Sensitive content

This media may contain sensitive content.

Loading video...

Video Failed to Load

Go Home

ألا وإنَّ الدَّعيَ ابنَ الدَّعيِّ قد تَرَكَني بَينَ السَّيْفِ والذُّلَّةِ، وهيهات منَّا الذِّلَّةَ آگاه باشید که آن زنازاده، فرزند زنازاده، مرا میان دو چیز قرار داده است: شمشیر کشیدن یا خوار و ذلیل شدن؛ و هرگز ذلت از ما نیست. Behold! The illegitimate one, son of the illegitimate one,...

29,642 views • 1 year ago •via X (Twitter)

0 Comments

No comments available

Comments from the original post will appear here

Related Videos

ترجمه : در حالی که ما هرگز دقیقاً نخواهیم دانست که در هزاران هزار صفحه از پرونده‌های کندی چه نوشته شده اس پرونده‌هایی که دولت ما کاملاً نابود کرده یا تحت قفل و رمز گذاشته تا هرگز منتشر نشون حتی اگر به ما بگویند که همه آن‌ها منتشر شده‌اند، چیزی که ما می‌دانیم این است: یهودیان مسئولند. اسرائیل مسئول است. چاوز-گویس و دولت جعلی و اشغال‌شده‌ی خودمان مسئولند. پس مهم نیست که آن روز چه کسی واقعاً ماشه را کشید، چون در مقیاس کلان، همه‌ی آن‌ها ماشه را کشیدند. یهودیان این را می‌دانند. آن‌ها از همان زمان وقوع این اتفاق از آن آگاه بوده‌اند، و حالا وحشت کرده‌اند. فقط کافی است به بن شاپیرو (خبرنگار یهودی و مدافع اسرائیل)نگاه کنید. بن شاپیرو در تلویزیون ظاهر شده و از مخاطبانش خواهش می‌کند که پرونده‌های کندی را نخوانند! او به آن‌ها می‌گوید: چه کسی اهمیت می‌دهد که در سال ۱۹۶۳ چه اتفاقی افتاد؟ الآن سال ۲۰۲۵ است. چه اهمیتی دارد؟ این ماجرا ۶۰ سال پیش رخ داده، پس دیگر مهم نیست. این موضوع مهم است؛ خیلی هم مهم است

علی اکبر رائفی پور 🟥 ☫ 🟩

47,859 views • 1 year ago

به مناسبت ۸۵ـمین زادروز بهرام بیضایی این سخنرانی کم‌نظیرش را گوش دهید. «بیضایی در این سخن‌رانی دو تقسیم‌بندی ارائه می‌دهد: «روشنفکران دورۀ بیداری» و «روشنفکران چپ». گروه اول کسانی‌اند که کوشیدند مفاخر این سرزمین را پیدا و زنده کنند ــ از جمله و به ویژه فردوسی و شاهنامه‌اش. بیضایی با معیار قرار دادن شاهنامه، شرح می‌دهد روشنفکران چپ چگونه عناصر ملیت و هویتِ ایرانی را خوار می‌شمردند. در واقع، چون امور ملی و فرهنگی ایرانی از سوی حاکمیت مطرح شده بود، روشنفکری چپ آنها را خوار می‌شمرد. بیضایی مثال‌هایی از گلستان و شاملو و آل‌احمد می‌آورد. این خطای بزرگ روشنفکری چپ بود که از سر ستیز با حاکمیت با «ایرانیت» هم ره ستیز جست. چون حاکمیت برای اعتبار دادن به خود به امور ملی رجوع می‌کرد، اینان چشم‌بسته و کورکورانه و از لج حاکم، به عناصر ملی می‌تاختند. این آن آفت ایدئولوژی‌زدگی و سیاست‌زدگی است. اگر هم قرار است ما درسی برای امروز بگیریم، همین است: اندیشۀ سیاسی در «سلب» نیست؛ بلکه در «ایجاب» است؛ در «نه» نیست، بلکه در «آری» است؛ یعنی اینکه ما چه چیز را «نمی‌خواهیم» مهم نیست، بلکه باید بدانیم و بگوییم چه چیز «می‌خواهیم». وقتی ما بدانیم چه چیز می‌خواهیم، آن‌گاه دیگر مانند این دست روشنفکران، کورکورانه عمل نمی‌کنیم. به همین دلیل است که برای کسی چون من، معیار و ملاک یک شخصیت و یک اندیشه این است که دقیقاً بگوید «چه می‌خواهد»؛ نه اینکه دیگران را با «چه نمی‌خواهد» به سیاهی‌لشکر کور و کر خود بدل کند.» یادداشتی از مهدی تدینی

فلات ایران

170,958 views • 2 years ago