正在加载视频...

视频加载失败

تا حالا با اجرای حرکات رزمی گریه کردی؟ هروقت خواستی برای مظلومیت حسین مرثیه بخونی و زاری کنی فقط کافیست یاد #محمد_حسینی باشی، اونوقته که معنای واقعیِ تنهایی و مظلومیت رو درک میکنی. #انقلاب_ملی_ایران #مجیدرضا_رهنورد #محمد_مهدی_کرمی

37 条评论

Soheil 的头像
Soheil2 年前

زادروزت خجسته پسر ایران، هرگز فراموشت نمیکنم🤍🥀

WE News English 的头像
WE News English1 年前

Enforced Disappearances is a Global Issue: 1st World Congress on Enforced Disappearances held in Geneva ▶️ Watch Now: WE News English Program: Perspectives 🗣️Host: Syed Muhammad Ali 🎙️Guests: Jan Achakzai, Former Minister of Information, Balochistan & Altaf Hussain Wani, Chairman, Kashmir Institute of International Relations @Jan_Achakzai @sultan1913 @SyedAli78304182 #EnforcedDisappearances | #HumanRights | #MissingPersons | #Kashmir | #UnitedNations

samin 的头像
samin2 年前

من تا ابد داغدار کیانم

Soheil 的头像
Soheil2 年前

از دیروز همش تو ذهنم بود امروز همینطوری دلی این کلیپو درست کردم یعد که تموم شد خودم یکساعت نگاه میکردم و اشک میریختم نمیتونستم توییتش کنم 😞😞

samin 的头像
samin2 年前

همه ی جاویدناما عزیزن ولی مظلومیتی که این پسر داشت عجیب منو میسوزونه

Roya 的头像
Roya2 年前

😭😭😭😭😭 برادر عزیزم کیان جان چقدر تنها بودی چقدر مظلوم بودی بر پدر عجمیان لعنت الهی به قبرش آتش بباره که تو بیگناه بخاطر اون مادر خراب زندگیت از دست دادی 🖤🖤🖤💔💔💔💔😭😭😭

Sarah mm 的头像
Sarah mm2 年前

من وقتی به #محمد_حسینی فکر می کنم بیشتر یاد مقاومت و بزرگی و آزادگیش میفتم و اینکه حسرت التماس و ناله رو به دل این جانی ها گذاشت در عین معصومیتش ❤

givago 的头像
givago2 年前

خیلی در قلب من هست تا ابد ❤️❤️❤️❤️❤️👏👏👏👏👏👏، مثل محمد رضا شاه اریامهر شاهنشاه

MARYAM 的头像
MARYAM2 年前

@Nobody_Y_S تا حالا با اجرای حرکات رزمی گریه کردی؟ هروقت خواستی برای مظلومیت حسین مرثیه بخونی و زاری کنی فقط کافیست یاد #محمد_حسینی باشی، اونوقته که معنای واقعیِ تنهایی و مظلومیت رو درک میکنی. «لعنت بر جمهوری اسلامی» #مجیدرضا_رهنورد #محمد_مهدی_کرمی

baran 的头像
baran2 年前

این جمله ش هیچوقت از ذهنم نمیره «عزیز اینا واسه ورزشه » ،لعنت بهتون که بهترین فرزندان ایران و به کام مرگ فرستادین.

taras 的头像
taras2 年前

@HosseiniRouzbeh دستاش،دستای کارگریه زحمت کشیده اش.داغ ببینی خامنه ای.داغ تک تک جوونا و فرزندانو عزیزانتو

یزدان پاک 的头像
یزدان پاک2 年前

من کلمه تنها رو میشنوم بیاد کیان حسینی اشک میریزم ...با دیدن این ویدئو تمام رگهای سرم داره تیر میکشه ازشدت غم و خشم .روح تمام سربه داران شاد.. ایران به داشتن شما افتخار میکنه جاویدنامان شجاع ما موندیم غم نبودن شما

#بغض💔 Ali 的头像
#بغض💔 Ali2 年前

قلبم درد گرفت مرگ بر خامنه ای مرگ بر جمهوری اسلامی #ریدم_تو_اسلام

RosaRoxanne_G 的头像
RosaRoxanne_G2 年前

هرگز ندیمش هرگز نمیشناختمش.اما اسمش زندگیم رو تغییر داد.هروقت میخوام شکایتی از زندگی بکنم به این فکر میکنم که یک جوان ایرانی در سن 39 سالگی تو 7آسمان 1ستاره هم نداشت.هیچکدام از آرزوهاش برآورده نشد.نمیدونم که آیا اصلا آرزوئی هم داشت یا نه.اما از تمام دنیا فقط یک طنابِ دار نصیبش شد

Shaya.M 𓃬☼ 的头像
Shaya.M 𓃬☼2 年前

داغ تا ابد بر دل نشسته‌، عزیز دل وطن😭💔

اهورا 的头像
اهورا2 年前

وای روانی شدم با این‌کلیپ. این بچه زحمتکش بدون پدرو مادر خودساخته بار اورو خودشو. میتونست معتاد بشه ولی ورزشکار شد. بعد یکمشت از خدابیخبر رااااحت براش طناب دار بافتن. الانه که قلبم ار سینم بزنه بیرون. جمهوری اعدامی لعنت بهت از صدر تا ذیلت. لعنت به رهخرت تا پایین تا سرکوبگرهات😡

Soheil 的头像
Soheil2 年前

آدم به این بچه و سرنوشتش فکر میکنه داغون میشه:((

👑mozhgan_MM👑 的头像
👑mozhgan_MM👑2 年前

مگر انتقام از خامنه‌ای کمی از داغ پر‌پر شدن فرزندان راستین و میهن پرست ایران کم کنه😢💔

mane khaste 的头像
mane khaste2 年前

😭😭😭😭حیف این جوانان.حیف این بچه های عاقل ووطن پرست .میتونستن کجا باشنداگه این #فتنه۵۷ نبود.ننگ بر #کاسبان_خون که با این همه خون هنوز سیر نشدند.#ننگ_بر_سه_فاسد_ملا_چپی_مجاهد

painter 的头像
painter2 年前

من به یاد این پسر با همه چیز گریه می‌کنم.

Mee-Nou 的头像
Mee-Nou2 年前

ولی الان گریه کردم 😭 کاش اون جوونو پبدا کنیم برای احترامی که به خاک پاک این پهلوان گذاشت و تعظیم کرد ازش تشکر کنیم هرچی قبر حسین و کربلاست با خاک یکسان بشه ولی یه تار موی باشرف‌های ایرانی کم نشه

ariobarzan1986A 的头像
ariobarzan1986A2 年前

اینا برای ورزشه ...قربان مظلومیتت محمد حسینی ...حسین خر کیه باید واسه عزیزان از دست رفته خودمان زاری و فغان کنیم ...گور بابای تازی و تازی پرست

Ahmad Moazami 的头像
Ahmad Moazami2 年前

روحشان شاد و نامشان جاویدان 💔💔🌹💙

ایرانم 的头像
ایرانم2 年前

گریه شدیدی با این کلیپ کردم و خشمم هزار برابر نسبت به اخوند دزد و نجس بیشتر شد فدای تو سهیل گرامی هموطن شریفم

Hector𓄂✹ 的头像
Hector𓄂✹2 年前

چه انسان های آزاده ای را این رژیم منحوس اخوندی از ما گرفت و چقدر مظلوم بود #محمد_حسینی

baraye Iran 的头像
baraye Iran2 年前

چرا هیچ کس از داداش #محمد_حسینی نمیگه که اون هم تو اعتراضات ناپدید شد؟

👑pahlavidust👑 的头像
👑pahlavidust👑2 年前

😭😭😭

👑mozhgan_MM👑 的头像
👑mozhgan_MM👑2 年前

😢😢😢💔💔💔

simin 的头像
simin2 年前

@Mari15965030 😭

🦁 Ariyamehr 🌞 的头像
🦁 Ariyamehr 🌞2 年前

سید مظلوم هر وقت عکساشو میبینم جیگرم اتیش میگیره 😓😓😓😓

timo 的头像
timo2 年前

داش کاش بودی باهم شادی میکردیم . ❤❤❤❤

Lion Queen 的头像
Lion Queen2 年前

یک تنها که در میلیونها قلب تا ابد خانه کرده! #محمد_حسینی #کیان_ایران

👑Nasrin👑 的头像
👑Nasrin👑2 年前

کاش قاتلین بچه های ایران تکه تکه شوند #محمد_حسینی #محمدمهدی_کرمی #مجیدرضا_رهنورد

AF/👑 的头像
AF/👑2 年前

🥲🥲 لعنت به آب و اجدادتتون

Mehran 的头像
Mehran2 年前

درد بینهایت از شهادت عزیز ایران، محمد حسینی و در عین حال عزم بینهایت برای گرفتن انتقامش. #محمد_حسینی #مهسا_امينی #زن_زندگى_آزادى

👑YasnaIrani👑 (اکانت دوم) 的头像
👑YasnaIrani👑 (اکانت دوم)2 年前

😭😭💔

#MiladArmoun #میلاد_آرمون 的头像
#MiladArmoun #میلاد_آرمون2 年前

خودم رزمی کارم و با دیدن این ویدیو اشکم دراومد. تا ابد دادخواهتم کیان #محمد_حسینی

相关视频

🔴 با سیتی‌لینک می‌تونی از راه دور ««از هر جای کشور»» به استارلینکت وصل شی 🏢 🚀و اینترنت آزاد رو با خانواده و دوستات هم شیر کنی!! 📣بالاخره وقت انتشار سیتی‌لینک رسید📣 ✔️یادتونه گفتیم حیفه که #استارلینک رو تنهایی استفاده کنیم و نیبرلینک رو ساختیم که باهاش بتونم اینترنت آزاد استارلینک رو با همسایه‌ها شیر کنیم؟ حالا هم می‌گیم حیفه که استارلینک رو فقط تو یه ساختمون استفاده کنیم و می‌خوایم سیتی‌لینک رو معرفی کنیم که باهاش می‌شه اینترنت استارلینک رو با کاربران راه‌دور، مثل خونواده، دوستا، همکارا یا حتی مشتری‌ها اشتراکی استفاده کرد. طبیعتا خودتون هم وقتایی که خونه نیستید می‌تونید ازش استفاده کنید و دردسرهای فیلتر و فیلترشکن رو تحمل نکنید. ℹ️ سیتی‌لینک در واقع یک کاربری جدیده که به نیبرلینک اضافه‌اش کردیم. برای همین باید قبل از راه‌اندازیش، حتما ویدیوهای نیبرلینک رو هم ببینید و سیستم نیبرلینک خودتون رو راه‌اندازی کنید. 🔖هر سوالی هم که داشتید بیاید گیت‌هاب و کانال تلگرام نس‌نت تا اعضای گروه و سازندگان نیبرلینک و سیتی‌لینک مستقیما بهتون پاسخ بدن. 🔼ما این سیستم رو مرتب آپدیت می‌کنیم، سرعتش رو بالا می‌بریم و کاراییش رو گسترده‌تر و بهتر می‌کنیم. ▶️ همه ویدیوهای مجموعه نیبرلینک و سیتی‌لینک رو تو این پلی‌لیست پیدا می‌کنید: 🎉سیتی‌لینک و دستورالعمل‌هاش رو می‌تونید از گیت‌هاب نس‌نت دانلود کنید👇🏽👇🏽👇🏽 🔜فردا هم ویدیوی آموزشی گام‌به‌گام یا tutorial سیتی‌لینک رو همینجا واستون می‌ذارم🔜 🚀پیش به سوی ایران بدون سانسور! —————————————————— برای اطلاعات بیشتر میتونین عضو کانال یا گروه NasNet بشین:

NasNet | استارلینک برای ایران

133,476 次观看 • 1 年前

روز زن بهانه‌اس که داستان خودمو که یک سال پیش نوشتم دوباره بازگو کنم: سالها پیش که ایران بودم, برای جدا شدن از همسر اولم به دادگاه رفتم و در برابر قاضی سیستم قضایی زن ستیز جمهوری اسلامی قرار گرفتم. کل پروسه قضاوت ۵ دقیقه بیشتر طول نکشید. به قاضی گفتم که من فقط حضانت فرزندمو میخوام. قاضی در حالی که یه چیزی گوشه لپش انداخته بود با یه لبخند کثیف و کج گفت که برای حضانت باید تمام مهرم رو ببخشم یا اینکه او وکالت تام الاختیاری که همسر سابقم از آمریکا برای طلاق برام فرستاده قبول نمیکنه! با دست جلوی دهان دوستم که وکیلم هم بود گرفتم و بلافاصله گفتم: من فقط بچه امو میخوام! وقتی از دادگاه بیرون آمدیم, وکیلم گفت که این فقط یک خدعه از طرف قاضی بوده، چون قاضیهای دادگاه خانواده همه طرفدار مردها هستن و در قانون همچین چیزی نداریم و من نباید می پذیرفتم! دو سال بعد خروجم از کشور، برای دیدار با خانواده برای آخرین بار به ایران برگشتم. همون دم گیت ورودی، پاسپورت پسرم رو ضبط کردند و گفتند که پدرش به عنوان ولی اون، ممنوع الخروجش کرده! به دادسرا که مراجعه کردم متوجه شدم حق ولایت پدر با دادن حضانت سلب نمیشه! حضانت فقط به معنی نگهداری هست و تو به عنوان مادر هیچکاره ای!! حتی پدربزرگ پدری هم بر تو در همه امور ارجحه! باورتون میشه؟ حضانت در قانون به معنی سرپرستی و ولایت نیست! تمام تصمیمات همچنان با پدرست. این مسئله طول میکشید و من باید به سر کار برمیگشتم، پسرم را پیش پدر و مادرم گذاشتم و به کانادا آمدم. تمام چند ماهی که من اینجا بودم و پسرم ایران، کارم فقط گریه بود! هیچ راه قانونی برای حل مشکلم وجود نداشت حتی وقتی که پدر بچه خودش در آمریکا زندگی میکرد و هیچ دلیل منطقی برای ممنوع الخروجی بچه وجود نداشت!! در نهایت هم دل همسر سابق به رحم آمد و اجازه خروج پسرم رو از دفتر ایران در واشنگتن صادر کرد! اما من هرگز رنج اون روزها و حیرانی ام رو فراموش نمیکنم. اون احساس نا‌امنی و بی پناهی که اون زمان تجربه کردم حتی الان که یک همسر مهربان و پسری هفت ساله دارم گاهی به سراغم میاد، اما یهو یادم میفته که اینجا کاناداست! تا گرفتار دادگاههای خانواده جمهوری اسلامی نشده باشی، با گوشت و پوستت زن ستیزی این حکومت رو درک نمیکنی! #نه_به_جمهوري_اسلامي #هشت_مارس

Ellie Omidvari

58,830 次观看 • 1 年前

🎥 خودمم می‌دونم تو فیلما لخت مادرزاد با مردا برای سکس می‌خوابیم غیر اخلاقیه، اما شهرت و جایزه و ثروت زیاد با فضایل اخلاقی قابل جمع نیست: الان تو فیلما سریع لخت میشم و سکس می کنیم، تا روزی که زنده ام این پرچم رو بالا نگه می دارم 👇👇 👈 کیت وینسلت ، بازیگر بریتانیایی، برندهٔ اسکار برای فیلم The Reader، ستارهٔ فیلم تایتانیک در نقش رز، و یکی از رک‌ترین و صریح‌ترین بازیگران هالیوود دربارهٔ صحنه‌های برهنه و سکس. ◀️ازدواج‌هایش: 🔹 شوهر اول: جیم تریپلتون – ازدواج ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۱ (حدود ۳ سال) 🔹 شوهر دوم: سم مندس – ازدواج ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۱ (حدود ۸ سال) 🔹شوهر سوم : ادوارد آبل اسمیت ( معروف به ند راکنرول) – ازدواج از دسامبر ۲۰۱۲ تا اکنون (بیش از ۱۳ سال). بیش از ۳۰ سال است که بدون سانسور دربارهٔ بدن واقعی زنان و سختی صحنه‌های صمیمی حرف می‌زند. ✅ کیت وینسلت: هر بار که ازم خواسته شده هر جور برهنگی یا صحنهٔ عاشقانه‌ای روی پرده انجام بدم، خوش‌شانس بودم. چون همیشه به اون صحنه باور داشتم. همیشه حس می‌کردم که «آره، این درسته، باید باشه». ✅ و اگر حس نمی‌کردم، اگر فکر می‌کردم کمی زیاده‌روی شده یا واقعاً لازم نیست، همیشه راحت بودم که به کارگردان بگم: «این شاید داره زیاده‌روی می‌کنه و شاید اصلاً لازم نباشه. بیا به چیزی که واقعاً نیاز داریم پایبند بمونیم.» ✅ خیلی مهمه که از نظر احساسی پشت چیزی باشی که برهنه‌ست. حقیقتش اینه که حالا بهش عادت کردم. تو پوست خودم راحت هستم و با تمام نقص‌هام هم مشکلی ندارم. حس نمی‌کنم که باید چیزی رو پنهان کنم. ✅ چون معتقدم زنان روی پرده باید به‌عنوان زنان واقعی نشون داده بشن. من این پرچم رو تا روزی که زنده‌ام بالا نگه می‌دارم. ✅ حالا دیگه فقط پنج ثانیه به حس برهنه بودن فکر می‌کنم. مثل اینه که: «اوکی، حالا برهنه‌ام... بزن بریم.» چون اگر دورش بپیچی و غر بزنی، تنها کسی که داری بهش آسیب می‌زنی خودتی. پس من فقط انجامش می‌دم. عجیبه، ولی فقط انجامش می‌دم. 🔺 کیت وینسلت در مصاحبهٔ دیگری با رک‌ترین کلماتش گفته: «ازش متنفرم! گوش کن، اشتباه نکن، من فقط می‌رم سراغش. می‌رم تو و می‌گم “اوه فاک، بزن بریم” و تموم. اگه غر بزنی یا امروز و فردا کنی که قرار نیست بره. این کار عمیقاً عجیب و غیرطبیعیه. ما بازیگرها همیشه درباره‌ش حرف می‌زنیم. واقعاً ممکنه زیر ملحفه‌ها درهم پیچیده باشی و به هم‌بازی‌ت بگی: “عجب کاری داریم می‌کنیم؟” [مثل اینه که به مادرت تلفن کنی و بگی] مامان جان، امروز سر کار بیضهٔ چپ یارو به گونه‌ام چسبیده بود! اگه از نظر اخلاقی بهش فکر کنی، تقریباً غیراخلاقیه.»

Akbar Ganji

54,448 次观看 • 24 天前

#MIGA منتشر شد. «به تویی که هنوز سمت مردم نایستادی» می‌دونم شاید هنوز فکر می‌کنی وفاداری یعنی ایستادن کنار این نظام، حتی وقتی قلبت داره داد می‌زنه که چیزی درست نیست. ولی تا کی می‌خوای خودتو گول بزنی؟ تو همه چی رو با چشم خودت دیدی. اون بچه‌هایی که با تیر افتادن. اون مادری که جنازه‌ی دخترشو بغل گرفته بود. چطور می‌شه بچه داشته باشی و پدر باشی و طرف حکومت بچه‌کشی رو بگیری که کیان پیرفلک رو کشت؟ و حالا نگاه کن… وقتی جنگ شد، خامنه‌ای کجا بود؟ وقتی جنگنده‌ها از پی هم می‌اومدن، وقتی پادگان‌هاتون آتیش گرفتن، اون پیرمرد ترسو حتی یه پیام زنده نداد. غیبش زد. پنهان شد. و تقریباً یک ماه بعد از پایان جنگ هنوز تو سوراخ موشه. حالا از خودت بپرس: می‌خوای گوشت قربانی توهمات پیرمردی باشی که در روز جنگ ناپدید می‌شه؟ می‌خوای برای اون کشته بشی که حتی حاضر نیست روز خطر، از مخفیگاهش بیرون بیاد؟ این رژیم نفس‌های آخرشه. تو بهتر از هر کسی می‌دونی. تو داخل سیستمی. تو دیدی که از درون پوسیده شده. اگه خواهان زندگی هستی، اگه می‌خوای بعد از جمهوری اسلامی، با شرافت زندگی کنی، الان وقتشه. الان زمان انتخابه. نه فردا. فردا دیره. و ما فراموش نمی‌کنیم کی کنار مردم ایستاد و کی مقابل مردم وایساد. پاسدار خامنه‌ای نباش، پاسدار ایران باش. نذار تو رو به‌جای خودشون بسوزونن. زندگی خودت و خانواده‌تو قبل از اینکه دیر بشه نجات بده. این آخرین فرصته. پایان نزدیکه، و آینده به یاد خواهد آورد: چه کسی مردمش رو انتخاب کرد، و چه کسی با دستان خودش خودشو به تاریکی سپرد. بیایید عظمت رو به ایران برگردونیم...

Hamed Fard 🇮🇷

99,480 次观看 • 1 年前

ی #نکته آخر شبی بگم و شمعهارو فوت کنم : خوب که به داستان ما مردم و شاه نگاه کنیم ، میبینید که ما و این جناب آقای خاص به یک تعامل دوجانبه رسیدیم که از شگفتیهای دورانه و نمونه مشابه نه در تاریخ ایران که فکر نمیکنم در تاریخ بشر هم داشته باشه .گ و این حاصل نشده ، مگر اینکه شما مردم لباس پرسشگری تنتون کردین و شدین شهروند مدرن پرسشگر . حالا دیگه نگمتون که این اکت شما چه نتایج عظیمی به بار آورده ، که زبان از گفتنش قاصره . که اگه بخام فقط به یک نمونه اشاره کنم ، اینکه شما مردم تنها طی ۲ سال گذشته بارها شاه رو از دهان گرگ کشیدین بیرون و نشونش دادین که این فضایی که برای ایشون میسازن ، یک فضای هایپر رئالیتی دروغینه که با واقعیت زمین تا آسمون متفاوته . که اگر شما ملت سکوت کرده بودین و عین بز اخوش سر تکون میدادین ، هنوز دور شاه رو علینژاد و نازیلا گلستان و دریا صفایی و همین لشکر اراذل و اوباش گرفته بودند و شاه هم به تصور اینکه این جماعت سخنگویان واقعی جامعه ایران هستند ، تمام کارت پهلوی را برای این اراذل خرج میکرد . در یک کلام‌ شده پینگ‌پونگ . شاه بغل دست هرکسی که مینشینه ، به ما مردم سیگنال میده این بابا عیارش چیه ؟ شما مردم قبولش دارید ؟ بلافاصله طرف میره زیر ذره‌بین ملت و به سرعت معلوم میشه طرف آدم مردمه یا حکومت ، الباقیشم دیگه خودتون دیدین دیگه ، من چی بگم ؟ زوزه‌های علینژاد ، ی نمونه اخیرشه . خلاصه که شما ملت شدین هسته گزینش رهبران سیاسی ، نه رهبران زورچپونی . من به شخصه معتقدم شاه این حق مسلم رو داره که در کنار هرکسی بنشینه و با هرکسی که صلاح میدونه صحبت کنه ، ائتلاف کنه و حتی متحد بشه . به شرطی که طرف ، طرف درست باشه . نه اینکه ی صیغه‌رو دوزاری مثل علینژادی که تازه میگن و شایعه است که این زنیکه ، گعضو باند #فائزه_هاشمی|ه . پس این بازی ما ملت با این مهره‌هایی که هوش کافی دارند ، نه عقل سلیم دارند و نه مهارت کافی برای کارشون ادامه خواهد یافت تا زمانی که مهره‌های اصلی بیان جلوی صحنه . تا علینژاد و اسمالیون و .... جلوی صحنه هستند کار ما هم چیزی نخواهد بود مگر تخریب این مهره‌هایی که حتی صلاح کار خودشونم نمیدونند . حالا شاید ی روزی گفتند که فلان و بهمان چهره سیاسی کشور از داخل کشور میخان با شاه مذاکره کنند ، متحد بشن ، ائتلاف تشکیل بدن ، اونوقته که دیگه باید همه چیز رو سپرد به کف #وکیل_ملت و اونجاست که ایشون خودشون میدونند که چه چیزی به صلاح ایران و مردمش هست و البته که به همون ترتیب هم عمل خواهند کرد ، دراون زمان دیگه هر نقد و توهین و توصیفی ، هیچ معنایی نداره مگر بستن دست شاه و جلوگیری از تشکیل یک جریان و روند سیاسی . و‌ما تا امروز برای چی جنگیدیم ؟ برای این جنگیدیم که تمام سناریوهای حذف وکیل ملت رو بسوزونیم که تا این لحظه ، خوب یا بد ، به وظیفه ملیمون عمل کردیم و‌تا امروز شاه رو در سپهر سیاسی کشور حفظش کردیم و و‌ مانع از حذفش شدیم ، حتی با وجود توطئه فتنهٔ جورج تاون . حالا به این فیلم‌ 👇 توجه کنید : در اینجا فائزه شرح‌کشافی در مورد اقازاده‌های پس از انقلاب و تنها آقازاده پیش از انقلاب میده که از قضای روزگار جز خوبی شاه ما نمیگه . و حالا این سئوال مهم پیش میاد که پس چرا طیفی که شبانه‌روز معروفن به توله‌های بابااکبر که لشکر عظمی است از روزنامه‌نگاران آموخته شده توسط بهنود و شمس‌الواعظین و... که نمودشون در علینژاد متجلی میشه ، اینگونه با حقد و حسادت و کینه برعلیه شاه و خاندان پهلوی میتازند ؟ و این سئوالی است که اگر ما مردم ایران یکبار باید به پاسخش فکر کنیم ، فائزه و تمام حضرات اصلاحطلبان باید دوبار به پاسخش فکر کنند . چرا که حداقلش اینه که شاه ما در حال حاضر شده متر و معیار مشروعیت سیاسیون نزد مردم ایران و اتفاقاً دور نیست روزی که اصولگراها آسون‌تر از شما راضی به گرفتن این مشروعیت از ایشون بشوند

Persian Banksy🤨🧐

10,418 次观看 • 2 年前

نوشته دوستِ #حمیدرضا_روحی است… نوشته بود دلش برای میردامادی که کمی قبل از قتل حمیدرضا باهم رفته بودند تنگ شده، برای خیابانی که بعد از آنروز، دیگر حمیدرضا را ندید… راستش من از ۳-۴ روز پیش که پیام رو دیدم منتظر باران بودم. منتظر یک آسمانِ گرفته، که بشود حمیدرضا را آرام بگذارم میانِ قلبم…و بعد، دستِ همه‌ی مردم این شهر را بگیرم و با یاد آن جوانِ زیبا، برویم میرداماد.. همان‌جایی که هنوز، اگر خوب گوش بدهی، صدای قدم‌هایش شاید مانده باشد. باران که شروع شد، شهر انگار آه کشید… و من، میان قطره‌ها، هی اسمش را زیر لب تکرار کردم. میرداماد… از پاساژ پایتخت و اسکان تا بوتیک‌های شیکِ قدیمی، خیابان نفت، پاساژهای محسنی، پیتزا زعتر، آرایشگاه چلسی، میدان مادر…اداره‌ی مالیات، دنیس تریکو ساختما گلف اجنسی، بانک مرکزی، موزه ها و کوچه دفینه، همه خسته اما پابرجا.. همه‌ی این‌ها امروز، زیر باران، شکل دیگری داشتند. انگار شهر، هم‌زمان زنده بود و سوگوار. حمیدرضا، در این خیابان‌ها راه رفته بود.خندیده بود. شاید زیر همین باران‌ها ایستاده بود. شاید هم همین ترانه را با آن چشمان معصوم و عمیق خوانده بود.. و حالا… فقط نامش مانده، و ردّی که از او در دلِ آدم‌ها جا خوش کرده. امروز، زیر باران، با یاد حمیدرضا و این شهرِ غمزده، هق‌هق کردم… از آن گریه‌های عمیقی که جگرسوزند و تمامِ بدن را می‌لرزانند. از آن گریه‌هایی که برای یک نفر نیست برای یک شهر است،برای یک نسل، برای همه‌ی چیزهایی که بی‌صدا از ما گرفته شدند. باران می‌بارید… و من فکر می‌کردم بعضی آدم‌ها، مثل باران‌اند می‌آیند، آرام می‌نشینند روی جانت، و بعد، حتی وقتی نیستند، خیابانِ دلت تا همیشه خیس می‌ماند #جنگ

Golshan

41,174 次观看 • 5 个月前

بیاین بهتون بگم چه اتفاقاتی در حال رخ دادنه؛ شاید تلنگری باشه که بیشتر به جای حاشیه، به اصل بپردازین. دارن با هر نقشه و ترفندی، تقریباً هرکسی رو که ۱۸ و ۱۹ دی بیرون بوده پیدا می‌کنن. اگر هم مدرکی نداشته باشن، با تهدید و شکنجه برای مردم پرونده می‌سازن. دارن صدای مردم رو حتی در فضای ناشناس مجازی هم می‌بندن. فقط در همین یک ماه گذشته، کلی از بچه‌های اینجا رو گرفتن. دارن یکی‌یکی صدای خانواده‌های جاویدنامان رو که سعی می‌کنن در فضای مجازی یاد عزیزانشون رو زنده نگه دارن، با بستن همین صفحات کوچک و محدود هم خفه می‌کنن. حتی خبر موثق دارم که بعضی وقت‌ها به بستن صفحه هم اکتفا نکردن؛ با تهدید یا دستگیری فرزند، پدر، مادر یا بستگان جاویدنامان، سعی دارن اون‌ها رو برای همیشه به سکوت وادار کنن. تقریباً تمام ویدئوهای جنایت دی‌ماه، به یک نحو مشکوکی دارن از اینجا محدود یا پاک می‌شن. دارن تلاش می‌کنن اسناد و شواهد اون جنایت رو از بین ببرن. هر روز دارن بچه‌های ایران رو اعدام می‌کنن. دارن بی‌صداترین و ضعیف‌ترین آدم‌هایی رو که در زندگیتون می‌شناسین، به چوبه دار می‌سپرن. هر روز به تعداد کسانی که حتی کوچک‌ترین نشانه‌ای از اون جنایت دارن و برایشان حکم اعدام صادر می‌شه، اضافه می‌شه. شرایط زندانی‌های دی‌ماه اسفناکه. خیلی راحت و غیرمستقیم، با هزینه‌ای کمتر، آدم‌هایی رو که مطلقاً بی‌گناهن با روش‌های دیگری شکنجه می‌کنن و از بین می‌برن. اگر نتونن با اعدام حذفشون کنن، حبس‌های باورنکردنی و طولانی‌مدت به بچه‌ها می‌دن. کلی دانشجو داریم که برای همیشه از ادامه تحصیل در مملکت خودشون محروم و زندانی شدن. خیلی از کسانی که نظامی بودن رو در سکوت و سیاهی مطلق یا اعدام می‌کنن، یا کاری می‌کنن که حتی خانواده‌هاشون هم کم‌کم حذف بشن. هر روز به تعداد آدم‌ها و خانواده‌هایی که در فقر مطلق به سر می‌برن اضافه می‌شه. تورم و ناامیدی به جایی رسیده که پایان دادن به زندگی، برای بعضی‌ها دیگه به یک «راه‌حل» تبدیل شده. مردم! انفجار دوباره جامعه نزدیکه و ج.ا. این رو بهتر از هرکسی می‌دونه. حالا اگر فکر می‌کنین هر چیزی جز این‌ها اصل داستانه و ارزش پرداختن بیشتری داره، انتخاب با خودتونه. شاید این حرف کلیشه‌ای به نظر بیاد، اما تنها راه پایان دادن به این بازی که ج.ا. تا امروز صدها بار اجراش کرده، پرداختن به حاشیه‌ها و افشای تک‌تک‌شون نیست؛ پایان دادن به کارگردان و راوی این حاشیه‌هاست. و در آخر، روی صحبتم با هرکسیه که هوا برش داشته؛ با هرکسی که شاید حتی برای یک لحظه فکر کرده از خواست و خود مردم مهم‌تره. هر وقت حس کردین گنده‌تون کردن، یا فکر کردین کسی شدین، حرف‌های زنده‌یاد فرخزاد رو دوباره گوش کنید؛ نه یک بار، بلکه چند بار!

Immortal 🇮🇷

13,985 次观看 • 1 天前

امروز ۲۵ ساله شدم. دو شب پیش، اتفاقی ویدیویی پیدا کردم از روز بعدِ تولدِ سه‌سالگیم، وقتی مامان و بابام نشسته بودن و ویدیوی تولد روز قبلش رو تماشا می‌کردن. همون روزی که اولین کامپیوترمون رو خریدیم و من داشتم اسباب‌بازی‌هام رو به دوربینِ داییم معرفی می‌کردم. اون موقع بابام ۲۵ سالش بود، درست مثل من، امروز. حالا که به گذشته نگاه می‌کنم، شباهت‌هامون برام خیلی پررنگ‌تر شده. زمانی بود که فکر می‌کردم شبیهش نیستم، ولی وقتی برمیگردم به عقب میبنم شباهت هارو، مثل علاقه‌مون به شعر، ساعت‌ها درس دادنِ تاریخ بهم — از نسل‌کشی‌های صدام حسین، پادشاهی خسروپرویز، نبرد‌های صلاح‌الدین ایوبی، میترائیسم، دوران وایکینگ‌های اسکاندیناوی تا جنگ‌های سرد آمریکا و شوروی — می‌بینم چقدر به هم نزدیک بودیم. با هم می‌نشستیم و اخبار رو دنبال می‌کردیم؛ یادمه نتایج انتخابات موسوی، کروبی، رضایی و احمدی‌نژاد رو ساعت ها با هم دنبال می‌کردیم — چیزی که بعدا فهمیدم برای دوستام خسته‌کنندست. می‌نشستیم و سریال و کارتون تماشا می‌کردیم؛ از علاقه‌اش به پلنگ صورتی تا تماشای “لوک خوش‌شانس” به گویش کرمانجی، که همزمان برام ترجمه می‌کرد تا یاد بگیرم. تماشای مورد علاقه های من؛ سریال‌های کره‌ای، یا تماشای «Fairly OddParents» به ایتالیایی از K2. این سومین تولدیه که بدون پیام تبریک از طرفشه. تغییرات زیادی تو زندگیم اتفاق افتاده که ای کاش می‌تونستم براش تعریف کنم — از رشته‌ی جدید تحصیلیم، تجربیات کاریم، یک سال تمرین زبان ایتالیایی و روسی، تا خبر ماشینی که خریدم و مطمئنم از ذوق چشم‌هاش برق می‌زد. همیشه در جواب می‌گفت: «هیچ‌کس دختری مثل تو نداره. بهت افتخار می‌کنم، روله.» توی این سال‌ها، مامانم کسی بوده که هر روز تلاش کرده خوش حالم کنه، اضطرابم رو کمتر کنه و با تمام وجودش حمایتم کنه — نه فقط در این ۲۷ ماهِ سخت، بلکه در تمام عمرش. مرسی مامان💕 ۲۴ سالگی برام پر از تغییرات عمیق بود. سختی‌هایی که گذروندم، شخصیتم رو شکل دادن. دردناک بودن، ولی قوی‌ترم کردن. شاید آرزو می‌کردم این رشد در شرایط بهتری اتفاق می‌افتاد، ولی با تمام وجودم قدردانشم. به امید اینکه ۲۵ سالگی پر از اتفاق‌های خوب باشه… #رزگار_بابامیری #دختران_دادخواه

ژینۆ بیگ زاده بابامیری

30,966 次观看 • 1 年前

مرد حسابی تو یه خونه از دست دادی به نصف دنیا گفتی "کس ننتون" بعد توقع داری اونی که فرزندش با گلوله این حکومت جنایتکار کشته شده اونی که خواهر و برادر یا فامیل یا حتی رفیق نزدیکش با گلوله این حکومت کشته شده به تویی که داری تو این سیستم کار می‌کنی ( و منی که خودم به عنوان کوچک‌ترین عضو خانواده سینما و تئاتر تو این فضا کار کردم می‌دونم که اگر بخواهی علیه رژیم موضع جدی بگیری نمی‌تونی حتی به عنوان یه عامل کوچک پشت صحنه هم کار بکنی تو هیچ پروژه‌ای اگر سابقه داشته باشی اصلاً دفاتر فیلمسازی با تو قرارداد نمی‌بندند به عنوان مدیر صحنه مدیر تولید دستیار کارگردان حتی به عنوان دستیار مدیر تولید ،حتی دستیار ۲ کارگردان، به عنوان هر چیزی، یعنی حتی برای این کارها هم با تو قرارداد نمی‌بندند جلوی دوربین که اصلاً فراموش کن ) و در همین شرایط هم جلوی دوربین رفتی تو همین حکومت هم الان اینترنت داری که مردم اینترنت ندارند و اینترنت خیلی مسئله بزرگیه یعنی فشار روانی که به آدم‌ها میاد کم نیست بعد به واسطه اینکه حالا خونت یه جایی بوده لابد که کنارت یه هدف حکومتی بوده به خودت اجازه میدی بیای اینجوری فحاشی کنی حالا اون وسط دو تا فحش هم به اون مامور و همونی که بهت همین سیم کارت رو داده هم میدی اما یادت نمیره به آمریکا و اسرائیل هم فحاشی کنی و ۱۰ هزار بارم به مردمی که بهت میگن حکومتی فحاشی کنی بعد توقع داری همین ملت فردا آدم حسابت کنه؟؟؟؟ پ.ن.: ظاهرا استند اپ کمدینه و‌اسمش علی صبوری

AliVafaei(علی وفایی)🦁☀️🇩🇪🇮🇱🇺🇲🇮🇱🇺🇦

143,083 次观看 • 4 个月前

‍ ✔️آغوشی باش… ✍️سهند ایرانمهر شل سیلورستاین، داستانی دارد به اسم درخت بخشنده. در کودکی خواندم دقیق یادم نمی‌آید اما ماجرای کودکی بود که کودکانه‌اش با یک درخت است. از شاخه‌هایش بالا می‌رود. بزرگتر که می‌شود برای کار و‌ تحصیل و ازدواج و … سراغ درخت می‌آید و‌ درخت از میوه تا چوبش را به او می‌‌بخشد تا زمانی که پسرک پیر شده و عصازنان پیش درخت می‌آید و کمک می‌خواهد و درخت که حالا فقط کُنده‌ای از او‌ مانده می‌گوید دیگر کاری از دستم برنمی‌آید جز اینکه بیایی و بر کُنده‌ام بنشینی و در این‌ دم واپسین در آغوش چروکیده‌ و خسته‌ام، استراحتی کنی. صباح شریعتی کشتی‌گیر ایرانی که برای کشور آذربایجان کشتی می‌گرفت، در رده بندی کشتی المپیک به امین میرزاده باخت و از دنیای ورزش قهرمانی خداحافظی‌کرد. در لحظات پایانی تنها بود و دستکم در ویدیو اثری از همراهی تیم آذربایجان نیست اما دو‌ هموطنش میرزاده و حسن رنگرز به روی تشک می‌روند تا در زمان خداحافظی کنارش باشند و پایان باشکوهی برایش رقم بزنند. چرایش را دقیق نمی‌دانم اما یاد پسرک داستان شل سیلورستاین افتادم که از درخت جدا شد اما در روزهای پایانی، باز کنده بجامانده از درخت خسته بود که تکیه‌گاهش شد. نمی‌دانم برای پسرک داستان و امیدش به درخت غصه بخورم یا درخت خالی از عطا‌کردن و تحلیل رفته از بخشیدن اما هرچه که هست انگاری در میان آغوش‌هایی‌که ممکن است برای آدمی گشوده شود، آغوش وطن چیز دیگری است ولو دیگر چیزی برای بخشیدن هم نداشته باشد ولو آدمی در پایان کار باشد. ✍️سهند ایرانمهر

سهند ایرانمهر

151,888 次观看 • 2 年前

من بیش از یکی دو بار، مهدی خلجی را از نزدیک ندیده بودم. غالب حافظه تصویری من از او، همانی بود که بینندگان برنامه‌های خبری و تحلیلی تلویزیون‌ها داشتند. هیکلی نسبتا تنومند و حتی با کمی غبغب. تا اینکه مبتلا به سرطانی سخت شد و دیگر خبری از او نبود. مدت‌ها بعد یک روز آمده بود بی‌بی‌سی برای دیدن یک دوست. خیلی تلاش کردم که مخفی کنم که چقدر جا خورده‌ام از این همه تغییر. به شدت تکیده و لاغر. از آن تصویر سابق فقط همان لبخند باقی مانده بود که مطمئن باشی اشتباه نگرفته‌ای. شیمی‌درمانی سخت شیره جانش را کشیده بود. در اتاق خبر، بحث بر سر انتخاب کارشناسی بود که باید برای تحلیل یک خبر فوری پیدا می‌کردیم. او در گوشه‌ای دیگر با یکی مشغول صحبت درباره همان خبر بود که ازقضا دقیقا حوزه تخصص و مورد علاقه‌اش بود. وقتی فهمید گیر کارشناسیم، گفت: "می‌خواهید من بیام؟". این‌جا دیگر فقط من نبودم، که نتوانستم تعجبم را مخفی کنم. یک جوش روی صورت، یک کبودی ساده، برای خیلی از ما کافی بود که زیر بار جلوی دوربین رفتن نرویم. ولی او رفت و تا امروز هر جا که لازم دید، میدان را خالی نکرد. با این‌که تقریبا هیچ نزدیکی فکری با او ندارم، از آن روز برایش احترام خاصی قائلم. اعتماد به نفس و عزت نفسش، به گواه همینی که دارم خاطره‌اش را این‌جا می‌نویسم، "مثال‌زدنی" بود. نمی‌دانم دلیل این عوارض و نشانه‌های حرکتی این روزهایش برای چیست. ولی هر چه باشد، مطمئنا خودش از آن غافل نیست. این‌که با این حال می‌آید جلوی دوربین و این‌چنین با حرارت و نگرانی حرف می‌زند، یعنی برایش اندیشه و دغدغه‌اش از چهره و ظاهرش مهمتر است. این احساس مسئولیت احترام‌برانگیز است، فارغ از پایگاه فکری و سیاسی. ذره‌ای اندیشه و دغدغه‌مندی که پیشکش، یک ارزن انسانیت برای درک چیزی به این سادگی کفایت می‌کند. این که از اراذل و اوباش #فرقه_پهلوی می‌گوییم منظور خود خاندان نیست. منظور چنین دون‌مایگانی هستند، که تنها چیزی که در جایگاه نقد، مخالفت و حتی دشمنی، در چنته دارند، همین است. با پهلوی مخالفیم، چون بضاعت پهلوی همین است‌ که اگر بیش از این بود، تا حالا همان پایگاه فکری بارها چنین انگل‌هایی را از خود زدوده بود، یا اعلام برائت می‌کرد. آن مردمی که برای آزادی از جان مایه گذاشته‌اند، به دنبال ترمیم کرامت انسانی لگدمال‌شده‌شان هستند. اگر به دنبال اصلاح و تغییر و انقلاب هستند، مسیرشان عقب‌گرد و تنزل به حقیرترین جایگاه بدویت نیست. آن‌ها سزاوار چنین سقوطی نیستند. #از_دموکراسی_بگو #زن_زندگی_آزادی #نه_شاه_نه_شیخ

Panah Farhadbahman 🎒

110,730 次观看 • 6 个月前

ماه اوت سال ۲۰۱۹ با یه پاسپورت جعلی قاچاقی از جزیره میکونوس یونان به پاریس پرواز کردم و یه دوستی با ماشین من رو رسوند به شهر کلن آلمان. دو ماه و نیم تو یه کمپ موقت تو شهر اِسن بودم که یه ماه اولش با یه پسر ایرانی به اسم دانیل تو یه اتاق بودیم. خیلی پسر مشتی و باحالی بود و اصلا مشکلی نداشتیم. آرایشگر بود و موهای بچه ها رو کوتاه میکرد. تنها مشکل من این بود که دانیل شب‌ها خیلی خر و پف میکرد و من نمی‌توانستم بخوابم. بعضی شبها از صدای بلندش عصبی می‌شدم و می‌رفتم تو راهرو می‌شستم. بالاخره نگهبان‌های کمپ دلشون برام سوخت و مدیریت بهم یه اتاق جدا داد. بعد از مصاحبه‌م از اونجا به یه کمپ دیگه تو شهر راینه منتقل شدم. شاید بگم یکی از سخت ترین دوران زندگیم رو تو اون کمپ گذروندم. با سه تا پسر ایرانی هم اتاق بودم. دو تا آرش و اسماعیل. واقعا بچه های خوبی بودن ولی سبک زندگی من به اونها نمی‌خورد. اونها تقریبا هر شب تا دیر وقت عیش و نوش داشتن و من زود می‌خوابیدم و صبح‌ها ساعت ۶ بیدار میشدم و تو‌ کمپ می‌دویدم و ورزش میکردم. از طرفی هم شرایط زندگی تو کمپ خیلی مشابه زندگی تو کمپ اشرف بود. منظورم بخش زندگی جمعیش بود. اتاق خواب جمعی، سالن غذاخوری جمعی، حموم و توالت جمعی. این خیلی من رو آزار می‌داد. طوری که تو دسامبر ۲۰۱۹ دوچار افسردگی شدید شدم. تو عمرم، حتی با گذشت از اون همه بلا تو مجاهدین هیچ وقت افسرده نشده بودم. اما توی اون کمپ از درون احساس خفگی شدید می‌کردم. به خودم می‌گفتم من که از چنگ اون فرقه آزاد شدم و چی شد دوباره افتادم توی این وضعیت. هفته‌ای سه شب کابوس می‌دیدم که دوباره برگشتم تو مجاهدین و از شدت ترس بیدار میشدم. بعضی وقتها قلبم اینقدر تند می‌تپید احساس می‌کردم ممکنه الان سکته کنم. توی کمپ خیلی ساکت بودم و تلاش می‌کردم فقط با افراد سلام و علیک داشته باشم. هر روز کامپیوترم‌ رو بر‌ می‌داشتم و می‌شستم تو اتاق اینترنت و یا زبون آلمانی می‌خوندم و یا خرد خرد کتاب سرگذشت زندگیم رو می‌نوشتم. در ظاهر تلاش می‌کردم خودم رو محکم و سرحال نشون بدم ولی در درون داشتم خفه میشدم. انگار یکی گلوم رو از تو‌ گرفته بود و فشار می‌داد. چند شب زیر پتو از حال خودم گریه‌م گرفت و فقط تلاش می‌کردم گریه‌م رو غورت بدم تا هم اتاقی‌هام متوجه نشن. یه روز دیگه تاب نیاوردم و رفتم پیش یکی از کارکنان کمپ. یه مرد افغانی بود که سال‌های سال توی آلمان زندگی می‌کرد و با همسرش توی کمپ کار می‌کردن. بچه‌های ایرانی کمپ باهاش خیلی خوب بودن و برای احترام زیادی قائل بودن. من باهاش هیچ وقت صحبت نداشتم ولی از انرژیش احساس میکردم می‌تونم بهش اعتماد کنم. رفتم پیشش و درخواست صحبت کردم. من رو برد تو یه اتاق و نشستیم سر میز. گفت بگو پسرم چی شده؟ هر بار که دهنم رو باز میکردم صحبت کنم بغضم می‌گرفت و نمی‌تونستم. گفت کار من اینجا اینه که به تو کمک کنم و راحت حرف بزن. تو اون لحظه یه دفع بغضم ترکید و شروع به گریه کردم. دیگه نمی‌تونستم خودم رو نگه دارم و تو اون لحظه احساس کردم دیگه نیازی نیست خودم رو قوی نشون بدم. بعد از یه دقیقه گریه به خودم مسلط شدم و شروع کردم به تعریف زندگیم و شرایط توی فرقه مجاهدین و سختی‌هایی که کشیده بودم. تو کل ۲۰ دقیقه‌ای که من صحبت میکردم اون هیچ چی نگفت. وقتی تموم‌ شدم گفت یه دقیقه واستا. گوشیش رو در آورد و زنگ زد به مدیر کمپ. گفت پیش یکی از پناهنده‌ها هستم که داستانش فرق می‌کنه و اتاق تکی نیاز داره. بعد در جا من رو برد پیش دکتر کمپ. داستان من رو خلاصه به دکتر گفت و دکتره درجا برگشت بهم گفت که من مجاهدین رو میشناسم و می‌دونم چی کشیدی. گفت میتونم برات دارو تجویز کنم ولی فکر میکنم همین که اتاق تکی داشته باشی بهت کمک میشه که کمی آرامش‌ پیدا کنی. از اون به بعد و تا زمان شروع کرونا، من یه اتاق تکی داشتم. آرامش توی اتاق کمی بهم احساس راحتی دست داد. دیگه احساس خفگی نمی‌کردم. دقیقا همون دوران بود که با همسر فعلیم آشنا شده بودم و اون بهم یوگا و مدیتیشن یاد داد. روزی دو بار توی اتاقم می‌شستم و ۲۰ دقیقه مدیتیشن میکردم. رفتم توی باشگاه شهر ثبت نام کردم و کلا روحیه‌م عوض شد. یه طوری از درون انگار خودم یا همون اصالتم رو پیدا کردم. روزها تو‌ اتاقم می‌شستم و به گذشته‌م فکر میکردم و اینکه از چه سختی‌هایی عبور کردم. یه روز توی همین فکرها بودم‌ که یهو به ذهنم زد منی که از این همه سختی و بلا عبور کردم پس از هر چی هم بعدش بیاد می‌تونم عبور کنم. تصمیم گرفتم دیگه غصه آینده رو نخورم. و تا به امروز هم همینطور بوده. یک لحظه هم غصه اینکه قراره چی بشه و من چی میشم و آیا از پسش بر میام رو نخوردم. اطمینان دارم که بر میام. یه جوری شکست ناپذیر شدم تو زندگی. دیگه از چیزی نمی‌ترسم. زندگی زیباست✨🌷

Ray Torabi

26,451 次观看 • 1 年前