Загрузка видео...

Не удалось загрузить видео

На главную

گستاخی این سلطنت‌طلب را بشنوید تا عمق تباهیِ این فرقه‌‌ را بسنجید. این نوع نگاه که کشور و سرنوشت میلیون‌ها انسان را به مثابه یک «ارثیه خانوادگی» و ملک طلقِ یک خاندان می‌پندارد، بازگشتی ارتجاعی به منطقِ پیشامدرن و دورانِ فئودالیته است که در آن «رعیت» هیچ نقشی در...

31,284 просмотров • 8 месяцев назад •via X (Twitter)

Комментарии: 0

Нет доступных комментариев

Здесь появятся комментарии из оригинального поста

Похожие видео

حمایت از حقوق بشر بخش اول - #آزادی آزادی یکی از اهداف غایی بشریت است که هم‌راستای زندگی انسان به سمت تعالی، جایگاهی شایسته در اندیشه و انگاره کمالجوی او دارد. آزادی و مفاهیم مربوط به آن همواره از مولفه‌های مهم و قابل تأمل در تمامی ادیان، مکاتب، آثار حکما و فلاسفه بوده و هست و همین امر آن را تبدیل به واژه‌ای مقدس در فرهنگ جوامع بشری نموده است. اما برای رسیدن به معنا و مفهوم صحیح آزادی نیاز به فهم و درک طرح آفرینش است تا از این طریق دلیل به ودیعه گذاشتن اصل آزادی در وجود انسان شناخته شود. آزادی پدیده‌ای ذاتی است که از دیدگاه ادیان توحیدی و عرفان غیرتوحیدی شرق و مکاتب مختلف یک مفهوم درونی و جوهری از ماهیت وجود انسان است. این پدیده خدادادی نه ساختگی می‌باشد و نه به‌صورت اکتسابی به دست می‌آید. آزادی یکی از ارزش‌های بنیادین بشریست که زیربنای اساسی ارتباط میان افراد و دولت‌ها را در جوامع نشان می‌دهد. تبیین منطق این اصل که وابسته به اراده و اختیار فردی هر انسانی می‌باشد بر مبنای روابطی عدالت محور و مسالمت‌آمیز تنها با تحقق دیدگاه اینتریونیورسالیزم (هستی وطنی) به‌صورت انسان شمول عملی خواهد شد. هر چند واقعیت جوامع خودکامه نشان می‌دهد که این اصل را با محدود نمودن روز افزون حق آزادی تبدیل به یک آرمان دست نیافتنی برای حفظ بقا و سلطه‌جویی خود کرده‌اند. آزادی موهبتی الهیست که ارزش اختیار و انتخاب را برای تبیین کرامت انسانی به ارمغان آورده و او را از هر آفریده دیگری متمایز ساخته است بر همین اساس سجده انسان در برابر خداوند بر روی پله عشق و مبتنی بر اصل آزادی و اختیار رقم خورده، نه بر اساس اجبار و تحمیل باور و ایمانی از قبل تعیین شده. توسعه صلحی پایدار و جهان گستر، بدون بهره‌مندی از حق آزادی فردی نه تنها محقق نمی‌گردد بلکه بدل به شعاری برای بهره‌برداری منفعت‌طلبانه از مفهوم گرانقدر آن شده است. آزادی و صلح چنان با هم عجین شده‌اند که صلح بدون آزادی و آزادی بدون صلح معنا نخواهد داشت. Mohammad Ali Taheri #محمدعلی_طاهری #حقوق_بشر #سازمان_صلح_طاهری #HumanRights #TaheriPeaceOrganization #Taheri_Movement

Mohammad Ali Taheri Movement

17,431 просмотров • 2 лет назад

مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا: ما اختلافات بسیار عمیق و ساختاری با حکومت ایران داریم و این کشور بخشی از تحریم‌شده‌ترین کشورها در جهان است؛ اگر نگوییم تحریم‌شده‌ترین. مشکل ما با حکومت ایران صرفا تمایل آن‌ها برای دستیابی به سلاح اتمی و حمایت از تروریسم نیست، بلکه به نحوه رفتار آن‌ها با مردم خودشان مربوط می‌شود. من کشوری در جهان نمی‌شناسم که چنین فاصله‌ای میان حکومتی که کشور را اداره می‌کند و مردمی که هر روز در آن زندگی می‌کنند وجود داشته باشد. این حکومت بازتاب‌ مردم ایران نیست؛ مردمی که وارث یک میراث فرهنگی دیرینه و پرافتخار و تاریخی پرغرور هستند. شما با یک حکومت روحانی و افراطی روبه‌رو هستید که ثروت آن کشور را به دست گرفته و آن را نه برای رفاه مردم و تضمین آینده آن‌ها، نه برای تامین آب و برق کافی، بلکه برای حمایت مالی از سازمان‌های تروریستی در سراسر جهان هزینه کرده است. این کاری است که آن‌ها با پول کشورشان کرده‌اند.

Maryam Rahmati

138,983 просмотров • 9 месяцев назад

ارتش قدرتمند کوردستان، برآمده از بیش از یک قرن مقاومت، جنگ و مبارزه‌ی بی‌وقفه علیه فاشیسم، دیکتاتوری و تروریسم است؛ ارتشی که در مسیر آزادی، دموکراسی، برابری و کرامت انسانی شکل گرفته و امروز به یکی از نیروهای تعیین‌کننده در خاورمیانه بدل شده است. این ارتش، متکی به تجربه‌ی تاریخی، مشروعیت مردمی و هم‌پیمانانی نیرومند، تنها یک نیروی نظامی نیست؛ بلکه نماد اراده‌ی جمعی ملتی است که تسلیم نشده و نخواهد شد. ارتشی که از حمایت بیش از پنجاه میلیون کورد برخوردار است، هرگز اجازه نخواهد داد فاشیسمی تازه، با لباسی نو، جای یک دیکتاتوری فرسوده را بگیرد. کوردستان نه میدان بازتولید استبداد است و نه سکوی بازگشت اندیشه‌های پوسیده‌ی اقتدارگرا. این نیرو، در کنار دیگر ملت‌های تحت ستم، برای استقرار دموکراسی، لائیسیته، پلورالیسم سیاسی و به‌رسمیت‌شناختن حقوق ملی و انسانی همگان مبارزه می‌کند؛ نه برای سلطه، بلکه برای آزادی مشترک. پس بگذار #فاشیسم_پهلوی بداند: این خاک، این تاریخ و این مردم، دیگر فریب خیال‌های خام را نمی‌خورند.و اجازە نخواهیم داد بعد از سرنگونی فاشیسم مذهبی، فاشیسم ملی جای آن را بگیرد…. هرگز هرگز. دوران بازتولید دیکتاتوری به پایان رسیده است

Chia Aliyar

29,956 просмотров • 8 месяцев назад

سخنان اخیر ژنرال جک کین در این ویدیو، فراتر از یک تحلیل نظامی، توصیفی تکان‌دهنده از «ماهیتِ وجودی» جبهه‌ای است که ترامپ خیال معامله با آن را دارد. کین با صراحتی بی‌همتا، پرده از جهان‌بینیِ شهروندستیزی برمی‌دارد که در آن، «انسان» نه یک هدف، بلکه ابزاری ارزان برای پیشبرد جنونی ایدئولوژیک است؛ کین بر این واقعیتِ هولناک انگشت می‌گذارد که رقیب، رنج و فلاکت مردم خود را نه یک بحران، بلکه یک «فرصت استراتژیک» می‌بیند. او تبیین می‌کند که وقتی با جریانی روبرو هستید که از «فقر عمومی» به عنوان سپر بلا و از «سرکوب» به عنوان ستون بقا استفاده می‌کند، اهرم‌های فشار اقتصادی به تنهایی بی‌اثر خواهند بود. کین ثابت می‌کند که این سیستم، اساساً برای تضمین صلح یا تامین رفاه طراحی نشده است. ژنرال در این گفتگو هشدار می‌دهد که دشمن را نباید با منطقِ «سود و زیانِ غربی» سنجید. او نشان می‌دهد که این «طرز فکر جنون‌آمیز»، هرگونه توافق را تنها به مثابه فرصتی برای بازسازیِ توانِ تخریب می‌بیند. از نگاه کین، کسی که برای جانِ شهروندان خود ارزشی قائل نیست، هرگز به امضای خود روی کاغذِ قرارداد وفادار نخواهد ماند. کین به مخاطب نهیب می‌زند که خطر اصلی، تعداد موشک‌ها نیست؛ بلکه «اراده‌ی ویرانگری» است که در بطن این ایدئولوژی نهفته است. او با کالبدشکافی این ذهنیت، ثابت می‌کند که ما با یک دولت متعارف طرف نیستیم، بلکه با یک «ماشینِ بحران‌زیست» مواجهیم که حیاتش در گروِ استمرارِ آشوب است. همان‌طور که پیش‌تر نوشتم، توافق احتمالی ترامپ بدون در نظر گرفتن این «سرشتِ ویرانگر»، خفت‌بارتر از هر پیمان دیگری در تاریخ آمریکا خواهد بود. منطق ژنرال کین ثابت می‌کند که ترامپ در برابر یک دو راهیِ وجودی قرار دارد: یا باید با قدرت سخت، این کانونِ جنون و شهروندستیزی را مهار و ریشه‌کن کند، یا بپذیرد که اعتبار و ابهت آمریکا را در پایِ معامله با جریانی قربانی کرده که صلح در قاموس آن، معنایی جز فریب ندارد. طبق دکترین کین، در برابر سیستمی که «مرگ» را تقدس می‌بخشد، تنها زبانِ معتبر، قدرتِ برتری است که اراده‌ی حریف را در هم بشکند.

سیروس پارسا

55,223 просмотров • 5 месяцев назад

ما را از سر بریده می‌ترسانی؟ ما اگر از سر بریده می‌ترسیدیم، در محفل عاشقان نمی‌رقصیدیم. در روزهای اخیر، نیروهای امنیتی و حکومتی با تعدادی از فعالان، زندانیان سابق و خانواده‌های دادخواه تماس‌هایی با هدف وادار کردن آنان به سکوت برقرار کرده‌اند. برخی از این تماس‌ها و پیام‌ها همراه با تهدید، حتی تهدید به مرگ، بوده است. با این فشارها و تهدیدها نه از ایران می‌رویم، نه عقب‌نشینی می‌کنیم، و نه سکوت پیشه می‌کنیم. نمونه‌ای از این تماس‌ها که در آن فرد تماس‌گیرنده با تهدید به حضور بر بالای سرم و تلاش برای ایجاد رعب و وحشت، سعی در مرعوب ساختن و ساکت کردنم دارد. این اقدامات نه تنها تاثیری در اراده و باور ما ندارد، بلکه عزم ما را برای ادامه راهی که انتخاب کرده‌ایم، استوارتر می‌سازد. از این تهدیدها نباید بترسیم؛ چرا که سکوت در برابر ظلم، خیانتی است نه تنها به خودمان، بلکه به تمامی افرادی که برای عدالت، آزادی و حقوق انسانی ایستاده‌اند. این گونه تهدیدها هرگز نمی‌تواند صدای حق‌طلبی ما را خاموش کند و ما در این مسیر با تمام توان و بدون هراس ادامه خواهیم داد.

Hossein Ronaghi

87,188 просмотров • 2 лет назад

لو رفتن نیات «دیکتاتورها» در کمتر از دو دقیقه انتشار و پخش فیلمی دو دقیقه‌ای از اشخاصی که سودای سلطنت، خواب از سرشان ربوده، نیات پنهان ایشان را بیشتر از پیش عیان می‌کند. در فیلم کوتاه یاد شده، چند مورد اساسی به چشم میخورد که در ذیل به آن اشاره می‌کنیم: 1️⃣- عجیب است که سخنران لقب «پدر» را برازنده خویش می‌داند، چرا که: فرزندانی که سالها طعم فقر، جنگ، زاغه‌ نشینی، بیعدالتی و... را چشیده‌اند، نمی‌توانند کسی که بیش از نیم قرن است با ثروت ملت و حق آنها که با خود برده‌اند، اموراتش را گذرانده، پدر خطاب کنند. ایشان بی‌شک باید آنقدر هوشمند باشند که بدانند وقتی فرزندان و اهالی خانواده زیر آتش و بمباران به خود می‌لرزند، هیچ پدری به طمع کسب تخت و تاج، از این محفل به آن محفل نمی‌دود و چنین رفتاری، نه برازنده یک پدر، که وصف رفتار یک «پدرسالار» است. 2️⃣- وجه اشتراک جالب و تأمل‌برانگیز بدنام‌ترین دیکتاتورهای تاریخ این بوده که خود یا اطرافیانشان، لقب «پدر» را در دنیای سیاست به آن‌ها داده‌اند. دیکتاتورهایی از جمله استالین، کیم ایل‌سونگ، فرانکو، صدام، قذافی، موگابه، حافظ اسد، موسولینی و... در این دسته‌بندی جای دارند و با توجه به تمایل و علاقه پهلوی به لقب «پدر»، تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل. 3️⃣- سخنران، طی یک عوام‌فریبی مهندسی‌شده، دموکراسی‌ خواهان ایران را به دو دسته «جمهوری‌ خواهان» و «سلطنت ‌طلب‌ها» دسته‌بندی کرده است، که در این باره باید خدمت او یادآور شد اولاً ایجاد این دو قطبی و مهندسیِ انتخاب از میان «این گزینه یا آن گزینه»، از جنس همان نقشه‌های شومی است که خمینی در سال ۱۳۵۸ به تاسی از آن، با برگزاری رفراندوم فریبکارانه‌ی «آری» یا «نه» گفتن به «جمهوری اسلامی»، یک ملت را افسون کرد و حالا با درس گرفتن از آن تجربه تلخ، دیگر هیچ احدی این اجازه را ندارد که با اعطای مقام «رهبری دوره گذار» به خود، پیش ‌پیش برای مردم گزینه تعیین نماید. ثانیاً، پیوند زدن سلطنت‌طلبان به دموکراسی‌خواهان در فیلم مذکور، بیشتر شبیه یک شوخی است، چرا که نظام پادشاهی، با تنها واژه‌ای که قرابت معنایی ندارد، دموکراسی است و نظامی را که در آن شاه سایه خدا و خدایگان خوانده می‌شود و جز او کسی جرات و اجازه تصمیم‌گیری نهایی ندارد را باید نظامی مادام‌العمری، تک‌حزبی و دیکتاتوری خواند، نه دموکراتیک؛ همانطور که طرفداران چنین نظامی را که از هم‌ اکنون سجده‌کردن‌ها و دست‌بوسی‌ها آغاز شده، باید حامیان برده‌داری و ارباب‌رعیتی لقب داد، نه دموکراسی‌خواه و اما اگر منظور از نظام سلطنتی دموکراتیک، آن چیزی است که در بریتانیا، هلند، سوئد، ژاپن و... شاهدش هستیم و آقایان سینه‌چاک می‌کنند تا به مقام پادشاهی سمبلیک و نمادین مملکت دست یابند، باید عنوان کرد که مملکت و ملت به یک مجسمه و دکور بی‌تأثیر که جز خرج‌تراشی عایدی دیگری برای ایران ندارد، هیچ نیازی نخواهد داشت. 4️⃣- در این فیلم، سخنران با ژستی که انگار از همین حالا به عنوان ارباب مردم ستمدیده و غارت‌ زده ایران سخنرانی می‌کند، از تعابیری چون «وظیفه مردم» یاد می‌کند و سخنان خود را با این عبارات دستوری به پایان می‌رساند: «اجازه خواهیم داد که ملت ایران سرنوشت آینده خود را با دست خودشان انتخاب کنند!» در این باره باید خاطرنشان ساخت که ایشان فقط می‌توانند خطاب به امثال شخصی که در مراسم سخنرانی مونیخ مقابلشان سجده کرد، امر و نهی کنند و ملت غارت‌زده ایران در قبال کسانیکه دهه‌هاست در داخل و خارج از کشور، با ثروت مردم در ناز و نعمت زیسته‌اند، هیچ «وظیفه»‌ای ندارد و این چپاولگران هستند که موظفند بابت ریخت و پاش‌های میلیارد دلاری با ثروت ملت، پاسخگو باشند. ضمناً ایرانیان معترض و مبارز، برای تعیین سرنوشت خویش، هیچ نیازی به «اجازه» و دستور احدی نداشته و نخواهند داشت. 5️⃣- به سخنران پیشنهاد میکنیم فیلم اعترافات دیرهنگام پدرشان را تماشا کنند. فیلمی که در آن شاه سابق صراحتاً به «ظلم»، «خفقان»، «بی‌قانونی»، «فساد مالی»، «فساد سیستماتیک» و... معترف شد، که اگر چنین جنایاتی رخ نمی ‌داد، ما ملت ایران امروز در چنگال رژیم اهریمنی جمهوری اسلامی گرفتار نمی‌شدیم. مع‌الوصف، در تفکر رنسانسی، دیگر هیچکس پادشاه، شهبانو، رهبر، پدر و... نخواهد بود و تمامی مسئولین، مستخدمینی هستند که توسط مردم انتخاب شده و بابت آن حقوق میگیرند و هیچکس در مقام صادرکننده دستور و اجازه به ملت، تریبونی نخواهد داشت، مضاف بر آنکه کلید طلایی، امضای طلایی، دستور طلایی و... دیگر جایی در این تفکر ندارد. Mohammad Ali Taheri #محمدعلی_طاهری #سازمان_صلح_طاهری #مانیفست_رنسانس_ایران_آزاد #نه_به_حکومتهای_مادام‌العمری #Taheri_Movement

Mohammad Ali Taheri Movement

19,994 просмотров • 1 год назад

"راهِ سوم" راهِ مریم و مجاهدین، جمع‌بندی و فشرده‌ایی از این تجربه‌هاست، اما نه در قالب هشدار، که در قالب سیاست. سیاستی که می‌داند بعد از سقوط دیر است. در این منطق، قدرت چیزی نیست که پس از فروپاشی رژیم به‌دست آید، قدرت باید از پیش ساخته شود، سازمان یابد و مشروعیت اجتماعی پیدا کند. از این زاویه، راه سوم بر سازمان‌یافتگی پیشینی تأکید دارد، ساختن شبکه‌ی سیاسی، اجتماعی و اجرایی پیش از لحظه‌ی بحران. این سازمان‌یافتگی نه تزئینی است و نه صرفاً نمادین، عصاره ای از تجربه است، هدف آن تصاحب خلأ قدرت پیش از آن است که این خلأ به میلیشیای علی خامنه‌ای، مداخله‌ی خارجی یا به برزخی دائمی سپرده شود. در قلب راه سوم، یک تمایز بنیادین هم وجود دارد، تمایز میان استقلال و انزوا. استقلال، به‌معنای قطع رابطه با جهان نیست، به‌معنای قطع وابستگی سیاسی و امنیتی به پروژه‌های خارجی است. تجربه‌ی خاورمیانه نشان داده که مداخله‌ی خارجی، حتی وقتی با زبان حمایت از دموکراسی وارد می‌شود، در نهایت به مهندسی نتیجه می‌انجامد. راه سومِ رجوی نه جنگ نیابتی را می‌پذیرد و نه نجات خارجی را، زیرا هر دو دولت آینده را پیشاپیش تضعیف می‌کنند. استقلال در منطقِ رجوی و شورای ملی مقاومت، شرط امکان دولت ملی است، نه شعار ضدغربی یا ضد منطقه‌ای. عنصر تعیین‌کننده‌ی دیگر در این راه، مشروع‌دانستن حق کانون‌های شورشی بر مقاومت است، نه همچون خشونتی کور، که چون پاسخی سازمان‌یافته به سرکوب ساختاری. تجربه‌ی منطقه نشان داده که جنبش‌هایی که حق دفاع از خود را انکار کردند، یا حذف شدند یا به ابزار دیگران تبدیل شدند. راهِ رجوی، مقاومت را نه در برابر مردم، که در برابر ماشین سرکوب تعریف می‌کند، مقاومتی که هدفش نه بی‌ثباتی دائمی، که گشودن مسیر دولت‌سازی است. در این معنا مقاومت و دولت در تقابل با هم نیستند، که مقاومت، پیش‌شرط دولت می‌شود. راهِ مجاهدین همچنین مسئله‌ی دولت آینده را به رأیِ معلق و وعده‌ی نامعلوم حواله نمی‌دهد. شکل دولت، نسبت آن با جمهوریت، تفکیک قوا، جایگاه حقوق شهروندی و سازوکار انتقال قدرت، از پیش در افق این سیاست تعریف می‌شود. این پیش‌تعریف، نه تحمیل اراده، که جلوگیری از هرج‌ومرج است. تجربه‌ی منطقه نشان داده که مبهم‌گذاشتن دولت آینده، به‌نام انتخاب مردم، اغلب به بازتولید اقتدارگرایی یا فروپاشی انجامیده است. راهِ شورای ملی مقاومت، با روشن‌کردن افق، امکان انتخاب واقعی را حفظ می‌کند. دقیقاً به همین دلایل است که این راه هم‌زمان برای جمهوری اسلامی، دولت‌های اقتدارگرای عرب و بخش‌هایی از نظم غربی مسئله‌ساز است. این سیاست نه قابل خریدن است، نه قابل مهندسی و نه قابل تعلیق. راهِ رجویها و مجاهدین، فروپاشی بدون جایگزین را نمی‌پذیرد و گذار بدون قدرت را رد می‌کند. این راه، سیاست را از سطح روایت، هیجان و تصویر، دوباره به سطح تصمیم، سازمان و دولت بازمی‌گرداند. در نهایت راه شورای ملی مقاومت و در راس آنها مریم رجوی، نه وعده‌ی آسان می‌دهد و نه پیروزی فوری. آن‌چه عرضه می‌کند، امکان است، امکان خروج از چرخه‌ی شکست‌های منطقه‌ای. امکانی که اگر در ایران محقق شود، نه‌فقط یک رژیم، که یک منطق ژئوپولیتیک را فرو خواهد ریخت. در همین منطق است که راهِ مریم رجوی، خطرناک تلقی می‌شود، نه برای مردم ایران، که برای تمام نظم‌هایی که به تعلیق، مهار و ناتوانیِ دائمی سیاست مردمی خو گرفته‌اند. در این‌بزنگاهِ تاریخی دیگر جای سوء‌تفاهمی باقی نمی‌ماند. مسئله‌ی ایران نه صرفاً سقوط یک رژیم، که نبرد بر سر امکانِ تولد یک دولت است. هر نظمی، هر چهره‌ای و هر روایتی که فروپاشی را بدون قدرت، اعتراض را بدون سازمان و آینده را بدون تصمیم بازتولید کند، آگاهانه یا ناآگاهانه، در پروژه‌ی عقیم‌سازی سیاست شریک است. در این میدان، بی‌طرفی، خود یک موضع سیاسی است، یا سیاست به سطح تصمیم، سازمان و دولت بازمی‌گردد، یا ایران بار دیگر به میدان مصرف دیگران تبدیل می‌شود. راه سومی هم وجود دارد، اما فقط برای آن‌ها که حاضرند هزینه‌‌اش را بپردازند. #راهِ_سوم #عادل_عبیات #با_می‌توان_و_باید #مریم_رجوی #در_جستجویِ_هم‌قدی_که_نیست #ایران_در_برزخ #کانون_شورشی #هندسه‌ی_قدرت

Adel Abiyat

16,270 просмотров • 8 месяцев назад

«مراسم وداع با محور تاریکی» با شکوه تمام برگزار شد. این گردهمایی از طالبان تا جبههٔ مقاومت، از حماس و حزب‌الله تا فاطمیون و زینبیون، از کمونیست‌های زهر‌خور چین تا چاقوکش‌های یمن، از دولت خانوادگی تاجیکستان تا دیکتاتورهای مادام‌العمر آسیای میانه، از الیگارش‌های روسی تا فرمانده نظامی تازه‌به‌دوران‌رسیدهٔ ارتش پاکستان را در بر می‌گرفت؛ و خلاصه هر جریان و فردی که با آزادی، دموکراسی و حقوق بشر میانه‌ای ندارد، گویی همگی با یک دعوت‌نامهٔ ویژه فراخوانده شده بودند. طبیعی است که این چهره‌های گوناگون، با همۀ تفاوت‌های ظاهری، در یک قاب واحد جمع شوند؛ نه به عنوان سوگواران یک فرد، بلکه به عنوان اجزای یک شبکهٔ هم‌ریشه و هم‌جهت در سیاست معاصر. شبکه‌ای که در آن نام‌ها و جریان‌ها، هرکدام به شکلی به همان منطق مشترک قدرت و کنترل گره خورده‌اند و از مفهوم جامعهٔ باز فاصله می‌گیرند. «مادرخواندهٔ تروریسم و اقتدارگرایی» به نقطهٔ اتصال این شبکه بدل شده بود؛ جایی که همهٔ این رشته‌ها در آن به هم گره می‌خورند. تنها جای خالی، برادران دالتون بود تا تصویر به اوج طنز خود برسد. 😉

Mirwais Shariatmadari

11,313 просмотров • 2 месяцев назад

متن کامل سخنان در همایش همکاری ملی برای نجات ایران مونیخ، ۲۶ ژوئیه ۲۰۲۵ (۴ مرداد ۱۴۰۴/۲۵۸۴) خانم‌ها، آقایان،‌ درود بر شما و‌ همه کسانی که در چهارگوشه جهان به‌ویژه در ایران این‌ همایش ملی را دنبال می‌کنید. از همه هم‌میهنانی که این آخر هفته از سراسر اروپا، و حتی از استرالیا تا آمریکای شمالی، به مونیخ آمدند و در خیابان‌های این شهر، عشق به ایران را فریاد زدند، سپاسگزارم. به بسیاری از شما که تازه به این کارزار همکاری ملی پیوسته‌اید، خوشامد می‌گویم. آنچه همه ما را اینجا گرد هم آورده، مهر به میهن، و اهمیتی‌ است که به سرنوشت ایران می‌دهیم. ما امروز اینجا هستیم، تا نشان دهیم ملت یگانه و در عین حال رنگارنگ‌مان، از ادیان و باورها، اقوام و طوایف، اقشار و گروه‌ها، و احزاب و گرایش‌های مختلف سیاسی، جمهوری‌خواه و پادشاهی‌خواه، چپ و راست، در یک هدفِ مشترک، متحدیم: پایان دادن به جمهوری اسلامی و آغاز طلوعی نو از آزادی و دموکراسی و شکوفایی برای میهن‌مان ایران. حضور شما در این گردهمایی، نشان‌دهنده شکل‌گیری گسترده‌ترین و متنوع‌ترین ائتلاف نیروهای اپوزیسیون ایران است. این گستردگی و تنوع در عین اتحاد، با تعهد و باورمندی به تمامیت ارضی ایران، حقوق فردی و‌ برابری شهروندان، جدایی دین از حکومت، و حق ملت بزرگ ایران ‌برای انتخاب شکل دموکراسی آینده، تصویری زیبا از ایران آزاد و آباد فردا است. اما شوربختانه تصویر ایران کنونی، بسیار متفاوت از آن فردای آزاد و آباد است. امروز، کیان ایران به واسطه تداوم جمهوری اسلامی، بیش از همیشه در خطر است. این رژیم، آب و خاک و هوا و آسمان و جان و مال ملت ایران را به پرتگاه نابودی کشانده است. رودهای ایران، خشک، خاک ایران در حال فرسایش، زمین ایران در حال فرونشست، هوای ایران آلوده،‌ آسمان ایران در اختیار نیروی خارجی،‌ اقتصاد ایران در حال سقوط آزاد،‌ خانه‌های ایرانیان بی‌ آب و برق، و جان‌شان بازیچه توهمات فرقه‌ای ضدایرانی و رهبر نابخردش است. جمهوری اسلامی پس از سالها به آشوب‌کشاندن منطقه با جنگ‌های نیابتی و سیاست شکست‌خورده‌ی «نه مذاکره، نه جنگ»، درنهایت، هم از موضع ضعف و تسلیم، وادار به مذاکره شد، و هم جنگ را به ایران تحمیل کرد. علی خامنه‌ای در حالی که زیر زمین پنهان شده بود، نه‌تنها کمترین تلاشی برای حفاظت از غیرنظامیان ایران نکرد، بلکه تمام دستگاه سرکوب و پروپاگاندای خود را نیز برای مرعوب کردن مردم به کار بست. او شکستی سخت و تحقیرآمیز را نیز بر نظامیان ایران تحمیل کرد؛ نظامیانی که اکثرشان بر خلاف میل و اراده، درگیر جنگی شدند که هرگز جنگ ایران و ملت ایران نبود؛ بلکه جنگ خامنه‌ای و سرکردگان سپاهِ سرکوبگر و تروریستیش بود؛ همان پاسدارانی که سالها رجز می‌خواندند اما آشکار شد که توان حفاظت از خود را نیز ندارند. آنها بعد از دهه‌ها دزدیدن از سفره مردم و گذاشتنِ آن در جیب‌های خود و تروریست‌های منطقه‌ای، آسمان کشور را کاملا در اختیار کشوری به مراتب کوچکتر و کم‌جمعیت‌تر از ایران قرار دادند. جمهوری اسلامی اداره کشور را جز در حوزه‌ی سرکوب، کاملا رها کرده است و مردم ایران در تابستان داغ، با ساعتها قطعی آب و برق و گاز مواجهند. تورم بیداد می‌کند، و چرخه کسب و کار مختل است. مسئول و مقصر این وضعیت شخص علی خامنه‌ای است. اوست که وطن‌ ما را گام‌به‌گام به این نقطه کشاند، و امروز چون همیشه از زیر بار مسئولیت فرار کرده و تقصیر را به گردن زیردستانش انداخته است. اختلافات و دودستگی‌ها در ساختار قدرت جمهوری اسلامی به بالاترین حد خود رسیده است. مقامات ارشد این رژیم بدون کمترین حمایت مردمی، به توطئه علیه یکدیگر مشغولند و در ارائه خود به عنوان آلترناتیو خامنه‌ای از طریق واسطه‌ها به قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی از هم سبقت می‌گیرند. هم‌میهنانم، ما ملت ایران جنگ‌طلب نیستیم و هرگز برای ایران‌ و منطقه‌مان جنگ نخواستیم. جنگ‌طلب علی خامنه‌ای و رژیم تحت امرش است. من سالها هشدار داده بودم که اگر جمهوری اسلامی باقی بماند، اگر مماشات با آن تداوم پیدا کند، و اگر جهان به باج‌گیری‌های آن تن دهد، این رژیم سرانجام ایران و منطقه را به جنگ و درگیری نظامی می‌کشاند. نگرانی‌های من متاسفانه به واقعیت پیوست. اکنون اما لحظه‌ای تاریخی فرا رسیده است. جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری در این ۴۶ سال، ضعیف و متزلزل شده است؛ و فرصتی بی‌نظیر برای مردم ایران فراهم شده تا این رژیم ضدایرانی را سرنگون کنند. وظیفه هر ایرانی میهن‌پرستی، تلاش صدچندان برای نجات مام میهن است. وظیفه ما این است که متحدتر، مصمم‌تر و منظم‌تر از همیشه باشیم. امروز جای اما و اگر نیست: زمان کنار ایستادن و وسط‌بازی کردن، چنانکه نه سیخ بسوزد و نه کباب، نیست. امروز صحنه روشن است: در یک سو جمهوری اسلامی و حامیان ریز و درشتش قرار دارند که چهارنعل ایران ما را به سوی وحشتناک‌ترین بخش‌های دوزخ می‌برند و در سوی دیگر دروازه‌ای‌ست به سوی نور، و آباد کردن دوباره پردیس ایران. ما،‌ یعنی اکثریت ملت بزرگ ایران، برای نجات مام میهن به میدان آمده‌ایم. سقوط این رژیم قطعی‌ست. ما آمده‌ایم که اجازه ندهیم این رژیم همراه خود، ایران و ملت بزرگ ما را نیز به ورطه نیستی بکشاند. رهایی ایران از جمهوری اسلامی و استقرار یک دولت ملی و دموکراتیک در ایران، صلح پایدار را نیز به منطقه ما می‌آورد. در این مرحله انقلاب ملی و در دوران گذار، هدف من این است که ایرانیان بتوانند در یک‌ بازه کوتاه‌مدت و از طریق انتخابات آزاد، زمام‌ امور را به دست دولت منتخب خود بسپارند. من چنانکه بارها گفته‌ام به دنبال پست و مقام سیاسی نیستم؛ بلکه می‌خواهم برای آنها که در پی خدمت به ملت و بازگرداندن شکوه از دست رفته ایران هستند، فضا و‌ ساختاری فراهم کنم تا بتوانند خود و‌ برنامه‌های‌شان را در یک فرایند دموکراتیک به رای ملت بگذارند. من ۴۵ سال است که نه برای منفعت شخصی و قدرت، که برای نجات ایران مبارزه کرده‌ام، و برای رسیدن به اهداف‌مان، برنامه دارم: هم برای باز پس گرفتن ایران از این رژیم ضحاکی، و هم برای دوباره ساختن آن سرزمینِ اهورایی. پنج ماه پیش در نشست نخست مونیخ، سازمان‌ها و احزاب ایرانگرا گرد هم آمدند و متعهد به همکاری در چارچوب اصولی دوازده‌گانه بر اساس یک برنامه پنج‌گانه شدند. من در پیام نوروزی خود نیز امسال را سال سازماندهی برای اقدام نهایی نامیدم. امروز در نشست دوم مونیخ که شرکت‌کنندگان نه فقط احزاب و گروه‌های سیاسی که ایرانیان از همه اقشار جامعه هستند، گزارشی از پیشرفت آن برنامه را به ملت ایران ارائه می‌دهم. پنج ستون استراتٰژی مورد توافق ما چنین بودند: - فشار حداکثری بر جمهوری اسلامی - حمایت حداکثری از ملت ایران - ریزش حداکثری از رژیم - بسیج و سازماندهی حداکثری مبارزان در داخل و خارج - ارائه برنامه‌ای برای شکوفایی ایران در فردای سقوط جمهوری اسلامی در حوزه فشار حداکثری، جمهوری اسلامی امروز در دشوارترین و منزوی‌ترین وضع خود قرار دارد. از یک‌سو، فشار خارجی بی‌سابقه‌ای بر آن وارد شده است و از سوی دیگر، ناتوانی از تامین نیازهای ابتدایی مردم، این رژیم را با فشارهای همه‌جانبه داخلی به‌ویژه در حوزه معیشت و اقتصاد روبرو کرده است. در حوزه حمایت حداکثری، امروز، آمادگی دولتها و احزاب و شخصیت‌ها برای حمایت از ملت ایران و مبارزه‌شان رو به افزایش است. در دیدارها و گفتگوهای عمومی و خصوصی با سیاستمداران، تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران، کارآفرینان، و رسانه‌ها، نه تنها بر تداوم این فشارها بر رژیم و حمایت از ملت ایران تاکید کرده‌ام بلکه برای آن، راه‌حل‌های اجرایی را نیز پیشنهاد داده و عملی شدن آنها را پیگیری کرده‌ام و خواهم کرد. خوشحالم به شما بگویم که امروز گروه‌هایی که در چارچوب فراهم شده در نشست نخست مونیخ گرد هم آمدند، در دو حوزه اعمال فشار حداکثری بر رژیم و جلب حمایت حداکثری از مبارزه مردم ایران، در همراهی با یکدیگر بسیار بابرنامه‌تر، فعال‌تر و موثرتر از پیش عمل می‌کنند. در حوزه ریزش حداکثری پیشرفتهای بسیار خوبی انجام شده است و فعالیتها در دو حوزه ریزش عمومی که از طریق پلتفرم همکاری ملی انجام می‌پذیرد و ریزش مقامات عالیرتبه، با دقت، امنیت، و جدیت در حال انجام است. امروز به لطف این فعالیتهای هدفمند، ما به ساختار درونی حکومت اشراف بیشتری داریم. همچنین در درون این ساختار با نیروهایی در ارتباط هستیم که فرایند سقوط جمهوری اسلامی را تسریع می‌کنند. و البته هم‌زمان، پایگاه بزرگی از داده را در اختیار داریم که به صورت دائمی و با حفظ امنیت کامل، در حال پایش و پیرایش است. این پایگاه داده برای اداره فرایند گذار نقش مهمی بازی خواهد کرد. به دلیل موفق و موثر بودن کارزار همکاری ملی است، که رژیم به وحشت افتاده و در هراس از پیوستن روزافزون نیروهای نظامی، انتظامی، امنیتی و دولتی به آن، به دروغ‌پراکنی و تخریب روی آورده است. در حوزه سازماندهی حداکثری مبارزان، این همایش و برنامه‌های دیگری که تنها در یک هفته گذشته در شهرهای مختلف کشور آلمان، به‌ویژه در هامبورگ و مونیخ برگزار شده، خود نمونه‌ای از تلاشهای من و تیم اجرایی همراهم برای بسیج ایرانیان خارج کشور است. خوشحالم به شما اطلاع بدهم که در همین پنج ماه گذشته شمار گروه‌هایی که در چارچوب همگرایی مونیخ با یکدیگر همکاری می‌کنند، حدودا سه‌برابر شده است. این گروه‌ها در ماه‌هایی که گذشت تلاش‌های جدی را برای بسیج و سازماندهی نیروها در خارج و داخل انجام داده‌اند که در همایش امروز، تنها گزیده‌هایی از آن به اطلاع شما رسید؛ که البته در خصوص آنچه داخل کشور انجام می‌گیرد، کمتر می‌توان وارد جزئیات شد. اما به طور کلی باید گفت که انتظار ملت بزرگ ایران، تداوم و افزایش شتاب این فعالیت‌ها است. در حوزه تدوین برنامه و ارائه چشم‌انداز دوباره ساختن کشور، پروژه شکوفایی ایران در ماه‌های اخیر گام‌های بسیار بلندی برداشته است که به سمع و نظر شما رسیده است. توصیه من این است که پیشنهادهای خود برای بهبود این برنامه‌ها را با دست‌اندرکاران آن در میان بگذارید، تخصص خود را در اختیار این پروژه قرار دهید، و درباره راه حل‌های ارائه‌ شده با حلقه اطرافیان و آشنایان خود گفتگو کنید. از گروهها و احزاب سیاسی می‌خواهم که حول کلیت برنامه‌های دوران گذار گرد هم بیایند تا بتوانیم به جامعه ایران و جامعه بین‌الملل این اطمینان را بدهیم که ایران پس از جمهوری اسلامی، ایرانی باثبات، آزاد،‌ امن، ‌و شکوفا خواهد بود. جمهوری اسلامی امروز در سراشیبی سقوط است اما ما ایرانیان خودمان باید سرنوشت ایران را تعیین کنیم. به هر میزان که ما در این زمینه کم‌کاری کنیم، دیگرانی که لزوما منافع‌شان با منافع ملت بزرگ ایران یکی نیست، فرصت نقش‌آفرینی بیشتر خواهند داشت. در همین راستا، در هفته‌های آینده از وبسایت کمپینی رونمایی خواهیم کرد که هم‌چون شاهراهی برای جذب نیروها، ثبت ایده‌ها، گزارش رویدادها، ارائه برنامه‌ها، سازماندهی مبارزان، و گردآوری کمکهای مالی خواهد بود. من از همه شما دعوت می‌کنم که آماده فعالیت در این کمپین سراسری باشید. من هم‌چنان نقش خود را ایفا می‌کنم. از شما نیز انتظار دارم که نقش خود را ایفا کنید: اختلافات جزئی را کنار بگذارید. از هرگونه درگیری با یکدیگر بپرهیزید و تنها با دشمن مشترک مبارزه کنید. هواداران خود را بسیج کنید و در کنار من و در کنار یکدیگر، برای آرمانی والا بایستید: نجات ایران. در برنامه دولت انتقالی برای دوران اضطرار، برنامه گذار سیاسی، از پیش از سقوط جمهوری اسلامی تا تحویل گرفتن امور به دست نخستین دولت منتخب را به منظور بررسی متخصصان، سازمان‌های سیاسی و نهادهای مدنی ارائه کرده‌ایم. در این برنامه، برای فاز کنونی، یعنی پیش از سقوط جمهوری اسلامی، دو نهاد کلیدی تشکیل می‌شود: تیم موقت اجرایی، و در کنار آن نهاد خیزش ملی که به عنوان یک نهاد مشورتی استراتژیک عمل خواهد کرد. چنانکه در طرح پیشنهادی ما آمده است، تیم موقت اجرایی پس از پیروزی انقلاب، و تشکیل دولت گذار، منحل خواهد شد؛ و نهاد خیزش ملی به عملکرد خود نه تنها به عنوان یک نهاد مشورتی بلکه به عنوان نهاد قانون‌گذاری موقت تا زمان تشکیل نخستین مجلس منتخب عمل خواهد کرد. من از همه کارشناسان و به‌ویژه حقوقدانان می‌خواهم که این برنامه پیشنهادی را بررسی کنند و نظرات کارشناسی خود را با ما در میان بگذارند. خامنه‌ای و رژیم شکست‌خورده‌اش، حالا که بیش از همیشه، سقوط را در مقابل چشمان خود می‌بینند، تهدیدهای خود را علیه من افزایش داده‌اند. من اما از همان روزی که این مبارزه را آغاز کردم، با این تهدیدها زندگی کرده‌ام و هرگز هراسی به دل راه نداده‌ام. شما زنان و مردان هم‌وطنم در شهرها و روستاهای سراسر ایران، کارگران، دانشجویان، بازاریان، جوانان و نوجوانان، بدانید که تهدیدها در عزم و اراده من برای به سرانجام رساندن ماموریت بزرگ زندگیم، خللی ایجاد نخواهد کرد. علی خامنه‌ای بداند که رژیمش متزلزل است، بیشتر اطرافیانش از او متنفرند، جمع زیادی از پاسدارانش منتظر فرصتند تا از کشتی در حال غرق شدن جمهوری اسلامی بگریزند،‌ و اکثریت قاطع ملت از او و رژیمش بیزارند. انتهای این مسیری که می‌رود مواجه شدن با انفجار خشم انباشته‌شده ملت است و عاقبت خوبی برایش نخواهد داشت. ما میهن‌دوستانِ آزادیخواه، از تبار و جنس این فرقه تبهکار نیستیم که در پشت‌بام‌ها اعدام‌های صحرایی به راه اندازیم. به او می‌گوییم که از این مسیرِ منتهی به خون و آتش باز گردد. بیش از این، مرگ و رنج را بر ملت بزرگ ایران و حتی حامیان خود تحمیل نکند. تعهد ما به برگزاری یک دادگاه منصفانه منطبق با استانداردهای بین‌المللی، شامل خامنه‌ای نیز می‌شود؛ آنچه خود او از ایرانیان دریغ کرده‌ است. ملت بزرگ ایران، پیروزی ما از هر زمان نزدیک‌تر است. به نیروی خود باور داشته باشیم. ما ملت متحد، آگاه و دلیری هستیم که این رژیم هرگز نتوانسته بر فرهنگ و تاریخ و تمدن ما پیروز شود. جمهوری اسلامی به زباله‌دان تاریخ می‌رود؛ و ایران و ملت ما، آزاد و سربلند، از این دوره سخت به سلامت عبور خواهد کرد. ما ملت کبیریم، ایران رو پس می‌گیریم! پاینده ایران،

Reza Pahlavi

864,284 просмотров • 1 год назад

رهبری که نام دشمنانش را با احترام می‌گیرد و آنان را به بازگشت به وطن دعوت می‌کند، نشان از چندین ویژگی مهم دارد: بزرگواری و اخلاق: این رهبر با احترام به دشمنان خود، بزرگواری و اخلاق بالایی را نشان می‌دهد. در بسیاری از فرهنگ‌ها، به ویژه در فرهنگ‌های شرقی، احترام به دیگران، حتی دشمنان، یکی از اصول اخلاقی مهم به شمار می‌رود. سیاست تسامح و تساهل: چنین رهبری سیاستی مبتنی بر تسامح و تساهل را پیش می‌گیرد. این نشان می‌دهد که او به دنبال آشتی و صلح است تا تفرقه و جنگ. این رویکرد می‌تواند به کاهش تنش‌ها و ایجاد فضایی برای گفتگو و همکاری کمک کند. وحدت ملی: دعوت به بازگشت به وطن نشان از تمایل به تقویت وحدت ملی دارد. این رهبر می‌خواهد همه افراد، حتی آنانی که در گذشته به عنوان دشمن شناخته می‌شدند، در پیکره جامعه و کشور جای گیرند و مشارکت کنند. استراتژی بلندمدت: این نوع رفتار می‌تواند نشان‌دهنده یک استراتژی بلندمدت برای تغییر تصویر عمومی از رهبری و کشور باشد. با بازگشت مخالفان یا دشمنان سابق، می‌تواند نشان دهد که کشور تغییر کرده و فضایی برای همه ایجاد شده است. مرجعیت معنوی و سیاسی: چنین رویکردی می‌تواند مرجعیت معنوی و سیاسی رهبر را تقویت کند، زیرا نشان می‌دهد که او به دنبال قدرت و کنترل نه، بلکه به دنبال اصلاح و بهبود فضای سیاسی و اجتماعی کشور است. در مجموع، این رفتار نشان‌دهنده یک رهبری که به آرمان‌های والاتری مانند صلح، وحدت، و توسعه اجتماعی و اخلاقی معتقد است. این رهبر احتمالاً به دنبال ساختن جامعه‌ای است که در آن اختلافات گذشته به فرصت‌هایی برای همکاری و پیشرفت تبدیل شوند #حفظه_الله ❤️

Siriajuddin Haqqani سراج الدین حقاني مینوال

32,375 просмотров • 1 год назад