Loading video...

Video Failed to Load

Go Home

واگن‌های #دات‌وان بر ریل افتادند... اما صدای چرخ‌ها، تنها صدای حرکت نبود؛ صدای تپش دل‌هایی بود که ساختند... با دستانی پینه‌بسته، چشم‌هایی روشن از امید، و دل‌هایی که باور داشتند: هنوز می‌توان در این خاک، ساخت، شکوفا شد، برخاست. در دات‌وان ریل، ما فقط ریل نمی‌سازیم... ما مسیر می‌سازیم؛...

94,019 views • 1 year ago •via X (Twitter)

11 Comments

غلامرضا نوری‌علا's profile picture
غلامرضا نوری‌علا1 year ago

@Oneholding1403 آقای #ب‌ـ‌ز من که از اسرار و رازها شما چیزی نمی‌دانم، روزی حبس بودید و زیر تیغ! و امروز آزاد و مشغول سرمایه‌گذاری. اگر واقعا و صادقانه به این ملک و ملت خدمتی می‌کنید، رستگار باشید و هر چه کاسبی می‌شوید، نوش جان! اما اگر برای دارایی‌های این مردم نقشه دارید، خدا به‌دادتان نرسد!

Adlin 𓃭 ♛ ✺'s profile picture
Adlin 𓃭 ♛ ✺1 year ago

@Oneholding1403 ای مادر خراب!!! ای ریدم تو واژنی که تو ازش افتادی عن سگ تو پشم نارنجی کونت که لاپای اخوند چرخیده. الان مثلا فیلم اینمدلی گذاشتی که تو کارآفرین هستی و داری جوون ها را جلب میکنی که با پول خونشوری برا خودشون زندگی بسازن؟؟؟ برده ت بشن…. ببین!!!! عاقبت خوبی نخواهی داشت بابک زنجانی

اغتشاشگر's profile picture
اغتشاشگر1 year ago

@Oneholding1403 آقای زنجانی کمک کنی به رژیم #اعتصاب_کامیونداران رو تحت شعاع قرار بدی هرجای دنیا بری پیدات میکنیم

sdq bba's profile picture
sdq bba1 year ago

@Oneholding1403 مردم حافظه‌ی عجیبی دارن؛ نیکی‌ها رو دفن می‌کنن، خطاها رو قاب می‌گیرن. بابک زنجانی قبلی از همه ی این اتهامات ۱۷هزار نفر رو از بیکاری نجات داد، اما وجدان‌های تربیت‌شده با تیتر، فقط دنبال آتش‌زدنه، نه دیدن حقیقت.

Nadia's profile picture
Nadia1 year ago

@Oneholding1403 توييت هات فقط روزى هزاربار به ما فساد ج ا را يادآورى ميكنه لعنت بهش #مرگ_بر_کلیت_و_تمامیت_جمهوری_اسلامی

ایمان سلیمانی's profile picture
ایمان سلیمانی1 year ago

@Oneholding1403 چند وقت دیگه مردم فراموشکار تو رو ناجی قلمداد خواهند کرد!!؟؟

Daughters of Persia's profile picture
Daughters of Persia1 year ago

Today, we remember Reyhaneh Jabbari, a 26-year-old Iranian woman EXECUTED for defending herself against RAPE. Imagine facing death simply for saying "No"! Western women, stand with us in amplifying Reyhaneh’s voice and all women in Iran who risk everything for their dignity and rights. #ReyhanehJabbari #WomanLifeFreedom

سعید's profile picture
سعید1 year ago

@Oneholding1403 ادبیات آشنایی داره ادمین این اکانت.

Samira Nakamötö's profile picture
Samira Nakamötö1 year ago

@Oneholding1403 آقا دزده کی برات این توییتارو میزنه؟ هرکی هست از خودتم خارکصه تره

❤️ آ.گنجششک آآبودانی قدیمی.👊❤️ (A.homayoon )👊's profile picture
❤️ آ.گنجششک آآبودانی قدیمی.👊❤️ (A.homayoon )👊1 year ago

@Oneholding1403 ننتم رو سر ک.ر من افتاد . مادر جندع .

صادق خوصیان's profile picture
صادق خوصیان1 year ago

@Oneholding1403 دستای پینه بسته خودت را نشون بده که تونستی به این ثروت برسی

Related Videos

سی سال از روزی که ساخت کنترلر و ماشین فرز پنج‌محور را شروع کردیم گذشته است. مسیر از همان اول روشن بود، اما ابزار و تجربه‌مان نه. قدم‌به‌قدم پیش رفتیم، با نمونه‌هایی که هنوز خام بودند و هر ایرادشان را باید با صبر و تکرار می‌فهمیدیم. بیست سال پیش، یکی از همان ماشین‌هایی را که با دست‌های خودمان ساخته بودیم، در غرفه‌مان در نمایشگاه روشن کردیم؛ کنترلر و ماشین، هر دو کار خودمان. همان‌جا بود که حجم واقعی مقاومت را دیدیم: از تمسخر تا برچسب‌های «وارداتی است»، «فریب است»، «نمی‌توانید». تشویق هم پیدا می‌شد، اما صدای غالب همیشه شک بود و بی‌اعتمادی. مسیر اما ادامه داشت؛ با هزینه‌های سنگین، با آزمون‌های تکراری، و با سماجتی که گاهی فقط خودمان می‌فهمیدیمش. امروز ایستاده‌ایم کنار نتیجه‌ همان مسیر طولانی: دستگاه و کنترلی که هم‌سطح بهترین‌هاست. ما پیشرفت کردیم، بسیار بهتر، ولی هنوز هم هر روز می‌شنویم: «وارداتی است»، «فریب است»، «نمی‌توانید»... #ساخت_ایران

Arthur Hovsepian

16,669 views • 9 months ago

ما را از سر بریده می‌ترسانی؟ ما اگر از سر بریده می‌ترسیدیم، در محفل عاشقان نمی‌رقصیدیم. در روزهای اخیر، نیروهای امنیتی و حکومتی با تعدادی از فعالان، زندانیان سابق و خانواده‌های دادخواه تماس‌هایی با هدف وادار کردن آنان به سکوت برقرار کرده‌اند. برخی از این تماس‌ها و پیام‌ها همراه با تهدید، حتی تهدید به مرگ، بوده است. با این فشارها و تهدیدها نه از ایران می‌رویم، نه عقب‌نشینی می‌کنیم، و نه سکوت پیشه می‌کنیم. نمونه‌ای از این تماس‌ها که در آن فرد تماس‌گیرنده با تهدید به حضور بر بالای سرم و تلاش برای ایجاد رعب و وحشت، سعی در مرعوب ساختن و ساکت کردنم دارد. این اقدامات نه تنها تاثیری در اراده و باور ما ندارد، بلکه عزم ما را برای ادامه راهی که انتخاب کرده‌ایم، استوارتر می‌سازد. از این تهدیدها نباید بترسیم؛ چرا که سکوت در برابر ظلم، خیانتی است نه تنها به خودمان، بلکه به تمامی افرادی که برای عدالت، آزادی و حقوق انسانی ایستاده‌اند. این گونه تهدیدها هرگز نمی‌تواند صدای حق‌طلبی ما را خاموش کند و ما در این مسیر با تمام توان و بدون هراس ادامه خواهیم داد.

Hossein Ronaghi

87,188 views • 2 years ago

شاهزاده رضا پهلوی‌ در صحبت‌های خود در پنل آزادی دو نکته مهم را مطرح کرد که به‌نظر من، فارغ از هرگونه قضاوت احساسی یا دور از منطق، باید دوباره درباره‌شان اندیشید. نکته اول، درباره مسئولیت‌پذیری در فضای سیاسی و مجازی بود. ایشان گفتند تکلیف ما با سایبری ها مشخص است، هر صاحب تریبون و هر فردی که در پلتفرم‌های مجازی فعالیت می‌کند، باید چند اصل را رعایت کند: احترام به فرهنگ و عقاید متفاوت، مقابله با فحاشی و هتاکی، و مهم‌تر از همه، مشخص کردن مرز خود با جریان‌های مخرب و رفتارهای غیرمسئولانه. یعنی نقد، اختلاف‌نظر و حتی مخالفت، حق طبیعی هر فرد است؛ اما این مسیر نباید به نفرت، انگ زدن و سایبری خواندن و حذف و تفرقه ختم شود. نکته دوم، بازگشت به اصل بنیادین مردم‌سالاری بود. ایشان تأکید کردند که در هر کشوری، بالاترین مرجع تصمیم‌گیری مردم و نمایندگان مردم‌اند و تنها معیار سنجش نیز صندوق رأی خواهد بود، یعنی نوع حکومت آینده را مردم تصمیم خواهند گرفت و لاغیر. ما این مسیر را فقط برای امروز طی نمی‌کنیم، بلکه برای آینده ایران و نسل‌های آینده می‌سازیم. و شاید مهم‌ترین بخش سخنانش این بود که تا رسیدن به آن روز، تا آن روز ✅باید اجازه دهیم مردم با هر عقیده، هر نگاه و هر نوع انتقادی، مادامی که در مسیر مقابله با دیکتاتوری جمهوری اسلامی ایستاده‌اند، کنار یکدیگر باقی بمانند و دچار تفرقه نشوند. جامعه‌ای که تحمل شنیدن صدای متفاوت را نداشته باشد، حتی اگر پیروز شود، دوباره در چرخه است پی نوشت: در ۴۰ سال گذشته تنها کسی که در هیچ یک از سخنانش نمی توانید نقض پیدا کنید، پهلوی است و دیگری شخصا معتقدم هر کسی به ۴ اصل اساسی ایشان معتقد باشد ، میتواند بعنوان سربازی برای آزادی فارغ از هر نوع اندیشه ای فعالیت داشته باشد این ویدیو ۱ دقیقه ای را تا آخر را ببینید

عامل ناشناس

107,225 views • 4 months ago

پرستو احمدی، تصویرگر «زن، زندگی، آزادی» در دل سرکوب و سانسور پرستو می‌گوید کنسرتی فرضی با عنوان «کاروانسرا» منتشر کرده است. کنسرتی که زیبایی آزادی و اراده زنانی که دهه‌ها تحت فشار و سرکوب حکومت بوده‌اند را برای عموم به صورت واقعی به تصویر می‌کشد. او تصویری زیبا از ایران آینده به ما نشان می‌دهد؛ سرزمینی که در آن زنان آزاد هستند، صدای زن ممنوع نیست و محدودیتی برای آن‌ها وجود ندارد. پرستو صدای میلیون‌ها زن ایرانی سرکوب‌شده است، زنانی که برای آزادی، رفاه و امنیت فریاد می‌زنند. او، همانند سایر زنان ایران، محکم ایستاده و می‌گوید «نمی‌گذاریم زنان را از جامعه حذف کنید.» هر واژه‌ با صدای او، صدای زنانی را زنده می‌کند که سال‌هاست از عرصه‌های عمومی حذف شده‌اند. او تصویرگر «زن، زندگی، آزادی» از دل سرکوب و سانسور است. آواز خواندن و ممنوع نبودن صدا و تصویر، حق ابتدایی و انسانی هر فرد است. صدای زنانی که در این شرایط می‌خوانند، نه‌تنها اعتراض به وضعیت فعلی، بلکه پیامی از سوی مردم ایران به استبداد است: «ما زنده‌ایم و در اوج محدودیت‌ها، تن به چیزی که شما سال‌ها آن را طبیعی جلوه داده‌اید، نداده‌ایم. همواره در جستجوی آگاهی جمعی بوده‌ایم که شما تلاش کردید ما را از آن غافل کنید.» سرکوب صدای زنان، «تقابل سازمان‌یافته» با آزادی و برابری اجتماعی است. هر بار که صدای گروهی از جامعه (در این‌جا زنان آوازخوان)، با زور و اجبار خاموش شود، این مسئله به نهادهای قدرت و حاکمیت مربوط است و باید دغدغه‌ی همگان باشد. بی‌شک مسئله‌ی زنان، چه در حذف صدای زنان آوازخوان و چه در دیگر ممنوعیت‌ها، مسئله‌ای همگانی در مسیر تحقق آزادی و برابری است، هرچند بار اصلی سرکوب بر دوش زنان ایران است. زنانی که هر بار فریاد برمی‌آورند و طغیان می‌کنند، عامل محرکی برای سایر گروه‌های معترض در جامعه می‌شوند. زنان، حتی زمانی‌که سلب حقوق اولیه‌شان عادی به‌نظر می‌رسد، ناگهان صدای خود را بلند می‌کنند و گفتمان سکوت را می‌شکنند. در این وضعیت، آن‌چه از ما برمی‌آید، همراهی کامل با صداهای حذف‌شده و سرکوب‌شده‌ای است که برای از هم گسیختن حصارها و زنجیرهای تحمیلی خود می‌جنگند. پاینده ایران زن، زندگی، آزادی

Hossein Ronaghi

126,780 views • 1 year ago

کلمات در برابر اندوهی که این روزها بر سینهٔ شما اهالی افغانستان سنگینی می‌کند، چقدر حقیرند. چقدر سخت است دیدنِ بال‌هایی که برای پرواز آفریده شده‌اند، اما در قفسِ تاریکی و محدودیت گرفتار مانده‌اند. خواهران ما، غمِ شما، غمِ ماست. بغضی که در گلوی شماست، در قلب ما می‌شکند. می‌دانیم که پشت این سکوتِ تحمیلی، چه رؤیاهای بزرگی پنهان شده و چه استعدادهای درخشانی در کتاب‌ها و دفترهای بسته‌تان در انتظارِ روزنه‌ای از نورند. تاریخ بارها ثابت کرده است که هیچ تاریکی‌ای ابدی نیست و هیچ زمستانی نمی‌تواند جلوی رویشِ بهار و شکوفه‌های امید را بگیرد. دست‌هایتان را از دور می‌فشاریم و با تمام قلبمان به امید روزی هستیم که دوباره خورشیدِ آگاهی و رهایی بر آسمانِ آرزوهایتان بتابد و صدای خنده‌ها و قدم‌های استوارتان در کوچه‌ها، مدرسه‌ها و دانشگاه‌ها بپیچد. ما صدای سکوت شما هستیم؛ شما تنها نیستید. متن از موسسهٔ نیمروز Nimruz Institute

فلات ایران

13,546 views • 3 months ago

از «پادگان ایدئولوژی» تا «قلب تپنده آزادی»؛ روایت سقوط یک امپراتوری فکری در نجف‌آباد. من به عنوان کسی که بیش از سه دهه در نجف‌آباد زندگی کرده، روزی به طلبه و پاسدار شدن فکر می‌کرده و سال‌ها در سیستم «خودسازیِ حکومتی» بوده، امروز از یک دگردیسیِ بزرگ می‌نویسم. ما نسل‌های ۶۰ تا ۸۰ این شهر، تمام جوانی‌مان را در کانون مساجد، کلاس‌های قرآن و پایگاه‌های بسیج جا گذاشتیم. ما کسانی بودیم که با صدای اذان قد کشیدیم، در مراسمات محرم و شب‌های قدر اشک ریختیم، کارت بسیج در جیب داشتیم و حتی در مقطعی، رویای «مدافع حرم» شدن را در سر داشتیم. ما «خودی‌ترین» فرزندان این سیستم بودیم. اما چه شد که ورق برگشت؟ فاجعه از جایی شروع شد که مرزها جابه‌جا گشت. وقتی در فراخوان ۱۸ و ۱۹ دی ماه، روبروی کسی ایستادیم که روزی در صف اول نماز جماعت کنارمان بود. وقتی دیدیم کسی که با او قرآن حفظ می‌کردیم و هیئت میرفتیم، حالا در لباس نیروی سرکوب، ماشه را به سمت ما می‌چکاند. آنجا بود که مفهوم «دوست و دشمن» برای همیشه در ذهن ما فرو ریخت. من امروز با صدای بلند می‌گویم: آنچه به ما آموختند، ایمان نبود؛ یک «سیرک مذهبی» بود که جوانیِ ما را بلعید. ما دیدیم که چگونه تمام مقدسات، سپرِ سرکوب شدند. حالا نجف‌آباد دیگر آن ویترینِ یکدست سابق نیست. مردم این شهر از مذهبی و سنتی تا جوانان نسل جدید راهشان را جدا کرده‌اند. امروز بر سر مزار فرزندان ایران، به جای نوحه‌های تحمیلی، سرود «ای ایران» طنین‌انداز است. رقص پرچم شیر و خورشید، آتش‌بازی و صدای موسیقی، نشان از یک انتخاب بزرگ دارد: انتخاب هویت ملی و انسانی بر فراز یک ایدئولوژیِ ورشکسته. نجف‌آباد ثابت کرد که حتی در دل پایگاه‌های سنتی، دیگر آن وحدت سابق وجود ندارد. ما بیدار شدیم، چون حقیقت از گلوله قوی‌تر است. آگاهی امروز ما، بهای سنگینی بود که با سوختنِ جوانی‌مان پرداختیم؛ اما حالا مسیر بازگشت به وطن را پیدا کرده‌ایم. #نجف‌آباد #نجف_آباد

mostafa

11,498 views • 7 months ago

در تلویزیون ملی ایران خواند. آن روزها شادی، شوق زندگی و رهایی را می سرود. بعدها که سایه سیاه رژیم جمهوری اسلامی بر وطن افتاد او همچنان خواند از وطن، غربت و آزادی. آزادی را فدای کلمه نکرد. سینه‌اش برای ایران سپر بود و می‌دانست هیچ زورگویی بر فرهنگ ایرانی غالب نشده است. او مبارزی رقصان، مشتاقانه سیاست را زندگی کرد. درد عمیق ایران را می‌دانست و برای وطن نه تنها از مال که از جان مایه گذاشت. برای او غریب بود که مردم فروغ فرخزاد و پروین اعتصامی را نشناسند. برای او عجیب بود که بتوان برای وطن گریست اما به پانخاست. او درد می‌کشید از حکومت جانیان بر خاک ایران و این درد را به فریاد رسایی تبدیل کرده بود تا ما را به مبارزه بخواند برای نجات ایرانی که عاشقش بود. تمام سعی و کوشش بر این بود که در طول این راه پر از درد و رنج و غم و مشقت چیزی به بار فرهنگی مردم بیافزاید. برای آن که بیافزاید، از خود کاست و زمزمه‌ی امیدوارانه‌ی پرشور و عاشقانه‌اش در گوشمان جاوید ماند. آنچنان که خود با عشقی ناب به ایران می‌گفت «باشد که روزگار ظلم به سر آید و آفتاب برآید و حقیقت در چهره مردم بدرخشد و عشق آن سپیده دمی گردد که به سوی آن گام برمی‌داریم. من با عشق به دنیا آمده‌ام، با عشق زندگی کرده‌ام و با عشق هم از دنیا می‌روم تا آن چیزی که از من باقی می‌ماند فقط عشق باشد.» #فریدون_فرخزاد #ملی_گرایان

انجمن ملی گرایان ایران

66,116 views • 3 years ago