Loading video...

Video Failed to Load

Go Home

بقیه مزخرفاتش به‌کنار! اما یک‌بار برای همیشه در مورد دروغ بزرگ ۶ قطعنامه جلیلی: اولاً ۳ قطعنامه ۱۷۴۷ و قطعنامه ۱۷۳۷ و قطعنامه ۱۶۹۶ کاملاً برای دوران مسئولیت علی لاریجانی بود و هیچ ربطی به جلیلی نداره ثانیاً از اون ۳ قطعنامه دیگه: + قطعنامه ۱۸۳۵ صرفاً بر قطعنامه‌های...

15,578 views • 8 months ago •via X (Twitter)

0 Comments

No comments available

Comments from the original post will appear here

Related Videos

ادامه حمایت قاطع چین و روسیه از ایران با ایحاد اختلال در فرایند احیای کمیته تحریمها ذیل قطعنامه ۱۷۳۷ و نکاتی در مورد ائتلاف چین، روسیه و ایران. پیش از این گفته بودیم که چین و روسیه پس از اعلام موضع حقوقی بیسابقه خود در مورد غیرقانونی بودن فرایند اسنپ بک، اگرچه نمیتوانند مانع به جریان افتادن فرایندهای رسمی دیوانسالاری و دفتری بازگشت تحریمها در سازمان ملل متحد شوند، اما میتوانند از طریق ایجاد اختلال در انتخاب رییس کمیته قطعنامه ۱۷۳۷ و همچنین تشکیل پنل کارشناسان (POE) باعث شوند که فرایند اعمال قطعنامه های هسته ای به ایران عملا فلج شود و اکنون این پیش بینی نیز در حال محقق شدن است. در جلسه دیروز شورای امنیت هم چین و روسیه با تکرار موضع قبلی خود اعلام داشتند که قطعنامه ۲۲۳۱ در اکتبر ۲۰۲۵ منقضی شده و هیچیک از قطعنامه های ذیل آن من جمله ۱۷۳۷ دیگر وجود خارجی ندارند. روسیه و چین ابتدائا به دستور جلسه اعتراض کرده و خواهان رای گیری رویه ای شدند و به آن رای منفی دادند. این رای گیری اگرچه ظاهرا به نفع امریکا و متحداتش تمام شد اما به عنوان موضع رسمی چین و روسیه پیرامون این مساله مهم ثبت شد و از آنجا فرایندهای کمیته‌های تحریم در سازمان ملل با اجماع پیش میرود، چین و روسیه با مخالفتهای خود کمیته ۱۷۳۷ را عملا از انتفاع ساقط میسازند‌. بررسی مواضع آمریکا و کشورهای اروپایی من جمله دانمارک نشان میدهد که آنها از فلج شدن مکانیزم اعمال تحریمها به ایران توسط چین و روسیه بشدت ناراحت و مستاصل هستند. نکته دیگری که در بررسی مذاکرات این جلسه جلب توجه میکرد، این بود که طرف غربی مساله هسته‌ای را بخشی از پازل کلان جنگ منطقه‌ای اخیر، تنگه هرمز، تحدید توان موشکی ایران و ... میداند و این مساله در سخنان تمام حامیان تحریم ایران در این جلسه نمود داشت. یکی از دلایلی که نگارنده بارها و بارها وبارها بر لزوم تشکیل سریع مذاکرات جامع و راهبری دو جانبه و سه جانبه میان ایران و چین و روسیه جهت حل و فصل موضوع جنگ و تنگه هرمز اصرار داشته و دارد، همین مساله بوده است: پرونده هسته‌ای را نمیتوان از سایر اضلاع طرح غرب برای مهار ایران جدا کرد و این پیچیدگی بیحد و حصر توسط قدرتهای کوچک و متوسط قابل هضم نیست. همچنین ادامه حمایت قاطع چین و روسیه از ایران آنهم با اقدامی خلاف عرف و ایستادگی انها در کنار ایران در شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی، بطلان مهملاتی است که سالها توسط جریان غربگرا به خورد مردم و مسئولان کشور داده شده است: "چین و روسیه (خصوصا چین) به دلیل منافع مشترک فراوان با غرب هیچ کاری برای ایران نخواهند کرد." این در حالیست که پکن و مسکو نه فقط در فرایند طولانی و نفس گیر اسنپ بک، بلکه در دو قطعنامه اخیر ناظر به بازگشایی تنگه هرمز در کنار ایران قرار گرفتند. (که یکی وتو شد و دیگری به دلیل تهدید وتوی ایندو معطل مانده است). البته نگارنده اینها را به معنای "ائتلاف راهبردی" تهران، پکن و مسکو نمیداند و این حمایتها را نیز مشزوط و نه مطلق میداند، چون اساسا تهران در جهت ایجاد چنین ائتلافی هنوز کار چندانی نکرده است. این رویدادهای مهم و بیسابقه نشانگر آن است که در عصر رقابت قدرتهای بزرگ منافع ایران، چین و روسیه دارای چه همپوشانی قابل توجهی است و هنوز ظرفیتهای بالقوه فراوانی در گسترش همکاریها وجود دارد که هنوز بالفعل نشده و میتوان آنها را در قالب گفتگوهای راهبردی دوجانبه و سه جانبه محقق کرد. البته با وجود تمام شواهد آشکار و بطلان پیش بینیهای نادرست برخی، باز کسانی پیدا میشوند که چین و روسیه را دشمن درجه یک ایران دانسته و به هر طرحی که بخواهد تعمیق روابط ایران با ایندو را تئوریزه کند، در خلوت و جلوت حمله ور شده و خنجرهای رسانه‌ای خود را از یمین و یسار روانه حامیان توسعه روابط با شرق نمایند.

Mahdi Kharratiyan

59,352 views • 2 months ago

این ویدیو مربوط به تبریزه و ویدیوهای مشابه مربوط به استانهای دیگه هم هست می‌دونم الان وقت گِله کردن نیست اما این مثل بغض تو گلوم مونده: اسرائیل یک‌شبه به این نتیجه نرسیده! اسرائیل طی ۱۵ ماه اخیر ۳بار مستقیماً به خاک ایران حمله کرد دفعه اول فروردین ۱۴۰۳ بود که اسرائیل یه حمله محدود به پدافند اصفهان داشت و اولش هم ایران ادعا کرد که فقط ریزپرنده بوده و بعد هم جوابی بهشون ندادیم بابت این جنایت! دفعه دوم آبان ۱۴۰۳ بود که حمله اسرائیل گسترده‌تر شد و چند نقطه ایران رو زدن و منجر به شهادت ۴ ارتشی عزیزمون شد. قرار بود وعده صادق ۳ انجام بشه و حتی سردار باقری صراحتاً گفتن که مردم درخواست بدن و مطالبه کنن اما با مخالفت پزشکیان بعنوان رئیس‌جمهور و رئیس شعام ، این حمله هم انجام نشد و اسرائیل برای بار دوم متوجه شد که ما جواب دندان‌شکن نمی‌دیم!! و حالا با اون دو تجربه قبلی سومین حمله رو به این گستردگی انجام داد و این همه فرمانده بزرگ و ده‌ها شهید دیگه رو تا این لحظه از دست دادیم و کلی خسارت دیگه.. امیدوارم این‌بار به فرمان رهبری گوش بدن و مجازاتی سخت رو ببینیم و اسرائیل رو رها نکنیم! یادآوری حقیقت تلخه اما گاهی این تلخی‌ها نیازه که باشن تا تکرار نشن..

آدم

49,897 views • 1 year ago

یک اصطلاحی داریم به اسم: *چاه استراتژیک* زمانی که شما در چاه بیفتی و منفعت استراتژیک و بلندمدت اکثریت در این باشه که شما در چاه باقی بمونی، دیگه در اومدن شما از اون چاه، تقریبا محال هست. عمیق ترین چاه استراتژیک متعلق به کره شمالی است. چاهی که کره شمالی در اون قرارداره، دربلندمدت به نفع اکثر کشورها (به جز مردم اون کشور) است. اون چند تا بمب اتم و موشک کره شمالی ، باعث میشه تمام همسایه ها برای امنیتشون به آمریکا وابسته باشند و آمریکا جای پای محکمی در اون منطقه اقتصادی دنیا داشته باشه. و تحریمهای فلج کننده آمریکا باعث میشه ، کره شمالی برای نون و آب خودش به روسیه و چین وابسته باشه؛ و روسیه و چین از کره شمالی در هر مذاکره ای، به عنوان یه تهدید علیه همه منطقه جنوب شرق آسیا استفاده بکنند. دولت های ژاپن و کره جنوبی و ....در افکار عمومی کشور خودشون، از کره شمالی به عنوان یه دشمن ترسناک، نهایت استفاده رو برای ایجاد حمایت و حس اتحاد در کشور خودشون میکنند. حاکمان کره شمالی هم در رفاه کامل زندگی میکنند و به سرکوب ایدئولوژیک علیه مردمشون ادامه میدن و از وضعیت فعلی خیلی راضی هستند. و نیم قرن هست که مردم بدبخت کره شمالی در "چاه" سوتغذیه و عدم رفاه و عدم آزادی "دست و پا میزنند". متاسفانه مردم ایران هم در چاه مشابهی گرفتار شده اند. پرونده هسته ای ایران، شبیه جام جهانی فوتبال،تا حالا یه دور در کل دنیا روی آن مذاکره شده: تهران، بروکسل، پاریس، ژنو، بن، لندن، مادرید، لیسبون، استانبول، بغداد، مسکو، آلماتی قزاقستان!، مسقط، نیویورک، لوزان، وین و دوحه. هیچ وقت هم حل نشده. چون هیچ کس، نیاز خاصی برای حل مساله نداره. آمریکا و اسراییل ، با استفاده از این ببر کاغذی، همه کشورهای ریز و درشت منطقه رو زیر بلیط خودشون آوردند و متحد کردند. دولتهای همسایه برای بسیج افکار عمومی خودشون؛ از نعمت وجود این ببر کاغذی نهایت استفاده رو میکنند. ضمنا از منابع مشترک نفتی و گازی، و از دور زدن تحریم ها و ... جیبهاشون رو پر پول میکنند. روسیه و چین هم از اینکه یک کشور در قلب خاورمیانه را مفت به دست آورده و تحت حضانت گرفته اند، خوشحالند. حاکمان ایران هم وضعیت خوبی دارند: تحریم و تورم ... کوچکترین اثری در لایف استایل اشرافی اکثر مسئولان نداشته و همچنان آقازاده ها در اروپا و آمریکا مشغول تحصیل و عشق و حال هستند. خودشان هم گاهی برای چکاپ و سیسمونی به لندن و ... سفر میکنند و به ریش مردم می خندند. وآنها را درموکب ها وهیئتها ، برای چند لقمه نان به حقارت می کشانند ، قدرتهای بزرگ ، حاکمان را تحقیر میکنند ؛ حاکمان ، ملت خودرا…. #نبردباتاریکی #همکاری_ملی #پیمان_کوروش

Shawna (شانا) Azad

15,150 views • 10 months ago

💢 حضرت آقا اگر ظرفیت اجرایی دور و برشون ببینن حتما به یک سمت اجرایی منصوبش میکنن، چرا حضرت آقا #جلیلی رو به یک سمت اجرایی منصوب نمیکنن؟ مگه حضرت آقا فتاح، مخبر، دهقان، قالیباف و غیره رو سمت اجرایی ندادن چرا به جلیلی سمت اجرایی نمیدن؟ - چرا هیچ صوت یا سخنرانی که آقا از فلان عملکرد آقای جلیلی تعریف کرده باشه وجود نداره؟ - چرا آقا با این تعاریفی که شماها از جلیلی میکنید ایشون رو سال ۹۳ به ریاست شورای راهبردی منصوب نکرد و فقط در حد یک عضویت بود؟ - چرا جناب جلیلی یک روز هم کار اجرایی در کارنامه کاریش نیست؟ ـ ضمانت اجرایی ایشون برای یک دولت موفق چیه؟ - چرا سابقه به ثمر رسوندن یک پروژه در کارنامه ایشون وجود نداره؟ - از چارچوب فکری شما محمود #احمدی_نژاد با سابقه اجراییِ استانداری اردبیل و عملکرد نسبتا مناسب در شهرداری تهران به ریاست جمهوری آمد چرا جلیلی از احمدی نژاد هم عقب تر هست در این زمینه؟ - یکی از خدمات سعید جلیلی در طول دوران کاریش چی هست؟ نام ببرید؟ و در آخر چرا اون ماموریتی که سعید جلیلی برای خود ترسیم کرده بود و همچنین خودش رو امتداد شهید رئیسی معرفی کرده بود هم آقا رسما با ذکر جزییات به #مخبر محول کردن؟ و.. و... و... این کلیپ علی زکریایی رو مشاهده کنید 👇 قابل تامل ... #سعید_جلیلی #قالیباف

بهمن خان

44,857 views • 1 year ago

نتانیاهو:«من از هر کمکی که آمریکا در طول این سال‌ها به ما کرده است، قدردانی می‌کنم. اما ما دیگر به آن نیازی نداریم». ۱- در هر ۲ جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه اسرائیل بدون کمک سوخت‌ رسان‌های آمریکا امکان حمله به ایران را نداشت. هنوز هم ندارد. اسرائیلی‌ها ۶ فروند سوخت رسان تانکر) از آمریکا خریدند ولی همچنان به توان نظامی آمریکا برای حمله به ایران محتاجند. ۲- این جمله نتانیاهو که ما دیگر به کمک آمریکا نیاز نداریم یک ترفند سوخته برای حمله به ایران و لبنان است. این جمله دقیقاً یعنی حتی در صورت توافق ایران و آمریکا، اسرائیل باز هم به ایران حمله خواهد کرد. ۳- در دنیا کسی شک ندارد که اسرائیل در صورت تهدید موجودیتی، تردیدی در استفاده از سلاح هسته‌ای نخواهد کرد. الان ایران نزدیک‌ترین هدف اسرائیل برای استفاده از بمب اتم یا بمب هسته‌ای اصطلاحاً تاکتیکی است. ۴- ایران سلاح بازدارنده در قبال اسرائیل ندارد. موشک‌های عجیب و غریب ما که دنیا را شگفت زده کرده آنقدر بازدارنده نیست که دوباره جلوی حمله به رهبران سیاسی و نظامی را بگیرد. ۵- تا دیر نشده دست بجنبانید. ۶- نظرات را می‌خونم و حتی الامکان جواب میدم.

Ehsan Taghadosi

20,303 views • 2 months ago

خبر فوری لیندزی گراهام: ترامپ مستقیم با ایران داره صحبت می‌کنه و حتی سرشون داد میزنه که اگر مرا بازی بدهید بد میشه! تاس سوم چیست؟! (البته قبلا هم در تحلیل‌های شخصی نوشته‌ام!) سرباز آمریکا باید وارد ایران بشه! چه با جنگ چه با مذاکره! قسمت دوم میشه تاس سوم! یعنی راهی به درون رژیم و کشور ایران پیدا کنه تا سربازان و نیروهای امنیتی با مذاکره رژیم وارد ایران شوند برای جمع‌آوری اورانیوم و بازدید از سایت‌های اتمی و نظامی و موشکی! یعنی دسترسی به هر جایی که ارتش آمریکا دلش بخواد! اگر این اتفاق بیافته، یعنی یک شخص بلندپایه این امر محال رو سهل کرده! پس با همون شخص، رژیم رو تسلیم می‌کنه و نهایتا یک تضمین به همون شخص میده(دقیقا مثل فردوست در کودتای۵۷) ولی تضمینی برای بقایای حکومت نیست. درین زمان آمریکا نیروی پیاده در ایران داره و گلوگاه‌های قدرت و اسلحه‌خانه‌ها هم در دست داره، به راحتی به مردم اعلان خواهد شد که نظرشون رو بگن(انقلاب کنند) و پایان حکومت اسلامی! به عبارتی ترامپ میخواد عین نقشه کارتر رو پیاده کنه! ولی برعکس! اینجوری کشور و زیرساخت‌ها هم حفظ میشه و همه چیز انقلابی به نظر می‌رسه!

JamesDean

82,182 views • 4 months ago

فولاد یک ملت، روایت ذوب آهن آریامهر شوربختانه ساعاتی پیش به صنعت فولاد ایران حمله شد. در آغاز دهۀ ۱۳۴۰ ایران عطش توسعه داشت و یکی از کمبودهای اصلی‌اش برای توسعه آهن و فولاد بود. دیگر یک چیز بر شاه و دولتمردان حوزۀ اقتصاد و توسعه مسجل شده بود: آمریکایی‌ها تمایلی نداشتند در این زمینه به ایران کمک کنند ــ و به زودی معلوم شد حتی حاضر به کارشکنی هم بودند. ایران روی نقشۀ ژئوپولتیک دنیا در جبهۀ غرب بود و طبعاً برای ساخت کارخانۀ ذوب‌آهن و فولاد به متحدان غربی مراجعه می‌کرد. اما آمریکایی‌ها نه تنها پای معامله نمی‌آمدند، بلکه می‌کوشیدند ایران را از ورود به این صنعت منصرف کنند. ایران وقتی دید آمریکایی‌ها پای کار نمی‌آیند، تلاش کرد از بانک جهانی کمک بگیرد، اما به نظر آمریکا بانک جهانی را هم از کمک به ایران بازداشت. بهتر است اول نگاهی بیندازیم به سابقۀ صنعت ذوب‌آهن در ایران... در سال‌های پایانی حاکمیت رضاشاه ایران با کمپانیِ آلمانیِ «کروپ» که آن زمان بزرگ‌ترین تولیدکنندۀ فولاد در جهان بود به توافق رسید تا یک کارخانۀ ذوب‌آهن در کرج با ظرفیت تولید سالانه پنجاه هزار تن بسازد. از بد روزگار جنگ جهانی درگرفت و کارخانه نیمه‌کاره ‌ماند. متفقین تجهیزات کارخانه را در راه ایران توقیف کردند. (بقایای ساختمان نیمه‌کارۀ این کارخانه هنوز در کرج هست.) وقتی دکتر عالیخانیِ جوان و خوشفکر در اواخر سال ۱۳۴۱ به عنوان وزیر اقتصاد وارد کابینۀ تازه‌تأسیسِ اسدالله علم شد، مصمم بود یک کارخانۀ ذوب‌آهن با ظرفیت اولیۀ سالانه ۵۰۰ هزار تن تأسیس کند. با توجه به عدم همکاری آمریکا و سابقۀ همکاری با شرکت کروپ، قرار شد مدیر شرکت کروپ به ایران بیاید تا توافقی سر بگیرد. مدیر کروپ ۲۴ ساعت قبل از عزیمت به تهران سفر خود را کنسل کرد. علیقلی اردلان، سفیر ایران در آلمان (همان کسی که در زمستان ۵۷ واپسین وزیر دربار شاه هم بود)، پرس‌وجو کرد و فهمید باز هم دست آمریکایی‌ها در میان است و مدیر کروپ را از آمدن به ایران منصرف کرده‌اند. به این ترتیب شاه به این جمع‌بندی رسید برای ساخت ذوب‌آهن از شوروی کمک بگیرد ــ چیزی که می‌توانست آمریکا را خشمگین و بیمناک کند. بدترین خبری که می‌توانست به گوش آمریکایی‌ها برسد همین بود که ایران نه تنها ذوب‌آهن می‌سازد، بلکه این کار را هم به رقیب اصلی آمریکا سپرده است! پروژۀ سختی در پیش بود. همه می‌دانستند که چنین ایده‌ای به این آسانی‌ها سر نمی‌گیرد. از طرفی شاه هرگز نمی‌خواست خودش شخصاً از شوروی درخواست کمک کند (بعید نبود خبر آن به گوش آمریکایی‌ها برسد). خرداد ۴۴ شاه به شوروی سفر کرد؛ آن زمان خروشچِف، جانشین استالین، تازه از قدرت کنار رفته بود و برژنف مرد شمارۀ یک شوروی شده بود. شوروی که مشتاق بود به هر قیمتی در ایرانِ متحدِ آمریکا جا پا باز کند، آماده بود تا به مطالبات نامنتظرۀ ایرانی‌ها تن دهد. مقامات پایین‌تر هماهنگ کردند تا خود برژنف به شاه پیشنهاد بدهد دولت شوروی در زمینۀ آهن و فولاد به ایران کمک کند. شاه هم بدون اینکه خوشحالی‌اش را از این پیشنهاد بروز دهد، پاسخ داد بررسی می‌کنیم. اما نیاز به بررسی نبود، ایران مشتاق و آماده بود. سریع یک هیئت مذاکره‌کننده در وزارت اقتصاد تشکیل شد و مذاکرات شروع شد. اما نه به این راحتی! حدود پانزده نفر با وسواس برای این مذاکرات تعیین شدند. سوابق همۀ آنها از جهت امنیتی کامل بررسی شد و موظف شدند با نهایت رازداری در مذاکرات شرکت کنند. در مدت مذاکرات نیز ــ که یک ماه طول کشید ــ محل کار و خطوط تلفن آنها دقیق کنترل می‌شد تا اطلاع دربارۀ مذاکرۀ ایران با نمایندگان شوروی درز نکند. در نهایت قرارداد برای احداث ذوب‌آهن، ماشین‌سازی و لوله‌کشی گاز در آستانۀ انعقاد بود که گویا مِیِر (Armin H. Meyer) سفیر آمریکا در ایران، بو برده بود مذاکراتی در وزارت اقتصاد جریان دارد. بی‌درنگ با معاون وزیر اقتصاد، محمد یگانه، تماس می‌گیرد و او را به مهمانی شام دعوت می‌کند. یگانه پیش از پاسخ دادن به سفیر با عالیخانی مشورت می‌کند. از این لحظه شطرنجی سرعتی میان وزارت اقتصاد و سفیر آمریکا درمی‌گیرد... با تیزهوشی محمد یگانه، هم خود او و هم دو مقام دیگر، یعنی عالیخانی (وزیر اقتصاد) و اصفیاء (رئیس سازمان برنامه) که در مذاکرات نقش داشتند، به مهمانی سفیر می‌روند. اما دو ساعت قبل از مهمانی قرارداد با طرف شوروری را امضا می‌کنند و خبر آن را به روزنامه‌ها می‌دهند. کار تمام بود! در مهمانی، عالیخانی به سفیر می‌گوید با شوروی برای ساخت ذوب‌آهن قرارداد بستیم و رنگ از رخسار سفیر می‌رود... اما تازه عالیخانی از موضع طلبکار به سفیر می‌گوید: «ما که اول از شما خیلی کمک خواستیم، خودتان کمک نکردید!» این اتفاق تغییر بزرگی در مناسبات تجاری ایران ایجاد کرد. تقریباً همۀ دولت‌های غربی فهمیدند ایران مصمم به توسعه است و از آن پس به تعبیر عامیانه، برای آمدن به ایران ناز نمی‌کردند، زیرا می‌دانستند خطر بزرگ‌تر این است که شوروی یا یکی دیگر از اعضای بلوک شرق مثل چکسلواکی یا رومانی جای آن‌ها را بگیرد ــ چنانکه برای ساخت تراکتور ایران ابتدا سراغ رومانی رفت. به این ترتیب، آنها هم یک معاملۀ خوب را از دست می‌دادند و هم بازار ایران را می‌باختند. رفتار غربی‌ها از آن پس عوض شد، اما این عصیانگری را آمریکایی‌ها تا حد زیادی به پای عالیخانی نوشتند و بعدها چوبش را خورد. عالیخانی ــ که سال ۴۱ آمده بود ــ تا ۴۸ در وزارت اقتصاد بود و دورۀ درخشانی را در توسعۀ زیرساخت‌های توسعه رقم زد. سقوط عالیخانی مجموعه‌ای از دلایل را داشت: بسیاری به او حسادت می‌کردند و برخی به دیدۀ رقیب به او می‌نگریستند. دسیسه‌های رقیبان داخلی، زیاده‌خواهی نزدیکان دربار برای کسب پروژه‌های دلخواهشان، رفتار ناسیونالیستیِ او در تجارت خارجی و در نهایت مناعت‌طبعش در نهایت باعث شد عالیخانی استعفا دهد. اما در اینجا حتماً باید از یک تکنوکراتِ کاردان دیگر هم نام ببرم که برنامه‌ریزی و اجرای بسیاری از پروژه‌های سازندگی در دهۀ چهل بر دوش او بود: محمد یگانه. قطعاً یگانه یکی از بهترین مدیرانی است که ایران به خود دیده است. یگانه متولد زنجان بود، پدر و مادرش هر دو اهل تبریز بودند (فامیل قبلی پدرش شکرچی بود). یگانه در میانۀ دهۀ ۱۳۲۰ به آمریکا رفت و اقتصاد خواند و با شایستگی و بدون وابستگی به کسی کارمند و کارشناس سازمان ملل شد. تخصص او در ابتدا نفت بود. همان زمان درگیری ایران با شرکت نفت انگلیس اوج گرفته بود و در پی شکایت انگلستان پروندۀ ایران در شورای امنیت مطرح شده بود. مصدق برای دفاع از حق ایران به آمریکا رفت. برای سخنرانی مصدق یک متنِ سیاسی و پروپاگاندیستی تهیه شده بود که بسیار ضعیف بود. محمد یگانه که در نفت تخصص داشت، با دو همکارش از سر میهن‌دوستی و بدون اینکه وظیفه‌ای داشته باشد یک متن حقوقی درخشان تنظیم کرد و مصدق عین همان متن را در شورای امنیت خواند (یگانه آن زمان ۳۰ سال داشت). وقتی نمایندۀ انگلستان پاسخ مصدق را داد، باز یگانه و همکارانش تا صبح بیدار ماندند و جواب حقوقی دقیقی برای مصدق آماده کردند (نتیجه این شد که پروندۀ ایران به لاهه ارجاع شد). یگانه در سازمان ملل می‌درخشید و در حوزۀ صنعتی‌سازی و توسعۀ کشورهای جهان سوم تخصص داشت. وقتی برای مأموریت به تونس رفت، رئیس‌جمهور تونس گفته بود یگانه از همۀ تونسی‌ها تونسی‌تر است؛ آن‌قدر که سختکوش بود و وجدان کاری داشت. اما جذب او به دولت ایران کار عالیخانی بود. پیش از آن هم در دولت مصدق تمایلاتی برای جذب او وجود داشت، اما نشد و ده سال بعد، در ۱۳۴۳ او در وزارت اقتصاد معاونت توسعه را بر عهده گرفت و در این مقام سه کار عمده کرد: تقویت بخش خصوصی، ایجاد صنایع مادر با منابع دولتی و کمک بین‌المللی و کمک به صنایع کوچک. یگانه در سال‌های بعد هم وزیر آبادانی شد و هم وزیر اقتصاد و دارایی. اما یکی از بهترین دوره‌های خدمت او در مقام ریاست بانک مرکزی بود (۵۲ تا ۵۴). او در مبارزه با فساد بسیار بی‌تعارف بود و در برابر دربار هم می‌ایستاد ــ و شگفت‌آور اذیت‌هایی است که از جانب ساواک می‌دید (پسرخواهرش در شلوغی دانشگاه پلی‌تکنیک بازداشت شده بود و ساواک وقتی فهمید آن پسر خواهرزادۀ یگانه ست، سال‌ها او را در زندان نگه داشت تا دست‌کم یک گروی خوب از یگانه داشته باشد ــ گرچه یگانه باز هم باج نمی‌داد). و در پایان، شاید باید از منظری کنایی ــ و نه خرافی ــ یادی هم از حافظ شیرازی کنیم که در سرنوشت محمد یگانه نقش مهمی داشت. محمد در اوایل دهه بیست در تهران حقوق می‌خواند. همان زمان پیشه‌وری و یارانش در آذربایجان اعلام خودمختاری کرده بودند. نصرت‌الله جهانشاه‌لو، از اعضای مهم حزب توده که معاون پیشه‌وری شد، همشهری و دوست محمد یگانه بود. او بسیار کوشید یگانه را جذب فرقۀ دموکرات کند و از او می‌خواست دادستان زنجان شود. یگانه تمایلی به همکاری نداشت، اما بابت خانواده و بستگان خود، به ویژه بابت پدرش که بورژوا و تولیدکننده بود، نگران بود. مانده بود به این همکاری تن دهد یا نه. روزی که می‌رفت درخواست جهانشاه‌لو را قبول کند، مادرش با دیوان حافظ در دست، دنبال او دوید و در تاریک‌وروشنِ دالان خانه دیوان را دست او داد. گفت تفأل زده است. یگانه غزل را خواند؛ جواب روشن بود: «گفتم که خطا کردی و تقدیر نه این بود!» تصمیمش را گرفت؛ از دادستانی انصراف داد و چندی بعد تنها راه برای رهایی از این فشار را در مهاجرت دید. این شد که در آن مسیر دیگر افتاد ــ مسیری که یک ایستگاه آن چانه زدن با روس‌ها و تأسیس کارخانۀ ذوب‌آهن بود. متن از مهدی تدینی ویدیو از منوتو

فلات ایران

64,834 views • 4 months ago

در تلویزیون ملی ایران خواند. آن روزها شادی، شوق زندگی و رهایی را می سرود. بعدها که سایه سیاه رژیم جمهوری اسلامی بر وطن افتاد او همچنان خواند از وطن، غربت و آزادی. آزادی را فدای کلمه نکرد. سینه‌اش برای ایران سپر بود و می‌دانست هیچ زورگویی بر فرهنگ ایرانی غالب نشده است. او مبارزی رقصان، مشتاقانه سیاست را زندگی کرد. درد عمیق ایران را می‌دانست و برای وطن نه تنها از مال که از جان مایه گذاشت. برای او غریب بود که مردم فروغ فرخزاد و پروین اعتصامی را نشناسند. برای او عجیب بود که بتوان برای وطن گریست اما به پانخاست. او درد می‌کشید از حکومت جانیان بر خاک ایران و این درد را به فریاد رسایی تبدیل کرده بود تا ما را به مبارزه بخواند برای نجات ایرانی که عاشقش بود. تمام سعی و کوشش بر این بود که در طول این راه پر از درد و رنج و غم و مشقت چیزی به بار فرهنگی مردم بیافزاید. برای آن که بیافزاید، از خود کاست و زمزمه‌ی امیدوارانه‌ی پرشور و عاشقانه‌اش در گوشمان جاوید ماند. آنچنان که خود با عشقی ناب به ایران می‌گفت «باشد که روزگار ظلم به سر آید و آفتاب برآید و حقیقت در چهره مردم بدرخشد و عشق آن سپیده دمی گردد که به سوی آن گام برمی‌داریم. من با عشق به دنیا آمده‌ام، با عشق زندگی کرده‌ام و با عشق هم از دنیا می‌روم تا آن چیزی که از من باقی می‌ماند فقط عشق باشد.» #فریدون_فرخزاد #ملی_گرایان

انجمن ملی گرایان ایران

55,069 views • 3 years ago

نظر قطعی من درباره مسائل روز: این حجم جابجای رسمی ترابری ارتش آمریکا در ۳ روز به نزدیکی ایران پساآتش‌بس است! همین را ضربدر ۴ ماه بکنید! تا دستتون بیاد چه حجم ادوات در منطقه‌ست! اما تحلیل من در ۳ بخش: ۱- آینده نزدیک: شاید فعلا بازی بازی کنند با رژیم! شاید یک کم دیگه به حسین فردوست (باقالی‌باف) وقت بدن که از درون مهره‌های داخلی رو حذف کنه! اما بی‌برو برگرد، پای نیروی آمریکایی به ایران باز میشه! چه باقالی‌باف موفق بشه در قالب مذاکره واردشون کنه(که بعید می‌دانم) چه حمله زمینی(محتمل‌تر)! خلاصه هیییییییییییچ راه دیگری نیست! ۲- آینده میان‌مدت: کل بزرگان نظم نوین ننشسته‌اند لنگ یه مشت سگ رقیه! پایان جنگ هم یهو دیدی شاه گفت مردم ایران! هیچ سگ رقیه‌ای باقی نمانده! بیاید بیرون و قدرت رو دست بگیرید! بعد هم وارد ایران بشه! شاه هم که برگرده، یه حجم عجیب و غریب و افسانه‌ای پول و امکانات وارد ایران میشه و ایران جای کلیت اتحادیه اروپا را برای آمریکا میگیره! چرا؟! ۳- آینده بلندمدت ۱۰ساله: چون اروپا الان تبدیل شده به سگ دست‌آموز چین! و اکثر اروپایی‌ها آلردی اسلامستان و چینی شده‌اند! اما ایران بعد ورود شاه، با صفر وابستگی به چین و با همکاری آمریکا و اسرائیل، اقتصاد ارزان جهانی را از چین به سمت ایران تغییر میده و به اروپا یک شانس دوباره میده که بازارشان را از چین به ایران تغییر بدهند! اگر نکنند، آمریکا اجباراً تنها با کمک ایران و اسرائیل به مصاف غول اسلامیست و چین می‌ره! قسمت نخست تحلیلم تا ۴-۵ ماه دیده اتفاق می‌افته و با چشم می‌بینید، قسمت میانی یک بازه ۲-۳ ساله؛ و قسمت آخر تحلیلم هم یک باره ۸ تا ۱۰ ساله! بماند به یادگار! سپاسگزارم

JamesDean

60,778 views • 1 month ago

روز زن بهانه‌اس که داستان خودمو که یک سال پیش نوشتم دوباره بازگو کنم: سالها پیش که ایران بودم, برای جدا شدن از همسر اولم به دادگاه رفتم و در برابر قاضی سیستم قضایی زن ستیز جمهوری اسلامی قرار گرفتم. کل پروسه قضاوت ۵ دقیقه بیشتر طول نکشید. به قاضی گفتم که من فقط حضانت فرزندمو میخوام. قاضی در حالی که یه چیزی گوشه لپش انداخته بود با یه لبخند کثیف و کج گفت که برای حضانت باید تمام مهرم رو ببخشم یا اینکه او وکالت تام الاختیاری که همسر سابقم از آمریکا برای طلاق برام فرستاده قبول نمیکنه! با دست جلوی دهان دوستم که وکیلم هم بود گرفتم و بلافاصله گفتم: من فقط بچه امو میخوام! وقتی از دادگاه بیرون آمدیم, وکیلم گفت که این فقط یک خدعه از طرف قاضی بوده، چون قاضیهای دادگاه خانواده همه طرفدار مردها هستن و در قانون همچین چیزی نداریم و من نباید می پذیرفتم! دو سال بعد خروجم از کشور، برای دیدار با خانواده برای آخرین بار به ایران برگشتم. همون دم گیت ورودی، پاسپورت پسرم رو ضبط کردند و گفتند که پدرش به عنوان ولی اون، ممنوع الخروجش کرده! به دادسرا که مراجعه کردم متوجه شدم حق ولایت پدر با دادن حضانت سلب نمیشه! حضانت فقط به معنی نگهداری هست و تو به عنوان مادر هیچکاره ای!! حتی پدربزرگ پدری هم بر تو در همه امور ارجحه! باورتون میشه؟ حضانت در قانون به معنی سرپرستی و ولایت نیست! تمام تصمیمات همچنان با پدرست. این مسئله طول میکشید و من باید به سر کار برمیگشتم، پسرم را پیش پدر و مادرم گذاشتم و به کانادا آمدم. تمام چند ماهی که من اینجا بودم و پسرم ایران، کارم فقط گریه بود! هیچ راه قانونی برای حل مشکلم وجود نداشت حتی وقتی که پدر بچه خودش در آمریکا زندگی میکرد و هیچ دلیل منطقی برای ممنوع الخروجی بچه وجود نداشت!! در نهایت هم دل همسر سابق به رحم آمد و اجازه خروج پسرم رو از دفتر ایران در واشنگتن صادر کرد! اما من هرگز رنج اون روزها و حیرانی ام رو فراموش نمیکنم. اون احساس نا‌امنی و بی پناهی که اون زمان تجربه کردم حتی الان که یک همسر مهربان و پسری هفت ساله دارم گاهی به سراغم میاد، اما یهو یادم میفته که اینجا کاناداست! تا گرفتار دادگاههای خانواده جمهوری اسلامی نشده باشی، با گوشت و پوستت زن ستیزی این حکومت رو درک نمیکنی! #نه_به_جمهوري_اسلامي #هشت_مارس

Ellie Omidvari

58,830 views • 1 year ago

#احمد_فردید و شاگردان او در طول نیم‌قرن گذشته، منشأ بسیاری از خیانت‌ها و آسیب‌ها به ایران بوده‌اند. فردید که پیش از انقلاب در برنامه‌های علیرضا میبدی حضور می‌یافت و در نشریه بنیاد مقاله می‌نوشت، با نقد «غرب‌زدگی» و تاختن به اندیشه مدرن، به متفکر محبوب بخشی از حاکمیت پهلوی بدل شده بود. اما پس از انقلاب، جامه عوض کرد و به مدافعی پرشور برای انقلاب اسلامی تبدیل شد و همان سخنان پیشین را این بار در دفاع از جمهوری اسلامی به زبان آورد. بنا بر گفته داریوش آشوری، فردید استاد و مراد بسیاری از کارمندان وزارت اطلاعات، از جمله سعید امامی، بود. شاگردان او نیز در چهار دهه گذشته در تئوریزه کردن خشونت و ویرانی ایران از هیچ کوششی فروگذار نکرده‌اند. برای نمونه، شهریار زرشناس که تحصیلات خود را در یوگسلاوی به پایان رسانده و هیچ سابقه‌ای از حضور در جبهه‌های جنگ ندارد، امروز شعار «انتقام ایران از آمریکا» و «جنگ، جنگ تا دفع فتنه» سر می‌دهد. بیژن عبدالکریمی نیز که معرف حضور همگان است، و رضا داوری که در دهه شصت تا توانست به روشنفکران و نویسندگان مستقل تاخت و برای بسیاری از آنان پرونده‌سازی کرد، از دیگر چهره‌های شاخص این جریان به شمار می‌روند. البته فهرست شاگردان فردید بسیار بلندتر از این‌هاست و من فعلاً به همین سه نفر بسنده می‌کنم.

Behrooz.Hooseini

25,574 views • 1 month ago

تحلیل شخصی من گزاره شماره ۱: ژنرال متیس ۲۶ امین وزیر دفاع آمریکا و فرمانده سابق سنت‌کام، در ویدیو شماره ۱ که پیوست کردم نکته کلیدی و تعیین کننده‌ای رو میگه، او ادعا می‌کنه که CIA برای ارزیابی احتمال سقوط دولت‌ها ۷۰ پارامتر رو می‌سنجد، ولی ۱ پارامتر در مورد ایران از همه مهمتره، و اونم اینه که آیا نظام برای حفظ خودش حاضره در ابعاد وسیع دست به کشتار کردم خودش بزنه؟ پاسخ این سوال الان برای من و شما روشنه، بله جمهوری اسلامی چنین کاری رو انجام داده و به احتمال نزدیک به یقین دوباره هم این کار رو خواهد کرد. بدین ترتیب جمهوری اسلامی با ماشین کشتار خودش مخالفین رو خفه می‌کنه تا باقی بمونه. گزاره شماره ۲: ریموند گیوس در کتاب فلسفه و سیاست واقعی میگه شما باید ابتدا نگاه کنید قدرت دست چه فرد یا گروهی هست و این گروه برای حفظ قدرت چه می‌کنه و پیامد عملکرد اون چیه، بعد می‌تونید تشخیص بدید آیا مبارزات مدنی نتیجه بخش هست یا نه، و اگر بی‌نتیجه هست، یعنی حکومت با خشونت بی حد و حصر داخلی و بین‌المللی می‌خواد حفظ بشه، اصولاً دیگه مبارزه مدنی به خودی خود اخلاقی نیست! زیرا فقط منجر به کشتار وسیع میشه ولی تأثیری در سرنگونی این حکومت نداره. در چنین وضعیتی یک حکومت فاسد فقط با دخالت خارجی، جنگ، کودتا و چنین سناریوهایی سرنگون خواهد شد. گزاره شماره ۳: این سوال پیش میاد که آیا چنین وضعیتی قبلاً هم در دنیا رخ داده؟ جواب مثبته، بله حکومت شوروی سابق در ابعاد بسیار وسیع بازها به قتل عام مردم پرداخت و چون قدرت مطلق نظامی داشت، مردم هیچ وقت موفق به سرنگونی اون نمی‌شدند. از طرفی حمله نظامی به شوروی ممکن نبود، چون شوروی برخلاف جمهوری اسلامی یک قدرت اتمی بود. ------ من معتقد هستم آمریکا و اسرائیل با دونستن این موضوعات اقدام به حمله به جمهوری اسلامی کردن، و یک سناریو چیدن که در ادامه برای شما شرح خواهم داد. حمله به جمهوری اسلامی در این مرحله از جنگ فقط یک هدف رو دنبال می‌کنه: وادار کردن ج.ا به تغییر ساختار و معرفی یک چهره جدید برای مذاکره با دنیا، دقیقاً مشابه کاری که با شوروی کردند و بعد از گورباچف، بوریس یلتسین رهبری رو بر عده گرفت، او فردی ضعیف النفس، الکلی و فاسد بود. نتیجه این اقدام این خواهد بود که یا همین مجتبی، یا افرادی مثل قالیباف، حسن روحانی، حسن خمینی یا هر کس دیگری امور رو به دست بگیره (آدمش اصلا مهم نیست) و هدف نهایی اینه که بیاد پای مذاکره با آمریکا و دنیا. در این مرحله یه آتش بس اتفاق میفته که ممکنه از دو سه هفته دیگه بشه در نظر گرفت، بعد از اینکه زیرساخت‌های کشور به صورت جدی آسیب ببینند. چرا چنین چیزی لازمه؟ چون با وضعیت فعلی مردم ایران نخواهند توانست با اعتراضات مدنی حکومت رو عوض کنند، پس باید حکومت به شکلی تغییر کنه و تضعیف بشه که امکان اعتراضات مردمی و به دست گرفتن حکومت فراهم بشه. زدن فولاد، نیروگاه‌های برق و سایر زیرساخت‌ها هم در همین راستا هست، چون همین طرفداران ج.ا که به اعتقاد من نزدیک به ۳ الی ۵ میلیون هستند، وقتی سفره‌هاشون خالی بشه، به فلاکت و بدبختی دچار بشن، و سیستم هم امکانی برای تأمین مایحتاج اونها نداشته باشه، دیگه به شکل وحشیانه خشونت رو راه حل نخواهند دید. در این مرحله هست که نقش رهبری رضا پهلوی خودشو نشون خواهد داد و با حضور در میدان می‌تونه امور رو به دست بگیره. اگر چنین اتفاقی افتاد، در اون زمان تحلیل تکمیلی خودمو ارائه خواهم داد. پس جمع بندی: ۱- این مرحله از جنگ برای وادار کردن جمهوری اسلامی به آمدن به میز مذاکره و یک رهبری ملایمتر خواهد بود. ۲- وضعیت اقتصادی و اجتماعی به شدت رو به وخامت خواهد رفت، خیلی بدتر از الان. ۳- اواسط سال ۱۴۰۵ به بعد، احتمالا آبان و آذر و دی، اعتراضات شدت میگیره و احتمالاً درگیری‌ها داخلی + خارجی همزمان خواهد بود. خلاصه کلام اینکه خیلی بدبختی پیش رو خواهیم داشت. طبق معمول میگم اینا تحلیل‌های شخصی منه، ادعایی ندارم و تحلیلگر نظامی یا سیاسی هم نیستم، بخونید و رد بشید، اگر فحاشی کنید یا دری‌وری بگید بلاکتون می‌کنم، اینا رو هم نوشتم چون چندنفر خواستن نظرمو بگم، این نظرات من هم منطبق با تحلیل قبلی ام است که قبلاً نوشته بودم.

تنسی‌تاکسیدو 

77,042 views • 4 months ago

چپ‌شناسی در این ویدئو حملهٔ چریک‌های مسلح به سفارت آمریکا رو می‌بینید؛ فقط چند روز پس از ۲۲ بهمن؛ و حدود ده ماه قبل از اشغال سفارت، در آبان ۵۸. چپ‌ها به آرزوشون رسیده بودند، اما تا آرزوی بزرگ‌ترشون، یعنی تبدیل انقلاب به درگیری با آمریکا هنوز یک قدم دیگه مونده بود. — و البته اگر ایران ویتنام می‌شه که چه بهتر! سنت آمریکاستیزی رو در ایران چپ‌ها در دههٔ ۱۳۲۰ پایه‌گذاری کرده بودند — یک دهه قبل از پیدایش آمریکاستیزی مصدقی‌ها، و دو دهه قبل از ظهور آیت‌الله خمینی. یعنی قبل از اینکه آمریکاستیزی به مخیله کس دیگری در ایران برسه، توده‌ای با ایدئولوژی وارداتی‌شون، ادبیات آمریکاستیزی رو وارد سیاست ایران کردند. شدیدترین و رادیکال‌ترین موضع‌گیری‌ها علیه آمریکا در ایران پیش و پس از انقلاب از سوی چپ‌ها بود. با اینکه از دههٔ چهل انواع گروه‌های تندروتر چپ ظهور کرده بودند، حزب توده همچنان سعی می‌کرد از قافله عقب نیفته و در زمان انقلاب می‌کوشید کل ایران رو علیه آمریکا بسیج کنه و این ارکستر ضدآمریکایی رو خودش رهبری کنه؟ این رو در بیانیه‌هاشون جار می‌زدند. وقتی سنای آمریکا اواخر اردیبهشت ۵۸ نسبت به اعدام‌ها در ایران واکنش نشان داد، تندترین جوابیه رو حزب توده داد. در انتهای این بیانیۀ چنین آمده: «مردم ما انتظار دارند تمام نیروهای راستین انقلابی، تمام احزاب، سازمان‌ها و گروه‌های سیاسی ملی و دموکراتیک و مترقی بسیج شوند و در یک جبهۀ متحد به مقابله با امپریالیسم تجاوزکار و غارتگر آمریکا بپردازند. تنها پاسخ درست و لازم به تهدید و تجاوز و دخالت امپریالیسم آمریکا، عمل قاطع و متحد خلق انقلابی است.» حزب توده از هر مناسبتی هم برای ترویج این سیاست بهره می‌برد. نهم آبان (چهار روز پیش از اشغال سفارت) به مناسبت عید قربان اعلام کرد در تظاهرات «برای ابراز نفرت و انزجار نسبت به توطئه‌های امپریالیسم آمریکا علیه انقلاب ایران» شرکت می‌کنه. وقتی چهار روز بعد، در سیزده آبان سفارت آمریکا اشغال شد، حزب توده در بیانیه‌ای به دولت موقتِ بازرگان به دلیل مماشات و مذاکره با آمریکا به شدت تاخت و اشغال سفارت رو تهنیت گفت. در پایان بیانیه تأکید شده بود مبارزه با امپریالیسم آمریکا و اخراج آمریکا «هدف مقدس» مردم ایرانه. و البته دو روز بعد، پانزدهم آبان، کمیتۀ مرکزی حزب پیام تبریکی برای «کمیتۀ مرکزی حزب کمونیست شوروی» به مناسبت «سالروز انقلاب کبیر سوسیالیستی اکتبر» ارسال کرد و برای «رفقای عزیز» خود هزار آرزوی نیک کرد. این بیانیه از هر منظومۀ عاشقانه‌ای عاشقانه‌تره (ضمن اینکه به «امپریالیسم هار آمریکا» هم تاخته بود). عشق به مسکو مقدس بود و مذاکرۀ دولت موقت با آمریکا برای تأمین منافع ایران خیانت و خباثتی نابخشودنی بود! و البته هیچ یک از این واقعیات چیز پنهانی نیست... تاریخ حزب توده تاریخ سرسپردگی به شوروی است. از مهدی تدینی

فلات ایران

22,667 views • 1 year ago