Loading video...

Video Failed to Load

Go Home

با مزه بود خدایی.

66,598 views • 1 year ago •via X (Twitter)

7 Comments

یه معلم خسته's profile picture
یه معلم خسته1 year ago

به عنوان ایرانی تخم نمی کنم برم خونه غریبه از ترس کونم

Solar Heavy's profile picture
Solar Heavy1 year ago

take the journey

Saint Augustine's profile picture
Saint Augustine1 year ago

توصیفش درباره رانندگی بی نقص بود

hamid samadzadeh's profile picture
hamid samadzadeh1 year ago

ولي بنظرم بيشتر تلخ بود تا بامزه بودن☹️

Armando's profile picture
Armando1 year ago

😊 so true!

Rudabe's profile picture
Rudabe1 year ago

پس چرا من خجالت کشیدم؟

Coco's profile picture
Coco1 year ago

صف و کوانتوم فیزیک 😁

Related Videos

روایت آنچه بر #احمد_خدایی و جاویدنام #صالحه_احمدی گذشت. در روزهای پر شور دی ماه خونین ۱۴۰۴ زمانی که هنوز اینترنت قطع نشده بود، احمد خدایی، کوهنورد و مربی شناخته‌شده اردبیلی، در صفحه اینستاگرام خود از افرادی که در جریان اعتراضات آسیب دیده بودند خواست در صورت نیاز به خدمات درمانی و نگرانی از مراجعه به مراکز رسمی، با او تماس بگیرند. همسر احمد خدایی، صالحه اکبری، تکنسین اتاق عمل بود و یک اتاق خانه‌ کوچکشان را به خارج کردن ساچمه‌ها و پانسمان مجروحان اختصاص داده بودند. آن‌ها تازه ازدواج کرده بودند، خانه‌شان بوی زندگی می‌داد، احمد از ازدواج قبلی‌اش دختری داشت که با صالحه رابطه خیلی خوبی داشت. چند روز بعد، شب ۲۲ دی‌ماه و حوالی ساعت ۱۰، مأموران امنیتی به منزل این زوج مراجعه کردند. هدف، بازداشت احمد خدایی عنوان شده بود، اما در زمان ورود مأموران، او در خانه حضور نداشت و برای خرید لوازم پانسمان و دارو به خارج از خانه رفته بود. مأموران در داخل منزل منتظر ماندند تا او بازگردد. با بازگشت احمد خدایی، در بدو ورود به آپارتمان، ناگهان با حمله مأموران مواجه شد. او در برابر چشمان همسرش با شوکر، مشت و لگد مورد ضرب‌وشتم قرار گرفت. در این میان، صالحه اکبری، که او هم مثل همسرش کوهنورد بود، برای دفاع از همسرش با کلنگ کوهنوردی به سمت مأموران رفت. در همان لحظه، یکی از مأموران با سلاحی مجهز به صداخفه‌کن به قلب او شلیک کرد. گلوله از بدنش عبور کرد و او در همان محل جان باخت. پس از این واقعه، پیکر او از خانه خارج شد و احمد خدایی نیز بازداشت و برای یازده روز در بازداشت نگه داشته شد. خانواده صالحه و به خصوص پدر او، که طرفدار حکومت است، روایتی دروغ مبنی بر خودکشی دخترش را تایید می‌کند. بعدها سیستم امنیتی تلاش می‌کند روایت سانحه در حین کوهنوردی را نیز مطرح کند. روایت‌هایی دروغ که برای سرپوش گذاشتن بر جنایتی هولناک ساخته شده است. با این حال روایتی واقعی ماجرا توسط نزدیکان و دوستان این خانواده به آموزشکده توانا رسیده است که نشان می‌دهد قتل در داخل خانه و توسط نیروهای امنیتی اتفاق افتاده است. هرچند در برخی روایت‌ها گفته شده که او در خیابان کشته شده است، ولی روایت درست همین متنی است که نوشته شده است. پس از آزادی، احمد خدایی با تهدیدهایی مواجه شد تا درباره این ماجرا سکوت کند. پیکر همسرش را در اطراف اراک به خاک سپردند (صالحه اصالتا اراکی بود). احمد خدایی در خانه‌اش با خاک مزار همسر جاوبدنامش مکانی برای سوگواری درست کرده و در تنهایی از غم هجران همسرش اشک می‌ریخت منبع: توانا Tavaana در نهایت احمد خدایی امروز خودکشی کرد. 💔

ParhamKingSPM

22,552 views • 1 month ago

احمد خدایی، همسر جاویدنام صالحه اکبری، در روزهای اخیر به شدت تحت فشار بود. چند بار احضار و تهیدید شده بود و گفته بودند که نباید در مورد همسرت استوری بگذاری، نباید بگویی که او را کشتند و تو شاهد قتل او بودی... چندین نفر از جاهای مختلف با او در تماس بودند. تلاش می‌کردند که به او امید بدهند. تلاش می‌کردند که او را به مشاور و روان‌شناس وصل کنند، اما احمد می‌گفت هیچ تمایلی به صحبت با مشاور ندارد و تنها خواسته‌ او این بود که صدای مظلومیت همسرش شنیده شود. از ۶ اسفند با احمد در تماس بودم، هر خواسته‌ای داشت، انجام دادم. گفت درباره همسرم استوری بذار، گذاشتم، گفت فلان ویدیو که تصاویر همسرم است، منتشر کن. داستان نحوه کشته شدن صالحه را تعریف کرد، منتشر کردم. در اسپیس صحبت کردم و گفتم قصد خودکشی دارد. در استوری‌های اینستاگرام او را معرفی کردم، خیلی از مردم با او صحبت می‌کردند. با اشکان خطیبی هم صحبت کرده بود. با ادمین مسیح علی‌نژاد هم داستانش را در میان گذاشته بود و او هم منتشر کرده بود. قطع اینترنت باعث شده بود مدتی ارتباطمان کم شود. می‌دانم با عزیزان زیادی حرف می‌زد و داستان عشق خود و صالحه را بازگو می‌کرد. اخیرا به اراک رفته بود، سر مزار همسرش، در آنجا بازداشت شد و برایش پرونده‌سازی شد. همین روزها احضار شده بود که به اراک به دادسرا برود، اما گفته بود که نمیروم. خانواده صالحه بسیجی بودند و قتل دخترشان را «خودکشی» اعلام کرده بودند، علاوه بر این تلاش می‌کردند که خانه احمد را هم تصاحب کنند. احمد دخترش (دختری که از ازدواج قبلی‌اش داشت) را نزد پدر و مادرش گذاشته بود. می‌گفت هر بار به دیدن دخترش می‌رود، دخترش از صالحه می‌پرسد و حالش بد می‌شود. ویدیو و تصاویری از احمد نزد ما و احتمالا افرادی دیگر محفوظ و موجود است و به زودی منتشر می‌شود. وقتی که اقدام به خودکشی کرد، استوری و پست گذاشت و اعلام کرد. افرادی با اورژانس اردبیل تماس گرفتند، اما وقتی که اورژانس رفت، کار از کار گذشته بود و احمد رفته بود ... جاویدنام صالحه اکبری، تکنسین اتاق عمل بود، که با شلیک مستقیم به قلب در برابر چشمان همسرش کشته شد در روزهای پر شور دی ماه خونین ۱۴۰۴ زمانی که هنوز اینترنت قطع نشده بود، احمد خدایی، کوهنورد و مربی شناخته‌شده اردبیلی، در صفحه اینستاگرام خود از افرادی که در جریان اعتراضات آسیب دیده بودند خواست در صورت نیاز به خدمات درمانی و نگرانی از مراجعه به مراکز رسمی، با او تماس بگیرند. همسر احمد خدایی، صالحه اکبری، تکنسین اتاق عمل بود و یک اتاق خانه‌ کوچکشان را به خارج کردن ساچمه‌ها و پانسمان مجروحان اختصاص داده بودند. آن‌ها تازه ازدواج کرده بودند، خانه‌شان بوی زندگی می‌داد، احمد از ازدواج قبلی‌اش دختری داشت که با صالحه رابطه خیلی خوبی داشت. چند روز بعد، شب ۲۲ دی‌ماه و حوالی ساعت ۱۰، مأموران امنیتی به منزل این زوج مراجعه کردند. هدف، بازداشت احمد خدایی عنوان شده بود، اما در زمان ورود مأموران، او در خانه حضور نداشت و برای خرید لوازم پانسمان و دارو به خارج از خانه رفته بود. مأموران در داخل منزل منتظر ماندند تا او بازگردد. با بازگشت احمد خدایی، در بدو ورود به آپارتمان، ناگهان با حمله مأموران مواجه شد. او در برابر چشمان همسرش با شوکر، مشت و لگد مورد ضرب‌وشتم قرار گرفت. در این میان، صالحه اکبری، که او هم مثل همسرش کوهنورد بود، برای دفاع از همسرش با کلنگ کوهنوردی به سمت مأموران رفت. در همان لحظه، یکی از مأموران با سلاحی مجهز به صداخفه‌کن به قلب او شلیک کرد. گلوله از بدنش عبور کرد و او در همان محل جان باخت. ماموران اسلحه روی سر احمد می‌گذارند و می‌گویند یا خودت و دخترت را می‌کشیم، یا باید سناریوی ما را اعلام کنی. پس از این واقعه، پیکر او از خانه خارج شد و احمد خدایی نیز بازداشت و برای یازده روز در بازداشت نگه داشته شد. در زمان بازداشت احمد، ماموران با رئیس فدراسیون کوهنوردی تماس گرفتند، احمد پشت تلفن به ناچار سناریوی سقوط از کوه را گفت، ولی عمدا منطقه‌ای را اعلام کرد که غیرممکن است که کسی از آنجا سقوط کند و بدین وسیله به رئیس فدراسیون که نسبت به دانش کوهنوردی حرفه‌ای احمد اطلاع داشت، پیام‌ داد که جریان چیز دیگری است. خانواده صالحه و به خصوص پدر او، که طرفدار حکومت است، روایتی دروغ مبنی بر خودکشی دخترش را بیان کردند. پس از آزادی، احمد خدایی با تهدیدهایی مواجه شد تا سکوت کند. پیکر همسرش را در اطراف اراک به خاک سپردند(صالحه اصالتا اراکی بود). احمد در خانه‌اش با خاک مزار همسرش مکانی برای سوگواری درست کرده و در تنهایی از غم هجران همسرش اشک می‌ریخت و از قصدش برای پیوستن به صالحه می‌گفت.

Javad Tavvaf

98,063 views • 1 month ago