Video yükleniyor...

Video Yüklenemedi

Ana Sayfaya Dön

تجاوز برادر به خواهر؛ روایت دختر را بشنوید اگر خبر تجاوز پدر و برادر به یک دختر درست باشد، با جنایتی هولناک روبه‌رو هستیم که هیچ سنت، مذهب یا «آبرویی» نمی‌تواند آن را توجیه کند. قربانی باید حمایت شود، نه اینکه با نام ناموس و غیرت خاموشش کنند.

13,185 görüntüleme • 25 gün önce •via X (Twitter)

0 Yorum

Yorum bulunmuyor

Orijinal gönderinin yorumları burada görünecek

Benzer Videolar

روایت مرگ یک رؤیا، جنایتی علیه شورِ زندگی: جاوید نام زهرا (رها) بهلولی‌پور، جوانی بود در آستانه شکفتن، دختری ۲۲ ساله با چشم‌هایی پر از آینده و ذهنی پر از رؤیا. دانشجوی زبان ایتالیایی دانشگاه تهران بود، ورودی مهر ۱۴۰۲، متولد ۳۰ آذر ۱۳۸۱، اهل فیروزآباد فارس؛ دختری که می‌خواست زبان بیاموزد تا دنیا را بفهمد، سفر کند، زندگی کند، و در وطنی آزاد نفس بکشد. او نه دنبال قدرت بود و نه وابسته به هیچ جناح و گروهی؛ فقط به زندگی ایمان داشت و به شعاری ساده و انسانی: زن، زندگی، آزادی. جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۱۰، میدان فاطمی تهران. گلوله‌ای مستقیم از پشت سر، بی‌هشدار و بی‌دفاع. نه درگیری بود، نه خشونت، نه تهدید؛ فقط راه رفتن یک دختر جوان با تمام آرزوهای ناتمامش. رها روی زمین افتاد، همراه با آینده‌ای که هنوز فرصت زیستن نیافته بود. رهگذری با موتور او را به بیمارستان مهر رساند، اما ساعت ۲۰:۴۰، جوانی‌اش تمام شد؛ نه با بیماری، نه با حادثه،با ترس حکومتی که از شور زندگی نسلش وحشت دارد. چهار روز، خانواده‌اش میان امید و کابوس معلق ماندند؛ چهار روز پیکر دختری که قرار بود فرداهایش را زندگی کند، در اختیار نهادهای امنیتی بود. و سرانجام سه‌شنبه ۲۳ دی ۱۴۰۴، در سکوتی تحمیلی و زیر سایه تهدید، رها را به خاک سپردند؛ بی‌آن‌که اجازه دهند مادرش با صدای بلند گریه کند یا پدرش نام دخترش را فریاد بزند. پدر و مادرش زنده‌اند، اما شکسته؛ زیر فشار امنیتی و در سوگی که کلمات تاب گفتنش را ندارند، فعلاً توان سخن گفتن ندارند. رها عدد نیست، خبر نیست، ابزار تبلیغ نیست. او روایت مرگ یک رؤیاست؛ جنایتی علیه شور زندگی. او یکی از نام‌های #انقلاب_ملی_ایران است، نماد نسلی که می‌خواست زندگی کند و با گلوله پاسخ گرفت؛ نسلی که رؤیاهایش از هر سلاحی برای استبداد خطرناک‌تر بود. فیلم و عکس از طرف خانواده رهای عزیز برایم ارسال شده. #IranMassacre #IranRevolution

Golshan

12,386 görüntüleme • 8 ay önce

جناب ali pirhadi 🇮🇷 ایا میدانید که: «قطع نهادی با گذشته‌ی سرکوبگر شرط حداقلی گذار است»؟یعنی نظام جدید نباید ابزارها، نهادها و سازمان‌های نظام سرکوبگر قبلی را به رسمیت بشناسد یا بازتولید کند؛ حتی اگر اسم حکومت عوض شده باشد. این قطع شامل: -انحلال یا ممنوعیت احزاب ایدئولوژیکِ سرکوبگر! -ممنوعیت فعالیت سیاسی برای کادرهای آن نظام! -حذف قوانین و نهادهای ایدئولوژیک! -بازنویسی قانون اساسی! -مستندسازی و به‌رسمیت‌شناختن جنایت‌ها! و این را در حقوق گذار می‌گویند (پاکسازی نهادی)! گذار واقعی فقط «تغییر آدم‌ها» نیست، قطع رابطه‌ی حقوقی و سیاسی با ساختار جنایت است،چون اگر این قطع اتفاق نیفتد، سه چیز از بین می‌رود:عدالت-اعتماد عمومی-عدم تکرار و اینحرف شما یا از ناآگاهی می‌آید یا از همدلی با نظام ولایی و حالت سومی ندارد! گفتن اینکه «در حکومت آینده حزب جمهوری اسلامی باید فعال باشد» یعنی نه با فاشیسم زاویه داری،نه با نازیسم و نه با جمهوری اسلامی! سوال: حزب جمهوری اسلامی از چه چیزی میخواهد دفاع کند؟ تثبیت ولایت فقیه؟ تاکید مستقیم اعدام‌ها؟ همسویی با حذف رقبا یا سرکوب؟ فساد را ترویج دهد یا از قوانین اساسی الوده به شریعت دفاع کند و یا اصولا چند ملا را به سیاست سوق مجدد دهند؟ مثلا مجتبی با انهمه پول و سرمایه ی غارت شده،حزب تشکیل دهد و کرسی های مجلس را بدست اورد و حزب جمهوری اسلامی با ریشه ی خمینیسم مسلحانه را ترویج دهد یا مریم رجوی به یاد حنیف چند صد اشرف در کشور بسازد؟ اصلا بیایید: -تصور کنید پس از شکست المان هیتلر،حزب نازی میخواست با انهمه جنایت،در کشور المان فعالیت حزبی کند یا اینکه تفکر فرانکویی در اسپانیا پاکسازی نمیشد و یا موسولینی زنده میماند و تمام فراریان به ایتالیا باز میگشتند و حزب فاشیست را راه اندازی میکردند!!! ایا عقلانیست؟ لطفا تعطیل کنید این اداهای دموکراسی طورتان را که هیچ خریداری ندارد،لطفا به صرف داشتن تریبون،هرچه به ذهنتان میاید را ترویج ندهید و بدانید شما فقط یک مجری هستید،نه کارشناس سیاسی و قانون نویس و نظریه پرداز! گویی میل شدیدی دارید که ریشه ی جمهوری اسلامی با اینهمه جنایت و ویرانی زنده بماند و گویی از داغ دل مادران و فرزندان و پدرانی که میدانند به فرزندانشان قبل از اعدام چه تجاوزها شده،خبر ندارید!!! شما حق ابراز چنین نظری را در رسانه هرگز ندارید و قبلا هم علاقه ی تان را به نخست وزیری افراد با ریشه ی جمهوری اسلامی و یا کرسی مجلس به تروریست ها بی هیچ لفافه ای در مثَل بیان کرده اید! این #شور_دوربینی چرا در شماها اینچنین افساگسیخته شده و پایانی ندارد؟ قبلتر هم اقای امید در روزگارانی که فریاد میزدیم افاغنه و اعراب حق اینچنین تهاجمی را در لباس مهاجر ندارند،با پیش کشیدن نام«مادر» سعی در نرمالایز این فلاکت امروز شد! ایا شنیدید که برادر جاوید نام #خسرو_علیکردی میگفت:نیروهای سرموب و بازداشت کننده غیر فارسی صحبت میکردند و از کشورهای دیگر بودند؟(در ادامه لینک گزارش را اپلود میکنیم) #پسرعاقل_نوح بخوانید👇

پسر عاقل نوح

18,894 görüntüleme • 9 ay önce

الان با دو روایت متناقض مواجه هستیم: از یک سو ترامپ می‌گوید خلبان نجات یافته و با وجود جراحت، حالش خوب می‌شود؛ از سوی دیگر، سپاه اعلام کرده که عملیات با سقوط چهار هواگرد (دو فروند C-130 و دو فروند بلک‌هاوک) شکست خورده است. بنابراین در حال حاضر نمی‌توان با قطعیت گفت خلبان دوم نجات پیدا کرده است، به‌ویژه با توجه به سابقه اظهارات نادرست ترامپ. این احتمال هم وجود دارد که بعدها روایت تغییر کند؛ مثلاً گفته شود خلبان بر اثر جراحات جان باخته یا فرد دیگری به جای او معرفی شود. سرعت اعلام خبر «نجات» و شکل‌گیری سریع روایت رسانه‌ای می‌تواند این گمان را تقویت کند که آمریکا با یک ناکامی عملیاتی مواجه شده است؛ وضعیتی که برخی آن را قابل مقایسه با «حادثه طبس» می‌دانند. اکنون برخی از خبرنگاران مانند خبرنگار آنجلوجولیانو خبرنگار مشهور ایتالیایی احتمال کشته شدن ۱۰ سرباز در عملیات برای نجات خلبان آمریکایی را مطرح می‌کنند.

Arif Rahmani

65,186 görüntüleme • 5 ay önce

در رابطه با فیلم جدید از مهمات خوشه‌ای موشک سپاه. مشخصا ارتفاع رهاسازی پایین است، چون برخلاف انواع پرتعداد، مهمات بزرگتر و قوی تر است و نیاز به اصابت دقیق تر دارد. به این سیستم نه MIRV میگویند نه MRV. در سیستم MRV هر یک از مهمات در خارج جو و معمولا پس از اتمام مرحله boost جدا شده و پرتاب میشود. یعنی یک Reentry Vehicle کامل با قابلیت تحمل حراراتی بالا است. علت اینکه دانشمندان موشک جدا سازی پس از مرحله boost را ترجیح میدادند این بود که الگو اصابت براساس محاسبات بالستیک قابلیت پیش بینی بهتری داشت. جدا سازی داخل اتمسفر به علت عدم قطعیت نیروهای آیرودینامیکی شاید محل اصابت را با عدم قطعیت بیشتر در سرعتهای بالا (مخصوصا برد قاره پیما) مواجه کند به ویژه اگر محلهای اصابت فاصله داشته باشد. در حملات اتمی باید این امر را رعایت کنید که محل های اصابت فاصله-زمانی کافی داشته باشند تا روی یکدیگر اثر منفی نگذارند. چون انفجار قبلی میتواند روی سرجنگی بعدی که باید اصابت کند اثر گذاشته و آنرا نابود کند. پس اینجا ما با یک سرجنگی خوشه‌ای مواجه هستیم و نه MRV. نمیدانم شاید سپر حرارتی آنها برای پرتاب از خارج جو هم آماده باشد، یعنی هر خوشه یک RV کامل باشد که از آن خصوصیت استفاده نشده باشد.

Mohsen.Reyhani

43,746 görüntüleme • 3 ay önce

قلبم با دیدن این تصویر هزاران بار شکست! پنج سال حاکمیت یک گروه افراط‌گرا و به‌شدت زن‌ستیز، جامعه و خانواده‌های افغانستان را به این حال و روز کشانده است. این تصویر خود گواه وضعیت دردناک کنونی است. در این پنج سال، دختران بی‌شماری قربانی فقر، زورگویی، زن‌ستیزی، ازدواج‌های اجباری و ازدواج زیر سن شده‌اند. این پیرمرد پلشت و بی‌رحم، با سوءاستفاده از جایگاه و نفوذ ط‌البانی و قدرت مالی خود، با دختری ازدواج کرده که می‌توانست هم‌سن نواسه‌اش باشد و سرانجام با نهایت بی‌رحمی او را به قتل رسانده است. افغانستان برای بسیاری از دختران و زنان به یک جنگل بی‌قانون تبدیل شده است؛ جایی که بسیاری از مردان به خود حق می‌دهند زنان و دختران را به نام «ناموس» سرکوب کنند، به اجبار به ازدواج وادارند، بفروشند، شکنجه کنند و در نهایت حتی جانشان را بگیرند. بیایید دست در دست هم داده و در برابر این پدیده و این ایدئولوژی کثیف و خشونت‌محور بجنگیم. اجازه ندهیم چنین فجایع وحشتناک عادی جلوه داده شوند و یا در سکوت به فراموشی سپرده شوند. #NoToChildMarriage #EndGenderApartheid

Tahera Nasiri ~ طاهره ناصری

29,601 görüntüleme • 2 ay önce

گفتید چرا کار نمی‌کنی؟ یا زورت میاد بری سرکار؟ و کار کردن که عار نیست و خلاصه چیزهایی از این دست که بعضی از آنها حقیقتا دل‌نشین نبود. نه. اصلا. کار کردن عار نیست. کار می‌کنم. در کارواش کار کرده‌ام. با دوچرخه غذا تحویل داده‌ام. الان گاهی تراکت پخش می‌کنم و قرار است برای تمیزکاری خانه و شرکت هم بروم. اما خسته‌ام. از خودم. از این وضعیت. از هرچه که هست و نیست. خیلی ساده و شفاف بخواهم برایتان بگویم، به این شکل است که هر روز صبح قبل از اینکه از جایم بلند شوم، به خودم می‌گویم خوب باش. پرانرژی باشد. گاهی می‌توانم و تا ساعاتی خوب هستم. اما بعد رفته رفته فرو می‌روم. اکثر اوقات هم نمی‌توانم. از همان شروع روز، در سیاهی و زشتی غوطه‌ور هستم تا شب شود. ساده‌تر برایتان بگویم انسانی را تصور کنید که در یک جنگل راه می‌رود. سعی می‌کند به جایی که در آنجا راه می‌رود توجهی نداشته باشد. به زیبایی درخت‌ها، شاخ و برگ‌ها و یا به شکل ابرها و آسمان و طلوع و غروب خورشید توجه کند و خودش را با زیبایی آنها سرگرم کند. دلش بخواهد زیبایی‌های دنیا را ببیند. روی پوست درخت‌ها دست بکشد. آنها را در آغوش بکشد. صدای پرنده‌ها را گوش کند و ساعت‌ها محو تماشای آنها باشد. تمام این کارها و خیلی کارهای دیگر را انجام دهد برای اینکه نفهمد کجا دارد راه می‌رود. چون می‌داند، جایی که راه می‌رود، زمینی سبز یا خاکی نیست، باتلاق است. رفته رفته کشیده می‌شود به پایین. حالا من گاهی صبح‌ها سعی می‌کنم به روی خودم نیاورم که زیر پایم باتلاق است و گاهی از همان اول روز، قبول می‌کنم که در باتلاق هستم و زودتر از آن روزهایی که خودم را با چیزهای دیگر سرگرم کرده‌ام، فرو می‌روم. برایتان از فودبانک نوشتم که نمایی از وضعیت داشته باشید. از این آش شلم شوربایی که به اسم زندگی، هرکدام از ما، آن را به زور پایین می‌دهیم. سیستم این موضوع هم اصلا به این شکل نیست که غذاهای مانده را به مردم بدهند بلکه همه محصولات سالم و باز نشده هستند و در هر فروشگاهی، جعبه‌ای وجود دارد که آدم‌ها اگر دوست داشته باشند می‌توانند محصول یا محصولاتی را خریداری کنند و آنجا قرار بدهند تا سازمانی که با آن فروشگاه کار می‌کند، بیاید و آنها را جمع‌آوری کند و بین فودبانک‌های مختلف توزیع کند تا به دست مردمی که درآمد کمی دارند، برسد. نوشته بودم «بین نیجریه‌ای‌ها. سودانی‌ها. هندی‌ها. تو تنها ایرانی اینجایی. بهتر. کسی تو را نمی‌شناسد.» اما به نژادپرستی تعبیر شد که باید برایتان بگویم هدف این بود که تنهایی را نشانتان بدهم. تنهایی یک ایرانی را. وگرنه که من در طی سه سال گذشته، دوستانی از نقاط مختلف دنیا داشته‌ام و با آنها همخانه بوده‌ام و بهترینشان محند بود که سوریه‌ای بود و دختری که اهل سودان بود یا ذاکر که اهل افغانستان بود. و هر روز و هر لحظه، لعنت و نفرین برای جمهوری اسلامی و طرفدارانش

Amir Kalhor

60,796 görüntüleme • 1 yıl önce