Загрузка видео...

Не удалось загрузить видео

На главную

وقتى مردا ميگن: ظاهر اصلاً برامون اهميتى نداره…

134,042 просмотров • 1 год назад •via X (Twitter)

Комментарии: 0

Нет доступных комментариев

Здесь появятся комментарии из оригинального поста

Похожие видео

یکی به این …. بگه به تو چه کی چی میپوشه و من ترجیح میدم آدم باشم آدم فروش نباشم مثل تو. این‌همه ژل لب با آرایش... اصلاً این چهره، با حجاب، مقبولِ جمهوری اسلامی هست؟! 🔹اصلاً در هیچ‌جای دنیا کسی به این فکر نمی‌کنه که «اندامم رو نشون بدم تا نشان‌دهنده آزادی، پیشرفت و باکلاسی باشه»؛ چون نوع پوشش مثل نفس کشیدن یک امر کاملاً طبیعی و حق فردیه و کسی اصلاً به این مفاهیمی که تو می‌گی فکر نمی‌کنه. 🔹اینکه یه نفر کجا چی می‌پوشه یا نمی‌پوشه، یا چقدر و کجاش ژل می‌زنه به کسی ربطی نداره؛ دقیقاً همون‌طور که قیافه کریه‌تو به بقیه ربطی نداره! اگه من از قیافه‌ت خوشم نمی‌اد، دلیل نمی‌شه هیچ‌کس دیگه‌ای هم نپسنده. 🔹خیلی هم طبیعیه که یه مرد دوست داشته باشه زنش به‌روز بگرده و براش خرج کنه (خرج بکنن یا نکنن هم باز به خودشون ربط داره). اصلاً مانتو چیه؟! زن می‌تونه تاپ و دامن کوتاه بپوشه؛ پوششی مثل مانتو تو تمام دنیا عجیبه! این فقط جمهوری اسلامیه که مردم رو مجبور می‌کنه. (مسلمون‌های کشورهای دیگه با انتخاب خودشون حجاب می‌ذارن، اما جمهوری اسلامی همه‌ی عقاید رو مجبور می‌کنه). 😵‍💫بخشی از افاضات این خانم با این ظاهر و حجاب: «نمایش اندام‌های خصوصی یک خانم به هیچ عنوان تو هیچ کجای جهان نشان‌دهنده آزادی، پیشرفت و باکلاسی نیست.»🤜 «یک سری چیزارو کف خیابون پوشیدید، طرف رو تخت‌خواب واسه شوهر خودش با خجالت تن می‌کنه!»🤜 «اونی که میاد به تو میگه بروز باش، پول بهت میدم برو موهاتو بلوند کن، اون مانتو کوتاه‌تو بپوش، ساپورت بپوش، دستتو می‌گیره، تو شهر نشون همه دوستاش میده... اون می‌خواد به واسطه تو خودشو بکشه بالا... بگه ببین، کیو مخ کردم!»🤜 با همین قیافه اومدی داری افکار جمهوری اسلامی رو پروموت می‌کنی؟!😵‍💫 همون‌طور که تو عکس‌های پیجش می‌بینید، کل پیجش موهاش بیرونه؛ حالا به دستور ارباباش اومده از حجاب می‌گه! 😆

Elham

22,440 просмотров • 2 месяцев назад

اینم جالبه. یک ریاضی‌دان فرانسوی به اسم لاپلاس یک ایده مطرح کرد که امروز بهش می‌گیم شیطان لاپلاس. خلاصه‌ش اینه که اگر یک شیطان ریاضیات(ابرکامپیوتر) با قدرت محاسباتی نامحدود بتونه در یک لحظه تمام پارامترهای فیزیکی جهان، مثل موقعیت و تکانه‌ی تمام ذرات، و تمام قوانین حاکم بر ذرات رو دقیقاً بدونه، در یک جهان کاملاً جبری فقط یک مسیر قطعی برای آینده شکل می‌گیره. برای این شیطان تفاوت بنیادی بین گذشته و آینده وجود نداره. چون برخلاف ما که آینده برامون نامعلومه چون اطلاعات کافی برای محاسبه‌ اش رو نداریم؛ این شیطان به خاطر دسترسی بی پایان به دیتا دقیقا میدونه چی میشه این معادله ینی جبر مطلق و نبود اراده در ذرات هرچند چندتا مشکل جزئی داره. مثلا اگر از دید مکانیک کوانتومی نگاه کنیش، دیگه نمی‌تونی فرض کنی که موقعیت و تکانه‌ی یک ذره رو هم‌زمان با دقت نامحدود می‌دونی. ضمن اینکه در تفسیر استاندارد مکانیک کوانتومی، بعضا نتایج به شکل احتکالاتی توصیف می‌شن. حتی تو یک سیستم کاملاً جبری هم می‌تونی آشوب داشته باشی، یعنی اختلاف فوق‌العاده کوچیک در شرایط اولیه، در طول زمان به نتایج بسیار متفاوتی منجر بشه. نسبیت هم تصویر کلاسیک لاپلاس رو پیچیده‌تر می‌کنه، چون یک حال مطلق و جهانی که همه‌ی ناظرها(موجود دارای خود آگاهی) روی اون توافق داشته باشن وجود نداره. از طرف دیگه، در مکانیک کوانتومی ناظر لزوماً یک موجود هوشمند نیست و میتونه یک سیستم خود اصلاح گر باشه. خلاصه‌ش اینه که حتی اگر فرض کنیم یونیورس در بنیادی‌ترین سطح خودش کاملاً جبریه و از هر وضعیت فقط یک مسیر فیزیکی مشخص شکل می‌گیره، باز هم لزوماً نمی‌شه اون مسیر رو با دقت کامل محاسبه یا پیش‌بینی کرد. هرچند که جبر قطعیه ولی حتی شیطان لاپلاس هم نمیتونه از این جبر خارج بشه مسیر این جبر رو طوری بفهمه که ماهیت زمان براش بی اهمیت بشه.

nuttchicken (the second)🇮🇷

17,999 просмотров • 10 дней назад

این سخنرانی ساعدی یک نمونۀ عالی برای اینه‌که ببینیم یک نویسندۀ روشنفکر چپ چه توانایی بالایی در جذب مخاطب داره. در نیمۀ دوم مهر ۱۳۵۶، انجمن فرهنگی ایران و آلمان، موسوم به «انستیتو گوته»، به پیشنهاد کانون نویسندگان ایران ــ که در واقع کانون اصلی روشنفکری چپ ایران بود ــ برنامۀ «شب شعری» برگزار کرد که به «شب‌های شعر گوته» معروف شد. ده‌ها نویسنده، عمدتاً چپ، در این مراسم سخنرانی کردند و با صراحتی کمتر یا بیشتر به حکومت شاه تاختند. گفته می‌شه که تا چند هزار نفر در این مراسم شرکت می‌کردند و این برنامه از نقاط عطفِ جرقه انقلاب بود. برای کسی که چندان آشنا به مسائل نظری نیست، این سخنرانی ساعدی همون‌قدر مفتون‌کننده‌ست که سخنرانی‌های علی شریعتی برای دانشجویان فنی در حسینیۀ ارشاد می‌تونست باشه. جوان دانشجوی رشتۀ مکانیک اطلاعاتی از تاریخ اسلام نداشت... اما وقتی کسی براش تاریخ صدر اسلام رو به کف خیابون‌های تهران می‌آورد و به مسائل روز گره می‌زد و به ویژه ظاهری مترقی بهش می‌داد، سحر می‌شد؛ طلسمی به گردن اون جوان می‌انداخت که او رو سال‌های سال تا اردوگاه اشرف می‌کشید. به صحبت‌های ساعدی دقت کنید... دقیقاً مانند کسیه که هر چی دم دستش میاد پرتاب می‌کنه. داره به «شبه‌هنرمندان» حمله می‌کنه، اما این شبه‌هنرمند یک چهرۀ ساختگیه؛ یک شخصیت فرضیه. یعنی نمی‌دونی الان مصداق این ویژگی‌ها چه کسیه... فقط یک سری سرنخ وسط حرفش می‌تونید پیدا کنید: مثلاً یهو می‌گه «دلقک‌بازی گوگوش و ستار»؛ اشتباه نکنید! منظورش این نیست که گوگوش و ستار شبه‌هنرمند بودند! نه! اصلاً گوگوش و ستار هنرمند نبودند که بخوان به مقامِ «شبهِ»هنرمندی تنزل درجه داده بشن! بلکه متوجه می‌شید شبه‌هنرمند کسیه که گوگوش و ستار رو تأیید می‌کنه. یا مثلاً متوجه می‌شد شبه‌هنرمند کسیه که به گفتۀ ساعدی از اینکه «چارتا کون‌نشور آمریکایی» آثارش رو دیدند، خوشحاله! متوجه می‌شید شبه‌هنرمند کسیه که مشکل سیاسی نداره، کسیه که در جشنواره‌ها شرکت می‌کرده، به جشنواره‌های کشورهای دیگه می‌رفته... و طبعاً چون ساعدی با «جشن و مهمونی» خیلی مشکل داشته، تأکید می‌کنه که شبه‌هنرمند «از این جشن به اون جشن می‌ره». در نهایت متوجه می‌شید که رفقای تامغزاستخوان‌چپِ ساعدی، یعنی به‌آذین و گلشیری و تنکابنی و شاملو، هنرمند واقعی‌اند. هر کسی غیر از این جمعِ قدیسان می‌تونه در زمرۀ این نقد روشنفکرِ متعالیِ ما قرار بگیره. این روشنفکری هر توانایی‌ای نداشته باشه، قطعاً توان تخریبی فوق‌العاده بالایی داره ــ اصلاً شاید «تخریب» بزرگ‌ترین ویژگی این روشنفکری باشه؛ تخریبی که البته مقادیر زیادی از ماهیتش ساختۀ چپ‌گراییه. از مهدی تدینی

فلات ایران

26,488 просмотров • 10 месяцев назад

بخش‌هایی از صحبت‌های امین بزرگیان در گفت‌وگو با میلاد پورعیسی: ‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ نسخه کامل این مصاحبه را می‌توانید در کانال یوتیوب هامون تماشا کنید: ‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ امین بزرگیان: برخلاف تصوری که وجود داشت نسبت به مداخله خارجی در ایران، خب روند جوری شد که این مداخله خارجی مورد استقبال عمومی قرار نگرفت. حالا اینکه مورد استقبال عمومی قرار نگرفت ؛ اصلاً فراموش نکنیم که یکی از زنجیره‌های این پروژه این بود که ما وقتی آسمان رو اشغال کردیم، روی زمین یه اتفاقاتی خواهد افتاد.‼️‼️ این مشاوران و اینا رفتن، مشاوران راستگرا و اپوزیسیون رفتن به این آمریکا و اسرائیل گفتن آقا شما اگر چنانچه فلان جا رو بزنید و آسمون رو بگیرید و اینا، مردم اینقدر عاصی‌ان که میان تو خیابون.‼️‼️ نمونش، نمونه کار شما جنبش‌های مردمی رو ببینید، مردم اومدن تو خیابون. ‼️اون جنبش‌ها به خاطر این به سرانجام نرسید که سرکوب شد ‼️و اگر چنانچه شما این نظم سرکوب‌کننده رو، چه می‌دونم، تضعیف کنید یا از بین ببرید، این به سرانجام می‌رسه، تبدیل میشه به انقلاب. بعد خود شما هم، مخالف پروژه شما هم نیست که نمی‌خواید دیگه در کشورهای خاورمیانه مثل عراق و افغانستان بیاید ‼️و مداخله کنید، خود همین میشه انقلاب. خب این روشن بود، یعنی مشخص بود کسانی که این مشورت رو دادن به آقای آمریکا و آقای اسرائیل، سرسوزنی شناخت از جامعه ایران نداشتن. نمی‌شناختن جامعه ایران. یعنی نرفته بودن حتی این تحقیقات اجتماعی رو ببینن، خصلت‌های جامعه رو ادراک بکنن. یه سری آدم سیاسی بودن که مواجهه‌شون با جامعه ایران این بود که یه سری آدم هر از چند وقت یه بار اومدن تو خیابون و اعتراض کردن و کلاً این چیز رو، این خبر هم بهشون رسیده بود که مردم به اینجاشون رسیده. خب این دو تا رو کنار همدیگه گذاشتن به صورت مکانیکی و گفتن این جامعه، جامعه انقلابی‌ه، جامعه‌ای که درمیاد توی خیابون. در حالی که این ناشی از عدم شناخت جامعه ایران بود.‼️ به چند دلیل. حالا دلایل مختلف و متعددی رو میشه مطرح کرد که اساساً حتی اون وقتی که جامعه می‌اومده بیرون اعتراض می‌کرده، این جنبش، جنبش اعتراضی بوده یا جنبش انقلابی بوده؟ این رو باید اساساً ما سوژه انقلابی در ایران داریم یا سوژه معترض داریم در ایران؟ ‼️پیوندهای جامعه با دولت چه نوع پیوندیه؟ آیا اون پیوندی هست که بشه از توش چیزی تحت عنوان انقلاب رو درآورد؟ انقلاب یعنی تغییر حکومت و فلان این حرفا. بعدشم چیزی که مفروض چیزشون بود این بود که آقاجان، ما در فقدان تمام عناصر انقلاب ‼️‼️مثل رهبری، مثل سازماندهی، مثل چه می‌دونم همه این چیزا، اعتصابات و این حرفا، ‼️‼️اینا رو نداریم و نمی‌تونیم درستش بکنیم و اینا. اینا رو همه رو حواله می‌دادن به اینکه این به خاطر چی سازماندهی نداریم، به خاطر چی اینا رو نداریم؟ که سرکوبه. خب که اینم گفتن به جای همه اینا که نداریم، آمریکا رو داریم، این بیاد. ‼️‼️ فکر می‌کردن که یک راه میانبری وجود داره برای انقلاب. برای همین هم از ‼️‼️کلمه براندازی ‼️‼️استفاده می‌کردن، از کلمه انقلاب استفاده نمی‌کردن، به خاطر اینکه می‌دونستن که این نمی‌تونه انقلاب باشه. انقلاب یه پدیداری از پایینه، احتیاج به سازماندهی داره، احتیاج به پیوند نیروها داره، اتحادهای درون بین طبقات داره، هزار تا چیز دیگه داره، نمیشه اینجوری. برای همین گفتن براندازی. براندازی یعنی که حکومت بره، فقط همین. ‼️‼️ یعنی اون هدف نهایی انقلاب رو فقط منظورشون بود. اون فرایندی که ما به اینجا برسیم، گفتن امکاناتش وجود نداره، اینو آمریکا برامون انجام میده.‼️‼️‼️ همه این عوامل رو وقتی کنار هم می‌ذارید، پس اصلاً چیز عجیبی نبود که جامعه در معرض جنگ وقتی قرار می‌گیره، تن نمیده به اون، به این پروژه.‼️ یعنی با وجود تمام مشکلاتی که داره، با تمام اینکه اصلاً نمی‌خواد سر به تن دولت باشه، ‼️اینی که بخواد وارد چنین پروژه‌ای بشه، این براش غیرممکنه. چرا؟ خیلی ساده‌ست آقای پورعیسی، به خاطر اینکه جامعه، جامعه مدرنیه. جامعه‌ایه که تا حد زیادی دموکراتیکه. تو این جامعه سال‌ها کار شده. حالا ما نتایج ملموس مادیشو نداریم، ندیدیم هنوز، اما ببین، ۲۰۰ سال پیش حدوداً انقلابی شده تو این مملکت، همزمان با اروپا. بعد خود این سازوکار از درون یک انقلابی بیرون اومده به نام ۵۷. و از نیمه دهه ۷۰ تو مملکت آدما کتاب چاپ شده، روزنامه چاپ شده، ارزش‌های دموکراتیک مهم شده، فلان. همه اینا غیب نمیشه توی جامعه‌ای، هرچقدر هم مسئله داشته باشه. حالا یه موقع است ما فقط به صداهای بلند توجه می‌کنیم، لحظات بیان خستگی‌ها، لحظات بیان خشم‌ها. با اینا نمیشه معیار فهم گذاشت. لینک کانال یوتیوب هامون:

آرش یوسفی -ARASH

12,708 просмотров • 2 месяцев назад

می‌شود یکی به ما بگوید این محمدباقر قالیباف که پدربزرگش در ازبکستانِ زمان روسیه شوروی بوده، چطور در ایران و آن هم در زمان جنگ ظاهر شده است؟ یعنی در دوران شوروی، از ازبکستان که هیچ‌کس حق خروج، مخصوصاً خروج به ایران را نداشت، چطور پدری با نام «غالب‌اوف» یا «Qalibov» که نام خانوادگی رایج در ازبکستان است، سر از ایران درآورده است؟ اصلاً در زمان شاه مگر اجازه می‌دادند کسی به‌راحتی از شوروی به ایران بیاید؟ قالیباف که احتمالاً نامش روسی بوده و آن را تغییر داده، چطور از سرداران سپاه سر درآورده و ناگهان فرمانده نیروی هوایی سپاه شده است؟ مگر می‌شود بدون اجازه روسیه، او به چنین جایگاهی رسیده باشد، آن هم در بخشی که گفته می‌شود تجهیزات و آموزش آن تحت نظر روسیه است؟ حالا ترامپ چطور قالیباف را پیدا کرده است؟ آیا ممکن است در تماس‌های تلفنی، پوتین او را قانع کرده باشد که قالیباف تحت دستورات روسیه عمل کند و اطلاعاتی مانند محل سرداران یا رهبر را منتقل کند تا از شرشان خلاص شوند و به آمریکا کمک کند که بمب هسته‌ای ساخته نشود و حتی تجهیزات و اورانیوم غنی‌شده تحویل داده شود؟ این دیدگاه مطرح می‌کند که قالیباف، که احتمالاً نام واقعی‌اش «Qalibov» (به معنای غالب یا پیروز) بوده، از سوی اطلاعات روسیه وارد سپاه شده، چون اهل ازبکستان بوده و فارسی بلد بوده است. همچنین ممکن است به فرماندهان سپاه که به روسیه می‌رفتند، همان‌طور که گفته شده، آموزش‌ها را به زبان فارسی منتقل می‌کرده است. در نهایت، این سؤال مطرح است که چرا «غالبف» مهم است؟ چون بر اساس این دیدگاه، در واقع این روسیه است که با ترامپ معامله می‌کند و «غالبف» نقش مجری داخلی در ایران را دارد! و همه این‌کشتارها بدستور روسیه بوده است Reza Pahlavi Saeed Ghasseminejad

B.B. Goal👑☀️

154,809 просмотров • 6 месяцев назад