Video yükleniyor...

Video Yüklenemedi

Ana Sayfaya Dön

این ویدیوی دادگاهی خسرو گلسرخی فقط یک سند تاریخی نیست،در‌واقع‌ یک معیار اخلاقی‌سیاسی‌ست. رژیم شاه فکر میکرد با پخش زنده دادگاه، گلسرخی رو تحقیر می‌کند. اما گلسرخی دادگاه را به محاکمه‌ی رژیم شاه تبدیل کرد. نه اعتراف کرد. نه عفو خواست. گفت «من برای جانم چانه نمی‌زنم» کنار کرامت‌...

16,855 görüntüleme • 7 ay önce •via X (Twitter)

0 Yorum

Yorum bulunmuyor

Orijinal gönderinin yorumları burada görünecek

Benzer Videolar

«من» منتشر شد. بن‌بست امید؛ یا ما می‌مانیم یا جمهوری اسلامی امروز در دانشگاه‌های ایران، پشت چهره‌های جوان و پرشور، اضطرابی سنگین پنهان است. دانشجویانی که با هزینه و تلاش بسیار درس می‌خوانند، اما هر صبح با همان پرسش تکراری و تلخ بیدار می‌شوند: «آیا آینده‌ای دارم؟» در ساختاری که شایسته‌سالاری نابود و اقتصاد به مرز فروپاشی رسیده، مدرک تحصیلی دیگر نه سپر است و نه تضمین؛ تنها یک کاغذ تنها مانده در بازاری که سال‌هاست خشک شده است. اما این پرسش فقط در ذهن دانشجو نمی‌چرخد. جوانی که تازه سربازی‌اش تمام شده، کارگری که ماه‌هاست حقوقش عقب افتاده، پرستاری که با اضافه‌کاری‌های فرساینده هم از پس هزینه‌ها برنمی‌آید، مغازه‌داری که هر روز شاهد سقوط مشتریانش است، همه در سکوت همین سؤال را نجوا می‌کنند: «آیا این همه تلاش نتیجه‌ای هم خواهد داشت؟» «آیا آینده‌ای در این کشور دارم؟» و درست در همین زمان، ضربه‌ی دوم وارد می‌شود: فرو ریختن رؤیای مهاجرت. سال‌ها دانشجو با خود می‌گفت: «اگر نشد، می‌روم.» اما حالا دنیا دارد پیام دیگری می‌دهد. سیاست‌های مهاجرتی سخت‌تر شده، ویزاها محدودتر، هزینه‌ها سرسام‌آور، و بسیاری از کشورها عملاً درهای خود را بسته‌اند. رویای «رفتن» از یک مسیر نجات، به دیواری بلند و سرد تبدیل شده است. امروز هزاران جوان و صدها هزار نفر از اقشار مختلف جامعه با یک واقعیت مشترک روبه‌رو هستند: نه در داخل امیدی هست، نه رو به خارج راهی باز. در این نقطه باید حقیقت را بی‌پرده گفت: تا رژیم اسلامی هست، آینده‌ای وجود ندارد. اصولاً جمهوری اسلامی همه ما را بی آینده کرده است. این ساختار بقای خود را در نابودی فرصت‌های مردم می‌بیند و کشور را تا لبه‌ی بی‌بازگشت برده است. معادله ساده است: میان «ایران» و «رژیم اسلامی»، تنها یکی می‌تواند بماند. وقتی راه مهاجرت بسته است و سکوت هم به نابودی تدریجی ختم می‌شود، تنها گزینهٔ باقی‌مانده بازپس‌گیری خانه است. آینده‌ی دانشجویان، آینده‌ی کارگران، آینده‌ی جوانان و آینده‌ی این خاک، همگی به یک ارادهٔ جمعی برای پایان دادن به این تباهی گره خورده است. باید اکنون کاری کرد؛ پیش از آنکه ایران در سایهٔ سنگین رژیم اسلامی گم شود.

Hamed Fard 🇮🇷

45,234 görüntüleme • 10 ay önce

‌‌«مولا علی نخستین سوسیالیست جهان!» خسرو گلسرخی نام مهمی است، زیرا به گمانم او بهترین نمایندۀ انقلاب ۵۷ بود. اگر بخواهیم تجسم عینی انقلاب ۵۷ را در یک شخص متبلورشده ببینیم، آن شخص «خسرو گلسرخی» است. مناسب‌ترین دریچه برای فهم انقلاب ۵۷ «دریچۀ ایدئولوژی» است. زیرا این انقلاب بدون ایدئولوژی هرگز به پیروزی نمی‌رسید. نقطۀ اوج آن ایدئولوژی را می‌توان در سخنان گلسرخی دید؛ درست جایی که اسلام و مارکسیسم به شکلی بسیار توده‌فهم و اسطوره‌پردازانه پیوند می‌خورد. همین ایدئولوژی اسطوره‌محور و اسطوره‌پرور بود که نیروی مردمی عظیمی را ایجاد کرد و انقلاب را رقم زد. کمی به عقب‌تر برویم: گلسرخی در تیر ماه ۱۳۵۰ در شمارۀ ۷۴ نشریۀ «نگین» مطلبی نوشت با عنوان «شعر در شبه‌جزیرۀ روشنفکری». این نوشتار او دربارۀ شعر است، اما سطر سطر آن از نوعی «سیاست هنریِ» ایدئولوژیک حکایت دارد و طعم تند مارکسیستی آن با تأکید بر مفهوم «تاریخ» مشخص می‌شود. گلسرخی می‌گوید شاعر باید بفهمد «در کجای تاریخ ایستاده» است. در نقد شاعران می‌گوید: «شاعر را جذبه‌های آرامش و رفاه بلعیده»؛ «شاعر جا خالی کرده است، او گوشه‌نشین، حاشیه‌پرداز و منزوی شده، به متلاشی کردن نقش تاریخی شاعر و حقیقت شعر نشسته است.» گلسرخی درست همین فردی است که در این چند سطر دیدیم. او شاعری است که از رسالت تاریخی می‌گوید و در دادگاهش نیز دقیقاً از «جایگاه تاریخی» خود سخن می‌گوید و این جایگاه را نیز با نظریاتی مارکسیستی و با ارجاع به اسطوره‌های دینی تعریف می‌کند. او در دادگاه می‌گوید: «ان الحیاه عقیده والجهاد. سخنم را با گفته‌ای از مولا حسین، شهید بزرگ خلق‌های خاورمیانه آغاز می‌کنم. من که یک مارکسیست لنینیست هستم، برای نخستین بار عدالت اجتماعی را در مکتب اسلام جستم و آنگاه به سوسیالیسم رسیدم. من در این دادگاه برای جانم چانه نمی‌زنم، و حتی برای عمرم. من قطره‌ای ناچیز از عظمت، از حرمان خلق‌های مبارز ایران هستم... از اسلام سخنم را آغاز کردم. اسلام حقیقی در ایران همواره دِین خود را به جنبش‌های رهایی‌بخش ایران پرداخته است... هنگامی که مارکس می‌گوید: «در یک جامعه طبقاتی، ثروت در سویی انباشته می‌شود و فقر و گرسنگی و فلاکت در سوی دیگر، در حالی که مولد ثروت طبقه محروم است» و مولا علی می‌گوید: «قصری بر پا نمی‌شود، مگر آنکه هزاران نفر فقیر گردند»، نزدیکی‌های بسیاری وجود دارد. چنین است که می‌توان در این لحظه از تاریخ، از مولا علی به عنوان نخستین سوسیالیست جهان نام برد... زندگی مولا حسین نمودار زندگی اکنونی ماست که جان بر کف، برای خلق‌های محروم میهن خود در این دادگاه محاکمه می‌شویم. او در اقلیت بود و یزید، بارگاه، قشون، حکومت، قدرت داشت. او ایستاد و شهید شد. هر چند یزید گوشه‌ای از تاریخ را اشغال کرد، ولی آنچه که در تداوم تاریخ تکرار شد، راه مولا حسین و پایداری او بود، نه حکومت یزید. آنچه را که خلق‌ها تکرار کردند و می‌کنند، راه مولا حسین است. بدین گونه است که در یک جامعه مارکسیستی، اسلام حقیقی به عنوان یک روبنا قابل توجیه است و ما نیز چنین اسلامی را، اسلام حسینی و اسلام مولا علی را تأیید می‌کنیم.» (پایان نقل‌قول) گلسرخی دائم از امپریالیسم و استعمار و آمریکا و «دشمنِ نامرئی» سخن می‌گوید و هر چه می‌گوید ایده‌های مارکسیستی است، اما هم با مهارت ادبی این دیدگاه‌ها را به امامان شیعه پیوند می‌دهد تا عمقی بی‌انتها در دل و ذهن شنونده داشته باشد و هم خوب می‌داند چطور از «نظام آباد»؛ «میدان شوش»، «دروازه غار»، «و پل امام‌زاده معصوم» شاهد آورد. او و دانشیان در نهایت از این دادگاه علنی استفاده می‌کنند تا به جای دفاع از خود تندترین و رادیکال‌ترین بیانیه‌های مارکسیستی و لنینیستی را علیه حکومت قرائت کنند. اما گلسرخی همزمان خود را در جایگاه حسین (ع) می‌نهد و طبعاً رقیبش را در جایگاه یزید. نکتۀ اصلی نیز در همین‌جاست! این همان «آمیزه‌ای است که اکسیر انقلاب ۵۷» بود. اسطوره‌های دینی از ژرفای تاریخ با نظریۀ سیاسیِ مدرنِ مارکسیسم می‌آمیزد و ادبیاتی مبارزه‌جویانه‌ را ایجاد می‌کند که نیروی انفجاری بی‌حدی داشت. مهدی تدینی

فلات ایران

79,101 görüntüleme • 1 yıl önce

‌‌«مولا علی نخستین سوسیالیست جهان!» خسرو گلسرخی نام مهمی است، زیرا به گمانم او بهترین نمایندۀ انقلاب ۵۷ بود. اگر بخواهیم تجسم عینی انقلاب ۵۷ را در یک شخص متبلورشده ببینیم، آن شخص «خسرو گلسرخی» است. مناسب‌ترین دریچه برای فهم انقلاب ۵۷ «دریچۀ ایدئولوژی» است. زیرا این انقلاب بدون ایدئولوژی هرگز به پیروزی نمی‌رسید. نقطۀ اوج آن ایدئولوژی را می‌توان در سخنان گلسرخی دید؛ درست جایی که اسلام و مارکسیسم به شکلی بسیار توده‌فهم و اسطوره‌پردازانه پیوند می‌خورد. همین ایدئولوژی اسطوره‌محور و اسطوره‌پرور بود که نیروی مردمی عظیمی را ایجاد کرد و انقلاب را رقم زد. کمی به عقب‌تر برویم: گلسرخی در تیر ماه ۱۳۵۰ در شمارۀ ۷۴ نشریۀ «نگین» مطلبی نوشت با عنوان «شعر در شبه‌جزیرۀ روشنفکری». این نوشتار او دربارۀ شعر است، اما سطر سطر آن از نوعی «سیاست هنریِ» ایدئولوژیک حکایت دارد و طعم تند مارکسیستی آن با تأکید بر مفهوم «تاریخ» مشخص می‌شود. گلسرخی می‌گوید شاعر باید بفهمد «در کجای تاریخ ایستاده» است. در نقد شاعران می‌گوید: «شاعر را جذبه‌های آرامش و رفاه بلعیده»؛ «شاعر جا خالی کرده است، او گوشه‌نشین، حاشیه‌پرداز و منزوی شده، به متلاشی کردن نقش تاریخی شاعر و حقیقت شعر نشسته است.» گلسرخی درست همین فردی است که در این چند سطر دیدیم. او شاعری است که از رسالت تاریخی می‌گوید و در دادگاهش نیز دقیقاً از «جایگاه تاریخی» خود سخن می‌گوید و این جایگاه را نیز با نظریاتی مارکسیستی و با ارجاع به اسطوره‌های دینی تعریف می‌کند. او در دادگاه می‌گوید: «ان الحیاه عقیده والجهاد. سخنم را با گفته‌ای از مولا حسین، شهید بزرگ خلق‌های خاورمیانه آغاز می‌کنم. من که یک مارکسیست لنینیست هستم، برای نخستین بار عدالت اجتماعی را در مکتب اسلام جستم و آنگاه به سوسیالیسم رسیدم. من در این دادگاه برای جانم چانه نمی‌زنم، و حتی برای عمرم. من قطره‌ای ناچیز از عظمت، از حرمان خلق‌های مبارز ایران هستم... از اسلام سخنم را آغاز کردم. اسلام حقیقی در ایران همواره دِین خود را به جنبش‌های رهایی‌بخش ایران پرداخته است... هنگامی که مارکس می‌گوید: «در یک جامعه طبقاتی، ثروت در سویی انباشته می‌شود و فقر و گرسنگی و فلاکت در سوی دیگر، در حالی که مولد ثروت طبقه محروم است» و مولا علی می‌گوید: «قصری بر پا نمی‌شود، مگر آنکه هزاران نفر فقیر گردند»، نزدیکی‌های بسیاری وجود دارد. چنین است که می‌توان در این لحظه از تاریخ، از مولا علی به عنوان نخستین سوسیالیست جهان نام برد... زندگی مولا حسین نمودار زندگی اکنونی ماست که جان بر کف، برای خلق‌های محروم میهن خود در این دادگاه محاکمه می‌شویم. او در اقلیت بود و یزید، بارگاه، قشون، حکومت، قدرت داشت. او ایستاد و شهید شد. هر چند یزید گوشه‌ای از تاریخ را اشغال کرد، ولی آنچه که در تداوم تاریخ تکرار شد، راه مولا حسین و پایداری او بود، نه حکومت یزید. آنچه را که خلق‌ها تکرار کردند و می‌کنند، راه مولا حسین است. بدین گونه است که در یک جامعه مارکسیستی، اسلام حقیقی به عنوان یک روبنا قابل توجیه است و ما نیز چنین اسلامی را، اسلام حسینی و اسلام مولا علی را تأیید می‌کنیم.» (پایان نقل‌قول) گلسرخی دائم از امپریالیسم و استعمار و آمریکا و «دشمنِ نامرئی» سخن می‌گوید و هر چه می‌گوید ایده‌های مارکسیستی است، اما هم با مهارت ادبی این دیدگاه‌ها را به امامان شیعه پیوند می‌دهد تا عمقی بی‌انتها در دل و ذهن شنونده داشته باشد و هم خوب می‌داند چطور از «نظام آباد»؛ «میدان شوش»، «دروازه غار»، «و پل امام‌زاده معصوم» شاهد آورد. او و دانشیان در نهایت از این دادگاه علنی استفاده می‌کنند تا به جای دفاع از خود تندترین و رادیکال‌ترین بیانیه‌های مارکسیستی و لنینیستی را علیه حکومت قرائت کنند. اما گلسرخی همزمان خود را در جایگاه حسین (ع) می‌نهد و طبعاً رقیبش را در جایگاه یزید. نکتۀ اصلی نیز در همین‌جاست! این همان «آمیزه‌ای است که اکسیر انقلاب ۵۷» بود. اسطوره‌های دینی از ژرفای تاریخ با نظریۀ سیاسیِ مدرنِ مارکسیسم می‌آمیزد و ادبیاتی مبارزه‌جویانه‌ را ایجاد می‌کند که نیروی انفجاری بی‌حدی داشت. مهدی تدینی

فلات ایران

33,832 görüntüleme • 1 ay önce

این دیگر نه «اظهارنظر سیاسی» است، نه «هیجان انقلابی»، نه حتی حماقت فردی. این تهدید علنی به حذف فیزیکی منتقدان است؛ با نام، با ویدیو، با هشتگ. این‌که یک آدم ابله با بیش از ۲۰۰ هزار دنبال‌کننده در اینستاگرام، رسماً وعده‌ی «پاک‌سازی منتقدان در یک هفته پس از براندازی» می‌دهد، فقط شرم‌آور نیست؛ خطرناک است. و نه، مسئله فقط یک فرد نیست. مسئله این است که این زبان از کجا مشروعیت گرفته و در کدام فضا رشد کرده است. این گفتمان، مستقیم یا غیرمستقیم، از دل پروژه‌ای بیرون آمده که نامش رضا پهلوی است؛ از حلقه‌ی اطراف او، از چهره‌های حقیقی و حقوقی‌ای که سال‌هاست حذف، تهدید، تخریب و برچسب‌زنی را عادی کرده‌اند، از کسانی که سکوت می‌کنند، توجیه می‌کنند، یا بدتر از آن، تشویق می‌کنند، از جمله نزدیک‌ترین افراد به او، حتی همسرش، که این فضا و این رفتار را بازتولید می‌کنند. بعضی می‌گویند: «شاید این فرد عامل جمهوری اسلامی باشد.» فرض کنیم باشد. سؤال ساده است: چرا چنین ادبیاتی در دل جریان پهلوی رشد می‌کند؟ چرا بازنشر می‌شود؟ چرا حمایت می‌شود؟ چرا هیچ خط قرمزی وجود ندارد؟ تهدید به قتل، وعده‌ی حذف فیزیکی، دعوت به بستن کشور و کشتار منتقدان نه «نظر» است، نه «سلیقه». این جرم است. جرمی که می‌تواند و باید به‌طور قانونی با آن برخورد شود نه برای انتقام، بلکه برای جلوگیری از تکرار این منطق مرگبار. جمهوری اسلامی چگونه ماند؟ با همین منطق: «ما حق داریم حذف کنیم، چون حق با ماست.» امروز همان منطق دارد بازتولید می‌شود؛ این بار نه با عمامه، بلکه با نوستالژی، با تاجی خیالی، و با فاشیسمی که اسم خودش را «نجات ایران» گذاشته است. اگر آینده‌ای که شما وعده می‌دهید با تهدید، حذف و کشتار منتقدان شروع می‌شود، آن آینده ویران‌تر از امروز است. خطاب به شما و امثال شما: شما هنوز نفهمیده‌اید با چه نسلی طرفید. نسلی که با جمهوری اسلامی جنگیده، زندان رفته، تبعید شده، هزینه داده، از تهدید شما نمی‌ترسد. و خطاب به جامعه: اگر امروز در برابر این زبان سکوت کنیم، فردا دیگر دیر است. و در پایان، فراتر از هر اختلاف سیاسی، فراتر از هر مرزبندی فکری، من بی‌قید و شرط کنار آن شش نفر می‌ایستم. نه چون با آن‌ها هم‌نظر هستم، بلکه چون در برابر فاشیسم، بی‌طرفی وجود ندارد. دفاع از حق آن‌ها برای سخن گفتن، دفاع از جان آن‌ها، دفاع از کرامت انسانی آن‌ها برای من خط قرمز مطلق است. اگر قرار باشد آینده‌ای ساخته شود که در آن منتقد را تهدید می‌کنند، آن آینده را همین‌جا، همین امروز، باید متوقف کرد. من کنار شما هستم، در برابر تهدید، در برابر حذف، در برابر فاشیسم. #زن_زندگی_آزادی Nik Kowsar Kambiz Ghafouri Ali Javanmardi

Shahin Modarres

53,710 görüntüleme • 8 ay önce

دونالد ترامپ: «فکر کنم بدترین لحظه تاریخ ما، کاری بود که جیمی کارتر با ایران کرد»! اگر نمیدونی کارتر چه کرد، این توئیت برای شماست: کارتر با شعار «از دموکراسی بگو/ز» که این روزها هم می‌بینید(!) به شاهنشاه فقید فشاری بی‌سابقه گذاشت! چه فشاری؟! کارتر قراردادهای نظامی با ایران را تعلیق کرد و منوط به آزادی زندانیان سیاسی با شعار «فضای باز سیاسی» و «از دموکراسی بگوز» کرد! خب شاه برایش مسائل نظامی اولویت بود. پس مجبور شد جلوی کارتر کوتاه بیاید تا هواپیمای F18L را دریافت کند! اما زمانی که نقشه اجرا شد، حتی خود محمدرضا شاه هم تازه فهمید که اصلا موضوع چیز دیگری بوده! چی بوده؟! کارتر با هماهنگی کامل با ملی منقلی‌ها و بختیار، به شاه فشار آوردند که برای چندی باید از ایران خارج بشه تا فضا آروم بشه! چه فضایی آروم بشه؟! مگه چی شده بود؟! خب برگردیم عقب‌تر! در گوادالوپ یک جلسه سری بین کارتر و رؤسای ۳کشور مهم برگزار شد با یک دستور جلسه: براندازی حکومت شاهنشاهی ایران! فرانسه خمینی را به فرانسه آورد! تمام مدیاهای جهان را برایش به صف کرد! BBC مستقیما تبدیل به تریبون رسمی خمینی و پل ارتباطی با هوادارانش شد! آمریکا مسئول مالی و البته سیاسی و نظامی ماجرا شد و چک‌های ۱۵۰ میلیون دلاری کارتر برای خمینی، در دوره اول ترامپ، افشا و از طبقه‌بندی خارج شد! اسلحه و مواد منفجره از لیبی تا سوریه و فلسطین، سرازیر به ایران شد، شاه حالا با فشار بختیار از کشور خارج شده بود! بختیار تیر آخر را هم به پیکر شاهنشاهی ایران زد: تعطیلی ساواک تنها نهاد امنیتی ایران و آزاد کردن همه تروریست‌های زندانی از خلخالی تا رجوی و رفسنجانی و خامنه‌ای و و و را آزاد کرد و صدها هزار قبضه اسلحه و میلیاردرها پول هم به آنها تزریق شده بود! خب تا اینجا عملا نهاد سیاسی تعطیل! نهاد امنیتی یعنی ساواک تعطیل! تروریست‌ها با کلی اسلحه آزاد! فقط می‌ماند یک چیز: ارتش! دردآورترین قسمت همین قسمت ارتش است و بزرگترین جنایت جنگی/علیه بشریت تاریخ بشر که کارتر علیه ایران و شاهنشاهی ایران مرتکب شد! چکار کرد؟! کارتر برای اینکه اطمینان پیدا کنه که تروریست‌ها با رهبری خمینی موفق می‌شوند، (پیشتر که ساواک را تعطیل کرده بود با بختیار!) فقط مانده بود ارتش(!) کثیف‌ترین خیانت تاریخ بشر همین نقطه بود! بخاطر قراردادهای نظامی (مشابه ناتوی امروزی) که آمریکا با ارتش ایران داشت، ژنرال هایزر را در قامت ارشدترین شخص ارتش آمریکا و نماینده کارتر به ایران فرستاد! که چکار کنه؟! هایزر، تمام اُمرای ارتش را جمع کرد به دروغ گفت که فرمان از شاه آمده که ارتش نباید در روند دموکراسی(!) ایران خلل ایجاد کنه و باید اعلام بی‌طرفی کنه! این فقط رولایه ماجرا بود! من تماااااااااااام مدارک تاریخی را چک کردم! حتی یک نشانه پیدا نکردم! چه نشانه‌ای؟! امرای ارتش از جهانبانی تا رحیمی و بدره‌ای را هیییییییییچکس بعد این جلسه با هایزر ندید تا اینکه جلوی خلخالی با دستانی بسته در دادگاه حاضر شدند! در دوره اول ترامپ هم همین سند که هایزر چکار کرد با ارتش شاهنشاهی ایران، از طبقه‌بندی خارج شد و BBC فارسی هم سراسیمه یک ویژه برنامه ماله کشی با «ایروان آبراهمیانِ دلقک» برایش ساخت که با سرچ واژه «ژنرال هایزر» یا «هویزر» می‌توانید در صفحه این لجن‌کده پیدا کنید! این بود قصه پرآب‌چشم از بلایی که کارتر بر سر ایران آورد! سپاسگزارم، پاینده ایران و جاوید شاه.

JamesDean

130,692 görüntüleme • 5 ay önce

«لیلا» منتشر شد. اگر می‌دانستیم چه آینده‌ای در انتظار ماست، حتی یک لحظه هم در برانداختن رژیم اسلامی تعلل نمی‌کردیم. تصور کنید روزی را که پاسپورت ایرانی، نشانه‌ای از اعتبار و احترام در جهان باشد. روزی که پول ملی ما ارزشمند شود و سفره‌های مردم پر از امید. روزی که دنیا ما را نه با آخوند و ترور، که با تاریخ، فرهنگ و دوستی بشناسد. هیچ فیلترینگی، هیچ دیواری میان ما و جهان وجود نداشته باشد. روزی که با افتخار به پرچم سرزمین‌مان نگاه کنیم و بدانیم این پرچم، نماد تاریخ ما و آینده‌ای درخشان است. روزی که رضاشاه دوم سکاندار کشور باشد، نه یک آخوند کودن. فکر کن پیکر شاهنشاه و والاحضرت شاهدخت لیلا پهلوی که امروز در خاک بیگانه به امانت سپرده شده‌اند، به ایران برگردند. آن روز، دور نیست. اما رسیدن به آن، تنها یک تصمیم می‌خواهد: اینکه دیگر سکوت نکنیم. به آن لحظه فکر کن… تصورش کن. این اثر یادبودی است برای والاحضرت شاهدخت لیلا پهلوی. کاش زنده بودند و می‌دیدند مردم دیگر مردم پنجاه‌وهفت نیستند. دیگر خبری از «مرگ بر شاه» نیست. یک ایران یک‌صدا می‌گوید: «جاوید شاه». کاش بودند و دل شکسته‌شان التیام پیدا می‌کرد. #بپاخیزیم #جاویدشاه

Hamed Fard 🇮🇷

137,112 görüntüleme • 1 yıl önce

او رفته بود سر خاکِ کسی که ایده‌اش را شکست داده، تا با یک مرده بحث کند. در همدان، جلوی آرامگاه استر و مردخای، مردی کنار خادم سالخورده‌ی یهودی نشست و از نفرتش گفت؛ از ک*تک‌زدن یهودی‌ها، با افتخار. آن پیرمرد فقط توضیح داد که امروز در بسته است، برای همه. من هفت‌ساله بودم که دست پدرم را گرفتم و اولین بار از همان در گذشتم. همان مرد ما را راه داد، جوان‌تر، مهربان، با فرانسه‌ای شیرین. دیدنِ این ویدیو برای من خبر نبود؛ زخم بود. و یک نکته که بسیاری از ما اشتباه می‌فهمیم: یهودی بودن فقط یک دین نیست. یک تمدن است؛ زبان و تاریخ و حافظه و فرهنگ و تبار و ایمان با هم. پس یهودستیزی هرگز «نقد یک عقیده» نیست؛ حمله به تمام هستیِ یک ملت است. هیچ فاجعه‌ای با اسلحه شروع نمی‌شود؛ با جمله شروع می‌شود. بغداد ۱۹۴۱ را بخوانید. اروپا را بخوانید. לא תעמד על דם רעך «بر خونِ همسایه‌ات ساکت نایست.» — لاویان ۱۹:۱۶ تاریخ ما فقط هامان نداشته؛ عبدالحسین سرداری هم داشته. کدامش را ادامه بدهیم، انتخاب خودمان است. زیر همین پست اسم یک شخصیت یهودی را بنویسید که می‌شناسید یا از او شنیده‌اید. فقط یک اسم. ببینیم این حافظه چقدر بزرگ است. #یهودستیزی #استر_و_مردخای #یهودیان_ایران

Shahin Modarres

11,173 görüntüleme • 1 ay önce

تعجب میکنم که چگونه کسانی که طرفدار حمله اسراییل یا امریکا یا هر دو به رژیم آخوندی در ایران هستند و از جمله خود من چه هماهنگی با Reza Pahlavi که ادعای رهبری غیرمحسوس میکند داریم؟ او که در این شرایط بحرانی در مصاحبه اش با باشگاه مطبوعاتی واشینگتن گفت مردم؛ “نافرمانی مدنی خشونت پرهیز را پیشه کنید”. او به امریکا و کشورهای دیگر اعلام کرد که ۱. به جمهوری اسلامی حمله نکنید، من به دنبال فروپاشی کنترل شده هستم ۲. او‌که میگوید خشونت پرهیز باشید یعنی با سپاهی ها و نیروی سرکوب تندی نکنید تا ریزش کنند. او‌گفت من به دنبال ریزش در حکومت هستم. سخن بی سرانجامی که سالهای مدید شنیده ایم و هیچ نتیجه ای نداشته ۳. او به ترامپ گفت؛ کسانی هستند که، چه از روی جهل، چه ایدئولوژی یا منافع شخصی، سعی می‌کنند دولت آمریکا را گمراه کنند تا تصور کند که تغییر در ایران تنها از طریق جنگ به دست می​آید؛ اما این تنها منجر به رویدادهای بدتری خواهد شد. آقای رئیس‌جمهور، هرکسی که به شما می‌گوید برای تغییر در ایران و یک خاورمیانه صلح‌آمیز باید جان سربازان شجاع خود را قربانی کنید، به شما دروغ می‌گوید. ما در مبارزه خود برای آزادی ایران، به سربازان یا پول دولت آمریکا نیاز نداریم. این خود ایرانیان هستند که توقف‌ناپذیر برای آزادی میهن خود و پیوستن به جنبش نوظهور صلح در منطقه، با اشغالگران میهن‌شان مبارزه می‌کنند. هموطنان عزیز؛ توجه کنید که ایشان سالهای مدید با این رهنمودها به قدرتهای بزرگ مانعی جدی برای براندازی شده و اجازه نمیدهد که قدرتهای جهانی با جمهوری اسلامی تصویه حساب کنند و لذا جمهوری اسلامی از مواضع ایشان در واقع ذی نفع شده و ما هواداران ایشان هم همه رودست خورد ایم و معطل کسی شدیم که نه اراده معطوف به قبول مسئولیت دارد و‌نه اجازه تصمیم گیری. آنها که ایشان را هدایت میکنند یا مأمور حکومتی هستند و یا سایبری های جیره خوار رژیم، هواداران ساده دل هم بی خبر از همه جا. شاهزاده رضا پهلوی تبدیل به مانعی برای نجات کشور شده است. این مهم را دریابیم و به مسیر درست برگردیم. ۲۴ سال از ایشان حمایت کردم اما دیگر به شعور خود توهین نمیکنم. این فرد مستقل نیست و بازیچه رژیم اسلامی ایران شده. دست از انصارالله و شاه الله بودن برداریم و افکار نادرست را نقد کنیم. اکنون شاید فحاشان و سایبری ها بیایند و بر این یادداشت بتازند اصلا مهم نیست مهم ایران منست و مردم ایران و حقیقت. جمهوری اسلامی باید سرنگون شود و ما از کلیه اقداماتی که منجر به این اتفاق مهم و حیاتی بشود حمایت میکنیم و خود نیز اقدام میکنیم. در یک حمله نظامی به پایگاههای رژیم در داخل ایران ما سمت جمهوری اسلامی و ایادی آن نمی ایستیم ، ما برای نابودی این رژیم با نیروی خارجی متحد میشویم. در اینجا نمونه یک نقد سالم را که توسط فرهاد متقی در کانال اخبار خاموش صورت گرفته ضمیمه این پست میکنم. لطفا با دقت گوش کنید. Farhad Mottaghi نتانیاهو به‌فارسی דף מעריצים ترامپ به فارسی Interpretative

Victoria Azad

13,750 görüntüleme • 1 yıl önce

واقعیت این است که محاصره‌ی دریایی رژیم از سوی آمریکا، خلاقانه‌ترین روش برخورد با نظام، پس از اجرایِ نمایش آتش‌بس و مذاکرات است؛ آتش‌بس و مذاکراتی که از آغاز محکوم به شکست بودند اما مشروعیت جهانی لازم برای برداشتن گام‌های بعدی را تقدیمِ دولت ترامپ کردند. ترامپ برای بازکردن تنگه‌ی هرمز دو راه پیش‌رو داشت: تصرف جزایر ایرانی و پیاده کردن نیرو پشت خطوط ساحلی سپاه پاسداران و انهدام پایگاه‌های پنهان موشکی-پهپادی در آن مناطق، و سپس انتقالِ نیروی زمینی بیشتر به نقاط تصرف شده، که عملیاتی پرهزینه و پرخطر، و همراه با دردسرهای سیاسی بسیاری است، یا محاصره دریایی رژیم که عملاً اهمیت مالکیت جزایر ایرانی و منابع نفتی‌شان را برای رژیم، هیچ می‌کند. در واقع، این استراتژی همان «تصرف مجازی» است؛ وضعیتی که در آن رژیم بر روی کاغذ حاکم بر خاک است، اما در واقعیت، حتی اجازه جابه‌جایی یک لیتر نفت را از اسکله‌های «آذرپاد» و «تی» ندارد. این یعنی تبدیل کردن خلیج فارس به یک «قفس شیشه‌ای» برای سیستمی که تمام بقایش به صادرات از همین گلوگاه‌ها گره خورده است. محاصره دریایی در منطق ترامپ، یک Kill Switch یا کلید قطع‌کننده است که برخلاف تحریم‌های بانکی، مستقیماً «جسم» و زیرساخت اقتصاد را فلج می‌کند. وقتی ناوگان دریایی آمریکا با استفاده از هوش مصنوعی و پهپادهای زیرسطحی، هرگونه روزنه برای «ناوگان ارواح» را مسدود می‌کند، ارزآوری متوقف شده و به دنبال آن، قفسه‌های فروشگاه‌ها از نهاده‌های دامی و کالاهای اساسی خالی می‌شوند. این یعنی انتقالِ مستقیمِ فشار از اسکله به سفره؛ راهبردی که رژیم را در برابر یک دوگانه مرگبار قرار می‌دهد: یا اقدام انتحاری نظامی که به معنای نابودی قطعی است، یا امضای تسلیم بدون قید و شرط پای میز مذاکره. تاریخ به ما می‌آموزد که محاصره دریایی، بی‌رحم‌ترین ابزار برای درهم‌شکستن اراده‌های سخت است. نگاهی به نمونه‌های تاریخی، کارکرد این «خفگی استراتژیک» را بهتر نمایان می‌کند: - محاصره دریایی آلمان (جنگ جهانی اول): بریتانیا با مسدود کردن مسیرهای دریایی، آلمان را بدون اینکه حتی یک وجب از خاکش اشغال شود، دچار چنان قحطی و فروپاشی داخلی کرد که ارتشِ هنوز سرپایِ آلمان مجبور شد ننگ «معاهده ورسای» را به جان بخرد. این محاصره ثابت کرد که گرسنگی ساختاری، بسیار سریع‌تر از بمباران، قدرت‌های نظامی را به زانو درمی‌آورد. - بحران موشکی کوبا (۱۹۶۲): کندی با اعلام یک «محاصره دریایی» پیرامون کوبا، اتحاد جماهیر شوروی را در بن‌بست مطلق قرار داد. خروشچف دریافت که عبور از این سد دریایی به معنای آغاز جنگ جهانی سوم است، لذا بدون شلیک یک گلوله عقب‌نشینی کرد و شروط آمریکا را پذیرفت. - محاصره دریایی ژاپن (جنگ جهانی دوم): عملیات «گرسنگی» (Operation Starvation) توسط آمریکا با مین‌ریزی وسیع و محاصره بنادر ژاپن، چنان زنجیره تامین این کشور را قطع کرد که صنعت ژاپن پیش از سقوط بمب اتم، عملاً از کار افتاده بود. در این شطرنج نهایی، خلیج فارس برای رژیم به یک بن‌بست ژئوپلیتیک تبدیل شده است؛ محاصره دریایی، آخرین اقدام مصالحت‌آمیز ترامپ پیش از وقوع توفان است. این استراتژی، مشروعیت لازم را برای «برخورد نهایی» مهیا کرده و رژیم را در وضعیت مرگ مغزی اقتصادی قرار داده است؛ جایی که دیگر نه راه پیش دارد و نه راه پس. حالا تنها یک سوال باقی مانده است: رژیم چه زمانی واقعیتِ این بن‌بست را می‌پذیرد و امضای تسلیم را پای سندِ مطلوبِ ترامپ می‌زند؟ پیش از آنکه قفس شیشه‌ای بشکند و ویرانیِ تمام‌عیار آغاز شود؟

سیروس پارسا

61,607 görüntüleme • 5 ay önce

خطاب من به علی خامنه‌ایِ، رهبر رژیم اشغالگر ایران است: تو یک جنایتکارِ ضدایرانی هستی. نه شرافت داری نه انسانیت. دستانت به خون ده‌ها هزار ایرانی آغشته است؛ به خون کودکان؛ جوانان؛ بی‌گناهان. تو، رژیمت، و تمام مزدورانت، برای هر قطره خونی که ریخته‌اید، پاسخ خواهید داد؛ بدون استثنا. ما نه می‌بخشیم. نه فراموش می‌کنیم. نه عقب می‌نشینیم. همان‌گونه که جنایتکاران نازی در نورنبرگ محاکمه و مجازات شدند، تو و هم‌دستانت نیز محاکمه و مجازات خواهید شد؛ در دادگاه ملت ایران. پایان تو رسوایی است؛ ننگ ابدی. هیچ جنایتی بی‌پاسخ نمی‌ماند. نام تو ثبت شده است؛ تمام آمران، عاملان، و هم‌دستانت. راه فراری نیست. جایی برای پنهان شدن نخواهید داشت. قاتلان مردم ایران هیچ مصونیتی نخواهند داشت. و شما، ملت بزرگ ایران؛ فرزندان شجاعم؛ خواهران و برادران داغدار اما استوارم: شما تنها نیستید. ایستادگی شما تاریخ را تغییر داده است. شما در خط مقدم آزادی ایستاده‌اید. و ما، از همیشه به پایان این رژیم نزدیک‌تریم. این رژیم ترک برداشته است. قدرتش فرسوده شده. سقوطش آغاز شده است. به خودتان ایمان داشته باشید؛ به اتحاد‌تان؛ به شجاعت‌تان؛ به بزرگی‌تان. این رژیم دیگر نمی‌تواند ملت بیدار و برخاسته ما را خاموش کند؛ نمی‌تواند ترس را بر ایران حاکم کند. این رژیم از شما و قدرت‌تان می‌ترسد. ما اجازه نمی‌دهیم اندوه‌مان به ناامیدی تبدیل شود. هم‌میهنانم، سوگِ از دست دادن بهترین فرزندان ایران سنگین است. اما ما این سوگ را به خشم آگاهانه، و اراده‌ای شکست‌ناپذیر علیه خامنه‌ای و همه عاملان داخلی و خارجی‌اش تبدیل می‌کنیم. آماده باشید. لحظه‌ی بازگشت به خیابان فرا خواهد رسید: گسترده‌تر؛ قدرتمندتر؛ مصمم‌تر از همیشه؛ برای فتح تهران؛ برای بازپس‌گیری ایران. ادامه‌ی این نبرد تا پیروزی نهایی، نه فقط یک وظیفه‌ی ملی، که عهدی است با جان‌باختگان راه آزادی و خون پاک‌شان. نام‌شان فراموش نخواهد شد؛ نه در تاریخ؛ نه در حافظه‌ی ملی؛ نه در قلب ما. آن روز دور نیست. روزی که با هم جشن باز‌پس‌گیری ایران را می‌گیریم. و با سربلندی می‌گوییم: ایستادیم. جنگیدیم. و پیروز شدیم. پاینده ایران!

Reza Pahlavi

3,117,969 görüntüleme • 8 ay önce

🔴#فوری: مسعود رجوی: گنده‌گویی و بذله‌های زنجیره‌یی بچه شاه/سپاه پاسداران خامنه‌ای باید در هم کوبیده و منحل شود #مسعود_رجوی- ۱۷مهر۱۴۰۳: گنده‌گویی و بذله‌های زنجیره‌یی بچه شاه ۱-مبادا بترسید! بچه شاه «اجازه» نخواهد داد پس از سقوط رژیم «خلاء قدرت» به‌وجود آید! ۲-می‌گوید «ائتلافی گسترده از ایرانیان میهن‌پرست در داخل و خارج آماده‌اند تا برای خدمت به کشور ما و برقراری صلح با کشورهای منطقه وارد عمل شوند»! ۳-می‌گوید من هم «برای نظارت بر این گذار مسالمت‌آمیز به دموکراسی و بازگشت ایران به جامعه ملل قدم به پیش» خواهم گذاشت! در کتاب کلاس دوم ابتدایی زیر عنوان «برای خنده» نوشته بود که روزی مادر حسن او را فرستاد تا یک کیلو شیر گاو بخرد. کاسه‌ای که حسن برده بود کوچک بود. لبنیاتی به او گفت بچه جان این ظرف که آورده‌ای کوچک است و یک کیلو شیر گاو در آن جا نمی‌شود. حسن گفت پس یک کیلو شیر گوسفند بدهید! حال اگر پر کردن خلأ قدرت و نظارت بر گذار مسالمت‌آمیز به دموکراسی با آن ائتلاف گسترده در تغار گاو ولایت نگنجید باید با رویای احمد چلبی به یک کیلو شیر گوسفند سلطنتی قناعت کرد! جای شکرش باقیست که می‌گوید «این جنگ مردم #ایران نیست. این جنگ علی #خامنه‌ای و رژیم اوست. مستبد ظالم در #تهران، تلاش می‌کند به جنگ‌افروزی‌هایش، رنگ و آب ملی‌گرایی ایرانی بدهد». راستی جنگ ۸ساله با شعار «فتح قدس از طریق کربلا» که بچه #شاه از خمینی اجازه می‌خواست در آن خلبانی و بمباران کند، به‌ویژه پس از عقب‌نشینی طرف عراقی از خاک ایران و قبول طرح صلح شورای ملی مقاومت به‌عنوان مبنای مذاکرات صلح در پایان سال ۱۳۶۱، جنگ مردم ایران و یک #جنگ ملی بود؟! همان جنگ ضدمیهنی که #خمینی آن را برای بقای رژیمش نعمت الهی می‌خواند و یک میلیون اتباع ایران را به تنورش ریخت. سخن از مسالمت با رژیم اعدام و قتل‌عام «برای خنده‌» است. پاسخ در قیام و آتش است. سالیان گفته‌ایم: #سپاه پاسداران خامنه‌ای باید در هم کوبیده و منحل شود

سازمان مجاهدین خلق ایران

62,005 görüntüleme • 1 yıl önce

در یکی از کوچه‌های فقیرنشین، یک پیرمرد هزاره که با کراچی دست‌فروشی مصروف پیدا کردن لقمه نانی برای خانواده‌اش بود، با رفتار متفاوتش توجه مردم را جلب کرد. این‌ نوار تصویری توسط برنامه اجتماعی آغابیدر ثبت و منتشر شده است که نشان میدهد آغابیادر برای کمک به این پیرمرد نزدیک شد و خواست مقداری مواد خوراکی به او بدهد؛ اما پیرمرد در پاسخ او گفت «همه همسایه‌های من فقیر هستند و در این کوچه همه در سختی زندگی می‌کنند. اگر به آنها هم کمک می‌کنی، به من هم کمک کن؛ در غیر آن، به من کمک نکن. من روزی خود را به کمک خدا پیدا می‌کنم.» این سخنان در حالی مطرح می‌شود که فقر و مشکلات اقتصادی، زندگی بسیاری از خانواده‌ها را دشوار ساخته است. با این حال، این پیرمرد هزاره نشان داد که حتی در اوج تنگدستی نیز می‌توان به فکر دیگران بود و خیر را برای همه خواست، نه فقط برای خود. کاربران شبکه‌های اجتماعی این رفتار را نمونه‌ای از عزت نفس، همدلی و انسانیت توصیف کرده‌اند. #Asif_Akbari

Asif Akbari آصف اکبری

11,910 görüntüleme • 4 ay önce

♟️چرا همیشه حوادث امنیتی (که رد پای گروه‌های خاص در آن نمایان است) دقیقاً در سفرهای شاه به اروپا، خصوصاً آلمان یا نهادهای حقوق بشری رخ میدهد؟ پاسخ در یک کلمه خلاصه میشود: «شکستنِ انحصار». سال‌هاست که تریبون‌های اروپا در قبضه‌ی اپوزیسیون فیک، لابی‌گران، اصلاح‌طلبان و بازوهای نیابتی مجاهدین است. اگر به اسپانسرهای چهره‌هایی مثل هانا نیومان یا مواضع حزب سبز آلمان نگاه کنید، می‌بینید میلیون‌ها دلار فاند خرج شده تا این صداهای کنترل‌شده، به عنوان «نماینده مردم ایران» فاکتور شوند. چرا جمهوری اسلامی ۴۷ سال دوام آورده؟ دقیقاً به خاطر همین اپوزیسیونِ دست‌ساز و مماشاتِ اروپا! حضور مستمر رضاشاه دوم در اروپا یعنی پایان دادن به این انحصار و سوختنِ میلیون‌ها دلار سرمایه‌گذاریِ رژیم. به همین دلیل، با ایجاد حوادث امنیتی تلاش می‌کنند هزینه و ریسک حضور ایشان را بالا ببرند. اینجاست که جنگ روانیِ پیچیده‌ی سایبری‌ها وارد عمل می‌شود. آن‌ها با تحریک احساسات میهن‌پرستانه، ذهن مخاطب را به این نقطه می‌کشانند: «اصلاً چه نیازی است شاه به اروپا برود و به خبرنگاران چپ‌گرا جواب پس بدهد؟» هدف؟ منزوی کردنِ تنها صدای واقعیِ مردم در عرصه‌ی بین‌الملل. گویی شاهِ ۶۵ ساله با این سطح از پختگی سیاسی، قدرت تشخیص ضرورت حضور در این میدانِ مین‌گذاری‌شده را ندارد! رژیم میخواست با اهرم فشار امنیتی و روانی، ایشان را از اروپا حذف کند، اما نتیجه چه شد؟ برخلاف نیت رژیم و بازوهای سایبری‌اش، پیام ویدیویی شاه مستقیماً از سدِ رسانه‌های چپ و فیک عبور کرد، صدها میلیون بار دیده شد و ۴۷ سال مماشات اروپا و اپوزیسیون‌سازیِ آن‌ها جلوی چشم دنیا نقش بر آب شد. کیش و مات 👑 جاویدشاه 🇮🇷

Apranik 🇮🇷🇮🇱

21,440 görüntüleme • 5 ay önce