Video wird geladen...

Video konnte nicht geladen werden

Zur Startseite

پیام شرم‌آور بازیگر فراری به ترامپ! هر جا چکمه آمریکا زمین خورده، از عراق تا افغانستان، جز ویرانی، کشتار و آوارگی چیزی نمانده. تاریخ نشان میدهد از کوله‌پشتی آمریکایی نه آزادی بیرون آمده و نه صلح.با اینحال، این بازیگر شبیه اپوزیسیون‌های ورشکسته همان کشورها هنوز در توهم نجات است

76,252 Aufrufe • vor 8 Monaten •via X (Twitter)

0 Kommentare

Keine Kommentare verfügbar

Kommentare vom Original-Post werden hier angezeigt

Ähnliche Videos

ویتنی رایت، بازیگر فیلم‌های بزرگسال، روز یکشنبه، ۱۲ حوت، دوم رمضان، تصاویر بیشتری از سفر خود به افغانستان منتشر کرد. در ویدئوهای تازه منتشر شده دیده می‌شود که او از هرات تا کابل، مزار شریف و بامیان سفر کرده است. یکی از عکس‌ها نشان می‌دهد که ویتنی رایت کلاشینکف بر دوش دارد. طالبان نه تنها به این بازیگر فیلم‌های پورن ویزا داده، بلکه تدابیر امنیتی برای سفر او به شهرهای مختلف افغانستان فراهم کرده‌ است. این گروه به گردشگران خارجی تسهیلات ویژه‌ای ارائه می‌دهد تا تصویری مثبت از این گروه به جهان منتقل کنند. این نخستین بار نیست که تصاویر مهمانان خارجی طالبان واکنش‌های زیادی را برانگیخته است؛ پیش‌تر تصاویری از زنان چینی با سلاح‌های امریکایی در کنار طالبان منتشر شده بود. این در حالی است که طالبان با توجیه اجرای شریعت اسلامی، زنان و دختران افغانستان را از بسیاری از حقوق اولیه‌شان محروم کرده‌ است.
1:32

Sensitive content

ویتنی رایت، بازیگر فیلم‌های بزرگسال، روز یکشنبه، ۱۲ حوت، دوم رمضان، تصاویر بیشتری از سفر خود به افغانستان منتشر کرد. در ویدئوهای تازه منتشر شده دیده می‌شود که او از هرات تا کابل، مزار شریف و بامیان سفر کرده است. یکی از عکس‌ها نشان می‌دهد که ویتنی رایت کلاشینکف بر دوش دارد. طالبان نه تنها به این بازیگر فیلم‌های پورن ویزا داده، بلکه تدابیر امنیتی برای سفر او به شهرهای مختلف افغانستان فراهم کرده‌ است. این گروه به گردشگران خارجی تسهیلات ویژه‌ای ارائه می‌دهد تا تصویری مثبت از این گروه به جهان منتقل کنند. این نخستین بار نیست که تصاویر مهمانان خارجی طالبان واکنش‌های زیادی را برانگیخته است؛ پیش‌تر تصاویری از زنان چینی با سلاح‌های امریکایی در کنار طالبان منتشر شده بود. این در حالی است که طالبان با توجیه اجرای شریعت اسلامی، زنان و دختران افغانستان را از بسیاری از حقوق اولیه‌شان محروم کرده‌ است.

افغانستان اینترنشنال

253,642 Aufrufe • vor 1 Jahr

پیام سیاسی تحولات اخیر، از تهران تا گوشه‌گوشهٔ جهان، برای تیم فاسد و فراری اشرف غنی و دارودسته‌اش کاملاً روشن است: دوران این جریان به پایان رسیده است. گروهی که با فساد، فرار، بی‌کفایتی و بی‌مسئولیتی، افغانستان را به فاجعه کشاند و یکی از سیاه‌ترین فصل‌های تاریخ کشور را رقم زد، دیگر هرگز مشروعیت و فرصت بازگشت به قدرت را نخواهد یافت۔ با این حال، هنوز شماری از این فراری‌های بزدل، که حتی شهامت پذیرش مسئولیت عملکرد خود و عذرخواهی از مردم افغانستان را ندارند، در رؤیای بازگشت به قدرت پس از طالبان به سر می‌برند. اما باید بدانند که مردم افغانستان، کشورهای منطقه و بخش بزرگی از جامعهٔ جهانی، این جریان را به‌کلی پس زده‌اند؛ به‌گونه‌ای که اگر بخواهیم با زبان عامیانه بگوییم، آنان را «استفراغ کرده‌اند» و هرگز استفراغ خود را دوباره نخواهند بلعید۔ بنابراین، رؤیای بازگشت این گروه به قدرت چیزی جز یک توهم سیاسی نیست. بهتر است به‌جای خیال‌پردازی و توطئه‌چینی، با میلیون‌ها دلاری که از سرمایه و خون ملت افغانستان به یغما برده‌اند، تا رسیدن روز حساب نزد پروردگار در شرق و غرب همچنان غرق در خون ملت معیشیت کنند۔

Najiba Faiz

46,257 Aufrufe • vor 1 Monat

حمایت از حقوق بشر بخش اول - #آزادی آزادی یکی از اهداف غایی بشریت است که هم‌راستای زندگی انسان به سمت تعالی، جایگاهی شایسته در اندیشه و انگاره کمالجوی او دارد. آزادی و مفاهیم مربوط به آن همواره از مولفه‌های مهم و قابل تأمل در تمامی ادیان، مکاتب، آثار حکما و فلاسفه بوده و هست و همین امر آن را تبدیل به واژه‌ای مقدس در فرهنگ جوامع بشری نموده است. اما برای رسیدن به معنا و مفهوم صحیح آزادی نیاز به فهم و درک طرح آفرینش است تا از این طریق دلیل به ودیعه گذاشتن اصل آزادی در وجود انسان شناخته شود. آزادی پدیده‌ای ذاتی است که از دیدگاه ادیان توحیدی و عرفان غیرتوحیدی شرق و مکاتب مختلف یک مفهوم درونی و جوهری از ماهیت وجود انسان است. این پدیده خدادادی نه ساختگی می‌باشد و نه به‌صورت اکتسابی به دست می‌آید. آزادی یکی از ارزش‌های بنیادین بشریست که زیربنای اساسی ارتباط میان افراد و دولت‌ها را در جوامع نشان می‌دهد. تبیین منطق این اصل که وابسته به اراده و اختیار فردی هر انسانی می‌باشد بر مبنای روابطی عدالت محور و مسالمت‌آمیز تنها با تحقق دیدگاه اینتریونیورسالیزم (هستی وطنی) به‌صورت انسان شمول عملی خواهد شد. هر چند واقعیت جوامع خودکامه نشان می‌دهد که این اصل را با محدود نمودن روز افزون حق آزادی تبدیل به یک آرمان دست نیافتنی برای حفظ بقا و سلطه‌جویی خود کرده‌اند. آزادی موهبتی الهیست که ارزش اختیار و انتخاب را برای تبیین کرامت انسانی به ارمغان آورده و او را از هر آفریده دیگری متمایز ساخته است بر همین اساس سجده انسان در برابر خداوند بر روی پله عشق و مبتنی بر اصل آزادی و اختیار رقم خورده، نه بر اساس اجبار و تحمیل باور و ایمانی از قبل تعیین شده. توسعه صلحی پایدار و جهان گستر، بدون بهره‌مندی از حق آزادی فردی نه تنها محقق نمی‌گردد بلکه بدل به شعاری برای بهره‌برداری منفعت‌طلبانه از مفهوم گرانقدر آن شده است. آزادی و صلح چنان با هم عجین شده‌اند که صلح بدون آزادی و آزادی بدون صلح معنا نخواهد داشت. Mohammad Ali Taheri #محمدعلی_طاهری #حقوق_بشر #سازمان_صلح_طاهری #HumanRights #TaheriPeaceOrganization #Taheri_Movement

Mohammad Ali Taheri Movement

17,431 Aufrufe • vor 2 Jahren

‍ ✔️در سوگ بهرام ✍🏻سهند ایرانمهر درگذشت #بهرام_بیضایی ، آن‌هم در روز تولدش، فقط پایان زندگی یک فرد نیست؛ اتفاقی معنادار است که گویی پایان یک دوره فکری در فرهنگ ما را یادآوری می‌کند.گویی حلقه‌ای از یک سنت فکری در فرهنگ ایران، بسته شد. سنتی که در آن هنر شیوه‌ای برای اندیشیدن بود؛ و سینما و تئاتر فقط صحنه نمایش نبود که میدان داوری تاریخ بود. بیضایی را غالباً «کارگردان» می‌نامند، اما این نام‌گذاری، اگرچه درست، به‌شدت نارساست. از نظر من، او پیش و بیش از آنکه کارگردان باشد، ادیب بود؛ و پیش از آن، جامعه‌شناسی تاریخ‌خوان که به سازوکار قدرت، خشونت، حذف و روایت حساس بود. سینما و تئاتر برای او رسانه بودند، نه هویت. هویت او اما در نسبتش با زبان و تاریخ شکل می‌گرفت. شاخصه اصلی آثار بیضایی نه تکنیک سینمایی است و نه صرف رجوع به اسطوره؛ بلکه نحوه صورت‌بندی معنا از طریق زبان است. دیالوگ‌های او بیش از آنکه حامل اطلاعات باشند، حامل تاریخ‌اند. واژه‌های گزیده او تصادفی نبودند و جایی از ادبیات که نقطه کانونی توجه او‌ بود، پیش از او چنین رصد نشده بود، این همان‌جاست که تفاوت «دانستن ادبیات» با «ادیب بودن» آشکار می‌شود. بیضایی ادبیات را نمی‌شناخت؛ در آن سکونت داشت. نثر او نثری سخت‌جان است. نه لغزنده است، نه رها، نه سهل‌الوصول و نه متظاهرانه. جمله‌ها وزن دارند، مکث دارند، ایستادگی دارند. این استحکام زبانی، نتیجه ذوق شاعرانه صرف نیست؛ محصول انضباط فکری است. بیضایی به کلمه اعتماد نمی‌کرد مگر آنکه آزموده شده باشد. به همین دلیل زبان در آثارش نه ابزار تزئین، که میدان کشمکش معناست. از این منظر، او بیش از آنکه فیلم بسازد، متن تولید می‌کرد؛ متنی که مستقل از تصویر، قابلیت خوانده‌شدن دارد. ذهن را تکان می‌دهد و خودش تصویر است. این خصیصه در تاریخ سینمای ایران نادر است. بسیاری تصویر می‌سازند و بعد به‌دنبال معنا می‌گردند؛ بیضایی معنا را می‌ساخت و تصویر را در خدمت آن می‌گرفت. به همین دلیل است که آثارش کهنه نمی‌شوند؛ زیرا به زمانه‌ای خاص پاسخ نمی‌دهند، بلکه به مسئله‌ای تکرارشونده در تاریخ ایران نظیر مسئله روایت، قدرت و حقیقت می‌پردازند. نگاه او به تاریخ، نگاه ستایش‌گرانه یا نوستالژیک نبود. تاریخ در جهان بیضایی میدان افتخار نیست میدان اتهام است. او تاریخ را می‌کاود تا نشان دهد چگونه قربانیان خاموش می‌شوند و چگونه روایت رسمی جای حقیقت را می‌گیرد. در «مرگ یزدگرد»، در «چریکه تارا»، و حتی سایه‌بازی «جانا و بلادور»، تاریخ نه پشت سر ما، که در کنج فراموش شده درون ما به عنوان یک ایرانی است. همین نگاه است که او را به جامعه‌شناسی تاریخ نزدیک می‌کند، بی‌آنکه به زبان آکادمیک پناه ببرد. بیضایی نظریه نمی‌نوشت، ام با صحنه و دیالوگ نظریه می‌ساخت. بیضایی متواضعانه می‌گذاشت تا مدعیان خوانش غلط خود را از تاریخ و ادبیات بخوانند آنگاه در زمانش به دقت نشان می‌داد که از فردوسی تا زن و از قدرت تا ادبیات چگونه به نام نظریه به مسلخ ایدئولوژی و خوانشی وارونه رفتند. اندوهِ فقدان بیضایی، از دست‌دادن یک فیلمساز نیست؛ از دست‌دادن الگویی از اندیشیدن سخت‌گیرانه در فرهنگ ایرانی است. الگویی که زبان را جدی می‌گرفت، تاریخ را ساده نمی‌کرد و مخاطب را تحقیر نمی‌نمود و از همه مهم‌تر در این راه نه وقعی به قدرت می‌گذاشت و نه مجیز مردم را می‌گفت او‌ به جوهره هرچیز کار داشت نه مزاج و مذاق زمانه و خلق آن. او از ما تماشاگر نمی‌خواست؛ شریک فکری می‌خواست و شاید به همین دلیل است که با رفتن او، حس می‌کنیم چیزی بیش از یک فرد از دست رفته است. آنچه رفت بیضایی نبود، امکان پیوند میان ادبیات، تاریخ و هنر با سلیقه و آرایه بی‌نظیر بیضایی بود، پیوندی که او یکی از آخرین حاملان جدی آن بود.

سهند ایرانمهر

28,129 Aufrufe • vor 8 Monaten