اسماعیلییون از کسانی بود که بعد از خیزش ۱۴۰۱ پتانسیل خیلی بالایی برای سازماندهی نشون داد. کاری که خیلیها هنوز هم از پسش برنمیان. متاسفانه اما بعد از نشست جرج تاون و منشور همگرایی، حواشی علیهش بسیار زیاد شد و به مرور کنار رفت و دیگه مدتهاست چیزی ازش نمیشنویم. به شخصه با مواضع ضد اسرائیلی اسماعیلیون مخالفم و معتقدم کاری که اسرائیل با ج.ا کرد رو هیچ گروهی از اپوزوسیون و هیچ کشوری تا حالا نکرده. موضوع غزه، اولویت من ایرانی نیست. اما سیل هجمههایی که بهش شد بیش از این اختلاف عقیده بود. هزاران اتهام ریز و درشت بهش زده شد که اکثرا بیاساس بودن. مضحکترینش این بود که اسپیس گذاشته بودن و مدارک همکاری اسماعیلیون با سپاه رو منتشر میکردن و میگفتن زن و دخترش اصلا کشته نشدن! هدفم از نوشتن این متن اینه که ببینیم چرا پتانسیلهایی که داریم، حتی با وجود اختلاف عقیده، سر جای خودشون بکار گرفته نمیشن؟ چرا یکی یکی کنار زده میشن؟ چرا از بین این همه چهرههایی که میتونستن کاری کنن، قاسمی نژاد و کیانی و... شدن تیم تصمیمگیری؟ چرا اختلاف عقیدهها اونقدر تبدیل به کینه میشن که برای طرف اسناد جعلی همکاری با سپاه ساخته میشه؟ چی شد که این تیم فعلی اپوزیسیون شد بهترین ترکیب ممکن؟ کارنامه عملکرد این تیم تا حالا چند اقدام مثبت داشته و چند اشتباه مهلک؟