Video yükleniyor...

Video Yüklenemedi

Ana Sayfaya Dön

این کلیپ رو ساختن تا بگن یزید خيلی بد بوده، در حالیکه هر کس اینو ببینه به احترام انسانيت، شعور، معلومات، ظرافت روح و شخصیت یزید کلاه از سر برمی‌داره! اگه یزید اینطوری بوده گور بابای حسین، #ما_ملت_یزیدیم!

15,669 görüntüleme • 3 yıl önce •via X (Twitter)

10 Yorum

🌞 من نفرت انگیز profil fotoğrafı
🌞 من نفرت انگیز3 yıl önce

فقط اونجا که صحبت ادکلن میشه ، مسلمان باید بو عَن بده 😂

World Transformation Movement profil fotoğrafı
World Transformation Movement2 yıl önce

The holy grail of insight needed to rehabilitate the human race! Leading psychiatrist says “this is the most important interview of all time, it solves the human condition, ends suffering & turmoil at its source & finally makes sense of our lives!”

ابن ملجم مرادی ⚔️🌞🦁👑 profil fotoğrafı
ابن ملجم مرادی ⚔️🌞🦁👑3 yıl önce

من عاشقش شدم 😂😂 اسم اکانتمو به یزید تغییر نام میدم🤣🤣😎

بوف کر profil fotoğrafı
بوف کر3 yıl önce

😂😂👍👍

مرید شیخ علامه مجلسی profil fotoğrafı
مرید شیخ علامه مجلسی3 yıl önce

خدایی اگه از بچگی انقد از یزید میدونستم ، مرید یزید میشدم نه مرید علامه مجلسی @allamehmadjlesi

پینک چاکلت profil fotoğrafı
پینک چاکلت3 yıl önce

@Siyavash_shooo فقط اولشو دیدم گفتم چه صدای تخمی رد شدم فک کردم در ستایش یزیده

👑👑Iran lover 👑 profil fotoğrafı
👑👑Iran lover 👑3 yıl önce

دمش گرم برای همین به حسین که خمینی اون زمان بوده امان نداد وسط بیابیون دهنشون سرویس کرد اگر شاه ما هم وقتی خمینی از عراق اخراج شده بود و دنبال یک لونه میگشت تو همون بیابیون بین عراق و کویت دهنشو سرویس کرده بود این روزگار امروز ما نبود

Anahita Nil profil fotoğrafı
Anahita Nil3 yıl önce

ما ایرانیان کل اسلام متجاوز را نمیخواهیم ، چرا تبلیغ میکنید ،؟ ۱۴۰۰ سال توی حسین بودیم بسه دیگه .

بوف کر profil fotoğrafı
بوف کر3 yıl önce

کسخلی چیزی هستی؟ الان این تبلیغ اسلام بود؟

کاوه آهنگر profil fotoğrafı
کاوه آهنگر3 yıl önce

احسنت. گل به خودی بود. 🤣🤣🤣

Benzer Videolar

1)- در این توییت یک مستند پنج قسمتی از کانال 13 اسراییل خدمت تون ارائه می کنم که مربوط به جنگ 12 روزه هست. احتمالا خیلی از شما این مستند رو ندید! خیلی به جزییات نمی پردازم تا داستان لو نره و حس رازآلودگی قصه از بین نره. اما این نکته رو در نظر داشته باشید که این مستند حتما با اغراق بسیار زیادی برای مخاطب اسراییلی تولید شده اما بخش هایی از داستانش با واقعیت انطباق داره. در روایت، دروغ پردازی های زیادی شده که اگه با نگاه انتقادی به فیلم نگاه کنید، متوجه بزرگنمایی هاش میشید! در این مستند به فریب رسانه ای که در پشت هر اخبار پیش از جنگ در رسانه ها بوده اشاره می کنه! مثلا برجسته کردن خبر ازدواج پسر نتانیاهو تا این طور به طرف ایرانی القا بشه که سر نتانیاهو شلوغه و درگیر مسائل شخصی و خانوادگیش هست. تا میرسه به شب عملیات و چه اتفاق هایی در کابینه اسراییل افتاده بود. در بخش دیگه دیدارهای نتانیاهو با ترامپ رو قبل از جنگ مطرح می کنه که این سفرها بیشتر برای هماهنگی برای جنگ بوده و پالس مذاکراتی که ترامپ مطرح می کرده، بیشتر برای فریب ایرانیان بوده. داستان ترورهای فرماندهان مطرح میشه، البته اغراق های زیادی هم در روایت داستان هست. موضوعاتی مثل شکل و نوع عملیات های موساد و نیروی هوایی ارتش و مزدورانشون در ایران مطرح میشه. و کلا این مستند: مصاحبه با رهبران سیاسی و فرماندهان ارتش و خلبانان اسراییلی هست. تاکید می کنم که با ذهن انتقادی روایت اسراییلی ها از جنگ 12 روزه رو نگاه کنید! قسمت های دیگه اش رو در پایین و در بخش منشن ها بارگزاری خواهم کرد.

تحلیل راهبرد

52,655 görüntüleme • 5 ay önce

هشدار: بخش‌هایی از این گزارش به‌دلیل بازگوییِ صحنه‌های فاجعه برای شنیدن بسیار آزاردهنده است. این گزارش کامل دومینیک واگورن، سردبیر بین‌الملل اسکای‌نیوز از مینابه. اولین گزارشگر خارجی که به اون‌جا رفته. دومینیک، از لشکرکشی آمریکا به عراق تا بهار عربی رو گزارش کرده، اما خودش می‌گه فشار عاطفی اون‌چه در میناب تجربه کرده، از همه بیشتر بوده و اشکش رو جاری کرده. رسیدن به میناب آسون نبوده. تیم اسکای‌نیوز چهار روز در راه بوده و یک هفته در شهر فیلم‌برداری کرده تا روایتی رو ثبت کنه که تا حالا از این شهر بیرون نرفته بود. ماجرا از روز اول جنگ آمریکا و ایران شروع می‌شه؛ صبح همون روز، یک مدرسه ابتدایی در میناب با موشک‌های دقیق‌هدایت‌شونده‌ی آمریکایی هدف قرار می‌گیره، درست وقتی مدرسه پر از بچه بوده. کارکنان مدرسه فهمیده بودن که کشور زیر حمله‌ست و به والدین زنگ زدن که بچه‌ها رو ببرن، اما بیشترشون به‌موقع نرسیدن. دخترها رو برای امنیت به طبقه‌ی بالا و اتاق نماز برده بودن؛ همون‌جا که موشک‌ها فرود اومد. کسایی که برای کمک رسیدن، با صحنه‌ای روبه‌رو شدن که حتی توصیفش سخته. دومینیک سراغ خانواده‌ها می‌ره. پرستشِ یازده‌ساله از زیر آوار زنده بیرون اومده، اما به‌شدت سوخته و هفته‌ها در بیمارستان بستری بوده؛ برادر نه‌ساله‌اش، علی‌اصغر، کشته شده. شهر مجبور شده گورستان رو گسترش بده تا همه‌ی کشته‌ها رو دفن کنه. خانواده‌ها هر شب کنار قبر بچه‌هاشون شمع روشن می‌کنن و ساعت‌ها می‌مونن. محمدطاها باید همون شب جشن ده‌سالگی‌اش رو می‌گرفت؛ مادرش خدیجه و خانواده‌اش به‌جاش سر قبرش براش کیک گذاشتن و تولدت مبارک خوندن. خدیجه در یک گفت‌وگوی بیش از دوساعته، در حالی که اشک می‌ریخت، تعریف می‌کنه که چطور از سردخانه‌ای به سردخانه‌ی دیگه رفته تا تکه‌های پیکر بچه‌ها رو ببینه. آخرش آزمایش دی‌ان‌ای فقط تکه‌ای از تنه و بازوی پسر نه‌ساله‌اش رو شناسایی کرده. اون رو در کفنی به خانواده تحویل دادن و خدیجه می‌گه پیش از خاک‌سپاری، آخرین چیزی که از پسرش مونده بود رو در آغوش گرفته و براش لالایی خونده. شواهد به سمت آمریکا اشاره داره. ایرانی‌ها می‌گن قطعاتی که در محل جمع شده، از موشک‌های کروز تاماهاوک آمریکاییه و آمریکا همون روز چند نقطه‌ی دیگه‌ی همون منطقه رو هم زده. این یک مدرسه ابتدایی بوده که بیش از یک دهه روی نقشه‌ها مشخص بوده، اما درست وسط ساختمونش هدف خورده. یا عمدی بوده، که اون‌وقت جنایت جنگیه، یا اشتباه شناسایی شده، که اون هم نقض قواعد جنگه. آمریکا در حادثه‌های مشابه در عراق و افغانستان ظرف چند روز تا چند هفته مسئولیت رو پذیرفته بود، اما اینجا نزدیک سه ماه گذشته و فقط می‌گن موضوع در حال بررسیه. در آغاز جنگ، دونالد ترامپ گفته بود ایران پشت این ماجراست؛ ادعایی که هیچ مدرکی براش ارائه نشد. خدیجه می‌گه ترامپ وعده داده بود به مردم ستمدیده‌ی ایران کمک کنه، اما در عمل دانش‌آموزها کشته شدن. حالا با آتش‌بسی شکننده و نزدیکی میناب به تنگه‌ی هرمز، ترس مردم اینه که اگر جنگ از سر گرفته بشه، چنین فاجعه‌ای دوباره تکرار بشه. چیزی که مردم میناب می‌خوان روشنه: پاسخ و عدالت.

Panah Farhadbahman 🎒

47,806 görüntüleme • 4 ay önce

حسین مصطفوی، معروف به Mr Most سالهاست که در تورنتوی کانادا زندگی می‌کنه، شرکت Real Estate داشت و حدوداً ۳۵ تا خونه در تورنتو و بیشتر در محدوده‌ی یانگ و فینچ تا یانگ و شپرد، به اسمش هست. احتمالاً خیلی از کسایی که توی تورنتو زندگی می‌کنن تابلوهاشو دیدن. ولی مدتیه که پرونده‌ی خونه‌هاش یکی‌ یکی داره میره دادگاه و تا الان هم حداقل سه تا از خونه‌هاشو از دست داده. دلیلش هم این بوده که وام‌های بانکی مربوط به اون املاک پرداخت نشده و بانک‌ها و موسسات مالی مجبور شدن برای گرفتن پولشون برن دادگاه. احتمالاً این روند ادامه خواهد داشت و ایشون به احتمال زیاد، املاک بیشتری رو در آینده‌ی نه چندان دور از دست خواهد داد. چند سال پیش هم Real Estate License رو از دست داد. ماجرا هم مربوط به حساب Trust شرکت Real Estate بود، همون حسابی که پول معامله‌ی خریدار و فروشنده موقتاً اونجا نگهداری میشه و باید در موعد مقرر به طرف مربوطه پرداخت بشه. طبق پرونده‌ای که درباره‌ش مطرح شده بود، پول در موعد مقرر پرداخت نشد، ازش شکایت شد و در نهایت License رو از دست داد. حالا چیزی که همیشه برای من سئوال بود اینه که چطوری میشه یه آدم با این همه خونه و ملک، دونه‌دونه اینا رو از دست بده؟! واقعاً از دست دادن این همه ملک خودش یه هنری می‌خواد که کار هر کسی نیست. حتی به نقل از یکی از دوستانی که سازنده‌ی ملک در تورنتو هست، حسین مصطفوی بهش گفته بود که احتمالاً تا آخر سال به ایران برخواهد گشت. از طرف دیگه، ایشون برای مراسم چال کردن لاشه‌ی #موشعلی (#درمانده) به ایران رفته بوده و در این مراسم شرکت کرده، همون‌طور که توی این ویدئو هم می‌بینید. حالا تازه متوجه میشم که چجوری اون همه پول و سرمایه داره از بین میره و چرا می‌خواد به ایران برگرده.

 Amir 𓃬☼

33,938 görüntüleme • 20 gün önce

مجید شاکری: واقعاً هر کسی که در تهران در ایران در رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از ایران بگه ایران بوده که تفاهم رو به هم زده شرافت نداره 🟡🟡🟡🟡🟡 مجید شاکری(عضو تیم مذاکره‌کننده اسلام‌آباد): دونه دونه این واقعیت هزار تا چیز به ما ثابت می‌کنه. یکی کسایی دائم در تهران می‌گفتند و تأمین مالی می‌شود گفتگوشون که آقا ببین شما در شب تشییع سه تا کشتی رو اومدید زدید و معامله رو به هم زدید و خوب بود بهتون اسقاطی نفت داده بود محاصره نبودید برای چی این کارو کردید معامله رو به هم زدید. اولاً من یک بار مجدداً جلوی دوربین تکرار می‌کنم که در اون شب چه گذشت. طرف آمریکایی به زور تعدادی کشتی که از کریدور ایرانی می‌خواستند رد بشن رو (یعنی حتی موضوع سر کریدور جنوب هم نیست، بر سر اجبار عدم عبور کشتی‌ها از کریدور ایرانیه) اومده از کریدور جنوب به زور خواسته رد بکنه. سپاه پاسداران نیروی دریایی رفته جلو به کشتی شلیک نکرده. تیر اخطار زده جلوی کشتی، طرف آمریکایی اون‌هایی که تیر اخطار زده بودن رو شهید کرده و در نهایت سپاه پاسداران پاسخ داده. واقعاً هر کسی که در تهران در ایران در رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از ایران بگه ایران بوده که تفاهم رو به هم زده شرافت نداره. چون این صددرصد خلاف واقعیته.

آرش یوسفی -ARASH

44,243 görüntüleme • 10 gün önce

بیست سال اقتصاد ایران ضمن عذرخواهی... می‌فرمایند که "حکومت پهلوی یه بشکه گُهه که روش دو سانت عسله، به لحاظ اقتصادی" نظر هر کس محترمه، ولی جا داره ببینیم اعداد و ارقام چی می‌گه: ▪️اول به لحاظ رشد اقتصادی: از سال ۱۳۳۵ تا ۱۳۵۵ (۱۹۵۶ تا ۱۹۷۶)، بر اساس برآورد بانک مرکزی ایران که در گزارش صندوق بین‌المللی پول استفاده شده، رشد واقعی GDP ایران به‌طور متوسط ۹٫۸ درصد در سال بوده. صندوق بین‌المللی پول این دوره رو یکی از سریع‌ترین دوره‌های رشد اقتصادی ایران و حتی جهان توصیف می‌کنه. ▪️به لحاظ درآمد سرانه: و اما رشد واقعی درآمد سرانه/تولید ناخالص داخلی سرانه بین سال‌های ۱۳۳۵ تا ۱۳۵۵: ۱۳۳۵: حدود ۲٬۵۷۷ (دلار بین‌المللیِ ثابت ۲۰۰۵) ۱۳۵۵: حدود ۱۳٬۳۳۰ (دلار بین‌المللیِ ثابت ۲۰۰۵) این یعنی در این بیست سال درآمد سرانه واقعی حدود ۴۱۷٪ افزایش یافته؛ به عبارت دیگه در سال ۱۳۵۵ تقریباً ۵٫۲ برابر سال ۱۳۳۵ بوده ▪️نکتهٔ سوم و مهم: رشد جمعیت مقایسه جمعیت در این بیست سال ۱۳۳۵: حدود ۱۹٫۳ میلیون نفر ۱۳۵۵: حدود ۳۳٫۶ میلیون نفر. یعنی در طول این بیست سال درآمد سرانه در حالی بیش از پنج برابر شده که جمعیت حدود ۷۴٪ رشد داشته. ▪️نکتهٔ تکمیلی: در این جور مواقع بر درآمد نفتی تاکید می‌کنند. در همین دوره، رشد بخش غیرنفتی حدود ۱۰٫۱ درصد و رشد صنایع و معادن حدود ۱۴ درصد در سال بوده؛ یعنی رشد فقط حاصل افزایش درآمد نفت نبوده. ▪️و اما تورم: میانگین حسابی نرخ‌های تورم بین ۱۳۳۵ تا ۱۳۵۵ حدود ۶ درصد در سال بوده. البته حتی در بعضی سال‌ها زیر ۱ درصد بوده. بهتره به تفکیک هم ببینیم: میانگین تورم سالانه: — ۱۳۳۵–۱۳۵۵ حدود ۶٪ — دهه ۱۳۴۰ حدود ۲٪ — ۱۳۵۰–۱۳۵۵ حدود ۱۳٪ راستی... گفتم درآمد سرانه در سال ۱۳۵۵ حدود ۱۳.۳۳۰ دلار بوده، یادآوری کنم در سال ۲۰۲۵ حدود ۳.۹۰۰ دلار بوده. کمتر از یک‌سوم. از مهدی تدینی

فلات ایران

117,311 görüntüleme • 2 ay önce

سعید لیلاز: تمام شواهد نشان می‌دهد که مجدداً رویکرد اقتصادی، ایجاد آشوب در ایران، ایجاد بی‌ثباتی چه اجتماعی چه اقتصادی در ایران و در کنارش استفاده از ابزار نظامی رویکرد آن‌هاست الان. من به جنابعالی عرض بکنم؛ به نظر من خود جنگ ۴۰ روزه در ادامه اتفاقاتی بود که تحت عنوان تراستی‌ها ‼️الان ایرانی‌ها می‌شناسند. یعنی عامل اصلی این جنگ تا حد زیادی اون‌ها هستند. تراستی‌ها وقتی… ببینید من به نقل از یک مقام رسمی نظام جمهوری اسلامی می‌گم که اسمش رو نمی‌تونم بیارم؛ که بین ۲٫۷ تا ۳ میلیارد دلار در ماه ورودی منابع نفتی بوده تا دی ماه… تا مثلاً آبان و… تا مثلا بهشت و آبان سال ۱۴۰۴… از مهر و آبان به بعد این یکباره به ۱۵۰ میلیون دلار در ماه کاهش پیدا می‌کنه. خب ببخشید، شما به هر ماشینی و به هر کامپیوتر این داده رو بدید می‌گه خب انفجاره دیگه! و شورش‌های دی ماه ۱۴۰۴ هم، ناآرامی‌ها سر همین شکل گرفت. و به نظر من خب کل کشته‌های اونجا، قربانیان اونجا از هر جناحی… که ما قلبمون همیشه برای همه‌شون مجروحه، منم قبول ندارم که کی جاسوس بوده، کی نبوده، کی قاتل بوده، کی مقتول… همه‌ش تقصیر همون تراستی‌هاست. و پیرو اینکه اون تراستی‌ها این شرایط رو ایجاد کردند، حالا عوامل… نمی‌دونم این‌ور و اون‌ور می‌آیند وسط، از ناآرامی‌ها استفاده می‌کنند، آمریکا و اسرائیل به این جمع‌بندی می‌رسند که الان وقت ضربه زدن به ایرانه. عنایت کردید؟ حالا اون اون‌دفعه نشده. الان که دوباره نرخ تورم شده ۹۰ درصد، مواد غذایی سه رقمی شده، نان ۴۰-۵۰ درصد، یک امیدی در اون‌ها هم‌زمان با به بن‌بست رسیدن جبهه نظامی ایجاد شده و شکل گرفته که این‌دفعه شاید از این طریق کاری کنیم که این‌ها از درون بپاشند. این کل تحلیلی است که من راجع به اوضاع دارم و اساسش هم روی روش مدیریت اقتصاد ایران اون‌ها امید بستند. این هم که می‌گم مدیریت اقتصاد ایران، فقط دولت نیست ها؛ کل نظام جمهوری اسلامی ناکارآمده در حوزه اقتصاد.

آرش یوسفی -ARASH

43,956 görüntüleme • 1 ay önce

⚽️ جناب آقای علی کریمی: Ali Karimi🇮🇷 در تاریخ ۲۸ تیر ۱۴۰۳ در مصاحبه با مجتبی پوربخش فرمودین: «کسی که میاد از خاندان پهلوی و دیگه الان از شاهزاده رضا پهلوی انتقاد میکنه به هر نوعی، از نظر من دو تا مورد بیشتر نداره: یا اینکه ذی‌نفع ج.ا هست، یا باعث به وجود اومدن ج.ا بوده. یعنی گزینه سومی واسه من نداره اینا. حالا اگه کسی فکر میکنه گزینه‌ی دیگه‌ای هم هست بگه که مام در جریان قرار بگیریم.» یک یا دو‌ روز قبل استوری کردین: «اولین راه برای فهمیدن میزان هوش یک حاکم، نگاه کردن به آدم‌هایی‌ست که اطراف او هستند» منظورتون از این استوری چی بوده؟ ما چطور باید این استوری رو به چیزی غیر از آنچه از اون بر میاد تعبیر کنیم؟ با این اوصاف باید شما رو جزو کدوم یک از دو دسته‌ای که دو سال قبل اشاره کردین قرار بدیم؟ اگر فکر میکنید گزینه سومی هست بیاین به ما هم بگین لطفا، که ما هم در جریان قرار بگیریم! جواب ما هیچ، جواب علی کریمی دو سال قبل رو بدین حداقل. سپاس.

صبح آزادی

29,034 görüntüleme • 4 ay önce

‌‌«مولا علی نخستین سوسیالیست جهان!» خسرو گلسرخی نام مهمی است، زیرا به گمانم او بهترین نمایندۀ انقلاب ۵۷ بود. اگر بخواهیم تجسم عینی انقلاب ۵۷ را در یک شخص متبلورشده ببینیم، آن شخص «خسرو گلسرخی» است. مناسب‌ترین دریچه برای فهم انقلاب ۵۷ «دریچۀ ایدئولوژی» است. زیرا این انقلاب بدون ایدئولوژی هرگز به پیروزی نمی‌رسید. نقطۀ اوج آن ایدئولوژی را می‌توان در سخنان گلسرخی دید؛ درست جایی که اسلام و مارکسیسم به شکلی بسیار توده‌فهم و اسطوره‌پردازانه پیوند می‌خورد. همین ایدئولوژی اسطوره‌محور و اسطوره‌پرور بود که نیروی مردمی عظیمی را ایجاد کرد و انقلاب را رقم زد. کمی به عقب‌تر برویم: گلسرخی در تیر ماه ۱۳۵۰ در شمارۀ ۷۴ نشریۀ «نگین» مطلبی نوشت با عنوان «شعر در شبه‌جزیرۀ روشنفکری». این نوشتار او دربارۀ شعر است، اما سطر سطر آن از نوعی «سیاست هنریِ» ایدئولوژیک حکایت دارد و طعم تند مارکسیستی آن با تأکید بر مفهوم «تاریخ» مشخص می‌شود. گلسرخی می‌گوید شاعر باید بفهمد «در کجای تاریخ ایستاده» است. در نقد شاعران می‌گوید: «شاعر را جذبه‌های آرامش و رفاه بلعیده»؛ «شاعر جا خالی کرده است، او گوشه‌نشین، حاشیه‌پرداز و منزوی شده، به متلاشی کردن نقش تاریخی شاعر و حقیقت شعر نشسته است.» گلسرخی درست همین فردی است که در این چند سطر دیدیم. او شاعری است که از رسالت تاریخی می‌گوید و در دادگاهش نیز دقیقاً از «جایگاه تاریخی» خود سخن می‌گوید و این جایگاه را نیز با نظریاتی مارکسیستی و با ارجاع به اسطوره‌های دینی تعریف می‌کند. او در دادگاه می‌گوید: «ان الحیاه عقیده والجهاد. سخنم را با گفته‌ای از مولا حسین، شهید بزرگ خلق‌های خاورمیانه آغاز می‌کنم. من که یک مارکسیست لنینیست هستم، برای نخستین بار عدالت اجتماعی را در مکتب اسلام جستم و آنگاه به سوسیالیسم رسیدم. من در این دادگاه برای جانم چانه نمی‌زنم، و حتی برای عمرم. من قطره‌ای ناچیز از عظمت، از حرمان خلق‌های مبارز ایران هستم... از اسلام سخنم را آغاز کردم. اسلام حقیقی در ایران همواره دِین خود را به جنبش‌های رهایی‌بخش ایران پرداخته است... هنگامی که مارکس می‌گوید: «در یک جامعه طبقاتی، ثروت در سویی انباشته می‌شود و فقر و گرسنگی و فلاکت در سوی دیگر، در حالی که مولد ثروت طبقه محروم است» و مولا علی می‌گوید: «قصری بر پا نمی‌شود، مگر آنکه هزاران نفر فقیر گردند»، نزدیکی‌های بسیاری وجود دارد. چنین است که می‌توان در این لحظه از تاریخ، از مولا علی به عنوان نخستین سوسیالیست جهان نام برد... زندگی مولا حسین نمودار زندگی اکنونی ماست که جان بر کف، برای خلق‌های محروم میهن خود در این دادگاه محاکمه می‌شویم. او در اقلیت بود و یزید، بارگاه، قشون، حکومت، قدرت داشت. او ایستاد و شهید شد. هر چند یزید گوشه‌ای از تاریخ را اشغال کرد، ولی آنچه که در تداوم تاریخ تکرار شد، راه مولا حسین و پایداری او بود، نه حکومت یزید. آنچه را که خلق‌ها تکرار کردند و می‌کنند، راه مولا حسین است. بدین گونه است که در یک جامعه مارکسیستی، اسلام حقیقی به عنوان یک روبنا قابل توجیه است و ما نیز چنین اسلامی را، اسلام حسینی و اسلام مولا علی را تأیید می‌کنیم.» (پایان نقل‌قول) گلسرخی دائم از امپریالیسم و استعمار و آمریکا و «دشمنِ نامرئی» سخن می‌گوید و هر چه می‌گوید ایده‌های مارکسیستی است، اما هم با مهارت ادبی این دیدگاه‌ها را به امامان شیعه پیوند می‌دهد تا عمقی بی‌انتها در دل و ذهن شنونده داشته باشد و هم خوب می‌داند چطور از «نظام آباد»؛ «میدان شوش»، «دروازه غار»، «و پل امام‌زاده معصوم» شاهد آورد. او و دانشیان در نهایت از این دادگاه علنی استفاده می‌کنند تا به جای دفاع از خود تندترین و رادیکال‌ترین بیانیه‌های مارکسیستی و لنینیستی را علیه حکومت قرائت کنند. اما گلسرخی همزمان خود را در جایگاه حسین (ع) می‌نهد و طبعاً رقیبش را در جایگاه یزید. نکتۀ اصلی نیز در همین‌جاست! این همان «آمیزه‌ای است که اکسیر انقلاب ۵۷» بود. اسطوره‌های دینی از ژرفای تاریخ با نظریۀ سیاسیِ مدرنِ مارکسیسم می‌آمیزد و ادبیاتی مبارزه‌جویانه‌ را ایجاد می‌کند که نیروی انفجاری بی‌حدی داشت. مهدی تدینی

فلات ایران

79,435 görüntüleme • 1 yıl önce

‌‌«مولا علی نخستین سوسیالیست جهان!» خسرو گلسرخی نام مهمی است، زیرا به گمانم او بهترین نمایندۀ انقلاب ۵۷ بود. اگر بخواهیم تجسم عینی انقلاب ۵۷ را در یک شخص متبلورشده ببینیم، آن شخص «خسرو گلسرخی» است. مناسب‌ترین دریچه برای فهم انقلاب ۵۷ «دریچۀ ایدئولوژی» است. زیرا این انقلاب بدون ایدئولوژی هرگز به پیروزی نمی‌رسید. نقطۀ اوج آن ایدئولوژی را می‌توان در سخنان گلسرخی دید؛ درست جایی که اسلام و مارکسیسم به شکلی بسیار توده‌فهم و اسطوره‌پردازانه پیوند می‌خورد. همین ایدئولوژی اسطوره‌محور و اسطوره‌پرور بود که نیروی مردمی عظیمی را ایجاد کرد و انقلاب را رقم زد. کمی به عقب‌تر برویم: گلسرخی در تیر ماه ۱۳۵۰ در شمارۀ ۷۴ نشریۀ «نگین» مطلبی نوشت با عنوان «شعر در شبه‌جزیرۀ روشنفکری». این نوشتار او دربارۀ شعر است، اما سطر سطر آن از نوعی «سیاست هنریِ» ایدئولوژیک حکایت دارد و طعم تند مارکسیستی آن با تأکید بر مفهوم «تاریخ» مشخص می‌شود. گلسرخی می‌گوید شاعر باید بفهمد «در کجای تاریخ ایستاده» است. در نقد شاعران می‌گوید: «شاعر را جذبه‌های آرامش و رفاه بلعیده»؛ «شاعر جا خالی کرده است، او گوشه‌نشین، حاشیه‌پرداز و منزوی شده، به متلاشی کردن نقش تاریخی شاعر و حقیقت شعر نشسته است.» گلسرخی درست همین فردی است که در این چند سطر دیدیم. او شاعری است که از رسالت تاریخی می‌گوید و در دادگاهش نیز دقیقاً از «جایگاه تاریخی» خود سخن می‌گوید و این جایگاه را نیز با نظریاتی مارکسیستی و با ارجاع به اسطوره‌های دینی تعریف می‌کند. او در دادگاه می‌گوید: «ان الحیاه عقیده والجهاد. سخنم را با گفته‌ای از مولا حسین، شهید بزرگ خلق‌های خاورمیانه آغاز می‌کنم. من که یک مارکسیست لنینیست هستم، برای نخستین بار عدالت اجتماعی را در مکتب اسلام جستم و آنگاه به سوسیالیسم رسیدم. من در این دادگاه برای جانم چانه نمی‌زنم، و حتی برای عمرم. من قطره‌ای ناچیز از عظمت، از حرمان خلق‌های مبارز ایران هستم... از اسلام سخنم را آغاز کردم. اسلام حقیقی در ایران همواره دِین خود را به جنبش‌های رهایی‌بخش ایران پرداخته است... هنگامی که مارکس می‌گوید: «در یک جامعه طبقاتی، ثروت در سویی انباشته می‌شود و فقر و گرسنگی و فلاکت در سوی دیگر، در حالی که مولد ثروت طبقه محروم است» و مولا علی می‌گوید: «قصری بر پا نمی‌شود، مگر آنکه هزاران نفر فقیر گردند»، نزدیکی‌های بسیاری وجود دارد. چنین است که می‌توان در این لحظه از تاریخ، از مولا علی به عنوان نخستین سوسیالیست جهان نام برد... زندگی مولا حسین نمودار زندگی اکنونی ماست که جان بر کف، برای خلق‌های محروم میهن خود در این دادگاه محاکمه می‌شویم. او در اقلیت بود و یزید، بارگاه، قشون، حکومت، قدرت داشت. او ایستاد و شهید شد. هر چند یزید گوشه‌ای از تاریخ را اشغال کرد، ولی آنچه که در تداوم تاریخ تکرار شد، راه مولا حسین و پایداری او بود، نه حکومت یزید. آنچه را که خلق‌ها تکرار کردند و می‌کنند، راه مولا حسین است. بدین گونه است که در یک جامعه مارکسیستی، اسلام حقیقی به عنوان یک روبنا قابل توجیه است و ما نیز چنین اسلامی را، اسلام حسینی و اسلام مولا علی را تأیید می‌کنیم.» (پایان نقل‌قول) گلسرخی دائم از امپریالیسم و استعمار و آمریکا و «دشمنِ نامرئی» سخن می‌گوید و هر چه می‌گوید ایده‌های مارکسیستی است، اما هم با مهارت ادبی این دیدگاه‌ها را به امامان شیعه پیوند می‌دهد تا عمقی بی‌انتها در دل و ذهن شنونده داشته باشد و هم خوب می‌داند چطور از «نظام آباد»؛ «میدان شوش»، «دروازه غار»، «و پل امام‌زاده معصوم» شاهد آورد. او و دانشیان در نهایت از این دادگاه علنی استفاده می‌کنند تا به جای دفاع از خود تندترین و رادیکال‌ترین بیانیه‌های مارکسیستی و لنینیستی را علیه حکومت قرائت کنند. اما گلسرخی همزمان خود را در جایگاه حسین (ع) می‌نهد و طبعاً رقیبش را در جایگاه یزید. نکتۀ اصلی نیز در همین‌جاست! این همان «آمیزه‌ای است که اکسیر انقلاب ۵۷» بود. اسطوره‌های دینی از ژرفای تاریخ با نظریۀ سیاسیِ مدرنِ مارکسیسم می‌آمیزد و ادبیاتی مبارزه‌جویانه‌ را ایجاد می‌کند که نیروی انفجاری بی‌حدی داشت. مهدی تدینی

فلات ایران

33,832 görüntüleme • 1 ay önce

از نظر من، اگه هنوز هم با وجود این همه اتفاق… ‼️‼️‼️‼️‼️ این جماعت بریزن تو خیابون‌های تورنتو، سیرک و کارناوال خیابونی راه بندازن و پرچم‌های زشتشون رو به زور تو چشم مردم فرو کنن… و اگر این رفتارها در روابط شخصی‌مون هیچ پیامدی نداشته باشه و برای مدتی این افراد نه بایکوت بشن و نه ازشون فاصله بگیریم، در عمل داریم به عادی شدن شر کمک می‌کنیم. ‼️ موضوع اینه که این فقط یک سلیقه یا اختلاف نظر ساده نیست؛ این یک کنش سیاسی عمومی بوده که تا امروز اثر اجتماعی مخرب داشته از عادی‌سازی تجاوز خارجی گرفته تا ارزش‌گذاری برای مرگ،‼️ تقلیل جان انسان‌ها و مهم‌تر از همه، تشدید دوقطبی در جامعه ایران. هر کنش اجتماعی باید مسئولیت و پاسخگویی هم داشته باشه. اینکه ما به خاطر رفاقت یا رابطه شخصی ازش عبور کنیم و نادیده بگیریم،‼️ در نهایت فقط یک نتیجه داره: قبحِ همه ی زشتی‌ها از بین خواهد رفت. همه‌ی ما در قبال فضایی که در اون زندگی می‌کنیم مسئولیم. 📍۲۶ آپریل ۲۰۲۶، تورنتو

آرش یوسفی -ARASH

18,181 görüntüleme • 5 ay önce

برای شناخت چهره و سیرت واقعی چپ‌های احمقِ چفیه‌به‌گردن در کشورهای غربی کافیه این کلیپ رو نگاه کنین… 👇🏻🫤 توی این کلیپ این هم‌میهن ایرانی ما که خیلی ناراحت و عصبانی هست به چپی‌های می‌گه: «جمهوری اسلامی مردم ما رو قتل عام کرده و شما دارید ازش حمایت می‌کنید؟ عکس خامنه‌ایی که یک تروریسته، کشور من و ویران کرده، مردم من و کشته و کل منطقه رو به آتیش کشیده بالا می‌گیرید؟ اگه واقعاً خیلی ناراحتین خب برید غزه یا برید ایران!» و در حالی که این حرف‌ها رو می‌زنه، اون دختر چپول کثیف اون اداها رو درمیاره و مسخره‌اش می‌کنه! بعد اون مردی که عینک آفتابی داره تهدیدش می‌کنه و می‌گه: «اگه زیاد حرف بزنی میام حسابت رو می‌رسم! گمشو برو از اینجا!» بعدش این هم‌میهن ما با صدای خیلی بلند می‌گه: «ما از اسرائیل و آمریکا حمایت می‌کنیم! ما از مردم آمریکا متشکریم. خدا آمریکا و اسرائیل رو حفظ کنه! شماها دیوونه‌ هستین که از فلسطین حمایت می‌کنین!» رفتار مریض و تحقیرآمیز این چپی‌ها ادامه پیدا می‌کنه و حتی حاضر به شنیدن حرف‌های اون خانوم و هم‌میهن‌ ما که می‌گه دوستش یک ماه پیش به دست جمهوری اسلامی کشته شده، نیستن! بعد خانومه ازشون می‌پرسه: «چرا دارین این آقا رو اذیت می‌کنین؟» و اون‌ها خیلی پرو، با خونسردی و وقیحانه، در حالی که دستاشون رو بالا گرفتن تا مثلاً بگن ما کاری با این آقا نداریم، جواب می‌دن: «نه، ما اذیتش نمی‌کنیم…» 🙄 چپ کثیف انگلیه که هر جا می‌ره فقط هرج‌ومرج به بار میاره و چون مغز فندقی‌اش شستشو داده شده، حاضر به شنیدن هیچ صدا، ایده یا نظر دیگه‌ای نیست!

Kamilia 🇮🇷

26,658 görüntüleme • 4 ay önce

رشتوی بخش کوچکی از تهدیدات و پرونده سازی های محمد جرجندی که بعد از ۶ ساعت انواع حملات و پرونده سازی ها تصمیم گرفتم ریکورد کنم. اولش باور نمی‌کردم این اراجیف رو راجع به من بگه. ولی بودجه خوبی براش تدارک دیدند. حرف هایی میزنه که من متوجه نمیشم یعنی چی، اگه فکر می‌کنه من پولی از کسی خوردم، فعالیتی داشتم که در داخل یا خارج برای من مشکل ایجاد می‌کنه، رو کنه من مسئله ای ندارم. چون من کاری نکردم تو زندگیم که اینطوری یک پرونده سازی مثل جرجندی پنهان بکنه! یه بار که سپاه و وزارت اطلاعات کل اطلاعات مجازی و حقیقی من رو زیر و رو کردند چک کردند. اگه جرجندی چیزی داره براشون هدیه بفرسته بسم الله. اینم پرونده سازی از خارج برای ساکن ایرانه، شرف و آبرو براش نمی‌مونه اگه چنین کاری کنه. اگه من کاری کردم که اونور آب از من ناراحت بشن که به درک و به تخمم، چون من ایرانم و قصدی برای رفتن ندارم. اگه کاری کردم علیه منافع مردم ایران بوده هم که منتشر کن من باید پاسخ بدم بدون اغماض. اگه کلاهبرداری کردم که چرا تا الان منتشر نکردی؟ بهت پروژه اش رو ندادند یا مثل قبلیا بهت دیتا نداده بودند که حمله کنی؟ اونوقت که برای خودت بد میشه که برای منافع شخصی یا بر اساس دستور یا کینه و حسادت به آدم ها حمله می‌کنی. به هر حال من مشکلی ندارم، اگه بین این همه کلاهبردار و فعال های سیاسی صادراتی، من اینقدر خار چشم شیطان شدم که بودجه گرفتی برای من شبانه روزی وقت بذاری، بذار. ایرادی نداره. بالاخره تو هم باید نون‌ بخوری، تو زندگیت چیز خاصی نشدی و رفتی اونور هم پناهنده شدی و بازم چیز خاصی نشدی، رد دادی و ایگو و حسادت و عقده گاهی انگیزه قدرتمندی میشه که با پروژه گرفتن و بودجه همراستا بشن ۲۴ ساعته سر هیچی پاچه من رو بگیری که هیچ مشکلی باهات نداشتم و اصلا کاری باهات نداشتم! ادامه بده محمد جرجندی، رو سیاهی می‌مونه به زغال. این بار بابت پروژه ات به کاهدون زدی.

🏴JannatKhah🔩🪰

481,218 görüntüleme • 1 yıl önce

داستان مریم طهماسبی جنبه‌ های دیگری هم دارد که *نشریه نیشن* به خوانندگانش نگفته است. طهماسبی در مقاله‌اش، خود و خانواده‌اش را دو فرد دانشگاهی و معمولی معرفی می‌کند که امروز باید تاوان کاری را بدهند که مادر همسرش، حتی پیش از تولد او، انجام داده است. او از آمریکایی می‌نویسد که «دوستش داشته» و خانواده‌اش را قربانی مجازات به‌دلیل نسبت خانوادگی جلوه می‌دهد. اما آمریکایی‌ها سزاوار شنیدن همه داستان هستند. طهماسبی از مادرشوهرش، معصومه ابتکار، صرفاً به‌عنوان «مترجم گروگان‌گیران ایرانی» یاد می‌کند. این توصیف، نقش تاریخی ابتکار را به شکلی جدی تحریف و کوچک می‌کند. ابتکار صرفاً یک مترجم نبود. او سخنگوی انگلیسی‌زبان دانشجویان اسلام‌گرایی بود که سفارت آمریکا در تهران را اشغال کردند و ۵۲ آمریکایی را به مدت ۴۴۴ روز به گروگان گرفتند. او در برابر رسانه‌های بین‌المللی چهره و صدای گروگان‌گیران بود و از اقدام آنان دفاع می‌کرد. ابتکار بعدها نیز به یکی از چهره‌های بلندپایه جمهوری اسلامی تبدیل شد و چندین دوره در مقام معاون رئیس‌جمهور فعالیت کرد. بخش مهم دیگری از این داستان که از روایت طهماسبی حذف می‌شود «آقازاده» بودن است. معصومه ابتکار به بالاترین سطوح ساختار سیاسی جمهوری اسلامی راه یافت و خانواده‌اش نیز در زمره خانواده‌های متصل به قدرت قرار گرفتند؛ خانواده‌هایی برخوردار از جایگاه، ارتباطات، امکانات تحصیلی و حرفه‌ای و امکان رفت‌وآمد و زندگی در خارج از کشور؛ فرصت‌هایی که برای میلیون‌ها ایرانی عادی، به‌ویژه کسانی که همین نظام سرکوب یا از حقوق اولیه‌شان محروم کرده، دست‌نیافتنی بوده است. صرف‌نظر از اینکه درباره برخورد کنونی با طهماسبی در آمریکا چه نظری داشته باشیم، نمی‌توان این پیشینه و امتیازات را از روایت حذف کرد و خانواده‌ای با چنین ارتباطاتی را صرفاً خانواده‌ای عادی و بی‌بهره از قدرت و نفوذ معرفی کرد. و بعد می‌رسیم به رفتار خود طهماسبی در آمریکا. در ویدیویی که به‌صورت عمومی منتشر شده، طهماسبی ابتدا خانه همسایه‌اش را که پرچم آمریکا بر آن نصب شده نشان می‌دهد. سپس دوربین را به سمت خانه‌ی خود و پرچم امام حسین بر سر در ان می‌چرخاند و با لحنی تمسخرآمیز می‌گوید: «اونا پرچم آمریکا رو زدن به خونه‌شون، منم پرچم امام حسین زدم.» چرا این جمله اهمیت دارد؟ چون امام حسین در فرهنگ شیعه صرفاً یک شخصیت مذهبی نیست. واقعه کربلا، حسین را به یکی از قدرتمندترین نمادهای مبارزه با ظلم، ایستادگی در برابر حاکم نامشروع، سر فرود نیاوردن، مقاومت، فداکاری و شهادت تبدیل کرده است. طبیعتاً احترام به امام حسین یا نصب پرچم او هیچ معنای ضدآمریکایی ندارد. مسئله اینجا انتخاب خود طهماسبی برای قرار دادن این دو نماد در برابر یکدیگر است. هیچ‌کس این مقایسه را به او تحمیل نکرد. این خود اوست که ابتدا پرچم آمریکا را نشان می‌دهد و سپس در مقابل آن، پرچمی را قرار می‌دهد که در فرهنگ سیاسی و مذهبی او نماد مقاومت و ایستادگی است. در چنین فضایی، دشوار است این رفتار را صرفاً ابراز یک باور مذهبی دانست. پیامی که خود او می‌سازد روشن است: یک طرف پرچم آمریکا؛ طرف دیگر، نماد مقاومت و ایستادگی او. این تصویر، روایت امروز او از کسی که صرفاً «عاشق آمریکا» بوده را دست‌کم بسیار پیچیده‌تر می‌کند. هیچ‌یک از این موارد به این معنا نیست که فرزندان باید به‌خاطر اعمال والدینشان مجازات شوند. نباید چنین باشد. همان‌طور که وابستگی خانوادگی نیز حق برخورداری هر فرد از دادرسی عادلانه و روند قانونی در آمریکا را از بین نمی‌برد. اما دقیقاً به همین دلیل است که تمام داستان باید گفته شود. وقتی از مردم آمریکا انتظار همدردی دارید، یکی از شناخته‌شده‌ترین سخنگویان گروگان‌گیران سفارت آمریکا را صرفاً به یک «مترجم» تقلیل ندهید.امتیازات، موقعیت و ارتباطات سیاسی خانواده‌ای را که سال‌ها به بالاترین سطوح قدرت در جمهوری اسلامی متصل بوده، از روایت حذف نکنید. و وقتی به آمریکایی‌ها می‌گویید چقدر کشورشان را دوست دارید، آن بخش از گذشته خودتان را هم حذف نکنید که در آن، پرچم همسایه آمریکایی‌تان را به تمسخر می‌گیرید و آگاهانه آن را در برابر نمادی قدرتمند از مقاومت و ایستادگی قرار می‌دهید. آمریکایی‌ها خودشان می‌توانند درباره معنای همه اینها قضاوت کنند؛ اما پیش از قضاوت، حق دارند تمام داستان را بدانند. #StopIRILobby

Lawdan Bazargan

40,520 görüntüleme • 1 ay önce

این فیلم که بخشی از گفت‌وگوی #من‌وسانلی در مورد اسم‌هاییه که براش انتخاب کرده بودیم رو یکی دو هفته‌‌ی پیش‌ استوری کردم. وسطای صحبتمون یه خودروی «ری‌را» از کنارمون گذشت. گفتم «ری‌را» هم اسم قشنگیه. (هرچند جزو کاندیداها برای اسم سانلی نبود). گفت: «ری‌را؟؟؟؟ آخه کی اسم بچه‌شو می‌ذاره ری‌را؟» گفتم: «خیلیا، مثلاً حامد اسماعیلیون.» همین، نه یک کلمه کمتر و نه بیشتر. حتا به این که اسماعیلیون کیه و سر ری‌را چه بلایی اومده و … هم اشاره‌ای نکردم و گذشتم. بعد یه کاربر برانداز با نوشته‌ی گل درشت «جاوید شاه» بر سردر اکانتش پیغام داد که: «حامد اسماعیلیون اصلاً بچه نداشت. ری‌را بچه‌ی دوست‌دخترش بود و زنده‌ست و‌ هیچ‌وقت هم سوار اون هواپیما نشد.» آخرش هم «جهت اطلاعتون» چاشنی مزخرفش کرد و تمام. از تعجب دهنم باز مونده بود. هر چی فکر کردم جواب این احمق رو چی بدم، دیدم ذهنم به واژه و کلام و عبارتی که حق مطلب رو ادا کنه نمی‌رسه و فقط بلاکش کردم. این ماجرا رو تعریف کردم که بگم اگه چند صباح دیگه «شاه‌اللهی‌ها» گفتن: پویا بختیاری اصلاً در آبان ۹۸ به خیابون نیومده بوده یا مثلاً مرگش بر اثر تصادف یا اوردوز بوده و باباش هم از خودشونه و … هیچ تعجب نکنید. از این جماعتِ به قول شادمهر «وای که جای دل تو سینه، انگار که سنگ و سُربه» هیچ کثافتی بعید نیست.

بهرنگ سهرابى

46,801 görüntüleme • 5 ay önce

شاهزاده رضا پهلوی: هر کس دکتر مصدق را قبول ندارد، ملیگرا نیست! این گفتگوی قدیمی شبکه جام‌جم با شاهزاده رضا پهلوی بسیار روشنگرانه و تاسف‌برانگیزست. پسر شاهنشاه آریامهر دفاع متعصبانه‌ای را از دشمن شاهنشاه آریامهر به نمایش می گذارد. شاید با دیدن این ویدیو، دلیل تحقیر پادشاهی‌خواهها توسط شاهزاده جمهوری‌خواه برایتان روشن شود! شاهزاده‌ای که عاشق دشمن پدرش است! -------------------------- خبرنگار: وقتی صحبت از ملیگرایی و حاکمیت ملی می شود، دکتر محمد مصدق به خاطر ملی کردن صنعت نفت و تاکید بر این اصل که «شاه باید سلطنت کند، نه حکومت»، بیش از هر فرد دیگری مُهر خود را در تاریخ پنجاه ساله اخیر ایران بر جای گذاشت. نظر شما در این مورد چیست؟ شاهزاده رضا پهلوی: من فکر می کنم دکتر مصدق یکی از شخصیت های برجسته ناسیونالیست ایران بوده و هست و خواهد بود و به عنوان یکی از چهرهای برجسته تاریخ مملکت بایستی همیشه شناخته شود و حرفی هم که می زد به نظر من حرف کاملن درستی بود. و در عین حال برای کسانی که سو تفاهم دارند بگم که طرفدارهای سرسخت دکتر مصدق به خود من همیشه گفتند که او یک سلطنت‌طلب واقعی بود و اعتقاد داشت به اون سیستم و می دونست یک پادشاه به عنوان سمبل یک مملکت و رهبر یک مملکت و یک پادشاه به عنوان رییس حکومت و یا یک رییس حزبی تفاوت فاحشی با هم دارند. این چیزی است که باید از حالا بگم که تمام بحث هایی که متاسفانه در صحنه است واقعن بی اساسه و به نظر من دکتر مصدق در رده تمام بزرگان تاریخی مملکت هست و خواهد بود و من شخصن احترام خاصی برای فعالیت و عِرق میهن‌دوستی و ناسیونالیسمی که این شخص در تاریخ ما داشته، دارم و‌خواهم داشت و هر کسی که به این مساله اعتقاد نداشته باشه باید بگم متاسفانه اون اعتقاد راسخ رو به ناسیونالیسم ایران نمی تونه داشته باشه.

Diba

29,597 görüntüleme • 10 ay önce