正在加载视频...

视频加载失败

چرا مسئول سیاسی ما، دقیقا وسط جنگ اقتصادی با دشمن پالس ضعف می‌فرستد؟ اگر فرض بگیریم یک فرمانده نظامی در میانه میدان نبرد برگردد و بگوید: «من نمی‌توانم این موضع دشمن را بزنم، در تیررس من نیست، سلاحش را ندارم و نمی‌توانم از پدافندش عبور کنم»، این اظهار عجز...

11,391 次观看 • 7 天前 •via X (Twitter)

0 条评论

暂无评论

原始帖子的评论将显示在这里

相关视频

در روز ۷ اکتبر سال ۲۰۲۳ یک اتفاق بسیار عجیب نظامی باعث شد که بحث‌های باز در مورد زنان و قدرت عملیاتی آنان در نبرد با دشمن برای همیشه از بین برود. این سوال همیشه وجود داشت که آیا زنان قادر هستند که زیر آتش و تهدید شدید و چندبرابر، یک دیوار کاملاً مستحکم پدافندی را به وجود آورده و موفقیت‌آمیز آن را نگهداری کنند؟ در ۷ اکتبر این سوال به خوبی پاسخ داده شد. البته ما علاقه‌مندان به گستره‌های تاریخی نظامی از زنی اوکراینی به نام ماریا اوکتیابرسکایا شنیده بودیم که در جنگ جهانی دوم و به خاطر کشته شدن شوهرش تمام دارایی‌های خودش را فروخته بود، یک تانک خریده بود و اصرار داشت که خودش آن را در جبهه رانندگی کند، اما این داستان کمی اغراق‌آمیز بود و او بعدها خودش فقط راننده تانک بود، در حالی که فرمانده و تیرانداز تانک مرد بودند. اما در ۷ اکتبر، موضوع کاملاً تفاوت کرد: در آن روز که تروریست‌های مسلمان حماس به اسرائیل حمله کردند و زن و بچه و مرد اسرائیلی را با نفرت می‌کشتند، شوکی که به اسرائیل وارد شد کاملاً غیرقابل‌تصور بود، بخصوص این که ۴۸ ساعت تمام، سیستم‌های دفاعی اصلاً هماهنگ نبودند و غافلگیری صددرصد بود. در این بین، دو یا سه تانک و زره‌پوش اسرائیلی که در مرز مصر مشغول گشت‌زنی بودند دریافتند که در فاصله‌های زیاد در شمال محل استقرارشان یک اتفاق بسیار مهم رخ داده است و این که از سوی غزه تعداد زیادی تروریست مسلح به همه‌چیز با وانت و موتورسیکلت در حال ریختن به داخل شهرک‌های اسرائیلی در نزدیک غزه هستند. پرسنل این دو تانک، یعنی راننده، تیرانداز و فرمانده همگی دختران جوان هستند که بلافاصله با خلاقیت نظامی خودشان وارد عمل می‌شوند و به سرعت به طرف غزه پیشروی می‌کنند، عملی که خودش بسیار عجیب است، چون تانک معمولاً خودش مسافت زیادی نباید طی کند و معمولاً یک کشنده سنگین او را به محل نبرد می‌برد. به هر روی کاری که این دختران کردند، وارد رکوردهای نظامی جهان شد : آنان ۱۷ ساعت تمام جنگیدند، بیش از ۵۰ تروریست را خنثی کردند، یک ورودی تهاجمی تروریست‌ها از غزه به اسرائیل را نه تنها بستند، بلکه بارها از حالت دفاعی به حالت تهاجمی عوض کردند در حالی که دشمن مسلح به موشک‌های ضدتانک وحشتناک بود و هر لحظه احتمال نابودی همه آنان می‌رفت. از این‌ها گذشته، این دختران، دو شهرک اسرائیلی را از مرگ و نابودی حتمی نجات دادند، به نیروهای از راه‌رسیده پشتیبانی زرهی دادند، از زخمیان دفاع کردند، پشتیبانی رزمی و لجستیکی امداد و تهاجم را پوشش دادند. ۱۷ ساعت، بدون وقفه، بدون حتی پنج دقیقه وقفه! هیچ کشوری در تاریخ مدرن بشری چنین واقعیتی را تاکنون به خود ندیده، و تا آن زمان، هیچ ارتشی در دنیا ترکیب این‌چنین نیرو نداشته است. این دختران در اصل یک باب جدید در معادلات نبرد زمینی و زرهی در تاریخ بشریت باز کردند. نویسنده این مطلب را امروز نوشت تا بدون تعارف به یک موضوع مهم اشاره کند: شکی نیست، نبرد نهائی ایران برای آزادی در راه است، و ما باید به این موضوع فکر کنیم که استفاده از زن در میدان نبرد از دید تاکتیکی یک نکته بسیار مهم است. نه تنها به عنوان رزمنده، بلکه به عنوان نیروی فرماندهی میدانی، نه تنها از دید لجستیکی و پشتیبانی، بلکه خیلی فراتر از آن فرماندهی ستادی و هماهنگی شبکه نبرد. چرا که عمل کاملاً خودمختار و اتوماتیک این دختران اسرائیلی به ما نشان داد که زنان در میدان نبرد، دارای ویژگی‌هایی هستند منحصر به فرد و کاملاً درخور توجه. هدف باید این باشد که از زن در میدان نبرد نه تنها به عنوان اسلحه مخرب و به شدت خطرناک استفاده کرد، بلکه باید به او این امکان و فضا را داد که این اسلحه را سر خود و بر اساس تشخیص شخصی مورد استفاده قرار دهد. با سپاس رضا.

Reza

30,470 次观看 • 23 天前

جان مرشایمر، دانشمند علوم سیاسی در جدال با پیرس مورگان: کل این ماجرای ایران، اساساً یک عملیات تغییر رژیم بزرگِ آمریکایی-اسرائیلی است/آیا فکر نمی‌کنی بسیار عجیب است که اسرائیل و ایالات متحده که عمیقاً در حال اجرای یک «نسل‌کشی» در غزه بوده‌اند حالا دارند درباره اینکه دولت ایران چقدر بد با معترضان رفتار می‌کند سروصدا راه می‌اندازند؟ آیا این نفاق آشکار نیست؟/طوری صحبت می‌کنید که انگار این اعتراضات در ایران صرفاً به دلیل نارضایتی ایرانی‌ها از دولت است و هیچ ربطی به ایالات متحده ندارد/ما آمریکایی‌ها با تحریم‌های اقتصادی، اقتصاد ایران را ویران کرده‌ایم، ما مسئول اصلی شکل‌گیری این اعتراضات هستیم/این در راستای منافع ملی ما نیست که این رابطه خصمانه را با ایران داشته باشیم و اگر به خاطر این واقعیت نبود که اسرائیلی‌ها اصرار دارند که ما ایران را به عنوان یک دشمن نگه داریم، ما در غیر این صورت روابط خوبی با ایرانی‌ها می‌داشتیم...

کاوش مدیا | Kavoshmedia

43,124 次观看 • 7 个月前

دونالد ترامپ به طالبان: رژه نظامی‌تان خشمگینم می‌کند؛ اگر پول می‌خواهید تجهیزات را پس بدهید دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور امریکا، روز شنبه در یک سخنرانی در نشست جمهوری‌خواهان گفت: «در دوره اول ریاست‌جمهوری خود، من ارتش کشورمان را به‌طور کامل بازسازی کردم. بخش زیادی از تجهیزات نظامی را در افغانستان جا گذاشتیم، که البته در مقایسه با کل امکانات نظامی امریکا مقدار نسبتاً کمی بود. اما اکنون طالبان آن تجهیزات را در اختیار دارد. آن‌ها هر ساله یک رژه نظامی برگزار می‌کنند و در خیابان‌ها با تجهیزات ما رژه می‌روند. وقتی این صحنه را می‌بینم، عصبانی می‌شوم. واقعاً عصبانی. بسیاری نمی‌دانند که ما سالانه حدود ۲ تا ۲.۵ میلیارد دالر به افغانستان کمک مالی ارائه می‌دهیم. آیا این را می‌دانستید؟ برای کمک! درحالی‌که خود ما به کمک نیاز داریم. دیروز گفتم که می‌خواهم این مسئله را بررسی کنم. اگر قرار است این مقدار پول به آن‌ها بدهیم، مشکلی ندارد، اما در عوض می‌خواهم تجهیزات نظامی‌مان را که در اختیار دارند، پس بگیرم. آن‌ها این تجهیزات را می‌فروشند! من می‌خواهم این روند را تغییر دهم. داگ (اسم یک عضو دولت ترامپ)، لطفاً این موضوع را بررسی کن. باید راهی برای جبران این مسئله پیدا کنیم. من می‌خواهم آن تجهیزات را بازگردانیم. آن‌ها تانک، کامیون، اسلحه و عینک‌های دید در شب دارند؛ عینک‌هایی که از نظر کیفیت حتی بهتر از آن چیزی است که ما در اختیار داریم. این تجهیزات کاملاً نو هستند، تازه از جعبه بیرون آمده‌اند. باورکردنی نیست. بنابراین، اگر قرار است به آن‌ها کمک مالی بدهیم، در مقابل باید تجهیزات نظامی‌مان را پس بگیریم. داگ می‌تواند این کار را انجام دهد؛ او یک تاجر است و این مسائل را درک می‌کند. من فقط نمی‌توانم باور کنم که چنین اتفاقی رخ داده است. ما میلیاردها دالر به آن‌ها کمک مالی می‌کنیم، درحالی‌که تجهیزات نظامی خود را نیز در اختیارشان گذاشته‌ایم. حجم این دارایی‌ها سرسام‌آور است؛ میلیاردها و میلیاردها دالر.»

Aref Yaqubi | عارف یعقوبی

114,222 次观看 • 1 年前

یادآوری با طعم تلخ! این گفتگو متعلق به شش و نیم سال قبل(۲۰۱۹) از امروز است. وقتی که این مصاحبه پخش شد یک عده از «خدمه‌های ارگ و سپیدار» که حالا پیشمرگه‌های دوستی با «پاکستان عزیز»! شده‌اند، مثل مور و ملخ به جانم افتادند و چه دشنام‌هایی که نثارم نکردند! فرمودند، پدرام برخلاف سیاست استادربانی به خصوص قهرمان‌ملی شهیدمسعود گپ زده است؛ دوستی با پاکستان خیانت است و در این مبارزه و دشمنی با پاکستان الگوی ما احمدشاه‌مسعود است و تمام. آن زمان که قدرت در دست استادربانی و فرمانده‌مسعود بود و مثلا می‌شد پنجاه-پنجاه چانه‌زنی کرد نکردند؛ -به دستور یک عده از سران تاجیک در عصر جمهوریت به سفارت پاکستان حمله کردند تا سفارت را آتش بزنند؛ و حالا که چیزی جز دست شکسته در آستین نمانده است، دیر و ناوقت به اسلام‌آباد مراجعه کرده‌اند. فراموش نکنید پاکستان و هر کشور دیگر به جریان شکست‌خورده و آن هم چاپلوس احترام نمی‌گذارد. به چاپلوسی‌های شهبازشریف نگاه کنید که چگونه رسوای عام و خاص شد حتا در رسانه‌های پاکستان. -فراموش نکنم که ما در سفر اسلام‌آباد بعد از سقوط کابل، تجربه‌ی تلخی داشتیم، اگر عرف مهمان‌نوازی نمی‌بود پاکستانی‌ها حتا یک پیاله چای هم برای رهبران کابل نمی‌دادند. -یک عده اظهار لحیه میفرمایند: این جنگ، جنگ مردم ما نیست! واقعا درست است؟ لااقل این را بپذیرید که جنگ در کابل در واقع جنگ در افغانستان/خراسان یعنی در سرزمین ما است و ما را متاثر می‌سازد. همین حالا ده‌ها تن از فرزندان رودابه و مهراب‌کابلی، زنان و کودکان خراسان‌زمین کشته و زخمی در بیمارستان‌های کابل افتاده‌اند! این ها هم به شما ربطی ندارند؟ این‌ها که ‌ط‌الب نبودند. حتا اگر از قوم افغان باشند مگر چنین نیست که میگوییم در حوزه‌ی تمدن خراسانی همه‌ی اقوام سهیم اند؟ -چندی پیش در هفته‌ی شهید، جناب شیخ‌الحدیث فرمودند: مقدمات سقوط ط‌البان فراهم شده است به زودی به کابل بر می‌گردیم؛ و شماری هم گفتند انار را در قندهار نوش‌جان می‌کنیم… لابد دل به همین تجاوز پاکستانی‌ها بسته بودند، یعنی سوار بر تانک‌های ارتش پاکستان وارد ارگ می‌شوند! -این شعار که این جنگ، جنگ مردم افغانستان نیست، از شاهزاده رضاپهلوی و عوامل رژیم صهیونیستی در حمله بر ایران وام گرفته شده است. بهتر بود رفرنس آن را می‌دادید؛ همان شعاری که مسلمان و غیرمسلمان ایرانی و هر وطن‌پرست ایرانی آن را محکوم کرد. -ما با رژیم ط‌البان مخالف هستیم اما هر نوع براندازی را از وظایف مردم افغانستان/خراسان می‌دانیم نه پاکستانی‌ها و آمریکایی‌ها و هر قدرت خارجی دیگر. یک بار دیگر در عین تاکید بر داشتن روابط خوب با همه‌ی همسایه‌ها و منجمله پاکستان، حمله ارتش پاکستان بر سرزمین مان را تجاوز میدانیم و محکوم می‌کنیم، چرا؟ برای این که ما خود را صاحب این سرزمین میدانیم و جنگ و صلح آن‌ را مسائل خودمان میدانیم و نسبت به آن احساس مسوولیت می‌کنیم. انزجار و نفرت نسبت به رژیم مستبد ط‌البان نباید ما را در غرقاب خیانت و نوکری به بیگانگان فروافکند. نیز باید از نظر علمی متوجه باشیم که از سیاست هویت، ایدیولوژی نسازیم.

Dr. Latif Pedram

13,573 次观看 • 10 个月前

سوارشدن ملا بر پشت یک دختربچه در مسجد؛ فقر جنسی یا نادانی دینی؟ یک نوار تصویری که در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌شود، واکنش‌های گسترده‌ی کاربران را برانگیخته‌است. در این نوار که مکان و زمان دقیق ضبط آن مشخص نیست، مردی که ظاهرا ملا است در داخل یک مسجد بر پشت یک دختربچه سوار شده و دختربچه او را به گوشه‌ای از مسجد انتقال می‌دهد. انتشار این تصاویر با انتقاد تند کاربران فضای مجازی مواجه شده‌است. بسیاری از آنان این رفتار را «غیرانسانی» و مغایر با شئونات اسلامی خوانده و پرسیده‌اند که آیا در اسلام چنین عملی جایز شمرده می‌شود؟ برخی از کاربران این حرکت را نشانه‌ای از بحران‌های رفتاری دانسته و آن را به فقر فرهنگی و محدودیت‌های اجتماعی مرتبط دانسته‌اند. یک کاربر در واکنش به این نوار نوشت که این رفتار ملاهای مدارس حقانی، ناشی از فقر جنسی و زندانی شدن زنان است. به گفته او، این مدارس که بر اساس سنت‌های قبیله‌ای بنا شده‌اند، فضای ناامنی را برای کودکان پسر و دختر ایجاد کرده‌اند. شماری از کاربران نیز با ابراز نگرانی، این اقدام را لطمه‌ای جدی به جایگاه اسلام و حرمت مساجد به عنوان اماکن مقدس ارزیابی کردند.

پایگاه خبری قیام ملی -National Uprising News

20,367 次观看 • 6 个月前

آن روزها که شهرام همایون برای بقای شبکه‌ی تلویزیونی‌اش گلریزان راه می‌انداخت و از مخاطبانش پول می‌خواست، برای خیلی از ما سوژه‌ی طنز بود. جمهوری اسلامی هم مسخره‌اش می‌کرد و برایش برنامه می‌ساخت. اما بعضی چیزها را گذر زمان بهتر نشان می‌دهد. امروز که بخش‌هایی از فضای رسانه‌ای و اپوزیسیون ایران با پول‌های غیرشفاف، وابستگی‌های سیاسی و مناسباتی آلوده شده‌اند که استقلال رسانه را به یک شوخی تلخ تبدیل کرده، آن گلریزان‌ها برای من معنای دیگری پیدا کرده‌اند. شهرام همایون دست‌کم جلوی دوربین از همفکران و مخاطبان خودش پول می‌خواست تا رسانه‌اش را سرپا نگه دارد. کسانی به او پول می‌دادند که می‌دانستند به چه کسی و برای چه چیزی پول می‌دهند. ممکن بود من با آن رسانه، عقایدش و سیاستش مخالف باشم، اما امروز ارزش استقلالی را که در آن رفتار بود بهتر می‌فهمم. این روزها وجه دیگری از شهرام همایون هم برای من قابل احترام شده است. در گفتگویی که این ویدیو بخشی از آن است، تماس‌گیرنده‌ای درباره‌ی پل‌ها، نیروگاه‌ها و زیرساخت‌هایی حرف می‌زند که در جمهوری اسلامی ساخته شده‌اند و استدلال می‌کند که چون آخوندها و نهادهایی مثل قرارگاه خاتم‌الانبیا در ساخت آنها نقش داشته‌اند، این‌ها دیگر به مردم تعلق ندارند. شهرام همایون وسط حرفش می‌پرد و می‌گوید: «نه. اول راجع به تعلقش صحبت کنیم.» شاید تمام مسئله همین یک کلمه باشد: تعلق. پل مال آخوند نیست. نیروگاه مال سپاه نیست. پالایشگاه مال جمهوری اسلامی نیست. اگر قرارگاه خاتم مجری یک پروژه بوده، صاحب آن پروژه نشده است. این‌ها با پول مردم ساخته شده‌اند، به دست مردم ساخته شده‌اند و مردم از آنها استفاده می‌کنند. همان‌طور که خود همایون در گفتگو می‌گوید: «آخوند ارث پدری داشته مگه؟» نداشته. ایران هم ارث پدری جمهوری اسلامی نیست. یکی از بزرگ‌ترین خیانت‌های جمهوری اسلامی، به گمان من، دقیقاً همین بوده که برای دهه‌ها تلاش کرده خودش را با ایران یکی کند. مخالف نظام را مخالف ایران نامید. منتقد را جاسوس خواند. معترض را عامل بیگانه، وطن‌فروش و مزدور معرفی کرد. آن‌قدر این واژه‌ها را برای سرکوب شریف‌ترین مخالفان خودش مصرف کرد که معنای خیانت، جاسوسی و حتی وطن را فرسوده کرد. حالا بخش‌هایی از مخالفان جمهوری اسلامی هم همان دروغ را پذیرفته‌اند، فقط علامت معادله را عوض کرده‌اند. جمهوری اسلامی می‌گفت: «من ایرانم، پس مخالفت با من مخالفت با ایران است.» این‌ها می‌گویند: «جمهوری اسلامی ایران است، پس هرچه به ایران ضربه بزند به جمهوری اسلامی ضربه زده است.» دو دشمن، روی یک دروغ مشترک به توافق رسیده‌اند: اینکه ایران همان جمهوری اسلامی است. و اینجاست که ما به یکی از نتایج فاجعه‌بار این سال‌ها رسیده‌ایم. آدمی می‌تواند آن‌قدر از جمهوری اسلامی متنفر باشد که دیگر نتواند میان حکومت و کشور، میان سپاه و جامعه، میان یک نهاد سرکوبگر و زیرساختی که میلیون‌ها انسان از آن استفاده می‌کنند تمایز بگذارد. می‌تواند تخریب پل، نیروگاه یا تأسیسات کشور خودش را نه به‌عنوان آسیب به مردم، که به شکل ضربه‌ای به حکومت تصور کند. من قبلاً در توییتی نوشته بودم جنگ عراق «جنگ تحمیلی» بود و جنگی که امروز درگیرش هستیم «جنگ تحمیقی» است. شوخی با کلمات بود، اما منظورم جدی بود. در این جنگ، مردم فقط قربانی خشونت و حمله نیستند. آنها را احمق فرض می‌کنند و هم‌زمان ماشین‌های تبلیغاتی و رسانه‌ای مختلف مدام در حال فرسایش قدرت تشخیص‌شان هستند. فاجعه فقط این نیست که کسی از حمله‌ی خارجی به کشور خودش استقبال کند. فاجعه جایی عمیق‌تر است: جایی که برای توضیح اینکه یک پل متعلق به مردم است، دیگر باید استدلال کرد. وقتی بدیهیات نیاز به اثبات پیدا می‌کنند، مسئله دیگر صرفاً اختلاف سیاسی نیست. این همان چیزی است که در این ویدیو برای من دردناک است. شهرام همایون دارد تلاش می‌کند چیزی را دوباره بدیهی کند که اصلاً نباید از بدیهی بودن خارج می‌شد: این کشور مال مردم آن است. من خودم چنین اعصابی ندارم. واقعاً ندارم. نمی‌توانم هر مزخرفی را بشنوم و با همان آرامش بنشینم و از ابتدا توضیح بدهم چرا چنین استدلالی از اساس تباه است. شاید این ضعف من باشد. هر عقیده‌ای هم صرفاً به این دلیل که کسی به آن باور دارد، شایسته‌ی احترام نیست. آدم‌ها حرمت دارند، اما همه‌ی عقاید محترم نیستند. بعضی حرف‌ها واقعاً مزخرف‌اند. اما دقیقاً به همین دلیل است که کاری که شهرام همایون در این گفتگو می‌کند برای من ارزشمند است. چون او کاری را انجام می‌دهد که من توانش را ندارم. راه گفتگو را نمی‌بندد. می‌شنود. سؤال می‌کند. از طرف مقابل می‌خواهد تا انتهای استدلالش برود و بعد با همان بدیهیات فراموش‌شده روبه‌رویش می‌کند. این فقط خونسردی نیست. نوعی احساس مسئولیت است. اما اگر بخواهیم منصف باشیم، مسئول اصلی وضعیتی که ما را به این نقطه رسانده پیش از هر کس جمهوری اسلامی است. این حکومت تار و پود اعتماد عمومی را چنان از هم باز کرده که ترمیم آن، اگر ممکن باشد، سال‌ها طول خواهد کشید. وقتی حکومت برای دهه‌ها هر مخالفی را جاسوس می‌نامد، روزی می‌رسد که مردم دیگر حتی نمی‌دانند جاسوس واقعی کیست. وقتی همه‌چیز پروپاگانداست، حقیقت هم اعتبارش را از دست می‌دهد. وقتی دستگاه امنیتی بخش بزرگی از توانش را صرف تعقیب روزنامه‌نگار، فعال مدنی، زن معترض و مخالف سیاسی می‌کند، در همان حال راه برای نفوذ واقعی سرویس‌های خارجی باز می‌ماند. عمق نفوذ اسرائیل در ساختارهای امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی دیگر چیزی نیست که بتوان آن را به سادگی نادیده گرفت. اما برای من حتی دردناک‌تر از نفوذ در یک ساختار نظامی، نفوذ در ذهن جامعه است. ضعیف شدن جمهوری اسلامی برای من تراژدی نیست. فروپاشی قدرت تشخیص مردم، از بین رفتن حس تعلق به کشور و تبدیل شدن ایران به زمین بازی قدرت‌های خارجی تراژدی است. و این همان جایی است که صرف «سرنگونی جمهوری اسلامی» دیگر پاسخ کافی نیست. این حرف به معنای تسلیم شدن یا دست کشیدن از مبارزه نیست. درست برعکس. مبارزه با جمهوری اسلامی باید ادامه پیدا کند، اما اگر قرار باشد فقط رأس هرم عوض شود و همان فرهنگ حذف، همان قهرمان‌پرستی، همان دشمن‌سازی، همان بی‌اعتمادی و همان منطق «هر که با من نیست علیه من است» باقی بماند، چیز زیادی تغییر نکرده است. ما مستحق آزادی هستیم. آزادی حق ماست. اما برای حفظ آزادی باید ظرفیتش را هم بسازیم. باید نهاد بسازیم. شبکه بسازیم. گفتگو یاد بگیریم. شکست سیاسی را تحمل کنیم. مخالف را دشمن ندانیم. یاد بگیریم که اکثریت حق ندارد حقوق اقلیت را له کند و اقلیت هم نمی‌تواند چون رأی نیاورده میز بازی را به هم بزند. باید قواعد مشترکی بسازیم که از اشخاص مهم‌تر باشند. این‌ها کارهای بعد از جمهوری اسلامی نیستند. خود این‌ها بخشی از مبارزه با جمهوری اسلامی‌اند. و شاید نقطه‌ی شروع همان چیزی باشد که شهرام همایون در آن مکالمه گفت: «اول راجع به تعلقش صحبت کنیم.» قبل از اینکه درباره‌ی جمهوری یا پادشاهی دعوا کنیم، قبل از اینکه برای حکومت بعدی اسم انتخاب کنیم، باید دوباره بفهمیم چه چیزی به ما تعلق دارد. این شهرها. این جاده‌ها. این پل‌ها. این نیروگاه‌ها. این حافظه‌ی جمعی. این آینده. و ایران. ایران نه مال جمهوری اسلامی است، نه سپاه، نه آخوند، نه شاه، نه موساد و نه هیچ قدرت خارجی دیگری. اگر قرار است روزی آزاد باشیم، شاید یکی از اولین کارها این باشد که دوباره یادمان بیاید این کشور مال ماست.

Panah Farhadbahman 🎒

62,759 次观看 • 16 天前

تاکر کارلسون خطاب به پروفسور جیانگ پیش بینی ایران در ۵ سال آینده : پروفسور جیانگ : خب، ایران در حال حاضر در حال ویران شدن است. اسرائیلی‌ها و آمریکایی‌ها در حال حمله به زیرساخت‌های حیاتی هستند. اسرائیلی‌ها به بزرگترین میدان گازی در ایران حمله کردند. کارخانه آب‌شیرین‌کن نابود شد. اما ما همچنین باید به یاد داشته باشیم که چه چیزی از ما پنهان می‌شود. و آنچه از ما پنهان می‌شود این حقیقت است که اسرائیلی‌ها و آمریکایی‌ها سعی دارند ظرفیت دولت برای اداره ملت را از بین ببرند، اساساً انحصار دولت بر قدرت را نابود کنند. و بنابراین آنچه ما می‌شنویم، حملاتی به افسران پلیس و تأسیسات نظامی است و صحبت‌هایی از نیروهای ویژه در حال ورود به ایران و شروع به تأمین مالی گروه‌های مخالف هست، درست مثل کردها و گیلک‌ها در جنوب شرقی ایران. بنابراین فرقی نمی‌کند در این جنگ چه اتفاقی بیفتد، برای دولت بسیار سخت خواهد بود که کنترل ملی را حفظ کند، حتی اگر آن‌ها از این جنگ جان سالم به در ببرند. و همچنین یک مسئله بزرگ دیگر برای ایران این است که در چند سال گذشته از مشکلات خشکسالی رنج برده است. بنابراین کشاورزی آن به شدت تحت تأثیر قرار گرفت. آن‌ها در واقع در مورد جابجایی این میلیون‌ها نفر از شهر تهران صحبت می‌کردند چون پایتخت دیگر نمی‌تواند این جمعیت بزرگ را تحمل کند. بنابراین، این جنگ فقط این مسائل زیست‌محیطی را تشدید خواهد کرد، به‌ویژه با حملات به زیرساخت‌های غیرنامی حیاتی، برای مثال سدها، مخازن و کارخانه‌های آب‌شیرین‌کن؛ و سال‌ها و سال‌ها طول خواهد کشید تا ایران از این جنگ به عنوان یک ملت بهبود یابد. و شما اساساً فروپاشی سکونتگاه‌های قومی را دارید، شما نابودی ظرفیت دولت برای ارائه خدمات اولیه را دارید. اما خبر خوب برای ایران این است که به نظر می‌رسد آن‌ها قادر خواهند بود کنترل خود را بر (تنگه هرمز) حفظ کنند. و این حیاتی است زیرا حالا آن‌ها می‌توانند از هر کسی که از تنگه هرمز استفاده می‌کند عوارض بگیرند. و آن‌ها در مورد ۱۰ درصد صحبت می‌کنند که باید حدود ۸۰۰ میلیارد دلار در سال برای ایران درآمد ایجاد کند. بنابراین ملت در این جنگ نابود خواهد شد، اما اگر بتواند از غرور مردم پارس بهره ببرد، اگر بتواند مردم پارس را متحد کند و بتواند از منابع هرمز به‌طور مؤثر استفاده کند، آن‌وقت می‌توانیم انتظار داشته باشیم ایران دوباره در حدود ۱۰ تا ۲۰ سال آینده برخیزد.

آرش یوسفی -ARASH

59,208 次观看 • 5 个月前

امروز آن‌چه در بازار ایران می‌گذرد، یک رویداد مقطعی یا صنفی نیست، بازار نبض حیاتی انقلاب است، وقتی نبض به جریان می‌افتد، یعنی کل بدن بیدار شده است. برخاستن بازاریان، آن هم به این شکل، یک پیام روشن دارد: در ایران جمعیتی با عنوان «قشر خاکستری» دیگر معنا ندارد. وقتی فشار به آستانهٔ تحمل ناپذیری می‌رسد، مردم ــ از هر جایگاه و هر قشر ــ برخاسته و در یک مسیر برای یک مقصد مشترک به حرکت در می‌آیند. این لحظه، لحظهٔ پیوستن است. دانشجو، کارگر، معلم، پرستار، راننده، کارمند، زن و مرد، پیر و جوان امروز باید کنار بازاری ایستاد، که برخاسته است. نگرانی برای جان معترضان قابل فهم است، اما مردم باید بدانند: سازوکارهای حفاظت، مراقبت و پشتیبانی در حال شکل‌گیری و فعال شدن هستند. این اعتراضات کور نیست، مسیر، عقلانیت و پشتوانه دارد. آن‌چه آغاز شده، یک فرآیند است؛ نه یک اتفاق یک‌روزه. هم‌زمان در سطوح مختلف، در داخل و بیرون از ایران، معادلات در حال تغییر است. جهان از جمهوری اسلامی عبور کرده و این را می‌شود در مواضع، تصمیم‌ها و سکوت‌های معنادار دید. این اعتراض، تنها اعتراض به قیمت ارز نیست، اعتراض به ساختاری است که زندگی را به بن‌بست رسانده. و این بن‌بست، تنها یک راه خروج دارد. مردم دریافته اند تا زمانی که این رژیم بر سر کار است، هیچ مطالبه‌ای به سرانجام نمی‌رسد، هیچ امنیتی پایدار نمی‌شود و هیچ کرامتی بازنمی‌گردد. هموطنان قهرمان! این بار تنها نیستید، نه در خیابان، نه در معادلات منطقه‌ای، و نه در نگاه جهان. شرایط، بی‌سابقه است و فرصت، تاریخی. امروز وقت ایستادن کنار هم است. کنار بازار. کنار مردم. کنار آینده‌ای که باید ساخته شود. اگر می خواهیم #ایران بماند، این دشمن متجاوز یعنی #جمهوری_اسلامی باید برود. قسم به خون یاران ایستاده ایم تا پایان #جبهه_احیای_قانون_و_حاکمیت_ملی_ایران #IRGCterrorists #آب_برق_زندگی

Vahid Beheshti وحید بهشتی

44,035 次观看 • 8 个月前

دلباختگان شرمنده مافیای اشغالگر اسلامی که به درستی آنان را #فرقه_جنون نامیده‌اند، همنوا و همصدا با سازمان اطلاعات سپاه ما براندازان را متهم می‌کنند که دست روی دست گذاشته بودیم تا ترامپ برایمان رژیم را سرنگون کند. در این گفتگو در روز شانزدهم فوریه ۲۰۲۶ گفتم اگر آخوندها به ساز ترامپ برقصند، او با آنها هم کنار می‌آید، حتی اگر سالیانه ده‌ها هزار تن از ما را بکشند. آنچه که ناشدنیست، تبدیل این مافیای اشغالگر به یک حکومت معمولی است، همانگونه که تبدیل کفتار به یک حیوان گیاهخوار غیرممکن است. من هراسی از این تفاهمنامه و حتی قرارداد بعد از آن ندارم، زیرا جنبش براندازی از همان نخستین روز برپایی جمهوری جنایت آغاز شد و از هفتم آبان ۱۳۹۵ در گردهمایی پاسارگاد به یک جنبش فراگیر اجتماعی فرارست. این جنبش همیشه بر روی پاهای خود ایستاده بود، ولی خردورزانه و آینده نگرانه در جنگ امریکا و اسرائیل با مافیای اشغالگر اسلامی شانسی برای سرنگونی این رژیم و در پیامد آن برای برپایی یک دموکراسی سکولار می‌دید، با یا بی ترامپ، ملت سرافراز ایران مافیای اشغالگر را به زباله‌دان تاریخ خواهد افکند! #لیسندگان_آخوند #لشکر_فرومایگان

محسن بنائی

17,979 次观看 • 2 个月前