Loading video...

Video Failed to Load

Go Home

یه ضرب المثلی بود میگفت خدا خر رو شناخت بهش شاخ نداد. حکایت همينا هستش. آترینا فرحمند رتبه یک تجربی: رتبه یک همیشه مال دختراست، خودتونو دست کم نگیرید شما خیلی خفن تر از پسرایید و خیلی بیشتر از پسرا میفهمید(😂)، پرچمو بالا نگهدارید، ما اینجا محدودیتامون بیشتره ولی...

379,348 views • 1 year ago •via X (Twitter)

0 Comments

No comments available

Comments from the original post will appear here

Related Videos

برای شناخت چهره و سیرت واقعی چپ‌های احمقِ چفیه‌به‌گردن در کشورهای غربی کافیه این کلیپ رو نگاه کنین… 👇🏻🫤 توی این کلیپ این هم‌میهن ایرانی ما که خیلی ناراحت و عصبانی هست به چپی‌های می‌گه: «جمهوری اسلامی مردم ما رو قتل عام کرده و شما دارید ازش حمایت می‌کنید؟ عکس خامنه‌ایی که یک تروریسته، کشور من و ویران کرده، مردم من و کشته و کل منطقه رو به آتیش کشیده بالا می‌گیرید؟ اگه واقعاً خیلی ناراحتین خب برید غزه یا برید ایران!» و در حالی که این حرف‌ها رو می‌زنه، اون دختر چپول کثیف اون اداها رو درمیاره و مسخره‌اش می‌کنه! بعد اون مردی که عینک آفتابی داره تهدیدش می‌کنه و می‌گه: «اگه زیاد حرف بزنی میام حسابت رو می‌رسم! گمشو برو از اینجا!» بعدش این هم‌میهن ما با صدای خیلی بلند می‌گه: «ما از اسرائیل و آمریکا حمایت می‌کنیم! ما از مردم آمریکا متشکریم. خدا آمریکا و اسرائیل رو حفظ کنه! شماها دیوونه‌ هستین که از فلسطین حمایت می‌کنین!» رفتار مریض و تحقیرآمیز این چپی‌ها ادامه پیدا می‌کنه و حتی حاضر به شنیدن حرف‌های اون خانوم و هم‌میهن‌ ما که می‌گه دوستش یک ماه پیش به دست جمهوری اسلامی کشته شده، نیستن! بعد خانومه ازشون می‌پرسه: «چرا دارین این آقا رو اذیت می‌کنین؟» و اون‌ها خیلی پرو، با خونسردی و وقیحانه، در حالی که دستاشون رو بالا گرفتن تا مثلاً بگن ما کاری با این آقا نداریم، جواب می‌دن: «نه، ما اذیتش نمی‌کنیم…» 🙄 چپ کثیف انگلیه که هر جا می‌ره فقط هرج‌ومرج به بار میاره و چون مغز فندقی‌اش شستشو داده شده، حاضر به شنیدن هیچ صدا، ایده یا نظر دیگه‌ای نیست!

Kamilia 🇮🇷

26,658 views • 4 months ago

با توجه به نزدیکی ماجرای نهایی و تاکید رضاشاه دوم برای آمادکی مردم ایران، مجبور به بازخوانی این موضوع شدم! چرا رضاشاه تاکید داره این‌بار فرق داره؟! در پیام چند روز پیش، نتانیاهو کاملا هوشمندانه همه چیز را لو داد! به همین ۱دقیقه و ۲۵ثانیه! خوب دقت کنید چون نتانیاهو خیلی خیلی دقیق واژگان رو پشت هم چیده: ۱- من و ما و اسرائیل جنگ نمی‌خوایم! شما مردم ایران هم که جنگ نمی‌خواید! جمله آشنا نیست؟! پس کی جنگ می‌خواد؟ بله دیکتاتورهای رژیم! نمیگه دیکتاتور رژیم! جمع می‌بنده! یعنی کل رژیم! این یعنی چی که هم رضاشاه دوم و هم اسرائیل و هم ترامپ تاکید دارند؟! این یعنی مردم ایران نباید قربانی این جنگ رژیم اسلامی شوند و نمی‌شوند! یعنی اگر رژیم تسلیم نشه و حکومت رو واگذار به مردم نکنه، تک تک مهره‌های رژیم را خواهند زد و نه مردم. ۲- نتانیاهو میگه: اما خبر خوبی هست! رژیم هر روز ضعیف‌تر و اسرائیل هر روز قوی‌تر میشه! خوب دقت کنید! داره با مردم ایران صحبت می‌کنه! چرا قوی شدن اسرائیل باید خبر خوبی برای مردم ایران باشه؟!!! بله! یعنی ما پشت شما هستیم و رژیم را ضعیفتر می‌کنیم. خب ضعیف‌تر می‌کنیم که چی بشه؟! حالا می‌ره سراغ اصل مطلب!!!! ۳- میگه رژیم از شما مردم بیشتر از اسرائیل می‌ترسه! میگه برای همین شمارو در بالاترین حد ممکن سرکوب کرده! میگه امیدتون رو از دست ندهید! و اینجا یک نکته امنیتی شاهکار میگه: «من زمزمه‌ها رو می‌شنوم! زن زندگی آزادی!» زن زندگی آزادی چی بود؟! بله خیزش مردم! به عبارتی نتانیاهو داره میگه که ما قوی‌تر هستیم و با شما! امیدتون رو از دست ندهید و زمزمه‌هایی که می‌کنید (نتانیاهو بزن بقیه‌اش با ما!) شما هم مثل زن زندگی آزادی بریزید بیرون! ۴- و اما اینجا یک تاکید موکد داره برای مردم ایران! میگه امیدتون رو از دست ندهید، چون اینبار نه تنها اسرائیل که کل دنیا پشت شما خواهند بود تا رژیم رو نابود کنید. ۵- پس از نکات بسیار مهم بالا، آینده ایران رو برای مردم ایران درصورت انقلاب مجدد، تصویر می‌کنه که ایرانی با کمک ما و کل جهان می‌سازیم سراسر رفاه و اعتبار و افتخار. پس مردم ایران؟! درنگ نکنید! زمان که رسید، زن زندگی آزادی! مثل ۳ سال پیش بریزید بیرون. پایان. جیمز سرباز پادشاهی ایران #KingRezaPahlavi

JamesDean

25,455 views • 1 year ago

پوریا علیپور، از معترضانی که در نازی‌آباد به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت و احتمالا همه ما ویدیوی آن را دیده باشیم ، با انتشار ویدیویی از قربانیان شلیک عامدانه به چشم در خوردرویش، متن زیبایی را نوشت: «میخوام هم یه خاطره به یادگار بنویسم هم از حسین بگم اول از حسین میگم حسیییین مظلوم ، مظلوم حسین پارسال حسین بینایی جفت چشماشو در اعتراضات از دست داده ۲۲ سالشه خیلی خفن و باحاله و فوق العاده تو دل برو دیروز رفته بود فارابی تا لنز چشمشو برداره و بخیه های یکی از چشماشو بکشه که لنزو برداشتن ولی چون چشمش کوچیک شده بود نشد که بخیه ها رو بکشن درد داشتا ولی به روی خودش نمیاورد که بچه ها ناراحت نشن من بگردم برات داداشششش که درد این بخیه ها هم ماندگار شد حسین هم شکایت کرده به امید گرفتن حقش....اما افسوس که حسین جز یه بدن پر از ساچمه و دو تا چشم نابینا مدرک دیگه ای نداره.... حالا یادگاریم ۱۴۰۲/۱۰/۹ حسین خان زنگ زد بهم که من و علی طاهونه و نعمت اومدیم فارابی علی و حسین قرار بود برن پیش دکتر که نعمت باهاشون اومده بود که تنها نباشن ۳ نفر بایه چشم تایمی رسیدم که داداشیا رفته بودن نهار بخورن 😁😁😁 زمان زیادی منتظر بودیم. با سه نفر دیگه که آسیب دیده چشم بودن هم آشنا شدیم که رسانه ای نشده بودن و دوست هم نداشتن بشن فازشون ولی خفن بود نوبت به حسین و علی رسید و کلی درد که باید تحمل میکردن که هم ناراحت کننده بود هم اعصابمو و بهم میریخت ولی بچه ها انقدر با عشق و قوی بودن که به روی خودشون نمیاوردن انگار زخم دلشون آستانه تحمل درد جسمانی رو براشون بالا برده بود.... ولی ما که اینجوری تمومش نمیکنیم شاد تمومش میکنیم.» #پوریا_علیپور #دادبان

دادبان

68,293 views • 2 years ago

بخش هایی از مصاحبه ی صدیقه وسمقی: ‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ مجری: الان آقای پهلوی به عنوان چهره آلترناتیو در خارج از ایران مطرح شده و در داخل ایران هم پایگاه اجتماعی داره؛ حالا کم یا زیاد اندازه‌اش، درصدش رو نمی‌دونیم، ولی به هر حال صحبت‌های خود ایشونم اینه که منو در خیابان‌های ایران صدا کردن و خب به هر حال شعارهایی هم بود که در حمایت از ایشون بود. این چقدر این هم‌بستگی می‌تونه در بین داخل و آقای پهلوی اصلاً اتفاق بیفته؟ وسمقی: ببینید مشکلی که وجود داره این هست که جریان طرفدار آقای پهلوی، جریان پادشاهی‌خواهه‌. ببینید نظام پادشاهی، ما ازش سال ۵۷ عبور کردیم. نهاد پادشاهی و نهاد روحانیت، دو نهاد سنتی هستند که همیشه در طول قرن‌ها و هزاره‌ها با همدیگه رقابت داشتن. دو تا قدرت بودن که همیشه با همدیگه رقابت کردن، گاهی با هم سازش کردن، قدرتو تقسیم کردن، گاهی یکی قدرتو به دست آورده. خب ما به نظرم دیگه الان بعد از جمهوری اسلامی باید از این دو نهاد سنتی که هر دو هم در واقع نهادهای استبدادی هستن، باید بتونیم عبور بکنیم.ما سال ۵۷ از نهاد سلطنت عبور کردیم، گذاشتیمش کنار؛ هرچند از استبداد عبور نکردیم. خب نهاد روحانیت که در کمین بود و رقیب نهاد پادشاهی بود، قدرتو به دست گرفت و مردم ایران در اون زمان هنوز اون توانمندی رو برای اینکه نهاد روحانیت رو هم مثل نهاد سلطنت کنار بذارن و پس بزنن، نداشتن. این توانمندی به تدریج به وجود اومده و الان مردم می‌خوان که این نهاد سنتی استبدادی رو هم کنار بذارن. حالا طرفداران آقای پهلوی پادشاهی‌خواهند. نهاد پادشاهی یک نهاد سنتیست؛ هیچ‌وقت انتخابی نبوده، هیچ‌وقت دموکراتیک نبوده. یک نهادیست که خب می‌دونین، شما در تاریخ نگاه کنین در ایران و همه نقاط جهان، پادشاهان با زور اومدن. هر سلسله‌ای اومده، سلسله دیگری رو با زور کنار گذاشته و خودش نشسته و هیچ‌وقت مردم دخالتی نداشتن که مثلاً بیان و پادشاهان رو انتخاب بکنن. من تعجب می‌کنم که بعد از این تجربه‌های فراوان و رنج‌های فراوان، خون‌های زیادی که ما دادیم، ما می‌خوایم دوباره به جای پیدا کردن یک راه سوم و بنیان گذاشتن یک نهاد سوم، باز بیاییم برگردیم به نهاد پادشاهی که یک نهاد به هر حال کهنه و قدیمیست و ذاتشم استبداد داره. چرا؟ چون متمرکز بر فرده. ما مردم در دوره‌ای الان داریم زندگی می‌کنیم که خواهان حقوق بشریم، خواهان به رسمیت شناختن حقوق فردی هستیم، برای خودمون حق انتخاب قائلیم. چرا باید با اعطای یک قدرت مادام‌العمر به یک فرد، به یک خانواده و به یک خاندان، حق انتخاب رو برای همیشه از خودمون و از آیندگانمون سلب بکنیم؟ اگه نسل بعدی اومدن و گفتن که چرا شما این کارو کردید؟ ما نمی‌خوایم مثلاً این حکومت رو، حکومت فردی رو، چه بهش خواهیم گفت؟ اگر که سال ۵۷ مردم نهاد سلطنت رو کنار گذاشتن و از اون چاه افتادن تو چاه بعدی یعنی باز هم نهاد روحانیت، و حالا می‌خوان اونو کنار بذارن، آیا ما نباید از این تجربه‌ها درس بگیریم؟ به نظر من مردم به خاطر اینکه به استیصال رسیدن، مردم به خاطر عملکرد بسیار ناگوار و ناهنجار جمهوری اسلامی، دنبال یک مفری می‌گردن، دنبال یک راه نجات می‌گردن و خب سرمایه‌گذاری زیادی شده روی آقای پهلوی از لحاظ تبلیغاتی و غیره که ایشون به یک آلترناتیو و بدیل تبدیل بشه. حالا خیلی‌ها هم تصورشون اینه که میشه به این ترتیب از جمهوری اسلامی گذر کرد. اما کسانی که نظام پادشاهی رو نظام مناسبی برای آینده ایران نمی‌دونن، نمی‌تونن کنار این جریان بایستن. کسانی که خواهان استقلال ایرانن و نمی‌خوان که یک حکومت به وسیله قدرت‌های خارجی بر مردم ایران تحمیل بشه، نمی‌تونن کنار این جریان بایستن. این جریان متأسفانه این مشکلات رو داره. من می‌دونم ممکنه از این حرفای من هم این افراد ناراحت بشن، اما ما به فکر ایران و نجات ایران هستیم. به نظر من ما همهمون سرمایه‌هامون رو باید صرف ایران بکنیم نه اشخاص. خب اگر اشخاصی به آقای پهلوی علاقه دارن، در آینده وقتی که نظامی برای ایران، به قد و قواره ایران برای دموکراسی و آزادی در ایران به وسیله اندیشمندان و نخبگان این کشور ترسیم شد، تعیین شد، هر کسی بیاد انتخاب بشه توسط مردم برای یک مدت موقتی اداره کشور رو به دست بگیره، ولو آقای پهلوی باشه، دیگران باشن، به انتخاب ملت. خب این اشکالی نداره. ولی اینکه به خاطر علاقه به یک شخص یا به یک خانواده ما بیاییم یک نظام سیاسی برای ایران تعریف بکنیم که ممکنه آیندگان باز هم مخالفت بکنن و ایراد بگیرن و اونا به دردسر بیفتن، من این رو مناسب نمی‌دونم. من همیشه این جمله رو میگم که ما باید ساختار سیاسی آینده ایران رو به قد و قواره این کشور ببریم و بدوزیم، نه به قد و قواره یک شخص و فرد. ۱/۲

آرش یوسفی -ARASH

32,920 views • 7 months ago

جواب منطقی و دقیق عبدل السید به دانشجوی ایرانی آمریکایی 🟡🟡🟡🟡🟡🟡🟡🟡🟡🟡 دانشجوی ایرانی: عبدل… اسم من ایمان دشتی است و سوال من از شما درباره ایران است. عبدل السید: و این بسیار ارزشمند است. ممنون. باید بگویم پیراهن را نشان بده. اینجا نوشته «ایرانیان میشیگان». دانشجوی ایرانی: اما من یک سوال دارم، عبدل. دختر عموی من در خیابان‌های ایران توسط گشت ارشاد شکار شد، چون حجابش درست نبود. عموی من به اعدام محکوم شد، پنجاه ضربه شلاق توسط حکومت علی خامنه‌ای دریافت کرد، و تروری که ما تجربه کرده‌ایم غیرقابل تحمل است. و شما می‌توانید تعجب ما را به عنوان ایرانیان تصور کنید، غم و اندوه ما را وقتی شنیدیم، عبدل، یک فایل صوتی فاش شده از شما که گفتید نمی‌خواهید درباره مرگ رهبر معظم خامنه‌ای نظر بدهید و مردم در دایربورن از مرگ او ناراحت بودند. دانشجوی ایرانی: و من فقط یک سوال ساده دارم، عبدل. آن سکوت یک شکاف دهشتناک در جامعه ما داشت، و من می‌خواهم از شما بپرسم که آیا از آن سکوت پشیمان هستید؟ من می‌خواهم بپرسم آیا افرادی را که نگهبانانی داشتند، که از این تروریست برای تمام کارهایی که کرده است حمایت کردند، محکوم می‌کنید؟ من می‌خواستم بپرسم آیا شما صراحتاً علیه گشت ارشاد، علیه جمهوری اسلامی ایران که پنجاه هزار معترض را کشته است، می‌ایستید؟ عبدل، من چیزی درباره معترضان از شما نشنیده‌ام. عبدل، لطفاً. عبدل السید: من از سوال شما قدردانی می‌کنم و متشکرم. چیزی که به شما خواهم گفت این است: خیلی وقت پیش و خیلی اغلب، وقتی درباره نقش خود در جهان فکر می‌کنیم، ما خودمان را به پلیس جهان تبدیل کرده‌ایم. و من فکر می‌کنم آنچه همه ما می‌خواهیم، آنچه همه ما نیاز داریم، دموکراسی بیشتر، آزادی بیشتر در جهان است، اما همچنین درک آنچه ما در واقع می‌توانیم و باید با توجه به آن انجام دهیم. و اینجای نقطه نظر من است: یک نفر می‌تواند با حکومت یک کشور خارجی مخالفت کند. یک نفر می‌تواند در همبستگی با جنبش‌های آزادی و دموکراسی بایستد. اما نگرانی من این است، وقتی یک نفر تصمیم می‌گیرد که ما قرار است برویم داخل و رهبری یک حکومت خارجی را حذف کنیم، چون اینجاست که چه اتفاقی می‌افتد: خیلی وقت‌ها، آن ناامیدی استفاده می‌شود تا منافع شرکتی را که سهم واقعی در منابع طبیعی یک کشور خاص دارند، توجیه کند. می‌فهمید منظورم چیست؟ عبدل السید: بنابراین، وقتی به ته خط می‌رسد، من همیشه طرفدار و همراه جنبش‌های دموکراتیک خواهم بود، همیشه. اما من همچنین باور ندارم که ما حق داشتیم به جنگ برویم تا حکومت ایران را سرنگون کنیم. این مسئولیت ما نبود که این کار را انجام دهیم. این مسئولیت مردم ایران است که تصمیم بگیرند رهبری آن‌ها چه شکلی باید باشد. و بنابراین در حالی که من با آزادی و جنبش‌های دموکراتیک می‌ایستم، من همچنین نگران هستم که وقتی شما شروع می‌کنید به گذاشتن منابع ما به سمت تغییر رژیم در کشورهای خارجی، بیشتر اوقات رژیم‌هایی که به دنبال تغییرشان هستیم، آن‌هایی هستند که در آن‌ها یک منافع منابع طبیعی وجود دارد و تبدیل به ابزاری برای منافع شرکت‌های ما می‌شود، و این چیزی است که من نگران آن هستم. می‌فهمید منظورم چیست؟ دانشجوی ایرانی: تو هنوز نگفتی، ما داریم می‌میریم، گشت ارشاد… عبدل السید: و من همیشه می‌ایستم، همان‌طور که به شما گفتم، من همیشه می‌ایستم با جنبش‌هایی برای آزادی و دموکراسی. اما باز هم، می‌خواهم مراقب باشم، زیرا چند بار شما را در مسیری به سمت جنگ برده‌اند که نتوانستیم خودمان را از آن خارج کنیم؛ تریلیون‌ها دلار در زیان‌ها، تحریم‌هایی که در نهایت به مردم آن کشورها آسیب رساند بیشتر از آنچه که به رهبری آن کشورها آسیب رسانده باشد. و بنابراین آنچه به شما خواهم گفت این است که فکر می‌کنم شما می‌خواهید از من بشنوید که بگویم: «آه، خب، ایالات متحده مسئولیت دارد که در تغییر رژیم درگیر شود.» و آنچه به شما خواهم گفت این است که ایالات متحده هیچ… ما نباید در کسب‌وکار تغییر رژیم باشیم. اما من همیشه می‌ایستم با جنبش‌هایی برای آزادی و دموکراسی… دانشجوی ایرانی: مبارزه ما برای آزادی و دموکراسی، مال ما، ایرانی‌ها… عبدل السید: من باز هم، من آزادی و دموکراسی را برای مردم ایران می‌خواهم، هیچ سوالی نیست. اما من می‌خواهم که آن توسط مردم ایران انجام شود، که به عنوان یک جامعه دور هم جمع شوند تا تصمیم بگیرند چگونه تغییر دموکراتیک را در جامعه خود ایجاد کنند. بنابراین من واقعاً از سوال شما قدردانی می‌کنم، از شور شما قدردانی می‌کنم، و برای سوالی که پرسیدید سپاسگزارم.

آرش یوسفی -ARASH

216,507 views • 7 days ago

تقریبا یک هفته روش وقت گذاشتم و سعی کردم تا جای ممکن موارد امنیتی رو لحاظ کنم تا مبادا کاربر به اشتباه بخواد کانفیگی بزنه که امنیتش رو به خطر بندازه (مثلا توی همین کلیپ اونجایی که صفحه سیاه میشه در واقع از کاربر اثر انگشت میخواد تا تنظیمات رو ذخیره کنه) طبق انتظار همه چیش خوب کار میکنه ولی به چند دلیل تصمیم گرفتم که منتشرش نکنم😔 - طبیعتا گوگل پلی این اپ رو به خاطر این ویژگی خطرناک قبول نمیکنه، در نتیجه کاربرها اکثرا مجبور میشن مرورگر رو به صورت فایل apk نصب کنن. نصب مرورگر به صورت فایل apk یعنی خداحافظی با آپدیتهای جدید و سلام به apkهای دستکاری شده و جاسوس افزار - وجود این ویژگی توی مرورگر در رو برای سو استفاده‌های بعدی باز میکنه. به هر حال یه عده میتونن با هدف جاسوسی یه جوری کانفیگشون رو توی مرورگر بذارن. مثلا یکی مرورگرش رو جوری کانفیگ میکنه که بتونه همه ترافیک ssl رو بفرسته سمت سرور خودش و اونجا رمزگشایی کنه، بعد گوشیش رو میده دست شما که مثلا باهاش به حساب بانکیتون لاگین کنید. پسورد شما لو میره! - توسعه و بروزرسانی مرورگر کار بسیار پرمسئولیت و خطرناکیه. یه تیم با نظارتهای امنیتی بالا لازم داره. به هر حال خیلی دوست داشتم واقعا میشد اینو منتشر کرد ولی فکر میکنم شرش خیلی بیشتر از خیرش باشه. با همه اینها گفتم حداقل یه کلیپ ازش بذارم شما هم ببینید چطوری کار میکنه. مثلا اینجا ادرس رو با گواهی باز میکنه.

aleskxyz

12,614 views • 4 months ago

یکی از کاربردهای چت باتها برای خیلی کمپانی ها مثل e-commerce ها، پشتیبانی/customer support هست. این که یک چت بات ۲۴ ساعته جواب سوالها را بده. فکر کردم یک پروژه کاربردی و آموزشی درست کنم که هم واقعا بتونید استفاده کنید و هم ایده بگیرید. این شد که یک ورژن خوب و قابل استفاده ساختم با کمک دستیارم Claude code.😉 اسمش را هم Chirp گذاشتم. یک سیستم چت‌بات کامل که قابلیت RAG داره، یعنی می‌تونید دیتای خودتون رو بهش بدید تا بر اساس اونا جواب بده. - اصلاً Chirp چیه؟ یه ویجت چت هوش مصنوعی که می‌تونید تو هر وب‌سایتی امبد (Embed) کنید. مثل اینترکام یا دریفت، ولی با این تفاوت که کنترلش دست خودتونه و هزینه‌اش هم بسیار کم میشه اگه با مدلهای اپن سورس اجراش کنید. ویدیوی دمو👇. - تکنولوژی‌های استفاده شده: • بک‌اِند: FastAPI • فرانت‌اِند: React + TypeScript • از Qdrant برای vector DB •و OpenAI هم که مغزش • راحت با Docker میاد بالا. - چند تا نکته فنی: ۱. من RAG ساده پیاده کردم. ولی بسته به کاربرد میتونید (و بهتره) روش های پیشرفته تر استفاده کنید. نکته مهم: حتماً از SSE برای استریم کردن جواب‌ها استفاده کنید تا کاربر منتظر نمونه. ۲. معماری در دنیای واقعی: • استفاده از Shadow DOM برای ویجت حیاتی هست تا استایل‌های سایت مقصد روی چت‌بات اثر نذاره. • مدیریت خطا (Error Handling) مقدار قابل توجهی از کد رو تشکیل داد. توی محیط واقعی همه‌چی ممکنه خراب بشه: تایم‌اوت شبکه، محدودیت نرخ OpenAI و... ۳. جادوی داکر: با Multi-stage build حجم ایمیج نهایی رو خیلی پایین آوردم، سعی کردم زیر ۵۰۰ مگابایت نگه دارم. فقط با یک docker-compose up کل سیستم (بک‌اِند، فرانت و دیتابیس) بالا میاد. - چرا این پروژه رو ساختم؟ هدفم فقط ساخت یک ابزار نبود، می‌خواستم نشون بدم چطور RAG رو از سطح تئوری به تولید (Production) برسونید. کدها شاید همه‌جا تمیز نباشن، ولی "واقعی" هستن. نکته خیلی مهم: توی فولدر docs تمام جزییات پیاده سازی از plan و API و PRD همه اونجاست. و اینکه ۱۳ تا branch درست کردم که هر مرحله را کامل نشون میده. حتما ببینید. و اما نکته اخلاقی: دیدن ویدیوهای آموزشی رو تموم کنید و شروع کنید به ساختن. پروژه بسازید، خرابش کنید و دوباره درستش کنید. این بهترین راه یادگیریه. کد کامل پروژه رو می‌تونید اینجا ببینید، استار 🌟 بدید و روش تمرین کنید:

Mehdi Allahyari

20,895 views • 9 months ago

من داغدارم. داغدار رفتنِ سرلشکر باقری که تازه با اون ویدیوش شناخته بودمش. اگر کسی فکر میکنه مستقیم نمیگم، اینم به انگلیسی و برای ثبت در حافظه ی تاریخی توییتر. اینجا رسما بدون حضور مغز صحبت کردم و کلام پراکنده است. اگر شما زبانتون میگیره از گفتنِ این مساله مشکل از شماست و تخیلی که براتون مهندسی کردند. اونکه سپاه و دار و دسته اش هم در این مهندسی تخیل شریکند قصه ی بسیار و بی نهایت مهمی است که بهش خواهم پرداخت. همیشه از مخالفان قرار دادن سپاه در لیست تروریستی بودم و هشدار داده بودم که این مقدمه آوردنِ جنگ به ایران بود. من اینجا از سردارانِ ش.هید شده قدردانی کردم گفتم برای شماهام بذارم چون نکته داره . آقا من همونقدر که از سمت مجاهدین و موساد اذیت شدم از دست مخالفان مذاکره و پروژه بگیرانِ “ما بمب میخواهیم و فلان”َ داخل تخریب شدم. یعنی دلم خونه اگر بخوام باز کنم این مساله رو. اگر نمیگم دلیل بر نبودنش نیست. اما از همون اول به هشتگ ت.روریستی بودن س.پاه ایراد گرفتم. یعنی اولش نمیدونستم چی شده. به دوستم گفتم: خب حالا س.پاه تر.وریستی بشه چی میشه؟‌ گفت: یحتمل نمیتونن بیان اینجا. گفتم : خب حالا نیان. یعنی فکر میکردیم اساس بدتری نداره. بعد کم کم شک کردم. دیدم اونی که زمان زن زندگی آزادی تو خیابون سرکوب میکنه اصلا س.پاه نیست. پس حکایت اینکه “سپاه رو تروریستی کنیم” چی بود؟‌ بعد فهمیدم وقتی شما یک گروه نظامی رو ترو-ریست تعریف میکنی اونها تارگت مشروع میشن و اجماع عمومی و جهانی برای جنگ راحت تر ایجاد میشه. و نکته ی جالب اینجاست که این نکته که چنین هشتگ و خواسته ای باعث میشه جنگ به داخل مرزهای ایران وارد بشه رو کارشناسی مطرح کرد که خودش توسط همین مخالفان مذاکره و به اصطلاح تندروها، به شدت اذیت شده بود. قصه های خون دل خوردن از داخلیها بمونه برای بعد. امروز وقت بازنگریِ خیلی چیزاست: اینکه هواپیمای اوکراینی رو کی زد که مقدمات چنین جایی که الان هستیم فراهم بشه و تقاضای تحریم آسمانهای ایران (که به مثابه اعلام جنگ و بی دفاع کردنِ ایران در برابر حمله بود) این چنین وحدتِ بعد از ت.رور سردار س.لیمانی به هوا بره؟ این سوال خیلی جای فکر داره. چرا وقتی نیروی سرکوب تو خیابون زمان تظاهرات مهسا، پلیس ضد شورش بود و س.پاه نبود، این هشتگ جلو رفت؟‌ (اون موقع پرسیدم: همون کسایی که میگفتند “اسراییل اگر زده، کشته، آدم نظام بودند” گفتند “نه س.پاه بوده! لباس نیروی انتظامی رو روی لباس س.پاهی پوشیده بودند.” یعنی کلا دوستان ایده ای از پلیس ضد شورش نداشتند. یعنی داشتند: اما هدف آوردنِ ایران به همین نقطه بود. به همین جایی که الان هستیم. سفیدشویی و عادی سازیِ کشته شدنِ سردار ایرانی توسط دشمن. خیلی سوال. خیلی قصه هایی که باید بررسی بشن. ولی من بگم که برای من سردار ایرانی که توسط دشمن کشته میشه یک سردار ایرانی است. تمام. این رو گفتم بدون لکنت بنویسم: من عزادارِ کسانی هستم که در بین ما نیستند. اما آدم واسه خنک کردنِ دل همسایه، ابزار کپک زدنِ سواد خودش رو فراهم نمیکنه. من امروز به شدت عزادارم. به شدت ازینکه اس.راییل اونها رو از ما گرفت عصبانی. و اینجا گفتم: به انگلیسی هم گفتم که اگر لازم باشه با لکنت کمتری گفته بشه. سواد خودتون رو پاکسازی کنید.موتورهای جهل به شدت مشغول کار بودند.

نسیم نوروزی

50,624 views • 1 year ago

ماه اوت سال ۲۰۱۹ با یه پاسپورت جعلی قاچاقی از جزیره میکونوس یونان به پاریس پرواز کردم و یه دوستی با ماشین من رو رسوند به شهر کلن آلمان. دو ماه و نیم تو یه کمپ موقت تو شهر اِسن بودم که یه ماه اولش با یه پسر ایرانی به اسم دانیل تو یه اتاق بودیم. خیلی پسر مشتی و باحالی بود و اصلا مشکلی نداشتیم. آرایشگر بود و موهای بچه ها رو کوتاه میکرد. تنها مشکل من این بود که دانیل شب‌ها خیلی خر و پف میکرد و من نمی‌توانستم بخوابم. بعضی شبها از صدای بلندش عصبی می‌شدم و می‌رفتم تو راهرو می‌شستم. بالاخره نگهبان‌های کمپ دلشون برام سوخت و مدیریت بهم یه اتاق جدا داد. بعد از مصاحبه‌م از اونجا به یه کمپ دیگه تو شهر راینه منتقل شدم. شاید بگم یکی از سخت ترین دوران زندگیم رو تو اون کمپ گذروندم. با سه تا پسر ایرانی هم اتاق بودم. دو تا آرش و اسماعیل. واقعا بچه های خوبی بودن ولی سبک زندگی من به اونها نمی‌خورد. اونها تقریبا هر شب تا دیر وقت عیش و نوش داشتن و من زود می‌خوابیدم و صبح‌ها ساعت ۶ بیدار میشدم و تو‌ کمپ می‌دویدم و ورزش میکردم. از طرفی هم شرایط زندگی تو کمپ خیلی مشابه زندگی تو کمپ اشرف بود. منظورم بخش زندگی جمعیش بود. اتاق خواب جمعی، سالن غذاخوری جمعی، حموم و توالت جمعی. این خیلی من رو آزار می‌داد. طوری که تو دسامبر ۲۰۱۹ دوچار افسردگی شدید شدم. تو عمرم، حتی با گذشت از اون همه بلا تو مجاهدین هیچ وقت افسرده نشده بودم. اما توی اون کمپ از درون احساس خفگی شدید می‌کردم. به خودم می‌گفتم من که از چنگ اون فرقه آزاد شدم و چی شد دوباره افتادم توی این وضعیت. هفته‌ای سه شب کابوس می‌دیدم که دوباره برگشتم تو مجاهدین و از شدت ترس بیدار میشدم. بعضی وقتها قلبم اینقدر تند می‌تپید احساس می‌کردم ممکنه الان سکته کنم. توی کمپ خیلی ساکت بودم و تلاش می‌کردم فقط با افراد سلام و علیک داشته باشم. هر روز کامپیوترم‌ رو بر‌ می‌داشتم و می‌شستم تو اتاق اینترنت و یا زبون آلمانی می‌خوندم و یا خرد خرد کتاب سرگذشت زندگیم رو می‌نوشتم. در ظاهر تلاش می‌کردم خودم رو محکم و سرحال نشون بدم ولی در درون داشتم خفه میشدم. انگار یکی گلوم رو از تو‌ گرفته بود و فشار می‌داد. چند شب زیر پتو از حال خودم گریه‌م گرفت و فقط تلاش می‌کردم گریه‌م رو غورت بدم تا هم اتاقی‌هام متوجه نشن. یه روز دیگه تاب نیاوردم و رفتم پیش یکی از کارکنان کمپ. یه مرد افغانی بود که سال‌های سال توی آلمان زندگی می‌کرد و با همسرش توی کمپ کار می‌کردن. بچه‌های ایرانی کمپ باهاش خیلی خوب بودن و برای احترام زیادی قائل بودن. من باهاش هیچ وقت صحبت نداشتم ولی از انرژیش احساس میکردم می‌تونم بهش اعتماد کنم. رفتم پیشش و درخواست صحبت کردم. من رو برد تو یه اتاق و نشستیم سر میز. گفت بگو پسرم چی شده؟ هر بار که دهنم رو باز میکردم صحبت کنم بغضم می‌گرفت و نمی‌تونستم. گفت کار من اینجا اینه که به تو کمک کنم و راحت حرف بزن. تو اون لحظه یه دفع بغضم ترکید و شروع به گریه کردم. دیگه نمی‌تونستم خودم رو نگه دارم و تو اون لحظه احساس کردم دیگه نیازی نیست خودم رو قوی نشون بدم. بعد از یه دقیقه گریه به خودم مسلط شدم و شروع کردم به تعریف زندگیم و شرایط توی فرقه مجاهدین و سختی‌هایی که کشیده بودم. تو کل ۲۰ دقیقه‌ای که من صحبت میکردم اون هیچ چی نگفت. وقتی تموم‌ شدم گفت یه دقیقه واستا. گوشیش رو در آورد و زنگ زد به مدیر کمپ. گفت پیش یکی از پناهنده‌ها هستم که داستانش فرق می‌کنه و اتاق تکی نیاز داره. بعد در جا من رو برد پیش دکتر کمپ. داستان من رو خلاصه به دکتر گفت و دکتره درجا برگشت بهم گفت که من مجاهدین رو میشناسم و می‌دونم چی کشیدی. گفت میتونم برات دارو تجویز کنم ولی فکر میکنم همین که اتاق تکی داشته باشی بهت کمک میشه که کمی آرامش‌ پیدا کنی. از اون به بعد و تا زمان شروع کرونا، من یه اتاق تکی داشتم. آرامش توی اتاق کمی بهم احساس راحتی دست داد. دیگه احساس خفگی نمی‌کردم. دقیقا همون دوران بود که با همسر فعلیم آشنا شده بودم و اون بهم یوگا و مدیتیشن یاد داد. روزی دو بار توی اتاقم می‌شستم و ۲۰ دقیقه مدیتیشن میکردم. رفتم توی باشگاه شهر ثبت نام کردم و کلا روحیه‌م عوض شد. یه طوری از درون انگار خودم یا همون اصالتم رو پیدا کردم. روزها تو‌ اتاقم می‌شستم و به گذشته‌م فکر میکردم و اینکه از چه سختی‌هایی عبور کردم. یه روز توی همین فکرها بودم‌ که یهو به ذهنم زد منی که از این همه سختی و بلا عبور کردم پس از هر چی هم بعدش بیاد می‌تونم عبور کنم. تصمیم گرفتم دیگه غصه آینده رو نخورم. و تا به امروز هم همینطور بوده. یک لحظه هم غصه اینکه قراره چی بشه و من چی میشم و آیا از پسش بر میام رو نخوردم. اطمینان دارم که بر میام. یه جوری شکست ناپذیر شدم تو زندگی. دیگه از چیزی نمی‌ترسم. زندگی زیباست✨🌷

Ray Torabi

26,451 views • 1 year ago

+ غروب روز حادثه بود، کلافه بودیم و هرکسی دنبال کمک رسانی! از ایثارگران تهران زنگ زدند که برای مستندسازی و تولیدمحتوای سوشال مدیا از لحظات تغسیل و آماده سازی پیکرها و تشییع و … عکاسی و تصویربرداری کنیم، سریع زنگ زدم بچه ها، تجهیزات کامل گرفتند و با گروه ژنتیک و ایثارگران که همراه با تابوت ها از تهران حرکت کردند + مشغول کار بودیم، هوا سرد بود و کار به کندی پیش می‌رفت، تعداد پیکرها هم خیلی زیاد بود و باید به صبح برای مراسم تشییع میرسید دیگه هرکسی یک جای کار رو دست گرفته بود + بین کار برا نماز، مجازی و که چک کردیم دیدیم دختر کاپشن صورتی خیلی بهش پرداخته شده گشتیم تا پیکر مبارکش رو بین شهدا پیدا کردیم خب در لحظه اول چیزی نداشت که با تکیه به اون بتونیم یه تولید محتوای مناسب بکنیم پس پیکرش رو گلبارون کردیم و با یه دست نوشته کنار اسمش نوشتیم “دختر کاپشن صورتی با گوشواره قلبی” عکسش رو گرفتیم تو کانال و توییترم گذاشتیم به چند دقیقه نشد همه جارو گرفت خداروشکر… خوشحال بودیم که قدمی براش برداشتیم + ادامه موج رو باید تو اینستا عملی میکردیم ”مطلعید که نوع تولید محتوا تو اینستا کاملا فرق میکنه ، ویدئو از عکس خیلی بیشتر وایرال میشه و چهره اگه باشه صدبرابر! اونجا مخاطب کاری نداره که این اصلا کیه و اکثرا این نوع ویدئوهای احساسی رو عوام و خاکستری ها پخش‌میکنند ولی کار از کار گذشته بود، تابوت رو بسته بودند و رفت برا نصب پرچم بچه هایی که همراهم بودندگفتن داشتی گل می ریختی ازت فیلم گرفتیم، سریع نشستیم و یکیش رو تدوین زدیم یه ویدئو احساسی که اشک خودمونم در آورد سرِ پیکرِ مبارک این شهیده عزیز دادیم رفت تو اینستا بالا … انگار بمب بود! ترکید! هرکسی یه جور ازش تولید محتوا کرد… با ویوهای میلیونی … کامنت ها هم مثبت بود وهرکسی یه جور با این کلیپ اشک میریخت، خوشحال بودیم که تونستیم یه کاری برای "ریحانه" انجام بدیم که هر هنرمند و آدم عادی پخش کنند اون صحنه رو… + استوپ، فردا ظهر اومدم توییتر و دیدم عزیزان منو بلاگری خطاب کردند که شعور ندارم و بالا سر پیکر شهید برای خودنمایی ویدئو گرفتم! به خودم و خانواده ام فحاشی شد که چرا “من”اونجا بودم و برای چی “من” این کلیپ و عکسارو دادم بیرون… الانی که دارم باهاتون حرف میزنم حتی یکذره هم پشیمون از کارم نیستم بارها پیش اومده تو تایم لاین عذرخواهی کردم امااین حرکت رو کاملا مثبت و درست میدونم چون تاثیرش رو دارم بین مردم میبینم مردمی که به دور از این حواشی توییتر، چند ثانیه با اون کلیپ اشک ریختن،روش مداحی گذاشتن و پخشش کردند و اصلا من رو هم نمیشناختند… شمارو جای برادر و خواهرام دونستم توضیح دادم چون میدونم خیلی هاتون منطقی هستید، و حرف اصولی رو میپذیرید بعضی ها هم هستند که به هر بهونه ای حقیر رو قضاوت میکنند که همیشه و همه جا حلالشون کردم و براشون دعا میکنم…

سیدنا

57,505 views • 2 years ago

شما شاید یادتون نیاد، ولی جنگ جهانی اول همین‌جوری شروع شد. آلمانی‌ها همه فکر می‌کردن جنگ فوقش .چند روز تا چند هفته بیشتر طول نمی‌کشه جنگی که چهار سال طول کشید، اقتصاد آلمان رو نابود کرد و پایه‌ی جنگ شش ساله‌ی جهانی دوم شد. با این تصور که «تا کریسمس کار تمومه»، مردم آلمان مشتاقانه به جنگ محدودی که امپراطوری اتریش-مجارستان با صربستان شروع کرده بود پیوستند. اول به بلژیک حمله کردن که بتونن از اون طریق به فرانسه حمله کنن. بریتانیا هم‌ بعد حمله‌ی آلمان به بلژیک وارد جنگ شد. حالا همه این‌ها چرا اتفاق افتاد و قضیه‌ی اون جنگ محدود اصلا چی بود که یه هو شد جنگ جهانی؟ ولیعهد امپراطوری اتریش-مجارستان که رفته بوده بوسنی که قسمتی از امپراطوری بوده، توسط یک خر نشنالیست و جدایی طلب صرب-بوسنیایی ترور شد. همین!! اتریش-مجارستان اول صربستان رو مقصر دونست و بهش اولتیماتوم‌ داد. ولی وقتی صربستان زیر بار همه مفادش نرفت بهش حمله کرد که باعث شد روسیه بیاد کمک صربستان. حالا چرا اصلا بهش حمله کرد؟ چون آلمان بهش چک سفید داده بود که اگر حمله کنه پشتش وا می‌سته. حالا این اعتماد به نفس از کجا اومده بود؟ چون مردم آلمان جدی فکر می‌کردن یه جنگ کوتاهه؛ یه نوک پا می‌رن و زودی بر می‌گردن!!! البته این اعتقاد فقط مخصوص آلمانی‌ها نبود. هر دو طرف جنگ‌ چنین تصوری داشتن. حرف‌های ترکیه‌ای‌ها درباره‌ی اشتیاقشون به جنگ با اسرائیل و و راحت و «ده روزه» دونستنش خیلی رنگ و بوی اون زمان اروپا رو داره. به همون حماقت!

Pardis

19,227 views • 1 month ago

▪️داریوش سنتی یا شاهین صنعتی منقل یا Molly شاهین نجفی، خواننده، 2024: "تجربه Molly یا MDMA من بالاترین خلافم علف بود...دیگه میمونه بعضی موقع‌ها و گهگاهی زدن...اینو ما زدیم...انگار این روح از بدن من داره خارج می‌شه، یک دفعه شدم یک آدم مهربون (خنده)... 400 500 نفری که اونجا بودن رو دوست داشتم بشینم تک‌تک اینها را ماچ کنم، بغلشون کنم، داداش، خواهر، فلان در من تقویت صدا خیلی بالا بود، موزیک رو جور دیگه می‌شنیدم این تجربه برای من تجربه عجیب و جالبی بود و یک دریچه جدیدی رو به روی من باز کرد... و بعد بازم یکی دو تا تجربه دیگه داشتم که دیدم واووو....اصلا بحث بسیار جدیه از دلش برای من موسیقی آفریده شد آیا به من کمک کرد برای فهم این موسیقی؟ بله، بسیار آیا از من انسان بهتری ساخت؟ من میگم بله، با جرأت می‌گم بله، خیلی چیزا یاد گرفتم برای من جهان جدیدی آغاز شد و این جهان جهانی نیست که من از دست بدمش یک برند جدید یک اتفاق جدید و چقدر ما موزیسین‌ها یا کسانی که از اساس درگیر هنر هستند، خوشحال باید باشند، خوش‌شانس باید باشند که چنین امکانی وجود داره " ▪️توضیح: بعد از نقد به سانسور و جعل صحبتهای مسعود جمالی توسط اکانت حافظه تاریخی عده‌ای به اکانت حمله کردند که هدف از آن توییتها دفاع از «داریوش مفنگی» 57 است. به بزرگواران یادآور می‌شویم که عملکرد این اکانت از ابتدا مشخص بوده است دفاع از حقیقت از هیچ گرایشی هم دفاع نمی‌شود که نقدها جهت‌دار نباشند لذا توییت‌ها هیچ حمایتی از داریوش نیست اما اگر شما به عنوان ملی‌گرا واقعا نگران مواد مخدر هستید پیشنهاد می‌کنم به موضوع شاهین نجفی که بارها تغییر جهت سیاسی داشته است و مخاطب بیشتر و جوانتری دارد، بپردازید شاهین در حالی که کنار پرچم شیروخورشید نشسته است و به شدت عرق می‌کند (عوارض مصرف MDMA/عینک‌آفتابی زدن برای کنترل نور حتی در مکانهای بسته، اعمال خشونت به شریک زندگی، پرخاشگری و ... که در مورد ایشان دیده شده است، از دیگر نشانه‌های این تجربه و دنیای جدید است!!!) به صورت غیر مستقیم تبلیغ اکستازی و ... می‌کند.* این کار شاهین توهین به پرچم شیروخورشید است! *توضیح: شاهین بارها در فیلم توضیح می‌دهد که هدفش تبلیغ مواد نیست و مواد مخدر بد است! و MDMA روان‌گردان قوی نیست و ...! اما همانطور که می‌بینید طوری از این تجربه، تراانسان و کمک به خلق هنر بعد از مصرف صحبت می‌کند که هر نوجوانی ترغیب می‌شود به جای آب، Molly بخورد که مثل شاهین مشهور شود!

شارح

15,096 views • 1 month ago

احتمالاً لازمه ماهی یک‌بار این صحبت‌های زنده‌یاد فریبرز رئیس‌دانا رو توییت کنم….. ‼️‼️‼️‼️ فریبرز رئیس دانا: ‼️‼️‼️‼️ به آمریکا چه مربوطه که در عراق می‌خواد دموکراسی بیاره. به تو چه که می‌خوای دموکراسی ببری، به تو چه که افغانستان رو تهدید می‌کنی. ایالات متحده نمی‌تواند به جهان تجاوز نکند. جنگ‌های امپریالیستی مثالش اینه. نمی‌تونه در جهان تجاوز نکنه. در مورد جنگ عراق به چه جهت وارد خاک عراق شد؟ به جهتی که صدام آدمکش بود، مگه شاه عربستان نیست؟ مگه گردن نمی‌زنه؟ مگه کم داریم حکومت‌های جبار در جهان. واقعاً اگر ایران رو هم در یه شرایطی می‌تونست این کار رو می‌کرد. ایران رو نمی‌تونه این کار رو باهاش بکنه از خیلی جهات. درسته که دست به دعا برداشتن از سبز و زرد و سلطنت‌طلب و اینا که بیا ای خدا وطن منو نابود کن، جنازه بریز من رو جنازه‌ها برم اون طرف، بعد با لینکلن بیان عقبم، یه پرچم آمریکا این‌ور یه پرچم این‌ور منو ببرن دژبان بزنه بالا منو ببره بذاره خارج مدیرکل کنه. درسته که این خوابو یه عده دارن می‌بینن. ولی اینجا سرزمین شیران دلاوره. این‌طوری نیست که آمریکا بیاد اینجا با مقاومت روبرو نشه. مردم یکسره مقاومت می‌کنن. نگرانی آمریکا هم یکیش اینه که این کار متحد بکنه مردم رو با دولتی که الان باهاش مسئله دارن و داریم. و حتماً هم این مسئله جدیه. ماسمالی کردن و نمی‌دونم اصلاح‌پذیری و اینا توش نیست. ولی طبیعی‌ست که برای نجات وطنمون از چنگال خودکامگی داخلی ما به گرگ‌های امپریالیستی فرصت نمی‌دیم. مشخصه…

آرش یوسفی -ARASH

13,485 views • 28 days ago

متفکر اعظم و با سوادترین رییس جمهور دنیا در جواب یک دانشجو که پیشنهاد داد از هوش مصنوعی استفاده کنند در کلماتی گهربار و علمی فرمود : هوش مصنوعی اگه درست بود تا الان مارو خورده بود ! هوش مصنوعی مسته ! همه این سوتی ها به کنار اون چیزی که به من تیر آخر رو زد این بود که رییس جمهور مملکت فکر می‌کرد چون اسراییل با هوش مصنوعی به ایران حمله کرده پس استفاده ازش برای ما خطرناکه و ممکنه بیاد مارو بخوره !!!! خیلی قشنگ یه جوک قدیمی رو به صورت تصویری بازسازی کرد به یارو میگن خبر داری میخواد موبایل بیاد تو روستا ؟ طرف که هیچ‌ درکی از موبایل نداشت با خودش فکر کرد لابد چیز خطرناکیه و گفت به درک بابا بذار بیاد همه مون رو بخوره از این زندگی راحت بشیم :) حتی تصورشم نمی‌کردم این جوک در مورد یه آدم بی بیسواد و اندکی خنگ هم به واقعیت بپیونده چه برسه به اینکه رییس جمهور مملکت ایران نقش اولش باشه ! شاید شما به این متن خندیده باشین و به نظرتون متن طنز آلودی باشه ولی من این توییت رو از سر درد و اندوه زیاد نوشتم وقتی که خیلی غمگین و ناامید میشم قلمم ناخودآگاه طنز آلود میشه نمی‌دونم شاید برای این باشه که اندکی از درد و ناراحتیم رو کاهش بده حقیقتا درد داره مملکتی که دانشمندان و نخبگانی مثل چمران با تخصصش تو پلاسما فیزیک و شهریاری با محاسبات فیزیکش و تهرانی مقدم با نبوغش توی موشکی و.... فداش شدن همچین آدمی با چنین درک کاریکاتوری و از مقولات مهم علمی رییس جمهوری شده باشه بیشتر به نظر میرسه یه دلقک رو رییس جمهور کردیم که به جای حل مشکلات مارو به اونا بخندونه که مشکلات رو یادمون بره ! تبریک میگم با لجاجت مملکت رو به جایی رسوندین که بزرگترین دستاورد رییس جمهورش سوتی های غیر قابل باور هفتگیشه از متر ۱۰۰ گرفته تا نسل ضد و هوش مصنوعی مستی که میاد مارو میخوره.... دریغ بود این ایرانی که از سر لجاجت ویرانش کردین دریییییییغ

شوفر اسنپ ِ سیاست زده

15,414 views • 9 months ago

این مدل جدید خیلی کوچک و سبک که گوگل معرفی کرد به اسم FunctionGemma را دست کم نگیرید. یه مدل فوق‌العاده سبک (فقط ۲۷۰ میلیون پارامتر!) دارید که انقدر کوچیکه که روی گوشی‌های معمولی هم راحت اجرا میشه، اما تخصصش فقط یک چیزه: تبدیل حرف‌های ما به دستورات برنامه‌نویسی (Function Calling). میتونید به صورت کاملا رایگان fine tune ش کنید برای کارهای مختلف. اما این مدل به چه دردی می‌خوره؟ بیاین چندتا مورد جذاب رو بررسی کنیم: ۱. دستیار شخصی کاملاً آفلاین و امن: تا حالا شده بخواین با فرمان صوتی چراغ خونه رو خاموش کنید یا یه تایمر بذارید، ولی چون اینترنت قطع بوده کار نکرده؟ با FunctionGemma، اپلیکیشن‌ها می‌تونن بدون نیاز به سرور و کاملاً روی خود گوشی، حرف شما رو بفهمن و دقیقاً دکمه یا تابع مربوطه رو اجرا کنن. امنیتش هم عالیه چون هیچ داده‌ای از گوشی خارج نمیشه. ۲. بازی‌های تعاملی نسل جدید: تصور کنید توی یه بازی نقش‌آفرینی (RPG)، به جای اینکه فقط از بین گزینه‌ها انتخاب کنید، به کاراکتر بگید: «برو از توی صندوقچه اون معجون قرمز رو بردار و بده به سرباز کناری.» این مدل می‌تونه این جمله رو به کدهای بازی ترجمه کنه و اکشن‌ها رو بلافاصله انجام بده. ۳. اتوماسیون کارهای سیستم: توسعه‌دهنده‌ها می‌تونن ابزارهایی بسازن که کارهای تکراری سیستم‌عامل رو برامون انجام بده. مثلاً بگید: «فایل‌های PDF توی پوشه دانلود رو که حجمشون بالای ۱۰ مگه زیپ کن و بفرست به ایمیل علی.» مدل دقیقاً توابع مربوط به مدیریت فایل و ایمیل رو فراخوانی می‌کنه. ۴. اینترنت اشیاء (IoT) هوشمندتر: توی گجت‌های هوشمند که رم و پردازنده خیلی محدودی دارن، FunctionGemma مثل یک جادوگر عمل می‌کنه. چون فقط به ۵۵۰ مگابایت رم نیاز داره، می‌تونه مستقیم روی سخت‌افزار لوازم خانگی یا ابزارهای صنعتی نصب بشه تا دستورات پیچیده انسانی رو به زبان ماشین ترجمه کنه. برای fine tune کردنش این بلاگ کامل توضیح میده به همراه کد. Blog:

Mehdi Allahyari

27,080 views • 9 months ago

یه چیزی می‌خوام بگم. احتمالاً روشنفکرها می‌خندند و بقیه فحش می‌دن؛ ولی می‌گم. من فکر می‌کنم ما اگر یه روزی قراره هرگونه «گذار» به دموکراسی داشته باشیم، اگه یه روزی قراره به آشتی ملی فکر کنیم، اگر یه روز قراره یک ائتلاف، هم‌گرایی‌، هم‌افزایی، شکل بگیره، به کسی مثل داریوش اقبالی نیاز داریم. نه لزوماً به‌عنوان یک چهره سیاسی. اتفاقاً شاید مهم‌ترین ویژگی‌ش اینه که هیچ‌وقت یک چهره سیاسی به معنای متعارفش نبوده و در عین حالز هیچ‌وقت فقط خواننده هم نبوده؛ و احساس تعهد اجتماعی خودش به مردم ایران رو ثابت کرده. کسی که در هر دو حکومت، صدای مستقل خودش رو داشته و بابتش در هر دو حکومت هزینه داده. در عین این‌که موضع سیاسی خودش رو داشته و داره، تا جایی که من دیده‌ام، کمتر وارد بازی نفی دیگران شده. با اندکی ضریب خطا، زیر پرچم هیچ دسته و گروهی نرفته. در ترانه‌هاش ظلم، تمامیت‌خواهی و تحجر رو هدف قرار داده، از هر جنس و لباس. و به نظرم این دقیقاً همون چیزی‌یه که برای آشتی ملی بهش نیاز داریم. آشتی ملی فقط کنار هم نشستن چند گروه و چهره سیاسی نیست. به آدم‌هایی نیاز داره که اعتبارشون رو بیرون از قبیله‌های سیاسی ساخته‌اند؛ آدم‌هایی که هنوز می‌تونن با چند ایرانِ متفاوت حرف بزنن، بدون این‌که برای شنیده شدن، اول از مخاطب بخوان هویت و گذشته خودش رو انکار کنه. بدون طلبِ اعلامِ وفاداری. داریوش، غایبِ همیشه‌حاضرِ فضای سیاسی و اجتماعی ایرانه. کمتر کسی رو سراغ دارم که به اندازه داریوش تلنگر زده باشه که ما اگر به دنبال تغییریم، باید از خودمون شروع کنیم. در کارهاش، دیکتاتور درونمون رو هنرمندانه و صریح به رومون آورده. نقدش ارزشمنده؛ چون خودش، نقد رو از نقد خودش شروع کرده. در مورد گذشته‌اش شفاف، و شاید سخت‌گیرترین منتقدِ خودش بوده. دیگران رو نقد کرده، اما شهامت پذیرش اشتباهات خودش رو هم داشته. و مهم‌تر از همه، رنج شخصی خودش رو فقط روایت نکرده؛ سعی کرده اون رنج رو با محبوبیت عمومی‌ش پیوند بده و از توش به دنبال کاهش درد بقیه باشه. . اینجاست که ماجرای اعتیادش برای من فقط یک داستان شخصی یا قصه «سقوط و بازگشت» نیست. سال‌ها پیش، معاون وزیر بهداشت می‌گفت ابعاد و عمق کمکی که داریوش به ترک و مبارزه با اعتیاد کرده، خیلی از نهادهای مسئول جمهوری اسلامی نکرده‌اند. محبوبیت داریوش، البته، محصول چیزی که خودش بهش «تولد دوباره» می‌گه، نیست. در روزهای اوج اعتیادش هم، در طبقات مختلف اجتماعی، نه فقط محبوب که برای خیلی‌ها اسطوره بود. مبارزه‌اش با اعتیاد احترامش رو بیشتر کرد و بهش کاریزمای تازه‌ای داد، اما مهم‌تر از اون، چیزی رو که سال‌ها در ترانه‌هاش گفته بود، در زندگی خودش به محک گذاشت: این‌که تغییر، قبل از هر جا، باید از خود آدم شروع بشه. داریوش در این سال‌ها، بی‌ادعا و در حد بضاعت خودش، نهادسازی کرد. شبکه‌سازی کرد. باورش به کار جمعی رو در عمل ثابت کرد. اشتباهاتش رو به رسمیت شناخت، روی باورهاش ایستاد و در همه سال‌هایی که در اوج بوده، کماکان رشد کرده. این ترانه جدید هم برای من مثال و نشونه روشنی از جایگاه داریوشه و پنجره‌ای که از اون، به ایران نگاه می‌کنه. و شاید یکی از رازهای موندن، و اسطوره شدن، همین باشه: قدرت انتخاب همراهان درست در هر پیچ مسیر. همراه داریوش در این ترانه، فرزاد فتاحی عزیزه. ولی ورای این ترانه، چیزی که برای من مهم‌تره همون حرف اوله. اگر یه روز واقعاً قرار باشه از حذف همدیگه عبور کنیم، اگر قرار باشه آدم‌هایی با گذشته‌ها، باورها و روایت‌های متفاوت دوباره بتونن کنار هم بایستن، فقط به سیاستمدار احتیاج نداریم. به سرمایه اجتماعی آدم‌هایی هم احتیاج داریم که سال‌هاست، بی‌اون‌که از ما بخوان شبیه‌شون فکر کنیم، دارن یادمون می‌ندازن که تغییر از خودمون شروع می‌شه. برای من، داریوش یکی از اون آدم‌هاست.

Panah Farhadbahman 🎒

23,505 views • 1 month ago