Video yükleniyor...

Video Yüklenemedi

Ana Sayfaya Dön

گندم به گندم نون خشکی که این پیرمرد کارگر بازار، میزنه تو آب میخوره بشه ناله های شب اول قبر یه عده از مسئولین بی کفایت فاسد دلخوش،مقدار،پیشرفت،قله

65,901 görüntüleme • 9 ay önce •via X (Twitter)

0 Yorum

Yorum bulunmuyor

Orijinal gönderinin yorumları burada görünecek

Benzer Videolar

پیام: «یه مزدور قاتل رو میخوام معرفی کنم ولی تریبونی ندارم و کسی هم نمیشناسم که تو این راه کمکم کنه: دکتر ایوب توکلیان متخصص طب اورژانس بیمارستان سوانح طالقانی مشهد. یه کثافت عرزشی تمام عیار. ۱۸ام روز اول فراخوان شاهزاده، ساعت ۱۰ونیم شب بود که سیل بچه‌های مجروح و تیر خورده سمت بیمارستان ما اومد، اورژانس بیمارستان دریای خون بود و جای سوزن انداختن نبود. این عوضی اون شب کشیک بود. به چشم میدیدم و میشنیدم که CPR بچه‌هامون که هنوز علائم حیاتی ضعیفی داشتن رو زودتر از موعد ختم اعلام میکرد و میگفت بذارین این کثافتا بمیرن تا دیگه آشوب درست نکنن و آمبولانسامون رو آتیش نزنن (البته که بچه‌های پرستار به حرفش گوش نمیکردن). موردی که خودم با چشمای خودم شاهدش بودم یه پسر ۱۵ یا ۱۶ ساله بود که گلوله جنگی به ران پا خورده بود و شریان فمورال رو پاره کرده بود. از پاش مثل آبشار خون میریخت. پدرش جلوی این آشغال التماس میکرد که به داد بچم برس ولی این میگفت اول برین تشکیل پرونده بدین بعد من میام ویزیت میکنم!!!! تو روزهای عادی و روتین مریض اورژانس که میاد اول به سرعت اقدامات درمانی شروع میشه و وقتی اوضاع استیبل شد از همراهی میخوان کارای تشکیل پرونده و بستری رو انجام بده. اون طفلک بخاطر خونریزی زیاد و شوک هموراژیک جاویدنام شد. وسط اون جهنم با همراهای بچه‌هامون بخاطر حجاب درگیر میشد. با دستای خودش با تصمیمای خودش اون شب دست کم ۲۰ تا ۳۰ نفر از بچه‌هامون رو کشت. این کثافت از اون حرومیایی که کف خیابون به سمت بچه‌هامون تیراندازی کردن هیچی کم نداره. این هم بگم که این آشغال به کلّاش و شیاد بودن هم معروفه. روی پیشونی جای مهر داره ولی بخاطر پول و کارانه‌ای که به پزشکا تعلق میگیره هر کار کثافتی که فکرش رو بکنین انجام میده. نمونه بارزش اینه که واسه مریضی که به اصطلاح اکسپایر شده و فوت شده و عملیات احیا و CPR تموم شده میاد چست تیوب میذاره، یا میاد cvلاین میگیره یا میاد خون تزریق میکنه. باور کنین که میاد به جسد خون تزریق میکنه فقط بخاطر اینکه توی پرونده بیمار کد ثبت بشه و بتونه پول بیشتری بگیره حتی از کسی که فوت شده. اسمش رو سرچ کنین تو آپارات هم یه ویدئو ۵۰ دقیقه‌ای هست که رفته صداوسیما نمیدونم چه برنامه‌ای هست که مصاحبه میکنه و هممون رو تروریست و فریب خورده خطاب میکنه. دقیقا خزعبلاتی که ج‌ا داره جار میزنه. توی بخش هم همیشه با همکارا یا بیمارا و همراهاشون درگیره بحاطر حجاب و مسائل اعتقادی. این کثافت امروز هم شیفت بود. حق این عوضی نیس که راست راست راه بره درحالیکه دستش به خون بچه‌هامون آغشته‌اس.»

ـــه

140,868 görüntüleme • 8 ay önce

اعتراضات کشاورزان اصفهان، خوزستان و اردبیل در خصوص بی آبی و خشکسالی؛ مسئولین بی کفایت، هیچ پاسخ قانع کننده ای ندادند روند سوء مدیریت مسئولان کشور در حوزه های تخصصی خود، چنان شتاب فزاینده ای به خود گرفته که نه تنها دیگر هیچ پاسخ در خور و امیدوار کننده ای از مسببان سیه روزی ملت و مملکت، در رسانه ها به چشم نمی خورد، بلکه به عینه شاهد انتقال فاز گفتگوی مسئولان از «وعده های پوچ همیشگی و چهل و هفت ساله» به «اعترافات بی فایده و دیرهنگام» هستیم. در این میان، قطع مکرر برق و آب در سراسر ایران، صدای اعتراض اقشار مختلف را دو چندان نموده است. به عنوان نمونه، کشاورزان که آب را حیاتی ترین عنصر کسب، کار و معیشت خود می دانند، حالا با بحران خشکسالی مواجه شده و دیگر یارای تماشای تلف شدن باغات، نخلستان ها و کشتزارهای خود را ندارند. کشاورزان استان‌های #اصفهان، #خوزستان و #اردبیل امروز یکشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۴ و در روزهای اخیر در اعتراض به محرومیت از حقآبه‌های تاریخی و سنتی خود و همچنین تداوم سیاست‌های انتقال آب بین‌حوضه‌ای، دست به تجمعات اعتراضی زدند. در اصفهان، معترضان، خشک شدن زاینده‌رود و انتقال آب به استانهای همجوار را عامل نابودی کشاورزی و باغات خود عنوان نمودند و در خوزستان، اعتراضات بر محور خشک شدن نخلستان‌ها و زمین‌های کشاورزی به دلیل کاهش شدید دِبی آب #کارون ، سدسازی‌های بی رویه و انتقال آب، متمرکز بوده است. در اردبیل نیز کشاورزان مشکل اصلی را کمبود آب برای آبیاری مزارع و کاهش شدید سطح آب دریاجه ارومیه، دانستند. این اعتراضات نشان‌دهنده تشدید بحران آب در ایران و نارضایتی عمیق از مدیریت منابع آبی است؛ روندی که حکایت از مواجهه عنقریب کشاورزان با فاجعه ای تمام عیار دارد. در تمامی این مناطق، کشاورزان هشدار دادند که تداوم این روند به نابودی کامل معیشت و #مهاجرت_اجباری آنان خواهد انجامید. معترضین، خواستار اجرای عدالت در توزیع آب، توقف پروژه‌های انتقال آب و رسیدگی فوری به مطالبات خود شده‌اند. به هر تقدیر، غارت ثروت ملی با راه اندازی شبکه های مافیایی حکومتی و گسترش فساد سیستماتیک در بدنه نظام، عدم وجود و حضور متخصصین در مسند امور تخصصی و حیاتی کشور و نا امیدی ملت از نقش داشتن در سرنوشت خود، نقایصی کُشنده طی پنج دهه حکمرانی نظام تک حزبی و خودکامه جمهوری اسلامی بود که نهایتا سرزمینی فوق ثروتمند همچون ایران را به قهقرایی که امروز شاهد آن هستیم، کشاند. #ثروت_ملی #بحران_آب #بحران_برق

Mohammad Ali Taheri Movement

10,358 görüntüleme • 1 yıl önce

پیکر حدود ۷۰ جاویدنام رو پرت می‌کنند تو اون چاله. دوباره زباله میارن از همون معدن، میریزن روشون، بنزین میریزن روشون... آتش می‌زنند. سپاهیا همونجا وایمیستن تا همه‌چی بسوزه، بعد زباله جدید از معدن میارن میریزن روشون... روی همون سوخته‌ها. همون بعدازظهر، جنگل‌های جاده امامزاده هاشم رو آتش🔥 زدن که دود جنگل با دود سوختن اون پیکرها قاطی بشه و کسی متوجه چیزی نشه. این موضوع برای ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ هست، ساعت ۵ بعدازظهر از پادگان سپاه رشت، بعد از میدان گیل، روبه‌روی باغ رضوان رشت، قبل از دانشگاه علمی‌کاربردی، یه ماشین سفید بدون پلاک خارج میشه و میره به سمت معدن دفن زباله سراوان در ۲۰ کیلومتری جنوب رشت. ساعت ۷:۳۰ شب میرسه. تو مسیری که معدن دفن زباله‌ها بوده توقف می‌کنه. ۸ تا کارگر شهرداری که با یه ماشین دیگه از قبل اومده بودن اونجا، با بیل‌مکانیکی یه چاله خیلی بزرگ کنده بودن. وقتی که ماشین میرسه، کارگرا رو میفرستن میرن.

Elham

77,438 görüntüleme • 2 ay önce

متفکر اعظم و با سوادترین رییس جمهور دنیا در جواب یک دانشجو که پیشنهاد داد از هوش مصنوعی استفاده کنند در کلماتی گهربار و علمی فرمود : هوش مصنوعی اگه درست بود تا الان مارو خورده بود ! هوش مصنوعی مسته ! همه این سوتی ها به کنار اون چیزی که به من تیر آخر رو زد این بود که رییس جمهور مملکت فکر می‌کرد چون اسراییل با هوش مصنوعی به ایران حمله کرده پس استفاده ازش برای ما خطرناکه و ممکنه بیاد مارو بخوره !!!! خیلی قشنگ یه جوک قدیمی رو به صورت تصویری بازسازی کرد به یارو میگن خبر داری میخواد موبایل بیاد تو روستا ؟ طرف که هیچ‌ درکی از موبایل نداشت با خودش فکر کرد لابد چیز خطرناکیه و گفت به درک بابا بذار بیاد همه مون رو بخوره از این زندگی راحت بشیم :) حتی تصورشم نمی‌کردم این جوک در مورد یه آدم بی بیسواد و اندکی خنگ هم به واقعیت بپیونده چه برسه به اینکه رییس جمهور مملکت ایران نقش اولش باشه ! شاید شما به این متن خندیده باشین و به نظرتون متن طنز آلودی باشه ولی من این توییت رو از سر درد و اندوه زیاد نوشتم وقتی که خیلی غمگین و ناامید میشم قلمم ناخودآگاه طنز آلود میشه نمی‌دونم شاید برای این باشه که اندکی از درد و ناراحتیم رو کاهش بده حقیقتا درد داره مملکتی که دانشمندان و نخبگانی مثل چمران با تخصصش تو پلاسما فیزیک و شهریاری با محاسبات فیزیکش و تهرانی مقدم با نبوغش توی موشکی و.... فداش شدن همچین آدمی با چنین درک کاریکاتوری و از مقولات مهم علمی رییس جمهوری شده باشه بیشتر به نظر میرسه یه دلقک رو رییس جمهور کردیم که به جای حل مشکلات مارو به اونا بخندونه که مشکلات رو یادمون بره ! تبریک میگم با لجاجت مملکت رو به جایی رسوندین که بزرگترین دستاورد رییس جمهورش سوتی های غیر قابل باور هفتگیشه از متر ۱۰۰ گرفته تا نسل ضد و هوش مصنوعی مستی که میاد مارو میخوره.... دریغ بود این ایرانی که از سر لجاجت ویرانش کردین دریییییییغ

شوفر اسنپ ِ سیاست زده

15,414 görüntüleme • 10 ay önce

دهه ۸۰ توی ماشین دوستم تصادف کردیم، آهنگ ترنج از نامجو پخش می‌شد، تا اون موقع نمی دونستم کیه، داد و هوار میکرد و کلا برای من عجیب بود، یادمه به دوستم میگفتم کصخلی شر و ور گوش میدی رد دادی به گامون دادی. بعدا چندتا آهنگ دیگه شو گوش کردم دیدم شعرای براهنی و چارتا کص خل مشنگ و ورداشته با بوی جوراب و عرق و حشیش و گل و شیشه قاطی کرده و خب توی قشر مثلا کتاب خون، طرفدار چگوارا و از این دست کصاشیر طرفدار پیدا کرده بود. بعد از ۴ دهه زندگی توی این دنیا این و خوب فهمیدم، انسان های بی نظم، الوات، همه چی و همه جا بکش و بخور و چرک که اولا به بهداشت فردی و تیپ و قیافه و مسائل اینچنینی اهمیت نمیدن به همون اندازه غیر قابل اعتماد و فاسد هستند. کسی که به تن و بدن و جسم و روح خودش رحم نمیکنه به من و شما و هموطن میخواین رحم کنه. امثال نامجو شما رو با یه بست حشیش ناب افغانی میفروشن یه آب هم روش. ختم کلام و بگم شاید ناراحت بشید، ولی ایراد از این افراد نیست، اینها از اول تا آخر همین بودن، همیشه هم گفتن و عمل کردن، ایراد از شناخت و درک درست ما از مسائل میاد. که البته الان جامعه ایران بسیار روشن و آگاه شده نسبت به ۲۰ سال پیش و خب میبینیم چطور از کوچیک و بزرگ شلنگ بدست وایسادن میشورن اینا رو تو فاضلاب.

Ariya Mehri | آریا مهری

19,236 görüntüleme • 1 ay önce

"یه چیزایی به نظرم جهت‌گیری سیاسی نداره؛ و این جملات رو کسی که جهت‌گیری سیاسی داره، صاحبش نشه. صاحبش نشه لطفاً. آقا، ولی واقعا بچه‌های میناب، و اصلا بچه که کشته می‌شه، تو می‌گی این هیچ نقشی در هیچ تصمیم‌گیری این ماجرا نداشته. آقا, هنوز، هنوز مادر پدرهای اون بچه‌ها می‌رن سر قبر اون بچه می‌خوابن شب، می‌گه بچه‌ام از می‌گه بچه‌ام از تاریکی می‌ترسه، من می‌رم پیش بچه‌ام می‌خوابم. آقا وحشتناکه. بچه‌دار بشین می‌فهمین یعنی چی! یعنی چی؟! یعنی چی که بچه می‌میره، بعد، یه عده می‌گن نه! اون تو پادگان بود یا اون فلان بود یا اون فلان بود. آقا ول کن اصلا! یعنی چی؟! گور بابای جنگ، گور بابای سیاست، گور بابای اون، گور بابای همه، اصلا یعنی چی بچه باید کشته شه؟! اصلا چرا آدم‌ها باید کشته بشن؟ به جنون می‌رسه آدم! تو می‌گی افسرده می‌شی؟ می‌گم آره می‌شم. واقعا حالم بده. اصلا حالم بده! خسته شدم از این وضعیتی که شبانه‌روز داریم تحملش می‌کنیم. اون می‌گه که نصیحت می‌کنی؟ نصیحت نیست؛تهوّعه. تهوّعه. حال بدِ همه‌مونه. من سعیَم رو می‌کنم، سعیَم رو می‌کنم، آدم باشم، شریف باشم، کارمو بکنم، زندگی‌مو بکنم، مثبت رفتار بکنم، یه جایی زور آدم نمی‌رسه، یه جایی؛نمی‌تونه آدم، ظرفیت‌هامون محدوده. هی هم داره محدود‌تر می‌شه، هی هم داریم آسیب‌پذیر‌تر می‌شیم."

Panah Farhadbahman 🎒

45,405 görüntüleme • 2 ay önce

خبر وحشتناک : یکی از زن‌هایی که به شدت درگیر دادگاه لیندسی کلانسی بود، سه‌شنبه ۱ سپتامبر پسر ۲ ساله‌ش رو کشت.😭😭😭 کوری والش از ایلینوی پسرش رو تو زیرزمین، از تیر سقف آویزون کرد. همسایه که پیداش کرد هنوز آویزون بود و طناب دور گردنش ! بعد خودش رفته بالا تو حموم، با لباس افتاده تو وان پر از آب و مچ دست و ران رو بریده که خودکشی کنه! شاهدا گفتن این زن خیلی درگیر پرونده لیندسی شده بود. تا ساعت ۱۲:۳۰ ظهر همون سه‌شنبه تو گروه دوستانش درباره دادگاه حرف می‌زده. سه ساعت و نیم بعد جسد پسرش رو پیدا کردن.🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️ چقدر گفتم این زن‌های لیبرال دارن راه بچه‌ koشی رو باز می‌کنن. اول یکی رو قهرمان و مریض قابل درک می‌کنن، بعد یکی دیگه می‌شینه ساعت‌ها درباره‌ش حرف می‌زنه، بعد همون کار رو تکرار می‌ کنه!!!! وای بر این دنیا که بچه های بی گناه قربونی یه خط فکری گند کپک زده بشن! 😭😭😭😭😭😭😭

Yalda - The Infidel 🇮🇷🇮🇱🤍💙🩵

114,314 görüntüleme • 1 ay önce

ماه اوت سال ۲۰۱۹ با یه پاسپورت جعلی قاچاقی از جزیره میکونوس یونان به پاریس پرواز کردم و یه دوستی با ماشین من رو رسوند به شهر کلن آلمان. دو ماه و نیم تو یه کمپ موقت تو شهر اِسن بودم که یه ماه اولش با یه پسر ایرانی به اسم دانیل تو یه اتاق بودیم. خیلی پسر مشتی و باحالی بود و اصلا مشکلی نداشتیم. آرایشگر بود و موهای بچه ها رو کوتاه میکرد. تنها مشکل من این بود که دانیل شب‌ها خیلی خر و پف میکرد و من نمی‌توانستم بخوابم. بعضی شبها از صدای بلندش عصبی می‌شدم و می‌رفتم تو راهرو می‌شستم. بالاخره نگهبان‌های کمپ دلشون برام سوخت و مدیریت بهم یه اتاق جدا داد. بعد از مصاحبه‌م از اونجا به یه کمپ دیگه تو شهر راینه منتقل شدم. شاید بگم یکی از سخت ترین دوران زندگیم رو تو اون کمپ گذروندم. با سه تا پسر ایرانی هم اتاق بودم. دو تا آرش و اسماعیل. واقعا بچه های خوبی بودن ولی سبک زندگی من به اونها نمی‌خورد. اونها تقریبا هر شب تا دیر وقت عیش و نوش داشتن و من زود می‌خوابیدم و صبح‌ها ساعت ۶ بیدار میشدم و تو‌ کمپ می‌دویدم و ورزش میکردم. از طرفی هم شرایط زندگی تو کمپ خیلی مشابه زندگی تو کمپ اشرف بود. منظورم بخش زندگی جمعیش بود. اتاق خواب جمعی، سالن غذاخوری جمعی، حموم و توالت جمعی. این خیلی من رو آزار می‌داد. طوری که تو دسامبر ۲۰۱۹ دوچار افسردگی شدید شدم. تو عمرم، حتی با گذشت از اون همه بلا تو مجاهدین هیچ وقت افسرده نشده بودم. اما توی اون کمپ از درون احساس خفگی شدید می‌کردم. به خودم می‌گفتم من که از چنگ اون فرقه آزاد شدم و چی شد دوباره افتادم توی این وضعیت. هفته‌ای سه شب کابوس می‌دیدم که دوباره برگشتم تو مجاهدین و از شدت ترس بیدار میشدم. بعضی وقتها قلبم اینقدر تند می‌تپید احساس می‌کردم ممکنه الان سکته کنم. توی کمپ خیلی ساکت بودم و تلاش می‌کردم فقط با افراد سلام و علیک داشته باشم. هر روز کامپیوترم‌ رو بر‌ می‌داشتم و می‌شستم تو اتاق اینترنت و یا زبون آلمانی می‌خوندم و یا خرد خرد کتاب سرگذشت زندگیم رو می‌نوشتم. در ظاهر تلاش می‌کردم خودم رو محکم و سرحال نشون بدم ولی در درون داشتم خفه میشدم. انگار یکی گلوم رو از تو‌ گرفته بود و فشار می‌داد. چند شب زیر پتو از حال خودم گریه‌م گرفت و فقط تلاش می‌کردم گریه‌م رو غورت بدم تا هم اتاقی‌هام متوجه نشن. یه روز دیگه تاب نیاوردم و رفتم پیش یکی از کارکنان کمپ. یه مرد افغانی بود که سال‌های سال توی آلمان زندگی می‌کرد و با همسرش توی کمپ کار می‌کردن. بچه‌های ایرانی کمپ باهاش خیلی خوب بودن و برای احترام زیادی قائل بودن. من باهاش هیچ وقت صحبت نداشتم ولی از انرژیش احساس میکردم می‌تونم بهش اعتماد کنم. رفتم پیشش و درخواست صحبت کردم. من رو برد تو یه اتاق و نشستیم سر میز. گفت بگو پسرم چی شده؟ هر بار که دهنم رو باز میکردم صحبت کنم بغضم می‌گرفت و نمی‌تونستم. گفت کار من اینجا اینه که به تو کمک کنم و راحت حرف بزن. تو اون لحظه یه دفع بغضم ترکید و شروع به گریه کردم. دیگه نمی‌تونستم خودم رو نگه دارم و تو اون لحظه احساس کردم دیگه نیازی نیست خودم رو قوی نشون بدم. بعد از یه دقیقه گریه به خودم مسلط شدم و شروع کردم به تعریف زندگیم و شرایط توی فرقه مجاهدین و سختی‌هایی که کشیده بودم. تو کل ۲۰ دقیقه‌ای که من صحبت میکردم اون هیچ چی نگفت. وقتی تموم‌ شدم گفت یه دقیقه واستا. گوشیش رو در آورد و زنگ زد به مدیر کمپ. گفت پیش یکی از پناهنده‌ها هستم که داستانش فرق می‌کنه و اتاق تکی نیاز داره. بعد در جا من رو برد پیش دکتر کمپ. داستان من رو خلاصه به دکتر گفت و دکتره درجا برگشت بهم گفت که من مجاهدین رو میشناسم و می‌دونم چی کشیدی. گفت میتونم برات دارو تجویز کنم ولی فکر میکنم همین که اتاق تکی داشته باشی بهت کمک میشه که کمی آرامش‌ پیدا کنی. از اون به بعد و تا زمان شروع کرونا، من یه اتاق تکی داشتم. آرامش توی اتاق کمی بهم احساس راحتی دست داد. دیگه احساس خفگی نمی‌کردم. دقیقا همون دوران بود که با همسر فعلیم آشنا شده بودم و اون بهم یوگا و مدیتیشن یاد داد. روزی دو بار توی اتاقم می‌شستم و ۲۰ دقیقه مدیتیشن میکردم. رفتم توی باشگاه شهر ثبت نام کردم و کلا روحیه‌م عوض شد. یه طوری از درون انگار خودم یا همون اصالتم رو پیدا کردم. روزها تو‌ اتاقم می‌شستم و به گذشته‌م فکر میکردم و اینکه از چه سختی‌هایی عبور کردم. یه روز توی همین فکرها بودم‌ که یهو به ذهنم زد منی که از این همه سختی و بلا عبور کردم پس از هر چی هم بعدش بیاد می‌تونم عبور کنم. تصمیم گرفتم دیگه غصه آینده رو نخورم. و تا به امروز هم همینطور بوده. یک لحظه هم غصه اینکه قراره چی بشه و من چی میشم و آیا از پسش بر میام رو نخوردم. اطمینان دارم که بر میام. یه جوری شکست ناپذیر شدم تو زندگی. دیگه از چیزی نمی‌ترسم. زندگی زیباست✨🌷

Ray Torabi

26,451 görüntüleme • 1 yıl önce

#اسلام_اتمی! این شخص نه بلوف میزنه و نه توهم زده، فقط به چیزی باور داره که در ذهنش حقیقت مطلق شده، دقیقا مثل همون یارو هندوی هندی که چندی پیش باور کرده بود میتونه از صخره ها بدون تجهیزات بپره و پرواز بکنه، بلافاصله با قدم اول هم سقوط کرد و جنازه اشو اون پایین با کاردک جمع کردند، این شکل جهادگر همون تفکر هست که اتفاقا کشته شدن و از بین رفتن این پیزوری ، نوع دیگه ای از پیروزی هست! اگر با دقت به رفتار و کلامش توجه کنیم، خیلی آشنا میزنه که طی حدود این ربع قرن گذشته یعنی از سال ۲۰۰۱بسیار دیدیم، شکلی دیگه از داعش در عراق و سوریه و طالب در افغانستانه، شکل دیگری از جبهه النصره و سایر گروه های افراطی و جهادی در دنیا که معتقده باید جهان از کفار پاک بشه و سپس سراغ خلوص در اسلام محمدی بروند، یعنی بر حق بودن خودشونو بر خودشون به اثبات برسونند و بین شیعه و سنی، بین ۶ امامی و هشت امامی و در نهایت بین رهروان انواع مجتهدین اونقدر بجنگند تا نهایتا احتمالا چهار پنج نفرشون بر روی زمین باقی بمونند«در اینجا شاخه ی شیعه ی عثنی عشری، بر دوش خود تکلیف میبینه که پرچم رو برسونه به دست مهدی با لقب صاحب الزمان به هر قیمت و هزینه ای» توجه داشته باشید که آزادی مکه گزینه ی جدید هست پس از سقوط امریکا و نماز در کاخ سفید و حراج باکینگهام! تفکری که روزی به بهانه ی آزادی کربلا و سپس قدس آغاز شد و امروز هم بفکر فتح مکه است! نمیخوام از ایدئولوژی و مکاتب مختلف تکرار مکررات کنم و مستقیم به سراغ هدف در این نوشتار میرم: حالا تصور کنید به این تفکر #بمب_هسته_ای هم داده بشه، یعنی یه مشت دیوانه ی بی رحم که خودشونو مامور الله میدونن و بخاطر عجله ای هم که در پاکسازی دنیا دارند، منتظر ظهور مهدی هم نمیمونند و طبیعتا اون رو #هم تعطیل و اومدنشو رو کنکل! میکنند و خودشون دست بکار میشن و در عرض یک هفته(نه بیشتر) دنیا رو به خرابه ای بدل میکنن که حداقل تا ۳۰۰ سال هیچ گیاهی بر روی این کره ی خاکی رشد نمیکنه! تفکری آمده از ویرانگری که هیچ سهمی در آبادی هم ندارد و به عنوان مثال: در طی ۵۰ سال گذشته سهم جغرافیای اسلام با جمعیت ۱ میلیاردی و اغلب مصرف کننده از اختراعات در پیشرفت و توسعه ی ابزار و روش های پزشکی و یا در رفاه و تکنولوژی و صنعت ساخت ماشین ها(در اینجا دستگاه مد نظر است) و همچنین احیاء طبیعت و محیط زیست آسیب خورده و یا صنعت هوا و فضا چه میزان بوده؟ به غیر از #مستعان۱۱۰ !!!! 🖊️جلال جنتی #پسرعاقل_نوح

پسر عاقل نوح

13,072 görüntüleme • 1 ay önce