Search results for "تويتر+سخن"
Shorts
Videos

تظهر على الشاشة الساعة 9:30، تصاحبها موسيقى "الخيام" لمحمد عبد الوهاب؛ تلك الموسيقى التي كانت وحدها كفيلة بأن تخبر أهل البيت أن وقت العشاء قد حان. ما إن سمعتها أمي حتى نادت العاملة: - حضّري العشاء. فموعد أبي كان معروفًا؛ يعود إلى البيت مع نشرة الأخبار، بعد أن يخرج لصلاة العشاء، ثم يتجه إلى القهوة كعادته كل ليلة، ولا يعود إلا عند الساعة 9:30. كانت المواعيد في ذلك الوقت بسيطة وواضحة، وكان التلفزيون جزءً منها؛ نعرف منه متى يحين العشاء، ومتى يعود أبي، ومتى تبدأ السهرة، ومتى يحين وقت نومنا. يرن جرس الهاتف. ترفع أمي السماعة: - ألو، مين معاي؟ - أنا أم عبدالله. - هلا يا أم عبدالله. - تروحين معنا عند أم أحمد؟ توها طالعة من المستشفى. - إي، بروح معكم، بس متى؟ - بكرة، بعد مسلسل المغربية. هكذا كانت مواعيدنا تُحدد؛ لا تحتاج إلى ساعة ولا إلى تاريخ. يكفي أن تقول: بعد الأخبار، أو بعد مسلسل المغربية، فيعرف الجميع متى يكون الموعد. حتى الزيارات كانت مرتبطة بالتلفزيون،نؤجل زيارة إلى ما بعد مسلسل، ونستعجل أخرى قبل برنامج، ويعرف أبي متى سيعود، وتعرف أمي متى تضع العشاء، ونعرف نحن متى تبدأ السهرة. لم نكن نشعر أن التلفزيون ينظم يومنا، لكنه كان يفعل ذلك دون أن نشعر. ولم يكن الأمر يخص بيتنا وحده، بل كانت البيوت من حولنا تعيش الإيقاع نفسه؛ ما نشاهده نحن يشاهده غيرنا، وما ننتظره نحن ينتظره الآخرون. وفي اليوم التالي يكون الحديث عن الحلقة التي عُرضت بالأمس، أو عن خبر سمعوه في النشرة، أو عن مباراة تابعها الجميع. كان هناك شيء يجمعنا، حتى وإن لم نكن نجلس في المكان نفسه. ثم جاءت القنوات الفضائية، واتسعت الخيارات. في البداية بدت لنا نعمة؛ مئات القنوات بدل قناتين أو ثلاث، وبرامج ومسلسلات من كل مكان. لكن شيئًا فشيئًا بدأت تلك المواعيد التي يعرفها الجميع تختفي. لم يعد مسلسل المغربية موعدًا يعرفه الجميع، ولا نشرة الأخبار هي اللحظة التي يتوقف عندها البيت كله، صار لكل واحد ما يريد أن يشاهده، ثم صار لكل غرفة تلفزيون، وبعدها جاء الجوال وأخذ معه ما تبقى من اجتماعنا أمام شاشة واحدة. اليوم قد نجلس جميعًا حول السفرة نفسها، لكن كل واحد يحمل عالمه في يده. ومع ذلك، لم تختفِ فكرة الاجتماع حول شيء واحد. بقيت بعض البرامج قادرة على الاحتفاظ بشيء من ذلك الزمن؛ برامج استمرت رغم تغير القنوات، وتعدد الشاشات، وانتقال المشاهدة من التلفزيون إلى الجوال والمنصات. ومن بينها برنامج وليد الفراج. فاللافت في بقاء برنامج الأستاذ وليد الفراج وحضوره، بالنسبة لي، ليس أنه موجود اليوم؛ فالبرنامج قديم ومستمر منذ سنوات، وإنما أنه استطاع، وسط كل هذه التحولات، أن يحافظ على موعده وجمهوره وحضوره. تغيّرت القنوات، وتعددت الشاشات، وأصبح بإمكان كل شخص أن يشاهد ما يريد، وقتما يريد، ومع ذلك بقي هناك جمهور يعرف موعد البرنامج وينتظره. وهنا تحديدًا تكمن أهمية هذا البقاء. الفراج لم يُعد لنا التلفزيون القديم، ولم يستطع بالطبع أن يعيد زمن القناة الواحدة أو المشاهدة الجماعية كما كانت، لكنه حافظ على شيء من تلك الفكرة: موعد يجتمع عليه الناس. تتابعه الأسرة، ويتابعه أفراد المجتمع، ثم لا ينتهي الحديث بانتهاء الحلقة؛ ينتقل إلى المجالس، وإلى الجوالات، ويستمر حضوره في اليوم التالي. صار التعليق في "تويتر" أو في مجموعات الواتساب امتدادًا حديثًا لذلك الحديث الذي كان يملأ البيوت صباح اليوم التالي. كأن الحاجة إلى المشاركة لم تختفِ، وإنما وجدت طريقًا جديدًا للتعبير عن نفسها. وهذا ما يجعل بقاء الفراج لافتًا وسط كل هذا التشتت؛ أن يبقى برنامج واحد قادرًا، بعد كل هذه السنوات وكل هذه التحولات، على أن يقول للناس بطريقة أو بأخرى: نلتقي في هذا الوقت. وكأن شيئًا من زمن التلفزيون القديم ما زال يقاوم. فقد كانت موسيقى "الخيام" تقول لأمي: - حضّري العشاء، أبوكم جاي. واليوم لم تعد هناك موسيقى واحدة يسمعها الجميع، ولا شاشة واحدة تجتمع حولها البيوت، لكن الفكرة نفسها لم تختفِ. تغيرت الشاشة، وتغيرت المواعيد، وتغير كل شيء تقريبًا، وبقيت الحاجة نفسها: أن يكون هناك شيء ننتظره معًا، ونشاهده معًا، ثم نتحدث عنه معًا. وربما هذه هي المفارقة الجميلة في بقاء برنامج الفراج؛ أنه، من حيث لا نشعر، حافظ على شيء كنا نظن أننا فقدناه منذ زمن(موعدًا نجتمع عليه). روتانا سبورت مع وليد
شروق حلي430,127 views • 7 days ago

شاهزاده رضا پهلوی در دیداری مجازی با اعضای «یگان میراث ایران»، از جمله شماری از اعضای این گروه در داخل کشور، در جریان فعالیتها و برنامههای آنان برای شناسایی و حفاظت از میراث فرهنگی، تاریخی، طبیعی و ناملموس ایران، بهویژه در دوران اضطرار و گذار، قرار گرفت. اعضای یگان میراث از شناسایی هزاران اثر ملی در معرض تهدید، تدوین دستورالعملهای عملی برای حفاظت از آنها و کارزار «هر ایرانی، حامی یک اثر ملی» سخن گفتند، ابتکاری برای تبدیل پاسداری از میراث ایران به یک مسئولیت و مشارکت عمومی. شاهزاده رضا پهلوی با تأکید بر اینکه «ایران فراتر از یک حزب یا ایدئولوژی است»، از اهمیت حفاظت از حافظه تاریخی و هویت مشترک ملت ایران سخن گفت.
Reza Pahlavi Communications106,558 views • 2 days ago

هممیهنانم، ملت بزرگ و دلیر ایران، امروز، با افزایش تنشها و احتمال گسترش حملات، بهویژه در جنوب کشور، میخواهم با شما سخن بگویم؛ بهویژه با مردم شریف سیستان و بلوچستان، هرمزگان، بوشهر، خوزستان و همه ساکنان سواحل خلیج فارس و دریای مَکران. جنگ و بحرانی که امروز کشور ما با آن روبهروست، تنها یک باعث و بانی دارد: رژیم جمهوری اسلامی. اما جنگ اصلی، یعنی جنگ جمهوری اسلامی علیه ملت ایران، چهلوهفت سال پیش آغاز شد و تا امروز ادامه یافته است. همه ملت ایران از این رژیم زخم خوردهاند. نگذاریم بگویند که جنوب ایران تازه وارد جنگ شده است. جنوب ایران از همان روزی وارد جنگ شد که کودکان بلوچ، به دلیل نبود آب آشامیدنی و زیرساختهای اولیه، قربانی گاندوها شدند؛ از روزی که در سیستان و بلوچستان، سرزمین رستم و قلب اسطورههای ایران، جوانان برای تامین معاش ناچار به سوختبری شدند؛ از روزی که استان هرمزگان و بندرعباس، بزرگترین بندر ایران، در فقر و محرومیت رها شدند؛ از روزی که بوشهر، تأمینکننده بخش بزرگی از گاز کشور، و خوزستان، قلب صنعت نفت ایران، خود از ثروتشان بیبهره ماندند. اما ایران آزاد، ایرانی متفاوت خواهد بود. با استقرار دولتی ملی، کارآمد و توسعهگرا، سیستان و بلوچستان میتواند با تکیه بر موقعیت راهبردی، نیروی انسانی جوان و دسترسی به آبهای آزاد، به یکی از موتورهای اصلی رشد و شکوفایی کشور تبدیل شود. چابهار میتواند قلب تجارت ایران و دروازه اتصال اقیانوس هند، آسیای مرکزی و بازارهای جهانی باشد؛ با بهروزرسانی همان برنامه جامعی که پیش از فاجعه ۵۷ قرار بود اجرا شود. هرمزگان، بوشهر، خوزستان و جزایر خلیج فارس میتوانند با توسعه تجارت، گردشگری، صنعت و جذب سرمایهگذاری، به ثروتمندترین و پیشرفتهترین مناطق ایران بدل شوند. هممیهنانم، این رژیم جنگافروز نه برای مردم پناهگاهی ساخته است و نه توان دفاع از آسمان کشور را دارد. سردمداران آن در حالی که زیر زمین پنهان شدهاند، از مدارس، بیمارستانها و دیگر مراکز غیرنظامی، استفاده نظامی میکنند، و مردم ایران، از جمله سربازان وظیفه را در پادگانها، به سپر انسانی تبدیل کردهاند. در جنگی که جمهوری اسلامی بر کشور تحمیل کرده است، نخستین و مهمترین وظیفه شما حفظ جان، امنیت و سلامت خود و خانوادههایتان است. زیرا شما سرمایه ایران و سربازان واقعی نبرد برای بازپسگیری میهن هستید. در همین ارتباط، دفتر ارتباطات و رسانه من، توصیهها و راهنماییهای لازم را برای افزایش امنیت هممیهنان منتشر خواهد کرد. مبارزه و کسب آمادگی برای پیروزی نهایی یک وظیفه همیشگی است. در نبرد نهایی، هر قدر ما توانمندتر، و جمهوری اسلامی ضعیفتر باشد، پیروزی سریعتر و کمهزینهتر به دست خواهد آمد. پاینده ایران
Reza Pahlavi1,323,728 views • 27 days ago

عزا نمیگیریم، طعنه نمیدهیم، مبارزه را ادامه میدهیم! چندین ماه است که قوماندان فاتح در کشوقوسِ جنگ و ستیز با جنوبیها قرار دارد. در پنجمین سالگرد پیروزیشان، او آنان را شجاعانه در میدانهای نبرد مسلحانه به چالش کشید و «قدرت و افتخار»شان را درهم شکست. یک غریببچهی دروازی، با حداقل امکانات، با یک قدرت جهنمی پنجه در پنجه افکند؛ چنانکه در این پنج سال، هیچ حزب و گروهی نتوانست این گونه، جنوبی ها را به چالش بکشد. همه میدانند که منطقه و جهان با طالبان در تفاهم است و از هیچ جنگی حمایت نمیکند. نیز باید صراحتاً بگویم که این جنگ سرد نیست که تمام غرب با میلیاردها دلار و با تمام قدرت از نیروهای ضد اتحاد شوروی حمایت میکرد. فاتح با حداقل امکانات و در جغرافیایی که در اختیار داشت، آنچه را میتوانست انجام داد. فرماندهان، تنظیمها و گروههای پنهان و آشکار، بهجای اینکه از دروازها حمایت کنند و در سایر ولسوالیهای بدخشان دست به جنگ و اقدام مسلحانه بزنند، از فاتح میخواستند ابتدا اعلام بیعت و تسلیمی به این جریانهای مختلف کند؛ جریانهایی که در فکر بهرهبرداری شخصی یا گروهی از مردم بینوای دروازها بودند. میگفتند ابتدا تسلیم شود و بعد از آن، آنان فکر کنند که آیا از او حمایت کنند یا نکنند. من در تمام این مدت مستقیماً در جریان قضایای دروازها بودم و نیز از تجمعات برخی فعالان سیاسی افغانستانی در کشورهای منطقه اطلاع داشتم. چیزهایی را در این روزهای نبرد دروازها میدانم که لازم میدانم در فرصت مناسب، با همهی همفکران و همرزمان، از طریق شبکهی خودم در میان بگذارم. از تمام تاجیکان، بهخصوص مردم بدخشان، خواهش میکنم با مردم دروازها و خانوادههای داغدار جوانانی که در برابر مهاجمان جنوب سینه سپر کردند و به خاک افتادند، ابراز همبستگی کنند و آنان را به ادامهی مبارزه تا پیروزی حمایت نمایند و قدر مبارزاتشان را در برابر لشکر بیرحم، غاصب و تا دندان مسلح جنوب بدانند. همچنین از حسودان و اهل غرض که از دور دستی بر آتش دارند و فتنهگری نیز میکنند، میخواهم خاموش بمانند. طعنه و کنایه نزنند. جنگ با مهاجمان جنوب تنها وظیفهی فاتح نبود، شما طعنههای جنوبیها را شنیدید؛ آن طعنهها تنها به فاتح برنمیخورد، بلکه به همهی شمالیها برمیخورد. من همه را به این سخن نلسون ماندیلای بزرگ متوجه میسازم: «در مبارزه گاهی شکست میخوریم و همیشه این امکان وجود دارد که شکست بخوریم؛ زیرا در برابر دشمن قدرتمند ایستادهایم و مبارزه میکنیم. اما مهم این است که پس از هر شکست، با امید و ایمان قاطع به پیروزی، دوباره برخیزیم.» طعنهی جنوبیها را بشنوید.👇
Dr. Latif Pedram36,717 views • 1 day ago
0:54
Sensitive content
This media may contain sensitive content.

الفيديو عبارة عن خضوع وتخنيث للملكة ضحى الفيديو موجود في جمال جسم ضحى وجمال شفايف ضحى و وجهاواخر شي جمال رجلين ضحى احكي اكيد ضحى خضعتك وخنزرتك+الي يحب المحجبات ويتخنزر ويتخنث عليهم الكل يروح على افضل صفحة للمحجبات هي أفضل صفحة في تويتر كلوا👇 محجبات الاردن❤️🔥 الكل يضيف الصفحة ❤️
فانز محجبات الأردن 😭🤍❤️🔥87,063 views • 3 days ago

هذا معتز من عائلة سورية يعيشون في السعودية من زمان، ابوه طارده من البيت من عمره 10 سنوات وحياته في السعودية كان عبارة عن النوم في الجوامع او عند اصحاب الشغل بعد ماكبر ابوه بلغ عليه وخله اوراقه تنتهي من السعودية وترحل لسوريا وابو كلم ناس في سوريا حتى ما يخلوا يدخل لبيتوهم ، وابوه يضرب امه ويعنفها وحارم خواته من الدراسة ، طلب معتز صوته يوصل للناس وينتشر في تويتر حتى يشوفه الامير محمد بن سلمان لأن ماعندا مسكن في سوريا ولا شغل ويبقى في الجوامع ، ويريد يرجع لسعودية حتى ينقذ امه و خواته من ايد ابوه ، قصته قهرني لذالك قررت انشر عنه في حسابي على أمل ان يوصل صوته لاكبر عدد ممكن من الناس ، أتمنى من متابعيني في السعودية يتافعلون مع الموضوع #يجب_ان_يعود_معتز_لسعودية
Mustafa1,247,071 views • 1 month ago





