Sensitive content

This media may contain sensitive content.

Loading video...

Video Failed to Load

Go Home

تو خیلی پسر خوبی هستی اما من نمیتونم باهات ازدواج کنم چون پول نداری چون بعدأ همین بی پولیت باعث بروز مشکلات خیلی بزرگی میشه که حتی عشقمون رو تبدیل به تنفر و جدایی می‌کنه پس بهتر عاقلانه تصمیم بگیریم نه احساسی ((نظرم))⏬ استدلالش بشدت بی رحمانست اما فوق...

150,213 views • 1 year ago •via X (Twitter)

10 Comments

Mad Man's profile picture
Mad Man1 year ago

چون این دختر با چندتا پسر پولدار گشته فکر می‌کنه کیس ازدواجش هم باید اونجوری باشه غافل از این واقعیت که اون پسرا با همه دخترا میپرن و درنهایت یه دختر از خانواده هم‌سطحشون می‌گیرن. پارادوکس ازدواج اینه که کسی که از نظر شما خیلی جذابه کیس مناسب ازدواجتون نیست چون شما در سطحش نیستید

گرگ زخمی//WOUNDED WOLF's profile picture
گرگ زخمی//WOUNDED WOLF1 year ago

تحلیلت خوب بود اما من هنوزم بهش حق میدم

A. Fallah's profile picture
A. Fallah1 year ago

اینها‌که دنبال پولن هر‌چند وقت یکبار یک‌ماشین‌خارجی‌میاد‌ میبرنش و بعد یک‌مدت حواب تلفن نمیدن. دختر جان اونی که تو برای پولش میخوایش تورا برای ازدواج ‌نمیخواد.

گرگ زخمی//WOUNDED WOLF's profile picture
گرگ زخمی//WOUNDED WOLF1 year ago

سنگین بود

Stern's profile picture
Stern1 year ago

دختری که خودش کار نمیکنه و از پسر توقع هم داره که خرجش را بده به درد زندگی نمیخوره. چقدر پولکی حالم بهم خورد

گرگ زخمی//WOUNDED WOLF's profile picture
گرگ زخمی//WOUNDED WOLF1 year ago

تهیه هزینه زندگی با مرده

tornoment's profile picture
tornoment1 year ago

نه من موافق نیستم.....دختری که درستی و پاکی همسر آینده اش رو به بی پولی ( که اصلا معلوم نیست ادامه داشته باشه ) میفروشه قطعا در اینده میوفته زیر ادمهای پولدار کثافت و لجن و اونوقت میفهمه پسر خوب یعنی چی.....از لحن دخنره معلومه که همین درستی پسره تاحالا نگه اش داشته 😔

گرگ زخمی//WOUNDED WOLF's profile picture
گرگ زخمی//WOUNDED WOLF1 year ago

پول پرستی و آهن پرستی❎ بی پولی و شعار هم❎

Benjamin's profile picture
Benjamin1 year ago

پسره واقعا شانس آورد اون نادانی که پول رو در کنار انسانیت و محبت قرار میده طولی نمیکشه که آرزوی دیدن یه انسان با محبت رو بگور میبره! ضمنا پول میخوای کار کن #فقر_فرهنگی

گرگ زخمی//WOUNDED WOLF's profile picture
گرگ زخمی//WOUNDED WOLF1 year ago

پول ضروریه شعار،❎

Related Videos

با توجه به نزدیکی ماجرای نهایی و تاکید رضاشاه دوم برای آمادکی مردم ایران، مجبور به بازخوانی این موضوع شدم! چرا رضاشاه تاکید داره این‌بار فرق داره؟! در پیام چند روز پیش، نتانیاهو کاملا هوشمندانه همه چیز را لو داد! به همین ۱دقیقه و ۲۵ثانیه! خوب دقت کنید چون نتانیاهو خیلی خیلی دقیق واژگان رو پشت هم چیده: ۱- من و ما و اسرائیل جنگ نمی‌خوایم! شما مردم ایران هم که جنگ نمی‌خواید! جمله آشنا نیست؟! پس کی جنگ می‌خواد؟ بله دیکتاتورهای رژیم! نمیگه دیکتاتور رژیم! جمع می‌بنده! یعنی کل رژیم! این یعنی چی که هم رضاشاه دوم و هم اسرائیل و هم ترامپ تاکید دارند؟! این یعنی مردم ایران نباید قربانی این جنگ رژیم اسلامی شوند و نمی‌شوند! یعنی اگر رژیم تسلیم نشه و حکومت رو واگذار به مردم نکنه، تک تک مهره‌های رژیم را خواهند زد و نه مردم. ۲- نتانیاهو میگه: اما خبر خوبی هست! رژیم هر روز ضعیف‌تر و اسرائیل هر روز قوی‌تر میشه! خوب دقت کنید! داره با مردم ایران صحبت می‌کنه! چرا قوی شدن اسرائیل باید خبر خوبی برای مردم ایران باشه؟!!! بله! یعنی ما پشت شما هستیم و رژیم را ضعیفتر می‌کنیم. خب ضعیف‌تر می‌کنیم که چی بشه؟! حالا می‌ره سراغ اصل مطلب!!!! ۳- میگه رژیم از شما مردم بیشتر از اسرائیل می‌ترسه! میگه برای همین شمارو در بالاترین حد ممکن سرکوب کرده! میگه امیدتون رو از دست ندهید! و اینجا یک نکته امنیتی شاهکار میگه: «من زمزمه‌ها رو می‌شنوم! زن زندگی آزادی!» زن زندگی آزادی چی بود؟! بله خیزش مردم! به عبارتی نتانیاهو داره میگه که ما قوی‌تر هستیم و با شما! امیدتون رو از دست ندهید و زمزمه‌هایی که می‌کنید (نتانیاهو بزن بقیه‌اش با ما!) شما هم مثل زن زندگی آزادی بریزید بیرون! ۴- و اما اینجا یک تاکید موکد داره برای مردم ایران! میگه امیدتون رو از دست ندهید، چون اینبار نه تنها اسرائیل که کل دنیا پشت شما خواهند بود تا رژیم رو نابود کنید. ۵- پس از نکات بسیار مهم بالا، آینده ایران رو برای مردم ایران درصورت انقلاب مجدد، تصویر می‌کنه که ایرانی با کمک ما و کل جهان می‌سازیم سراسر رفاه و اعتبار و افتخار. پس مردم ایران؟! درنگ نکنید! زمان که رسید، زن زندگی آزادی! مثل ۳ سال پیش بریزید بیرون. پایان. جیمز سرباز پادشاهی ایران #KingRezaPahlavi

JamesDean

25,455 views • 1 year ago

من داغدارم. داغدار رفتنِ سرلشکر باقری که تازه با اون ویدیوش شناخته بودمش. اگر کسی فکر میکنه مستقیم نمیگم، اینم به انگلیسی و برای ثبت در حافظه ی تاریخی توییتر. اینجا رسما بدون حضور مغز صحبت کردم و کلام پراکنده است. اگر شما زبانتون میگیره از گفتنِ این مساله مشکل از شماست و تخیلی که براتون مهندسی کردند. اونکه سپاه و دار و دسته اش هم در این مهندسی تخیل شریکند قصه ی بسیار و بی نهایت مهمی است که بهش خواهم پرداخت. همیشه از مخالفان قرار دادن سپاه در لیست تروریستی بودم و هشدار داده بودم که این مقدمه آوردنِ جنگ به ایران بود. من اینجا از سردارانِ ش.هید شده قدردانی کردم گفتم برای شماهام بذارم چون نکته داره . آقا من همونقدر که از سمت مجاهدین و موساد اذیت شدم از دست مخالفان مذاکره و پروژه بگیرانِ “ما بمب میخواهیم و فلان”َ داخل تخریب شدم. یعنی دلم خونه اگر بخوام باز کنم این مساله رو. اگر نمیگم دلیل بر نبودنش نیست. اما از همون اول به هشتگ ت.روریستی بودن س.پاه ایراد گرفتم. یعنی اولش نمیدونستم چی شده. به دوستم گفتم: خب حالا س.پاه تر.وریستی بشه چی میشه؟‌ گفت: یحتمل نمیتونن بیان اینجا. گفتم : خب حالا نیان. یعنی فکر میکردیم اساس بدتری نداره. بعد کم کم شک کردم. دیدم اونی که زمان زن زندگی آزادی تو خیابون سرکوب میکنه اصلا س.پاه نیست. پس حکایت اینکه “سپاه رو تروریستی کنیم” چی بود؟‌ بعد فهمیدم وقتی شما یک گروه نظامی رو ترو-ریست تعریف میکنی اونها تارگت مشروع میشن و اجماع عمومی و جهانی برای جنگ راحت تر ایجاد میشه. و نکته ی جالب اینجاست که این نکته که چنین هشتگ و خواسته ای باعث میشه جنگ به داخل مرزهای ایران وارد بشه رو کارشناسی مطرح کرد که خودش توسط همین مخالفان مذاکره و به اصطلاح تندروها، به شدت اذیت شده بود. قصه های خون دل خوردن از داخلیها بمونه برای بعد. امروز وقت بازنگریِ خیلی چیزاست: اینکه هواپیمای اوکراینی رو کی زد که مقدمات چنین جایی که الان هستیم فراهم بشه و تقاضای تحریم آسمانهای ایران (که به مثابه اعلام جنگ و بی دفاع کردنِ ایران در برابر حمله بود) این چنین وحدتِ بعد از ت.رور سردار س.لیمانی به هوا بره؟ این سوال خیلی جای فکر داره. چرا وقتی نیروی سرکوب تو خیابون زمان تظاهرات مهسا، پلیس ضد شورش بود و س.پاه نبود، این هشتگ جلو رفت؟‌ (اون موقع پرسیدم: همون کسایی که میگفتند “اسراییل اگر زده، کشته، آدم نظام بودند” گفتند “نه س.پاه بوده! لباس نیروی انتظامی رو روی لباس س.پاهی پوشیده بودند.” یعنی کلا دوستان ایده ای از پلیس ضد شورش نداشتند. یعنی داشتند: اما هدف آوردنِ ایران به همین نقطه بود. به همین جایی که الان هستیم. سفیدشویی و عادی سازیِ کشته شدنِ سردار ایرانی توسط دشمن. خیلی سوال. خیلی قصه هایی که باید بررسی بشن. ولی من بگم که برای من سردار ایرانی که توسط دشمن کشته میشه یک سردار ایرانی است. تمام. این رو گفتم بدون لکنت بنویسم: من عزادارِ کسانی هستم که در بین ما نیستند. اما آدم واسه خنک کردنِ دل همسایه، ابزار کپک زدنِ سواد خودش رو فراهم نمیکنه. من امروز به شدت عزادارم. به شدت ازینکه اس.راییل اونها رو از ما گرفت عصبانی. و اینجا گفتم: به انگلیسی هم گفتم که اگر لازم باشه با لکنت کمتری گفته بشه. سواد خودتون رو پاکسازی کنید.موتورهای جهل به شدت مشغول کار بودند.

نسیم نوروزی

50,624 views • 1 year ago

این پاسخ درخشان ترامپ، آیینه تمام‌نمای رنج و خواست مردم ایران و بی‌اثر بودن تمام تلاش جمهوری اسلامی در راستای پروپاگاندای داخلی و خارجی "ضد جنگ" این چند وقت اخیر بود. سیم‌کارت سفید، اصلاح‌طلب و چپی/مقاومتی رو با‌هم شست برد. خبرنگار از ترامپ پرسید: چرا مردم ایران باید زیرساخت‌های کشورشون بمباران بشه و برقشون قطع بشه؟ آیا این کار، مردم رو قربانی کارهای حکومت نمی‌کنه؟ ترامپ جواب داد: اون‌ها حاضرن… بله، واقعاً حاضرن. این رنجه، اما حاضرن تحملش کنن تا آزادی داشته باشن. ایرانی‌ها… می‌دونید، ما بارها پیام‌های دریافت شده (به مضمون) داشتیم که می‌گفتن: «لطفاً بمباران رو ادامه بدید.» حتی وقتی بمب‌ها نزدیک خونه‌شون می‌افتد، می‌گن: «لطفاً بمباران رو ادامه بدید. انجامش بدید.» و این‌ها مردم همون جاهایی هستن که بمب‌ها منفجر می‌شن. وقتی ما می‌ریم و اون مناطق رو نمی‌زنیم، می‌گن: «لطفاً برگردید، برگردید.» این‌ها همون مردمن. من دقیقاً نمی‌دونم چه کار می‌کنن، اما تنها چیزی که می‌تونم بگم اینه که اون‌ها آزادی می‌خوان. ایرانی‌ها تو دنیایی زندگی کردن که شما هیچ چیزی درباره‌ش نمی‌دونید. یه دنیای خشونت‌آمیز و وحشتناک. اگه اعتراض کنید، شلیک می‌کنن. یادتونه اون اعتراض بزرگ زنان؟ جایی که ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار زن جمع شدن تا اعتراض کنن؟ و ناگهان: بوم، بوم… تو پنج یا شش نقطه، یک زن درست بین دو چشم هدف قرار می‌گرفت. تک‌تیراندازها. فقط پنج یا شش تک‌تیرانداز کافی بود. و اون ۴۰۰–۵۰۰ هزار زن گفتن: «خدای من، این چیه؟» بعد چند نفر کشته شدن، مردم شروع کردن به دعا خوندن: «خدای من، چه کسی چنین کاری می‌کنه؟» این‌ها مردم فوق‌العاده‌ای هستن، اما زندگی‌شون وحشتناک بوده. می‌دونید، ایران کشور بزرگی بوده. اگر ۲۵ سال پیش برگردیم… مردم ایران، فوق‌العاده باهوش و درخشان هستن. من خیلی از اون‌ها رو می‌شناسم. از وقتی نیویورک بودم، افراد زیادی از ایران رو می‌شناختم. اون‌ها مردم فوق‌العاده، پرانرژی و باهوش هستن. اما وقتی تو یه جمعیت ایستادید و اعتراض می‌کنید… و زنی، درباره همون راهپیمایی زنان… همه می‌گفتن: «این پایان حکومته.» اما بعد تک‌تیراندازها شروع کردن به انتخاب افراد. هر کدوم رو از فاصله دور، درست بین دو چشم می‌زدن. روی پشت‌بام‌ها بودن. هیچ‌کس حتی نمی‌دونست از کجا شلیک می‌کنن. این مثل مسلسل نبود (که اون هم خیلی بده و حتی اخیراً انجام شده). این تک‌تیراندازها روی پشت‌بام بودن و زنان رو هدف می‌گرفتن. وقتی مردم می‌دیدن افراد یکی‌یکی زمین می‌افتن، جمعیت ناگهان شروع می‌کرد به فرار… و دیگه هیچ‌وقت بیرون نیومدن. خیلی از رسانه‌ها درباره این موضوع حرف نمی‌زنن. اون‌ها فقط درباره «حقوق زنان» حرف می‌زنن. می‌خواین حقوق زنان رو ببینید؟ اونجا نمی‌بینید. برای من عجیبِ وقتی بعضی افراد احمق مثل AOC و اون گروه درباره «آزادی برای ایران» حرف می‌زنن، اما واقعیت‌ها رو نمی‌گن. زنان، مردان، همجنس‌گرایان… اصلاً «همجنس‌گرایان طرفدار ایران»؟ اون‌ها همجنس‌گرایان رو می‌کشن. از بالای ساختمان پرت می‌کنن. پس واقعاً تعجب می‌کنم چه خبره. تنها چیزی که می‌تونم بگم: اون‌ها می‌خوان بمباران ادامه پیدا کنه، حتی اگه خطر داشته باشه. چون زندگی‌شون همین حالا هم در خطره. اون‌ها آزادی برای ایران می‌خوان. اما اعتراض کردن براشون خیلی سخته. حتی خودم بهشون می‌گم: «بیرون نرید.» کاملاً می‌فهمم. هیچ‌کس در این شرایط بیرون نمی‌رفت. فکر نمی‌کنم کسی این کارو بکنه. چون مسئله شجاعته؟ نه. همه شجاع هستیم. شما شجاعید، من شجاعم. اما باهوش هم هستیم. اگر کسی با بهترین تفنگ‌ها به سمت شما شلیک کنه و هر بار دقیقاً بین دو چشمتون بزنه… و ببینید یکی اینجا، یکی اونجا می‌افته… شما فوراً می‌رید. مهم نیست کی هستید.

Immortal 🇮🇷

54,703 views • 5 months ago

خیلی با خودم کلنجار رفتم که این توییت رو بذارم یا نه ولی ازونجایی که زیبایی شناختی بافت موسیقی و پلی فونیک بودنش برام از دیدگاه کسیکه سالها موسیقی کار کرده مهمتر بود تصمیم گرفتم به اشتراک بذارم. جدا ازینکه تتلو رو دوست داشته باشیم یا نه ولی اگه خودش زمان جوونیش راه درستتر رو میرفت و لوده بازی زیاد درنمیاورد و همون سبک آر اند بی و هیپ هاپ طورش رو درست جلو می برد میتونست در جایگاه خوبی قرار بگیره. البته هیچکس رو قضاوت نمیکنم، زندگی شخصی آدما هزاران بلا میتونه سرشون بیاره. منکر فحاشی ها، سواستفاده های جنسی و خرابکاری هاش نیستم. اما حتم دارم مصرف مواد مخدرهای نامتعارف و فشارهای ج.ا کلا به پرتگاه کامل فرستادش. استعداد بسیار خوبی بود، هم خودش هم ج.ا نابودش کردن. اگه ج.ا یه حکومت نرمال بود این آدم میتونست خیلی موفق باشه. ویلنیست این بند کسری خدیور از دوستان قدیمی و بسیار خوبمه. تمامی این بند جزو موزیسین های بسیار کار درست هستن. جز دو گیتاریست و کیبردیست و ویلنیست بقیه خانم های نوازنده همگی اهل گرجستان هستن. بندی که تتلو سالهای آخر باهاشون کنسرت اجرا میکرد همه ستاره بودن. همین ۷ ۸ دقیقه اجراهای بی کلام و بداهه نوازی هاشون می ارزه به بالای ۹۰ درصد کنسرتهای داخل و خارج فیش تو گلدون بدون خلاقیت و همیشه تکرار با پلی بک. حتی تتلو با اون حال خرابش این رو می فهمه. تو پارت اولش حتما به سولونوازی ویلن سلو (چلو) اون خانم نوازنده به دقت گوش بدین چقدر زیبا میزنه. با هندزفری پلی کنید حتما عمق موسیقی و کیفیتش رو درک خواهید کرد. ساکسوفون عالی، لید گیتار بی نهایت حرفه ای، کیبردیست، گیتار باس و درامز کاملا پر و پارت های درست به موقع دارن. واقعا حیرت زده میشم از این همه زیبایی موسیقی. پارت آخرشم کسری عزیز ویلن سنتی ایرانی در قالب پاپ میزنه و بند به چه زیبایی همراهیش میکنن. هزاران حیف که چنین استعدادهایی بدون پلتفرم و سرمایه گذاری درست، زندگیشون نابود میشه. چه زنان و دخترانی با صداها و نوازندگی های بی نظیر در داخل ایران داریم که حق خوندن و کنسرت دادن مشترک با مردان رو ندارن. ج.ا و ۵۷ آفت بودن، به مراتب بدتر از حمله مغول و اعراب و شبیخون ملخ ها به مزرعه یا شیوع طاعون سیاه در جهان!!

🇮🇷فریدون 𓃬☼

86,910 views • 1 month ago

ماه اوت سال ۲۰۱۹ با یه پاسپورت جعلی قاچاقی از جزیره میکونوس یونان به پاریس پرواز کردم و یه دوستی با ماشین من رو رسوند به شهر کلن آلمان. دو ماه و نیم تو یه کمپ موقت تو شهر اِسن بودم که یه ماه اولش با یه پسر ایرانی به اسم دانیل تو یه اتاق بودیم. خیلی پسر مشتی و باحالی بود و اصلا مشکلی نداشتیم. آرایشگر بود و موهای بچه ها رو کوتاه میکرد. تنها مشکل من این بود که دانیل شب‌ها خیلی خر و پف میکرد و من نمی‌توانستم بخوابم. بعضی شبها از صدای بلندش عصبی می‌شدم و می‌رفتم تو راهرو می‌شستم. بالاخره نگهبان‌های کمپ دلشون برام سوخت و مدیریت بهم یه اتاق جدا داد. بعد از مصاحبه‌م از اونجا به یه کمپ دیگه تو شهر راینه منتقل شدم. شاید بگم یکی از سخت ترین دوران زندگیم رو تو اون کمپ گذروندم. با سه تا پسر ایرانی هم اتاق بودم. دو تا آرش و اسماعیل. واقعا بچه های خوبی بودن ولی سبک زندگی من به اونها نمی‌خورد. اونها تقریبا هر شب تا دیر وقت عیش و نوش داشتن و من زود می‌خوابیدم و صبح‌ها ساعت ۶ بیدار میشدم و تو‌ کمپ می‌دویدم و ورزش میکردم. از طرفی هم شرایط زندگی تو کمپ خیلی مشابه زندگی تو کمپ اشرف بود. منظورم بخش زندگی جمعیش بود. اتاق خواب جمعی، سالن غذاخوری جمعی، حموم و توالت جمعی. این خیلی من رو آزار می‌داد. طوری که تو دسامبر ۲۰۱۹ دوچار افسردگی شدید شدم. تو عمرم، حتی با گذشت از اون همه بلا تو مجاهدین هیچ وقت افسرده نشده بودم. اما توی اون کمپ از درون احساس خفگی شدید می‌کردم. به خودم می‌گفتم من که از چنگ اون فرقه آزاد شدم و چی شد دوباره افتادم توی این وضعیت. هفته‌ای سه شب کابوس می‌دیدم که دوباره برگشتم تو مجاهدین و از شدت ترس بیدار میشدم. بعضی وقتها قلبم اینقدر تند می‌تپید احساس می‌کردم ممکنه الان سکته کنم. توی کمپ خیلی ساکت بودم و تلاش می‌کردم فقط با افراد سلام و علیک داشته باشم. هر روز کامپیوترم‌ رو بر‌ می‌داشتم و می‌شستم تو اتاق اینترنت و یا زبون آلمانی می‌خوندم و یا خرد خرد کتاب سرگذشت زندگیم رو می‌نوشتم. در ظاهر تلاش می‌کردم خودم رو محکم و سرحال نشون بدم ولی در درون داشتم خفه میشدم. انگار یکی گلوم رو از تو‌ گرفته بود و فشار می‌داد. چند شب زیر پتو از حال خودم گریه‌م گرفت و فقط تلاش می‌کردم گریه‌م رو غورت بدم تا هم اتاقی‌هام متوجه نشن. یه روز دیگه تاب نیاوردم و رفتم پیش یکی از کارکنان کمپ. یه مرد افغانی بود که سال‌های سال توی آلمان زندگی می‌کرد و با همسرش توی کمپ کار می‌کردن. بچه‌های ایرانی کمپ باهاش خیلی خوب بودن و برای احترام زیادی قائل بودن. من باهاش هیچ وقت صحبت نداشتم ولی از انرژیش احساس میکردم می‌تونم بهش اعتماد کنم. رفتم پیشش و درخواست صحبت کردم. من رو برد تو یه اتاق و نشستیم سر میز. گفت بگو پسرم چی شده؟ هر بار که دهنم رو باز میکردم صحبت کنم بغضم می‌گرفت و نمی‌تونستم. گفت کار من اینجا اینه که به تو کمک کنم و راحت حرف بزن. تو اون لحظه یه دفع بغضم ترکید و شروع به گریه کردم. دیگه نمی‌تونستم خودم رو نگه دارم و تو اون لحظه احساس کردم دیگه نیازی نیست خودم رو قوی نشون بدم. بعد از یه دقیقه گریه به خودم مسلط شدم و شروع کردم به تعریف زندگیم و شرایط توی فرقه مجاهدین و سختی‌هایی که کشیده بودم. تو کل ۲۰ دقیقه‌ای که من صحبت میکردم اون هیچ چی نگفت. وقتی تموم‌ شدم گفت یه دقیقه واستا. گوشیش رو در آورد و زنگ زد به مدیر کمپ. گفت پیش یکی از پناهنده‌ها هستم که داستانش فرق می‌کنه و اتاق تکی نیاز داره. بعد در جا من رو برد پیش دکتر کمپ. داستان من رو خلاصه به دکتر گفت و دکتره درجا برگشت بهم گفت که من مجاهدین رو میشناسم و می‌دونم چی کشیدی. گفت میتونم برات دارو تجویز کنم ولی فکر میکنم همین که اتاق تکی داشته باشی بهت کمک میشه که کمی آرامش‌ پیدا کنی. از اون به بعد و تا زمان شروع کرونا، من یه اتاق تکی داشتم. آرامش توی اتاق کمی بهم احساس راحتی دست داد. دیگه احساس خفگی نمی‌کردم. دقیقا همون دوران بود که با همسر فعلیم آشنا شده بودم و اون بهم یوگا و مدیتیشن یاد داد. روزی دو بار توی اتاقم می‌شستم و ۲۰ دقیقه مدیتیشن میکردم. رفتم توی باشگاه شهر ثبت نام کردم و کلا روحیه‌م عوض شد. یه طوری از درون انگار خودم یا همون اصالتم رو پیدا کردم. روزها تو‌ اتاقم می‌شستم و به گذشته‌م فکر میکردم و اینکه از چه سختی‌هایی عبور کردم. یه روز توی همین فکرها بودم‌ که یهو به ذهنم زد منی که از این همه سختی و بلا عبور کردم پس از هر چی هم بعدش بیاد می‌تونم عبور کنم. تصمیم گرفتم دیگه غصه آینده رو نخورم. و تا به امروز هم همینطور بوده. یک لحظه هم غصه اینکه قراره چی بشه و من چی میشم و آیا از پسش بر میام رو نخوردم. اطمینان دارم که بر میام. یه جوری شکست ناپذیر شدم تو زندگی. دیگه از چیزی نمی‌ترسم. زندگی زیباست✨🌷

Ray Torabi

26,451 views • 1 year ago

متفکر اعظم و با سوادترین رییس جمهور دنیا در جواب یک دانشجو که پیشنهاد داد از هوش مصنوعی استفاده کنند در کلماتی گهربار و علمی فرمود : هوش مصنوعی اگه درست بود تا الان مارو خورده بود ! هوش مصنوعی مسته ! همه این سوتی ها به کنار اون چیزی که به من تیر آخر رو زد این بود که رییس جمهور مملکت فکر می‌کرد چون اسراییل با هوش مصنوعی به ایران حمله کرده پس استفاده ازش برای ما خطرناکه و ممکنه بیاد مارو بخوره !!!! خیلی قشنگ یه جوک قدیمی رو به صورت تصویری بازسازی کرد به یارو میگن خبر داری میخواد موبایل بیاد تو روستا ؟ طرف که هیچ‌ درکی از موبایل نداشت با خودش فکر کرد لابد چیز خطرناکیه و گفت به درک بابا بذار بیاد همه مون رو بخوره از این زندگی راحت بشیم :) حتی تصورشم نمی‌کردم این جوک در مورد یه آدم بی بیسواد و اندکی خنگ هم به واقعیت بپیونده چه برسه به اینکه رییس جمهور مملکت ایران نقش اولش باشه ! شاید شما به این متن خندیده باشین و به نظرتون متن طنز آلودی باشه ولی من این توییت رو از سر درد و اندوه زیاد نوشتم وقتی که خیلی غمگین و ناامید میشم قلمم ناخودآگاه طنز آلود میشه نمی‌دونم شاید برای این باشه که اندکی از درد و ناراحتیم رو کاهش بده حقیقتا درد داره مملکتی که دانشمندان و نخبگانی مثل چمران با تخصصش تو پلاسما فیزیک و شهریاری با محاسبات فیزیکش و تهرانی مقدم با نبوغش توی موشکی و.... فداش شدن همچین آدمی با چنین درک کاریکاتوری و از مقولات مهم علمی رییس جمهوری شده باشه بیشتر به نظر میرسه یه دلقک رو رییس جمهور کردیم که به جای حل مشکلات مارو به اونا بخندونه که مشکلات رو یادمون بره ! تبریک میگم با لجاجت مملکت رو به جایی رسوندین که بزرگترین دستاورد رییس جمهورش سوتی های غیر قابل باور هفتگیشه از متر ۱۰۰ گرفته تا نسل ضد و هوش مصنوعی مستی که میاد مارو میخوره.... دریغ بود این ایرانی که از سر لجاجت ویرانش کردین دریییییییغ

شوفر اسنپ ِ سیاست زده

15,414 views • 9 months ago

‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ مجری: مثلاً ۴۰۱ و ۴۰۴ رو نگاه می‌کنید، ۴۰۱ حتماً مدنی‌تر و انجمنی‌تره به نسبت ۴۰۴. نیست این‌طوری؟ سعید مدنی: نه. نه، به نظر من، اولاً که این پیوند و مسیر تحولات اجتماعی، درسته که افت‌وخیز داره، درسته که سینوسیه، اما یک سوگیری عمده‌ای هم داره. چرا باید ۴۰۴ رو، یعنی اعتراضات دی‌ماه رو می‌گی؟ اعتراضات دی‌ماه رو مثلاً در مقایسه با اعتراضات مهسا، چرا باید تفکیکش کرد؟ در وهله اول، وقتی از اعتراضات دی‌ماه صحبت می‌کنیم، باید ششم تا ۱۷ دی‌ماه رو از ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه متمایز کنیم. اگه اعتراضاتِ به‌اصطلاح ۴۰۱، یعنی «زن، زندگی، آزادی» و جنبش «زن، زندگی، آزادی» رو به جان‌باختن مهسا تقلیل بدیم، همون‌قدر هم می‌تونیم اعتراضات دی‌ماه رو به فراخوان ۱۸ و ۱۹ دی تقلیل بدیم. در حالی که اعتراضات مهسا، جنبش مهسا، حاصل یک منازعه و یک ناجنبش زنان در ایران بود که اونجا خودش رو به نحو احسن نشون داد. تونست ۱۰۰ روز توی خیابون مقاومت کنه. تاکتیک‌هاش تا حد زیادی از تاکتیک جنبش‌های قبلی، اعم از جنبش ۹۶ و جنبش سبز تبعیت می‌کرد. شعارهاش بر مبنای نوعی خردگرایی و تجربه تاریخی سوار شده بود و بنابراین تونست این مسیر رو ۱۰۰ روز هم ادامه بده. توی دی‌ماه هم، از ۶ تا ۱۷ دی، شما همون خصلت‌ها و همون تاکتیک‌ها رو می‌بینید. جمعیت میاد توی خیابون. حالا این دفعه مثلاً از جمهوری شروع میشه، پاساژ علاءالدین و اون منطقه، که ترکیبی از طبقه متوسط و دست‌فروش‌هاست، و بعد آرام‌آرام گسترش پیدا می‌کنه. خود اینکه چجوری این‌ها توی اون فضای جنگی و امنیتی یک‌دفعه جمع میشن و بعد بلافاصله به‌صورت وسیع در سطح ملی گسترش پیدا می‌کنه، قابل توجهه. حتی خیلی بیشتر از مهسا، تقریباً دو برابر مهسا. این اتفاق تا ۱۷ دی چجوری میفته؟ این رو باید مرتبط بدونیم با پتانسیل‌هایی که جنبش‌های قبلی ایجاد کردن، شبکه‌های اجتماعی‌ای که از اون موقع شکل گرفته، نقش نیروها و گروه‌های غیررسمی‌ای که از اون زمان وجود داشتن و حتی ذهنیتی که از اون تجربه باقی مونده بود؛ اینکه میشه آمد، اعتراض کرد و توی خیابون حضور پیدا کرد. همه این‌ها ظرفیتی ایجاد کرده بود که توی ۶ تا ۱۷ دی تقریباً همون مسیر طی بشه. اما توی ۱۸ و ۱۹ دی یه اتفاقی میفته؛ یه فراخوان داده میشه. این فراخوان مبتنی بر فهم واقعی از وضعیت ایران نیست، فهم واقعی از جنبش‌های اجتماعی ایران نیست، فهم واقعی از ساختار حاکمیتی ایران نیست و مبتنی بر خرد جمعی داخل هم نیست. بر اساس یک تحلیل غلط و به‌صورت غیرمسئولانه فراخوان داده میشه. اون فراخوان همراه خودش فرهنگ خودش رو هم میاره. یعنی تاکتیک‌هایی رو ترویج می‌کنه که در امتداد تاکتیک‌های قبلی نیست؛ مثل اینکه حمله کنید به مراکز نظامی، مساجد رو آتش بزنید یا چیزهایی از این قبیل. حتی من نمی‌خوام بگم سطحی که این تاکتیک‌ها تونستن عملی بشن خیلی گسترده بود. اتفاقاً خیلی محدود بود و اصلاً قابل توجه نیست. اما چیزی که تونست ایجاد کنه، یک گسست در ۱۸ و ۱۹ دی با قبل از اون بود. چون به نظر من، اگر با همون منطق ۶ تا ۱۷ دی اون اعتراضات ادامه پیدا می‌کرد، حتی می‌تونست روی جنگ تأثیر بذاره، روی تحولات آینده ایران تأثیر بذاره و حتی روی تصمیمات موجود اثرگذار باشه. ولی انگار از طریق اون فراخوان، یک پاس گل به اقتدارگرایی ایران داده شد و این گسست در نهایت مشکلاتی ایجاد کرد.

آرش یوسفی -ARASH

72,134 views • 1 month ago

یکی به این …. بگه به تو چه کی چی میپوشه و من ترجیح میدم آدم باشم آدم فروش نباشم مثل تو. این‌همه ژل لب با آرایش... اصلاً این چهره، با حجاب، مقبولِ جمهوری اسلامی هست؟! 🔹اصلاً در هیچ‌جای دنیا کسی به این فکر نمی‌کنه که «اندامم رو نشون بدم تا نشان‌دهنده آزادی، پیشرفت و باکلاسی باشه»؛ چون نوع پوشش مثل نفس کشیدن یک امر کاملاً طبیعی و حق فردیه و کسی اصلاً به این مفاهیمی که تو می‌گی فکر نمی‌کنه. 🔹اینکه یه نفر کجا چی می‌پوشه یا نمی‌پوشه، یا چقدر و کجاش ژل می‌زنه به کسی ربطی نداره؛ دقیقاً همون‌طور که قیافه کریه‌تو به بقیه ربطی نداره! اگه من از قیافه‌ت خوشم نمی‌اد، دلیل نمی‌شه هیچ‌کس دیگه‌ای هم نپسنده. 🔹خیلی هم طبیعیه که یه مرد دوست داشته باشه زنش به‌روز بگرده و براش خرج کنه (خرج بکنن یا نکنن هم باز به خودشون ربط داره). اصلاً مانتو چیه؟! زن می‌تونه تاپ و دامن کوتاه بپوشه؛ پوششی مثل مانتو تو تمام دنیا عجیبه! این فقط جمهوری اسلامیه که مردم رو مجبور می‌کنه. (مسلمون‌های کشورهای دیگه با انتخاب خودشون حجاب می‌ذارن، اما جمهوری اسلامی همه‌ی عقاید رو مجبور می‌کنه). 😵‍💫بخشی از افاضات این خانم با این ظاهر و حجاب: «نمایش اندام‌های خصوصی یک خانم به هیچ عنوان تو هیچ کجای جهان نشان‌دهنده آزادی، پیشرفت و باکلاسی نیست.»🤜 «یک سری چیزارو کف خیابون پوشیدید، طرف رو تخت‌خواب واسه شوهر خودش با خجالت تن می‌کنه!»🤜 «اونی که میاد به تو میگه بروز باش، پول بهت میدم برو موهاتو بلوند کن، اون مانتو کوتاه‌تو بپوش، ساپورت بپوش، دستتو می‌گیره، تو شهر نشون همه دوستاش میده... اون می‌خواد به واسطه تو خودشو بکشه بالا... بگه ببین، کیو مخ کردم!»🤜 با همین قیافه اومدی داری افکار جمهوری اسلامی رو پروموت می‌کنی؟!😵‍💫 همون‌طور که تو عکس‌های پیجش می‌بینید، کل پیجش موهاش بیرونه؛ حالا به دستور ارباباش اومده از حجاب می‌گه! 😆

Elham

22,440 views • 1 month ago

بعد از نزدیک یک هفته استفاده از این سرویس، شناخت تیم پشتش و مقایسه‌ش از نظر هزینه، راحتی پرداخت ریالی و دسترسی پایدار از داخل، می‌تونم Hoosha AI | هوشا رو پیشنهاد بدم. برای من مهم نیست فلان سایت تکنولوژی یا اینفلوئنسر اینستاگرام چه سرویسی معرفی کرده. روال کارشون با من فرق داره. من هم با بخش فنی و پشت صحنه ساخت مدل‌های AI آشنا هستم، هم تقریباً از همه سرویس‌های معروف خارجی روزانه استفاده می‌کنم و حتی Creative Partner بعضی‌هاشون هستم. وقتی اسم سرویس داخلی میاد حساسیتم بیشتر می‌شه، چون نسبت به فالوورهام مسئولیت دارم و بدون تجربه مستقیم چیزی رو معرفی نکردم و نمی‌کنم. آیا هوشا بهترین سرویس ممکنه؟ اگه از دید کسی که روزانه و تخصصی محتوای AI تولید می‌کنه بگم: نه. اما برای کاربر عادی که می‌خواد به ابزارها و مدل‌های روز، خیلی ارزون و بدون نگرانی از پلن ماهانه دسترسی داشته باشه: بله، یک بله بزرگ! هوشا هنوز نسبت به رقبای خارجی فاصله داره. بعضی امکانات مربوط به پرامپت و رفرنس که توی سرویس‌های دیگه بهشون عادت دارم این‌جا نبود؛ ولی اینا با یه آپدیت قابل حله. (از حق نگذریم حتی همین موارد رو مثلا Pollo هم نداشت، خودم به تیم Pollo مستقیم اطلاع دادم تا اضافه کنن.) آیا LLMهای هوشا رو پیشنهاد می‌کنم؟ اگه اطلاعات حساس می‌ذاری توی چت، نه هوشا و نه هیچ سرویس و API دیگه‌ای رو به‌جز خود سایت اصلی مثل Claude و ChatGPT پیشنهاد نمی‌کنم. جدا از این حساسیت، به همه مدل‌های LLM توی هوشا دسترسی دارید، پس بر اساس محتوا، انتخاب با شماست. هزینه‌هاش مناسبه؟ نسبت به Higgsfield، Pollo و MiniMax باید بگم هم بله، هم نه. بعضی مدل‌ها مثل MiniMax H3 مال خود Hailuo هست و حتی Higgsfield هم ارزون‌تر از خود Hailuo نمی‌فروشه. یا مثلا یه سرویسی با صاحب اون مدل Colab می‌ره یه مدل رو کلا رایگان می‌کنه روی پلن‌های سالیانه که خب این انتظار رو از همه نباید داشت. ولی مدل‌هایی مثل Seedance 2.5 که الان گرون‌ترین مدل ویدیوییه، توی هوشا قیمتش به‌مراتب بهتره. در کل تا وقتی ریالی و بدون واسطه پرداخت می‌کنید، همه‌چیز ارزون‌تر درمیاد. اگه گرونه، واقعا خود مدل گرونه. این خلاصه تجربه کوتاه من از هوشا بود. تا وقتی ازش استفاده می‌کنم سعی می‌کنم ویدیوهای آموزشی کوتاه هم بسازم؛ چون فکر کنم هم گرفتن اکانتش برای شما راحت‌تره (چالش پرداخت ارزی نداره) هم قیمتش مناسب‌تره پس احتمال اینکه شما هم بتونید تهیه‌ش کنید زیاده پس من هم سعی می‌کنم محتوای آموزشی بر پایه سرویس هوشا رو هم بسازم. و باز هم تاکید می‌کنم چون خیلی مهمه: - توکن‌هایی که در هوشا می‌خرید انقضا ندارن. برخلاف سرویس‌های خارجی که آخر ماه می‌سوزن، اینجا تا وقتی استفاده نکنی روی اکانتت می‌مونه. - در جا به جا کردن اطلاعات، تصاویر و اسناد و ... در همه سرویس‌های مشابه هوشا و خود هوشا چه خارجی و چه داخلی حساس باشید. اگر خواستید اکانت هوشا رو بگیرید، این کد تخفیف 10% رفرال منه: hs_2575440

Diego Jr

28,603 views • 1 month ago

🎥 خودمم می‌دونم تو فیلما لخت مادرزاد با مردا برای سکس می‌خوابیم غیر اخلاقیه، اما شهرت و جایزه و ثروت زیاد با فضایل اخلاقی قابل جمع نیست: الان تو فیلما سریع لخت میشم و سکس می کنیم، تا روزی که زنده ام این پرچم رو بالا نگه می دارم 👇👇 👈 کیت وینسلت ، بازیگر بریتانیایی، برندهٔ اسکار برای فیلم The Reader، ستارهٔ فیلم تایتانیک در نقش رز، و یکی از رک‌ترین و صریح‌ترین بازیگران هالیوود دربارهٔ صحنه‌های برهنه و سکس. ◀️ازدواج‌هایش: 🔹 شوهر اول: جیم تریپلتون – ازدواج ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۱ (حدود ۳ سال) 🔹 شوهر دوم: سم مندس – ازدواج ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۱ (حدود ۸ سال) 🔹شوهر سوم : ادوارد آبل اسمیت ( معروف به ند راکنرول) – ازدواج از دسامبر ۲۰۱۲ تا اکنون (بیش از ۱۳ سال). بیش از ۳۰ سال است که بدون سانسور دربارهٔ بدن واقعی زنان و سختی صحنه‌های صمیمی حرف می‌زند. ✅ کیت وینسلت: هر بار که ازم خواسته شده هر جور برهنگی یا صحنهٔ عاشقانه‌ای روی پرده انجام بدم، خوش‌شانس بودم. چون همیشه به اون صحنه باور داشتم. همیشه حس می‌کردم که «آره، این درسته، باید باشه». ✅ و اگر حس نمی‌کردم، اگر فکر می‌کردم کمی زیاده‌روی شده یا واقعاً لازم نیست، همیشه راحت بودم که به کارگردان بگم: «این شاید داره زیاده‌روی می‌کنه و شاید اصلاً لازم نباشه. بیا به چیزی که واقعاً نیاز داریم پایبند بمونیم.» ✅ خیلی مهمه که از نظر احساسی پشت چیزی باشی که برهنه‌ست. حقیقتش اینه که حالا بهش عادت کردم. تو پوست خودم راحت هستم و با تمام نقص‌هام هم مشکلی ندارم. حس نمی‌کنم که باید چیزی رو پنهان کنم. ✅ چون معتقدم زنان روی پرده باید به‌عنوان زنان واقعی نشون داده بشن. من این پرچم رو تا روزی که زنده‌ام بالا نگه می‌دارم. ✅ حالا دیگه فقط پنج ثانیه به حس برهنه بودن فکر می‌کنم. مثل اینه که: «اوکی، حالا برهنه‌ام... بزن بریم.» چون اگر دورش بپیچی و غر بزنی، تنها کسی که داری بهش آسیب می‌زنی خودتی. پس من فقط انجامش می‌دم. عجیبه، ولی فقط انجامش می‌دم. 🔺 کیت وینسلت در مصاحبهٔ دیگری با رک‌ترین کلماتش گفته: «ازش متنفرم! گوش کن، اشتباه نکن، من فقط می‌رم سراغش. می‌رم تو و می‌گم “اوه فاک، بزن بریم” و تموم. اگه غر بزنی یا امروز و فردا کنی که قرار نیست بره. این کار عمیقاً عجیب و غیرطبیعیه. ما بازیگرها همیشه درباره‌ش حرف می‌زنیم. واقعاً ممکنه زیر ملحفه‌ها درهم پیچیده باشی و به هم‌بازی‌ت بگی: “عجب کاری داریم می‌کنیم؟” [مثل اینه که به مادرت تلفن کنی و بگی] مامان جان، امروز سر کار بیضهٔ چپ یارو به گونه‌ام چسبیده بود! اگه از نظر اخلاقی بهش فکر کنی، تقریباً غیراخلاقیه.»

Akbar Ganji

54,448 views • 1 month ago

خیلی با خودم کلنجار رفتم که بگم یا نگم؟! راستش با توجه به پراکندگی ایرانیان در جهان، تصمیم گرفتم که بگم! حتی اگه یک ایرانی رو نجات بدم! متوجه شدید که یه اتفاقات عجیبی داره در دنیا می‌افته؟! روزها برعکس تابستان‌های پیشین، کوتاه شده! بارش باران در جاهایی که معمول بوده(اروپا)، قطع شده! ماه را وسط روز کنار خورشید می‌بینید! زمین لرزه‌های عجیب و غریب در جاهایی که اصلا سابقه زمین‌لرزه نداشته! کم شدن آب دریاهای پر آب و پرآب شدن جاهای کم آب! محو شدن چندین جزیره در سال جدید ایرانی! خیلی این اتفاقات عجیب و غریب رو دیدین! اما نمی‌دونید داره چه اتفاقی می‌افته! حق دارید! رسانه‌های گلوبالیسم هم که تاریخ رو جعل کرده‌اند قاعدتاً نمیان به شما توضیح بدهند که واقعا چه خبره چون اگه بگن، دروغ‌هایشان برملا میشه! مثلا داستان UFO رو از سر صداقت نگفتند! مجبور بودن بگن! چون اتفاقاتی قراره بیافته و داره می‌افته که مجبورند بندازن گردن یه چیزی! چی از UFO بهتر؟! حالا واقعا چه خبره؟! این اتفاقات، سابقه تاریخی داره! ما ۱۲ صور فلکی داریم! هر هزاره، یه صورت فلکی جلو می‌افتیم و یه جایی صفر میشه! یعنی چی؟! هر ۱۲ هزار سال، تنظیمات زمین، از نو رقم می‌خوره! نوروز امسال، پایان یک چرخه ۱۰۰۰ ساله و ورود به چرخه صفر ۱۲هزاره، و هم هزاره جدید! یعنی ۲ آپدیت بزرگ با هم! می‌دانم که گیج شده‌اید! حق دارید! لطفاً با صبر و دقت بخوانید که چی می‌خوام بگم! نوروز امسال، خورشید روی صور فلکی ماهی قرار گرفت! صور فلکی ماهی نشان ۲چیزه: ۱- مادر ایران‌زمین ایزدبانو آناهیتا ۲- ماهیِ زیرِ گاو یا همان که از قدیم بهش میگن: سپهر گردون! درین لحظه، تنظیمات صفر میشه و یه عصر جدید آغاز میشه! جاهایی از کشورهایی که می‌شناخته‌اید احتمالا ناپدید میشن و جاهای جدیدی از زیر آب بیرون میان و پدیدار میشن! البته فلات ایران، کمترین نوسان را خواهد داشت! علتی که اهورامزدا پس از سیل، این سرزمین را دوباره به ایرانیان داد و خودش هم تخت سلطنتش را در ایران گذاشت، همین بود! به همین دلیل میترا از کوه دماوند به ایران آمد و در ابتدای ۱۲هزاره، زیست بشر را از ایران آغاز کرد. خب چی باید بدانید؟! نخست اینکه هرچه درباره جهان گفتن، دروغه! جهان اون شکلی که ناسا میگه نیست! همه‌ش یه دروغ بزرگ است! زیاد باز نمی‌کنم زیرا می‌دانم شاید باورش براتون سخت باشه! همانطور که برای من بود و سال‌ها طول کشید که هضم کنم! فقط کافیه بدانید که باید چکار کنید درین لحظه؟! ۱- اگر خانه شما نزدیکی اقیانوس یا دریاست، هر جای دنیا، خصوصا قاره‌های آمریکا، سریعا ترک کنید و خانه‌تان را عوض کنید به سمت مرکز کشوری که هستید! ۲- حتما خانه‌تان زیرزمین داشته باشه و حتما در زیرزمین‌تان غذا و آب کافی بعلاوه چندین آهنربای بزرگ برای تولید برق به شکل الکترومغناطیس داشته باشید تا روشنایی یا شارژ وسایل حیاتی، قطع نشه. ۳- ایران باید سریعتر به ایرانیان بازگرده! وگرنه اتفاقات بسیار بسیار بسیار بزرگ و بدی برای جهان می‌افته! می‌دانم این حرف عجیبه، درک می‌کنم! اما علت داره میگن: ایران قلب زمین است! قلب خون را به همه جهان، پمپاژ می‌کنه! اگر ایران به مدار آشا و همان ساسانیان برنگرده، تعادل جهان به هم می‌خوره و خورده! اتفاقاتی که برشمردم، بسیار شدیدتر میشه! بسسسسسسسیار شدیدتر! چیزی شبیه ۱۲هزاره پیش! وقتی اهریمن، ایران را تصرف کرد و سیل و یخبندان بزرگ، پدید آمد! یه علتی داره که اهورامزدا تخت سلطنتش را در قلب ایران گذاشت! این سرزمین بااااااااااااااااااید در محور آشا یا اهورایی باشه! این تعادل با جمهوری‌اسلامی و کلا اسلام، به هم خورده و باید سریع‌تر به محور آشا برگرده. بخاطر نگرانی از جان شما عزیزان، مجبور شدم این اتفاقات رو که می‌دونم براتون عجیب غریبه، تا حدودی که درک عمومی جامعه به هم نخوره، توضیح بدم! چون فعلا اکثریت مطلق، توان درک واقعیت رو ندارند، چون ۳۰۰ ساله تاریخ را کامل جعل و تحریف کرده‌اند! خلاصه کنم! آن کارهایی که گفتم، حتما انجام دهید! تا جان خودتان و عزیزان‌تان حفظ شود! زلزله‌های بسیار بزرگ، تورنادوهای بسیار بزرگ، سیل‌های بسیار بزرگ، بارش‌های عجیب و غریب و بزرگ، آتش‌سوزیهای بزرگ و عجیب و غریب و و و به زودی آغاز میشه! البته همین الان هم شروع شده! مواظب خودتان(چون ایرانی هستید!) و عزیزان‌تان(چون ایرانی هستند!) باشید! با بقیه مردمان کاری ندارم چون آنها چشم خودشان را به قتل‌عام در سرزمین « قلب اشا» بستند! لطفاً لطفاً لطفاً جدی بگیرید! خودم می‌دونم اینایی که نوشتم براتون عجیبه! نمی‌تونم فعلا کامل توضیح بدم چون آمادگی براش وجود نداره! چیزی ازتون کم نمیشه چیزهای که گفتم انجام دهید! تکرار می‌کنم: لطفاً لطفاً لطفاً جدی بگیرید!❤️🫂 سپاسگزارم❤️🫂

JamesDean

104,807 views • 1 month ago

روز زن بهانه‌اس که داستان خودمو که یک سال پیش نوشتم دوباره بازگو کنم: سالها پیش که ایران بودم, برای جدا شدن از همسر اولم به دادگاه رفتم و در برابر قاضی سیستم قضایی زن ستیز جمهوری اسلامی قرار گرفتم. کل پروسه قضاوت ۵ دقیقه بیشتر طول نکشید. به قاضی گفتم که من فقط حضانت فرزندمو میخوام. قاضی در حالی که یه چیزی گوشه لپش انداخته بود با یه لبخند کثیف و کج گفت که برای حضانت باید تمام مهرم رو ببخشم یا اینکه او وکالت تام الاختیاری که همسر سابقم از آمریکا برای طلاق برام فرستاده قبول نمیکنه! با دست جلوی دهان دوستم که وکیلم هم بود گرفتم و بلافاصله گفتم: من فقط بچه امو میخوام! وقتی از دادگاه بیرون آمدیم, وکیلم گفت که این فقط یک خدعه از طرف قاضی بوده، چون قاضیهای دادگاه خانواده همه طرفدار مردها هستن و در قانون همچین چیزی نداریم و من نباید می پذیرفتم! دو سال بعد خروجم از کشور، برای دیدار با خانواده برای آخرین بار به ایران برگشتم. همون دم گیت ورودی، پاسپورت پسرم رو ضبط کردند و گفتند که پدرش به عنوان ولی اون، ممنوع الخروجش کرده! به دادسرا که مراجعه کردم متوجه شدم حق ولایت پدر با دادن حضانت سلب نمیشه! حضانت فقط به معنی نگهداری هست و تو به عنوان مادر هیچکاره ای!! حتی پدربزرگ پدری هم بر تو در همه امور ارجحه! باورتون میشه؟ حضانت در قانون به معنی سرپرستی و ولایت نیست! تمام تصمیمات همچنان با پدرست. این مسئله طول میکشید و من باید به سر کار برمیگشتم، پسرم را پیش پدر و مادرم گذاشتم و به کانادا آمدم. تمام چند ماهی که من اینجا بودم و پسرم ایران، کارم فقط گریه بود! هیچ راه قانونی برای حل مشکلم وجود نداشت حتی وقتی که پدر بچه خودش در آمریکا زندگی میکرد و هیچ دلیل منطقی برای ممنوع الخروجی بچه وجود نداشت!! در نهایت هم دل همسر سابق به رحم آمد و اجازه خروج پسرم رو از دفتر ایران در واشنگتن صادر کرد! اما من هرگز رنج اون روزها و حیرانی ام رو فراموش نمیکنم. اون احساس نا‌امنی و بی پناهی که اون زمان تجربه کردم حتی الان که یک همسر مهربان و پسری هفت ساله دارم گاهی به سراغم میاد، اما یهو یادم میفته که اینجا کاناداست! تا گرفتار دادگاههای خانواده جمهوری اسلامی نشده باشی، با گوشت و پوستت زن ستیزی این حکومت رو درک نمیکنی! #نه_به_جمهوري_اسلامي #هشت_مارس

Elie Omidvari الی امیدواری

59,678 views • 1 year ago

واقعا از این برنامه شما و‌ میهمانانتان متعجبم خانم Fahimeh KhezrHeidari این را نه برای شما بلکه برای ایرانیانی که تازه به اینترنت دست یافتند مینویسم. چون انها نیاز دارند که به انچه در خارج از کشور میگذرد و نقش و وظیفه رسانه های خارج کشوری اشراف داشته باشند. اولا که اوردن فردی که رسما شاخص ساواک هست به برنامه اتون نه تنها بی حرمتی به قربانیان ساوام هست بلکه شما و صدای امریکا در حقیقت به این فرد اعتبار دادید. لطفا نگید من اوردمش و دیگران به چالش کشیدنش. اینگونه ژستهای دمکراسی واقعا قابل قبول نیست. انهم زمانی که شما یکی از گروه هایی که همیشه تظاهرات میگذارند حتی زمانی که دیگران در خواب زمستانی فرو میروند انها فعالانه حضور دارند، را مخصوصا دعوت نمیکنید. همین ۱۰ روز قبل هزاران ایرانی در قلب واشنگتن در زیر گوش ساختمان صدای امریکا گردهم امدند تا به اعدامها اعتراض کنند و متحد با شعار #نه_شاه_نه_شیخ بر علیه رژیم ایران سخن از تغییر رژیم به دست مردم ایران فریاد زدند. اما ایا شما و یا صدای امریکا به ان پوشش خبری دادید؟؟؟ خیر. من برای هموطنانم گوشه ای از ان را اینجا به اشتراک میگذارم. باید خاطر نشان کنم که صدها خیرگزاری منجمله رویترز، اف پ، فاکس نیوز (پخش مستقیم) دبلیو تی او‌پی و غیره به ان پوشش خبری دادند. اما مثل اینکه هنوز عده ای و عناصری هستند که سعی در سانسور صدای هوادران مجاهدین هستند. من واقعا فکر نمیکنم این تصمیم، تصمیم وزارت امورخارجه و یا بی بی جی باشد. در روز ۲۰ ژوئن صدهزار نفر در تظاهراتی در پاریس در حمایت از تغییر رژیم توسط هواداران و دوستداران مجاهدین شرکت خواهند داشت، حتما که ان را هم سانسور خبری خواهید کرد. بنظر میرسه که افراد گرداننده و تصمیم گیرنده به دلیل نظریات شاید شخصی خودشان هست که هیچ میهمانی از هوادارن مجاهدین و شورای ملی مقاومت را در هیچ زمینه ای دعوت نمیکنند. بسیاری از میهمانان همان میهمانان همیشگی هستند. چطور میشود یک تصویر و تفسیر درست از یک معقوله و‌تحول سیاسی داد وقتی عامدانه تفکر دیگری حذف میشود چگونه میشه ادعای دمکرات بودن و‌تعهد به ازادی بیان را داشت؟ چند روز پیش در مورد اعدامها برنامه داشتید دریغ از دعوت از یکی از بازماندگان دهه شصت. و یا حتی همین دوران. چه بخواهید و یا نخواهید ۹۰ درصد قربانیان دهه شصت از هوادارن مجاهدین بودند. در همین دوران ۸ مجاهد خلق از ۲۰ و اندی اعدام شدگان از اعضای مجاهدین بودند، چگونه شما انها را سانسور میکنید؟ مردم ایران اگاه هستند، حتی در این دوران بخوبی میبینند که چه کسانی در مبارزه جدی هستند و بهای سنگین میدهند. این را رژیم هم میداند. ما بیش از ۴۰ سال هست که با این سانسورها مقابله کردیم. ولی از میان همان سانسورها نسل وحید بنی عامریان، پویا قبادی، بابک علیپور به این مقاومت پیوستند و شجاعانه سریدار شدند. البته من از نسل دهه شصت هستم و شاهد حماسه های بسیاری بودم. هنوز از نسل ما، شاهدین زنده هستیم و میدونیم که وظیفه ما گفتن حقایق ان دوران هست و به کارمان ادامه میدهیم و نیازی به رسانه ای نیست. در همان راستا این وظیفه من بود که این سطور را برای هموطنانم در #ایران بنویسم که در تاریخ ثبت شود.

Shirin Nariman

12,378 views • 4 months ago

آن روزها که شهرام همایون برای بقای شبکه‌ی تلویزیونی‌اش گلریزان راه می‌انداخت و از مخاطبانش پول می‌خواست، برای خیلی از ما سوژه‌ی طنز بود. جمهوری اسلامی هم مسخره‌اش می‌کرد و برایش برنامه می‌ساخت. اما بعضی چیزها را گذر زمان بهتر نشان می‌دهد. امروز که بخش‌هایی از فضای رسانه‌ای و اپوزیسیون ایران با پول‌های غیرشفاف، وابستگی‌های سیاسی و مناسباتی آلوده شده‌اند که استقلال رسانه را به یک شوخی تلخ تبدیل کرده، آن گلریزان‌ها برای من معنای دیگری پیدا کرده‌اند. شهرام همایون دست‌کم جلوی دوربین از همفکران و مخاطبان خودش پول می‌خواست تا رسانه‌اش را سرپا نگه دارد. کسانی به او پول می‌دادند که می‌دانستند به چه کسی و برای چه چیزی پول می‌دهند. ممکن بود من با آن رسانه، عقایدش و سیاستش مخالف باشم، اما امروز ارزش استقلالی را که در آن رفتار بود بهتر می‌فهمم. این روزها وجه دیگری از شهرام همایون هم برای من قابل احترام شده است. در گفتگویی که این ویدیو بخشی از آن است، تماس‌گیرنده‌ای درباره‌ی پل‌ها، نیروگاه‌ها و زیرساخت‌هایی حرف می‌زند که در جمهوری اسلامی ساخته شده‌اند و استدلال می‌کند که چون آخوندها و نهادهایی مثل قرارگاه خاتم‌الانبیا در ساخت آنها نقش داشته‌اند، این‌ها دیگر به مردم تعلق ندارند. شهرام همایون وسط حرفش می‌پرد و می‌گوید: «نه. اول راجع به تعلقش صحبت کنیم.» شاید تمام مسئله همین یک کلمه باشد: تعلق. پل مال آخوند نیست. نیروگاه مال سپاه نیست. پالایشگاه مال جمهوری اسلامی نیست. اگر قرارگاه خاتم مجری یک پروژه بوده، صاحب آن پروژه نشده است. این‌ها با پول مردم ساخته شده‌اند، به دست مردم ساخته شده‌اند و مردم از آنها استفاده می‌کنند. همان‌طور که خود همایون در گفتگو می‌گوید: «آخوند ارث پدری داشته مگه؟» نداشته. ایران هم ارث پدری جمهوری اسلامی نیست. یکی از بزرگ‌ترین خیانت‌های جمهوری اسلامی، به گمان من، دقیقاً همین بوده که برای دهه‌ها تلاش کرده خودش را با ایران یکی کند. مخالف نظام را مخالف ایران نامید. منتقد را جاسوس خواند. معترض را عامل بیگانه، وطن‌فروش و مزدور معرفی کرد. آن‌قدر این واژه‌ها را برای سرکوب شریف‌ترین مخالفان خودش مصرف کرد که معنای خیانت، جاسوسی و حتی وطن را فرسوده کرد. حالا بخش‌هایی از مخالفان جمهوری اسلامی هم همان دروغ را پذیرفته‌اند، فقط علامت معادله را عوض کرده‌اند. جمهوری اسلامی می‌گفت: «من ایرانم، پس مخالفت با من مخالفت با ایران است.» این‌ها می‌گویند: «جمهوری اسلامی ایران است، پس هرچه به ایران ضربه بزند به جمهوری اسلامی ضربه زده است.» دو دشمن، روی یک دروغ مشترک به توافق رسیده‌اند: اینکه ایران همان جمهوری اسلامی است. و اینجاست که ما به یکی از نتایج فاجعه‌بار این سال‌ها رسیده‌ایم. آدمی می‌تواند آن‌قدر از جمهوری اسلامی متنفر باشد که دیگر نتواند میان حکومت و کشور، میان سپاه و جامعه، میان یک نهاد سرکوبگر و زیرساختی که میلیون‌ها انسان از آن استفاده می‌کنند تمایز بگذارد. می‌تواند تخریب پل، نیروگاه یا تأسیسات کشور خودش را نه به‌عنوان آسیب به مردم، که به شکل ضربه‌ای به حکومت تصور کند. من قبلاً در توییتی نوشته بودم جنگ عراق «جنگ تحمیلی» بود و جنگی که امروز درگیرش هستیم «جنگ تحمیقی» است. شوخی با کلمات بود، اما منظورم جدی بود. در این جنگ، مردم فقط قربانی خشونت و حمله نیستند. آنها را احمق فرض می‌کنند و هم‌زمان ماشین‌های تبلیغاتی و رسانه‌ای مختلف مدام در حال فرسایش قدرت تشخیص‌شان هستند. فاجعه فقط این نیست که کسی از حمله‌ی خارجی به کشور خودش استقبال کند. فاجعه جایی عمیق‌تر است: جایی که برای توضیح اینکه یک پل متعلق به مردم است، دیگر باید استدلال کرد. وقتی بدیهیات نیاز به اثبات پیدا می‌کنند، مسئله دیگر صرفاً اختلاف سیاسی نیست. این همان چیزی است که در این ویدیو برای من دردناک است. شهرام همایون دارد تلاش می‌کند چیزی را دوباره بدیهی کند که اصلاً نباید از بدیهی بودن خارج می‌شد: این کشور مال مردم آن است. من خودم چنین اعصابی ندارم. واقعاً ندارم. نمی‌توانم هر مزخرفی را بشنوم و با همان آرامش بنشینم و از ابتدا توضیح بدهم چرا چنین استدلالی از اساس تباه است. شاید این ضعف من باشد. هر عقیده‌ای هم صرفاً به این دلیل که کسی به آن باور دارد، شایسته‌ی احترام نیست. آدم‌ها حرمت دارند، اما همه‌ی عقاید محترم نیستند. بعضی حرف‌ها واقعاً مزخرف‌اند. اما دقیقاً به همین دلیل است که کاری که شهرام همایون در این گفتگو می‌کند برای من ارزشمند است. چون او کاری را انجام می‌دهد که من توانش را ندارم. راه گفتگو را نمی‌بندد. می‌شنود. سؤال می‌کند. از طرف مقابل می‌خواهد تا انتهای استدلالش برود و بعد با همان بدیهیات فراموش‌شده روبه‌رویش می‌کند. این فقط خونسردی نیست. نوعی احساس مسئولیت است. اما اگر بخواهیم منصف باشیم، مسئول اصلی وضعیتی که ما را به این نقطه رسانده پیش از هر کس جمهوری اسلامی است. این حکومت تار و پود اعتماد عمومی را چنان از هم باز کرده که ترمیم آن، اگر ممکن باشد، سال‌ها طول خواهد کشید. وقتی حکومت برای دهه‌ها هر مخالفی را جاسوس می‌نامد، روزی می‌رسد که مردم دیگر حتی نمی‌دانند جاسوس واقعی کیست. وقتی همه‌چیز پروپاگانداست، حقیقت هم اعتبارش را از دست می‌دهد. وقتی دستگاه امنیتی بخش بزرگی از توانش را صرف تعقیب روزنامه‌نگار، فعال مدنی، زن معترض و مخالف سیاسی می‌کند، در همان حال راه برای نفوذ واقعی سرویس‌های خارجی باز می‌ماند. عمق نفوذ اسرائیل در ساختارهای امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی دیگر چیزی نیست که بتوان آن را به سادگی نادیده گرفت. اما برای من حتی دردناک‌تر از نفوذ در یک ساختار نظامی، نفوذ در ذهن جامعه است. ضعیف شدن جمهوری اسلامی برای من تراژدی نیست. فروپاشی قدرت تشخیص مردم، از بین رفتن حس تعلق به کشور و تبدیل شدن ایران به زمین بازی قدرت‌های خارجی تراژدی است. و این همان جایی است که صرف «سرنگونی جمهوری اسلامی» دیگر پاسخ کافی نیست. این حرف به معنای تسلیم شدن یا دست کشیدن از مبارزه نیست. درست برعکس. مبارزه با جمهوری اسلامی باید ادامه پیدا کند، اما اگر قرار باشد فقط رأس هرم عوض شود و همان فرهنگ حذف، همان قهرمان‌پرستی، همان دشمن‌سازی، همان بی‌اعتمادی و همان منطق «هر که با من نیست علیه من است» باقی بماند، چیز زیادی تغییر نکرده است. ما مستحق آزادی هستیم. آزادی حق ماست. اما برای حفظ آزادی باید ظرفیتش را هم بسازیم. باید نهاد بسازیم. شبکه بسازیم. گفتگو یاد بگیریم. شکست سیاسی را تحمل کنیم. مخالف را دشمن ندانیم. یاد بگیریم که اکثریت حق ندارد حقوق اقلیت را له کند و اقلیت هم نمی‌تواند چون رأی نیاورده میز بازی را به هم بزند. باید قواعد مشترکی بسازیم که از اشخاص مهم‌تر باشند. این‌ها کارهای بعد از جمهوری اسلامی نیستند. خود این‌ها بخشی از مبارزه با جمهوری اسلامی‌اند. و شاید نقطه‌ی شروع همان چیزی باشد که شهرام همایون در آن مکالمه گفت: «اول راجع به تعلقش صحبت کنیم.» قبل از اینکه درباره‌ی جمهوری یا پادشاهی دعوا کنیم، قبل از اینکه برای حکومت بعدی اسم انتخاب کنیم، باید دوباره بفهمیم چه چیزی به ما تعلق دارد. این شهرها. این جاده‌ها. این پل‌ها. این نیروگاه‌ها. این حافظه‌ی جمعی. این آینده. و ایران. ایران نه مال جمهوری اسلامی است، نه سپاه، نه آخوند، نه شاه، نه موساد و نه هیچ قدرت خارجی دیگری. اگر قرار است روزی آزاد باشیم، شاید یکی از اولین کارها این باشد که دوباره یادمان بیاید این کشور مال ماست.

Panah Farhadbahman 🎒

63,889 views • 1 month ago

تحلیل شخصی من گزاره شماره ۱: ژنرال متیس ۲۶ امین وزیر دفاع آمریکا و فرمانده سابق سنت‌کام، در ویدیو شماره ۱ که پیوست کردم نکته کلیدی و تعیین کننده‌ای رو میگه، او ادعا می‌کنه که CIA برای ارزیابی احتمال سقوط دولت‌ها ۷۰ پارامتر رو می‌سنجد، ولی ۱ پارامتر در مورد ایران از همه مهمتره، و اونم اینه که آیا نظام برای حفظ خودش حاضره در ابعاد وسیع دست به کشتار کردم خودش بزنه؟ پاسخ این سوال الان برای من و شما روشنه، بله جمهوری اسلامی چنین کاری رو انجام داده و به احتمال نزدیک به یقین دوباره هم این کار رو خواهد کرد. بدین ترتیب جمهوری اسلامی با ماشین کشتار خودش مخالفین رو خفه می‌کنه تا باقی بمونه. گزاره شماره ۲: ریموند گیوس در کتاب فلسفه و سیاست واقعی میگه شما باید ابتدا نگاه کنید قدرت دست چه فرد یا گروهی هست و این گروه برای حفظ قدرت چه می‌کنه و پیامد عملکرد اون چیه، بعد می‌تونید تشخیص بدید آیا مبارزات مدنی نتیجه بخش هست یا نه، و اگر بی‌نتیجه هست، یعنی حکومت با خشونت بی حد و حصر داخلی و بین‌المللی می‌خواد حفظ بشه، اصولاً دیگه مبارزه مدنی به خودی خود اخلاقی نیست! زیرا فقط منجر به کشتار وسیع میشه ولی تأثیری در سرنگونی این حکومت نداره. در چنین وضعیتی یک حکومت فاسد فقط با دخالت خارجی، جنگ، کودتا و چنین سناریوهایی سرنگون خواهد شد. گزاره شماره ۳: این سوال پیش میاد که آیا چنین وضعیتی قبلاً هم در دنیا رخ داده؟ جواب مثبته، بله حکومت شوروی سابق در ابعاد بسیار وسیع بازها به قتل عام مردم پرداخت و چون قدرت مطلق نظامی داشت، مردم هیچ وقت موفق به سرنگونی اون نمی‌شدند. از طرفی حمله نظامی به شوروی ممکن نبود، چون شوروی برخلاف جمهوری اسلامی یک قدرت اتمی بود. ------ من معتقد هستم آمریکا و اسرائیل با دونستن این موضوعات اقدام به حمله به جمهوری اسلامی کردن، و یک سناریو چیدن که در ادامه برای شما شرح خواهم داد. حمله به جمهوری اسلامی در این مرحله از جنگ فقط یک هدف رو دنبال می‌کنه: وادار کردن ج.ا به تغییر ساختار و معرفی یک چهره جدید برای مذاکره با دنیا، دقیقاً مشابه کاری که با شوروی کردند و بعد از گورباچف، بوریس یلتسین رهبری رو بر عده گرفت، او فردی ضعیف النفس، الکلی و فاسد بود. نتیجه این اقدام این خواهد بود که یا همین مجتبی، یا افرادی مثل قالیباف، حسن روحانی، حسن خمینی یا هر کس دیگری امور رو به دست بگیره (آدمش اصلا مهم نیست) و هدف نهایی اینه که بیاد پای مذاکره با آمریکا و دنیا. در این مرحله یه آتش بس اتفاق میفته که ممکنه از دو سه هفته دیگه بشه در نظر گرفت، بعد از اینکه زیرساخت‌های کشور به صورت جدی آسیب ببینند. چرا چنین چیزی لازمه؟ چون با وضعیت فعلی مردم ایران نخواهند توانست با اعتراضات مدنی حکومت رو عوض کنند، پس باید حکومت به شکلی تغییر کنه و تضعیف بشه که امکان اعتراضات مردمی و به دست گرفتن حکومت فراهم بشه. زدن فولاد، نیروگاه‌های برق و سایر زیرساخت‌ها هم در همین راستا هست، چون همین طرفداران ج.ا که به اعتقاد من نزدیک به ۳ الی ۵ میلیون هستند، وقتی سفره‌هاشون خالی بشه، به فلاکت و بدبختی دچار بشن، و سیستم هم امکانی برای تأمین مایحتاج اونها نداشته باشه، دیگه به شکل وحشیانه خشونت رو راه حل نخواهند دید. در این مرحله هست که نقش رهبری رضا پهلوی خودشو نشون خواهد داد و با حضور در میدان می‌تونه امور رو به دست بگیره. اگر چنین اتفاقی افتاد، در اون زمان تحلیل تکمیلی خودمو ارائه خواهم داد. پس جمع بندی: ۱- این مرحله از جنگ برای وادار کردن جمهوری اسلامی به آمدن به میز مذاکره و یک رهبری ملایمتر خواهد بود. ۲- وضعیت اقتصادی و اجتماعی به شدت رو به وخامت خواهد رفت، خیلی بدتر از الان. ۳- اواسط سال ۱۴۰۵ به بعد، احتمالا آبان و آذر و دی، اعتراضات شدت میگیره و احتمالاً درگیری‌ها داخلی + خارجی همزمان خواهد بود. خلاصه کلام اینکه خیلی بدبختی پیش رو خواهیم داشت. طبق معمول میگم اینا تحلیل‌های شخصی منه، ادعایی ندارم و تحلیلگر نظامی یا سیاسی هم نیستم، بخونید و رد بشید، اگر فحاشی کنید یا دری‌وری بگید بلاکتون می‌کنم، اینا رو هم نوشتم چون چندنفر خواستن نظرمو بگم، این نظرات من هم منطبق با تحلیل قبلی ام است که قبلاً نوشته بودم.

تنسی‌تاکسیدو 

77,042 views • 5 months ago

مهم و فوری🔥 شاعر و نویسنده ایتالیایی درباره بازگشت پادشاهی Reza Pahlavi ایران صحبت می‌کنه و من را یاد خاطره‌ای انداخت! فیلم از صفحه ایشان: Associazione Italia-Iran اما خاطره: اوایل سال ۲۰۱۴ بود در برلین قدم می‌زدم و با تلفن صحبت می‌کردم که آقایی آلمانی جلو آمد و گفت: سلام! خوبی؟!! من هم به فارسی گفتم سلام شما ایرانی هستی؟! گفت نه! من آلمانی هستم! ادامه به آلمانی صحبت کرد و من گفتم با انگلیسی راحت‌ترم و او استاد دانشگاه بود و انگلیسی بلد بود و مکالمه به انگلیسی اینچنین گذشت؛ ایشان گفت: من پیش از انقلاب ایران بودم و کمی فارسی بلد هستم و در سفارت آلمان بودم و دکترای جامعه‌شناسی دارم(چون هم‌رشته بودیم علاقمند شدم و با ولع گفتگو را شنیدم!) ایران بهشت است! حیف از کشورتان که دست این مسلمانان وحشی است و در ادامه از زمان پهلوی و سپس آخوند، همان گفت که هم شما میدانی و هم من! سوالی به ذهنم آمد که خب راه حل چیست؟! پاسخ او شروع سفری عمیق در زندگی من بود: بروید دور پسر شاه را بگیرید! التماسش کنید! به دست و پایش بیافتید که برگردد! فقط اوست که می‌تواند ایران را نجات دهد! خب مغز من آن زمان باد داشت و مثل قشر خاکستری امروز شروع کردم خزعبلات پیچیدن که آی دوران پادشاهی تمام شده و جمهوری و فلان و خودتان را ببین و ازین جور چرندیات؛ که او ریش‌سپیدی و صبوری کرد و شنید و بی کلامی و سپس گفت: میای با هم بریم یه جای برلین؟! گفتم بریم! در محله «اشپانداو» بچه‌های برلین می‌دانند کجاست، ضلع شمالی ایستگاه اشپانداو چند هکتار باغ و جنگل است(!) گفت این منطقه را می‌بینی؟! این خانه شاهزاده فلانی آلمان است، شما خبر ندارید اما آلمان را ایشان می‌گرداند و آمریکا فقط او را در آلمان میشناسد و احزاب و این مزخرفات رولایه سیاسی را اصلا آدم حساب نمی‌کند!(زمان مرکل این حرف رو زد!) پس پسرجان؟!!! من آلمانی هستم و نه ایرانی ذی‌النفع دارم بهت میگم: برو/بروید پسر شاه را التماس کنید که بیاید! ایران حیف است؛ مردم ایران حیف است، تمدن ایران حیف است و و و آنجا مطالعه عمیق من درباره سیاست معاصر ایران شروع شد و پهلوی را شناختم و آنچه شدم که امروز می‌بینید! فقط با یک تغییر: من به پهلوی التماس نکردم! پهلوی نفر اول ایستاده بود برای وطن و سال‌ها پهلوی بود که به مردم ایران التماس می‌کرد: بیدار شوید! این‌ها ایران را بر باد می‌دهند!!! آن زمان ما مردم ایران دنبال بنفش و سبز بودیم و صدای فرزند نجیب شاهنشاه آریامهر را نمی شنیدیم، اما امروز مثل کوه پشت ایشان هستیم❤️🫂 #جاویدشاه #KingRezaPahlavi

JamesDean

26,465 views • 1 year ago