Загрузка видео...

Не удалось загрузить видео

На главную

آقای صدا سه ساعت خوند و غوغا کرد. بهترین هدیه عمرم رو امشب گرفتم. دنیا دیگه بهم کنسرت ابی بدهکار نیست

31,893 просмотров • 1 год назад •via X (Twitter)

Комментарии: 11

Фото профиля مهدی حاجی پور
مهدی حاجی پور1 год назад

ارزون ترین بلیت کنسرت ۱۲۰ دلار+ ۳۶ میلیون تور دو روزه= ۴۸ میلیون تومان طرف برای یه کنسرت رفتن و عشق و حال ۴۸ میلیون خرج کرده ولی محرم که میشه یاد لوازم‌التحریر بچه‌های نیازمند میفته! دیدی شماها دردتون بچه‌های نیازمند نیست؟!

Фото профиля Lilly Foz
Lilly Foz1 год назад

ابی ۲۰ سال قبل هم توانایی سه ساعت خوندن را نداشت ، دروغ نگید ! نهایت نیم ساعت رو سن باشه که یک ربعش را کف سن میخوابه از مستی یا نشئگی !

Фото профиля فاطمه بردبار
فاطمه بردبار1 год назад

با پول کنسرت ابی و تور ترکیه چقدر لوازم‌التحریر میشد خرید🙂

Фото профиля FANCO
FANCO2 лет назад

NEW OFFICIAL COLLABORATION ALERT! Get your PERSONALIZED @Godzilla_Toho Japanese hanko stamps at for yourself, friends and family! #fanco #godzilla #GodzillaMinusOne 👉

Фото профиля ـ|ـ M.Gh 🥙 🐯
ـ|ـ M.Gh 🥙 🐯1 год назад

موفق باشی اون پول تور به کنار پول کنسرت رو برای بچه‌های مظلوم ایران هزینه میکردی

Фото профиля Reza Dehaki | رضا دهکی
Reza Dehaki | رضا دهکی1 год назад

حال خوبش بمونه واست. به قول پرویز دوایی، بپیچی بذاری یه گوشه واسه روزهای دلگیر و تاریک، در بیاری این تصویر رو، ببینی، دلت روشن و گرم بشه. مبارکت باشه. حالت همیشه مبارک باشه.

Фото профиля یگانه خدامی
یگانه خدامی1 год назад

مرسی واقعا، مرسی ♥️

Фото профиля کرمی
کرمی1 год назад

فقط یه ایرانی نادان تو این اوضاع بهم ریخته ترکیه پامیشه برای مسأله ی بی اهمیتی مثل کنسرت میره ترکیه

Фото профиля زَهراء
زَهراء1 год назад

چرا پولو نذاشتی برای نذر لوازم التحریر؟😔

Фото профиля Saee D
Saee D1 год назад

کمک میکردی به فقرا پولتو حروم چی کردی تو دلار صد تومنی مملکت.

Фото профиля Ali shoeybi
Ali shoeybi1 год назад

بهتر نبود این پولی که خرج این سفر احمقانه و کنسرت احمقانه تر کردید برای شنیدن عرعر یه شراب خوار حرامی وطن فروش، خرج تحصیل کودکان جامانده از تحصیل در مناطق محروم میکردید #محرم #کنسرت

Похожие видео

چرا حکومتی که ادعا می‌کنه صاحب یه کشوره، خودش رو زیر زمین می‌سازه؟ 🕳️ نگفتم پناه می‌بره. گفتم می‌سازه. شهر موشکی زیرزمینی سپاه. فردو زیر یه کوه. متروی نظامی حماس زیر غزه. شبکه‌ی تونل‌های حزب‌الله تو جنوب لبنان. این تصادف نیست، یه پارادایمه. اسمش رو گذاشتم «حکمرانی زیرزمینی». و یه سؤال عجیب‌تر: چرا غیبت خامنه‌ای داره با همون دستورالعملی مدیریت می‌شه که هزار و صد سال غیبت امام دوازدهم مدیریت شد؟ جواب تو تاکتیک نظامی نیست، تو الهیاته. ویدیوی کامل رو ببین تا بفهمی چرا هر تونل، یه اعترافه. 📌 و یه خبر مهم: از امشب، دوازده شب پشت سر هم، هر شب ساعت ۲۲ به وقت ایران، لایو یوتیوب میام و پونزده دقیقه یکی از لایه‌های این حکمرانی زیرزمینی رو باز می‌کنم. دوازده قسمت، سه فصل: تولد تونل، کالبدشکافی ماشین، نبرد با تونل. 🔴استثنا: امشب برنامه ساعت ۲۳ به وقت ایران خواهد بود. قسمت اول، امشب: «حکمرانی زیرزمینی چیست؟» لینک کانال یوتیوب تو بایو. سابسکرایب کن و زنگوله رو بزن که هیچ شبش رو از دست ندی. 🔔 نظرت چیه؟ کدوم لایه‌ی تونل برات از همه جذاب‌تره؟ تو کامنت بنویس. 👇🏻 #تونل_امروز #حکمرانی_زیرزمینی

Shahin Modarres

14,284 просмотров • 1 месяц назад

با توجه به تجربه زیسته، مطالعات و آنچه درباره سیاست آمریکا و تحولات منطقه خوانده، دیده و دنبال کرده‌ام، با این چهار دقیقه از صحبت‌های سعید لیلاز کاملاً همدل و هم‌نظر هستم ‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ سعید لیلاز: غیرممکن بود ما بتونیم جلوی جنگ رو بگیریم. غیرممکن بود. زمانش ممکن بود عقب و جلو بیفته، ولی چون آمریکایی‌ها زمان رو به زیان خودشون می‌دونستند و ایران رو در حداکثر ضعفی که ممکن بود می‌پنداشتند، چه ضعف نظامی، چه ضعف اقتصادی و چه ضعف مشروعیت داخلی و بین‌المللی، بعد از حوادث دی‌ماه ما در کف مشروعیت داخلی و بین‌المللی بودیم. این جمله‌ی آدولف هیتلر مشهوره که وقتی می‌خواست به شوروی حمله کنه، می‌گفت: «یک لگد به در بزنیم، کل ساختمان فرو می‌ریزه.» این‌ها هم فکر می‌کردند همین اتفاق می‌افته. بله، این‌ها فکر می‌کردند زمان به زیان آمریکاست. آمریکا از سال ۲۰۲۷ می‌خواد روی مسئله‌ی چین متمرکز بشه. سرعت قدرت گرفتن چین این‌قدر زیاده که اگر آمریکا در این یکی دو سال با ایران برخورد نمی‌کرد، ممکن بود هرگز نتونه این کار رو انجام بده. بنابراین این‌که ما فکر کنیم می‌تونستیم با دیپلماسی جلوی این جنگ رو بگیریم، یک اشتباه بزرگه. مهرماه ۱۴۰۴، اگر اشتباه نکنم، از دفتر آقای لاریجانی با من تماس گرفتن که بلند شو بیا شورای عالی امنیت ملی، جلسه داریم. همون روز بلافاصله بلند شدیم و رفتیم خدمتشون. به ما توضیح دادند که در جریان مذاکرات نیویورک، با وساطت آقای مکرون، با تیم آمریکایی نشستیم و چانه‌زنی کردیم. آقای مکرون هم می‌گفت: «آقا، بیاید مصالحه کنید.» در نهایت به یک توافقی رسیدیم. وقتی تیم آمریکایی این توافق رو برای آقای ترامپ بردند، آقای ترامپ گفت: «نه، من قبول ندارم. این کمه. یک مقدار دیگه هم بهش اضافه کنید.» جزئیاتش رو به ما نگفتند. من هم مثل بعضی دوستان نیستم که از خودم چیزی بسازم. عین چیزی رو که می‌شنوم می‌گم. رفتیم و دوباره برگشتیم. چیزهایی رو که آقای ترامپ خواسته بود قبول کردیم. جمهوری اسلامی پذیرفت. این جمله‌ی منِ لیلاز نیست، جمله‌ی شهید لاریجانیه. دوباره بردند پیش آقای ترامپ. گفت: «نه، من نمی‌خوام. این کمه. دوباره بیشترش کنید.» بار سوم و بار چهارم، ما یقین پیدا کردیم که ایالات متحده‌ی آمریکا دنبال مصالحه نیست. آقای مکرون الان شاهده و می‌تونه این حرف آقای لاریجانی رو راستی‌آزمایی کنه. ما مطمئن شدیم که آمریکایی‌ها دنبال توافق نیستند. در مهرماه ما رو صدا کرد و گفت بر همین قیاس، ما حدس می‌زنیم تا پایان دی‌ماه، یعنی تا پایان سال ۲۰۲۵، به ایران حمله خواهد شد و یک تهاجم نظامی جدید شکل خواهد گرفت. برخورد بین ایران و آمریکا گریزناپذیره. ما ۳۰ سال در حال دیپلماسی بودیم. ۳۰ سال موفقیت‌آمیز کوشیدیم جلوی جنگ رو بگیریم، ولی رسیدیم به جایی که دیگه نمی‌شد. چرا نمی‌شد؟ هم دولت آمریکا دولتی‌ست که به قول خودشون نئوکان‌ه و هم این‌که آمریکایی‌ها دارن خودشون رو برای برخورد با چین آماده می‌کنن. یادتون باشه در زمینه‌ی سیاست خارجی، کمترین تفاوت بین دموکرات‌ها و جمهوری‌خواه‌ها وجود داره. اصلاً تفاوتی وجود نداره. وقتی آقای بایدن در سال ۲۰۲۰ رئیس‌جمهور آمریکا شد، از ژانویه‌ی ۲۰۲۱ به بعد تقریباً تمام مصوبات دولت آقای ترامپ رو لغو کرد، غیر از سه مورد: یکی تحریم‌های ایران، یکی تحریم‌های چین و یکی تحریم‌های کوبا. بنابراین این‌که فکر کنید به خاطر اومدن آقای ترامپ، رویکرد دولت آمریکا عوض شده، ساده‌لوحانه‌ست. آمریکایی‌ها برای این‌که بتونن تکلیف خودشون رو با چین روشن کنن، چاره‌ای ندارن جز این‌که ایران رو به‌عنوان پشت جبهه‌ی خودشون صاف کرده باشن. اولاً ایران قدرت بزرگیه و ثانیاً باید گلوگاه نفتی چین که بهش وابسته‌ست، یعنی خلیج فارس، رو قیچی کرده و تحت کنترل گرفته باشن. به همین دلیله که بعد از سقوط مادورو در ونزوئلا، من همواره فکر می‌کردم که داستان ایران به‌زودی تغییر خواهد کرد. یعنی آمریکایی‌ها نمی‌تونن برای حرکت به سمت چین، از بابت نفت ایران و تنگه‌ی هرمز خیال‌شون راحت نباشه.

آرش یوسفی -ARASH

109,476 просмотров • 1 месяц назад

حاج آقا صادقی معاون آقای اژه ای حرفایی تو این ۱۰ دقیقه آخر امشب زدند که خیلی خوشحال کننده بود. ایشون در حق من خیلی برادری کردند. خدا حفظشون کنه. در عین حال خیلی هم با حوصله وقت گذاشتند شاید بالای ۵ ساعت سر نظریه آزادیم با ایشون صحبت کردم و راهنمایی گرفتم. ایشونم جاهایی با نظرم موافق شدند که تو همین ویدیو هست، جاهایی هم تو نظریه ام گفتند باید بیشتر بررسی کنم، جاهایی هم راهنمایی کردند و بهم کتاب هدیه دادند که بتونم بهتر برم جلو. اینکه این صحبت‌ها رو از زبون ایشون شنیدم بسیار خوشحال کننده بود. هرچی تو رسانه من رو بایکوت کنند ولی من کارم رو می‌کنم، در رو ببندند از پنجره میام، پنجره رو ببندند از کانال کولر میام. هرجا هرکس بشنوه من حرف می‌زنم. هرچی برای من پرونده بتراشند من حرف حق رو خواهم زد. حکومت‌ها برای من اهمیتی ندارند، من برای ایران و دین و آزادی، با هرکس بتونم صحبت می‌کنم. دشمن اصلی ایران از نظر من، سوسیالیست‌ها و تفکرات عرفانی هستند. من اینم، خلاصه، رو من هیچوقت حسابی که رو بقیه باز می‌کنید رو‌ نکنید، همیشه گفتم. من نه کار حزبی و گروهی می‌کنم نه براندازم نه طرفدار نظامم نه هیچی. من خودمم. هرجا حرفی رو حق بدونم و منطق داشته باشم براش می‌زنم. من برای اینکه ایران بدون یک قطره خونریزی، به مسیر درست بره هرکاری می‌کنم. هرچقدر متوهمانه باشه یا چی، قانون شخصی منه. نه به کسی می‌گم چیکار کنه نه از کسی حرف شنوی دارم. قضاوت درست و غلطی هم رو کار بقیه ندارم. مردم خودشون فرد فرد هرکاری صلاح بدونن انجام می‌دن. ایده‌ها از فشنگ‌ها و اسلحه‌ها قوی ترند.

🏴JannatKhah🔩🪰

41,462 просмотров • 8 месяцев назад

ماه اوت سال ۲۰۱۹ با یه پاسپورت جعلی قاچاقی از جزیره میکونوس یونان به پاریس پرواز کردم و یه دوستی با ماشین من رو رسوند به شهر کلن آلمان. دو ماه و نیم تو یه کمپ موقت تو شهر اِسن بودم که یه ماه اولش با یه پسر ایرانی به اسم دانیل تو یه اتاق بودیم. خیلی پسر مشتی و باحالی بود و اصلا مشکلی نداشتیم. آرایشگر بود و موهای بچه ها رو کوتاه میکرد. تنها مشکل من این بود که دانیل شب‌ها خیلی خر و پف میکرد و من نمی‌توانستم بخوابم. بعضی شبها از صدای بلندش عصبی می‌شدم و می‌رفتم تو راهرو می‌شستم. بالاخره نگهبان‌های کمپ دلشون برام سوخت و مدیریت بهم یه اتاق جدا داد. بعد از مصاحبه‌م از اونجا به یه کمپ دیگه تو شهر راینه منتقل شدم. شاید بگم یکی از سخت ترین دوران زندگیم رو تو اون کمپ گذروندم. با سه تا پسر ایرانی هم اتاق بودم. دو تا آرش و اسماعیل. واقعا بچه های خوبی بودن ولی سبک زندگی من به اونها نمی‌خورد. اونها تقریبا هر شب تا دیر وقت عیش و نوش داشتن و من زود می‌خوابیدم و صبح‌ها ساعت ۶ بیدار میشدم و تو‌ کمپ می‌دویدم و ورزش میکردم. از طرفی هم شرایط زندگی تو کمپ خیلی مشابه زندگی تو کمپ اشرف بود. منظورم بخش زندگی جمعیش بود. اتاق خواب جمعی، سالن غذاخوری جمعی، حموم و توالت جمعی. این خیلی من رو آزار می‌داد. طوری که تو دسامبر ۲۰۱۹ دوچار افسردگی شدید شدم. تو عمرم، حتی با گذشت از اون همه بلا تو مجاهدین هیچ وقت افسرده نشده بودم. اما توی اون کمپ از درون احساس خفگی شدید می‌کردم. به خودم می‌گفتم من که از چنگ اون فرقه آزاد شدم و چی شد دوباره افتادم توی این وضعیت. هفته‌ای سه شب کابوس می‌دیدم که دوباره برگشتم تو مجاهدین و از شدت ترس بیدار میشدم. بعضی وقتها قلبم اینقدر تند می‌تپید احساس می‌کردم ممکنه الان سکته کنم. توی کمپ خیلی ساکت بودم و تلاش می‌کردم فقط با افراد سلام و علیک داشته باشم. هر روز کامپیوترم‌ رو بر‌ می‌داشتم و می‌شستم تو اتاق اینترنت و یا زبون آلمانی می‌خوندم و یا خرد خرد کتاب سرگذشت زندگیم رو می‌نوشتم. در ظاهر تلاش می‌کردم خودم رو محکم و سرحال نشون بدم ولی در درون داشتم خفه میشدم. انگار یکی گلوم رو از تو‌ گرفته بود و فشار می‌داد. چند شب زیر پتو از حال خودم گریه‌م گرفت و فقط تلاش می‌کردم گریه‌م رو غورت بدم تا هم اتاقی‌هام متوجه نشن. یه روز دیگه تاب نیاوردم و رفتم پیش یکی از کارکنان کمپ. یه مرد افغانی بود که سال‌های سال توی آلمان زندگی می‌کرد و با همسرش توی کمپ کار می‌کردن. بچه‌های ایرانی کمپ باهاش خیلی خوب بودن و برای احترام زیادی قائل بودن. من باهاش هیچ وقت صحبت نداشتم ولی از انرژیش احساس میکردم می‌تونم بهش اعتماد کنم. رفتم پیشش و درخواست صحبت کردم. من رو برد تو یه اتاق و نشستیم سر میز. گفت بگو پسرم چی شده؟ هر بار که دهنم رو باز میکردم صحبت کنم بغضم می‌گرفت و نمی‌تونستم. گفت کار من اینجا اینه که به تو کمک کنم و راحت حرف بزن. تو اون لحظه یه دفع بغضم ترکید و شروع به گریه کردم. دیگه نمی‌تونستم خودم رو نگه دارم و تو اون لحظه احساس کردم دیگه نیازی نیست خودم رو قوی نشون بدم. بعد از یه دقیقه گریه به خودم مسلط شدم و شروع کردم به تعریف زندگیم و شرایط توی فرقه مجاهدین و سختی‌هایی که کشیده بودم. تو کل ۲۰ دقیقه‌ای که من صحبت میکردم اون هیچ چی نگفت. وقتی تموم‌ شدم گفت یه دقیقه واستا. گوشیش رو در آورد و زنگ زد به مدیر کمپ. گفت پیش یکی از پناهنده‌ها هستم که داستانش فرق می‌کنه و اتاق تکی نیاز داره. بعد در جا من رو برد پیش دکتر کمپ. داستان من رو خلاصه به دکتر گفت و دکتره درجا برگشت بهم گفت که من مجاهدین رو میشناسم و می‌دونم چی کشیدی. گفت میتونم برات دارو تجویز کنم ولی فکر میکنم همین که اتاق تکی داشته باشی بهت کمک میشه که کمی آرامش‌ پیدا کنی. از اون به بعد و تا زمان شروع کرونا، من یه اتاق تکی داشتم. آرامش توی اتاق کمی بهم احساس راحتی دست داد. دیگه احساس خفگی نمی‌کردم. دقیقا همون دوران بود که با همسر فعلیم آشنا شده بودم و اون بهم یوگا و مدیتیشن یاد داد. روزی دو بار توی اتاقم می‌شستم و ۲۰ دقیقه مدیتیشن میکردم. رفتم توی باشگاه شهر ثبت نام کردم و کلا روحیه‌م عوض شد. یه طوری از درون انگار خودم یا همون اصالتم رو پیدا کردم. روزها تو‌ اتاقم می‌شستم و به گذشته‌م فکر میکردم و اینکه از چه سختی‌هایی عبور کردم. یه روز توی همین فکرها بودم‌ که یهو به ذهنم زد منی که از این همه سختی و بلا عبور کردم پس از هر چی هم بعدش بیاد می‌تونم عبور کنم. تصمیم گرفتم دیگه غصه آینده رو نخورم. و تا به امروز هم همینطور بوده. یک لحظه هم غصه اینکه قراره چی بشه و من چی میشم و آیا از پسش بر میام رو نخوردم. اطمینان دارم که بر میام. یه جوری شکست ناپذیر شدم تو زندگی. دیگه از چیزی نمی‌ترسم. زندگی زیباست✨🌷

Ray Torabi

26,451 просмотров • 1 год назад

خیلی مردد بودم که این ویدئو رو بذارم یا نه. 🫣 من بعدش رفتم پیش دکتر محسن پیرمرادی، و درنهایت ایشون من رو عمل کرد. رفتار حرفه‌ای، احساس مسئولیت، همدلی‌شون بی‌نظیر بود. عمل من خیلی سخت بود و ۴ ساعت طول کشید. نقاهت سختم فقط ۴، ۵ روز اول بود که بلد نبودم چطوری بخوابم و از دستهام استفاده نکنم. با گذشت ۲ سال و نیم هنوز جا بخیه‌هام مونده چون برش خیلی زیادی خورد سینه‌م، و خود دکتر هم گفت که خودم رو درگیر سیکالفت و این پمادهای تجاری نکنم و بذارم پوستم به شکل طبیعی روند ترمیمش رو انجام بده. ▪️من بهم درن وصل نشد. نیپلم حس داره، و ممه هام قرینه‌ست. از هر ممه‌م حدود ۸۵۰ گرم بافت چربی و پوست استخراج شد که وقتی دادم آزمایش، یک عالمه کیست خوش‌خیم توی اون بافت چربی بود. ▪️بعد از ۵ روز دکتر پانسمان اولیه‌‌م رو باز کرد و تا دو سه ماه سوتین طبی می‌پوشیدم. ▪️بعد از حدود ۲ ماه تونستم به سختی رانندگی کنم، بعد از ۳ ماه تونستم ورزش سبک کنم. ▪️چون حجم بالاتنه‌م کم شده بود و میتونستم ورزش کنم، به راحتی آب خوردن بعدش ۱۵ کیلو کم کردم. اگه برگردم عقب باز هم این عمل رو انجام میدم. ▪️من پرونده‌ی‌ پزشکی داشتم ولی حوصله‌ی بدو بدو‌ برای بیمه رو نداشتم و آذر ۱۴۰۲ دستمزد دکترم ۴۰ تومن، و هزینه‌ی کلینیک و سوتین طبی و دارو و موارد جانبی حدود ۱۵ تومن شد.

راوی

138,021 просмотров • 2 месяцев назад