Загрузка видео...

Не удалось загрузить видео

На главную

حاج آقا صادقی معاون آقای اژه ای حرفایی تو این ۱۰ دقیقه آخر امشب زدند که خیلی خوشحال کننده بود. ایشون در حق من خیلی برادری کردند. خدا حفظشون کنه. در عین حال خیلی هم با حوصله وقت گذاشتند شاید بالای ۵ ساعت سر نظریه آزادیم با ایشون صحبت...

41,462 просмотров • 9 месяцев назад •via X (Twitter)

Комментарии: 0

Нет доступных комментариев

Здесь появятся комментарии из оригинального поста

Похожие видео

🟢 پاسخ به دعوت آقای کیان: جناب آقای بیژن کیان، من به عنوان یک نظریه پرداز و نه فعال سیاسی، برای منظور گفت و گوهای تئوریک و نه براندازانه، دعوت شما رو پذیرفتم و مراتب دعوت محترمانه و گرم شما رو به برادران منتقل کردم و اگر امان نامه ازشون دریافت کنم که گفت و گو با شما، برای من منتهی به اجرای حکم زندان یا پرونده جدید نشود، حتما باعث افتخار بسیار است که در گفت‌وگوهای بسیاری راجع به مباحث تعریف ایران، آزادی، دین و روابط این مفاهیم با شما شرکت کنم. اما همانطور که مشخص است، پلتفرم های مختلف رسانه ای، مستقیم یا غیر مستقیم، به دلایلی که برای من آشکاره، من رو تحریم کردند و حتی از چاپ یک مقاله ساده من در تجارت نیوز راجع به استارتاپ ها (که تخصص اصلی من بود و تجربه کارآفرینی موفق در آن داشتم) را با کمپین رسانه ای حذف کردند. پلتفرم هایی مثل «آزاد» علی رغم این که دو سال است شماره من رو گرفتند و قصد دعوت داشتند، مشخصاً با سیاستگذاری های پنهان، من رو تحریم کردند و به جایش بیشمار حرف های تکراری و تحلیلگر های با سوابق غلط بسیار رو بولد و رسانه ای می‌کنند. همین ها در لبه دوم قیچی، در شبکه های اجتماعی، در حال توهین و تحقیر نسبت به من هستند. به هر حال من فقط و فقط به خاطر چهارتا توییت، سنگین ترین حکم ممکن (۳ سال حبس تعزیری و ۶ سال محرومیت از فعالیت های اجتماعی) دارم و فعلا با الطاف خود سازمان اطلاعات سپاه و قوه قضاییه، بیرون از زندان هستم، چیزی که حق طبیعی من شهروند آزادیه، الان به شکل فوق العاده مشروط و لرزان بهم اعطا شده. هر زمان که قصد کردند دست و پای من رو از بند خودسانسوری و ترس آزاد کنند و حق طبیعی من یعنی آزادی بیان و گفت و گو رو به طور کامل به من بازگردانند، من در گفت و گو با شما با افتخار فراوان شرکت خواهم کرد. من از توهین ها تحقیرها خسته شدم. از خودسانسوری خسته شدم. از ۳ سال زندگی در اضطراب و نگرانی و ترس و بلاتکلیفی و بدون برنامه خسته شدم. آزادی، خون جاری در رگ های منه، بدون آزادی روانی می‌شم، بدون آزادی، معنای زندگی برام نابود می‌شه، بدون آزادی به مرز خداحافظی از دنیا می‌رسم. سینه ام تنگ شده از تحقیر ها و توهین ها و بسته بودن دست و پاهام. سینه ام تنگ شده از حرف های خورده شده و زده نشده. سینه ام تنگ شده از اینکه دست و پاهام بسته است و بهم سنگ می‌زنند و نمی‌تونم از خودم دفاع کنم. سینه ام تنگ شده که نمی‌تونم پرواز کنم. همین ویدیوی کوتاه شما، در این لجن زار توهین و تحقیر، برای من دلگرمی بود. دلگرمی ای که در کشور خودم از من دریغ کردند. از شما و همه چه پنهان، شما بدون هیچ چشمداشتی، بدون اینکه من هیچ فایده سیاسی یا اقتصادی برای شما داشته باشم، به من کردیت ارزشمندی دادید. هیچ دلیلی جز گفت و گو برای یافتن حقیقت، در این کردیت شما نبود. کمتر کسی چنین به دیگری که نادیده است، اعتماد می‌کنه و بابتش قدردان شما هستم. ارادتمند جنت خواه Bijan R. Kian

🏴JannatKhah🔩🪰

36,091 просмотров • 1 год назад

عزیزانی که ویدیوی اخیر سازمان نسل زد رو برای من میفرستید و میپرسید این امنه!؟ اگر این شخص مسئول سازماندهی گارد جاویدان در مدیا و رسانه شده که وظیفه‌ی تیم اطلاع‌رسانی شاه هست که روشن و واضح بیانیه بدید تا مردم از سردرگمی در بیان! اگر هم نه و این فرد از جانب خودش وارد چنین بحث امنیتی و حساسی میشه که مجددا عزیزانی که برای هومن خلیلی با شخص شاه پادکست گذاشتند باید در مورد فعالیت‌های این فرد احساس مسئولیت و روشنگری کنند نه یک اکانت ناشناس مثل من! ممنون ازینکه به من اعتماد دارید و نظرم رو میپرسید ولی من نظرم رو قبل از دی‌ماه در این مورد گفتم و بیشتر از این هم ازم برنمیاد.. ویژگی یک مبارز خیابان و فرد برنده اینه که هر جایی بر سر جان خودش قمار و اعتماد نکنه! به مردمی که قراره جونشون رو کف دست بگیرند باید حق داد که هر جایی به راحتی اعتماد نکنند و این وظیفه‌ی مسئولین مرتبط هست که مسئولیت بپذیرند و روشنگری کنند نه اکانت‌های ناشناس!!! تمام این سازماندهی تنها در صورتی مورد تاییده که زیر نظر شخص شاه و مورد تایید ایشان باشه و گرنه به شدت میتونه خطرناک باشه و مراقب امنیت‌تون باشید.

Apranik 🇮🇷🇮🇱

16,860 просмотров • 1 месяц назад

رشتوی بخش کوچکی از تهدیدات و پرونده سازی های محمد جرجندی که بعد از ۶ ساعت انواع حملات و پرونده سازی ها تصمیم گرفتم ریکورد کنم. اولش باور نمی‌کردم این اراجیف رو راجع به من بگه. ولی بودجه خوبی براش تدارک دیدند. حرف هایی میزنه که من متوجه نمیشم یعنی چی، اگه فکر می‌کنه من پولی از کسی خوردم، فعالیتی داشتم که در داخل یا خارج برای من مشکل ایجاد می‌کنه، رو کنه من مسئله ای ندارم. چون من کاری نکردم تو زندگیم که اینطوری یک پرونده سازی مثل جرجندی پنهان بکنه! یه بار که سپاه و وزارت اطلاعات کل اطلاعات مجازی و حقیقی من رو زیر و رو کردند چک کردند. اگه جرجندی چیزی داره براشون هدیه بفرسته بسم الله. اینم پرونده سازی از خارج برای ساکن ایرانه، شرف و آبرو براش نمی‌مونه اگه چنین کاری کنه. اگه من کاری کردم که اونور آب از من ناراحت بشن که به درک و به تخمم، چون من ایرانم و قصدی برای رفتن ندارم. اگه کاری کردم علیه منافع مردم ایران بوده هم که منتشر کن من باید پاسخ بدم بدون اغماض. اگه کلاهبرداری کردم که چرا تا الان منتشر نکردی؟ بهت پروژه اش رو ندادند یا مثل قبلیا بهت دیتا نداده بودند که حمله کنی؟ اونوقت که برای خودت بد میشه که برای منافع شخصی یا بر اساس دستور یا کینه و حسادت به آدم ها حمله می‌کنی. به هر حال من مشکلی ندارم، اگه بین این همه کلاهبردار و فعال های سیاسی صادراتی، من اینقدر خار چشم شیطان شدم که بودجه گرفتی برای من شبانه روزی وقت بذاری، بذار. ایرادی نداره. بالاخره تو هم باید نون‌ بخوری، تو زندگیت چیز خاصی نشدی و رفتی اونور هم پناهنده شدی و بازم چیز خاصی نشدی، رد دادی و ایگو و حسادت و عقده گاهی انگیزه قدرتمندی میشه که با پروژه گرفتن و بودجه همراستا بشن ۲۴ ساعته سر هیچی پاچه من رو بگیری که هیچ مشکلی باهات نداشتم و اصلا کاری باهات نداشتم! ادامه بده محمد جرجندی، رو سیاهی می‌مونه به زغال. این بار بابت پروژه ات به کاهدون زدی.

🏴JannatKhah🔩🪰

481,218 просмотров • 1 год назад

آقای سردار پاشایی، به عنوان یک فرد جمهوری‌خواه باید بهتون بگم این کاری که شما می‌کنید عین بی اخلاقی است! شما تریبون گرفتید که صدای مردم ایران باشید. اینکه من و شما و هرکسی در مورد سیستم پادشاهی چه نظری داریم، به هیچ وجه مرتبط به سوالی نیست که از شما پرسیده شد! شما توی دوربین نگاه کردید، دروغ گفتید، و صدای میلیون‌ها ایرانی، و هزاران نفر از کشته شدگان رو سانسور کردید. من صدها ویدیو از مناطق مختلف اراک در روزهای مختلف به دستم رسیده، که در بیشتر اونها شعار به نفع آقای پهلوی داده می‌شه! ویدیوهای سراسر کشور همین روند رو نشون می‌ده. ممکنه شما، من نوعی، یا هرکسی از این شعار‌ها خوشحال نباشه! اما کسی اجازه نداره در فضای رسانه‌ای خارج، صدای مردم شجاع داخل کشور، صدای جانباختگان‌مون رو سانسور کنه! با‌گفتن اینکه پادشاهی در ایران مساوی دیکتاتوری است، مردم ایران رو تحقیر نکنید. مردم ایران، در فردای آزادی ایران، به آزادی و دموکراسی خواهند رسید. حالا یا با فرمت جمهوری که مورد نظر شما و من است. و یا با فرمت پادشاهی مشروطه! این مردم بیشتر از هر ملتی برای دموکراسی و آزادی بها دادند، و وقتی به دستش بیارن بهتر از هر ملتی قدرش رو می‌دونند و ازش محافظت می‌کنند.

Saeid Vafa

50,277 просмотров • 7 месяцев назад

بخش هایی از مصاحبه ی صدیقه وسمقی: ‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ مجری: الان آقای پهلوی به عنوان چهره آلترناتیو در خارج از ایران مطرح شده و در داخل ایران هم پایگاه اجتماعی داره؛ حالا کم یا زیاد اندازه‌اش، درصدش رو نمی‌دونیم، ولی به هر حال صحبت‌های خود ایشونم اینه که منو در خیابان‌های ایران صدا کردن و خب به هر حال شعارهایی هم بود که در حمایت از ایشون بود. این چقدر این هم‌بستگی می‌تونه در بین داخل و آقای پهلوی اصلاً اتفاق بیفته؟ وسمقی: ببینید مشکلی که وجود داره این هست که جریان طرفدار آقای پهلوی، جریان پادشاهی‌خواهه‌. ببینید نظام پادشاهی، ما ازش سال ۵۷ عبور کردیم. نهاد پادشاهی و نهاد روحانیت، دو نهاد سنتی هستند که همیشه در طول قرن‌ها و هزاره‌ها با همدیگه رقابت داشتن. دو تا قدرت بودن که همیشه با همدیگه رقابت کردن، گاهی با هم سازش کردن، قدرتو تقسیم کردن، گاهی یکی قدرتو به دست آورده. خب ما به نظرم دیگه الان بعد از جمهوری اسلامی باید از این دو نهاد سنتی که هر دو هم در واقع نهادهای استبدادی هستن، باید بتونیم عبور بکنیم.ما سال ۵۷ از نهاد سلطنت عبور کردیم، گذاشتیمش کنار؛ هرچند از استبداد عبور نکردیم. خب نهاد روحانیت که در کمین بود و رقیب نهاد پادشاهی بود، قدرتو به دست گرفت و مردم ایران در اون زمان هنوز اون توانمندی رو برای اینکه نهاد روحانیت رو هم مثل نهاد سلطنت کنار بذارن و پس بزنن، نداشتن. این توانمندی به تدریج به وجود اومده و الان مردم می‌خوان که این نهاد سنتی استبدادی رو هم کنار بذارن. حالا طرفداران آقای پهلوی پادشاهی‌خواهند. نهاد پادشاهی یک نهاد سنتیست؛ هیچ‌وقت انتخابی نبوده، هیچ‌وقت دموکراتیک نبوده. یک نهادیست که خب می‌دونین، شما در تاریخ نگاه کنین در ایران و همه نقاط جهان، پادشاهان با زور اومدن. هر سلسله‌ای اومده، سلسله دیگری رو با زور کنار گذاشته و خودش نشسته و هیچ‌وقت مردم دخالتی نداشتن که مثلاً بیان و پادشاهان رو انتخاب بکنن. من تعجب می‌کنم که بعد از این تجربه‌های فراوان و رنج‌های فراوان، خون‌های زیادی که ما دادیم، ما می‌خوایم دوباره به جای پیدا کردن یک راه سوم و بنیان گذاشتن یک نهاد سوم، باز بیاییم برگردیم به نهاد پادشاهی که یک نهاد به هر حال کهنه و قدیمیست و ذاتشم استبداد داره. چرا؟ چون متمرکز بر فرده. ما مردم در دوره‌ای الان داریم زندگی می‌کنیم که خواهان حقوق بشریم، خواهان به رسمیت شناختن حقوق فردی هستیم، برای خودمون حق انتخاب قائلیم. چرا باید با اعطای یک قدرت مادام‌العمر به یک فرد، به یک خانواده و به یک خاندان، حق انتخاب رو برای همیشه از خودمون و از آیندگانمون سلب بکنیم؟ اگه نسل بعدی اومدن و گفتن که چرا شما این کارو کردید؟ ما نمی‌خوایم مثلاً این حکومت رو، حکومت فردی رو، چه بهش خواهیم گفت؟ اگر که سال ۵۷ مردم نهاد سلطنت رو کنار گذاشتن و از اون چاه افتادن تو چاه بعدی یعنی باز هم نهاد روحانیت، و حالا می‌خوان اونو کنار بذارن، آیا ما نباید از این تجربه‌ها درس بگیریم؟ به نظر من مردم به خاطر اینکه به استیصال رسیدن، مردم به خاطر عملکرد بسیار ناگوار و ناهنجار جمهوری اسلامی، دنبال یک مفری می‌گردن، دنبال یک راه نجات می‌گردن و خب سرمایه‌گذاری زیادی شده روی آقای پهلوی از لحاظ تبلیغاتی و غیره که ایشون به یک آلترناتیو و بدیل تبدیل بشه. حالا خیلی‌ها هم تصورشون اینه که میشه به این ترتیب از جمهوری اسلامی گذر کرد. اما کسانی که نظام پادشاهی رو نظام مناسبی برای آینده ایران نمی‌دونن، نمی‌تونن کنار این جریان بایستن. کسانی که خواهان استقلال ایرانن و نمی‌خوان که یک حکومت به وسیله قدرت‌های خارجی بر مردم ایران تحمیل بشه، نمی‌تونن کنار این جریان بایستن. این جریان متأسفانه این مشکلات رو داره. من می‌دونم ممکنه از این حرفای من هم این افراد ناراحت بشن، اما ما به فکر ایران و نجات ایران هستیم. به نظر من ما همهمون سرمایه‌هامون رو باید صرف ایران بکنیم نه اشخاص. خب اگر اشخاصی به آقای پهلوی علاقه دارن، در آینده وقتی که نظامی برای ایران، به قد و قواره ایران برای دموکراسی و آزادی در ایران به وسیله اندیشمندان و نخبگان این کشور ترسیم شد، تعیین شد، هر کسی بیاد انتخاب بشه توسط مردم برای یک مدت موقتی اداره کشور رو به دست بگیره، ولو آقای پهلوی باشه، دیگران باشن، به انتخاب ملت. خب این اشکالی نداره. ولی اینکه به خاطر علاقه به یک شخص یا به یک خانواده ما بیاییم یک نظام سیاسی برای ایران تعریف بکنیم که ممکنه آیندگان باز هم مخالفت بکنن و ایراد بگیرن و اونا به دردسر بیفتن، من این رو مناسب نمی‌دونم. من همیشه این جمله رو میگم که ما باید ساختار سیاسی آینده ایران رو به قد و قواره این کشور ببریم و بدوزیم، نه به قد و قواره یک شخص و فرد. ۱/۲

آرش یوسفی -ARASH

32,920 просмотров • 7 месяцев назад

ماه اوت سال ۲۰۱۹ با یه پاسپورت جعلی قاچاقی از جزیره میکونوس یونان به پاریس پرواز کردم و یه دوستی با ماشین من رو رسوند به شهر کلن آلمان. دو ماه و نیم تو یه کمپ موقت تو شهر اِسن بودم که یه ماه اولش با یه پسر ایرانی به اسم دانیل تو یه اتاق بودیم. خیلی پسر مشتی و باحالی بود و اصلا مشکلی نداشتیم. آرایشگر بود و موهای بچه ها رو کوتاه میکرد. تنها مشکل من این بود که دانیل شب‌ها خیلی خر و پف میکرد و من نمی‌توانستم بخوابم. بعضی شبها از صدای بلندش عصبی می‌شدم و می‌رفتم تو راهرو می‌شستم. بالاخره نگهبان‌های کمپ دلشون برام سوخت و مدیریت بهم یه اتاق جدا داد. بعد از مصاحبه‌م از اونجا به یه کمپ دیگه تو شهر راینه منتقل شدم. شاید بگم یکی از سخت ترین دوران زندگیم رو تو اون کمپ گذروندم. با سه تا پسر ایرانی هم اتاق بودم. دو تا آرش و اسماعیل. واقعا بچه های خوبی بودن ولی سبک زندگی من به اونها نمی‌خورد. اونها تقریبا هر شب تا دیر وقت عیش و نوش داشتن و من زود می‌خوابیدم و صبح‌ها ساعت ۶ بیدار میشدم و تو‌ کمپ می‌دویدم و ورزش میکردم. از طرفی هم شرایط زندگی تو کمپ خیلی مشابه زندگی تو کمپ اشرف بود. منظورم بخش زندگی جمعیش بود. اتاق خواب جمعی، سالن غذاخوری جمعی، حموم و توالت جمعی. این خیلی من رو آزار می‌داد. طوری که تو دسامبر ۲۰۱۹ دوچار افسردگی شدید شدم. تو عمرم، حتی با گذشت از اون همه بلا تو مجاهدین هیچ وقت افسرده نشده بودم. اما توی اون کمپ از درون احساس خفگی شدید می‌کردم. به خودم می‌گفتم من که از چنگ اون فرقه آزاد شدم و چی شد دوباره افتادم توی این وضعیت. هفته‌ای سه شب کابوس می‌دیدم که دوباره برگشتم تو مجاهدین و از شدت ترس بیدار میشدم. بعضی وقتها قلبم اینقدر تند می‌تپید احساس می‌کردم ممکنه الان سکته کنم. توی کمپ خیلی ساکت بودم و تلاش می‌کردم فقط با افراد سلام و علیک داشته باشم. هر روز کامپیوترم‌ رو بر‌ می‌داشتم و می‌شستم تو اتاق اینترنت و یا زبون آلمانی می‌خوندم و یا خرد خرد کتاب سرگذشت زندگیم رو می‌نوشتم. در ظاهر تلاش می‌کردم خودم رو محکم و سرحال نشون بدم ولی در درون داشتم خفه میشدم. انگار یکی گلوم رو از تو‌ گرفته بود و فشار می‌داد. چند شب زیر پتو از حال خودم گریه‌م گرفت و فقط تلاش می‌کردم گریه‌م رو غورت بدم تا هم اتاقی‌هام متوجه نشن. یه روز دیگه تاب نیاوردم و رفتم پیش یکی از کارکنان کمپ. یه مرد افغانی بود که سال‌های سال توی آلمان زندگی می‌کرد و با همسرش توی کمپ کار می‌کردن. بچه‌های ایرانی کمپ باهاش خیلی خوب بودن و برای احترام زیادی قائل بودن. من باهاش هیچ وقت صحبت نداشتم ولی از انرژیش احساس میکردم می‌تونم بهش اعتماد کنم. رفتم پیشش و درخواست صحبت کردم. من رو برد تو یه اتاق و نشستیم سر میز. گفت بگو پسرم چی شده؟ هر بار که دهنم رو باز میکردم صحبت کنم بغضم می‌گرفت و نمی‌تونستم. گفت کار من اینجا اینه که به تو کمک کنم و راحت حرف بزن. تو اون لحظه یه دفع بغضم ترکید و شروع به گریه کردم. دیگه نمی‌تونستم خودم رو نگه دارم و تو اون لحظه احساس کردم دیگه نیازی نیست خودم رو قوی نشون بدم. بعد از یه دقیقه گریه به خودم مسلط شدم و شروع کردم به تعریف زندگیم و شرایط توی فرقه مجاهدین و سختی‌هایی که کشیده بودم. تو کل ۲۰ دقیقه‌ای که من صحبت میکردم اون هیچ چی نگفت. وقتی تموم‌ شدم گفت یه دقیقه واستا. گوشیش رو در آورد و زنگ زد به مدیر کمپ. گفت پیش یکی از پناهنده‌ها هستم که داستانش فرق می‌کنه و اتاق تکی نیاز داره. بعد در جا من رو برد پیش دکتر کمپ. داستان من رو خلاصه به دکتر گفت و دکتره درجا برگشت بهم گفت که من مجاهدین رو میشناسم و می‌دونم چی کشیدی. گفت میتونم برات دارو تجویز کنم ولی فکر میکنم همین که اتاق تکی داشته باشی بهت کمک میشه که کمی آرامش‌ پیدا کنی. از اون به بعد و تا زمان شروع کرونا، من یه اتاق تکی داشتم. آرامش توی اتاق کمی بهم احساس راحتی دست داد. دیگه احساس خفگی نمی‌کردم. دقیقا همون دوران بود که با همسر فعلیم آشنا شده بودم و اون بهم یوگا و مدیتیشن یاد داد. روزی دو بار توی اتاقم می‌شستم و ۲۰ دقیقه مدیتیشن میکردم. رفتم توی باشگاه شهر ثبت نام کردم و کلا روحیه‌م عوض شد. یه طوری از درون انگار خودم یا همون اصالتم رو پیدا کردم. روزها تو‌ اتاقم می‌شستم و به گذشته‌م فکر میکردم و اینکه از چه سختی‌هایی عبور کردم. یه روز توی همین فکرها بودم‌ که یهو به ذهنم زد منی که از این همه سختی و بلا عبور کردم پس از هر چی هم بعدش بیاد می‌تونم عبور کنم. تصمیم گرفتم دیگه غصه آینده رو نخورم. و تا به امروز هم همینطور بوده. یک لحظه هم غصه اینکه قراره چی بشه و من چی میشم و آیا از پسش بر میام رو نخوردم. اطمینان دارم که بر میام. یه جوری شکست ناپذیر شدم تو زندگی. دیگه از چیزی نمی‌ترسم. زندگی زیباست✨🌷

Ray Torabi

26,451 просмотров • 1 год назад

یه چیزی می‌خوام بگم. احتمالاً روشنفکرها می‌خندند و بقیه فحش می‌دن؛ ولی می‌گم. من فکر می‌کنم ما اگر یه روزی قراره هرگونه «گذار» به دموکراسی داشته باشیم، اگه یه روزی قراره به آشتی ملی فکر کنیم، اگر یه روز قراره یک ائتلاف، هم‌گرایی‌، هم‌افزایی، شکل بگیره، به کسی مثل داریوش اقبالی نیاز داریم. نه لزوماً به‌عنوان یک چهره سیاسی. اتفاقاً شاید مهم‌ترین ویژگی‌ش اینه که هیچ‌وقت یک چهره سیاسی به معنای متعارفش نبوده و در عین حالز هیچ‌وقت فقط خواننده هم نبوده؛ و احساس تعهد اجتماعی خودش به مردم ایران رو ثابت کرده. کسی که در هر دو حکومت، صدای مستقل خودش رو داشته و بابتش در هر دو حکومت هزینه داده. در عین این‌که موضع سیاسی خودش رو داشته و داره، تا جایی که من دیده‌ام، کمتر وارد بازی نفی دیگران شده. با اندکی ضریب خطا، زیر پرچم هیچ دسته و گروهی نرفته. در ترانه‌هاش ظلم، تمامیت‌خواهی و تحجر رو هدف قرار داده، از هر جنس و لباس. و به نظرم این دقیقاً همون چیزی‌یه که برای آشتی ملی بهش نیاز داریم. آشتی ملی فقط کنار هم نشستن چند گروه و چهره سیاسی نیست. به آدم‌هایی نیاز داره که اعتبارشون رو بیرون از قبیله‌های سیاسی ساخته‌اند؛ آدم‌هایی که هنوز می‌تونن با چند ایرانِ متفاوت حرف بزنن، بدون این‌که برای شنیده شدن، اول از مخاطب بخوان هویت و گذشته خودش رو انکار کنه. بدون طلبِ اعلامِ وفاداری. داریوش، غایبِ همیشه‌حاضرِ فضای سیاسی و اجتماعی ایرانه. کمتر کسی رو سراغ دارم که به اندازه داریوش تلنگر زده باشه که ما اگر به دنبال تغییریم، باید از خودمون شروع کنیم. در کارهاش، دیکتاتور درونمون رو هنرمندانه و صریح به رومون آورده. نقدش ارزشمنده؛ چون خودش، نقد رو از نقد خودش شروع کرده. در مورد گذشته‌اش شفاف، و شاید سخت‌گیرترین منتقدِ خودش بوده. دیگران رو نقد کرده، اما شهامت پذیرش اشتباهات خودش رو هم داشته. و مهم‌تر از همه، رنج شخصی خودش رو فقط روایت نکرده؛ سعی کرده اون رنج رو با محبوبیت عمومی‌ش پیوند بده و از توش به دنبال کاهش درد بقیه باشه. . اینجاست که ماجرای اعتیادش برای من فقط یک داستان شخصی یا قصه «سقوط و بازگشت» نیست. سال‌ها پیش، معاون وزیر بهداشت می‌گفت ابعاد و عمق کمکی که داریوش به ترک و مبارزه با اعتیاد کرده، خیلی از نهادهای مسئول جمهوری اسلامی نکرده‌اند. محبوبیت داریوش، البته، محصول چیزی که خودش بهش «تولد دوباره» می‌گه، نیست. در روزهای اوج اعتیادش هم، در طبقات مختلف اجتماعی، نه فقط محبوب که برای خیلی‌ها اسطوره بود. مبارزه‌اش با اعتیاد احترامش رو بیشتر کرد و بهش کاریزمای تازه‌ای داد، اما مهم‌تر از اون، چیزی رو که سال‌ها در ترانه‌هاش گفته بود، در زندگی خودش به محک گذاشت: این‌که تغییر، قبل از هر جا، باید از خود آدم شروع بشه. داریوش در این سال‌ها، بی‌ادعا و در حد بضاعت خودش، نهادسازی کرد. شبکه‌سازی کرد. باورش به کار جمعی رو در عمل ثابت کرد. اشتباهاتش رو به رسمیت شناخت، روی باورهاش ایستاد و در همه سال‌هایی که در اوج بوده، کماکان رشد کرده. این ترانه جدید هم برای من مثال و نشونه روشنی از جایگاه داریوشه و پنجره‌ای که از اون، به ایران نگاه می‌کنه. و شاید یکی از رازهای موندن، و اسطوره شدن، همین باشه: قدرت انتخاب همراهان درست در هر پیچ مسیر. همراه داریوش در این ترانه، فرزاد فتاحی عزیزه. ولی ورای این ترانه، چیزی که برای من مهم‌تره همون حرف اوله. اگر یه روز واقعاً قرار باشه از حذف همدیگه عبور کنیم، اگر قرار باشه آدم‌هایی با گذشته‌ها، باورها و روایت‌های متفاوت دوباره بتونن کنار هم بایستن، فقط به سیاستمدار احتیاج نداریم. به سرمایه اجتماعی آدم‌هایی هم احتیاج داریم که سال‌هاست، بی‌اون‌که از ما بخوان شبیه‌شون فکر کنیم، دارن یادمون می‌ندازن که تغییر از خودمون شروع می‌شه. برای من، داریوش یکی از اون آدم‌هاست.

Panah Farhadbahman 🎒

23,505 просмотров • 1 месяц назад

اشکان خطیبی: انجمن لطف کرده و صندوقی زده، صندوق رو سپرده دست من، و زیر نظر من. بهتون بگم که از ۴ روز پیش تا امروز، فقط ۴۰۰ یورو به این حساب واریز شده. تُف به من، تُف به تو، تُف به شما، شما آدم نیستید. من کاری با شرف و این‌ها ندارم، شرف یه چیز نسبیه. هر چیز با ارزشی رو که داشتم، تبدیل به پول کردم.، و هنوز هیچی به هیچی. کمک کنید. من ۴ساله که دارم عملا مثل یک آدم مستمند زندگی می‌کنم. گدایی؟! من رو از چی می‌ترسونی آخه؟ سازمان‌هایی که در طول ۴۷ سال گنده کردن خودشون رو، و پروار شدند، به اسمِ کمک به ایران، به اسم اینترنت برای ایران. به اسم... کجایید؟ من کاری باهاتون ندارم. من نیومدم این‌جا، گذشته شما رو شخم بزنم. من کاری با حساب‌کتاب شما ندارم. کاری ندارم به کجا وصلید. اگر آدمید، دست من رو بگیرید. خیر سرتون شما کارِتون اینه. من کارم این نبوده. من کارم این نیست. خیرِ سرتون شماها ۵۰ ساله دارید به این اسم خودتون رو بزرگ می‌کنید. در هر شبکه‌ای، در هر فضای مجازی در هر اِسپِیسی، در هر کلاب‌هاوسی می‌رید، شماهایید فقط. کدوم گوری هستید؟ چه غلطی دارید می‌کنید؟ من نیومدم پَته‌ی شماها رو‌ بریزم روی آب کاری هم باهاتون ندارم. خوردید، بردید، نوش جونتون. تونستید. زرنگ بودید. الان بیایید کمک کنید. آدم باشید. پس‌فردا، این مردم، پوست شما رو، زنده‌زنده، از تَنِتون در میارند. کجایید بنیادها؟کجایید سازمان‌ها؟ کجایید NGOها؟ کجایید؟ اون‌هایی که در امریکایید، اون‌هایی که در انگلیسید. اون‌ها که در آلمانید. اون‌ها که در اتریشید. ۱۵ خیریه‌یِ شِناس دارید، با گردش مالی سالیانه‌ی بزرگ. کجایید؟ من دارم لِه می‌شم. کاری با شما ندارم‌ من قصدِ آبروریزی ندارم. من می‌خوام تطهیر کنم شما رو. این‌طوری ببینید. #فرقه_پهلوی #پهلوی_شیاد
1:47

Sensitive content

اشکان خطیبی: انجمن لطف کرده و صندوقی زده، صندوق رو سپرده دست من، و زیر نظر من. بهتون بگم که از ۴ روز پیش تا امروز، فقط ۴۰۰ یورو به این حساب واریز شده. تُف به من، تُف به تو، تُف به شما، شما آدم نیستید. من کاری با شرف و این‌ها ندارم، شرف یه چیز نسبیه. هر چیز با ارزشی رو که داشتم، تبدیل به پول کردم.، و هنوز هیچی به هیچی. کمک کنید. من ۴ساله که دارم عملا مثل یک آدم مستمند زندگی می‌کنم. گدایی؟! من رو از چی می‌ترسونی آخه؟ سازمان‌هایی که در طول ۴۷ سال گنده کردن خودشون رو، و پروار شدند، به اسمِ کمک به ایران، به اسم اینترنت برای ایران. به اسم... کجایید؟ من کاری باهاتون ندارم. من نیومدم این‌جا، گذشته شما رو شخم بزنم. من کاری با حساب‌کتاب شما ندارم. کاری ندارم به کجا وصلید. اگر آدمید، دست من رو بگیرید. خیر سرتون شما کارِتون اینه. من کارم این نبوده. من کارم این نیست. خیرِ سرتون شماها ۵۰ ساله دارید به این اسم خودتون رو بزرگ می‌کنید. در هر شبکه‌ای، در هر فضای مجازی در هر اِسپِیسی، در هر کلاب‌هاوسی می‌رید، شماهایید فقط. کدوم گوری هستید؟ چه غلطی دارید می‌کنید؟ من نیومدم پَته‌ی شماها رو‌ بریزم روی آب کاری هم باهاتون ندارم. خوردید، بردید، نوش جونتون. تونستید. زرنگ بودید. الان بیایید کمک کنید. آدم باشید. پس‌فردا، این مردم، پوست شما رو، زنده‌زنده، از تَنِتون در میارند. کجایید بنیادها؟کجایید سازمان‌ها؟ کجایید NGOها؟ کجایید؟ اون‌هایی که در امریکایید، اون‌هایی که در انگلیسید. اون‌ها که در آلمانید. اون‌ها که در اتریشید. ۱۵ خیریه‌یِ شِناس دارید، با گردش مالی سالیانه‌ی بزرگ. کجایید؟ من دارم لِه می‌شم. کاری با شما ندارم‌ من قصدِ آبروریزی ندارم. من می‌خوام تطهیر کنم شما رو. این‌طوری ببینید. #فرقه_پهلوی #پهلوی_شیاد

Panah Farhadbahman 🎒

126,408 просмотров • 1 месяц назад

عمو بیژن Bijan Djir-Sarai ،چه پخت و پزی کردی! با بولدوزر از رو «زهرا گاری‌چی» رد شدی.بنااازم! متن کامل فارسی 😏 «ما همیشه به ایرانی‌ها این تهمت را می‌زنیم که آن‌ها دموکراسی بلد نیستند. بله ، چرا این‌طور است؟ من فکر می‌کنم آن‌ها دموکراسی بلد هستند. و من قبلاً هم اشاره کردم که مردم ایران دهه‌هاست، در واقع از سال ۱۹۷۹، تجربه‌هایی با یک دیکتاتوری وحشتناک داشته‌اند. > و این تفاوت بزرگ با جهان عرب است: در ایران همه می‌دانند که اسلام‌گرایی چه عواقبی دارد، و وقتی کشوری یک دیکتاتوری اسلامی را تجربه می‌کند چه بر سرش می‌آید. به همین دلیل است که مردم معتقدند نه دیکتاتوری اسلامی می‌خواهند، نه کمونیسم و نه سوسیالیسم؛ بلکه آن‌ها خواهان دموکراسی از نوع غربی هستند. > و این‌ها ارزش‌های ما هم هستند؛ ارزش‌های ما در آلمان. و در نهایت: ما باید بسیار خوشحال باشیم که این ارزش‌ها هنوز در این بخش از جهان پاس داشته می‌شوند. به همین دلیل فکر می‌کنم ما باید به وضوح با مردم و با جنبش آزادی‌خواه در ایران اعلام همبستگی کنیم.»

BEHDAD

44,490 просмотров • 6 месяцев назад

✅ سکوت شما امروز مساوی حذف کردن من یا به خودکشی کشوندن منه. من زیر فشار فلج کننده ای هستم که خیلیش قابل بیان نیست. چرا محمد جرجندی علیه من پروژه بزرگی راه انداخته تا بهم حمله کنه و همزمان فرصت عفو رو‌ از من بگیرند؟ چون نه تنها جناب بیژن کیان که اهمیتش، هوشش،‌ تاثیرگذاریش، معرف حضور همه هست به من گفته فیلسوف جوان، بلکه عمق تأثیر گذاری من بسیار فراتر رفته. 🔴 می‌خوان اول از من انسان زدایی کنند، بعد زندان کنند‌ و بعد محو کنند. چشم‌ دیدن من رو ندارند.‌ حسادت بیچاره اشون کرده. هم از باب عمق تحلیل هایی که می‌کنم و به کجاها که نمی‌رسن! هم از باب درصد دقت و درستی و هم فاصله زمانی پیش بینی ها و تحلیل ها. 🔴 من اول فکر کردم جرجندی به خاطر لوزر بودن و حسادت حمله کرده، تا فهمیدم ایشون بخشی از پروژه ای هستند که «انسان زدایی» کنند و سپس هزینه زندان کردن و حذف کردن رو پایین بیارن. 🟢 من به حمایت همه نیاز دارم. دست تنهام در برابر این قوم ظالمین.

🏴JannatKhah🔩🪰

498,496 просмотров • 1 год назад

وندی شرمن: تیم ایرانی تفاوت LIFT و END را نمیدانست که تحریمها تعلیق میشود نه لغو! این نوابغ بغیر از «تعلیق»، حتی LIFT (معلق نگه داشتن) هم رفته تو پاچه‌شونادعای زبان و مذاکره بلد بودنشون گوش فلک رو کرد کرده بود، ولی تو بدیهیات هم نتونستن از حق ایران دفاع کنن!!! ظریف تو کلاب‌هاوس درحالی گفت مذاکره کنند ما درمورد وجود کلمۀ suspend (تعلیق) در ضمائم برجام چیزی به من نگفت و قرار بود برخی تحریم ها بعد از مدتی تعلیق، lift (مثلاً لغو) شوند، که حتی همین کلمۀ lift هم به قول وندی شرمن در زبان انگلیسی به معنای تعلیقه نه لغو! متن کامل حرفای ظریف تو کلاب هاوس درمورد بی اطلاعی از وجود کلمۀ suspend: "من در مجلس گفتم که در برجام کلمۀ supention (تعلیق) نیست و این اشتباه از من بود. دلیلش هم این نیست که من برجام رو نخونده باشم. ما در «راز سر به مهر» توی ضمائمش همۀ جاهایی که من نه تنها برجام رو خوندم بلکه نوشتم، هست بعضیاش. واقعیتش این بود که ما دستورالعمل داده بودیم به همۀ دوستانی که داشتند «ضمائم» برجام رو مذاکره میکردند، که از بعضی عبارات استفاده نشه. در لحظات آخری که ضمیمۀ برجام - نه خود برجام - داشت مذاکره میشد، نمایندۀ اروپا گفته بود که ما تحریم های ایران رو برمیداریم، یعنی لغو میکنیم یا همون lift میکنیم. اما تصمیمات اتحادیه اروپا که شامل چیزای دیگه ای هم هستند، اینا رو نمیتونیم lift بکنیم تا زمانی که کل تحریم ها برداشته بشه؛ یعنی مثلاً تحریم های نظامی و... که بر اساس قطعنامه های شورای امنیت مثلا تا 5 سال یا 8 سال بعد (موعدِ لغوش) بود. لذا ما الآن این رو suspend (تعلیق) میکنیم و اون وقت liftش میکنیم» خدایا اینا چه سرطانی بودن ایران بهش دچار شد!!!

جِـــــنلی

24,936 просмотров • 1 год назад

ایران، ملت ایران و منافع ملی کشورم را فدای امنیت و منافع شخصی خود نمی‌کنم. همان که مادرم می‌گوید: «من شرافتم را به‌خاطر پول نمی‌فروشم.» شفاف بودن، پاسخگویی، و مسئولیت‌پذیر بودن وظیفه من است و تنها راه خفه کردنم، کشتن من است. در قابل ملت ایران پاسخگو و سر به زیر هستم و در مقابل حکومت و آنان که همراه حکومت علیه ایران و مردم هستند خواهم ایستاد. دروغ و فریب و نیرنگ را با حقیقت برمی‌چینیم. به تمام اتهام‌ها، افتراها و آزارها پاسخ دادم و تمام فعالان سیاسی را دعوت به شفافیت، مسئولیت‌پذیری و پاسخگویی می‌کنم. من ذره‌ای نه به راهی که رفتم شک کردم و نه به راهی که خواهم رفت، خیلی محکم‌تر از قبل خواهم بود و هفته پیش رو، در‌ خصوص منشور مهسا و همبستگی و اتفاقاتی که منتهی به این بلبشو در بین اپوزیسیون شد صحبت خواهم کرد. به عزیزانی که این قضیه را پیش آوردند می‌گویم تنها راهی که می‌توانید مرا خفه کنید، این است که مرا بکشید، هیچ راه دیگری وجود ندارد. نه از ایران خواهم رفت، نه عقب خواهم نشست، و نه می‌توانید مرا با پول بخرید، نه می‌توانید من را از مداری که روی آن می‌روم خارج کنید، از مردم ممنونم، هر شک و شبهه‌ای وجود داشته‌باشد، حتما پاسخگو خواهم بود، حتما مسئولیت کارهای که کردم حرف‌های که زدم و رفتاری که داشتم را خواهم پذیرفت و در قبالش همیشه در مقابل مردم سربه زیر خواهم بود.

Hossein Ronaghi

310,915 просмотров • 3 лет назад

داریوش اقبالی کسی که موجودیت خودش رو در مخالفت با پهلوی تعریف می‌کنه. رنه دکارت گفت: «من می‌اندیشم، پس هستم» داریوش هم می‌گه: «من مخالف پهلویم، پس هستم». اما سوابق مبارزاتی داریوش: داریوش قبل از بلوای ۵۷ یک بار به زندان می‌افته و این زندان رو که مدتش هم چند روز بوده بعنوان سوابق مبارزاتی‌اش چند باری تو‌کنسرتهاش با افتخار اعلام کرده. اما چرا دستگیر میشه و میره زندان؟ سال ۱۳۵۳ همون موقع که میخوند: «پشت سر جهنمه، روبرو قتلگاه آدمه» با یکی از دوستهاش تو نیاوران یک خونه اجاره میکنه و اونجا رو تبدیل میکنه به شیره کش خونه. مردم محل شکایت می‌کنند و پلیس داریوش رو با این اقلام دستگیر میکنه: - ۴۶ سانت هروئین (مگه واحد اندازه‌گیری هروئین گرم نبود؟؟ دوستانی که وارد هستند کامنت کنند ببینیم چرا سانتی اندازه می‌کرفتند اون موقع؟) - ۱۷۵ گرم تریاک - ۲۵ گرم حشیش - ۲ تا وافور دلیل مخالفت داریوش با پهلوی همون ۴۶ سانت هروئین بوده. این هم یک ویدیو از چند وقت پیش که میگه: در کوله‌پشتی سربازان بیگانه که مهمات حمل میکنند، آزادی وجود نداره برای سرزمین ایران. آقای داریوش دیدی که سربازان آمریکایی و اسراییلی، مرگ خامنه‌ای رو رقم زدند و به دنبال این مرگ، آزادی ایران خواهد آمد. پس در کوله پشتی سربازان آزادی وجود داشت. یک ویدیو دیگه از این بیسواد خود دانشمندپندار که تو یک کنسرت، شاه و شیخ رو یکی میدونه: داریوش، دیدی که مردم ایران با پشت دست کوبیدند تو دهنت و اعلام کردند که شاه را می‌خواهند و نه تو و نه خیلی بزرگتر از تو در برابر اراده مردم هیچ کاری از دستتان ساخته نیست. نور بر تاریکی پیروز خواهد شد. #پاینه_ایران، #جاوید_شاه Dariush Eghbali | داریوش اقبالی #این_آخرین_نبرده_پهلوی_برمیگرده #نور_بر_تاریکی_پیروز_است #داریوش

Shawna (شانا) Azad

14,553 просмотров • 6 месяцев назад