Video yükleniyor...

Video Yüklenemedi

Ana Sayfaya Dön

آخرین گفتگویی که با مادرش داشت : « - من دارم میرم سرکلاس + دروغ میگی میری اعتراضات .. » #عارفه_بیگی ۲۰ساله، زرین‌شهر_اصفهان

16,381 görüntüleme • 1 ay önce •via X (Twitter)

0 Yorum

Yorum bulunmuyor

Orijinal gönderinin yorumları burada görünecek

Benzer Videolar

روایت یک عشق: «ما هفت سال با هم بودیم… هفت سال کنار هم بزرگ شدیم، رویا ساختیم، برای آینده‌مون برنامه ریختیم. قبل از اینکه بره، رو به من کرد و گفت: «برای این دارم میرم که یه روز بتونم تو رو تو لباس عروس ببینم…» 💔 این جمله‌اش هنوز توی گوشم می‌پیچه. عارف ۲۴ ساله بود، متولد ۱۸ مهر ۱۳۸۰. دانشجوی حقوق دانشگاه مشهد بود و عاشق رشته‌اش. همیشه می‌گفت: «من نمی‌ذارم به کسی ظلم و ناحقی بشه.» باور داشت که می‌تونه وکیل عدالت باشه. انقدر قشنگ و پخته حرف می‌زد که همه فکر می‌کردن حداقل سی سالشه. اطلاعاتش زیاد بود، تحلیلش عمیق بود، دلش بزرگ بود. پدرش جانباز بود و هفت سال پیش فوت کرده بود. از اون به بعد، عارف تکیه‌گاه مادرش شد. فقط مادرش، برادرش… و من رو داشت. خیلی دوستم داشت… ما می‌خواستیم با هم زندگی کنیم، اما نگذاشتند. 💔 از صبح زود می‌رفت سر کار تو املاک و تا ساعت ۱۰ شب کار می‌کرد. هم کار می‌کرد، هم درس می‌خوند، هم برای آینده‌مون تلاش می‌کرد. خسته می‌شد، اما هیچ‌وقت از رویاهاش دست نمی‌کشید. ۱۸ دی، میدان هفت‌تیر مشهد، به پهلوش تیر زدن… من هنوز باورم نمی‌شه. من دارم تمام تلاشم رو می‌کنم که اسمش شنیده بشه. نمی‌ذارم عارف من بی‌صدا بره. او فقط یک اسم نیست… او تمام زندگی من بود. 💔» عارف تبرایی، ۲۴ ساله، ۱۸ دی ۱۴۰۴ در میدان هفت تیر مشهد با اصابت گلوله به پهلو کشته شد و دچار خون‌ریزی شدید داخلی شد. در چارچوب حقوق بین‌الملل کیفری، کشتار شهروندان غیرنظامی در ابعادی گسترده و در بازه زمانی کوتاه دو روز، در صورت احراز و اثبات، می‌تواند ذیل عنوان «جنایت علیه بشریت» مورد بررسی قرار گیرد. در چنین شرایطی، مسئولیت کیفری صرفاً محدود به عاملان مستقیم و میدانی نخواهد بود، بلکه آمران، طراحان و تمامی مقاماتی که در صدور دستور، تسهیل، حمایت یا پنهان‌سازی این اعمال نقش داشته‌اند نیز می‌توانند مشمول تعقیب و پاسخ‌گویی در مراجع بین‌المللی قرار گیرند. #دادبان #عارف_تبرایی

دادبان

12,879 görüntüleme • 7 ay önce

چه کسی مزدور است؟ هوشنگ امیراحمدی شومن ایرانی آمریکایی که مجری پروژه‌های CIA علیه ایران است گفته: ظریف، زیباکلام و اصلاح‌طلبان مزدورند! امیراحمدی در اعتراضات سال ۱۳۹۸ تماسی واتساپی با من داشت. او می‌گفت: ما با مدیریت CIA صدها نفر از سران جریان اصولگرا از جمله احمدی‌نژاد و حتی ۲۰۰ نفر از فرماندهان ... را برای عبور از جمهوری اسلامی سازماندهی کرده‌ایم و تنها مشکل ما اصلاح‌طلبان هستند که هیچ‌گونه همکاری با ما ندارند و صرفا دنبال اصلاحات داخلی هستند که نشدنی است! او می‌گفت: سیا برای همه نیروهای مؤثر ایران اعم از چپ و راست پرونده دارد و کارهای آنان را رصد می‌کند و من ماموریت دارم که با برخی از افراد از جمله شما صحبت کنم. به‌او گفتم: سیا و دشمنان ایران این آرزو را به‌گور می‌برند که اصلاح‌طلبان و ملت ایران با دشمنان ایران همکاری کنند و گفتم: ما تنها راه عبور از مشکلات را اصلاحات و بازگشت به آرمان‌های انقلاب اسلامی می‌دانیم و بر این اعتقادیم که هرگونه تمسک به بیگانگان خیانت به‌کشور است. متن کامل این گفت‌وگو را همان زمان با برخی از مقامات دولت وقت در میان گذاشته‌ام.

رحمت‌اله بیگدلی

67,335 görüntüleme • 1 yıl önce

نزدیکان علی‌اصغر خدادادی به رادیوفردا گفته‌اند که او ۱۸ دی با شلیک دو گلولهٔ جنگی به قلبش در اسفراین، در خراسان شمالی، کشته شد. علی‌اصغر خدادادی، ۱۸ ساله، دانشجوی ترم یک معماری دانشگاه آزاد بود. نزدیکانش به رادیوفردا گفته‌اند که پدرش وقتی بالای سر او رسید، مردم داشتند به او شوک قلبی می‌دادند و او در آغوش پدرش جان باخت. خانوادهٔ علی‌اصغر خدادادی تحت فشار بودند که فرزندشان را بسیجی اعلام کنند، اما نپذیرفتند. او در آخرین استوری اینستاگرامی، پستی مرتبط با حضور در اعتراضات منتشر کرده بود. یکی از نزدیکانش به رادیوفردا گفت: «خانواده را تحت فشار گذاشتند که کسی در خاکسپاری حضور نداشته باشد و سه روز بعد، در ۲۱ دی، صبح زود پیکر را تحویل دادند و همان موقع هم مجبور کردند که به خاک سپرده شود.» علی‌اصغر خدادادی به‌گفتۀ نزدیکانش پر از شور و هیجان زندگی بود: «در هر جمعی بود، خنده را هم با خودش می‌آورد، از بس که شور و هیجان زندگی داشت. با این‌که فقط ۱۸ سال داشت، ولی دلش خیلی بزرگ بود. به همه می‌گفت خون ما که رنگی‌تر از بقیه نیست. اگر به خیابان نرویم، هزاران نفر را اعدام می‌کنند.» به‌گفتۀ او، «علی‌اصغر عاشق ماشین و موتور و پرواز پاراگلایدر بود و شور زندگی را با خود برد.»

RadioFarda‌|‌راديو فردا

11,710 görüntüleme • 8 ay önce

🔴 نقش تلویزیون من وتو و رضا پهلوی در فروکش کردن قیام ۱۴۰۱ چکونه بود ؟ کلیپ وایرال شده در شبکه‌های اجتماعی از شبکه «من و تو» از افراد جمهوری اسلامی کارکنان منو تو ،ملیجک پهلوی است . اکه نمایش برخی از دلتنگیهای رضا پهلوی برای سپاه و دلنوازی از سپاه و بسیج در شرایتی که بچه های ما رو تو خیابون قتل عام می‌کردند ، اوباش‌های سپاه و بسیج ..باهاشون ارتباط داشت و باهاشون همکاری میکند !! بلحاض حقوقی این نمونه از شریک جرم بودن است با سپاه تروریستی که روزانه‌ در زندان‌ها و در خیابانی در کشتار مردم ایران مشغولند . این حمایت گناه و حکمش کمتر از پاسدارهای شکنجه گر نیست ! نمونه های فراوانی از ارسال فیلمهای قیام توسط منوتو گزارش شده است در حالی که دوربینها را قطع کرده بودن بدون روتوش پخش کردن، و برخی فیلمها رابرای سپاه رله کردن که کمک در شناسایی افراد شد! واقعا باید جمله آناتول فرانس را با طلا نوشت که گفت؛ « تنها انقلابی تکمیل است که آخرین آخوند با روده آخرین پادشاه دار زده شود» #نه_شاه_نه_شیخ #قيام_تا_سرنگونی

S-Sepehri

17,106 görüntüleme • 2 yıl önce

یه برنامه تلویزیونی تو کره پخش میشه به اسم «ملاقات با شما». این برنامه تو یه حرکت جنجال آفرین مادری به اسم «جانگ جی سونگ» رو که دخترش «نایون» رو تو سال 2016 بعلت یه بیماری ناشناخته از دست داده بود، بوسیله‌ی واقعیت مجازی رو در رو کرده! خانم نایون یه هد ست واقعیت مجازی VR رو روی چشمانش گذاشت و به باغی رفت که دخترش اونجا منتظرش بود. خانم جانگ در حالی که دخترش رو تو بغلش گرفته بود بهش گفت: اوه قشنگ من... دلم برات تنگ شده بود. نایون هم با چشمای درخشان و موهای مشکی از مادرش می‌پرسه کجا بود تاحالا و آیا بهش فکر میکنه؟ مادرش جواب داد: همیشه این کارو میکنم. نایون گفت: دلم خیلی برات تنگ شده بود مامان. جانگ هم گفت: منم همینطور عزیزم. جانگ از اول برای گرفتن دست نایون مردد بود. چون اون هرچی باشه مجازیه و واقعیت نداره! ولی نایون اصرار کرد دستشو بگیره. جانگ در حالی که به پهنای صورت اشک می‌ریزه دست نایون رو میگیره. شوهر، پسرش و بقیه‌ی افراد توی استودیو هم که شاهد این اتفاقات بودن اشک میریختن. بعدش نایون میره و از باغ یه گل میچینه و به مادرش میده و میگه: مامان میبینی... دیگه درد نمی‌کشم و باعث لبخند ذوق مادر میشه. در پایان این سفر جادویی، به مادرش میگه مامان من خسته ام، میرم بخوابم و با مادرش خداحافظی کرد. با این برنامه استقبال زیادی روبرو شده و همه دوست دارن عزیزانشون رو برای یکبار هم شده، بصورت مجازی ببینن... منتقدان جدی هم داره. نادیده گرفتن حقوق متوفی، اینکه چه کسی آواتار رو کنترل میکنه، اینکه چی میگه، دستکاری عاطفی شخصیت مجازی و فریب طرف حقیقی اتهاماتی هست که به این طرح وارده.

⚔️🏴𝐇𝐢𝐫𝐤𝐚𝐧 (𐂂)

186,143 görüntüleme • 1 yıl önce

دوست دختر جاویدنام سروش صادقی‌زاده به مناسب تولد سروش این پست رو با متن زیر منتشر کرده: «یه روز نشسته بودیم وَ، یه دفعه‌ای گفت ما اینهمه ساله دوستیم، چقدر کم عکس داریم با هم… حالا من هشت ماهه، دنبال پیدا کردن تو توی عکسامم، توی اون دوتا گوشی که با هم خریدیم ولی یه روز دیگه روشن نشد… دنبال توام توی روزایی که بارون میومد، روزایی که سخت بود و هست، روزایی که حرفی نزده میفهمیدی حالم بده میومدی دم خونه. وقتایی که مادی رو قدم می‌زدیم و یهو عناب از جیبت درمیاوردی میگفتی بخور برای غلظت خون خوبه… برای تک‌تک لحظه‌هایی که همینطوری با لبخند نگام کردی… می‌دونستی اومدم تا دم خیابونتون و نتونستم؟ هشت ماهه که پامو تو مادی نذاشتم؟ نتونستم با اتاقت برای اخرین بار خدافظی کنم؟… هرچی کم آوردم گفتی پاشو پاشو تو می‌تونی… من نتونستم، من ماه‌هاست نتونستم… کاش دوباره مثل اون شب می‌شستی جلوم می‌گفتی اینارو داری به خودت میگی که خودتو قانع کنی، من که می‌دونم تو بالاخره یه روزی میری از اینجا، من مُرده تو زنده… جدی جدی یکماه بعدش تو نبودی دیگه… ولی منم دیگه زنده نیستم… توی هر آدمی دنبالت گشتم باز برگشتم… یکی میگفت دوستای صمیمی و قدیمیتونو نگه دارید، مگه چقدر آدم می‌تونه با دوستای جدیدش خاطره‌های قدیمی بسازه؟ و من مدام به این فکر می‌کنم، خاطرات قدیمی من، حالا نیست… هیچکس نفهمید این آهنگ اقاقی که پخش می‌شه من چه حالی پیدا می‌کنم، نمی‌دونم توی کدوم لحظات این سالها این اهنگ به تو گره خورد… ولی💔 حالا من فردا با دسته گل افتابگردون میام پیشت… تولدته، ولی بازم تو نیستی ولی من بازم میام، تنها، ناامید، نابود و تهی ولی میام…💔 جاوید نام #سروش_صادقی_زاده»

فلات ایران

21,756 görüntüleme • 7 gün önce