Loading video...

Video Failed to Load

Go Home

گویا رژیم خیلی احساس خطر کرده و داره از همه ظرفیت‌هاش استفاده میکنه. دومرتبه مجتبی شکوری و ژست‌های فرهیختگی‌ش رو از توی صندوقچه درآوردن! باز هم ظاهراً قرار نبوده چیزی بگه، ولی یهو بار امانت روی دوشش سنگینی کرده، گفته بذار یه ویدیو از کربلا ضبط کنم. یه‌سری کتاب...

451,394 views • 1 month ago •via X (Twitter)

0 Comments

No comments available

Comments from the original post will appear here

Related Videos

در روزهای آینده ما به هزاران هدف رژیم تروریستی ضربه خواهیم زد. ما شرایطو برای مردم شجاع ایران فراهم خواهیم کرد تا خود را از زنجیرهای استبداد رها کنن. و به همین دلیل من دوباره خطاب به شما میگم: ای شهروندان ایران این فرصت رو از دست ندهید. این فرصتی‌ست که فقط یه بار در هر نسل پیش میاد. دست روی دست نگذارید چون به زودی لحظه شما فرا خواهد رسید. لحظه‌ای که باید به خیابون‌ها بیایید، با حضور میلیونی‌تون به خیابون‌ها بیایید تا کارو تمام کنید، تا رژیم وحشتی را که زندگی‌تون رو تلخ کرده سرنگون کنید. رنج و فداکاری شما بیهوده نخواهد بود. کمکی که آرزوش رو داشتید، این کمک از راه رسیده است. کمک از راه رسیده است و حالا زمان آن رسیده که برای یک مأموریت تاریخی با هم متحد شوید. ای شهروندان ایران، پارسا، کردها، آذری‌ها، اهوازی‌ها و بلوچ‌ها - اکنون زمان آن است که نیروهایتون رو متحد کنید تا رژیم رو سرنگون دارید و آینده خود را تضمین نمایید.

Benjamin Netanyahu - בנימין נתניהו

3,818,789 views • 6 months ago

عزیزان، تبِ دیده‌شدن تو فضای مجازی، شده بلای جون طبیعت ایران! اول از همه باید بدونیم که میمون اصلاً بومیِ ایران نیست. میمون‌هایی مثل همین «رِزوس» می‌تونن ناقل «ویروس هرپس B» باشن که انتقالش به انسان می‌تونه حتی کشنده باشه. پس نگهداری از همچین حیوونی تو خونه، یعنی یه ریسک بزرگ و اضافه برای خودتون و اطرافیانتون. حالا فاجعه اصلی اونجاست که پای این حیوون به طبیعت ایران باز بشه. این میمون تو ایران یه گونه‌ی مهاجم محسوب می‌شه؛ حیوانات شکارچیِ ما اصلاً روش شکارش رو بلد نیستن. همه‌چیزخواره و برای حیوونا و پرنده‌های کوچیک به‌شدت خطرناکه. خیلی راحت می‌تونه تو طبیعت ایران زاد و ولد کنه و زیاد بشه. به‌راحتی بیماری‌های مختلف رو به انسان منتقل می‌کنه. متاسفانه خیلیا از روی ناآگاهی یا فقط برای جلب‌توجه، بچه‌میمون رزوس رو که از راه قاچاق وارد کشور شده می‌خرن. اما همین‌که حیوون بزرگ می‌شه و دردسراش شروع می‌شه، خیلی راحت ولش می‌کنن تو طبیعت و این چرخه ویرانگر رو شروع می‌‌کنن. خواهش می‌کنم نکنید. با خرید این حیوانات هم به خودمون آسیب می‌زنیم و هم طبیعت رو نابود می‌کنیم.

فلات ایران

70,556 views • 1 month ago

تقریبا یک هفته روش وقت گذاشتم و سعی کردم تا جای ممکن موارد امنیتی رو لحاظ کنم تا مبادا کاربر به اشتباه بخواد کانفیگی بزنه که امنیتش رو به خطر بندازه (مثلا توی همین کلیپ اونجایی که صفحه سیاه میشه در واقع از کاربر اثر انگشت میخواد تا تنظیمات رو ذخیره کنه) طبق انتظار همه چیش خوب کار میکنه ولی به چند دلیل تصمیم گرفتم که منتشرش نکنم😔 - طبیعتا گوگل پلی این اپ رو به خاطر این ویژگی خطرناک قبول نمیکنه، در نتیجه کاربرها اکثرا مجبور میشن مرورگر رو به صورت فایل apk نصب کنن. نصب مرورگر به صورت فایل apk یعنی خداحافظی با آپدیتهای جدید و سلام به apkهای دستکاری شده و جاسوس افزار - وجود این ویژگی توی مرورگر در رو برای سو استفاده‌های بعدی باز میکنه. به هر حال یه عده میتونن با هدف جاسوسی یه جوری کانفیگشون رو توی مرورگر بذارن. مثلا یکی مرورگرش رو جوری کانفیگ میکنه که بتونه همه ترافیک ssl رو بفرسته سمت سرور خودش و اونجا رمزگشایی کنه، بعد گوشیش رو میده دست شما که مثلا باهاش به حساب بانکیتون لاگین کنید. پسورد شما لو میره! - توسعه و بروزرسانی مرورگر کار بسیار پرمسئولیت و خطرناکیه. یه تیم با نظارتهای امنیتی بالا لازم داره. به هر حال خیلی دوست داشتم واقعا میشد اینو منتشر کرد ولی فکر میکنم شرش خیلی بیشتر از خیرش باشه. با همه اینها گفتم حداقل یه کلیپ ازش بذارم شما هم ببینید چطوری کار میکنه. مثلا اینجا ادرس رو با گواهی باز میکنه.

aleskxyz

12,614 views • 3 months ago

با توجه به نزدیکی ماجرای نهایی و تاکید رضاشاه دوم برای آمادکی مردم ایران، مجبور به بازخوانی این موضوع شدم! چرا رضاشاه تاکید داره این‌بار فرق داره؟! در پیام چند روز پیش، نتانیاهو کاملا هوشمندانه همه چیز را لو داد! به همین ۱دقیقه و ۲۵ثانیه! خوب دقت کنید چون نتانیاهو خیلی خیلی دقیق واژگان رو پشت هم چیده: ۱- من و ما و اسرائیل جنگ نمی‌خوایم! شما مردم ایران هم که جنگ نمی‌خواید! جمله آشنا نیست؟! پس کی جنگ می‌خواد؟ بله دیکتاتورهای رژیم! نمیگه دیکتاتور رژیم! جمع می‌بنده! یعنی کل رژیم! این یعنی چی که هم رضاشاه دوم و هم اسرائیل و هم ترامپ تاکید دارند؟! این یعنی مردم ایران نباید قربانی این جنگ رژیم اسلامی شوند و نمی‌شوند! یعنی اگر رژیم تسلیم نشه و حکومت رو واگذار به مردم نکنه، تک تک مهره‌های رژیم را خواهند زد و نه مردم. ۲- نتانیاهو میگه: اما خبر خوبی هست! رژیم هر روز ضعیف‌تر و اسرائیل هر روز قوی‌تر میشه! خوب دقت کنید! داره با مردم ایران صحبت می‌کنه! چرا قوی شدن اسرائیل باید خبر خوبی برای مردم ایران باشه؟!!! بله! یعنی ما پشت شما هستیم و رژیم را ضعیفتر می‌کنیم. خب ضعیف‌تر می‌کنیم که چی بشه؟! حالا می‌ره سراغ اصل مطلب!!!! ۳- میگه رژیم از شما مردم بیشتر از اسرائیل می‌ترسه! میگه برای همین شمارو در بالاترین حد ممکن سرکوب کرده! میگه امیدتون رو از دست ندهید! و اینجا یک نکته امنیتی شاهکار میگه: «من زمزمه‌ها رو می‌شنوم! زن زندگی آزادی!» زن زندگی آزادی چی بود؟! بله خیزش مردم! به عبارتی نتانیاهو داره میگه که ما قوی‌تر هستیم و با شما! امیدتون رو از دست ندهید و زمزمه‌هایی که می‌کنید (نتانیاهو بزن بقیه‌اش با ما!) شما هم مثل زن زندگی آزادی بریزید بیرون! ۴- و اما اینجا یک تاکید موکد داره برای مردم ایران! میگه امیدتون رو از دست ندهید، چون اینبار نه تنها اسرائیل که کل دنیا پشت شما خواهند بود تا رژیم رو نابود کنید. ۵- پس از نکات بسیار مهم بالا، آینده ایران رو برای مردم ایران درصورت انقلاب مجدد، تصویر می‌کنه که ایرانی با کمک ما و کل جهان می‌سازیم سراسر رفاه و اعتبار و افتخار. پس مردم ایران؟! درنگ نکنید! زمان که رسید، زن زندگی آزادی! مثل ۳ سال پیش بریزید بیرون. پایان. جیمز سرباز پادشاهی ایران #KingRezaPahlavi

JamesDean

25,455 views • 1 year ago

یه چیزی می‌خوام بگم. احتمالاً روشنفکرها می‌خندند و بقیه فحش می‌دن؛ ولی می‌گم. من فکر می‌کنم ما اگر یه روزی قراره هرگونه «گذار» به دموکراسی داشته باشیم، اگه یه روزی قراره به آشتی ملی فکر کنیم، اگر یه روز قراره یک ائتلاف، هم‌گرایی‌، هم‌افزایی، شکل بگیره، به کسی مثل داریوش اقبالی نیاز داریم. نه لزوماً به‌عنوان یک چهره سیاسی. اتفاقاً شاید مهم‌ترین ویژگی‌ش اینه که هیچ‌وقت یک چهره سیاسی به معنای متعارفش نبوده و در عین حالز هیچ‌وقت فقط خواننده هم نبوده؛ و احساس تعهد اجتماعی خودش به مردم ایران رو ثابت کرده. کسی که در هر دو حکومت، صدای مستقل خودش رو داشته و بابتش در هر دو حکومت هزینه داده. در عین این‌که موضع سیاسی خودش رو داشته و داره، تا جایی که من دیده‌ام، کمتر وارد بازی نفی دیگران شده. با اندکی ضریب خطا، زیر پرچم هیچ دسته و گروهی نرفته. در ترانه‌هاش ظلم، تمامیت‌خواهی و تحجر رو هدف قرار داده، از هر جنس و لباس. و به نظرم این دقیقاً همون چیزی‌یه که برای آشتی ملی بهش نیاز داریم. آشتی ملی فقط کنار هم نشستن چند گروه و چهره سیاسی نیست. به آدم‌هایی نیاز داره که اعتبارشون رو بیرون از قبیله‌های سیاسی ساخته‌اند؛ آدم‌هایی که هنوز می‌تونن با چند ایرانِ متفاوت حرف بزنن، بدون این‌که برای شنیده شدن، اول از مخاطب بخوان هویت و گذشته خودش رو انکار کنه. بدون طلبِ اعلامِ وفاداری. داریوش، غایبِ همیشه‌حاضرِ فضای سیاسی و اجتماعی ایرانه. کمتر کسی رو سراغ دارم که به اندازه داریوش تلنگر زده باشه که ما اگر به دنبال تغییریم، باید از خودمون شروع کنیم. در کارهاش، دیکتاتور درونمون رو هنرمندانه و صریح به رومون آورده. نقدش ارزشمنده؛ چون خودش، نقد رو از نقد خودش شروع کرده. در مورد گذشته‌اش شفاف، و شاید سخت‌گیرترین منتقدِ خودش بوده. دیگران رو نقد کرده، اما شهامت پذیرش اشتباهات خودش رو هم داشته. و مهم‌تر از همه، رنج شخصی خودش رو فقط روایت نکرده؛ سعی کرده اون رنج رو با محبوبیت عمومی‌ش پیوند بده و از توش به دنبال کاهش درد بقیه باشه. . اینجاست که ماجرای اعتیادش برای من فقط یک داستان شخصی یا قصه «سقوط و بازگشت» نیست. سال‌ها پیش، معاون وزیر بهداشت می‌گفت ابعاد و عمق کمکی که داریوش به ترک و مبارزه با اعتیاد کرده، خیلی از نهادهای مسئول جمهوری اسلامی نکرده‌اند. محبوبیت داریوش، البته، محصول چیزی که خودش بهش «تولد دوباره» می‌گه، نیست. در روزهای اوج اعتیادش هم، در طبقات مختلف اجتماعی، نه فقط محبوب که برای خیلی‌ها اسطوره بود. مبارزه‌اش با اعتیاد احترامش رو بیشتر کرد و بهش کاریزمای تازه‌ای داد، اما مهم‌تر از اون، چیزی رو که سال‌ها در ترانه‌هاش گفته بود، در زندگی خودش به محک گذاشت: این‌که تغییر، قبل از هر جا، باید از خود آدم شروع بشه. داریوش در این سال‌ها، بی‌ادعا و در حد بضاعت خودش، نهادسازی کرد. شبکه‌سازی کرد. باورش به کار جمعی رو در عمل ثابت کرد. اشتباهاتش رو به رسمیت شناخت، روی باورهاش ایستاد و در همه سال‌هایی که در اوج بوده، کماکان رشد کرده. این ترانه جدید هم برای من مثال و نشونه روشنی از جایگاه داریوشه و پنجره‌ای که از اون، به ایران نگاه می‌کنه. و شاید یکی از رازهای موندن، و اسطوره شدن، همین باشه: قدرت انتخاب همراهان درست در هر پیچ مسیر. همراه داریوش در این ترانه، فرزاد فتاحی عزیزه. ولی ورای این ترانه، چیزی که برای من مهم‌تره همون حرف اوله. اگر یه روز واقعاً قرار باشه از حذف همدیگه عبور کنیم، اگر قرار باشه آدم‌هایی با گذشته‌ها، باورها و روایت‌های متفاوت دوباره بتونن کنار هم بایستن، فقط به سیاستمدار احتیاج نداریم. به سرمایه اجتماعی آدم‌هایی هم احتیاج داریم که سال‌هاست، بی‌اون‌که از ما بخوان شبیه‌شون فکر کنیم، دارن یادمون می‌ندازن که تغییر از خودمون شروع می‌شه. برای من، داریوش یکی از اون آدم‌هاست.

Panah Farhadbahman 🎒

23,272 views • 17 days ago

متفکر اعظم و با سوادترین رییس جمهور دنیا در جواب یک دانشجو که پیشنهاد داد از هوش مصنوعی استفاده کنند در کلماتی گهربار و علمی فرمود : هوش مصنوعی اگه درست بود تا الان مارو خورده بود ! هوش مصنوعی مسته ! همه این سوتی ها به کنار اون چیزی که به من تیر آخر رو زد این بود که رییس جمهور مملکت فکر می‌کرد چون اسراییل با هوش مصنوعی به ایران حمله کرده پس استفاده ازش برای ما خطرناکه و ممکنه بیاد مارو بخوره !!!! خیلی قشنگ یه جوک قدیمی رو به صورت تصویری بازسازی کرد به یارو میگن خبر داری میخواد موبایل بیاد تو روستا ؟ طرف که هیچ‌ درکی از موبایل نداشت با خودش فکر کرد لابد چیز خطرناکیه و گفت به درک بابا بذار بیاد همه مون رو بخوره از این زندگی راحت بشیم :) حتی تصورشم نمی‌کردم این جوک در مورد یه آدم بی بیسواد و اندکی خنگ هم به واقعیت بپیونده چه برسه به اینکه رییس جمهور مملکت ایران نقش اولش باشه ! شاید شما به این متن خندیده باشین و به نظرتون متن طنز آلودی باشه ولی من این توییت رو از سر درد و اندوه زیاد نوشتم وقتی که خیلی غمگین و ناامید میشم قلمم ناخودآگاه طنز آلود میشه نمی‌دونم شاید برای این باشه که اندکی از درد و ناراحتیم رو کاهش بده حقیقتا درد داره مملکتی که دانشمندان و نخبگانی مثل چمران با تخصصش تو پلاسما فیزیک و شهریاری با محاسبات فیزیکش و تهرانی مقدم با نبوغش توی موشکی و.... فداش شدن همچین آدمی با چنین درک کاریکاتوری و از مقولات مهم علمی رییس جمهوری شده باشه بیشتر به نظر میرسه یه دلقک رو رییس جمهور کردیم که به جای حل مشکلات مارو به اونا بخندونه که مشکلات رو یادمون بره ! تبریک میگم با لجاجت مملکت رو به جایی رسوندین که بزرگترین دستاورد رییس جمهورش سوتی های غیر قابل باور هفتگیشه از متر ۱۰۰ گرفته تا نسل ضد و هوش مصنوعی مستی که میاد مارو میخوره.... دریغ بود این ایرانی که از سر لجاجت ویرانش کردین دریییییییغ

شوفر اسنپ ِ سیاست زده

15,397 views • 8 months ago

الان تمام ارکان حکومت #موشعلی_خامنەای دارن دنبال جاسوس های موساد میگردن. چند تا نکته برای اینکه بهشون تقلب برسونیم که زودتر پیدا کنن سرکرده شبکه جاسوسی برای اسراییل رو! ۱- جاسوس اصلی باید خیلی به خامنه ای نزدیک بوده باشه! قالیباف خواهرزاده زن خامنه ای هست و از بچگی کنار موشعلی بوده و با فرمان ولی فقیه فرمانده نیروی انتظامی، رییس مجلس و شهردار تهران شده! پس اولی رو داره ۲- باید از اسرار رژیم و مکان های فوق محرمانه سران سپاه اطلاع می داشته، که توی همین مصاحبه برای اولین بار احمقانه گفت که تک تک اون سرداران ملاقه ای سپاه که کشته شدن، در چه موقعیتی بودن و قالیباف از معدود کسانی بوده که این رو میدونسته! این رو هم قالیباف داره ۳- خود سر شبکه جاسوسی موساد نباید کوچکترین آسیبی دیده باشه از حملات و حتی نباید نگران حمله بعدی باشه و برای همین با خیال راحت مصاحبه کنه! که این مورد رو هم قالیباف داره ۴- کسی که به رهبر رژیمش خیانت کرده باید موجود پول دوست، لاگجری باز و سیسمونی گیت دار و سابقه دار در دزدی های کلان از مردم بوده باشه که قابل خریداری از طرف اسراییل بشه که قالیباف همه اینها رو یه جا داره! وجدانا سرجاسوس موساد همین نیست؟ توی کامنت ها بنویسید برام اگر موافقید و موارد دیگه هم به ذهن تون میرسه 🦅😏🇮🇱🇺🇸

Amir Fakhravar

54,750 views • 1 year ago

این چند خط دلنوشته بنده رو بخونید ممنون میشم: این بچه‌ها سیاسی نبودند، کارشون هم سیاست نبود، تا به خودشون اومدن کارتل‌های ضد ایرانی حقوق بشری محاصره‌شون کرده بود. اتفاقا وظیفه شما پادشاهی‌خواها بدین جهت سنگینه که هم باید جور رادیکالیسم پیروزشونده رو بکشید و هم این بچه‌ها رو از چنگ دشمنان ایران در بیارید. جای این بچه‌ها هیچ کجا به اندازه پیش شما امن نیست. خودتون هم می‌دونید که آخرین شانس یافتن پناه امن برای همه اون بچه‌ها و حتی ماها شما پادشاهی‌خواها هستید. کمترینش اینه برای بنده: «من تنها در صورتی میتونم به ایرانم برگردم که شما پیروز بشید، جز این باشه هرگز رنگ وطن رو نخواهم دید». امیدوارم غم‌انگیزی جمله آخرم رو درک کنید. این چند ثانیه رو هم صبوری کنید و ببینید. رادیکال‌تر از قبل از حق سیاسیتون دفاع کنید، و بدونید بنده بابت همراهی این رادیکالیسم از همه جا حذف شدم اما احساس غرور هم میهنی با شما رو به دست آوردم. #پاينده_ایران #جاوید_شاه

Mehdi Hajati

127,966 views • 1 year ago

علی کریمی دید اوضاع پسه در رفت از جامعه سطول افسار طلب 🤣🤣 ببینیم بعدی کیه 🤪 دیروز منوچهر بختیاری بود که از زندان پیام داد و همسرش، امروز هم علی کریمی ظاهرا علی کریمی هم راهش رو از رضا پهلوی جدا کرده... سامانه سلطنت که از روز اول هم هیچ محتوایی نداشت با درگیری علی کریمی با رضا پهلوی و شاهین نجفی وارد فاز جدیدی شده کریمی هشتگ سرباز ایران رو جلوی سرباز شاه شاهین نجفی علم کرده، امید دانا که همه میدونن مزدور رژیم و سلطنت‌طلب فعلیه به نجفی می‌تازه و علی کریمی هم اونو پشتیبانی میکنه --علی کریمی هم به بی خردی بچه شاه پی برده ولی یه عده همچنان دارن بر حماقت خود پافشاری میکنن علی کریمی با سه استوری جدید مسیری که شروع کرده بود رو ادامه داده، از نعمت خواندن جنگ برای رژیم، شاهین‌سوزاکی خطاب کردن شاهین نجفی و انتقاد از کنسرتش، تا هشتگ سرباز ایران در مقابل هشتگ سرباز شاه. کریمی در یکی از استوری‌هاش، غیرمستقیم رضا پهلوی رو به خاطر اطرافیانش گودن خطاب کرد! #نه_شاه_نه_شیخ #نه_به‌_اعدام #قيام_تا_سرنگونى

S-Sepehri

52,801 views • 3 months ago

‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ مجری: مثلاً ۴۰۱ و ۴۰۴ رو نگاه می‌کنید، ۴۰۱ حتماً مدنی‌تر و انجمنی‌تره به نسبت ۴۰۴. نیست این‌طوری؟ سعید مدنی: نه. نه، به نظر من، اولاً که این پیوند و مسیر تحولات اجتماعی، درسته که افت‌وخیز داره، درسته که سینوسیه، اما یک سوگیری عمده‌ای هم داره. چرا باید ۴۰۴ رو، یعنی اعتراضات دی‌ماه رو می‌گی؟ اعتراضات دی‌ماه رو مثلاً در مقایسه با اعتراضات مهسا، چرا باید تفکیکش کرد؟ در وهله اول، وقتی از اعتراضات دی‌ماه صحبت می‌کنیم، باید ششم تا ۱۷ دی‌ماه رو از ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه متمایز کنیم. اگه اعتراضاتِ به‌اصطلاح ۴۰۱، یعنی «زن، زندگی، آزادی» و جنبش «زن، زندگی، آزادی» رو به جان‌باختن مهسا تقلیل بدیم، همون‌قدر هم می‌تونیم اعتراضات دی‌ماه رو به فراخوان ۱۸ و ۱۹ دی تقلیل بدیم. در حالی که اعتراضات مهسا، جنبش مهسا، حاصل یک منازعه و یک ناجنبش زنان در ایران بود که اونجا خودش رو به نحو احسن نشون داد. تونست ۱۰۰ روز توی خیابون مقاومت کنه. تاکتیک‌هاش تا حد زیادی از تاکتیک جنبش‌های قبلی، اعم از جنبش ۹۶ و جنبش سبز تبعیت می‌کرد. شعارهاش بر مبنای نوعی خردگرایی و تجربه تاریخی سوار شده بود و بنابراین تونست این مسیر رو ۱۰۰ روز هم ادامه بده. توی دی‌ماه هم، از ۶ تا ۱۷ دی، شما همون خصلت‌ها و همون تاکتیک‌ها رو می‌بینید. جمعیت میاد توی خیابون. حالا این دفعه مثلاً از جمهوری شروع میشه، پاساژ علاءالدین و اون منطقه، که ترکیبی از طبقه متوسط و دست‌فروش‌هاست، و بعد آرام‌آرام گسترش پیدا می‌کنه. خود اینکه چجوری این‌ها توی اون فضای جنگی و امنیتی یک‌دفعه جمع میشن و بعد بلافاصله به‌صورت وسیع در سطح ملی گسترش پیدا می‌کنه، قابل توجهه. حتی خیلی بیشتر از مهسا، تقریباً دو برابر مهسا. این اتفاق تا ۱۷ دی چجوری میفته؟ این رو باید مرتبط بدونیم با پتانسیل‌هایی که جنبش‌های قبلی ایجاد کردن، شبکه‌های اجتماعی‌ای که از اون موقع شکل گرفته، نقش نیروها و گروه‌های غیررسمی‌ای که از اون زمان وجود داشتن و حتی ذهنیتی که از اون تجربه باقی مونده بود؛ اینکه میشه آمد، اعتراض کرد و توی خیابون حضور پیدا کرد. همه این‌ها ظرفیتی ایجاد کرده بود که توی ۶ تا ۱۷ دی تقریباً همون مسیر طی بشه. اما توی ۱۸ و ۱۹ دی یه اتفاقی میفته؛ یه فراخوان داده میشه. این فراخوان مبتنی بر فهم واقعی از وضعیت ایران نیست، فهم واقعی از جنبش‌های اجتماعی ایران نیست، فهم واقعی از ساختار حاکمیتی ایران نیست و مبتنی بر خرد جمعی داخل هم نیست. بر اساس یک تحلیل غلط و به‌صورت غیرمسئولانه فراخوان داده میشه. اون فراخوان همراه خودش فرهنگ خودش رو هم میاره. یعنی تاکتیک‌هایی رو ترویج می‌کنه که در امتداد تاکتیک‌های قبلی نیست؛ مثل اینکه حمله کنید به مراکز نظامی، مساجد رو آتش بزنید یا چیزهایی از این قبیل. حتی من نمی‌خوام بگم سطحی که این تاکتیک‌ها تونستن عملی بشن خیلی گسترده بود. اتفاقاً خیلی محدود بود و اصلاً قابل توجه نیست. اما چیزی که تونست ایجاد کنه، یک گسست در ۱۸ و ۱۹ دی با قبل از اون بود. چون به نظر من، اگر با همون منطق ۶ تا ۱۷ دی اون اعتراضات ادامه پیدا می‌کرد، حتی می‌تونست روی جنگ تأثیر بذاره، روی تحولات آینده ایران تأثیر بذاره و حتی روی تصمیمات موجود اثرگذار باشه. ولی انگار از طریق اون فراخوان، یک پاس گل به اقتدارگرایی ایران داده شد و این گسست در نهایت مشکلاتی ایجاد کرد.

آرش یوسفی -ARASH

69,686 views • 11 days ago

ماه اوت سال ۲۰۱۹ با یه پاسپورت جعلی قاچاقی از جزیره میکونوس یونان به پاریس پرواز کردم و یه دوستی با ماشین من رو رسوند به شهر کلن آلمان. دو ماه و نیم تو یه کمپ موقت تو شهر اِسن بودم که یه ماه اولش با یه پسر ایرانی به اسم دانیل تو یه اتاق بودیم. خیلی پسر مشتی و باحالی بود و اصلا مشکلی نداشتیم. آرایشگر بود و موهای بچه ها رو کوتاه میکرد. تنها مشکل من این بود که دانیل شب‌ها خیلی خر و پف میکرد و من نمی‌توانستم بخوابم. بعضی شبها از صدای بلندش عصبی می‌شدم و می‌رفتم تو راهرو می‌شستم. بالاخره نگهبان‌های کمپ دلشون برام سوخت و مدیریت بهم یه اتاق جدا داد. بعد از مصاحبه‌م از اونجا به یه کمپ دیگه تو شهر راینه منتقل شدم. شاید بگم یکی از سخت ترین دوران زندگیم رو تو اون کمپ گذروندم. با سه تا پسر ایرانی هم اتاق بودم. دو تا آرش و اسماعیل. واقعا بچه های خوبی بودن ولی سبک زندگی من به اونها نمی‌خورد. اونها تقریبا هر شب تا دیر وقت عیش و نوش داشتن و من زود می‌خوابیدم و صبح‌ها ساعت ۶ بیدار میشدم و تو‌ کمپ می‌دویدم و ورزش میکردم. از طرفی هم شرایط زندگی تو کمپ خیلی مشابه زندگی تو کمپ اشرف بود. منظورم بخش زندگی جمعیش بود. اتاق خواب جمعی، سالن غذاخوری جمعی، حموم و توالت جمعی. این خیلی من رو آزار می‌داد. طوری که تو دسامبر ۲۰۱۹ دوچار افسردگی شدید شدم. تو عمرم، حتی با گذشت از اون همه بلا تو مجاهدین هیچ وقت افسرده نشده بودم. اما توی اون کمپ از درون احساس خفگی شدید می‌کردم. به خودم می‌گفتم من که از چنگ اون فرقه آزاد شدم و چی شد دوباره افتادم توی این وضعیت. هفته‌ای سه شب کابوس می‌دیدم که دوباره برگشتم تو مجاهدین و از شدت ترس بیدار میشدم. بعضی وقتها قلبم اینقدر تند می‌تپید احساس می‌کردم ممکنه الان سکته کنم. توی کمپ خیلی ساکت بودم و تلاش می‌کردم فقط با افراد سلام و علیک داشته باشم. هر روز کامپیوترم‌ رو بر‌ می‌داشتم و می‌شستم تو اتاق اینترنت و یا زبون آلمانی می‌خوندم و یا خرد خرد کتاب سرگذشت زندگیم رو می‌نوشتم. در ظاهر تلاش می‌کردم خودم رو محکم و سرحال نشون بدم ولی در درون داشتم خفه میشدم. انگار یکی گلوم رو از تو‌ گرفته بود و فشار می‌داد. چند شب زیر پتو از حال خودم گریه‌م گرفت و فقط تلاش می‌کردم گریه‌م رو غورت بدم تا هم اتاقی‌هام متوجه نشن. یه روز دیگه تاب نیاوردم و رفتم پیش یکی از کارکنان کمپ. یه مرد افغانی بود که سال‌های سال توی آلمان زندگی می‌کرد و با همسرش توی کمپ کار می‌کردن. بچه‌های ایرانی کمپ باهاش خیلی خوب بودن و برای احترام زیادی قائل بودن. من باهاش هیچ وقت صحبت نداشتم ولی از انرژیش احساس میکردم می‌تونم بهش اعتماد کنم. رفتم پیشش و درخواست صحبت کردم. من رو برد تو یه اتاق و نشستیم سر میز. گفت بگو پسرم چی شده؟ هر بار که دهنم رو باز میکردم صحبت کنم بغضم می‌گرفت و نمی‌تونستم. گفت کار من اینجا اینه که به تو کمک کنم و راحت حرف بزن. تو اون لحظه یه دفع بغضم ترکید و شروع به گریه کردم. دیگه نمی‌تونستم خودم رو نگه دارم و تو اون لحظه احساس کردم دیگه نیازی نیست خودم رو قوی نشون بدم. بعد از یه دقیقه گریه به خودم مسلط شدم و شروع کردم به تعریف زندگیم و شرایط توی فرقه مجاهدین و سختی‌هایی که کشیده بودم. تو کل ۲۰ دقیقه‌ای که من صحبت میکردم اون هیچ چی نگفت. وقتی تموم‌ شدم گفت یه دقیقه واستا. گوشیش رو در آورد و زنگ زد به مدیر کمپ. گفت پیش یکی از پناهنده‌ها هستم که داستانش فرق می‌کنه و اتاق تکی نیاز داره. بعد در جا من رو برد پیش دکتر کمپ. داستان من رو خلاصه به دکتر گفت و دکتره درجا برگشت بهم گفت که من مجاهدین رو میشناسم و می‌دونم چی کشیدی. گفت میتونم برات دارو تجویز کنم ولی فکر میکنم همین که اتاق تکی داشته باشی بهت کمک میشه که کمی آرامش‌ پیدا کنی. از اون به بعد و تا زمان شروع کرونا، من یه اتاق تکی داشتم. آرامش توی اتاق کمی بهم احساس راحتی دست داد. دیگه احساس خفگی نمی‌کردم. دقیقا همون دوران بود که با همسر فعلیم آشنا شده بودم و اون بهم یوگا و مدیتیشن یاد داد. روزی دو بار توی اتاقم می‌شستم و ۲۰ دقیقه مدیتیشن میکردم. رفتم توی باشگاه شهر ثبت نام کردم و کلا روحیه‌م عوض شد. یه طوری از درون انگار خودم یا همون اصالتم رو پیدا کردم. روزها تو‌ اتاقم می‌شستم و به گذشته‌م فکر میکردم و اینکه از چه سختی‌هایی عبور کردم. یه روز توی همین فکرها بودم‌ که یهو به ذهنم زد منی که از این همه سختی و بلا عبور کردم پس از هر چی هم بعدش بیاد می‌تونم عبور کنم. تصمیم گرفتم دیگه غصه آینده رو نخورم. و تا به امروز هم همینطور بوده. یک لحظه هم غصه اینکه قراره چی بشه و من چی میشم و آیا از پسش بر میام رو نخوردم. اطمینان دارم که بر میام. یه جوری شکست ناپذیر شدم تو زندگی. دیگه از چیزی نمی‌ترسم. زندگی زیباست✨🌷

Ray Torabi

26,451 views • 1 year ago

خلبانی که قرار بود هاشمی رفسنجانی رو به صدام تحویل بده. ۲۱ مرداد ۱۳۶۵، یه اتفاق عجیب توی اوج ج.نگ ایران و عراق افتاد. علی‌اکبر محمدی، خلبان شرکت آسمان، یه فروند فالکن ۲۰ رو برداشت و مستقیم از ایران پرید رفت بغداد. عکس‌هایی هم که ازش تو عراق مونده، مربوط به همون روزهاست؛ سال‌ها بعد گفته شد که ماجرا فقط یه فرار ساده نبوده. طبق بعضی روایت‌ها، محمدی قرار بوده اکبر هاشمی رفسنجانی رو هم با خودش ببره عراق و تحویل صدام بده. البته درباره صحت این داستان هنوز اختلاف نظر زیاده و همه جزئیاتش روشن نیست. محمدی خلبان پروازهای هاشمی بود و ظاهراً عراقی‌ها حساب ویژه‌ای روی اون باز کرده بودند. اما شانس با هاشمی یار بود؛ اون روز اصلاً سوار اون هواپیما نشد. محمدی هم که انگار حس کرده بود نقشه‌اش لو رفته، بدون معطلی خودش تنها فرار کرد و راهی بغداد شد. جالب‌تر اینکه چند ماه بعد، محمدی در آلمان به قتل رسید. هنوز هم دقیق معلوم نیست چه کسانی پشت این ت.رور بودند؛ عوامل جمهوری اسلامی یا بعثی‌ها. می‌گن صدام برای این ماجرا حدود دو میلیارد تومان به محمدی پول داده بود. برای اینکه بزرگی این رقم دستت بیاد، بد نیست بدونی اون موقع قیمت متوسط هر متر خونه توی تهران حدود ۵۰ هزار تومان بود!

راوی

50,720 views • 17 days ago

بخش هایی از مصاحبه ی صدیقه وسمقی: ‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ مجری: الان آقای پهلوی به عنوان چهره آلترناتیو در خارج از ایران مطرح شده و در داخل ایران هم پایگاه اجتماعی داره؛ حالا کم یا زیاد اندازه‌اش، درصدش رو نمی‌دونیم، ولی به هر حال صحبت‌های خود ایشونم اینه که منو در خیابان‌های ایران صدا کردن و خب به هر حال شعارهایی هم بود که در حمایت از ایشون بود. این چقدر این هم‌بستگی می‌تونه در بین داخل و آقای پهلوی اصلاً اتفاق بیفته؟ وسمقی: ببینید مشکلی که وجود داره این هست که جریان طرفدار آقای پهلوی، جریان پادشاهی‌خواهه‌. ببینید نظام پادشاهی، ما ازش سال ۵۷ عبور کردیم. نهاد پادشاهی و نهاد روحانیت، دو نهاد سنتی هستند که همیشه در طول قرن‌ها و هزاره‌ها با همدیگه رقابت داشتن. دو تا قدرت بودن که همیشه با همدیگه رقابت کردن، گاهی با هم سازش کردن، قدرتو تقسیم کردن، گاهی یکی قدرتو به دست آورده. خب ما به نظرم دیگه الان بعد از جمهوری اسلامی باید از این دو نهاد سنتی که هر دو هم در واقع نهادهای استبدادی هستن، باید بتونیم عبور بکنیم.ما سال ۵۷ از نهاد سلطنت عبور کردیم، گذاشتیمش کنار؛ هرچند از استبداد عبور نکردیم. خب نهاد روحانیت که در کمین بود و رقیب نهاد پادشاهی بود، قدرتو به دست گرفت و مردم ایران در اون زمان هنوز اون توانمندی رو برای اینکه نهاد روحانیت رو هم مثل نهاد سلطنت کنار بذارن و پس بزنن، نداشتن. این توانمندی به تدریج به وجود اومده و الان مردم می‌خوان که این نهاد سنتی استبدادی رو هم کنار بذارن. حالا طرفداران آقای پهلوی پادشاهی‌خواهند. نهاد پادشاهی یک نهاد سنتیست؛ هیچ‌وقت انتخابی نبوده، هیچ‌وقت دموکراتیک نبوده. یک نهادیست که خب می‌دونین، شما در تاریخ نگاه کنین در ایران و همه نقاط جهان، پادشاهان با زور اومدن. هر سلسله‌ای اومده، سلسله دیگری رو با زور کنار گذاشته و خودش نشسته و هیچ‌وقت مردم دخالتی نداشتن که مثلاً بیان و پادشاهان رو انتخاب بکنن. من تعجب می‌کنم که بعد از این تجربه‌های فراوان و رنج‌های فراوان، خون‌های زیادی که ما دادیم، ما می‌خوایم دوباره به جای پیدا کردن یک راه سوم و بنیان گذاشتن یک نهاد سوم، باز بیاییم برگردیم به نهاد پادشاهی که یک نهاد به هر حال کهنه و قدیمیست و ذاتشم استبداد داره. چرا؟ چون متمرکز بر فرده. ما مردم در دوره‌ای الان داریم زندگی می‌کنیم که خواهان حقوق بشریم، خواهان به رسمیت شناختن حقوق فردی هستیم، برای خودمون حق انتخاب قائلیم. چرا باید با اعطای یک قدرت مادام‌العمر به یک فرد، به یک خانواده و به یک خاندان، حق انتخاب رو برای همیشه از خودمون و از آیندگانمون سلب بکنیم؟ اگه نسل بعدی اومدن و گفتن که چرا شما این کارو کردید؟ ما نمی‌خوایم مثلاً این حکومت رو، حکومت فردی رو، چه بهش خواهیم گفت؟ اگر که سال ۵۷ مردم نهاد سلطنت رو کنار گذاشتن و از اون چاه افتادن تو چاه بعدی یعنی باز هم نهاد روحانیت، و حالا می‌خوان اونو کنار بذارن، آیا ما نباید از این تجربه‌ها درس بگیریم؟ به نظر من مردم به خاطر اینکه به استیصال رسیدن، مردم به خاطر عملکرد بسیار ناگوار و ناهنجار جمهوری اسلامی، دنبال یک مفری می‌گردن، دنبال یک راه نجات می‌گردن و خب سرمایه‌گذاری زیادی شده روی آقای پهلوی از لحاظ تبلیغاتی و غیره که ایشون به یک آلترناتیو و بدیل تبدیل بشه. حالا خیلی‌ها هم تصورشون اینه که میشه به این ترتیب از جمهوری اسلامی گذر کرد. اما کسانی که نظام پادشاهی رو نظام مناسبی برای آینده ایران نمی‌دونن، نمی‌تونن کنار این جریان بایستن. کسانی که خواهان استقلال ایرانن و نمی‌خوان که یک حکومت به وسیله قدرت‌های خارجی بر مردم ایران تحمیل بشه، نمی‌تونن کنار این جریان بایستن. این جریان متأسفانه این مشکلات رو داره. من می‌دونم ممکنه از این حرفای من هم این افراد ناراحت بشن، اما ما به فکر ایران و نجات ایران هستیم. به نظر من ما همهمون سرمایه‌هامون رو باید صرف ایران بکنیم نه اشخاص. خب اگر اشخاصی به آقای پهلوی علاقه دارن، در آینده وقتی که نظامی برای ایران، به قد و قواره ایران برای دموکراسی و آزادی در ایران به وسیله اندیشمندان و نخبگان این کشور ترسیم شد، تعیین شد، هر کسی بیاد انتخاب بشه توسط مردم برای یک مدت موقتی اداره کشور رو به دست بگیره، ولو آقای پهلوی باشه، دیگران باشن، به انتخاب ملت. خب این اشکالی نداره. ولی اینکه به خاطر علاقه به یک شخص یا به یک خانواده ما بیاییم یک نظام سیاسی برای ایران تعریف بکنیم که ممکنه آیندگان باز هم مخالفت بکنن و ایراد بگیرن و اونا به دردسر بیفتن، من این رو مناسب نمی‌دونم. من همیشه این جمله رو میگم که ما باید ساختار سیاسی آینده ایران رو به قد و قواره این کشور ببریم و بدوزیم، نه به قد و قواره یک شخص و فرد. ۱/۲

آرش یوسفی -ARASH

32,920 views • 6 months ago