Loading video...

Video Failed to Load

Go Home

من تنها کسی بودم که تو کل فامیل علنا به رهبری توهین میکردم و استوری میذاشتم با تمام وجودم شرمنده ام و دارم جبران میکنم خوشحالم راه درست رو پیدا کردم خواستم بگم زودتر برگردید سمت وطن سمت ایران. ج.ا همون ایرانه . محافظ ایرانه‌ این رسانه ها همه...

10,707 views • 23 days ago •via X (Twitter)

0 Comments

No comments available

Comments from the original post will appear here

Related Videos

این ویدئو رو برای اولین باره که در توئیتر منتشر میکنم. سال ۲۰۱۷ بود و زمانی که جریان پادشاهی خواهی و حمایت از پادشاهی #پهلوی نسبت به امروز خیلی کمتر بود. اونقدر با صدای داریوش خاطره داشتیم که بلیط وی آی پی گرفتیم. داریوش به قصدِ طعنه به دولت پادشاهی ایران و با لحنی تمسخر آمیز، زندانِ اوین پیش از شورش ۵۷ رو دانشگاه اوین خواند و همه جمعیت در سالن خنده کنان او رو تشویق کردند. در بین جمعیت بالای هزار نفر سالن تنها کسی بودم که در اون لحظه اعتراض کردم. در نهایت به درخواست تعدادی از افراد داخل سالن توسط سکیوریتی سالن من رو بیرون بردند تعهد گرفتند. بعد از گذشت ۷ سال از اون کنسرت و گسترش جریان پادشاهی خواهی، برخورد ایرانیان نسبت به این گونه گستاخی ها در کنسرت ها باید بگونه ای باشه که نه خواننده و نه اسپانسرهای کنسرت ها جرات اینگونه توهین ها به ایران سازان پهلوی رو نداشته باشند. چیزی متأسفانه در کنسرت و توهین اخیر #داریوش_اقبالی ندیدیم.

Farshid Babaei

204,422 views • 1 year ago

امشب به مناسبت شب یلدا کنار خانواده بزرگ خودم بودم. خانواده پرسنل زحمت کش اتوخسروانی. دلم نیومد سر و ته قضیه رو با یک بسته هدایای شب چله یا کارت هدیه هم بیارم. میخواستم کنارم باشن تا مطمئن بشم امشب میخندن. میخواستم مثل همیشه همسرانشان را از نزدیک ببینم و از لبخند رضایت از زندگی با تمام سختی ها مطمئن بشم. میخواستم خنده و بازی بچه هاشون رو ببینم. میخواستم پدر و مادر شون رو از نزدیک ببینم و بگم آفرین ، فرزندی تربیت کردید که با زحمت ، با دست روغنی ، با دانش و سواد در بخش های مختلف ، از خدمات مهمانداری تا حسابداری ، حقوقی ،فنی ،اداری و فروش و غیره برای روزیشون زحمت میکشند. امشب بچه های زیادی رو دیدم که خودم کادوی تولدشون رو داده بودم و الان ماشالله قد و نیم قد ، از تازه راه افتاده تا دبستانی و دبیرستانی و دانشجو . امشب بعضی از پرسنل رو دیدم که کادوی عقدشون رو دادم الان ماشالله دوتا فرزند داشتند. من امشب پادشاه روی زمین بودم چون خانواده بزرگم با لبخند کنارم بودن. دوستم داشتند و من این رو حس میکردم.دلم برای همه ی اونهایی که بنا به هر دلیلی از مجموعه جدا شدند تنگ شد و جاشون خالی بود. هرکجا هستند براشون آرزوی سلامتی و شادی دارم و ارزش زحمتی که کشیدند ، حتی اگر یک آجر از این خونه رو گذاشتند میدونم. خدایا خانواده من رو همیشه مثل این سال ها بزرگ‌تر و شادتر و سرزنده تر کن و من رو شرمنده محبت هاشون نکن.

Ali Khosravani | علی خسروانی

36,961 views • 8 months ago

ماه اوت سال ۲۰۱۹ با یه پاسپورت جعلی قاچاقی از جزیره میکونوس یونان به پاریس پرواز کردم و یه دوستی با ماشین من رو رسوند به شهر کلن آلمان. دو ماه و نیم تو یه کمپ موقت تو شهر اِسن بودم که یه ماه اولش با یه پسر ایرانی به اسم دانیل تو یه اتاق بودیم. خیلی پسر مشتی و باحالی بود و اصلا مشکلی نداشتیم. آرایشگر بود و موهای بچه ها رو کوتاه میکرد. تنها مشکل من این بود که دانیل شب‌ها خیلی خر و پف میکرد و من نمی‌توانستم بخوابم. بعضی شبها از صدای بلندش عصبی می‌شدم و می‌رفتم تو راهرو می‌شستم. بالاخره نگهبان‌های کمپ دلشون برام سوخت و مدیریت بهم یه اتاق جدا داد. بعد از مصاحبه‌م از اونجا به یه کمپ دیگه تو شهر راینه منتقل شدم. شاید بگم یکی از سخت ترین دوران زندگیم رو تو اون کمپ گذروندم. با سه تا پسر ایرانی هم اتاق بودم. دو تا آرش و اسماعیل. واقعا بچه های خوبی بودن ولی سبک زندگی من به اونها نمی‌خورد. اونها تقریبا هر شب تا دیر وقت عیش و نوش داشتن و من زود می‌خوابیدم و صبح‌ها ساعت ۶ بیدار میشدم و تو‌ کمپ می‌دویدم و ورزش میکردم. از طرفی هم شرایط زندگی تو کمپ خیلی مشابه زندگی تو کمپ اشرف بود. منظورم بخش زندگی جمعیش بود. اتاق خواب جمعی، سالن غذاخوری جمعی، حموم و توالت جمعی. این خیلی من رو آزار می‌داد. طوری که تو دسامبر ۲۰۱۹ دوچار افسردگی شدید شدم. تو عمرم، حتی با گذشت از اون همه بلا تو مجاهدین هیچ وقت افسرده نشده بودم. اما توی اون کمپ از درون احساس خفگی شدید می‌کردم. به خودم می‌گفتم من که از چنگ اون فرقه آزاد شدم و چی شد دوباره افتادم توی این وضعیت. هفته‌ای سه شب کابوس می‌دیدم که دوباره برگشتم تو مجاهدین و از شدت ترس بیدار میشدم. بعضی وقتها قلبم اینقدر تند می‌تپید احساس می‌کردم ممکنه الان سکته کنم. توی کمپ خیلی ساکت بودم و تلاش می‌کردم فقط با افراد سلام و علیک داشته باشم. هر روز کامپیوترم‌ رو بر‌ می‌داشتم و می‌شستم تو اتاق اینترنت و یا زبون آلمانی می‌خوندم و یا خرد خرد کتاب سرگذشت زندگیم رو می‌نوشتم. در ظاهر تلاش می‌کردم خودم رو محکم و سرحال نشون بدم ولی در درون داشتم خفه میشدم. انگار یکی گلوم رو از تو‌ گرفته بود و فشار می‌داد. چند شب زیر پتو از حال خودم گریه‌م گرفت و فقط تلاش می‌کردم گریه‌م رو غورت بدم تا هم اتاقی‌هام متوجه نشن. یه روز دیگه تاب نیاوردم و رفتم پیش یکی از کارکنان کمپ. یه مرد افغانی بود که سال‌های سال توی آلمان زندگی می‌کرد و با همسرش توی کمپ کار می‌کردن. بچه‌های ایرانی کمپ باهاش خیلی خوب بودن و برای احترام زیادی قائل بودن. من باهاش هیچ وقت صحبت نداشتم ولی از انرژیش احساس میکردم می‌تونم بهش اعتماد کنم. رفتم پیشش و درخواست صحبت کردم. من رو برد تو یه اتاق و نشستیم سر میز. گفت بگو پسرم چی شده؟ هر بار که دهنم رو باز میکردم صحبت کنم بغضم می‌گرفت و نمی‌تونستم. گفت کار من اینجا اینه که به تو کمک کنم و راحت حرف بزن. تو اون لحظه یه دفع بغضم ترکید و شروع به گریه کردم. دیگه نمی‌تونستم خودم رو نگه دارم و تو اون لحظه احساس کردم دیگه نیازی نیست خودم رو قوی نشون بدم. بعد از یه دقیقه گریه به خودم مسلط شدم و شروع کردم به تعریف زندگیم و شرایط توی فرقه مجاهدین و سختی‌هایی که کشیده بودم. تو کل ۲۰ دقیقه‌ای که من صحبت میکردم اون هیچ چی نگفت. وقتی تموم‌ شدم گفت یه دقیقه واستا. گوشیش رو در آورد و زنگ زد به مدیر کمپ. گفت پیش یکی از پناهنده‌ها هستم که داستانش فرق می‌کنه و اتاق تکی نیاز داره. بعد در جا من رو برد پیش دکتر کمپ. داستان من رو خلاصه به دکتر گفت و دکتره درجا برگشت بهم گفت که من مجاهدین رو میشناسم و می‌دونم چی کشیدی. گفت میتونم برات دارو تجویز کنم ولی فکر میکنم همین که اتاق تکی داشته باشی بهت کمک میشه که کمی آرامش‌ پیدا کنی. از اون به بعد و تا زمان شروع کرونا، من یه اتاق تکی داشتم. آرامش توی اتاق کمی بهم احساس راحتی دست داد. دیگه احساس خفگی نمی‌کردم. دقیقا همون دوران بود که با همسر فعلیم آشنا شده بودم و اون بهم یوگا و مدیتیشن یاد داد. روزی دو بار توی اتاقم می‌شستم و ۲۰ دقیقه مدیتیشن میکردم. رفتم توی باشگاه شهر ثبت نام کردم و کلا روحیه‌م عوض شد. یه طوری از درون انگار خودم یا همون اصالتم رو پیدا کردم. روزها تو‌ اتاقم می‌شستم و به گذشته‌م فکر میکردم و اینکه از چه سختی‌هایی عبور کردم. یه روز توی همین فکرها بودم‌ که یهو به ذهنم زد منی که از این همه سختی و بلا عبور کردم پس از هر چی هم بعدش بیاد می‌تونم عبور کنم. تصمیم گرفتم دیگه غصه آینده رو نخورم. و تا به امروز هم همینطور بوده. یک لحظه هم غصه اینکه قراره چی بشه و من چی میشم و آیا از پسش بر میام رو نخوردم. اطمینان دارم که بر میام. یه جوری شکست ناپذیر شدم تو زندگی. دیگه از چیزی نمی‌ترسم. زندگی زیباست✨🌷

Ray Torabi

26,451 views • 1 year ago

پیام: «یه مزدور قاتل رو میخوام معرفی کنم ولی تریبونی ندارم و کسی هم نمیشناسم که تو این راه کمکم کنه: دکتر ایوب توکلیان متخصص طب اورژانس بیمارستان سوانح طالقانی مشهد. یه کثافت عرزشی تمام عیار. ۱۸ام روز اول فراخوان شاهزاده، ساعت ۱۰ونیم شب بود که سیل بچه‌های مجروح و تیر خورده سمت بیمارستان ما اومد، اورژانس بیمارستان دریای خون بود و جای سوزن انداختن نبود. این عوضی اون شب کشیک بود. به چشم میدیدم و میشنیدم که CPR بچه‌هامون که هنوز علائم حیاتی ضعیفی داشتن رو زودتر از موعد ختم اعلام میکرد و میگفت بذارین این کثافتا بمیرن تا دیگه آشوب درست نکنن و آمبولانسامون رو آتیش نزنن (البته که بچه‌های پرستار به حرفش گوش نمیکردن). موردی که خودم با چشمای خودم شاهدش بودم یه پسر ۱۵ یا ۱۶ ساله بود که گلوله جنگی به ران پا خورده بود و شریان فمورال رو پاره کرده بود. از پاش مثل آبشار خون میریخت. پدرش جلوی این آشغال التماس میکرد که به داد بچم برس ولی این میگفت اول برین تشکیل پرونده بدین بعد من میام ویزیت میکنم!!!! تو روزهای عادی و روتین مریض اورژانس که میاد اول به سرعت اقدامات درمانی شروع میشه و وقتی اوضاع استیبل شد از همراهی میخوان کارای تشکیل پرونده و بستری رو انجام بده. اون طفلک بخاطر خونریزی زیاد و شوک هموراژیک جاویدنام شد. وسط اون جهنم با همراهای بچه‌هامون بخاطر حجاب درگیر میشد. با دستای خودش با تصمیمای خودش اون شب دست کم ۲۰ تا ۳۰ نفر از بچه‌هامون رو کشت. این کثافت از اون حرومیایی که کف خیابون به سمت بچه‌هامون تیراندازی کردن هیچی کم نداره. این هم بگم که این آشغال به کلّاش و شیاد بودن هم معروفه. روی پیشونی جای مهر داره ولی بخاطر پول و کارانه‌ای که به پزشکا تعلق میگیره هر کار کثافتی که فکرش رو بکنین انجام میده. نمونه بارزش اینه که واسه مریضی که به اصطلاح اکسپایر شده و فوت شده و عملیات احیا و CPR تموم شده میاد چست تیوب میذاره، یا میاد cvلاین میگیره یا میاد خون تزریق میکنه. باور کنین که میاد به جسد خون تزریق میکنه فقط بخاطر اینکه توی پرونده بیمار کد ثبت بشه و بتونه پول بیشتری بگیره حتی از کسی که فوت شده. اسمش رو سرچ کنین تو آپارات هم یه ویدئو ۵۰ دقیقه‌ای هست که رفته صداوسیما نمیدونم چه برنامه‌ای هست که مصاحبه میکنه و هممون رو تروریست و فریب خورده خطاب میکنه. دقیقا خزعبلاتی که ج‌ا داره جار میزنه. توی بخش هم همیشه با همکارا یا بیمارا و همراهاشون درگیره بحاطر حجاب و مسائل اعتقادی. این کثافت امروز هم شیفت بود. حق این عوضی نیس که راست راست راه بره درحالیکه دستش به خون بچه‌هامون آغشته‌اس.»

ـــه

140,512 views • 6 months ago

ایران، ملت ایران و منافع ملی کشورم را فدای امنیت و منافع شخصی خود نمی‌کنم. همان که مادرم می‌گوید: «من شرافتم را به‌خاطر پول نمی‌فروشم.» شفاف بودن، پاسخگویی، و مسئولیت‌پذیر بودن وظیفه من است و تنها راه خفه کردنم، کشتن من است. در قابل ملت ایران پاسخگو و سر به زیر هستم و در مقابل حکومت و آنان که همراه حکومت علیه ایران و مردم هستند خواهم ایستاد. دروغ و فریب و نیرنگ را با حقیقت برمی‌چینیم. به تمام اتهام‌ها، افتراها و آزارها پاسخ دادم و تمام فعالان سیاسی را دعوت به شفافیت، مسئولیت‌پذیری و پاسخگویی می‌کنم. من ذره‌ای نه به راهی که رفتم شک کردم و نه به راهی که خواهم رفت، خیلی محکم‌تر از قبل خواهم بود و هفته پیش رو، در‌ خصوص منشور مهسا و همبستگی و اتفاقاتی که منتهی به این بلبشو در بین اپوزیسیون شد صحبت خواهم کرد. به عزیزانی که این قضیه را پیش آوردند می‌گویم تنها راهی که می‌توانید مرا خفه کنید، این است که مرا بکشید، هیچ راه دیگری وجود ندارد. نه از ایران خواهم رفت، نه عقب خواهم نشست، و نه می‌توانید مرا با پول بخرید، نه می‌توانید من را از مداری که روی آن می‌روم خارج کنید، از مردم ممنونم، هر شک و شبهه‌ای وجود داشته‌باشد، حتما پاسخگو خواهم بود، حتما مسئولیت کارهای که کردم حرف‌های که زدم و رفتاری که داشتم را خواهم پذیرفت و در قبالش همیشه در مقابل مردم سربه زیر خواهم بود.

Hossein Ronaghi

310,890 views • 3 years ago

این پاسخ درخشان ترامپ، آیینه تمام‌نمای رنج و خواست مردم ایران و بی‌اثر بودن تمام تلاش جمهوری اسلامی در راستای پروپاگاندای داخلی و خارجی "ضد جنگ" این چند وقت اخیر بود. سیم‌کارت سفید، اصلاح‌طلب و چپی/مقاومتی رو با‌هم شست برد. خبرنگار از ترامپ پرسید: چرا مردم ایران باید زیرساخت‌های کشورشون بمباران بشه و برقشون قطع بشه؟ آیا این کار، مردم رو قربانی کارهای حکومت نمی‌کنه؟ ترامپ جواب داد: اون‌ها حاضرن… بله، واقعاً حاضرن. این رنجه، اما حاضرن تحملش کنن تا آزادی داشته باشن. ایرانی‌ها… می‌دونید، ما بارها پیام‌های دریافت شده (به مضمون) داشتیم که می‌گفتن: «لطفاً بمباران رو ادامه بدید.» حتی وقتی بمب‌ها نزدیک خونه‌شون می‌افتد، می‌گن: «لطفاً بمباران رو ادامه بدید. انجامش بدید.» و این‌ها مردم همون جاهایی هستن که بمب‌ها منفجر می‌شن. وقتی ما می‌ریم و اون مناطق رو نمی‌زنیم، می‌گن: «لطفاً برگردید، برگردید.» این‌ها همون مردمن. من دقیقاً نمی‌دونم چه کار می‌کنن، اما تنها چیزی که می‌تونم بگم اینه که اون‌ها آزادی می‌خوان. ایرانی‌ها تو دنیایی زندگی کردن که شما هیچ چیزی درباره‌ش نمی‌دونید. یه دنیای خشونت‌آمیز و وحشتناک. اگه اعتراض کنید، شلیک می‌کنن. یادتونه اون اعتراض بزرگ زنان؟ جایی که ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار زن جمع شدن تا اعتراض کنن؟ و ناگهان: بوم، بوم… تو پنج یا شش نقطه، یک زن درست بین دو چشم هدف قرار می‌گرفت. تک‌تیراندازها. فقط پنج یا شش تک‌تیرانداز کافی بود. و اون ۴۰۰–۵۰۰ هزار زن گفتن: «خدای من، این چیه؟» بعد چند نفر کشته شدن، مردم شروع کردن به دعا خوندن: «خدای من، چه کسی چنین کاری می‌کنه؟» این‌ها مردم فوق‌العاده‌ای هستن، اما زندگی‌شون وحشتناک بوده. می‌دونید، ایران کشور بزرگی بوده. اگر ۲۵ سال پیش برگردیم… مردم ایران، فوق‌العاده باهوش و درخشان هستن. من خیلی از اون‌ها رو می‌شناسم. از وقتی نیویورک بودم، افراد زیادی از ایران رو می‌شناختم. اون‌ها مردم فوق‌العاده، پرانرژی و باهوش هستن. اما وقتی تو یه جمعیت ایستادید و اعتراض می‌کنید… و زنی، درباره همون راهپیمایی زنان… همه می‌گفتن: «این پایان حکومته.» اما بعد تک‌تیراندازها شروع کردن به انتخاب افراد. هر کدوم رو از فاصله دور، درست بین دو چشم می‌زدن. روی پشت‌بام‌ها بودن. هیچ‌کس حتی نمی‌دونست از کجا شلیک می‌کنن. این مثل مسلسل نبود (که اون هم خیلی بده و حتی اخیراً انجام شده). این تک‌تیراندازها روی پشت‌بام بودن و زنان رو هدف می‌گرفتن. وقتی مردم می‌دیدن افراد یکی‌یکی زمین می‌افتن، جمعیت ناگهان شروع می‌کرد به فرار… و دیگه هیچ‌وقت بیرون نیومدن. خیلی از رسانه‌ها درباره این موضوع حرف نمی‌زنن. اون‌ها فقط درباره «حقوق زنان» حرف می‌زنن. می‌خواین حقوق زنان رو ببینید؟ اونجا نمی‌بینید. برای من عجیبِ وقتی بعضی افراد احمق مثل AOC و اون گروه درباره «آزادی برای ایران» حرف می‌زنن، اما واقعیت‌ها رو نمی‌گن. زنان، مردان، همجنس‌گرایان… اصلاً «همجنس‌گرایان طرفدار ایران»؟ اون‌ها همجنس‌گرایان رو می‌کشن. از بالای ساختمان پرت می‌کنن. پس واقعاً تعجب می‌کنم چه خبره. تنها چیزی که می‌تونم بگم: اون‌ها می‌خوان بمباران ادامه پیدا کنه، حتی اگه خطر داشته باشه. چون زندگی‌شون همین حالا هم در خطره. اون‌ها آزادی برای ایران می‌خوان. اما اعتراض کردن براشون خیلی سخته. حتی خودم بهشون می‌گم: «بیرون نرید.» کاملاً می‌فهمم. هیچ‌کس در این شرایط بیرون نمی‌رفت. فکر نمی‌کنم کسی این کارو بکنه. چون مسئله شجاعته؟ نه. همه شجاع هستیم. شما شجاعید، من شجاعم. اما باهوش هم هستیم. اگر کسی با بهترین تفنگ‌ها به سمت شما شلیک کنه و هر بار دقیقاً بین دو چشمتون بزنه… و ببینید یکی اینجا، یکی اونجا می‌افته… شما فوراً می‌رید. مهم نیست کی هستید.

Immortal 🇮🇷

54,703 views • 4 months ago

🟢 پاسخ به دعوت آقای کیان: جناب آقای بیژن کیان، من به عنوان یک نظریه پرداز و نه فعال سیاسی، برای منظور گفت و گوهای تئوریک و نه براندازانه، دعوت شما رو پذیرفتم و مراتب دعوت محترمانه و گرم شما رو به برادران منتقل کردم و اگر امان نامه ازشون دریافت کنم که گفت و گو با شما، برای من منتهی به اجرای حکم زندان یا پرونده جدید نشود، حتما باعث افتخار بسیار است که در گفت‌وگوهای بسیاری راجع به مباحث تعریف ایران، آزادی، دین و روابط این مفاهیم با شما شرکت کنم. اما همانطور که مشخص است، پلتفرم های مختلف رسانه ای، مستقیم یا غیر مستقیم، به دلایلی که برای من آشکاره، من رو تحریم کردند و حتی از چاپ یک مقاله ساده من در تجارت نیوز راجع به استارتاپ ها (که تخصص اصلی من بود و تجربه کارآفرینی موفق در آن داشتم) را با کمپین رسانه ای حذف کردند. پلتفرم هایی مثل «آزاد» علی رغم این که دو سال است شماره من رو گرفتند و قصد دعوت داشتند، مشخصاً با سیاستگذاری های پنهان، من رو تحریم کردند و به جایش بیشمار حرف های تکراری و تحلیلگر های با سوابق غلط بسیار رو بولد و رسانه ای می‌کنند. همین ها در لبه دوم قیچی، در شبکه های اجتماعی، در حال توهین و تحقیر نسبت به من هستند. به هر حال من فقط و فقط به خاطر چهارتا توییت، سنگین ترین حکم ممکن (۳ سال حبس تعزیری و ۶ سال محرومیت از فعالیت های اجتماعی) دارم و فعلا با الطاف خود سازمان اطلاعات سپاه و قوه قضاییه، بیرون از زندان هستم، چیزی که حق طبیعی من شهروند آزادیه، الان به شکل فوق العاده مشروط و لرزان بهم اعطا شده. هر زمان که قصد کردند دست و پای من رو از بند خودسانسوری و ترس آزاد کنند و حق طبیعی من یعنی آزادی بیان و گفت و گو رو به طور کامل به من بازگردانند، من در گفت و گو با شما با افتخار فراوان شرکت خواهم کرد. من از توهین ها تحقیرها خسته شدم. از خودسانسوری خسته شدم. از ۳ سال زندگی در اضطراب و نگرانی و ترس و بلاتکلیفی و بدون برنامه خسته شدم. آزادی، خون جاری در رگ های منه، بدون آزادی روانی می‌شم، بدون آزادی، معنای زندگی برام نابود می‌شه، بدون آزادی به مرز خداحافظی از دنیا می‌رسم. سینه ام تنگ شده از تحقیر ها و توهین ها و بسته بودن دست و پاهام. سینه ام تنگ شده از حرف های خورده شده و زده نشده. سینه ام تنگ شده از اینکه دست و پاهام بسته است و بهم سنگ می‌زنند و نمی‌تونم از خودم دفاع کنم. سینه ام تنگ شده که نمی‌تونم پرواز کنم. همین ویدیوی کوتاه شما، در این لجن زار توهین و تحقیر، برای من دلگرمی بود. دلگرمی ای که در کشور خودم از من دریغ کردند. از شما و همه چه پنهان، شما بدون هیچ چشمداشتی، بدون اینکه من هیچ فایده سیاسی یا اقتصادی برای شما داشته باشم، به من کردیت ارزشمندی دادید. هیچ دلیلی جز گفت و گو برای یافتن حقیقت، در این کردیت شما نبود. کمتر کسی چنین به دیگری که نادیده است، اعتماد می‌کنه و بابتش قدردان شما هستم. ارادتمند جنت خواه Bijan R. Kian

🏴JannatKhah🔩🪰

36,091 views • 1 year ago

رشتوی بخش کوچکی از تهدیدات و پرونده سازی های محمد جرجندی که بعد از ۶ ساعت انواع حملات و پرونده سازی ها تصمیم گرفتم ریکورد کنم. اولش باور نمی‌کردم این اراجیف رو راجع به من بگه. ولی بودجه خوبی براش تدارک دیدند. حرف هایی میزنه که من متوجه نمیشم یعنی چی، اگه فکر می‌کنه من پولی از کسی خوردم، فعالیتی داشتم که در داخل یا خارج برای من مشکل ایجاد می‌کنه، رو کنه من مسئله ای ندارم. چون من کاری نکردم تو زندگیم که اینطوری یک پرونده سازی مثل جرجندی پنهان بکنه! یه بار که سپاه و وزارت اطلاعات کل اطلاعات مجازی و حقیقی من رو زیر و رو کردند چک کردند. اگه جرجندی چیزی داره براشون هدیه بفرسته بسم الله. اینم پرونده سازی از خارج برای ساکن ایرانه، شرف و آبرو براش نمی‌مونه اگه چنین کاری کنه. اگه من کاری کردم که اونور آب از من ناراحت بشن که به درک و به تخمم، چون من ایرانم و قصدی برای رفتن ندارم. اگه کاری کردم علیه منافع مردم ایران بوده هم که منتشر کن من باید پاسخ بدم بدون اغماض. اگه کلاهبرداری کردم که چرا تا الان منتشر نکردی؟ بهت پروژه اش رو ندادند یا مثل قبلیا بهت دیتا نداده بودند که حمله کنی؟ اونوقت که برای خودت بد میشه که برای منافع شخصی یا بر اساس دستور یا کینه و حسادت به آدم ها حمله می‌کنی. به هر حال من مشکلی ندارم، اگه بین این همه کلاهبردار و فعال های سیاسی صادراتی، من اینقدر خار چشم شیطان شدم که بودجه گرفتی برای من شبانه روزی وقت بذاری، بذار. ایرادی نداره. بالاخره تو هم باید نون‌ بخوری، تو زندگیت چیز خاصی نشدی و رفتی اونور هم پناهنده شدی و بازم چیز خاصی نشدی، رد دادی و ایگو و حسادت و عقده گاهی انگیزه قدرتمندی میشه که با پروژه گرفتن و بودجه همراستا بشن ۲۴ ساعته سر هیچی پاچه من رو بگیری که هیچ مشکلی باهات نداشتم و اصلا کاری باهات نداشتم! ادامه بده محمد جرجندی، رو سیاهی می‌مونه به زغال. این بار بابت پروژه ات به کاهدون زدی.

🏴JannatKhah🔩🪰

481,062 views • 1 year ago

این تیکه از یه مستند ۵۲ قسمتیه به نام ظهور. ۱۵ سال پیش ترند شد و رائفی پور با اسکی خط به خط رو این بین ارزشی ها فرقه آخرالزمانی مصاف رو درست کرد. کاری به کل ۵۲ قسمتش ندارم، کارم به این ۱ دقیقه است. شما یه عمر مغز ملت رو با نشانه های ظهور سوراخ کردی. حالا که تو این ویدیو داره مهم ترین نشانه اومدن دجال رو، پول الکترونیکی بانک مرکزی یعنی CBDC معرفی می‌کنه و اسراییل در اوج آمادگی تکمیل نظم نوین منطقه است و بانک مرکزی جمهوری اسلامی داره ارز دیجیتال رمزریال رو همه گیر می‌کنه که عملا برده داری نوینه و پول قابل برنامه ریزیه، کدوم گوری رفتید؟ رمز ریال بانک مرکزی رو می‌خواین همه گیر کنید که فردای نوعی اسراییل پاشد اومد، دست پای شیعیان ایران رو غل و زنجیر شده تحویل موساد بدین؟ چرا ساکتید پس؟ چرا لال شدید؟ من که می‌دونم کل تک تک بچه ارزشی ها این ۵۲ قسمت رو دیدن. سیستم بانکی و مالیاتی و صادرات و واردات رو کامل دولتی (شیطانی) کردید مردم راه تنفس ندارند، با ارز دیجیتال بانک مرکزی که پول قابل برنامه ریزیه و عملا شهروند بد درجا پولش فریز میشه یا مثلا یه گروه کالا رو نمی‌تونه بخره یا خیار برای همه ۱۰۰ هزارتومنه برای اون میشه ۱ میایون تومن، می‌خواین شهروند ایرانی رو با غل و زنجیر کامل cbdc پکیج بسته بندی کنید با برچسب قیمت رایگان تقدیم اسراییل کنید؟ خجالت نمی‌کشید؟ شما ادعای شیعه بودن هم دارید؟ تا قبل از این همه داده ها و اطلاعات زندگی مردم رو متمرکز و دولتی کردید تهش فهمیدید یه بکاپ همیشگی دست اسراییله از همونجا تا اتاق همه اتون اومد که خب خود دانید بعد به بهانه های رذالت گونه در غرب مالیات فلان است، تمام قولنامه ها رو باطل می‌کنید خلاف شرع! همه دارایی ها رو با نام می‌کنید، زندگی رو به فلاکت می‌کشید بعد گِس وات؟ با این سابقه سوراخ گشاد امنیتی که عملا بقای شما رو با سوال مواجه کرده، دارید cbdc پول قابل برنامه ریزی بانک مرکزی هم قفس نهایی می‌کنید که همه امونو برده کنید تحویل چین یا موساد بدید؟ شرم نمی‌کنید ساکتید؟ اصلا گیریم پس فردا جنگ شد، شما سقوط کردید، آقای پهلوی اومدن جاتون. دنیا که به آخر نمی‌رسه، اونوقت شهروند ایرانی شیعه که تمام بند بند وجودش رو زنجیر زدی قفل کردی، اون روز چطوری می‌خواد نیروی بیگانه رو هل بده بیرون با حاکم ایرانی جدیدش مستقل زندگی کنه؟ اگه موندنی شدید هم که دنیا تحریمتون کرده می‌خواین شیعه رو پکیج کنید بکنید برده چین و روسیه و اونا هم نم نم پروژه دین زدایی ایران رو کامل کنند تا ایران همیشه برده کمونیسم باقی بمونه؟ یا از اون بدتر، با این عقب موندگی همیشگی تکنولوژیکی، هک هم بشید. چه بلایی سر این ملت میاد؟ چیکار دارید می‌کنید؟ این پروژه cbdc باید متوقف بشه، از فتوای مراجع گرفته تا هرگونه اعتراضی، این سند بردگی ابدی ملت ایرانه. نه تنها باید متوقف بشه که تا ابد باید ممنوع بشه. رائفی پور احمق چرا لالی؟ مناظره که جیگر لازم نداشتی بیای، اوج پروژه دجال رو داری میبینی و ساکتی خاک بر سرت کنند؟ بمباران ویدیو می‌کنمت. دستم بنده چندتا کار بکنم میام سر وقتت. شما چه نیازی به پول قابل برنامه ریزی داری جز سرکوب و خفقان و بردگی ابدی؟ هرکس ادعای شیعه بودنش میشه و ساکته باید فاتحه دینش رو خووند. علی اکبر رائفی پور 🟥 ☫ 🟩

🏴JannatKhah🔩🪰

17,800 views • 8 months ago

روز زن بهانه‌اس که داستان خودمو که یک سال پیش نوشتم دوباره بازگو کنم: سالها پیش که ایران بودم, برای جدا شدن از همسر اولم به دادگاه رفتم و در برابر قاضی سیستم قضایی زن ستیز جمهوری اسلامی قرار گرفتم. کل پروسه قضاوت ۵ دقیقه بیشتر طول نکشید. به قاضی گفتم که من فقط حضانت فرزندمو میخوام. قاضی در حالی که یه چیزی گوشه لپش انداخته بود با یه لبخند کثیف و کج گفت که برای حضانت باید تمام مهرم رو ببخشم یا اینکه او وکالت تام الاختیاری که همسر سابقم از آمریکا برای طلاق برام فرستاده قبول نمیکنه! با دست جلوی دهان دوستم که وکیلم هم بود گرفتم و بلافاصله گفتم: من فقط بچه امو میخوام! وقتی از دادگاه بیرون آمدیم, وکیلم گفت که این فقط یک خدعه از طرف قاضی بوده، چون قاضیهای دادگاه خانواده همه طرفدار مردها هستن و در قانون همچین چیزی نداریم و من نباید می پذیرفتم! دو سال بعد خروجم از کشور، برای دیدار با خانواده برای آخرین بار به ایران برگشتم. همون دم گیت ورودی، پاسپورت پسرم رو ضبط کردند و گفتند که پدرش به عنوان ولی اون، ممنوع الخروجش کرده! به دادسرا که مراجعه کردم متوجه شدم حق ولایت پدر با دادن حضانت سلب نمیشه! حضانت فقط به معنی نگهداری هست و تو به عنوان مادر هیچکاره ای!! حتی پدربزرگ پدری هم بر تو در همه امور ارجحه! باورتون میشه؟ حضانت در قانون به معنی سرپرستی و ولایت نیست! تمام تصمیمات همچنان با پدرست. این مسئله طول میکشید و من باید به سر کار برمیگشتم، پسرم را پیش پدر و مادرم گذاشتم و به کانادا آمدم. تمام چند ماهی که من اینجا بودم و پسرم ایران، کارم فقط گریه بود! هیچ راه قانونی برای حل مشکلم وجود نداشت حتی وقتی که پدر بچه خودش در آمریکا زندگی میکرد و هیچ دلیل منطقی برای ممنوع الخروجی بچه وجود نداشت!! در نهایت هم دل همسر سابق به رحم آمد و اجازه خروج پسرم رو از دفتر ایران در واشنگتن صادر کرد! اما من هرگز رنج اون روزها و حیرانی ام رو فراموش نمیکنم. اون احساس نا‌امنی و بی پناهی که اون زمان تجربه کردم حتی الان که یک همسر مهربان و پسری هفت ساله دارم گاهی به سراغم میاد، اما یهو یادم میفته که اینجا کاناداست! تا گرفتار دادگاههای خانواده جمهوری اسلامی نشده باشی، با گوشت و پوستت زن ستیزی این حکومت رو درک نمیکنی! #نه_به_جمهوري_اسلامي #هشت_مارس

Ellie Omidvari

58,830 views • 1 year ago

سروش دباغ، توله فرج دباغ(عبدالکریم سروش) تازگیا راه افتاده تو کلابهاوس اتاق به اتاق میره و با تکرار یه استدلال تکراری، به خیال خودش به کسانی پاسخ میده که جنگ رو به عمل جراحی برداشتن یک غده سرطانی(ج‌ا) از بدن بک بیمار(ایران) تشبیه کرده‌ان که باید درد و خونریزیش رو تحمل کرد تا بهبود پیدا شخ. او میگه چطور مردمی که خارج تز کشور و دور از بمبارانها هستند برای مردم ایران تصمیم میگیرن. وقتی بهش گفته میشه ایرانیان خارج از کشور فقط پژواک صدای مردم داخل هستن، او میگه در کل تظاهرات داخل در ۱۸ و ۱۹ دی فقط ۲ تا ۳ میلیون نفر به خیابون اومدن، وقتی بهش گفته میشه اولن بیشتر از این بوده پ دومن دهها هزار نفر رو کشته حکومت و بدیهتن همه ۹۰ م نمیتونستن تو خیابون بیان، طفره میره و میگه از کجا معلوم که جنگ خواسته مردم ایران باشه. جر و بحث کردن با چنین مزبله‌هایی بیفایده است. تنها پاسخ به کسانی چون او اینه: تو هم نمیدونی خواسته مردم چیه. به جای زر زدن، اگر عرضه داری برو اینترنت رو آزاد کن که صدای مردم به گوش برسه. اگر عرضه این کار رو نداری(که نداری) برو جنگو متوقف کن! همونقدر که ایرانیان خارج از کشور میتونن جنگ راه بندازن(که نمیتونن) توی مخالف هم میتونی متوقفش کنی(که نمیتونی). جر و بحث کردن با چنین جرثومه‌هایی فقط استهلاک انرژیه. یادآوری: این ترهات این بی‌وجود درباره کتلت سلیمانیه.

Mehdi

54,531 views • 5 months ago

فرزند ایران و جان فدای میهن جاوید نام #آرزو_عابدی ۵۰ ساله و مادر دو فرزند پیامی که از فرزندان وی در فضای مجازی انتشار یافته است به این شکل است داداشم ۱۹ سالشه و من ۲۵ سلام مرسی از حمایتتون لطفا از مامان من هم یاد کنید ۱۹ دی توی خیابون باغ دریاچه اصفهان به سر مامانم شلیک کردن کنار چشم من و داداشم خواهش میکنم ندارید اسم مامانم کمرنگ بشه 😭 من و داداشم تنهایی به کمک یه آقا مامان رو رسوندیم بیمارستان سعدی اصفهان اما اونجا راه ندادن رفتیم سمت بیمارستان الزهرا وسط راه پلیس و بسیج جلو‌مون گرفتن و میخواستن پیادمون کنن نمیذاشتن بریم 😭😭 دور ماشین جمع شده بودن و تیر هوایی میزدن دری ماشینو باز کرده بودن و تفنگاشونو سمتمون گرفته بودن به زور و التماس ازشون رد شدیم و رسیدیم به الزهرا 😭😭😭😭 اما دیگه خیلی دیر بود تو بیمارستان خودمون تنها بودیم تلفنا قطع بود من و داداشم دو ساعت و نیم تو بیمارستان تنها بودیم تا خیابونا آروم‌تر شد و داداشم به کمک همون آقا رفت و خانواده رو خبر کرد.. #IranMassacre‌

Hoofar

49,380 views • 5 months ago

حاج آقا صادقی معاون آقای اژه ای حرفایی تو این ۱۰ دقیقه آخر امشب زدند که خیلی خوشحال کننده بود. ایشون در حق من خیلی برادری کردند. خدا حفظشون کنه. در عین حال خیلی هم با حوصله وقت گذاشتند شاید بالای ۵ ساعت سر نظریه آزادیم با ایشون صحبت کردم و راهنمایی گرفتم. ایشونم جاهایی با نظرم موافق شدند که تو همین ویدیو هست، جاهایی هم تو نظریه ام گفتند باید بیشتر بررسی کنم، جاهایی هم راهنمایی کردند و بهم کتاب هدیه دادند که بتونم بهتر برم جلو. اینکه این صحبت‌ها رو از زبون ایشون شنیدم بسیار خوشحال کننده بود. هرچی تو رسانه من رو بایکوت کنند ولی من کارم رو می‌کنم، در رو ببندند از پنجره میام، پنجره رو ببندند از کانال کولر میام. هرجا هرکس بشنوه من حرف می‌زنم. هرچی برای من پرونده بتراشند من حرف حق رو خواهم زد. حکومت‌ها برای من اهمیتی ندارند، من برای ایران و دین و آزادی، با هرکس بتونم صحبت می‌کنم. دشمن اصلی ایران از نظر من، سوسیالیست‌ها و تفکرات عرفانی هستند. من اینم، خلاصه، رو من هیچوقت حسابی که رو بقیه باز می‌کنید رو‌ نکنید، همیشه گفتم. من نه کار حزبی و گروهی می‌کنم نه براندازم نه طرفدار نظامم نه هیچی. من خودمم. هرجا حرفی رو حق بدونم و منطق داشته باشم براش می‌زنم. من برای اینکه ایران بدون یک قطره خونریزی، به مسیر درست بره هرکاری می‌کنم. هرچقدر متوهمانه باشه یا چی، قانون شخصی منه. نه به کسی می‌گم چیکار کنه نه از کسی حرف شنوی دارم. قضاوت درست و غلطی هم رو کار بقیه ندارم. مردم خودشون فرد فرد هرکاری صلاح بدونن انجام می‌دن. ایده‌ها از فشنگ‌ها و اسلحه‌ها قوی ترند.

🏴JannatKhah🔩🪰

41,462 views • 8 months ago

🟢 وضعیت حال رو در گذشته گفته بودم. این دو تا فایل ویدیویی رو از شاهنشاه تحلیلگران ببینید. 🟢 این گفت و گو در تیرماه ۱۴۰۲ انجام شده بود. 🟢 حالا آمریکا همه چیزایی که گفتم رو داره به زور انجام میده: 🔴 اخراج از سوریه و عقب راندن محور مقاومت به پشت رود فرات، سیبل شدن ترکیه در برابر اسراییل، کوریدور زنگزور که تبدیل شد به کریدور ترامپ، بمباران طالبان توسط پاکستان، تبدیل حکومت در ایران به چیزی که متحدش بشه، تمام شدن نفوذ روسیه و چین، و ایران در آستانه ورود به اتحاد استراتژیک با محور آمریکا و اسراییل و هند! سفر نخست وزیر هند به اسراییل هم که دیدید. چقدر از حرفای همین گفت و گو رو مطهرنیا و بقیه کپی کردند. مطهرنیا که هرچی تو گذشته اش بوده پاکسازی کرده و یک ساله ریبرندینگ کرده خودش رو. تا اون موقع که مجیز گوی محور مقاومت بود این است هنر تحلیل ژئوپلیتیک توسط بنده در برابر مشاور جواد ظریف این ساسان کریمی خنگول و رفقاش همیشه گفتم جواب سوالات امروزتون در صحبت های گذشته من هست، باز هی سوال بپرسید تازه اینجا با کلی خودسانسوری حرف زده بودم ✅ الکی نیست به خودم می‌گم «شاهنشاه تحلیلگران» بقیه نمی‌گن کمکاری می‌کنند خودم مجبور می‌شم بگم.

🏴JannatKhah🔩🪰

39,951 views • 5 months ago

✅ سکوت شما امروز مساوی حذف کردن من یا به خودکشی کشوندن منه. من زیر فشار فلج کننده ای هستم که خیلیش قابل بیان نیست. چرا محمد جرجندی علیه من پروژه بزرگی راه انداخته تا بهم حمله کنه و همزمان فرصت عفو رو‌ از من بگیرند؟ چون نه تنها جناب بیژن کیان که اهمیتش، هوشش،‌ تاثیرگذاریش، معرف حضور همه هست به من گفته فیلسوف جوان، بلکه عمق تأثیر گذاری من بسیار فراتر رفته. 🔴 می‌خوان اول از من انسان زدایی کنند، بعد زندان کنند‌ و بعد محو کنند. چشم‌ دیدن من رو ندارند.‌ حسادت بیچاره اشون کرده. هم از باب عمق تحلیل هایی که می‌کنم و به کجاها که نمی‌رسن! هم از باب درصد دقت و درستی و هم فاصله زمانی پیش بینی ها و تحلیل ها. 🔴 من اول فکر کردم جرجندی به خاطر لوزر بودن و حسادت حمله کرده، تا فهمیدم ایشون بخشی از پروژه ای هستند که «انسان زدایی» کنند و سپس هزینه زندان کردن و حذف کردن رو پایین بیارن. 🟢 من به حمایت همه نیاز دارم. دست تنهام در برابر این قوم ظالمین.

🏴JannatKhah🔩🪰

496,100 views • 11 months ago