیرزمین محل را ترک کنند. هنگامی که یکی از حاضران با پای پیاده محل را ترک کرد، مورد ضرب و شتم قرار گرفت. موارد دیگری در نشست سی‌پک، CPAC، در تگزاس در ماه مارس رخ داد، جایی که یکی از حامیان شما به یک فعال اپوزیسیون گفت که اگر شعار جاوید شاه ندهد، با کامیون از روی او رد خواهد شد. پلیس لاهه در حال تحقیق درباره ادعاهایی است که حامیان شما مخالفان را در آنجا آزار داده و تهدید کرده‌اند. می‌خواهیم یک ویدیوی کوتاه را به شما نشان دهیم. این همان روزنامه‌نگار کردی است که بستری شده بود. خبرنگار: بله، پاسخ شما به این چیست؟ رضا پهلوی: من به تکثرگرایی اعتقاد دارم. من به تساهل اعتقاد دارم. من به مدنیت در بحث، در استدلال، در رفتار، احترام و عدم خصومت یا وحشیگری از هر نوعی اعتقاد دارم. این برای همه صدق می‌کند. هر کسی که ادعا می‌کند حامی من است باید درک کند که اینها دستورالعمل‌ها هستند. هر کسی که این دستورالعمل‌ها را نقض کند، اولاً من او را یک حامی در نظر نمی‌گیرم و اولین کسی خواهم بود که آن رفتار را محکوم می‌کنم. اگر رفتار آنها مجرمانه باشد، باید با مجازات کامل قانونی در هر کشوری که این تخلف در آن رخ داده است روبرو شوند. بگذارید در این مورد بسیار شفاف باشم. در نهایت، همچنین باید بگویم که فراموش نکنید رژیم نیز عوامل نفوذی و آشوبگران زیادی دارد که به قول فرانسوی‌ها در پوشش حامیان این یا آن گروه برای ایجاد چنین درگیری‌هایی عمل می‌کنند. خبرنگار: می‌دانید اینها حوادثی مجزا نیستند. می‌دانید که الگویی از رفتار در میان حامیان شما وجود دارد و این خشونت‌آمیز است. رضا پهلوی: همان‌طور که گفتم، من آن را محکوم می‌کنم. من از آن فاصله می‌گیرم. من آن را توجیه نمی‌کنم. من از آن چشم‌پوشی نمی‌کنم. در واقع، من از هر مرجعی که هست می‌خواهم که آنها را به خاطر جرمی که مرتکب شده‌اند مورد پیگرد قرار دهد. شما نمی‌توانید فقط بروید و شروع به وحشیگری با مردم کنید. این موضوع بسیار فراتر از اخلاق و رفتار اخلاقی است، بلکه پیامدهایی هم دارد. ما باید محترمانه رفتار کنیم. چگونه می‌توانیم در آینده به مردم ایران تضمین دهیم که تحت حمایت قانون قرار می‌گیرند و عدالت برقرار خواهد بود، اگر آنها این‌گونه رفتار کنند و بخواهند مدافع آینده‌ای مبتنی بر خشونت و انتقام‌جویی باشند؟ البته که نه. خبرنگار: می‌خواهم از شما چیزی بپرسم که امیدوارم به آن بپردازید و این انتقادی است که باز هم از سوی برخی از حامیان مالی شما مطرح می‌شود؛ اینکه شما ادبیات تند برخی از نزدیک‌ترین مشاوران خود را کنترل نکرده‌اید. یک مثال در ژانویه، سعید قاسمی‌نژاد در ایکس پست کرد: “شما یا با شاهزاده رضا پهلوی هستید یا با جمهوری اسلامی. اگر به هر دلیلی فرمانده میدان را تضعیف کنید، عامل دشمن هستید.” همچنین، و عذرخواهی می‌کنم چون می‌دانم این کمی ناخوشایند خواهد بود، همسر شما یاسمین نیز به خاطر برخی از اظهارات و پست‌هایش در شبکه‌های اجتماعی درباره سایر مخالفان ایرانی انتقاداتی را برانگیخته است. او در اینستاگرام تصویری از یک معترض ایرانی را بازنشر کرد که تابلویی در دست داشت که روی آن نوشته شده بود: “مرگ بر سه فاسد: ملا، چپی و مجاهد.” مطمئنم که شما این را دیده‌اید و او این شعار را در کپشن خودش هم تکرار کرد. رضا پهلوی: خب، اول از همه در مورد این یکی به خصوص، چیزی که می‌دانم این است که این تصویری بود که در داخل ایران در طول جنبش زن، زندگی، آزادی تولید شده بود. او آن را به عنوان یک اقدام خودجوش در آنجا در نظر گرفت. وقتی متوجه شدیم در آن چه نوشته شده، بلافاصله آن را حذف کرد. درست است؟ او بعداً توضیح داد که البته من حامی خشونت یا مرگ بر این و آن نیستم. بنابراین او این را رسماً بیان کرد. پس غیرمنصفانه خواهد بود که بگوییم او هرگز در این باره موضع‌گیری نکرد. در مورد تک‌تک اظهارات تیم من، ما قطعاً در حال حاضر پروتکل بسیار سخت‌گیرانه‌تری را تدوین کرده‌ایم در رابطه با اینکه تا چه حد افرادی که ارتباط نزدیکی با من دارند باید بتوانند خودشان را سانسور کنند. این در ابتدا بسیار غیرمنصفانه است، زیرا نقض آزادی بیان است، اما در عین حال دیگر نمی‌توانید مستقل عمل کنید. شما باید در مورد آنچه گفته می‌شود یا نمی‌شود بسیار محتاط‌تر باشید. یک چیز را درک کنید. من سعید و دیگران در تیمم را می‌شناسم. برخی از آنها سخت‌ترین مصائب ممکن را پشت سر گذاشته‌اند تا به جایی که امروز هستند برسند. آنها در ایران در زندان بوده‌اند. آنها توسط همان رژیمی که امروز با آن می‌جنگند، شکنجه شده‌اند. بنابراین شما باید درک کنید که بخش زیادی از این می‌تواند از نظر انسانی به دلیل سرخوردگی‌های انباشته و مواردی از این دست قابل درک باشد. من نمی‌گویم که آنها نباید برخی از اظهارات خود را مهار کنند و قبلاً با آنها در این باره صحبت کرده‌ام. امیدوارم این اصلاح شود. اما باید احساسات موجود را درک کنید. مردم در ایران در مرز انتقام‌جویی هستند و تقریباً کینه‌توز شده‌اند. خبرنگار: می‌خواهم از شما درباره قتل اخیر مسعود مسجودی بپرسم که اتفاقاً تا مقطعی یکی از حامیان شما بود. او عضو گارد جنگل، Forest Guard، بود. او یک دانشگاهی بود که در نزدیکی ونکوور زندگی می‌کرد. همان‌طور که فرض می‌کنم مطلع هستید، به یکی از منتقدان شما تبدیل شد و در سال ۲۰۲۴ در دو پرونده جداگانه از شما شکایت کرد. او ادعا کرد که شما حملات سایبری به فعالان دموکراسی‌خواه ایرانی را هدایت کرده‌اید. اجازه دهید قبل از آن بگویم که هیچ مدرکی وجود ندارد که شما در قتل او نقشی داشته‌اید. دلیل مطرح کردن این موضوع این نیست. دادستان‌های کانادا دو نفر از حامیان شما را به قتل او متهم کرده‌اند. آنچه ابتدا می‌خواهم بپرسم این است که آیا آقای مسجودی را می‌شناختید یا نه؟ رضا پهلوی: من اصلاً هیچ دیدار یا بحثی را به خاطر نمی‌آورم. می‌دانید، هزاران نفر در طول سال‌ها در تماس‌های زوم یا برنامه‌های مشابه شرکت کرده‌اند. ممکن است او هم در این بین بوده باشد. صادقانه بگویم، به یاد نمی‌آورم. اما نکته این نیست. نکته این است که آنچه اتفاق افتاده تراژیک است و هر کسی که مسئول این قتل بوده است باید در دادگاه حاضر شود و به خاطر جرمی که مرتکب شده قضاوت شود. خبرنگار: فقط دو نکته در مورد پرونده مسجودی. وقتی شما دو سوگندنامه را امضا کردید، گفتید: “من شاکی، مسعود مسجودی، را نمی‌شناسم.” می‌دانید، ما ویدیویی پیدا کردیم که او در یوتیوب منتشر کرده بود؛ یک تماس صوتی زوم که در سال ۲۰۲۱ با شما داشت. این مکالمه ۱۸ دقیقه‌ای است که او در آن با شما صحبت می‌کند. رضا پهلوی: امکانش هست. همان‌طور که در آن زمان گفتم، من به یاد نمی‌آوردم، چون این‌طور نیست که هر پنج سال یک تماس زوم داشته باشم. من شاید هفته‌ای دو بار تماس زوم با حضور هزاران نفر دارم. بنابراین صادقانه بگویم، به خاطر سپردن اینکه چه کسی آنجا بود و چه چیزی گفت، کار آسانی نیست. گاهی اوقات مردم حتی با نام واقعی خودشان وارد نمی‌شوند. بنابراین پاسخ صادقانه من در آن زمان این بود و هنوز هم همین را می‌گویم که واقعاً به خاطر نمی‌آورم هیچ مکالمه خاصی با این فرد داشته باشم. خبرنگار: می‌خواهم در مورد رابطه‌تان با سپاه پاسداران از شما بپرسم، زیرا این موضوع در پرونده مسجودی نیز مطرح شده است. “رابطه” کلمه بزرگی است. خبرنگار: خب، شما در سال ۲۰۱۸ در مصاحبه‌ای با ایران اینترنشنال گفتید که گفت‌وگوهایی با آنها و بسیج داشته‌اید و اخیراً هم از برخی از آنها خواسته‌اید که جدا شوند. موضع دقیق شما در مورد سپاه پاسداران چیست؟ رضا پهلوی: بلافاصله پس از جنبش سبز و نزدیک‌تر به خط زمانی که جنبش زن، زندگی، آزادی شروع شد، من شروع به دریافت پیام‌های مستقیمی در شبکه‌های اجتماعی خود از سوی عناصری کردم که می‌گفتند: “می‌دانی، من یک بسیجی در مشهدم.” یا: “من عضو سپاه پاسداران در فلان کشورم. ما از این رژیم متنفریم، ما با آنها نیستیم، ما به دنبال فرصتی هستیم که جدا شویم.” این واقعاً یک چیز تصادفی بود و وقتی به رسانه‌ها گفتم که من با عناصری از این دست در تماس هستم، در این زمینه بود. این‌طور نیست که من با فرماندهی سپاه صحبت کنم، اصلاً این‌طور نیست. اما عناصری از بسیج، سپاه و البته ارتش بودند که با من به طور محرمانه ارتباط برقرار می‌کردند. بدیهی است، به عنوان نشانه‌ای از اینکه بدانید توافق این است که یک روز ممکن است عناصری وجود داشته باشند که بخشی از نیروی نظامی، شبه‌نظامی یا بوروکراسی غیرنظامی همین رژیم باشند و ممکن است بخواهند جدا شوند. آنها ممکن است از نظر کیفری مقصر نباشند و دستشان به خون آغشته نباشد. بیایید در این مورد شفاف باشیم. وقتی مجبورید خدمت سربازی خود را انجام دهید، این گزینه را دارید که در ارتش یا سپاه خدمت کنید. این چیزی است که بسیاری از جوانان باید از آن می‌گذشتند. آیا این آنها را مجرم می‌کند؟ نه لزوماً. برای جدا کردن بخش عمده آنها از رهبری فاسد بالا که مستقیماً در آن جنایات، خشونت و سرکوب دخیل هستند، شما باید بتوانید آنها را جدا کنید. همان چیزی که وقتی به جنگ جهانی دوم نگاه می‌کنید، در پایان جنگ محاکمات نورنبرگ را داشتید، درست است؟ شما رهبران ارشد رایش سوم را محاکمه کردید، اما فکر نمی‌کنم منظور این بود که به دنبال تک‌تک سربازانی بروند که در ارتش آلمان خدمت کرده‌اند. به خصوص وقتی عمیق‌تر نگاه می‌کنید به آنچه در عراق پس از بعثی‌زدایی رخ داد و بخشی از دلیلی که تغییر رژیم در غرب بدنام شد. چرا این‌طور شد؟ چون در افغانستان و به ویژه در عراق بسیار ضعیف اجرا و پیاده‌سازی شد؛ جایی که گاردهای ریاست‌جمهوری به خانه فرستاده شدند و نیمی از آنها در نهایت به جنگجویان داعش تبدیل شدند. من نمی‌خواستم این مورد در ایران تکرار شود. پس اجازه دهید این را تکمیل کنم و سیر تکاملی افکارم را به شما بگویم. من گفتم بسیار خب، پس باید مطمئن شویم که همیشه یک استراتژی خروج برای کسانی که مسئول قتل یا رفتار مجرمانه نیستند، در دسترس است. این حتی باید بخشی از چیزی باشد که در عدالت انتقالی بررسی خواهیم کرد. اما پس از آن سپاه شروع به اقدام بسیار خشن‌تر کرد. سپاه تبدیل به یک ابزار واقعی و یک مانع شد، نه تنها علیه شهروندان خود، بلکه در جنگ‌های نیابتی که تا نیمکره غربی گسترش می‌یابند. در این مرحله و حداقل در ۱۰ سال گذشته، من یکی از اولین مدافعان تروریستی شناختن سپاه پاسداران بوده‌ام، به دو دلیل: اول اینکه رفتار آنها در داخل و خارج از کشور چیزی کمتر از ترور نیست. دوم، به عنوان ابزاری در رویکرد ما در برنامه عمل پنج‌بندی من که شامل فشار حداکثری بر رژیم است. یکی از آنها اعمال فشار بیشتر بر رژیم با تروریستی شناختن سپاه است که عنصر کلیدی حفظ این رژیم است. من این را خواسته‌ام و در چند سال گذشته، به ویژه در اروپا، برای آن کمپین کرده‌ام. حتی در ماه‌های اخیر که در بریتانیا بودم، از نخست‌وزیران سابق بریتانیا همین سوال را پرسیدم که چرا دولت شما سپاه را در لیست سازمان‌های تروریستی قرار نداده است؟ آنها پاسخ خودشان را می‌دهند. اما من مدافع بسیار سرسختی برای قرار دادن سپاه در این لیست بوده‌ام. چرا؟ چون فکر می‌کردم که اکنون لحظه‌ای است که آنها دیگر یک نیروی صرف نیستند، بلکه یک مانع واقعی بر سر راه آزادی ما هستند. به همین دلیل باید به عنوان عنصری دسته‌بندی شوند که نه تنها تهدیدی برای شهروندان خود ما هستند، بلکه اکنون یک تهدید واقعی برای غیرنظامیان خارجی نیز محسوب می‌شوند: شهروندان بریتانیایی، آلمانی، سوئدی، روزنامه‌نگاران، اعضای جامعه دگرباشان جنسی، جامعه یهودی و غیره. خبرنگار: پس برای روشن شدن موضوع، شما معتقدید عناصری در سپاه پاسداران وجود دارند که می‌توانند بازپروری شوند؟ رضا پهلوی: اگر شما مستقیماً مسئول درخواست برای قتل عام و کشتار مردم بوده‌اید، این یک جنایت نابخشودنی است. اینکه مجازات آن چیست، تصمیم‌گیری درباره آن به عهده من نیست. این به عهده سیستم قضایی آینده و هر قانون کشوری در آن زمان است که مجازات این نوع رفتار را تعیین کند. اما در عین حال، چیزی که من می‌گویم این است که درجات مختلفی از تقصیر وجود دارد. خبرنگار: گزارش‌هایی به صورت ناشناس وجود داشته مبنی بر اینکه شما از اسرائیل و عربستان سعودی کمک مالی دریافت کرده‌اید. آیا این درست است؟ رضا پهلوی: کاملاً دروغ است. من دریافت‌کننده هیچ بودجه دولتی یا عمومی در خارج نبوده‌ام. هر پنی که به کمپین من می‌رسد از کمک‌های مالی خصوصی حامیان است. امیدوارم بانیان بیشتری داشته باشیم که چک‌های بزرگ‌تری به ما بدهند. خبرنگار: مگر اینکه چیز دیگری باشد که ما مطرح نکرده باشیم و شما بخواهید به آن بپردازید. رضا پهلوی: من اطمینان مطلق دارم که وقتی ما آزاد شویم، تمام این زمینه‌های تاریکی یا منفی کاملاً ناپدید خواهند شد. من به این ایمان دارم. اگر نداشتم، صادقانه بگویم خودم را درگیر این موضوع نمی‌کردم. بنابراین شاید ما برای این ساخته نشده‌ایم. شاید سزاوار بهتر از این نیستیم. شاید، می‌دانید، همان‌طور که یکی از ضرب‌المثل‌ها می‌گوید، شما مردم را با دولت‌هایی که دارند قضاوت می‌کنید. اما در این مورد، یک استثنا است. ایران توسط رژیمی اشغال شد که از روز اول علیه ما به عنوان یک ملت جنگ به راه انداخت و این ما نیستیم. بنابراین من فکر می‌کنم رژیمی که شهادت را جشن می‌گیرد و خواستار خشونت است، نماینده ایرانیانی نیست که صلح‌طلب هستند و آن آینده را می‌خواهند. این دقیقاً کمپین ما را تعریف می‌کند؛ اینکه ما چگونه با افرادی که در حال حاضر کشورمان را اشغال کرده‌اند متفاوت هستیم. چه من باشم یا نباشم، چه روزی به ایران برسم یا نه، به آن انبوه جمعیت و ملت ۹۲ میلیونی قدرتمند نگاه کنید که منتظرند بخشی از یک جهان آزاد باشند. آنها سزاوار حضور در آنجا هستند و این همان چیزی است که من برای آن می‌جنگم. خبرنگار: رضا پهلوی، مجدداً از اینکه امروز با رویترز صحبت کردید بسیار سپاسگزارم.

آرش یوسفی -ARASH

214,199 просмотров • 1 месяц назад

عزیزان عزیزان عزیزان، تا می‌تونید این توئیت عمو مارک‌لوین رو [توئیت زیر] ریتوئیت، لایک و منشن بذارید که تمام تایملاین‌های عالم رو فرا بگیره. نمی‌دونید عموی عزیزم «مارک‌لوین» که حتی لقب منصور حلاج زمانه هم حق مطلب رو در خصوص این ابرمرد ادا نمی‌کنه، دیشب توی برنامه‌ش در فاکس‌نیوز چه سخنرانی غرا، پرشور و درخشانی در انجام داده،باور نکردنی. بخش‌هایی از صحبت‌های این کاوه‌ی آهنگر آمریکایی‌ها که یک‌ تنه پرچم دفاع از مردم ایران رو دست گرفته: «می‌خوام با شما درباره‌ی مردم صحبت کنم، مردم ایران. ۹۲ میلیون نفر که اکثریت قاطع اونها خواهان زندگی در آزادی هستند. می‌خوام از انسانیت بگم. از ارزش‌ها و باورهای یهودی مسیحی. شاید بعضی از شما امروز به کلیسا یا معبد رفته باشید، یا صرفاً دارای این باورهای اخلاقی باشید. شاید اون‌ها رو یاد گرفته‌ باشید یا به صورت شهودی درکشون می‌کنید. اینکه تفاوت درست و غلط و خیر و شر رو می‌دونید. پس می‌خوام درباره‌ی ده‌ها میلیون نفر در ایران صحبت کنم که ۴۷ ساله با اون‌ها مثل حیوون رفتار شده. کسانی که زندانی، شکنجه، مورد تجاوز واقع شده و ده‌ها هزار نفرشون به قتل رسیدن. کسانی که به اون‌ها گفته شده چه نوع موسیقی‌ رو می‌تونن یا نمی‌تونن گوش بدن. می‌خوام درباره‌ی زنان جوان بگم، دختران، خواهران و مادران در ایران که مجبور به پوشندن سر خود هستند و هیچ حقی ندارند، چه برسه به حقوق برابر و در معرض بدترین سوءرفتارها قرار می‌گیرن. می‌خوام از جوونا بگم. جوونای ایران که می‌خوان از جوونی‌شون لذت ببرند، چیزهای جدید و شاد رو تجربه کنند و یاد بگیرن، اما توسط پلیس مخفی رژیم شیعه‌سانان رافضی هزارپدر بازداشت می‌شن و بدون محاکمه عمدتاً در خفا اعدام می‌شن. می‌خوام درباره‌ی کسانی در کشور خودمون آمریکا صحبت کنم که خودشون رو لیبرال، فعال حقوق بشر یا مدافع آزادی‌های مدنی می‌نامند، اما کوچکترین اهمیتی به هیچ‌کدوم از اینها نمی‌دن. قرمساق‌هایی که اعتراض نمی‌کنند و نخواهند کرد، چون حزب دموکرات قرمدنگ یا جریان سیاسی که بهش تعلق دارند، مارکسیست‌ها و اسلام‌گرایان قحبه‌زاده، اونقدر از آمریکا و اسرائیل متنفرند که ترجیح می‌دن ده‌ها هزار ایرانی دیگه به شکلی وحشتناک بمیرند، اما شاهد اون نباشند که کشور ما این رژیم حرومزاده‌ی آدم‌کش رو شکست می‌ده. این جاکش‌ها در خیابون‌ها نیستند. راهپیمایی نمی‌کنند. رهبران مذهبی کجان؟ بعضی‌شون هستند، اما بقیه‌شون کجان قحبه‌ها؟ صداشون رو نمی‌شنوم. شما می‌شنوید؟ می‌خوام از سکوت گروه‌های موسوم به فمینیست بگم که چنان با چپ‌گرایان افراطی و رادیکال گره خوردن که حتی یک کلمه درباره‌ی آزار و تجاوز گسترده به زنان و دختران توسط رژیم هزارپدر شیعه‌سانان رافضی نگفتن‌. هیچی! می‌خوام درباره‌ی کسایی صحبت کنم که می‌گن تهدید هسته‌ای رژیم قحبه‌زادهی روافض قریب‌الوقوع نبود، می‌گن که این یک جنگ انتخابیه، می‌گن که این یک جنگ غیرقانونیه و کسشرایی از این دست. این قرمساق‌های دیوث ذره‌ای حتی به اندازه‌ی یک ارزن اهمیت نمی‌دن که نه تنها در حال کمک کردن و آرامش دادن به این دشمن هولناک هستند، بلکه این دشمن پدرقحبه رو تشویق می‌کنند تا قتل‌عام کنه، اعدام کنه، تجاوز کنه، شکنجه کنه و کارهایی رو انجام بده که رژیم‌های آدم‌کش انجام می‌دن. هیچ چیز، تکرار می‌کنم هیچ چیز شرافتمندانه یا برحقی در مورد هیچ‌کدوم از این گروه‌ها‌ی قحبه یا این افراد سراسر شرارت و تباهی وجود نداره. و در مورد آمریکایی‌هایی که یا ساکتن یا بدتر از اون، تظاهر می‌کنن که این نسل‌کشی در حال اتفاق افتادن نیست، و یا با وجود اینکه می‌دونن در حال وقوعه، با بی‌تفاوتی ازش می‌گذرن. ننگ بر قرمساق‌هایی که این‌طوری فکر می‌کنن. ننگ بر اون قرمدنگ‌هایی که اعتراض نمی‌کنند. ننگ بر جاکشایی که اقدام نمی‌کنند، مخصوصاً اونایی که در جایگاهی هستند که می‌تونن کاری انجام بدن و نمی‌دن. …مردم ایران‌ آزادی‌شون را می‌خوان و می‌خوان زندگی‌شون را پس بگیرن. رژیم آدم‌کش و تروریست هزارپدر روافض رو بگایید، مردم ایران رو آزاد کنید و به هر نوع تهدید توسعه هسته‌ای و آبگرمکن‌های بالستیک در آینده پایان بدید. آیا این اتفاق خوبی برای مردم شریف ایران، برای مردم آمریکا، برای مردم خاورمیانه و کل دنیا نیست؟ ممکنه هزاران دلیل برای کمک نکردن به این مردم و اقدام نکردن وجود داشته باشه و شک ندارم که این دلایل ردیف شده و ارائه شدن. اما یک دلیل وجود دارد که بر همه‌ی اینا برتری داره. دلیلی که از همه اون‌ها مهم‌تره: انسانیت. اراده‌ی بشریت. الان اون بهونه رو نداریم. با تکنولوژی مدرن ما می‌دونیم تو اون کشور چه می‌گذره. ما کشتار مردم عادی رو در اینترنت دیدیم‌ و نگاه کردن به اونا سخته. بیایید اون اشتباه رو تکرار نکنیم.»

Siavash

148,441 просмотров • 3 месяцев назад

گزارش فوق‌العاده‌ای از فرید زکریاست. پیشنهاد می‌کنم تا آخرین ثانیه ببینید و حتماً به اشتراک بگذارید. ❗️❗️❗️❗️❗️❗️❗️❗️❗️❗️❗️❗️ فرید زکریا: یکی از بزرگ‌ترین معماها در خصوص جنگ ایالات متحده و ایران این است که چرا خسارت‌های اقتصادی ناشی از حملات چندماهه به تهران، این کشور را مجبور به صلح نکرده است. مقام‌های ایرانی در ماه آوریل برآورد کردند که حملات ایالات متحده و اسرائیل ۲۷۰ میلیارد دلار خسارت به زیرساخت‌های ایران وارد کرده است. ایران مجبور شد برای ادامه جنگ، وام‌های سنگینی از بانک مرکزی دریافت کند. انتظار می‌رود تورم افزایش یابد، در حالی که سال گذشته نیز بالای ۴۰ درصد بود. مردم عادی ایران بدون شک در رنج و سختی هستند. پس چگونه این کشور تا کنون به زانو درنیامده و تسلیم نشده است؟ بخشی از دلیل این است که ملت‌ها تنها با انگیزه‌های اقتصادی هدایت نمی‌شوند. ملی‌گرایی، غرور و عزت‌نفس همگی نقش خود را ایفا می‌کنند. اما این نکته نیز قابل توجه است که اقتصاد ایران، با وجود تمام فشارهای ناشی از دهه‌ها تحریم و جنگ کنونی، به شکل شگفت‌انگیزی تاب‌آور بوده است. با وجود تمام برداشت‌ها مبنی بر فروپاشی اقتصاد ایران و تمام آسیب‌های واقعی واردشده، این نیز حقیقت دارد که ایران یکی از متنوع‌ترین و فعال‌ترین اقتصادهای صنعتی منطقه است. ایران با هفت کشور هم‌مرز است و می‌تواند مبادلات تجاری زمینی داشته باشد. همچنین چندین بندر دارد که برخی از آن‌ها حتی در طول جنگ فعال بوده‌اند. ایران فرآورده‌هایی بیش از نفت صادر می‌کند. سیاست‌های حمایت از تولید داخلی و کارآفرینی باعث رشد صنایع پررونقی مانند فولاد، پتروشیمی، آهن و صنایع غذایی شده است. ایران خود را با تحریم‌های بین‌المللی وفق داده و بخش بیشتری از نیازهای خود، از جمله خودرو، دارو و لوازم خانگی را در داخل تولید می‌کند. این کالاها همواره در سطح بین‌المللی رقابت‌پذیر نیستند، اصلاً این‌طور نیست، اما پاسخگوی نیازهای داخلی هستند و این موضوع در زمان جنگ نیز به کشور کمک می‌کند. و در مورد نفت، روزنامه وال‌استریت ژورنال گزارش می‌دهد که تعداد معاملات رو به افزایشی به‌جای دلار، با یوآن چین انجام می‌شود که به ایران در دور زدن تحریم‌ها کمک می‌کند. در سال ۲۰۲۴، ایران برآورد شد که ۴۳ میلیارد دلار درآمد نفتی داشته و این روزنامه دریافته است که بیشتر این فروش‌ها با یوآن انجام شده است. تهران همچنین برای دور زدن تحریم‌ها از رمزارزها استفاده می‌کند که ردیابی آن‌ها به همان اندازه دشوار است. و درک این نکته بسیار حیاتی است که نخبگان حاکم در ایران به‌طور مستقیم از نحوه کارکرد فعلی اقتصاد سود می‌برند؛ یعنی از یک سیستم غیرشفاف که توسط ذینفعان پنهان، از جمله روحانیون و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کنترل می‌شود. همان‌طور که کیهان ولدبیگی در فنومنال ورلد می‌نویسد، پس از انقلاب اسلامی، حکومت دارایی‌های نخبگان را مصادره کرد و آن‌ها را میان دو اردوگاه تقسیم نمود. برخی مانند بانک‌ها، شرکت‌های بیمه و صنایع سنگین ملی شدند و مستقیماً توسط وزارتخانه‌های دولتی اداره گردیدند. برخی دیگر، از جمله بنیادهای شاه، میان سازمان‌های اجتماعی معروف به نهادها یا بنیادها تقسیم شدند که زیر نظر روحانیون فعالیت می‌کردند. این بنیادها تلاش‌های بازسازی و امدادرسانی در جریان جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰ را رهبری کردند و به مرور زمان به شرکت‌های خوشه‌ای بزرگ و گسترده تبدیل شدند. بسیاری از صنایع ملی‌شده در نهایت خصوصی‌سازی شدند و بسیاری از آن شرکت‌ها به دست سپاه پاسداران افتادند. ولدبیگی می‌نویسد: «امروزه منافع تجاری سپاه پاسداران بخش‌های کشتیرانی، ساخت‌وساز، نفت، خودروسازی و مخابرات ایران را در بر می‌گیرد.» و همان‌طور که رویترز اشاره می‌کند، تحریم‌ها تسلط سپاه پاسداران بر اقتصاد را تقویت کرده است، چرا که صادرات مخفیانه و تجارت از طریق واسطه‌ها و شرکت‌های صوری را تسهیل می‌کند. به عبارت دیگر، آن‌ها قاچاق را در کنترل دارند. اکنون برآورد می‌شود که سپاه پاسداران و بنیادها بیش از ۵۰ درصد از اقتصاد ایران را در اختیار دارند. و همان‌طور که رویترز یادآور می‌شود، هر زمان که تلاشی برای بازسازی پس از جنگ صورت گیرد، سپاه پاسداران به دلیل تسلط بر بخش‌های ساخت‌وساز و مهندسی، ذینفع اصلی خواهد بود. اقتصاد ایران البته به قیمت آسیب به شهروندان عادی اداره شده است، اما میلیون‌ها نفر وجود دارند که از نزدیکی به حکومت سود می‌برند. طبق گزارش وال‌استریت ژورنال، اعضای نیروی شبه‌نظامی بسیج و سپاه پاسداران می‌توانند از موقعیت‌های شغلی در شرکت‌های وابسته به دولت یا دسترسی به وام‌های ارزان‌قیمت بهره‌مند شوند. یکی از مشکلات متعدد در رویکرد دونالد ترامپ نسبت به تهران این است که او به‌گونه‌ای رفتار می‌کند که گویی با الزامات ساده و صریح یک اقتصاد بازار معمولی طرف است. اما اقتصاد ایران تحت تسلط شبکه‌ای از انگیزه‌ها و مشوق‌های مخرب قرار دارد. تحریم‌ها و انزوا برای کشور بد هستند، اما برای حکمرانان آن مفیدند. با وجود تمام آسیب‌هایی که ایالات متحده و اسرائیل از زمان آغاز جنگ به ایران وارد کرده‌اند، هدیه قدرتمندی نیز به این کشور داده‌اند: فراهم کردن فرصتی برای نشان دادن کنترل خود بر تنگه هرمز به جهانیان. این تنگه پیش از جنگ روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت را جابه‌جا می‌کرد، یعنی یک‌پنجم کل عرضه نفت جهان. ایران با اعمال کنترل بر این آبراه، آنچه را که آژانس بین‌المللی انرژی بزرگ‌ترین اختلال در عرضه جهانی نفت در تاریخ می‌نامد رقم زده و موجب جهش شدید قیمت نفت شده است. اما سلاح ایران ممکن است تاریخ انقضا داشته باشد. همان‌طور که وال‌استریت ژورنال گزارش می‌دهد، کشورهای حوزه خلیج فارس از هم‌اکنون در تلاشند تا زیرساخت‌های نفتی خود را برای دور زدن تنگه توسعه دهند. در ماه مه، امارات متحده عربی اعلام کرد ساخت دومین خط لوله به مرکز ذخیره‌سازی خود در الفجیره را که درست آن‌سوی تنگه هرمز قرار دارد، سرعت می‌بخشد. عربستان سعودی نیز نفت را از مسیر تنگه، از طریق خط لوله شرق به غرب خود به بندر غربی ینبع هدایت کرده است. این زیرساخت که در جریان جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰ ساخته شده بود، اکنون روزانه نزدیک به ۷ میلیون بشکه نفت منتقل می‌کند، در حالی که پیش از جنگ تنها ۲ میلیون بشکه در روز جابه‌جا می‌کرد. وال‌استریت ژورنال همچنین اشاره می‌کند کشورهای حوزه خلیج فارس در حال گفتگو برای تسریع در ساخت یک کریدور ریلی هستند که مسیر دیگری را برای انتقال نفت فراهم می‌کند. این راهکارها کامل نیستند. خطوط لوله گران‌قیمت و پیچیده‌اند و در برابر حملات پهپادی آسیب‌پذیرند. قطارها نیز نمی‌توانند به اندازه کشتی‌ها نفت جابه‌جا کنند و هزینه آن‌ها هم ارزان نیست. استراتژی دیگر پیدا کردن مسیرهای جدید برای عرضه نفت نیست، بلکه کاهش تقاضا برای آن است. همان‌طور که مجمع جهانی اقتصاد اشاره می‌کند، بسیاری از کشورها در حال اتخاذ سیاست‌های صرفه‌جویی در انرژی برای انجام همین کار هستند. اندونزی و میانمار یک روز از هفته را به دورکاری کارکنان بخش عمومی اختصاص داده‌اند. کشورهای دیگر روزهای مدرسه را کاهش داده یا آموزش از راه دور را افزایش داده‌اند. بسیاری از کشورها در حال سهمیه‌بندی سوخت هستند. اما تلاش‌های هیچ کشوری برای کاهش واردات و تقاضای نفت به اندازه بزرگ‌ترین واردکننده انرژی جهان، یعنی چین، تعیین‌کننده نبوده است. امروزه چین حداقل ۳ میلیون بشکه نفت در روز کمتر از زمان پیش از جنگ وارد می‌کند. دلیل آن این است که پکن سال‌ها صرف ایمن‌سازی خود در برابر همین نوع شوک‌های عرضه انرژی جهانی کرده است. این کشور ذخایر عظیم نفتی ذخیره کرده و کارخانه‌های خود را عمدتاً با زغال‌سنگ داخلی و انرژی‌های تجدیدپذیر فعال نگه می‌دارد. و همان‌طور که کارولین کسان، استاد امور بین‌الملل دانشگاه نیویورک، در خبرنامه خود می‌نویسد، کاهش واردات نفت توسط این غول آسیایی دلیل اصلی عدم صعود بیشتر قیمت‌هاست. چین همچنین مصرف انرژی در داخل را محدود کرده است. همان‌طور که ناتاشا کانوا، رئیس استراتژی کالای جی‌پی مورگان مشاهده می‌کند، این کاهش نتیجه دستور دولت نیست؛ بلکه به نظر می‌رسد بیشتر ناشی از انتخاب مصرف‌کنندگان و دسترسی آسان به خودروهای برقی باشد. چین در حال حاضر دارای بزرگ‌ترین ناوگان خودروهای برقی در جهان است و مردم بیش از هر زمان دیگری از آن‌ها استفاده می‌کنند. حجم شارژ خودروهای برقی در بزرگراه‌ها در روز اول تعطیلات سالانه روز کارگر نسبت به سال قبل ۵۶ درصد افزایش یافته است. ساکنان بیشتر با قطار و کمتر با هواپیما مسافرت می‌کنند. تاکتیک‌هایی که کشورها و مصرف‌کنندگان برای محدود کردن مصرف نفت به کار گرفته‌اند از روی ضرورت است، نه از سر رغبت برای گذار به انرژی‌های پاک. در برخی موارد، زغال‌سنگ جایگزین نفت می‌شود. اما در درازمدت، فناوری‌های سبز ذینفع خواهند بود. کسان از دانشگاه نیویورک پیش‌بینی می‌کند که تقاضای نفت به زودی به یک اوج و سطح ثبات خواهد رسید. نه به این دلیل که سیاست‌های اقلیمی ناگهان پیروز شده‌اند یا حکومت‌ها دسته‌جمعی تصمیم به کاهش مصرف نفت گرفته‌اند، بلکه به این دلیل که ناامنی، آن‌ها را مجبور به سازگاری کرده است. تاریخ صحت این فرضیه را اثبات می‌کند. نگاهی به بحران نفتی سال ۱۹۷۳ بیندازید. این بحران منجر به یک دوره طولانی کاهش مصرف نفت در ایالات متحده شد؛ بخشی به این دلیل که باعث معرفی استانداردهای مصرف سوخت خودروها در آمریکا گردید. اروپا و ژاپن الهام گرفتند تا ظرفیت انرژی هسته‌ای خود را تقویت کرده و حمل‌ونقل عمومی را گسترش دهند. آن بحران باعث شد کشورها منابع انرژی خود را متنوع کرده و از وابستگی شدید به نفت فاصله بگیرند. اکنون به دلیل دسترسی آماده به انرژی‌های تجدیدپذیر و خودروهای برقی، تغییرات مثبت‌تری امکان‌پذیر است. همان‌طور که بلومبرگ گزارش می‌دهد، بریتانیا در حال معرفی مقرراتی است که نصب پنل‌های خورشیدی و پمپ‌های حرارتی کم‌مصرف را در خانه‌های جدید الزامی می‌کند. ویتنام می‌خواهد تا پایان سال ۱۰ درصد از خانه‌ها دارای پنل‌های خورشیدی روی پشت‌بام باشند. رئیس‌جمهور اندونزی می‌گوید می‌خواهد تمام وسایل نقلیه در کشورش برقی شوند. بلومبرگ اشاره می‌کند که خرید خودروهای برقی در ماه مارس در بیش از ۳۰ کشور جهش داشته است. بنابراین در درازمدت، اثر غیرمنتظره این بحران ممکن است این باشد که ایران اهرمی را که به دست آورده از دست بدهد و جهان به سمت انرژی‌های سبز تنوع پیدا کند. چه کسی حدس می‌زد؟ دونالد ترامپ این هفته به شدت از دست ایران خشمگین بود. او در نشست سران ناتو در ترکیه، رهبری ایران را افرادی «دیوانه، شرور و بیمار» و یک «سرطان» نامید. در ماه فوریه، او این حکومت را یک «دیکتاتوری بسیار خبیث و رادیکال» خوانده بود. هفته‌ها بعد، او تهدید کرد که اگر ایران آتش‌بس را نپذیرد، امشب یک تمدن کامل خواهد مرد و هرگز دوباره بازنخواهد گشت. اما تا ماه ژوئن، او مسیر خود را تغییر داد و یادداشت تفاهمی را امضا کرد که هدف آن پایان دادن به جنگ بود. او تحریم‌های نفتی علیه ایران را به صورت موقت لغو کرد و احتمال ایجاد یک صندوق بزرگ برای بازسازی کشور را مطرح نمود. او گفت منصفانه نیست که اگر کشورهای دیگر موشک‌های بالستیک دارند، ایران از آن‌ها محروم شود. و گفت باعث افتخار او خواهد بود که با رهبر جدید، مجتبی خامنه‌ای، دیدار کند؛ کسی که ترامپ هنگام اعلام کشته شدن پدرش توسط ایالات متحده و اسرائیل، او را «یکی از شرورترین افراد تاریخ» نامیده بود. اگر این دیپلماسی «گرم و سرد» شما را شگفت‌زده می‌کند، نباید این‌طور باشد. بگذارید شما را به دوره اول ترامپ برگردانم؛ زمانی که رئیس‌جمهور تلاش می‌کرد برنامه هسته‌ای یک خصم سرسخت دیگر، یعنی کره شمالی را خنثی کند. مانند ایران، همه چیز با تهدیدهای حداکثری آغاز شد. ترامپ در سال ۲۰۱۷ در مواجهه با پیشرفت برنامه هسته‌ای کره شمالی به خبرنگاران گفت که پاسخ این کشور با «آتش و خشم» داده خواهد شد، به‌گونه‌ای که جهان هرگز به خود ندیده است. آشنا به نظر می‌رسد. در سپتامبر همان سال، ترامپ متعهد شد که کره شمالی را کاملاً نابود کند و گفت رهبر آن، کیم جونگ اون، در یک مأموریت انتحاری برای خود و حکومتش قرار دارد. او همچنین بارها به کیم اهانت شخصی کرد و او را «مرد موشکی کوچک» نامید که اشاره‌ای به قد کوتاه کیم و علاقه او به آزمایش‌های موشکی بود. اما سپس ترامپ مسیر خود را تغییر داد و با دیدار با کیم در سنگاپور موافقت کرد. پس از آن نشست، ترامپ درباره رهبر کره شمالی گفت: «من به او اعتماد دارم» و اینکه «او شخصیت فوق‌العاده‌ای دارد» و آن‌ها «از طریق نامه عاشق هم شده‌اند». ترامپ بعداً از کیم دعوت کرد تا در منطقه غیرنظامی، DMZ، با او دیدار کند، جایی که آن‌ها با هم عکس گرفتند. اما این دیپلماسی به جایی نرسید و ظرف یک سال، ترامپ ظاهراً علاقه خود را از دست داد. او دستاورد کمی از چماق‌ها یا هویج‌های خود داشت: نه یک توافق هسته‌ای و نه یک کره شمالی کاملاً نابودشده. در واقع کاملاً برعکس؛ برنامه هسته‌ای کره شمالی قوی‌تر از هر زمان دیگری است. ماه گذشته، کیم یک ناوشکن ۵,۰۰۰ تنی را به خدمت گرفت که بزرگ‌ترین ناو جنگی این کشور است و قادر به حمل موشک‌های هسته‌ای خواهد بود. پیونگ‌یانگ همچنین در حال کار روی یک زیردریایی با سوخت هسته‌ای است که مخفی‌کاری و برد بالایی را ترکیب می‌کند و نظریتاً به آن اجازه می‌دهد در صورت مورد حمله قرار گرفتن روی زمین، ضربه متقابل را از دریا شلیک کند. مؤسسه بین‌المللی پژوهش‌های صلح استکهلم ماه گذشته اعلام کرد که کره شمالی ممکن است ۶۰ کلاهک هسته‌ای با مواد شکافت‌پذیر کافی برای مونتاژ حداقل ۳۰ کلاهک دیگر داشته باشد. هفت سال پیش، زمانی که ترامپ و کیم دیدار کردند، کارشناسان برآورد می‌کردند که کره شمالی تنها ۲۰ تا ۳۰ کلاهک هسته‌ای دارد. و سال گذشته، یک ژنرال ارشد نیروی هوایی به کنگره گفت که این کشور منزوی یک موشک قاره‌پیمای جدید، ICBM، را آزمایش کرده که احتمالاً می‌تواند یک محموله هسته‌ای را به اهدافی در سراسر آمریکای شمالی برساند. ترامپ گفته است که می‌خواهد دوباره با کیم دیدار کند، اما اکنون وسوسه کردن کره شمالی برای دست کشیدن از تسلیحات هسته‌ای سخت‌تر از هر زمان دیگری خواهد بود. کره شمالی دیگر آن کشور قحطی‌زده و منزوی دهه ۱۹۹۰ نیست که مشتاق اعطای غذا و سوخت باشد. اگرچه کره شمالی کشوری بسیار فقیر است، اما طبق برآورد بانک مرکزی کره جنوبی، اقتصاد آن در سال ۲۰۲۴ رشد ۳.۷ درصدی داشته و این رشد ادامه یافته است. بخشی از این چرخش به این حقیقت مربوط می‌شود که کره شمالی کمتر از گذشته منزوی است. همان‌طور که جونگ پارک دیپلمات در فارن افرز اشاره می‌کند، کیم از شکاف رو به رشد میان ایالات متحده و چین برای تقویت روابط خود با پکن، که بزرگ‌ترین شریک تجاری پیونگ‌یانگ است، استفاده کرده است. اما شاهکار ژئوپلیتیک کیم ممکن است این باشد که پس از تهاجم روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲، خود را برای ولادیمیر پوتین غیرقابل جایگزین کرد. در سال ۲۰۲۳، کره شمالی تأمین تسلیحات برای روسیه را آغاز کرد. طبق اطلاعات اوکراین، این کشور اکنون تا ۴۰ درصد از مهماتی را که روسیه در اوکراین استفاده می‌کند تأمین می‌نماید. در سال ۲۰۲۴، پوتین به پیونگ‌یانگ سفر کرد و پیمان دفاع متقابل با کیم به امضا رساند که تضمین امنیتی منقضی‌شده از زمان پایان جنگ سرد را دوباره برقرار ساخت. این توافق راه را برای اعزام حدود ۱۶,۰۰۰ سرباز کره شمالی جهت جنگ در اوکراین به نیابت از روسیه هموار کرد. این رابطه یک برد استراتژیک بزرگ برای کیم است. همان‌طور که اوریانا اسکایلر ماسترو در فارن افرز می‌نویسد، سربازان کره شمالی جدیدترین تاکتیک‌های جنگ پهپادی را از روس‌ها آموخته‌اند و اکنون شواهدی وجود دارد که روسیه به کره شمالی در توسعه آن زیردریایی هسته‌ای کمک می‌کند. دیپلماسی غیرقابل پیش‌بینی، شخصی و متغیر ترامپ در نهایت روی کره شمالی جواب نداد و تا به امروز به نظر نمی‌رسد روی ایران هم جواب داده باشد.

آرش یوسفی -ARASH

41,407 просмотров • 19 дней назад

⭕️🚨فایل صوتی صمیمانه دوست #سیروان_منصوری (کارمند علی فلاحیان با «شیرین نجفی زاده» مامور اطلاعات که روح الله زم را به رژیم تحویل داد ) 🔻شما فکر کنید که این نیروی خطرناک علی فلاحیان ، توسط سیروان منصوری فعال بظاهر حقوق بشری هانا که هیچکس هویت آنها را نمیداند پروموت شده ،به عنوان فعال سیاسی و کنشگر و این فرد اطلاعاتی سپاهی را وارد گروههای سیاسی و فعالین حقوق بشری نموده 🔻آقای منصوری خواسته و یا ناخواسته در حال پروموت مزدوران و حذف مخالفین ج.ا ایست که خود بسیار چالش برانگیز است؟ مگر میشود فعال حقوق بشر بود و کسانی که به هر دلیلی تحت خطر از طرف ج.ا هستند و هویت آنها پنهان است یا پناهجو نیستند و با شجاعت علیه ج.ا فعالیت میکنند را با تهمت (مزدور،بیمار روانی، فاحشه ،جاسوس میت ترکیه ) حذف کرد؟ یا برای آنها پرونده سازی کرد؟( رویکرد ج.ا) آیا غیر از این است که فعال حقوق بشر یعنی: ما برای تمام درد کشیدگان صدا باشیم،از بیمار تا کسی که هم نژادمان نیست یا حتی نگرشش را قبول نداریم و مخالفش هستیم فرای جنسیت، حزب، تفکر سیاسی، ایل، تبار، نژاد و قبیله؟؟؟ 🔻ایشان گویا در اینکار خبره و عالی عمل میکند ، و با پروموت خبرهای فیک و کذب و سناریوهای جذاب ترسناک و سرگرم کننده که در اتاقهای امنیتی رژیم! برنامه ریزی شده است ،نه تنها در گروههای تلگرامی پناهجویان را مشغول میکند ، بلکه نکته مهم آن اینجاست که در سانسور تهدیدات و خطراتی که ج.ا علیه مخالفان واقعی در ترکیه انجام میدهد نقش مهمی را ایفا میکند ، (سناریو سپاه برای #ارسلان_رضایی) 🔻آقای منصوری آیا از پرونده پونه فتاحی خبری دارید؟ یا نه! چون روزبه اسکندری برادر ستاره اسکندری یکی از رفقای شما هستند ،بنابراین ترجیح میدهید گزینه (پرونده سازی| تخریب خفه کردن برای این خانم) را انتخاب کنید؟ 🔻من در توییت این خانم چیزی بدی ندیدم!شما چرا از تریبون گرفتن این خانم نگرانید؟ آیا مطلبی مهمی را میداند که شما را تا این حد نگران کرده است؟ بعنوان یک فعال حقوق بشر (البته از نوع تقلبی) چرا بجای پرداختن به یک دختر بی پناه که بارها در خیابان به او حمله شده است چرا هنوز علیه یک مزدور صادراتی (پناهجویی که از سفارت ج‌ا پاسپورت گرفته و جنابعالی معتقد بودید که ج‌ا وی را ترور کرده است) سکوت اختیار کرده‌اید؟؟ 🔻بیایید از کسانی که بابت پروموت شما از این مزدور در تور اطلاعات امنیت افتادند معذرت بخواهید، و او را افشا کنید ،که پناهجوی فیک صادراتی بوده است ! آیا حق السکوت چربی دریافت کرده‌اید که خفقان گرفته‌اید یا با رانت و مبلغ ۶۰۰ دلار برایشان کارت خبرنگاری جور کرده‌اید؟؟ 🔻آیا بخاطر اینکه چون کرد هستید و گویا کاملا نژادپرست ،حاضرید هربلا و اتفاقی سر یک مخالف رژیم که از نژاد دیگر است بیوفتد؟ 🔻آیا پرونده سازی برای مبارزین و پروموت مزدوران توسط شخص شما دیکته شده از طرف دوست صمیمی مزدورتان است؟ یا نه تصادفی ایست یا سمپات حزب تروریست PKK برای لابی با سپاه پاسداران و معاوضه پناهجویان با ج‌ا و صادرات سپاهیان داخل اپوزیسیون فیک هستید؟ ⚠️دقت کنید گاهی رفتارهای شنیع و کثیف شما جان کسی را بخطر نیاندازد، ما باید مسئول رفتارمان باشیم، امیدوارم برای کسی اتفاقی نیوفتد وگرنه مدارکی از طرف ما نشر خواهد شد که روسیاه خواهید شد،هرچند بعضی از آدمها روسیاهی را به شرف ترجیح میدهند! 🔻این معنای حقوق بشر شما دقیقا چیست ؟شما فکر نمیکنید حتی اگر یک درصد این خانم با فعالیت سیاسی اش علیه رژیم در این چند سال و کیس خانواده اسکندری /مافیای اصلاحات رژیم در رسانه ها اگر اتفاقی برایش بیوفتد یا دست رژیم یا...چه جوابی دارید بدهید؟ نکند شما هم با دستیاران PKK خود در نقشه دزدیدن ایشان نقش داشته اید چون به گفته خودتان در بسیاری از شهرهای شرق ترکیه نفوذ دارید؟؟ 🔻قطعا که مانند تمام متوهمان فضای سیاسی ایرانی پاسخگو نخواهید بود ولی بدانید مبارزه ما با تمام بیشرفانی که به هر بهانه‌ای ترمز انقلاب شدند و امروز دستشان به خون هزاران جوان مظلوم ایران زمین آلوده است ادامه خواهد داشت! #نه_به_حقوق_بشر_تروریستی Center for Human Rights in Iran ديده بان حقوق بشر Hana Human Rights کمپین نه به اعدام (هم افزایی حقوق بشر) Jila Shiva Mahbobi Parisa pouyande IranCFPPI Amnesty Türkiye Amnesty Iran UN Humanitarian UN Women کمیته بین المللی علیه اعدام Shahed Alavi تشکل انقلاب زنانه Shirin Shams ديده بان حقوق بشر Center for Human Rights in Iran_Fa

Simorgh News | سیمرغ نیوز

25,334 просмотров • 1 год назад

▪️بمباران و ساده‌دلان (بخش چهارم) «کمپین» انسانیت‌زدایی، دیوسازی و زنده‌کردن مسعود مسجودی در ابتدا متذکر می‌شود این رشته‌توییت برای تایید افرادی مانند علی افشاری، زدن یک جریان فکری، کمک به حذف رقیب، تایید یا رد شکایت‌های مسجودی و ... نیست. فقط بررسی حقایق موجود بر اساس اسنادی است که به درستی دیده نشده‌اند در این رشته‌توییت خواهید دید چطور اعضای یک باند برای تخریب و نابودی هویت یک فرد با شایعه‌سازی، جعل‌خبر، مدرک‌سازی، قدرت بیگ‌اکانتها، بسیج‌کردن اکانت‌های اجاره‌ای و ... یک دروغ را به واقعیتی انکار ناشدنی تبدیل می‌کنند به گونه‌ای که حتی شما از باور نکردن دروغ آنها می‌ترسید و برای متهم نشدن به همکاری با جمهوری اسلامی یا از وحشت بیرون انداخته‌شدن از حلقه با آنها همراه می‌شوید (بهتر از من می‌دانید که بسیاری از شما هم توییتهای مشابهی دارید) این روش حذف افراد در پروژه‌ها مختلف تکرار شده است. ادامه مطالب را با این پیش‌زمینه بخوانید که با توجه به نوع قتل ظاهرا تا حدود زیادی اطمینان وجود داشت که جسد پیدا نمی‌شود! 1▪️ مفقود شدن مسجودی (Feb 2) مسجودی برای آخرین بار زنده دیده می‌شود. 2▪️ورود تیم ویژه قتل (Feb 4) به این معناست که در این تاریخ پلیس شواهد بسیاری به دست آورده بود که امکان وقوع قتل را جدی می‌دانست و موضوع مفقودی ساده منتفی شده بود. با قاطعیت دخالت باندهای تبهکار و موضوع اخاذی از سوی منابع رسمی رد شد. 3▪️اولین رشته‌توییت در زمان مفقودی مسجودی (Feb 6) فکت‌نامه FactNameh | فکت‌نامه که باید فکت‌ها را بی‌طرف بررسی کند وارد شد -گروهی که مفقودی مسجودی را مسخره می‌کردند را بررسی نکرد -مسئول بررسی قتل شد و با حرکتی عجیب در انتخاب کلمه (آنها بار کلمات را بهتر از هر کسی می‌دانند) وقتی می‌دانست که گروه ویژه قتل مربوط به مفقودی نیست و زمانی وارد می‌شود که احتمال قتل بالاست برای کم کردن اثر قتل نوشت موضوع قتل «منتفی» نیست! -سپس قاضی شد و برای تخریب شخصیت مسجودی گفت شکایتش شانسی برای برد ندارد! (در حالی که موضوع اصلی قتل بود) -در نهایت هم با ارائه جدولی از جمهوری اسلامی، سعی کرد به «شکل خیلی با کلاس» موضوع را به جمهوری اسلامی مرتبط کند که کسی جرات سوال نداشته باشد. -این جدول خیلی مهم است در تمام مراحل بررسی «کمپین» خواهید دید که اتفاقا اعضای باند معروف بودند که بندهای جدول را برای بدنام کردن مسجودی و ایجاد شایعه در مورد زنده بودن استفاده کردند. کلیپ را چند بار ببینید و با جدول مقایسه کنید. -فکت‌نامه بعدها احساس مسئولیت نکرد که این فکت را بررسی کند که چرا در زمان قتل مجسودی، باند معروف در مورد زنده پیدا شدن او «کمپین» جعلی راه انداختند! 4▪️مصاحبه سخنگوی تیم تحقیقات قتل با اینترنشنال (Feb 7) گفتگو به زبان فارسی ترجمه شده بود، پس افرادی که در مورد خلافکار بودن و زنده بودن مسجودی توییت کردند از جعل واقعیت آگاه بودند. فونگ به فارسی و بر اساس شواهد متعدد از وقوع جنایت هدفمند گفت و تاکید کرد تیم قتل برای بررسی موارد مفقودی نیست! 5▪️دومین رشته‌توییت در زمان مفقودی مسجودی (Feb 7) فاز اول شروع دیوسازی و تخریب‌شخصیت این رشته‌توییت نقطه اصلی شروع پروژه و آغاز حملات هماهنگ به موضوع مفقود شدن مسجودی است اکانت Persian Liver در اولین توییت برای دیوسازی و دیوانه نشان‌دادن -مسجودی را آزارگر جنسی معرفی کرد خودش هم می‌داند که این موضوع در دادگاه اثبات نشده است! -به دروغ ادعا کرد که از ایلان ماسک شکایت کرده بود(شکایت از X بود) که مسجودی را مجنون نشان دهد -به دروغ گفت در همه پرونده‌ها شکست خورده است (پرونده باز داشت) -به عمد به اسم جمهوری اسلامی در شکایت‌ها اشاره نکرد! -برای تخریب مسجودی حتی از اکبر گنجی استفاده کرد! 6▪️ورود بیگ‌اکانت‌ها در این نوع پروژه‌ها، نیاز نیست بیگ‌اکانت خودش مطلب اول را تولید کند اکانتی ناشناس با فالوور پایین مطلبی می‌نویسد بیگ‌اکانت‌ها وارد می‌شوند کامنت می‌گذارند، یا جمله‌ای کوتاه می‌نویسند و دیگران را به سمت هدف هدایت می‌کنند کامنتهای «...ننت» و «پول ننت» و ... که از بیگ‌اکانتها زیاد دیده‌اید و اتفاقا لایک و بازدید چند کایی می‌گیرد از این نوع است 7▪️ورود اکانت‌های اجاره‌ای زمان حمله اکانت‌های کوچکتر فرا رسیده است با کامنت‌گذاری در حجم زیاد، باعث دیده شدن مطلب می‌شوند و دیگران را ترغیب می‌کنند به این «کمپین» بپیوندند. 8▪️ایجاد شک در قتل مسجودی با وجود اعلام رسمی تیم قتل، گروهی وارد شدند و ادعا کردند هیچ نشانه‌ای از قتل وجود ندارد 9▪️ساختن شایعه (جدول معروف)، مدرک‌سازی، جعل خبر مسجودی زنده است! (Feb 10) در حرکتی هماهنگ خبری در مورد یک گروگانگیری پخش شد که گروه‌های خلافکار یک مرد را گروگان گرفته‌اند در این خبر هیچ اشاره‌ای به اسم مسجودی نشده بود! یکی از عوامل پخش آن مریم مقدم، عضو سازمان ایران نوین در تماس زوم معروف است 10▪️«کمپین» تبدیل شایعه به واقعیت دوباره بیگ اکانت‌ها وارد شدند و موضوع قتل را رد کردند با توییت‌های که بازدیدهای چندده کایی داشتند کمتر کسی از دنبال کننده‌ها شک می‌کرد که مسجودی به قتل رسیده است حتی جرات نمی‌کردند در این مورد شک کنند 11▪️فاز دوم تخریب شخصیت. خلافکار.معتاد.آزارگر علت غیبت مسجودی را به گروه‌های خلافکار، مواد مخدر و آزار جنسی مرتبط می‌کردند علت انتخاب خبر مربوط به گروگان‌گیری توسط گروه‌های خلافکار همین بود که از او انسانیت زدایی شود و کسی همدردی نکند 12▪️به ابتذال کشاندن و به مسخره گرفتن موضوع قتل(جدول) در این مرحله از «کمپین» حساسیت موضوع قتل را از بین بردند و در فضای مجازی مردم به این باور رساندند که موضوع قتل از ابتدا دروغ بوده است 13▪️موفقیت «کمپین» از این جا به بعد نیاز نبود اعضای باند کاری انجام دهند، موتور«کمپین» روشن شده بود و خودش کار را انجام می‌داد بدنه فضای مجازی را جذب کرده بود هر کسی برای جا نماندن از پروژه بدون اینکه بداند اصل ماجرا چیست با آن همراه می‌شد و مطلبی در مورد زنده بودن می‌نوشت جوکی می‌ساخت فحشی می‌داد... با این امید که برای مبارزه کاری کرده باشد یا لایکی بگیرد ریتوییتی شود و بعد توسط اعضای بلندمرتبه جذب شود در پایان از تلاش اکانت چپ‌کش چپ کُش تشکر می‌کنیم که به نوشتن این رشته‌توییت کمک کرد

شارح

18,091 просмотров • 29 дней назад