Video yükleniyor...

Video Yüklenemedi

Ana Sayfaya Dön

چند نکته از مصاحبه پسر تنگسیری: - تخمش نیست اصلا باباش مرده - قبلا هم نوشته‌ام، ۹۹ درصد مقام‌‌های سیاسی و نظامی و خانواده‌هایشان جایی برای پنهان شدن ندارند. مثلا همسر تنگسیری در خانه پسرش پنهان شده بود. - تنگسیری در اوج جنگ تماس تلفنی با خانواده داشت (حفاظت...

115,173 görüntüleme • 3 ay önce •via X (Twitter)

0 Yorum

Yorum bulunmuyor

Orijinal gönderinin yorumları burada görünecek

Benzer Videolar

#التماس_تفکر کل سریال معاویه را دیدم ، محمد، ابوسفیان، معاویه، ابوبکر، عمر، عثمان، علی و اطرافیانشان همه با هم فامیل ، پسر عمو ، پسر دایی، پسر خاله و پسر عمه هستند که بخاطر جنگ قدرت با هم درگیر بودند و تمام چیزی که در طول این سالها آخوندهای شیعه از ۱۴۰۰ سال قبل در مغز ما فرو‌ کردند جز دروغ و دکانی برای جنگ ابلهانه شیعه و سنی هیچی نبود این سریال نکته ها و حقایق جالبی داشت اینکه «معاویه کاتب مخصوص محمد و نویسنده قرآن بود» «معاویه در دمشق و علی در کوفه هر دو همزمان در ۱۹ رمضان در نماز و در محراب مسجد زخمی می شوند»، «معاویه بیشتر از علی با خوارج جنگید و تقریبا به آنها پایان داد»، «امام حسن با معاویه بیعت کرد و خلافت را در ازای مالیات شهر دارابگرد فارس، به اضافه پنج میلیون دینار به معاویه فروخت» و در آخر اینکه «معاویه سیاستمداری زرنگ و حاکمی شجاع ، باهوش و عادل بود که در قسمت پایانی با این جملات از قدرت کناره‌گیری کرد و یزید را به عنوان جانشین معرفی کرد…» «مدت فرمانروایی من بر شما طولانی شده و از من خسته شدید…»

cheshm_abi

357,291 görüntüleme • 1 yıl önce

«وقتی نصف شب ماموران امنیتی به خانه‌اش بی‌رحمانه حمله کردند و دوره‌اش کرده بودند، برای دفاع از خانواده اش با دست خالی سنگ های اطراف و آجرهای دیوار حیاط و پشت‌بام را از جا در می‌آورده و سمت ماموران پرتاب می‌کرده، طوری که دستانش به خونریزی افتاده بوده ولی طوری در مقابل ماموران محکم از خانواده‌اش دفاع می‌کرده تا پسرانش بتوانند فرار کنند و ماموران را معطل کند.» سرگذشت کشته‌شدن محمدجامه‌بزرگ بسیار تلخ و وحشتناک است، چند روز پیش سالگرد او بود. خواهر آقای جامه‌بزرگ با انتشار این ویدیوی شاد از برادرش یادش را گرامی داشت. ماجرای محمد جامه بزرگ و تبدیل خانواده‌اش به دادخواه، از غروب ۳۱ شهریور آغاز می‌شود. آن روز ملارد صحنه اعتراضات مردمی است، آن هم درست در خیابانی که مغازه و خانه محمد جامه‌بزرگ در آن قرار دارد، مسعود پسر جاویدنام محمد جامه‌بزرگ می‌گوید: فاصله خانه ما تا مغازه، عرض خیابان است، با شلوغ شدن خیابان مغازه را بستم و راهی خانه شدم، جلوی در خانه که رسیدم، یک نفر دست انداخت و لباس من را کشید. اول فکر کردم یکی از دوستانم است، دستش را پس زدم و برگشتم و دیدم یک فرد دیگر است. گفت با من بیا، تو شلوغ می‌کردی. یکباره تعداد ماموران زیاد شد، بابا (مقتول) با بیل به طرفشان آمد، من به خانه پناه بردم و در را بستم.ماموران شروع کردند به شکستن شیشه در و انداختن گاز اشک‌آور داخل خانه. ما می‌خواستیم برویم داخل اما بابا نمی‌آمد و می‌گفت این کارها غیرقانونی است، حق ندارند این کارها را بکنند.» پس از تهدید شفاهی محمد جامه بزرگ در روز اول مهرماه، او تصور می‌کند که موضوع پایان یافته اما بامداد ۲ مهر، همه چیز رنگ و بوی دیگری به خود می‌گیرد. ساعت ۳ صبح، تعدادی مأمور ماسک زده زنگ در را می‌زنند، در را باز نکردیم اما خودشان از بالای دیوار پریدند و در را باز کردند، پسران محمد از پشت‌بام به خانه همسایه پناه می‌برند و مقتول به پشت‌بام، ماموران در لحظه آخر او را پیدا می‌کنند، محمد بدون حکم قضایی حاضر به رفتن با ماموران نمی‌شود، در این لحظه تهدید می‌شود اگر با ما نیایی، گروهی دیگر مامور به قصد کشتن شما می‌آیند، و بعد از چند دقیقه دسته دوم امدند، همسر محمد را در خانه زندانی و پس از چند دقیقه همسر او با پیکر خونین و صورتش مواجه می‌شود. همسر محمد گفته بود: «به چشم او شلیک شده بود. بعدها و با بررسی پزشکی قانونی مشخص شد که از فاصله نزدیک به چشم او گلوله ساچمه‌ای شلیک شده و در مغزش پخش شده است.» تماس مستقیم با وکیل در واتس‌اپ +905510332575 #محمد_جامه_بزرگ #ملارد #دادبان

دادبان

29,410 görüntüleme • 3 yıl önce

روایت آنچه بر #احمد_خدایی و جاویدنام #صالحه_احمدی گذشت. در روزهای پر شور دی ماه خونین ۱۴۰۴ زمانی که هنوز اینترنت قطع نشده بود، احمد خدایی، کوهنورد و مربی شناخته‌شده اردبیلی، در صفحه اینستاگرام خود از افرادی که در جریان اعتراضات آسیب دیده بودند خواست در صورت نیاز به خدمات درمانی و نگرانی از مراجعه به مراکز رسمی، با او تماس بگیرند. همسر احمد خدایی، صالحه اکبری، تکنسین اتاق عمل بود و یک اتاق خانه‌ کوچکشان را به خارج کردن ساچمه‌ها و پانسمان مجروحان اختصاص داده بودند. آن‌ها تازه ازدواج کرده بودند، خانه‌شان بوی زندگی می‌داد، احمد از ازدواج قبلی‌اش دختری داشت که با صالحه رابطه خیلی خوبی داشت. چند روز بعد، شب ۲۲ دی‌ماه و حوالی ساعت ۱۰، مأموران امنیتی به منزل این زوج مراجعه کردند. هدف، بازداشت احمد خدایی عنوان شده بود، اما در زمان ورود مأموران، او در خانه حضور نداشت و برای خرید لوازم پانسمان و دارو به خارج از خانه رفته بود. مأموران در داخل منزل منتظر ماندند تا او بازگردد. با بازگشت احمد خدایی، در بدو ورود به آپارتمان، ناگهان با حمله مأموران مواجه شد. او در برابر چشمان همسرش با شوکر، مشت و لگد مورد ضرب‌وشتم قرار گرفت. در این میان، صالحه اکبری، که او هم مثل همسرش کوهنورد بود، برای دفاع از همسرش با کلنگ کوهنوردی به سمت مأموران رفت. در همان لحظه، یکی از مأموران با سلاحی مجهز به صداخفه‌کن به قلب او شلیک کرد. گلوله از بدنش عبور کرد و او در همان محل جان باخت. پس از این واقعه، پیکر او از خانه خارج شد و احمد خدایی نیز بازداشت و برای یازده روز در بازداشت نگه داشته شد. خانواده صالحه و به خصوص پدر او، که طرفدار حکومت است، روایتی دروغ مبنی بر خودکشی دخترش را تایید می‌کند. بعدها سیستم امنیتی تلاش می‌کند روایت سانحه در حین کوهنوردی را نیز مطرح کند. روایت‌هایی دروغ که برای سرپوش گذاشتن بر جنایتی هولناک ساخته شده است. با این حال روایتی واقعی ماجرا توسط نزدیکان و دوستان این خانواده به آموزشکده توانا رسیده است که نشان می‌دهد قتل در داخل خانه و توسط نیروهای امنیتی اتفاق افتاده است. هرچند در برخی روایت‌ها گفته شده که او در خیابان کشته شده است، ولی روایت درست همین متنی است که نوشته شده است. پس از آزادی، احمد خدایی با تهدیدهایی مواجه شد تا درباره این ماجرا سکوت کند. پیکر همسرش را در اطراف اراک به خاک سپردند (صالحه اصالتا اراکی بود). احمد خدایی در خانه‌اش با خاک مزار همسر جاوبدنامش مکانی برای سوگواری درست کرده و در تنهایی از غم هجران همسرش اشک می‌ریخت منبع: توانا Tavaana در نهایت احمد خدایی امروز خودکشی کرد. 💔

ParhamKingSPM

23,540 görüntüleme • 5 ay önce

احمد خدایی، همسر جاویدنام صالحه اکبری، در روزهای اخیر به شدت تحت فشار بود. چند بار احضار و تهیدید شده بود و گفته بودند که نباید در مورد همسرت استوری بگذاری، نباید بگویی که او را کشتند و تو شاهد قتل او بودی... چندین نفر از جاهای مختلف با او در تماس بودند. تلاش می‌کردند که به او امید بدهند. تلاش می‌کردند که او را به مشاور و روان‌شناس وصل کنند، اما احمد می‌گفت هیچ تمایلی به صحبت با مشاور ندارد و تنها خواسته‌ او این بود که صدای مظلومیت همسرش شنیده شود. از ۶ اسفند با احمد در تماس بودم، هر خواسته‌ای داشت، انجام دادم. گفت درباره همسرم استوری بذار، گذاشتم، گفت فلان ویدیو که تصاویر همسرم است، منتشر کن. داستان نحوه کشته شدن صالحه را تعریف کرد، منتشر کردم. در اسپیس صحبت کردم و گفتم قصد خودکشی دارد. در استوری‌های اینستاگرام او را معرفی کردم، خیلی از مردم با او صحبت می‌کردند. با اشکان خطیبی هم صحبت کرده بود. با ادمین مسیح علی‌نژاد هم داستانش را در میان گذاشته بود و او هم منتشر کرده بود. قطع اینترنت باعث شده بود مدتی ارتباطمان کم شود. می‌دانم با عزیزان زیادی حرف می‌زد و داستان عشق خود و صالحه را بازگو می‌کرد. اخیرا به اراک رفته بود، سر مزار همسرش، در آنجا بازداشت شد و برایش پرونده‌سازی شد. همین روزها احضار شده بود که به اراک به دادسرا برود، اما گفته بود که نمیروم. خانواده صالحه بسیجی بودند و قتل دخترشان را «خودکشی» اعلام کرده بودند، علاوه بر این تلاش می‌کردند که خانه احمد را هم تصاحب کنند. احمد دخترش (دختری که از ازدواج قبلی‌اش داشت) را نزد پدر و مادرش گذاشته بود. می‌گفت هر بار به دیدن دخترش می‌رود، دخترش از صالحه می‌پرسد و حالش بد می‌شود. ویدیو و تصاویری از احمد نزد ما و احتمالا افرادی دیگر محفوظ و موجود است و به زودی منتشر می‌شود. وقتی که اقدام به خودکشی کرد، استوری و پست گذاشت و اعلام کرد. افرادی با اورژانس اردبیل تماس گرفتند، اما وقتی که اورژانس رفت، کار از کار گذشته بود و احمد رفته بود ... جاویدنام صالحه اکبری، تکنسین اتاق عمل بود، که با شلیک مستقیم به قلب در برابر چشمان همسرش کشته شد در روزهای پر شور دی ماه خونین ۱۴۰۴ زمانی که هنوز اینترنت قطع نشده بود، احمد خدایی، کوهنورد و مربی شناخته‌شده اردبیلی، در صفحه اینستاگرام خود از افرادی که در جریان اعتراضات آسیب دیده بودند خواست در صورت نیاز به خدمات درمانی و نگرانی از مراجعه به مراکز رسمی، با او تماس بگیرند. همسر احمد خدایی، صالحه اکبری، تکنسین اتاق عمل بود و یک اتاق خانه‌ کوچکشان را به خارج کردن ساچمه‌ها و پانسمان مجروحان اختصاص داده بودند. آن‌ها تازه ازدواج کرده بودند، خانه‌شان بوی زندگی می‌داد، احمد از ازدواج قبلی‌اش دختری داشت که با صالحه رابطه خیلی خوبی داشت. چند روز بعد، شب ۲۲ دی‌ماه و حوالی ساعت ۱۰، مأموران امنیتی به منزل این زوج مراجعه کردند. هدف، بازداشت احمد خدایی عنوان شده بود، اما در زمان ورود مأموران، او در خانه حضور نداشت و برای خرید لوازم پانسمان و دارو به خارج از خانه رفته بود. مأموران در داخل منزل منتظر ماندند تا او بازگردد. با بازگشت احمد خدایی، در بدو ورود به آپارتمان، ناگهان با حمله مأموران مواجه شد. او در برابر چشمان همسرش با شوکر، مشت و لگد مورد ضرب‌وشتم قرار گرفت. در این میان، صالحه اکبری، که او هم مثل همسرش کوهنورد بود، برای دفاع از همسرش با کلنگ کوهنوردی به سمت مأموران رفت. در همان لحظه، یکی از مأموران با سلاحی مجهز به صداخفه‌کن به قلب او شلیک کرد. گلوله از بدنش عبور کرد و او در همان محل جان باخت. ماموران اسلحه روی سر احمد می‌گذارند و می‌گویند یا خودت و دخترت را می‌کشیم، یا باید سناریوی ما را اعلام کنی. پس از این واقعه، پیکر او از خانه خارج شد و احمد خدایی نیز بازداشت و برای یازده روز در بازداشت نگه داشته شد. در زمان بازداشت احمد، ماموران با رئیس فدراسیون کوهنوردی تماس گرفتند، احمد پشت تلفن به ناچار سناریوی سقوط از کوه را گفت، ولی عمدا منطقه‌ای را اعلام کرد که غیرممکن است که کسی از آنجا سقوط کند و بدین وسیله به رئیس فدراسیون که نسبت به دانش کوهنوردی حرفه‌ای احمد اطلاع داشت، پیام‌ داد که جریان چیز دیگری است. خانواده صالحه و به خصوص پدر او، که طرفدار حکومت است، روایتی دروغ مبنی بر خودکشی دخترش را بیان کردند. پس از آزادی، احمد خدایی با تهدیدهایی مواجه شد تا سکوت کند. پیکر همسرش را در اطراف اراک به خاک سپردند(صالحه اصالتا اراکی بود). احمد در خانه‌اش با خاک مزار همسرش مکانی برای سوگواری درست کرده و در تنهایی از غم هجران همسرش اشک می‌ریخت و از قصدش برای پیوستن به صالحه می‌گفت.

Javad Tavvaf

98,063 görüntüleme • 5 ay önce

دیروز برنامهٔ ایرج مصداقی با مرتضی اسماعیل‌پور را دیدم؛ برنامه‌ای که در آن مصداقی به علی کریمی توهین کرد و گفت «تو عددی نیستی». این صحنه مرا به یاد خاطره‌ای انداخت. ششم ژانویهٔ ۲۰۲۵، رضا حاجی‌حسینی، همسر نعیمه دوستدار، در توییتر نوشته بود: «از جذابیت‌های این روزگار یکی هم این است که آدم‌هایی با گذشته‌های طلایی مشغول پرداختن به گذشته و حال دیگران‌اند. راستی آقای فلانی، پسر شما هنوز با لباس تیم ملی فوتبال ایران با آرم حکومت نکبت اسلامی در استکهلم فوتبال بازی می‌کند؟ از شما بعید نیست. این ماجرا ریشه ندارد؟» منظور حاجی‌حسینی از «آقای فلانی» ایرج مصداقی بود. مصداقی در واکنش به او، در برنامه‌ای که با سعید بهبهانی داشت، عکس‌هایی از پیراهن‌های تیم ملی را نشان داد که به امضای بازیکنان رسیده بود؛ از جمله پیراهن اورجینال علی کریمی. با افتخار گفت که هجده سال پیش توانسته از طریق واسطه‌هایی این پیراهن‌ها را برای پسرش تهیه کند و با ذوق اضافه کرد که تصور کنید پسرش در یک بازی تیم ملی با پیراهن اورجینال علی کریمی شرکت کند. برای من عجیب بود که مصداقی در کمتر از دو سال، از کسی که با آن همه ذوق از داشتن پیراهن علی کریمی برای پسرش حرف می‌زد، به جایی رسیده که می‌گوید «تو عددی نیستی». در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب // یا رب مباد آن که گدا معتبر شود. پ.ن.: می‌دانم که این ویدیو توسط اکانت پارسین تهیه شده، اما من مصاحبه کامل را دیدم و این ویدیو حقیقت را منعکس می‌کند.

Asghar Sepehri

25,150 görüntüleme • 21 gün önce

افشای فیلم‌های لیندسی گراهام، «عموی» مدافعان مداخله خارجی در ایران، اطلاعات ارزشمندی را به اشتراک گذاشته و یک فکت مهم در تایید گزاره‌های زیر است: 1️⃣ اسرائیل و لابی‌هایش در آمریکا از سال‌ها پیش برای سوق دادن آمریکا به جنگ با ایران از لنز منافع اسرائیل فعال بوده‌اند. 2️⃣ با موافقت ترامپ، اسراییل امکان حمله نظامی به ایران را پیدا کرد. اگر هریس در انتخابات برنده شده بود، هیچیک از جنگ‌های سه‌گانه رخ نمی‌داد. 3️⃣ مخالفان جنگ در درون دولت دوم ترامپ پررنگ بودند اما ترامپ با زیر پاگذاشتن روال و قواعد کار و قوانین آمریکا، نظر نتانیاهو و موساد را مبنای تصمیم قرار داد. 4️⃣ فقر آگاهی سیاسی و تاریخی لیندسی که نتانیاهو را با چرچیل شبیه‌سازی کرده است! 5️⃣ برخورد ابزاری با مردم ایران و ژست دروغین حمایت از آنها، درحالیکه مسئله وی صهیونیسم بوده است. گراهام یکی از ضد ایرانی‌ترین، سیاستمداران آمریکا بود. در یک مصاحبه تلویزیونی از اینکه اجدادش ایرانی باشند، ابراز ناراحتی کرده بود. همچنین او جنگ کنونی را ‌پایان مشکل دو هزار ساله ایران، یعنی از زمان ایستادگی اشکانیان مقابل روم باستان دانسته بود. 6️⃣ وجود برنامه و اراده برای رژیم‌چنج در جنگ که شکست خورد. 7️⃣ نقش پررنگ لیندسی در زمینه‌سازی و اجرای جنگ دوازده روزه و جنگ ۳۹ روزه.

Ali Afshari

16,479 görüntüleme • 1 ay önce

احسان خزاعی هستند پسر نماینده پیشین ایران در مقر سازمان ملل. محمد خزاعی در فاصله سالهای ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۲ سفیر و نماینده ایران در سازمان ملل بود و در دولت روحانی ، معاون وزیر امور اقتصادی و دارایی و رئیس سازمان سرمایه‌گذاری و کمک‌های فنی و اقتصادی ایران بود. احسان با خانواده در آمریکا و در واشنگتن دی سی زندگی میکنند و تابعیت دارند. نکته عجیب هیچوقت کار خارج از خانه نمی‌کنند و شاید این به معنای کار واقعی هم نباشد! در حال حاضر احسان یک خواهر و برادر دارد که متاهلند و آمریکا هستند احسان چهار فرزند دارند.خانه خوب و زندگی مرتب و بی دغدغه و از نظرشون سفر به ایران خسته کننده و کلا مردم ایران بی مغز و پر هیاهو و فضول و حسود هستن! ایشان یادش رفته که قبلا یک شهروند عادی ایرانی بود ولی الان تبدیل به شهروندلجن زاده شده ! این عکسها جدید است و برای حوالی دی ماه است اما اکنون احسان و همسرش لادن شاپوری صفحاتشان را بسته‌اند.

Amir Farshad EBRAHIMI

34,951 görüntüleme • 7 ay önce

در گفتگویی که با بعضی از دوستان و شرکت‌کنندگان در راهپیمایی‌های اعتراضی اروپا داشتم، چند نکته مشترک مطرح کردند که بد نیست اینجا بنویسم: - برخی معتقد بودند باید به فرهنگ کشوری که قرار است در آن راهپیمایی شکل بگیرد توجه کرد. به عنوان مثال سوئدی‌ها افرادی خجالتی و آرام‌اند و بردن طبل در راهپیمایی و ایجاد سر ‌صدای ناهماهنگ برای شهروندان نگرانی و برای کودکان وحشت ایجاد می‌کند. - برخی از شرکت‌کنندگان که با همکاران یا دوستان غیر ایرانی‌شان درباره راهپیمایی صحبت کرده بودند گفتند مطالبه حاضران باید برای دیگرانی که اطلاع چندانی از وضعیت ندارند مشخص باشد. از نظر آنها حمل پرچم و تصاویر کافی نیست و شرکت‌کنندگان باید پلاکاردهایی هم با نوشته‌های مشخص همراه داشته باشند - گروهی دیگر هم با اشاره به اعتراضات ادامه‌دار حامیان فلسطین تاکید کردند جامعه به راهپیمایی خیابانی به شکل مرسوم عادت کرده و برای دیده شدن، باید شیوه‌های متفاوتی را در نظر گرفت. ‌ - تمام کسانی که با آنها صحبت کردم به لزوم هماهنگی با رسانه‌های خارجی پیش از برگزاری، برای پوشش خبری اشاره کردند - جلوگیری از درگیری با حامیان جمهوری اسلامی هم یکی از مواردی بود که بسیاری درباره‌اش تذکر دادند و گفتند باید از تماس فیزیکی با این افراد خودداری کرد و در پاسخ به هر رفتاری از سمت این گروه، با آرامش و انسجام به راهپیمایی ادامه داد. در این بخش شناسایی ماموران جمهوری اسلامی که برای حمایت از رژیم آمدند هم توصیه شد #IranMassacre

Sheler Haghanifar | شلر حقانی‌فر

31,370 görüntüleme • 7 ay önce

تخیلات مقام نظامی ترکیه درباره ایران که اشتباه از آب درآمد ! یک سال پیش و هنگام جنگ ۱۲ روزه ؛ یک مقام نظامی ترک به نام Cihat Yaycı درباره سرانجام نبرد اسرائیل و ایران در مصاحبه با شبکه SZC در بخشی از یک جدول درباره ایران، گفته بود که ایران به چند منطقه قومی تقسیم خواهد شد و ترکیه باید از این فرصت استفاده کرده و البته مراقب باشد تا این حوادث دامان خود ترکیه را نگیرند. این گفته‌ها نه «تحلیل‌‌های سیاسی بی‌طرفانه» برپایه واقعیت‌های فرهنگی هویتی ایران، که بیشتر «آرزوهای ضدایرانی و پان‌ترکیستی» این مثلا کارشناسان ترکیه است. یایجی ۳ سال پیش در گفتگویی مدعی شده بود، با دخالت #نظامی در ایران شورش‌های داخلی و #تجزیه رخ خواهد داد و بهترین فرصت خواهد بود تا ترکیه، همانند آنچه در شمال سوریه و عراق انجام داد « صاحب » ترکان ایران شود! نه در جنگ ۱۲ روزه و نه در جنگ ۴۰ روزه مردم چنین کاری نکردند و برعکس از یکپارچگی میهن گفتند ... البته از آمارهای این کارناشناس که مدعی است، ایران ۴۵ میلیون ترک‌زبان دارد ( یعنی از هر دو ایرانی، یکی ترک است ) مشخص است که کوچکترین آشنایی با ایران و مردمش ندارد !

Ehsan Movahedian

20,763 görüntüleme • 3 ay önce

این هموطنمون صد در صد درست می گه داریوش سه بار به زندان افتاد که دلیل هیچ یک سیاسی نبود دلایل: یک) شاکی خصوصی داشت سر یک تصادف که بدون گواهینامه کرده بود دو) شاکی هنری داشت سر مسائل کاری که ایرج خواننده از او شکایت کرد سه) بابت چند کیلو تریاک در خانه بازداشت شد ( رجوع شود به کتاب در دامگه حادثه) البته که بابت ترانه جنگل هم که در ستایش جنایت وحشیانه تروریست های فدایی خلق در سیاهکل خوانده بود در زندان بازخواست شد ( و به قول خودش در مصاحبه با عنایت فانی حتی یک چک هم نخورد) و در صورتی که هم آن چند کیلو تریاک هم آن ستایش از تروریسم حکم بسیاری سنگینی داشت اما بهش محبت کردند و اجازه دادند که بگوید غلط کردم که از آدم کشهای تروریست وحشی حمایت کردم و بهش لطف کردند و در ازای خواندن ترانه رسول رستاخیز پس از مدت کوتاهی آزادش کردند حالا راه افتاده می گه دانشگاه اوین! تو اصلا کلا خمار بودی تو اوین و همش بهداری بودی ! حالا ژست دانشگاه هم می گیری؟ پی نوشت: عزیزان راهش این نیست که بروید در کنسرتش بهش اعتراض کنید راهش این است که "بایکوتش کنید" #ارتجاع_سرخ_و_سیاه

Aria.Farpoori

26,192 görüntüleme • 1 yıl önce

1)- در این توییت یک مستند پنج قسمتی از کانال 13 اسراییل خدمت تون ارائه می کنم که مربوط به جنگ 12 روزه هست. احتمالا خیلی از شما این مستند رو ندید! خیلی به جزییات نمی پردازم تا داستان لو نره و حس رازآلودگی قصه از بین نره. اما این نکته رو در نظر داشته باشید که این مستند حتما با اغراق بسیار زیادی برای مخاطب اسراییلی تولید شده اما بخش هایی از داستانش با واقعیت انطباق داره. در روایت، دروغ پردازی های زیادی شده که اگه با نگاه انتقادی به فیلم نگاه کنید، متوجه بزرگنمایی هاش میشید! در این مستند به فریب رسانه ای که در پشت هر اخبار پیش از جنگ در رسانه ها بوده اشاره می کنه! مثلا برجسته کردن خبر ازدواج پسر نتانیاهو تا این طور به طرف ایرانی القا بشه که سر نتانیاهو شلوغه و درگیر مسائل شخصی و خانوادگیش هست. تا میرسه به شب عملیات و چه اتفاق هایی در کابینه اسراییل افتاده بود. در بخش دیگه دیدارهای نتانیاهو با ترامپ رو قبل از جنگ مطرح می کنه که این سفرها بیشتر برای هماهنگی برای جنگ بوده و پالس مذاکراتی که ترامپ مطرح می کرده، بیشتر برای فریب ایرانیان بوده. داستان ترورهای فرماندهان مطرح میشه، البته اغراق های زیادی هم در روایت داستان هست. موضوعاتی مثل شکل و نوع عملیات های موساد و نیروی هوایی ارتش و مزدورانشون در ایران مطرح میشه. و کلا این مستند: مصاحبه با رهبران سیاسی و فرماندهان ارتش و خلبانان اسراییلی هست. تاکید می کنم که با ذهن انتقادی روایت اسراییلی ها از جنگ 12 روزه رو نگاه کنید! قسمت های دیگه اش رو در پایین و در بخش منشن ها بارگزاری خواهم کرد.

تحلیل راهبرد

52,655 görüntüleme • 5 ay önce

بعد از جراحی قلب در جمعه ۷ مهر، #فاطمه_سپهری یک هفته در بخش مراقبت‌های ویژه بستری بود و شنبه ۱۵ مهر، بدون اطلاع خانواده از بیمارستان ترخیص شد. با مراجعه خانواده به زندان وکیل‌آباد، نتوانستیم با او در زندان ملاقات و یا تلفنی صحبت کنیم. او نیاز به مراقبت‌های ویژه، رژیم غذایی مناسب و مصرف داروهای خاص دارد. بعد از عمل جراحی در اردیبهشت ماه، که بر روی دست چپ داشت مسئولین زندان، مراقبت‌های لازم را انجام ندادند و باعث تشدید درد، در دست چپ او شدند. در حال حاضر، بسیار نگران فاطمه سپهری هستیم و نمی‌دانیم که تحت چه شرایطی و کجا توسط نیروهای اطلاعات نگه‌داری می‌شود. در مورد #حسبن_سپهری و #محمدحسین_سپهری ، از پنج شنبه ۶ مهر که دستگیر شدند، چهار روز از وضعیت‌شان بی‌خبر بودیم تا اینکه سه‌شنبه ۱۱ مهر تماس گرفتند و گفتند در زندان وکیل‌آباد هستند. آنها اجازه ملاقات ندارند و تلفن‌شان به شدت کنترل می‌شود. همچنین وکالت آنها توسط آقای خسرو علی‌کردی را نپذیرفتند چون در لیست وکلای مورد تایید قوه قضائیه نیست. هرگونه اتفاقی برای فاطمه سپهری بیافتد، شخص علی خامنه‌ای و عوامل جمهوری اسلامی مسئول خواهند بود.

Asghar Sepehri

64,744 görüntüleme • 2 yıl önce

گزارشی تکمیلی از ضرب‌وشتم زندانیان سیاسی در زندان وکیل‌آباد پس از گذشت یک هفته از حوادث رخ‌داده در زندان وکیل‌آباد مشهد، اطلاعات بیشتری درباره وضعیت برادرم #محمدحسین_سپهری و #جواد_لعل_‌محمدی، که هر دو در بند ۶/۱ این زندان نگهداری می‌شوند، به دست خانواده رسیده است. روز سه‌شنبه ۹ دی‌ماه ۱۴۰۴، محمدحسین سپهری و جواد لعل‌محمدی هنگام بازگشت از هواخوری، توسط دو زندانی با جرایم غیرسیاسی مورد ضرب‌وجرح شدید قرار می‌گیرند. شواهد و نحوه وقوع حادثه نشان می‌دهد که این افراد به‌نظر می‌رسد مأموریت داشته‌اند این دو زندانی سیاسی را مورد حمله قرار دهند. این اتفاق در مقابل چشمان مأموران حفاظت اطلاعات زندان رخ داده و با وجود مشاهده صحنه، هیچ‌گونه اقدامی برای جلوگیری از ضرب‌وشتم انجام نمی‌شود و مأموران صرفاً نظاره‌گر بوده‌اند. در نتیجه این حمله، پرده گوش جواد لعل‌محمدی پاره شده و محمدحسین سپهری دچار شکستگی دندان و آثار کبودی در صورت شده است. حدود ۲۰ دقیقه پس از این حادثه، هر دو زندانی بار دیگر مورد ضرب‌وجرح قرار می‌گیرند و بار دیگر مسئولان زندان بدون هیچ مداخله‌ای فقط نظاره‌گر بوده‌اند. پس از این وقایع، محمدحسین سپهری ملاقات بسیار کوتاه چند دقیقه‌ای درون زندان با خواهرش #فاطمه_سپهری داشته است. زمانی که مسئولان زندان از طریق دوربین‌ها متوجه می‌شوند که او با لباس‌های خونی و پاره به ملاقات آمده است، از بیم انتشار خبر به خارج از زندان، مانع ادامه ملاقات شده و او را به بند ۶/۱ بازمی‌گردانند. محمدحسین سپهری و جواد لعل‌محمدی نسبت به این حمله در مراجع قضایی شکایت ثبت می‌کنند، اما ضاربان آنان را تهدید می‌کنند که در صورت پس نگرفتن شکایت، به خودشان یا خانواده‌هایشان در خارج از زندان آسیب خواهند رساند. در ادامه، با دستور نوید طباطبایی و همراهی مسئولان زندان، محمدحسین سپهری و جواد لعل‌محمدی از ملاقات با خانواده و تماس تلفنی محروم می‌شوند تا از انتشار این خبر جلوگیری شود. خانواده سپهری تأکید می‌کند مسئولیت هرگونه آسیب، فشار یا اتفاق احتمالی برای زندانیان سیاسی و خانواده‌های آنان، به‌طور مستقیم بر عهده رژیم جمهوری اسلامی و مسئولان زندان وکیل‌آباد است.

Asghar Sepehri

17,399 görüntüleme • 8 ay önce

در مورد #کنگره_آزادی_ایران روزهای آینده مفصل‌تر می‌نویسم، هم نقاط قوت و هم ضعف، ولی فعلا در مورد این ماجرای مزاحمت «گروه فشار همایونی» در جریان خروج ما چند نکته‌ای می‌نویسم چون خودم نیم‌ساعتی درگیر این حضرات بودم. ۱) همان‌طور که احتمالا شنیده‌اید، در زمان پایان کنگره، به ما گفته شد که به‌دلیل تهدید «گروه فشار»، برای خروج نگرانی امنیتی وجود دارد و بعد از مدتی، راهی از پارکینگ پشت ساختمان به ما توصیه شد و قرار شد همه با هم خارج شویم. ۲) من کمی عقب‌تر بودم و در زمان خروج دیدم که ۲-۳ نفر از جماعت «انصار الشاه» ظاهرا خودشان را به در پشت رسانده‌اند و مشغول مزاحمت برای خانم فریبا بلوچ و تعدادی از همراهان ایشان بودند (با همین روش رفتن توی صورت طرف با پرخاش و سوال‌ها و اتهام‌های بی‌ربط که بخشی در فیلم زیر هم قابل مشاهده است). تعداد این جماعت کم‌کم داشت زیاد می‌شد و خانم بلوچ هم اصرار داشت با ایشان وارد گفتگو شود. من هم احساس کردم ماندنم در آن دور و بر بهتر است. ۳) همان‌طور که دیگران هم گفته‌اند، برخلاف ادعای توییت زیر، شخصی که پالتوی سبز دارد خانم بلوچ نیست (ایشان چند قدمی جلوتر است) ولی به‌نظرم می‌رسد که هدف این اوباش، این خانم و همراهان ایشان از اقلیت بلوچ بودند. رفتاری به‌غایت شرم‌آور و پرخاشگرانه که تقریبا روشن بود هدفش گرفتن عکس‌العمل (آتو) و ضبط آن بود. تلاش من هم جلوگیری از نزدیک شدن زیاد این جماعت به شرکت‌کنندگان در کنگره بود که گوشه‌ای از آن در انتهای این قطعه فیلم هم قابل مشاهده است. ۴) نمونه این رفتار پرخاشگرانه که در فیلم مشخص است، دنبال کردن افراد، رفتن با دوربین توی صورت آن‌ها، و انواع توهین و «شعار مرگ» بود. یک تجربه شخصی از به‌اصطلاح «گفتگو» با این حضرات که سعی کردم برای آرام کردنشان انجام دهم (نقل به مضمون): س: تو آیا میخوای ایران تجزیه بشه؟ ج: من به ایرانی بودن و یکپارچه موندنش افتخار می‌کنم. س: شماها دارید به خون انقلابیون دی‌ماه خیانت می‌کنید. ج: من و دوستانم برای آسیب‌دیده‌های دی‌ماه [و موارد قبلی] پول جمع می‌کنیم و می‌فرستیم برای کمک پزشکی، چطوری داریم خیانت می‌کنیم؟ س: «مرگ بر سه فاسد، ملا، چپی، مجاهد» [با همراهی گروه]! 🙂 ۵) اگر کنجکاوید بدانید این ماجرا به کجا ختم شد، دوستان بلوچ ما با پلیس تماس گرفتند و تعدادی از این اوباش «شجاع» که این‌طور مشغول تعقیب و مرعوب کردن دوستان بودند، با نزدیک شدن پلیس چنان دمشان را روی کولشان گذاشتند و فرار کردند که دیدنی بود (حاشیه: یکی از این اوباش معروف که قبلا فیلم دستگیریش توسط پلیس لندن پخش شده بود هم در این قسمت مشاهده شد که به سرعت فرار کرد). چند نفری هم البته ماندند و مشغول گفت‌وگو با پلیس شدند. من شخصا به‌دلیل تجربیات در این بیش از دو دهه‌ای که خارج از ایران زندگی کرده‌ام، نگرانی از مقابله با این اوباش نداشتم چون می‌دانم در یک دموکراسی که قانون حاکم است، می‌توان با کمک پلیس و قانون از خجالت اوباش در آمد. ولی قطعا در حکومتی که اهداف غیررسمیش را با «شعبان جعفری» و «حسین الله کرم» به‌پیش ببرد، چنین آرامشی نخواهم داشت. حضراتی که راه افتاده‌اید دنبال این جریان به عنوان «تنها آلترناتیو»، خوب است یک زمانی بالاخره سرتان را از زیر برف دربیاورید! فیلم از اینستاگرام خانم سروستانی است: پ.ن. بعد از متفرق شدن این اوباش، کمی جلوتر باز دو نفر سراغ ما آمدند که رفتار یکی از آن‌ها معقول‌تر بود و یک مصاحبه مفصل از من گرفت، در مورد تجزیه‌طلبی و غیره؛ اگر یک موقع فیلمش درآمد لطفا به من هم اطلاع دهید 🙂

Bashir Sadjad بشیر سجاد

23,895 görüntüleme • 5 ay önce

قطعا به خوبی یادتان است که وریا غفوری دقیقا قبل از شروع جنگ، یک پست پهلوی‌ستیزی و توهین به شاه را از مهره‌ی تجزیه‌طلب برون‌مرزی اطلاعات (پاشایی) لایک کرد و بعد از چند ساعت لایک خود را برداشت. در آن زمان خبر دزدیده شدن اسلحه‌ها هنوز رسانه‌ای نشده بود. از طرفی مهره‌های تجزیه‌طلب و بازوهای صادراتی اطلاعات، دنبال جنجال‌آفرینی و بهانه‌تراشی برای روز آشکار شدن این خیانت بودند. این یک تکنیک شناخته‌شده به نام ردگم‌کنی در دنیای جنگ روانی است. مهره‌های تجزیه‌طلب پشت پرده به‌خوبی میدانستند که به زودی رسوایی سلاح‌ها بصورت یک بحران بزرگ افشا میشود. برای بهانه‌تراشی از علت این خیانت، با انتخاب یک چهره‌ی محبوب در کردستان و دست گذاشتن روی یک گسلِ حساس (پهلوی/کردستان) با هدف موجسازی، میخواستند دومینوی تفرقه‌ی ساختگی پیش برود و در نهایت افکار عمومی هموطنان شریف کُرد را آلوده و دوقطبی کنند. هدف استراتژیک این بود: اشغال کردن ذهن جامعه با یک دعوای قومیتی-تاریخی، برای مشروعیت بخشی و لاپوشانیِ یک خیانت بزرگ عملیاتی. اما افکار عمومی وارد این بازی نشد و payoff مهره‌های تجزیه‌طلب از این تله، صفر بود. پروژه‌ی مهره‌های برون‌مرزی اطلاعات برای لاپوشانی خیانت احزاب کورد در تحویل سلاح‌ها کاملا شکست خورد و بدون هیچ عذر و بهانه‌ای، خیانت در امانت آنها بر کل دنیا نمایان شد. در مورد وریا غفوری، چند ماه صبر کردم تا هم خبر اصلی بیرون بیاید و هم شخص او چنین سند غیر قابل انکاری بیرون بدهد تا در این مورد بنویسم. خودِ غفوری هم کوچکتر از آن بود که کسی به جهت‌گیری‌اش علیه پهلوی و دستور‌العمل‌های حاشیه‌ساز عامدانه‌اش بپردازد. در دنیای استراتژی، مهره‌ای که عملیات فریبش شکست بخورد، یک مهره‌ی سوخته است. او مزدور بودن و وصل بودنش را با گذر زمان و به دست خودش به همه ثابت کرد و دقیقا همان‌جا سوخت.

Apranik 🇮🇷🇮🇱

70,854 görüntüleme • 4 ay önce