Video wird geladen...

Video konnte nicht geladen werden

Zur Startseite

اگر من اینجا روی کارم و تخصصم ادعا میکنم و خودم رو با بزرگترین خشکشویی های تهران مقایسه میکنم چون دلیل دارم چون خروجی کار من اینه اینم فرایند صفرشویی یکی از پنج کتونی اون دوست ساکن توییتری خشک که شد بعدا عکس پکیجینگ رو هم برای آدمهای ادایی...

58,651 Aufrufe • vor 11 Tagen •via X (Twitter)

49 Kommentare

Profilbild von صرفا آدمیزاد
صرفا آدمیزادvor 11 Tagen

جهت اطلاع به دلیل چنین خروجی کاری من خودم رو با اکتیوکلینرز مقایسه میکنم 😉😉 و اصلا ادعا میکنم رو کارم

Profilbild von کریستینم همون نهنگ پنجاه و دو هرتزی🦈✝️
کریستینم همون نهنگ پنجاه و دو هرتزی🦈✝️vor 11 Tagen

یه سوال بپرسم؟شما همه ی کفشا را همین جوری می شورین؟یا اینکه این فقط یه فیلمه؟ چون اگر که اینجوریه آقا شما ادعا کن چون اصلا کفشای ما را اینجوری نمی شورن تازه ما می گیم چقدر خوب شستن😐شما رسما کفشو نو کردین🙂

Profilbild von صرفا آدمیزاد
صرفا آدمیزادvor 11 Tagen

همه کفش ها رو همینطوری میشوریم واسه همین ادعا میکنم روش

Profilbild von کریستینم همون نهنگ پنجاه و دو هرتزی🦈✝️
کریستینم همون نهنگ پنجاه و دو هرتزی🦈✝️vor 11 Tagen

شما ادعا داشته باش ،اینو واقعا می گم من تا اینجای عمرم هیچ جا تا حالا ندیدم اینجوری کفش بشورن😍حالا اوشون چرا بهش برخورده را من نمی دونم🤷‍♀️اما کاری که خوبه چرا باید بگیم نه؟؟؟؟مگه احمقیم ؟واقعا آقا خسته نباشید و براووو‌‌‌👌👌👏👏👏👏

Profilbild von sogand🧚‍♀️
sogand🧚‍♀️vor 10 Tagen

انقدر بدم میاد تهران نیستید

Profilbild von Simin
Siminvor 11 Tagen

آقا من یه شلوار داشتم که آغشته به یه مواد چرب ناشناخته‌ای شده بود که با شستن تغییر زنگ داد و پخش شد، بعد از یکسال دیروز با فوم سیف چربی‌زدا شستمش تا ۸۰ درصد لک از بین رفت، این همه شما به ما یاد دادید شاید تجربه منم به درد شما بخوره

Profilbild von صرفا آدمیزاد
صرفا آدمیزادvor 11 Tagen

دم شما گرم

Profilbild von سونیام🌒
سونیام🌒vor 11 Tagen

تمیز کردن روتین کفش روشن رو وقتی از بیرون میای تا کثیفی به خوردش نره توروخدا بگو دیوونه شدم😭

Profilbild von صرفا آدمیزاد
صرفا آدمیزادvor 11 Tagen

با یه دستمال مرطوب سریع تمیزش کنید

Profilbild von خانوم کلاریسا
خانوم کلاریساvor 11 Tagen

شما فقط اینستاگرام از این ویدیوها تولید کن جهت تراپی :)

Profilbild von Rima
Rimavor 11 Tagen

واای چه عالی، تهران هستید؟

Profilbild von صرفا آدمیزاد
صرفا آدمیزادvor 11 Tagen

نه متاسفانه

Profilbild von چوری
چوریvor 11 Tagen

واسه گلهای غربت توصیه‌ای در زمینه شستشوی کفش داربد؟

Profilbild von صرفا آدمیزاد
صرفا آدمیزادvor 11 Tagen

والا راهکار خونگی اینه کمترین میزان آب رو استفاده کنید چون زرد میشه

Profilbild von آن شرلی
آن شرلیvor 11 Tagen

چه خوب شد باریکلا

Profilbild von اوس مصطفی
اوس مصطفیvor 11 Tagen

شما خیلی کارتون درسته

Profilbild von Saman Sadeghi 🌻
Saman Sadeghi 🌻vor 11 Tagen

یه دونه هم از اینا با برس نرم بخر کمکت کنه سرعتت بیشتر بشه

Profilbild von صرفا آدمیزاد
صرفا آدمیزادvor 11 Tagen

داشتم کارایی نداشت اونقدر

Profilbild von proffit
proffitvor 11 Tagen

سلام قیمت شستشو لطفاً

Profilbild von ناردون
ناردونvor 11 Tagen

منم یه ماشین ۵ کیلویی قدیمی اسنوا دارم کفشا رو میندازم توش انقد خوب میشوره نو نو میشه 😅

Profilbild von چایِ لاهیجان و البته بدون قند!
چایِ لاهیجان و البته بدون قند!vor 11 Tagen

جللل جالققققق

Profilbild von 𝐻𝐸𝐿𝑀𝐴
𝐻𝐸𝐿𝑀𝐴vor 10 Tagen

ببخشید میشه بپرسم شما پرده رو متری چند اتو میکنید؟

Profilbild von صرفا آدمیزاد
صرفا آدمیزادvor 10 Tagen

متر مربع ۲۰

Profilbild von 𝐻𝐸𝐿𝑀𝐴
𝐻𝐸𝐿𝑀𝐴vor 10 Tagen

چقد مناسبه قیمتتون مامانم پرده پذیرایی رو خودش شسته برای اتو برده خشکشویی متری۳۵ حساب کردن فقط اتوش شده نهصدتومن،الان که داریم نصبش میکنیم یه قسمت‌هایی انگار اتو نشده و چروکه

Profilbild von Sleepy Developer
Sleepy Developervor 11 Tagen

پشمام

Profilbild von سلیطه ی مهربون
سلیطه ی مهربونvor 11 Tagen

درود بر تو

Profilbild von صرفا آدمیزاد
صرفا آدمیزادvor 11 Tagen

🫡🫡

Profilbild von مربی
مربیvor 11 Tagen

کدوم شهرین؟

Profilbild von tiyabinixz
tiyabinixzvor 11 Tagen

چرا انقد نو شد؟!یاللعجب

Profilbild von T.T
T.Tvor 10 Tagen

شفا گرفت

Profilbild von ıllıEthan
ıllıEthanvor 11 Tagen

سلام داداش چند تا سوال داشتم آیدی تلگرام میدی؟

Profilbild von صرفا آدمیزاد
صرفا آدمیزادvor 11 Tagen

همینجا دایرکت بدید

Profilbild von ıllıEthan
ıllıEthanvor 11 Tagen

پیام دادم خدمتون

Profilbild von کروکدیل صورتی
کروکدیل صورتیvor 11 Tagen

ببخشید شما تهرانید؟

Profilbild von پرنده سبز
پرنده سبزvor 11 Tagen

والا ما هم رو كار شما و تخصص تون ادعا داريم حيف كه دوريم ازتون موفق باشيد

Profilbild von Pin Rin
Pin Rinvor 11 Tagen

حیف دوری 😩

Profilbild von Farzan Jam
Farzan Jamvor 11 Tagen

آقا انصافا کارتون بی‌نظیر بود!

Profilbild von کبلایی مرضیه🎒
کبلایی مرضیه🎒vor 11 Tagen

درود بر شما کارتون عالیه

Profilbild von azade
azadevor 11 Tagen

دست‌مریزاد!

Profilbild von paradox
paradoxvor 11 Tagen

واقعا کارتون قابل دفاعه💯در💯 👏👏👏👏

Profilbild von مستر لیوان
مستر لیوانvor 11 Tagen

کیفیت شست و شو کنار کیفیت کتونی کنار:)آخوند من مرده و زندت و گاییدم کاری کردی کفش خوبم حسرتمون بشه

Profilbild von سایدا
سایداvor 11 Tagen

شما که کارت درسته، من از اولین باری که عکس قبل و بعد گذاشتی ایمان آوردم

Profilbild von صرفا آدمیزاد
صرفا آدمیزادvor 11 Tagen

🫡🫡

Profilbild von 🇮🇷🏴ممد ممدی
🇮🇷🏴ممد ممدیvor 11 Tagen

@HoomanSm حالا کار رو گذاشتی ما هم دیدیم. چجوری مشتری بشیم؟ من الان ۱۰ تا کفش دارم که محتاج این فرآیندن

Profilbild von صرفا آدمیزاد
صرفا آدمیزادvor 11 Tagen

@HoomanSm اگه خواستید تشریف بیارید دایرکت

Profilbild von بابنسکی
بابنسکیvor 10 Tagen

میشه از این ویدیوها بیشتر بذارید؟ روحم تازه شد 🥹 عین تراپیه دیدنش🫠

Profilbild von Shadi
Shadivor 11 Tagen

چه خوب شده واقعا. افرین

Profilbild von یکی از شرقیاشون
یکی از شرقیاشونvor 10 Tagen

آقا یه سوال، برای کفش جیر باید چکار کرد؟ من یک جفت از چرم مشهد خریدم به غلط کردن افتادم دور ازجونتون! خودشون پاک کننده نداشتند من هم از یک برند چرم دیگه یه چیزی خریدم و نه تنها لکه رو پاک نکرد که بدتر پخشش کرد! خشک شویی هم قبول نکرد طبعا گفت جیر قبول نمی‌کنیم.

Profilbild von صرفا آدمیزاد
صرفا آدمیزادvor 10 Tagen

جیر همین داستان رو داره و باید از پاک کننده خودش استفاده کنید

Ähnliche Videos

امشب به مناسبت شب یلدا کنار خانواده بزرگ خودم بودم. خانواده پرسنل زحمت کش اتوخسروانی. دلم نیومد سر و ته قضیه رو با یک بسته هدایای شب چله یا کارت هدیه هم بیارم. میخواستم کنارم باشن تا مطمئن بشم امشب میخندن. میخواستم مثل همیشه همسرانشان را از نزدیک ببینم و از لبخند رضایت از زندگی با تمام سختی ها مطمئن بشم. میخواستم خنده و بازی بچه هاشون رو ببینم. میخواستم پدر و مادر شون رو از نزدیک ببینم و بگم آفرین ، فرزندی تربیت کردید که با زحمت ، با دست روغنی ، با دانش و سواد در بخش های مختلف ، از خدمات مهمانداری تا حسابداری ، حقوقی ،فنی ،اداری و فروش و غیره برای روزیشون زحمت میکشند. امشب بچه های زیادی رو دیدم که خودم کادوی تولدشون رو داده بودم و الان ماشالله قد و نیم قد ، از تازه راه افتاده تا دبستانی و دبیرستانی و دانشجو . امشب بعضی از پرسنل رو دیدم که کادوی عقدشون رو دادم الان ماشالله دوتا فرزند داشتند. من امشب پادشاه روی زمین بودم چون خانواده بزرگم با لبخند کنارم بودن. دوستم داشتند و من این رو حس میکردم.دلم برای همه ی اونهایی که بنا به هر دلیلی از مجموعه جدا شدند تنگ شد و جاشون خالی بود. هرکجا هستند براشون آرزوی سلامتی و شادی دارم و ارزش زحمتی که کشیدند ، حتی اگر یک آجر از این خونه رو گذاشتند میدونم. خدایا خانواده من رو همیشه مثل این سال ها بزرگ‌تر و شادتر و سرزنده تر کن و من رو شرمنده محبت هاشون نکن.

Ali Khosravani | علی خسروانی

36,994 Aufrufe • vor 9 Monaten

درود بر مردم ایران، من #نجمه_امینی ۲۳ساله از زندان مرکزی مشهد در تاریخ ۲۷ شهریور این پیام رو براتون میذارم، من بعد از ۸ماه که در بلاتکلیفی به سر میبردم توسط قاضی "آسیان" حکم اعدام من صادر شد. من امروز نمیخوام از خودم قهرمان بسازم، من فقط یک چیز میخوام "صدای من باشید" من یه دختر بی گناهم، یه جوان با کلی آرزو، من پدر و مادری دارم که چشم انتظار منن، خانواده ای که با ترس از دست دادن من شبشون رو صبح میکنن، من نمیخوام چیزی که از من باقی میمونه چند خط توی پرونده باشه، اگر صدای من به بیرون زندان رسید، اون رو چند لحظه نشنوید و بعد فراموش کنید. مردم من فقط عدالت و فرصت دفاع میخوام، از تمام وکلا و فعالان حقوق بشر درخواست میکنم پرونده ی من رو بررسی کنن، از سازمانهای بین المللی میخوام صدای من رو بشنون و درباره ی وضعیت و پروندم تحقیق و پیگیری کنن، نام من رو به خاطر بسپارید، شاید دیگه نتونم حرف بزنم اما تا وقتی زنده هستم یک امید دارم اینکه "پیش از اینکه طناب پایان زندگی من باشد، ایران آزادو آبادم را ببینم" #NajmehAmini ديده بان حقوق بشر Amnesty Iran

Zomorod

15,484 Aufrufe • vor 3 Tagen

میخوام براتون یه تکه از مصاحبه شاهنشاه آریامهر رو با دیوید فراست بذارم که قطعا شاهکاره. بعد از دیدنش چندین برابر بیشتر عاشق اعلیحضرت عزیز خواهید شد. خبرنگار: مقامات رژیم اسلامی میگن شما بین ۶ تا ۵۶ میلیارد دلار با خودتون آوردین. ثروت شما چقدره؟ شاهنشاه: اینا اصلا میدونن ۱۰۰ میلیون چندتا صفر داره که درباره میلیارد حرف میزنند؟ خبرنگار دوباره میپرسه. شاهنشاه: کسی درباره ثروتش حرف نمیزنه اما قطعا خیلی کمتر از بسیاری از میلیونرهای آمریکایی. یه بار به یکی گفتم تو چقدر حاضری دارایی من رو بخری. حالا دوست دارم پیشنهاد اینا رو ببینم. چقدر حاضرن بدن که من این ۵۶ میلیاردی که میگن رو بهشون بدم. خبرنگار: اگه من پیشنهاد یک میلیارد بدم، به نظرتون من سود میکنم یا شما؟ شاهنشاه: من تنها وقتی درباره‌ش حرف میزنم که پیشنهاد، روی کاغذ، ثبت و مهر و موم و تایید و پذیرفته شده از سوی دادگاه باشه. خبرنگار: یعنی منو دست میندازید که همچین پولی ندارم؟ شاهنشاه: آره خب تو همچین پولی نداری. داری؟ (چه خنده قشنگی میکنه😍) خبرنگار: قطعا نه! شاهنشاه: دیدی (بلوف زدی)! خبرنگار: ولی شما چی همچین پولی دارین؟ شاهنشاه: لطفا آفِرت رو بردار بیار! اگر کسی بتونه چنین پولی پیدا کنه یا بخره، من خودم تا آخر عمرم با کمال میل مشتاق و خریدارِ چنین معامله‌ای هستم! #جاویدشاه

بابک ِ وزیر

22,361 Aufrufe • vor 1 Monat

مجید شاکری(عضو تیم مذاکره‌کننده اسلام‌آباد): بعد این رو بگم که اون شب چه‌جوری شد. ببینید، یه تحلیلی دارم من که این تحلیل به دلایلی بعدها درستیش برای خودم ثابت شده. طرف آمریکایی، منحصراً به این دلیل که ذخایرش از وضعیت تحت فشار خارج بشه، به‌خصوص ذخایر نفتیش، حمله می‌کرد. علت اینکه هم سی روز صبر نکرد این بود که می‌خواست ذخایر زودتر پر بشه. پس اصلاً این گزینه که «اگر من با اون کاری نداشتم، می‌ذاشتم مسیر جنوبی باز بشه، اون دیگه با من کاری نداشت، جنگ ادامه پیدا نمی‌کرد، اسکورت نفت ادامه پیدا می‌کرد و غیره و غیره» درست نیست.‼️‼️ یه نمونه‌اش در داخل همین ماجراست. حتی به اندازه یک دور فروش نفت هم نیست. همین الان هم می‌تونم توضیح بدم. دوم، در اون شب طرف ایرانی با کشتی‌هایی مواجه شد که آمریکایی‌ها می‌خواستن به اجبار از کریدور جنوبی رد کنن، حتی نه با خواست دولت میزبان. طرف ایرانی اومد جلوی کشتی‌ها تیر اخطار زد، به خود کشتی‌ها هم شلیک نکرد.‼️‼️‼️ طرف آمریکایی بعد بخشی از اعضای نیروی دریایی سپاه پاسداران رو هدف قرار می‌ده و همه رو شهید می‌کنه و بعد طرف ایرانی پاسخ می‌ده. چرا؟ چون طرف آمریکایی فکر می‌کرد ایران اون‌قدر درگیر تشییع و مسائل داخلیه که واکنش جدی نشون نمی‌ده. در حالی که از نگاه طرف ایرانی، آمریکا توافق رو نقض کرده بود. حالا آدم‌ها طرفدار توافق اسلام‌آباد هستن یا نیستن؟ اگر طرفدار توافق اسلام‌آباد هستن، باید طرفدار صریح‌ترین بند اون هم باشن که بند پنجه. در بند پنج، ترتیبات ایرانی صراحتاً درباره سی روز و شصت روز صحبت می‌کنه. بنابراین کاری که آمریکایی‌ها برای ایجاد کریدور جنوبی انجام دادن، اولاً عجولانه بود و دوم، خلاف توافق بود. آمریکایی‌ها اشتباهات متعددی در این جنگ کردن. یکی از مهم‌ترین‌هاش هم این بود که این سی روز رو صبر نکردن.

آرش یوسفی -ARASH

39,666 Aufrufe • vor 8 Tagen

ماه اوت سال ۲۰۱۹ با یه پاسپورت جعلی قاچاقی از جزیره میکونوس یونان به پاریس پرواز کردم و یه دوستی با ماشین من رو رسوند به شهر کلن آلمان. دو ماه و نیم تو یه کمپ موقت تو شهر اِسن بودم که یه ماه اولش با یه پسر ایرانی به اسم دانیل تو یه اتاق بودیم. خیلی پسر مشتی و باحالی بود و اصلا مشکلی نداشتیم. آرایشگر بود و موهای بچه ها رو کوتاه میکرد. تنها مشکل من این بود که دانیل شب‌ها خیلی خر و پف میکرد و من نمی‌توانستم بخوابم. بعضی شبها از صدای بلندش عصبی می‌شدم و می‌رفتم تو راهرو می‌شستم. بالاخره نگهبان‌های کمپ دلشون برام سوخت و مدیریت بهم یه اتاق جدا داد. بعد از مصاحبه‌م از اونجا به یه کمپ دیگه تو شهر راینه منتقل شدم. شاید بگم یکی از سخت ترین دوران زندگیم رو تو اون کمپ گذروندم. با سه تا پسر ایرانی هم اتاق بودم. دو تا آرش و اسماعیل. واقعا بچه های خوبی بودن ولی سبک زندگی من به اونها نمی‌خورد. اونها تقریبا هر شب تا دیر وقت عیش و نوش داشتن و من زود می‌خوابیدم و صبح‌ها ساعت ۶ بیدار میشدم و تو‌ کمپ می‌دویدم و ورزش میکردم. از طرفی هم شرایط زندگی تو کمپ خیلی مشابه زندگی تو کمپ اشرف بود. منظورم بخش زندگی جمعیش بود. اتاق خواب جمعی، سالن غذاخوری جمعی، حموم و توالت جمعی. این خیلی من رو آزار می‌داد. طوری که تو دسامبر ۲۰۱۹ دوچار افسردگی شدید شدم. تو عمرم، حتی با گذشت از اون همه بلا تو مجاهدین هیچ وقت افسرده نشده بودم. اما توی اون کمپ از درون احساس خفگی شدید می‌کردم. به خودم می‌گفتم من که از چنگ اون فرقه آزاد شدم و چی شد دوباره افتادم توی این وضعیت. هفته‌ای سه شب کابوس می‌دیدم که دوباره برگشتم تو مجاهدین و از شدت ترس بیدار میشدم. بعضی وقتها قلبم اینقدر تند می‌تپید احساس می‌کردم ممکنه الان سکته کنم. توی کمپ خیلی ساکت بودم و تلاش می‌کردم فقط با افراد سلام و علیک داشته باشم. هر روز کامپیوترم‌ رو بر‌ می‌داشتم و می‌شستم تو اتاق اینترنت و یا زبون آلمانی می‌خوندم و یا خرد خرد کتاب سرگذشت زندگیم رو می‌نوشتم. در ظاهر تلاش می‌کردم خودم رو محکم و سرحال نشون بدم ولی در درون داشتم خفه میشدم. انگار یکی گلوم رو از تو‌ گرفته بود و فشار می‌داد. چند شب زیر پتو از حال خودم گریه‌م گرفت و فقط تلاش می‌کردم گریه‌م رو غورت بدم تا هم اتاقی‌هام متوجه نشن. یه روز دیگه تاب نیاوردم و رفتم پیش یکی از کارکنان کمپ. یه مرد افغانی بود که سال‌های سال توی آلمان زندگی می‌کرد و با همسرش توی کمپ کار می‌کردن. بچه‌های ایرانی کمپ باهاش خیلی خوب بودن و برای احترام زیادی قائل بودن. من باهاش هیچ وقت صحبت نداشتم ولی از انرژیش احساس میکردم می‌تونم بهش اعتماد کنم. رفتم پیشش و درخواست صحبت کردم. من رو برد تو یه اتاق و نشستیم سر میز. گفت بگو پسرم چی شده؟ هر بار که دهنم رو باز میکردم صحبت کنم بغضم می‌گرفت و نمی‌تونستم. گفت کار من اینجا اینه که به تو کمک کنم و راحت حرف بزن. تو اون لحظه یه دفع بغضم ترکید و شروع به گریه کردم. دیگه نمی‌تونستم خودم رو نگه دارم و تو اون لحظه احساس کردم دیگه نیازی نیست خودم رو قوی نشون بدم. بعد از یه دقیقه گریه به خودم مسلط شدم و شروع کردم به تعریف زندگیم و شرایط توی فرقه مجاهدین و سختی‌هایی که کشیده بودم. تو کل ۲۰ دقیقه‌ای که من صحبت میکردم اون هیچ چی نگفت. وقتی تموم‌ شدم گفت یه دقیقه واستا. گوشیش رو در آورد و زنگ زد به مدیر کمپ. گفت پیش یکی از پناهنده‌ها هستم که داستانش فرق می‌کنه و اتاق تکی نیاز داره. بعد در جا من رو برد پیش دکتر کمپ. داستان من رو خلاصه به دکتر گفت و دکتره درجا برگشت بهم گفت که من مجاهدین رو میشناسم و می‌دونم چی کشیدی. گفت میتونم برات دارو تجویز کنم ولی فکر میکنم همین که اتاق تکی داشته باشی بهت کمک میشه که کمی آرامش‌ پیدا کنی. از اون به بعد و تا زمان شروع کرونا، من یه اتاق تکی داشتم. آرامش توی اتاق کمی بهم احساس راحتی دست داد. دیگه احساس خفگی نمی‌کردم. دقیقا همون دوران بود که با همسر فعلیم آشنا شده بودم و اون بهم یوگا و مدیتیشن یاد داد. روزی دو بار توی اتاقم می‌شستم و ۲۰ دقیقه مدیتیشن میکردم. رفتم توی باشگاه شهر ثبت نام کردم و کلا روحیه‌م عوض شد. یه طوری از درون انگار خودم یا همون اصالتم رو پیدا کردم. روزها تو‌ اتاقم می‌شستم و به گذشته‌م فکر میکردم و اینکه از چه سختی‌هایی عبور کردم. یه روز توی همین فکرها بودم‌ که یهو به ذهنم زد منی که از این همه سختی و بلا عبور کردم پس از هر چی هم بعدش بیاد می‌تونم عبور کنم. تصمیم گرفتم دیگه غصه آینده رو نخورم. و تا به امروز هم همینطور بوده. یک لحظه هم غصه اینکه قراره چی بشه و من چی میشم و آیا از پسش بر میام رو نخوردم. اطمینان دارم که بر میام. یه جوری شکست ناپذیر شدم تو زندگی. دیگه از چیزی نمی‌ترسم. زندگی زیباست✨🌷

Ray Torabi

26,451 Aufrufe • vor 1 Jahr

خیلی وقت بود کار جدید برای کامیونیتی ننوشته بودم، امروز این زیبا به وجود اومد. به کار خیلی‌ها میاد، از جمله خانواده خودم و احتمالا خانواده شما. لینک یوتیوب بهش بدید، درجا زیرنویس فارسی، با خود ویدیو رو واستون پخش می‌کنه و می‌تونید بدون احراز هویت و رایگان ازش استفاده کنید. یه ویژگی دیگه هم گذاشتم، اگه به زیرنویس نیاز داشتید می‌تونید با فرمت VTT دانلودش کنید. چند تا نکته: - ویدیو فارسی لود نمی‌کنه چون نیازی نداره - هر زبان دیگه ای باشه مشکلی نداره - داریم از سرور یوتیوب تو پلتفرم خودمون استفاده می‌کنیم، وقتی تعداد کاربرا خیلی زیاد بشه میاد IP رو بن می‌کنه ولی هیچ مشکلی نیست، بهش پروکسی اضافه میکنم و Problem Solved - یه سری از ویدیو های زبان اصلی که ویو خیلی پایینی دارند رو هم پخش نمی‌کنه - کاری کردم تو دسکتاپ پخش نشه چون اونجا خود یوتیوب زیرنویس فارسی می‌ده، این قراره مشکل موبایل رو حل کنه می‌خواستم کاری کنم بدون فیلترشکن باز شه ولی امیدوارم شرایط من رو درک کنید، چون تو ایرانم ولی همین الانم بدون هیچ مشکلی میشه ازش استفاده کرد 🙏 لینک:

Sabi Soltani

104,472 Aufrufe • vor 2 Jahren

حاج آقا صادقی معاون آقای اژه ای حرفایی تو این ۱۰ دقیقه آخر امشب زدند که خیلی خوشحال کننده بود. ایشون در حق من خیلی برادری کردند. خدا حفظشون کنه. در عین حال خیلی هم با حوصله وقت گذاشتند شاید بالای ۵ ساعت سر نظریه آزادیم با ایشون صحبت کردم و راهنمایی گرفتم. ایشونم جاهایی با نظرم موافق شدند که تو همین ویدیو هست، جاهایی هم تو نظریه ام گفتند باید بیشتر بررسی کنم، جاهایی هم راهنمایی کردند و بهم کتاب هدیه دادند که بتونم بهتر برم جلو. اینکه این صحبت‌ها رو از زبون ایشون شنیدم بسیار خوشحال کننده بود. هرچی تو رسانه من رو بایکوت کنند ولی من کارم رو می‌کنم، در رو ببندند از پنجره میام، پنجره رو ببندند از کانال کولر میام. هرجا هرکس بشنوه من حرف می‌زنم. هرچی برای من پرونده بتراشند من حرف حق رو خواهم زد. حکومت‌ها برای من اهمیتی ندارند، من برای ایران و دین و آزادی، با هرکس بتونم صحبت می‌کنم. دشمن اصلی ایران از نظر من، سوسیالیست‌ها و تفکرات عرفانی هستند. من اینم، خلاصه، رو من هیچوقت حسابی که رو بقیه باز می‌کنید رو‌ نکنید، همیشه گفتم. من نه کار حزبی و گروهی می‌کنم نه براندازم نه طرفدار نظامم نه هیچی. من خودمم. هرجا حرفی رو حق بدونم و منطق داشته باشم براش می‌زنم. من برای اینکه ایران بدون یک قطره خونریزی، به مسیر درست بره هرکاری می‌کنم. هرچقدر متوهمانه باشه یا چی، قانون شخصی منه. نه به کسی می‌گم چیکار کنه نه از کسی حرف شنوی دارم. قضاوت درست و غلطی هم رو کار بقیه ندارم. مردم خودشون فرد فرد هرکاری صلاح بدونن انجام می‌دن. ایده‌ها از فشنگ‌ها و اسلحه‌ها قوی ترند.

🏴JannatKhah🔩🪰

41,462 Aufrufe • vor 9 Monaten

این خانم کیوت آمریکایی میگه دخترم یه تئوری داره که مردها در واقع زن‌ها رو دوست ندارند، احترامی براشون قائل نیستند و عاشق زن‌ها نیستند! و میگه به این نتیجه رسیدم که حق با دخترمه! میگه نرید این رو از یه مرد وقتی در وضعیت هوشیاره بپرسید، چون فوراً بهتون اطمینان میده که دوستتون داره؛ اما در واقع مرد ممکنه خدماتی که از شما می‌گیره رو دوست داشته باشه، حس سکسی‌ای که بهش می‌دید رو دوست داشته باشه و تفاوت خیلی زیادی هست بین دوست داشتن یک نفر و دوست داشتن کاری که یک نفر برای شما انجام میده! و این نفرت مردها از زن‌ها باعث میشه نسبت به زن‌ها خشونت فیزیکی، روحی و روانی داشته باشند؛ همون‌طور که نسبت به کره زمین هم دارند! دقیقاً برای همین هست که آزادانه از زن‌ها منابع استخراج می‌کنند، بدون اینکه چیزی در ازای اون به زن بدهند! و به همین دلیل حتی با زمین هم همین کار رو می‌کنند و به شکل غارتگرانه ازش استخراج می‌کنند. این باعث میشه که یک زخم عمیق در اعماق وجودشون داشته باشند و برای التیام زخم‌های خودشون از زن‌ها استفاده کنند؛ اما در حقیقت وظیفه زن‌ها التیام زخم مردها نیست! زن‌ها باید اون‌قدر ارزش خودشون رو بدونن که به مردان بهره‌کش و غارتگر، predatory, extractive men، باج ندن و اجازه ندن ازشون فقط برای استخراج منابع، انرژی، خدمات و التیام زخم‌های خودشون استفاده کنند.

WealthQueen

39,399 Aufrufe • vor 12 Tagen

رشتوی بخش کوچکی از تهدیدات و پرونده سازی های محمد جرجندی که بعد از ۶ ساعت انواع حملات و پرونده سازی ها تصمیم گرفتم ریکورد کنم. اولش باور نمی‌کردم این اراجیف رو راجع به من بگه. ولی بودجه خوبی براش تدارک دیدند. حرف هایی میزنه که من متوجه نمیشم یعنی چی، اگه فکر می‌کنه من پولی از کسی خوردم، فعالیتی داشتم که در داخل یا خارج برای من مشکل ایجاد می‌کنه، رو کنه من مسئله ای ندارم. چون من کاری نکردم تو زندگیم که اینطوری یک پرونده سازی مثل جرجندی پنهان بکنه! یه بار که سپاه و وزارت اطلاعات کل اطلاعات مجازی و حقیقی من رو زیر و رو کردند چک کردند. اگه جرجندی چیزی داره براشون هدیه بفرسته بسم الله. اینم پرونده سازی از خارج برای ساکن ایرانه، شرف و آبرو براش نمی‌مونه اگه چنین کاری کنه. اگه من کاری کردم که اونور آب از من ناراحت بشن که به درک و به تخمم، چون من ایرانم و قصدی برای رفتن ندارم. اگه کاری کردم علیه منافع مردم ایران بوده هم که منتشر کن من باید پاسخ بدم بدون اغماض. اگه کلاهبرداری کردم که چرا تا الان منتشر نکردی؟ بهت پروژه اش رو ندادند یا مثل قبلیا بهت دیتا نداده بودند که حمله کنی؟ اونوقت که برای خودت بد میشه که برای منافع شخصی یا بر اساس دستور یا کینه و حسادت به آدم ها حمله می‌کنی. به هر حال من مشکلی ندارم، اگه بین این همه کلاهبردار و فعال های سیاسی صادراتی، من اینقدر خار چشم شیطان شدم که بودجه گرفتی برای من شبانه روزی وقت بذاری، بذار. ایرادی نداره. بالاخره تو هم باید نون‌ بخوری، تو زندگیت چیز خاصی نشدی و رفتی اونور هم پناهنده شدی و بازم چیز خاصی نشدی، رد دادی و ایگو و حسادت و عقده گاهی انگیزه قدرتمندی میشه که با پروژه گرفتن و بودجه همراستا بشن ۲۴ ساعته سر هیچی پاچه من رو بگیری که هیچ مشکلی باهات نداشتم و اصلا کاری باهات نداشتم! ادامه بده محمد جرجندی، رو سیاهی می‌مونه به زغال. این بار بابت پروژه ات به کاهدون زدی.

🏴JannatKhah🔩🪰

481,218 Aufrufe • vor 1 Jahr