Video yükleniyor...

Video Yüklenemedi

Ana Sayfaya Dön

یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُیُوتاً غَیْرَ بُیُوتِکُمْ حَتّى تَسْتَأْنِسُوا وَ تُسَلِّمُوا عَلى أَهْلِها ذالِکُم خَیْرٌ لَکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ اى کسانى که ایمان آورده اید! در خانه هایى غیر از خانه خود وارد نشوید تا اجازه بگیرید و بر اهل آن خانه سلام کنید; این براى شما بهتر...

17,022 görüntüleme • 10 ay önce •via X (Twitter)

0 Yorum

Yorum bulunmuyor

Orijinal gönderinin yorumları burada görünecek

Benzer Videolar

به پدران و مادران ایران، که امروز داغی سنگین‌تر از کوه بر شانه‌هایشان نشسته است، از سوی فرزندان این سرزمین #فرزندان_پرچم‌ ،سر تعظیم فرود می‌آوریم. اندوه شما، اندوه یک خانه نیست؛ اندوه یک ملت است. هیچ واژه‌ای توان توصیف عمق این فقدان را ندارد و هیچ تسلایی نمی‌تواند جای خالی فرزندی را پر کند که امید فردای ایران بود. ما در برابر صبر شما، در برابر اشک‌های خاموش شما، و در برابر استواری‌تان سر به احترام خم می‌کنیم. سال‌ها کوشیدیم راه تغییر را با پرهیز از خشونت، با امید به گفت‌وگو و با ایمان به خرد جمعی بپیماییم؛ زیرا باور داشتیم ایران، خانه مشترک ماست و نباید آسیبی بر پیکر آن یا بر جان ایرانیان وارد شود. آرزوی ما همواره آینده‌ای امن، آزاد و سربلند برای این سرزمین بوده است. امروز در برابر خون جوانان ایران، تعهد می‌دهیم که اجازه ندهیم رنج‌ها تکرار شوند. تعهد می‌دهیم که حافظ حرمت جان انسان باشیم، که از کرامت و آینده این سرزمین پاسداری کنیم، و که نگذاریم یاد و نام آنان که رفتند به فراموشی سپرده شود. داغ شما بر دل ماست، و مسئولیت فردا بر دوش همه ما. باشد که با هم، آینده‌ای بسازیم که در آن هیچ پدر و مادری چنین سوگی را تجربه نکند. Simin 🏴🎗️ #پرچم_شیر_و_خورشید #اپوزیسیون_شیروخورشید

𝗣 𝗔 𝗧 𝗥 𝗜 𝗢 𝗧 🏴🎗

12,084 görüntüleme • 7 ay önce

سخنرانی بسیار مهم ترامپ: خطاب به سپاه پاسداران، نیروهای مسلح و همه نیروهای انتظامی: باید سلاح‌های خود را زمین بگذارید تا از مصونیت کامل برخوردار شوید؛ در غیر این صورت با مرگی قطعی روبه‌رو خواهید شد. سلاح‌هایتان را بر زمین بگذارید. با شما منصفانه رفتار خواهد شد و مصونیت کامل خواهید داشت، یا اینکه با مرگی حتمی مواجه می‌شوید. و … خطاب به مردم بزرگ و پرافتخار ایران می‌گویم: لحظه آزادی شما فرا رسیده است. در امان بمانید. از خانه‌هایتان خارج نشوید. بیرون بسیار خطرناک است. بمب‌ها همه‌جا فرود خواهند آمد. وقتی کار ما تمام شد، دولت خود را در دست بگیرید که متعلق به شما خواهد بود. این احتمالاً تنها فرصت شما در طول نسل‌هاست. سال‌هاست که از آمریکا درخواست کمک کرده‌اید، اما کمکی دریافت نکردید. هیچ رئیس‌جمهوری حاضر نبود کاری را انجام دهد که من امشب آماده انجام آن هستم. اکنون رئیس‌جمهوری دارید که آنچه می‌خواهید به شما می‌دهد. حال ببینیم چگونه پاسخ می‌دهید. آمریکا با قدرتی قاطع و نیرویی ویرانگر از شما حمایت می‌کند. اکنون زمان آن است که سرنوشت خود را در دست بگیرید و آینده‌ای آباد و باشکوه را که در دسترس شماست آزاد کنید. این لحظه اقدام است. اجازه ندهید از دست برود. #ترامپ #حمله

Sima Sabet | سیما ثابت

44,857 görüntüleme • 7 ay önce

پس از «فصل طلوع فاجعه» و شکار مگس‌ها توسط شاهباز، به «فصل جنون» خوش آمدید! شاید بهتر باشد این فصل مهم را با نوشیدنی «شهد گلبرگ ماه» یا «اکسیر سرخس زمزمه‌گر» آغاز بکنیم، چرا که «ما» عاشق پارتی کردن و خوش گذرانی هستیم. در این فصل، شاید شما بخواهید به کلبه‌ای درون جنگل در دور دست‌ها بروید، اما نفر بعدی منم رفیق، باید منتظر بمانی، فقط مطلع باش تو گم نشدی، فقط دنبال یک «خانه» در وسط جنگل میگردی! جنگل خودش تو را راهنمایی میکند تا مسیر را از میان شاخه‌هایی که در تاریکی شب میرقصند و در مِه شناور هستند، پیدا بکنی، و به خانه‌ای برسی که در هیچ نقشه‌ای یافت نمیشود، در این خانه که قفل و قانونی در آن وجود ندارد، زمان خم میشود و منطق، چنگال خود را شٌل میکند… شوکه شدی نه؟! تو انتظار دیوارهایی مدرن، خطوط مستقیم و نظم را داشتی، اما اینجا سقف ذوب میشود، کف نفس میکشد و پوست خر داغ میکنند و مردم، دیروز وجود داشتن خود را فراموش کرده‌اند… بنظرم بیا به تالار رقص برویم، جایی که «جاذبه با نوایی جدید زمزمه میکند» تا جمعیت در حلقه‌هایی که تا انتها از تفکر و تعقل تهی هستند، به دور یکدیگر بچرخند و در رویای “زن، زندگی آزادی” خود در حالیکه «مرد، میهن، آبادی» را نفی میکردند و میکنند، غرق در بلاهت‌شان باشند که انتهایی ندارد….! قوانین، زمان، توهمات و تو… تو همین الان هم به «خانه» رسیده‌ای، به صدای قهقهه مردم درون خانه گوش کن، عجیب و متحول کننده است وقتی میبینی در حالیکه هیچ چیزی برای از دست دادن ندارند، با جنون خود امید را زنده نگه میدارند…. #ما بد بازی کردیم، به «فصل جنون» در خانه جدید خوش آمدید، با «شهد گلبرگ ماه» آغاز میکنید یا «اکسیر سرخس زمزمه‌گر» …؟! مازیار رزمجو - ۱۲ اردیبهشت ۲۵۸۵ #پاینده_ایران

Maziyar Razmjou 🇮🇷

38,380 görüntüleme • 4 ay önce

سرود خراسان ۱- اقتضای عدالت‌خواهی من به عنوان یک فرد عدالت‌خواه و ضد شئونیزم قومی، طرفدار غیر کلامی بودن سرود ملی آینده خراسان/افغانستان هستم. دلیل ساده این استدلال، مدنظرداشت سایر گروه‌های زبانی مانند ازبیک‌ها، ترکمن‌ها، بلوچ‌ها، نورستانی‌ها و… هستند. هرگاه یک فارسی زبان الزامی‌ نسبت به پذیرفتن سرود ملی پشتو نداشته باشد، پس سایرین نیز دلیلی برای پذیرفتن سرود ملی فارسی ندارند. بناان، سرود ملی آینده کشور ما باید غیر کلامی یا موزیکال باشد تا گویندگان هر زبانی شعر میهنی را حین پخش سرود ملی، به زبان خود زمزمه کنند. بناان، من با حذف پسوند ملی از سروده آقای شفق‌ شیه‌پوش آنرا به عنوان “سرود خراسان” پخش کرده و از همراهان خود میخواهم تا از آن لذت برده و باز نشرش کنند. ۲- جهل و جعل تاریخی دلیل حساسیت برانگیز شدن “سرود ملی خراسان” اثر مشترک شفق سیه‌پوش و همراهانش روی شعر دکتور پدرام، جعل و جهل تاریخی است که بارها این قلم به تشریح و تقبیح آن پرداخته است. همین چند روز پیش وقتی پشتون‌های متوطن در چمن پاکستان در برابر طرح حکومت شان دال بر عملی ساختن رژیم ویزه بر تردد مرزی میان دو کشور احتجاج کردند، صفحات مجازی هم‌وطنان پشتون ما پر از هلهله شادی به دلیل “اعتراض افغان‌ها علیه سیاست‌های پنجاب” شد. سوال این است که هرگاه هم‌وطنان پشتون ما خود را محق میدانند تا مساله قومی را بر مساله ملی ارجحیت دهند، پس با کدام منطق و استدلالی سرود ملی پخش کردن دیگران را عمل غیر ملی می‌خوانند؟ به همین منوال، هرگاه پشتون‌ها حاضر نیستند تا مساله هویت را غیر قومی سازند، پس دیگران چرا نسبت به “امر ملی” پای‌بند باشند؟ ۳- ارزش ادبی این وطن افغانستان است- این عزت هر افغان است خانه صلح و خانه شمشیر- هر فرزندش قهرمان است این وطن خانه همه است- خانه بلوچ و ازبیک خانه پشتون و هزاره- خانه ترکمن و تاجیک… آنچه در بالا خواندید ترجمه چند بند از “سرود ملی” ملغی شده افغانستان توسط طالبان، است. حالا برای چند لحظه خود را به جای یک فارسی زبان قرار دهید و برای آسانی کار رودکی، سنایی، جامی، فردوسی، مولانا، سعدی، حافظ و… فراموش کنید، فقط همین سروده دکتور پدرام و یا “خیال من یقین من” قهار عاصی را تصور کرده و از خود بپرسید، آیا نظم آقای باری جهانی به لحاظ ادبی ارزش سرود ملی بودن را دارد؟ هم‌چنان فکر کنید ازییک هستید و امیر علی شیر نوایی را دارید و بعد همان تصور را مرور کنید. به نظر تان انصاف چیز خوبی نیست؟ ۴- حرف حساب من بار ها تاکید کرده ام و یک بار دیگر نیز تاکید می‌کنم که مسئولیت مساله‌دار شدن “امر ملی” در افغانستان در گام نخست متوجه الیت سیاسی جامعه پشتون است. مناسبت مثلا ملی افغانستان جز با زور و قلدری راه دیگری برای تثبیت شدن ندارد. هیچ فردی حاضر نیست تا کشور خود را دچار مشکل سازد اما کشوری که امر ملی آن متعلق به یک قوم خاص باشد، ارزش کشور بودن را ندارد. این مساله خاصه افغانستان نیست در مورد همه کشورها از جمله آسیای میانه و ایران نیز صادق است. سیاست در جهان امروز بر محور هویت میچرخد و هیچ کسی حاضر نیست تا نسبت به هویت خود فروگذاشت کند. بناان، اقتضای عقل سلیم این است تا سیاسیون پشتون قبل از اتهام زدن، داد و بیداد راه انداختن، آیینه را جانب خود گشتانده و از خود این سوال را بپرسند: هرگاه تاجیک‌ها یا هزاره‌ها در افغانستان در جای آنان قرار می‌داشت، آیا حاضر به پذیرفتن آنان بودند؟ ۴- خواهش فروتنانه من، از این‌که اثر آقای سیه‌پوش را بدون اجازه مستقیم شان پخش کردم، پوزش می‌خواهم و باور دارم که دلیل نهفته در عقب این کارم برای جناب سیه‌پوش بهتر از هرکسی قابل درک است. منتها، حمایت از هنرمند کار مردمان با فرهنگ است. درست است که ما توانایی و یا اراده حمایت از هنرمندان خود را نداریم اما بعضی کارها را فقط با نادیده گرفتن تنبلی می‌توان انجام داد. از همین رو، لینک یوتیوب شیه‌پوش را اینجا می‌گذارم و از همه شما عزیزان خواهش میکنم تا با بار بار شنیدن سروده های سیه‌پوش از مجرای صفحه یوتیوب ایشان، از هنر و کار خستگی ناپذیر شان قدردانی کنیم. باور کنید هیچ مصرف ندارد، جز اندکی زمان. عزت زیاد

Sameer Bedrud

22,441 görüntüleme • 2 yıl önce

در بیش از پنجاه سال گذشته وطن ما در آتش جنگ میسوخت و آیدیالوژی های وارد شده افکار ما مردم افغانستان را اشغال و اغفال کرده بود و ما دشمن برادران خود شده یک دیگر خود را از بین میبردیم دوست را دشمن و‌دشمن را دوست فکر میکردیم و شما تماشاگر بودید از بدبختی ما افغانها لذت میبردید مانند که در جنگ بین غزه و دشمنان شان بیننده هستید لذت میبرید تجارت و سیاست میکنید ! در زمان جنگ های داخلی افغانستان من کودک‌ بیش نبودم و تمام کودکی من و همثال من در بدبختی و‌جنگ سپری شد با دیدن اشکهای والدین و با کوچ کشی از یک شهر به شهر دیگر سپری شد اما در آن ایام در یک طرف دیگر از بزرگترین قاتل مردم کابل و مردم مظلوم افشار احمد شاه مسعود در پارلمان اروپا تقدیر و خوش آمدید گفته میشود آن زمان از مسعود نپرسیدند که چرا اینقدر انسانها را به شهادت رساندی ؟ نتنها که این سوال را نکردند بلکه از آن شخص در کشور شان و جهان قهرمان ساختند ، هیچ مشکل با مسعود نداشتند چون مسعود در مقابل دشمن امریکا مبارزه میکرد و در جنگ نیابتی امریکا بر علیه شوروی وقت سهیم بود ، در حالیکه در حقیقت از مسعود هم خوش نبودند چون هیچ کسی از غلام خوش شان نمیاید ! برای ما مردم افغانستان شکست روسیه و شکست امریکا یکسان است هر دو اشغالگر بودند و ملت ما را کشتند و بیچاره کردند ما از شکست ننگین هر دو این کشور ها در مادر وطن خود خوشحال هستیم و با خط زرین در جریده تاریخ وطن خود مینویسیم و افتخار میکنیم که پوز اشغالگران را افغانها به خاک مالیدند ، برای فرزندان خود داستانهای قهرمانان و غازیان این اشغال را قصه میکنیم و همچنان میگوییم که این ملت ها بودند که فرزندان شان قربانی شدند چه فرزند مادر افغان باشد و یا فرزند مادر امریکایی و یا روسی ! اگر اروپا از مسعود پزیرایی میکند مبنی بر شکست روسیه پس از امارت اسلامی چرا خوش شان نمیاید مبنی بر شکست آمریکا و ناتو ؟ در اینجا ما دگانگی پارلمان اروپا و سازمان ملل و دیگر بنیادهای حقوقی را شاهد هستیم و همچنان برای نسل های آینده خود این چشم دید های خود را انتقال میدهیم تا دوست و‌دشمن های خود را بشناسند ، خطاب من جمیل قادری سفیر صلح مردم افغانستان و یک شخص بی طرف که با هیچ کشور و یا گروه وابسته نیستم بجز مردمم و کشورم برای تمام این سیاسیون داخلی و خارجی این است که دست از سر ما افغانها و کشور ما بردارید بگذارید ما از صلح که به وطن ما آمده لذت ببریم و زندگی کنیم ، اینکه در صلح وطن من بی عزتی شما نهفته است مشکل ما نیست بلکه تصامیم نادرست است که خود تان گرفته بودید و باید معذرت بخواهید ! به نظر شما آیا ما افغانها حق زندگی کردن آرام را در کشور خود نداریم ؟ این پارلمان اروپا یا سازمان ملل و در کل عده خارجی ها است که باید برای ما تعیین تکلیف بکنند که ما افغانها چگونه زنده گی کنیم ؟ پیشنهاد من برای این سازمانهای دروغین این است که به هیچ وجه شما نمیتوانید بالای مردم افغانستان حکومت کنید و خواست های نا مشروع و قوانین کشور خود تان را بالای افغانها تطبیق کنید ، قانون تان برای خود تان مبارک ما هر زمانیکه به مشوره نیاز داشتیم میتوانید با اجازه خود ما به ما مشوره بدهید در غیر صورت ما افغانها را به حال خود ما رها کنید ، ما دوست شما هستیم چرا ما را دشمن فکر میکنید ؟ دیگر ما افغانها نمیگذاریم بالای ما جنگ را تحمیل کنند و بالای خون مردم افغانستان تجارت کنند ، امیدوار هستم در مورد ایستاده گی افغانها در مقابل دشمنان وطن شان کمی مطالعه کنید و بگذارید افغان ها با رسوم و فرهنگ خود زنده گی کنند ، هر زمانی در موارد داخلی کشوری شما از طرف حکومت و یا اتباع افغانستان دخالت صورت گرفت آن زمان حق با شما خواهد بود و حق دارید از خود دفاع کنید اما هیچ وقت کوشش نکنید که مدافع افغان ها شوید چون ما شما را میشناسیم که به خاطر دو سنت پنج دقیقه به یک سوپر مارکیت دورتر از خانه تان قدم زده میروید ! اگر شما کدام مشکل با حکومت فعلی دارید چرا پای ما مردم افغانستان را در میان میکشید و ما را تحریم کرده اید ؟ پیام من برای سازمان ملل و پارلمان اروپا این است که شما با من و امثال من که قربانی این سیاست های هستیم صحبت کنید و مشوره بگیرید نه از احمد مسعود و امثال شان که دست شان به خون پدرم و ملت افغانستان آغشته است ! اگر چنین نمیتوانید پس مشوره من برای شما این است که به خود بیایید و به هر دوغ مگس نشوید ! عزیزان به لطفا این متن را به انگلیسی ترجمه کرده برایم بفرستید !

Jamil Qadery جمیل قادری

23,342 görüntüleme • 2 yıl önce

هم‌میهنان مبارز و آزادیخواه، شما با حضور شکوهمندتان در خیابان‌های ایران و سراسر جهان، دور تازه‌ای از انقلاب ملی ما را آغاز می‌کنید. از خیزش‌ دی۹۶ تا آبان۹۸ تا خیزش مهسا، آنچه این انقلاب را با وجود سرکوب و خشونت بی‌اندازه جمهوری اسلامی، قدرتمندتر و فراگیرتر کرده، عزم و اراده پولادین شما ملت آگاه و شجاع است که دریافته‌اید راه نیک‌روزی و بهروزی‌تان از سرنگونیِ این رژیم ناایرانی و ضدایرانی، و جایگزین کردن آن با حکومتی ملی و منتخب می‌گذرد. این‌ عزم و اراده، این شجاعت و آگاهی اما زمانی به پیروزی نهایی منجر خواهد شد که با همبستگی و سازماندهی حداکثری همراه شود. هر خانه، هر کوچه، هر خیابان، هر محله، هر روستا، هر شهر، هر استان، تمام ایران، و مکان‌های اجتماع ایرانیان در بیرون کشور را به محل سازماندهی، مرکز مبارزه، و محور همبستگی برای به زیر کشیدن این رژیم ضحاکی بدل کنید. در خارج از ایران، صدای هم‌میهنان خود باشید و از نمایندگان منتخب خود در کشور محل زندگی‌تان بخواهید که از هر حزبی که هستند، حمایت حداکثری از ملت ایران، و فشار حداکثری بر جمهوری اسلامی را در دستور کار مشترک خود قرار دهند. در این مسیر، ناامیدی و تفرقه، آفت مبارزه است. اجازه ندهید تفرقه‌انگیزان در گوش‌تان آیه‌‌ یأس بخوانند. تاریخ چند هزار ساله‌ خود را مرور کنید. به انقلاب پرشکوه مشروطه بنگرید و فاتحان مشروطه‌خواه تهران را به یاد آورید. شما میراث‌دار آن بزرگان هستید. شما ادامه‌دهنده راه جاویدنامان ما هستید. ایران معبد ماست و شما نگاه‌بانان آن هستید. اجازه ندهید بین‌تان دوگانه‌های کاذب ایجاد کنند. اجازه ندهید شما را بر اساس باور و مذهب، جنسیت و قومیت و زبان، داخل و خارج، و حتی رده سنی، دسته‌دسته و از هم جدا کنند. ما همه یک ملتیم، و دولت ملی در ایران، متعلق به همه ایرانیان خواهد بود. ققنوس ایران پس از چهار دهه تکاپو از خاکسترِ خود برخاسته و نور آگاهی، دوباره تابیدن گرفته است. شیران ایران، بی‌تابانه می‌غُرند. انقلاب ملی ما پیروز خواهد شد و قطار ایران، دوباره بر روی ریل ترقی و تمدن قرار خواهد گرفت. خورشید حقیقت، جان و جهان ایران را گرما خواهد بخشید و سیمرغ آزادی، دگرباره در آسمان ایران به پرواز خواهد آمد. آن روز، نزدیک است.

Reza Pahlavi

2,167,663 görüntüleme • 3 yıl önce

روز اول که جنگ شروع شد یادمه که چندین بار این ویدیوی پرزیدنت ترامپ برای اعلان آغاز جنگ رو نگاه کردم با اشک ذوق و هیجان! الان که چند ماهه درگیر آتش بس و بگیر نگیر و ضد ترامپ و طرفدار ترامپ و این حرفا هستیم فک کردم برم دوباره این ویدیو رو نگاه کنم ببینم چی بهمون گفته بوده و آیا زیر حرفش زده یا نزده! ویدیوی کامل ۸ دقیقه است اما این دو تا تیکه اش از همه مهمتره برای ایرانی ها: ۱- هدف از جنگ برای ترامپ : هدف ما دفاع از مردم آمریکا با از بین بردن تهدیدات قریب‌الوقوع رژیم ایران است؛ گروهی وحشی، بسیار سخت‌گیر و وحشتناک. فعالیت‌های تهدیدآمیز آن مستقیماً ایالات متحده، نیروهای ما، پایگاه‌های ما در خارج از کشور و متحدان ما در سراسر جهان را به خطر می‌اندازد. ۲- چگونگی پایان جنگ و پیام به مردم ایران: به اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نیروهای مسلح و همهٔ پلیس می‌گویم که باید سلاح‌هایتان را زمین بگذارید و از مصونیت کامل برخوردار شوید. در غیر این صورت، با مرگ قطعی روبه‌رو خواهید شد. پس سلاح‌هایتان را زمین بگذارید. با شما منصفانه رفتار خواهد شد و مصونیت کامل خواهید داشت، یا اینکه با مرگ قطعی مواجه می‌شوید. و در پایان، به مردم بزرگ و مغرور ایران می‌گویم که امشب ساعت آزادی شما فرا رسیده است. در پناهگاه بمانید. خانه را ترک نکنید. بیرون بسیار خطرناک است. بمب‌ها همه‌جا فرو خواهند ریخت. وقتی کار ما تمام شد، حکومت را به دست بگیرید. مال شماست که بگیرید. این احتمالاً تنها فرصت شما برای نسل‌ها خواهد بود. سال‌های زیادی از آمریکا کمک خواستید، اما هرگز به شما داده نشد. هیچ رئیسی‌جمهوری حاضر نبود کاری را که من امشب حاضر به انجام آن هستم، انجام دهد. حالا رئیسی‌جمهور دارید که آنچه می‌خواهید را به شما می‌دهد. پس ببینیم چگونه پاسخ می‌دهید. آمریکا با قدرت عظیم و نیروی ویرانگر از شما پشتیبانی می‌کند. حالا زمان آن است که کنترل سرنوشت خود را به دست بگیرید و آیندهٔ مرفه و باشکوهی را که در دسترس شماست، آزاد کنید. این لحظهٔ اقدام است. نگذارید از دست برود.»​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​ تا اینجایی که من میبینم ترامپ هنوز همون هدف رو دنبال میکنه شاید ما بد متوجه شدیم که قراره بیاد برامون رژیم عوض کنه ولی خودش از اول گفت هر کی تسلیم شد رو میبخشه و مردم ایران هستن که آخرش این رژیم رو عوض میکنن! شاید هم شما برداشت دیگه ای دارید؟ لطفا یادتون باشه منظور من طرفداری از ترامپ نیست فقط میخوام واقع بین باشم تا چه حد باید روی کمکش حساب کرد برای تغییر رژیم!

Yalda - The Infidel 🇮🇷🇮🇱🤍💙🩵

41,808 görüntüleme • 1 ay önce

«من ایرانی هستم»؛ این سخن از دل مادری برمی‌آید اهل لاهیج در جمهوری آذربایجان؛ زنی تات و فارسی‌زبان. گواهی زنده بر پیوندهای تاریخی و فرهنگی عمیق این سرزمین با ایران. لاهیج روستایی است در شهرستان اسماعیللی، در شمال‌غرب باکو، واقع در دامنه‌های جنوبی قفقاز. مردم لاهیج ایرانی تبار هستند و به زبان تاتی با گویش تاتی قفقازی سخن می‌گویند. در گذشته، گستره زیست تات‌ها از قفقاز تا خراسان شمالی امتداد داشت، اما با گذر زمان و تحت فشارهای گوناگون، کاربرد زبان تاتی به‌شدت کاهش یافته است. ساکنان لاهیج خود را «لُهیجُن» (Lohijon) می‌نامند؛ نامی برگرفته از عنوان محلی روستا یعنی «لُهوج» (Lohuj) که جمع آن Lohijon است. از دهه ۱۹۹۰ میلادی تاکنون، حاکمیت باکو کوشیده است با پنهان‌سازی آمار واقعی جمعیتی اقلیت‌ها و اعمال محدودیت‌های گسترده، هویت آنان را کمرنگ کند. ممنوعیت استفاده از زبان‌های فارسی‌تبار چون تاتی و تالشی و جهوری در سطوح رسمی و آموزشی، فشار مضاعفی بر این مردمان وارد کرده است. فارسی‌زبانان تاتِ ساکن جمهوری باکو نه‌تنها از حق آموزش زبان مادری در مدارس محروم‌اند، بلکه هیچ رسانه‌ای به زبان خود ندارند. حتی پافشاری بر هویت واقعی نیز می‌تواند برای آنان محرومیت‌های اداری و اجتماعی در پی داشته باشد. تنها بخشی از روستاییان تات که زندگی دور از مراکز شهری و نظارت‌های دولتی را تجربه می‌کنند، جسارت آن را دارند که به زبان فارسی سخن بگویند یا از هویت حقیقی خود دفاع کنند. این ویدیو بخشی از مستند «لاهیج؛ راهِ طولانیِ خانه» می‌باشد که تلاشی است برای روایت زندگی مردم تات و فارسی‌زبان این ناحیه و ثبت صدای خاموش‌مانده آنان. از رسانه آذری | AZARI ‌

فلات ایران

11,461 görüntüleme • 9 ay önce

پیام مهم شاهزاده رضا پهلوی: ما همه یک ملتیم، و دولت ملی در ایران، متعلق به همه ایرانیان خواهد بود؛ انقلاب ملی ما پیروز خواهد شد! «هم‌میهنان مبارز و آزادیخواه، شما با حضور شکوهمندتان در خیابان‌های ایران و سراسر جهان، دور تازه‌ای از انقلاب ملی ما را آغاز می‌کنید. از خیزش‌ دی۹۶ تا آبان۹۸ تا خیزش مهسا، آنچه این انقلاب را با وجود سرکوب و خشونت بی‌اندازه جمهوری اسلامی، قدرتمندتر و فراگیرتر کرده، عزم و اراده پولادین شما ملت آگاه و شجاع است که دریافته‌اید راه نیک‌روزی و بهروزی‌تان از سرنگونیِ این رژیم ناایرانی و ضدایرانی، و جایگزین کردن آن با حکومتی ملی و منتخب می‌گذرد. این‌ عزم و اراده، این شجاعت و آگاهی اما زمانی به پیروزی نهایی منجر خواهد شد که با همبستگی و سازماندهی حداکثری همراه شود. هر خانه، هر کوچه، هر خیابان، هر محله، هر روستا، هر شهر، هر استان، تمام ایران، و مکان‌های اجتماع ایرانیان در بیرون کشور را به محل سازماندهی، مرکز مبارزه، و محور همبستگی برای به زیر کشیدن این رژیم ضحاکی بدل کنید. در خارج از ایران، صدای هم‌میهنان خود باشید و از نمایندگان منتخب خود در کشور محل زندگی‌تان بخواهید که از هر حزبی که هستند، حمایت حداکثری از ملت ایران، و فشار حداکثری بر جمهوری اسلامی را در دستور کار مشترک خود قرار دهند. در این مسیر، ناامیدی و تفرقه، آفت مبارزه است. اجازه ندهید تفرقه‌انگیزان در گوش‌تان آیه‌‌ یأس بخوانند. تاریخ چند هزار ساله‌ خود را مرور کنید. به انقلاب پرشکوه مشروطه بنگرید و فاتحان مشروطه‌خواه تهران را به یاد آورید. شما میراث‌دار آن بزرگان هستید. شما ادامه‌دهنده راه جاویدنامان ما هستید. ایران معبد ماست و شما نگاه‌بانان آن هستید. اجازه ندهید بین‌تان دوگانه‌های کاذب ایجاد کنند. اجازه ندهید شما را بر اساس باور و مذهب، جنسیت و قومیت و زبان، داخل و خارج، و حتی رده سنی، دسته‌دسته و از هم جدا کنند. ما همه یک ملتیم، و دولت ملی در ایران، متعلق به همه ایرانیان خواهد بود. ققنوس ایران پس از چهار دهه تکاپو از خاکسترِ خود برخاسته و نور آگاهی، دوباره تابیدن گرفته است. شیران ایران، بی‌تابانه می‌غُرند. انقلاب ملی ما پیروز خواهد شد و قطار ایران، دوباره بر روی ریل ترقی و تمدن قرار خواهد گرفت. خورشید حقیقت، جان و جهان ایران را گرما خواهد بخشید و سیمرغ آزادی، دگرباره در آسمان ایران به پرواز خواهد آمد. آن روز، نزدیک است.» #ما_ملت_کبیریم_ایران_رو_پس_میگیریم #قهرمانان_ایران #انقلاب_ملی_ایران در وبسایت: در یوتیوب:

KayhanLondon کیهان لندن

17,635 görüntüleme • 3 yıl önce

مصاحبه کامل رویترز با شاهزاده ناکام، رضاپهلوی 📷📷📷📷📷📷📷📷📷 خبرنگار: رضا پهلوی، خوش آمدید. ممنون که امروز در پاریس با رویترز صحبت می‌کنید. در طول چهار ماه گذشته، ما با بیش از ۵۰ نفر، از جمله هشت نفر از همکاران فعلی و سابق شما، برای تهیه گزارشی درباره شما مصاحبه کرده‌ایم. مخاطبان ما همیشه از اینکه سوژه گزارش ما با پاسخ دادن به سوالات موافقت می‌کند، سود می‌برند. پس باز هم ممنون. رضا پهلوی: ممنون که این فرصت را به من دادید. خبرنگار: حتماً. پس اولین سوال من این است: شما در اروپا و ایالات متحده مشغول کمپین بوده‌اید، سخنرانی کرده‌اید، بودجه جمع‌آوری کرده‌اید و با مقامات منتخب برای رهبری یک دولت انتقالی در ایران دیدار کرده‌اید. با این حال، به نظر نمی‌رسد دولت ترامپ از شما حمایت کند. با توجه به همه اینها، مسیر شما برای بازگشت به ایران چیست و فکر می‌کنید تغییر رژیم در چه زمانی می‌تواند واقعاً محقق شود؟ رضا پهلوی: این کمپین ۴۶ سال پیش به عنوان یک ماموریت مادام‌العمر برای آزادی ایران آغاز شد و هرگز موضوع شخص من نبوده است. این درباره مردم ایران و حق آنها برای تعیین سرنوشت‌شان بوده است که دقیقاً تمام موضوع همین است. این وظیفه یک دولت خارجی نیست که تصمیم بگیرد چه کسی یا چه چیزی باید جایگزین برای ایران باشد. این بر عهده مردم ایران است. من هرگز از هیچ رهبر یا دولتی درخواست هیچ‌گونه تاییدیه‌ای نکرده‌ام. تمام ماموریت من در زندگی، و بارها و بارها آن را گفته‌ام، این است که اطمینان حاصل کنم مردم ایران در آینده این فرصت را خواهند داشت که تعیین کنند عملکرد دوره گذار پس از فروپاشی رژیم چه خواهد بود؛ تا بتوانیم یک مجلس موسسان داشته باشیم که درباره هر شکل نهایی سکولار و دموکراتیکی که مسلماً باید شکل بگیرد بحث کند و به مردم ایران اجازه انتخاب بدهد. خبرنگار: اما از جایی که امروز نشسته‌ایم، فکر می‌کنید تغییر رژیم چه زمانی ممکن است رخ دهد؟ رضا پهلوی: من فکر می‌کنم ما به آن بسیار نزدیک هستیم. دلیلی که این را می‌گویم این است که اول از همه، رژیم در ضعیف‌ترین وضعیت خود در طول ۴۷ سال گذشته قرار دارد. ناگفته نماند از نظر مشروعیت، هرگونه مشروعیت احتمالی باقی‌مانده‌ای را که ممکن بود داشته باشد کاملاً از دست داده است. به این معنا که بسیاری از دولت‌ها در تمام این چهار دهه همیشه از روش مماشات با امید به تغییر رفتار پیروی کرده‌اند و به نوعی به مشروعیت بخشیدن به این رژیم کمک کرده‌اند. خبرنگار: با این حال، اجازه بدهید درباره برخی از اظهارات شما بپرسم. شما در ژوئیه ۲۰۲۴ در کنفرانس ملی محافظه‌کاری در واشنگتن سخنرانی کردید و گفتید: “دوستان من، ما به دنبال مداخله شما نیستیم.” سپس امسال در اواسط فوریه از واشنگتن خواستید به ایران حمله کند و به رویترز گفتید که: “مداخله راهی برای نجات جان انسان‌هاست.” و سپس هنگامی که جنگ آغاز شد، به فاکس نیوز گفتید: “این همان تغییردهنده بازی است که تمام این مدت منتظرش بودیم.” پس چه چیزی باعث شد دیدگاه شما در مورد مداخله بین سال‌های ۲۰۲۴ و ۸ و ۹ ژانویه ۲۰۲۶ تغییر کند؟ رضا پهلوی: وقتی شما با آن سطح از قتل عام زندگی و سروکار دارید، تمام چشم‌انداز مسائل تغییر می‌کند. تا مدت‌ها می‌گفتم ما نیازی به هیچ مداخله‌ای نداریم و بگذارید مردم ایران توانمند شوند. سال‌ها گفته‌ام دیپلماسی کار نمی‌کند و جنگ هم راه‌حل نیست. شما فقط یک راه سوم دارید و آن توانمندسازی مردم ایران است. این چیزی است که من حداقل در ۲۰ سال گذشته در سراسر اروپا و ایالات متحده گفته‌ام. آنچه تغییر کرد، اتفاقی بود که در ۸ ژانویه رخ داد. در آن مورد من گفتم ببینید، این مداخله در واقع می‌تواند به نجات جان‌های بیشتری کمک کند که در غیر این صورت از دست می‌رفتند. بنابراین این واقعاً مسئله تلاش برای محافظت از جان‌های بیشتر در برابر این رژیم است؛ رژیمی که نشان می‌دهد هیچ حد و مرزی در اینکه چقدر حاضر است برای کشتن شهروندان خود پیش برود، ندارد. خبرنگار: ما با یک نماینده کنگره مصاحبه کردیم که شما را فردی خوش‌بیان، فروتن و دارای ویژگی‌های ریاست جمهوری توصیف کرد. اما همان‌طور که مطمئناً می‌دانید، شما منتقدانی هم دارید. من نمی‌خواهم شما را معذب کنم، اما می‌دانید، برخی از افراد اشاره می‌کنند که شما هرگز شغل حقوق‌بگیری نداشته‌اید و فاقد مهارت‌های رهبری حیاتی هستید. اسکات اندرسون، نویسنده کتاب «شاهِ شاهان: انقلاب ایران» گفت که شما در نوعی “حباب سلطنت‌طلبی” زندگی می‌کنید. و نقل قول: “هر آنچه همیشه درباره او از افراد در دیاسپورای ایرانی شنیده‌ام این است که او به نوعی یک فرد بی‌اهمیت و سبک‌وزن است.” به نظر می‌رسد اعتبار اصلی شما وراثت باشد. شما پسر آخرین شاه هستید. پاسخ شما به این چیست؟ مطمئنم برخی از این موارد را قبلاً شنیده‌اید. شما ۴۸ سال است که پای خود را در ایران نگذاشته‌اید. پدر شما پس از یک قیام مردمی علیه حکومت استبدادی‌اش به تبعید رفت. شما فکر می‌کنید چه صلاحیت‌هایی برای رهبری یک دولت انتقالی در ایران دارید؟ رضا پهلوی: خب، اگر یک وکیل تصمیم بگیرد پرونده‌ای را به صورت رایگان و داوطلبانه، pro bono، به عهده بگیرد، آیا این بدان معناست که او شغلی ندارد؟ من این کار را داوطلبانه و به صورت رایگان برای چهار دهه انجام داده‌ام، به عنوان فداکاری من در راه کشورم. من می‌توانستم به راحتی در آن زمان در قاهره، وقتی پدرم فوت کرد، تصمیم بگیرم که بی‌خیال همه‌چیز شوم و بگویم به درک. من می‌توانستم مانند بسیاری دیگر، زندگی، تجارت و کارهای دیگر را دنبال کنم. نه اینکه آنها ارتباطاتی نداشتند، نه اینکه آنها مردمی نداشتند، اما من تصمیم گرفتم به خاطر کشورم در این مسیر بمانم؛ کشوری که فکر می‌کنم از نظر تمدن، از نظر فرهنگ و از نظر آنچه می‌توانند به جهان ارائه دهند، سزاوار وضعیتی بسیار بهتر از این رژیم و این دولت هستند. بنابراین این یک فداکاری شخصی برای یک عمر بوده است. در مورد سابقه کاری، فکر می‌کنم این بخشی از دلیلی است که جوانان امروز در ایران، که من را در این ۴۶ سال دنبال کرده‌اند و دیده‌اند که چه گفته‌ام و چه کرده‌ام، من را با اعمال خودم قضاوت می‌کنند. این هیچ ربطی به گذشته ندارد. بله، من به طور اتفاقی نام پهلوی را دارم و اتفاقاً آن یک نکته مثبت است. این همان چیزی است که مردم در خیابان‌ها شعار می‌دهند. اکنون مردم حق دارند نظر خود را داشته باشند. ممکن است برخی از چهره من خوششان نیاید. ممکن است برخی فکر کنند من باید این کار یا آن کار را انجام دهم. من فقط با افکار و اصول خودم صادق هستم و سعی می‌کنم با آنچه در توان دارم بهترین باشم. تلاش می‌کنم تا جایی که ممکن است عناصری را گرد هم بیاورم که معتقدم می‌توانند در انجام کار به طور همه‌جانبه حمایت‌کننده باشند. این کاری است که من تمام وقت خود را صرف آن کرده‌ام؛ از طریق تعامل با اعضای جامعه خودمان، با دیاسپورا، با مردم داخل ایران و البته بخش خارجی آن. دوستان ایران، کسانی که معتقدند ایران سزاوار زندگی در قرون تاریک نیست، آنگونه که ما زندگی کرده‌ایم، و ایرانی را به یاد می‌آورند که مرفه بود، در حال شکوفایی بود و کمک‌هایشان به هنر، موسیقی، علم و غیره. فکر می‌کنم دقیقاً به همین دلیل است که امروز مردم به خیابان‌ها می‌روند و جان خود را برای آینده‌ای بهتر فدا می‌کنند. شما هرگز نمی‌توانید ۱۰۰ درصد حمایت همه را داشته باشید. همیشه برخی استثناها وجود خواهد داشت، اما فکر می‌کنم در بیشتر موارد من از حمایت گسترده‌ای در داخل و خارج از ایران برخوردارم. خبرنگار: می‌خواهم کمی در مورد چارچوب شما که سال گذشته درباره یک دولت انتقالی منتشر کردید صحبت کنم. این چارچوب خواستار برگزاری رفراندوم در عرض ۶ ماه است که می‌تواند منجر به یک پادشاهی پارلمانی یا جمهوری شود. آیا شما پادشاه شدن را در صورتی که خواست مردم ایران باشد رد می‌کنید؟ رضا پهلوی: خب، من به شما می‌گویم، من برای مقامی نامزد نمی‌شوم. این هرگز دغدغه من نبوده است و می‌دانید، این همچنین به این بستگی دارد که در نهایت چه چیزی به بهترین وجه در خدمت اهداف کشور است. در این مقطع، تمرکز من روی دوره پس از رفراندوم نیست. تنها تمرکز من در حال حاضر باید این باشد و هست که چگونه به آن نقطه نهایی برسیم. یکی از نقش‌های من متحد کردن مردم است. من نمی‌توانم با نمایندگی کردن یک جایگزین از نظر محصول نهایی در مقابل فرآیند رسیدن به آن، مردم را متحد کنم، زیرا این همیشه تفرقه‌انگیز است. به همین دلیل است که به شما می‌گویم، به من به عنوان یک نامزد برای رسیدن به یک مقام نگاه نکنید. به من به عنوان کسی نگاه کنید که راهی به سوی آن آینده برای شما فراهم می‌کند، صرف نظر از اینکه رای نهایی شما چه خواهد بود. خبرنگار: بسیار خب. من می‌خواهم به زودی به مسئله متحد کردن اپوزیسیون برسم، اما می‌خواهم ابتدا روی فعالیت‌های شما در ماه‌های اخیر تمرکز کنم. من با برخی از حامیان مالی شما صحبت کرده‌ام که بخشی از گروهی هستند که بیش از ۳ میلیون دلار به شما و کمپین‌تان کمک کرده‌اند. آنها می‌گویند که به دلایل زیر از شما ناامید شده‌اند: اینکه شما بلافاصله پست رسانه‌های اجتماعی پرزیدنت ترامپ را که گفته بود “ما ایران را تا مرز نابودی بمباران می‌کنیم یا به عصر حجر برمی‌گردانیم” به شدت مورد انتقاد قرار ندادید. می‌دانم که بعداً در پاسخ به سوالات خبرنگاران این کار را کردید، اما بلافاصله پستی درباره آن منتشر نکردید. اینکه شما برخی از خشونت‌های حامیان رادیکال‌تر علیه سایر مخالفان ایرانی و آزار و اذیت آنها را به شدت محکوم نکرده‌اید. همچنین آنها معتقدند که شما برای متحد کردن اپوزیسیون به شدت متفرق ایران به اندازه کافی تلاش نکرده‌اید. آنها همچنین می‌گویند که این مسائل را در تماس‌های خصوصی با شما مطرح کرده‌اند، اما در کمال ناامیدی آنها، شما توصیه‌های آنها را نپذیرفته‌اید. پاسخ شما به این موارد چیست؟ رضا پهلوی: خب، اجازه دهید ابتدا از حامیان مالی شروع کنم. فرض می‌کنم شما به آنها بانیان، benefactors، می‌گویید. من قرار نیست ماموریت را بر اساس انتظارات بانیان تغییر دهم که چون ما به تو پول می‌دهیم، پس باید فلان و بهمان کار را انجام دهی. روش کار این‌طور نیست. خبرنگار: خب، دو مسئله وجود داشت. یکی اینکه شما برای متحد کردن اپوزیسیون به شدت متفرق ایران به اندازه کافی تلاش نکرده‌اید و اینکه آنها این مسائل را با شما مطرح کرده‌اند و شما توصیه‌های آنها را نپذیرفته‌اید. رضا پهلوی: خب، فکر می‌کنم حداقل در دو سال گذشته در گسترده کردن این خیمه بسیار فعال بوده‌ام. در واقع، فکر نمی‌کنم تا به حال چنین طیف گسترده‌ای از نمایندگان متنوع اپوزیسیون ایران را که از تمام اقشار و ایدئولوژی‌ها زیر یک سقف جمع شده باشند، داشته‌ام. در واقع، من با افرادی تماس گرفته‌ام که زمانی بدترین دشمنان پدرم بودند. امروز آنها کاملاً همراه و در حال همکاری با من هستند. من در مورد مارکسیست‌های سابق، افرادی که عضو حزب توده بودند، سازمان فدائیان و اعضای سابق مجاهدین خلق صحبت می‌کنم. نمی‌دانم چقدر بیشتر از این می‌توانید این چتر را گسترش دهید که شامل این افراد هم بشود تا ثابت کنید در واقع اتحاد بسیار بیشتری از همیشه وجود دارد. مسلماً در داخل ایران هرگز یک ائتلاف بی‌نقص وجود نخواهد داشت. اما فکر می‌کنم که من این چتر را بسیار گسترده کرده‌ام و نمی‌دانم افرادی که چنین اظهاراتی می‌کنند چقدر جلساتی را که داشته‌ام و گردهمایی‌هایی را که داشته‌ام دنبال کرده‌اند یا از آنها آگاهند. اما می‌توانم به شما اطمینان دهم که این همیشه تلاش من بوده است. خبرنگار: در فاصله چند ماه در اوایل امسال، کسانی که خود را حامی شما معرفی می‌کنند، یک خبرنگار کرد را در لندن کتک زدند و او را راهی بیمارستان کردند. آنها صاحبان رستوران‌هایی را در لندن و وین مرعوب کردند و خواستار به نمایش گذاشتن پرچم شیر و خورشید قبل از انقلاب شدند. در نشستی از کنفرانس آزادی ایران در لندن، به برخی از شرکت‌کنندگان توصیه شد به دلیل ترس از خشونت از طریق زیرزمین محل را ترک کنند. هنگامی که یکی از حاضران با پای پیاده محل را ترک کرد، مورد ضرب و شتم قرار گرفت. موارد دیگری در نشست سی‌پک، CPAC، در تگزاس در ماه مارس رخ داد، جایی که یکی از حامیان شما به یک فعال اپوزیسیون گفت که اگر شعار جاوید شاه ندهد، با کامیون از روی او رد خواهد شد. پلیس لاهه در حال تحقیق درباره ادعاهایی است که حامیان شما مخالفان را در آنجا آزار داده و تهدید کرده‌اند. می‌خواهیم یک ویدیوی کوتاه را به شما نشان دهیم. این همان روزنامه‌نگار کردی است که بستری شده بود. خبرنگار: بله، پاسخ شما به این چیست؟ رضا پهلوی: من به تکثرگرایی اعتقاد دارم. من به تساهل اعتقاد دارم. من به مدنیت در بحث، در استدلال، در رفتار، احترام و عدم خصومت یا وحشیگری از هر نوعی اعتقاد دارم. این برای همه صدق می‌کند. هر کسی که ادعا می‌کند حامی من است باید درک کند که اینها دستورالعمل‌ها هستند. هر کسی که این دستورالعمل‌ها را نقض کند، اولاً من او را یک حامی در نظر نمی‌گیرم و اولین کسی خواهم بود که آن رفتار را محکوم می‌کنم. اگر رفتار آنها مجرمانه باشد، باید با مجازات کامل قانونی در هر کشوری که این تخلف در آن رخ داده است روبرو شوند. بگذارید در این مورد بسیار شفاف باشم. در نهایت، همچنین باید بگویم که فراموش نکنید رژیم نیز عوامل نفوذی و آشوبگران زیادی دارد که به قول فرانسوی‌ها در پوشش حامیان این یا آن گروه برای ایجاد چنین درگیری‌هایی عمل می‌کنند. خبرنگار: می‌دانید اینها حوادثی مجزا نیستند. می‌دانید که الگویی از رفتار در میان حامیان شما وجود دارد و این خشونت‌آمیز است. رضا پهلوی: همان‌طور که گفتم، من آن را محکوم می‌کنم. من از آن فاصله می‌گیرم. من آن را توجیه نمی‌کنم. من از آن چشم‌پوشی نمی‌کنم. در واقع، من از هر مرجعی که هست می‌خواهم که آنها را به خاطر جرمی که مرتکب شده‌اند مورد پیگرد قرار دهد. شما نمی‌توانید فقط بروید و شروع به وحشیگری با مردم کنید. این موضوع بسیار فراتر از اخلاق و رفتار اخلاقی است، بلکه پیامدهایی هم دارد. ما باید محترمانه رفتار کنیم. چگونه می‌توانیم در آینده به مردم ایران تضمین دهیم که تحت حمایت قانون قرار می‌گیرند و عدالت برقرار خواهد بود، اگر آنها این‌گونه رفتار کنند و بخواهند مدافع آینده‌ای مبتنی بر خشونت و انتقام‌جویی باشند؟ البته که نه. خبرنگار: می‌خواهم از شما چیزی بپرسم که امیدوارم به آن بپردازید و این انتقادی است که باز هم از سوی برخی از حامیان مالی شما مطرح می‌شود؛ اینکه شما ادبیات تند برخی از نزدیک‌ترین مشاوران خود را کنترل نکرده‌اید. یک مثال در ژانویه، سعید قاسمی‌نژاد در ایکس پست کرد: “شما یا با شاهزاده رضا پهلوی هستید یا با جمهوری اسلامی. اگر به هر دلیلی فرمانده میدان را تضعیف کنید، عامل دشمن هستید.” همچنین، و عذرخواهی می‌کنم چون می‌دانم این کمی ناخوشایند خواهد بود، همسر شما یاسمین نیز به خاطر برخی از اظهارات و پست‌هایش در شبکه‌های اجتماعی درباره سایر مخالفان ایرانی انتقاداتی را برانگیخته است. او در اینستاگرام تصویری از یک معترض ایرانی را بازنشر کرد که تابلویی در دست داشت که روی آن نوشته شده بود: “مرگ بر سه فاسد: ملا، چپی و مجاهد.” مطمئنم که شما این را دیده‌اید و او این شعار را در کپشن خودش هم تکرار کرد. رضا پهلوی: خب، اول از همه در مورد این یکی به خصوص، چیزی که می‌دانم این است که این تصویری بود که در داخل ایران در طول جنبش زن، زندگی، آزادی تولید شده بود. او آن را به عنوان یک اقدام خودجوش در آنجا در نظر گرفت. وقتی متوجه شدیم در آن چه نوشته شده، بلافاصله آن را حذف کرد. درست است؟ او بعداً توضیح داد که البته من حامی خشونت یا مرگ بر این و آن نیستم. بنابراین او این را رسماً بیان کرد. پس غیرمنصفانه خواهد بود که بگوییم او هرگز در این باره موضع‌گیری نکرد. در مورد تک‌تک اظهارات تیم من، ما قطعاً در حال حاضر پروتکل بسیار سخت‌گیرانه‌تری را تدوین کرده‌ایم در رابطه با اینکه تا چه حد افرادی که ارتباط نزدیکی با من دارند باید بتوانند خودشان را سانسور کنند. این در ابتدا بسیار غیرمنصفانه است، زیرا نقض آزادی بیان است، اما در عین حال دیگر نمی‌توانید مستقل عمل کنید. شما باید در مورد آنچه گفته می‌شود یا نمی‌شود بسیار محتاط‌تر باشید. یک چیز را درک کنید. من سعید و دیگران در تیمم را می‌شناسم. برخی از آنها سخت‌ترین مصائب ممکن را پشت سر گذاشته‌اند تا به جایی که امروز هستند برسند. آنها در ایران در زندان بوده‌اند. آنها توسط همان رژیمی که امروز با آن می‌جنگند، شکنجه شده‌اند. بنابراین شما باید درک کنید که بخش زیادی از این می‌تواند از نظر انسانی به دلیل سرخوردگی‌های انباشته و مواردی از این دست قابل درک باشد. من نمی‌گویم که آنها نباید برخی از اظهارات خود را مهار کنند و قبلاً با آنها در این باره صحبت کرده‌ام. امیدوارم این اصلاح شود. اما باید احساسات موجود را درک کنید. مردم در ایران در مرز انتقام‌جویی هستند و تقریباً کینه‌توز شده‌اند. خبرنگار: می‌خواهم از شما درباره قتل اخیر مسعود مسجودی بپرسم که اتفاقاً تا مقطعی یکی از حامیان شما بود. او عضو گارد جنگل، Forest Guard، بود. او یک دانشگاهی بود که در نزدیکی ونکوور زندگی می‌کرد. همان‌طور که فرض می‌کنم مطلع هستید، به یکی از منتقدان شما تبدیل شد و در سال ۲۰۲۴ در دو پرونده جداگانه از شما شکایت کرد. او ادعا کرد که شما حملات سایبری به فعالان دموکراسی‌خواه ایرانی را هدایت کرده‌اید. اجازه دهید قبل از آن بگویم که هیچ مدرکی وجود ندارد که شما در قتل او نقشی داشته‌اید. دلیل مطرح کردن این موضوع این نیست. دادستان‌های کانادا دو نفر از حامیان شما را به قتل او متهم کرده‌اند. آنچه ابتدا می‌خواهم بپرسم این است که آیا آقای مسجودی را می‌شناختید یا نه؟ رضا پهلوی: من اصلاً هیچ دیدار یا بحثی را به خاطر نمی‌آورم. می‌دانید، هزاران نفر در طول سال‌ها در تماس‌های زوم یا برنامه‌های مشابه شرکت کرده‌اند. ممکن است او هم در این بین بوده باشد. صادقانه بگویم، به یاد نمی‌آورم. اما نکته این نیست. نکته این است که آنچه اتفاق افتاده تراژیک است و هر کسی که مسئول این قتل بوده است باید در دادگاه حاضر شود و به خاطر جرمی که مرتکب شده قضاوت شود. خبرنگار: فقط دو نکته در مورد پرونده مسجودی. وقتی شما دو سوگندنامه را امضا کردید، گفتید: “من شاکی، مسعود مسجودی، را نمی‌شناسم.” می‌دانید، ما ویدیویی پیدا کردیم که او در یوتیوب منتشر کرده بود؛ یک تماس صوتی زوم که در سال ۲۰۲۱ با شما داشت. این مکالمه ۱۸ دقیقه‌ای است که او در آن با شما صحبت می‌کند. رضا پهلوی: امکانش هست. همان‌طور که در آن زمان گفتم، من به یاد نمی‌آوردم، چون این‌طور نیست که هر پنج سال یک تماس زوم داشته باشم. من شاید هفته‌ای دو بار تماس زوم با حضور هزاران نفر دارم. بنابراین صادقانه بگویم، به خاطر سپردن اینکه چه کسی آنجا بود و چه چیزی گفت، کار آسانی نیست. گاهی اوقات مردم حتی با نام واقعی خودشان وارد نمی‌شوند. بنابراین پاسخ صادقانه من در آن زمان این بود و هنوز هم همین را می‌گویم که واقعاً به خاطر نمی‌آورم هیچ مکالمه خاصی با این فرد داشته باشم. خبرنگار: می‌خواهم در مورد رابطه‌تان با سپاه پاسداران از شما بپرسم، زیرا این موضوع در پرونده مسجودی نیز مطرح شده است. “رابطه” کلمه بزرگی است. خبرنگار: خب، شما در سال ۲۰۱۸ در مصاحبه‌ای با ایران اینترنشنال گفتید که گفت‌وگوهایی با آنها و بسیج داشته‌اید و اخیراً هم از برخی از آنها خواسته‌اید که جدا شوند. موضع دقیق شما در مورد سپاه پاسداران چیست؟ رضا پهلوی: بلافاصله پس از جنبش سبز و نزدیک‌تر به خط زمانی که جنبش زن، زندگی، آزادی شروع شد، من شروع به دریافت پیام‌های مستقیمی در شبکه‌های اجتماعی خود از سوی عناصری کردم که می‌گفتند: “می‌دانی، من یک بسیجی در مشهدم.” یا: “من عضو سپاه پاسداران در فلان کشورم. ما از این رژیم متنفریم، ما با آنها نیستیم، ما به دنبال فرصتی هستیم که جدا شویم.” این واقعاً یک چیز تصادفی بود و وقتی به رسانه‌ها گفتم که من با عناصری از این دست در تماس هستم، در این زمینه بود. این‌طور نیست که من با فرماندهی سپاه صحبت کنم، اصلاً این‌طور نیست. اما عناصری از بسیج، سپاه و البته ارتش بودند که با من به طور محرمانه ارتباط برقرار می‌کردند. بدیهی است، به عنوان نشانه‌ای از اینکه بدانید توافق این است که یک روز ممکن است عناصری وجود داشته باشند که بخشی از نیروی نظامی، شبه‌نظامی یا بوروکراسی غیرنظامی همین رژیم باشند و ممکن است بخواهند جدا شوند. آنها ممکن است از نظر کیفری مقصر نباشند و دستشان به خون آغشته نباشد. بیایید در این مورد شفاف باشیم. وقتی مجبورید خدمت سربازی خود را انجام دهید، این گزینه را دارید که در ارتش یا سپاه خدمت کنید. این چیزی است که بسیاری از جوانان باید از آن می‌گذشتند. آیا این آنها را مجرم می‌کند؟ نه لزوماً. برای جدا کردن بخش عمده آنها از رهبری فاسد بالا که مستقیماً در آن جنایات، خشونت و سرکوب دخیل هستند، شما باید بتوانید آنها را جدا کنید. همان چیزی که وقتی به جنگ جهانی دوم نگاه می‌کنید، در پایان جنگ محاکمات نورنبرگ را داشتید، درست است؟ شما رهبران ارشد رایش سوم را محاکمه کردید، اما فکر نمی‌کنم منظور این بود که به دنبال تک‌تک سربازانی بروند که در ارتش آلمان خدمت کرده‌اند. به خصوص وقتی عمیق‌تر نگاه می‌کنید به آنچه در عراق پس از بعثی‌زدایی رخ داد و بخشی از دلیلی که تغییر رژیم در غرب بدنام شد. چرا این‌طور شد؟ چون در افغانستان و به ویژه در عراق بسیار ضعیف اجرا و پیاده‌سازی شد؛ جایی که گاردهای ریاست‌جمهوری به خانه فرستاده شدند و نیمی از آنها در نهایت به جنگجویان داعش تبدیل شدند. من نمی‌خواستم این مورد در ایران تکرار شود. پس اجازه دهید این را تکمیل کنم و سیر تکاملی افکارم را به شما بگویم. من گفتم بسیار خب، پس باید مطمئن شویم که همیشه یک استراتژی خروج برای کسانی که مسئول قتل یا رفتار مجرمانه نیستند، در دسترس است. این حتی باید بخشی از چیزی باشد که در عدالت انتقالی بررسی خواهیم کرد. اما پس از آن سپاه شروع به اقدام بسیار خشن‌تر کرد. سپاه تبدیل به یک ابزار واقعی و یک مانع شد، نه تنها علیه شهروندان خود، بلکه در جنگ‌های نیابتی که تا نیمکره غربی گسترش می‌یابند. در این مرحله و حداقل در ۱۰ سال گذشته، من یکی از اولین مدافعان تروریستی شناختن سپاه پاسداران بوده‌ام، به دو دلیل: اول اینکه رفتار آنها در داخل و خارج از کشور چیزی کمتر از ترور نیست. دوم، به عنوان ابزاری در رویکرد ما در برنامه عمل پنج‌بندی من که شامل فشار حداکثری بر رژیم است. یکی از آنها اعمال فشار بیشتر بر رژیم با تروریستی شناختن سپاه است که عنصر کلیدی حفظ این رژیم است. من این را خواسته‌ام و در چند سال گذشته، به ویژه در اروپا، برای آن کمپین کرده‌ام. حتی در ماه‌های اخیر که در بریتانیا بودم، از نخست‌وزیران سابق بریتانیا همین سوال را پرسیدم که چرا دولت شما سپاه را در لیست سازمان‌های تروریستی قرار نداده است؟ آنها پاسخ خودشان را می‌دهند. اما من مدافع بسیار سرسختی برای قرار دادن سپاه در این لیست بوده‌ام. چرا؟ چون فکر می‌کردم که اکنون لحظه‌ای است که آنها دیگر یک نیروی صرف نیستند، بلکه یک مانع واقعی بر سر راه آزادی ما هستند. به همین دلیل باید به عنوان عنصری دسته‌بندی شوند که نه تنها تهدیدی برای شهروندان خود ما هستند، بلکه اکنون یک تهدید واقعی برای غیرنظامیان خارجی نیز محسوب می‌شوند: شهروندان بریتانیایی، آلمانی، سوئدی، روزنامه‌نگاران، اعضای جامعه دگرباشان جنسی، جامعه یهودی و غیره. خبرنگار: پس برای روشن شدن موضوع، شما معتقدید عناصری در سپاه پاسداران وجود دارند که می‌توانند بازپروری شوند؟ رضا پهلوی: اگر شما مستقیماً مسئول درخواست برای قتل عام و کشتار مردم بوده‌اید، این یک جنایت نابخشودنی است. اینکه مجازات آن چیست، تصمیم‌گیری درباره آن به عهده من نیست. این به عهده سیستم قضایی آینده و هر قانون کشوری در آن زمان است که مجازات این نوع رفتار را تعیین کند. اما در عین حال، چیزی که من می‌گویم این است که درجات مختلفی از تقصیر وجود دارد. خبرنگار: گزارش‌هایی به صورت ناشناس وجود داشته مبنی بر اینکه شما از اسرائیل و عربستان سعودی کمک مالی دریافت کرده‌اید. آیا این درست است؟ رضا پهلوی: کاملاً دروغ است. من دریافت‌کننده هیچ بودجه دولتی یا عمومی در خارج نبوده‌ام. هر پنی که به کمپین من می‌رسد از کمک‌های مالی خصوصی حامیان است. امیدوارم بانیان بیشتری داشته باشیم که چک‌های بزرگ‌تری به ما بدهند. خبرنگار: مگر اینکه چیز دیگری باشد که ما مطرح نکرده باشیم و شما بخواهید به آن بپردازید. رضا پهلوی: من اطمینان مطلق دارم که وقتی ما آزاد شویم، تمام این زمینه‌های تاریکی یا منفی کاملاً ناپدید خواهند شد. من به این ایمان دارم. اگر نداشتم، صادقانه بگویم خودم را درگیر این موضوع نمی‌کردم. بنابراین شاید ما برای این ساخته نشده‌ایم. شاید سزاوار بهتر از این نیستیم. شاید، می‌دانید، همان‌طور که یکی از ضرب‌المثل‌ها می‌گوید، شما مردم را با دولت‌هایی که دارند قضاوت می‌کنید. اما در این مورد، یک استثنا است. ایران توسط رژیمی اشغال شد که از روز اول علیه ما به عنوان یک ملت جنگ به راه انداخت و این ما نیستیم. بنابراین من فکر می‌کنم رژیمی که شهادت را جشن می‌گیرد و خواستار خشونت است، نماینده ایرانیانی نیست که صلح‌طلب هستند و آن آینده را می‌خواهند. این دقیقاً کمپین ما را تعریف می‌کند؛ اینکه ما چگونه با افرادی که در حال حاضر کشورمان را اشغال کرده‌اند متفاوت هستیم. چه من باشم یا نباشم، چه روزی به ایران برسم یا نه، به آن انبوه جمعیت و ملت ۹۲ میلیونی قدرتمند نگاه کنید که منتظرند بخشی از یک جهان آزاد باشند. آنها سزاوار حضور در آنجا هستند و این همان چیزی است که من برای آن می‌جنگم. خبرنگار: رضا پهلوی، مجدداً از اینکه امروز با رویترز صحبت کردید بسیار سپاسگزارم.

آرش یوسفی -ARASH

214,199 görüntüleme • 1 ay önce

«جاوید شاه» منتشر شد. لینک یوتیوب: بگذارید به بهانه‌ی انتشار این اثر کمی برایتان بنویسم و شرایط را از نظر خودم تبیین نمایم. تکلیف جمهوری اسلامی که مشخص است، مشکل اساسی امروز مدعیان مخالفت با جمهوری اسلامی هستند، همان به ظاهر مخالفانی که به قول یک کاربر توییتری، یا جمهوری اسلامی را ساخته‌اند، یا جمهوری اسلامی آن‌ها را ساخته است. کسانی که مدعی‌اند، خمینی انقلاب را از آنان ربوده است، گویی اگر خودشان روی کار می‌آمدند، قرار بود چیزی متفاوت از او بیافرینند. می‌دانستید قبل از اینکه دانشجویان موسوم به خط عمام سفارت آمریکا را اشغال نمایند، این چریک‌های فدایی خلق بودند که اقدام به این کار کرده و در کار خود ناموفق بودند؟ می‌دانستید مسعود رجوی دو زانو کنار خمینی مانند یک موش می‌نشست و او را امام خمینی خطاب می‌کرد؟ قاسملو نیز او را امام خمینی خطاب کرده و مجیزش را می‌گفت. اختلاف‌شان زمانی شروع شد که خمینی سهمی از قدرت به مسعود رجوی نداد و کردستان را به قاسملو. یا آن خانم برنده جایزه صلح نوبل که در گفتگو با الجزیره سال‌ها پیش گفت وضعیت ایران در دوره جمهوری اسلامی بهتر از دوره شاه است. نمک نشناسی که فراموش کرده در دوره همان شاه بود که قاضی شد. یا آن فمنیست بابا اکبری که در سفارت جمهوری اسلامی در خارج از کشور چند ساعت می‌ایستاد تا به روحانی رای بدهد که یکی از عوامل تحمیل حجاب اجباری به زنان ایرانی است، اما به رضاشاه و محمدرضاشاه که زنان ایرانی را از کنج خانه تا پست وزیری ارتقاء دادند فحش می‌دهد. یا آنکه خود را روزنامه‌نگار تحقیقی می‌خواند تا بتواند به پهلوی لگد بزند اما به شما نمی‌گوید بودجه تلویزیونی که او خرج زندگی‌اش را از طریق آن می‌پردازد از کجا تامین می‌شود؟ به شما نمی‌گوید که پروژه واسلاو هاول ساختن از یک انسان میان‌تهی فلسطین‌لیس مثل اسماعیلیون چگونه در تلویزیون متبوعش شکل گرفت. مگر نمی‌گویید جمهوری اسلامی فاسد و ناشفاف است، چرا شما شفاف سازی نمی‌کنید؟ مردم ایران غریبه هستند؟ لیست خائنان به ملت ایران بسیار بلند بالا است. کسانی که به نام حقوق بشر ملت ایران را سرکیسه می‌کنند و یک مافیای خطرناک ایجاد کرده و با پول‌پاشی باند خودشان را تقویت می‌کنند. هیچ راهی به جز بازگشت به ایران پهلوی و ادامه مسیر دو پادشاه ایران ساز نداریم. کسی جز شاهزاده رضا پهلوی نمی‌تواند ما را از این کویر وحشت به سلامتی عبور دهد. مابقی که رسانه‌ها سعی می‌کنند چهره‌شان کنند، از هم اکنون دچار فساد هستند. مثلا مسیح علی‌نژاد عواملش را از طریق نفوذی که در تلویزیون صدای آمریکا دارد به عنوان کارشناس به ملت ایران قالب می‌کند. اگر این فساد و پارتی‌بازی نیست، پس چیست؟ و اما جایزه صلح نوبلی که تقدیم فائزه هاشمی شد! به ترکیب حاضران در مراسم جایزه صلح نوبل نگاه کنید، حتی یک چهره ملی در میان شرکت کنندگان نبود. حتی یک بار نامی از زندانیان ایرانگرا و پادشاهی خواه آورده نشد. اگر این انحصارطلبی و فساد نیست، پس چیست؟ ما هیچ راهی به جز پهلوی نداریم، مابقی راه‌ها بن‌بست است!

Hamed Fard 🇮🇷

69,213 görüntüleme • 2 yıl önce

هم‌میهنان عزیز، جمهوری اسلامی می‌کوشد صدای واقعی مردم ایران را در میان هیاهوی مراسم حکومتی برای یک جنایتکار بالفطره و یکی از منفورترین حاکمان تاریخ ایران پنهان کند. رژیمی فرسوده، پوسیده و رو به زوال، با نمایش‌های ساختگی، تبلیغات دروغین و هزینه‌های هنگفتی که از جیب مردم ایران غارت می‌شود، تلاش دارد تصویری جعلی از مشروعیت برای خود بسازد. اما حقیقت ایران جای دیگری ایستاده است؛ در کنار نام و یاد فرزندان دلاوری که با آگاهی، رشادت و فداکاری، در یکی از حساس‌ترین لحظات تاریخ این سرزمین، جان خود را در راه آزادی ایران فدا کردند. بیش از ۴۰ هزار جاویدنام دی‌ماه، با آگاهی از خطرهای پیش رو، قدم در این مسیر گذاشتند. آنان می‌دانستند شاید دیگر هرگز به خانه بازنگردند، اما در لحظه‌ای که ایران به آنان نیاز داشت، ایستادند. آنان بر خلاف مزدوران ضحاک، برای وعده‌های ناچیز و منافع شخصی به میدان نیامده بودند. آنها، شکوهمند، برای بازپس‌گیری ایران و هویت ملی‌مان برخاستند. آنان که از جنس زندگی، باور و نور بودند، در برابر تاریکی ایستادند تا نام ایران زنده بماند؛ و نام‌شان برای همیشه در تاریخ سرزمین ما ماندگار شد. آنان نشان دادند که عشق به میهن، از ترس مرگ نیرومندتر است. امروز شش ماه از آن روزها گذشته است، اما برای خانواده‌های شریف جاویدنامان، زمان همچنان در همان شب‌های دشوار متوقف مانده است؛ خانواده‌هایی که عزیز و گاه تنها نان‌آور خود را از دست داده‌اند؛ پدران و مادرانی که هر صبح با جای خالی فرزندشان چشم می‌گشایند؛ همسران، خواهران و برادرانی که در کنار رنج سوگ، فشار تهدید و سرکوب را نیز تحمل می‌کنند. این خانواده‌ها تنها صاحبان یک داغ نیستند؛ آنها نگهبان و امانت‌دار یاد و فداکاری دلیرترین فرزندان ایران هستند. مسئولیت همه ماست که اجازه ندهیم این بار سنگین را به تنهایی بر دوش بکشند. وظیفه ملی و میهنی ماست که بیش از پیش پشتیبان‌شان باشیم؛ به دیدارشان برویم، صدای آنان را بازتاب دهیم، یاد عزیزانشان را زنده نگه داریم و در حد توان خود، نگذاریم فشارهای روحی، تهدیدها و دشواری‌های مالی، آنان را به سکوت و فراموشی وادار کند. تاریخ بارها نشان داده است که هیچ قدرتی نمی‌تواند اراده ملتی متحد را که برای رهایی و ساختن آینده‌ای بهتر برخاسته است، برای همیشه خاموش کند. راهی که با فداکاری فرزندان جاویدنام ایران روشن شده است، ادامه خواهد یافت؛ تا روزی که ایران به آزادی، دولت ملی و آینده‌ای شایسته ملت بزرگ ما دست یابد. پاینده ایران

Reza Pahlavi

1,230,593 görüntüleme • 2 ay önce

پنج دقیقه‌ی جالبی بود، اما پیشنهاد می‌کنم حتماً مصاحبه‌ی کامل رو ببینید. ‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ سعید لیلاز: شاید اصرار ناخودآگاه آقای مروی این باشد که دائماً بخواهد من یا بیننده را به سمت دولت فشار بدهد؛ دولتی که حالا عنوان اصلاح‌طلب دارد. مثلاً پسر آقای رئیس‌جمهور چیزی گفته، معاونشان چیزی گفته، همه را بیندازیم گردن آن‌ها. اما نگاه من این نیست. من می‌گویم کل سیستم در نظام تصمیم‌گیری و اجرایی از کار افتاده. مجری: اصلاً آقای دکتر، من دنبال دوگانه‌سازی نیستم، ولی یک دوگانه‌ای در صحبت‌های شما و بعضی دیگر از دوستان وجود دارد. سعید لیلاز: نه، نه، نه. در صحبت‌های من دوگانه‌ای وجود ندارد. مجری: چرا. این دوگانه این است که ما در داخل کشور چنان مشکلاتی داریم که نمی‌توانیم اصلاحشان کنیم. سعید لیلاز: باریکلا. مجری: پس برویم یک کار دیگری بکنیم. چه کار کنیم؟ برویم سراغ… که اینجا می‌رسد به همان چیزی که به قول شما… سعید لیلاز: اتفاقاً اعتراض من به همه شما همین است. الان چپ و راست، بگذار صریح با تو صحبت کنم، طوری حرف می‌زنند و موضع می‌گیرند که گویی وادادن به آمریکا یا جنگیدن با آمریکا، هر دو ساده‌تر از این است که بخواهی داخل را اصلاح کنی. در حالی که من می‌گویم اگر هر دوی این کارها را هم انجام بدهی، اما داخل را اصلاح نکنی، هیچ کاری نکرده‌ای. ببینید، الان دوستان ما که می‌گویند برویم با آمریکا ببندیم، مگر شما همین را نمی‌گویید؟ مجری: آره. سعید لیلاز: این‌ها تصور می‌کنند راه‌حلشان، اولاً، بازگشت به فروش نفت است. هیچ راه‌حل جدیدی ندارند. از برجسته‌ترین اقتصاددان‌هایشان بگیرید تا سیاسیون رده پایین و کارشناسان جوان‌ترشان، راه‌حل دیگری ندارند. آن‌هایی هم که می‌گویند برویم با امپریالیسم مبارزه کنیم، با آمریکا بجنگیم یا حمله کنیم، در واقع دنبال صدور بحران داخلی خودشان هستند. در حالی که اگر داخل را درست کنی، یک میلیون بار بهتر می‌توانی با ایالات متحده آمریکا مبارزه کنی. آقای مروی، قبل از تولد شخص شما من ضدآمریکایی بودم. مجری: نه آقای دکتر، من شما را ضدآمریکایی نمی‌کنم، ولی سؤال من از شما این است… سعید لیلاز: ببین، می‌خواهم به تو بگویم زمانی که پدر شما هنوز وارد سیاست نشده بود، من می‌دانستم با آمریکا چه باید کرد و آمریکا یعنی چه. اصلاً این حرف‌ها را ما به این‌ها یاد دادیم. مجری: آمریکا یعنی چه آقای دکتر؟ آمریکا یعنی چه؟ سعید لیلاز: آمریکا یک نظام است… ببین، ایالات متحده آمریکا به‌عنوان یک کشور و مردمش بحث دیگری است، ولی به‌عنوان یک نظام امپریالیستی، وقتی ما می‌گفتیم امپریالیسم، تا قبل از این دعواها همه فکر می‌کردند ایدئولوژیک حرف می‌زنیم. در حالی که من درباره یک ساختار بین‌المللی صحبت می‌کنم که شاید از دیرباز در تاریخ بشر وجود داشته؛ جسم بزرگ‌تر می‌خواهد جسم کوچک‌تر را قورت بدهد. ما هم در یک انقلاب، یک روز تصمیم گرفتیم دیگر قورت داده نشویم و هنوز هم نمی‌خواهیم بشویم. شاید الان من جزو تتمه بازماندگان آن تفکر باشم. مجری: نه آقای دکتر، این فکر را نکنید. میلیون‌ها ایرانی صدوشصت، صدوهفتاد، صدوهشتاد شب است که در خیابان همین حرف‌ها را می‌زنند. تعجب من از شماست. من دقیقاً همین را می‌خواهم بگویم آقای دکتر. این دوگانه‌ای که ترسیم می‌کنید، اینکه دیگر نمی‌توانیم ادامه بدهیم، مربوط به الان نیست. سعید لیلاز: نه، این دوگانه… مجری: همین کشور، با همین ملت و همین مردمی که می‌گویید آماده اصلاحات نیستند، نگاه کنید کاری که با ما کردند ده برابر بدتر از چیزی بود که با ونزوئلا کردند. سعید لیلاز: دوباره داری جناحی‌اش می‌کنی. ببین من… مجری: نه، اصلاً جناحی نگاه نمی‌کنم. من دارم درباره کل… سعید لیلاز: به نظر من داری به کل راه‌حل جفا می‌کنی. من می‌گویم اگر می‌خواهی با امپریالیسم مبارزه کنی، بدون یک اصلاحات عمیق داخلی این کار غیرممکن است. مجری: قبول. من تا اینجا با شما موافقم. سعید لیلاز: بنابراین، آن چیزهایی که من به‌عنوان لوازم پایداری در برابر استکبار می‌گویم، شما در مقابل مبارزه با استکبار قرار می‌دهید. مجری: نه، نه، اصلاً من به این دوگانه معتقد نیستم. سعید لیلاز: پس برای ادامه گفت‌وگو با هم به یک توافق برسیم. مجری: پس اختلافی نبوده و با هم توافق داشتیم. الان شما می‌فرمایید که ما برای… سعید لیلاز: آقا، کشورت را اداره کن برادر! مجری: چه کار کنیم؟ دقیقاً. سعید لیلاز: کشورت را اداره کن. مجری: الان دقیقاً سؤال همین است؛ چطور کشور را اداره کنیم؟ سعید لیلاز: عرض می‌کنم. جلوی ناترازی‌ها را بگیرید. جلوی فساد را بگیرید. یکی از بدترین مسائل، همین تورم است که بخش بزرگی از آن ناشی از فساد است. بروید ببینید بانک‌ها چه کار کرده‌اند. نمی‌خواهم بگویم خصوصی یا دولتی، بروید ببینید در نظام بانکی چه اتفاقی افتاده. بروید نظام توزیع ارز را ببینید. حالا آقای همتی اخیراً آمده و مقداری به آن سامان داده، وگرنه بروید ببینید در دارو چه خبر است، در واردات گندم چه خبر است. کشورتان را اداره کنید. مجری: جمله اولتان آقای دکتر آن‌قدر خوب بود که من نمی‌توانم با مصداق‌های بعدی همراه شوم. شما می‌گویید بروید آن‌ها را درست کنید، من هم می‌گویم بله. بعد یک‌دفعه می‌گویید بنده خدا آقای فلانی ارز را سامان داده، ارز بیست‌وهشت هزار تومانی را… سعید لیلاز: نه، می‌گویم تازه دارد یک تکان‌هایی می‌دهد، ولی به هیچ وجه کافی نیست. مبارزه با فساد در ایران تبدیل شده به کاری که همه می‌گویند اگر برویم به آمریکا باج بدهیم یا برویم با آمریکا بجنگیم، از این راه بهتر است. آخر چرا؟ من می‌گویم طرح این دوگانه غلط است. خود شما هم دارید در این دام می‌افتید، حتی اگر نخواهید. مجری: نه، جسارتاً قبول ندارم. من در این دام نمی‌افتم. سعید لیلاز: در این دام نیفت. اگر بخواهیم کشورمان را در برابر امپریالیسم یا استکبار پایدار نگه داریم، باید بتوانیم مشروعیت نظام را در حوزه کارآمدی حفظ کنیم. ببین آقای مروی، با تورم ۱۵۰ درصدی نان این کار غیرممکن است. مجری: کمی مصداقی صحبت کنیم. تورم ۱۵۰ درصدی نان از کجا آمده آقای دکتر؟ سعید لیلاز: از ناترازی شبکه بانکی کشور. مجری: از فساد؟ از اصلاحات ارزی دی‌ماه شروع نمی‌شود؟ از آنجایی که شما دلار را از این مقدار… سعید لیلاز: عین همین اتهام را شما و رفقایتان به بنده خدا آقای رئیسی هم زدید. یعنی چه؟ دلار ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی را من به هر کسی بدهم، عملاً حکم دزدی کردن به او داده‌ام. مگر تراستی‌ها غیر از همین خوردند و بردند؟ مجری: نه آقای دکتر. با همان استدلال، دلار ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی که الان ۶۳ هزار تومان شده، در حالی که دلار بازار رسیده به ۲۱۰ هزار تومان… سعید لیلاز: بگذارید برای اولین بار جلوی امت شهیدپرور بگویم: ورود دلار حاصل از صادرات نفت، از ماهی دو و نیم تا دو و هفت دهم و حتی سه میلیارد دلار، رسید به ماهی ۱۵۰ میلیون دلار! مجری: بله. سعید لیلاز: همین تراستی‌ها. تراستی‌ها را که نه من درست کردم، نه مروی. درست است؟ بعد که شورش‌ها اتفاق افتاد، ایالات متحده آمریکا به کشور ما طمع کرد. در واقع تراستی‌ها جنگ آمریکا و ایران را راه انداختند و دشمن را به طمع انداختند. من در مصاحبه‌های اولیه‌ام چه گفته بودم؟ گفتم امیدشان این است که، به قول هیتلر، یک لگد به در بزنند و کل ساختمان فرو بریزد. امیدشان همین بود. بعد هم، به قول شما، این کار را کردند و نشد.

آرش یوسفی -ARASH

65,458 görüntüleme • 12 gün önce