Загрузка видео...

Не удалось загрузить видео

На главную

چند وقت پیش داشتم توی RDR2 ول می‌چرخیدم، وسط ناکجا آباد این NPC دنبال دوستش می‌گشت، رفتم دوستش رو پیدا کردم دیدم طرف رو پاره‌ش کردن! اومدم بهش گفتم، ولی بعد تموم شدن mission به جای اینکه ولش کنم برم، رفتم دنبالش ببینم کجا می‌ره. و بار دیگه جزئیات...

101,414 просмотров • 1 год назад •via X (Twitter)

Комментарии: 11

Фото профиля مهرداد
مهرداد1 год назад

باگش اونجاست چون تیراندازی می‌کنی ان پی سی هم در می‌ره:))) یه بار اومدم کار خیر کنم یه بنده‌خدایی رو سوار کردم برسونمش تا خونه وسط راه یه حیوون شکار کردم مثه چی در رفت قصه اش هم‌ ناتموم موند:(

Фото профиля Moescape AI
Moescape AI1 год назад

Sign up & effortlessly find YOUR perfect character to chat with on Moescape AI: #MoescapeTavern #aichatbot

Фото профиля MK @ Huralya
MK @ Huralya1 год назад

هیچکس حاضر نیست بپذیره که RDR2 از هیچ و شانسی ایجاد شده باشه اما تمام هستی و با بی نهایت برابر جزییات و هوشمندی بیشتر باور دارن که خود به خود و بدون دایرکتور و هدف و برنامه ای از هیچ بوجود اومده

Фото профиля Hesam Sanei
Hesam Sanei1 год назад

این همون یاروعه که هر شهری میری هی داره اسم دوستشو داد میزنه میگه شما اینو ندیدید؟😂

Фото профиля گرشاسپـــ
گرشاسپـــ1 год назад

بهترین بازی تاریخه واقعا

Фото профиля Zed
Zed1 год назад

من بعد این بازی رفتم جی تی ای ۵ بازی کردم. یکی دوساعت بازی کردم ولی جذبم نکرد. دقیقا مثل رد دد۲ که اوایلش یکم حوصله سربر بود. شما جی تی ای ۵ روبازیش کردی؟ کلا روندش همینه یا بعدا جذابتر میشه؟

Фото профиля Diego Jr
Diego Jr1 год назад

بازی RDR2 بعد GTA V اومد، برای همینه GTA جدید اینقدر طول کشیده چون باید از RDR2 بهترباشه. من خودم GTA V رو فقط آنلاین زدم، استوری رو نرفتم.

Фото профиля ایران
ایران1 год назад

نژاد این اسب شما چیه؟

Фото профиля Diego Jr
Diego Jr1 год назад

این رندوم و اتفاقی سوار شدم، یادم نیست، الان یه Arabian سفید دارم که بالای مپ می شه پیداش کرد.

Фото профиля ایران
ایران1 год назад

من نتونستم نجاتش بدم خرس خوردش!!!!

Фото профиля Nothing
Nothing1 год назад

یکی npc دیگه ای هم تو بازی تو چندجای مختلف میبینمیش همش داره دوستش رو بلند بلند صدا میزنه... از ما هم میپرسه میشناسیم رفیقش رو یا نه. اون چیه داستانش؟

Похожие видео

شماره صد و دو: امیرعلی کمالی، کلاس اول سوختم از روایت مادر این بچه. عکس‌ها رو اقوام برام فرستادن 😞💔 مادر در مصاحبه‌ای در راه مشهد توی قطار می‌گه: «اگر یه گوشه از صحن امام رضا، امیرعلی رو دیدم بغلش می‌کنم، می‌گم مامان سلام. من به داشتن چنین پسری افتخار می‌کنم. من چهارتا دیگه بچه دارم اما انگار کسی دیگه نیست توی خونه‌ام. بچه‌ها هم فکرشون همینه. اونها رو دوست‌شون دارم هستن، امیر که نیست انگار چیزی رو گم کردم.» «از پیکرش؛ اون شب اول که رفتم بیمارستان گفتم بگو کدوم یکی امیرعلیه. زن‌عموم گفت نگاه پشت سرت کن این امیرعلیه. وقتی کاور رو باز کردم(عکسش توی گوشیم هست) یه دفترچه‌ای دیدم به اسم امیرعلی. (بچه رو از رو کتابش شناسایی کردن😭) پیکر رو خوب ندیدم فکر کردم گردن امیره. اومدم خونه گفتم شهید بی‌سر به یاد ابوالفضل افتادم، گفتم‌ ابوالفضلم دوتا دستش قطع شده امیر منم دستش قطع شده. گفتم امام حسینم سرش قطع شده امیر منم سرش قطع شده. گریه می‌کردم اما به یاد امام حسین. نگو امیر از کمر به پایین هست. سر و گردنش نبود…» در مصاحبه‌ی دیگری مادر اعلام می‌کند بعد از ۳۳ روز دست‌های امیرعلی را به او تحویل داده‌اند که دیگر دست سابق نبود…

Mina Ghorbani

11,289 просмотров • 3 месяцев назад

تقریبا یک هفته روش وقت گذاشتم و سعی کردم تا جای ممکن موارد امنیتی رو لحاظ کنم تا مبادا کاربر به اشتباه بخواد کانفیگی بزنه که امنیتش رو به خطر بندازه (مثلا توی همین کلیپ اونجایی که صفحه سیاه میشه در واقع از کاربر اثر انگشت میخواد تا تنظیمات رو ذخیره کنه) طبق انتظار همه چیش خوب کار میکنه ولی به چند دلیل تصمیم گرفتم که منتشرش نکنم😔 - طبیعتا گوگل پلی این اپ رو به خاطر این ویژگی خطرناک قبول نمیکنه، در نتیجه کاربرها اکثرا مجبور میشن مرورگر رو به صورت فایل apk نصب کنن. نصب مرورگر به صورت فایل apk یعنی خداحافظی با آپدیتهای جدید و سلام به apkهای دستکاری شده و جاسوس افزار - وجود این ویژگی توی مرورگر در رو برای سو استفاده‌های بعدی باز میکنه. به هر حال یه عده میتونن با هدف جاسوسی یه جوری کانفیگشون رو توی مرورگر بذارن. مثلا یکی مرورگرش رو جوری کانفیگ میکنه که بتونه همه ترافیک ssl رو بفرسته سمت سرور خودش و اونجا رمزگشایی کنه، بعد گوشیش رو میده دست شما که مثلا باهاش به حساب بانکیتون لاگین کنید. پسورد شما لو میره! - توسعه و بروزرسانی مرورگر کار بسیار پرمسئولیت و خطرناکیه. یه تیم با نظارتهای امنیتی بالا لازم داره. به هر حال خیلی دوست داشتم واقعا میشد اینو منتشر کرد ولی فکر میکنم شرش خیلی بیشتر از خیرش باشه. با همه اینها گفتم حداقل یه کلیپ ازش بذارم شما هم ببینید چطوری کار میکنه. مثلا اینجا ادرس رو با گواهی باز میکنه.

aleskxyz

12,614 просмотров • 4 месяцев назад

تا جایی که می دونم پاتریک بت دیوید جمهوری‌خواهه ولی در این پادکست دو روز پیشش انتقادات کاملن درستی رو نسبت به شاهزاده رضا پهلوی که هنوز در تعطیلات به سر می برند انجام داده‌.‌ Patrick Bet-David Reza Pahlavi متن پادکست رو به فارسی پایین گذاشتم 👇 --------------------- «رضا پهلوی، آخرین باری که با رئیس‌جمهور تماس گرفتی و باهاش ملاقات کردی کی بود؟ اصلاً ملاقات کردی؟ آخرین باری که تماس گرفتی و باهاش ملاقات کردی کی بود؟ یادت می‌آد وقتی پیر پولیِو با ترامپ ملاقات نکرد و نمی‌خواست بره پیششون چون نگران بودن کانادایی‌ها چی فکر می‌کنن؟ تو هم از اون ملاقات اجتناب کردی چون نگران بودی ایرانی‌ها در موردت چی فکر کنن؟ مثل این بود که بگی، وای خدای من، ایرانی‌های پیشرو خوششون نمی‌آد اگر برم با رئیس‌جمهور ملاقات کنم. این نزدیک‌ترین موقعیتیه که تا حالا بهش رسیدیم. گوشی رو بردار و بهش زنگ بزن. برو باهاش ملاقات کن، هر جا که هست، تعطیلاتت رو ول کن، هر جای دنیا که الان هستی، برو باهاش ملاقات کن. اگر واقعاً متعهد به انجام این کار هستی، تو یکی از معدود افرادی هستی که می‌تونی این کار رو انجام بدی. می‌دونم که این شغل رو نمی‌خوای. ما یک مصاحبه زنده عمومی انجام دادیم. جهان دیدش. تو این شغل رو نمی‌خوای. می‌خوای کمک کنی و به انتقال کمک کنی تا در حال انجام باشه. با چند نفر از افراد صحبت کردم تا ببینم آیا ملاقاتی بوده یا نه. هیچ ملاقات مستندشده‌ای بین این دوتا نبوده. واقعاً فکر می‌کنی اگر آمریکا می‌خواست دخالت کنه و کسی رو بفرسته که رهبر ایران بشه تا آزادش کنن، فکر می‌کنی تا حالا با رضا پهلوی ملاقات نکرده بودن؟ فکر می‌کنی اون ملاقات تا حالا انجام نشده بود؟ یا فکر می‌کنی قبلاً انجام شده بود؟ رئیس‌جمهور چند بار با نتانیاهو ملاقات کرده؟ چند بار با همه این افراد دیگه ملاقات کرده؟ چند بار با رهبران زلنسکی، نیجریه ملاقات کرده؟ کوچک‌ترین کشورها رو بگیر، ارمنستان، پاشینیان. دیگه کی رو ملاقات کرده؟ چند بار با کشورهای کوچک ملاقات کردن؟ تو کجایی؟ اونجایی؟ رفتی در بزنی؟ منتظری اونا بیان پیشت؟ سلطنت می‌خوای؟»

Diba

145,303 просмотров • 8 месяцев назад

افتضاح پشت افتضاح ادعای رهبری یک کشور رو دارن، ولی همه جا تقلب می‌کنن. یه عده گفتن من دروغ می‌گم و امکان نداره بشه دو بار رای داد. این ویدئو رو ببینین که گرفتم. 4 تا پنجره گوگل کروم همزمان باز کردم (هر پنجره یه پروفایل جدید هست برای همین رنگ پنجره‌ها فرق داره - اینکه پروفایل مختلف باشن مهمه). در کمتر از 2 دقیقه 4 بار رای دادم. نیازی به دو دقیقه نبود البته و تو 10 ثانیه هم می‌شد 4 بار رای داد. فقط چون روند رو نشون می‌دادم و نتیجه رفرش رو هم می‌خواستم بهتون نشون بدم کمی طولانی‌تر شد. تو پنجره دوم و چهارم چند بار رفرش هم کردم که تو پنجره چهارم آپدیت شدن اعداد رو هم ببینین و بعدش امضا هم زدم. دلیل این کار ضعف فنی نیست. فردی که کوچک‌ترین آشنایی با سیستم‌های کامپیوتری و وبسایت و اینترت داشته باشه می‌تونه جلوی این قضیه رو بگیره ولی نگرفتن. چون می‌خوان از هر سیستم ده‌ها و صدها بار رای رو ثبت کنن که نتیجه عدد بزرگ‌تری باشه. ما یه مدت امضا کنندگان کارزار رفتن به غزه رو مسخره می‌کردیم نگو اینا از اونا شارلاتان‌ترن! این کاری که امیر اعتمادی و قاسمی‌نژاد دارن می‌کنن چوب حراج زدن به همون نیمچه آبروی باقیمانده رضا پهلویه. تهش می‌خوان یه گزارش بدن بگن 20 میلیون امضا کردن و پول خوبی به جیب بزنن. سال‌هاست دارن یه سری از مردم رو با این بازی‌ها سرگرم می‌کنن. بدون هیچ خروجی مشخصی. از این پروژه به اون پروژه. از این کارزار به اون کارزار. اما نتیجه صفر. این وسط فقط پول‌های میلیون دلاری جمع شده و هیچوقت حتی یک گزارش یک خطی از نحوه خرج کردن پول‌های جمع شده داده نشده. خوش به حال جمهوری اسلامی که این اپوزسیون رو داره به عنوان اپوزسیون خودش می‌فروشه.

نفوذی‌ها

285,725 просмотров • 11 месяцев назад

ماه اوت سال ۲۰۱۹ با یه پاسپورت جعلی قاچاقی از جزیره میکونوس یونان به پاریس پرواز کردم و یه دوستی با ماشین من رو رسوند به شهر کلن آلمان. دو ماه و نیم تو یه کمپ موقت تو شهر اِسن بودم که یه ماه اولش با یه پسر ایرانی به اسم دانیل تو یه اتاق بودیم. خیلی پسر مشتی و باحالی بود و اصلا مشکلی نداشتیم. آرایشگر بود و موهای بچه ها رو کوتاه میکرد. تنها مشکل من این بود که دانیل شب‌ها خیلی خر و پف میکرد و من نمی‌توانستم بخوابم. بعضی شبها از صدای بلندش عصبی می‌شدم و می‌رفتم تو راهرو می‌شستم. بالاخره نگهبان‌های کمپ دلشون برام سوخت و مدیریت بهم یه اتاق جدا داد. بعد از مصاحبه‌م از اونجا به یه کمپ دیگه تو شهر راینه منتقل شدم. شاید بگم یکی از سخت ترین دوران زندگیم رو تو اون کمپ گذروندم. با سه تا پسر ایرانی هم اتاق بودم. دو تا آرش و اسماعیل. واقعا بچه های خوبی بودن ولی سبک زندگی من به اونها نمی‌خورد. اونها تقریبا هر شب تا دیر وقت عیش و نوش داشتن و من زود می‌خوابیدم و صبح‌ها ساعت ۶ بیدار میشدم و تو‌ کمپ می‌دویدم و ورزش میکردم. از طرفی هم شرایط زندگی تو کمپ خیلی مشابه زندگی تو کمپ اشرف بود. منظورم بخش زندگی جمعیش بود. اتاق خواب جمعی، سالن غذاخوری جمعی، حموم و توالت جمعی. این خیلی من رو آزار می‌داد. طوری که تو دسامبر ۲۰۱۹ دوچار افسردگی شدید شدم. تو عمرم، حتی با گذشت از اون همه بلا تو مجاهدین هیچ وقت افسرده نشده بودم. اما توی اون کمپ از درون احساس خفگی شدید می‌کردم. به خودم می‌گفتم من که از چنگ اون فرقه آزاد شدم و چی شد دوباره افتادم توی این وضعیت. هفته‌ای سه شب کابوس می‌دیدم که دوباره برگشتم تو مجاهدین و از شدت ترس بیدار میشدم. بعضی وقتها قلبم اینقدر تند می‌تپید احساس می‌کردم ممکنه الان سکته کنم. توی کمپ خیلی ساکت بودم و تلاش می‌کردم فقط با افراد سلام و علیک داشته باشم. هر روز کامپیوترم‌ رو بر‌ می‌داشتم و می‌شستم تو اتاق اینترنت و یا زبون آلمانی می‌خوندم و یا خرد خرد کتاب سرگذشت زندگیم رو می‌نوشتم. در ظاهر تلاش می‌کردم خودم رو محکم و سرحال نشون بدم ولی در درون داشتم خفه میشدم. انگار یکی گلوم رو از تو‌ گرفته بود و فشار می‌داد. چند شب زیر پتو از حال خودم گریه‌م گرفت و فقط تلاش می‌کردم گریه‌م رو غورت بدم تا هم اتاقی‌هام متوجه نشن. یه روز دیگه تاب نیاوردم و رفتم پیش یکی از کارکنان کمپ. یه مرد افغانی بود که سال‌های سال توی آلمان زندگی می‌کرد و با همسرش توی کمپ کار می‌کردن. بچه‌های ایرانی کمپ باهاش خیلی خوب بودن و برای احترام زیادی قائل بودن. من باهاش هیچ وقت صحبت نداشتم ولی از انرژیش احساس میکردم می‌تونم بهش اعتماد کنم. رفتم پیشش و درخواست صحبت کردم. من رو برد تو یه اتاق و نشستیم سر میز. گفت بگو پسرم چی شده؟ هر بار که دهنم رو باز میکردم صحبت کنم بغضم می‌گرفت و نمی‌تونستم. گفت کار من اینجا اینه که به تو کمک کنم و راحت حرف بزن. تو اون لحظه یه دفع بغضم ترکید و شروع به گریه کردم. دیگه نمی‌تونستم خودم رو نگه دارم و تو اون لحظه احساس کردم دیگه نیازی نیست خودم رو قوی نشون بدم. بعد از یه دقیقه گریه به خودم مسلط شدم و شروع کردم به تعریف زندگیم و شرایط توی فرقه مجاهدین و سختی‌هایی که کشیده بودم. تو کل ۲۰ دقیقه‌ای که من صحبت میکردم اون هیچ چی نگفت. وقتی تموم‌ شدم گفت یه دقیقه واستا. گوشیش رو در آورد و زنگ زد به مدیر کمپ. گفت پیش یکی از پناهنده‌ها هستم که داستانش فرق می‌کنه و اتاق تکی نیاز داره. بعد در جا من رو برد پیش دکتر کمپ. داستان من رو خلاصه به دکتر گفت و دکتره درجا برگشت بهم گفت که من مجاهدین رو میشناسم و می‌دونم چی کشیدی. گفت میتونم برات دارو تجویز کنم ولی فکر میکنم همین که اتاق تکی داشته باشی بهت کمک میشه که کمی آرامش‌ پیدا کنی. از اون به بعد و تا زمان شروع کرونا، من یه اتاق تکی داشتم. آرامش توی اتاق کمی بهم احساس راحتی دست داد. دیگه احساس خفگی نمی‌کردم. دقیقا همون دوران بود که با همسر فعلیم آشنا شده بودم و اون بهم یوگا و مدیتیشن یاد داد. روزی دو بار توی اتاقم می‌شستم و ۲۰ دقیقه مدیتیشن میکردم. رفتم توی باشگاه شهر ثبت نام کردم و کلا روحیه‌م عوض شد. یه طوری از درون انگار خودم یا همون اصالتم رو پیدا کردم. روزها تو‌ اتاقم می‌شستم و به گذشته‌م فکر میکردم و اینکه از چه سختی‌هایی عبور کردم. یه روز توی همین فکرها بودم‌ که یهو به ذهنم زد منی که از این همه سختی و بلا عبور کردم پس از هر چی هم بعدش بیاد می‌تونم عبور کنم. تصمیم گرفتم دیگه غصه آینده رو نخورم. و تا به امروز هم همینطور بوده. یک لحظه هم غصه اینکه قراره چی بشه و من چی میشم و آیا از پسش بر میام رو نخوردم. اطمینان دارم که بر میام. یه جوری شکست ناپذیر شدم تو زندگی. دیگه از چیزی نمی‌ترسم. زندگی زیباست✨🌷

Ray Torabi

26,451 просмотров • 1 год назад

خیلی مردد بودم که این ویدئو رو بذارم یا نه. 🫣 من بعدش رفتم پیش دکتر محسن پیرمرادی، و درنهایت ایشون من رو عمل کرد. رفتار حرفه‌ای، احساس مسئولیت، همدلی‌شون بی‌نظیر بود. عمل من خیلی سخت بود و ۴ ساعت طول کشید. نقاهت سختم فقط ۴، ۵ روز اول بود که بلد نبودم چطوری بخوابم و از دستهام استفاده نکنم. با گذشت ۲ سال و نیم هنوز جا بخیه‌هام مونده چون برش خیلی زیادی خورد سینه‌م، و خود دکتر هم گفت که خودم رو درگیر سیکالفت و این پمادهای تجاری نکنم و بذارم پوستم به شکل طبیعی روند ترمیمش رو انجام بده. ▪️من بهم درن وصل نشد. نیپلم حس داره، و ممه هام قرینه‌ست. از هر ممه‌م حدود ۸۵۰ گرم بافت چربی و پوست استخراج شد که وقتی دادم آزمایش، یک عالمه کیست خوش‌خیم توی اون بافت چربی بود. ▪️بعد از ۵ روز دکتر پانسمان اولیه‌‌م رو باز کرد و تا دو سه ماه سوتین طبی می‌پوشیدم. ▪️بعد از حدود ۲ ماه تونستم به سختی رانندگی کنم، بعد از ۳ ماه تونستم ورزش سبک کنم. ▪️چون حجم بالاتنه‌م کم شده بود و میتونستم ورزش کنم، به راحتی آب خوردن بعدش ۱۵ کیلو کم کردم. اگه برگردم عقب باز هم این عمل رو انجام میدم. ▪️من پرونده‌ی‌ پزشکی داشتم ولی حوصله‌ی بدو بدو‌ برای بیمه رو نداشتم و آذر ۱۴۰۲ دستمزد دکترم ۴۰ تومن، و هزینه‌ی کلینیک و سوتین طبی و دارو و موارد جانبی حدود ۱۵ تومن شد.

راوی

138,250 просмотров • 3 месяцев назад