Sensitive content

This media may contain sensitive content.

Загрузка видео...

Не удалось загрузить видео

На главную

وقتی نفر سوممون شب خونمون میمونه و دوباره دلش میخواد لیلا رو بکنه😍😍 #کاکولد #هاتوایف #cuckold #hotwife

25,341 просмотров • 10 месяцев назад •via X (Twitter)

Комментарии: 0

Нет доступных комментариев

Здесь появятся комментарии из оригинального поста

Похожие видео

▫️ ماجرای ضرب و شتم شدید کارتن خواب‌های حجاب بان جلوی مجلس! جمعه شب ۸ فروردین ۱۴۰۴ ساعت ۹ شب ۳۰۰ نیروی یگان ویژه پلیس به کارتن خواب های متحصن خواهان ابلاغ قانون #حجاب_اجباری جلوی مجلس حمله کردند. این نیروها، نر و ماده‌های پلشت متحصن رو به شدت کتک زدند و به داخل ون انداختند. یکی دو نفر از ماده‌های چادری در حین دستگیری به ماموران التماس میکردن که ما حامله‌ایم! (چقد گرفتی آخه با اینکه حامله‌ای اومدی شب و روز تو خیابون ولو شدی؟) ماموران یگان ویژه پس از اینکه در داخل ون هم این افراد رو کتک زدند پس از ۲ ساعت حدود ۱۱ شب اونا رو کتک خورده و خون‌آلود در بیابان‌های اطراف بهشت زهرا از ماشین بیرون میندازن. چند نفر از ماده کفتار‌ها به بیمارستان منتقل شدند. این حمله با درخواست و تماس دیروز قالیباف با سردار احمدیان، دبیر شورای عالی امنیت ملی و با چراغ سبز شخص علی خامنه‌ای صورت گرفته است. ▫️ همین حرامزادگان وقتی ما می‌گفتیم #مهسا_امینی رو در داخل ون سرش رو به سقف کوبیدن که منجر به خونریزی مغزی و مرگش شده، با تمسخر انکار می‌کردند.

مملکته

28,846 просмотров • 1 год назад

این پاسخ درخشان ترامپ، آیینه تمام‌نمای رنج و خواست مردم ایران و بی‌اثر بودن تمام تلاش جمهوری اسلامی در راستای پروپاگاندای داخلی و خارجی "ضد جنگ" این چند وقت اخیر بود. سیم‌کارت سفید، اصلاح‌طلب و چپی/مقاومتی رو با‌هم شست برد. خبرنگار از ترامپ پرسید: چرا مردم ایران باید زیرساخت‌های کشورشون بمباران بشه و برقشون قطع بشه؟ آیا این کار، مردم رو قربانی کارهای حکومت نمی‌کنه؟ ترامپ جواب داد: اون‌ها حاضرن… بله، واقعاً حاضرن. این رنجه، اما حاضرن تحملش کنن تا آزادی داشته باشن. ایرانی‌ها… می‌دونید، ما بارها پیام‌های دریافت شده (به مضمون) داشتیم که می‌گفتن: «لطفاً بمباران رو ادامه بدید.» حتی وقتی بمب‌ها نزدیک خونه‌شون می‌افتد، می‌گن: «لطفاً بمباران رو ادامه بدید. انجامش بدید.» و این‌ها مردم همون جاهایی هستن که بمب‌ها منفجر می‌شن. وقتی ما می‌ریم و اون مناطق رو نمی‌زنیم، می‌گن: «لطفاً برگردید، برگردید.» این‌ها همون مردمن. من دقیقاً نمی‌دونم چه کار می‌کنن، اما تنها چیزی که می‌تونم بگم اینه که اون‌ها آزادی می‌خوان. ایرانی‌ها تو دنیایی زندگی کردن که شما هیچ چیزی درباره‌ش نمی‌دونید. یه دنیای خشونت‌آمیز و وحشتناک. اگه اعتراض کنید، شلیک می‌کنن. یادتونه اون اعتراض بزرگ زنان؟ جایی که ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار زن جمع شدن تا اعتراض کنن؟ و ناگهان: بوم، بوم… تو پنج یا شش نقطه، یک زن درست بین دو چشم هدف قرار می‌گرفت. تک‌تیراندازها. فقط پنج یا شش تک‌تیرانداز کافی بود. و اون ۴۰۰–۵۰۰ هزار زن گفتن: «خدای من، این چیه؟» بعد چند نفر کشته شدن، مردم شروع کردن به دعا خوندن: «خدای من، چه کسی چنین کاری می‌کنه؟» این‌ها مردم فوق‌العاده‌ای هستن، اما زندگی‌شون وحشتناک بوده. می‌دونید، ایران کشور بزرگی بوده. اگر ۲۵ سال پیش برگردیم… مردم ایران، فوق‌العاده باهوش و درخشان هستن. من خیلی از اون‌ها رو می‌شناسم. از وقتی نیویورک بودم، افراد زیادی از ایران رو می‌شناختم. اون‌ها مردم فوق‌العاده، پرانرژی و باهوش هستن. اما وقتی تو یه جمعیت ایستادید و اعتراض می‌کنید… و زنی، درباره همون راهپیمایی زنان… همه می‌گفتن: «این پایان حکومته.» اما بعد تک‌تیراندازها شروع کردن به انتخاب افراد. هر کدوم رو از فاصله دور، درست بین دو چشم می‌زدن. روی پشت‌بام‌ها بودن. هیچ‌کس حتی نمی‌دونست از کجا شلیک می‌کنن. این مثل مسلسل نبود (که اون هم خیلی بده و حتی اخیراً انجام شده). این تک‌تیراندازها روی پشت‌بام بودن و زنان رو هدف می‌گرفتن. وقتی مردم می‌دیدن افراد یکی‌یکی زمین می‌افتن، جمعیت ناگهان شروع می‌کرد به فرار… و دیگه هیچ‌وقت بیرون نیومدن. خیلی از رسانه‌ها درباره این موضوع حرف نمی‌زنن. اون‌ها فقط درباره «حقوق زنان» حرف می‌زنن. می‌خواین حقوق زنان رو ببینید؟ اونجا نمی‌بینید. برای من عجیبِ وقتی بعضی افراد احمق مثل AOC و اون گروه درباره «آزادی برای ایران» حرف می‌زنن، اما واقعیت‌ها رو نمی‌گن. زنان، مردان، همجنس‌گرایان… اصلاً «همجنس‌گرایان طرفدار ایران»؟ اون‌ها همجنس‌گرایان رو می‌کشن. از بالای ساختمان پرت می‌کنن. پس واقعاً تعجب می‌کنم چه خبره. تنها چیزی که می‌تونم بگم: اون‌ها می‌خوان بمباران ادامه پیدا کنه، حتی اگه خطر داشته باشه. چون زندگی‌شون همین حالا هم در خطره. اون‌ها آزادی برای ایران می‌خوان. اما اعتراض کردن براشون خیلی سخته. حتی خودم بهشون می‌گم: «بیرون نرید.» کاملاً می‌فهمم. هیچ‌کس در این شرایط بیرون نمی‌رفت. فکر نمی‌کنم کسی این کارو بکنه. چون مسئله شجاعته؟ نه. همه شجاع هستیم. شما شجاعید، من شجاعم. اما باهوش هم هستیم. اگر کسی با بهترین تفنگ‌ها به سمت شما شلیک کنه و هر بار دقیقاً بین دو چشمتون بزنه… و ببینید یکی اینجا، یکی اونجا می‌افته… شما فوراً می‌رید. مهم نیست کی هستید.

Immortal 🇮🇷

54,703 просмотров • 5 месяцев назад

پیام: «یه مزدور قاتل رو میخوام معرفی کنم ولی تریبونی ندارم و کسی هم نمیشناسم که تو این راه کمکم کنه: دکتر ایوب توکلیان متخصص طب اورژانس بیمارستان سوانح طالقانی مشهد. یه کثافت عرزشی تمام عیار. ۱۸ام روز اول فراخوان شاهزاده، ساعت ۱۰ونیم شب بود که سیل بچه‌های مجروح و تیر خورده سمت بیمارستان ما اومد، اورژانس بیمارستان دریای خون بود و جای سوزن انداختن نبود. این عوضی اون شب کشیک بود. به چشم میدیدم و میشنیدم که CPR بچه‌هامون که هنوز علائم حیاتی ضعیفی داشتن رو زودتر از موعد ختم اعلام میکرد و میگفت بذارین این کثافتا بمیرن تا دیگه آشوب درست نکنن و آمبولانسامون رو آتیش نزنن (البته که بچه‌های پرستار به حرفش گوش نمیکردن). موردی که خودم با چشمای خودم شاهدش بودم یه پسر ۱۵ یا ۱۶ ساله بود که گلوله جنگی به ران پا خورده بود و شریان فمورال رو پاره کرده بود. از پاش مثل آبشار خون میریخت. پدرش جلوی این آشغال التماس میکرد که به داد بچم برس ولی این میگفت اول برین تشکیل پرونده بدین بعد من میام ویزیت میکنم!!!! تو روزهای عادی و روتین مریض اورژانس که میاد اول به سرعت اقدامات درمانی شروع میشه و وقتی اوضاع استیبل شد از همراهی میخوان کارای تشکیل پرونده و بستری رو انجام بده. اون طفلک بخاطر خونریزی زیاد و شوک هموراژیک جاویدنام شد. وسط اون جهنم با همراهای بچه‌هامون بخاطر حجاب درگیر میشد. با دستای خودش با تصمیمای خودش اون شب دست کم ۲۰ تا ۳۰ نفر از بچه‌هامون رو کشت. این کثافت از اون حرومیایی که کف خیابون به سمت بچه‌هامون تیراندازی کردن هیچی کم نداره. این هم بگم که این آشغال به کلّاش و شیاد بودن هم معروفه. روی پیشونی جای مهر داره ولی بخاطر پول و کارانه‌ای که به پزشکا تعلق میگیره هر کار کثافتی که فکرش رو بکنین انجام میده. نمونه بارزش اینه که واسه مریضی که به اصطلاح اکسپایر شده و فوت شده و عملیات احیا و CPR تموم شده میاد چست تیوب میذاره، یا میاد cvلاین میگیره یا میاد خون تزریق میکنه. باور کنین که میاد به جسد خون تزریق میکنه فقط بخاطر اینکه توی پرونده بیمار کد ثبت بشه و بتونه پول بیشتری بگیره حتی از کسی که فوت شده. اسمش رو سرچ کنین تو آپارات هم یه ویدئو ۵۰ دقیقه‌ای هست که رفته صداوسیما نمیدونم چه برنامه‌ای هست که مصاحبه میکنه و هممون رو تروریست و فریب خورده خطاب میکنه. دقیقا خزعبلاتی که ج‌ا داره جار میزنه. توی بخش هم همیشه با همکارا یا بیمارا و همراهاشون درگیره بحاطر حجاب و مسائل اعتقادی. این کثافت امروز هم شیفت بود. حق این عوضی نیس که راست راست راه بره درحالیکه دستش به خون بچه‌هامون آغشته‌اس.»

ـــه

140,667 просмотров • 7 месяцев назад

میخوام براتون یه تکه از مصاحبه شاهنشاه آریامهر رو با دیوید فراست بذارم که قطعا شاهکاره. بعد از دیدنش چندین برابر بیشتر عاشق اعلیحضرت عزیز خواهید شد. خبرنگار: مقامات رژیم اسلامی میگن شما بین ۶ تا ۵۶ میلیارد دلار با خودتون آوردین. ثروت شما چقدره؟ شاهنشاه: اینا اصلا میدونن ۱۰۰ میلیون چندتا صفر داره که درباره میلیارد حرف میزنند؟ خبرنگار دوباره میپرسه. شاهنشاه: کسی درباره ثروتش حرف نمیزنه اما قطعا خیلی کمتر از بسیاری از میلیونرهای آمریکایی. یه بار به یکی گفتم تو چقدر حاضری دارایی من رو بخری. حالا دوست دارم پیشنهاد اینا رو ببینم. چقدر حاضرن بدن که من این ۵۶ میلیاردی که میگن رو بهشون بدم. خبرنگار: اگه من پیشنهاد یک میلیارد بدم، به نظرتون من سود میکنم یا شما؟ شاهنشاه: من تنها وقتی درباره‌ش حرف میزنم که پیشنهاد، روی کاغذ، ثبت و مهر و موم و تایید و پذیرفته شده از سوی دادگاه باشه. خبرنگار: یعنی منو دست میندازید که همچین پولی ندارم؟ شاهنشاه: آره خب تو همچین پولی نداری. داری؟ (چه خنده قشنگی میکنه😍) خبرنگار: قطعا نه! شاهنشاه: دیدی (بلوف زدی)! خبرنگار: ولی شما چی همچین پولی دارین؟ شاهنشاه: لطفا آفِرت رو بردار بیار! اگر کسی بتونه چنین پولی پیدا کنه یا بخره، من خودم تا آخر عمرم با کمال میل مشتاق و خریدارِ چنین معامله‌ای هستم! #جاویدشاه

بابک ِ وزیر

22,361 просмотров • 1 месяц назад

پیکر حدود ۷۰ جاویدنام رو پرت می‌کنند تو اون چاله. دوباره زباله میارن از همون معدن، میریزن روشون، بنزین میریزن روشون... آتش می‌زنند. سپاهیا همونجا وایمیستن تا همه‌چی بسوزه، بعد زباله جدید از معدن میارن میریزن روشون... روی همون سوخته‌ها. همون بعدازظهر، جنگل‌های جاده امامزاده هاشم رو آتش🔥 زدن که دود جنگل با دود سوختن اون پیکرها قاطی بشه و کسی متوجه چیزی نشه. این موضوع برای ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ هست، ساعت ۵ بعدازظهر از پادگان سپاه رشت، بعد از میدان گیل، روبه‌روی باغ رضوان رشت، قبل از دانشگاه علمی‌کاربردی، یه ماشین سفید بدون پلاک خارج میشه و میره به سمت معدن دفن زباله سراوان در ۲۰ کیلومتری جنوب رشت. ساعت ۷:۳۰ شب میرسه. تو مسیری که معدن دفن زباله‌ها بوده توقف می‌کنه. ۸ تا کارگر شهرداری که با یه ماشین دیگه از قبل اومده بودن اونجا، با بیل‌مکانیکی یه چاله خیلی بزرگ کنده بودن. وقتی که ماشین میرسه، کارگرا رو میفرستن میرن.

Elham

77,210 просмотров • 2 месяцев назад

ماه اوت سال ۲۰۱۹ با یه پاسپورت جعلی قاچاقی از جزیره میکونوس یونان به پاریس پرواز کردم و یه دوستی با ماشین من رو رسوند به شهر کلن آلمان. دو ماه و نیم تو یه کمپ موقت تو شهر اِسن بودم که یه ماه اولش با یه پسر ایرانی به اسم دانیل تو یه اتاق بودیم. خیلی پسر مشتی و باحالی بود و اصلا مشکلی نداشتیم. آرایشگر بود و موهای بچه ها رو کوتاه میکرد. تنها مشکل من این بود که دانیل شب‌ها خیلی خر و پف میکرد و من نمی‌توانستم بخوابم. بعضی شبها از صدای بلندش عصبی می‌شدم و می‌رفتم تو راهرو می‌شستم. بالاخره نگهبان‌های کمپ دلشون برام سوخت و مدیریت بهم یه اتاق جدا داد. بعد از مصاحبه‌م از اونجا به یه کمپ دیگه تو شهر راینه منتقل شدم. شاید بگم یکی از سخت ترین دوران زندگیم رو تو اون کمپ گذروندم. با سه تا پسر ایرانی هم اتاق بودم. دو تا آرش و اسماعیل. واقعا بچه های خوبی بودن ولی سبک زندگی من به اونها نمی‌خورد. اونها تقریبا هر شب تا دیر وقت عیش و نوش داشتن و من زود می‌خوابیدم و صبح‌ها ساعت ۶ بیدار میشدم و تو‌ کمپ می‌دویدم و ورزش میکردم. از طرفی هم شرایط زندگی تو کمپ خیلی مشابه زندگی تو کمپ اشرف بود. منظورم بخش زندگی جمعیش بود. اتاق خواب جمعی، سالن غذاخوری جمعی، حموم و توالت جمعی. این خیلی من رو آزار می‌داد. طوری که تو دسامبر ۲۰۱۹ دوچار افسردگی شدید شدم. تو عمرم، حتی با گذشت از اون همه بلا تو مجاهدین هیچ وقت افسرده نشده بودم. اما توی اون کمپ از درون احساس خفگی شدید می‌کردم. به خودم می‌گفتم من که از چنگ اون فرقه آزاد شدم و چی شد دوباره افتادم توی این وضعیت. هفته‌ای سه شب کابوس می‌دیدم که دوباره برگشتم تو مجاهدین و از شدت ترس بیدار میشدم. بعضی وقتها قلبم اینقدر تند می‌تپید احساس می‌کردم ممکنه الان سکته کنم. توی کمپ خیلی ساکت بودم و تلاش می‌کردم فقط با افراد سلام و علیک داشته باشم. هر روز کامپیوترم‌ رو بر‌ می‌داشتم و می‌شستم تو اتاق اینترنت و یا زبون آلمانی می‌خوندم و یا خرد خرد کتاب سرگذشت زندگیم رو می‌نوشتم. در ظاهر تلاش می‌کردم خودم رو محکم و سرحال نشون بدم ولی در درون داشتم خفه میشدم. انگار یکی گلوم رو از تو‌ گرفته بود و فشار می‌داد. چند شب زیر پتو از حال خودم گریه‌م گرفت و فقط تلاش می‌کردم گریه‌م رو غورت بدم تا هم اتاقی‌هام متوجه نشن. یه روز دیگه تاب نیاوردم و رفتم پیش یکی از کارکنان کمپ. یه مرد افغانی بود که سال‌های سال توی آلمان زندگی می‌کرد و با همسرش توی کمپ کار می‌کردن. بچه‌های ایرانی کمپ باهاش خیلی خوب بودن و برای احترام زیادی قائل بودن. من باهاش هیچ وقت صحبت نداشتم ولی از انرژیش احساس میکردم می‌تونم بهش اعتماد کنم. رفتم پیشش و درخواست صحبت کردم. من رو برد تو یه اتاق و نشستیم سر میز. گفت بگو پسرم چی شده؟ هر بار که دهنم رو باز میکردم صحبت کنم بغضم می‌گرفت و نمی‌تونستم. گفت کار من اینجا اینه که به تو کمک کنم و راحت حرف بزن. تو اون لحظه یه دفع بغضم ترکید و شروع به گریه کردم. دیگه نمی‌تونستم خودم رو نگه دارم و تو اون لحظه احساس کردم دیگه نیازی نیست خودم رو قوی نشون بدم. بعد از یه دقیقه گریه به خودم مسلط شدم و شروع کردم به تعریف زندگیم و شرایط توی فرقه مجاهدین و سختی‌هایی که کشیده بودم. تو کل ۲۰ دقیقه‌ای که من صحبت میکردم اون هیچ چی نگفت. وقتی تموم‌ شدم گفت یه دقیقه واستا. گوشیش رو در آورد و زنگ زد به مدیر کمپ. گفت پیش یکی از پناهنده‌ها هستم که داستانش فرق می‌کنه و اتاق تکی نیاز داره. بعد در جا من رو برد پیش دکتر کمپ. داستان من رو خلاصه به دکتر گفت و دکتره درجا برگشت بهم گفت که من مجاهدین رو میشناسم و می‌دونم چی کشیدی. گفت میتونم برات دارو تجویز کنم ولی فکر میکنم همین که اتاق تکی داشته باشی بهت کمک میشه که کمی آرامش‌ پیدا کنی. از اون به بعد و تا زمان شروع کرونا، من یه اتاق تکی داشتم. آرامش توی اتاق کمی بهم احساس راحتی دست داد. دیگه احساس خفگی نمی‌کردم. دقیقا همون دوران بود که با همسر فعلیم آشنا شده بودم و اون بهم یوگا و مدیتیشن یاد داد. روزی دو بار توی اتاقم می‌شستم و ۲۰ دقیقه مدیتیشن میکردم. رفتم توی باشگاه شهر ثبت نام کردم و کلا روحیه‌م عوض شد. یه طوری از درون انگار خودم یا همون اصالتم رو پیدا کردم. روزها تو‌ اتاقم می‌شستم و به گذشته‌م فکر میکردم و اینکه از چه سختی‌هایی عبور کردم. یه روز توی همین فکرها بودم‌ که یهو به ذهنم زد منی که از این همه سختی و بلا عبور کردم پس از هر چی هم بعدش بیاد می‌تونم عبور کنم. تصمیم گرفتم دیگه غصه آینده رو نخورم. و تا به امروز هم همینطور بوده. یک لحظه هم غصه اینکه قراره چی بشه و من چی میشم و آیا از پسش بر میام رو نخوردم. اطمینان دارم که بر میام. یه جوری شکست ناپذیر شدم تو زندگی. دیگه از چیزی نمی‌ترسم. زندگی زیباست✨🌷

Ray Torabi

26,451 просмотров • 1 год назад

‌گوگل همین حالا حمله مستقیمی را به باارزش‌ترین دارایی انویدیا آغاز کرده. ‌ نه چیپ‌هایشون. نرم‌افزارشون. و اگر این کار کنه، امپراتوری ۴ تریلیون دلاری انویدیا فرو می‌پاشه. این چیزیه که تازه لو رفته: گوگل داره "TorchTPU" می‌سازه - پروژه مخفی‌ای که PyTorch رو به طور seamless روی چیپ‌های TPU گوگل اجرا می‌کنه، به جای GPUهای انویدیا. چرا این مهمه؟ پای تورچ (PyTorch) پراستفاده‌ترین فریم‌ورک هوش مصنوعی روی زمینه. هر توسعه‌دهنده هوش مصنوعی ازش استفاده می‌کنه. و PyTorch حول نرم‌افزار CUDA انویدیا ساخته شده. تحلیل‌گران وال استریت CUDA رو "محکم‌ترین دیوار دفاعی انویدیا" می‌نامن. دلیلیه که شرکت‌ها نمی‌تونن به راحتی از انویدیا فاصله بگیرن، حتی وقتی جایگزین‌ها وجود داره. شما فقط چیپ‌های انویدیا نمی‌خرید. شما وارد کل اکوسیستمشون می‌شید. هزینه تغییر میلیون‌ها دلار کار مهندسیه. ماه‌ها بازنویسی. افت عملکرد. پس شرکت‌ها قفل می‌مونن. حتی وقتی انویدیا قیمت‌ها رو بالا می‌بره. حتی وقتی عرضه کمه. این یه خندق سخت‌افزاری نیست. این یه زندان نرم‌افزاریه. و گوگل تازه راه فرار رو پیدا کرده. این مشکلیه که انویدیا برای خودش ساخته: چیپ‌های TPU گوگل واقعاً خوبه. عملکرد رقابتی. در دسترس‌تر. هزینه کمتر. اما توسعه‌دهنده‌ها ازشون استفاده نمی‌کنن چون چیپ‌های گوگل JAX (فریم‌ورک داخلی گوگل) رو اجرا می‌کنن، نه PyTorch. یعنی اگر بخوای از TPUهای گوگل استفاده کنی، باید کل کدبیست رو بازنویسی کنی. هیچ‌کس دلش نمی‌خواد این کارو بکنه. پس TPUهای گوگل بلااستفاده می‌مونن در حالی که توسعه‌دهنده‌ها سر چیپ‌های انویدیا دعوا می‌کنن. تا حالا. تورچ تی پی یو (TorchTPU) پای تورچ(PyTorch) رو به طور بومی (native( روی سخت‌افزار گوگل اجرا می‌کنه. بدون بازنویسی. بدون افت عملکرد. بدون ماه‌ها مهندسی. فقط... عوض می‌کنی. و گوگل داره با META (که PyTorch رو ساخته) شریک می‌شه تا این اتفاق بیفته. حتی دارن در نظر می‌گیرن بخش‌هایی ازش رو OPEN-SOURCE کنن تا پذیرشش سریع‌تر بشه. ترجمه: گوگل حاضره اینو مجانی بده فقط برای شکستن قفل انویدیا. پیامدهای دیوانه‌وار: هر شرکتی که الان قیمت‌های premium انویدیا رو می‌ده، ناگهان راه فراری داره. اوراکل، مایکروسافت، OpenAI - همه قفل‌شده تو اکوسیستم انویدیا - می‌تونن به گوگل سوئیچ کنن. قدرت قیمت‌گذاری انویدیا یک‌شبه تبخیر می‌شه. و زمان‌بندی عالیه: انویدیا همین حالا زیر فشاره. شاخص نیمه‌رساناها امروز ۳٪ افت کرد. اوراکل بزرگ‌ترین سرمایه‌گذارش رو به خاطر نگرانی‌های هزینه‌های هوش مصنوعی از دست داد. شرکت‌ها دارن می‌فهمن هزینه‌های زیرساخت هوش مصنوعی پایدار نیست. حالا گوگل جایگزینی بهشون می‌ده. عملکرد مشابه. هزینه کمتر. در دسترس‌تر. جنسن هوانگ (مدیر عامل NVIDIA) دقیقاً می‌دونه معنی این یعنی چی. کودا (CUDA)سال‌ها مزیت دست‌نیافتنی انویدیا بوده. دلیلیه که انویدیا با ۵۰ برابر سود معامله می‌شه در حالی که AMD با ۲۵ برابر. خندق نرم‌افزاری premium رو توجیه می‌کرد. اما اگر گوگل هزینه تغییر رو حذف کنه؟ انویدیا فقط یه شرکت چیپ دیگه می‌شه. و شرکت‌های چیپ روی قیمت رقابت می‌کنن، نه قفل اکوسیستم. این چیزیه که بعدش اتفاق می‌افته: گوگل به ۱۲-۱۸ ماه زمان نیاز داره تا TorchTPU رو production-ready کنه. اگر کار کنه، ارائه‌دهنده‌های ابری فوری استفاده اش می‌کنن. اونا می‌خوان جایگزینی برای قیمت‌گذاری انحصاری انویدیا پیدا کنند. آمازون داره چیپ‌های Trainium خودش رو می‌سازه. مایکروسافت Maia می‌سازه. همه‌شون دارن سعی می‌کنن از انویدیا فرار کنن. گوگل تازه پل نرم‌افزاری رو بهشون داد. گزینه‌های پاسخ انویدیا محدوده: نمی‌تونن گوگل رو بخرن. نمی‌تونن PyTorch رو بکشن (متا صاحبشه). نمی‌تونن open source رو متوقف کنن. تنها حرکتشون اینه که CUDA رو سریع‌تر از سرعت گوگل بهبود بدن. اما این یه مسابقه‌ست، نه خندق. بازار هنوز اینو قیمت‌گذاری نکرده. انویدیا امروز ۲٪ پایین. گوگل ۲٪ پایین. سرمایه‌گذارها فکر می‌کنن این فقط "یه رقیب دیگه" است. نمی‌فهمن این حمله به FOUNDATION ارزش‌گذاری انویدیاست. سخت‌افزار قابل تعویضه. قفل نرم‌افزاریه که انویدیا رو ۴ تریلیون دلاری کرد. گوگل داره به قفل حمله می‌کنه. ببین چی در ۲۰۲۶ اتفاق می‌افته وقتی TorchTPU زنده بشه و شرکت‌ها بفهمن واقعاً می‌تونن انویدیا رو ترک کنن. روایت "انویدیا متوقف‌نشدنیه" می‌میره. و ارزش‌گذاری ۴ تریلیون دلاری ساخته‌شده روی خندق‌های نرم‌افزاری دوباره قیمت‌گذاری می‌شه. 🔗 Ricardo پیوند به این فرسته در کانال تلگرام "بین دوگانگی ها ":

Farhad Ghoddoussi

64,090 просмотров • 9 месяцев назад