Loading video...

Video Failed to Load

Go Home

کشته‌شدن ساغر سیف‌اللهی‌فرد در اثر ضربات باتوم به سر، هنگام بازداشت خشونت‌آمیز چند روز پیش ساغر سیف‌اللهی‌فرد، نویسنده کتاب و فارغ‌التحصیل رشته مهندسی مکانیک، در جریان موج جدید بازداشت‌های خشونت‌آمیز، پس از برخورد مأموران جمهوری اسلامی جان خود را از دست داد. بر اساس اطلاعات منتشر شده، ساغر سیف‌اللهی‌فرد...

16,244 views • 6 months ago •via X (Twitter)

0 Comments

No comments available

Comments from the original post will appear here

Related Videos

با توجه به اطلاعات موجود، اگرچه #کیانوش_سنجری پیش‌تر درباره مرگ مادرش با من و برخی دیگر از دوستان صحبت کرده و برادر کوچکترش را پنهان کرده بود، اما واقعیت این است که مادر ایشان همچنان زنده است و مجید سنجری‌باف نیز وجود دارد و برادر تنی کیانوش است که شش سال از او کوچکتر است. من با او صحبت کردم و او از من خواست که توئیتی را که درباره تلاش کیانوش برای پنهان کردن او منتشر کرده بودم، حذف کنم، زیرا با واقعیت منطبق نبود. من این وعده را مشروط بر توضیح او درباره اطلاعات سایت #عدالت‌_علی، مبنی بر شکایت او از فردی به اتهام توهین به رهبری، به او دادم تا بتوانم آن را منتشر کنم. او توضیح داد که در آن پرونده، او هیچ شکایتی به دلیل توهین به رهبری نداشته است؛ بلکه شکایت وی به دلیل سرقت صورت گرفته بود. اما افسر بازپرس پرونده پس از بررسی ویدئوهای دوربین‌های مدار بسته به صحنه‌ای برخورد کرده که در آن، متهم به سرقت، تصاویر علی خامنه‌ای را معدوم می‌کند و از این رو، اتهام توهین به رهبری نیز از سوی بازپرس پرونده، نه مجید سنجری به اتهامات متهم افزوده شده است. در ادامه بخشی از روایت برادر #کیانوش را به اشتراک می‌گذارم. بنا به گفته‌های #مجید_سنجری، کیانوش در ساعات پایانی زندگی خود، پس از دیدار با #حسین_رونقی ملکی و عالیه مطلب‌زاده، با خودروی خانمی که از او به عنوان روان‌درمانگر کیانوش یاد شده (خانمی که در ویدئوی منتشر شده از جسد کیانوش، همراه یک مرد کنار جنازه دیده می‌شوند) از خانه خارج شده و به بخش غذاخوری (Food Court) مرکز تجاری چارسو رفته است. مجید سنجری بیان می‌کند که در مصاحبه‌ای که در کلانتری با خانم گویا (روان‌درمانگر) انجام شده، او توضیح داده که هر دو مدتی در آنجا به گفتگو مشغول بوده‌اند و پس از اینکه خانم روان‌درمانگر از انصراف کیانوش از خودکشی اطمینان حاصل کرد، از او جدا شد. اما بلافاصله به آن محل بازگشت تا پاوربانک خود را که فراموش کرده بود، بردارد و در این زمان مشاهده کرد که کیانوش در حال بالا رفتن از پله‌ها است. او تلاش کرد تا حراست را از احتمال یک خودکشی مطلع کند، اما پیش از هرگونه واکنشی، کیانوش خود را به پایین پرت کرد و با پا به زمین افتاد. بنا به گفته او، کیانوش تا ده دقیقه زنده بود و سپس جنازه او بین ۲۵ تا ۳۰ دقیقه در محل باقی ماند تا توسط مأموران به سردخانه کهریزک منتقل شد. مجید سنجری کمی پس از مرگ کیانوش توسط حسین رونقی ملکی از موضوع مطلع شد و به کلانتری مراجعه کرد. او یک روز بعد برای تشخیص هویت به کهریزک رفت و جسد کیانوش را شناسایی کرد. در این مشاهده، او تنها صورت و تا ناحیه گلوی جسد را مشاهده کرد. او اظهار داشت که نهادهای امنیتی از او تعهد گرفته‌اند که جسد را بدون سر و صدا دفن کند و به او کمک کردند که مراحل دفن در محلی که پدر کیانوش نیز در آن دفن شده است، با سرعت صورت گیرد. پیش از دفن جسد، صورت کیانوش به او و مادرش نشان داده شده است. گزارش پزشکی قانونی که شامل نحوه مرگ و نتایج آزمایش سم‌شناسی است، هنوز در اختیار خانواده او قرار نگرفته است. به گفته مجید سنجری، در مدارک تنظیم شده، علت مرگ برخورد با جسم سخت و تیز عنوان شده است. اما حتی با فرض صحت این روایت نیز از ابهامات موجود در خصوص مرگ کیانوش سنجری کاسته نمی‌شود. قرار بود او ساعاتی بعد از مرگ مشکوکش به آمریکا سفر کند. او حتی سوغاتی‌ها و اقلام مورد نیاز برای سفر را تهیه و بسته‌بندی کرده بود و به تأیید خانواده و افراد دخیل در کمک به او برای بازگشت به آمریکا، هیچ سخنی از پشیمانی یا لغو سفر به میان نیامده بود. ارتباطات کیانوش به شکلی مشکوک، تقریباً سه روز پیش از مرگ او با نزدیکانش قطع شده بود. او حتی حساب کاربری سیگنال خود را از تلفن همراه حذف کرده بود. آخرین فردی که توانسته بود با او به صورت صوتی صحبت کند، حدود ۲۴ ساعت پیش از مرگ او بود و پس از آن تنها چند پیام متنی در واتس‌اپ دیده شده و تماس‌ها به‌کلی قطع شده بود. دانستن تمام جزئیات آنچه در چند ساعت پایانی رخ داده است، از جمله نقش و گفتگوهای افرادی که با کیانوش دیدار کرده‌اند، به‌ویژه خانم روان‌درمانگر، بخش مهمی از درک صحیح وقایع صورت گرفته را تشکیل می‌دهد. شواهد دیگری نیز به دست آمده که در حال راستی‌آزمایی آن‌ها هستم و در صورت صحت، جریان این ماجرا را به سویی دیگر خواهد بود.

Ahmad Batebi 🛡️ 🇮🇷 🇺🇸

146,823 views • 1 year ago

روایت آنچه بر #احمد_خدایی و جاویدنام #صالحه_احمدی گذشت. در روزهای پر شور دی ماه خونین ۱۴۰۴ زمانی که هنوز اینترنت قطع نشده بود، احمد خدایی، کوهنورد و مربی شناخته‌شده اردبیلی، در صفحه اینستاگرام خود از افرادی که در جریان اعتراضات آسیب دیده بودند خواست در صورت نیاز به خدمات درمانی و نگرانی از مراجعه به مراکز رسمی، با او تماس بگیرند. همسر احمد خدایی، صالحه اکبری، تکنسین اتاق عمل بود و یک اتاق خانه‌ کوچکشان را به خارج کردن ساچمه‌ها و پانسمان مجروحان اختصاص داده بودند. آن‌ها تازه ازدواج کرده بودند، خانه‌شان بوی زندگی می‌داد، احمد از ازدواج قبلی‌اش دختری داشت که با صالحه رابطه خیلی خوبی داشت. چند روز بعد، شب ۲۲ دی‌ماه و حوالی ساعت ۱۰، مأموران امنیتی به منزل این زوج مراجعه کردند. هدف، بازداشت احمد خدایی عنوان شده بود، اما در زمان ورود مأموران، او در خانه حضور نداشت و برای خرید لوازم پانسمان و دارو به خارج از خانه رفته بود. مأموران در داخل منزل منتظر ماندند تا او بازگردد. با بازگشت احمد خدایی، در بدو ورود به آپارتمان، ناگهان با حمله مأموران مواجه شد. او در برابر چشمان همسرش با شوکر، مشت و لگد مورد ضرب‌وشتم قرار گرفت. در این میان، صالحه اکبری، که او هم مثل همسرش کوهنورد بود، برای دفاع از همسرش با کلنگ کوهنوردی به سمت مأموران رفت. در همان لحظه، یکی از مأموران با سلاحی مجهز به صداخفه‌کن به قلب او شلیک کرد. گلوله از بدنش عبور کرد و او در همان محل جان باخت. پس از این واقعه، پیکر او از خانه خارج شد و احمد خدایی نیز بازداشت و برای یازده روز در بازداشت نگه داشته شد. خانواده صالحه و به خصوص پدر او، که طرفدار حکومت است، روایتی دروغ مبنی بر خودکشی دخترش را تایید می‌کند. بعدها سیستم امنیتی تلاش می‌کند روایت سانحه در حین کوهنوردی را نیز مطرح کند. روایت‌هایی دروغ که برای سرپوش گذاشتن بر جنایتی هولناک ساخته شده است. با این حال روایتی واقعی ماجرا توسط نزدیکان و دوستان این خانواده به آموزشکده توانا رسیده است که نشان می‌دهد قتل در داخل خانه و توسط نیروهای امنیتی اتفاق افتاده است. هرچند در برخی روایت‌ها گفته شده که او در خیابان کشته شده است، ولی روایت درست همین متنی است که نوشته شده است. پس از آزادی، احمد خدایی با تهدیدهایی مواجه شد تا درباره این ماجرا سکوت کند. پیکر همسرش را در اطراف اراک به خاک سپردند (صالحه اصالتا اراکی بود). احمد خدایی در خانه‌اش با خاک مزار همسر جاوبدنامش مکانی برای سوگواری درست کرده و در تنهایی از غم هجران همسرش اشک می‌ریخت منبع: توانا Tavaana در نهایت احمد خدایی امروز خودکشی کرد. 💔

ParhamKingSPM

23,129 views • 4 months ago

پیکر یک عضو نیروهای امنیتی سابق کشور که به شکل فجیعی به قتل رسیده است، در ولایت پروان به خاک سپرده شد. گزارش‌های اولیه نشان می‌دهد که مهاجمان پس از ربودن این نظامی پیشین، چشم‌های او را کشیده‌اند و سپس او را کشته‌اند. عاملان این رویداد پس از ارتکاب جنایت، جسد قربانی را رها کردند و از ساحه گریختند. کشته شدن این نظامی پیشین موجی از اندوه و نگرانی را در میان اعضای خانواده و همکاران سابق او ایجاد کرده است. خانواده این قربانی از نهادهای مربوطه خواسته‌اند تا این قضیه را به‌طور جدی بررسی کنند و عاملان آن را بازداشت کنند. منابع محلی هویت این نظامی پیشین را حشمت‌الله اعلام کرده‌اند. او در نظام جمهوری به عنوان فرمانده تولی کندک سوم لوای چهارم قول‌‌اردوی ۲۰۱ سیلاب ایفای وظیفه می‌کرد. او که چهار روز پیش ناپدید شده بود، جسدش روز جمعه کشف شد. منابع محلی در ولایت پروان به افغانستان اینترنشنال تایید کردند که حشمت‌الله به‌طرز فجیعی در این ولایت به قتل رسیده است. به گفته منابع، او اخیرا ناپدید شده بود و در نهایت جسدش روز جمعه پیدا شد.

افغانستان اینترنشنال

15,435 views • 2 months ago

احمد خدایی، همسر جاویدنام صالحه اکبری، در روزهای اخیر به شدت تحت فشار بود. چند بار احضار و تهیدید شده بود و گفته بودند که نباید در مورد همسرت استوری بگذاری، نباید بگویی که او را کشتند و تو شاهد قتل او بودی... چندین نفر از جاهای مختلف با او در تماس بودند. تلاش می‌کردند که به او امید بدهند. تلاش می‌کردند که او را به مشاور و روان‌شناس وصل کنند، اما احمد می‌گفت هیچ تمایلی به صحبت با مشاور ندارد و تنها خواسته‌ او این بود که صدای مظلومیت همسرش شنیده شود. از ۶ اسفند با احمد در تماس بودم، هر خواسته‌ای داشت، انجام دادم. گفت درباره همسرم استوری بذار، گذاشتم، گفت فلان ویدیو که تصاویر همسرم است، منتشر کن. داستان نحوه کشته شدن صالحه را تعریف کرد، منتشر کردم. در اسپیس صحبت کردم و گفتم قصد خودکشی دارد. در استوری‌های اینستاگرام او را معرفی کردم، خیلی از مردم با او صحبت می‌کردند. با اشکان خطیبی هم صحبت کرده بود. با ادمین مسیح علی‌نژاد هم داستانش را در میان گذاشته بود و او هم منتشر کرده بود. قطع اینترنت باعث شده بود مدتی ارتباطمان کم شود. می‌دانم با عزیزان زیادی حرف می‌زد و داستان عشق خود و صالحه را بازگو می‌کرد. اخیرا به اراک رفته بود، سر مزار همسرش، در آنجا بازداشت شد و برایش پرونده‌سازی شد. همین روزها احضار شده بود که به اراک به دادسرا برود، اما گفته بود که نمیروم. خانواده صالحه بسیجی بودند و قتل دخترشان را «خودکشی» اعلام کرده بودند، علاوه بر این تلاش می‌کردند که خانه احمد را هم تصاحب کنند. احمد دخترش (دختری که از ازدواج قبلی‌اش داشت) را نزد پدر و مادرش گذاشته بود. می‌گفت هر بار به دیدن دخترش می‌رود، دخترش از صالحه می‌پرسد و حالش بد می‌شود. ویدیو و تصاویری از احمد نزد ما و احتمالا افرادی دیگر محفوظ و موجود است و به زودی منتشر می‌شود. وقتی که اقدام به خودکشی کرد، استوری و پست گذاشت و اعلام کرد. افرادی با اورژانس اردبیل تماس گرفتند، اما وقتی که اورژانس رفت، کار از کار گذشته بود و احمد رفته بود ... جاویدنام صالحه اکبری، تکنسین اتاق عمل بود، که با شلیک مستقیم به قلب در برابر چشمان همسرش کشته شد در روزهای پر شور دی ماه خونین ۱۴۰۴ زمانی که هنوز اینترنت قطع نشده بود، احمد خدایی، کوهنورد و مربی شناخته‌شده اردبیلی، در صفحه اینستاگرام خود از افرادی که در جریان اعتراضات آسیب دیده بودند خواست در صورت نیاز به خدمات درمانی و نگرانی از مراجعه به مراکز رسمی، با او تماس بگیرند. همسر احمد خدایی، صالحه اکبری، تکنسین اتاق عمل بود و یک اتاق خانه‌ کوچکشان را به خارج کردن ساچمه‌ها و پانسمان مجروحان اختصاص داده بودند. آن‌ها تازه ازدواج کرده بودند، خانه‌شان بوی زندگی می‌داد، احمد از ازدواج قبلی‌اش دختری داشت که با صالحه رابطه خیلی خوبی داشت. چند روز بعد، شب ۲۲ دی‌ماه و حوالی ساعت ۱۰، مأموران امنیتی به منزل این زوج مراجعه کردند. هدف، بازداشت احمد خدایی عنوان شده بود، اما در زمان ورود مأموران، او در خانه حضور نداشت و برای خرید لوازم پانسمان و دارو به خارج از خانه رفته بود. مأموران در داخل منزل منتظر ماندند تا او بازگردد. با بازگشت احمد خدایی، در بدو ورود به آپارتمان، ناگهان با حمله مأموران مواجه شد. او در برابر چشمان همسرش با شوکر، مشت و لگد مورد ضرب‌وشتم قرار گرفت. در این میان، صالحه اکبری، که او هم مثل همسرش کوهنورد بود، برای دفاع از همسرش با کلنگ کوهنوردی به سمت مأموران رفت. در همان لحظه، یکی از مأموران با سلاحی مجهز به صداخفه‌کن به قلب او شلیک کرد. گلوله از بدنش عبور کرد و او در همان محل جان باخت. ماموران اسلحه روی سر احمد می‌گذارند و می‌گویند یا خودت و دخترت را می‌کشیم، یا باید سناریوی ما را اعلام کنی. پس از این واقعه، پیکر او از خانه خارج شد و احمد خدایی نیز بازداشت و برای یازده روز در بازداشت نگه داشته شد. در زمان بازداشت احمد، ماموران با رئیس فدراسیون کوهنوردی تماس گرفتند، احمد پشت تلفن به ناچار سناریوی سقوط از کوه را گفت، ولی عمدا منطقه‌ای را اعلام کرد که غیرممکن است که کسی از آنجا سقوط کند و بدین وسیله به رئیس فدراسیون که نسبت به دانش کوهنوردی حرفه‌ای احمد اطلاع داشت، پیام‌ داد که جریان چیز دیگری است. خانواده صالحه و به خصوص پدر او، که طرفدار حکومت است، روایتی دروغ مبنی بر خودکشی دخترش را بیان کردند. پس از آزادی، احمد خدایی با تهدیدهایی مواجه شد تا سکوت کند. پیکر همسرش را در اطراف اراک به خاک سپردند(صالحه اصالتا اراکی بود). احمد در خانه‌اش با خاک مزار همسرش مکانی برای سوگواری درست کرده و در تنهایی از غم هجران همسرش اشک می‌ریخت و از قصدش برای پیوستن به صالحه می‌گفت.

Javad Tavvaf

98,063 views • 4 months ago

یک شهروند به نام «حامد آزادبخت» با انتشار ویدئویی در اینستاگرام گفته است که روز گذشته، هنگام حضور در اعتراضات، هدف شلیک ساچمه قرار گرفته است. او در این ویدئو می‌گوید اوایل شب برای اعتراض از خانه خارج شده و در جریان آن، سه ساچمه به ناحیه سر و صورت او اصابت کرده است. آزادبخت با اشاره به شدت جراحاتش می‌گوید اگر محل اصابت ساچمه‌ها تنها یک سانتی‌متر جابه‌جا می‌بود، ممکن بود بینایی خود را از دست بدهد. او خطاب به نیروهای حکومتی می‌گوید کسانی که در خیابان ماشه را می‌چکانند، به این فکر نمی‌کنند که گلوله یا ساچمه به چه کسی و کجا برخورد می‌کند و تأکید می‌کند که خود او «دشمن یا مزدور» نیست، بلکه جوانی شبیه بسیاری دیگر است که با مشکلات معیشتی و تأمین مسکن دست‌وپنجه نرم می‌کند. این شهروند در ادامه می‌گوید از شرکت در اعتراض پشیمان نیست و اضافه می‌کند حتی اگر برای بازداشت او اقدام شود، اعتراضی ندارد. او سخنانش را با تأکید بر آینده کودکان ایران و اینکه آینده متعلق به آن‌هاست، به پایان می‌رساند.

اتاق خبر منوتو

17,663 views • 7 months ago

شهروند معترض مازندرانی: با وجود فشارهای امنیتی فرار نمی‌کنم؛ ریشه‌ام در این خاک است یک شهروند معترض به نام علی رضایی از آمل با انتشار ویدیویی در صفحه اینستاگرام خود، از فشارهای امنیتی پس از حضور در اعتراضات خیابانی خبر داده و تأکید کرده است که با وجود تهدیدها، قصد ترک شهر یا کشور را ندارد. علی رضایی در این ویدیو می‌گوید که طی روزهای گذشته اعتراض خود را هم به‌صورت علنی و هم با حضور در خیابان اعلام کرده و پس از آن، سیم‌کارت تلفن همراهش مسدود و حساب بانکی‌اش بسته شده است. او این اقدامات را تلاشی برای اعمال فشار و وادار کردنش به سکوت توصیف می‌کند. این شهروند معترض با تأکید بر اینکه همچنان در داخل کشور و در شهر خود حضور دارد، می‌گوید: «ما ایرانی‌ها و مازندرانی‌ها ریشه‌مان در این خاک است و نمی‌شود ما را از اینجا کند.» او هشدار داده است که در صورت آسیب‌دیدن او، افراد بسیاری صدای اعتراض را ادامه خواهند داد. علی رضایی در ادامه سخنانش به سابقه بازداشت و زندان خود اشاره می‌کند و می‌گوید که پیش‌تر دو سال در زندان بوده و در جریان اعتراضات هدف اصابت گلوله قرار گرفته است. او همچنین از وضعیت جسمانی نامناسب خود در دوران بازداشت، محرومیت از دسترسی به دارو و اعتراض مادرش به ادامه نگهداری او در زندان با وجود بیماری سخن می‌گوید. به گفته این شهروند، پس از آزادی نیز بارها از سوی نهادهای امنیتی احضار و به مراکز اطلاعاتی منتقل شده است. او در پایان ویدیو تأکید می‌کند که با وجود همه این فشارها، از موضع خود عقب‌نشینی نخواهد کرد و می‌گوید: «انسان‌هایی مثل من فدا می‌شوند، اما فرار نمی‌کنند. من فدا می‌شوم، ولی فرار نمی‌کنم.» ali_rezaei.amoli ـ جمهوری اسلامی تنها در خیابان‌ها یا زندان‌ها نمی‌کشد بلکه با ایجاد تنگنای معیشتی برای معترضان عملاً می‌خواهد آنها را از هستی و یک زندگی معمولی ساقط کند. محرومیت از حقوق اجتماعی یکی از روش‌های سرکوب جمهوری اسلامی است روشی که در واقع سرکوب نرم تلقی می‌شود. #اعتراضات_سراسری #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا

توانا Tavaana

13,817 views • 7 months ago

نه داد، نه دادرسی: #محسن_لنگرنشین را میخواهند فردا بکشند محسن لنگرنشین، ۳۴ ساله، یکی از نخبگان در حیطه امنیت شبکه بود. به همین دلیل، در اواسط دهه دوم زندگی‌اش با پیشنهاد دانشگاه امام حسین، در حیطه امنیت شبکه در این دانشگاه مشغول به کار می‌شود. بعد از مدتی کوتاه، با دیدن سرکوب مردم در دهه ۹۰، با نوشتن استعفا از کار در این دانشگاه انصراف می‌دهد و در شرکتی خصوصی، بنا بر تخصص خود، مشغول به کار می‌شود. در کنار کار در این شرکت، در گمرک تهران نیز به خرید و فروش ماشین می‌پردازد. دستگاه امنیتی مدعی است که این فرد در ترور حسن تهرانی مقدم (که در سال ۱۳۹۰ کشته شد ـ در آن تاریخ محسن ۱۹ سال بیشتر نداشت) و همین‌طور سرهنگ پاسدار صیاد خدایی (که در سال ۱۴۰۱ کشته شد)، نقش شناسایی را بر عهده داشته است. محسن یک‌سال پیش از این تاریخ در اصفهان ساکن بوده و پرینت اس‌ام‌اس‌ها، تماس‌ها و حضور هرروزه او در محل کار، این ادعا را رد می‌کند. محسن لنگرنشین، ۱۲ تیرماه ۱۴۰۲ بازداشت شد. او ابتدا به مدت ۲۴ ساعت به یک خانه امن وزارت اطلاعات منتقل می‌شود. در آن‌جا تا صبح روز بعد بازجویی و مورد تهدید قرار می‌گیرد تا آنچه بازجویان می‌خواهند را بنویسد. روز بعد، او را برای تفهیم اتهام به دادسرا می‌برند. آقای لنگرنشین در دادسرا اتهامات واهی مربوط به جاسوسی برای اسرائیل را نمی‌پذیرد و پس از آن به بند امنیتی ۲۰۹ اطلاعات منتقل می‌شود و ۴۳ روز را در سلول انفرادی تحت شدیدترین شکنجه‌ها می‌گذراند. او را تحت بازجویی‌های سنگین شبانه قرار می‌دهند. او را تهدید می‌کنند که اگر اعتراف نکند، تک‌تک اعضای خانواده‌اش ـ از جمله پدر، مادر، خواهر و نامزدش ـ را به بند ۲۰۹ منتقل می‌کنند و چنان فشاری بر آن‌ها وارد می‌کنند که اگر آن‌ها را ببیند، نشناسد. به او اعلام کردند که خواهر و مادرش را بازداشت و به بند ۲۰۹ اطلاعات منتقل کرده‌اند و در صورتی آن‌ها را رها می‌کنند که چیزهایی را که ما می‌خواهیم، بنویسی. با شکنجه، او را مجبور کردند که بگوید یک موتور هوندا ۱۲۵ را برده و از سرهنگ خدایی فیلم‌برداری کرده و در تعقیب او بوده است. این در حالی است که طبق استعلامی که در پرونده موجود است، نام‌برده هیچ‌وقت موتور هوندا ۱۲۵ نداشته است. همچنین، او را به محل حادثه منتقل کردند تا آنچه بازجویان می‌خواهند را بگوید و در این حین از او فیلم‌برداری کردند. از دیگر موارد شکنجه این بود که دست و پایش را زنجیر کردند، او را با شلاق زدند و به او اعلام کردند که اگر به مواردی که بازجوها برای اعتراف می‌خواهند، تمکین نکند، تا ساعاتی دیگر اعدام می‌شود و در صورت تمکین، حکم حبس ابد به او خواهند داد و بعد از چند سال آزاد خواهد شد. متأسفانه، اتهاماتی را به آقای لنگرنشین منتسب کرده‌اند که ادله لازم برای اثبات آن‌ها وجود ندارد، و قاضی صلواتی (شعبه ۱۵) تنها به اعترافات اجباری تحت شکنجه در دادگاه استناد کرده و حکم اعدام برای وی صادر کرده است. حکم او عیناً در دیوان تأیید شد. وکلا تا به امروز سه بار درخواست اعاده دادرسی کرده‌اند که آخرین آن، هفته گذشته بود و به فاصله چند روز (شنبه) مجدداً اعاده رد شد. یکی از اعضای خانواده او می‌گوید: «محسن از ایران خارج شده بود و اگر ذره‌ای از اتهامات انتسابی به او درست بود، هرگز به ایران بازنمی‌گشت.» محسن لنگرنشین قرار است سپیده‌دم چهارشنبه (فردا) اعدام شود. #نه_به_اعدام

Ryma Sheermohammadi

88,719 views • 1 year ago

پلیس طالبان در ولایت قندوز، یک زن جوان را به اتهام داشتن رابطه جنسی خارج از ازدواج با یکی از اعضای این گروه بازداشت کرده است. در ویدیویی که از جریان بازجویی این زن به ایندیپندنت فارسی رسیده، او می‌گوید به دعوت «مولوی هجرت»، کارمند بخش جنایی فرماندهی پلیس طالبان در ولسوالی گل‌تپه، وارد خانه او شده و سپس به مکانی خارج از روستا انتقال یافته است. این زن در حالی‌ که در بازداشت طالبان مقابل دوربین صحبت می‌کند، می‌گوید مولوی هجرت او را در خانه‌اش «بوسیده و در آغوش گرفته است.» منبعی مطلع به ایندیپندنت فارسی گفت که مولوی هجرت به برقراری رابطه جنسی خارج از ازدواج با این زن متهم است. به گفته این زن، مولوی هجرت به او گفته بود در صورتی که پدرش از ماجرا آگاه شود، او را به نکاح برادرش درخواهد آورد. تا کنون روشن نیست که مولوی هجرت نیز توسط پلیس طالبان بازداشت شده است یا خیر. #ایندیپندنت_فارسی
1:32

Sensitive content

پلیس طالبان در ولایت قندوز، یک زن جوان را به اتهام داشتن رابطه جنسی خارج از ازدواج با یکی از اعضای این گروه بازداشت کرده است. در ویدیویی که از جریان بازجویی این زن به ایندیپندنت فارسی رسیده، او می‌گوید به دعوت «مولوی هجرت»، کارمند بخش جنایی فرماندهی پلیس طالبان در ولسوالی گل‌تپه، وارد خانه او شده و سپس به مکانی خارج از روستا انتقال یافته است. این زن در حالی‌ که در بازداشت طالبان مقابل دوربین صحبت می‌کند، می‌گوید مولوی هجرت او را در خانه‌اش «بوسیده و در آغوش گرفته است.» منبعی مطلع به ایندیپندنت فارسی گفت که مولوی هجرت به برقراری رابطه جنسی خارج از ازدواج با این زن متهم است. به گفته این زن، مولوی هجرت به او گفته بود در صورتی که پدرش از ماجرا آگاه شود، او را به نکاح برادرش درخواهد آورد. تا کنون روشن نیست که مولوی هجرت نیز توسط پلیس طالبان بازداشت شده است یا خیر. #ایندیپندنت_فارسی

IndyPersianAfg

65,255 views • 11 months ago

ویدیویی از نخستین لحظات گرفتار آمدن برزین حمزه‌زاده، کودک جانباخته کُرد در دست دو نیروی امنیتی جمهوری اسلامی ایران. همانگونه که در تصاویر مشهود است، یکی از کودکان معترض موفق به فرار می‌شود و برزین در حالی که روی زمین افتاده توسط دو مامور حکومتی برزین روی زمین کشیده می‌شود. در نهایت ماموران قادر به انداختن بزرین به داخل خودرو نیستند و تا سررسیدن نیروی کمکی جدید، با تهدید و ارعاب نگه می‌دارند. در این فاصله، یک شهروند عابر نیز قصد مداخله دارد که با تهدید ماموران، در نهایت محل را ترک می‌کند. طبق تازه‌ترین یافته‌ها از جزئیات قتل حکومتی برزین حمزه‌زاده، کودک جانباخته اهل سردشت، برزین پس از آزادی برای دوستان نزدیکش، از آنچه در بازداشتگاه بر او گذشته، روایت می‌کند که حین بازداشت با دست‌وپای گره‌زده، مورد ضرب‌وشتم مداوم قرار گرفته و مجاری ادراری او در قسمت آلت تناسلی‌‌اش، تا ساعت‌ها بسته شده است. او ادامه داده که در حالت کم‌آبی شدید بدن آب آلوده به او خورانده شده و پس از بروز علائم شدید بیماری، پس از احساس درد شدید از ناحیه شکم، از بیم جانباختنش در بازداشتگاه نهادهای امنیتی، آزاد شده بود. وی پس از چند روز به مراکز درمانی ارومیه و از آنجا به دلیل وخامت حالش، به بیمارستاتی در تهران مراجعه کرده. در تهران تشخیص پزشکان از علائم، بیماری "اختلال خودایمنی" بوده و راه‌ درمانی احتمالی، دیالیز توصیه شده است. پزشکان تاکید کرده‌اند که اختلالی در این سطح، بدون وجود زمینه عوامل ژنتیکی و وراثتی، بسیار دور از تصور است و تنها می‌تواند ناشی از فشارهای مستمر و شدید جسمی و روانی باشد. برزین حمزه‌زاده اوایل آذر ماه ١٤٠١، در جریان جنبش ژن، ژیان، ئازادی در حالی که تنها پانزده سال سن داشت، توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران بازداشت و به مدت یک هفته شکنجه شد. عوارض فیزیکی این شکنجه به حدی بود که تمام زندگی‌اش را مختل کرد. او بارها برای درمان کلیه‌هایش که با ضربات ماموران حکومتی از کار افتاده بودند؛ به پزشک مراجعه کرد، اما در نهایت سه‌شنبه ١٢ دی ماه سال جاری تحت عملیات جراحی، در بیمارستان خمینی ارومیه جان سپرد.

Hengaw Organization for Human Rights

80,358 views • 2 years ago

اطلاعات جدید از جان باختن دانشجوی ۱۹ ساله بلوچ بازداشت شده توسط اطلاعات سپاه در زاهدان به گزارش حال وش/ یک نوجوان ۱۹ ساله دانشجوی بلوچ که روز سه شنبه ۱۰ بهمن ۱۴۰۲، بدلیل فعالیت در فضای مجازی توسط نیروهای اطلاعات سپاه در زاهدان بازداشت شده بود جان خود را از دست داد. هویت این نوجوان دانشجوی بلوچ:« #سپهر_شیرانی » ۱۹ ساله فرزند دکتر علی اهل فنوج و ساکن زاهدان توسط حال وش احراز شده است. به گفته منابع حال وش:« سپهر در برخی مواقع بصورت داوطلب با انتظامات مسجد مکی همکاری می کرده و روز سه شنبه دهم بهمن حوالی ساعت ۴ بعدظهر از منزل خود خارج و تلفن وی خاموش شده و سپس با پرس و جو و پیگیری، خانواده وی از بازداشت سپهر توسط اطلاعات سپاه اطمینان حاصل کردند و علت بازداشت وی را بدلیل فعالیت در فضای مجازی اعلام کرده و گفته بودند پس از پرسش سوالاتی چند او را آزاد می کنیم.» یک منبع آگاه دیگر در این باره به گزارشگر حال وش گفت: «بامداد امروز حوالی ساعت ۴:۳۰ صبح پیکر بی جان سپهر در حالی که از ناحیه سر هدف گلوله قرار گرفته بوده در پشت بام منزل آپارتمانی شان پیدا شده است در حالی که خانواده وی هیچ اطلاعی نداشتند که وی چطور از بازداشت اطلاعات سپاه بدون اطلاع آزاد شده است و از حضور وی که چطور به پشت بام خانه رفته هم هنوز بی اطلاع هستند و با توجه به سابقه دستگاه های امنیتی نحوه مرگ وی سناریوسازی شده است.» این منبع آگاه افزود:« پیشتر ماموران امنیتی به سپهر در خصوص فعالیت در فضای مجازی و حضور در انتظامات مسجد مکی و حمایت از اعتراضات جمعه های زاهدان تذکر و هشدار داده و به وی گفته بودند که حق نداری دیگر پست در مورد اعتراضات بزاری اما او توجهی به این تذکرات نکرده بود.» گفتنی است تاکنون نیروهای امنیتی و دستگاه قضایی درباره نحوه کشته شدن سپهر که گمان می رود تحت شکنجه قرار گرفته به خانواده وی پاسخی ندادند و جسد وی تا لحظه تنظیم خبر در اختیار اطلاعات سپاه است و خانوده و بستگان وی در حال انجام کارهای مربوط به تحویل جسد از پزشکی قانونی هستند. توضیح:( ویدئوی ضمیمه شده مربوط به گوشه ای از فعالیتهای سپر شیرانی در فضای مجازی در هایلات صفحه اینستاگرام وی است.)

حال وش

40,039 views • 2 years ago

خواهر بنیامین نقدی، زندانی محکوم به اعدام: صدای برادرم باشید، نگذارید اعدامش کنند دختری که خود را خواهر بنیامین نقدی، زندانی محکوم به اعدام، معرفی می‌کند در ویدیو از مردم ایران خواسته است که صدای برادر ورزشکارش باشیم. به گزارش دادبان، بنیامین نقدی با اتهام «محاربه» در بازداشت به‌سر می‌برد و در سلول انفرادی نگهداری می‌شود. طبق این گزارش، احتمال اجرای حکم اعدام او طی ۲۴ ساعت آینده وجود دارد. یکی از بستگان او اعلام کرده که مادر این زندانی امروز برای تحویل گرفتن وسایل شخصی فرزندش به محل نگهداری او مراجعه کرده، اما از ملاقات یا حتی شنیدن صدای او نیز محروم مانده است. بنیامین نقدی در تاریخ ۱۳ دی‌ماه ۱۴۰۴ بازداشت شده و اندکی پس از بازداشت، رسانه‌های حکومتی جمهوری اسلامی ویدیویی از اعترافات او منتشر کردند؛ اعترافاتی که در شرایط بازداشت و بدون دسترسی به حقوق اولیه متهمان اخذ شده است. بر اساس این گزارش، او همان جوانی است که در شهر شیراز، هنگام تلاش برای فرار از دست مأموران، با استفاده از یک کپسول گاز از خود دفاع کرده بود. بنیامین نقدی از ورزشکاران شناخته‌شده در رشته‌های کیک‌بوکس و موی‌تای و «قهرمان مسابقات آزاد» در این حوزه‌ها معرفی شده است. همچنین گفته می‌شود او دارای مدارک بین‌المللی در زمینه بادیگاردی، مربیگری و داوری و نیز مربیگری تغذیه است. با توجه به شرایط نگهداری در انفرادی، عدم دسترسی به خانواده و احتمال اجرای قریب‌الوقوع حکم، نگرانی‌ها درباره وضعیت این زندانی به‌شدت افزایش یافته است. iileann #بنیامین_نقدی #نه_به_اعدم

دادبان

25,517 views • 4 months ago

بنا بر روایت مادر جاویدنام سودا اکرمی‌فرد، مراسم یادبود و تولد سر مزار او که عصر روز شنبه ۲۷ تیرماه برگزار شد، با حضور گسترده نیروهای امنیتی و اطلاعاتی برهم خورد و شماری از حاضران بازداشت شدند. به گفته او، این مراسم پس از انتشار استوری‌هایی درباره سالروز تولد #سودا_اکرمی‌فرد در شبکه‌های اجتماعی برگزار شده بود، اما نیروهای امنیتی این فراخوان را اقدامی اعتراضی تلقی کرده‌اند. این مادر دادخواه می‌گوید مأموران وابسته به نهادهای امنیتی، از جمله نیروهای اطلاعاتی، به محل مراسم یورش برده و ده‌ها نفر از حاضران، از جمله دو خواهر او، دوستان سودا و تعدادی از افرادی را که با پوشیدن لباس‌های سفید و تصاویر سودا در مراسم حضور داشتند، بازداشت کردند. او همچنین اعلام کرده است که یکی از حاضران به نام بابک پس از خواندن نام جاویدنامان در مراسم، به شدت مورد ضرب‌وشتم قرار گرفته و سپس بازداشت شده است. به گفته این مادر دادخواه، تاکنون خانواده‌ها از وضعیت و محل نگهداری بسیاری از بازداشت‌شدگان اطلاعی ندارند. مادر سودا اکرمی‌فرد در این روایت تأکید می‌کند که هدف از این گردهمایی، گرامی‌داشت یاد و سالروز تولد فرزندش بوده و بازداشت گسترده حاضران را اقدامی غیرقابل توجیه می‌داند. او از رسانه‌ها و نهادهای حقوق بشری خواسته است با اطلاع‌رسانی درباره این رخداد، برای روشن شدن وضعیت بازداشت‌شدگان و آزادی آنان پیگیری کنند.

Ebrahim Allahbakhshi 🇮🇷

57,045 views • 1 month ago