Video wird geladen...

Video konnte nicht geladen werden

Zur Startseite

واحد صفر یک پنجشیر فعالیت‌های خود را در دروازه‌های کابل آغاز کرد. مقاومت زنده است. #Panjshir Unit Zero One began their activities at the gates of Kabul. The resistance is alive.

15,185 Aufrufe • vor 4 Monaten •via X (Twitter)

0 Kommentare

Keine Kommentare verfügbar

Kommentare vom Original-Post werden hier angezeigt

Ähnliche Videos

سمیع سادات، رهبر جبهه متحد افغانستان با انتشار ویدیویی آغاز فعالیت‌های نظامی این جبهه را رسما اعلام کرد. آقای سادات گفت روز شنبه به تمام نیروهای جبهه متحد دستور آغاز عملیات نظامی را صادر کرده است. او گفت هدف این عملیات، آزادی افغانستان است. او رهبری، اعضا و قرارگاه‌های طالبان را اهداف اصلی نظامی جبهه خود خواند و گفت طالبانی که در سال‌های گذشته از خودشان تشدد بیشتر نشان داده‌اند و بر ضد نیروهای امنیتی پیشین، زنان و جوانان افغانستان عمل کرده‌اند، از اولویت‌های اهداف نظامی جبهه متحد خواهد بود. همزمان روز یکشنبه ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی طالبان به آغاز عملیات نظامی جبهه متحد واکنش نشان داد. آقای مجاهد گفت حضور جبهه‌های مخالف طالبان را انکار نمی‌کند. زیرا آنان در افغانستان سابقه طولانی دارند. او گفت هسته‌های مخالفان در خارج از کشور است و آنان را متهم کرد که فعالیت‌هایشان در شبکه‌های اجتماعی متمرکز است. پیش از این شماری دیگر از جبهه‌های مخالف طالبان مثل جبهه مقاومت ملی، جبهه آزادی، جبهه سپاهی میهن و روند سبز علیه طالبان عملیات نظامی انجام می‌دادند. حدود دو هفته قبل جبهه سپاهی میهن برای چند ساعت ولسوالی یفتل پایین را از کنترول طالبان خارج کرد. پس از آن جبهه آزادی افغانستان در ولسوالی زیباک بدخشان وارد نبرد رو در رو با طالبان شد. جبهه متحد نیز گفته است عملیات نظامی خود را با کشتن یک عضو طالبان در مسیر اسپین بولدک- قندهار آغاز کرده است. با پیوستن جبهه متحد به نیروهای مسلح مخالف طالبان، تهدیدها در برابر این گروه افزایش یافته است.

افغانستان اینترنشنال

17,765 Aufrufe • vor 2 Monaten

یادداشتی درباره‌ی حزب دموکرات کردستان و مجاهدین خلق از مهدی تدینی: «حتی صحبت دربارۀ مجاهدین خلق ناخوشایند است، اما گاه گریزی نیست. ندانستن‌ها زیانبار است ــ چنانکه در ماه‌های اخیر دیدیم. این سازمان که هدفش از ابتدا نبرد مسلحانه بود، کارش را با کشتن آمریکایی‌ها در ایران آغاز کرد. با التقاطی مطلقاً قدرت‌طلبانه از اسلام و مارکسیسم، و روشی ماکیاولیستی سر برآورد و هویت ضدبشری خود را تا امروز حفظ کرده است. حال گروهی که حقوق‌بشر را حتی دربارۀ اعضای خود رعایت نکرده، اینک در واکنش به تفتیش پلیس از مقرشان فریاد «واحقوق‌بشرا!» سر می‌دهند. مضحک‌تر اینکه دفاع از این گروه را «معیار فهم دموکراسی و حقوق‌بشر» جلوه می‌دهند. یعنی مایی که نمی‌‌خواهیم به کچل بگویم «زلفعلی»، نفهمیم! در این نوشتار فقط می‌خواهم ابهامی را روشن کنم. اما اول بگویم که از نظر من، برداشت افراد نسبت به مجاهدین دقیقاً مانند «کاغذ تورنسل» در شیمی است. «مجاهدین» را مانند کاغذ تورنسل بگذارید زیر زبان هر کنشگر سیاسی ببینید چه رنگی می‌شود؛ هر گونه حمایت، همفکری، توجیه، همدلی، سفیدشویی و حتی بی‌طرفی دیدید، بدانید با یک «اسید سیاسی» روبرویید. اما بگذارید بگویم ریشۀ این فریاد «واحقوق‌بشرا!» کجاست. در سال ۶۰ تشکلی با عنوان «شورای ملی مقاومت» تشکیل شد که اکثریت مطلق آن مجاهدین بودند. رهبری عملی آن هم مسعود رجوی بود. این شورا «دولتی موقت» معرفی کرد با عنوانِ «دولت موقتِ جمهوری دموکراتیک اسلامی»، و برنامه‌ای را در مهر ۶۰ اعلام کرد. ماکیاولیسمِ این گروه اینجا آشکار می‌شد که فارغ از هزینه‌های آن برای ایران، هر نکتۀ جذابی به ذهنشان رسید در این برنامه گذاشتند. از جمله بسیار بر «خلق‌ها» تأکید کردند و چشم‌انداز «خودمختاری» را برای همۀ خلق‌ها در برنامه گذاشتند. اما در این میان، به یکی از گروه‌های کُرد، یعنی حزب دموکرات، به عنوان هدیۀ این همرزمی، امتیازی ویژه دادند و پیشاپیش خودمختاری کردستان را به منزله اصلی مسلم پذیرفتند. در حالی که ادعا می‌شد مسائل ایران را مجلس مؤسسانی در آینده مشخص می‌کند، مجاهدین پیشاپیش به اختیار خود ــ خود را معادل کل ایران گرفته بودندــ به کردستان خودمختاری داده بود. چرا؟ چون این حرکت در مسیر کسب قدرت لازم بود (شبیه اتفاقاتی که در آن به اصطلاح «منشور همبستگی» رخ داده بود). دلیل تلاش مرثیه‌خوانان برای مجاهدین زنده نگهداشتن ساخت‌وپاخت‌های قدیمی است.» پ.ن. بخشی از صحبت‌های منوچهر هزارخانی از اعضای ارشد شورای ملی مقاومت، دربارهٔ اعطای خودمختاری به کردستان — در واقع به حزب دموکرات — از سوی شورای ملی مقاومت. توضیحات هزارخانی روشن می‌کند دلیل این امتیاز چه بوده است.

فلات ایران

132,438 Aufrufe • vor 2 Jahren

سلطهٔ رسانه‌ای شورای نظار و پروژهٔ قهرمان سازی تحریف‌شده به رهبری برنار–آنری لوی Bernard-Henri Lévy📍 «شورای نظار» در سال ۱۹۸۳، پس از توافق پنهانی احمدشاه مسعود با فرماندهان ارتش سرخ برای جلوگیری از حمله به کاروان‌های لجستیکی شوروی در سالنگ، شکل گرفت؛ توافقی که با ادعای «جهاد» تضاد بنیادین داشت و نشان‌دهندهٔ ماهیت معامله‌محور، فرصت‌طلب و غیرمستقل پروژهٔ مسعود بود. این شورا نه برای «مقاومت»، بلکه برای گسترش قدرت شخصی مسعود در شمال افغانستان تأسیس شد و سپس برای سلطهٔ سیاسی در کابل و دیگر مناطق کشور به‌کار گرفته شد؛ فرایندی که بعدها به ویرانی گستردهٔ اجتماعی و شهری افغانستان انجامید. دستگاه رسانه‌ای و روابط خارجی مسعود: از جهاد تا پروژهٔ ویران‌سازی افغانستان❗️ از همان آغاز، احمد شاه مسعود یک ماشین تبلیغاتی چندلایه ایجاد کرد تا تصمیمات بحران‌ساز و انحصارطلبانهٔ خود را توجیه کند. او برخلاف بسیاری از فرماندهان، با ایجاد شبکه‌های ارتباطی عمیق با فرانسه، آمریکا، هند، بریتانیا، آلمان و عربستان، عملاً از حمایت مستقیم چندین محور قدرت جهانی برخوردار شد. این حمایت‌ها مسعود را به یکی از وابسته‌ترین فرماندهان جهادی نسبت به منابع مالی، رسانه‌ای و سیاسی غرب تبدیل کرد. این وابستگی خارجی، افغانستان را به میدان رقابت قدرت‌های غربی و منطقه‌ای تبدیل کرد و زمینه‌ساز جنگ‌های داخلی دهۀ ۹۰شد؛ جنگ‌هایی که کابل را با خاک یکسان کرد و ساختارهای نیم‌بند دولتی و مدنی کشور را فروپاشاند. برنار–آنری لوی: تئوریسین بحران‌سازی، روشنفکر مداخله‌جو و معمار تصویر رسانه‌ای مسعود در میان چهره‌های خارجی که در ساختن چهرهٔ مسعود نقش کلیدی داشتند، برنار–آنری لوی ( (Bernard-Henri Lévy) جایگاهی برجسته دارد. لوی نه یک روشنفکر معمولی، بلکه یکی از نمادهای مداخله‌گرایی غرب در چهار دههٔ گذشته است؛ شخصیتی که حضورش از بالکان و بوسنی تا رواندا، لیبیا، سوریه و سودان همواره با تشدید جنگ، بی‌ثباتی و فروپاشی دولتها همراه بوده است. برنار–آنری لو(Bernard-Henri Lévy)/ شیطان فرانسوی کیست؟🔍 لوی از دهۀ ۱۹۷۰ به‌عنوان یکی از «فلاسفهٔ نو» در فرانسه مطرح شد، اما برخلاف چهره‌های دانشگاهی، او راه خود را به‌سوی سیاست، رسانه و لابی‌گری باز کرد. شبکهٔ گستردهٔ او در تلویزیون‌ها، روزنامه‌ها و محافل سیاسی اروپا، وی را به چهره‌ای تبدیل کرد که می‌تواند روایت‌های دلخواه خود را به‌عنوان «تحلیل روشنفکرانه» به افکار عمومی غرب تحمیل کند. او در بسیاری از بحران‌ها نقشی فراتر از یک نویسنده بازی کرده است: در بوسنی، میانجی‌گری رسانه‌ای کرد؛ در لیبیا نقشی شبه‌نظامی یافت؛ در سودان فعال سیاسی شد؛ و در کردستان عراق، مشاور غیررسمی شماری از گروه‌ها گردید. منتقدان فرانسوی او را «امپریالیست فرهنگی»، «مداخله‌گر حرفه‌ای» و «روشنفکر ساختگی» می‌نامند؛ زیرا تقریباً همیشه در سمت همان نیروهایی قرار می‌گیرد که مداخلهٔ نظامی غرب در کشورهای جهان سوم را توجیه می‌کنند. لوی پیوند نزدیکی با لابی‌های محافظه‌کار فرانسه و آمریکا و همچنین ساختارهای حامی اسرائیل دارد؛ پیوندی که جهت‌گیری‌های ژئوپولیتیک او را توضیح می‌دهد. ورود برنار لوی به افغانستان ونقشش در ساختن یک اسطورهٔ مصنوعی⚠️ لوی در دهۀ ۱۹۸۰ وارد افغانستان شد و با استفاده از ماشین رسانه‌ای فرانسه، تصویری کاملاً ساختگی از احمدشاه مسعود ایجاد کرد. در روایت او، مسعود یک «قهرمان آزادی» بود که برای دموکراسی می‌جنگید، درحالی‌که واقعیت میدانی مسعود چیز دیگری بود: نقش او در تصفیه‌های قومی در شمال، نقش او در ویرانی کابل، جنگ‌های خونین میان تنظیم‌ها، و توافق پنهانی او با ارتش سرخ. اما لوی با شبکهٔ رسانه‌ای خود، این واقعیت‌ها را حذف کرد و یک اسطورهٔ صادراتی ساخت. این اسطوره بعداً در غرب به‌عنوان «حقیقت تاریخی» پذیرفته شد و تا امروز نیز توسط رسانه‌ها بازتولید می‌شود. روابط لوی با اسرائیل و هم‌سویی روایت او با منافع غرب لوی یکی از روشنفکران مشهور فرانسوی است که حمایت بی‌قیدوشرط خود از اسرائیل را علنی اعلام کرده و در بسیاری از بحران‌های خاورمیانه از سیاست‌های غرب دفاع کرده است. بنابراین حمایت او از مسعود و سپس احمد مسعود هرگز اقدامی «انسان‌دوستانه» نبود؛ بلکه بخشی از همان سیاست همیشگی «ساختن بازیگران وابسته» برای تأمین منافع ژئوپولیتیک غرب. نتیجهٔ این حمایت‌ها برای افغانستان بسیار واضح بود: 1- تقویت مصنوعی پروژهٔ شخصی مسعود، 2- ادامهٔ جنگ داخلی، 3- شکاف‌های قومی و سیاسی و عقب‌ماندگی تاریخی افغانستان برنار لوی، پول، تبلیغات و نقش او در تداوم کشاکش‌های داخلی❗️ در یک ارزیابی تحلیلی، آشکار است که برنار–آنری لوی از دهۀ ۱۹۸۰ تا پایان دهۀ ۹۰ شبکه‌ای قدرتمند از پشتیبانی مالی، رسانه‌ای و سیاسی را در اروپا و آمریکا برای احمد شاه مسعود فعال کرد. این شبکه با تمرکز بر برجسته‌سازی چهرهٔ مسعود و مشروعیت‌بخشی به ساختار قدرت شورای نظار، عملاً به تقویت ماشین نظامی این گروه انجامید و باعث شد روند جنگ‌های داخلی طولانی‌تر، و ویرانی کابل عمیق‌تر گردد. کارزارهای تبلیغاتی لوی تصویری اسطوره‌ای و یک‌بعدی از مسعود ساخت؛ تصویری که در نتیجه، فضای سیاسی افغانستان را از امکان شکل‌گیری یک گفتمان ملی و فراگروهی دورتر کرد. در این چارچوب تحلیلی، روشن است که مسعود از این پشتیبانی‌ها برای ساخت دولت ملی یا نهادهای فراگیر بهره نبرد، بلکه آن را در مسیر تحکیم شبکهٔ نظامی–سیاسی خود، حذف رقبا و گسترش قدرت منسجم شورای نظار به‌کار گرفت. پس از مرگ او، همان دستگاه تبلیغاتی و همان الگوی چهره‌سازی تقریباً بدون وقفه به سوی احمد مسعود چرخید و با همان روایت‌سازی‌ها، او را به‌عنوان ادامه‌دهندهٔ مشروع خط پدر معرفی کرد. این انتقال سریع نشان می‌دهد که پشتیبانی لوی و شبکه‌های همسو، نه بر اساس یک پروژهٔ ملی، بلکه بر اساس استمرار یک ساخت قدرت مشخص عمل کرده‌اند؛ الگویی که آثار آن همچنان در ساختار سیاسی و رسانه‌ای افغانستان قابل مشاهده است. الگوی جهانی لوی: از کابل (Kabul) و کندوز (Kunduz) تا بنغازی(Benghazi) و طرابلس (Tripoli): نقشی که لوی در افغانستان برای مسعود ایجاد کرد، بعدها در لیبیا با قدرت بیشتر تکرار شد. او معمار رسانه‌ای حملۀ ناتو به لیبیا بود؛ حمله‌ای که با سقوط قذافی پایان نیافت، بلکه کشور را به میدان جنگ داخلی دائمی تبدیل کرد. در سودان نیز، روایت‌سازی‌های او زمینه‌ساز فشارهای خارجی شد. این الگو دقیقاً همان الگویی بود که افغانستان هم تجربه کرده بود: ساختن قهرمان‌های جعلی، تحریک رسانه‌ای، توجیه مداخلهٔ نظامی و نهایتاً فروپاشی کشور. ماشین رسانه‌ای شورای نظار و وارونگی حقیقت: پیوند شورای نظار با برنارلوی و دیگر رسانه‌های غربی پیامدهای بزرگی داشت: 1- پنهان‌سازی نقش مسعود در تخریب کابل و شمال 2- واژگون‌سازی روایت جنگ‌های داخلی 3- تطهیر چهرهٔ مسعود و ارائهٔ او به‌عنوان «قهرمان ملی» 4- و تبدیل حکمتیار به قصاب کابل این پروژهٔ روایت‌سازی پس از ۲۰۰۱ در فضای باز رسانه‌ای افغانستان ادامه یافت. مقایسه الگوی کابل با لیبیا🔄: تداوم یک مدل روایت‌سازی شده♟️ پیوند برنار–آنری لوی با ساختارهای قدرت محلی—چه در افغانستان دههٔ ۹۰و چه در لیبیا در ۲۰۱۱—نشان می‌دهد که او یک الگوی ثابت در روایت‌سازی جنگ‌ها دنبال کرده است؛ الگویی که بر ساده‌سازی، چهره‌سازی و مشروعیت‌بخشی سیاسی استوار است. ۱. کابل: از پیچیدگی جنگ تا روایت تک‌صدایی: در افغانستان، لوی و شبکه‌های همسو با شورای نظار، جنگ داخلی کابل را از یک بحران چندبُعدی به داستانی دوطرفه تبدیل کردند: مسعود به‌عنوان «قهرمان» و حکمتیار به‌عنوان «قصاب». این قالب، نقش شورای نظار در بخشی از تخریب‌ها را کمرنگ ساخت و پروژهٔ تطهیر سیاسی مسعود را تقویت کرد—روایتی که پس از ۲۰۰۱ نیز در رسانه‌های داخلی تداوم یافت و بعدها به احمد مسعود منتقل شد. ۲. لیبیا: تکرار همان فرمول در بنغازی و طرابلس: یک دهه بعد، لوی همان روش را در لیبیا به‌کار گرفت: حمایت تمام‌قد از یک جناح، تبدیل جنگ پیچیدهٔ داخلی به نبرد خیر و شر، و مشروعیت‌بخشی رسانه‌ای به مداخلهٔ خارجی. نتیجه، مانند کابل، نه صلح، بلکه بی‌ثباتی بیشتر بود. ۳. پیوند میان دو الگو🔍 در هر دو کشور، الگوی لوی شامل سه محور اصلی بود: - ساختن یک «قهرمان» واحد - شیطانی‌سازی رقبا - حذف روایت‌های دیگر و القای یک تصویر تک‌بعدی از جنگ این مدل، به‌جای کمک به فهم واقعیت، مسیر سیاست‌گذاری و افکار عمومی را در جهت مطلوب یک قطب خاص شکل داد. پس از ۲۰۰۱: نفوذ نظار و پنهان‌سازی شکست‌ها: با همکاری فهیم و شورای نظار با آمریکا، بیش از ۶۰٪ ساختار نظام پسابن در اختیار این جریان قرار گرفت. رسانه‌های وابسته به این شبکه، شکست‌های مدیریتی، فساد، و ناکارآمدی‌های عظیم این جریان را پنهان کردند و همهٔ بحران‌ها را به دولت‌های کرزی و غنی نسبت دادند. نقش برنار–آنری لوی در جانشین‌سازی احمد مسعود/ چهره‌ای صددرصد رسانه‌ای محض❗️ پس از مرگ احمدشاه مسعود، لوی بلافاصله پروژهٔ جانشینی را فعال کرد. او احمد مسعود را به فرانسه فراخواند، شبکهٔ لابی‌گری برایش تشکیل داد، رسانه‌ها را وادار کرد او را «وارث مقاومت» معرفی کنند، و عملاً او را در همان قالب ساختگی پدرش قالب‌ریزی کرد. چگونه لوی توانست احمد مسعود را به «چهره‌ای مصنوعی» تبدیل کند؟ ۱. ساخت تصویر وارث مشروع نه براساس توانایی، بلکه صرفاً براساس نام خانوادگی. ۲. ایجاد شبکهٔ حمایت در پاریس امروز احمد مسعود در حلقه‌هایی نفس می‌کشد که همان‌ها در لیبیا و سودان نقش مداخله‌گرانه داشتند. ۳. پوشش رسانه‌ای یک‌طرفه رسانه‌های فرانسه و بریتانیا او را «رهبر مقاومت» معرفی می‌کنند، در حالی‌که در افغانستان پایگاه واقعی ندارد. ۴. استفادهٔ ابزاری از اواحمد مسعود به ابزاری برای فشار غرب بر طالبان و منطقه تبدیل شده است، نه یک بازیگر سیاسی مستقل. وضعیت امروز احمد مسعود: ادامهٔ پروژهٔ رسانه‌ای پدر، بدون پایگاه واقعی❗️ احمد مسعود اکنون در فرانسه، به‌جای آن‌که برنامه‌ای عملی برای افغانستان ارائه کند: - در محافل اروپایی رفت‌وآمد می‌کند. - از حمایت مالی و رسانه‌ای شبکهٔ لوی بهره‌مند است پایگاه مردمی ندارد و بخش عمدهٔ مشروعیت سیاسی خود را از میراث پدرش و روایت‌های رسانه‌ای مرتبط و تحریف‌شده به دست می‌آورد و مرتباً این روایت‌ها را برای کسب مشروعیت شخصی تکرار می‌کند. در واقع، احمد مسعود نه یک رهبر مستقل و برنامه‌محور، بلکه ادامه‌دهندهٔ پروژه‌ای مصنوعی و رسانه‌ای است که پدرش آغاز کرد: پروژه‌ای وابسته، بی‌برنامه و متکی بر تصویرسازی و روایت‌سازی خارجی، نه بر مشارکت و بسیج واقعی مردم افغانستان. بخش عمدهٔ هویت سیاسی او بر روایت قهرمانانهٔ پدرش بنا شده و هیچ برنامه یا راهبرد عملی برای حل بحران‌های کشور ارائه نمی‌دهد. به عبارت دیگر، احمد مسعود بیش از آنکه بازیگر سیاسی فعال و تاثیرگذار باشد، نماد یک روایت تاریخی و رسانه‌ای تثبیت‌شده است؛ روایتی که با واقعیت پیچیده و بحران‌زدهٔ افغانستان تناسب ندارد و فاقد توانایی ایجاد تغییر عملی است. نتیجه‌گیری⚠️ پروژه‌های مصنوعی و روایت‌های کاذب خطر جدی و بزرگ برای افغانستان🔄 در چهار دههٔ گذشته، سرنوشت افغانستان بارها قربانی پروژه‌هایی شده که نه از دل مردم برخاسته‌اند و نه برای منافع ملی کشور شکل گرفته‌اند؛ بلکه محصول ائتلافی از فرماندهان جنگی داخلی و مهندسی رسانه‌ای غرب بوده‌اند. در این میان، احمدشاه مسعود و پس از او احمد مسعود نمونه‌های برجستهٔ چهره‌هایی‌اند که با تکیه بر حمایت سیاسی–رسانه‌ای خارجی ـ به‌ویژه از سوی برنار–آنری لوی ـ در جایگاه‌هایی فراتر از نقش واقعی خود قرار داده شدند. در دههٔ ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰، بخش عمدهٔ تأمین مالی جبههٔ مسعود بر کنترل معادن زمرد و لاجورد و مسیرهای تجارتی شمال‌شرق افغانستان استوار بود. این اقتصاد جنگ، به‌جای ساختن یک دولت ملی، برای گسترش قدرت شورای نظار و ادامهٔ جنگ‌های داخلی به‌کار گرفته شد. درست در همین زمان، برنار–آنری لوی – چهرهٔ مشهور مداخله‌گری در سیاست خارجی فرانسه – وارد میدان افغانستان شد. لوی در رسانه‌های اروپا، احمدشاه مسعود را نه به‌عنوان یک فرماندهٔ درگیر جنگ داخلی، بلکه به‌عنوان «چهرهٔ آزادی‌خواه» معرفی کرد و با نفوذ رسانه‌ای خود، طرحی برای تقدیس و قهرمان‌سازی او ساخت؛ طرحی که زمینهٔ جمع‌آوری پول، سلاح و شبکه‌های حمایتی را فراهم کرد و به تداوم جنگ کمک رساند. پس از مرگ مسعود، لوی دقیقاً همین الگوی چهره‌سازی مصنوعی را با شکل تازه‌ای متوجه احمد مسعود کرد. او با دعوت احمد مسعود به فرانسه، ساختن حلقه‌های رسانه‌ای و پیوند دادن او به محافل سیاسی اروپا، وی را به‌عنوان «وارث مقاومت» معرفی نمود؛ در حالی که احمد مسعود از نظر پایگاه اجتماعی، نقشهٔ سیاسی و توان میدانی تقریباً هیچ جایگاه واقعی در افغانستان ندارد. امروز احمد مسعود بیشتر یک پروژهٔ سیاسی فرانسوی است تا یک رهبر ملی؛ چهره‌ای ساخته‌شده در اتاق‌های فکر اروپایی، نه برخاسته از ارادهٔ مردم افغانستان. الگوی لوی در افغانستان بخشی از رفتار گسترده‌تر او در جهان است: از بالکان تا لیبیا و سودان، هرجا که ورود کرده، مسیر به سمت مداخلهٔ نظامی، فروپاشی دولت‌ها و بی‌ثباتی رفته است. همان‌گونه که دخالت او در لیبیا به سقوط قذافی و سپس تجزیه و آشوب منجر شد، حضور او در افغانستان نیز نه “حمایت از آزادی”، بلکه ساختن شبکه‌های نفوذ و هدایت چهره‌های سیاسی وابسته بوده است. احمدشاه مسعود نه یک قهرمان ملی، بلکه محصول یک پروژهٔ رسانه‌ای–سیاسی غربی بود. جنگ‌های داخلی و ویرانی کابل پیامد مستقیم همین سیستم حمایت، تبلیغات و روایت‌سازی بود. برنار–آنری لوی نه یک روشنفکر بی‌طرف، بلکه تئوریسین مداخله و قهرمان‌ساز حرفه‌ای است که از مسعود یک اسطورهٔ مصنوعی ساخت. احمد مسعود نیز ادامهٔ همین خط است؛ چهره‌ای که بدون پایگاه مردمی، در فرانسه نگهداری، حمایت و مدیریت می‌شود. مردم افغانستان باید بدانند❗️قهرمانانی که در رسانه‌های غربی ساخته می‌شوند، هرگز قهرمانان واقعی تاریخ ما نیستند❗️❗️❗️ زمان آن رسیده است که پرده از این نوع فریب کاری های بزرگ برداشته شود؛ فریبی که سال‌ها خون، ویرانی و عقب‌ماندگی برای افغانستان🖤❤️💚 به‌جا گذاشته است.💔

تریخ حقیقتونه/ حقایق تلخ

20,743 Aufrufe • vor 10 Monaten

ققنوس آذربایجان: از خاکستر کتاب‌سوزی تا فریاد ابدی مقاومت! در ۲۶ آذر، سالگرد آن جنایت هولناک رژیم پهلوی فاشیست؛ روزی که هزاران کتاب به زبان تورکی در آذربایجان به آتش کشیده شد و هویت فرهنگی یک ملت را آماج قرار دادند... اما ما مردمان تورک آذربایجان، ققنوس‌وار از میان آن خاکستر برخاسته‌ایم! هوادارانی که امروز در استادیوم‌ها فریاد می‌زنند "DON'T COUNT US - WE ARE IN THE" (ما را شمارش نکنید، ما اینجا هستیم!)، همان صدای خروشان مقاومت ملت تورک هستند. این فریاد با شعار جاودان تاریخمان درهم آمیخته است: تورک دیلینده مدرسه – اولمالیدیر هر کسه! شما ما را پان‌تورک، تجزیه‌طلب، جمهوری اسلامی و سپاه عاشورا می‌نامید؛ اما ما بیشمارانی هستیم که کابوس ابدی فاشیسم ایرانشهری خواهیم ماند. ما از خاکستر خود زاده شده‌ایم، زبانمان زنده است، هویتمان ابدی است! نفرین ابدی بر پهلوی و هر که جرات سرکوب فرهنگ تورکی را داشته باشد! #۲۶آذر #کتابسوزی_آذربایجان #تورک_دیلینده_مدرسه #هر_کسه_تورک_دیلینده_مدرسه #مقاومت_آذربایجان #هویت_تورکی #ققنوس_تورک #فاشیسم_ایرانشهری #تراکتور #آذربایجان

Dr.abdollah Rahimloo

52,479 Aufrufe • vor 9 Monaten

This is a message to the people of Iran from a Yemeni in Tel Aviv. You give me so much hope. Because you are the only people who are standing strongly against their fascist regime. You do it everywhere — in Stockholm, in New York, in London, in Amsterdam. Wherever there are Iranians, there are protests against the fascist regime in Iran. The most important and courageous thing of it all is you do it in your home too, in Iran. And because of that, you risk your own lives. That is the kind of courage that we lack in the Middle East. We’ve seen what this fascist regime has done to your people. And we stand with you — from Lebanon, to Israel, to my country Yemen. As a Yemeni, my country is also occupied by the Islamic regime, and it pains me that I never see Yemenis protesting against our fascist Houthis and the fascist regime in Iran. That is why you give me hope. You inspire me as a Yemeni. You inspire the free people of Yemen, of Lebanon, of Syria, of Iraq, to fight against Islamic extremism — even if it risks our lives. My hope is for the Islamic regime to fall. For you to gain back your Iran, for me to gain back my Yemen. So thank you for all you do. We see you. We love you. And we stand by you. — این پیامی است به مردم ایران از یک یمنی در تل‌آویو. شما به من امید زیادی می‌دهید. چون تنها مردمی هستید که با شجاعت در برابر رژیم فاشیستی خود ایستاده‌اید. شما در همه‌جا این کار را می‌کنید — در استکهلم، در نیویورک، در لندن، در آمستردام. هر جا که ایرانیان هستند، اعتراض علیه رژیم فاشیستی ایران وجود دارد. اما مهم‌ترین و شجاعانه‌ترین بخش ماجرا این است که شما در خانه‌تان هم این کار را می‌کنید، در خود ایران. و به‌خاطر همین، جان خود را به خطر می‌اندازید. این همان شجاعتی است که ما در خاورمیانه کم داریم. ما دیده‌ایم این رژیم فاشیستی با مردم شما چه کرده است. و ما در کنار شما هستیم — از لبنان، تا اسرائیل، تا کشور من، یمن. به‌عنوان یک یمنی، کشور من هم توسط رژیم اسلامی اشغال شده و دردناک است که هیچ‌وقت یمنی‌ها را در حال اعتراض علیه حوثی‌های فاشیست و رژیم فاشیستی ایران نمی‌بینم. به همین دلیل شما به من امید می‌دهید. شما من را به‌عنوان یک یمنی الهام می‌دهید. شما مردم آزاد یمن، لبنان، سوریه و عراق را الهام می‌دهید تا علیه افراط‌گرایی اسلامی مبارزه کنند — حتی اگر جان‌مان در خطر باشد. امید من این است که رژیم اسلامی سقوط کند. که شما ایران خود را پس بگیرید، و من یمن خود را. پس از شما بابت همه‌ کارهایی که انجام می‌دهید، سپاسگزارم. ما شما را می‌بینیم. ما شما را دوست داریم. و ما در کنار شما ایستاده‌ایم.

Luai Ahmed

313,950 Aufrufe • vor 1 Jahr

Full interview with i24: The only way to achieve peace is to put an end to the Islamic Republic regime; the people of Iran are ready, but they need military support. در مصاحبه با آی۲۴نیوز: تنها راه رسیدن به صلح، پایان دادن به رژیم جمهوری اسلامی است؛ مردم ایران آماده‌اند اما به حمایت نظامی نیاز دارند ترجمه کامل مصاحبه: گفت‌وگوهایی که قرار بود روز جمعه میان تیم‌های ایرانی و آمریکایی در عمان برگزار شود، اکنون منتفی شده است. آیا شما غافلگیر شدید؟ پیش از هر چیز، می‌خواهم به ده‌ها هزار هم‌وطنم ادای احترام کنم که جان خود را فدا کردند؛ نه فقط برای ایران یا ایران آزاد، سکولار و دموکراتیک، بلکه برای امنیت و ایمنی منطقه و کل جهان در مبارزه با این رژیم بربر. نه، ما غافلگیر نشدیم. اصلاً غافلگیر نشدیم. همان‌طور که وزیر امور خارجه چهار ساعت پیش گفت، ما ماهیت این رژیم را می‌شناسیم. آن‌ها استاد خریدن زمان هستند. اما خدا را شکر، که یک رئیس‌جمهور در کاخ سفید و یک نخست‌وزیر در اسرائیل داریم که این رژیم را به‌خوبی می‌شناسند. رژیم استاد خریدن زمان است. بروید کتاب عراقچی، وزیر خارجه این رژیم بربر را بخوانید. نام کتاب «مذاکره» است. او در این کتاب می گوید که ما گاهی مذاکره می‌کنیم فقط برای خریدن زمان. آن‌ها قصد داشتند همین کار را بکنند؛ تغییر مکان مذاکره، تغییر قالب مذاکره. اما پرزیدنت ترامپ کسی نیست که رژیم بتواند با او بازی کند. او این رژیم را می‌شناسد. ما بارها این را گفته‌ایم، به‌ویژه دو سال پیش وقتی در اسرائیل در کنست با وزرا صحبت کردم، گفتم تنها راه رسیدن به صلح، نه فقط در منطقه بلکه در کل جهان در ارتباط با رژیم ایران، جنگ با این رژیم است. ما مردم ایران را داریم. آن‌ها شجاعت خود را نشان داده‌اند. بیش از پنجاه هزار نفر، و برخی آمارها از صد هزار کشته صحبت می‌کنند. آن‌ها با دست خالی با این رژیم وحشی می‌جنگند. ما گفته‌ایم که نباید از هدف قرار دادن این رژیم در داخل ایران ترسید. اکنون مردم ایران به کمک نیاز دارند، به حمایت نیاز دارند تا این رژیم را سرنگون کنند. اما آن‌ها نمی‌توانند با دست خالی این کار را انجام دهند. آنچه باید انجام دهیم این است که پایگاه‌های نظامی سپاه پاسداران و بسیج را هدف قرار دهیم. باید ساختمان مجلس را هدف قرار دهیم که اکنون به هدف مشروع برای آمریکا و اسرائیل تبدیل شده است، زیرا همه اعضای آن عضو سپاه هستند. ساختمان‌های دولتی، ساختمان دستگاه قضایی و تأسیسات موشک‌های بالستیک. با این کار، معادله قدرت تغییر می‌کند و مردم ایران فرصت واقعی پیدا می‌کنند که دوباره به خیابان‌ها برگردند و کار را برای همه ما تمام کنند. مردم ایران از جامعه بین‌المللی نمی‌خواهند که به‌جای آن‌ها رژیم را تغییر دهد. آن‌ها خودشان این کار را انجام می‌دهند. آن‌ها به کمک و حمایت نیاز دارند. اجازه بدهید داستانی را تعریف کنم. یکی از نزدیکان من چند هفته پیش در این مبارزه با این رژیم هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد. او ۲۵ سال داشت، آرش بهشتی، در تهران. یکی از آشنایان عکس آرش را برایم فرستاد و گفت: وحید، آرش هم کشته شد. من با او تماس گرفتم تا به او روحیه بدهم. او به من گفت: ما الان گریه نمی‌کنیم. مردم دنبال سلاح هستند. ما خودمان را آماده می‌کنیم. ما ثانیه‌ها را می‌شماریم و منتظر حمله آمریکا هستیم. مردم در مراسم خاکسپاری فرزندان و عزیزانشان دیگر گریه نمی‌کنند. آن‌ها می‌رقصند، دست می‌زنند و آواز می‌خوانند. روحیه در ایران این‌گونه است. آن‌ها خود را برای جنگ نهایی با این رژیم اشغالگر و وحشی آماده می‌کنند. اما به کمک نیاز دارند. آمار کشته‌شدگان بیش از پنجاه هزار نفر است؛ بعد از سقوط رژیم متوجه خواهیم شد که واقعاً چه کرده‌اند. بر اساس اطلاعاتی که از رهبران اقوام مختلف ایران دریافت می‌کنم، صحبت از صد هزار کشته و بیش از نیم میلیون مجروح است. اما اخبار به‌درستی از ایران خارج نمی‌شود. سؤال من از جامعه بین‌المللی این است: این رژیمی است که چهل‌وهفت سال در تمام تجمعات رسمی و غیررسمی شعار مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل، مرگ بر بریتانیا و مرگ بر تمدن غرب داده است. همین رژیم مردم خودش را فقط به‌خاطر مطالبه حقوق اولیه‌شان قتل‌عام کرده است. سؤال من این است: اگر چنین کاری با مردم خودش می‌کند، اگر فرصت پیدا کند با شما چه خواهد کرد؟ آن‌ها باور دارند مأموریت الهی دارند؛ نابودی دنیای مدرن برای ساخت دولت اسلامی خودشان. اکنون ما دشمن مشترک داریم و منافع مشترک. باید همان کاری را بکنیم که اسرائیل در دو سال گذشته انجام داد و این رژیم را نابود کنیم تا مردم ایران کار را تمام کنند. ما می‌توانیم خاورمیانه و جهان را بدون این رژیم شیطان بازسازی کنیم… #IRGCterrorists #IranMassacre

Vahid Beheshti وحید بهشتی

35,649 Aufrufe • vor 8 Monaten

English follows در طول ۴۶ سال گذشته، حکومت جمهوری اسلامی مادران بی‌شماری را داغدار فرزندانشان کرده است. اما این مادران شجاع، سوگ و اندوهشان را به نیرویی برای مبارزه تبدیل کرده‌اند. آنان به پا خاسته‌اند و با تمام توان خود در مسیر دادخواهی خون فرزندانشان ایستادگی کرده‌اند. مادران پرواز نیز، نه تنها برای دادخواهی مسافران پرواز پی‌اس۷۵۲، بلکه برای تمامی فرزندان ایران، همراه و هم‌صدا با سایر دادخواهان به مبارزه ادامه می‌دهند. ویدئو مربوط است به حضور مادران پرواز بر روی استیج در مراسم پنجمین سالگرد سرنگونی پرواز پی‌اس۷۵۲ در تورنتو ۸ ژانویه ۲۰۲۵ پ.ن بخش دوم سخنرانی به زبان فارسی است. The Islamic Republic Regime, has left countless mothers grieving the loss of their children over its 46 years. Yet, courageous mothers have turned their grief and sorrow into resistance, rising up and dedicating their efforts to pursuit justice for their children. The Mothers of Flight PS752 have also joined with justice seekers, not only for the passengers of Flight PS752 but for all the children of Iran. This video shows the presence of the Mothers of Flight PS752 on stage in Toronto, on the fifth-anniversary of the downing of Flight PS752. January 8, 2025. #ps752justice

Association of Families of Flight PS752 Victims

12,779 Aufrufe • vor 1 Jahr

🔴فوری-مهم: ایران: سخنانی دیرهنگام | صحبت‌های یک آخوند با مردم در یازدهمین روز اعتراضات یک آخوند در جمع مردم سخنانی صریح و بی‌پرده بیان کرد. نقل‌قول مستقیم (بدون هیچ‌گونه تغییر): «مخالفم با این حکومت جنایتکار و آدمکش خدا لعنت کند خمینی را که این فتنه را در مملکت ما درست کرد …. بر مردم واجب است که بلند بشوند و کلک این حکومت خبیث آدمکش را بکنند، خدا لعنت کنه خمینی و خامنه‌ای را» افزوده ۱: امیدواریم باورمندان به مذهب و دین که بخش زیادی از آن‌ها بدنه سرکوب جمهوری اسلامی علیه مردم معترض را تشکیل می‌دهند، هرچه زودتر حساب خود را از جمهوری اسلامی جدا کنند و در کنار مردم قرار بگیرند. افزوده ۲: گفتمان #شاهزاده_رضا_پهلوی مبتنی بر سکولاریسم و جدایی دین از سیاست و دولت است. در آینده ایران، هیچ‌کس معترض اعتقادات مذهبی مردم شیعه، سنی، مسیحی، یهودی، زرتشتی و بهائی نخواهد شد. اخبار #شبنامه را با دوستانتان به اشتراک بگذارید و رسانه خودتان را حمایت کنید. چهارشنبه ۱۷ دی‌ماه ۱۴۰۴ #شبنامه ⸻ Iran | Late Remarks | A Cleric Speaks to the Public On the eleventh day of nationwide protests, a cleric addressed the public with blunt remarks. Direct quote (unchanged): “I oppose this criminal and murderous government. God curse Khomeini who created this turmoil in our country. It is incumbent upon the people to rise up and put an end to this vile, murderous government. God curse Khomeini and Khamenei.” Added 1: We hope believers in religion and faith—many of whom currently form the backbone of repression against protesters— separate themselves from the Islamic Republic as soon as possible and stand with the people. Added 2: Prince Reza Pahlavi’s discourse is based on secularism and the separation of religion from politics and the state. In Iran’s future, no one will challenge the religious beliefs of Shia, Sunni, Christian, Jewish, Zoroastrian, or Bahá’í citizens, while chanting supportive slogans for Prince Reza Pahlavi, the leader of Iran’s nationwide protests. Wednesday, January 7, 2026 #Shabnameh شبنامه

شبنامه

73,343 Aufrufe • vor 8 Monaten

خطاب به بیش از ۳۴،۰۰۰ جانِ آزاده‌ای که در بنای یادبود واشینگتن گرد هم آمدند و قدم‌هایشان را تا دروازه‌های کاخ سفید پیش بردند — سپاسگزاریم. شما از سراسر ایالت‌های شرقی آمدید، نه برای تماشا، بلکه برای ادای وظیفه. شما آمدید تا قلب تپنده ایالات متحده، فریاد ملتی را بشنود که از تسلیم کردن آینده خود سر باز می‌زند. ​امروز، شما کاری فراتر از یک راهپیمایی انجام دادید. شما صدای کسانی شدید که به سکوت واداشته شده‌اند. شما با سکوت نکردن خود، به مقام جان‌باختگان ادای احترام کردید. شما ثابت کردید که فاصله نمی‌تواند پیوندها را سست کند و تبعید نمی‌تواند حس تعلق را از بین ببرد. ​ما تماشاگران تاریخ نیستیم؛ ما طنین آن، وجدان آن و صدای آن هستیم. ما صدای یک ایران آزاد و دموکراتیک هستیم. To the more than 34,000 souls who gathered at the Washington Monument and carried their footsteps to the gates of the White House — thank you. You came from across the Eastern states, not for spectacle, but for duty. You came so the beating heart of the United States could hear the cry of a nation that refuses to surrender its future. Today, you did more than march. You carried the voices of those silenced. You honored the fallen by refusing to be still. You proved that distance cannot weaken devotion, and exile cannot extinguish belonging. We are not observers of history. We are its echo, its conscience, and its voice. We are the voice of a Free and Democratic Iran. #Feb14ForIran

National Solidarity Group for Iran

44,466 Aufrufe • vor 7 Monaten