Video wird geladen...

Video konnte nicht geladen werden

Zur Startseite

یکی از پر تقاضا ترین مهارت ها deploy کردن مدلهای ماشین لرنینگ توی production هست. حالا دانشگاه carnegie mellon که شاید بالاترین رنک را در ماشین لرنینگ داشته باشه، یک کورس داره ارائه میده راجع به همین موضوع. این دوره نحوه ساخت، استقرار، اطمینان و نگهداری (build, deploy, assure,...

65,848 Aufrufe • vor 1 Jahr •via X (Twitter)

10 Kommentare

Profilbild von Mehdi Allahyari
Mehdi Allahyarivor 1 Jahr

فقط bookmark نکنید. like کنید بقیه هم ببینند.

Profilbild von SecurityPal
SecurityPalvor 2 Jahren

Excited to launch the SecurityPal Council including top industry leaders - Nick Hamilton (@OpenAI), Lena Smart (@MongoDB), Rolland Miller (@OrumHQ), Christopher Gerg (@perforce), Vinay Prabhushankar (@Snap) and Gal Oppenheimer (@Contentstack)! Read more:

Profilbild von بچه‌ی کویر اهل تورنتو
بچه‌ی کویر اهل تورنتوvor 1 Jahr

کسایی که دنبال لینکن

Profilbild von Mehdi Allahyari
Mehdi Allahyarivor 1 Jahr

یادم رفت لینک را بذارم. 🤣

Profilbild von Toxic Wine
Toxic Winevor 1 Jahr

دقیقا همون چیزی که لازم داشتم الان👌👍

Profilbild von Moein
Moeinvor 1 Jahr

خیلی ممنونم برای نشر مهربانی،همیشه یاد میگیرم

Profilbild von مُحَمَّدخان
مُحَمَّدخانvor 1 Jahr

🤝🥳

Profilbild von mahdi poori 🐉 $MON
mahdi poori 🐉 $MONvor 1 Jahr

برای بازار خارج حتمی اقدام کنید اما دوستان داخل وقت خودتون را هدر ندید

Profilbild von pooya
pooyavor 1 Jahr

بدیش اینه ویدئو نداره. البته همه اسلاید هاش هست. به نظرتون با همین چیزایی که الان روی سایت کورس قرار دادن هم میشه کامل یاد گرفت ؟

Profilbild von Mehdi Allahyari
Mehdi Allahyarivor 1 Jahr

البته ویدیوهای دوره چندسال پیشش هست ولی به روز نیست. مهم نیست به نظرم، چون برای هر موضوعی که بخوای از تو اسلایدها، میتونی کلی ویدیو پیدا کنی. مهم مفاهیم و road map هست که کامل پوشش میده.

Ähnliche Videos

پنج شنبه #تهران امروز برای همه عزیزان دور از وطن، همه پرنده‌های مهاجری که دل تنگ آب و خاک ایرانند، رفتم خیابان دربند. حتی برای هموطنانی که داخل ایران هستند اما به خاطر جنگ نمی‌توانند از خانه بیرون بیایند، یا کسانی که از تهران رفته‌اند و شاید در شهر دیگری از ترس همین جنگ آرام گرفته‌اند. خیابان دربند برای من پر از خاطره است. شاید برای همه کسانی که یک بار تهران را دیده باشند یا اینجا زندگی کرده باشند. وقتی به ابتدای خیابان رسیدم، یاد اولین باری افتادم که با ماشین دنده‌ای رانندگی می‌کردم. در سربالایی ایستاده بودم، دلشوره داشتم و جرات نداشتم کلاچ و گاز و دنده را با هم تنظیم کنم، پشت سرم یک ماشین خیلی نزدیک بود و دائم بوق می‌زد. تلاش می‌کردم عقب نروم، و هر لحظه فکر می‌کردم تصادف قطعیه. ترافیک اون موقع فقط به‌خاطر شلوغی معمول نبود، همه دنبال جاپارک بودند و پارکبان ها هم از دور برگردان دوم به بعد همه جارا میفروختند و دلیل بعدی گشت ارشادی بود که جلوتر، سر دوربرگردان اخر ایستاده بود. دخترها و پسرهای جوان را نگه می‌داشتند و از آن‌ها می‌پرسیدند نسبتشان با هم چیست، گاهی هم داخل ماشین‌ها را می‌گشتند تا مشروب پیدا کنند. آن موقع این طاقی که الان ساخته شده نبود و هیچ ورودی مشخصی وجود نداشت، جز همان گیت نگهبانی که در وسط خیابان بود. وقتی پیاده وارد خیابان می‌شدی، جوان‌هایی را می‌دیدی که سعی می‌کردند تو را به رستوران خودشان بکشانند و درصدشان را بگیرند. همزمان فریاد می‌زدند: «کباب داریم! جگر هست! انواع گوشت‌ها، تازه، کشتار روز، قیمت مناسب!» یکی هم فریاد می‌زد: «شیر بلال تازه با آبنمک و صندلی!» و بوی بلال و چوب سوخته فضا را پر می‌کرد. کنار این هیاهو، عباس آقا بود که فال می‌گرفت. عباس آقا با پرنده‌ اسیرش فال می‌گرفت؛ پرنده‌ای یک تکه کاغذ از جعبه درمی‌آورد و فال تو را به تو می‌داد. و شاید ما زمانی دلخوش‌ترین بچه‌ها بودیم به همین فال‌ها، که سعی می‌کردیم هر بیت را به زندگی خودمان ربط بدهیم. یک پسر جوان با خط میخی اسم تو را می‌نوشت و کمی بالاتر، یکی دو دستفروش بومی بودند که اسمشان یادم نیست، اما همیشه آنجا بودند و به محیط حس محلی می‌دادند. همان جایی که حدود ۱۷ سالگی ماشین را سعی می‌کردم تکان دهم، بخارخوش‌بوی از باقالی تازه و لبو در فضا پیچیده بود. بوی آن مثل مه نرم و آرامش‌بخش، حواس من را به خودش جلب می‌کرد و لحظه‌ای استرس رانندگی را کم می‌کرد. حالا در ۱۷ سالگی‌ام بودم و رانندگی بدون گواهینامه و ترس‌هایم بالا خیابان پر از ترشی‌های ناسالم و مسافرانی بود که لباس‌های رنگارنگ و خوشگلشان را پوشیده بودند و می‌آمدند تهران تا عکس بگیرند. دربند پر از حس زندگی بود. صدای بوق، خنده‌ها، فریادهای فروشنده‌ها، بوی غذاها و حرکت مردم، همه با هم ترکیبی ساخته بودند که خیابان را زنده نگه می‌داشت. نمادهایش برای مسافران مشخص بود: کباب می‌خوردند، عکس می‌گرفتند، بلال و ترشی می‌خوردند و بعد مسیرشان را ادامه می‌دادند. اما امروز، وقتی از اول تا آخر خیابان را نگاه کردم، فقط یک ماشین بود. سکوت عجیب و سنگینی بود؛ سکوتی که هر کسی که یک بار تهران را دیده باشد یا دربند را تجربه کرده باشد، می‌تواند حس کند. پنجشنبه صبح، ساعت ۱۱، من در خیابان دربند بودم. با هر قدم، همه خاطرات، همه استرس‌ها، همه بوی لبو و بخار باقالی، همه نگاه‌ها و صداهای خیابان در ذهنم زنده شد… #جنگ

Golshan

26,538 Aufrufe • vor 5 Monaten

هم‌میهنان عزیزم، لحظاتی سرنوشت‌ساز پیشِ روی ماست. کمکی که رئیس‌جمهور ایالات متحده به مردم شجاع ایران وعده داده بود، اکنون رسیده است. این یک مداخله بشردوستانه است؛ و هدف آن، جمهوری اسلامی، دستگاه سرکوب و ماشین کشتار آن است؛ نه کشور و ملت بزرگ ایران. اما، با وجود رسیدن این کمک، پیروزی نهایی هم‌چنان به دست ما رقم خواهد خورد. این ما ملت ایران هستیم که در این آخرین نبرد کار را تمام خواهیم کرد. زمان بازگشت به خیابان‌ها نزدیک است. اکنون که جمهوری اسلامی در حال فروپاشی است، پیام من به نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی کشور روشن است: شما سوگند خورده‌اید حافظ ایران و ملت ایران باشید، نه حافظ جمهوری اسلامی و سرکردگانش. وظیفه شما دفاع از مردم است، نه دفاع از رژیمی که با سرکوب و جنایت، میهن ما را به گروگان گرفته است. به ملت بپیوندید و به یک گذار باثبات و امن کمک کنید. در غیر این صورت، با کشتی درهم‌شکسته خامنه‌ای و رژیمش غرق خواهید شد. و پیام من به رئیس‌جمهور ایالات متحده، پرزیدنت ترامپ، این است: ملت شریف ایران، با وجود سرکوب و کشتار وحشیانه این رژیم، نزدیک به دو ماه با دلاوری ایستادگی کرد. اینک از شما می‌خواهم بیشترین احتیاط ممکن را برای حفظ جان غیرنظامیان و هم‌میهنانم به کار ببرید. مردم ایران، متحدان طبیعی شما و جهان آزادند، و یاری شما در سخت‌ترین دوره تاریخ معاصر ایران را فراموش نخواهند کرد. و به شما هم‌میهنان عزیزم در ایران: در این ساعت‌ها و روزهای حساس، بیش از هر زمان دیگر باید بر هدف نهایی خود متمرکز بمانیم: بازپس‌گرفتن ایران. من از شما می‌خواهم که در حال حاضر در خانه‌های خود بمانید و آرامش و امنیت خود را حفظ کنید. هوشیار و آماده باشید تا در زمان مناسب، که به‌طور دقیق به اطلاع شما خواهم رساند، برای اقدام نهایی به خیابان‌ها باز گردید. پیام‌های من را از طریق شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های ماهواره‌ای دنبال کنید. اگر در اینترنت و ماهواره اختلال ایجاد شد، از طریق امواج رادیویی با شما در تماس خواهم بود. ما به پیروزی نهایی بسیار نزدیکیم. می‌خواهم هر چه زودتر در کنار شما باشم تا با هم ایران را پس بگیریم و دوباره بسازیم. پاینده ایران، رضا پهلوی

Reza Pahlavi

14,041,267 Aufrufe • vor 6 Monaten

دونالد ترامپ: «فکر کنم بدترین لحظه تاریخ ما، کاری بود که جیمی کارتر با ایران کرد»! اگر نمیدونی کارتر چه کرد، این توئیت برای شماست: کارتر با شعار «از دموکراسی بگو/ز» که این روزها هم می‌بینید(!) به شاهنشاه فقید فشاری بی‌سابقه گذاشت! چه فشاری؟! کارتر قراردادهای نظامی با ایران را تعلیق کرد و منوط به آزادی زندانیان سیاسی با شعار «فضای باز سیاسی» و «از دموکراسی بگوز» کرد! خب شاه برایش مسائل نظامی اولویت بود. پس مجبور شد جلوی کارتر کوتاه بیاید تا هواپیمای F18L را دریافت کند! اما زمانی که نقشه اجرا شد، حتی خود محمدرضا شاه هم تازه فهمید که اصلا موضوع چیز دیگری بوده! چی بوده؟! کارتر با هماهنگی کامل با ملی منقلی‌ها و بختیار، به شاه فشار آوردند که برای چندی باید از ایران خارج بشه تا فضا آروم بشه! چه فضایی آروم بشه؟! مگه چی شده بود؟! خب برگردیم عقب‌تر! در گوادالوپ یک جلسه سری بین کارتر و رؤسای ۳کشور مهم برگزار شد با یک دستور جلسه: براندازی حکومت شاهنشاهی ایران! فرانسه خمینی را به فرانسه آورد! تمام مدیاهای جهان را برایش به صف کرد! BBC مستقیما تبدیل به تریبون رسمی خمینی و پل ارتباطی با هوادارانش شد! آمریکا مسئول مالی و البته سیاسی و نظامی ماجرا شد و چک‌های ۱۵۰ میلیون دلاری کارتر برای خمینی، در دوره اول ترامپ، افشا و از طبقه‌بندی خارج شد! اسلحه و مواد منفجره از لیبی تا سوریه و فلسطین، سرازیر به ایران شد، شاه حالا با فشار بختیار از کشور خارج شده بود! بختیار تیر آخر را هم به پیکر شاهنشاهی ایران زد: تعطیلی ساواک تنها نهاد امنیتی ایران و آزاد کردن همه تروریست‌های زندانی از خلخالی تا رجوی و رفسنجانی و خامنه‌ای و و و را آزاد کرد و صدها هزار قبضه اسلحه و میلیاردرها پول هم به آنها تزریق شده بود! خب تا اینجا عملا نهاد سیاسی تعطیل! نهاد امنیتی یعنی ساواک تعطیل! تروریست‌ها با کلی اسلحه آزاد! فقط می‌ماند یک چیز: ارتش! دردآورترین قسمت همین قسمت ارتش است و بزرگترین جنایت جنگی/علیه بشریت تاریخ بشر که کارتر علیه ایران و شاهنشاهی ایران مرتکب شد! چکار کرد؟! کارتر برای اینکه اطمینان پیدا کنه که تروریست‌ها با رهبری خمینی موفق می‌شوند، (پیشتر که ساواک را تعطیل کرده بود با بختیار!) فقط مانده بود ارتش(!) کثیف‌ترین خیانت تاریخ بشر همین نقطه بود! بخاطر قراردادهای نظامی (مشابه ناتوی امروزی) که آمریکا با ارتش ایران داشت، ژنرال هایزر را در قامت ارشدترین شخص ارتش آمریکا و نماینده کارتر به ایران فرستاد! که چکار کنه؟! هایزر، تمام اُمرای ارتش را جمع کرد به دروغ گفت که فرمان از شاه آمده که ارتش نباید در روند دموکراسی(!) ایران خلل ایجاد کنه و باید اعلام بی‌طرفی کنه! این فقط رولایه ماجرا بود! من تماااااااااااام مدارک تاریخی را چک کردم! حتی یک نشانه پیدا نکردم! چه نشانه‌ای؟! امرای ارتش از جهانبانی تا رحیمی و بدره‌ای را هیییییییییچکس بعد این جلسه با هایزر ندید تا اینکه جلوی خلخالی با دستانی بسته در دادگاه حاضر شدند! در دوره اول ترامپ هم همین سند که هایزر چکار کرد با ارتش شاهنشاهی ایران، از طبقه‌بندی خارج شد و BBC فارسی هم سراسیمه یک ویژه برنامه ماله کشی با «ایروان آبراهمیانِ دلقک» برایش ساخت که با سرچ واژه «ژنرال هایزر» یا «هویزر» می‌توانید در صفحه این لجن‌کده پیدا کنید! این بود قصه پرآب‌چشم از بلایی که کارتر بر سر ایران آورد! سپاسگزارم، پاینده ایران و جاوید شاه.

JamesDean

130,392 Aufrufe • vor 5 Monaten

مصاحبه کامل رویترز با شاهزاده ناکام، رضاپهلوی 📷📷📷📷📷📷📷📷📷 خبرنگار: رضا پهلوی، خوش آمدید. ممنون که امروز در پاریس با رویترز صحبت می‌کنید. در طول چهار ماه گذشته، ما با بیش از ۵۰ نفر، از جمله هشت نفر از همکاران فعلی و سابق شما، برای تهیه گزارشی درباره شما مصاحبه کرده‌ایم. مخاطبان ما همیشه از اینکه سوژه گزارش ما با پاسخ دادن به سوالات موافقت می‌کند، سود می‌برند. پس باز هم ممنون. رضا پهلوی: ممنون که این فرصت را به من دادید. خبرنگار: حتماً. پس اولین سوال من این است: شما در اروپا و ایالات متحده مشغول کمپین بوده‌اید، سخنرانی کرده‌اید، بودجه جمع‌آوری کرده‌اید و با مقامات منتخب برای رهبری یک دولت انتقالی در ایران دیدار کرده‌اید. با این حال، به نظر نمی‌رسد دولت ترامپ از شما حمایت کند. با توجه به همه اینها، مسیر شما برای بازگشت به ایران چیست و فکر می‌کنید تغییر رژیم در چه زمانی می‌تواند واقعاً محقق شود؟ رضا پهلوی: این کمپین ۴۶ سال پیش به عنوان یک ماموریت مادام‌العمر برای آزادی ایران آغاز شد و هرگز موضوع شخص من نبوده است. این درباره مردم ایران و حق آنها برای تعیین سرنوشت‌شان بوده است که دقیقاً تمام موضوع همین است. این وظیفه یک دولت خارجی نیست که تصمیم بگیرد چه کسی یا چه چیزی باید جایگزین برای ایران باشد. این بر عهده مردم ایران است. من هرگز از هیچ رهبر یا دولتی درخواست هیچ‌گونه تاییدیه‌ای نکرده‌ام. تمام ماموریت من در زندگی، و بارها و بارها آن را گفته‌ام، این است که اطمینان حاصل کنم مردم ایران در آینده این فرصت را خواهند داشت که تعیین کنند عملکرد دوره گذار پس از فروپاشی رژیم چه خواهد بود؛ تا بتوانیم یک مجلس موسسان داشته باشیم که درباره هر شکل نهایی سکولار و دموکراتیکی که مسلماً باید شکل بگیرد بحث کند و به مردم ایران اجازه انتخاب بدهد. خبرنگار: اما از جایی که امروز نشسته‌ایم، فکر می‌کنید تغییر رژیم چه زمانی ممکن است رخ دهد؟ رضا پهلوی: من فکر می‌کنم ما به آن بسیار نزدیک هستیم. دلیلی که این را می‌گویم این است که اول از همه، رژیم در ضعیف‌ترین وضعیت خود در طول ۴۷ سال گذشته قرار دارد. ناگفته نماند از نظر مشروعیت، هرگونه مشروعیت احتمالی باقی‌مانده‌ای را که ممکن بود داشته باشد کاملاً از دست داده است. به این معنا که بسیاری از دولت‌ها در تمام این چهار دهه همیشه از روش مماشات با امید به تغییر رفتار پیروی کرده‌اند و به نوعی به مشروعیت بخشیدن به این رژیم کمک کرده‌اند. خبرنگار: با این حال، اجازه بدهید درباره برخی از اظهارات شما بپرسم. شما در ژوئیه ۲۰۲۴ در کنفرانس ملی محافظه‌کاری در واشنگتن سخنرانی کردید و گفتید: “دوستان من، ما به دنبال مداخله شما نیستیم.” سپس امسال در اواسط فوریه از واشنگتن خواستید به ایران حمله کند و به رویترز گفتید که: “مداخله راهی برای نجات جان انسان‌هاست.” و سپس هنگامی که جنگ آغاز شد، به فاکس نیوز گفتید: “این همان تغییردهنده بازی است که تمام این مدت منتظرش بودیم.” پس چه چیزی باعث شد دیدگاه شما در مورد مداخله بین سال‌های ۲۰۲۴ و ۸ و ۹ ژانویه ۲۰۲۶ تغییر کند؟ رضا پهلوی: وقتی شما با آن سطح از قتل عام زندگی و سروکار دارید، تمام چشم‌انداز مسائل تغییر می‌کند. تا مدت‌ها می‌گفتم ما نیازی به هیچ مداخله‌ای نداریم و بگذارید مردم ایران توانمند شوند. سال‌ها گفته‌ام دیپلماسی کار نمی‌کند و جنگ هم راه‌حل نیست. شما فقط یک راه سوم دارید و آن توانمندسازی مردم ایران است. این چیزی است که من حداقل در ۲۰ سال گذشته در سراسر اروپا و ایالات متحده گفته‌ام. آنچه تغییر کرد، اتفاقی بود که در ۸ ژانویه رخ داد. در آن مورد من گفتم ببینید، این مداخله در واقع می‌تواند به نجات جان‌های بیشتری کمک کند که در غیر این صورت از دست می‌رفتند. بنابراین این واقعاً مسئله تلاش برای محافظت از جان‌های بیشتر در برابر این رژیم است؛ رژیمی که نشان می‌دهد هیچ حد و مرزی در اینکه چقدر حاضر است برای کشتن شهروندان خود پیش برود، ندارد. خبرنگار: ما با یک نماینده کنگره مصاحبه کردیم که شما را فردی خوش‌بیان، فروتن و دارای ویژگی‌های ریاست جمهوری توصیف کرد. اما همان‌طور که مطمئناً می‌دانید، شما منتقدانی هم دارید. من نمی‌خواهم شما را معذب کنم، اما می‌دانید، برخی از افراد اشاره می‌کنند که شما هرگز شغل حقوق‌بگیری نداشته‌اید و فاقد مهارت‌های رهبری حیاتی هستید. اسکات اندرسون، نویسنده کتاب «شاهِ شاهان: انقلاب ایران» گفت که شما در نوعی “حباب سلطنت‌طلبی” زندگی می‌کنید. و نقل قول: “هر آنچه همیشه درباره او از افراد در دیاسپورای ایرانی شنیده‌ام این است که او به نوعی یک فرد بی‌اهمیت و سبک‌وزن است.” به نظر می‌رسد اعتبار اصلی شما وراثت باشد. شما پسر آخرین شاه هستید. پاسخ شما به این چیست؟ مطمئنم برخی از این موارد را قبلاً شنیده‌اید. شما ۴۸ سال است که پای خود را در ایران نگذاشته‌اید. پدر شما پس از یک قیام مردمی علیه حکومت استبدادی‌اش به تبعید رفت. شما فکر می‌کنید چه صلاحیت‌هایی برای رهبری یک دولت انتقالی در ایران دارید؟ رضا پهلوی: خب، اگر یک وکیل تصمیم بگیرد پرونده‌ای را به صورت رایگان و داوطلبانه، pro bono، به عهده بگیرد، آیا این بدان معناست که او شغلی ندارد؟ من این کار را داوطلبانه و به صورت رایگان برای چهار دهه انجام داده‌ام، به عنوان فداکاری من در راه کشورم. من می‌توانستم به راحتی در آن زمان در قاهره، وقتی پدرم فوت کرد، تصمیم بگیرم که بی‌خیال همه‌چیز شوم و بگویم به درک. من می‌توانستم مانند بسیاری دیگر، زندگی، تجارت و کارهای دیگر را دنبال کنم. نه اینکه آنها ارتباطاتی نداشتند، نه اینکه آنها مردمی نداشتند، اما من تصمیم گرفتم به خاطر کشورم در این مسیر بمانم؛ کشوری که فکر می‌کنم از نظر تمدن، از نظر فرهنگ و از نظر آنچه می‌توانند به جهان ارائه دهند، سزاوار وضعیتی بسیار بهتر از این رژیم و این دولت هستند. بنابراین این یک فداکاری شخصی برای یک عمر بوده است. در مورد سابقه کاری، فکر می‌کنم این بخشی از دلیلی است که جوانان امروز در ایران، که من را در این ۴۶ سال دنبال کرده‌اند و دیده‌اند که چه گفته‌ام و چه کرده‌ام، من را با اعمال خودم قضاوت می‌کنند. این هیچ ربطی به گذشته ندارد. بله، من به طور اتفاقی نام پهلوی را دارم و اتفاقاً آن یک نکته مثبت است. این همان چیزی است که مردم در خیابان‌ها شعار می‌دهند. اکنون مردم حق دارند نظر خود را داشته باشند. ممکن است برخی از چهره من خوششان نیاید. ممکن است برخی فکر کنند من باید این کار یا آن کار را انجام دهم. من فقط با افکار و اصول خودم صادق هستم و سعی می‌کنم با آنچه در توان دارم بهترین باشم. تلاش می‌کنم تا جایی که ممکن است عناصری را گرد هم بیاورم که معتقدم می‌توانند در انجام کار به طور همه‌جانبه حمایت‌کننده باشند. این کاری است که من تمام وقت خود را صرف آن کرده‌ام؛ از طریق تعامل با اعضای جامعه خودمان، با دیاسپورا، با مردم داخل ایران و البته بخش خارجی آن. دوستان ایران، کسانی که معتقدند ایران سزاوار زندگی در قرون تاریک نیست، آنگونه که ما زندگی کرده‌ایم، و ایرانی را به یاد می‌آورند که مرفه بود، در حال شکوفایی بود و کمک‌هایشان به هنر، موسیقی، علم و غیره. فکر می‌کنم دقیقاً به همین دلیل است که امروز مردم به خیابان‌ها می‌روند و جان خود را برای آینده‌ای بهتر فدا می‌کنند. شما هرگز نمی‌توانید ۱۰۰ درصد حمایت همه را داشته باشید. همیشه برخی استثناها وجود خواهد داشت، اما فکر می‌کنم در بیشتر موارد من از حمایت گسترده‌ای در داخل و خارج از ایران برخوردارم. خبرنگار: می‌خواهم کمی در مورد چارچوب شما که سال گذشته درباره یک دولت انتقالی منتشر کردید صحبت کنم. این چارچوب خواستار برگزاری رفراندوم در عرض ۶ ماه است که می‌تواند منجر به یک پادشاهی پارلمانی یا جمهوری شود. آیا شما پادشاه شدن را در صورتی که خواست مردم ایران باشد رد می‌کنید؟ رضا پهلوی: خب، من به شما می‌گویم، من برای مقامی نامزد نمی‌شوم. این هرگز دغدغه من نبوده است و می‌دانید، این همچنین به این بستگی دارد که در نهایت چه چیزی به بهترین وجه در خدمت اهداف کشور است. در این مقطع، تمرکز من روی دوره پس از رفراندوم نیست. تنها تمرکز من در حال حاضر باید این باشد و هست که چگونه به آن نقطه نهایی برسیم. یکی از نقش‌های من متحد کردن مردم است. من نمی‌توانم با نمایندگی کردن یک جایگزین از نظر محصول نهایی در مقابل فرآیند رسیدن به آن، مردم را متحد کنم، زیرا این همیشه تفرقه‌انگیز است. به همین دلیل است که به شما می‌گویم، به من به عنوان یک نامزد برای رسیدن به یک مقام نگاه نکنید. به من به عنوان کسی نگاه کنید که راهی به سوی آن آینده برای شما فراهم می‌کند، صرف نظر از اینکه رای نهایی شما چه خواهد بود. خبرنگار: بسیار خب. من می‌خواهم به زودی به مسئله متحد کردن اپوزیسیون برسم، اما می‌خواهم ابتدا روی فعالیت‌های شما در ماه‌های اخیر تمرکز کنم. من با برخی از حامیان مالی شما صحبت کرده‌ام که بخشی از گروهی هستند که بیش از ۳ میلیون دلار به شما و کمپین‌تان کمک کرده‌اند. آنها می‌گویند که به دلایل زیر از شما ناامید شده‌اند: اینکه شما بلافاصله پست رسانه‌های اجتماعی پرزیدنت ترامپ را که گفته بود “ما ایران را تا مرز نابودی بمباران می‌کنیم یا به عصر حجر برمی‌گردانیم” به شدت مورد انتقاد قرار ندادید. می‌دانم که بعداً در پاسخ به سوالات خبرنگاران این کار را کردید، اما بلافاصله پستی درباره آن منتشر نکردید. اینکه شما برخی از خشونت‌های حامیان رادیکال‌تر علیه سایر مخالفان ایرانی و آزار و اذیت آنها را به شدت محکوم نکرده‌اید. همچنین آنها معتقدند که شما برای متحد کردن اپوزیسیون به شدت متفرق ایران به اندازه کافی تلاش نکرده‌اید. آنها همچنین می‌گویند که این مسائل را در تماس‌های خصوصی با شما مطرح کرده‌اند، اما در کمال ناامیدی آنها، شما توصیه‌های آنها را نپذیرفته‌اید. پاسخ شما به این موارد چیست؟ رضا پهلوی: خب، اجازه دهید ابتدا از حامیان مالی شروع کنم. فرض می‌کنم شما به آنها بانیان، benefactors، می‌گویید. من قرار نیست ماموریت را بر اساس انتظارات بانیان تغییر دهم که چون ما به تو پول می‌دهیم، پس باید فلان و بهمان کار را انجام دهی. روش کار این‌طور نیست. خبرنگار: خب، دو مسئله وجود داشت. یکی اینکه شما برای متحد کردن اپوزیسیون به شدت متفرق ایران به اندازه کافی تلاش نکرده‌اید و اینکه آنها این مسائل را با شما مطرح کرده‌اند و شما توصیه‌های آنها را نپذیرفته‌اید. رضا پهلوی: خب، فکر می‌کنم حداقل در دو سال گذشته در گسترده کردن این خیمه بسیار فعال بوده‌ام. در واقع، فکر نمی‌کنم تا به حال چنین طیف گسترده‌ای از نمایندگان متنوع اپوزیسیون ایران را که از تمام اقشار و ایدئولوژی‌ها زیر یک سقف جمع شده باشند، داشته‌ام. در واقع، من با افرادی تماس گرفته‌ام که زمانی بدترین دشمنان پدرم بودند. امروز آنها کاملاً همراه و در حال همکاری با من هستند. من در مورد مارکسیست‌های سابق، افرادی که عضو حزب توده بودند، سازمان فدائیان و اعضای سابق مجاهدین خلق صحبت می‌کنم. نمی‌دانم چقدر بیشتر از این می‌توانید این چتر را گسترش دهید که شامل این افراد هم بشود تا ثابت کنید در واقع اتحاد بسیار بیشتری از همیشه وجود دارد. مسلماً در داخل ایران هرگز یک ائتلاف بی‌نقص وجود نخواهد داشت. اما فکر می‌کنم که من این چتر را بسیار گسترده کرده‌ام و نمی‌دانم افرادی که چنین اظهاراتی می‌کنند چقدر جلساتی را که داشته‌ام و گردهمایی‌هایی را که داشته‌ام دنبال کرده‌اند یا از آنها آگاهند. اما می‌توانم به شما اطمینان دهم که این همیشه تلاش من بوده است. خبرنگار: در فاصله چند ماه در اوایل امسال، کسانی که خود را حامی شما معرفی می‌کنند، یک خبرنگار کرد را در لندن کتک زدند و او را راهی بیمارستان کردند. آنها صاحبان رستوران‌هایی را در لندن و وین مرعوب کردند و خواستار به نمایش گذاشتن پرچم شیر و خورشید قبل از انقلاب شدند. در نشستی از کنفرانس آزادی ایران در لندن، به برخی از شرکت‌کنندگان توصیه شد به دلیل ترس از خشونت از طریق زیرزمین محل را ترک کنند. هنگامی که یکی از حاضران با پای پیاده محل را ترک کرد، مورد ضرب و شتم قرار گرفت. موارد دیگری در نشست سی‌پک، CPAC، در تگزاس در ماه مارس رخ داد، جایی که یکی از حامیان شما به یک فعال اپوزیسیون گفت که اگر شعار جاوید شاه ندهد، با کامیون از روی او رد خواهد شد. پلیس لاهه در حال تحقیق درباره ادعاهایی است که حامیان شما مخالفان را در آنجا آزار داده و تهدید کرده‌اند. می‌خواهیم یک ویدیوی کوتاه را به شما نشان دهیم. این همان روزنامه‌نگار کردی است که بستری شده بود. خبرنگار: بله، پاسخ شما به این چیست؟ رضا پهلوی: من به تکثرگرایی اعتقاد دارم. من به تساهل اعتقاد دارم. من به مدنیت در بحث، در استدلال، در رفتار، احترام و عدم خصومت یا وحشیگری از هر نوعی اعتقاد دارم. این برای همه صدق می‌کند. هر کسی که ادعا می‌کند حامی من است باید درک کند که اینها دستورالعمل‌ها هستند. هر کسی که این دستورالعمل‌ها را نقض کند، اولاً من او را یک حامی در نظر نمی‌گیرم و اولین کسی خواهم بود که آن رفتار را محکوم می‌کنم. اگر رفتار آنها مجرمانه باشد، باید با مجازات کامل قانونی در هر کشوری که این تخلف در آن رخ داده است روبرو شوند. بگذارید در این مورد بسیار شفاف باشم. در نهایت، همچنین باید بگویم که فراموش نکنید رژیم نیز عوامل نفوذی و آشوبگران زیادی دارد که به قول فرانسوی‌ها در پوشش حامیان این یا آن گروه برای ایجاد چنین درگیری‌هایی عمل می‌کنند. خبرنگار: می‌دانید اینها حوادثی مجزا نیستند. می‌دانید که الگویی از رفتار در میان حامیان شما وجود دارد و این خشونت‌آمیز است. رضا پهلوی: همان‌طور که گفتم، من آن را محکوم می‌کنم. من از آن فاصله می‌گیرم. من آن را توجیه نمی‌کنم. من از آن چشم‌پوشی نمی‌کنم. در واقع، من از هر مرجعی که هست می‌خواهم که آنها را به خاطر جرمی که مرتکب شده‌اند مورد پیگرد قرار دهد. شما نمی‌توانید فقط بروید و شروع به وحشیگری با مردم کنید. این موضوع بسیار فراتر از اخلاق و رفتار اخلاقی است، بلکه پیامدهایی هم دارد. ما باید محترمانه رفتار کنیم. چگونه می‌توانیم در آینده به مردم ایران تضمین دهیم که تحت حمایت قانون قرار می‌گیرند و عدالت برقرار خواهد بود، اگر آنها این‌گونه رفتار کنند و بخواهند مدافع آینده‌ای مبتنی بر خشونت و انتقام‌جویی باشند؟ البته که نه. خبرنگار: می‌خواهم از شما چیزی بپرسم که امیدوارم به آن بپردازید و این انتقادی است که باز هم از سوی برخی از حامیان مالی شما مطرح می‌شود؛ اینکه شما ادبیات تند برخی از نزدیک‌ترین مشاوران خود را کنترل نکرده‌اید. یک مثال در ژانویه، سعید قاسمی‌نژاد در ایکس پست کرد: “شما یا با شاهزاده رضا پهلوی هستید یا با جمهوری اسلامی. اگر به هر دلیلی فرمانده میدان را تضعیف کنید، عامل دشمن هستید.” همچنین، و عذرخواهی می‌کنم چون می‌دانم این کمی ناخوشایند خواهد بود، همسر شما یاسمین نیز به خاطر برخی از اظهارات و پست‌هایش در شبکه‌های اجتماعی درباره سایر مخالفان ایرانی انتقاداتی را برانگیخته است. او در اینستاگرام تصویری از یک معترض ایرانی را بازنشر کرد که تابلویی در دست داشت که روی آن نوشته شده بود: “مرگ بر سه فاسد: ملا، چپی و مجاهد.” مطمئنم که شما این را دیده‌اید و او این شعار را در کپشن خودش هم تکرار کرد. رضا پهلوی: خب، اول از همه در مورد این یکی به خصوص، چیزی که می‌دانم این است که این تصویری بود که در داخل ایران در طول جنبش زن، زندگی، آزادی تولید شده بود. او آن را به عنوان یک اقدام خودجوش در آنجا در نظر گرفت. وقتی متوجه شدیم در آن چه نوشته شده، بلافاصله آن را حذف کرد. درست است؟ او بعداً توضیح داد که البته من حامی خشونت یا مرگ بر این و آن نیستم. بنابراین او این را رسماً بیان کرد. پس غیرمنصفانه خواهد بود که بگوییم او هرگز در این باره موضع‌گیری نکرد. در مورد تک‌تک اظهارات تیم من، ما قطعاً در حال حاضر پروتکل بسیار سخت‌گیرانه‌تری را تدوین کرده‌ایم در رابطه با اینکه تا چه حد افرادی که ارتباط نزدیکی با من دارند باید بتوانند خودشان را سانسور کنند. این در ابتدا بسیار غیرمنصفانه است، زیرا نقض آزادی بیان است، اما در عین حال دیگر نمی‌توانید مستقل عمل کنید. شما باید در مورد آنچه گفته می‌شود یا نمی‌شود بسیار محتاط‌تر باشید. یک چیز را درک کنید. من سعید و دیگران در تیمم را می‌شناسم. برخی از آنها سخت‌ترین مصائب ممکن را پشت سر گذاشته‌اند تا به جایی که امروز هستند برسند. آنها در ایران در زندان بوده‌اند. آنها توسط همان رژیمی که امروز با آن می‌جنگند، شکنجه شده‌اند. بنابراین شما باید درک کنید که بخش زیادی از این می‌تواند از نظر انسانی به دلیل سرخوردگی‌های انباشته و مواردی از این دست قابل درک باشد. من نمی‌گویم که آنها نباید برخی از اظهارات خود را مهار کنند و قبلاً با آنها در این باره صحبت کرده‌ام. امیدوارم این اصلاح شود. اما باید احساسات موجود را درک کنید. مردم در ایران در مرز انتقام‌جویی هستند و تقریباً کینه‌توز شده‌اند. خبرنگار: می‌خواهم از شما درباره قتل اخیر مسعود مسجودی بپرسم که اتفاقاً تا مقطعی یکی از حامیان شما بود. او عضو گارد جنگل، Forest Guard، بود. او یک دانشگاهی بود که در نزدیکی ونکوور زندگی می‌کرد. همان‌طور که فرض می‌کنم مطلع هستید، به یکی از منتقدان شما تبدیل شد و در سال ۲۰۲۴ در دو پرونده جداگانه از شما شکایت کرد. او ادعا کرد که شما حملات سایبری به فعالان دموکراسی‌خواه ایرانی را هدایت کرده‌اید. اجازه دهید قبل از آن بگویم که هیچ مدرکی وجود ندارد که شما در قتل او نقشی داشته‌اید. دلیل مطرح کردن این موضوع این نیست. دادستان‌های کانادا دو نفر از حامیان شما را به قتل او متهم کرده‌اند. آنچه ابتدا می‌خواهم بپرسم این است که آیا آقای مسجودی را می‌شناختید یا نه؟ رضا پهلوی: من اصلاً هیچ دیدار یا بحثی را به خاطر نمی‌آورم. می‌دانید، هزاران نفر در طول سال‌ها در تماس‌های زوم یا برنامه‌های مشابه شرکت کرده‌اند. ممکن است او هم در این بین بوده باشد. صادقانه بگویم، به یاد نمی‌آورم. اما نکته این نیست. نکته این است که آنچه اتفاق افتاده تراژیک است و هر کسی که مسئول این قتل بوده است باید در دادگاه حاضر شود و به خاطر جرمی که مرتکب شده قضاوت شود. خبرنگار: فقط دو نکته در مورد پرونده مسجودی. وقتی شما دو سوگندنامه را امضا کردید، گفتید: “من شاکی، مسعود مسجودی، را نمی‌شناسم.” می‌دانید، ما ویدیویی پیدا کردیم که او در یوتیوب منتشر کرده بود؛ یک تماس صوتی زوم که در سال ۲۰۲۱ با شما داشت. این مکالمه ۱۸ دقیقه‌ای است که او در آن با شما صحبت می‌کند. رضا پهلوی: امکانش هست. همان‌طور که در آن زمان گفتم، من به یاد نمی‌آوردم، چون این‌طور نیست که هر پنج سال یک تماس زوم داشته باشم. من شاید هفته‌ای دو بار تماس زوم با حضور هزاران نفر دارم. بنابراین صادقانه بگویم، به خاطر سپردن اینکه چه کسی آنجا بود و چه چیزی گفت، کار آسانی نیست. گاهی اوقات مردم حتی با نام واقعی خودشان وارد نمی‌شوند. بنابراین پاسخ صادقانه من در آن زمان این بود و هنوز هم همین را می‌گویم که واقعاً به خاطر نمی‌آورم هیچ مکالمه خاصی با این فرد داشته باشم. خبرنگار: می‌خواهم در مورد رابطه‌تان با سپاه پاسداران از شما بپرسم، زیرا این موضوع در پرونده مسجودی نیز مطرح شده است. “رابطه” کلمه بزرگی است. خبرنگار: خب، شما در سال ۲۰۱۸ در مصاحبه‌ای با ایران اینترنشنال گفتید که گفت‌وگوهایی با آنها و بسیج داشته‌اید و اخیراً هم از برخی از آنها خواسته‌اید که جدا شوند. موضع دقیق شما در مورد سپاه پاسداران چیست؟ رضا پهلوی: بلافاصله پس از جنبش سبز و نزدیک‌تر به خط زمانی که جنبش زن، زندگی، آزادی شروع شد، من شروع به دریافت پیام‌های مستقیمی در شبکه‌های اجتماعی خود از سوی عناصری کردم که می‌گفتند: “می‌دانی، من یک بسیجی در مشهدم.” یا: “من عضو سپاه پاسداران در فلان کشورم. ما از این رژیم متنفریم، ما با آنها نیستیم، ما به دنبال فرصتی هستیم که جدا شویم.” این واقعاً یک چیز تصادفی بود و وقتی به رسانه‌ها گفتم که من با عناصری از این دست در تماس هستم، در این زمینه بود. این‌طور نیست که من با فرماندهی سپاه صحبت کنم، اصلاً این‌طور نیست. اما عناصری از بسیج، سپاه و البته ارتش بودند که با من به طور محرمانه ارتباط برقرار می‌کردند. بدیهی است، به عنوان نشانه‌ای از اینکه بدانید توافق این است که یک روز ممکن است عناصری وجود داشته باشند که بخشی از نیروی نظامی، شبه‌نظامی یا بوروکراسی غیرنظامی همین رژیم باشند و ممکن است بخواهند جدا شوند. آنها ممکن است از نظر کیفری مقصر نباشند و دستشان به خون آغشته نباشد. بیایید در این مورد شفاف باشیم. وقتی مجبورید خدمت سربازی خود را انجام دهید، این گزینه را دارید که در ارتش یا سپاه خدمت کنید. این چیزی است که بسیاری از جوانان باید از آن می‌گذشتند. آیا این آنها را مجرم می‌کند؟ نه لزوماً. برای جدا کردن بخش عمده آنها از رهبری فاسد بالا که مستقیماً در آن جنایات، خشونت و سرکوب دخیل هستند، شما باید بتوانید آنها را جدا کنید. همان چیزی که وقتی به جنگ جهانی دوم نگاه می‌کنید، در پایان جنگ محاکمات نورنبرگ را داشتید، درست است؟ شما رهبران ارشد رایش سوم را محاکمه کردید، اما فکر نمی‌کنم منظور این بود که به دنبال تک‌تک سربازانی بروند که در ارتش آلمان خدمت کرده‌اند. به خصوص وقتی عمیق‌تر نگاه می‌کنید به آنچه در عراق پس از بعثی‌زدایی رخ داد و بخشی از دلیلی که تغییر رژیم در غرب بدنام شد. چرا این‌طور شد؟ چون در افغانستان و به ویژه در عراق بسیار ضعیف اجرا و پیاده‌سازی شد؛ جایی که گاردهای ریاست‌جمهوری به خانه فرستاده شدند و نیمی از آنها در نهایت به جنگجویان داعش تبدیل شدند. من نمی‌خواستم این مورد در ایران تکرار شود. پس اجازه دهید این را تکمیل کنم و سیر تکاملی افکارم را به شما بگویم. من گفتم بسیار خب، پس باید مطمئن شویم که همیشه یک استراتژی خروج برای کسانی که مسئول قتل یا رفتار مجرمانه نیستند، در دسترس است. این حتی باید بخشی از چیزی باشد که در عدالت انتقالی بررسی خواهیم کرد. اما پس از آن سپاه شروع به اقدام بسیار خشن‌تر کرد. سپاه تبدیل به یک ابزار واقعی و یک مانع شد، نه تنها علیه شهروندان خود، بلکه در جنگ‌های نیابتی که تا نیمکره غربی گسترش می‌یابند. در این مرحله و حداقل در ۱۰ سال گذشته، من یکی از اولین مدافعان تروریستی شناختن سپاه پاسداران بوده‌ام، به دو دلیل: اول اینکه رفتار آنها در داخل و خارج از کشور چیزی کمتر از ترور نیست. دوم، به عنوان ابزاری در رویکرد ما در برنامه عمل پنج‌بندی من که شامل فشار حداکثری بر رژیم است. یکی از آنها اعمال فشار بیشتر بر رژیم با تروریستی شناختن سپاه است که عنصر کلیدی حفظ این رژیم است. من این را خواسته‌ام و در چند سال گذشته، به ویژه در اروپا، برای آن کمپین کرده‌ام. حتی در ماه‌های اخیر که در بریتانیا بودم، از نخست‌وزیران سابق بریتانیا همین سوال را پرسیدم که چرا دولت شما سپاه را در لیست سازمان‌های تروریستی قرار نداده است؟ آنها پاسخ خودشان را می‌دهند. اما من مدافع بسیار سرسختی برای قرار دادن سپاه در این لیست بوده‌ام. چرا؟ چون فکر می‌کردم که اکنون لحظه‌ای است که آنها دیگر یک نیروی صرف نیستند، بلکه یک مانع واقعی بر سر راه آزادی ما هستند. به همین دلیل باید به عنوان عنصری دسته‌بندی شوند که نه تنها تهدیدی برای شهروندان خود ما هستند، بلکه اکنون یک تهدید واقعی برای غیرنظامیان خارجی نیز محسوب می‌شوند: شهروندان بریتانیایی، آلمانی، سوئدی، روزنامه‌نگاران، اعضای جامعه دگرباشان جنسی، جامعه یهودی و غیره. خبرنگار: پس برای روشن شدن موضوع، شما معتقدید عناصری در سپاه پاسداران وجود دارند که می‌توانند بازپروری شوند؟ رضا پهلوی: اگر شما مستقیماً مسئول درخواست برای قتل عام و کشتار مردم بوده‌اید، این یک جنایت نابخشودنی است. اینکه مجازات آن چیست، تصمیم‌گیری درباره آن به عهده من نیست. این به عهده سیستم قضایی آینده و هر قانون کشوری در آن زمان است که مجازات این نوع رفتار را تعیین کند. اما در عین حال، چیزی که من می‌گویم این است که درجات مختلفی از تقصیر وجود دارد. خبرنگار: گزارش‌هایی به صورت ناشناس وجود داشته مبنی بر اینکه شما از اسرائیل و عربستان سعودی کمک مالی دریافت کرده‌اید. آیا این درست است؟ رضا پهلوی: کاملاً دروغ است. من دریافت‌کننده هیچ بودجه دولتی یا عمومی در خارج نبوده‌ام. هر پنی که به کمپین من می‌رسد از کمک‌های مالی خصوصی حامیان است. امیدوارم بانیان بیشتری داشته باشیم که چک‌های بزرگ‌تری به ما بدهند. خبرنگار: مگر اینکه چیز دیگری باشد که ما مطرح نکرده باشیم و شما بخواهید به آن بپردازید. رضا پهلوی: من اطمینان مطلق دارم که وقتی ما آزاد شویم، تمام این زمینه‌های تاریکی یا منفی کاملاً ناپدید خواهند شد. من به این ایمان دارم. اگر نداشتم، صادقانه بگویم خودم را درگیر این موضوع نمی‌کردم. بنابراین شاید ما برای این ساخته نشده‌ایم. شاید سزاوار بهتر از این نیستیم. شاید، می‌دانید، همان‌طور که یکی از ضرب‌المثل‌ها می‌گوید، شما مردم را با دولت‌هایی که دارند قضاوت می‌کنید. اما در این مورد، یک استثنا است. ایران توسط رژیمی اشغال شد که از روز اول علیه ما به عنوان یک ملت جنگ به راه انداخت و این ما نیستیم. بنابراین من فکر می‌کنم رژیمی که شهادت را جشن می‌گیرد و خواستار خشونت است، نماینده ایرانیانی نیست که صلح‌طلب هستند و آن آینده را می‌خواهند. این دقیقاً کمپین ما را تعریف می‌کند؛ اینکه ما چگونه با افرادی که در حال حاضر کشورمان را اشغال کرده‌اند متفاوت هستیم. چه من باشم یا نباشم، چه روزی به ایران برسم یا نه، به آن انبوه جمعیت و ملت ۹۲ میلیونی قدرتمند نگاه کنید که منتظرند بخشی از یک جهان آزاد باشند. آنها سزاوار حضور در آنجا هستند و این همان چیزی است که من برای آن می‌جنگم. خبرنگار: رضا پهلوی، مجدداً از اینکه امروز با رویترز صحبت کردید بسیار سپاسگزارم.

آرش یوسفی -ARASH

214,199 Aufrufe • vor 1 Monat

گزارش فوق‌العاده‌ای از فرید زکریاست. پیشنهاد می‌کنم تا آخرین ثانیه ببینید و حتماً به اشتراک بگذارید. ❗️❗️❗️❗️❗️❗️❗️❗️❗️❗️❗️❗️ فرید زکریا: یکی از بزرگ‌ترین معماها در خصوص جنگ ایالات متحده و ایران این است که چرا خسارت‌های اقتصادی ناشی از حملات چندماهه به تهران، این کشور را مجبور به صلح نکرده است. مقام‌های ایرانی در ماه آوریل برآورد کردند که حملات ایالات متحده و اسرائیل ۲۷۰ میلیارد دلار خسارت به زیرساخت‌های ایران وارد کرده است. ایران مجبور شد برای ادامه جنگ، وام‌های سنگینی از بانک مرکزی دریافت کند. انتظار می‌رود تورم افزایش یابد، در حالی که سال گذشته نیز بالای ۴۰ درصد بود. مردم عادی ایران بدون شک در رنج و سختی هستند. پس چگونه این کشور تا کنون به زانو درنیامده و تسلیم نشده است؟ بخشی از دلیل این است که ملت‌ها تنها با انگیزه‌های اقتصادی هدایت نمی‌شوند. ملی‌گرایی، غرور و عزت‌نفس همگی نقش خود را ایفا می‌کنند. اما این نکته نیز قابل توجه است که اقتصاد ایران، با وجود تمام فشارهای ناشی از دهه‌ها تحریم و جنگ کنونی، به شکل شگفت‌انگیزی تاب‌آور بوده است. با وجود تمام برداشت‌ها مبنی بر فروپاشی اقتصاد ایران و تمام آسیب‌های واقعی واردشده، این نیز حقیقت دارد که ایران یکی از متنوع‌ترین و فعال‌ترین اقتصادهای صنعتی منطقه است. ایران با هفت کشور هم‌مرز است و می‌تواند مبادلات تجاری زمینی داشته باشد. همچنین چندین بندر دارد که برخی از آن‌ها حتی در طول جنگ فعال بوده‌اند. ایران فرآورده‌هایی بیش از نفت صادر می‌کند. سیاست‌های حمایت از تولید داخلی و کارآفرینی باعث رشد صنایع پررونقی مانند فولاد، پتروشیمی، آهن و صنایع غذایی شده است. ایران خود را با تحریم‌های بین‌المللی وفق داده و بخش بیشتری از نیازهای خود، از جمله خودرو، دارو و لوازم خانگی را در داخل تولید می‌کند. این کالاها همواره در سطح بین‌المللی رقابت‌پذیر نیستند، اصلاً این‌طور نیست، اما پاسخگوی نیازهای داخلی هستند و این موضوع در زمان جنگ نیز به کشور کمک می‌کند. و در مورد نفت، روزنامه وال‌استریت ژورنال گزارش می‌دهد که تعداد معاملات رو به افزایشی به‌جای دلار، با یوآن چین انجام می‌شود که به ایران در دور زدن تحریم‌ها کمک می‌کند. در سال ۲۰۲۴، ایران برآورد شد که ۴۳ میلیارد دلار درآمد نفتی داشته و این روزنامه دریافته است که بیشتر این فروش‌ها با یوآن انجام شده است. تهران همچنین برای دور زدن تحریم‌ها از رمزارزها استفاده می‌کند که ردیابی آن‌ها به همان اندازه دشوار است. و درک این نکته بسیار حیاتی است که نخبگان حاکم در ایران به‌طور مستقیم از نحوه کارکرد فعلی اقتصاد سود می‌برند؛ یعنی از یک سیستم غیرشفاف که توسط ذینفعان پنهان، از جمله روحانیون و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کنترل می‌شود. همان‌طور که کیهان ولدبیگی در فنومنال ورلد می‌نویسد، پس از انقلاب اسلامی، حکومت دارایی‌های نخبگان را مصادره کرد و آن‌ها را میان دو اردوگاه تقسیم نمود. برخی مانند بانک‌ها، شرکت‌های بیمه و صنایع سنگین ملی شدند و مستقیماً توسط وزارتخانه‌های دولتی اداره گردیدند. برخی دیگر، از جمله بنیادهای شاه، میان سازمان‌های اجتماعی معروف به نهادها یا بنیادها تقسیم شدند که زیر نظر روحانیون فعالیت می‌کردند. این بنیادها تلاش‌های بازسازی و امدادرسانی در جریان جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰ را رهبری کردند و به مرور زمان به شرکت‌های خوشه‌ای بزرگ و گسترده تبدیل شدند. بسیاری از صنایع ملی‌شده در نهایت خصوصی‌سازی شدند و بسیاری از آن شرکت‌ها به دست سپاه پاسداران افتادند. ولدبیگی می‌نویسد: «امروزه منافع تجاری سپاه پاسداران بخش‌های کشتیرانی، ساخت‌وساز، نفت، خودروسازی و مخابرات ایران را در بر می‌گیرد.» و همان‌طور که رویترز اشاره می‌کند، تحریم‌ها تسلط سپاه پاسداران بر اقتصاد را تقویت کرده است، چرا که صادرات مخفیانه و تجارت از طریق واسطه‌ها و شرکت‌های صوری را تسهیل می‌کند. به عبارت دیگر، آن‌ها قاچاق را در کنترل دارند. اکنون برآورد می‌شود که سپاه پاسداران و بنیادها بیش از ۵۰ درصد از اقتصاد ایران را در اختیار دارند. و همان‌طور که رویترز یادآور می‌شود، هر زمان که تلاشی برای بازسازی پس از جنگ صورت گیرد، سپاه پاسداران به دلیل تسلط بر بخش‌های ساخت‌وساز و مهندسی، ذینفع اصلی خواهد بود. اقتصاد ایران البته به قیمت آسیب به شهروندان عادی اداره شده است، اما میلیون‌ها نفر وجود دارند که از نزدیکی به حکومت سود می‌برند. طبق گزارش وال‌استریت ژورنال، اعضای نیروی شبه‌نظامی بسیج و سپاه پاسداران می‌توانند از موقعیت‌های شغلی در شرکت‌های وابسته به دولت یا دسترسی به وام‌های ارزان‌قیمت بهره‌مند شوند. یکی از مشکلات متعدد در رویکرد دونالد ترامپ نسبت به تهران این است که او به‌گونه‌ای رفتار می‌کند که گویی با الزامات ساده و صریح یک اقتصاد بازار معمولی طرف است. اما اقتصاد ایران تحت تسلط شبکه‌ای از انگیزه‌ها و مشوق‌های مخرب قرار دارد. تحریم‌ها و انزوا برای کشور بد هستند، اما برای حکمرانان آن مفیدند. با وجود تمام آسیب‌هایی که ایالات متحده و اسرائیل از زمان آغاز جنگ به ایران وارد کرده‌اند، هدیه قدرتمندی نیز به این کشور داده‌اند: فراهم کردن فرصتی برای نشان دادن کنترل خود بر تنگه هرمز به جهانیان. این تنگه پیش از جنگ روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت را جابه‌جا می‌کرد، یعنی یک‌پنجم کل عرضه نفت جهان. ایران با اعمال کنترل بر این آبراه، آنچه را که آژانس بین‌المللی انرژی بزرگ‌ترین اختلال در عرضه جهانی نفت در تاریخ می‌نامد رقم زده و موجب جهش شدید قیمت نفت شده است. اما سلاح ایران ممکن است تاریخ انقضا داشته باشد. همان‌طور که وال‌استریت ژورنال گزارش می‌دهد، کشورهای حوزه خلیج فارس از هم‌اکنون در تلاشند تا زیرساخت‌های نفتی خود را برای دور زدن تنگه توسعه دهند. در ماه مه، امارات متحده عربی اعلام کرد ساخت دومین خط لوله به مرکز ذخیره‌سازی خود در الفجیره را که درست آن‌سوی تنگه هرمز قرار دارد، سرعت می‌بخشد. عربستان سعودی نیز نفت را از مسیر تنگه، از طریق خط لوله شرق به غرب خود به بندر غربی ینبع هدایت کرده است. این زیرساخت که در جریان جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰ ساخته شده بود، اکنون روزانه نزدیک به ۷ میلیون بشکه نفت منتقل می‌کند، در حالی که پیش از جنگ تنها ۲ میلیون بشکه در روز جابه‌جا می‌کرد. وال‌استریت ژورنال همچنین اشاره می‌کند کشورهای حوزه خلیج فارس در حال گفتگو برای تسریع در ساخت یک کریدور ریلی هستند که مسیر دیگری را برای انتقال نفت فراهم می‌کند. این راهکارها کامل نیستند. خطوط لوله گران‌قیمت و پیچیده‌اند و در برابر حملات پهپادی آسیب‌پذیرند. قطارها نیز نمی‌توانند به اندازه کشتی‌ها نفت جابه‌جا کنند و هزینه آن‌ها هم ارزان نیست. استراتژی دیگر پیدا کردن مسیرهای جدید برای عرضه نفت نیست، بلکه کاهش تقاضا برای آن است. همان‌طور که مجمع جهانی اقتصاد اشاره می‌کند، بسیاری از کشورها در حال اتخاذ سیاست‌های صرفه‌جویی در انرژی برای انجام همین کار هستند. اندونزی و میانمار یک روز از هفته را به دورکاری کارکنان بخش عمومی اختصاص داده‌اند. کشورهای دیگر روزهای مدرسه را کاهش داده یا آموزش از راه دور را افزایش داده‌اند. بسیاری از کشورها در حال سهمیه‌بندی سوخت هستند. اما تلاش‌های هیچ کشوری برای کاهش واردات و تقاضای نفت به اندازه بزرگ‌ترین واردکننده انرژی جهان، یعنی چین، تعیین‌کننده نبوده است. امروزه چین حداقل ۳ میلیون بشکه نفت در روز کمتر از زمان پیش از جنگ وارد می‌کند. دلیل آن این است که پکن سال‌ها صرف ایمن‌سازی خود در برابر همین نوع شوک‌های عرضه انرژی جهانی کرده است. این کشور ذخایر عظیم نفتی ذخیره کرده و کارخانه‌های خود را عمدتاً با زغال‌سنگ داخلی و انرژی‌های تجدیدپذیر فعال نگه می‌دارد. و همان‌طور که کارولین کسان، استاد امور بین‌الملل دانشگاه نیویورک، در خبرنامه خود می‌نویسد، کاهش واردات نفت توسط این غول آسیایی دلیل اصلی عدم صعود بیشتر قیمت‌هاست. چین همچنین مصرف انرژی در داخل را محدود کرده است. همان‌طور که ناتاشا کانوا، رئیس استراتژی کالای جی‌پی مورگان مشاهده می‌کند، این کاهش نتیجه دستور دولت نیست؛ بلکه به نظر می‌رسد بیشتر ناشی از انتخاب مصرف‌کنندگان و دسترسی آسان به خودروهای برقی باشد. چین در حال حاضر دارای بزرگ‌ترین ناوگان خودروهای برقی در جهان است و مردم بیش از هر زمان دیگری از آن‌ها استفاده می‌کنند. حجم شارژ خودروهای برقی در بزرگراه‌ها در روز اول تعطیلات سالانه روز کارگر نسبت به سال قبل ۵۶ درصد افزایش یافته است. ساکنان بیشتر با قطار و کمتر با هواپیما مسافرت می‌کنند. تاکتیک‌هایی که کشورها و مصرف‌کنندگان برای محدود کردن مصرف نفت به کار گرفته‌اند از روی ضرورت است، نه از سر رغبت برای گذار به انرژی‌های پاک. در برخی موارد، زغال‌سنگ جایگزین نفت می‌شود. اما در درازمدت، فناوری‌های سبز ذینفع خواهند بود. کسان از دانشگاه نیویورک پیش‌بینی می‌کند که تقاضای نفت به زودی به یک اوج و سطح ثبات خواهد رسید. نه به این دلیل که سیاست‌های اقلیمی ناگهان پیروز شده‌اند یا حکومت‌ها دسته‌جمعی تصمیم به کاهش مصرف نفت گرفته‌اند، بلکه به این دلیل که ناامنی، آن‌ها را مجبور به سازگاری کرده است. تاریخ صحت این فرضیه را اثبات می‌کند. نگاهی به بحران نفتی سال ۱۹۷۳ بیندازید. این بحران منجر به یک دوره طولانی کاهش مصرف نفت در ایالات متحده شد؛ بخشی به این دلیل که باعث معرفی استانداردهای مصرف سوخت خودروها در آمریکا گردید. اروپا و ژاپن الهام گرفتند تا ظرفیت انرژی هسته‌ای خود را تقویت کرده و حمل‌ونقل عمومی را گسترش دهند. آن بحران باعث شد کشورها منابع انرژی خود را متنوع کرده و از وابستگی شدید به نفت فاصله بگیرند. اکنون به دلیل دسترسی آماده به انرژی‌های تجدیدپذیر و خودروهای برقی، تغییرات مثبت‌تری امکان‌پذیر است. همان‌طور که بلومبرگ گزارش می‌دهد، بریتانیا در حال معرفی مقرراتی است که نصب پنل‌های خورشیدی و پمپ‌های حرارتی کم‌مصرف را در خانه‌های جدید الزامی می‌کند. ویتنام می‌خواهد تا پایان سال ۱۰ درصد از خانه‌ها دارای پنل‌های خورشیدی روی پشت‌بام باشند. رئیس‌جمهور اندونزی می‌گوید می‌خواهد تمام وسایل نقلیه در کشورش برقی شوند. بلومبرگ اشاره می‌کند که خرید خودروهای برقی در ماه مارس در بیش از ۳۰ کشور جهش داشته است. بنابراین در درازمدت، اثر غیرمنتظره این بحران ممکن است این باشد که ایران اهرمی را که به دست آورده از دست بدهد و جهان به سمت انرژی‌های سبز تنوع پیدا کند. چه کسی حدس می‌زد؟ دونالد ترامپ این هفته به شدت از دست ایران خشمگین بود. او در نشست سران ناتو در ترکیه، رهبری ایران را افرادی «دیوانه، شرور و بیمار» و یک «سرطان» نامید. در ماه فوریه، او این حکومت را یک «دیکتاتوری بسیار خبیث و رادیکال» خوانده بود. هفته‌ها بعد، او تهدید کرد که اگر ایران آتش‌بس را نپذیرد، امشب یک تمدن کامل خواهد مرد و هرگز دوباره بازنخواهد گشت. اما تا ماه ژوئن، او مسیر خود را تغییر داد و یادداشت تفاهمی را امضا کرد که هدف آن پایان دادن به جنگ بود. او تحریم‌های نفتی علیه ایران را به صورت موقت لغو کرد و احتمال ایجاد یک صندوق بزرگ برای بازسازی کشور را مطرح نمود. او گفت منصفانه نیست که اگر کشورهای دیگر موشک‌های بالستیک دارند، ایران از آن‌ها محروم شود. و گفت باعث افتخار او خواهد بود که با رهبر جدید، مجتبی خامنه‌ای، دیدار کند؛ کسی که ترامپ هنگام اعلام کشته شدن پدرش توسط ایالات متحده و اسرائیل، او را «یکی از شرورترین افراد تاریخ» نامیده بود. اگر این دیپلماسی «گرم و سرد» شما را شگفت‌زده می‌کند، نباید این‌طور باشد. بگذارید شما را به دوره اول ترامپ برگردانم؛ زمانی که رئیس‌جمهور تلاش می‌کرد برنامه هسته‌ای یک خصم سرسخت دیگر، یعنی کره شمالی را خنثی کند. مانند ایران، همه چیز با تهدیدهای حداکثری آغاز شد. ترامپ در سال ۲۰۱۷ در مواجهه با پیشرفت برنامه هسته‌ای کره شمالی به خبرنگاران گفت که پاسخ این کشور با «آتش و خشم» داده خواهد شد، به‌گونه‌ای که جهان هرگز به خود ندیده است. آشنا به نظر می‌رسد. در سپتامبر همان سال، ترامپ متعهد شد که کره شمالی را کاملاً نابود کند و گفت رهبر آن، کیم جونگ اون، در یک مأموریت انتحاری برای خود و حکومتش قرار دارد. او همچنین بارها به کیم اهانت شخصی کرد و او را «مرد موشکی کوچک» نامید که اشاره‌ای به قد کوتاه کیم و علاقه او به آزمایش‌های موشکی بود. اما سپس ترامپ مسیر خود را تغییر داد و با دیدار با کیم در سنگاپور موافقت کرد. پس از آن نشست، ترامپ درباره رهبر کره شمالی گفت: «من به او اعتماد دارم» و اینکه «او شخصیت فوق‌العاده‌ای دارد» و آن‌ها «از طریق نامه عاشق هم شده‌اند». ترامپ بعداً از کیم دعوت کرد تا در منطقه غیرنظامی، DMZ، با او دیدار کند، جایی که آن‌ها با هم عکس گرفتند. اما این دیپلماسی به جایی نرسید و ظرف یک سال، ترامپ ظاهراً علاقه خود را از دست داد. او دستاورد کمی از چماق‌ها یا هویج‌های خود داشت: نه یک توافق هسته‌ای و نه یک کره شمالی کاملاً نابودشده. در واقع کاملاً برعکس؛ برنامه هسته‌ای کره شمالی قوی‌تر از هر زمان دیگری است. ماه گذشته، کیم یک ناوشکن ۵,۰۰۰ تنی را به خدمت گرفت که بزرگ‌ترین ناو جنگی این کشور است و قادر به حمل موشک‌های هسته‌ای خواهد بود. پیونگ‌یانگ همچنین در حال کار روی یک زیردریایی با سوخت هسته‌ای است که مخفی‌کاری و برد بالایی را ترکیب می‌کند و نظریتاً به آن اجازه می‌دهد در صورت مورد حمله قرار گرفتن روی زمین، ضربه متقابل را از دریا شلیک کند. مؤسسه بین‌المللی پژوهش‌های صلح استکهلم ماه گذشته اعلام کرد که کره شمالی ممکن است ۶۰ کلاهک هسته‌ای با مواد شکافت‌پذیر کافی برای مونتاژ حداقل ۳۰ کلاهک دیگر داشته باشد. هفت سال پیش، زمانی که ترامپ و کیم دیدار کردند، کارشناسان برآورد می‌کردند که کره شمالی تنها ۲۰ تا ۳۰ کلاهک هسته‌ای دارد. و سال گذشته، یک ژنرال ارشد نیروی هوایی به کنگره گفت که این کشور منزوی یک موشک قاره‌پیمای جدید، ICBM، را آزمایش کرده که احتمالاً می‌تواند یک محموله هسته‌ای را به اهدافی در سراسر آمریکای شمالی برساند. ترامپ گفته است که می‌خواهد دوباره با کیم دیدار کند، اما اکنون وسوسه کردن کره شمالی برای دست کشیدن از تسلیحات هسته‌ای سخت‌تر از هر زمان دیگری خواهد بود. کره شمالی دیگر آن کشور قحطی‌زده و منزوی دهه ۱۹۹۰ نیست که مشتاق اعطای غذا و سوخت باشد. اگرچه کره شمالی کشوری بسیار فقیر است، اما طبق برآورد بانک مرکزی کره جنوبی، اقتصاد آن در سال ۲۰۲۴ رشد ۳.۷ درصدی داشته و این رشد ادامه یافته است. بخشی از این چرخش به این حقیقت مربوط می‌شود که کره شمالی کمتر از گذشته منزوی است. همان‌طور که جونگ پارک دیپلمات در فارن افرز اشاره می‌کند، کیم از شکاف رو به رشد میان ایالات متحده و چین برای تقویت روابط خود با پکن، که بزرگ‌ترین شریک تجاری پیونگ‌یانگ است، استفاده کرده است. اما شاهکار ژئوپلیتیک کیم ممکن است این باشد که پس از تهاجم روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲، خود را برای ولادیمیر پوتین غیرقابل جایگزین کرد. در سال ۲۰۲۳، کره شمالی تأمین تسلیحات برای روسیه را آغاز کرد. طبق اطلاعات اوکراین، این کشور اکنون تا ۴۰ درصد از مهماتی را که روسیه در اوکراین استفاده می‌کند تأمین می‌نماید. در سال ۲۰۲۴، پوتین به پیونگ‌یانگ سفر کرد و پیمان دفاع متقابل با کیم به امضا رساند که تضمین امنیتی منقضی‌شده از زمان پایان جنگ سرد را دوباره برقرار ساخت. این توافق راه را برای اعزام حدود ۱۶,۰۰۰ سرباز کره شمالی جهت جنگ در اوکراین به نیابت از روسیه هموار کرد. این رابطه یک برد استراتژیک بزرگ برای کیم است. همان‌طور که اوریانا اسکایلر ماسترو در فارن افرز می‌نویسد، سربازان کره شمالی جدیدترین تاکتیک‌های جنگ پهپادی را از روس‌ها آموخته‌اند و اکنون شواهدی وجود دارد که روسیه به کره شمالی در توسعه آن زیردریایی هسته‌ای کمک می‌کند. دیپلماسی غیرقابل پیش‌بینی، شخصی و متغیر ترامپ در نهایت روی کره شمالی جواب نداد و تا به امروز به نظر نمی‌رسد روی ایران هم جواب داده باشد.

آرش یوسفی -ARASH

41,407 Aufrufe • vor 13 Tagen

سخنان حجت کلاشی از نزدیکان رضا پهلوی: «برای کنترل بلوچستان باید بافت جمیعتی سواحل بلوچستان تغییر کرده و جلوی مسجد مکی، مولوی ها و جیش العدل گرفته شود» به گزارش حال وش/ حجت کلاشی از نزدیکان رضا پهلوی و فعالان سلطنت طلب در جلسه‌ای با برخی از اپوزیسیون جمهوری اسلامی وی درباره نحوه کنترل مردم ایران درباره جریان‌های بلوچ مخالف و منتقد حاکمیت می‌گوید: «مسجد مکی، جیش العدل، مولوی ها (اعم از نقشبندی ها و دیوبندی ها و ...)» با برخورداری از تفکرات وهابی می‌توانند برای نظامیان ایران مشکل ایجاد کنند. ویدئوی منتشر شده از این جلسه سلطنت طلبان که روز شنبه ۵ آبانماه ۱۴۰۳، برگزار شده، رهبران احزاب و فعالان نزدیک به رضا پهلوی، با انکار کامل هویت مردمان داخل ایران و عنوان کردن این مردم تحت نام "طوایف"، قصد خود را برای تسریع و گسترش تغییر بافت جمعیتی در مناطقی مانند بلوچستان و خوزستان اظهار می‌کنند. حجت کلاشی در این ویدئوی تحلیلی از وضعیت معتقد است: خطر اصلی و مهمی ایران را تهدید می‌کند از منطقه گواتر در بلوچستان آغاز می‌شد و تا بنادر چابهار و جاسک که به آب‌های آزاد دنیا و اقیانوس هند متصل می‌شوند باید در این مناطق برنامه‌ریزی جدی جهت به دست گرفتن سرمایه بکنیم. وی ادامه می‌دهد: بدلیل متراکم بودن جمعیت در سواحل جنوبی، بایستی شهرهای بندری ده و بیست میلیون نفری بوجود آورده شود و بافت جمعیتی این مناطق تغییر پیدا کند. وی همچنین با دروغ وجود انواع سلاح‌های جنگی در منازل عرب ها و بلوچ ها را مطرح می‌کند و برای حل آن راهکار ساخت شهر فارس‌نشین را می‌دهد. او اضافه می‌کند: وهابیت در بلوچستان از طریق مولوی ها در بلوچستان فعال است که مسجد مکی نیز جزو آنهاست و کتاب های تحصیلی طلبه‌ها از پاکستان وارد می‌شود. دیوبندی ها و نقشبندی ها گاهی به جیش العدل کمک می‌کنند. بنابراین به راحتی سربازان ایرانی در اینجا کشته می‌شوند و به همین دلیل با انتقال جمعیت به سواحل بایستی تبدیل به یک کشور اقیانوسی بشويم. کلاشی در ادامه بنادر بلوچستان را مهمترین منبع درآمد ایرانی ها معرفی می‌کند و می‌گوید: کشورهای همسایه در شمال ایران نیاز به دریا دارند و ما باید این فرصت را از طریق ساخت شاهراه به دست خود بگيريم. لازم به یادآوری است جمهوری اسلامی نیز بیش از چهار دهه است که اقلیتهای تحت ستم از جمله شهروندان بلوچ را با داستانهایی دروغین و ساخت فیلمهای سیاه نمایی شده و واژه هایی همچون وهابی، تجزیه طلب و تروریست سرکوب، اعدام و قلع و قمع کرده است. این سخنان در حالی مطرح شده که طی دو سال اخیر بلوچستان و کردستان شاهد بیشترین سرکوبها، کشته و مجروحیت شهروندان، بازداشت و شکنجه آنها بوده‌اند و در سخت‌ترین شرایط و فضای امنیتی اداره می‌شوند ولی با این وجود بیشترین اعتراضات را نسبت به رویکرد ظالمانه جمهوری اسلامی داشته‌اند.

حال وش

160,459 Aufrufe • vor 1 Jahr

اخطار جدی و ویژه اطلاعاتی و عملیاتی به نیروهای رژیمی اعم از سپاه و ارتش. این احتمال خیلی زیاد است که نیروهای آمریکایی از راه دریا در یک استان بخصوص ایران پیاده شوند، یا ناگهان با هواپیماهای ترابری نظامی فرود بیایند و قصد استقرار در برخی از نواحی این استان را داشته باشند. از آنجایی که شماها مزدور احمق یک ارتش اشغالگر عربی به نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هستید و اسم ایران در آرم خدمتی شما نیست، شما هم یک نیروی اشغالگر و پست‌فطرت هستید. جنایات شما بر علیه مردم ایران در دی‌ماه خونین در نام کثیف فاحشه زهرا و قتل‌عام کردن بیش از ۱۰۰ هزار نفر فرشته ایرانی، شما را تبدیل به مرکز تعفن کرده است. از آنجایی که این احتمال وجود دارد که در زمان مرگ، احتمالاً قصد پوزش و ندامت به خاطر جنایاتتان در ساحت مقدس مردم ایران دارید، و از آنجایی که ما نظامیان سابق ایرانی در جبهه جنگ با عراق با این که از شما به شدت متنفریم، اما قصد کمک به شما داریم که جان بی‌ارزش خود را در یک جنگ نابرابر از دست ندهید و این شانس را داشته باشید که پس از آزادی، در مقابل یک دادگاه ایرانی که توسط بانو قاضی شیرین عبادی برگزار می‌شود از خود دفاع کنید. لذا اخطار! نیروهای آمریکایی بسیار برق‌آسا ظاهر می‌شوند و شما حتی این فرصت را نخواهید داشت که درست و حسابی آماده‌باش بخورید و حتی بتوانید جلیقه مهمات به خود ببندید. تنها شانس شما این است که بلافاصله از اسلحه و مهمات خود فاصله بگیرید و در دسته‌های بیست نفری و چسبیده به هم روی زمین بنشینید و دست‌هایتان تمام مدت قابل دید باشد! دست‌هایتان را تحت هیچ عنوان بلند نکنید یا روی سر نگذارید، بلکه روی زمین نشسته دور پای خود روی زانو جمع کنید. زمانی که پهپاد آمریکایی بالاسرتان و در ارتفاع کوتاه در پرواز است، او را با نگاهتان تعقیب کنید و صورتتان تحت هیچ عنوان پوشیده نباشد. اسلحه و مهمات شما باید با فاصله کامل از خودتان باشد و روی یکدیگر تلنبار شده قابل دید باشد. هیچ تفنگی اعم از ژ۳ یا کلاشینکف نباید خشاب، حتی خالی داشته باشند، خشاب باید از اسلحه جدا باشد و این موضوع خیلی مهم است! تیربارها باید فاقد نوار مهمات باشند، اصولاً هیچ نوار مهماتی نباید در نزدیکی تیربار شما باشد. محل تسلیم شما حتی‌المقدور نباید در داخل پادگان یا محل تجمع شما باشد، بهترین محل برای تسلیم در مقابل درب دژبانی است. همانگونه که قبلاً اشاره شد، پهپادهای کوچک آمریکایی بالای سر شما در حال پرواز خواهند بود و ابتدا به ساکن شما نیروی آمریکایی نخواهید دید. اگر عده‌ای کره‌خر ولایتی در میان شما هستند و در داخل پادگان یا محل استقرار مانده‌اند، با دستانتان به محلی که آنان قرار دارند به پهپاد نشان دهید. تعدادشان را به پهپاد نشان دهید و بدین‌وسیله یک ارتباط مسالمت‌آمیز بین خودتان و نیروهای آمریکایی به وجود بیاورید. وقتی که نیروهای آمریکایی به شما نزدیک می‌شوند، یک نفر فارسی‌زبان همراه خود دارند که با بلندگو با شما ارتباط برقرار می‌کند، تحت هیچ عنوان گروهی حرف نزنید، فقط یک نفر از شما به نمایندگی از دیگران حرف می‌زند: شمرده، قابل فهم، با آرامش. دستورات فارسی‌زبان ارتش آمریکا را مو به مو، و در نهایت آرامش اجرا کنید. برای آن دسته از تشنگان شهادت (که البته ما می‌دانیم خالی‌بندی است و فقط یک میمون‌بازی احمقانه است، چرا که ما در جبهه جنگ با عراق، صدها بسیجی ترسو و بزدل را از دست دشمن عراقی بیرون کشیدیم و می‌دانیم که در این لحظات فقط مامان جون‌شان را می‌خواهند و مثل کرم خاکی سعی دارند زیر تخته سنگ قایم شوند!) به هر روی برای تشنگان شهادت بگوییم که این نیروهای آمریکایی عادی نیستند! این‌ها اکثراً نیروی ویژه هوابرد هستند و متخصص آدم‌کشی در هر عرصه‌ای، و توی کرم خاکی بی‌ارزش ولایت در مقابل آنان فقط یک کاغذ توالت بی‌ارزش هستی که در ثانیه پاره خواهی شد! تو احمق نه آموزش درست حسابی دیدی، نه فرمانده درست حسابی داری، نه اسلحه درست حسابی داری! تو در اصل فقط یک تکه گوشت بی‌ارزش و بی‌مصرفی، و در صورت درگیری با این نیروهای آمریکایی حتی ۲۰ ثانیه دیگر را هم زنده نخواهی دید! فراموش نکن، این نیروهای آمریکایی، زن و بچه مظلوم مردم نیستند که تو آشغال آنان را در دی‌ماه خونین قصابی کردی و خون‌شان را بی‌گناه ریختی، این نیروها تو را زنده زنده پاره خواهند کرد! به تصویری که پست کردم توجه کن ابله! این یک اسلحه جدید است که حتی ما هم به عنوان متخصص نمی‌شناسیمش: همانند گوسفند تو را به یک محل بسته مثل طویله، حیاط ساختمان یا محوطه پادگان هول می‌دهند، و تو را با این اسلحه می‌زنند... محصول این عمل فقط ذغال است، نه بیشتر و نه کمتر! آندسته از نیروهای اجنبی و پست‌فطرت رژیم مثل اسهالیون، کثافتیون زهرا، و حشد وحشی شامل این اخطار نیستند و اجازه دارند هر طور که مایل هستند با آمریکایی‌ها روبرو شوند، چون ما آنان را اصلاً داخل آدم حساب نمی‌کنیم! یادتان نرود اشغال‌ها! تصویر ذهنی که ما در مقابلمان داریم، جنایت وصف‌ناپذیری است که شما اشغال‌های شیعه در حق ما ایرانیان در دی‌ماه خونین کردید! حال خود دانید، ساعت صفر نزدیک است.

Reza

32,435 Aufrufe • vor 1 Monat

این متن را با دقت بخوانید! امین آبشناسان فرزند حسن آبشناسان سرهنگ تکاور ارتش ایران است که در خلال جنگ ایران و عراق، فرماندهی قرارگاه منطقه‌ای شمال‌غرب نزاجا و لشکر ۲۳ نیروهای ویژه هوابرد را برعهده داشت و در مهر ۱۳۶۴ و در جریان عملیات قادر به شهادت رسید. هر چقدر پدرش انسان شریفی بوده خودش لجن و قاتل است . او از مدیران میانی وزارت اطلاعات بوده که الان به علت حجم بالای فساد ،از مقامش تعلیقش کردند اما کماکان در نظام سرکوب مشغول هست. او مدیرعامل خدمات فرودگاهی مهرآباد بوده و بعد رییس ایثارگران هما شده است. در اطلاعاتی که یکی از نزدیکان ایشان در اختیار من گذاشته (وخودش بمن اجازه آوردن نامش را داده) صرف نظر از چپاولگری های او وی تاکنون بیش از بیست فقره پرونده قتل داشته که تماما با اعمال نفوذ مقامهای بالای امنیتی مختومه شده . او یک سازه چوبی آمریکایی واقع در پارک ولنجک که پایگاه بسیج بود را به کمک چمران رییس شورای شهر تهران بصورت رایگان تصرف کرد و در پوشش رستوران مشغول به پولشویی برای فرزندان مسئولین است ، بسیاری از قرار ملاقات های سران در آنجا انجام میشود و تقریبا تمامی ساکنین محله به عنوان لانه فساد اقتصادی از آن یاد میکنند و هرگز به آن رستوران مراجعه نمیکنند. امین آبشناسان سالهاست با ارتباط با روسای کلانتری های شمال تهران ، برای افراد ثروتمند تله می‌گذارد و پرونده منکراتی ایجاد می‌کند بعد آن را حل و فصل میکند و با اخاذی و رشوه ، از رسیدن پرونده ها به دادگاه ها جلوگیری میکند ! واضح است که اغلب ثروتمندان دیگر خصوصا شمال تهران او را با همین تخصص شناخته و به او مراجعه میکنند. او در زمان مدیریت هما ، با کمک بهرام قیصرزاده اولین وارد کننده پورشه به ایران بود و همچنین سهام و مدیریت عاملی شرکت عظیم کرمان خودرو را با زد و بند به خواهرزاده همسرش سامان فیروزی رساند. بله دقت کردید ؟ فاضلابها تمام در یک شبکه به هم وصل می شوند سامان فیروزی همان فردی است که همسرش و خودش را افشا کردم و همسرش مریم علوی نسب در ماه‌های گذشته نمایش سرقت چند میلیون دلاری را در خانه‌اش اجرا کرد و به نمایش گذاشت. به مریم علوی نسب و سامان فیروزی باز هم خواهم پرداخت .
2:53

Sensitive content

این متن را با دقت بخوانید! امین آبشناسان فرزند حسن آبشناسان سرهنگ تکاور ارتش ایران است که در خلال جنگ ایران و عراق، فرماندهی قرارگاه منطقه‌ای شمال‌غرب نزاجا و لشکر ۲۳ نیروهای ویژه هوابرد را برعهده داشت و در مهر ۱۳۶۴ و در جریان عملیات قادر به شهادت رسید. هر چقدر پدرش انسان شریفی بوده خودش لجن و قاتل است . او از مدیران میانی وزارت اطلاعات بوده که الان به علت حجم بالای فساد ،از مقامش تعلیقش کردند اما کماکان در نظام سرکوب مشغول هست. او مدیرعامل خدمات فرودگاهی مهرآباد بوده و بعد رییس ایثارگران هما شده است. در اطلاعاتی که یکی از نزدیکان ایشان در اختیار من گذاشته (وخودش بمن اجازه آوردن نامش را داده) صرف نظر از چپاولگری های او وی تاکنون بیش از بیست فقره پرونده قتل داشته که تماما با اعمال نفوذ مقامهای بالای امنیتی مختومه شده . او یک سازه چوبی آمریکایی واقع در پارک ولنجک که پایگاه بسیج بود را به کمک چمران رییس شورای شهر تهران بصورت رایگان تصرف کرد و در پوشش رستوران مشغول به پولشویی برای فرزندان مسئولین است ، بسیاری از قرار ملاقات های سران در آنجا انجام میشود و تقریبا تمامی ساکنین محله به عنوان لانه فساد اقتصادی از آن یاد میکنند و هرگز به آن رستوران مراجعه نمیکنند. امین آبشناسان سالهاست با ارتباط با روسای کلانتری های شمال تهران ، برای افراد ثروتمند تله می‌گذارد و پرونده منکراتی ایجاد می‌کند بعد آن را حل و فصل میکند و با اخاذی و رشوه ، از رسیدن پرونده ها به دادگاه ها جلوگیری میکند ! واضح است که اغلب ثروتمندان دیگر خصوصا شمال تهران او را با همین تخصص شناخته و به او مراجعه میکنند. او در زمان مدیریت هما ، با کمک بهرام قیصرزاده اولین وارد کننده پورشه به ایران بود و همچنین سهام و مدیریت عاملی شرکت عظیم کرمان خودرو را با زد و بند به خواهرزاده همسرش سامان فیروزی رساند. بله دقت کردید ؟ فاضلابها تمام در یک شبکه به هم وصل می شوند سامان فیروزی همان فردی است که همسرش و خودش را افشا کردم و همسرش مریم علوی نسب در ماه‌های گذشته نمایش سرقت چند میلیون دلاری را در خانه‌اش اجرا کرد و به نمایش گذاشت. به مریم علوی نسب و سامان فیروزی باز هم خواهم پرداخت .

Amir Farshad EBRAHIMI

101,049 Aufrufe • vor 6 Monaten

رضا پهلوی در این مصاحبه می‌گوید به میراث پدرش افتخار می‌کند و وقتی خبرنگار درباره ساواک، اعدام‌ها و شکنجه‌ها از او می پرسد، از اعلام موضع صریح طفره می‌رود. حرفهای او به روشنی نشان می‌دهد که چرا در شرایط فعلی هر نوع اقدامی در حوزه عدالت انتقالی، باید نه فقط جنایات ج ا که جنایات رژیم شاه را نیز شامل شود. تا زمانی که رضا پهلوی در عرصه سیاست اپوزیسیون نقش‌آفرین است و نه‌تنها از محکوم کردن صریح، شفاف و بدون لکنت جنایات دوران پدرش، که یکی از مهم‌ترین دلایل وقوع انقلاب ۵۷ بود، خودداری می‌کند، بلکه تصویری درخشان و افتخارآمیز از آن به دست می‌دهد، خطر تکرار چنین جنایت‌هایی، در صورتی که او هر نقشی در آینده پس از جمهوری اسلامی داشته باشد، همچنان وجود خواهد داشت. به همین دلیل، هر روند عدالت انتقالی که بدون پرداختن به جنایت‌های رژیم شاه، صرفاً بر جنایات جمهوری اسلامی متمرکز شود، در رسیدن به هدف غایی خود محکوم به شکست خواهد بود. هدف نهایی روند عدالت انتقالی، ایجاد یک حافظه جمعی از گذشته خشونت‌بار کشور است تا از تکرار آن خشونت‌ها در آینده جلوگیری شود و زمینه برای شکل‌گیری ایرانی دموکراتیک، مبتنی بر حاکمیت قانون و احترام به قواعد حقوق بشر، از جمله ممنوعیت مطلق شکنجه و لغو مجازات اعدام، فراهم آید. بدون ایجاد سازوکارهای حقیقت‌یابی و شکل دادن به یک حافظه مشترک تاریخی درباره جنایت‌های ساواک، و همچنین جنایاتی که علیه ملیت‌های ایران در دوره شاه انجام شده، دستیابی به چنین هدفی ممکن نخواهد بود. دادگاه پرویز ثابتی ممکن است بتواند به‌عنوان بستری برای روشن شدن بخشی از حقیقت و تأیید آن در چارچوب یک روند قضایی بی‌طرف و مبتنی بر حقوق بین‌الملل عمل کند، اما به‌تنهایی نمی‌تواند جایگزین وظیفه گسترده همه کسانی شود که در حوزه عدالت انتقالی فعالیت یا تولید فکر می‌کنند. پی‌نوشت: این مصاحبه بخشی از گزارش نسبتاً مفصلی است که تلویزیون هلند درباره وقایع هفته گذشته در پارلمان هلند پخش کرده است. دیدن کامل این گزارش را توصیه می‌کنم. اگر آن را در یوتیوب ببینید، می‌توانید زیرنویس فارسی را نیز فعال کنید و مشاهده کنید که چگونه هواداران پهلوی جلسه پارلمان هلند را به تشنج کشاندند و با رفتار مفتضحانه خود و بردن آبروی اپوزیسیون، آب به آسیاب جمهوری اسلامی ریختند. برآیند گزارش نیز نشان می‌دهد که این رسانه، پهلوی و هوادارانش را جریان‌هایی افراطی، متعصب و آماده برای اقدامات خطرناک علیه مخالفان خود، که در این مورد، همگی از مخالفان سالیان‌سال جمهوری اسلامی نیز هستند، ارزیابی می‌کند. (لینک در پایین)

Shadi Sadr

17,983 Aufrufe • vor 1 Monat

ناصر تقوایی، مردی که با زندگی خود علیه سانسور به‌پا خاست. در دوران سرد و خفقان‌آور سانسور، در شرایطی که اندیشه، هنر، جامعه، سیاست و هر آن‌چه در این سرزمین وجود دارد، زیر سایه‌ خفقان و سانسور است، کمتر کسی را می‌توان یافت که همچون ناصر تقوایی با «زندگی کردن خودش»، «نه گفتن» و انتخاب «دشواری آزاده زیستن»، به نبرد با جهل و ویرانی برخاسته باشد. نه‌تنها با کلمات یا فیلم‌ها، بلکه با تمام وجودش، در برابر سرکوب فکری، ادبی و هنری ایستاد. او می‌دانست که سانسور اندیشه را به خاک می‌سپارد، و نمی‌خواست اندیشه‌اش را تسلیم‌شده و زیر خاک ببیند. تقوایی می‌فهمید که سانسور، آگاهی و حافظه یک ملت را هدف قرار می‌دهد و آن را به یغما می‌برد. به همین دلیل، با «فیلم نساختن» نقش خود را ایفا کرد. در زمانی که بیشتر مخالفان سانسور، به شکلی تن به خودسانسوری می‌دادند تا از تیغ سانسور رسمی در امان بمانند، تقوایی پرسش ساده اما مهمی را مطرح کرد: «در کجای دنیا واژه‌ها مجرم‌اند؟» وقتی از تقوایی صحبت می‌کنم، نمی‌گویم «کارگردان»، بلکه او را «درخت استوار و کهن‌سال سینمای ایران» می‌نامم. زیرا او بیشتر از آن که بخواهد فیلم بسازد، می‌خواست حقیقت را نشان دهد. حتی اگر بهای آن حذف یا خاموشی باشد. خاموشی تقوایی در سال‌های اخیر، یک اعتراض بود. او می‌توانست فیلم بسازد، اما نساخت. این خاموشی یک امتناع آگاهانه از تن دادن به سانسور بود. در شرایطی که بسیاری از کسانی که مخالف سانسور بودند، یا از کشور رفتند یا ناچار به تغییر واژه‌ها شدند، تقوایی نرفت و در برابر سانسور ایستاد. او خاموش ماند، اما خاموش نشد. ناصر تقوایی به ما آموخت که زندگی خود می‌تواند به مثابه یک اعتراض باشد. وقتی سانسور، حقیقت را خفه می‌کند، وظیفه‌ی هنرمند فقط «خلقِ اثر زیبا» نیست، بلکه «به صدا درآوردنِ خاموشان» است. تقوایی این مفهوم را به عمل تبدیل کرد و فیلم‌هایی ساخت که می‌خواستند دیده شوند، انگار هیچ مانعی وجود ندارد. فیلم‌هایی که در آن‌ نفسِ حقیقت شنیده می‌شد. او بقای خود را به خودسانسوری گره نزد. او حقیقت را در لایه‌ها قرار می‌داد؛ آن‌چه را سانسور می‌خواست بپوشاند، با زبان خود عریان می‌کرد. نگاه دقیق به جامعه، به طبقات فرودست، به رابطه انسان‌ها با قدرت، باعث شد که او همیشه در تنش با سانسور باقی بماند. تقوایی تسلیم نشد، هرچند بهای سنگینی برای این مقاومت پرداخت. تقوایی نمی‌خواست «خوب باشد»، بلکه می‌خواست «درست باشد». او می‌دانست که این درستی هزینه دارد. مرام او این بود که «اگر نمی‌توانی حقیقت را بی‌کم‌وکاست بگویی، اصلا نگو.» ناصر تقوایی با سخنانش شریان وجدان جامعه را فشار می‌داد. او هیچ‌گاه سهم خود از رنج جمعی را فراموش نکرد و در این رنج، فهمی عمیق از درد و سرکوب را داشت. وقتی می‌گفت: «ایران را دوست دارم، برای اینکه وطن منست، خوزستان را دوست دارم، برای اینکه ولایت منست، و عاشق آبادان هستم، برای اینکه زادگاه منست»، این فقط ابراز عشق به جغرافیا نبود، بلکه فریادی از تعلق، از سرکوب‌ها و زخم‌ها بود. از مقاومتی عمیق نسبت به آنچه وطن را از آدم‌ها جدا می‌کند. یکی از بزرگ‌ترین نشانه‌های مبارزه حقیقی در مواجه با دیکتاتوری، امتناع در شرایطی است که تسلیم شدن آسان‌تر است. تقوایی در مواردی از کار کردن در شرایطی که باید محتوای خود را تعدیل یا اصلاح می‌کرد، امتناع کرد. او حاضر نبود به سانسور و قدرت حاکم خدمت کند، حتی اگر این به معنای سکوت باشد. او می‌دانست هر اثری که «شکسته» باشد، به ظاهر زنده است اما در درون مرده است. چنین امتناعی، اگرچه به ظاهر خمودگی است، در باطن انفجار عظیمی است: انفجاری در جانِ تو، در ذهنِ مخاطب، و در هزاران نقطه تاریک جامعه که نوایی برای شنیدن ندارند. تقوایی نشان داد که گاهی هنرِ واقعی نه در ساختن، بلکه در نساختنِ آن‌چیزی است که تحمیل می‌شود. هنرِ واقعی در ایستادنِ کوچک اما محکم است؛ در سکوتی که پر از فریاد است. کار نکردن به دلیل سانسور، عملی که تقوایی به آن پایبند بود، شکلی از مقاومت نهفته و صدایی در تاریکی است. مقاومتی که در سکوت یک انسان ریشه دارد، شاید بی‌صداترین و خطرناک‌ترین مقاومت باشد، چون قابل حذف نیست و ریشه در جان انسان دارد. پاینده ایران ویدیو از آرتین غضنفری

Hossein Ronaghi

46,773 Aufrufe • vor 10 Monaten

متن کامل سخنان در همایش همکاری ملی برای نجات ایران مونیخ، ۲۶ ژوئیه ۲۰۲۵ (۴ مرداد ۱۴۰۴/۲۵۸۴) خانم‌ها، آقایان،‌ درود بر شما و‌ همه کسانی که در چهارگوشه جهان به‌ویژه در ایران این‌ همایش ملی را دنبال می‌کنید. از همه هم‌میهنانی که این آخر هفته از سراسر اروپا، و حتی از استرالیا تا آمریکای شمالی، به مونیخ آمدند و در خیابان‌های این شهر، عشق به ایران را فریاد زدند، سپاسگزارم. به بسیاری از شما که تازه به این کارزار همکاری ملی پیوسته‌اید، خوشامد می‌گویم. آنچه همه ما را اینجا گرد هم آورده، مهر به میهن، و اهمیتی‌ است که به سرنوشت ایران می‌دهیم. ما امروز اینجا هستیم، تا نشان دهیم ملت یگانه و در عین حال رنگارنگ‌مان، از ادیان و باورها، اقوام و طوایف، اقشار و گروه‌ها، و احزاب و گرایش‌های مختلف سیاسی، جمهوری‌خواه و پادشاهی‌خواه، چپ و راست، در یک هدفِ مشترک، متحدیم: پایان دادن به جمهوری اسلامی و آغاز طلوعی نو از آزادی و دموکراسی و شکوفایی برای میهن‌مان ایران. حضور شما در این گردهمایی، نشان‌دهنده شکل‌گیری گسترده‌ترین و متنوع‌ترین ائتلاف نیروهای اپوزیسیون ایران است. این گستردگی و تنوع در عین اتحاد، با تعهد و باورمندی به تمامیت ارضی ایران، حقوق فردی و‌ برابری شهروندان، جدایی دین از حکومت، و حق ملت بزرگ ایران ‌برای انتخاب شکل دموکراسی آینده، تصویری زیبا از ایران آزاد و آباد فردا است. اما شوربختانه تصویر ایران کنونی، بسیار متفاوت از آن فردای آزاد و آباد است. امروز، کیان ایران به واسطه تداوم جمهوری اسلامی، بیش از همیشه در خطر است. این رژیم، آب و خاک و هوا و آسمان و جان و مال ملت ایران را به پرتگاه نابودی کشانده است. رودهای ایران، خشک، خاک ایران در حال فرسایش، زمین ایران در حال فرونشست، هوای ایران آلوده،‌ آسمان ایران در اختیار نیروی خارجی،‌ اقتصاد ایران در حال سقوط آزاد،‌ خانه‌های ایرانیان بی‌ آب و برق، و جان‌شان بازیچه توهمات فرقه‌ای ضدایرانی و رهبر نابخردش است. جمهوری اسلامی پس از سالها به آشوب‌کشاندن منطقه با جنگ‌های نیابتی و سیاست شکست‌خورده‌ی «نه مذاکره، نه جنگ»، درنهایت، هم از موضع ضعف و تسلیم، وادار به مذاکره شد، و هم جنگ را به ایران تحمیل کرد. علی خامنه‌ای در حالی که زیر زمین پنهان شده بود، نه‌تنها کمترین تلاشی برای حفاظت از غیرنظامیان ایران نکرد، بلکه تمام دستگاه سرکوب و پروپاگاندای خود را نیز برای مرعوب کردن مردم به کار بست. او شکستی سخت و تحقیرآمیز را نیز بر نظامیان ایران تحمیل کرد؛ نظامیانی که اکثرشان بر خلاف میل و اراده، درگیر جنگی شدند که هرگز جنگ ایران و ملت ایران نبود؛ بلکه جنگ خامنه‌ای و سرکردگان سپاهِ سرکوبگر و تروریستیش بود؛ همان پاسدارانی که سالها رجز می‌خواندند اما آشکار شد که توان حفاظت از خود را نیز ندارند. آنها بعد از دهه‌ها دزدیدن از سفره مردم و گذاشتنِ آن در جیب‌های خود و تروریست‌های منطقه‌ای، آسمان کشور را کاملا در اختیار کشوری به مراتب کوچکتر و کم‌جمعیت‌تر از ایران قرار دادند. جمهوری اسلامی اداره کشور را جز در حوزه‌ی سرکوب، کاملا رها کرده است و مردم ایران در تابستان داغ، با ساعتها قطعی آب و برق و گاز مواجهند. تورم بیداد می‌کند، و چرخه کسب و کار مختل است. مسئول و مقصر این وضعیت شخص علی خامنه‌ای است. اوست که وطن‌ ما را گام‌به‌گام به این نقطه کشاند، و امروز چون همیشه از زیر بار مسئولیت فرار کرده و تقصیر را به گردن زیردستانش انداخته است. اختلافات و دودستگی‌ها در ساختار قدرت جمهوری اسلامی به بالاترین حد خود رسیده است. مقامات ارشد این رژیم بدون کمترین حمایت مردمی، به توطئه علیه یکدیگر مشغولند و در ارائه خود به عنوان آلترناتیو خامنه‌ای از طریق واسطه‌ها به قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی از هم سبقت می‌گیرند. هم‌میهنانم، ما ملت ایران جنگ‌طلب نیستیم و هرگز برای ایران‌ و منطقه‌مان جنگ نخواستیم. جنگ‌طلب علی خامنه‌ای و رژیم تحت امرش است. من سالها هشدار داده بودم که اگر جمهوری اسلامی باقی بماند، اگر مماشات با آن تداوم پیدا کند، و اگر جهان به باج‌گیری‌های آن تن دهد، این رژیم سرانجام ایران و منطقه را به جنگ و درگیری نظامی می‌کشاند. نگرانی‌های من متاسفانه به واقعیت پیوست. اکنون اما لحظه‌ای تاریخی فرا رسیده است. جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری در این ۴۶ سال، ضعیف و متزلزل شده است؛ و فرصتی بی‌نظیر برای مردم ایران فراهم شده تا این رژیم ضدایرانی را سرنگون کنند. وظیفه هر ایرانی میهن‌پرستی، تلاش صدچندان برای نجات مام میهن است. وظیفه ما این است که متحدتر، مصمم‌تر و منظم‌تر از همیشه باشیم. امروز جای اما و اگر نیست: زمان کنار ایستادن و وسط‌بازی کردن، چنانکه نه سیخ بسوزد و نه کباب، نیست. امروز صحنه روشن است: در یک سو جمهوری اسلامی و حامیان ریز و درشتش قرار دارند که چهارنعل ایران ما را به سوی وحشتناک‌ترین بخش‌های دوزخ می‌برند و در سوی دیگر دروازه‌ای‌ست به سوی نور، و آباد کردن دوباره پردیس ایران. ما،‌ یعنی اکثریت ملت بزرگ ایران، برای نجات مام میهن به میدان آمده‌ایم. سقوط این رژیم قطعی‌ست. ما آمده‌ایم که اجازه ندهیم این رژیم همراه خود، ایران و ملت بزرگ ما را نیز به ورطه نیستی بکشاند. رهایی ایران از جمهوری اسلامی و استقرار یک دولت ملی و دموکراتیک در ایران، صلح پایدار را نیز به منطقه ما می‌آورد. در این مرحله انقلاب ملی و در دوران گذار، هدف من این است که ایرانیان بتوانند در یک‌ بازه کوتاه‌مدت و از طریق انتخابات آزاد، زمام‌ امور را به دست دولت منتخب خود بسپارند. من چنانکه بارها گفته‌ام به دنبال پست و مقام سیاسی نیستم؛ بلکه می‌خواهم برای آنها که در پی خدمت به ملت و بازگرداندن شکوه از دست رفته ایران هستند، فضا و‌ ساختاری فراهم کنم تا بتوانند خود و‌ برنامه‌های‌شان را در یک فرایند دموکراتیک به رای ملت بگذارند. من ۴۵ سال است که نه برای منفعت شخصی و قدرت، که برای نجات ایران مبارزه کرده‌ام، و برای رسیدن به اهداف‌مان، برنامه دارم: هم برای باز پس گرفتن ایران از این رژیم ضحاکی، و هم برای دوباره ساختن آن سرزمینِ اهورایی. پنج ماه پیش در نشست نخست مونیخ، سازمان‌ها و احزاب ایرانگرا گرد هم آمدند و متعهد به همکاری در چارچوب اصولی دوازده‌گانه بر اساس یک برنامه پنج‌گانه شدند. من در پیام نوروزی خود نیز امسال را سال سازماندهی برای اقدام نهایی نامیدم. امروز در نشست دوم مونیخ که شرکت‌کنندگان نه فقط احزاب و گروه‌های سیاسی که ایرانیان از همه اقشار جامعه هستند، گزارشی از پیشرفت آن برنامه را به ملت ایران ارائه می‌دهم. پنج ستون استراتٰژی مورد توافق ما چنین بودند: - فشار حداکثری بر جمهوری اسلامی - حمایت حداکثری از ملت ایران - ریزش حداکثری از رژیم - بسیج و سازماندهی حداکثری مبارزان در داخل و خارج - ارائه برنامه‌ای برای شکوفایی ایران در فردای سقوط جمهوری اسلامی در حوزه فشار حداکثری، جمهوری اسلامی امروز در دشوارترین و منزوی‌ترین وضع خود قرار دارد. از یک‌سو، فشار خارجی بی‌سابقه‌ای بر آن وارد شده است و از سوی دیگر، ناتوانی از تامین نیازهای ابتدایی مردم، این رژیم را با فشارهای همه‌جانبه داخلی به‌ویژه در حوزه معیشت و اقتصاد روبرو کرده است. در حوزه حمایت حداکثری، امروز، آمادگی دولتها و احزاب و شخصیت‌ها برای حمایت از ملت ایران و مبارزه‌شان رو به افزایش است. در دیدارها و گفتگوهای عمومی و خصوصی با سیاستمداران، تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران، کارآفرینان، و رسانه‌ها، نه تنها بر تداوم این فشارها بر رژیم و حمایت از ملت ایران تاکید کرده‌ام بلکه برای آن، راه‌حل‌های اجرایی را نیز پیشنهاد داده و عملی شدن آنها را پیگیری کرده‌ام و خواهم کرد. خوشحالم به شما بگویم که امروز گروه‌هایی که در چارچوب فراهم شده در نشست نخست مونیخ گرد هم آمدند، در دو حوزه اعمال فشار حداکثری بر رژیم و جلب حمایت حداکثری از مبارزه مردم ایران، در همراهی با یکدیگر بسیار بابرنامه‌تر، فعال‌تر و موثرتر از پیش عمل می‌کنند. در حوزه ریزش حداکثری پیشرفتهای بسیار خوبی انجام شده است و فعالیتها در دو حوزه ریزش عمومی که از طریق پلتفرم همکاری ملی انجام می‌پذیرد و ریزش مقامات عالیرتبه، با دقت، امنیت، و جدیت در حال انجام است. امروز به لطف این فعالیتهای هدفمند، ما به ساختار درونی حکومت اشراف بیشتری داریم. همچنین در درون این ساختار با نیروهایی در ارتباط هستیم که فرایند سقوط جمهوری اسلامی را تسریع می‌کنند. و البته هم‌زمان، پایگاه بزرگی از داده را در اختیار داریم که به صورت دائمی و با حفظ امنیت کامل، در حال پایش و پیرایش است. این پایگاه داده برای اداره فرایند گذار نقش مهمی بازی خواهد کرد. به دلیل موفق و موثر بودن کارزار همکاری ملی است، که رژیم به وحشت افتاده و در هراس از پیوستن روزافزون نیروهای نظامی، انتظامی، امنیتی و دولتی به آن، به دروغ‌پراکنی و تخریب روی آورده است. در حوزه سازماندهی حداکثری مبارزان، این همایش و برنامه‌های دیگری که تنها در یک هفته گذشته در شهرهای مختلف کشور آلمان، به‌ویژه در هامبورگ و مونیخ برگزار شده، خود نمونه‌ای از تلاشهای من و تیم اجرایی همراهم برای بسیج ایرانیان خارج کشور است. خوشحالم به شما اطلاع بدهم که در همین پنج ماه گذشته شمار گروه‌هایی که در چارچوب همگرایی مونیخ با یکدیگر همکاری می‌کنند، حدودا سه‌برابر شده است. این گروه‌ها در ماه‌هایی که گذشت تلاش‌های جدی را برای بسیج و سازماندهی نیروها در خارج و داخل انجام داده‌اند که در همایش امروز، تنها گزیده‌هایی از آن به اطلاع شما رسید؛ که البته در خصوص آنچه داخل کشور انجام می‌گیرد، کمتر می‌توان وارد جزئیات شد. اما به طور کلی باید گفت که انتظار ملت بزرگ ایران، تداوم و افزایش شتاب این فعالیت‌ها است. در حوزه تدوین برنامه و ارائه چشم‌انداز دوباره ساختن کشور، پروژه شکوفایی ایران در ماه‌های اخیر گام‌های بسیار بلندی برداشته است که به سمع و نظر شما رسیده است. توصیه من این است که پیشنهادهای خود برای بهبود این برنامه‌ها را با دست‌اندرکاران آن در میان بگذارید، تخصص خود را در اختیار این پروژه قرار دهید، و درباره راه حل‌های ارائه‌ شده با حلقه اطرافیان و آشنایان خود گفتگو کنید. از گروهها و احزاب سیاسی می‌خواهم که حول کلیت برنامه‌های دوران گذار گرد هم بیایند تا بتوانیم به جامعه ایران و جامعه بین‌الملل این اطمینان را بدهیم که ایران پس از جمهوری اسلامی، ایرانی باثبات، آزاد،‌ امن، ‌و شکوفا خواهد بود. جمهوری اسلامی امروز در سراشیبی سقوط است اما ما ایرانیان خودمان باید سرنوشت ایران را تعیین کنیم. به هر میزان که ما در این زمینه کم‌کاری کنیم، دیگرانی که لزوما منافع‌شان با منافع ملت بزرگ ایران یکی نیست، فرصت نقش‌آفرینی بیشتر خواهند داشت. در همین راستا، در هفته‌های آینده از وبسایت کمپینی رونمایی خواهیم کرد که هم‌چون شاهراهی برای جذب نیروها، ثبت ایده‌ها، گزارش رویدادها، ارائه برنامه‌ها، سازماندهی مبارزان، و گردآوری کمکهای مالی خواهد بود. من از همه شما دعوت می‌کنم که آماده فعالیت در این کمپین سراسری باشید. من هم‌چنان نقش خود را ایفا می‌کنم. از شما نیز انتظار دارم که نقش خود را ایفا کنید: اختلافات جزئی را کنار بگذارید. از هرگونه درگیری با یکدیگر بپرهیزید و تنها با دشمن مشترک مبارزه کنید. هواداران خود را بسیج کنید و در کنار من و در کنار یکدیگر، برای آرمانی والا بایستید: نجات ایران. در برنامه دولت انتقالی برای دوران اضطرار، برنامه گذار سیاسی، از پیش از سقوط جمهوری اسلامی تا تحویل گرفتن امور به دست نخستین دولت منتخب را به منظور بررسی متخصصان، سازمان‌های سیاسی و نهادهای مدنی ارائه کرده‌ایم. در این برنامه، برای فاز کنونی، یعنی پیش از سقوط جمهوری اسلامی، دو نهاد کلیدی تشکیل می‌شود: تیم موقت اجرایی، و در کنار آن نهاد خیزش ملی که به عنوان یک نهاد مشورتی استراتژیک عمل خواهد کرد. چنانکه در طرح پیشنهادی ما آمده است، تیم موقت اجرایی پس از پیروزی انقلاب، و تشکیل دولت گذار، منحل خواهد شد؛ و نهاد خیزش ملی به عملکرد خود نه تنها به عنوان یک نهاد مشورتی بلکه به عنوان نهاد قانون‌گذاری موقت تا زمان تشکیل نخستین مجلس منتخب عمل خواهد کرد. من از همه کارشناسان و به‌ویژه حقوقدانان می‌خواهم که این برنامه پیشنهادی را بررسی کنند و نظرات کارشناسی خود را با ما در میان بگذارند. خامنه‌ای و رژیم شکست‌خورده‌اش، حالا که بیش از همیشه، سقوط را در مقابل چشمان خود می‌بینند، تهدیدهای خود را علیه من افزایش داده‌اند. من اما از همان روزی که این مبارزه را آغاز کردم، با این تهدیدها زندگی کرده‌ام و هرگز هراسی به دل راه نداده‌ام. شما زنان و مردان هم‌وطنم در شهرها و روستاهای سراسر ایران، کارگران، دانشجویان، بازاریان، جوانان و نوجوانان، بدانید که تهدیدها در عزم و اراده من برای به سرانجام رساندن ماموریت بزرگ زندگیم، خللی ایجاد نخواهد کرد. علی خامنه‌ای بداند که رژیمش متزلزل است، بیشتر اطرافیانش از او متنفرند، جمع زیادی از پاسدارانش منتظر فرصتند تا از کشتی در حال غرق شدن جمهوری اسلامی بگریزند،‌ و اکثریت قاطع ملت از او و رژیمش بیزارند. انتهای این مسیری که می‌رود مواجه شدن با انفجار خشم انباشته‌شده ملت است و عاقبت خوبی برایش نخواهد داشت. ما میهن‌دوستانِ آزادیخواه، از تبار و جنس این فرقه تبهکار نیستیم که در پشت‌بام‌ها اعدام‌های صحرایی به راه اندازیم. به او می‌گوییم که از این مسیرِ منتهی به خون و آتش باز گردد. بیش از این، مرگ و رنج را بر ملت بزرگ ایران و حتی حامیان خود تحمیل نکند. تعهد ما به برگزاری یک دادگاه منصفانه منطبق با استانداردهای بین‌المللی، شامل خامنه‌ای نیز می‌شود؛ آنچه خود او از ایرانیان دریغ کرده‌ است. ملت بزرگ ایران، پیروزی ما از هر زمان نزدیک‌تر است. به نیروی خود باور داشته باشیم. ما ملت متحد، آگاه و دلیری هستیم که این رژیم هرگز نتوانسته بر فرهنگ و تاریخ و تمدن ما پیروز شود. جمهوری اسلامی به زباله‌دان تاریخ می‌رود؛ و ایران و ملت ما، آزاد و سربلند، از این دوره سخت به سلامت عبور خواهد کرد. ما ملت کبیریم، ایران رو پس می‌گیریم! پاینده ایران،

Reza Pahlavi

863,320 Aufrufe • vor 1 Jahr

کالبدشکافی یک عملیات روانی - تله سلبریتی‌ها: اگر یادتان باشد اصلاح‌طلبان شعار «ایران برای همه ایرانیان» از رضا شاه پهلوی را در کمپین‌های تبلیغاتی‌شان مصادره و تکرار کردند. حال اتاق‌ فکر امنیتی جمهوری اسلامی، فاز اجرایی این مصادره را کلید زده‌است. هدف نهایی این پروژه تغییر زمین بازی از «مردم در برابر رژیم» به «مردم در برابر مردم» است. چطور؟! از دی‌ماه جمهوری اسلامی مطمئن‌ شده‌است که نمیتواند نام پهلوی و گستردگی پایگاه طرفداران او را به زمین بزند، اما سناریویی ۴ مرحله‌ای طراحی کرده تا حامیان پادشاهی‌خواه را افرادی تک‌صدا، خشن و حذف‌گر جلوه دهد و جامعه‌ی جهانی را از تنها آلترناتیو واقعی برای ایران آزاد بترساند. این سناریوی امنیتی دقیقاً چگونه کار میکند؟ با نگاه دقیق به تمامی حواشی زرد اخیر از سلبریتی‌ها میتوان به یک الگوی مشخص رسید. 1️⃣ مرحله اول: طعمه‌گذاری و ساخت نماینده فیک: سلبریتی‌ها و چهره‌های مشهور اعم از سالم و یا فاسد، مورد دار یا غیر مورد دار را با تهدید پرونده‌های باز یا وعده‌ی پول بیشتر به میدان میفرستند تا دقیقاً روبروی خواست عموم جامعه بایستند و مشخصاً نام «پهلوی» را هدف قرار دهند. نکته مهم اینجاست: آنها میخواهند افکار عمومی جامعه‌ را از «اپوزیسیون جمهوری‌اسلامی بودن» به «اپوزیسیون پهلوی شدن» تغییر دهند. 2️⃣ مرحله دوم: تحریک و مهندسی واکنش‌ها: افکار عمومی و مبارزان، به صورت طبیعی و از روی خشم، به این سلبریتی‌ها حمله کرده و آنها را طرد (کنسل کالچر) میکنند. اینجا اتفاق مهمی میفتد: سایبری‌های رژیم وارد میشوند و شدیدترین واکنش‌ها را در مجازی برجسته میکنند. یک «اختلاف سیاسی» به یک «دعوای اجتماعی» تبدیل می‌شود. 3️⃣ مرحله سوم: قاب‌بندی مجدد (برداشت محصول): حالا پروپاگاندای رژیم همان واکنش‌های انتخاب‌شده را جدا میکند و در سطح گسترده و هماهنگ برای مخاطب داخلی و خارجی پخش میکند که: «ببینید! این‌ها هنوز به قدرت نرسیده‌اند با مخالفان خود چه می‌کنند! این افراد بدتر از رژیم هستند و این است تصویری که از قدرت در ایران آینده میخواهند.» در این مرحله، رفتار واکنشیِ ارگانیک بخشی از پایگاه طرفداران و یا حتی سازماندهی شده از جانب خودشان را به کل یک پروژه سیاسی بزرگ نسبت میدهند تا تصویر آلترناتیو را تخریب کنند. 4️⃣ مرحله چهارم: ضربه اصلی (تله دوراهی): اینجاست که آن جمله کلیدی و عملیات روانی را بصورت کاملا مهندسی‌شده وارد میکنند: «اگر قرار است ایران را آزاد کنید، چرا از همین امروز مخالفان را تحمل نمیکنید؟ پس چه شد؟ آیا در ایرانِ پهلوی قرار نیست جا برای همه باشد؟» این جمله از نظر تبلیغات منفی ویرانگر است؛ چون مخاطب را مجبور میکند بین دو مفهوم دروغینِ ساخته‌ی رژیم گیر بیفتد و تلاش میکند مفهوم «پهلوی = آزادی برای همه» را با «طرفداران پهلوی = حذف مخالفان» جایگزین کند. ⚠️ خطر اصلی و راه بی‌اثر کردن‌ تله: مهم‌ترین نکته این است: سلبریتی‌ها در این بازی فقط یک «دستمال یکبار مصرف» برای عصبانی کردن ما هستند. این بازی از لحظه‌ی اول بصورت zero-sum طراحی شده‌است و اگر تمام انرژی جامعه صرف این شود که «فلان سلبریتی چرا این را گفت؟»، پروژه امنیتی اتاق فکر اصلاح‌طلبان موفق شده است. درگیر شدن در این بازی، بخشی از هدف مطلوب رژیم است. پاسخ ندادن به این موارد هم به‌نوعی راه را برای تخریب شاه باز میگذارد. تا به اینجا به‌نظرم کم‌هزینه‌ترین راه، پررنگ کردن خیانت و فساد این مهره‌های سوخته‌ی رژیم، خارج از زمین طراحی‌شده ‌در این بازی است نه صرفِ اینکه مقابل پهلوی جهت‌گیری داشته‌اند. چرا که این افراد اصلا عددی نیستند که سوگیری‌ عامدانه‌ی آنها با پهلوی اهمیت داشته باشد. ما باید از روی طعمه‌ها بپریم و روی هدف اصلی تمرکز کنیم. اگر آنها میخواهند این شک را در جامعه بیندازند که آیا یک فرد یا گروه حق دارد برای آینده ایران تصمیم بگیرد؟ پاسخ ما همان اصل بنیادینی است که رضا شاه پهلوی همواره بر آن تاکید کرده‌اند: ایران برای همه ایرانیان است؛ اما بدون هر ورژنی از جمهوری اسلامی. پی‌نوشت: ویدیو را از اکسپلور اینستاگرام گه‌خور‌های پادشاهی‌خواهان برداشته‌ام تا متوجه عمق سرمایه‌گذاری و هماهنگی رژیم برای تولید محتوا در این راستا باشیم. پاینده ایران، جاویدشاه 🇮🇷

Apranik 🇮🇷🇮🇱

23,078 Aufrufe • vor 18 Tagen

▪️بمباران و ساده‌دلان (بخش چهارم) «کمپین» انسانیت‌زدایی، دیوسازی و زنده‌کردن مسعود مسجودی در ابتدا متذکر می‌شود این رشته‌توییت برای تایید افرادی مانند علی افشاری، زدن یک جریان فکری، کمک به حذف رقیب، تایید یا رد شکایت‌های مسجودی و ... نیست. فقط بررسی حقایق موجود بر اساس اسنادی است که به درستی دیده نشده‌اند در این رشته‌توییت خواهید دید چطور اعضای یک باند برای تخریب و نابودی هویت یک فرد با شایعه‌سازی، جعل‌خبر، مدرک‌سازی، قدرت بیگ‌اکانتها، بسیج‌کردن اکانت‌های اجاره‌ای و ... یک دروغ را به واقعیتی انکار ناشدنی تبدیل می‌کنند به گونه‌ای که حتی شما از باور نکردن دروغ آنها می‌ترسید و برای متهم نشدن به همکاری با جمهوری اسلامی یا از وحشت بیرون انداخته‌شدن از حلقه با آنها همراه می‌شوید (بهتر از من می‌دانید که بسیاری از شما هم توییتهای مشابهی دارید) این روش حذف افراد در پروژه‌ها مختلف تکرار شده است. ادامه مطالب را با این پیش‌زمینه بخوانید که با توجه به نوع قتل ظاهرا تا حدود زیادی اطمینان وجود داشت که جسد پیدا نمی‌شود! 1▪️ مفقود شدن مسجودی (Feb 2) مسجودی برای آخرین بار زنده دیده می‌شود. 2▪️ورود تیم ویژه قتل (Feb 4) به این معناست که در این تاریخ پلیس شواهد بسیاری به دست آورده بود که امکان وقوع قتل را جدی می‌دانست و موضوع مفقودی ساده منتفی شده بود. با قاطعیت دخالت باندهای تبهکار و موضوع اخاذی از سوی منابع رسمی رد شد. 3▪️اولین رشته‌توییت در زمان مفقودی مسجودی (Feb 6) فکت‌نامه FactNameh | فکت‌نامه که باید فکت‌ها را بی‌طرف بررسی کند وارد شد -گروهی که مفقودی مسجودی را مسخره می‌کردند را بررسی نکرد -مسئول بررسی قتل شد و با حرکتی عجیب در انتخاب کلمه (آنها بار کلمات را بهتر از هر کسی می‌دانند) وقتی می‌دانست که گروه ویژه قتل مربوط به مفقودی نیست و زمانی وارد می‌شود که احتمال قتل بالاست برای کم کردن اثر قتل نوشت موضوع قتل «منتفی» نیست! -سپس قاضی شد و برای تخریب شخصیت مسجودی گفت شکایتش شانسی برای برد ندارد! (در حالی که موضوع اصلی قتل بود) -در نهایت هم با ارائه جدولی از جمهوری اسلامی، سعی کرد به «شکل خیلی با کلاس» موضوع را به جمهوری اسلامی مرتبط کند که کسی جرات سوال نداشته باشد. -این جدول خیلی مهم است در تمام مراحل بررسی «کمپین» خواهید دید که اتفاقا اعضای باند معروف بودند که بندهای جدول را برای بدنام کردن مسجودی و ایجاد شایعه در مورد زنده بودن استفاده کردند. کلیپ را چند بار ببینید و با جدول مقایسه کنید. -فکت‌نامه بعدها احساس مسئولیت نکرد که این فکت را بررسی کند که چرا در زمان قتل مجسودی، باند معروف در مورد زنده پیدا شدن او «کمپین» جعلی راه انداختند! 4▪️مصاحبه سخنگوی تیم تحقیقات قتل با اینترنشنال (Feb 7) گفتگو به زبان فارسی ترجمه شده بود، پس افرادی که در مورد خلافکار بودن و زنده بودن مسجودی توییت کردند از جعل واقعیت آگاه بودند. فونگ به فارسی و بر اساس شواهد متعدد از وقوع جنایت هدفمند گفت و تاکید کرد تیم قتل برای بررسی موارد مفقودی نیست! 5▪️دومین رشته‌توییت در زمان مفقودی مسجودی (Feb 7) فاز اول شروع دیوسازی و تخریب‌شخصیت این رشته‌توییت نقطه اصلی شروع پروژه و آغاز حملات هماهنگ به موضوع مفقود شدن مسجودی است اکانت Persian Liver در اولین توییت برای دیوسازی و دیوانه نشان‌دادن -مسجودی را آزارگر جنسی معرفی کرد خودش هم می‌داند که این موضوع در دادگاه اثبات نشده است! -به دروغ ادعا کرد که از ایلان ماسک شکایت کرده بود(شکایت از X بود) که مسجودی را مجنون نشان دهد -به دروغ گفت در همه پرونده‌ها شکست خورده است (پرونده باز داشت) -به عمد به اسم جمهوری اسلامی در شکایت‌ها اشاره نکرد! -برای تخریب مسجودی حتی از اکبر گنجی استفاده کرد! 6▪️ورود بیگ‌اکانت‌ها در این نوع پروژه‌ها، نیاز نیست بیگ‌اکانت خودش مطلب اول را تولید کند اکانتی ناشناس با فالوور پایین مطلبی می‌نویسد بیگ‌اکانت‌ها وارد می‌شوند کامنت می‌گذارند، یا جمله‌ای کوتاه می‌نویسند و دیگران را به سمت هدف هدایت می‌کنند کامنتهای «...ننت» و «پول ننت» و ... که از بیگ‌اکانتها زیاد دیده‌اید و اتفاقا لایک و بازدید چند کایی می‌گیرد از این نوع است 7▪️ورود اکانت‌های اجاره‌ای زمان حمله اکانت‌های کوچکتر فرا رسیده است با کامنت‌گذاری در حجم زیاد، باعث دیده شدن مطلب می‌شوند و دیگران را ترغیب می‌کنند به این «کمپین» بپیوندند. 8▪️ایجاد شک در قتل مسجودی با وجود اعلام رسمی تیم قتل، گروهی وارد شدند و ادعا کردند هیچ نشانه‌ای از قتل وجود ندارد 9▪️ساختن شایعه (جدول معروف)، مدرک‌سازی، جعل خبر مسجودی زنده است! (Feb 10) در حرکتی هماهنگ خبری در مورد یک گروگانگیری پخش شد که گروه‌های خلافکار یک مرد را گروگان گرفته‌اند در این خبر هیچ اشاره‌ای به اسم مسجودی نشده بود! یکی از عوامل پخش آن مریم مقدم، عضو سازمان ایران نوین در تماس زوم معروف است 10▪️«کمپین» تبدیل شایعه به واقعیت دوباره بیگ اکانت‌ها وارد شدند و موضوع قتل را رد کردند با توییت‌های که بازدیدهای چندده کایی داشتند کمتر کسی از دنبال کننده‌ها شک می‌کرد که مسجودی به قتل رسیده است حتی جرات نمی‌کردند در این مورد شک کنند 11▪️فاز دوم تخریب شخصیت. خلافکار.معتاد.آزارگر علت غیبت مسجودی را به گروه‌های خلافکار، مواد مخدر و آزار جنسی مرتبط می‌کردند علت انتخاب خبر مربوط به گروگان‌گیری توسط گروه‌های خلافکار همین بود که از او انسانیت زدایی شود و کسی همدردی نکند 12▪️به ابتذال کشاندن و به مسخره گرفتن موضوع قتل(جدول) در این مرحله از «کمپین» حساسیت موضوع قتل را از بین بردند و در فضای مجازی مردم به این باور رساندند که موضوع قتل از ابتدا دروغ بوده است 13▪️موفقیت «کمپین» از این جا به بعد نیاز نبود اعضای باند کاری انجام دهند، موتور«کمپین» روشن شده بود و خودش کار را انجام می‌داد بدنه فضای مجازی را جذب کرده بود هر کسی برای جا نماندن از پروژه بدون اینکه بداند اصل ماجرا چیست با آن همراه می‌شد و مطلبی در مورد زنده بودن می‌نوشت جوکی می‌ساخت فحشی می‌داد... با این امید که برای مبارزه کاری کرده باشد یا لایکی بگیرد ریتوییتی شود و بعد توسط اعضای بلندمرتبه جذب شود در پایان از تلاش اکانت چپ‌کش چپ کُش تشکر می‌کنیم که به نوشتن این رشته‌توییت کمک کرد

شارح

18,091 Aufrufe • vor 23 Tagen