正在加载视频...

视频加载失败

یکی از لباس شخصی ها و آدم فروش کرمانشاه شناسایی شد #محمد_نامداری‌زاده فرزند صلاح تولد ۱۳۷۹/۰۸/۰۱ این فرد بهمراه همسرش #نگین_خوش‌صفت جوانان #کرمانشاه را شناسایی و مورد ضرب شتم قرار داده و‌دراختیار بازپرس شعبه ۱۶ #آرش_بهمنی و بازپرس شعبه ۴ عزیزی قرار میدهند بهمنی بازپرس ویژه اطلاعات و سپا.ه میباشد

0 条评论

暂无评论

原始帖子的评论将显示在这里

相关视频

سلام و درود بر هموطنان عزیز و همزبانان کُرد باغیرتم، من ناصر بکرزاده هستم و صدای من را از زندان مرکزی ارومیه می‌شنوید. شاید این آخرین صدای من باشد. من فرزند ملا منصور هستم، ۲۶ ساله هستم و دو خواهر کوچک‌تر از خودم دارم. در سن ۲۳ سالگی، زمانی که در اوج آرزوها و میل به زندگی بودم، دستگیر شدم. پدر و مادرم از روز اول دستگیری من تا امروز، هر روز مرده‌اند و زنده شده‌اند. غم دوری و فراق، بر روی دوش‌شان سنگینی کرده و در اوج جوانی، پیر و شکسته شده‌اند. زمانی شاد بودند و آرزو داشتند تک‌پسرشان را در لباس دامادی ببینند. چند روز پیش از دستگیری‌ام قرار بود به خواستگاری برویم و اکنون ۴ سال است که آن دختر در انتظار من مانده است. همین الان هم که چند ساعت است خبر تأیید حکم اعدامم را شنیدم، نمی‌دانم چطور به او زنگ بزنم و بگویم که حکم من تأیید شده و قرار است اعدام شوم. پس از پایان تحصیلات مدرسه، با توجه به تصمیم پدرم و علاقه‌ای که خودم داشتم، شروع به تحصیل در مدرسه علوم دینی صلاح‌الدین ایوبی پیرانشهر کردم. پس از دو سال درس خواندن، به دلیل شرایط خانواده، تصمیم گرفتم بخشی از بار مسئولیت را از دوش پدرم بردارم و یک مغازه فروش موبایل در ارومیه راه‌اندازی کردم. در تاریخ ۱۲ دی ۱۴۰۲ دستگیر شدم و به مدت ۳ ماه در سلول انفرادی اطلاعات سپاه نگهداری شدم و تحت شدیدترین شکنجه‌های روحی قرار گرفتم. شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی ارومیه پس از دو جلسه دادگاه در تابستان ۱۴۰۳، در پاییز همان سال بدون ارائه دلایل و مستندات کافی، حکم اعدام من را صادر کرد. این حکم در فروردین ۱۴۰۴ در شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور، با توجه به نبود شواهد و مدارک قانونی، نقض شد. پرونده برای رسیدگی مجدد به شعبه دوم دادگاه انقلاب اسلامی ارومیه ارجاع داده شد، اما همان دادگاه برای بار دوم، در سایه جنگ ۱۲ روزه، دوباره حکم اعدام صادر کرد. این حکم نیز بار دیگر در پاییز ۱۴۰۴ در شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور نقض شد و بی‌گناهی من مورد تأیید قرار گرفت. با این حال، پرونده برای سومین بار به شعبه دوم دادگاه انقلاب اسلامی ارومیه بازگشت ولی متأسفانه به دلیل شرایط کشور در دی ماه ۱۴۰۴، برای سومین بار، حکم اعدام من، بر اساس نامه‌ای که از دفعات قبل کپی شده بود، صادر شد. این حکم امروز صبح از سوی شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور و در شرایط جنگی حاکم بر کشور، تأیید شد. شنیدن حکم اعدام شاید برای بیشتر مردم قابل درک نباشد، اما این حکم طوری است که هیچ کس و هیچ چیزی نمی‌تواند آن را تحمل کند. اعدام مرا کشت، متلاشی کرد و هر لحظه مُردن خودم را می‌بینم و خانواده‌ام را هم از پای درآورده است. از کنار این نامه اعدام راحت رد نشوید، امروز نوبت من است و فردا نوبت فرد دیگری. از هموطنان عزیزم، از کُردهای با غیرت در داخل کشور و هر جای دنیا، و از ماموستاهای آیینی که من از طلبه‌های آن‌ها بوده‌ام، خواهش می‌کنم صدای بی‌صدای من باشند. صدای مرا به گوش سازمان‌های حقوق بشری، از جمله عفو بین‌الملل، و کل جهان برسانند. ارومیه با کل ایران فرق دارد. این را از صمیم قلب می‌گویم: نخستین «جرم» من کُرد بودنم بود و پس از آن، سنی بودنم. به داد من برسید. من نه اولین نفر هستم و نه آخرین نفر خواهم بود. ناصر بکرزاده ۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ زندان مرکزی ارومیه منبع Kurdistan Human Rights Network

Jeanne

44,264 次观看 • 5 个月前

سخنان مادر رضا رسایی، مادری نگران را در اسپیس دادبان گوش کنید. او از همه کمک می‌خواهد، از تک تک ما می‌خواهد صدایشان باشیم. او اشک می‌ریزد و سخن می‌گوید و از سختی‌هایی که برای بزرگ‌کردن رضا کشیده است، می‌گوید، حال به فرزند او حکم اعدام داده‌اند در جریان پرونده‌ای که سراسر ابهام است و قاضی با تکیه بر علم خود این حکم را داده است. برای دسترسی کامل به پرونده رضا و ایرادات آن به آدرس زیر مراجعه کنید که لینک استوری هم می‌شود. ۲۷ آبان ۱۴۰۱ همزمان با خیزش سراسری «زن، زندگی، آزادی» رئیس اداره اطلاعات سپاه شهرستان صحنه در استان کرمانشاه با نام «نادر بیرامی» در جریان برگزاری مراسم سالگرد درگذشت یکی از بزرگان «آیین یارسان» در نتیجه درگیری پیش‌آمده میان شهروندان حاضر در مراسم و ماموران امنیتی کشته می‌شود. در نتیجه کشته‌شدن این مامور امنیتی پرونده‌ای در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان کرمانشاه تشکیل شد. پس از گذشت نزدیک به یک سال این شعبه رای خود را در تاریخ ۱۵ مهر ماه ۱۴۰۲ صادر می‌کند که بر اساس آن رضا رسایی، (با نام اصلی غلامرضا) جوان ۳۴ اهل شهرستان صحنه و از پیروان آیین یارسان، را از میان ۱۰ متهم دیگر به اتهام «مباشرت در قتل عمد» به قصاص نفس (اعدام) محکوم می‌کند. تیم حقوقی دادبان (مرکز مشاوره و آموزش حقوقی ویژه کنش‌گران) با بررسی کامل دادنامه (متن حکم) صادره از سوی شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان کرمانشاه، موارد متعددی از نقض قوانین موضوعه (قانون آیین دادرسی کیفری و قانون مجازات اسلامی) را در جریان رسیدگی به پرونده یافته که صراحتا نشان از تناقضات و ایرادات آشکار در پرونده و تحقیقات مقدماتی و در نتیجه صدور حکم نهایی اعدام دارد. #رضا_رسایی #دادبان #مجاهد_کورکور

دادبان

16,935 次观看 • 2 年前

«*توجه فرمائید - دارای محدودیت انتشار قبل از ساعت 14:30 به وقت اسرائیل*» در طول هفته گذشته حدود ۶۰ تروریست به هلاکت رسیدند: لشکر ۱۴۶ به عملیات خود در جنوب لبنان ادامه می‌دهد نیروهای تیم‌های رزمی تیپ‌های ۵۵۱، ۴۰۱ و ۳۰۰ تحت فرماندهی لشکر ۱۴۶ همچنان در جنوب خط دفاعی مقدم برای رفع تهدیدها علیه شهروندان اسرائیل به عملیات خود ادامه می‌دهند. در هفته گذشته، نیروهای تیم رزمی تیپ ۵۵۱ بیش از ۱۰۰ زیرساخت تروریستی، از جمله انبارهای تسلیحاتی و مواضع دیده‌بانی متعلق به حزب‌الله، را هدف قرار دادند. در یکی از عملیات‌ها، یک انبار تسلیحاتی در منطقه رأس‌البیاضه شناسایی شد و در زمان کوتاهی مورد حمله قرار گرفته و منهدم شد. نیروهای تیم رزمی تیپ ۴۰۱ نیز طی هفته گذشته بیش از ۵۰ مورد تجهیزات نظامی را در منطقه شناسایی کرده و ده‌ها زیرساخت تروریستی را منهدم کردند. نیروهای تیپ ۳۰۰ همچنان در نقاط کلیدی منطقه برای دفاع از ساکنان جلیل غربی فعالیت می‌کنند. این تیپ تاکنون صدها زیرساخت تروریستی را منهدم کرده است. ارتش اسرائیل به مقابله با تهدیدها علیه شهروندان این کشور و نیروهای خود ادامه داده و بر اساس دستورالعمل‌های مقامات سیاسی عمل می‌کند.

ارتش دفاعی اسرائیل | IDF Farsi

15,200 次观看 • 4 个月前

نه داد، نه دادرسی: #محسن_لنگرنشین را میخواهند فردا بکشند محسن لنگرنشین، ۳۴ ساله، یکی از نخبگان در حیطه امنیت شبکه بود. به همین دلیل، در اواسط دهه دوم زندگی‌اش با پیشنهاد دانشگاه امام حسین، در حیطه امنیت شبکه در این دانشگاه مشغول به کار می‌شود. بعد از مدتی کوتاه، با دیدن سرکوب مردم در دهه ۹۰، با نوشتن استعفا از کار در این دانشگاه انصراف می‌دهد و در شرکتی خصوصی، بنا بر تخصص خود، مشغول به کار می‌شود. در کنار کار در این شرکت، در گمرک تهران نیز به خرید و فروش ماشین می‌پردازد. دستگاه امنیتی مدعی است که این فرد در ترور حسن تهرانی مقدم (که در سال ۱۳۹۰ کشته شد ـ در آن تاریخ محسن ۱۹ سال بیشتر نداشت) و همین‌طور سرهنگ پاسدار صیاد خدایی (که در سال ۱۴۰۱ کشته شد)، نقش شناسایی را بر عهده داشته است. محسن یک‌سال پیش از این تاریخ در اصفهان ساکن بوده و پرینت اس‌ام‌اس‌ها، تماس‌ها و حضور هرروزه او در محل کار، این ادعا را رد می‌کند. محسن لنگرنشین، ۱۲ تیرماه ۱۴۰۲ بازداشت شد. او ابتدا به مدت ۲۴ ساعت به یک خانه امن وزارت اطلاعات منتقل می‌شود. در آن‌جا تا صبح روز بعد بازجویی و مورد تهدید قرار می‌گیرد تا آنچه بازجویان می‌خواهند را بنویسد. روز بعد، او را برای تفهیم اتهام به دادسرا می‌برند. آقای لنگرنشین در دادسرا اتهامات واهی مربوط به جاسوسی برای اسرائیل را نمی‌پذیرد و پس از آن به بند امنیتی ۲۰۹ اطلاعات منتقل می‌شود و ۴۳ روز را در سلول انفرادی تحت شدیدترین شکنجه‌ها می‌گذراند. او را تحت بازجویی‌های سنگین شبانه قرار می‌دهند. او را تهدید می‌کنند که اگر اعتراف نکند، تک‌تک اعضای خانواده‌اش ـ از جمله پدر، مادر، خواهر و نامزدش ـ را به بند ۲۰۹ منتقل می‌کنند و چنان فشاری بر آن‌ها وارد می‌کنند که اگر آن‌ها را ببیند، نشناسد. به او اعلام کردند که خواهر و مادرش را بازداشت و به بند ۲۰۹ اطلاعات منتقل کرده‌اند و در صورتی آن‌ها را رها می‌کنند که چیزهایی را که ما می‌خواهیم، بنویسی. با شکنجه، او را مجبور کردند که بگوید یک موتور هوندا ۱۲۵ را برده و از سرهنگ خدایی فیلم‌برداری کرده و در تعقیب او بوده است. این در حالی است که طبق استعلامی که در پرونده موجود است، نام‌برده هیچ‌وقت موتور هوندا ۱۲۵ نداشته است. همچنین، او را به محل حادثه منتقل کردند تا آنچه بازجویان می‌خواهند را بگوید و در این حین از او فیلم‌برداری کردند. از دیگر موارد شکنجه این بود که دست و پایش را زنجیر کردند، او را با شلاق زدند و به او اعلام کردند که اگر به مواردی که بازجوها برای اعتراف می‌خواهند، تمکین نکند، تا ساعاتی دیگر اعدام می‌شود و در صورت تمکین، حکم حبس ابد به او خواهند داد و بعد از چند سال آزاد خواهد شد. متأسفانه، اتهاماتی را به آقای لنگرنشین منتسب کرده‌اند که ادله لازم برای اثبات آن‌ها وجود ندارد، و قاضی صلواتی (شعبه ۱۵) تنها به اعترافات اجباری تحت شکنجه در دادگاه استناد کرده و حکم اعدام برای وی صادر کرده است. حکم او عیناً در دیوان تأیید شد. وکلا تا به امروز سه بار درخواست اعاده دادرسی کرده‌اند که آخرین آن، هفته گذشته بود و به فاصله چند روز (شنبه) مجدداً اعاده رد شد. یکی از اعضای خانواده او می‌گوید: «محسن از ایران خارج شده بود و اگر ذره‌ای از اتهامات انتسابی به او درست بود، هرگز به ایران بازنمی‌گشت.» محسن لنگرنشین قرار است سپیده‌دم چهارشنبه (فردا) اعدام شود. #نه_به_اعدام

Ryma Sheermohammadi

88,816 次观看 • 1 年前

فسادی بنام #فاند_گیت که هرگز نمیگذاریم خاموش شود! پروژه ی مسیح علینژاد-مینا خانی-شاهد علوی-نازنین بنیادی با پروموت کردن شیرین عبادی و فیروز نادری! بخوانید: پروژه «ما شهروندان دیجیتال» یه کمپین بود که توسط مسیح تو سال ۲۰۱۸-۲۰۱۹ معرفی شد. این پروژه با حمایت سازمان آمریکایی «خانه آزادی» (Freedom House) راه‌اندازی شد و هدفش رو تو وب‌سایتشون اینگونه اعلام کردند: کمک به ایرانی‌ها برای شناخت و مقابله با اطلاعات گمراه‌کننده و جعلی تو حوزه‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، و جلوگیری از پخش شدن ناخواسته اخبار نادرست،دقیقا همچو فساد Disinfo مریم معمار صادقی که منجر به اخراج او شد! مسیح علینژاد و شاهد علوی و نازنین بنیادی و میناخانی که هیچکدام در این امر تخصصی نداشتند، تو ویدیویی که ۱۶ دسامبر ۲۰۱۸ منتشر کردن، گفتن که این کمپین می‌خواد تهدیدهای اینترنتی رو شناسایی و خنثی کنه و به مردم یاد بده چطور اخبار جعلی رو تشخیص بدن. شاهدعلوی اشاره کرد که یه گروه از «دوستان ایرانی خوش‌فکر و فنی» پشت این پروژه هستن، ولی هیچ‌وقت اسم این افراد یا مدیرای اصلی کمپین رو نگفتند و علینژاد هم تو جواب سوالای مردم درباره بودجه و جزئیات، گفت: که کنجکاوی درباره این چیزا کار «حکومت دیکتاتوری» برای خراب کردن بحثه و اطلاعات بیشتری نداد!!!! -شباهت به پروژه‌های دیگه: این پروژه را با «ایران دیس‌اینفو» (Iran Disinformation Project) که وزارت خارجه آمریکا حمایت مالی‌ش می‌کرد مقایسه کردیم ، چون هر دو قرار بود با پروپاگاندا و اخبار جعلی مقابله کنند اما ایران دیس‌اینفو به جنجال کشیده شد، چون به‌جای هدف اعلام‌شده‌ش، بیشتر به فعالای مخالف سیاست‌های آمریکا حمله می‌کرد و بجای تاسیس یک مجموعه ی هدفمند و مکانیزم مشخص در این راه،با ساخت چهار اکانت توییتری به مخالفان رژیم اخوندی و سیاست های امریکا حمله ور شد، این شباهت باعث شد سوالایی درباره نیت واقعی «ما شهروندان دیجیتال» پیش بیاد. -ابهامات و انتقادات یکی از بزرگ‌ترین انتقادها به این پروژه این بود که شفافیت نداشت. نه اسم گرداننده‌ها معلوم شد، نه مشخص شد بودجه‌ش دقیقاً از کجا میاد و چقدره و با عدم مشخصات واقعی پولها خرج چه اهدافی میشود، علینژاد و علوی فقط گفتن که «خانه آزادی» پشتشه، ولی جزئیات قرارداد یا افراد کلیدی رو فاش نکردن. این موضوع باعث شد بعضی‌ها فکر کنن پروژه بیشتر یه ابزار سیاسیه تا یه حرکت واقعی برای آموزش مردم. -سرنوشت پروژه: بعد از رونمایی اولیه و چند لایو اینستاگرامی (مثل یکی که قرار بود ۲۱ آذر ۹۸ برگزار بشه)، فعالیت چشمگیری از این کمپین دیده نشد و به نظر می‌رسه کم‌کم برچیده شده و هزینه ها علیرغم ریخت و پاش ها فقط به اسم مردم ایران نوشته شد اگه بخوام ساده بگم: این پروژه قرار بود به ایرانی‌ها کمک کنه تو دنیای دیجیتال گول اخبار جعلی رو نخورن، ولی به‌خاطر ابهام تو مدیریت و بودجه‌ش، بیشتر به‌عنوان یه حرکت جنجالی دیده شد تا پس از آن هیچ پروژه ای در این راستا تا مدتی بر قرار نگردد. علینژاد جدا از غرامت ۳/۳ میلیون دلاری چیزی حدود هشتصد هزار دلار نیز طبق اسناد تا این لحظه فاند گرفته و البته پروژه های اینچنین که ارقامشان مشخص نیست به اسامی و بهانه ای بنام #ایران و مردمانش! سوال:ایا اگر بخواهیم وس از هشت سال بدانیم نتیجه و البته جزییات را بگویند محکوم به دیکتاتور بودن میشویم؟ #پسرعاقل_نوح #غرامت_گیت Marco Rubio Department of Government Efficiency Elon Musk Saghivr HF

پسر عاقل نوح

70,324 次观看 • 1 年前

گروه موسیقی مشهور U2 اخیراً آهنگ جدیدی با عنوان «Song of the Future» منتشر کرده که به یاد و احترام دختران دانش‌آموز ایرانی و زندگی کوتاه سارینا اسماعیل‌زاده ۱۶ ساله ساخته شده است. آنها در توضیح این آهنگ نوشته‌اند: آهنگ «Song of the Future» از گروه U2، به اعتراض دختران دانش‌آموز در ایران و زندگی سارینا اسماعیل‌زاده ۱۶ ساله ادای احترام می‌کند.» این گروه افزودند: «سارینا یکی از هزاران دختر دانش‌آموز ایرانی بود که به عنوان بخشی از جنبش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۲۰۲۲ به خیابان‌ها آمدند. این اعتراضات با مرگ ژینا مهسا امینی جرقه خورد، زن جوان ایرانی که در تاریخ ۱۶ سپتامبر آن سال، در پی جراحات وارده پس از دستگیری توسط «پلیس امنیت اخلاقی» به دلیل حجاب در تهران جانش را از دست داد. هفت روز بعد، سارینا توسط نیروهای امنیتی ایران مورد ضرب و شتم قرار گرفت و کشته شد، در حالی که حکومت جمهوری اسلامی ادعا کرد او خودکشی کرده است. این آهنگ با هدف به تصویر کشیدن روح آزاد سارینا، و وعده و امید زندگی کوتاه او ساخته شده است. سارینا یکی از هزاران دختر ایرانی بود که در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۲۰۲۲ در خیابان‌ها اعتراض کردند.» U2 ##دادبان #سارینا_اسماعیل_زاده

دادبان

44,268 次观看 • 7 个月前

افشای شبکه ۲ میلیارد دلاری نفت؛ از برج‌های لواسان تا بانک‌های اوکراین و کشتیرانی در اروپا پشت پرده فروش نفت ایران و دور زدن تحریم‌ها، نام چهره‌هایی قرار دارد که ثروت ملی را به حساب‌های شخصی و ساخت‌وسازهای لوکس در قلب اروپا و ایران تبدیل کرده‌اند. حامد علیخانی یکی از کلیدی‌ترین چهره‌های این شبکه است که حداقل ۲ میلیارد دلار از پول نفت ایران را در اختیار دارد. 🔻 شبکه کشتیرانی و بانکداری در اروپا علیخانی که به‌طور مستقل و همچنین در شراکت با حسین شمخانی عملیات حمل و فروش نفت ایران را هدایت می‌کند، دارای شرکت کشتیرانی در فرانسه، شعبه فعال در لندن و حتی مالکیت یک بانک در اوکراین است. علی‌رغم ادعای برخی نهادها در ایران مبنی بر «فرار این تراستی»، شرکت «سیه فام» متعلق به او همچنان در داخل کشور فعال است و قصر ۸۰۰ میلیارد تومانی وی در منطقه سیدپیاز لواسان بدون هیچ خطری پابرجاست. 🔻 از خرید کالکشن‌های لوکس تا ثروت‌آفرینی خانوادگی تصاویر و اسناد نشان می‌دهند که بخشی از عواید حاصل از نفت ایران توسط علیخانی و همسرش صرف خرید تابلوهای هنری و کالکشن‌های لوکس در خارج از کشور می‌شود. 🔻 سرمنشأ فساد؛ باند اصلی مالی نقطه پرتاب علیخانی، ارتباطات ویژه با محمد آرام (معاون سابق ارزی بانک مرکزی) بوده است. اما ریشه این جریان به باند کلان مالی متصل است: شبکه‌ای متشکل از حسین عبده تبریزی، علی دیواندری، کبورانی و فردی به نام جهان‌آرا که با در اختیار داشتن زیرمجموعه‌هایی همچون گروه مالی دانایان (با سرمایه‌ای بیش از ۳۰ هزار میلیارد تومان)، سرمنشأ بخش عمده‌ای از فسادها و جابه‌جایی‌های سیستماتیک بانکی و ارزی در ایران هستند. 📌 اسناد بانکی مربوط به حساب‌های اوکراین، شرکت کشتیرانی فرانسه و تراکنش‌های شبکه دانایان در اسلایدهای بعدی قابل مشاهده است.

Amir Farshad EBRAHIMI

14,543 次观看 • 16 天前

داستان مریم طهماسبی جنبه‌ های دیگری هم دارد که *نشریه نیشن* به خوانندگانش نگفته است. طهماسبی در مقاله‌اش، خود و خانواده‌اش را دو فرد دانشگاهی و معمولی معرفی می‌کند که امروز باید تاوان کاری را بدهند که مادر همسرش، حتی پیش از تولد او، انجام داده است. او از آمریکایی می‌نویسد که «دوستش داشته» و خانواده‌اش را قربانی مجازات به‌دلیل نسبت خانوادگی جلوه می‌دهد. اما آمریکایی‌ها سزاوار شنیدن همه داستان هستند. طهماسبی از مادرشوهرش، معصومه ابتکار، صرفاً به‌عنوان «مترجم گروگان‌گیران ایرانی» یاد می‌کند. این توصیف، نقش تاریخی ابتکار را به شکلی جدی تحریف و کوچک می‌کند. ابتکار صرفاً یک مترجم نبود. او سخنگوی انگلیسی‌زبان دانشجویان اسلام‌گرایی بود که سفارت آمریکا در تهران را اشغال کردند و ۵۲ آمریکایی را به مدت ۴۴۴ روز به گروگان گرفتند. او در برابر رسانه‌های بین‌المللی چهره و صدای گروگان‌گیران بود و از اقدام آنان دفاع می‌کرد. ابتکار بعدها نیز به یکی از چهره‌های بلندپایه جمهوری اسلامی تبدیل شد و چندین دوره در مقام معاون رئیس‌جمهور فعالیت کرد. بخش مهم دیگری از این داستان که از روایت طهماسبی حذف می‌شود «آقازاده» بودن است. معصومه ابتکار به بالاترین سطوح ساختار سیاسی جمهوری اسلامی راه یافت و خانواده‌اش نیز در زمره خانواده‌های متصل به قدرت قرار گرفتند؛ خانواده‌هایی برخوردار از جایگاه، ارتباطات، امکانات تحصیلی و حرفه‌ای و امکان رفت‌وآمد و زندگی در خارج از کشور؛ فرصت‌هایی که برای میلیون‌ها ایرانی عادی، به‌ویژه کسانی که همین نظام سرکوب یا از حقوق اولیه‌شان محروم کرده، دست‌نیافتنی بوده است. صرف‌نظر از اینکه درباره برخورد کنونی با طهماسبی در آمریکا چه نظری داشته باشیم، نمی‌توان این پیشینه و امتیازات را از روایت حذف کرد و خانواده‌ای با چنین ارتباطاتی را صرفاً خانواده‌ای عادی و بی‌بهره از قدرت و نفوذ معرفی کرد. و بعد می‌رسیم به رفتار خود طهماسبی در آمریکا. در ویدیویی که به‌صورت عمومی منتشر شده، طهماسبی ابتدا خانه همسایه‌اش را که پرچم آمریکا بر آن نصب شده نشان می‌دهد. سپس دوربین را به سمت خانه‌ی خود و پرچم امام حسین بر سر در ان می‌چرخاند و با لحنی تمسخرآمیز می‌گوید: «اونا پرچم آمریکا رو زدن به خونه‌شون، منم پرچم امام حسین زدم.» چرا این جمله اهمیت دارد؟ چون امام حسین در فرهنگ شیعه صرفاً یک شخصیت مذهبی نیست. واقعه کربلا، حسین را به یکی از قدرتمندترین نمادهای مبارزه با ظلم، ایستادگی در برابر حاکم نامشروع، سر فرود نیاوردن، مقاومت، فداکاری و شهادت تبدیل کرده است. طبیعتاً احترام به امام حسین یا نصب پرچم او هیچ معنای ضدآمریکایی ندارد. مسئله اینجا انتخاب خود طهماسبی برای قرار دادن این دو نماد در برابر یکدیگر است. هیچ‌کس این مقایسه را به او تحمیل نکرد. این خود اوست که ابتدا پرچم آمریکا را نشان می‌دهد و سپس در مقابل آن، پرچمی را قرار می‌دهد که در فرهنگ سیاسی و مذهبی او نماد مقاومت و ایستادگی است. در چنین فضایی، دشوار است این رفتار را صرفاً ابراز یک باور مذهبی دانست. پیامی که خود او می‌سازد روشن است: یک طرف پرچم آمریکا؛ طرف دیگر، نماد مقاومت و ایستادگی او. این تصویر، روایت امروز او از کسی که صرفاً «عاشق آمریکا» بوده را دست‌کم بسیار پیچیده‌تر می‌کند. هیچ‌یک از این موارد به این معنا نیست که فرزندان باید به‌خاطر اعمال والدینشان مجازات شوند. نباید چنین باشد. همان‌طور که وابستگی خانوادگی نیز حق برخورداری هر فرد از دادرسی عادلانه و روند قانونی در آمریکا را از بین نمی‌برد. اما دقیقاً به همین دلیل است که تمام داستان باید گفته شود. وقتی از مردم آمریکا انتظار همدردی دارید، یکی از شناخته‌شده‌ترین سخنگویان گروگان‌گیران سفارت آمریکا را صرفاً به یک «مترجم» تقلیل ندهید.امتیازات، موقعیت و ارتباطات سیاسی خانواده‌ای را که سال‌ها به بالاترین سطوح قدرت در جمهوری اسلامی متصل بوده، از روایت حذف نکنید. و وقتی به آمریکایی‌ها می‌گویید چقدر کشورشان را دوست دارید، آن بخش از گذشته خودتان را هم حذف نکنید که در آن، پرچم همسایه آمریکایی‌تان را به تمسخر می‌گیرید و آگاهانه آن را در برابر نمادی قدرتمند از مقاومت و ایستادگی قرار می‌دهید. آمریکایی‌ها خودشان می‌توانند درباره معنای همه اینها قضاوت کنند؛ اما پیش از قضاوت، حق دارند تمام داستان را بدانند. #StopIRILobby

Lawdan Bazargan

40,520 次观看 • 1 个月前

وقتی بعد از ماه‌ها انفرادی به بابک شهبازی اجازه ملاقات دادند، بازجو به پسر خردسالش گفت: با پدرت خداحافظی کن که می‌خواهیم ببریم اعدامش کنیم. این را برادر بابک شهبازی روز گذشته در اسپیس برگزارشده توسط آموزشکده توانا گفت. در پی رد درخواست اعاده دادرسی بابک شهبازی، زندانی سیاسی محکوم به اعدام، در کمتر از ۲۴ ساعت، روز گذشته برادر آقای شهبازی در اسپیس توانا سخن گفت. در این برنامه آقای معین خزائلی، از مرکز آموزش و مشاوره حقوقی دادبان هم حضور داشت و نکاتی در خصوص تناقضات پرونده آقای شهبازی بیان کرد. در روز چهاردهم مرداد، دیوان عالی کشور درخواست اعاده دادرسی بابک شهبازی، زندانی سیاسی محکوم به اعدام را رد کرد. این تصمیم، تنها سه روز پس از ثبت رسمی این درخواست در یازدهم مرداد و با امضای قاسم مزینانی، رئیس شعبه نهم دیوان عالی کشور اتخاذ شد؛ تصمیمی که با توجه به ابهامات جدی پیرامون روند پرونده، باز هم بر نگرانی‌ها در خصوص استفاده ابزاری از اتهام «جاسوسی» و فقدان دادرسی عادلانه در ایران دامن زده است. شهبازی در دی‌ماه ۱۴۰۲ بازداشت و پس از ماه‌ها حبس در سلول انفرادی، توسط قاضی ابوالقاسم صلواتی، رئیس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب، به اتهام «افساد فی‌الارض از طریق جاسوسی برای اسرائیل» به اعدام محکوم شد. این حکم در دهم تیرماه ۱۴۰۳ در شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور نیز تأیید شده بود. بابک شهبازی، متولد ۱۳۶۰ در نهاوند، متأهل و پدر دو فرزند است. او در ۱۶ دی‌ماه سال ۱۴۰۲ بازداشت شد و ماه‌ها را در سلول‌های انفرادی زندان اوین و خانه‌های امن نهادهای امنیتی گذراند. منابع مطلع می‌گویند او تحت فشارهای شدید جسمی و روانی قرار داشت و با نقض حقوق اولیه، از جمله حق برخورداری از وکیل در مراحل بازجویی، روبه‌رو بوده است. اتهاماتی که علیه او مطرح شده، غیرمستند و بی‌پایه‌اند. از جمله این‌که ارسال پیامی برای رئیس‌جمهوری اوکراین به‌عنوان «ارتباط با اسرائیل» تفسیر شده، یا این‌که ادعا شده او با آموزش نرم‌افزار Word توسط موساد برای جاسوسی آماده شده است. شهبازی در نامه‌هایی که از زندان نگاشته، از شکنجه، تهدید، بازجویی‌های غیرقانونی، و اعتراف‌گیری نمایشی سخن گفته است. در یکی از این نامه‌ها، او توضیح داده که مأمور امنیتی از او خواسته بود با دست‌خط خودش متن اعترافات را بنویسد تا به ظاهر نشان دهد این اعترافات با رضایت و آگاهی انجام شده‌اند. او همچنین توصیف کرده که چگونه به محل‌هایی درزندان منتقل می‌شد ـ جایی که به گفته‌اش شبیه صحنه اجرای حکم اعدام بود ـ تا با ایجاد رعب و بی‌خوابی مداوم، تسلیم شود. شهبازی تأکید کرده که تمام بازجویی‌ها در غیاب وکیل، همراه با فحاشی جنسی، تهدید به تجاوز و ضرب و شتم بوده‌اند، و مأموران به صراحت گفته‌اند نیازی به مدرک ندارند و فقط قصد پرونده‌سازی دارند. خانواده‌ی این زندانی سیاسی نیز در این مدت تحت فشارهای شدید بوده‌اند. مأموران امنیتی بارها هشدار داده‌اند که در صورت اطلاع‌رسانی درباره بازداشت یا حکم صادره، روند اجرای اعدام را تسریع خواهند کرد. پدر بابک شهبازی در پی این فشارها دچار سکته قلبی شد و تحت عمل جراحی قلب باز قرار گرفت. هم‌چنین گزارش شده که شهبازی در دوران بازداشت، در کنار زندانیان جرایم خشن قرار داده شده و حتی یک بار تلاش برای خفه کردن او صورت گرفته است. یکی از هم‌پرونده‌های او، اسماعیل فکری، که در خرداد ۱۴۰۴ به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام شد، در حضور دیگر زندانیان اعلام کرده بود که اعترافاتش علیه شهبازی تحت فشار بوده و آن‌ها را تکذیب کرده بود. در اسپیس توانا گفته شد که در اقدامی ظالمانه اسماعیل فکری را به تماشای اعدام محسن لنگرنشین بردند تا او را وادار کنند که آنچه بازجویان می‌خواهند را علیه بابک شهبازی بیان کند. خانواده شهبازی با ارسال نامه‌ای به دیوان عالی کشور، مجموعه‌ای از اتهامات واردشده را غیرواقعی خوانده‌اند که هیچ‌گاه با سند و مدرک همراه نبوده است. یکی از نکات مضحک و البته تاسف‌بار این پرونده ادعای دریافت ۱۲ میلیون دلار پول از اسراییل است، که آنطور که بابک شهبازی به برادرش گفته، این عدد از صحبت‌های بازجو درباره رقم قرارداد کریستیانو رونالدو به مبلغ ۱۲۰ میلیون دلار خارج شده و به پرونده وارد شده است و در جریان دادگاه وقتی دیدند که خیلی رقم غیرواقعی است، آن را تبدیل به ۱۲ میلیون دلار کردند که هیچ سند و مدرکی که مؤید این ادعا باشد وجود ندارد و خانواده شهبازی در خانه‌ای استیجاری و در تنگنا زندگی می‌کنند. فایل کامل اسپیس توانا را در لینک زیر بشنوید، برادر آقای شهبازی حدود ۴۰ دقیقه صحبت کردند و نکات زیادی بیان شد: در این کلیپ بخش کوتاهی از این سخنان را می‌شنوید #بابک_شهبازی #نه_به_اعدام #یاری_مدنی_توانا

توانا Tavaana

10,472 次观看 • 1 年前