
Sahraa Karimi / صحرا کریمی
@sahraakarimi • 251,220 subscribers
Film Director, Screenwriter , Artist, Yale University Lecturer & Walking is part of my artistic and storytelling practice...
Videos

در تظاهرات ضدِ طالبان در برلین شرکت کردم تا تمام قد حمایت کنم و همراه شوم با تجمع مهم؛ بی خبر رفته بودم، اما خانم سارا رحمانی از بین جمعیت انبوه هم مرا دیدند و ممنون بابت فرصتی دادند که همصدا علیه سلطه طالبان ستمگر شعار دهیم؛ و صدای زنان و دختران افغانستان شویم. این ویدیو را هم یکی از هموطنان ما در صفحه اینستاگرامش گذاشته است. ممنون. #نه_به_طالبان #مرگ_بر_طالبان
Sahraa Karimi / صحرا کریمی14,626 Aufrufe • vor 25 Tagen

شرم بر شما زنانی که در نشست های بین المللی شرکت می کنید و می شوید دهان و زبان طالبان! شما لابیگران بی حیا و بی وجدانِ طالبان؛ شما و پروژه های سفید نمایی طالبان، همیشه بلاخره آشکار می شوید. شما و این اجندای قومی تان که هیچ سیری ندارید از مکیدن خون دیگران! نشستی با این عنوان برگزار شده : Rethinking Minority through the Case of Pashtun Women in Afghanistan بازاندیشی در مفهوم اقلیت با مطالعه موردی زنان پشتون در افغانستان با حمایت : Ministry of Foreign Affairs of Denmark (وزارت امور خارجه دانمارک) Norwegian Ministry of Foreign Affairs (وزارت امور خارجه نروژ) Sweden / Sverige و Raoul Wallenberg Institute of Human Rights and Humanitarian Law وصحبت کنندگان : شبانه صالحی، محقق در دانشگاه اوتاوا اسپوژمی اکبری زی فعال حقوق زنان ( در عکس ببینید، شرکت کنندگان و موضوع دقیق این نشست را ...) و اما: این نشست با عنوان « بازاندیشی در مفهوم اقلیت با مطالعه موردی زنان پشتون در افغانستان» در واقع دارای تناقضهای آشکار و اجندای پنهان است. اگر چه در ظاهر در این نشست با زبانی آکادمیک به سراغ مسئلهای حساس رفته اند، اما پر است از تناقضهای فاحش، پاکسازی گفتمانی و بازیهای خطرناک هویتی. چگونه است که حالا، زنان پشتون در افغانستان به عنوان « اقلیت» بازتعریف میشوند، آنهم در بستری که قوم پشتون به طور تاریخی و ساختاری در قدرت بوده و هست؟ آیا این بازی زبانی، تنها تلاش دیگری است برای وارونه سازی روایتها و تسلط گفتمان قومیِ خاص، اینبار با نقاب « زنانگی» و « آکادمیسم» ؟! شما پشتون ها در تمام گفتمانهای سیاسیتان، سینه سپر میکنید و فریاد میزنید که اکثریت هستید؛ در تحلیلهای کلان جمعیتی، در مباحث قومی، در تعیین ساختار دولت و قانون اساسی، هرجا لازم باشد خود را اکثریت غالب معرفی میکنید؛ اما حالا که پای منابع و توجه بینالمللی و سفید نمایی طالبان و اجندای هژمونی قومی تان وسط است، ناگهان زنان پشتون به اقلیتِ خاموش بدل میشوند؟! مضحک است. واقعا وقیح است. شما حتی از واژه « اقلیت» هم نمیگذرید؛ آن را به ابزار تازهای برای تثبیت اجندای قوم محور خود تبدیل میکنید؛ در حالی که زنان هزاره، تاجیک، بلوچ، ایماق، ترکمن، ازبیک... در افغانستان ، و صدها هزار زن بی نام و نشان که هیچ صدایی ندارند، هر روز در زیر فشار دوگانه قوم، دین و دولت خُرد میشوند؛ هر روز و هر لحظه با فرهنگ « پشتون والی » شما مدعی اکثریت به یوغ کشیده می شوند و بعد یک دفعه این « اقلیت» را هم به یغما می برید ؟! اگر درد و مساله زن در افغانستان مهم است، پس این درد را نباید مصادره کرد. نباید آن را در انحصار قوم یا قبیلهای خاص قرار داد و برایش ساختاری جعلی از « اقلیت بودن» ساخت، تا فقط خود شنیده شوید و دیگران همچنان در حاشیه بمانند. اگر قرار است از اقلیت سخن بگویید، از آنهایی بگویید که نه تنها در قدرت سیاسی نیستند، بلکه در هیچ گفتمان رسمی، حتی در حاشیه هم جای ندارند. و واقعا « اقلیت » هایی هستند که در چنبره عقب ماندگیِ شما مدعی اکثریت ها اسیرند. این نوع نشست ها و عنوان های عوام فریبانه نه باز اندیشی است، نه صدای زن، نه حرکت رهایی بخش. بلکه بازی دیگری است در زمین سیاست قومی؛ و تأسف بارتر اینکه از رنجِ زن افغانستان به شکل های مختلف سو استفاده می شود، برای اهدافی که هیچ نسبتی با عدالت و آزادی ندارند؛ و تنها در راستای سفید نمایی و تلاش در به رسمیت شناسی حاکمیت طالبان تک قومی، با اجندای بسیار مشخص پشتونیزم - طالبانیسم کردن افغانستان. باز هم تاکید می کنم وقتی ادعا میکنید که زنان پشتون « اقلیت» هستند، در حالی که در تمام عرصه های دیگر خود را « اکثریت» معرفی میکنید، شما فقط روایت را دست کاری نمیکنید؛ بلکه به شکلی آگاهانه و خطرناک، ساختار ظلم را میپوشانید و آن را با زبانی زیباشناختی و بینالمللی، بازسازی میکنید. و متاسفم که این پروژه قومی با حمایت نهادهایی انجام میشود که باید مدافع عدالت باشند، نه تقویتکننده صدای سلطه گرانی باشند که تنها لباس جدیدی بر تن کردهاند. زنان افغانستان نیازی به جعل روایت ندارند. نیازمند عدالت اند. نیازمند حقیقت اند. و هیچ حقیقتی با دروغ ساختاری و گفتمان قوم محورِ پیچیده در کلمات دانشگاهی بهدست نخواهد آمد. و در این ویدیوی کوتاه می بینید این خانم مثلا اهل دانشگاه و آکادمیک چطور جامعه بین الملل را ماهیانه تشویق به تعامل با طالبان می کند با زبانِ مدافع حقوق بشری و مدافع حقوق زنان پشتون. شرم بر شما باد!
Sahraa Karimi / صحرا کریمی37,060 Aufrufe • vor 1 Jahr
0:24
Sensitive content
This media may contain sensitive content.

جناب خلیلزاد، لابیگر طالبان، این ویدیو هم دروغ است؟!
Sahraa Karimi / صحرا کریمی20,841 Aufrufe • vor 1 Jahr

من چقدر این مَرد را دوست دارم دیوانه وار. بعد از اینهمه قرن. گویی می شناسمش به مثل یک دوست. به مثل یک رفیق دیرینه. به مثل یک یار؛ و نیچه نمیدانست که چند قرن بعد دختری، از سرزمینی کوهستانی به نام افغانستان، بارها و بارها بخاطرش خواهد گریست و خواهد گریست. و واژه گانش را تک به تک بار بار خواهد خواند. نیچه عزیز، نمیدانستی، نمیتوانستی بدانی، که سالها پس از خاموشی ات، آن خاموشی اندوهبارت، دختری از سرزمینی فراموششده، با نامی که شاید هیچگاه نشنیدهای، افغانستان، بارها و بارها به خاطر تو خواهد گریست. بخاطرت و دردهایت سوگوار خواهد شد؛ و آن دختر منم که بارها گریسته ام هم بخاطر اندوهت و هم از شوقِ فهمیدنِ تو و دنیای تو، از مرهمی که واژه هایت بر زخم هایم میگذارد تا التیام بخشد. و من بسیار زخمی ام و سوگوار. و گریسته ام بخاطرت نه به بهانه سوگ خودم؛ که از وجدِ اینکه کسی، در میان آشوب زمانه اش، همان چیزی را حس کرده بود قرنها پیش که من اکنون، در میان اینهمه ناامیدی و سکوت و دروغ، تو گویی زندگی می کنم. تو گفتی: - آنکه چراییِ زندگی را دریابد، با هر چگونگی اش کنار میآید. - و من سالهاست دنبال همان چرایم؛ در سایه تمام ستیزها، در مهاجرت، در پس قصه های مردمان سرزمینم و مردمان جهان، در خلوت کلمات؛ تو از انسانِ والا گفتی، از اراده برای قدرت، از باز آفرینی خویش؛ و من، زنی تنها، در جهانی مردانه مغرورِ قدرتهایشان، فهمیدم که اراده ما برای زیستن، خود مبارزه ای ست علیه هر مرگِ روزمره تحمیلیِ جغرافیا و تاریخ و زمانه ای که در آن زیستن را تمثیل می کنیم. کاش میشد با تو قدم زد، کاش میدانستی که زبانِ تو، در دل کوههای ما طنین میاندازد. و هر دختری که از خوابِ سنت میگریزد، هر زنی که با سکوت میجنگد، و هر زنی که تن به اجبار نمی دهد، در واقع، دارد به نیچه سلام میدهد. اینجا در سرزمین من همه چیز تاریک است و سیاه؛ اما چراغی است و آن، بی آنکه بدانی، خودِ تویی. تو نیچه. تو ای اندیشه. تو که هر سطری که نوشته ای و به یادگار مانده ای به ما انگیزه می بخشد و وعده رهایی می دهد.
Sahraa Karimi / صحرا کریمی13,979 Aufrufe • vor 1 Jahr

اندوه... آوار... آواره گی... بی خانمانی... #هِرات #HelpHerat
Sahraa Karimi / صحرا کریمی19,890 Aufrufe • vor 2 Jahren
Keine weiteren Inhalte verfügbar