Загрузка видео...

Не удалось загрузить видео

На главную

این ویدیو رو یکی‌ از دوستام از #اورمیه برام فرستاده گفته میخوام با هشتگ #جاويدشاه‌ پست کنی دیده بشه. کیک تولدش بوده. #R2Pforlran #IranRevolution2026 #IranMassacre‌

Комментарии: 0

Нет доступных комментариев

Здесь появятся комментарии из оригинального поста

Похожие видео

💣بدنه اجتماعی هسته سخت جمهوری اسلامی، بزرگترین خطر دوران پساخامنه‌ای برای ایران این آدمهایی که برای مرگ #خامنه‌ای تو این شرایط دارن عزاداری می کنن رو کسی به زور نیاورده بیرون. با ساندیس و اتوبوس مجانی هم اینجا نیستن. اینها همون پایگاه اجتماعی و فرهنگی و پیاده نظام #هسته_سخت قدرت جمهوری اسلامی هستن. کم و بیش ۱۵ تا ۲۰ درصد مردم. چیزی بین ۱۲ تا ۱۸ میلیون نفر. اینها حاضرن برای عقیدشون بکشن و کشته بشن. کاملا هم آخرالزمانی فکر می کنن! رهبران جمهوری اسلامی رو میشه با بمب و موشک حذف کرد ولی این جماعت رو نمی تونی با بمب و موشک حذف کنی. هر چه بیشتر حذف کنی ازشون مثل یه خرس زخمی خطرناک تر می شن. باید فکری اساسی به حال این مسئله کرد. جوگیری، ذوق زدگی از کشته شدن خامنه‌ای و چند تا سپاهی و نگاه فانتزی به رژیم چینج رو باید گذاشت کنار. سرنگون کردن جمهوری اسلامی پلی استیشن و کال آف دیوتی بازی کردن نیست. اینها رو نتونیم اقناع کنیم جنگ داخلی راه می افته! با فحش دادن تو توییتر و هشتگ #جاويدشاه‌ و #از_دموکراسی_بگو و #زن_زندگی_آزادی نمی تونی اینا رو سر عقل بیاری. با بمباران خارجی هم اینا متحد تر می شن. باید هر چه سریعتر برای این وضعیت خطیر چاره ای اندیشید...

Ali Bornaei

150,368 просмотров • 5 месяцев назад

سال 2020 و چند ماه بعد از همه گیری COVID بازی COD Warzone منتشر شد. خاطرم هست اولین بار که اجراش کردم اونقدر همه چیز سریع بود که مغزم نمی‌تونست این حجم از اتفاقات رو پردازش کنه و حتی خواستم پاکش کنم! اما 2 هزار و 400 ساعت دیگه ادامه دادمش و شد بازی‌ای که جمعی از بهترین دوستانم رو بهم داد. حالا بعد از 5 سال و با سیاست‌های اشتباه Activision Blizzard بازی از اون حس و حال واقعگرایانه‌ش رسید به جایی که با Fortnite مقایسه‌ش کنن. این به معنی بد بودن فورتنایت نیست، اتفاقا فورتنایت هنوز تو مسیر خودشه ولی Call of Duty که زمانی خودم برای از دست دادن Ghost در MW2 سال 2009 به اون شکل، اشک ریختم، رسید به بازی‌ای که اسکین Nicki Minaj و اسب تک شاخ و رنگین کمون شد آیتم‌های فروشگاهش. از طرفی اکتیویژن طی این سالها نه صدای پلیرها رو شنید و نه صدای استریمرها رو، هر کاری که خواستن برای درآوردن پول بیشتر کردن و کار به جایی رسید که COD Warzone رسما غیر قابل بازی شده! چیترها از سر و کول سرورها بالا می‌رن، سرورها دیگه استیبل نیستن و اگر پرت نشی از بازی بیرون قطعا لگ زیادی خواهی داشت و بازی غیر قابل تجربه‌ست! و آخرین میخ به تابوت COD برای من با انتشار دموی BO7 خورده شد! بازی دیگه COD نیست، همون اشتباهی که قبلا یک بار مرتکب شدن رو دوباره تکرار کردن. در نهایت من بهترین روزها رو در کنار دوستانم Khashayar "Kash" Rabbanian و Javad و سروش بلبل در این بازی داشتم، روزهایی که از فشار روانی به وارزون و وقت گذروندن با دوستام پناه بردم. حالا منتظرم تا Battlefield 6 منتشر بشه تا چیزی که باید توی COD تجربه می‌کردم رو اونجا ادامه بدم. به احترام تمام روزهای خوبی که داشتم، بعد از 5 سال تجربه بهترین گیم مولتی پلیر تمام زندگیم تا این لحظه، Warzone رو پاک کردم. به امید اینکه Activision سر عقل بیاد!

Diego Jr

17,397 просмотров • 10 месяцев назад

#PersianGulf برای اولین بار ازتون خواهش میکنم یه توییت من رو بخونید. ما تو یه بزنگاه خیلی مهم تاریخی سیاسی هستیم. شواهد نشون میده که به احتمال بالا تو کابینه ترامپ سر موضوع تغییر نام #خلیح‌_فارس اختلافه و مثلا روبیو یا فلان وزیر مخالف تغییر نام خلیج‌فارسن ولی ونس و ویتکاف و... موافقن. روبیو الان دو پست مهم وزارت خارجه و مشاور امنیت ملی رو داره و ترامپ بهش علاقه زیادی داره و شاهزاده هم باهاش ارتباط داره و مطمئن باشید تا الان باهاش تماس گرفته یا بزودی تماس میگیره و در این شرایط، خیلی مهمه که ما به جای سکوت یا اولویت دادن به تحلیلهای شخصی و دعوا با همدیگه، یکپارچه پشت پادشاه و اعتراضش بایستیم. ترامپ هنوز هیچ فرمانی رو در این مورد امضا نکرده و تصمیمش رو هم علنی نکرده. تو این شرایط، این چندروز برای ما تایم طلایی محسوب میشه و فرصت داریم با تمام توان و امکاناتمون از جمله پتیشن و ترند هشتگ و تجمعات اعتراضی تو آمریکا و یا جلوی سفارتهای آمریکا تو اروپا سر و صدا کنیم و اعتراضمون رو "بدون آمریکاستیزی" و با نمادهای میهنی و پادشاهی و بنرهای ضدرژیم نشون بدیم. تکرار میکنم مهمه که تو اعتراضاتمون علاوه بر پرچم ایران و عکسهای شاه، نمادهای ضدرژیم هم داشته باشیم تا ثابت بشه که ما مردم ایرانیم نه صادراتیهای رژیم یا چپگراهای احمق و هیچ دشمنی با آمریکا نداریم. موج اعتراضات ما میتونه به مخالفین این تصمیم تو کابینه ترامپ وزن زیادی بده. ترامپ یه شخصیت خودشیفته و نمایشی و عوامگرا داره و عاشق محبوبیته و اگه قانع بشه که این تصمیم باعث میشه یه ملت تو یه جغرافیای خیلی حساس ایران، مثل کارتر سالها ازش متنفر بشن یا به وجهه سیاسی آمریکا آسیب زده میشه یا به نفع رژیم تموم میشه، قطعا عقب‌نشینی میکنه. ولی اگه ببینه با وجود درز کردن این قضیه به رسانه‌ها، هیچ واکنش تندی از میلیونها ایرانی به وجود نیومده، قطعا نتیجه میگیره که این تصمیمش هزینه‌ کمی داره و به فایده‌ش کاملا میصرفه. نام خلیج مکزیک راحت عوض شد چون به ت_خ_م هیچ مکزیکی نبود. ولی اگه طبق استراتژی بعضی دوستان ترامپیست، صبر کنیم تا ترامپ اول فرمان اجرایی رو امضا کنه و بعد بهش اعتراض کنیم اون موقع دیگه اعتراض ما هیچ فایده‌‌ای نداره چون اولا بعد از امضا، ترامپ محاله تصمیمشو عوض کنه و گند بزنه به اعتبار امضای خودش، و دوما اون موقع، لغو این تصمیم میشه یه توهین بزرگ به عربستان و متحدین عربش. شاید فکر کنید چون پای پول زیادی وسطه هیچ کاری از ما برنمیاد و ترامپ ناچاره به درخواست عربستان تن بده ولی این تحلیل درستی نیست. آمریکای ترامپ تو موقعیت بسیار برتر سیاسی و افتصادی و نظامیه و قدرت چانه‌زنی بالایی داره و اعراب از لحاظ امنیتی بهش نیاز زیادی دارن، همچنین ترامپ رابطه خیلی دوستانه‌ و تسلط خوبی رو عربستان داره و خیلی ساده میتونه به بهونه‌های مختلف این درخواست رو بپیچونه یا عقب بندازه و همزمان هیچ خدشه‌ای به سیاستش تو دوشیدن اعراب وارد نشه. این قضیه رو فعلا اصلا کوچک‌انگاری نکنید و نگید که این تغییر نام فقط برای دولت آمریکاس و نمیتونن تو سطح جهان چیزی رو عوض کنن و اهمیتی نداره. اولا آمریکا الان مهمترین کشور دنیاست و به تنهایی از تمام اتحادیه اروپا و غرب و شرق دنیا مهمتره. دوما در صورت وقوع، کشورهای دیگه اروپایی هم همین راه رو میرن تا از آمریکا تو دوشیدن عربها عقب نمونن. این اتفاق اگه بیفته اندازه تمام این ۴۷سال به دستگاه تبلیغاتی رژیم خون پروپاگاندا تزریق میشه و به اصلاحطلبها و چپهای آمریکاستیز عقبمونده فرصت میده تا ایدئولوژی کمونیستی امپریال‌ستیزی خودشون رو توی زرورقی از میهنپرستی بپیچن و به خورد مردم بدن. من خودم تمام توانمو میذارم و خواهش من از شما اینه که با تمام امکانات و توانتون، حساسیت و اعتراضتون رو به این قضیه نشون بدید و با تمام ابزارهایی که دارید، پشت پادشاه میهنپرست پهلوی بایستید و از موضعش حمایت کنید. این توییت طولانی رو با یه نقل قول از شاهنشاه عزیز تموم میکنم: "من از همه شما هموطنان عزیرم میخواهم تا به ایران فکر کنیم..." ‌#پاینده_ایران

Yaar - يار ‌‌قدیمی 🇮🇷🇮🇱

77,627 просмотров • 1 год назад

تور امنیتی صدا و سیما برای کاربران فضای مجازی! ریحانه قاسمی‌زاده، مجری صداوسیما، در واکنش به شادی شماری از مردم در روز ۹ اسفند(روز کشته شدن علی خامنه‌ای)، با لحنی آمیخته به خشم و کینه می‌گوید: «جنوب ایران فدای جنوب لبنان.» موضوعی که با واکنش بسیاری از کاربران در شبکه‌های اجتماعی همراه بوده است. اما یغما فشخامی، روزنامه‌نگار، درباره این اظهارات نوشت: «وظیفه صداوسیما شده تور پهن کردن برای احضار و بازداشت کاربران فضای مجازی! مثلا همین مجری تلویزیون پایداری‌چی‌ها که گفته "جنوب ایران فدای جنوب لبنان"؛ خودش می‌دونه چنین حرفی خشم و واکنش مردم رو به دنبال داره. حرف رو میزنه، واکنش‌ها رو می‌گیره و بعد هم عده‌ای احضار و بازداشت می‌شن» در حقیقت مجری صداوسیما که از شادی مردم کینه به دل گرفته، سخنی تحریک‌آمیز بر زبان می‌آورد تا واکنش کاربران را برانگیزد؛ واکنش‌هایی که ممکن است بعدتر به دستاویزی برای شناسایی، احضار یا بازداشت آنان تبدیل شود.

TavaanaTech تواناتک

38,347 просмотров • 10 дней назад

خودشیفته، نارسیسیت، نابالغ، اینسکیور، دغل‌باز، لاشی... فرقی نمی‌کنه که اسمش رو چی بذارید. اما اگه اندازه ۵ دقیقه حوصله کنید می‌خوام برای شما از یک لحظه بگم. لحظه‌ای که اولین جرقه‌ی همه دردسرهای بعدی رو می‌زنه. لحظه‌ای که مثل تیغی در گلو هم دردآوره و هم اجازه نمی‌ده غذا بخوری. که اگه فکری به حالش نکنی، باعث می‌شه سوتغذیه نحیفت کنه یا حتی بکشتت. (قبلش ویدیوی این پست رو ببینید) 🔖 پرده اول: کودکی گریه می‌کنه. شاید از گشنگی کلافه شده، شاید از تنهایی ترسیده. شاید پوشکش اذیتش می‌کنه. شاید پرخاش مراقبینش به همدیگه رو دیده. دستانش رو در هوا تکون می‌ده و رد چشمانش به دنبال چهره گرم مامان یا دست حمایتگر بابا می‌گرده. مامان درد مزمنی پیدا کرده. شاید کمرش درد می‌کنه. شاید چند وقتیه درگیر ترفیع شغلی باباست چون بابا پروژه جدیدی گرفته و چند وقتیه دیر وقت به خونه میاد و در دسترس نیست. مامان شاید بعد از زایمان، افسردگی گرفته. شاید مشکل مالی‌ای پیش اومده و بابای تحت فشار، مامان رو هم مضطرب و نگران کرده. شاید مامان و بابا به این‌جای زندگی فکر نکرده بودن و حالا چکه‌های گاه و بی‌گاه سقف رابطه‌شون تبدیل به نم‌گرفتگی همیشگی و پوسیدگی رنگ و گچ شده. هر چه که هست چشم‌های کودک می‌گرده و خط نگاهش به چهره در هم کشیده‌ای می‌خوره. به چشمانی کم‌فروغ. به صورتی عصبانی. به لب‌هایی که گوشه‌هاش پایین افتاده. به ابروهای درهم‌کشیده‌ای که نشانی از محبت در اون‌ها نیست. شاید چشم‌‌های کودک می‌گرده و می‌گرده اما نگاهی پیدا نمی‌کنه. و این نه ماجرای امشب و هفته پیش و ماه گذشته، بلکه پاسخیه که - شاید همیشه، شاید گاه‌به‌گاه - اما مستمر و پیوسته دریافت می‌کنه: ⚡️لحظه‌ای که چشم‌ها به جست‌وجوی چشمه خنک و زلال توجه و محبت رفتن اما تشنه، با مشک خالی و با مُشتی خاک در کام برگشتن. 🔖 پرده دوم: کودک بزرگ‌تر می‌شه. به هر حال شیرین و بامزه‌اس (مگر این که خیلی بدشانس باشه که حتی بامزه و لپ‌دار هم نباشه). اون‌طور که هر کودک ۳-۴ ساله‌ای به توجه و دیده شدن نیاز داره، او هم به دنبال نیازش می‌گرده. مثل ریشه‌ای در خاک به دنبال آب، مثل گرسنه‌ای به دنبال غذا. شاید اگه بچه گربه وحشی رو در جنگل یا صحرا پیدا کنید و نون خشکی جلوش بندازید، حتی بوش هم نکنه. اما گربه‌ی توی کوچه - البته نه کوچه‌های حالا که پر از غذای خشک خارجیه - با دنده‌هایی که از زیر پوستش کمی معلومه و تن نحیفش، همون نون خشک رو هم به دندون می‌کشه و با میو کردن ضعیفی سعی می‌کنه شما رو راضی کنه تا سوسیس وسط نون که بوش بهش خورده رو هم بهش بدید. هر چه که هست، کودک به روشی که نمی‌دونه از کجا میاد ولی براش کار می‌کنه، توجه رو می‌گیره و سیراب می‌شه. شاید چون مودبه، شاید چون همیشه موهاش آب و شونه شده‌اس، شاید چون بلده دست به کنترل تلویزیون نزنه. شاید چون وقتی عصبانیه می‌گه چشم و گریه نمی‌کنه، شاید چون بلده شعری که بچه‌های ۷-۸ ساله با مشکل می‌خونن رو از حفظ بخونه. شاید چون بلده باز هم به چشمان بی‌فروغ و صورت در هم‌کشیده یا لب‌هایی که نمی‌جنبه و شاید حتی چشمی که نیست، نگاه کنه بی آن که خم به ابرو بیاره. در عوض کاری کنه که اون چشم‌ها اندکی برق بزنن و لب‌ها کمی بخندن. ⚡️بالاخره راه‌حل کنار اومدن با اون لحظه پیدا می‌شه. 🔖 پرده سوم: نوجوون ۱۳ ساله در اتاقش نشسته و با خودش فکر می‌کنه - یا شاید حتی فکر نمی‌کنه و بعداً متوجه جریان ناخودآگاه فکرش می‌شه - و می‌گه: «دیدی چه بیابان وحشتی بود؟ دیدی که چه گرسنه و تشنه بودیم؟ اما ما موفق شدیم. نه! یه ذره دیگه تا موفقیت مونده... ولی دیدی چیزی رو ساختیم که دیگه همه چشم‌ها با ذوق و همه لب‌ها با خنده باهاش روبرو می‌شن؟ می‌دونم... همه‌ی همه که نیست. کلی چهره هست که تا حالا ندیدیم. این صورتایی که هر روز می‌بینیم هم به نظر می‌رسه هنوز هم بعضی وقت‌‌ها در‌هم‌کشیده و کم‌فروغه. آخ! دیدی پریروز دو تاشون بهمون لبخند نزدن؟ خیلی تلخ بود. ولی جای نگرانی نیست. چون این چیزی که داریم می‌سازیم یکم دیگه، اگه فقط یکم دیگه روش کار کنیم دیگه به همه چشم‌ها و لب‌ها ذوق و خنده میاره» 🔖 از پرده سوم به بعد، برنامه‌ریزی پیش‌فرض مشخصه: یکم دیگه روی اون چیزی که داریم می‌سازیم کار کنیم تا دیگه همه بپسندنش. تا دیگه از اون جست‌وجو با کام تشنه و پرخاک و مشک خالی برنگردیم. تا دیگه اون لحظه ⚡️ تکرار نشه. اما کیه که ندونه دنیا کارش ناکام کردنه؟ کیه که ندونه آدم‌ها اصلاً به مشک ما نگاه نمی‌کنن که بخوان پرش کنن؟ این رو من و شما می‌دونیم، اما گربه‌ای که با نون خشک سیر شده نمی‌دونه. ریشه‌ای که جون کنده تا خودش رو به آب برسونه نمی‌دونه. و این همون تیغ در گلوست. هر ارتباط جدید با برنامه‌ریزی پیش‌فرض تکرار نشدن اون لحظه آغاز می‌شه و بعد از اندکی - اگه ادامه‌دار بشه - به گروگان گرفته می‌شه تا هیچ وقت باعث رخ دادن دوباره اون لحظه ⚡️ نشه. به هر حال اون لحظه خیلی خیلی دردناکه و ما هم این همه سال زحمت کشیدیم تا این محصول همه‌پسند رو بسازیم. حالا درسته کماکان یکی دو تا جاش گیر و گور داره. اما تیم توسعه قول داده با فیدبک‌های جدید حتماً محصول نهایی رو تا چند ماه دیگه آماده کنه. چیزی که مهمه اینه که تیغ رو دست نزنیم. چون دست زدن بهش درد داره. اما خب این شکم گرسنه نیاز به غذا داره. با هر لقمه هم تیغْ گلو رو خراش می‌ده و درد داره و غذا بهش می‌چسبه. درسته که یکمی درد داره. اما محصول ما قراره درد تیغ رو در نسخه نهایی کاملاً رفع کنه. از طرفی اگه تیغ رو دربیاریم ممکنه گلومون بچسبه بهم و دیگه نتونیم غذا بخوریم. حتی تیم توسعه گفته شاید کل دستگاه گوارش رو از کار بندازه. ما که نمی‌دونیم چی می‌شه. بعد خب معده و روده رو هم نمی‌شناسیم که بخوایم بهشون رسیدگی کنیم. فقط تیغ و گلو رو می‌شناسیم و غذا. ولی این درد گلو باعث می‌شه نه درست طعم غذا رو بفهمیم، نه درست بجویم و قورتش بدیم. بقیه هم تا کی تحمل آخ و اوخ و غذا خوردن خاص ما رو بکنن؟ خسته می‌شن دیگه... البته ما هم می‌تونیم سریع‌تر از سر سفره پاشیم تا کسی متوجه تیغ در گلو و رژیم خاصمون نشه. رژیم غذاییمون هم به خاطر عفونت و زخم‌های مکرر محدود و محدودتر می‌شه. ♻️ و زندگی همین‌طور پیش می‌ره... اگه خوش‌شانس باشیم، با یکی هم‌سفره می‌شیم که بالاخره یه فیدبکی به این محصول و این حقیقت که هنوز بعد از این همه سال تحقیق و توسعه نتونسته مشکل تیغ در گلو رو حل کنه، بده. و سوالی که بعد از اون هر بار تکرار می‌شه و باید بهش جواب بدیم، اینه: آیا جرئت مواجه شدن با اون لحظه⚡️ و در آوردن تیغ و درد و مراقبت‌های بعدش رو داریم... یا به کار روی محصول ادامه می‌دیم؟

Mehdi Jahani

17,740 просмотров • 8 месяцев назад

ابلاغ حضوری به یکی از برنامه‌ریزان قتل از اردوگاه #پهلوی_شیاد: Arezou Soltani این، تصاویر 27 اکتبر ساعت 2:21 گرفته شده اند و یکی از دو نفر #سطلی_واجایی خبیثی‌ را نشانی می‌دهند که به گواهی چندین شاهد و اسناد دیداری-شنیداری ثبت شده، به دنبال قتل من بوده اند (آرزو سلطانی و مهدی احمدزاده رضوی قمی). مهدی احمدزاده قمی، در همگی موارد گزارش شده از تلاش برای به دست آوردن ماده دارویی کشنده، در کنار و همدست سلطانی بوده است. دادگاه‌های 12 و 7 نوامبر: Committal Hearing Against Soltani: Nov 12, 2025, S-242366 پس از اعلان مجرمیت سلطانی برای نافرمانی از دادگاه* در پرونده S-242366 (تاریخ صدور حکم مجرمیت: 9 اکتبر 2025)، نوبت به تعیین مجازات او رسیده است. در روز 12 نوامبر، دادگاه به موضوع امضای حکم بازداشت سلطانی، تعیین مدت زندانی‌شدنش، و تعیین میزان جریمه خواهد پرداخت (پست زیرین). Contempt Hearing Against Soltani and Wakuppers: Nov 7, 2025, S-246401 به رغم محکومیت سلطانی در 9 اکتبر، او و گروه #سطلی_سپاهی تحت ریاستش، یعنی Wakuppers، از حکم دیگری که روز 10 اکتبر اینبار در پرونده S-246401 علیهشان صادر شد هم سرپیچیدند و از تسلیم کردن اسناد مورد نظر دادگاه سر باز زدند. از این رو، جلسه دیگری هم در روز 7 نوامبر برگزار خواهد شد تا مجرمیت سلطانی و گروهش در این پرونده هم تثبیت شود. ابلاغ حضوری در روز 24 اکتبر، دو دادخواست مربوط به دو دادگاه نهم و دوازدهم را با ایمیل به سلطانی و گروه Wakuppers ابلاغ کردم. اما برای بستن هر گریزگاه ممکن به روی سلطانی و گروه تبهکارش، و با توجه به طبیعت جنایی احکام درخواسته (که دارای شرایط و لوازمی استثنایی در دل دادرسی‌های مدنی اند)، ابلاغ حضوری هم لازم می‌بود. امروز، در مراجعه به نشانی کاری سلطانی، دریافتیم که حدود دو ماه پیش، سلطانی به علت استعمال ماده مخدر در محل کار و رفتارهایی که مضر به اعتبار کارفرما دانسته شد، از شغل پوششی اش (کوتاه کردن پاچه شلوار در Pacific Centre ونکوور) اخراج شده است و فعلا خانه‌نشین است. اندکی بعد، سلطانی در حالی که می‌بینید (پتویی بر سر و محصور دودی با بوی تند پلاستیک سوخته (احتمالا کوکایین))، و نشسته بر پلکان زیرزمین بیغوله‌ای یافت شد و کار ابلاغ در کمتر از 5 ثانیه به تمام و کمال و در سکوت به انجام رسید! بسته شدن دفتر آزارگری‌های سازمان‌یافته‌ی اوباشی چون سلطانی (و دیگر اوباش #سطلی_سپاهی) این چنین به انجام می‌رسد: اویی که به "انتقام" اینکه چرا از پهلوی شیاد شکایت شده است، در 27 و 28 ژانویه 2024 ویدیو می‌گذاشت تا حمایت من از تظاهرات برای محکومیت اعدام چهار جوان کرد را- با سلیطه‌گری بی‌مانند و امتزاج بی‌مثال وقاحت و حماقت- به عنوان حمایت از تظاهرات همدستانه‌ی "حماسی ها و سپاهی ها" با -اینجا را شوخی نمی‌کنم- "مجاهدین"!، با هدف گرم کردن "انتخابات رژیم" جا بزند (ویدیو به پیوست، که در اینستاگرم سلطانی منتشر شد)؛ اویی که، به گواه اسناد به دست آمده از WhatsApp گروهک تبهکارش، از ونکوور بساط بازجویی و اتهام زنی فرامرزی پهن می‌کرد؛ هم اویی که در کنار مهدی احمدزاده رضوی قمی- باز هم به گواه اسناد به دست آمده و شاهدان عینی- افتخار می‌کردند که مدارک شناسایی مرا به سرقت برده اند و می‌خواهند با دستکاری آنها، فرم شرکت در انتخابات رژیم به نام من جعل کنند و پایینش "و من الله توفیق" بنویسند؛ هم اویی که در کنار مهدی احمدزاده رضوی قمی، با تگ کردن اوباش سایبری #پهلوی_شیاد (که یازده تن از ایشان نهایتا در دادگاه محکوم شدند) و زمینه سازی چند ماهه، در انتشار مدارک سرقتی و برگه رای جعلی نقش اساسی داشت؛ اینچنین خوار و زبون، به سوی سرنوشتی می‌رود که سزاوارش است. #IRGCterrorists #جاوید_ایران

Masood Masjoody | مسعود مسجودی

298,528 просмотров • 10 месяцев назад

کارچاق کن های فرقه پهلوی در دادگاه را بشناسیم: دروغگو، فریب کار و جنایت‌پوش به همراه مستند ویدیویی از وحشی گری اوباش پهلوی در ساختمان دادگاه 1- پیشتر نوشته بودم که تیم حقوقی و وکیل #رضا_پهلوی، به طور اتفاقی همان تیم و وکیلی است که از طرف نادر گنجی (دست راست جواد لاریجانی برای فریب جامعه جهانی در نشست های حقوق بشری، و مهره رسمی وزارت اطلاعات، شاغل در انجمن نجات) نامه تهدیدآمیز خطاب به من می نوشت و با تهدید، عذرخواهی من از این مزدور را طلب می کرد. 2- همچنین نوشته بودم که مهدی احمدزاده رضوی با همکاری و همراهی دیگر مهره رژیم، آرزو سلطانی، بارها از یک پزشک و افراد دیگر درخواست ماده کشنده کرده است تا بلکه با قتل نگارنده، پهلوی شیاد را از مسوولیت حقوقی برهاند. گفته های افرادی که مستقیما طرف درخواست این دو جنایتکار بوده اند، در دادگاه ثبت و ضبط شده است و یک پرونده جنایی هم نزد پلیس ونکوور علیهشان گشوده شده است. 3- اما در پس تمام این ماجراها، دست یک گروه از وکلای کارچاق کن دیده می شود. خوانندگان این برگه به یاد دارند که چگونه آرزو سلطانی بر این صحه گذاشت که دفاعیه او را را رامین ژوبین نوشته بود (هم در آن پرونده و هم در یک پرونده دیگر، آرزو سلطانی با محکومیت قطعی و چندین حکم پرداخت هزینه و ، از همه مهمتر، قرار مجرمیت به علت سرپیچی از احکام دادگاه رو به رو شده است) جالب است بدانید که با معرفی رامین ژوبین، از سال 2023 (ماه ها پیش از آغاز حمله فرقه پهلوی به نگارنده اما ظااهرا در تدارک حقوقی برای پیامدهای آن حملات ارتش سایبری پهلوی شیاد)، گروه حقوقی آلن-مک‌میلان و وکیلی به نام نوژان کاموسی به عنوان وکیل آرزو سلطانی و گروه "بیدادگران" منصوب شد، بی آنکه هنوز شکایتی و موضوع شکایتی وجود داشته باشد! 4- اسناد به دست آمده نشان می دهند که تنها در یک قلم، آرزو سلطانی، که در دادگاه دم از نداری و درماندگی می زند، 11000 دلار به وکلایش پرداخت کرد، بی آنکه حتی حضوری در دادگاه ها داشته باشد. 5- تیم حقوقی آلن اما در پرونده شکایت از پهلوی، از آغاز وکالت دیگر مهره جنایتکار #سطلی_سپاهی سید مهدی احمدزاده رضوی قمی را برعهده گرفتند و در دادگاه حاضر بوده اند 6- همین تیم، تاکنون دست‌کم چهار شهادت‌نامه دروغ برای احمدزاده نوشته اند و در دادگاه هم به ثبت رسانده اند. 7- احمدزاده در این شهادت نامه های دروغ، اول به دروغ مدعی شد که تا 9 ماه پس از شکایت من از پهلوی، اصلا خبری از این شکایت نداشته است و بنابراین، اتهام انتقام گیری بابت آن شکاست به او نمی چسبد! تا چندین ماه هم بر این ادعای دروغ پای فشرد. اما آنگاه که با اسناد غیرقابل انکار نشان دادم که احمدزاده دروغ می گوید، یکباره مدعی شد که اشتباه شده است و معنی کلمات مندرج در شهادت نامه خود را نمی دانسته است! 8- در یک شهادت دروغ دیگر، احمدزاده اخیرا، هر گونه همکاری خود در هدایت گروه بیدادگران (که در کنار آرزو سلطانی، رهبری اش را به دست دارد) را نفی کرد. اما این دروغ گویی او مصادف شد با درز کردن اسناد گروه بیدادگران که به وضوع نقش احمدزاده در جعل، دزدی، تهدید به قتل، افترا، . … آن هم با استفاده از ریاست خود و سلطانی بر گروه بیدادگران را به اثبات می رساند. 9-اضافه بر آن، این تبهکاران، نام و نشانی و ایمیل خود را رسما در اسناد دولتی کانادا به ثبت رسانده اند و این اسناد در اختیار من قرار دارند. احمدزاده به رغم شهادت دروغش، شخصا نام و مشخصات خود را به عنوان عضو هیات مدیره بیدادگران در اسناد اداره ثبت بریتیش کلمبیا آورده است! 10- اخیرا احمدزاده در یک شهادت نامه دروغ دیگر، که آن هم در همان بنگاه حقوقی بدسابقه تنظیم شده است، مدعی شده است که دیگران، بدون اطلاع او نامش را در اسناد گروه بیدادگران وارد کرده اند! اما این موجود به غایت دروغگو و احمق، یادش رفته است که خودش درخواست داده بود که برایش ایمیلش را در فرم های دولتی این گروه به روز کنند و متن و سکرین شات پیام او هم موجود است که از تغییر آن ایمیل تشکر هم کرده است (سند مربوز هم نزد نگارنده موجود است) 11- برای اینکه درجه حماقت و رذالت توامان فرقه تروریستی پهلوی را بشناسید، توجهتان می دهم که اکنون به سرنخ هایی دست پیدا کرده ایم که احمدزاده و سلطانی، درسال 2023 در یک شعبه مشخص بانک TD حاضر شده اند و با هم، حساب مشترک بانکی برای گروه بیدادگران باز کرده اند. با پیگیری نگارنده، قرار شده است که اطلاعات این حساب به زودی از سوی TD در اختیار نگارنده و دادگاه قرار بگیرد. 12- نکته اصلی این یادداشت اما اینست که بنا بر محتوای درزکرده از گروه واتس‌اپی بیدادگران، سلطانی و احمدزاده تصمیم می گیرند که برای پیشیرد شیادی خود، اتهام "ضد زن بودن" را متوجه نگارنده کنند. همزمان، تصمیم می گیرند که یک وکیل زن، اما بسیار وحشی و بدرفتار، از طرف احمدزاده در دادگاه ظاهر شود و به هر ترتیب سعی کند در ساختمان دادگاه درگیری فیزیکی با من ایجاد کند. چنین شد که تا مدتی، نوژان کاموسی عقب ایستاد و آزارگری تیم جنایتکار رضا پهلوی در ونکوور، از دریچه وکیلی به نام Mia Stewart در خود دادگاه ادامه یافت. در یک مورد، ستوارت که متوجه بود- در واقع در جریان دادگاه به قاضی اعلام کرده بودم- که باید برای جلسه دیگری دادگاه را زود ترک کنم، پس از پایان جلسه با موبایلی که در وضعیت ضبط تصویر قرار داده بود، به من حمله ور شد. ستوارت با خیال اینکه او تنها کسی ست که دارد فیلم می گیرد، به وضوح مترصد این بود که با خشمگین کردن من، درگیری فیزیکی ایجاد کند و آن بخش را از فیلم جدا و برجسته کند. ستورات با چند بار بردن نام من، سعی در توقف من داشت و نهایتا زمانی که داشتم به آسانسوری وارد می شدم، بدن عظیم خود را در برابر ورودی آسانشور قرار داد تا شاید مشتی یا سیلی ای به صورتش روانه کنم. اما من رویم را به سمت آسانسوری دیگر برگرداندم و این بار ستورات مانند یک گوریل پرنده خودش را جلوی ورودی آن یکی آسانسور هم پرت کرد و یک ریز با کلمات بی ربط قصد تحریک مرا داشت، … القصه، بی درنگ رفتار این وکیل وحشی را به کانون وکلای استان بریتیش کلمیبا گزارش کردم و هم زمان رسما پیگیری کردم که پلیس دادگاه تصاویر دوربین های مداربسته از زمان واقعه را حفظ کند تا دست کانون برای لاپوشانی بسته شود. هر چند کانون برخورد 100% شایسته ای از خود نشان نداد، اما به دنبال ارایه فیلم حادثه، ناچار شد که رفتار ستوارت را محکوم کند، به او هشدار غیر رسمی دهد و اعلام کند که در صورت تکرار، برخورد جدی تری با او خواهد شد. اکنون، احمدزاده به دروغ در دادگاه مدعی شده است که شکایت از این وکیل وحشی بی‌مبنا بوده است و کانون هم نهایتا هیچ برخوردی با او نکرده است! (با این خیال خام که من در برابر این دروغ گویی سکوت می کنم یا سندی از وحشی گری ستوارت ندارم!) از این رو برای مقابله با این فرقه تبهکار و کارچاق کن هایی که به نام وکیل و بنگاه حقوقی، پروار از پول های آلوده #سطلی_سپاهی ها قصد فریب دادن دادگاه را کرده اند، فیلمی که مستقلا از منابع مطلع به دست آورده ام را با شما به اشتراک می گذارم و بخش های مربوط از نامه های کانون وکلا را هم مستندا در اختیارتان خواهم گذاشت #پهلوی_شیاد #IRGCterrorists #جاوید_ایران

Masood Masjoody | مسعود مسجودی

34,618 просмотров • 9 месяцев назад

شرم بر Object oriented programming! خیلی درباره‌ی بازدهی در برنامه‌نویسی صحبت می‌شه و همیشه درباره‌ی الگوریتم سریعتر یا ساختمان‌داده‌ی مناسب بحث می‌شه. اما نی‌خوام درباره‌ی یه مساله‌ای که کمتر دیدم صحبت بشه موضوعی رو باز کنم. اون هم استفاده از ویژگی‌های cpuهای مدرن مثل prefetching یا SIMD ـه! قبل از همه چیز باید بدونیم پردازش مربوط به خوندن و نوشتن اطلاعات از روی RAM و اعمال دستورات روی CPU مربوط می‌شه. اما سرعت پیشرفت و بازدهی CPUها خیلی بیشتر از RAM بوده. این عکس فاصله‌ی بازدهی پردازنده‌ها رو با رم نشون می‌ده. یعنی اگر درست کد نزنیم پردازنده زمان زیادی رو منتظر اطلاعات می‌مونه تا بتونه کارش رو ادامه بده. در این بین خیلی از ویژگی‌ها مثل سطوح مختلف Caching در پردازنده‌ها ایجاد شده مثل L1, L2, L3 و احتمالاً موقع خرید CPU بهش برخورد کردید. کاری که این Caching انجام میده خوندن اطلاعات از رم و آماده نگه داشتن اونا وقتیه که CPU در حال محاسبه ست. (به صورت فیزیکی واقعاً نزدیکتر می‌شه) از سمت دیگه چندین هسته‌ی CPU و thread استفاده می‌کنیم تا به صورت موازی پردازش‌ها رو انجام بدیم. اما هرکسی تا حالا کد برای سیستم موازی زده باشه می‌دونه اصلاً راحت نیست و الزاماً استفاده از دو خط موازی به معنی دوبرابر شدن سرعت نیست! بسته به سناریویی که قرار داریم ممکنه ۳۰ تا ۵۰ درصد افزایش سرعت داشته باشیم (بله سرعت دو برابر هم می‌رسیم مگر هیچ sync point ایی لازم نباشه اما خیلی محدوده!) اما در پردازنده‌های مدرن پردازش موازی به هسته یا thread محدود نمی‌شه. بلکه قابلیت SIMD وجود داره که کارش انجام یک عمل ریاضی روی چندین داده به صورت همزمانه. Single Instruction Multiple Data. همین‌طور CPUهای امروزی قابلیت خاصی برای پیش‌بینی شاخه در دستوراتی که اجر میشن دارند. به این صورت که وقت شما از if استفاده می‌کنید. CPU هر دو حالت true و false رو محاسبه می‌کنه و هر وقت شرط مشخص شد جواب شاخه‌ی درست رو بر می‌گردونه! حالا این قضیه در خودش یه سری روش اجرای کد و مشکل امنیتی هم داشته که مورد بحث ما نیست. حالا اگر طوری کد بنویسیم که CPU لازم نباشه مداوم branch بررسی کنه باعث افزایش سرعت پایپلاین‌های پردازشی می‌شیم. (جزییات بیشترش رو در uOps باید صحبت کنیم). حالا اگر تمام موارد بالا رو در نظر بگیریم و می‌تونیم بهینه‌ترین حالت ممکن کد بزنیم. فکر می‌کنید این افزایش سرعت تا چه حده؟ بستگی به سناریوی مساله می‌تونه بین ۱۰ تا ۱۰۰ برابر (حتی بیشتر) سریعتر باشه! اصلاً شوخی نمی‌کنم. اول مقاله نوشتم شرم بر object-oriented programming. این رو برای جلب توجه ننوشتم. در حقیقت این پارادایم برنامه‌نویسی حدود سال‌های ۸۰ میلادی محبوب شد و هنوز ادامه داره اما با پیشرفت تکنولوژی شاهد تغییر پارادایم نبودیم. در ابتدا که فاصله‌ی سرعت CPU و RAM به هم نزدیک بود تفاوت چندانی نمی‌دیدیم و همه چیز با OOP اکی بود. اما به مرور زمان که سخت‌افزار به روز شد نرم‌افزار وابسته به تفکر قدیمی باقی موند. مثلاً در OOP ما یه سری کلاس می‌سازیم و اونا رو encapsulate می‌کنیم و از اونا شی می‌سازیم و روشون پردازش انجام می‌دیم. یه چیزی مثل: struct particle { float x, y; float vx, vy; particle(const float x, const float y, const float vx, const float vy) : x(x), y(y), vx(vx), vy(vy) { } virtual ~particle() = default; virtual void update(const float delta_time) =0; }; یه کلاس خیلی ساده ذرات - particle که مختصات محیط دو بعدی x و y داره و به همین منوال سرعت در اون جهت. یه تابع virtual هم داره برای بقیه که ارث ببرند و ویژگی‌های متفاوت اضافه کنند. تو particle system یا سیستم ذارت که برای جلوه‌های ویژه VFX مثل دود، غبار، آب و غیره استفاده می‌شه ممکنه تا چندین میلیون ذره پردازش بشن (فیلم مومیایی رو یادتونه؟ آفرین همون شن‌ها) حالا من از اون کلاس ارث بردم و این تابع خیلی ساده رو پیاده کردم که فقط در هر فریم سرعت ذره رو حساب می‌کنه: void update(const float delta_time) override { volatile float x = this->x; volatile float y = this->y; x += vx * delta_time; y += vy * delta_time; this->x = x; this->y = y; } این که چرا volatile استفاده کردم به خاطر اینه که این مثال خیلی ساده ست و کامپایلر این تابع رو بهینه می‌کنه در اصل کاری که می‌کنه اجازه‌ی ساختن virtual table رو نمی‌ده و تابع بقیه جاها inline می‌شه. اما تو پروژه‌ی بزرگ با چند لایه ارث‌بری همیشه بهره بردن از بهینه‌سازی کامپایلر ممکن نیست. حالا جلوتر این رو هم بر می‌دارم که دعوایی نباشه. بعد هم کلاس particle system رو داریم که خیلی ساده هر ذره رو آپدیت می‌کنه. فقط توجه داشته باشید هر ذره به صورت یک شی در حافظه new می‌شه. حالا اگر ۱۰۰ میلیون پارتیکل رو یک بار آپدیت کنم حدود ۶۵۳ میلی‌ثانیه طول می‌کشه. بد نیست ها؟ افتضاحه! تو بازی ویدیویی که ۶۰ فریم بر ثانیه اجرا می‌شه ما ۱۶ میلی ثانیه وقت داریم تا چند میلیارد محاصبه رو انجام بدیم. (بدون volatile حدود ۵۳۰ میلی‌ثانیه) برای افزایش باذهی من یه کار خیلی ساده می‌کنم به جای این که تمام این ذرات رو new کنم که باعث می‌شه هر کدوم یه جای RAM به صورت تصادفی پخش بشن اونا رو پشت‌سر هم در یک آرایه قرار می‌دم. یعنی تمام آدرس اونا پشت‌سر هم قرار می‌گیره. فقط همین تغییر باعث می‌شه همین تعداد ۱۱۵ میلی‌ثانیه زمان ببره. حدود ۵ برابر سریعتر! همین تغییر کوچیک! چرا چون زمان پیدا کردن هر آبجکت به صورت پراکنده تبدیل شده به آدرس‌های پشت‌سر هم و CPU سریعتر می‌تونه اطلاعات رو بخونه! به این شکل: struct particles_chunk { std::vector > x; std::vector > y; std::vector > vx; std::vector > vy; } حالا در مرحله‌ی بعدی همون کد ساده رو با دستورات SIMD می‌نویسم. نتیجه‌ می‌شه ۱۱۸ میلی ثانیه: void update_simd(const float delta_time) { const size_t num_particles = particles_.x.size(); const size_t simd_end = num_particles - (num_particles % 8); const __m256 dt_v = _mm256_set1_ps(delta_time); for (size_t i = 0; i (1, std::thread::hardware_concurrency()); const size_t base_chunk_size = num_particles / num_threads; const size_t aligned_chunk_size = ((base_chunk_size + 7) / 8) * 8; std::vector threads; threads.reserve(num_threads); for (size_t t = 0; t (&particles_.x[i + prefetch_distance]), _MM_HINT_T0); _mm_prefetch(reinterpret_cast (&particles_.vx[i + prefetch_distance]), _MM_HINT_T0); _mm_prefetch(reinterpret_cast (&particles_.y[i + prefetch_distance]), _MM_HINT_T0); _mm_prefetch(reinterpret_cast (&particles_.vy[i + prefetch_distance]), _MM_HINT_T0); } _mm256_store_ps(&particles_.x[i], _mm256_fmadd_ps(_mm256_load_ps(&particles_.vx[i]), dt_v, _mm256_load_ps(&particles_.x[i]))); _mm256_store_ps(&particles_.y[i], _mm256_fmadd_ps(_mm256_load_ps(&particles_.vy[i]), dt_v, _mm256_load_ps(&particles_.y[i]))); } تا اینجا من هیچ کار عجیب و غریبی نکردم. حافظه مرتب، پشت‌سر هم و با استفاده از SIMD کد نوشتم. نه ساختمان‌داده مطرحه و نه الگوریتم و بیشتر از ۶ برابر افزایش سرعت رسیدیم! مثال بعدی که branch prediction باشه رو آخر تست یادم اومد و نشد با بقیه مقایسه کنم. اما به هر حال. فقط این مثال ساده رو ببینید: for (size_t i = 0; i < num_particles; ++i) { if (particles_.is_active[i]) { particles_.x[i] += particles_.vx[i] * delta_time; particles_.y[i] += particles_.vy[i] * delta_time; } } کاری که می‌کنیم با if چک کنیم اگر ذره فعاله سرعتش رو حساب کنیم اگر نیست هیچی. این مثال ساده حدود ۱۴۱ میلی ثانیه طول می‌کشه. اگر اون if رو حذف کنم و بیام به جاش در محاسبه غیرفعال بودن رو صفر در نظر بگیرم و جلوی branching رو بگیرم: void update_branchless(const float delta_time) { const size_t num_particles = particles_.x.size(); for (size_t i = 0; i < num_particles; ++i) { particles_.x[i] += particles_.vx[i] * delta_time * particles_.is_active[i]; particles_.y[i] += particles_.vy[i] * delta_time * particles_.is_active[i]; } } با این روش ۱۱۹ میلی ثانیه طول می‌کشه تا کدم اجرا بشه. یعنی با وجود if تقریباُ کد ما ۸۰ درصد اجرا می‌شه. این در شرایطیه که فعال بودن ذرات تصادفیه و cpu نمی‌تونه branch perdiction درستی داشته باشه. برای همین کند می‌شه. حالا شاید بگید که تو گفتی چند میلیون محاسبه زیر ۱۶ میلی‌ثانیه. بله درسته. من اینجا از دو thread استفاده کردم. فقط جنبه‌ی نمایش داشت از warmup و اینا هم اجتناب کردم چون در دنیای واقعی این پردازش‌ها می‌ره روی GPU و Compute shader که معرفی اون خودش یه پست دیگه ست. کدها رو روی CPU قدیمی اجرا کردم: Intel Core i7 6700K @ 4.00GHz Skylake 14nm 16.0GB Dual-Channel DDR4 @ 1069MHz اگر دوست داشتید این محاسبه رو با زبان برنامه‌نویسی مورد علاقه‌تون تست کنید و سعی در بهینه کردنش کنید. در ضمن اگر تمام اینا رو کنار هم بذاریم با یه سری مفاهیم شبیه به همین‌هایی که گفتیم با جزییات بیشتر می‌شه Data oriented programming که در زبان‌های مختلف مثل خانواده‌ی C، Rust، Zig و غیره براشون کتابخونه و آموزش موجوده. خلاصه بازدهی فقط به الگوریتم و ساختمان‌داده محدود نمی‌شه.

Mohamad Iraji

22,055 просмотров • 1 год назад