Video wird geladen...

Video konnte nicht geladen werden

Zur Startseite

باد، آسایش گیتی نزند بر دل ریش صبح صادق ندمد تا #شب_یلدا نرود یلدا مبارک!

32,756 Aufrufe • vor 9 Monaten •via X (Twitter)

0 Kommentare

Keine Kommentare verfügbar

Kommentare vom Original-Post werden hier angezeigt

Ähnliche Videos

ای ایران سرود ای ایران را «روح‌الله خالقی» در سال ۱۳۲۳ در آواز دشتی آفرید و شعر آن را «حسین گل گلاب» استاد دانشگاه تهران سرود. ای ایران ای مرز پر گهر ای خاکت سرچشمه هنر دور از تو اندیشه بدان پاینده مانی تو جاودان ای… دشمن ار تو سنگ خاره ای من آهنم جان من فدای خاک پاک میهنم مهر تو چون شد پیشه ام دور از تو نیست اندیشه ام در راه تو، کی ارزشی دارد این جان ما پاینده باد خاک ایران ما سنگ کوهت دُر و گوهر است خاک دشتت بهتر از زر است مهرت از دل کی برون کنم برگو بی مهر تو چون کنم تا… گردش جهان و دور آسمان بپاست نور ایزدی همیشه رهنمای ماست مهر تو چون شد پیشه ام دور از تو نیست، اندیشه ام در راه تو، کی ارزشی دارد این جان ما پاینده باد خاک ایران ما ایران ای خرم بهشت من روشن از تو سرنوشت من گر آتش بارد به پیکرم جز مهرت بر دل نپرورم از… آب و خاک و مهر تو سرشته شد دلم مهر اگر برون رود چه می‌شود دلم مهر تو چون، شد پیشه ام دور از تو نیست، اندیشه ام در راه تو، کی ارزشی دارد این جان ما پاینده باد خاک ایران ما

History In Pics

24,593 Aufrufe • vor 1 Jahr

این شعر را در زمان خاموشی اینترنت نوشتم. بافت زبان خودخواسته کُهن و به سبک شاهنامه است تا تصویرسازی حماسیِ درخورِ دلاوران میهن داشته باشد. توییتر چند بار به دلیل محتوای حساس محدود کرد، ولی دوباره آن را به پاسِ جانفشانی فرزندان آزاده‌ی ایران می‌گذارم. (صدا با هوش مصنوعی تغییر داده شده) چکامه: سخن از کجا باید آغاز کرد سر رشته را از کجا باز کرد که بنویسم این نامه پر اشک و آه دلی پاره پاره سری دادخواه که تا خون به رگ باشدم در خروش بود جانم از دادخواهی به جوش ز هفت و چهل سال از این پیشتر به هر روز شد درد ما بیشتر یکی دودمانی ز تازی وشان همه دیو و ویرانگر و بدنشان بپا کرد آیین اهریمنی که سوزاند ایران به این دشمنی همه کارشان کشتن و سوختن زر و سیم بهر خود اندوختن بر ایرانیان بخت بد چیره شد همه روزشان چون شب تیره شد چنین شد بسی سال‌های دراز سراسر نشیب و نبودی فراز شهنشاه ایران از ایران بدور سیاهی بپوشانده هر راه نور هزاران فسونگر میانشان به‌کار که پوشیده ماند رخ شهریار ولی داستان راه دیگر گرفت به دلهایشان مهرش اندر گرفت چنین شد که در اختر تیر و تار میان سیاهی در آن روزگار در آن آسمانی که بی ماه گشت همه نور و امیدشان شاه گشت ز هر گوشه از خاک ایران به راه چو کاوه هزاران شدی دادخواه ز بیداد آن زشت و پتیاره دیو برامد ز هر کوی و میدان غریو که هرکس که دردش غم میهن است بر این دیو اهریمنی دشمن است بپوید بخواند شهنشاه را به یاری همان خسرو گاه را که فرمان دهد تا که جنگ آوریم سر ناکسان زیر سنگ آوریم به گیتی چو این بانگ و فریاد خواست که شه را به آبادی و داد خواست شهنشاه ایران ز میهن بدور شنید و غمی شد از آن رنج و شور بدانست هنگام جنگ آمدست به دیو سیه کار تنگ آمدست به سر سال‌ها در پی چاره بود نگون کردن دیو پتیاره بود پیامی به همراهی از راه داد فرستاد آن شاه فرخ نژاد چنین گفت کای مردمان بزرگ تنومند مردان زنان سترگ کنون شهر ایران همه لشگرست یکی راه دشوار پیش اندرست اگر داغدار و اگر خسته‌ایم اگر بهر میهن کمر بسته‌ایم نشاید که مانیم دیگر خموش ز بیداد دیو سیه جامه پوش اگر صد هزاران هزاران شویم یکی رود جاری ز باران شویم توان شست بنیاد بیداد و کین ستانید پس ملک ایران زمان براینگونه خوانم شما را به راه که همراه یاران در این رزمگاه دو روز دگر تا دو شب در خروش همه همگنان تیز و بیدار هوش به هر کوی و برزن به هنگام شب بخوانید فریادتان را به لب چنان تا شب تار روشن کنیم ز دیوان تهی خاک میهن کنیم ز شادی چکید اشک از دیده‌گاه شد آماده ایران به فرمان شاه چنین رفت تا شام پیمان رسید شبی کانچنان کس به گیتی ندید از آن شب یکی داستان یادگار بگویم که ماند بر این روزگار شب هجدهم بود و دی ماه بود نخستین فراخواندن شاه بود چو خورشید ایران ز مغرب گذشت تن آسمان اندکی تیره گشت هم از سیستان و هم از زاهدان هم از طوس و هم آذرآبادگان هم از بیستون و هم از اصفهان هم البرز کوه و هم از لردگان هم از هگمتانه هم اروندرود لرستان ٬ بروجرد و شهر دروود به هر شهر دیگر ز مازندران ز گیلان و سمنان و کرمانشهان همه مردمان گشته هم‌داستان هم از روستا و هم از شارستان ز هر کوی و برزن هزاران دلیر زن و مرد و کودک به کردار شیر فراوان به میدان برون ریختند به گیتی شکوهی بر انگیختند همه خوندل از دست دیو سیاه ز بیداد آن پیر چرک تباه زبانشان به دشنام دشمن بلند همه نامدار و همه ارجمند به بالا به کردار سرو روان دلاور تر از صد یل بهلوان همه پهلوی خواه و دل شاه جوی دلاور به میدان و آزاده خوی یکی انجمن در پی شهریار چو گردان جنگی هزاران هزار بگسترد چون آتشی تیز باد همه شهرها دست مردم فتاد خبر چون به دیو سیه جامه پوش رسید از چنان رستخیز و خروش همی رنگ رخساره‌اش شد سپید تنش گشت لرزان به کردار بید همه اهرمن پیکران را بخواند به فرمان سخن‌ها بر آنان براند که باید زمین را به خوناب شست دگرباره راهی به بیداد جست هر آنکس که دیدید برنا و پیر به سرهایشان برگشایید تیر مبادا شما را ز کشتن هراس چه با تیر و خنجر چه چکش چه داس پس آنگه روان شد به فرمان اوی سپاه سیاهی به هر شهر و کوی که بگشاید آتش بر آن مردمان وگر مرد و زن یا که پیر و جوان ز سوی دگر مردمی دادخواه در آن تنگ میدان به فرمان شاه نبدشان ز دیو سیه هیچ باک به دستانشان شیر و خورشید پاک به هر کوچه‌ای لشگر آراستند همه پهلوی را به جان خواستند یکی پیش پرچم شدستی دوتا زدی بوسه بر چهره‌ی پادشا به جایی دگر کوس جنگی به راه خروشان نمودی همه رزمگاه همه پایکوبان همه در خروش بدان‌سان که گویی شب آمد به جوش به هر شهر ایران چنین جلوه‌گر نمودند شیران جنگی هنر

𓃬☼ خردنامه

24,744 Aufrufe • vor 3 Monaten

این لبخند هنوز در حافظه‌ی جهان باقی‌ست. به چه می‌خندیدی تو؟ به کیک‌ تولدی که شمع‌های رنگی داشت؟ به چهره‌ی‌ مهربانی که روبرویت بود؟ به بارانی که بی‌هوا باریده بود؟ به ترانه‌ای که ناتمام مانده بود؟ به لحظه‌ای که شاد و شفابخش بود؟ به دست‌هایی که تو را در بر گرفته بود؟ این لبخند در حافظه‌ی جهان باقی‌ست. صدای این خنده در حافظه‌ی جهان باقی‌ست. خنده‌ای که می‌گوید کار این جهان به عدالت نیست. خنده‌ای که می‌گوید گمم می‌کنی، در فرودگاه‌ها و هواپیماها، در میدان‌ها و خیابان‌ها، در دادگاه‌ها و در گورستان‌ها. خنده‌ای که می‌گوید ببین من اینجا هستم، در حافظه‌ی تو، در حافظه‌ی خسته‌ی تو که سال‌هاست از ته دل نخندیده‌ای. این لبخند در حافظه‌ی جهان باقی‌ست. این لبخند عمر هزاران ساله می‌یابد. من رفته‌ام، تو رفته‌ای و صدای خنده‌ی تو بر کار و بار این جهان ادامه می‌یابد. هر بار که می‌خندی آسمان می‌لرزد، هر بار که می‌خندی من سکوت می‌کنم، هر بار که می‌خندی با خودم می‌گویم گمش کردم، با خودم می‌گویم رفت تا با صدای خنده‌اش بماند. خنده‌های شما را از ما ربودند. این لحظه یا این لحظه‌ها را ربودند. خندیدن به طلوع صبح، خندیدن به غروب خورشید، خندیدن به لبخند یک‌ کودک، خندیدن به صدای اسباب‌بازی‌ها، خندیدن به یک خبر خوش، خندیدن به رسیدن، به رسیدن به خانه، به آغوش گرم… این لبخند در حافظه‌ی جهان باقی‌ست. این لبخند آبروی جهان می‌شد اگر که جهان آبرویی می‌داشت. دوباره از نو… به چه می‌خندیدی تو؟ به چه می‌خندیدی که من تا ابد می‌توانم نگاهت کنم. #دادخواهی #PS752 #ps752justice

Association of Families of Flight PS752 Victims

26,164 Aufrufe • vor 7 Monaten

پس از ۴۵ سال اعتراضات و جنبش های مختلف، اینبار تمام مطالبات خود از سیاست تا فرهنگ، از اقتصاد تا طبیعت، از هنر تا صنعت را یکجا گرد هم میاوریم و با صدای واحد در میدانی مشترک، سیلی میشویم برای شکستن سد راه خود در راه رسیدن به ایرانی آزاد و آباد. در روز ۲۵ شهریور، رأس ساعت ۱۱، از یکی از کوچه ها و یا خیابان هایی که در امتداد مسیر خانه یا شهر خودمان است، وارد خیابان انقلاب-آزادی میشویم. هر کدام ما، نقطه ای در این خیابان است که با یکدیگر جمعیت میلیونی متحدی را رقم خواهیم زد که در برابر آن، هیچ دستگاه سرکوبی توان مقابله نخواهد داشت. نکته مهم این است که بایستی همزمان رأس ساعت ۱۱ هر کدام ما در یکی از ورودی های خیابان باشد تا با هم وارد شده و این سیل بزرگ را تشکیل دهیم. هدف این فراخوان هماهنگی برای رساندن خودمان به یکدیگر است، بعد از تشکیل این جمعیت بزرگ، خود ما در خیابان تصمیم میگیریم ، همانجا بمانیم یا به سمتی حرکت کنیم. قرار نیست کسی به جای ما از قبل تصمیمی بگیرد. این تجمع هیچ لیدری ندارد، پس گوش به افرادی که به نام لیدر بخواهند شعارهای سیاسی تفرقه انگیز بدهند و یا ما را به چپ و راست برده و به دسته های کوچک تقسیم کنند نمیدهیم. در هر حالتی، چه موافق چه مخالف با جهت حرکت سیل جمعیت، از آن جدا نمیشویم و مشت متحد خود را حفظ میکنیم. این میدان مشترک محلی است برای مطالبات مختلف، پس خواسته های یکدیگر را محترم میشماریم که یکی برای نان آمده است، دیگری برای آب، یکی برای آزادی های فردی، یکی برای سیاست ، دیگری برای محیط زیست و … . در ۲۵ شهریور با باور بر پایان دادن به سایه شوم استعمارگران رأس هرم قدرت به هم میپیوندیم، و در این راه بیش از ۹۵ درصد هموطنان خود در ارتش و نیروی انتظامی و سپاه را نه مقابل خود که هم دل و همرزم خود میدانیم که از گوشت و پوست همین ملت رنج کشیده هستند. و اما اگر علارقم باور راسخ خود در پایان دادن بر سایه استعمار، تنها به بخشی از آن دست پیدا کنیم، این گردهمایی را هر روز رأس ساعت ۱۱ صبح تکرار میکنیم تا دست یابی کامل به هدفمان. پاینده ایرانیان پاینده ایران و نه به امید آزادی که تا لحظه آزادی #مهسا_امينی #بهار_ملی

Shahinlooo

20,661 Aufrufe • vor 3 Jahren

🔴#فوری: باید با شورشگران به‌پا خاست و بر کاخ ستم آتش انداخت 🟧مسعود رجـوی: آفـریـن و درود به قهرمانان #کانونهای_شورشی در مؤسسان پنجم ارتش آزادی به‌خاطر ۱۵۰ عملیات ضداختناق و پراتیک انقلابی آفـریـن و درود به قهرمانان کانون‌های شورشی در مؤسسان پنجم ارتش آزادی به‌خاطر ۱۵۰ عملیات ضداختناق و پراتیک انقلابی به‌مناسبت سالگرد قیام کبیر #آبان خیزش خونین ارتش خلق برای آزادی و عدالت دشمن ضدخلقی از بامداد ۲۳ آبان برای کنترل #تهران به‌منظور جلوگیری از حرکت شما و یادبودهای شهیدان قیام و هر گونه تجمع و اعتراض ۱۳ هزار نفر نیروی انتظامی و ۱۹ هزار نفر از #سپاه و بسیج به صحنه فرستاد به‌خصوص از ساعت ۲۴ تا ۸ صبح در اطراف اماکن حساس گشت و پستها برقرار بود اما شما علاوه بر ۱۸ کارزار و سلسله عملیات در پاسخ به اعدامها و سوژه‌های دیگر در آبان ۴۰۳ با ۱۵۰ عملیات و پراتیک‌های ۲۳ و ۲۴ و ۲۵ آبان خونهای ۱۵۰۰ شهید قیام آبان ۹۸ را شعله‌ور کردید و ثابت نمودید: ”از آن به دیر مغانم عزیز می‌دارند که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست“ شاه به‌نحوی مضحک و متناقض دم از ”انقلاب سفید“ می‌زد، شیخ با ریا و دجالیت مدعی چیزی به نام ”انقلاب اسلامی“ بود ما با دریای آتش و خون از دیرباز در پی انقلاب دموکراتیک نوین با شرکت تمام اقشار و طبقات خلق ستمدیده بوده و هستیم و خواهیم بود هر چه قیمت داشته باشد و تا هر زمان که به طول بیانجامد #ایران در چنگال اهریمنان عمامه‌دار با #اعدام و فقر و #فساد و تاریکی دست و پنجه نرم می‌کند اما سرانجام زیباترین وطن باید گلستان آزادی و عدالت گردد یک سال پیش در همین ایام می‌گفتیم بحران و جنگی را که خلیفهٔ ارتجاع می‌خواهد به بیرون صادر کند باید به بیت‌العنکبوت برگرداند اکنون چنین شده و لرزه‌های سرنگونی در سرتا پای رژیم عیان است قیـام خلق را نه می‌توان کشت، نه می‌توان خاموش کرد و نه مانع شد باید با شورشگران به‌پا خاست و بر کاخ ستم آتش انداخت #مسعود_رجوی ۲۶ آبان ۱۴۰۳

سازمان مجاهدین خلق ایران

24,988 Aufrufe • vor 1 Jahr

مولوی عبدالقاهر، روحانی برجسته در شمال افغانستان و امام‌جمعه مسجد روضه حضرت علی در شهر مزارشریف، در پاسخ به پرسش یکی از مخاطبان خود، بدون ذکر نام طالبان، روایت این گروه درباره رویت هلال ماه برای تعیین زمان عیدهای اسلامی را به چالش کشید. مولوی عبدالقاهر گفت: «امام ابوحنیفه باور دارد که اختلاف در طلوع آفتاب و رویت هلال ماه میان کشورهای اسلامی اعتبار ندارد و اگر در کشوری ماه رؤیت شود و کشور دیگری از آن مطلع گردد، موظف است که بر اساس آن عید کند یا روزه بگیرد.» او همچنین با استناد به دیدگاه «متأخرین» افزود که اختلاف زمانی تا یک‌ونیم ساعت نیز میان کشورها نمی‌تواند دلیل اختلاف در رؤیت ماه باشد. مولوی عبدالقاهر گفت: «اگر در کشوری مهتاب ساعت ۹ شب رؤیت شود و در کشور ما ساعت ۱۰:۳۰ باشد، مشکلی وجود ندارد و باید آن را پذیرفت. اگر در کشوری دیگر مهتاب ساعت ۲ صبح رؤیت شود و در کشور ما ساعت ۳:۳۰ باشد و هنوز فجر صادق ندمیده باشد، باز هم اشکالی ندارد.» اختلاف زمانی میان افغانستان و عربستان سعودی یک‌ونیم ساعت است و وقت محلی افغانستان جلوتر از عربستان است. با این حال، رژیم طالبان از زمان بازگشت به قدرت، عیدهای اسلامی را به‌صورت مستقل و بر اساس تصمیم «کمیته رویت هلال» خود اعلام می‌کند. در تازه‌ترین مورد، هفته گذشته دیوان عالی عربستان سعودی اعلام کرد که بر اساس مشاهده و تصمیم کمیته رویت هلال این کشور، روز پنج‌شنبه، ۱۵ جوزا، روز عرفه و جمعه، ۱۶ جوزا، روز نخست عید قربان است، اما دادستانی کل طالبان اعلام کرد که شنبه، ۱۷ جوزا، روز نخست عید قربان خواهد بود. طالبان پس از بازگشت به قدرت، کمیته‌ای متشکل از روحانیون را زیر نظر دادستانی کل و با عنوان «کمیته رویت هلال» ایجاد کرده که وظیفه دارد زمان مناسبت‌های اسلامی را بر اساس رؤیت ماه تعیین کند. پیش از بازگشت طالبان به قدرت، دولت جمهوری اسلامی افغانستان از اعلامیه‌های دیوان عالی عربستان برای برگزاری مناسبت‌های اسلامی پیروی می‌کرد. #افغانستان #ایندیپندنت_فارسی

IndyPersianAfg

25,857 Aufrufe • vor 1 Jahr

باد عصر از میان کوچه‌های سنگ‌فرش‌شده‌ی شهر کوچک «روان» می‌گذشت. بوی باروت هنوز در هوا بود، و زخمِ جنگ تازه. پرچم‌ها بالا رفته بودند، مردم در میدان جمع شده بودند ، خشمگین، هیجان‌زده، تشنه‌ی انتقام و قهرمانی. می‌گفتند زنی هست که با سربازان آلمانی می‌خوابید. می‌گفتند خیانت کرده. کسی نپرسید چرا چشمانش همیشه خسته بود، چرا هر شب ناپدید می‌شد و با زخم‌هایی تازه بازمی‌گشت. اسمش الیس مورو بود. دختری از اهالی نرماندی، آرام و بی‌ادعا. وقتی نازی‌ها شهر را گرفتند، او در کافه‌ای کار می‌کرد که افسران آلمانی هر شب در آن جمع می‌شدند. کسی نمی‌دانست زیر لبخندهای خاموشش، در سایه‌ی نگاه‌های سنگین مردان غریبه، نقشه‌هایی ردوبدل می‌شد ، مسیر قطارهای حامل اسلحه، رمز ارتباطی ایستگاه‌ها، و نام مأمورانی که باید حذف می‌شدند. الیس با هر لبخند، جان‌هایی را از مرگ نجات می‌داد. برای حفظ وطن، چهره‌ی یک خائن را به خود گرفته بود. شب‌هایی بود که از گریه نمی‌خوابید؛ اما صبح دوباره چهره‌اش را با آرایش پنهان می‌کرد، لبخند می‌زد، و باز به قلب دشمن می‌رفت. هیچ‌کس نمی‌دانست آن «دختر کافه» همان مأمور گمنامی‌ست که بیش از هزار انسان و پارتیزان را از مرگ نجات داده. و حالا، در پایان جنگ، همان مردم، همان چشمانی که روزی از پنجره به او لبخند زده بودند، با سنگ و فریاد دورش حلقه زده بودند. کسی گوش نکرد. کسی نپرسید. فقط فریاد: «خائن!» «فاحشه!» و تیغی که بر موهایش کشیده شد... وقتی سربازان مقاومت موهایش را با تیغ تراشیدند، الیس چیزی نگفت. فقط گریه می‌کرد. اما گریه‌اش از درد نبود... از خوشحالی بود. خوشحال از اینکه مأموریتش تمام شده، از اینکه دیگر کسی به خاطر او نخواهد مرد، از اینکه رازش را با خود تا آخر برد. شک‌هایش روی گونه‌هایش می‌لغزید و میان فریاد مردم گم می‌شد، اما در دلش می‌دانست روزی حقیقت از زیر خاک هم بیرون می‌آید. پیش از مرگ، زیر لب زمزمه کرد: «یک روز خواهید فهمید... ولی آن روز، دیگر برای من اهمیتی ندارد.» سال‌ها بعد، وقتی اسناد مقاومت فاش شد، در صفحه‌ای زرد و قدیمی نوشته بود: «عامل کد ۴۷ ، زنی فرانسوی که جان ۱۱۲۳ انسان را نجات داد. مأموریتش تا پایان جنگ محرمانه ماند.» مردم، وقتی فهمیدند، برایش مجسمه ساختند. اما هیچ سنگی نتوانست از سنگدلی آن روز کم کند. (این داستان با تمام سادگی‌اش، فریاد بی‌صدایی‌ست از دل تاریخ، از زنانی که قهرمان بودند اما در زمانه‌ی اشتباه به دنیا آمدند. گاهی قهرمانی، لباس دشمن را می‌پوشد تا انسانیت زنده بماند...)

Dilan_Azizmoradi

19,339 Aufrufe • vor 10 Monaten

🟥#فوری 🔴#مسعود_رجوی - ۲ فروردین ۱۴۰۵ تبریک برای چهل و پنجمین بهار سرخ‌فام مقاومت تاریخی و اینک سال جنگ جنگ‌ها و آزمایش آزمایشات که بر قامت وطن نوشت: سال سرنوشت بر خلاف بقایای شیخ و شاه، شورای ملی مقاومت و دولت موقت صلح و آزادی می‌خواهند هر گونه فاشیسم و دیکتاتوری اعم از دینی و سلطنتی هم‌چون ۱۰۰ سال گذشته جنگ با ملت ایران است جنگ ۶۰ سالهٔ ما با شاه و شیخ برای آزادی و استقلال تا پیروزی انقلاب دموکراتیک ادامه دارد #نوروز پارسال گفتیم که #خامنه‌ای از خدای ۴۰۴ بسیار می‌ترسد و بیم آن دارد طوری بشود که به سال ۶۰ غبطه بخورد و چنین شد، آن‌قدر که جایی برای غبطه نماند. هم‌چنین گفتیم که هیچ مذاکرهٔ ”برد-برد“ و موفقیت‌آمیز برای خامنه‌ای متصور نیست. برخلاف خمینی ”زهر خوردن“ سیاسی هم در ظرفیتش نیست. بر سرکوب و غارت پا می‌فشارد اما ناخواسته بر ابعاد اشتعال و انفجاری که در تقدیر است، می‌افزاید. از این‌رو سال آتشفشان و قیام در پیش است و چنین شد، آن‌قدر که نظم و نظام منطقه و تا حدودی وضعیت جهانی آشفته شد. در میانهٔ آشفتگی و این‌همه آتش و دود و گرد و غباری که دیده‌ها را تار می‌کند، باید رکن رکین و چند اصل راهنما و عاری از ابهام جستجو کرد تا قابل تکیه باشد، ذهن را از پیچ و تاب برهاند تا مانند پر کاه در گردباد به این‌سو و آن‌سو نرود. این نیاز پیشتاز و هر شورشگر انقلابی است. در غیراینصورت به درجات در دام بقایای شیخ و شاه و کاتبان و جارچیان و روضه‌خوانان آنها می‌افتد. ۱-پس از ۳۶ سال و ۹ ماه از سلطنت خامنه‌ای، ولی‌فقیه جدید ”کینگ مجتبی خامنه‌ای دوم“ بر تخت ولایت نشست. ولایت فقیه هم موروثی شد. حاصل سیاسی آن قبل از هر چیز پس زدن و پرتاب بچهٔ شاه به عقب است. یعنی تا وقتی آن یکی هست و تعیین‌تکلیف نشده، قیمت این یکی در بازار سیاست داخلی و منطقه‌یی و بین‌المللی کیفاً کمتر است. اگر کسی می‌خواست بچهٔ‌شاه را بر تخت بنشاند باید او را بلافاصله پس از هلاکت خامنه‌ای ”صدا می‌زد“ و به‌رسمیت می‌شناخت. اما یک هفته گذشت نه از بالا و نه از پایین خبری از ”صدا و رضا“ نشد و خبرگان، مجتبی را در یک هفته ”آیت‌الله“ کرد و بر تخت نشاند. در حالی‌که یک روز هم نباید به خبرگان فرصت می‌دادند. این نکته را زودتر از همه حسن روحانی رئیس‌جمهور اسبق رژیم و شاهزاده حسن خمینی دریافتند و سریع و خاضعانه بیعت کردند. در زورآزمایی‌های پیشین هم دیدیم که خامنه‌ای در مقام ولایت رقیبان قدرتمندی مانند ”اکبر شاه“ و خاتمی و موسوی و روحانی را که تقاضای رفراندوم هم داشت، یکی پس از دیگری در هم پیچید و کنار گذاشت. اکنون در جنگ شاهزادگان هم دیدیم که مجتبی، حسن و رضا را در هم پیچید! این معنی مشخص انتخاب بچهٔ خامنه‌ای در عرصهٔ سیاسی و جنگ جانشینی در میان ورثهٔ شیخ و شاه است. اما آیا این به‌معنی پایان ماجراست؟ خیر، جنگ قدرت پایانی جز مرگ ندارد. مگر این‌که از اساس فکر کسب قدرت را به کناری گذاشته و هم‌چون مقاومت #ایران از روز نخست، عاری از هر گونه ابهام و تکلف و تعارف، هم‌چنان که مریم تأکید کرده است، بنا را بر انتقال قدرت و رأی ملت بگذاریم. ۲- ”جنگ بشردوستانه“ که تکیه کلام بچهٔ شاه است، منتهای ابتذال و دجالیت است. مضحک و حاکی از فقدان بینش سیاسی و تاریخی است. جنگ‌ها برای منافع مشخص صورت می‌گیرند و نقطهٔ عزیمتی جز این ندارند. کسی که امروز خواهان ”جنگ بشردوستانه“ و ”حملات استراتژیک“ برای ”فروپاشی“ رژیم است تا دیروز سراپا ”خشونت پرهیز“ بود و قسم و آیه می‌خورد که ”متد مبارزة“ او همیشه پرهیز از خشونت و ”نافرمانی مدنی“ بوده است. قبل از آن هم دست‌بند سبز به دست می‌کرد: «ضمناً اضافه می‌کنم که از نظر متد مبارزه، من همیشه روش پرهیز از خشونت و کارنافرمانی مدنی رو تشویق کردم» (صدای آمریکا- ۲۲ خرداد ۱۳۹۷) «اگه باور نداشتم به خشونت‌پرهیزی که اصلاً مطرحش نمی‌کردم، ولی دلیلی داره. برای این‌که شما در اصل اگه بخواین هزینه تغییر رو به حداقل برسونید و به‌خصوص که پشت سر حرکتهایی که بر مبنای انتقام‌جویی و کشت و کشتار پایه‌ریزی بشه، اغلب نتیجه دموکراتیک ازش درنمیاد. یه حکومت دیکتاتوری رو با یه حکومت دیکتاتوری دیگر جایگزین می‌کنید» (رادیو فردا-۱۹ اسفند ۱۴۰۱) ۳-#جنگ و بمباران، فرصت قیام نمی‌دهد. حتی برعکس رژیم از آن به‌عنوان سپر بلا، برای بستن شکافها و عجالتاً برون‌رفت از سایر بحرانها یا سرپوش گذاشتن بر آنها، استفاده می‌کند. ۴- فرضیه ”فروپاشی“ هوایی و خودبه‌خودی که عمود خیمهٔ شاهپرستان و مرکز ثقل بافته‌های میان‌تهی بچهٔ شاه است، به‌کلی باطل و موهوم است. نشان می‌دهد که او از مبانی ساختار رژیم ولایت فقیه و تاریخچهٔ آن بی‌اطلاع است و از آن فهمی ندارد. این رژیم از هوا فرو نمی‌پاشد. از زمین و توسط یک نیروی مشخص، فروپاشانده و سرنگون می‌شود. فروپاشی خودبه‌خودی و قیام خودبه‌خودی جواب ندارد. ۵-سرنگون کردن رژیم ولایت فقیه نیازمند نیروی جنگنده و رزم‌آور بر روی زمین است. تشکیلات و سازمان رزم و ایدئولوژی مشخصی هم می‌خواهد. #گارد_جاویدان کاغذی نیست که بتوان آن را یک‌شبه با پروپاگاند و هوچیگری درست کرد. اگر می‌شد، چرا با ۴۷ سال تأخیر؟ ما برای تشکیل کانون‌های شورشی در فضای اختناق حداکثری ۱۲ سال بی‌وقفه کار کرده و قیمت داده‌ایم. آن هم با استفاده از تجارب گرانبهای ارتش آزادیبخش که سابقهٔ آن به ۱۳۶۶ برمی‌گردد. این با حباب‌سازی و حباب‌بازی متفاوت است! در همینجا این را هم بگویم که اگر ارتش آزادیبخش با ۱۴ قرارگاه و سلاحها و مهماتش در کنار مرزهای خودمان در کمین بود و دست باز می‌داشت، بدون شک نتایج قیامهای ۸۸ و ۹۶ و ۹۸ و ۴۰۱ و ۴۰۴ سراپا متفاوت بود. ما رسیدهای تحویل ۱۹ هزار و ۷۶۱ سلاح سبک و سنگین را به نیروهای آمریکایی در جنگ اشغال عراق در سال ۲۰۰۳ در اختیار داریم که شامل۸۲۰ خودروی زرهی، هزار و ۱۲۳ تیربار زرهی، ۵۱۰ قبضه توپخانه، ۳۰۸ سلاح پدافندی، ۱۷ هزار قبضه سلاحهای پیاده و ۱۷ هزار و ۳۱۸ تن مهمات است. ۶- آمار عملیات ضداختناق کانون‌های شورشی در ۱۴۰۴ در مهین اشغال‌شده ۴۰۹۲ فقره و تعداد پراتیک‌های انقلابی در ۳۱ استان ۱۳ هزار و ۱۳۳ مورد شامل ۲۴۰ کارزار پیاپی یعنی دو سوم ایام سال بوده و از تلویزیون ملی ایران پخش شده است. کارزارهای بی‌وقفه در جمعه‌های #زاهدان هم از دیماه ۱۴۰۱ تاکنون۱۷۲ هفته است، ادامه دارد. شرکت و حمایت از کارزار ”سه‌شنبه‌های نه به اعدام“ حسابی جداگانه دارد و در این آمار محسوب نشده است. تشریح و توضیح آنچه کانون‌های شورشی از ۷ تا ۲۱ دیماه در جریان قیام در ۶۳۰ عملیات در مصاف با اهریمن و قوای دشمن ضدبشری در سراسر ایران انجام دادند، مبحث دیگری است. فقط تکرار می‌کنم که فرزندان رشید وطن درسهای ماندگار و فراموشی‌ناپذیر بر جای گذاشتند که روزگاری به آن خواهیم پرداخت. یادآوری می‌کنم که چندی پیش گفتم که از کانون‌های شورشی در قیام دیماه هنوز بیش از ۲ هزار نفر مفقود و ناپدید داریم که معلوم نیست چه تعداد دستگیر و چه تعداد شهید شده‌اند. اسامی و مشخصات همهٔ آنها موجود و قابل ارائه به هر دادگاه و مرجع بین‌المللی است. اما بر تارک و فراتر از همهٔ اینها، که در آمار و ارقام بالا محسوب نشده و نمی‌گنجد، عملیات بزرگ و شگفت پتک آتشین در فروغ۲ در حمله به بیت‌العنکبوت خامنه‌ای در قلب #تهران با شرکت ۲۵۰ نفر از مجاهدین در بامداد ۴ اسفند ۱۴۰۴ می‌درخشد و سزاوار کتابی ویژه است. بگذارید دشمن از سر ترس هر چه می‌خواهد بپوشاند و انکار کند اما اسامی دستگیر شدگان و مفقودین برای مراجع بین‌المللی ارسال شده در حالی‌که رژیم تا امروز حتی اسم یکی از آنها را (اعم از دستگیری یا شهید) اعلام نکرده است. ما باز هم به درخواستهای خود از گزارشگر ویژهٔ ملل متحد و نمایندگان سازمانهای بین‌المللی برای دیدار با نفرات دستگیر شده و رویت پیکرهای شهیدان ادامه می‌دهیم. ۷-در سال ۱۴۰۴ عملیات و کارزارهای مقاومت ایران در داخل میهن اشغال شده هم‌چون سالهای پیشین با بیشترین و گسترده‌ترین کارزارهای جهانی و حمایتهای بین‌المللی در ۵ قاره به همت و پایداری و وفای بیکران یاران شورشگر و اشرف‌نشان، ترکیب و تکمیل شد. با کهکشانها و کارزارهای پیاپی که در مجموع ۱۵۸۵ فقره تظاهرات و جلسات و تجمعات و نمایشگاهها در کشورهای مختلف جهان بود. برای عبور مبارک و پیروزمند از جنگ جنگ‌ها و آزمایش آزمایشات در سال سرنوشت آماده و برپا شوید. رود خروشان خون شهیدان در پرتو مهر تابان مقاومت و آزادی ایران ضامن پیروزی محتوم خلق ماست. زنده باد انقلاب دموکراتیک -برقرار باد جمهوری دموکراتیک مسعود رجوی-۲ فروردین ۱۴۰۵

سازمان مجاهدین خلق ایران

20,308 Aufrufe • vor 5 Monaten

با اینکە نمیدانم پیکر بی جانت هم کجاست، اما تولدت مبارکمان باد قهرمان تا پای جان محکم و با ارادە ایستادە …. تولد یک سال قبلت در زندانهای رژیم دیکتاتور جمهوری اسلامی بود و امسال همزمان با داغ سنگین اما سربلندانەی اعدام شدنت کە تنها ٩روز با شهید شدنت فاصلە دارد؛ و من بدون حضور تو زادروزت را جشن میگیرم؛ امروز اگر بودی، اگر رژیم جمهوری اسلامی جانت را نگرفتە بود ٣١ سالگیت را جشن میگرفتیم. یادم میاد آخرین باری کە با هم آهنگ گوش میکردیم این آهنگ بود اما با صدای هنرمند(محمد ماملە) آهنگ زمانه؛ گفتی این آهنگ از آهنگ های محبوبت هست البتە برای داستانی کە پشت آهنگە و بعد برایم تعریف کردی:(( داستان این آهنگ به یک اتفاق برمی گردد که بر سر خانواده قاضی محمد می آید. متن نوشته دکتر شیرازی است که اهل مهاباد است ،دکتر شیرازی با دختر پیشوا قاضی محمد ازدواج می کند، در شب عروسی دولت ایران دکتر شیرازی را دستگیر کرده و به مدت چهار ماه در زندان نگه داشته است. دختر قاضی محمد تحت فشار شدید روحی و روانی قرار داشت، چون اون زمان اگر کسی را میبردند زندان انتظار نمی رفت برگردد و به همین دلیل پس از یک وضعیت روانی ناپایدار و فشار زیاد بر نامزد دکتر شیرازی، خود را به آتش کشید و خودکشی میکند. چهار ماه بعد دکتر شیرازی بدون اطلاع از نامزدش از زندان آزاد شد.و بعد خبر به گوشش میرسد.، پس از مدتی مبارزات سیاسی خود را شروع میکند ، دکتر شیرازی دوباره دستگیر و زندانی شد. شیرازی شعر این ترانه را در زندان نوشت و مستقیماً برای محمد مامله فرستاد.)) گرچە رفتی و داغ رفتنت را بر دل من و کردستان گذاشتی اما من هروقت بە آخرین پیامت کە از آن سوی زندان بە بیرون فرستادی فکر میکنم، بیشتر قدرت زندگی کردن و ادامە دادن را میگیرم. شجاعت و استقامت را بهمان آموختید…. #محسن_مظلوم #پژمان_فاتحى #وفا_آذربار #محمد_فرامرزی

Joana Taimasi

53,585 Aufrufe • vor 2 Jahren

احمد بلند قامتم قرار بود بیشتر از همه مراقب خودت باشی… 🥀 جان خواهر، مشکل از تو نبود تو مراقب بودی مشکل از هم‌رزمانت و هم تیمی هایت هم نبود می‌خواهم برایت تعریف کنم بعد از رفتنت چه بر سر ما و سرزمینت آمد جای گلوله‌ای که به قلبت اصابت کرد، هر لحظه در قلب ما درد می‌کند گاهی در بیمارستان‌ها، همان جایی که همه در پی نجات جان انسان‌ها هستند، گاز اشک‌آور پرتاب می‌کنند بعضی از هم‌سن‌وسال‌های تو، در همان بیمارستانی که تو در آن بودی، به جای درمان، تیر خلاص گرفتند دلگیر نشوی جان خواهر که با تیر جنگی، قلبت را نشانه گرفتند تو با شرافت ایستادی پس از تو، به بعضی خانه‌ها ساعت چهار صبح هجوم آوردند و برادرانشان را با خود بردند و خانواده‌ها ماندند با هزاران سؤال و بی‌خبری بعضی از پزشکانی که در حال کمک به مردم بودند، خودشان نیز از پشت مورد هدف قرار گرفتند ببخش بلندقامتم تو را با دوشکا در میان خیابان هدف قرار دادند اما مشکل از تو نبود پس از تو، در این مدت، کودکان دبستانی را در میناب در مدرسه حبس کردند تا از آنان سپر انسانی بسازند جان خواهر… پس از تو سربازها را در پادگان حبس کردند تا کشتاری دسته‌جمعی رخ دهد احمد بلند قامت باغیرتم ببخش که این را می‌گویم ببخش که دختران سرزمینت نیز روزهای تلخی را تجربه کردند… ببخش بلندقامتم تو کارت را درست انجام دادی تو با غیرت بودی، تو مراقب خودت بودی اما این فرقه وحشی… همان‌هایی که ادعای انسانیت داشتند، به سرنشینان و کودکان داخل خودروهای در حال تردد نیز رحم نکردند و آنان را به رگبار بستند فدای تک‌تک خنده‌هایت تو با هیچ گریه‌ای، با هیچ دلتنگی‌ای و با هیچ صبری جبران نمی‌شوی اما مبادا قلب شکسته‌ات رنجور شود من برایت تعریف می‌کنم بعد از تو و پس از کشتار جوانان ۱۸ و ۱۹ دی، چه بر سر سرزمینت آمد سرزمینی که سهم تو از آن گلوله بود سهم مادرانش دلتنگی سهم خواهرانش بی‌پناهی سهم عاشقانش بوسه بر مزار و سهم کودکانش، چشم‌هایی همیشه خیس جان خواهر رنجور دل نباشی… تو ببخش تو به حرف خودت عمل کردی، تو مردانه ایستادی، تو مراقب بودی اما گمان نمی‌کردی حاکمان ظالم سرزمین مادری‌ات، قلبت را نشانه بگیرند اما احمد با غیرتم ما هرگز نمی‌بخشیم برای برادرم #احمد_خسروانی #IranMassacre‌2026 #احمدخسروانی_بسکتبالیست #۱۸_۱۹دی

Ahmado91

12,828 Aufrufe • vor 2 Monaten

هفتم آبان، روز کورش بزرگ -بنیان‌گذار شاهنشاهی هخامنشی- بر ایرانیان گرامی باد. بر اساس رویدادنامۀ نَبونَئید (پادشاه بابِل) ۲۵۶۳ سال پیش در چنین روزی، کورش به بابِل درآمد، شاخه‌های سبز در پیش پایش گسترده شد و صلح بر شهر سایه گسترد. کوروش بزرگ از قضا شخصی بود که ضمن ایجاد یک‌پارچگی سرزمینی، با رواداری و دگرپذیری تفاوت مردمان در باورها و آیین‌ها را به رسمیت شناخت و از همین رو سنگ بنای نخستین دولت ایران‌زمین را برمبنای وحدت در کثرت بنیاد نهاد. این همان چیزی است که طی هزاران سال ایران رنگارنگ فرهنگی را شکل داده و در کمتر کشور دیگری چنین نمونه‌ای را می‌بینیم که ضمن تنوع فرهنگی و زبانی و برخی تفاوت‌ها در آداب و رسوم، اشتراکات و پیوندهای فرهنگی مردم آن‌چنان قوی باشد که هیچ‌گونه احساس بیگانگی میان مردمان یک کشور در شمال و جنوب و شرق و غرب نباشد. در واقع از بذری که کوروش بزرگ کاشت جوانه‌ای برآمد که تا هزاران سال بعد و با وجود آشوب‌های گوناگون در این سرزمین نمایان‌گر بوده و به کار امروز ما هم می‌آید. بزرگ‌داشت او نه به معنای رفتن و ماندن در گذشته که به معنای احضار این نماد و فراخوانی آن در امروز است؛ یعنی ما به عنوان ایرانیان بکوشیم ضمن احترام به میراث فرهنگی و تاریخی خود و در عین پاسبانی و تقویت همبستگی اجتماعی در کشور و پرهیز از دیوارکشی قومی و قبیله‌ای، به تنوع و تکثر فرهنگی، آیینی، اعتقادی و حقوق و آزادی‌های فردی نیز احترام بگذاریم و به دنبال ملی‌گرایی دموکراتیک در کشور باشیم. از همین روست که توماس جفرسون، از پدران بنیانگذار آمریکا و نویسنده‌ اعلامیه استقلال این کشور از استعمار بریتانیا، به نوه‌ خود توصیه کرده بود که نخستین کتابی که پس از آموختن زبان یونانی بخواند «کوروش‌نامه» باشد. «کوروش‌نامه» یا «آموزش کوروش» یا «تربیت کوروش» اثر گِزِنفُون (تاریخ‌نگار و فیلسوف اهل آتن) زندگی‌نامه بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی است. گزنفون در این کتاب شیوه پرورش، آموزش و زندگی کوروش بزرگ را نگاشته‌ است. جفرسون در نامه‌ای دیگر به یک دوست ایتالیایی خود، درخواست ترجمه‌ای تازه از «کوروش‌نامه» به زبان ایتالیایی می‌کند. وجود دست‌کم‌ ۴ چاپ مختلف از کوروش‌نامه‌ در کتابخانه شخصی جفرسون به ثبت رسیده است و جفرسون در یکی از آن‌ها با خط خود دست به مقایسه ترجمه دو نسخه از کتاب زده است. اما چرا کوروش و کوروش‌نامه در جهان فکری توماس جفرسون برای تأسیس آمریکایی سکولار و دموکرات جایگاهی ویژه داشت؟ پادشاهی کوروش نمونه‌ای است از حکومت عادلانه بر توده کثیری از مردم از اقوام و ملل مختلف. تجربه کوروش هخامنشی در اتخاذ سیاست رواداری و عدم تحمیل باورها و عقاید خود -که در کوروش‌نامه منعکس است- الگویی را پیشاروی جفرسون گذاشت از حکومتی که در عین گستردگی پهنه خود و وجود بحران‌های پیش‌رو، آزادی عقاید را تضمین می‌کند. به نظر می‌رسید اگر کوروش موفق شده است در جهان باستان با آن درجه از توحش و وجود فرقه‌های بدوی دینی که در نزاعی بی‌‌پایان با یکدیگر به سر می‌بردند، بی‌طرفی حکومت را در مقیاسی به گستردگی شاهنشاهی هخامنشی تضمین کند، این کار در جهان مدرن نیز قابل تکرار است. در زمان مکتوب کردن منشور آزادی مذهبی جفرسون، یعنی ۱۱۲ سال پیش از آنکه استوانه حقوق بشر کوروش از دل خاک بیرون آورده شود و محافل تاریخی از وجود لوحی متضمن احیای حقوق اقلیت‌های مذهبی در دوره‌ حکمرانی‌ او باخبر شوند، رواداری کوروش از طریق منابع یونانی و لاتین به دوران مدرن رسیده بود. تاثیرپذیری توماس جفرسون از این وجه حکمرانی شماری از پادشاهان هخامنشی در یادداشت‌هایی که وی بر حاشیه کتاب «رساله در باب آداب و روح ملت‌ها» اثر ولتر، فیلسوف سیاسی عصر روشنگری در فرانسه نوشته است نیز به چشم می‌خورد و دیده می‌شود که عدم تحمیل دین رسمی و رواداری مذهبی داریوش یکم که در امتداد پادشاهی کوروش هخامنشی بوده نظر وی را جلب کرده است. کوروش‌نامه که پس از تأثیر‌گذاری عمده در دنیای باستان (از جمله بر اسکندر مقدونی و ژولیوس سزار) به فراموشی سپرده شده بود، در دوره پسارنسانس و آغاز عصر روشنگری بار دیگر احیا شد و با ترجمه‌های جدید، الهام‌بخش فلاسفه سیاسی قرار گرفت. از نیکولا ماکیاولی و ژان ژاک روسو تا بنجامین فرانکلین در فکر پس‌زدن تفکر سیاسی قرون وسطی و ساخت بنای جامعه مدرن و شیوه حکومت‌داری صالح از نظام اخلاقی که گزنفون در کوروش‌نامه عرضه می‌کند تاثیر پذیرفتند. در آمریکا علاوه بر جفرسون، جان آدامز (رییس‌جمهور دوم آمریکا) نیز به کوروش‌نامه به دیده کتابی تعلیمی می‌نگریسته و پسر خود را در دوره مطالعه برای آمادگی حضور در مشاغل دولتی پیش از همه به خواندن کوروش‌نامه گزنفون مکلف کرده است. نیمه دوم یادداشت برمبنای متنی از پویا زارعی، پژوهشگر تاریخ دانشگاه سوربن پاریس منابع: ۱ و ۲ فیلم از علی‌رضا نادری‌فرد

فلات ایران

89,001 Aufrufe • vor 1 Jahr