正在加载视频...

视频加载失败

اینجا #دهلران، جنوب ایلامه. این ویدئو بسیار ارزشمند و برای ج ا خ سنگینه چون: ۱. اینجا به‌طور سنتی جولانگاه امنیتی‌هاس. ۲. احزاب کُرد هیچوقت به‌طور فیزیکی به اینجا دسترسی نداشتن. ۳. محل اجرای قدیمی‌ترین پروژه‌های آسمیلاسیونه. ۴. مرز خوزستانه و محل امتزاج کرد و لر و لک و عرب.

38,152 次观看 • 3 年前 •via X (Twitter)

0 条评论

暂无评论

原始帖子的评论将显示在这里

相关视频

چرا سخنرانی دانیال مهمتررررررررررین لحظه اوپوزیسون بود؟! هر ایرانی میهن‌پرستی باید بداند: ۱- دانیال کاری کرد که شاید حتی خودش بزرگی‌اش را نداند! دانیال ۴۷ سال فعالیت اوپوزیسون فیک رژیم در لباس‌های مختلف را یک تنه افشا و نابود کرد! مثال: الف: احمد باطبی که گفت نام پهلوی را نباید بیاورم! ب: معصومه عیلنژادها که مبارزه با رژیم را مثل توالت، زنانه مردانه کردند! ج: نایاک‌ها که جنایات رژیم بربر را علاج می‌کردند و و و د: چپ‌ها که مبارزه با رژیم بربر را در حد روسری و جوراب و شورت و رقص پایین می‌آوردند! و و و ۲- به سخنرانی دانیال خوب ریز شوید! به تک تک واژگان دقت کنید! دانیال یک سری واژگانی میگه که تک تک آنها یک رژیم را بی‌اعتبار می‌کنه: قتل‌عام، جنایت علیه بشریت، تیر جنگی، جنایت سیستماتیک، مردم ایران با آمریکا و اسرائیل هیچ مخاصمه‌ای ندارند و این رژیم است که جانی و بربر است! مردم صلح‌طلب هستند و رژیم جنگ‌طلب و... تا اینجا هیئت جمهوری اسلامی حتی یک واژه نگفت! به محضی که دانیال نام پهلوی را می‌آورد، هیئت بربرهای فارسی‌زبان چکش به میز می‌زنند تا کلام دانیال منعقد نشه! یعنی خط قرمز رژیم هییییییییییییچ کدام از افشاهای پیشین دانیال نبود! چون رسوای عالم و آدم هستند! اینجا مشخص شد که رژیم فقط یک خط قرمز دارد که حتی با شنیدن نامش هم رَم می‌کند و جفتک به طاق طویله پرت می‌کند: «پهلوی» ۳- حالا گزینه ۱ و ۲ را ترکیب کنید! چی میشه؟! تمااااااااااااااااام اوپوزیسون فیک که توسط رژیم ساخته و پروار شده‌اند تا نام تنها شانس و آلترناتیو واقعی ملت ایران (یعنی پهلوی) را نبرند و به حاشیه ببرند! ازین‌رو تک تک اوپوزیسون فیک که جای رژیم با پهلوی مبارزه می‌کنند، در جنایات رژیم سهیم هستند! هم‌رده همان سپاهی‌ها و بسیجی‌هایی که ماشه می‌کشند و تیر به مغز و قلب مردم می‌زنند. سپاسگزارم

JamesDean

23,426 次观看 • 9 天前

اطلاعیه فوری قطع دسترسی به ساختمان منوتو در پی تهدید بالقوه جمهوری اسلامی در روزهایی که ایران در یکی از حساس‌ترین مقاطع تاریخ خود قرار گرفته است و تحولات داخلی و منطقه‌ای با سرعتی بی‌سابقه در حال وقوع‌ هستند، تهدیدهای جمهوری اسلامی علیه آزادی بیان با هدف سرکوب گزارشگری مستقل تشدید شده است. در پی این تهدیدها، مالک ساختمان محل استقرار استودیوی من‌و‌تو اعلام کرده است که پس از دریافت ابلاغیه‌ای از سوی پلیس ضد تروریسم بریتانیا مبنی بر وجود تهدید بالقوه علیه ما از سوی رژیم جمهوری اسلامی، قصد دارد قرارداد اجاره را فسخ کند. بر همین اساس، مالک ساختمان دسترسی ما به محل استودیو را قطع کرده است. در نتیجه، ما ناچار شده‌ایم تا زمان اجرای ترتیبات جایگزین، پخش زنده برنامه‌های خود از استودیو را به‌طور موقت متوقف کنیم. ما به‌صورت فعال در حال اجرای برنامه‌های اضطراری برای تداوم تولید و پخش شبکه هستیم و به‌محض فراهم شدن امکان، به‌روزرسانی‌های لازم را ارائه خواهیم کرد. تحولات بعدی از طریق حساب‌ها و کانال‌های رسمی منوتو در شبکه‌های اجتماعی اطلاع‌رسانی خواهد شد. کیوان و مرجان عباسی پاینده ایران

اتاق خبر منوتو

27,843 次观看 • 7 个月前

با توجه به نزدیکی ماجرای نهایی و تاکید رضاشاه دوم برای آمادکی مردم ایران، مجبور به بازخوانی این موضوع شدم! چرا رضاشاه تاکید داره این‌بار فرق داره؟! در پیام چند روز پیش، نتانیاهو کاملا هوشمندانه همه چیز را لو داد! به همین ۱دقیقه و ۲۵ثانیه! خوب دقت کنید چون نتانیاهو خیلی خیلی دقیق واژگان رو پشت هم چیده: ۱- من و ما و اسرائیل جنگ نمی‌خوایم! شما مردم ایران هم که جنگ نمی‌خواید! جمله آشنا نیست؟! پس کی جنگ می‌خواد؟ بله دیکتاتورهای رژیم! نمیگه دیکتاتور رژیم! جمع می‌بنده! یعنی کل رژیم! این یعنی چی که هم رضاشاه دوم و هم اسرائیل و هم ترامپ تاکید دارند؟! این یعنی مردم ایران نباید قربانی این جنگ رژیم اسلامی شوند و نمی‌شوند! یعنی اگر رژیم تسلیم نشه و حکومت رو واگذار به مردم نکنه، تک تک مهره‌های رژیم را خواهند زد و نه مردم. ۲- نتانیاهو میگه: اما خبر خوبی هست! رژیم هر روز ضعیف‌تر و اسرائیل هر روز قوی‌تر میشه! خوب دقت کنید! داره با مردم ایران صحبت می‌کنه! چرا قوی شدن اسرائیل باید خبر خوبی برای مردم ایران باشه؟!!! بله! یعنی ما پشت شما هستیم و رژیم را ضعیفتر می‌کنیم. خب ضعیف‌تر می‌کنیم که چی بشه؟! حالا می‌ره سراغ اصل مطلب!!!! ۳- میگه رژیم از شما مردم بیشتر از اسرائیل می‌ترسه! میگه برای همین شمارو در بالاترین حد ممکن سرکوب کرده! میگه امیدتون رو از دست ندهید! و اینجا یک نکته امنیتی شاهکار میگه: «من زمزمه‌ها رو می‌شنوم! زن زندگی آزادی!» زن زندگی آزادی چی بود؟! بله خیزش مردم! به عبارتی نتانیاهو داره میگه که ما قوی‌تر هستیم و با شما! امیدتون رو از دست ندهید و زمزمه‌هایی که می‌کنید (نتانیاهو بزن بقیه‌اش با ما!) شما هم مثل زن زندگی آزادی بریزید بیرون! ۴- و اما اینجا یک تاکید موکد داره برای مردم ایران! میگه امیدتون رو از دست ندهید، چون اینبار نه تنها اسرائیل که کل دنیا پشت شما خواهند بود تا رژیم رو نابود کنید. ۵- پس از نکات بسیار مهم بالا، آینده ایران رو برای مردم ایران درصورت انقلاب مجدد، تصویر می‌کنه که ایرانی با کمک ما و کل جهان می‌سازیم سراسر رفاه و اعتبار و افتخار. پس مردم ایران؟! درنگ نکنید! زمان که رسید، زن زندگی آزادی! مثل ۳ سال پیش بریزید بیرون. پایان. جیمز سرباز پادشاهی ایران #KingRezaPahlavi

JamesDean

25,455 次观看 • 1 年前

آینده جنگ؟ 🧵۱/۲ #توهم_کنترل در مورد استراتژی آمریکا در مورد تنش‌ در تنگه هرمز بارها نوشته‌ام. در روزهای اخیر این سناریو به بلوغ رسید. سناریویی پیچیده‌ای که نام دیگش میشه: «معاوضه بازدارندگی واقعی با توهم» اجازه بدید دو نمونه‌ی تاریخی بیارم: مونتگومری پیش از نبرد العلمین در مقابل نیروهای رومل تاکتیکی شبیه کار امروز ایالات متحده انجام داد. با عقب‌نشینی‌های حساب‌شده به ارتش آلمان توهم کنترل کامل منطقه را القا کرد و در زمان مناسب ضربه اصلی ر زد. مثال‌های تاریخی القای توهم کنترل بسیار زیاده. از نبرد کراسوس و پارتیان ایرانی تا نبرد سالامیس بین خشایارشا و تمیستوکل، تا جنگ‌های معاصر مثل جنگ آمریکا با کره شمالی و نبرد استالینگراد یا حتی پیشروی‌های ناپلئون در قلب روسیه. درسته هرکدام از موارد بالا کانتکس خودش ر داره، ولی در اصل بنیادین اثربخشی این تاکتیک، تفاوتی ایجاد نمی‌کنه. 🛑 حالا یک جمع‌بندی کنیم که آمریکا هدف کلیش چه بوده؟ جمهوری اسلامی به صورت تاریخی چند اهرم بازدارندگی داشته که کار هم می‌کرده: ۱. اورانیوم غنی‌شده و برنامه اتمی ۲. گروه‌های نیابتی و تروریزم در منطقه ۳. برنامه موشکی ایالات متحده آمریکا و اسرائیل برای مقابله با گروه‌های نیابتی و برنامه موشکی رژیم سال‌ها برنامه‌ریزی کرده بودند و راهکارهای مشخصی هم روی میز تعریف شده بود. اجرای این راهکارها هم در عمل نشان داد که تا حد مورد قبولی کارساز واقع شده و نتیجه‌ی آن تضعیف شدید گروه‌های نیابتی (نه نابودی کامل) و تخریب زیرساخت‌های موثر در برنامه موشکی بوده. اما همچنان تا اینجا یک معما بی‌پاسخ باقی مانده: با برنامه اتمی و اورانیوم‌های غنی‌شده رژیم چه کنیم؟ از سیاست اشتباه امتیازدهی در برجام برای توقف غنی‌سازی داوطلبانه تا بمباران فوردو و نطنز در عملیات چکش نیمه‌شب (ژوئن ۲۰۲۵) هیچ‌کدام نتوانست یک راه‌حل نهایی برای این پروژه روی میز بگذارد! پس چاره کار چه بود؟ تغییر رژیم؟ بله تغییر رژیم همیشه یک چاره‌ی عالی برای این معادله کثیف بوده، ولی اگر محقق نشود چه؟ یا اگر پیش از تغییر رژیم ج‌اسلامی به نحوی با این اورانیوم‌های غنی‌شده ضربه روز قیامت خود را بزند؟ (آلودگی هسته‌ای گسترده یا حتی ساخت بمب اتم) بدیهی بود که تعویق مصادره‌ی ذخیره‌ی اورانیوم غنی‌شده به پس از سرنگونی حکومت یک تصمیم اشتباه است. حالا چه میشد اگه به ج‌اسلامی چنین القا میشد که اهرم بازدارندگی موثرتری از بمب اتم و اورانیوم و گروه‌های نیابتی در دست دارد؟ اهرمی که نه فقط چند کشور هدف، بلکه تمام دنیا ر به آشوب می‌کشونه؟ اینجا مساله تنگه هرمز مطرح میشد. از شروع این جنگ بارها با سند و مدرک نوشته‌ام که ایالات متحده علی‌رغم مواضع سیاسی و ادعا در مورد اهمیت برقراری امنیت دوباره تنگه هرمز، نه تنها عجله‌ای برای برقرای امنیت تنگه ندارد، بلکه بیش‌تر از همه کشورهای جهان از اوضاع، نفع هم برده است. (آمار و ارقام افزایش صدور نفت و میعانات گازی و قرادادهای فروش اسلحه یک ماه اخیر شرکت‌های آمریکایی کاملا گویاست) ۲. ایالات متحده آمریکا علی‌رغم رتوریک‌های تهدیدآمیز؛ کوچک‌ترین اقدام موثری برای تسهیل بیمه بین‌المللی دریایی انجام نداده. ۳. سومین برهان این ادعا، بی‌عملی عجیب آمریکا در مقابله با تهدیدات ج‌اسلامی در هرمز بوده. از ابتدای گسترش شایعه مین‌گذاری تنگه هرمز، ناوگان مین‌روبی سنتی آمریکا یعنی کشتی‌های کلاس Avenger مثل USS Chief و USS Pioneer که با بدنه‌های فایبرگلاسی و چوبی به صورت سنتی و تاریخی با سیستم سونار و سوییپر‌های مکانیکی عملیات خنثی‌سازی مین را انجام می‌دادند، تا همین ۲ روز پیش به بهانه‌ی خطرناک بودن تنگه در ژاپن پهلو گرفته بودند و تازه ۲ روزه که به منطقه اعزام شده‌اند! DDG های جدیدتر نیروی دریایی هم که از مسافت دورتری توان مین‌روبی داشنند؛ حتی یک روز هم در حالت عملیاتی قرار نگرفتن! ناوشکن‌های USS Santa Barbara و USS Tulsa و مجهز به هوش مصنوعی (USV) برای مین‌روبی؛ به طور کلی بیکار بوده‌اند. به این موارد اضافه کنید عدم اسکورت کشتی‌ها در تنگه، عدم بمباران موثر جزایر لارک و قشم و ابوموسی و کرانه شمالی خلیج‌فارس که بیشترین میزان شلیک پهپاد از این مناطق صورت گرفته است! 📍البته مضحک‌ترین نمونه این بی‌عملی حساب‌شده آمریکایی‌ها همین دیروز رقم خورد. وقتی فقط دو قایق تندروی سپاه به نفت‌کش هندی (سنمار هرالد) نزدیک شدند و با مسلسل و پرتابه اقدام به شلیک به نفت‌کش کردند ولی خبری از هواپیماهای A10 آمریکایی برای مقابله نشد! دقت کنید. در این مورد نه صحبت از مین بود، نه موشک و پهپاد، حتی با دو قایق پاپتی تندرو سپاه هم برخوردی نشد!… 🧵 ادامه در کامنت👇🏻👇🏻👇🏻

Nima. Monsefi. نیما منصفی

51,696 次观看 • 5 个月前

در سال ۶۰ تشکلی با عنوان «شورای ملی مقاومت» تشکیل شد که اکثریت مطلق آن مجاهدین بودند. رهبری عملی آن هم مسعود رجوی بود. این شورا «دولتی موقت» معرفی کرد با عنوانِ «دولت موقتِ جمهوری دموکراتیک اسلامی»، و برنامه‌ای را در مهر ۶۰ اعلام کرد. ماکیاولیسمِ این گروه اینجا آشکار می‌شد که فارغ از هزینه‌های آن برای ایران، هر نکتۀ جذابی به ذهنشان رسید در این برنامه گذاشتند. از جمله بسیار بر «خلق‌ها» تأکید کردند و چشم‌انداز «خودمختاری» را برای همۀ خلق‌ها در برنامه گذاشتند. اما در این میان، به یکی از گروه‌های کُرد، یعنی حزب دموکرات، به عنوان هدیۀ این همرزمی، امتیازی ویژه دادند و پیشاپیش خودمختاری کردستان را به منزله اصلی مسلم پذیرفتند. در حالی که ادعا می‌شد مسائل ایران را مجلس مؤسسانی در آینده مشخص می‌کند، مجاهدین پیشاپیش به اختیار خود ــخود را معادل کل ایران گرفته بودندــ به کردستان خودمختاری داده بود. چرا؟ چون این حرکت در مسیر کسب قدرت لازم بود.»

فلات ایران

86,515 次观看 • 1 年前

در سال ۶۰ تشکلی با عنوان «شورای ملی مقاومت» تشکیل شد که اکثریت مطلق آن مجاهدین بودند. رهبری عملی آن هم مسعود رجوی بود. این شورا «دولتی موقت» معرفی کرد با عنوانِ «دولت موقتِ جمهوری دموکراتیک اسلامی»، و برنامه‌ای را در مهر ۶۰ اعلام کرد. ماکیاولیسمِ این گروه اینجا آشکار می‌شد که فارغ از هزینه‌های آن برای ایران، هر نکتۀ جذابی به ذهنشان رسید در این برنامه گذاشتند. از جمله بسیار بر «خلق‌ها» تأکید کردند و چشم‌انداز «خودمختاری» را برای همۀ خلق‌ها در برنامه گذاشتند. اما در این میان، به یکی از گروه‌های کُرد، یعنی حزب دموکرات، به عنوان هدیۀ این همرزمی، امتیازی ویژه دادند و پیشاپیش خودمختاری کردستان را به منزله اصلی مسلم پذیرفتند. در حالی که ادعا می‌شد مسائل ایران را مجلس مؤسسانی در آینده مشخص می‌کند، مجاهدین پیشاپیش به اختیار خود ــخود را معادل کل ایران گرفته بودندــ به کردستان خودمختاری داده بود. چرا؟ چون این حرکت در مسیر کسب قدرت لازم بود.»

فلات ایران

96,409 次观看 • 7 个月前

جمهوری اسلامی برای رسیدن به قدرت همه کار کرد، واقعیات را وارونه جلوه داد، کشت، دروغ گفت، تر*ر کرد و از رسانه هایی همچو بی بی سی کمک ها گرفت و خلاصه با تمام دنیا بر علیه ی حکومت وقت و کشور در حال توسعه و آبادانی تبانی ها کرد و حتی در عرصه ی ورزش دخالت ها نمود!!! 🟡این فيلم تنها یکهفته قبل از مسابقات جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین است که تیم ملی فوتبال ايران در فرانسه بازی تدارکاتی داشت و انقلابیون خمینی بر روی چمن ورزشگاه نوشتند: «م*گ بر شاه»!!! يعنى تا استاديوم محل مسابقه ي تداركاتي آخر هم نفوذ كردند! حالا فقط ۴ روز به شروع بازی های جام جهانی مانده و لازم میبینیم که اشاره کنیم که با تهیه ی بلیط یا بدون تهیه ی بلیط، از درون ورزشگاه یا بیرون ورزشگاه، حضور یابیم و #۱۸و۱۹دیماه_خونین را فریاد زنیم! با حضور در وب سایت اطلاعات لازم را بدست اورده و این بزرگترین فرصت تاریخی را از دست ندهیم که یکروز ماندن این رژیم جنایتکار، به قیمت خون بسیاری از فرزندان ايران رقم میخورد! پ ن: پيام از درون ايران، چشم ما از اینجا به شما هم میهنانمان در خارج کشور است. #پسرعاقل_نوح

پسر عاقل نوح

19,732 次观看 • 3 个月前

۱/۳: تاکنون به تئوری توطئه بی‌باور بوده و به سیاست‌های جهانی از منظر "دایی‌جان‌ناپلئونی" ننگریسته‌ام. اما مدتی‌ست درباره رویدادهایی که میهنم ایران را دچار این حال آشفته و نزار کرده کنجکاوتر شده‌ام و در نتیجه‌اش بر افسوسم افزوده شده و رنج بیشتری می‌برم. این انتخاب من است. متوجه‌ام که پس از جنگ جهانی دوم، که به کشته شدن بیش از ۷۰ میلیون انسان انجامید، و آغاز جنگ سرد بین بلوک شرق و غرب و رشد جنبش‌های هویت‌خواهانه و استقلال‌طلبانه و رونق بازار سوسیالیسم و مارکسیسم در جهانی که با مشارکتِ پیروزی‌بخشِ 'امپریالیسم' از شر نازیسم رهایی یافته بود، تضاد در برقراری توازن بین حفظ صلح و امنیت جهانی با تامین منافع ملی و منطقه‌ایِ ابرقدرت‌های پیروزِ آن جنگ، جهان را به تبعات دیگری دچار کرد. مسئله ایران یکی از محورهای اصلی آن بود. ایران نفت داشت و یک شاه مقتدر و ملی‌گرا و میهن‌دوست که جهان‌بینی‌اش بلندنظر بود. اختلال در امنیت انرژی می‌توانست جهان صنعتی را با بحران‌های شدید اقتصادی روبرو کند. ایران این امنیت را تامین کرده بود اما نه به هر بهایی. شاه بهای آن را بالا برد، ایران وارد توسعه و جهان صنعتی دچار تورم شد. غرب شاه ایران را مقصر می‌دانست و دست‌های پشت‌پرده سرخ و‌سیاه از این تقابل به نفع اهداف خود بهره جستند. شاه با حمایت متحدان غربی‌اش با حکم شورای امنیت سازمان ملل متحد نظامیان شوروی را از خاک ایران خارج کرد و توطئه این کشور برای تجزیه آذربایجان را ناکام گذاشت. اما آمریکا در رقابت با شوروی برای حفظ برتری و کنترل جهان آزاد از ایران امتیازهای بیشتری می‌خواست. رقابت دو حزب رقیب در این کشور هر از گاهی کفه‌ی ترازوی این امتیازگیری‌ها را متغیر می‌ساخت. آدرین کلارکسون خبرنگار تلویزیون CBS کانادا که در سال ۱۹۷۵ برای مصاحبه با محمدرضا شاه پهلوی به تهران سفر کرده بود، در بازگشت به کشورش پخش آن مصاحبه را با این جمله آغاز کرد: «من تازه از ایران برگشتم و با فردی روبرو شدم که به احتمال زیاد امروز قدرتمندترین فرد دنیاست». خانم کلارکسون بدون تعارف عصبانیت غرب از شادروان محمدرضا شاه پهلوی را در نخستین پرسشش از ایشان هویدا کرد: «به نظر شما تورم ما در جهان غرب تقصیر خود ماست؟» من قسمت‌های دیگر این مصاحبه را اینجا برایتان ترجمه می‌کنم چون بر این باورم که محتوای پرسش و پاسخ‌ها به مخاطراتی که در کمین ایران نشسته بود اشاره دارد. در پایان به شرایط امروز ایران باز خواهم گشت و خواهم گفت که چگونه جمهوری اسلامی به رژیم مطلوب غرب و شرق مبدل شده است.

Kianoosh Sanjari

71,307 次观看 • 2 年前

متن کامل سخنان در همایش همکاری ملی برای نجات ایران مونیخ، ۲۶ ژوئیه ۲۰۲۵ (۴ مرداد ۱۴۰۴/۲۵۸۴) خانم‌ها، آقایان،‌ درود بر شما و‌ همه کسانی که در چهارگوشه جهان به‌ویژه در ایران این‌ همایش ملی را دنبال می‌کنید. از همه هم‌میهنانی که این آخر هفته از سراسر اروپا، و حتی از استرالیا تا آمریکای شمالی، به مونیخ آمدند و در خیابان‌های این شهر، عشق به ایران را فریاد زدند، سپاسگزارم. به بسیاری از شما که تازه به این کارزار همکاری ملی پیوسته‌اید، خوشامد می‌گویم. آنچه همه ما را اینجا گرد هم آورده، مهر به میهن، و اهمیتی‌ است که به سرنوشت ایران می‌دهیم. ما امروز اینجا هستیم، تا نشان دهیم ملت یگانه و در عین حال رنگارنگ‌مان، از ادیان و باورها، اقوام و طوایف، اقشار و گروه‌ها، و احزاب و گرایش‌های مختلف سیاسی، جمهوری‌خواه و پادشاهی‌خواه، چپ و راست، در یک هدفِ مشترک، متحدیم: پایان دادن به جمهوری اسلامی و آغاز طلوعی نو از آزادی و دموکراسی و شکوفایی برای میهن‌مان ایران. حضور شما در این گردهمایی، نشان‌دهنده شکل‌گیری گسترده‌ترین و متنوع‌ترین ائتلاف نیروهای اپوزیسیون ایران است. این گستردگی و تنوع در عین اتحاد، با تعهد و باورمندی به تمامیت ارضی ایران، حقوق فردی و‌ برابری شهروندان، جدایی دین از حکومت، و حق ملت بزرگ ایران ‌برای انتخاب شکل دموکراسی آینده، تصویری زیبا از ایران آزاد و آباد فردا است. اما شوربختانه تصویر ایران کنونی، بسیار متفاوت از آن فردای آزاد و آباد است. امروز، کیان ایران به واسطه تداوم جمهوری اسلامی، بیش از همیشه در خطر است. این رژیم، آب و خاک و هوا و آسمان و جان و مال ملت ایران را به پرتگاه نابودی کشانده است. رودهای ایران، خشک، خاک ایران در حال فرسایش، زمین ایران در حال فرونشست، هوای ایران آلوده،‌ آسمان ایران در اختیار نیروی خارجی،‌ اقتصاد ایران در حال سقوط آزاد،‌ خانه‌های ایرانیان بی‌ آب و برق، و جان‌شان بازیچه توهمات فرقه‌ای ضدایرانی و رهبر نابخردش است. جمهوری اسلامی پس از سالها به آشوب‌کشاندن منطقه با جنگ‌های نیابتی و سیاست شکست‌خورده‌ی «نه مذاکره، نه جنگ»، درنهایت، هم از موضع ضعف و تسلیم، وادار به مذاکره شد، و هم جنگ را به ایران تحمیل کرد. علی خامنه‌ای در حالی که زیر زمین پنهان شده بود، نه‌تنها کمترین تلاشی برای حفاظت از غیرنظامیان ایران نکرد، بلکه تمام دستگاه سرکوب و پروپاگاندای خود را نیز برای مرعوب کردن مردم به کار بست. او شکستی سخت و تحقیرآمیز را نیز بر نظامیان ایران تحمیل کرد؛ نظامیانی که اکثرشان بر خلاف میل و اراده، درگیر جنگی شدند که هرگز جنگ ایران و ملت ایران نبود؛ بلکه جنگ خامنه‌ای و سرکردگان سپاهِ سرکوبگر و تروریستیش بود؛ همان پاسدارانی که سالها رجز می‌خواندند اما آشکار شد که توان حفاظت از خود را نیز ندارند. آنها بعد از دهه‌ها دزدیدن از سفره مردم و گذاشتنِ آن در جیب‌های خود و تروریست‌های منطقه‌ای، آسمان کشور را کاملا در اختیار کشوری به مراتب کوچکتر و کم‌جمعیت‌تر از ایران قرار دادند. جمهوری اسلامی اداره کشور را جز در حوزه‌ی سرکوب، کاملا رها کرده است و مردم ایران در تابستان داغ، با ساعتها قطعی آب و برق و گاز مواجهند. تورم بیداد می‌کند، و چرخه کسب و کار مختل است. مسئول و مقصر این وضعیت شخص علی خامنه‌ای است. اوست که وطن‌ ما را گام‌به‌گام به این نقطه کشاند، و امروز چون همیشه از زیر بار مسئولیت فرار کرده و تقصیر را به گردن زیردستانش انداخته است. اختلافات و دودستگی‌ها در ساختار قدرت جمهوری اسلامی به بالاترین حد خود رسیده است. مقامات ارشد این رژیم بدون کمترین حمایت مردمی، به توطئه علیه یکدیگر مشغولند و در ارائه خود به عنوان آلترناتیو خامنه‌ای از طریق واسطه‌ها به قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی از هم سبقت می‌گیرند. هم‌میهنانم، ما ملت ایران جنگ‌طلب نیستیم و هرگز برای ایران‌ و منطقه‌مان جنگ نخواستیم. جنگ‌طلب علی خامنه‌ای و رژیم تحت امرش است. من سالها هشدار داده بودم که اگر جمهوری اسلامی باقی بماند، اگر مماشات با آن تداوم پیدا کند، و اگر جهان به باج‌گیری‌های آن تن دهد، این رژیم سرانجام ایران و منطقه را به جنگ و درگیری نظامی می‌کشاند. نگرانی‌های من متاسفانه به واقعیت پیوست. اکنون اما لحظه‌ای تاریخی فرا رسیده است. جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری در این ۴۶ سال، ضعیف و متزلزل شده است؛ و فرصتی بی‌نظیر برای مردم ایران فراهم شده تا این رژیم ضدایرانی را سرنگون کنند. وظیفه هر ایرانی میهن‌پرستی، تلاش صدچندان برای نجات مام میهن است. وظیفه ما این است که متحدتر، مصمم‌تر و منظم‌تر از همیشه باشیم. امروز جای اما و اگر نیست: زمان کنار ایستادن و وسط‌بازی کردن، چنانکه نه سیخ بسوزد و نه کباب، نیست. امروز صحنه روشن است: در یک سو جمهوری اسلامی و حامیان ریز و درشتش قرار دارند که چهارنعل ایران ما را به سوی وحشتناک‌ترین بخش‌های دوزخ می‌برند و در سوی دیگر دروازه‌ای‌ست به سوی نور، و آباد کردن دوباره پردیس ایران. ما،‌ یعنی اکثریت ملت بزرگ ایران، برای نجات مام میهن به میدان آمده‌ایم. سقوط این رژیم قطعی‌ست. ما آمده‌ایم که اجازه ندهیم این رژیم همراه خود، ایران و ملت بزرگ ما را نیز به ورطه نیستی بکشاند. رهایی ایران از جمهوری اسلامی و استقرار یک دولت ملی و دموکراتیک در ایران، صلح پایدار را نیز به منطقه ما می‌آورد. در این مرحله انقلاب ملی و در دوران گذار، هدف من این است که ایرانیان بتوانند در یک‌ بازه کوتاه‌مدت و از طریق انتخابات آزاد، زمام‌ امور را به دست دولت منتخب خود بسپارند. من چنانکه بارها گفته‌ام به دنبال پست و مقام سیاسی نیستم؛ بلکه می‌خواهم برای آنها که در پی خدمت به ملت و بازگرداندن شکوه از دست رفته ایران هستند، فضا و‌ ساختاری فراهم کنم تا بتوانند خود و‌ برنامه‌های‌شان را در یک فرایند دموکراتیک به رای ملت بگذارند. من ۴۵ سال است که نه برای منفعت شخصی و قدرت، که برای نجات ایران مبارزه کرده‌ام، و برای رسیدن به اهداف‌مان، برنامه دارم: هم برای باز پس گرفتن ایران از این رژیم ضحاکی، و هم برای دوباره ساختن آن سرزمینِ اهورایی. پنج ماه پیش در نشست نخست مونیخ، سازمان‌ها و احزاب ایرانگرا گرد هم آمدند و متعهد به همکاری در چارچوب اصولی دوازده‌گانه بر اساس یک برنامه پنج‌گانه شدند. من در پیام نوروزی خود نیز امسال را سال سازماندهی برای اقدام نهایی نامیدم. امروز در نشست دوم مونیخ که شرکت‌کنندگان نه فقط احزاب و گروه‌های سیاسی که ایرانیان از همه اقشار جامعه هستند، گزارشی از پیشرفت آن برنامه را به ملت ایران ارائه می‌دهم. پنج ستون استراتٰژی مورد توافق ما چنین بودند: - فشار حداکثری بر جمهوری اسلامی - حمایت حداکثری از ملت ایران - ریزش حداکثری از رژیم - بسیج و سازماندهی حداکثری مبارزان در داخل و خارج - ارائه برنامه‌ای برای شکوفایی ایران در فردای سقوط جمهوری اسلامی در حوزه فشار حداکثری، جمهوری اسلامی امروز در دشوارترین و منزوی‌ترین وضع خود قرار دارد. از یک‌سو، فشار خارجی بی‌سابقه‌ای بر آن وارد شده است و از سوی دیگر، ناتوانی از تامین نیازهای ابتدایی مردم، این رژیم را با فشارهای همه‌جانبه داخلی به‌ویژه در حوزه معیشت و اقتصاد روبرو کرده است. در حوزه حمایت حداکثری، امروز، آمادگی دولتها و احزاب و شخصیت‌ها برای حمایت از ملت ایران و مبارزه‌شان رو به افزایش است. در دیدارها و گفتگوهای عمومی و خصوصی با سیاستمداران، تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران، کارآفرینان، و رسانه‌ها، نه تنها بر تداوم این فشارها بر رژیم و حمایت از ملت ایران تاکید کرده‌ام بلکه برای آن، راه‌حل‌های اجرایی را نیز پیشنهاد داده و عملی شدن آنها را پیگیری کرده‌ام و خواهم کرد. خوشحالم به شما بگویم که امروز گروه‌هایی که در چارچوب فراهم شده در نشست نخست مونیخ گرد هم آمدند، در دو حوزه اعمال فشار حداکثری بر رژیم و جلب حمایت حداکثری از مبارزه مردم ایران، در همراهی با یکدیگر بسیار بابرنامه‌تر، فعال‌تر و موثرتر از پیش عمل می‌کنند. در حوزه ریزش حداکثری پیشرفتهای بسیار خوبی انجام شده است و فعالیتها در دو حوزه ریزش عمومی که از طریق پلتفرم همکاری ملی انجام می‌پذیرد و ریزش مقامات عالیرتبه، با دقت، امنیت، و جدیت در حال انجام است. امروز به لطف این فعالیتهای هدفمند، ما به ساختار درونی حکومت اشراف بیشتری داریم. همچنین در درون این ساختار با نیروهایی در ارتباط هستیم که فرایند سقوط جمهوری اسلامی را تسریع می‌کنند. و البته هم‌زمان، پایگاه بزرگی از داده را در اختیار داریم که به صورت دائمی و با حفظ امنیت کامل، در حال پایش و پیرایش است. این پایگاه داده برای اداره فرایند گذار نقش مهمی بازی خواهد کرد. به دلیل موفق و موثر بودن کارزار همکاری ملی است، که رژیم به وحشت افتاده و در هراس از پیوستن روزافزون نیروهای نظامی، انتظامی، امنیتی و دولتی به آن، به دروغ‌پراکنی و تخریب روی آورده است. در حوزه سازماندهی حداکثری مبارزان، این همایش و برنامه‌های دیگری که تنها در یک هفته گذشته در شهرهای مختلف کشور آلمان، به‌ویژه در هامبورگ و مونیخ برگزار شده، خود نمونه‌ای از تلاشهای من و تیم اجرایی همراهم برای بسیج ایرانیان خارج کشور است. خوشحالم به شما اطلاع بدهم که در همین پنج ماه گذشته شمار گروه‌هایی که در چارچوب همگرایی مونیخ با یکدیگر همکاری می‌کنند، حدودا سه‌برابر شده است. این گروه‌ها در ماه‌هایی که گذشت تلاش‌های جدی را برای بسیج و سازماندهی نیروها در خارج و داخل انجام داده‌اند که در همایش امروز، تنها گزیده‌هایی از آن به اطلاع شما رسید؛ که البته در خصوص آنچه داخل کشور انجام می‌گیرد، کمتر می‌توان وارد جزئیات شد. اما به طور کلی باید گفت که انتظار ملت بزرگ ایران، تداوم و افزایش شتاب این فعالیت‌ها است. در حوزه تدوین برنامه و ارائه چشم‌انداز دوباره ساختن کشور، پروژه شکوفایی ایران در ماه‌های اخیر گام‌های بسیار بلندی برداشته است که به سمع و نظر شما رسیده است. توصیه من این است که پیشنهادهای خود برای بهبود این برنامه‌ها را با دست‌اندرکاران آن در میان بگذارید، تخصص خود را در اختیار این پروژه قرار دهید، و درباره راه حل‌های ارائه‌ شده با حلقه اطرافیان و آشنایان خود گفتگو کنید. از گروهها و احزاب سیاسی می‌خواهم که حول کلیت برنامه‌های دوران گذار گرد هم بیایند تا بتوانیم به جامعه ایران و جامعه بین‌الملل این اطمینان را بدهیم که ایران پس از جمهوری اسلامی، ایرانی باثبات، آزاد،‌ امن، ‌و شکوفا خواهد بود. جمهوری اسلامی امروز در سراشیبی سقوط است اما ما ایرانیان خودمان باید سرنوشت ایران را تعیین کنیم. به هر میزان که ما در این زمینه کم‌کاری کنیم، دیگرانی که لزوما منافع‌شان با منافع ملت بزرگ ایران یکی نیست، فرصت نقش‌آفرینی بیشتر خواهند داشت. در همین راستا، در هفته‌های آینده از وبسایت کمپینی رونمایی خواهیم کرد که هم‌چون شاهراهی برای جذب نیروها، ثبت ایده‌ها، گزارش رویدادها، ارائه برنامه‌ها، سازماندهی مبارزان، و گردآوری کمکهای مالی خواهد بود. من از همه شما دعوت می‌کنم که آماده فعالیت در این کمپین سراسری باشید. من هم‌چنان نقش خود را ایفا می‌کنم. از شما نیز انتظار دارم که نقش خود را ایفا کنید: اختلافات جزئی را کنار بگذارید. از هرگونه درگیری با یکدیگر بپرهیزید و تنها با دشمن مشترک مبارزه کنید. هواداران خود را بسیج کنید و در کنار من و در کنار یکدیگر، برای آرمانی والا بایستید: نجات ایران. در برنامه دولت انتقالی برای دوران اضطرار، برنامه گذار سیاسی، از پیش از سقوط جمهوری اسلامی تا تحویل گرفتن امور به دست نخستین دولت منتخب را به منظور بررسی متخصصان، سازمان‌های سیاسی و نهادهای مدنی ارائه کرده‌ایم. در این برنامه، برای فاز کنونی، یعنی پیش از سقوط جمهوری اسلامی، دو نهاد کلیدی تشکیل می‌شود: تیم موقت اجرایی، و در کنار آن نهاد خیزش ملی که به عنوان یک نهاد مشورتی استراتژیک عمل خواهد کرد. چنانکه در طرح پیشنهادی ما آمده است، تیم موقت اجرایی پس از پیروزی انقلاب، و تشکیل دولت گذار، منحل خواهد شد؛ و نهاد خیزش ملی به عملکرد خود نه تنها به عنوان یک نهاد مشورتی بلکه به عنوان نهاد قانون‌گذاری موقت تا زمان تشکیل نخستین مجلس منتخب عمل خواهد کرد. من از همه کارشناسان و به‌ویژه حقوقدانان می‌خواهم که این برنامه پیشنهادی را بررسی کنند و نظرات کارشناسی خود را با ما در میان بگذارند. خامنه‌ای و رژیم شکست‌خورده‌اش، حالا که بیش از همیشه، سقوط را در مقابل چشمان خود می‌بینند، تهدیدهای خود را علیه من افزایش داده‌اند. من اما از همان روزی که این مبارزه را آغاز کردم، با این تهدیدها زندگی کرده‌ام و هرگز هراسی به دل راه نداده‌ام. شما زنان و مردان هم‌وطنم در شهرها و روستاهای سراسر ایران، کارگران، دانشجویان، بازاریان، جوانان و نوجوانان، بدانید که تهدیدها در عزم و اراده من برای به سرانجام رساندن ماموریت بزرگ زندگیم، خللی ایجاد نخواهد کرد. علی خامنه‌ای بداند که رژیمش متزلزل است، بیشتر اطرافیانش از او متنفرند، جمع زیادی از پاسدارانش منتظر فرصتند تا از کشتی در حال غرق شدن جمهوری اسلامی بگریزند،‌ و اکثریت قاطع ملت از او و رژیمش بیزارند. انتهای این مسیری که می‌رود مواجه شدن با انفجار خشم انباشته‌شده ملت است و عاقبت خوبی برایش نخواهد داشت. ما میهن‌دوستانِ آزادیخواه، از تبار و جنس این فرقه تبهکار نیستیم که در پشت‌بام‌ها اعدام‌های صحرایی به راه اندازیم. به او می‌گوییم که از این مسیرِ منتهی به خون و آتش باز گردد. بیش از این، مرگ و رنج را بر ملت بزرگ ایران و حتی حامیان خود تحمیل نکند. تعهد ما به برگزاری یک دادگاه منصفانه منطبق با استانداردهای بین‌المللی، شامل خامنه‌ای نیز می‌شود؛ آنچه خود او از ایرانیان دریغ کرده‌ است. ملت بزرگ ایران، پیروزی ما از هر زمان نزدیک‌تر است. به نیروی خود باور داشته باشیم. ما ملت متحد، آگاه و دلیری هستیم که این رژیم هرگز نتوانسته بر فرهنگ و تاریخ و تمدن ما پیروز شود. جمهوری اسلامی به زباله‌دان تاریخ می‌رود؛ و ایران و ملت ما، آزاد و سربلند، از این دوره سخت به سلامت عبور خواهد کرد. ما ملت کبیریم، ایران رو پس می‌گیریم! پاینده ایران،

Reza Pahlavi

865,774 次观看 • 1 年前

🎥 شالوده‌شکنی توهم آزادی و سوء استفاده ی جنسی از زنان در سینما: تحلیل پشیمانی و تروما بر پایه شواهد افشاگرانه👇👇 ✅ ۱- ریس ویترسپون (فیلم Fear - 1996) ویترسپون (Reese Witherspoon) اعلام کرد که صحنه صریح جنسی با مارک والبرگ (Mark Wahlberg) خارج از فیلم‌نامه بوده است. او با وجود اعتراض و درخواست بدلکار، تحت فشار سیستم تولید قرار گرفت. ویترسپون این تجربه را تروما و انگیزه‌ای برای تأسیس شرکت فیلم‌سازی خود جهت محافظت از حقوق زنان دانست. ✅ ۲- مری-لوئیز پارکر (سریال Weeds) پارکر (Mary-Louise Parker) از فشار روانی برای برهنگی کامل در فصل چهارم شکایت داشت. او با استدلال "امنیت حریم دیجیتال" با تهیه‌کنندگان وارد جروبحث شد، اما تحت فشار (Goaded) مجبور به تسلیم شد و آن را پشیمانی بزرگ حرفه‌ای خود خواند. ✅ ۳- لئا سیدو و ادل اگزارکوپولوس (Blue Is the Warmest Color - 2013) این دو بازیگر تجربه فیلم‌برداری صحنه‌های جنسی با عبداللطیف کشیش را "شکنجه‌گاه مدرن" نامیدند. • استثمار زمانمند: ۱۰ روز فیلم‌برداری فرساینده. • حس کالاانگاری: اگزارکوپولوس (Adèle Exarchopoulos) تجربه خود را شبیه به "کارگر جنسی تحقیرشده" (Gross Prostitution) توصیف کرد. • دست‌کاری روانی: لئا سیدو (Léa Seydoux) از فشار برای رفتارهای افراطی گفت. *نکته: برای مشاهده جزئیات این استثمار و مصاحبه‌های مربوطه، می‌توانید به بخش‌های اختصاصی ویدیوی ضمیمه (دقایق ۴:۴۸ تا ۶:۲۱) مراجعه کنید.* • شکنجه و استثمار همه‌جانبه در پشت صحنه: هنرپیشگان فاش کردند که فرآیند تولید برای آن‌ها شبیه به یک «شکنجه‌گاه مدرن» و سیستماتیک بوده است. کارگردان (عبداللطیف کشیش) با دست‌کاری روانی و سوءاستفاده از اتمسفر روشنفکری سینمای فرانسه، آن‌ها را به مرز جنون و افراط کشاند؛ به طوری که در صحنه‌های دعوا مجبور بودند به صورت واقعی به هم سیلی بزنند و آسیب فیزیکی ببینند. • تبدیل هنرمند به کارگر جنسی تحقیرشده: ادل اگزارکوپولوس به صراحت استدلال می‌کند که حجم عریانی و مکانیکی بودن دستورات کارگردان، حس یک «کارگر جنسی تحقیرشده» (Gross Prostitution) را به او دست داد، نه یک بازیگر صاحب‌نام؛ چرا که بدن آن‌ها عملاً به ابزاری بی‌روح برای ارضای تخیلات بصری کارگردان و فروش گیشه تبدیل شده بود. • توصیف صریحِ صحنه‌های تحمیلی: صحنه‌های جنسی و عریانِ میان دو زن، برخلاف عرف سینما، یک فرآیند فرساینده، طاقت‌فرسا و زجرآورِ ۱۰ روزه بود. هدف کارگردان از طولانی کردن چندباره این صحنه‌ها، خلق هنر نبود، بلکه تخلیه کامل روانی، تحقیر کرامت انسانی و تسلیم محض کردن بازیگران در برابر اراده خود بود؛ تا جایی که خود کشیش بعدها تحت فشار شدید تروماهای واردشده به بازیگران، اعتراف کرد این فیلم اصلاً نباید اکران می‌شد. (💡 راهنمای تماشا: برای درک عمق این فاجعه و تماشای مصاحبه زنده و متأثرکننده خودِ ادل اگزارکوپولوس، حتماً به دقایق ۴:۴۸ تا ۶:۲۱ در ویدیوی ضمیمه بنگرید؛ به‌ویژه از دقیقه ۶:۰۴ به بعد که او مستقیماً رو به دوربین، سورئال و وحشتناک بودن این فرآیند استثماری را شرح می‌دهد.) ✅ ۴- نتایج تحلیلی کلی ۴.۱ مغالطه آزادی و شجاعت: ادعای سینمای تجاری غربی مبنی بر اینکه صحنه‌های صریح جنسی و عریانی، نماد «شجاعت، رهایی و آزادی زن» است، یک مغالطه بزرگ و برساخته‌ی امپراتوری پروپاگاندای هالیوود است؛ شواهد عینی ثابت می‌کند که این صحنه‌ها عملاً ابزاری برای بازتولید ساختار قدرت مردانه و استثمار پنهان است. ۴.۲ غیاب قدرت چانه‌زنی واقعی: این اعترافات نشان می‌دهد که در «لحظه حقیقت» فرآیند تولید، بازیگران زن (حتی در بالاترین سطوح آکادمیک و برندگان نخل طلا) فاقد قدرت چانه‌زنی واقعی و مالکیت بر بدن خود (Body Autonomy) در برابر کارفرمایان، کارگردانان و تهیه‌کنندگان هستند و سیستم آن‌ها را به پذیرش شرایط تحقیرآمیز سوق می‌دهد. ۴.۳ تایید تئوری شیءانگاری و سقوط اخلاقی: پذیرش دکترین «سکس برای فروش» به عنوان یک متد تجاری، دقیقاً مصداقِ تسلیم شدن در برابر «نگاه مردانه» (Male Gaze) و تبدیل زن به یک شیء جنسی است. این فرآیند، همان‌طور که در نقدهای فمینیستی مدرن و دیدگاه‌های فیلسوفان محافظه‌کار مطرح می‌شود، نه تنها هنر را از ارزش‌های متعالی تهی می‌کند، بلکه عامل اصلی تولید تروما، آسیب‌های ماندگار روان‌شناختی و سقوط اخلاقی ساختار سینماست.

Akbar Ganji

58,783 次观看 • 2 个月前

بخش هایی از مصاحبه ی صدیقه وسمقی: ‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ مجری: الان آقای پهلوی به عنوان چهره آلترناتیو در خارج از ایران مطرح شده و در داخل ایران هم پایگاه اجتماعی داره؛ حالا کم یا زیاد اندازه‌اش، درصدش رو نمی‌دونیم، ولی به هر حال صحبت‌های خود ایشونم اینه که منو در خیابان‌های ایران صدا کردن و خب به هر حال شعارهایی هم بود که در حمایت از ایشون بود. این چقدر این هم‌بستگی می‌تونه در بین داخل و آقای پهلوی اصلاً اتفاق بیفته؟ وسمقی: ببینید مشکلی که وجود داره این هست که جریان طرفدار آقای پهلوی، جریان پادشاهی‌خواهه‌. ببینید نظام پادشاهی، ما ازش سال ۵۷ عبور کردیم. نهاد پادشاهی و نهاد روحانیت، دو نهاد سنتی هستند که همیشه در طول قرن‌ها و هزاره‌ها با همدیگه رقابت داشتن. دو تا قدرت بودن که همیشه با همدیگه رقابت کردن، گاهی با هم سازش کردن، قدرتو تقسیم کردن، گاهی یکی قدرتو به دست آورده. خب ما به نظرم دیگه الان بعد از جمهوری اسلامی باید از این دو نهاد سنتی که هر دو هم در واقع نهادهای استبدادی هستن، باید بتونیم عبور بکنیم.ما سال ۵۷ از نهاد سلطنت عبور کردیم، گذاشتیمش کنار؛ هرچند از استبداد عبور نکردیم. خب نهاد روحانیت که در کمین بود و رقیب نهاد پادشاهی بود، قدرتو به دست گرفت و مردم ایران در اون زمان هنوز اون توانمندی رو برای اینکه نهاد روحانیت رو هم مثل نهاد سلطنت کنار بذارن و پس بزنن، نداشتن. این توانمندی به تدریج به وجود اومده و الان مردم می‌خوان که این نهاد سنتی استبدادی رو هم کنار بذارن. حالا طرفداران آقای پهلوی پادشاهی‌خواهند. نهاد پادشاهی یک نهاد سنتیست؛ هیچ‌وقت انتخابی نبوده، هیچ‌وقت دموکراتیک نبوده. یک نهادیست که خب می‌دونین، شما در تاریخ نگاه کنین در ایران و همه نقاط جهان، پادشاهان با زور اومدن. هر سلسله‌ای اومده، سلسله دیگری رو با زور کنار گذاشته و خودش نشسته و هیچ‌وقت مردم دخالتی نداشتن که مثلاً بیان و پادشاهان رو انتخاب بکنن. من تعجب می‌کنم که بعد از این تجربه‌های فراوان و رنج‌های فراوان، خون‌های زیادی که ما دادیم، ما می‌خوایم دوباره به جای پیدا کردن یک راه سوم و بنیان گذاشتن یک نهاد سوم، باز بیاییم برگردیم به نهاد پادشاهی که یک نهاد به هر حال کهنه و قدیمیست و ذاتشم استبداد داره. چرا؟ چون متمرکز بر فرده. ما مردم در دوره‌ای الان داریم زندگی می‌کنیم که خواهان حقوق بشریم، خواهان به رسمیت شناختن حقوق فردی هستیم، برای خودمون حق انتخاب قائلیم. چرا باید با اعطای یک قدرت مادام‌العمر به یک فرد، به یک خانواده و به یک خاندان، حق انتخاب رو برای همیشه از خودمون و از آیندگانمون سلب بکنیم؟ اگه نسل بعدی اومدن و گفتن که چرا شما این کارو کردید؟ ما نمی‌خوایم مثلاً این حکومت رو، حکومت فردی رو، چه بهش خواهیم گفت؟ اگر که سال ۵۷ مردم نهاد سلطنت رو کنار گذاشتن و از اون چاه افتادن تو چاه بعدی یعنی باز هم نهاد روحانیت، و حالا می‌خوان اونو کنار بذارن، آیا ما نباید از این تجربه‌ها درس بگیریم؟ به نظر من مردم به خاطر اینکه به استیصال رسیدن، مردم به خاطر عملکرد بسیار ناگوار و ناهنجار جمهوری اسلامی، دنبال یک مفری می‌گردن، دنبال یک راه نجات می‌گردن و خب سرمایه‌گذاری زیادی شده روی آقای پهلوی از لحاظ تبلیغاتی و غیره که ایشون به یک آلترناتیو و بدیل تبدیل بشه. حالا خیلی‌ها هم تصورشون اینه که میشه به این ترتیب از جمهوری اسلامی گذر کرد. اما کسانی که نظام پادشاهی رو نظام مناسبی برای آینده ایران نمی‌دونن، نمی‌تونن کنار این جریان بایستن. کسانی که خواهان استقلال ایرانن و نمی‌خوان که یک حکومت به وسیله قدرت‌های خارجی بر مردم ایران تحمیل بشه، نمی‌تونن کنار این جریان بایستن. این جریان متأسفانه این مشکلات رو داره. من می‌دونم ممکنه از این حرفای من هم این افراد ناراحت بشن، اما ما به فکر ایران و نجات ایران هستیم. به نظر من ما همهمون سرمایه‌هامون رو باید صرف ایران بکنیم نه اشخاص. خب اگر اشخاصی به آقای پهلوی علاقه دارن، در آینده وقتی که نظامی برای ایران، به قد و قواره ایران برای دموکراسی و آزادی در ایران به وسیله اندیشمندان و نخبگان این کشور ترسیم شد، تعیین شد، هر کسی بیاد انتخاب بشه توسط مردم برای یک مدت موقتی اداره کشور رو به دست بگیره، ولو آقای پهلوی باشه، دیگران باشن، به انتخاب ملت. خب این اشکالی نداره. ولی اینکه به خاطر علاقه به یک شخص یا به یک خانواده ما بیاییم یک نظام سیاسی برای ایران تعریف بکنیم که ممکنه آیندگان باز هم مخالفت بکنن و ایراد بگیرن و اونا به دردسر بیفتن، من این رو مناسب نمی‌دونم. من همیشه این جمله رو میگم که ما باید ساختار سیاسی آینده ایران رو به قد و قواره این کشور ببریم و بدوزیم، نه به قد و قواره یک شخص و فرد. ۱/۲

آرش یوسفی -ARASH

32,920 次观看 • 7 个月前

در مورد #کنگره_آزادی_ایران روزهای آینده مفصل‌تر می‌نویسم، هم نقاط قوت و هم ضعف، ولی فعلا در مورد این ماجرای مزاحمت «گروه فشار همایونی» در جریان خروج ما چند نکته‌ای می‌نویسم چون خودم نیم‌ساعتی درگیر این حضرات بودم. ۱) همان‌طور که احتمالا شنیده‌اید، در زمان پایان کنگره، به ما گفته شد که به‌دلیل تهدید «گروه فشار»، برای خروج نگرانی امنیتی وجود دارد و بعد از مدتی، راهی از پارکینگ پشت ساختمان به ما توصیه شد و قرار شد همه با هم خارج شویم. ۲) من کمی عقب‌تر بودم و در زمان خروج دیدم که ۲-۳ نفر از جماعت «انصار الشاه» ظاهرا خودشان را به در پشت رسانده‌اند و مشغول مزاحمت برای خانم فریبا بلوچ و تعدادی از همراهان ایشان بودند (با همین روش رفتن توی صورت طرف با پرخاش و سوال‌ها و اتهام‌های بی‌ربط که بخشی در فیلم زیر هم قابل مشاهده است). تعداد این جماعت کم‌کم داشت زیاد می‌شد و خانم بلوچ هم اصرار داشت با ایشان وارد گفتگو شود. من هم احساس کردم ماندنم در آن دور و بر بهتر است. ۳) همان‌طور که دیگران هم گفته‌اند، برخلاف ادعای توییت زیر، شخصی که پالتوی سبز دارد خانم بلوچ نیست (ایشان چند قدمی جلوتر است) ولی به‌نظرم می‌رسد که هدف این اوباش، این خانم و همراهان ایشان از اقلیت بلوچ بودند. رفتاری به‌غایت شرم‌آور و پرخاشگرانه که تقریبا روشن بود هدفش گرفتن عکس‌العمل (آتو) و ضبط آن بود. تلاش من هم جلوگیری از نزدیک شدن زیاد این جماعت به شرکت‌کنندگان در کنگره بود که گوشه‌ای از آن در انتهای این قطعه فیلم هم قابل مشاهده است. ۴) نمونه این رفتار پرخاشگرانه که در فیلم مشخص است، دنبال کردن افراد، رفتن با دوربین توی صورت آن‌ها، و انواع توهین و «شعار مرگ» بود. یک تجربه شخصی از به‌اصطلاح «گفتگو» با این حضرات که سعی کردم برای آرام کردنشان انجام دهم (نقل به مضمون): س: تو آیا میخوای ایران تجزیه بشه؟ ج: من به ایرانی بودن و یکپارچه موندنش افتخار می‌کنم. س: شماها دارید به خون انقلابیون دی‌ماه خیانت می‌کنید. ج: من و دوستانم برای آسیب‌دیده‌های دی‌ماه [و موارد قبلی] پول جمع می‌کنیم و می‌فرستیم برای کمک پزشکی، چطوری داریم خیانت می‌کنیم؟ س: «مرگ بر سه فاسد، ملا، چپی، مجاهد» [با همراهی گروه]! 🙂 ۵) اگر کنجکاوید بدانید این ماجرا به کجا ختم شد، دوستان بلوچ ما با پلیس تماس گرفتند و تعدادی از این اوباش «شجاع» که این‌طور مشغول تعقیب و مرعوب کردن دوستان بودند، با نزدیک شدن پلیس چنان دمشان را روی کولشان گذاشتند و فرار کردند که دیدنی بود (حاشیه: یکی از این اوباش معروف که قبلا فیلم دستگیریش توسط پلیس لندن پخش شده بود هم در این قسمت مشاهده شد که به سرعت فرار کرد). چند نفری هم البته ماندند و مشغول گفت‌وگو با پلیس شدند. من شخصا به‌دلیل تجربیات در این بیش از دو دهه‌ای که خارج از ایران زندگی کرده‌ام، نگرانی از مقابله با این اوباش نداشتم چون می‌دانم در یک دموکراسی که قانون حاکم است، می‌توان با کمک پلیس و قانون از خجالت اوباش در آمد. ولی قطعا در حکومتی که اهداف غیررسمیش را با «شعبان جعفری» و «حسین الله کرم» به‌پیش ببرد، چنین آرامشی نخواهم داشت. حضراتی که راه افتاده‌اید دنبال این جریان به عنوان «تنها آلترناتیو»، خوب است یک زمانی بالاخره سرتان را از زیر برف دربیاورید! فیلم از اینستاگرام خانم سروستانی است: پ.ن. بعد از متفرق شدن این اوباش، کمی جلوتر باز دو نفر سراغ ما آمدند که رفتار یکی از آن‌ها معقول‌تر بود و یک مصاحبه مفصل از من گرفت، در مورد تجزیه‌طلبی و غیره؛ اگر یک موقع فیلمش درآمد لطفا به من هم اطلاع دهید 🙂

Bashir Sadjad بشیر سجاد

23,895 次观看 • 6 个月前

🔴 روشن شدن عامل جنایت لامرد در مستند جواد موگویی در مستندی که جواد موگویی از فاجعه اصابت موشک لامرد ساخته است چند نکته بسیار مهم وجود دارد: ۱. او در ابتدای مستندش تاکید می‌کند که نوع موشک‌هایی که اینجا خورده است با «نوع موشک‌هایی که در طول جنگ ۴۰ روزه» به تمام ایران اصابت کرده است فرق دارد. ۲. در ادامه او توضیح می‌دهد که موشک‌های اصابت کرده به لامرد در نزدیکی زمین منفجر شده‌اند و ترکش‌های این انفجارها سرتاسر منطقه را پوشش داده و علاوه بر خسارات مادی موجب کشته و زخمی شدن تعداد زیادی از هم‌میهنانمان شده است و برای اثبات سخنانش آثار این ترکش‌ها بر ساختمان‌ها و یکی از ترکش‌های فرو رفته در زمین را هم نشان می‌دهد، البته او در سرتاسر مستندش به عمد و بر اساس آگاهی از عبارت کلاهک خوشه‌ای استفاده نمی‌کند، اما چرا؟ پاسخ روشن است: رژیم جمهوری اسلامی جزو معدود کشورهایی است که در موشک‌های (خرمشهر) و (ذوالفقار) از کلاهک خوشه‌ای هم استفاده می‌کند که اتفاقا این کلاهک‌ها به اصطلاح زمانی است و در نزدیکی زمین منفجر می‌شوند و بمب‌های کوچک داخل آنها که ترکش‌های بسیاری تولید می‌کند تا شعاع زیادی به اطراف منتشر می‌شوند. در واقع این موشک‌ها می‌توانند به جای یک کلاهک بزرگ، ده‌ها بمبلت یا زیرمهمات را در ارتفاع پخش کنند و یک منطقه وسیع را پوشش دهند. بر اساس نکاتی که جواد موگویی در مستندش نشان می‌دهد و توضیحاتی که ارائه می‌کند مشخص می‌شود که این موشک‌‌ها توسط رژیم جمهوری اسلامی پرتاب شده‌اند و با توجه به اینکه ۴ فروند موشک به فاصله کم به این محدوده پرتاب شده‌اند ما با پروژه‌ کثیف و جنایتکارانه‌ای مثل هدفگیری پرواز اوکراینی روبرو هستیم که این‌بار با قربانی کردن مردم و به ویژه کودکان و با هدف پروپاگاندا کردن و پیش کشیدن مسائل حقوق بشری علیه آمریکا طراحی و ساعتی پس از فاجعه مدرسه میناب انجام شده است. بر همین اساس می‌توان در مورد مدرسه میناب هم گمانه‌زنی‌هایی داشت. اگر جمهوری اسلامی و طرفدارانش مدعی هستند که اینطور نیست از کارشناسان سازمان ملل دعوت کنند تا با بررسی آثار اصابت و انفجارها منشا این پرتاب‌ها و عوامل این جنایت بزرگ شناسایی و معرفی شوند. دوشنبه ۱۸ خردادماه ۲۵۸۵ #شبنامه شبنامه

شبنامه

20,010 次观看 • 3 个月前