Загрузка видео...

Не удалось загрузить видео

На главную

اینم بمب امشب . میگه من هرکاری هم بکنم تو بچه دار نمیشی 🤣🤣 دوتا نکته : اول من اصلا اینستاگرام ندارم که پیج این شخص رو داشته باشم . دوم خیلیا میگن این پسر نمیدونم کی هست و طرفدار نظام هست و ازین حرف ها . من وقتی...

32,350 просмотров • 1 месяц назад •via X (Twitter)

Комментарии: 0

Нет доступных комментариев

Здесь появятся комментарии из оригинального поста

Похожие видео

عزیزانی که ویدیوی اخیر سازمان نسل زد رو برای من میفرستید و میپرسید این امنه!؟ اگر این شخص مسئول سازماندهی گارد جاویدان در مدیا و رسانه شده که وظیفه‌ی تیم اطلاع‌رسانی شاه هست که روشن و واضح بیانیه بدید تا مردم از سردرگمی در بیان! اگر هم نه و این فرد از جانب خودش وارد چنین بحث امنیتی و حساسی میشه که مجددا عزیزانی که برای هومن خلیلی با شخص شاه پادکست گذاشتند باید در مورد فعالیت‌های این فرد احساس مسئولیت و روشنگری کنند نه یک اکانت ناشناس مثل من! ممنون ازینکه به من اعتماد دارید و نظرم رو میپرسید ولی من نظرم رو قبل از دی‌ماه در این مورد گفتم و بیشتر از این هم ازم برنمیاد.. ویژگی یک مبارز خیابان و فرد برنده اینه که هر جایی بر سر جان خودش قمار و اعتماد نکنه! به مردمی که قراره جونشون رو کف دست بگیرند باید حق داد که هر جایی به راحتی اعتماد نکنند و این وظیفه‌ی مسئولین مرتبط هست که مسئولیت بپذیرند و روشنگری کنند نه اکانت‌های ناشناس!!! تمام این سازماندهی تنها در صورتی مورد تاییده که زیر نظر شخص شاه و مورد تایید ایشان باشه و گرنه به شدت میتونه خطرناک باشه و مراقب امنیت‌تون باشید.

Apranik 🇮🇷🇮🇱

16,860 просмотров • 2 месяцев назад

حاج آقا صادقی معاون آقای اژه ای حرفایی تو این ۱۰ دقیقه آخر امشب زدند که خیلی خوشحال کننده بود. ایشون در حق من خیلی برادری کردند. خدا حفظشون کنه. در عین حال خیلی هم با حوصله وقت گذاشتند شاید بالای ۵ ساعت سر نظریه آزادیم با ایشون صحبت کردم و راهنمایی گرفتم. ایشونم جاهایی با نظرم موافق شدند که تو همین ویدیو هست، جاهایی هم تو نظریه ام گفتند باید بیشتر بررسی کنم، جاهایی هم راهنمایی کردند و بهم کتاب هدیه دادند که بتونم بهتر برم جلو. اینکه این صحبت‌ها رو از زبون ایشون شنیدم بسیار خوشحال کننده بود. هرچی تو رسانه من رو بایکوت کنند ولی من کارم رو می‌کنم، در رو ببندند از پنجره میام، پنجره رو ببندند از کانال کولر میام. هرجا هرکس بشنوه من حرف می‌زنم. هرچی برای من پرونده بتراشند من حرف حق رو خواهم زد. حکومت‌ها برای من اهمیتی ندارند، من برای ایران و دین و آزادی، با هرکس بتونم صحبت می‌کنم. دشمن اصلی ایران از نظر من، سوسیالیست‌ها و تفکرات عرفانی هستند. من اینم، خلاصه، رو من هیچوقت حسابی که رو بقیه باز می‌کنید رو‌ نکنید، همیشه گفتم. من نه کار حزبی و گروهی می‌کنم نه براندازم نه طرفدار نظامم نه هیچی. من خودمم. هرجا حرفی رو حق بدونم و منطق داشته باشم براش می‌زنم. من برای اینکه ایران بدون یک قطره خونریزی، به مسیر درست بره هرکاری می‌کنم. هرچقدر متوهمانه باشه یا چی، قانون شخصی منه. نه به کسی می‌گم چیکار کنه نه از کسی حرف شنوی دارم. قضاوت درست و غلطی هم رو کار بقیه ندارم. مردم خودشون فرد فرد هرکاری صلاح بدونن انجام می‌دن. ایده‌ها از فشنگ‌ها و اسلحه‌ها قوی ترند.

🏴JannatKhah🔩🪰

41,462 просмотров • 9 месяцев назад

امشب به مناسبت شب یلدا کنار خانواده بزرگ خودم بودم. خانواده پرسنل زحمت کش اتوخسروانی. دلم نیومد سر و ته قضیه رو با یک بسته هدایای شب چله یا کارت هدیه هم بیارم. میخواستم کنارم باشن تا مطمئن بشم امشب میخندن. میخواستم مثل همیشه همسرانشان را از نزدیک ببینم و از لبخند رضایت از زندگی با تمام سختی ها مطمئن بشم. میخواستم خنده و بازی بچه هاشون رو ببینم. میخواستم پدر و مادر شون رو از نزدیک ببینم و بگم آفرین ، فرزندی تربیت کردید که با زحمت ، با دست روغنی ، با دانش و سواد در بخش های مختلف ، از خدمات مهمانداری تا حسابداری ، حقوقی ،فنی ،اداری و فروش و غیره برای روزیشون زحمت میکشند. امشب بچه های زیادی رو دیدم که خودم کادوی تولدشون رو داده بودم و الان ماشالله قد و نیم قد ، از تازه راه افتاده تا دبستانی و دبیرستانی و دانشجو . امشب بعضی از پرسنل رو دیدم که کادوی عقدشون رو دادم الان ماشالله دوتا فرزند داشتند. من امشب پادشاه روی زمین بودم چون خانواده بزرگم با لبخند کنارم بودن. دوستم داشتند و من این رو حس میکردم.دلم برای همه ی اونهایی که بنا به هر دلیلی از مجموعه جدا شدند تنگ شد و جاشون خالی بود. هرکجا هستند براشون آرزوی سلامتی و شادی دارم و ارزش زحمتی که کشیدند ، حتی اگر یک آجر از این خونه رو گذاشتند میدونم. خدایا خانواده من رو همیشه مثل این سال ها بزرگ‌تر و شادتر و سرزنده تر کن و من رو شرمنده محبت هاشون نکن.

Ali Khosravani | علی خسروانی

36,994 просмотров • 9 месяцев назад

رشتوی بخش کوچکی از تهدیدات و پرونده سازی های محمد جرجندی که بعد از ۶ ساعت انواع حملات و پرونده سازی ها تصمیم گرفتم ریکورد کنم. اولش باور نمی‌کردم این اراجیف رو راجع به من بگه. ولی بودجه خوبی براش تدارک دیدند. حرف هایی میزنه که من متوجه نمیشم یعنی چی، اگه فکر می‌کنه من پولی از کسی خوردم، فعالیتی داشتم که در داخل یا خارج برای من مشکل ایجاد می‌کنه، رو کنه من مسئله ای ندارم. چون من کاری نکردم تو زندگیم که اینطوری یک پرونده سازی مثل جرجندی پنهان بکنه! یه بار که سپاه و وزارت اطلاعات کل اطلاعات مجازی و حقیقی من رو زیر و رو کردند چک کردند. اگه جرجندی چیزی داره براشون هدیه بفرسته بسم الله. اینم پرونده سازی از خارج برای ساکن ایرانه، شرف و آبرو براش نمی‌مونه اگه چنین کاری کنه. اگه من کاری کردم که اونور آب از من ناراحت بشن که به درک و به تخمم، چون من ایرانم و قصدی برای رفتن ندارم. اگه کاری کردم علیه منافع مردم ایران بوده هم که منتشر کن من باید پاسخ بدم بدون اغماض. اگه کلاهبرداری کردم که چرا تا الان منتشر نکردی؟ بهت پروژه اش رو ندادند یا مثل قبلیا بهت دیتا نداده بودند که حمله کنی؟ اونوقت که برای خودت بد میشه که برای منافع شخصی یا بر اساس دستور یا کینه و حسادت به آدم ها حمله می‌کنی. به هر حال من مشکلی ندارم، اگه بین این همه کلاهبردار و فعال های سیاسی صادراتی، من اینقدر خار چشم شیطان شدم که بودجه گرفتی برای من شبانه روزی وقت بذاری، بذار. ایرادی نداره. بالاخره تو هم باید نون‌ بخوری، تو زندگیت چیز خاصی نشدی و رفتی اونور هم پناهنده شدی و بازم چیز خاصی نشدی، رد دادی و ایگو و حسادت و عقده گاهی انگیزه قدرتمندی میشه که با پروژه گرفتن و بودجه همراستا بشن ۲۴ ساعته سر هیچی پاچه من رو بگیری که هیچ مشکلی باهات نداشتم و اصلا کاری باهات نداشتم! ادامه بده محمد جرجندی، رو سیاهی می‌مونه به زغال. این بار بابت پروژه ات به کاهدون زدی.

🏴JannatKhah🔩🪰

481,218 просмотров • 1 год назад

ماه اوت سال ۲۰۱۹ با یه پاسپورت جعلی قاچاقی از جزیره میکونوس یونان به پاریس پرواز کردم و یه دوستی با ماشین من رو رسوند به شهر کلن آلمان. دو ماه و نیم تو یه کمپ موقت تو شهر اِسن بودم که یه ماه اولش با یه پسر ایرانی به اسم دانیل تو یه اتاق بودیم. خیلی پسر مشتی و باحالی بود و اصلا مشکلی نداشتیم. آرایشگر بود و موهای بچه ها رو کوتاه میکرد. تنها مشکل من این بود که دانیل شب‌ها خیلی خر و پف میکرد و من نمی‌توانستم بخوابم. بعضی شبها از صدای بلندش عصبی می‌شدم و می‌رفتم تو راهرو می‌شستم. بالاخره نگهبان‌های کمپ دلشون برام سوخت و مدیریت بهم یه اتاق جدا داد. بعد از مصاحبه‌م از اونجا به یه کمپ دیگه تو شهر راینه منتقل شدم. شاید بگم یکی از سخت ترین دوران زندگیم رو تو اون کمپ گذروندم. با سه تا پسر ایرانی هم اتاق بودم. دو تا آرش و اسماعیل. واقعا بچه های خوبی بودن ولی سبک زندگی من به اونها نمی‌خورد. اونها تقریبا هر شب تا دیر وقت عیش و نوش داشتن و من زود می‌خوابیدم و صبح‌ها ساعت ۶ بیدار میشدم و تو‌ کمپ می‌دویدم و ورزش میکردم. از طرفی هم شرایط زندگی تو کمپ خیلی مشابه زندگی تو کمپ اشرف بود. منظورم بخش زندگی جمعیش بود. اتاق خواب جمعی، سالن غذاخوری جمعی، حموم و توالت جمعی. این خیلی من رو آزار می‌داد. طوری که تو دسامبر ۲۰۱۹ دوچار افسردگی شدید شدم. تو عمرم، حتی با گذشت از اون همه بلا تو مجاهدین هیچ وقت افسرده نشده بودم. اما توی اون کمپ از درون احساس خفگی شدید می‌کردم. به خودم می‌گفتم من که از چنگ اون فرقه آزاد شدم و چی شد دوباره افتادم توی این وضعیت. هفته‌ای سه شب کابوس می‌دیدم که دوباره برگشتم تو مجاهدین و از شدت ترس بیدار میشدم. بعضی وقتها قلبم اینقدر تند می‌تپید احساس می‌کردم ممکنه الان سکته کنم. توی کمپ خیلی ساکت بودم و تلاش می‌کردم فقط با افراد سلام و علیک داشته باشم. هر روز کامپیوترم‌ رو بر‌ می‌داشتم و می‌شستم تو اتاق اینترنت و یا زبون آلمانی می‌خوندم و یا خرد خرد کتاب سرگذشت زندگیم رو می‌نوشتم. در ظاهر تلاش می‌کردم خودم رو محکم و سرحال نشون بدم ولی در درون داشتم خفه میشدم. انگار یکی گلوم رو از تو‌ گرفته بود و فشار می‌داد. چند شب زیر پتو از حال خودم گریه‌م گرفت و فقط تلاش می‌کردم گریه‌م رو غورت بدم تا هم اتاقی‌هام متوجه نشن. یه روز دیگه تاب نیاوردم و رفتم پیش یکی از کارکنان کمپ. یه مرد افغانی بود که سال‌های سال توی آلمان زندگی می‌کرد و با همسرش توی کمپ کار می‌کردن. بچه‌های ایرانی کمپ باهاش خیلی خوب بودن و برای احترام زیادی قائل بودن. من باهاش هیچ وقت صحبت نداشتم ولی از انرژیش احساس میکردم می‌تونم بهش اعتماد کنم. رفتم پیشش و درخواست صحبت کردم. من رو برد تو یه اتاق و نشستیم سر میز. گفت بگو پسرم چی شده؟ هر بار که دهنم رو باز میکردم صحبت کنم بغضم می‌گرفت و نمی‌تونستم. گفت کار من اینجا اینه که به تو کمک کنم و راحت حرف بزن. تو اون لحظه یه دفع بغضم ترکید و شروع به گریه کردم. دیگه نمی‌تونستم خودم رو نگه دارم و تو اون لحظه احساس کردم دیگه نیازی نیست خودم رو قوی نشون بدم. بعد از یه دقیقه گریه به خودم مسلط شدم و شروع کردم به تعریف زندگیم و شرایط توی فرقه مجاهدین و سختی‌هایی که کشیده بودم. تو کل ۲۰ دقیقه‌ای که من صحبت میکردم اون هیچ چی نگفت. وقتی تموم‌ شدم گفت یه دقیقه واستا. گوشیش رو در آورد و زنگ زد به مدیر کمپ. گفت پیش یکی از پناهنده‌ها هستم که داستانش فرق می‌کنه و اتاق تکی نیاز داره. بعد در جا من رو برد پیش دکتر کمپ. داستان من رو خلاصه به دکتر گفت و دکتره درجا برگشت بهم گفت که من مجاهدین رو میشناسم و می‌دونم چی کشیدی. گفت میتونم برات دارو تجویز کنم ولی فکر میکنم همین که اتاق تکی داشته باشی بهت کمک میشه که کمی آرامش‌ پیدا کنی. از اون به بعد و تا زمان شروع کرونا، من یه اتاق تکی داشتم. آرامش توی اتاق کمی بهم احساس راحتی دست داد. دیگه احساس خفگی نمی‌کردم. دقیقا همون دوران بود که با همسر فعلیم آشنا شده بودم و اون بهم یوگا و مدیتیشن یاد داد. روزی دو بار توی اتاقم می‌شستم و ۲۰ دقیقه مدیتیشن میکردم. رفتم توی باشگاه شهر ثبت نام کردم و کلا روحیه‌م عوض شد. یه طوری از درون انگار خودم یا همون اصالتم رو پیدا کردم. روزها تو‌ اتاقم می‌شستم و به گذشته‌م فکر میکردم و اینکه از چه سختی‌هایی عبور کردم. یه روز توی همین فکرها بودم‌ که یهو به ذهنم زد منی که از این همه سختی و بلا عبور کردم پس از هر چی هم بعدش بیاد می‌تونم عبور کنم. تصمیم گرفتم دیگه غصه آینده رو نخورم. و تا به امروز هم همینطور بوده. یک لحظه هم غصه اینکه قراره چی بشه و من چی میشم و آیا از پسش بر میام رو نخوردم. اطمینان دارم که بر میام. یه جوری شکست ناپذیر شدم تو زندگی. دیگه از چیزی نمی‌ترسم. زندگی زیباست✨🌷

Ray Torabi

26,451 просмотров • 1 год назад

یک مرکز ظاهراً دانشجویی و آزمایشگاهی و تحقیقاتی، برای انجام تست روی مغز موش در شرایط ترس، درخواست گربه کرده بوده. مسئول تهیه گربه‌ها هم رفته از آزادگان ۸ یا ۱۰ تا گربه نژاددار تهیه کرده و تحویل داده. بعد جنگ شروع شده، این بچه‌ها رو رها کردن و رفتن دنبال زندگی‌شون و فقط هر از گاهی براشون آب و غذا گذاشتن. از همه عجیب‌تر اینکه این گربه‌ها زیر یک سقف و با فاصله خیلی کم، در کنار دو تا میمون نگهداری می‌شدن. حالا وضعیت این بچه‌ها رو ببینید؛ علاوه بر قارچ و جرب، عفونت‌های وحشتناک و شدیدی در گوش و مجاری تنفسی دارن، زردی دارن و ظاهراً بالای ۹۰ درصد درگیر #FIP یا حتی #سرطان هستن. 😔 بعد توی دایرکت به من لطف دارید و می‌گید: «قرار نیست همه گربه‌های دنیا رو نجات بدی!» «بیشتر از توانت امداد نکن!» بخدا تا حالا بابت شرایط موجود کشور ناله نکردم؛ چون هیچ‌کدومتون مسئول فعالیت دلی ما نیستید و هیچ وظیفه‌ای هم در قبال ما ندارید. اگر کمکی هم تا امروز شده، از معرفت و محبت خودتون بوده و من همیشه سعی کردم از صمیم قلب قدردان تک‌تکتون باشم. 🤍 سه تا بچه‌ی بیست‌ساله که این گربه‌ها رو پیدا کردن، به صد نفر که خودشون رو حامی می‌دونن پیام دادن. یا جواب ندادن، یا گفتن اول پول جمع کنیم، یا گفتن پول بدید تا امداد کنیم. حتی برای آگهی کردن این طفل‌معصوم‌ها هم ازشون پول خواستن. وقتی باهاشون صحبت می‌کردم، اشکشون داشت درمیومد. باورشون نمی‌شد یکی واقعاً حاضر شده این بچه‌ها رو قبول کنه. گفتن: «باورمون نمی‌شه واقعی هستید... همه‌جا تعریفتون رو می‌کنیم.» منم بهشون گفتم: «بگو یه خر گیر آوردم!» 😂 چون ظاهراً ما برخلاف خیلی‌ها حرکت می‌کنیم؛ جایی که خیلی‌ها اول حساب‌وکتاب می‌کنن ببینن چقدر براشون می‌صرفه، ما اول به این فکر می‌کنیم که اون بچه قراره کجا بره و چه بلایی سرش بیاد. تهش هم برای همین سبک کار، برام پرونده‌سازی شد. واقعاً نمی‌دونم اسم این کار خریت، دیوونگی یا هر چیز دیگه‌ایه؛ فقط می‌دونم وقتی سه تا بچه‌ی بیست‌ساله با چشم‌های پر از اشک می‌گن «باورمون نمی‌شد کسی قبولشون کنه»، نمی‌تونم بهشون بگم چون بیشتر از توانمه، پس ولشون کن. شاید واقعاً من یه «خر» باشم... ولی حداقل این سه تا بچه امشب به‌جای رهاسازی در پارک جایی برای برگشتن دارن. 🤍🐾 و چهار تا بچه‌ی دیگه هم هستن که شرایطشون بهتره و قراره اون‌ها رو هم بیارن پیش خودمون. این قصه هنوز تموم نشده... 😔 اگر دوست داشتید تا انتها در کنارمون باشید: 🧡🤍🙏 🐾🐾🐾 💳 شماره کارت: 6219861922444483 🌿 لینک پرداخت امن از هر جای دنیا با کارت بانکی: Tchex: 🐈 آدرس ولت و اکانت‌های شبکه‌های اجتماعی:

ژن پوک

16,935 просмотров • 21 дней назад

درود بر مردم ایران، من #نجمه_امینی ۲۳ساله از زندان مرکزی مشهد در تاریخ ۲۷ شهریور این پیام رو براتون میذارم، من بعد از ۸ماه که در بلاتکلیفی به سر میبردم توسط قاضی "آسیان" حکم اعدام من صادر شد. من امروز نمیخوام از خودم قهرمان بسازم، من فقط یک چیز میخوام "صدای من باشید" من یه دختر بی گناهم، یه جوان با کلی آرزو، من پدر و مادری دارم که چشم انتظار منن، خانواده ای که با ترس از دست دادن من شبشون رو صبح میکنن، من نمیخوام چیزی که از من باقی میمونه چند خط توی پرونده باشه، اگر صدای من به بیرون زندان رسید، اون رو چند لحظه نشنوید و بعد فراموش کنید. مردم من فقط عدالت و فرصت دفاع میخوام، از تمام وکلا و فعالان حقوق بشر درخواست میکنم پرونده ی من رو بررسی کنن، از سازمانهای بین المللی میخوام صدای من رو بشنون و درباره ی وضعیت و پروندم تحقیق و پیگیری کنن، نام من رو به خاطر بسپارید، شاید دیگه نتونم حرف بزنم اما تا وقتی زنده هستم یک امید دارم اینکه "پیش از اینکه طناب پایان زندگی من باشد، ایران آزادو آبادم را ببینم" #NajmehAmini ديده بان حقوق بشر Amnesty Iran

Zomorod

15,484 просмотров • 13 дней назад

+ غروب روز حادثه بود، کلافه بودیم و هرکسی دنبال کمک رسانی! از ایثارگران تهران زنگ زدند که برای مستندسازی و تولیدمحتوای سوشال مدیا از لحظات تغسیل و آماده سازی پیکرها و تشییع و … عکاسی و تصویربرداری کنیم، سریع زنگ زدم بچه ها، تجهیزات کامل گرفتند و با گروه ژنتیک و ایثارگران که همراه با تابوت ها از تهران حرکت کردند + مشغول کار بودیم، هوا سرد بود و کار به کندی پیش می‌رفت، تعداد پیکرها هم خیلی زیاد بود و باید به صبح برای مراسم تشییع میرسید دیگه هرکسی یک جای کار رو دست گرفته بود + بین کار برا نماز، مجازی و که چک کردیم دیدیم دختر کاپشن صورتی خیلی بهش پرداخته شده گشتیم تا پیکر مبارکش رو بین شهدا پیدا کردیم خب در لحظه اول چیزی نداشت که با تکیه به اون بتونیم یه تولید محتوای مناسب بکنیم پس پیکرش رو گلبارون کردیم و با یه دست نوشته کنار اسمش نوشتیم “دختر کاپشن صورتی با گوشواره قلبی” عکسش رو گرفتیم تو کانال و توییترم گذاشتیم به چند دقیقه نشد همه جارو گرفت خداروشکر… خوشحال بودیم که قدمی براش برداشتیم + ادامه موج رو باید تو اینستا عملی میکردیم ”مطلعید که نوع تولید محتوا تو اینستا کاملا فرق میکنه ، ویدئو از عکس خیلی بیشتر وایرال میشه و چهره اگه باشه صدبرابر! اونجا مخاطب کاری نداره که این اصلا کیه و اکثرا این نوع ویدئوهای احساسی رو عوام و خاکستری ها پخش‌میکنند ولی کار از کار گذشته بود، تابوت رو بسته بودند و رفت برا نصب پرچم بچه هایی که همراهم بودندگفتن داشتی گل می ریختی ازت فیلم گرفتیم، سریع نشستیم و یکیش رو تدوین زدیم یه ویدئو احساسی که اشک خودمونم در آورد سرِ پیکرِ مبارک این شهیده عزیز دادیم رفت تو اینستا بالا … انگار بمب بود! ترکید! هرکسی یه جور ازش تولید محتوا کرد… با ویوهای میلیونی … کامنت ها هم مثبت بود وهرکسی یه جور با این کلیپ اشک میریخت، خوشحال بودیم که تونستیم یه کاری برای "ریحانه" انجام بدیم که هر هنرمند و آدم عادی پخش کنند اون صحنه رو… + استوپ، فردا ظهر اومدم توییتر و دیدم عزیزان منو بلاگری خطاب کردند که شعور ندارم و بالا سر پیکر شهید برای خودنمایی ویدئو گرفتم! به خودم و خانواده ام فحاشی شد که چرا “من”اونجا بودم و برای چی “من” این کلیپ و عکسارو دادم بیرون… الانی که دارم باهاتون حرف میزنم حتی یکذره هم پشیمون از کارم نیستم بارها پیش اومده تو تایم لاین عذرخواهی کردم امااین حرکت رو کاملا مثبت و درست میدونم چون تاثیرش رو دارم بین مردم میبینم مردمی که به دور از این حواشی توییتر، چند ثانیه با اون کلیپ اشک ریختن،روش مداحی گذاشتن و پخشش کردند و اصلا من رو هم نمیشناختند… شمارو جای برادر و خواهرام دونستم توضیح دادم چون میدونم خیلی هاتون منطقی هستید، و حرف اصولی رو میپذیرید بعضی ها هم هستند که به هر بهونه ای حقیر رو قضاوت میکنند که همیشه و همه جا حلالشون کردم و براشون دعا میکنم…

سیدنا

57,505 просмотров • 2 лет назад

بخش هایی از مصاحبه ی صدیقه وسمقی: ‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ مجری: الان آقای پهلوی به عنوان چهره آلترناتیو در خارج از ایران مطرح شده و در داخل ایران هم پایگاه اجتماعی داره؛ حالا کم یا زیاد اندازه‌اش، درصدش رو نمی‌دونیم، ولی به هر حال صحبت‌های خود ایشونم اینه که منو در خیابان‌های ایران صدا کردن و خب به هر حال شعارهایی هم بود که در حمایت از ایشون بود. این چقدر این هم‌بستگی می‌تونه در بین داخل و آقای پهلوی اصلاً اتفاق بیفته؟ وسمقی: ببینید مشکلی که وجود داره این هست که جریان طرفدار آقای پهلوی، جریان پادشاهی‌خواهه‌. ببینید نظام پادشاهی، ما ازش سال ۵۷ عبور کردیم. نهاد پادشاهی و نهاد روحانیت، دو نهاد سنتی هستند که همیشه در طول قرن‌ها و هزاره‌ها با همدیگه رقابت داشتن. دو تا قدرت بودن که همیشه با همدیگه رقابت کردن، گاهی با هم سازش کردن، قدرتو تقسیم کردن، گاهی یکی قدرتو به دست آورده. خب ما به نظرم دیگه الان بعد از جمهوری اسلامی باید از این دو نهاد سنتی که هر دو هم در واقع نهادهای استبدادی هستن، باید بتونیم عبور بکنیم.ما سال ۵۷ از نهاد سلطنت عبور کردیم، گذاشتیمش کنار؛ هرچند از استبداد عبور نکردیم. خب نهاد روحانیت که در کمین بود و رقیب نهاد پادشاهی بود، قدرتو به دست گرفت و مردم ایران در اون زمان هنوز اون توانمندی رو برای اینکه نهاد روحانیت رو هم مثل نهاد سلطنت کنار بذارن و پس بزنن، نداشتن. این توانمندی به تدریج به وجود اومده و الان مردم می‌خوان که این نهاد سنتی استبدادی رو هم کنار بذارن. حالا طرفداران آقای پهلوی پادشاهی‌خواهند. نهاد پادشاهی یک نهاد سنتیست؛ هیچ‌وقت انتخابی نبوده، هیچ‌وقت دموکراتیک نبوده. یک نهادیست که خب می‌دونین، شما در تاریخ نگاه کنین در ایران و همه نقاط جهان، پادشاهان با زور اومدن. هر سلسله‌ای اومده، سلسله دیگری رو با زور کنار گذاشته و خودش نشسته و هیچ‌وقت مردم دخالتی نداشتن که مثلاً بیان و پادشاهان رو انتخاب بکنن. من تعجب می‌کنم که بعد از این تجربه‌های فراوان و رنج‌های فراوان، خون‌های زیادی که ما دادیم، ما می‌خوایم دوباره به جای پیدا کردن یک راه سوم و بنیان گذاشتن یک نهاد سوم، باز بیاییم برگردیم به نهاد پادشاهی که یک نهاد به هر حال کهنه و قدیمیست و ذاتشم استبداد داره. چرا؟ چون متمرکز بر فرده. ما مردم در دوره‌ای الان داریم زندگی می‌کنیم که خواهان حقوق بشریم، خواهان به رسمیت شناختن حقوق فردی هستیم، برای خودمون حق انتخاب قائلیم. چرا باید با اعطای یک قدرت مادام‌العمر به یک فرد، به یک خانواده و به یک خاندان، حق انتخاب رو برای همیشه از خودمون و از آیندگانمون سلب بکنیم؟ اگه نسل بعدی اومدن و گفتن که چرا شما این کارو کردید؟ ما نمی‌خوایم مثلاً این حکومت رو، حکومت فردی رو، چه بهش خواهیم گفت؟ اگر که سال ۵۷ مردم نهاد سلطنت رو کنار گذاشتن و از اون چاه افتادن تو چاه بعدی یعنی باز هم نهاد روحانیت، و حالا می‌خوان اونو کنار بذارن، آیا ما نباید از این تجربه‌ها درس بگیریم؟ به نظر من مردم به خاطر اینکه به استیصال رسیدن، مردم به خاطر عملکرد بسیار ناگوار و ناهنجار جمهوری اسلامی، دنبال یک مفری می‌گردن، دنبال یک راه نجات می‌گردن و خب سرمایه‌گذاری زیادی شده روی آقای پهلوی از لحاظ تبلیغاتی و غیره که ایشون به یک آلترناتیو و بدیل تبدیل بشه. حالا خیلی‌ها هم تصورشون اینه که میشه به این ترتیب از جمهوری اسلامی گذر کرد. اما کسانی که نظام پادشاهی رو نظام مناسبی برای آینده ایران نمی‌دونن، نمی‌تونن کنار این جریان بایستن. کسانی که خواهان استقلال ایرانن و نمی‌خوان که یک حکومت به وسیله قدرت‌های خارجی بر مردم ایران تحمیل بشه، نمی‌تونن کنار این جریان بایستن. این جریان متأسفانه این مشکلات رو داره. من می‌دونم ممکنه از این حرفای من هم این افراد ناراحت بشن، اما ما به فکر ایران و نجات ایران هستیم. به نظر من ما همهمون سرمایه‌هامون رو باید صرف ایران بکنیم نه اشخاص. خب اگر اشخاصی به آقای پهلوی علاقه دارن، در آینده وقتی که نظامی برای ایران، به قد و قواره ایران برای دموکراسی و آزادی در ایران به وسیله اندیشمندان و نخبگان این کشور ترسیم شد، تعیین شد، هر کسی بیاد انتخاب بشه توسط مردم برای یک مدت موقتی اداره کشور رو به دست بگیره، ولو آقای پهلوی باشه، دیگران باشن، به انتخاب ملت. خب این اشکالی نداره. ولی اینکه به خاطر علاقه به یک شخص یا به یک خانواده ما بیاییم یک نظام سیاسی برای ایران تعریف بکنیم که ممکنه آیندگان باز هم مخالفت بکنن و ایراد بگیرن و اونا به دردسر بیفتن، من این رو مناسب نمی‌دونم. من همیشه این جمله رو میگم که ما باید ساختار سیاسی آینده ایران رو به قد و قواره این کشور ببریم و بدوزیم، نه به قد و قواره یک شخص و فرد. ۱/۲

آرش یوسفی -ARASH

32,920 просмотров • 7 месяцев назад

الان تمام ارکان حکومت #موشعلی_خامنەای دارن دنبال جاسوس های موساد میگردن. چند تا نکته برای اینکه بهشون تقلب برسونیم که زودتر پیدا کنن سرکرده شبکه جاسوسی برای اسراییل رو! ۱- جاسوس اصلی باید خیلی به خامنه ای نزدیک بوده باشه! قالیباف خواهرزاده زن خامنه ای هست و از بچگی کنار موشعلی بوده و با فرمان ولی فقیه فرمانده نیروی انتظامی، رییس مجلس و شهردار تهران شده! پس اولی رو داره ۲- باید از اسرار رژیم و مکان های فوق محرمانه سران سپاه اطلاع می داشته، که توی همین مصاحبه برای اولین بار احمقانه گفت که تک تک اون سرداران ملاقه ای سپاه که کشته شدن، در چه موقعیتی بودن و قالیباف از معدود کسانی بوده که این رو میدونسته! این رو هم قالیباف داره ۳- خود سر شبکه جاسوسی موساد نباید کوچکترین آسیبی دیده باشه از حملات و حتی نباید نگران حمله بعدی باشه و برای همین با خیال راحت مصاحبه کنه! که این مورد رو هم قالیباف داره ۴- کسی که به رهبر رژیمش خیانت کرده باید موجود پول دوست، لاگجری باز و سیسمونی گیت دار و سابقه دار در دزدی های کلان از مردم بوده باشه که قابل خریداری از طرف اسراییل بشه که قالیباف همه اینها رو یه جا داره! وجدانا سرجاسوس موساد همین نیست؟ توی کامنت ها بنویسید برام اگر موافقید و موارد دیگه هم به ذهن تون میرسه 🦅😏🇮🇱🇺🇸

Amir Fakhravar

54,782 просмотров • 1 год назад

مجری: شعام اینجا هم میاد، بله، تأیید می‌کنه. کی بخره؟ یاشار سلطانی: شعام قبلاً بودها. چند ماهه اینجا هم اصلاً نیست؟ یعنی الان شماها در یک دوره‌ای که میلیاردها دلار نفت فروختید و رفت، بخشی از پولش برنگشت. اصلاً تراستی‌ها… تراستی کسیه که پول جابه‌جا می‌کنه. کی پای تراستی‌ها رو برای فروش نفت باز کرد؟ تراستی چه ربطی به فروش نفت داره؟ خالی‌فروشی از کجا اومد؟ مجری: ببین یاشار، خالی‌فروشی میگه… اصلاً خالی‌فروشی یعنی چی؟ اصلاً تراستی، تریدر، این‌ها رو میشه بیشتر توضیح بدی؟ یاشار سلطانی: ببین، کسی که نفت می‌فروشه اسمش تریدره. کسی که نقل‌وانتقال مالی این‌ها رو انجام میده اسمش تراستیه. شرکت نیکو که مسئول فروش نفت در وزارت نفته و باید اون نفت رو بفروشه، نفت رو میده به تریدر. تریدر هم در این زنجیره میده به پالایشگاه یا به مخازنی که در چین یا جاهای مختلف داره. این پول‌ها هم باید جابه‌جا بشه دیگه. این پول رو تراستی جابه‌جا می‌کنه. چند دست می‌چرخه و سودهای وحشتناکی هم می‌برن، به خاطر همون بحث تحریم. ببین، یه جایی ما اومدیم مجوز دادیم که تراستی هم نفت بفروشه.‼️ وقتی نفت به مقصد می‌رسه، مثلاً میره به مخازن چین، اونجا تراستی میگه: «من پول رو دریافت کردم.» بین ۴۵ تا ۹۰ روز طول می‌کشه. این هم یکی از باگ‌هایی‌ه که ما تو بحث فروش نفت داریم. ۴۵ تا گاهاً ۹۰ روز طول می‌کشه تا پول نفتی که رفته، به کشور برگرده، اگر برگرده و اگر به‌صورت کامل برگرده. وسط کار، تراستی به دروغ اعلام می‌کنه: «من پول رو دریافت کردم.» این دونه‌دونه اعلام میشه و نهایتاً به بانک مرکزی می‌رسه که مثلاً من ۱۰۰ میلیون دلار یا یک میلیارد دلار دریافت کردم. ولی پول تحویل بانک داده نمی‌شه. به این میگن خالی‌فروشی. اون پول رو دوباره باهاش کار می‌کنن. مجری: ببین، یعنی چی؟ این یعنی خالی‌فروشی؟ پول رو نگرفته، ولی بر اساس حرفی که یه تراستی زده…‼️ یاشار سلطانی: کی گفته که گرفته؟ خیلی اتفاقات داره می‌افته این وسط. بذار من یه مثال مشخص بزنم که برای مردم هم ملموس باشه. یک کشتی از این شبکه چقدر نفت می‌بره؟ هر کشتی حدود ۱.۵ میلیون بشکه نفت حمل می‌کنه. اگر قیمت هر بشکه نفت رو ۹۰ دلار در نظر بگیریم، میشه ۹۰ میلیون دلار. حالا کارمزدها رو در نظر بگیریم و ببینیم این شبکه چقدر کارمزد می‌گیره.‼️ تراستی در نقل‌وانتقالاتش بین ۲ تا ۳ در هزار پول می‌گیره. بانک بین ۵ تا ۷ در هزار می‌گیره. یک‌سری هزینه‌های دیگه هم داریم، مثل هزینه تبدیل نرخ ارز. مثلاً درهم به یوان، یوان به دلار یا چیزهایی به این شکل. یه هزینه هم داریم در قالب هزینه‌های رسوب پول، چون تمام افرادی که نفت می‌فروشن، چند صد میلیون دلار همیشه رسوب دارن و پول تو حسابشون هست. از طرف دیگه، جابه‌جایی‌های مکرر و بی‌دلیل تو شبکه بانکی داریم که این خودش یه فساده. مثلاً پول یک تراستی تو یه بانکه، بانک مرکزی میگه این پول رو منتقل کن به یک حساب دیگه تا این حساب‌ها کار کنن. برای اون نقل‌وانتقال‌ها هم یه پولی گرفته میشه. ما چیزی حدود ۳ درصد هزینه برای هر کشتی داریم که داریم پرداخت می‌کنیم. مسئولان هم درباره این قضیه مصاحبه کردن، یعنی چیز عجیب‌وغریب و پنهانی‌ای هم نیست.‼️ ما حدود ۴ میلیون دلار فقط توی این کارمزدها و این هزینه‌ها داریم از دست میدیم، برای هر یک کشتی.‼️‼️ و می‌دونی اگر ما به سوئیفت وصل بودیم و ارتباط مالی‌مون با دنیا برقرار بود، این هزینه چقدر بود؟ حدود ۵۰۰ دلار. ۵۰۰ دلار، به‌جای ۴ میلیون دلار. و شما محاسبه کن که ما در روز چند کشتی نفت می‌فروشیم؟

آرش یوسفی -ARASH

50,060 просмотров • 14 дней назад

افتضاح پشت افتضاح ادعای رهبری یک کشور رو دارن، ولی همه جا تقلب می‌کنن. یه عده گفتن من دروغ می‌گم و امکان نداره بشه دو بار رای داد. این ویدئو رو ببینین که گرفتم. 4 تا پنجره گوگل کروم همزمان باز کردم (هر پنجره یه پروفایل جدید هست برای همین رنگ پنجره‌ها فرق داره - اینکه پروفایل مختلف باشن مهمه). در کمتر از 2 دقیقه 4 بار رای دادم. نیازی به دو دقیقه نبود البته و تو 10 ثانیه هم می‌شد 4 بار رای داد. فقط چون روند رو نشون می‌دادم و نتیجه رفرش رو هم می‌خواستم بهتون نشون بدم کمی طولانی‌تر شد. تو پنجره دوم و چهارم چند بار رفرش هم کردم که تو پنجره چهارم آپدیت شدن اعداد رو هم ببینین و بعدش امضا هم زدم. دلیل این کار ضعف فنی نیست. فردی که کوچک‌ترین آشنایی با سیستم‌های کامپیوتری و وبسایت و اینترت داشته باشه می‌تونه جلوی این قضیه رو بگیره ولی نگرفتن. چون می‌خوان از هر سیستم ده‌ها و صدها بار رای رو ثبت کنن که نتیجه عدد بزرگ‌تری باشه. ما یه مدت امضا کنندگان کارزار رفتن به غزه رو مسخره می‌کردیم نگو اینا از اونا شارلاتان‌ترن! این کاری که امیر اعتمادی و قاسمی‌نژاد دارن می‌کنن چوب حراج زدن به همون نیمچه آبروی باقیمانده رضا پهلویه. تهش می‌خوان یه گزارش بدن بگن 20 میلیون امضا کردن و پول خوبی به جیب بزنن. سال‌هاست دارن یه سری از مردم رو با این بازی‌ها سرگرم می‌کنن. بدون هیچ خروجی مشخصی. از این پروژه به اون پروژه. از این کارزار به اون کارزار. اما نتیجه صفر. این وسط فقط پول‌های میلیون دلاری جمع شده و هیچوقت حتی یک گزارش یک خطی از نحوه خرج کردن پول‌های جمع شده داده نشده. خوش به حال جمهوری اسلامی که این اپوزسیون رو داره به عنوان اپوزسیون خودش می‌فروشه.

نفوذی‌ها

285,725 просмотров • 1 год назад

1)- در این توییت یک مستند پنج قسمتی از کانال 13 اسراییل خدمت تون ارائه می کنم که مربوط به جنگ 12 روزه هست. احتمالا خیلی از شما این مستند رو ندید! خیلی به جزییات نمی پردازم تا داستان لو نره و حس رازآلودگی قصه از بین نره. اما این نکته رو در نظر داشته باشید که این مستند حتما با اغراق بسیار زیادی برای مخاطب اسراییلی تولید شده اما بخش هایی از داستانش با واقعیت انطباق داره. در روایت، دروغ پردازی های زیادی شده که اگه با نگاه انتقادی به فیلم نگاه کنید، متوجه بزرگنمایی هاش میشید! در این مستند به فریب رسانه ای که در پشت هر اخبار پیش از جنگ در رسانه ها بوده اشاره می کنه! مثلا برجسته کردن خبر ازدواج پسر نتانیاهو تا این طور به طرف ایرانی القا بشه که سر نتانیاهو شلوغه و درگیر مسائل شخصی و خانوادگیش هست. تا میرسه به شب عملیات و چه اتفاق هایی در کابینه اسراییل افتاده بود. در بخش دیگه دیدارهای نتانیاهو با ترامپ رو قبل از جنگ مطرح می کنه که این سفرها بیشتر برای هماهنگی برای جنگ بوده و پالس مذاکراتی که ترامپ مطرح می کرده، بیشتر برای فریب ایرانیان بوده. داستان ترورهای فرماندهان مطرح میشه، البته اغراق های زیادی هم در روایت داستان هست. موضوعاتی مثل شکل و نوع عملیات های موساد و نیروی هوایی ارتش و مزدورانشون در ایران مطرح میشه. و کلا این مستند: مصاحبه با رهبران سیاسی و فرماندهان ارتش و خلبانان اسراییلی هست. تاکید می کنم که با ذهن انتقادی روایت اسراییلی ها از جنگ 12 روزه رو نگاه کنید! قسمت های دیگه اش رو در پایین و در بخش منشن ها بارگزاری خواهم کرد.

تحلیل راهبرد

52,655 просмотров • 5 месяцев назад

۱- میگه دخترا توی دنیایی زندگی می کنند که باید بیشتر بجنگند تا به اندازه یک پسر دیده بشند ۲- میگه دخترا باید خیلی زحمت بکشند تا دستاوردهاشون به دختر بودن و قیافه شون، دلبری و لوندی شون نسبت داده نشه. بعد همون موقع که این حرف رو میزنه تصویر بک گراند تصویر خودش با سوتین اش هستش 😐 اول اینکه وقتی کارت بلاگری هست و داری محصولات دخترانه توی آمازون و پلتفرم های دیگه به دخترا می فروشی خوب قطعا هر چی داری از قیافه ات و دختر بودنت هست. دوم اینکه وقتی یک دختر نازپرورده که به لطف خانواده توی آمریکا داره زندگی میکنه و همه جای دنیا رو گشته و هر کاری‌ میخواسته کرده از محدودیت صحبت میکنه آدم از این همه دورویی حالش بد میشه. سوم اینکه واقعا فقط یک دختر میتونه یک مشت خزعبلات و سالاد کلمات رو ضمیمه چند تا فیلم و عکس از خودش بکنه و درباره دردهای دختر بودن حرف بزنه و در نهایت وایرال بشه. بعد هم زمانی که با دلارهای تبلیغات اشک هاش رو پاک میکنه از ظلمی که امثال دکتر هانتر بهش می کنند غر بزنه و همون غر زدن ها رو هم استوری بکنه 🤦🏻‍♂️ بعد تصور کنید که همین خانم از اون بالای منبر به دخترهای دیگه توصیه می کنه که بزرگ نشید. بهشون میگه لازم نیست بزرگتر از سن تون بفهمید و همون جوری جوون بمونید و حالش رو ببرید 🤯 اتفاقا یکی باید به همین خانم بگه که لطفا بزرگ شو، بالغ شو، مسئولیت اجتماعی بپذیر، به یک نفر جز خودت هم فکر کن. نه بچه داری. نه شوهر داری. تمام عکس ها و ویدئوهات از خودت هستش. تو اصلا در جایگاه توصیه کردن به بقیه نیستی. تو خودت ماکزیمم یک بچه کوچولوی بزرگ سال هستی. آخر ویدئو هم به خواهرخواندگی جهانی زنان اعلام وفاداری میکنه و به دخترها میگه که ما زنها در کنار هم قوی تریم. این خواهرخواندگی دخترهای جهان که به لطف سوشال مدیا تبدیل به یک مذهب آنلاین شده داره کمر جوامع مختلف جهان رو خرد می کنه. ازدواج های تو خالی، نارضایتی همگانی و بحران جمعیتی فراگیر از نتایج بزرگ نشدن دخترهاست 🤨

New World!

105,930 просмотров • 2 лет назад