正在加载视频...

视频加载失败

خوب حالا بگو ببینم جنازه‌ها کجان؟ چرا این‌قدر سریع تخلیه شدن؟ حالا مهم نیست... فقط به وسعت انفجار مستقیم موشک‌ها نگاه کنید! جوری زدن که هیچ‌کس سالم نمونه. معاونت هماهنگی و جانشینی سپاه قدس پر! در ضمن! این‌قدر مستعد شایعه‌های کثیف رژیم نباشید: زائران حسین را با موشک زدن!...

53,518 次观看 • 2 个月前 •via X (Twitter)

0 条评论

暂无评论

原始帖子的评论将显示在这里

相关视频

یادآوری با طعم تلخ! این گفتگو متعلق به شش و نیم سال قبل(۲۰۱۹) از امروز است. وقتی که این مصاحبه پخش شد یک عده از «خدمه‌های ارگ و سپیدار» که حالا پیشمرگه‌های دوستی با «پاکستان عزیز»! شده‌اند، مثل مور و ملخ به جانم افتادند و چه دشنام‌هایی که نثارم نکردند! فرمودند، پدرام برخلاف سیاست استادربانی به خصوص قهرمان‌ملی شهیدمسعود گپ زده است؛ دوستی با پاکستان خیانت است و در این مبارزه و دشمنی با پاکستان الگوی ما احمدشاه‌مسعود است و تمام. آن زمان که قدرت در دست استادربانی و فرمانده‌مسعود بود و مثلا می‌شد پنجاه-پنجاه چانه‌زنی کرد نکردند؛ -به دستور یک عده از سران تاجیک در عصر جمهوریت به سفارت پاکستان حمله کردند تا سفارت را آتش بزنند؛ و حالا که چیزی جز دست شکسته در آستین نمانده است، دیر و ناوقت به اسلام‌آباد مراجعه کرده‌اند. فراموش نکنید پاکستان و هر کشور دیگر به جریان شکست‌خورده و آن هم چاپلوس احترام نمی‌گذارد. به چاپلوسی‌های شهبازشریف نگاه کنید که چگونه رسوای عام و خاص شد حتا در رسانه‌های پاکستان. -فراموش نکنم که ما در سفر اسلام‌آباد بعد از سقوط کابل، تجربه‌ی تلخی داشتیم، اگر عرف مهمان‌نوازی نمی‌بود پاکستانی‌ها حتا یک پیاله چای هم برای رهبران کابل نمی‌دادند. -یک عده اظهار لحیه میفرمایند: این جنگ، جنگ مردم ما نیست! واقعا درست است؟ لااقل این را بپذیرید که جنگ در کابل در واقع جنگ در افغانستان/خراسان یعنی در سرزمین ما است و ما را متاثر می‌سازد. همین حالا ده‌ها تن از فرزندان رودابه و مهراب‌کابلی، زنان و کودکان خراسان‌زمین کشته و زخمی در بیمارستان‌های کابل افتاده‌اند! این ها هم به شما ربطی ندارند؟ این‌ها که ‌ط‌الب نبودند. حتا اگر از قوم افغان باشند مگر چنین نیست که میگوییم در حوزه‌ی تمدن خراسانی همه‌ی اقوام سهیم اند؟ -چندی پیش در هفته‌ی شهید، جناب شیخ‌الحدیث فرمودند: مقدمات سقوط ط‌البان فراهم شده است به زودی به کابل بر می‌گردیم؛ و شماری هم گفتند انار را در قندهار نوش‌جان می‌کنیم… لابد دل به همین تجاوز پاکستانی‌ها بسته بودند، یعنی سوار بر تانک‌های ارتش پاکستان وارد ارگ می‌شوند! -این شعار که این جنگ، جنگ مردم افغانستان نیست، از شاهزاده رضاپهلوی و عوامل رژیم صهیونیستی در حمله بر ایران وام گرفته شده است. بهتر بود رفرنس آن را می‌دادید؛ همان شعاری که مسلمان و غیرمسلمان ایرانی و هر وطن‌پرست ایرانی آن را محکوم کرد. -ما با رژیم ط‌البان مخالف هستیم اما هر نوع براندازی را از وظایف مردم افغانستان/خراسان می‌دانیم نه پاکستانی‌ها و آمریکایی‌ها و هر قدرت خارجی دیگر. یک بار دیگر در عین تاکید بر داشتن روابط خوب با همه‌ی همسایه‌ها و منجمله پاکستان، حمله ارتش پاکستان بر سرزمین مان را تجاوز میدانیم و محکوم می‌کنیم، چرا؟ برای این که ما خود را صاحب این سرزمین میدانیم و جنگ و صلح آن‌ را مسائل خودمان میدانیم و نسبت به آن احساس مسوولیت می‌کنیم. انزجار و نفرت نسبت به رژیم مستبد ط‌البان نباید ما را در غرقاب خیانت و نوکری به بیگانگان فروافکند. نیز باید از نظر علمی متوجه باشیم که از سیاست هویت، ایدیولوژی نسازیم.

Dr. Latif Pedram

13,577 次观看 • 11 个月前

🎥اوباما با حذف ساختار/بافتارِ رژیم آپارتاید، اشغالگر، زمین‌دزد، نسل‌کش، پاکساز قومی، دولت یاغی، جنایتکار جنگی، جنایتکار علیه بشریت، تروریست؛ منطق و ایده‌ی پشت ۷ اکتبر و هولوکاست غزه را یکسان کرد 👇👇 👈باراک اوباما: ✅آقا، من رئیس‌جمهور نیستم الان رئیس‌جمهور ایالات متحده نیستم، پس فریاد زدن سر من فایده‌ای ندارد. فریاد زدن سر من درباره‌اش هیچ فایده‌ای ندارد. من مسئول سیاست خارجی و ارز نیستم. خب، همین دیگر. 🔺 اما حالا، ببینید، راستی، چه خبر است، فکر می‌کنم وقت داشته باشیم که کمی درباره خارج از کشور صحبت کنیم، و خوشحال می‌شوم به آن هم بپردازم. خب، چون این چیزها در واقع به هم مرتبط‌اند. الان همان‌جا درباره‌اش صحبت می‌کنم. 🔺 بخشی از آنچه در خاورمیانه می‌بینید پیامدِ یک طرز فکری است که بعضی آدم‌ها از بقیه باارزش‌ترند. 🔺این‌که هرکدام از ما بخشی از یک قبیله‌ایم، و این‌که بازیِ حاصل‌جمع صفر است. و این‌که، می‌دانید، قبیله من از قبیله شما بهتر است. آن طرز فکر، در نهایت، اگر به تاریخ نگاه کنید، به درگیری منجر می‌شود. 🔺کارهای وحشتناکی به نام آن ایده انجام می‌شود. به نام آن ایده. و بنابراین کسانی که حملات ۷ اکتبر را انجام دادند، چیزی در ذهنشان داشتند که می‌گفت، این خانواده‌ها، این زنان و کودکان را که ما قرار است به‌خون‌سرد قتل‌عام کنیم، از ما کمترند. ما در ارتکاب چنین وحشی‌گری‌ای موجه هستیم. 🔺و آن‌هایی که حالا می‌گویند ما قرار است غذا، دارو و سرپناه را از میلیون‌ها نفر در نتیجه آن رویدادهای وحشتناک دریغ کنیم، آن هم مردم غزه را که همین حالا رنج می‌برند، غیرانسانی می‌کند. 🔺حالا، می‌خواهم روشن بگویم. من دارم مقایسه مستقیم نمی‌کنم، چون این بخشی از همان چیزی است که بحث‌های ما را گره می‌زند. منظورم این است که وقتی آدم‌ها را به‌عنوان انسان نمی‌بینیم، اتفاقات بدی می‌افتد. وقتی از آدم‌ها انسانیت‌زدایی می‌کنیم، اتفاقات بدی می‌افتد. 🔺و آمریکا، در بهترین حالتِ خود، نماد این است که این ایده که هر کسی اهمیت دارد و همه در برابر قانون برابرند و از کرامت و احترام ذاتی برخوردارند. و آن ایده، وقتی این ایده را اینجا از دست بدهیم، کل دنیا تیره‌تر می‌شود. 🔺و همین حالا هم داریم آن را می‌بینیم. حاکمان خودکامه احساس می‌کنند که، خب، حالا مجوز داریم، چون آمریکا، به نظر می‌رسد با این موضوع مشکلی ندارد. در واقع، آن‌ها دارند تا حدی همان کارهایی را انجام می‌دهند که ما انجام می‌دهیم.

Akbar Ganji

33,577 次观看 • 22 天前

من معمولا اهل تحلیل نیستم، اما واقعا چرا کسی حرف‌های دیروز روبیو در کاخ سفید را جدی نگرفت؟! روبیو خیلی صریح حرف زد. گفت ترامپ در مرحله اول عملیات فقط روی نابودی توان موشکی، هوایی و دریایی جمهوری اسلامی تمرکز کرد؛ مرحله‌ای که به نظر ترامپ با پیروزی تمام شده. بعنی جمهوری اسلامی در حال حاضر عملا نیروی دریایی و هوایی مؤثری ندارد و توان موشکی‌اش هم به شدت تضعیف شده. بعد گفت مرحله بعدی، «Freedom» یا همان آزادی است. اما قبل از آغاز مرحله دوم، ترامپ یک فرصت به جمهوری اسلامی داده: تحویل کامل اورانیوم و تضمین قطعی برای نداشتن برنامه هسته‌ای در آینده. از نگاه ترامپ، جمهوری اسلامی سال‌ها با بستن و تهدید تنگه، دنیا را تحت فشار گذاشته؛ حالا تصور کنید اگر به بمب اتم هم می‌رسید، دیگر هیچ کشوری نمی‌توانست جلویش بایستد. اگر حکومت این شروط را نپذیرد، به گفته آنها مرحله دوم یعنی پروژه آزادسازی کلید می‌خورد. برداشت شخصی من این است که اسرائیل طی روزهای آینده چند چهره دیگر از سپاه و جریان پایداری، از جمله وحیدی و حتی مجتبی را هدف قرار می‌دهد تا مسیر برای باقر باز شود و او بتواند بدون مانع از سمت سپاه و پایداری‌ها، توافق تسلیم را امضا کند. باقر احتمالا تلاش می‌کند نقش «رهبر موقت» را بازی کند؛ اما صبر کنید... تنگه را باز می‌کند، اورانیوم را تحویل می‌دهد و آمریکا هم برای شروع جام جهانی برمی‌گردد خانه! بعدش می‌ماند باقر و یک کشور پر از بحران: اصلاح‌طلب‌های مدعی، ارزشی‌های خشمگین و باقی‌مانده سپاه مثل محسن رضایی! و تازه از همان‌جا درگیری‌های داخلی شروع می‌شود. در نهایت ممکن است گارد جاویدان مسلح وارد خیابان شود و اسرائیل هم باقی‌مانده نیروهای سرکوب را بزند تا کنترل کشور از دست باقر هم خارج شود؛ این بار اما بدون دخالت مستقیم آمریکا. بعد؟ بازگشت شاهزاده، فراخوان نهایی و پایان ماجرا. به نظرم کل این داستان تا اکتبر امسال جمع می‌شود. این فقط پیش بینی بود. 🍷 به سلامتی 🍷ویدئو خیلی طولانی بود و این یک بهش کوچیکشه. Marco Rubio thanks for supporting the Iranian people.

ElaaBita

41,696 次观看 • 4 个月前

روز اول که جنگ شروع شد یادمه که چندین بار این ویدیوی پرزیدنت ترامپ برای اعلان آغاز جنگ رو نگاه کردم با اشک ذوق و هیجان! الان که چند ماهه درگیر آتش بس و بگیر نگیر و ضد ترامپ و طرفدار ترامپ و این حرفا هستیم فک کردم برم دوباره این ویدیو رو نگاه کنم ببینم چی بهمون گفته بوده و آیا زیر حرفش زده یا نزده! ویدیوی کامل ۸ دقیقه است اما این دو تا تیکه اش از همه مهمتره برای ایرانی ها: ۱- هدف از جنگ برای ترامپ : هدف ما دفاع از مردم آمریکا با از بین بردن تهدیدات قریب‌الوقوع رژیم ایران است؛ گروهی وحشی، بسیار سخت‌گیر و وحشتناک. فعالیت‌های تهدیدآمیز آن مستقیماً ایالات متحده، نیروهای ما، پایگاه‌های ما در خارج از کشور و متحدان ما در سراسر جهان را به خطر می‌اندازد. ۲- چگونگی پایان جنگ و پیام به مردم ایران: به اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نیروهای مسلح و همهٔ پلیس می‌گویم که باید سلاح‌هایتان را زمین بگذارید و از مصونیت کامل برخوردار شوید. در غیر این صورت، با مرگ قطعی روبه‌رو خواهید شد. پس سلاح‌هایتان را زمین بگذارید. با شما منصفانه رفتار خواهد شد و مصونیت کامل خواهید داشت، یا اینکه با مرگ قطعی مواجه می‌شوید. و در پایان، به مردم بزرگ و مغرور ایران می‌گویم که امشب ساعت آزادی شما فرا رسیده است. در پناهگاه بمانید. خانه را ترک نکنید. بیرون بسیار خطرناک است. بمب‌ها همه‌جا فرو خواهند ریخت. وقتی کار ما تمام شد، حکومت را به دست بگیرید. مال شماست که بگیرید. این احتمالاً تنها فرصت شما برای نسل‌ها خواهد بود. سال‌های زیادی از آمریکا کمک خواستید، اما هرگز به شما داده نشد. هیچ رئیسی‌جمهوری حاضر نبود کاری را که من امشب حاضر به انجام آن هستم، انجام دهد. حالا رئیسی‌جمهور دارید که آنچه می‌خواهید را به شما می‌دهد. پس ببینیم چگونه پاسخ می‌دهید. آمریکا با قدرت عظیم و نیروی ویرانگر از شما پشتیبانی می‌کند. حالا زمان آن است که کنترل سرنوشت خود را به دست بگیرید و آیندهٔ مرفه و باشکوهی را که در دسترس شماست، آزاد کنید. این لحظهٔ اقدام است. نگذارید از دست برود.»​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​ تا اینجایی که من میبینم ترامپ هنوز همون هدف رو دنبال میکنه شاید ما بد متوجه شدیم که قراره بیاد برامون رژیم عوض کنه ولی خودش از اول گفت هر کی تسلیم شد رو میبخشه و مردم ایران هستن که آخرش این رژیم رو عوض میکنن! شاید هم شما برداشت دیگه ای دارید؟ لطفا یادتون باشه منظور من طرفداری از ترامپ نیست فقط میخوام واقع بین باشم تا چه حد باید روی کمکش حساب کرد برای تغییر رژیم!

Yalda - The Infidel 🇮🇷🇮🇱🤍💙🩵

41,808 次观看 • 1 个月前

جمال‌الدین موسوی: عده‌ای هنوز امیدوارند این حکومت ساقط شود. در چنین شرایطی ممکن است فشارهای بیرونی، مثلاً حمله نظامی دوباره، به همراه ناکارآمدی‌ها و نارضایتی‌های موجود، به تغییر حکومت بینجامد. آیا این ساختار آن‌قدر تثبیت شده که همچنان بماند؟ مهدی خلجی: خودِ این امید به تغییر رژیم، از تداوم جمهوری اسلامی خطرناک‌تر است؛ برای ایران بسیار خطرناک است. این توهمی است که در طول پنجاه سال پرورده شده و هم‌زاد با خود جمهوری اسلامی است. متأسفانه کسانی که این امید را همچنان تکرار و القا می‌کنند، از گذشت روزگار و از هیچ آموزگاری هیچ نمی‌آموزند. موسوی: بسیار خب، اگر به تغییر این حکومت امیدی نداشته باشند، آیا چاره‌ای جز اصلاح حکومت یا پذیرش وضع موجود باقی می‌ماند؟ خلجی: خیر. این دوگانه انقلاب و اصلاح، دوگانه‌ای ذهنی است و واقعی نیست. ما باید آن‌قدر قدرت تفکر و تخیل سیاسی داشته باشیم که اسیر دوگانه‌هایی که خودمان ساخته‌ایم نشویم. ما در عصری هستیم که انواع و اقسام تغییر سیاسی را می‌توان تصور کرد و پدید آمده است که نه انقلاب است و نه اصلاح. گذار قدرت به اشکال متفاوتی رخ می‌دهد. متأسفانه ذهن مخالفان سیاسی جمهوری اسلامی بسیار ابتدایی است. موسوی: به‌سبب کمبود وقت عذر می‌خواهم که کلامتان را قطع می‌کنم. به این نکته‌ها هم می‌رسیم. آیا انتقال به رهبری جدید، یعنی آقای مجتبی خامنه‌ای که البته هنوز در انظار عمومی ظاهر نشده، و انتقال به کادر جدید رهبری نظامی، می‌تواند بخشی از همان تغییری باشد که به آن اشاره کردید؟ لطفاً کوتاه. خلجی: بله. آقای خامنه‌ای قهرمان نهادسازی و شبکه‌سازی بود؛ هم در داخل کشور و هم در خارج. برای نمونه، نیروی قدس سپاه را در نظر بگیرید. آقای خامنه‌ای بخشی از سپاه را به یک سازمان نظامی بین‌المللی بدل کرد که حتی اگر جمهوری اسلامی وجود نداشته باشد، به بقای خود ادامه خواهد داد؛ چون هم برنامه مالی مستقلی دارد و هم سازمانی فراملیتی است. بنابراین، ما وارد دورانی از رهبری شده‌ایم که در آن شخص، اراده، سوابق، نفوذ و چهره فرد دیگر اهمیتی ندارد، بلکه شبکه‌ای از کانون‌های قدرت اداره حکومت را به دست می‌گیرند. موسوی: شما دارید از آیت‌الله خامنه‌ای و آن برنامه تعریف می‌کنید، آقای خلجی. خلجی: اگر شما از این تحلیل، تحسین می‌فهمید، به این معناست که قرار نیست هر واقعیتی را که خوشمان نمی‌آید نادیده بگیریم و چشممان را بر آن ببندیم. باید واقعیت را، هر چقدر هم تلخ و دشوار باشد، ببینیم. کسانی که دوست دارند با رویاهایشان بیندیشند، در حقیقت با آسیاب‌های بادی می‌جنگند و خود عامل تداوم جمهوری اسلامی هستند. جمهوری اسلامی بسیار پیچیده‌تر است و فهم آن بسیار دشوارتر از آن چیزی است که مخالفانش می‌پندارند. مخالفانش متأسفانه ذهنی بسیار ساده دارند و هم جمهوری اسلامی، هم روابط بین‌الملل و هم رویدادهای بین‌المللی را با کمترین استعداد و کمترین دانش سیاسی روزآمد تحلیل می‌کنند. #فرقه_پهلوی #نه_به_جمهوری_اسلامی #از_دموکراسی_بگو

Panah Farhadbahman 🎒

48,635 次观看 • 2 个月前

️ روبیو مکرون را نابود می‌کند! 👇👇👇👇👇👇👇 مکرون به چین می‌رود و حدود شش ساعت با شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، دیدار می‌کند. بعد از آن، در مسیر بازگشت، با تعدادی از خبرنگاران صحبت می‌کند. و این‌ها چیزهایی است که به آن‌ها گفته است. او به خبرنگاران گفت، اول اینکه زمان آن رسیده که اروپا از ایالات متحده فاصله بگیرد، به دلار وابسته نباشد و این‌قدر به آمریکا تکیه نکند، بلکه خودش به یک ابرقدرت سوم تبدیل شود. نکته دوم که به نظر من جالب بود این است که اروپا باید مطمئن شود در درگیری‌هایی که مربوط به خودش نیست، وارد نشود. به‌طور مشخص، اروپا نباید در موضوع تایوان بین آمریکا و چین طرف یکی را بگیرد. بنابراین، فکر می‌کنم الان زمان خوبی است که از اروپا بپرسیم: آیا مکرون نماینده کل اروپا است؟ آیا او حالا رهبر اروپا محسوب می‌شود؟ آیا قدرتمندترین رهبر اروپا شده است؟ چون اگر این‌طور باشد، باید برخی چیزها را تغییر دهیم. اول اینکه، اروپا، به‌ویژه فرانسه، طی ۷۰ سال گذشته برای دفاع خود به‌شدت به ایالات متحده وابسته بوده است. حتی زمانی که مکرون سعی کرد نقش یک ابرقدرت جهانی را بازی کند و نیروهایی به شمال آفریقا برای مقابله با تروریست‌ها اعزام کند، حتی نتوانست نیروهای خودش را جابه‌جا کند. ما بودیم که آن‌ها را منتقل کردیم و بازگرداندیم. بنابراین اگر آن‌ها بخواهند مستقل شوند و از مکرون پیروی کنند، شاید این برای ما صرفه‌جویی مالی داشته باشد، چون دیگر در درگیری‌هایی که مربوط به ما نیست دخالت نخواهیم کرد. باید از اروپا بپرسیم: آیا او واقعاً نماینده آن‌هاست؟ ما در حال حاضر به‌شدت درگیر اوکراین هستیم و مقدار زیادی از پول مالیات‌دهندگان آمریکایی را صرف یک جنگ اروپایی می‌کنیم. من از این موضوع حمایت کرده‌ام، چون فکر می‌کنم به نفع منافع ملی ایالات متحده است که در کنار متحدانمان باشیم. اما اگر موضع متحدان ما این باشد—و اگر مکرون واقعاً نماینده کل اروپا باشد—که آن‌ها قصد ندارند بین آمریکا و چین بر سر تایوان طرفی را انتخاب کنند، شاید ما هم نباید طرفی را انتخاب کنیم. شاید باید تمرکزمان را روی تایوان و تهدیدات چین بگذاریم و بگوییم شما خودتان اوکراین و اروپا را مدیریت کنید. پس باید خیلی سریع مشخص شود که مکرون فقط از طرف خودش صحبت می‌کند یا از طرف کل اروپا. چون چین از اظهارات او بسیار خوشحال شده و از آن حمایت کرده است. حتی گفته می‌شود که او حرف‌های تندتری هم زده، اما ریاست‌جمهوری فرانسه از خبرنگاران خواسته متن مصاحبه را بازبینی کند و ظاهراً بخش‌هایی که تندتر بوده حذف شده است. در نهایت، باید بدانیم موضع اروپا دقیقاً چیست. «ان گرفته شود.»*

👑Fereshteh Gilaki

98,819 次观看 • 5 个月前

اخطار جدی و ویژه اطلاعاتی و عملیاتی به نیروهای رژیمی اعم از سپاه و ارتش. این احتمال خیلی زیاد است که نیروهای آمریکایی از راه دریا در یک استان بخصوص ایران پیاده شوند، یا ناگهان با هواپیماهای ترابری نظامی فرود بیایند و قصد استقرار در برخی از نواحی این استان را داشته باشند. از آنجایی که شماها مزدور احمق یک ارتش اشغالگر عربی به نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هستید و اسم ایران در آرم خدمتی شما نیست، شما هم یک نیروی اشغالگر و پست‌فطرت هستید. جنایات شما بر علیه مردم ایران در دی‌ماه خونین در نام کثیف فاحشه زهرا و قتل‌عام کردن بیش از ۱۰۰ هزار نفر فرشته ایرانی، شما را تبدیل به مرکز تعفن کرده است. از آنجایی که این احتمال وجود دارد که در زمان مرگ، احتمالاً قصد پوزش و ندامت به خاطر جنایاتتان در ساحت مقدس مردم ایران دارید، و از آنجایی که ما نظامیان سابق ایرانی در جبهه جنگ با عراق با این که از شما به شدت متنفریم، اما قصد کمک به شما داریم که جان بی‌ارزش خود را در یک جنگ نابرابر از دست ندهید و این شانس را داشته باشید که پس از آزادی، در مقابل یک دادگاه ایرانی که توسط بانو قاضی شیرین عبادی برگزار می‌شود از خود دفاع کنید. لذا اخطار! نیروهای آمریکایی بسیار برق‌آسا ظاهر می‌شوند و شما حتی این فرصت را نخواهید داشت که درست و حسابی آماده‌باش بخورید و حتی بتوانید جلیقه مهمات به خود ببندید. تنها شانس شما این است که بلافاصله از اسلحه و مهمات خود فاصله بگیرید و در دسته‌های بیست نفری و چسبیده به هم روی زمین بنشینید و دست‌هایتان تمام مدت قابل دید باشد! دست‌هایتان را تحت هیچ عنوان بلند نکنید یا روی سر نگذارید، بلکه روی زمین نشسته دور پای خود روی زانو جمع کنید. زمانی که پهپاد آمریکایی بالاسرتان و در ارتفاع کوتاه در پرواز است، او را با نگاهتان تعقیب کنید و صورتتان تحت هیچ عنوان پوشیده نباشد. اسلحه و مهمات شما باید با فاصله کامل از خودتان باشد و روی یکدیگر تلنبار شده قابل دید باشد. هیچ تفنگی اعم از ژ۳ یا کلاشینکف نباید خشاب، حتی خالی داشته باشند، خشاب باید از اسلحه جدا باشد و این موضوع خیلی مهم است! تیربارها باید فاقد نوار مهمات باشند، اصولاً هیچ نوار مهماتی نباید در نزدیکی تیربار شما باشد. محل تسلیم شما حتی‌المقدور نباید در داخل پادگان یا محل تجمع شما باشد، بهترین محل برای تسلیم در مقابل درب دژبانی است. همانگونه که قبلاً اشاره شد، پهپادهای کوچک آمریکایی بالای سر شما در حال پرواز خواهند بود و ابتدا به ساکن شما نیروی آمریکایی نخواهید دید. اگر عده‌ای کره‌خر ولایتی در میان شما هستند و در داخل پادگان یا محل استقرار مانده‌اند، با دستانتان به محلی که آنان قرار دارند به پهپاد نشان دهید. تعدادشان را به پهپاد نشان دهید و بدین‌وسیله یک ارتباط مسالمت‌آمیز بین خودتان و نیروهای آمریکایی به وجود بیاورید. وقتی که نیروهای آمریکایی به شما نزدیک می‌شوند، یک نفر فارسی‌زبان همراه خود دارند که با بلندگو با شما ارتباط برقرار می‌کند، تحت هیچ عنوان گروهی حرف نزنید، فقط یک نفر از شما به نمایندگی از دیگران حرف می‌زند: شمرده، قابل فهم، با آرامش. دستورات فارسی‌زبان ارتش آمریکا را مو به مو، و در نهایت آرامش اجرا کنید. برای آن دسته از تشنگان شهادت (که البته ما می‌دانیم خالی‌بندی است و فقط یک میمون‌بازی احمقانه است، چرا که ما در جبهه جنگ با عراق، صدها بسیجی ترسو و بزدل را از دست دشمن عراقی بیرون کشیدیم و می‌دانیم که در این لحظات فقط مامان جون‌شان را می‌خواهند و مثل کرم خاکی سعی دارند زیر تخته سنگ قایم شوند!) به هر روی برای تشنگان شهادت بگوییم که این نیروهای آمریکایی عادی نیستند! این‌ها اکثراً نیروی ویژه هوابرد هستند و متخصص آدم‌کشی در هر عرصه‌ای، و توی کرم خاکی بی‌ارزش ولایت در مقابل آنان فقط یک کاغذ توالت بی‌ارزش هستی که در ثانیه پاره خواهی شد! تو احمق نه آموزش درست حسابی دیدی، نه فرمانده درست حسابی داری، نه اسلحه درست حسابی داری! تو در اصل فقط یک تکه گوشت بی‌ارزش و بی‌مصرفی، و در صورت درگیری با این نیروهای آمریکایی حتی ۲۰ ثانیه دیگر را هم زنده نخواهی دید! فراموش نکن، این نیروهای آمریکایی، زن و بچه مظلوم مردم نیستند که تو آشغال آنان را در دی‌ماه خونین قصابی کردی و خون‌شان را بی‌گناه ریختی، این نیروها تو را زنده زنده پاره خواهند کرد! به تصویری که پست کردم توجه کن ابله! این یک اسلحه جدید است که حتی ما هم به عنوان متخصص نمی‌شناسیمش: همانند گوسفند تو را به یک محل بسته مثل طویله، حیاط ساختمان یا محوطه پادگان هول می‌دهند، و تو را با این اسلحه می‌زنند... محصول این عمل فقط ذغال است، نه بیشتر و نه کمتر! آندسته از نیروهای اجنبی و پست‌فطرت رژیم مثل اسهالیون، کثافتیون زهرا، و حشد وحشی شامل این اخطار نیستند و اجازه دارند هر طور که مایل هستند با آمریکایی‌ها روبرو شوند، چون ما آنان را اصلاً داخل آدم حساب نمی‌کنیم! یادتان نرود اشغال‌ها! تصویر ذهنی که ما در مقابلمان داریم، جنایت وصف‌ناپذیری است که شما اشغال‌های شیعه در حق ما ایرانیان در دی‌ماه خونین کردید! حال خود دانید، ساعت صفر نزدیک است.

Reza

32,435 次观看 • 2 个月前

کالبدشکافی یک عملیات روانی - تله سلبریتی‌ها: اگر یادتان باشد اصلاح‌طلبان شعار «ایران برای همه ایرانیان» از رضا شاه پهلوی را در کمپین‌های تبلیغاتی‌شان مصادره و تکرار کردند. حال اتاق‌ فکر امنیتی جمهوری اسلامی، فاز اجرایی این مصادره را کلید زده‌است. هدف نهایی این پروژه تغییر زمین بازی از «مردم در برابر رژیم» به «مردم در برابر مردم» است. چطور؟! از دی‌ماه جمهوری اسلامی مطمئن‌ شده‌است که نمیتواند نام پهلوی و گستردگی پایگاه طرفداران او را به زمین بزند، اما سناریویی ۴ مرحله‌ای طراحی کرده تا حامیان پادشاهی‌خواه را افرادی تک‌صدا، خشن و حذف‌گر جلوه دهد و جامعه‌ی جهانی را از تنها آلترناتیو واقعی برای ایران آزاد بترساند. این سناریوی امنیتی دقیقاً چگونه کار میکند؟ با نگاه دقیق به تمامی حواشی زرد اخیر از سلبریتی‌ها میتوان به یک الگوی مشخص رسید. 1️⃣ مرحله اول: طعمه‌گذاری و ساخت نماینده فیک: سلبریتی‌ها و چهره‌های مشهور اعم از سالم و یا فاسد، مورد دار یا غیر مورد دار را با تهدید پرونده‌های باز یا وعده‌ی پول بیشتر به میدان میفرستند تا دقیقاً روبروی خواست عموم جامعه بایستند و مشخصاً نام «پهلوی» را هدف قرار دهند. نکته مهم اینجاست: آنها میخواهند افکار عمومی جامعه‌ را از «اپوزیسیون جمهوری‌اسلامی بودن» به «اپوزیسیون پهلوی شدن» تغییر دهند. 2️⃣ مرحله دوم: تحریک و مهندسی واکنش‌ها: افکار عمومی و مبارزان، به صورت طبیعی و از روی خشم، به این سلبریتی‌ها حمله کرده و آنها را طرد (کنسل کالچر) میکنند. اینجا اتفاق مهمی میفتد: سایبری‌های رژیم وارد میشوند و شدیدترین واکنش‌ها را در مجازی برجسته میکنند. یک «اختلاف سیاسی» به یک «دعوای اجتماعی» تبدیل می‌شود. 3️⃣ مرحله سوم: قاب‌بندی مجدد (برداشت محصول): حالا پروپاگاندای رژیم همان واکنش‌های انتخاب‌شده را جدا میکند و در سطح گسترده و هماهنگ برای مخاطب داخلی و خارجی پخش میکند که: «ببینید! این‌ها هنوز به قدرت نرسیده‌اند با مخالفان خود چه می‌کنند! این افراد بدتر از رژیم هستند و این است تصویری که از قدرت در ایران آینده میخواهند.» در این مرحله، رفتار واکنشیِ ارگانیک بخشی از پایگاه طرفداران و یا حتی سازماندهی شده از جانب خودشان را به کل یک پروژه سیاسی بزرگ نسبت میدهند تا تصویر آلترناتیو را تخریب کنند. 4️⃣ مرحله چهارم: ضربه اصلی (تله دوراهی): اینجاست که آن جمله کلیدی و عملیات روانی را بصورت کاملا مهندسی‌شده وارد میکنند: «اگر قرار است ایران را آزاد کنید، چرا از همین امروز مخالفان را تحمل نمیکنید؟ پس چه شد؟ آیا در ایرانِ پهلوی قرار نیست جا برای همه باشد؟» این جمله از نظر تبلیغات منفی ویرانگر است؛ چون مخاطب را مجبور میکند بین دو مفهوم دروغینِ ساخته‌ی رژیم گیر بیفتد و تلاش میکند مفهوم «پهلوی = آزادی برای همه» را با «طرفداران پهلوی = حذف مخالفان» جایگزین کند. ⚠️ خطر اصلی و راه بی‌اثر کردن‌ تله: مهم‌ترین نکته این است: سلبریتی‌ها در این بازی فقط یک «دستمال یکبار مصرف» برای عصبانی کردن ما هستند. این بازی از لحظه‌ی اول بصورت zero-sum طراحی شده‌است و اگر تمام انرژی جامعه صرف این شود که «فلان سلبریتی چرا این را گفت؟»، پروژه امنیتی اتاق فکر اصلاح‌طلبان موفق شده است. درگیر شدن در این بازی، بخشی از هدف مطلوب رژیم است. پاسخ ندادن به این موارد هم به‌نوعی راه را برای تخریب شاه باز میگذارد. تا به اینجا به‌نظرم کم‌هزینه‌ترین راه، پررنگ کردن خیانت و فساد این مهره‌های سوخته‌ی رژیم، خارج از زمین طراحی‌شده ‌در این بازی است نه صرفِ اینکه مقابل پهلوی جهت‌گیری داشته‌اند. چرا که این افراد اصلا عددی نیستند که سوگیری‌ عامدانه‌ی آنها با پهلوی اهمیت داشته باشد. ما باید از روی طعمه‌ها بپریم و روی هدف اصلی تمرکز کنیم. اگر آنها میخواهند این شک را در جامعه بیندازند که آیا یک فرد یا گروه حق دارد برای آینده ایران تصمیم بگیرد؟ پاسخ ما همان اصل بنیادینی است که رضا شاه پهلوی همواره بر آن تاکید کرده‌اند: ایران برای همه ایرانیان است؛ اما بدون هر ورژنی از جمهوری اسلامی. پی‌نوشت: ویدیو را از اکسپلور اینستاگرام گه‌خور‌های پادشاهی‌خواهان برداشته‌ام تا متوجه عمق سرمایه‌گذاری و هماهنگی رژیم برای تولید محتوا در این راستا باشیم. پاینده ایران، جاویدشاه 🇮🇷

Apranik 🇮🇷🇮🇱

23,593 次观看 • 1 个月前

من اصولا توجهی به نگرانی‌های امثال مارک لوین و یا هیاهوی ایجاد شده بر روی یک MOU کم ارزش (نه یک Agreement) ندارم..! نکته مهمی که در تغییر پلن واشنگتن و یا «فاز برخورد» با جمهوری اسلامی وجود دارد، استفاده از اهرم «گذشت زمان» است. تا قبل از فرود پٌتک نیمه شب خرداد ماه گذشته بر سر نطنز و فوردو و اصفهان و زدن سر مار در اسفند ماه در وسط تهران، «گذشت زمان» به سود رژیم و بر علیه امنیت ملی اسرائیل و منافع آمریکا در منطقه بود. حملات خرداد ماه و اسفند سال گذشته به رژیم ایران، همانند فرو کردن چندین خنجر بزرگ در پهلو و شکم است که خون ریزی شدید کمترین نتیجه کار است. اقتصاد کشور در آستانه فروپاشی است، شکاف در جناح‌های قدرت با تعویض علی باقری کنی با سعید جلیلی در شعام به اوج خودش رسیده، و سکته وارد شده از اسفند‌ ماه به بازار، از مرداد و شهریور به سراغ مقامات رژیم خواهد آمد. دولت ترامپ با اطلاع از این ضعف‌های رژیم و با توجه به اهمیت کنترل و مدیریت بازار انرژی و تکمیل شدن لیست اهداف، در وسط درگیری نظامی، دستور محاصره دریایی داد و به بازی با «کارت آتش‌بس موقت»، به همراه «چاشنی تهدید حمله به زیرساخت‌ها» ادامه داد. در واقع امر و با اصطلاح پوکر بازان، دونالد ترامپ پس از جمع کردن میز بر روی ژتون‌ها و کارتهای خود (ونزوئلا، هسته‌ای، موشکی، میدان رژیم) خوابیده است و در انتظار بازی اشتباه ته مانده‌ جمهوری اسلامی و یا مرگ سیستمی در اثر خون‌ریزی زیاد است..! تا اینجا، حذف علی خامنه‌ای و فرماندهان سپاه، باعث حذف بخش سخت قدرت و قابل مشاهده سیستم شده و نه خود سیستم، در نتیجه و بر طبق تجربیات مشابه قبلی، در ادامه یا منجر به استحاله رژیم خواهد شد و یا رادیکال‌تر شدن آن، در حکومت‌های دیکتاتوری/مافیایی، به جهت درمیان بودن منافع و منابع، حذف نفر اول، اکثرا با خشونت همراه و به کودتا منتهی میشود و جریان قدرتی که از خلا به وجود آمده در رأس هرم نهایت استفاده را بکند، حداقل تا مدتی کوتاه میتواند شرایط را کنترل بکند. (دلیل منم، منم کردن‌های امروز قالیباف هم از همین اطمینان از کنترل بر شرایط میاید!) در ادبیات سیاسی و امنیتی، دو روایت اصلی برای این شرایط وجود دارد: مدل “Decapitation works” که حذف رهبر معمولا باعث شوک به سیستم، کاهش هماهنگی و احتمال فروپاشی سریع میشود. مدل “System survives” که مربوط به سیستم‌های شبکه‌ای و تو در تو هستند، و حذف رهبر معمولا با جایگزینی سریع و گاهی افراطی‌تر شدن سیستم منتهی میشود. من با توجه به بسیاری از دلایل پیدا و پنهان از جمله، اطمینان یافتن از تامین شدن امنیت ملی اسرائیل و بازگشت ثبات به خاورمیانه برای نهایی شدن پیمان ابراهیم برای واشنگتن، محقق شدن مدل دوم را در بازی دولت ترامپ در مقابل رژیم میبینم و اِلِمان اصلی این مدل هم «گذشت زمان» است..! «گذشت زمان» در بدن فردی که چندین خنجر عمیق خورده است و در حال از دست دادن سریع خون است، همانند یک زهر عمل میکند و باعث مرگ سیستم خواهد شد. دونالد ترامپ هم دقیقا با اتلاف زمان و امضا یک MOU، در حال اجازه دادن به خروج خون بیشتر از پیکر پاره پوره شده جمهوری اسلامی است. موضوعی که شاید اکثریت فکر کنند با آزاد کردن چندین میلیارد دلار (اعتبار) برای خرید مواد اولیه غذایی و دارویی، باعث بشود رژیم بتواند خودش را بازسازی بکند، اما اگر از عمق خسارات وارده و کمبودهای رژیم آگاه باشید، مثل این میماند که به فردی که چندین خنجر عمیق خورده و طحال به بیرون افتاده، «چسب زخم» بدهید..! 🩹 زیبایی بازی MOU ترامپ به اطلاع داشتن قطعی او از وجود نداشتن مجتبی خامنه‌ای، رهبر به اصطلاح سوم جمهوری اسلامی میگوید. این در حالی است که رجب طیب اردوغان هم بطور ناخواسته در یک مصاحبه خبر مرگ هر دو خامنه‌ای پیر و جوان را داده است و اعلام کرده از طرف مقامات ایران به مراسم این دو نفر دعوت شده! لحظه‌ای را تصور کنید که بسیاری از مقامات رژیم ایران و جهان، بطور رسمی متوجه زنده نبودن مجتبی خامنه‌ای بشوند که در همان اسفند ماه گذشته در بیمارستان امام رضا شهر مشهد کور به گور شد و رهبری را ندید! پلن دولت ترامپ، ایجاد یک راه نفوذ سیاسی به درون ساختار از هم پاشیده جمهوری اسلامی پس از ۴۷ سال غیبت در فلات ایران، با کمک نشان دادن مقداری قاقا‌لی‌لی و خریدن زمان است که همین MOU امضا شده، مقدمه یک مسیر پر پیچ و خم از جلسات متعدد و البته نافرجام هست. اشاره حرفه‌ای، دقیق و امیدوار کننده جی دی ونس به نام رضا شاه دوم، در مصاحبه خود، برای #ما باید مهم باشد و بدانیم، «در انتها، کار باید به دست ملت ایران تمام بشود تا مجددا شاهد ادامه و استمرار «جمهوری سادات حکومتی» نباشیم./پایان مازیار رزمجو - پنجشنبه ۲۸ خرداد ماه ۲۵۸۵

Maziyar Razmjou 🇮🇷

12,774 次观看 • 3 个月前

روزنوشت، چهارشنبه پنجم فروردین ـ تهران از این خواب و بیداری‌های بی‌هدف خسته شده‌ام. این روزها انگار از خودِ زندگی هم خسته‌ام. تنها بندی که هنوز مرا به این زندگیِ بی‌امید و بی‌آینده وصل می‌کند، دریاست، تدی و کلویی مامان و بقیه بالاخره خودشان را به روستایی نزدیک شیراز رساندند. با مصیبت و ترس و راهی که انگار تمام نمی‌شد. چند ساعتی رفته بودند یک اقامتگاه تا استراحت کنند، اما پانصد متر آن‌طرف‌تر موشک زده بودند. دریا از ترس صدای مهیب انفجار که برای یک کودک چیزی شبیه رعد و برقِ آخر دنیاست، امروز لکنت داشت. خواهرم گفت از دیروز این‌طور شده… 💔💔 برادرم اما همچنان در کیش مانده. برای کمک به مردم بومی و کسانی که آنجا هستند. هر کدام‌مان انگار در گوشه‌ای از این اضطراب پراکنده شده‌ایم. فکر می‌کردم وقتی مامان این‌ها به جای امن برسند، دل من هم آرام می‌گیرد.اما حالا بیشتر تکه‌تکه شده‌ام. امروز با بی‌قراری شروع شد و حالا هم با همان بی‌قراری دارد تمام می‌شود.هر صبح با خودم می‌گویم: مگر از این بدتر هم می‌شود؟و شب که می‌شود، زیر لب می‌گویم:کاش در دیشب مانده بودم… کاش فردا نرسد. ناهار زرشک‌پلو با مرغ درست کردم. بعد تصمیم گرفتم وقتی سگ‌ها را برای پیاده‌روی می‌برم، سهمی هم برای پاکبان‌های پارک ببرم. امروز باران بود؛ از آن باران‌های دلگیر که نه آرامت می‌کنند و نه می‌توانی قدم بزنی و سبک شوی. اخبار جنگ و تحلیل‌ها نگران‌کننده است. دلم برای ایران آشوب است. به عکس‌های قدیمی‌ام نگاه می‌کنم روزهای غواصی در کیش و هندورابی و قشم و هنگام، سفرهای دریایی‌ام به جنگل‌های حرای خلیج فارس… و بی‌اختیار اشک می‌ریزم. آن سال‌ها که کارمند یک شرکت نفتی، کشتیرانی بودم، توانستم خارگ را ببینم.. ‌#خارک پر از آهو، پر از غرور. مهندس‌های نفتی همیشه شیک و مرتب بودند، حتی در منطقه عملیاتی.عطرهایی می‌زدند که عجیب با بوی سیگار هم خوب می‌شد. لاوان رفته بودم و زیباترین غروب زندگی‌ام را همان‌جا دیدم. جزایر غیرمسکونی را هم دیده‌ام؛ فارور، بنی‌فارور… پهنه خاکی آبی کشورم را از حاشیه‌ی دریا شهر به شهر طی کرده‌ام. از چارک و آفتاب و کنگ و خمیر و لنگه تا بندرعباس و بوشهر و سربندر و بندر امام و عسلویه و کنگان… دیوانه‌وار خبر می‌خوانم. و هر بار اسم خلیج فارس می‌آید، بغض بزرگی در گلویم می‌نشیند. بغضی که آمده که بماند، لعنتی نمی‌رود… مجبورم به خاطر فشارهای امنیتی خودم را سانسور کنم و روزنوشت‌ها را کوتاه منتشر کنم. حال ایران خوب نیست. حال #تهران زیبای همیشه‌بیدارمان خوب نیست. راستش را بخواهید، جنگی که وارد فاز نقطه‌زنی می‌شود، از بمباران اهداف نظامی هزار برابر کشنده‌تر است. هر صدایی که می‌آید، دیوانه می‌شوم. هر صدا یعنی برای زدن یک هدف، شاید ده‌ها انسان بی‌گناه، کودک، و آرزوهای بیشمار تکه‌تکه می‌شوند. انسجام فکری‌ام را از دست داده‌ام. دو روز است نوشته‌هایم پایان ندارند، انگار در نقطه‌ای متوقف شده‌ام. ترس، مثل غم، واقعی‌ترین و دردناک‌ترین حالت انسان است.و من حالا می‌ترسم. لیست خرید را به در یخچال چسبانده‌ام و یک مداد روی کانتر گذاشته‌ام. هر بار که از کنارش رد می‌شوم، چیزی به آن اضافه می‌کنم. خیلی‌هایشان واقعاً بی‌مصرف‌اند. خریدهای هیجانی و اضطرابی. امروز تصمیم گرفتم فردا به آسایشگاه کهریزک بروم. دوستی می‌گفت سالمندان تنها، که منتظر مرگ‌اند، از صدای انفجارها آن‌قدر ترسیده‌اند که گاهی حتی اختیار خودشان را از دست می‌دهند… دلم آتش گرفت. می‌خواهم برایشان لاک و رژ لب قرمز ببرم. موی پنبه‌ای را بلدم فندقی کنم؛ قبلاً برای مادربزرگم می‌کردم. می‌خواهم صبح تا ظهر کنارشان بنشینم. شاید میان دست‌های لرزانشان، میان لبخندهای کوتاهشان، کمی از دلتنگی و غم خودم هم آرام بگیرد حالا که دیشب وی پی ان قطع بود و امروز منتشر میکنم، از اخر شب هم اضافه کنم که چند رفیق صمیمی هم دیشب رساندم ترمینال، میروند خوی و از آنجا وان و ادامه مسیر با لبخند خداحافظی کردم، سوار که شدند نشستم کنار خیابان و برای اینهمه رنج گریه کردم مگر ما از زندگی چه میخواستیم؟ لعنت به این #جنگ لعنتی و مسببین…

Golshan

22,704 次观看 • 6 个月前

اونایی که انتقاد میکنند که چرا ترامپ کار رو یکسره نمیکنه و ترامپ این و ترامپ آن این ویدیو رو حتما ببینند. این خانم یک تحلیلگر و محقق هستش که تحلیلهایش همیشه درست و منطقی بوده. میدونم که ما ایرانیها بی صبرانه منتظر پیروزی و آزادی هستیم و از ترامپ ناامید شدیم و از زاویه مردم ایران به این مسئله نگاه میکنیم ولی یادمون باشد که مسئله فقط نجات ایران نیست چون اگر آخوند و رژیم تنها بودند این همه سال دوام نمی آوردند. ایران آخرین سنگر گلوبالیستها و دولتهای استعمارگر در سایه و شرکتهای چند ملیتی ست. مسئله از بین بردن کل سیستم سلطه امپراطوری انگلیس در اون منطقه و ایران و تغییر دادن سیستم برده داری نوین بانک مرکزی میباشد. وقتی میگوییم سلطه انگلیس منظور فقط انگلیس نیست منظور شرکتهای میلیاردی بیمه و نفتی و بانکهای مرکزی ست که توسط امپراطوری انگلیس و گلوبالیستها برای سلطه در آن منطقه وجهان و کنترل نفت و قیمت آن و در نتیجه کنترل ‌اقتصاد دنیا تاسیس شدند که از بودن آخوند و رژیم و سپاه سودهای کلان جهانی هم میبرند و از رژیم مخصوصا رژیمی دا ای انرژی عسته ای همیشه میتوانند به عنوان یک مترسک سر جالیز برای ترساندن منطقه و کشورهای دیگر و کنترل آنها و مردمانشان استفاده کنند. پس بدون از بین بردن این دستهای پشت رژیم و کنترل این شرکتها هر حرکت و یا تغییر رژیم میتواند یا با شکست روبرو شود و یا کوتاه مدت موفق باشد و دوباره یک کودتا و یک انقلاب رنگی دیگه ای از طرف این شرکتها و یا همان امپراطور شکل بگیرد در واقع ما احتیاج به پنچر گیری و وصله زدن نداریم بلکه کل چرخهای این دستگاه باید عوض شود تا این ماشین که همان ایران است بتواند صدها سال بدون مشکل و آزادانه به جلو و به سوی پیشرفت و شکوفایی حرکت کند وگرنه هر کار دیگه ای فقط وصله زدن به چرخهای پوسیده شبیه خواهد بود حتا اگر شاهزاده عزیزمان هم برگردد و این دستهای امپراطوری انگلیس و شرکتهای نفتی و بيمه کوتاه نشده باشد هر اتفاق ناگواری شبیه انقلاب ننگین پنجاه و هفت دوباره بعد از چندین سال توسط خائنین و مزدوران آنها در ایران رخ خواهد داد‌. گلوبالیستها و این شرکتها و دولتها در حال حاضر از لحاظ مالی و اقتصادی ضربه بسیار بزرگی خوردند و میخورند برای نمونه از دست دادن کنترل تنگه هرمز و کنترل نفت و قیمت آن و در نتیجه از دست دادن کارت مترسک افزایش نفت و بالا بردن قيمت کالاها و... اگر الان نتیجه ان را نمیبینیم بخاطر اینه که این شرکتها و دولتهای در سایه تمام سعی خود را میکنند تا از طریق تبلیغات و رسانه های چپ نتیجه کار رو وارونه و به ضرر آمریکا نشان بدهند بخاطر همین هم هست که مدام میشنویم آمریکا در تنگه هرمز ناتوان مانده. این دولتها عاشقانه منتظر حمله تمام و کمال و نیروهای زمینی آمریکایی به ایران هستند تا از طولانی شدن جنگ به ضرر ترامپ و به نفع رژیم در انتخابات آمریکا و در رسانه های چپ و توسط اروپا استفاده کنند و در نتیجه ترامپ رو مجبور به قبول یک شکست و یا صلحی که رژیم برنده میدان باشد کنند. پس توصیه میکنم صبور باشید و به این مسئله از زاویه های دیگر هم برای نجات ایران و منظقه نگاه کنید و احساسی برخورد نکنید. در آخر یادآور میشوم هر کاری هم که ترامپ بکند اول برای مردم آمریکا خواهد بود و بعدش برای آماده کردن زمینه برای حضور مردم ایران در خیابانها و زدن ضربه آخر به رژیم توسط خود مردم ایران. البته با هزینه جانی بسیار کمتر. یادمان نرود هیچ پیروزی بدون کمک خود ما اتفاق نخواهد افتاد ولی این پیروزی نباید موقتی باشد بلکه باید دهها نسل دوام بیاورد. پاینده ایران و جاوید شاه تا ابد و یک روز✊️✌️🙏

Masoud Pouia💚🤍❤️🦁☀️MIGA

47,495 次观看 • 1 个月前

ببینید برادران و خواهران عزیز؛ انصاف خود را قاضی کنید: ما با یک جریان مافیایی و شارلاتان طرفیم که پایش را روی گلوی مردم ایران گذاشته، شیره جانِ آنان را می‌کشد و با بی‌ارزش کردن پول ملی، دسترنجشان را رسماً از جیبشان می‌زند. فقط در ماجرای ارز ترجیحی، به حافظه تاریخی خود رجوع کنید. یادتان می‌آید چه گفتند؟ گفتند ارز ترجیحی چیزی جز رانت، فساد و قاچاق نیست! آقای پزشکیان آمد و گفت اگر گوشت را با ارز آزاد وارد کنیم، قیمت آن به ۶۰۰ هزار تومان می‌رسد! گفتند با این «جراحی اقتصادی»، قیمت ارز پایین می‌آید و پول ملی تقویت می‌شود! آقای مدنی‌زاده آمد و گفت اگر واردات با ارز آزاد انجام شود، کالاها ارزان‌تر تمام می‌شوند! گفتند می‌خواهیم تمام آنچه اکنون در ابتدای زنجیره به‌عنوان «رانت» هدر می‌رود، به انتهای زنجیره منتقل کنیم؛ یعنی منابع را به مردم بدهیم تا مردم غرق در نعمت شوند و بتوانند چندین ده کیلو گوشت و مرغ بخرند! و... یادتان هست با چه پروژه رسانه‌ای عظیمی این کار را پیش بردند؟ از هر قماشی آدم اجیر کردند؛ ریش‌دار و بی‌ریش، از منبریِ مهدویِ مثلاً انقلابی تا سکولارِ غیرانقلابی و غربگرای تسلیم‌طلب و... با یک تبلیغات رسانه‌ای سنگین به میدان آمدند تا افکار عمومی را برای این «جراحی» آماده کنند. و نتیجه چه شد؟ آن بهشتی که وعده داده بودند، تبدیل شد به جهنمی از زقوم و ماء صدید؛ با هزاران کشته، جنگ، فقر و فلاکت. حالا که مردم با چشم خود دیدند آن وعده‌ها چه بر سرشان آورد، وقت آن بود که یک «ماله» جدید خلق کنند: «ارز ترجیحی حذف نشد؛ تمام شد!» و حالا با وقاحت تمام مشغول توجیه فاجعه‌ای هستند که خود رقم زده‌اند. اما یک سؤال: در تمام اظهارات مجریان و مبلغان این طرح خانمان‌برانداز، یک وعده مدام تکرار می‌شد: قرار است منابعی که اکنون در ابتدای زنجیره پرداخت می‌شود، به انتهای زنجیره منتقل شود. اگر ارز ترجیحی «تمام شده بود»، پس چطور قرار بود منابع آن به انتهای زنجیره منتقل شود؟! پس یکی از این سه حالت وجود دارد: یا ارز ترجیحی تمام نشده بود؛ یا منابع دیگری برای ادامه آن وجود داشته است؛ یا اساساً قرار نبوده منابعی به انتهای زنجیره منتقل شود و قرار نبوده آسیبی که مردم از این جراحی می‌بینند جبران شود؛ بلکه قرار بوده با یک صدقه ناچیز، فقط مردم را فریب دهند. حالا به این دقت کنید. می‌گویند: «ارز ترجیحی منابع ارزی کشور را هدر داد.» منظورشان از «هدر دادن» چیست؟ اینکه شما مردم ایران توانستید گوشت، مرغ و تخم‌مرغ بخورید! بله؛ ظاهراً از نظر این حضرات، منابع ارزی وقتی «هدر» نمی‌رود که از معده مردم عبور نکند! چون بعد از آنکه جلوی این «هدررفت» گرفته شد، مصرف مردم به‌شدت کاهش پیدا کرد؛ برای نمونه، مصرف گوشت به حدود نصف رسید. حالا یکی از این حضرات پاسخ دهد: اگر ارز ترجیحی سراسر رانت و فساد بود، چرا بعد از حذف آن، قیمت کالاها چند برابر شد؟! اگر آن ارز چیزی جز فساد نبود، چرا حذفش به جای کاهش قیمت، چنین انفجار قیمتی به دنبال داشت؟ و اما بخش آخر «هدر رفت واقعی و غارت بزرگ ارز کشور را در فیلم زیر ببینید» تمام مجریان و مبلغان این طرح را اگر بتکانید، بعید است حتی یک بار اعتراض جدی از سوی آنان به دزدی بزرگِ عدم بازگشت ارز صادراتی پیدا کنید؛ همان مسئله‌ای که کشور را با محدودیت منابع ارزی و جهش‌های افسارگسیخته نرخ ارز مواجه کرده است. حدود صد و سی میلیارد دلار ارز صادراتی به کشور بازنگشته است؛ موضوعی که صدای دو رئیس‌جمهور سابق را هم درآورد و رهبر انقلاب نیز چندبار نسبت به آن اعتراض کردند. یکی نیست از این حضرات بپرسد: شما که این‌چنین دل‌نگران «هدررفت منابع ارزی» هستید، چرا قدرت خود را فقط سر سفره کوچک‌شده مردم به رخ می‌کشید؟ چرا وقتی نوبت به سفره مردم می‌رسد، ناگهان شمشیرتان بیرون می‌آید، اما وقتی پای سفره‌های بی‌انتهای مافیای غارتگر و صاحبان ثروت در میان است، دایه دلسوزتر از مادر می‌شوید؟! خجالت بکشید، ای غارتگران سفره مردم! ای زمینه‌سازان فقر و فلاکت مردم! ای فقیرسازان ایرانیان! شرم کنید! سکوت کنید! به اسم تک‌نرخی کردن ارز و از بین بردن فساد، مردم را آن هم در میانه جنگ بی‌نوا و بی‌پناه کردید. و نتیجه «تک‌نرخی‌سازی» شما چه شد؟ همان ارز چندنرخی! با سقف حدود ۲۱۵ هزار تومان و کف حدود ۱۵۵ هزار تومان تا این لحظه. فاصله میان نرخ‌ها نه‌تنها از بین نرفت، بلکه ماند و فقط یک اتفاق افتاد: مردم فقیرتر شدند و اغنیا ثروتمندتر. و درباره آقای شمس‌الدین حسینی هم یک واقعیت به‌تنهایی کافی است: در دوره وزارت ایشان، صندوق بدنام بین‌المللی پول (IMF) از ایران به‌خاطر اجرای طرح هدفمندسازی یارانه‌ها تقدیر کرد و آن را الگویی برای دیگر کشورها دانست. و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!

امیرحسین جعفری

27,136 次观看 • 25 天前

سخنرانی امروز #مسیح_علینژاد در کنگره جهانی آزادی در برلین تحسین‌برانگیز بود! Masih Alinejad 🏳️ دمت گرم! متن کامل: «من یک زن ایرانی‌ام، و رئیس کنگره جهانی آزادی، یکی از بزرگ‌ترین و پویاترین شبکه‌های جهانیِ مخالفان و مبارزان آزادی در جهان. ما اینجا هستیم تا پیامی به جهان آزاد بفرستیم: زمان آن رسیده است که همه‌ی کسانی که برای آزادی، دموکراسی و کرامت انسانی می‌جنگند، متحد شوند. و پیامی هم برای دیکتاتورهای بیش از شصت حکومت استبدادی داریم: زمان شما به پایان رسیده است. ما دیگر پراکنده نیستیم، ما متحد شده‌ایم، تا در سرزمین‌های خود، دموکراسی را برپا کنیم. پیش از آنکه به اینجا بیایم، از خودم پرسیدم: چرا برلین؟ چون من در روستایی کوچک بزرگ شدم، جایی که به من گفته بودند موی من تهدید است، صدای من تهدید است، و بدن من تهدید است. و حالا اینجا ایستاده‌ام تا بگویم: بله، ما تهدید هستیم. نه برای انسانیت، بلکه برای استبداد. نه برای نظم، بلکه برای سرکوب. ما، زنان ایران، و همه‌ی مردمان آزادی‌خواه جهان، بزرگ‌ترین تهدید برای دیکتاتورها هستیم. سال‌ها پیش، من کارزاری علیه حجاب اجباری در ایران آغاز کردم. در آن کارزار، حجاب اجباری را با دیوار برلین مقایسه کردم و از زنان ایران خواستم که آن دیوار را فرو بریزند. رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنه‌ای، خشمگین شد، نه فقط از مقایسه، بلکه از حقیقتی که در آن نهفته بود: او دید که تاریخ دوباره در حال تکرار شدن است، دیواری دیگر در حال لرزیدن است. دید که زنان ایران برخاسته‌اند تا دیوار دیکتاتوری را در کشور خود فرو بریزند. او مرا «عامل آمریکا» خواند و به سپاه پاسداران دستور داد علیه من اقدام کند. اما برلین، شهر آزادی، مرا دعوت کرد، تا نه از ترس، بلکه از شجاعت بگویم، نه از سکوت، بلکه از همبستگی. و اینجا بود که ما کنگره جهانی آزادی را بنیان گذاشتیم، به همراه لئوپولدو لوپز، یکی از شجاع‌ترین رهبران اپوزیسیون ونزوئلا و گری کاسپاروف، قهرمان شطرنجی که به قهرمان مبارزه با رژیم پوتین بدل شد. آن روز، تنها سه نفر بودیم، اما می‌دانستیم که دیکتاتورهای ما سازمان ملل را ربوده‌اند و آن را به باشگاهی برای سرکوبگران تبدیل کرده‌اند. امروز، همان سازمان ملل پر از حکومت‌های خودکامه است، اما کنگره جهانی آزادی، نماینده‌ی اکثریت واقعی مردم جهان است: مردمِ در بند. ما صدای حقیقی مردم در شصت کشورِ گرفتار استبداد هستیم. اکنون، ما تنها نیستیم. ما متحدیم. و این جنبش دیگر فقط درباره‌ی من، یا گَری کاسپاروف، یا لئوپولدو لوپز نیست، درباره‌ی شماست. تک‌تک شما که کشور خود را نمایندگی می‌کنید، با طرحی در ذهن، رویایی در دل، شجاعتی در وجود، و گاه با تهدید مرگ یا جایزه‌ای بر سر جانتان، شما قلب تپنده‌ی کنگره جهانی آزادی هستید. من از سه سوءقصد جان سالم به در برده‌ام، هیچ ترسی ندارم، چون نماینده‌ی میلیون‌ها انسانِ بی‌هراس در ایرانم، و میلیون‌ها نفر در سراسر جهان که برای آزادی می‌جنگند. پیام ما به کشورهای دموکراتیک روشن است: ما، مردمی که جانمان را برای آزادی به خطر می‌اندازیم، بهترین متحدان شما هستیم. ما آماده‌ایم تا پلی بسازیم میان مردمانِ تحت ستم و جهان آزاد. و چه شهری بهتر از برلین، شهر دیوار و شهر آزادی، برای بیان این پیام. به مبارزه‌ی ما بپیوندید، به ائتلاف ما بپیوندید. بیایید دیوارهای دیکتاتوری را برای همیشه فرو بریزیم، چون تنها با هم، ما قوی‌تریم. روزی از مجلس ایران اخراج شدم، اما امروز، به لطف پارلمان برلین، افتخار دارم که در آزادی اینجا ایستاده‌ام، تا رهبری کنگره جهانی آزادی را معرفی کنم.» WORLD LIBERTY CONGRESS

Shahin Modarres

17,137 次观看 • 10 个月前

آن روزها که شهرام همایون برای بقای شبکه‌ی تلویزیونی‌اش گلریزان راه می‌انداخت و از مخاطبانش پول می‌خواست، برای خیلی از ما سوژه‌ی طنز بود. جمهوری اسلامی هم مسخره‌اش می‌کرد و برایش برنامه می‌ساخت. اما بعضی چیزها را گذر زمان بهتر نشان می‌دهد. امروز که بخش‌هایی از فضای رسانه‌ای و اپوزیسیون ایران با پول‌های غیرشفاف، وابستگی‌های سیاسی و مناسباتی آلوده شده‌اند که استقلال رسانه را به یک شوخی تلخ تبدیل کرده، آن گلریزان‌ها برای من معنای دیگری پیدا کرده‌اند. شهرام همایون دست‌کم جلوی دوربین از همفکران و مخاطبان خودش پول می‌خواست تا رسانه‌اش را سرپا نگه دارد. کسانی به او پول می‌دادند که می‌دانستند به چه کسی و برای چه چیزی پول می‌دهند. ممکن بود من با آن رسانه، عقایدش و سیاستش مخالف باشم، اما امروز ارزش استقلالی را که در آن رفتار بود بهتر می‌فهمم. این روزها وجه دیگری از شهرام همایون هم برای من قابل احترام شده است. در گفتگویی که این ویدیو بخشی از آن است، تماس‌گیرنده‌ای درباره‌ی پل‌ها، نیروگاه‌ها و زیرساخت‌هایی حرف می‌زند که در جمهوری اسلامی ساخته شده‌اند و استدلال می‌کند که چون آخوندها و نهادهایی مثل قرارگاه خاتم‌الانبیا در ساخت آنها نقش داشته‌اند، این‌ها دیگر به مردم تعلق ندارند. شهرام همایون وسط حرفش می‌پرد و می‌گوید: «نه. اول راجع به تعلقش صحبت کنیم.» شاید تمام مسئله همین یک کلمه باشد: تعلق. پل مال آخوند نیست. نیروگاه مال سپاه نیست. پالایشگاه مال جمهوری اسلامی نیست. اگر قرارگاه خاتم مجری یک پروژه بوده، صاحب آن پروژه نشده است. این‌ها با پول مردم ساخته شده‌اند، به دست مردم ساخته شده‌اند و مردم از آنها استفاده می‌کنند. همان‌طور که خود همایون در گفتگو می‌گوید: «آخوند ارث پدری داشته مگه؟» نداشته. ایران هم ارث پدری جمهوری اسلامی نیست. یکی از بزرگ‌ترین خیانت‌های جمهوری اسلامی، به گمان من، دقیقاً همین بوده که برای دهه‌ها تلاش کرده خودش را با ایران یکی کند. مخالف نظام را مخالف ایران نامید. منتقد را جاسوس خواند. معترض را عامل بیگانه، وطن‌فروش و مزدور معرفی کرد. آن‌قدر این واژه‌ها را برای سرکوب شریف‌ترین مخالفان خودش مصرف کرد که معنای خیانت، جاسوسی و حتی وطن را فرسوده کرد. حالا بخش‌هایی از مخالفان جمهوری اسلامی هم همان دروغ را پذیرفته‌اند، فقط علامت معادله را عوض کرده‌اند. جمهوری اسلامی می‌گفت: «من ایرانم، پس مخالفت با من مخالفت با ایران است.» این‌ها می‌گویند: «جمهوری اسلامی ایران است، پس هرچه به ایران ضربه بزند به جمهوری اسلامی ضربه زده است.» دو دشمن، روی یک دروغ مشترک به توافق رسیده‌اند: اینکه ایران همان جمهوری اسلامی است. و اینجاست که ما به یکی از نتایج فاجعه‌بار این سال‌ها رسیده‌ایم. آدمی می‌تواند آن‌قدر از جمهوری اسلامی متنفر باشد که دیگر نتواند میان حکومت و کشور، میان سپاه و جامعه، میان یک نهاد سرکوبگر و زیرساختی که میلیون‌ها انسان از آن استفاده می‌کنند تمایز بگذارد. می‌تواند تخریب پل، نیروگاه یا تأسیسات کشور خودش را نه به‌عنوان آسیب به مردم، که به شکل ضربه‌ای به حکومت تصور کند. من قبلاً در توییتی نوشته بودم جنگ عراق «جنگ تحمیلی» بود و جنگی که امروز درگیرش هستیم «جنگ تحمیقی» است. شوخی با کلمات بود، اما منظورم جدی بود. در این جنگ، مردم فقط قربانی خشونت و حمله نیستند. آنها را احمق فرض می‌کنند و هم‌زمان ماشین‌های تبلیغاتی و رسانه‌ای مختلف مدام در حال فرسایش قدرت تشخیص‌شان هستند. فاجعه فقط این نیست که کسی از حمله‌ی خارجی به کشور خودش استقبال کند. فاجعه جایی عمیق‌تر است: جایی که برای توضیح اینکه یک پل متعلق به مردم است، دیگر باید استدلال کرد. وقتی بدیهیات نیاز به اثبات پیدا می‌کنند، مسئله دیگر صرفاً اختلاف سیاسی نیست. این همان چیزی است که در این ویدیو برای من دردناک است. شهرام همایون دارد تلاش می‌کند چیزی را دوباره بدیهی کند که اصلاً نباید از بدیهی بودن خارج می‌شد: این کشور مال مردم آن است. من خودم چنین اعصابی ندارم. واقعاً ندارم. نمی‌توانم هر مزخرفی را بشنوم و با همان آرامش بنشینم و از ابتدا توضیح بدهم چرا چنین استدلالی از اساس تباه است. شاید این ضعف من باشد. هر عقیده‌ای هم صرفاً به این دلیل که کسی به آن باور دارد، شایسته‌ی احترام نیست. آدم‌ها حرمت دارند، اما همه‌ی عقاید محترم نیستند. بعضی حرف‌ها واقعاً مزخرف‌اند. اما دقیقاً به همین دلیل است که کاری که شهرام همایون در این گفتگو می‌کند برای من ارزشمند است. چون او کاری را انجام می‌دهد که من توانش را ندارم. راه گفتگو را نمی‌بندد. می‌شنود. سؤال می‌کند. از طرف مقابل می‌خواهد تا انتهای استدلالش برود و بعد با همان بدیهیات فراموش‌شده روبه‌رویش می‌کند. این فقط خونسردی نیست. نوعی احساس مسئولیت است. اما اگر بخواهیم منصف باشیم، مسئول اصلی وضعیتی که ما را به این نقطه رسانده پیش از هر کس جمهوری اسلامی است. این حکومت تار و پود اعتماد عمومی را چنان از هم باز کرده که ترمیم آن، اگر ممکن باشد، سال‌ها طول خواهد کشید. وقتی حکومت برای دهه‌ها هر مخالفی را جاسوس می‌نامد، روزی می‌رسد که مردم دیگر حتی نمی‌دانند جاسوس واقعی کیست. وقتی همه‌چیز پروپاگانداست، حقیقت هم اعتبارش را از دست می‌دهد. وقتی دستگاه امنیتی بخش بزرگی از توانش را صرف تعقیب روزنامه‌نگار، فعال مدنی، زن معترض و مخالف سیاسی می‌کند، در همان حال راه برای نفوذ واقعی سرویس‌های خارجی باز می‌ماند. عمق نفوذ اسرائیل در ساختارهای امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی دیگر چیزی نیست که بتوان آن را به سادگی نادیده گرفت. اما برای من حتی دردناک‌تر از نفوذ در یک ساختار نظامی، نفوذ در ذهن جامعه است. ضعیف شدن جمهوری اسلامی برای من تراژدی نیست. فروپاشی قدرت تشخیص مردم، از بین رفتن حس تعلق به کشور و تبدیل شدن ایران به زمین بازی قدرت‌های خارجی تراژدی است. و این همان جایی است که صرف «سرنگونی جمهوری اسلامی» دیگر پاسخ کافی نیست. این حرف به معنای تسلیم شدن یا دست کشیدن از مبارزه نیست. درست برعکس. مبارزه با جمهوری اسلامی باید ادامه پیدا کند، اما اگر قرار باشد فقط رأس هرم عوض شود و همان فرهنگ حذف، همان قهرمان‌پرستی، همان دشمن‌سازی، همان بی‌اعتمادی و همان منطق «هر که با من نیست علیه من است» باقی بماند، چیز زیادی تغییر نکرده است. ما مستحق آزادی هستیم. آزادی حق ماست. اما برای حفظ آزادی باید ظرفیتش را هم بسازیم. باید نهاد بسازیم. شبکه بسازیم. گفتگو یاد بگیریم. شکست سیاسی را تحمل کنیم. مخالف را دشمن ندانیم. یاد بگیریم که اکثریت حق ندارد حقوق اقلیت را له کند و اقلیت هم نمی‌تواند چون رأی نیاورده میز بازی را به هم بزند. باید قواعد مشترکی بسازیم که از اشخاص مهم‌تر باشند. این‌ها کارهای بعد از جمهوری اسلامی نیستند. خود این‌ها بخشی از مبارزه با جمهوری اسلامی‌اند. و شاید نقطه‌ی شروع همان چیزی باشد که شهرام همایون در آن مکالمه گفت: «اول راجع به تعلقش صحبت کنیم.» قبل از اینکه درباره‌ی جمهوری یا پادشاهی دعوا کنیم، قبل از اینکه برای حکومت بعدی اسم انتخاب کنیم، باید دوباره بفهمیم چه چیزی به ما تعلق دارد. این شهرها. این جاده‌ها. این پل‌ها. این نیروگاه‌ها. این حافظه‌ی جمعی. این آینده. و ایران. ایران نه مال جمهوری اسلامی است، نه سپاه، نه آخوند، نه شاه، نه موساد و نه هیچ قدرت خارجی دیگری. اگر قرار است روزی آزاد باشیم، شاید یکی از اولین کارها این باشد که دوباره یادمان بیاید این کشور مال ماست.

Panah Farhadbahman 🎒

63,889 次观看 • 1 个月前

🚨از سرگیری حملات محدود آمریکا در محور جنوب و پاسخ رژیم: دلایل و چشم انداز تحولات پیش رو🚨 تحلیل: در مقطع فعلی آمریکا با حفظ محاصره دریایی و آغاز جنگ اقتصادی دست بالا را دارد و ترجیحا قصد درگیرشدن در جنگ فراگیر با ابعاد بزرگ منطقه ای ندارد. با اینکه خیلی چیزها به رفتار نظامی جمهوری اسلامی بستگی دارد، در حال حاضر دولت #ترامپ به طور اصولی بهترین راه برای خفه سازی و تسلیم سازی رژیم را ادامه جنگ اقتصادی و در صورت نیاز عملیات نظامی محدود می بیند. از آنجاییکه ج.ا در روزهای گذشته به پایگاه امریکایی ها در اردن حمله کرد و یک تلاش برای حمله پهپادی هم به امارات نشان داد و حوثی ها هم به یک کشتی عربستان سعودی حمله کردند، ایالات متحده در چارچوب متد #چمن_زنی برای کاهش خطر حملات ج.ا به کشتی ها و نفکش ها و نیروهای آمریکایی حملاتی را عمدتا در محور جنوب از سرگرفته است. آمریکا می خواهد قدرت مانور عملیاتی اش در تنگه هرمز تثبیت شود. اما پرسش کلیدی این است مگر آمریکا پیشتر بین 7 تا 25 ژوئیه گذشته تقریبا هر شب به مواضع جمهوری اسلامی در محور جنوب حمله نکرد؟ مگر ادمیرال برد کوپر فرمانده #سنتکام نگفته بود که باید حملات متوقف شود؟ مگر او نگفته بود که حملات به سقف اثربخشی خود رسیده است؟ پس چرا آمریکا دوباره حملات را از سرگرفته؟ چه اتفاق جدیدی رخ داده است؟ نکته من همینجاست! واقعیت این است که به دلیل زمان دادن به جمهوری اسلامی و در نتیجه قطع آن حملات، رژیم در همین باز زمانی و طبق اظهارات خود منابع آمریکایی فعالیتهایی برای احیای توان پدافند، موشکهای ضد کشتی و راداری انجام داده و برخی مقامات آمریکایی تایید کرده اند که علاوه بر ادامه حملات به کشتی ها، جمهوری اسلامی قصد داشته یک جنگنده اف ۳۵ رو با ضد هوایی یا MANPAD مورد حمله قرار دهد (که البته موفق نبود). حالا آمریکا بازهم حملات را شروع کرده ولی نکته اساسی ای که همیشه تاکید داشته ام (مساله زمان) اینجا بازهم به وضوح خودش را نشان داده. اساسا مشکل اینه که خود آمریکا به رژیم زمان می دهد! و در سایه زمانی که سپری می شود [حالا تحت لوای دیپلماسی فشار، جنگ ناقص یا جنگ اقتصادی] ما شاهد تلاش هرچند محدود ج.ا برای بازسازی اش هستیم. واقعیت این است که حمله های رژیم کمتر مثل سابق روی بهای نفت تاثیر می گذارد، مضاف بر اینکه کارت تنگه هرمز هم بی اثر شده است. ولی در صورت اشتباه محاسباتی و بسته به نوع رفتار نظامی رژیمی که در گوش رینگ افتاده، این حملات ممکن است منجر به کشته شدن غیرنظامیان در کشورهای منطقه، کشته شدن سربازان آمریکایی و اساسا باعث ایجاد دردسر فرسایشی زیاد برای کشورهای منطقه می شود. برای همین است که انور قرقاش مشار رئیس امارات متحده عربی دیروز گفت وضعیت نه جنگ نه صلح راه حل درستی نیست! او به نوعی از جنگ اقتصادی آمریکا حمایت کرد ولی انتقاداتی نیز در اظهارات او نسبت به ترامپ مستتر بود. جمهوری اسلامی در موقعیت افتضاحی است، اگر دست رو دست بگذارد کارت های باقی مانده اش را هم از دست می دهد. رژیم نمی تواند اهرم سازی موثر کند ولی می تواند با درگیری نظامی زیر آستانه جنگ تمام عیار زمان بخرد و آمریکا را در یک جنگ فرسایشی نگه دارد. ------ حرفهای بسنت و عجله در تحلیل و قضاوت ------ حرفهای اسکات بسنت در بوته عمل قابل سنجش است. مقامات آمریکایی از جمله خود ترامپ اظهارات ضد و نقیض زیادی داشته و دارند چرا که بر اساس ابهام جلو می روند. خود حرفهای بسنت دارای تناقضات زیادی است هرچند اصل سیاست اش درست است. بسنت در دولت تصمیم گیرنده اصلی نیست و این ترامپ است که تصمیم می گیرد و تا زمانی که نگوید رژیم جمهوری اسلامی باید برود و #شاهزاده_رضا_پهلوی را به رسمیت نشناسد و #اسرائیل وارد کارزار نظامی برای حذف فیزیکی نشود حرفها معیار سنجش معتبر برای من نیست. هنوز با اطمینان نمی توان گفت دولت ترامپ صد در صد خواهان تغییر رژیم در ایران به معنای واقعی است. تغییر رژیم به معنای واقعی با نبرد تن به تن مردم ایران و سپاه و حمایت مستقیم نظامی آمریکا/اسرائیل و تسخیر مراکز حکومتی و ... هزاران فاکتور دیگر رخ خواهد داد. فعلا چنین علائمی دیده نمی شود. تعییر رژیم در توییتر نیز رخ نمی دهد. در کف خیابان رخ می دهد! به رغم اظهارات مقامات آمریکایی هنوز یک نارسایی در راهبرد آمریکا وجود دارد: یک مشکل این است که این زور نظامی ای که آمریکا تا الان بکار گرفته نه آنقدر است که جمهوری اسلامی را وادار به تسلیم کند و نه آنقدر که رژیم را ساقط کند. اگر هدف آمریکا تغییر رژیم به معنای واقعی باشد ایجاد فلج اقتصادی و معیشتی در چارچوب جنگ اقتصادی فقط یک شرط لازم است اما شرط کافی نیست. شرط کافی برای سقوط و تغییر رژیم حمایت از مردم و بکارگیری اهرم نظامی قدرتمند از جمله اقدام ترکیبی است (همان چیزی که داوید برنئا رئیس پیشین #موساد چند روز پیش بیان کرد، او گفت جنگ اقتصادی کافی نیست.) شاید عده ای اینطور استدلال کنند که هنوز جا هست که جمهوری اسلامی از نظر اقتصادی ضعیفتر شود تا شرایط خیزش مردم فراهم شود. این را هم اگر مفروض بدانیم بازهم باید بدانیم که با دادن زمان به ج.ا حکومت می تواند قوای سرکوب را تقویت کند و منابع مالی برای سرکوب را حفظ و خود را برای جنگ با مردم مهیا تر کند. رژیم منابع مالی برای کشتار و نه اداره کشور را نزد خود نگه می دارد. نکته اساسی همیشگی من این است که با گذشت زمان ریسک پیچیده تر شدن و خطرناک تر شدن اوضاع در ایران واقعی و جدی است. بنابراین ما به شفافیت راهبردی نیاز از سوی آمریکا نیاز داریم: دولت ترامپ باید با دادن اولتیماتوم نهایی خواستار تسلیم بی قید و شرط ج.ا شود و اگر ج.ا تسلیم نشد دائما حرف نزند بلکه اقدام نظامی فراگیر را با هدف کمک به مردم ایران برای تغییر رژیم انجام دهد. با این اقدامات نیم بند نظامی نمیتوان ج.ا را ساقط کرد! یک مشکل دیگر: این اقدامات نیم بند آمریکا زیر سایه جنگ اقتصادی وقتی با دادن زمان به حکومت ادامه پیدا میکنه و وقتی ج.ا کشورهای منطقه را در واکنش هدف قرار می دهد، معادله راهبردی برای اسرائیل و کشورهای منطقه پیچیده تر و خطرناک تر میشود. چرا؟ چون امریکا مدیریت ریسک را با تکرار این سیکل اقدامات نظامی ناتمام و نیم بند عمدتا به کشورهای منطقه از جمله اسرائیل و عربستان و امارات و ... واگذار می کند. خودش عقب می کشد و اعلام پیروزی می کند ولی همیشه بار اصلی بازدارندگی و ریسک پذیری را به دوش کشورهای منطقه می اندازد. این در حالیست که اسرائیل و کشورهای عربی نمی توانند بازدارندگی خود را فدای زنجیره ای از کنش ها واکنش ها کنند و توان بازدارندگی شان را در برابر این چرخه های تکراری درگیری فرسوده کنند. من فکر نمی کنم تهدیدهای ج.ا بدون اقدامات نظامی فراگیر و بزرگ و قاطع آمریکا به شکلی که ساختار حکمرانی به طور فیزیکی از بین برود به طور مطمئن برطرف شود. آمریکا در نهایت راهی جز دادن هزینه مالی و جانی برای ساقط کردن رژیم ندارد. این هزینه را آمریکا نیز باید بدهد حتی با خون!

Hossein Aghaie, Ph.D.

72,306 次观看 • 25 天前

جان کیریاکو، جاسوس سابق سی‌آی‌ای و پروفایلر رضا پهلوی: وقتی در سیا بودم، وظیفه‌ام این بود، اولین کارم در سیا همین بود، این‌که برای رئیس‌جمهور، معاون رئیس‌جمهور، مشاور امنیت ملی، و وزرای خارجه و دفاع، رهبران خارجی را پروفایل کنم. وقتی قرار بود با یک رهبر جهانی کنند، ما باید یک پروفایل روان‌شناختی محرمانه از آن رهبر جهانی می‌نوشتیم. و هنوز هم تا حدی از انجام‌دادنش برای خودم لذت می‌برم. وقتی تازه استخدام شدم، کارم عملاً این بود که زندگینامه‌نویس محرمانه صدام حسین برای جامعه اطلاعاتی باشم، یعنی زندگینامه‌نویس روان‌شناختی محرمانه‌اش. و من با تیمی از روان‌پزشکان، روان‌شناسان و انسان‌شناسان کار می‌کردم تا مطمئن شویم که تحلیل‌های به‌روز و پیشرفته‌ای داریم. اولین پروفایل ما قرار است درباره مردی به نام رضا پهلوی باشد، کسی که دیروز در مراسم خاک‌سپاری لیندزی گراهام در واشنگتن حضور داشت. رضا پهلوی، ولیعهد سابق و پسر ارشد آخرین شاه ایران است. او مدت‌ها منتظر فرصت مانده بود، و تلاش می‌کرد خود را برای رهبری ایران در صورت تغییر رژیم، مطرح کند. در این کلیپ‌ها خواهید شنید که او چقدر کاریزماتیک است، و خودتان می‌توانید در باره اینکه چقدر احتمال دارد او رهبر ایران شود تصمیم بگیرید. اما بگذارید چند نکته درباره رضا پهلوی بگویم. من، نه چندان شوخی‌وار، در مصاحبه‌های پادکستی‌ام در گذشته از او به عنوان «شاهزاده دلقک ایران» یاد کرده‌ام. او در سن بسیار پایین ایران را ترک کرد، در اوایل دهه بیست‌سالگی‌اش، یعنی حدود ۲۰ سالگی، در سال ۱۹۷۹. او از سال ۱۹۷۹ تاکنون به ایران برنگشته است. او به‌شدت توسط اسرائیل حمایت می‌شود، از سوی جامعه یهودیان اینجا در آمریکا، از سوی جامعه تبعیدیان ایرانی اینجا در آمریکا. نه همه این جامعه، اما منظورم مثلاً ایرانیان ثروتمند تبعیدی در جنوب کالیفرنیا است. او در یک قصر چند میلیون دلاری در پوتوماک، مریلند یکی از حومه‌های اعیان‌نشین واشنگتن دی‌سی، زندگی می‌کند. اما او داخل بازی نیست. او هیچ‌وقت داخل بازی نبوده. از زمانی که آمریکا و اسرائیل بمباران ایران را آغاز کردند، او در چند پادکست ظاهر شده است. یک‌دو بار در برنامهٔ پاتریک بت-دیوید بود و در چند پادکست دیگر هم که در آن‌ها، به‌نوعی می‌گوید آنچه انتظار دارید بگوید؛ یعنی، بله، رژیم وحشتناک است. باید سرنگون شود. مردم ایران باید آزاد شوند. و بعد گاهی می‌گوید که او کسی است که باید ایران را رهبری کند. و گاهی دیگر می‌گوید که او کسی نیست که باید ایران را رهبری کند. حقیقت این است که و من قبلاً هم این را گفته‌ام و به خاطرش تهدید به مرگ شده‌ام. باز هم می‌خواهم این را بگویم. او از پیاده‌روی از هواپیما تا ترمینال جان سالم به در نمی‌برد اگر قرار بود به ایران برگردد. در ایران کسی او را نمی‌خواهد، هیچ‌کس. و اگر یک چیز باشد که بمباران ایران توسط اسرائیل و آمریکا انجام داده، این است که مردم ایران را متحد کرده است. نمی‌توانی به یک کشور حمله کنی، رهبران مذهبی‌اش را بکشی، بیشتر سران حکومتش را به قتل برسانی، تمام فرماندهان نظامی را به قتل برسانی. دانشمندان هسته‌ای را بکشی و بگویی، ما برای کمک اینجا هستیم. ما می‌دانیم که شما را بمباران کرده‌ایم. و ما، شب اولِ بمباران، مدرسه را منفجر کردیم و ۱۶۰وچند دختربچه از آن مدرسه را کشتیم. اما، اما ما آدم‌های خوبیم و آمده‌ایم به شما کمک کنیم. و می‌خواهیم این دست‌نشانده را، این دلقک اهل پوتوماکِ مریلند را بر شما تحمیل کنیم تا او بتواند مثل پدرش دیکتاتور شود. خب، دلیل اینکه پدرِ رضا پهلوی، محمدرضا پهلوی، اصلاً سرنگون شد این بود که یک دیکتاتور خون‌ریز و قاتل بود. و مردم از این‌که به دست ساواک، پلیس مخفی، کشته شوند، خسته شده بودند. پس رضا پهلوی قرار نیست به ایران برگردد. او قرار نیست ایران را رهبری کند. او قرار نیست هیچ نقشی از هیچ جهت داشته باشد. با این حال، جناح طرفدار جنگِ حزب جمهوری‌خواه و همچنین دولت اسرائیل فکر می‌کنند او فوق‌العاده است. یک کلیپ کوتاه داریم که می‌خواهیم از مصاحبه‌ای که رضا پهلوی دیروز با رویترز انجام داد، به شما نشان بدهیم. گذشته از این واقعیت که از نظر مشروعیت، کاملاً هرگونه مشروعیتِ باقی‌ماندهٔ احتمالی را که او فراموش می‌کند که وقتی پدرش برای نخستین بار سرنگون شد، ایران دوره‌ای از رؤسای‌جمهور مختلف را پشت سر گذاشت. حتی آن زمان هم یک یادداشت تحریریه کارتونی وجود داشت، یادم هست، در نیویورک تایمز، که در آن آیت‌الله خمینی به یک فردی با ظاهر ایرانی می‌گفت، من یک خبر خوب دارم و یک خبر بد. خبر خوب این است که، من شما را به عنوان رئیس‌جمهور ایران منصوب می‌کنم. خبر بد این است که، من شما را به عنوان رئیس‌جمهور ایران منصوب می‌کنم. چون یک چرخه‌ای از رؤسای‌جمهور ایران وجود داشت که یا هدف بمب‌گذاری یا گلوله می‌شدند. یا بازداشت می‌شدند، یا ناپدید می‌شدند، یا هر چیز دیگر. آن زمان، رژیم ضعیف بود. امروز نه. این جنگ مردم ایران را دور هم جمع کرده تا بسیج شوند. می‌دانید، آدم فکر می‌کند ما باید از جنگ عراق درسی گرفته باشیم. ما خودمان را آن‌قدر قانع کرده‌ایم که ما آدم‌های خوبیم، که اصلاً نمی‌توانیم تصور کنیم وقتی از مرزی عبور می‌کنیم، قرار نیست ما را به‌عنوان آزادکننده ببینند. قرار است ما را ببینند به‌عنوان متجاوز و اشغالگر. این اتفاق بارها و بارها تکرار می‌شود. ما نتوانستیم طالبان را شکست بدهیم. آن‌ها حتی کفش هم نداشتند. و ما را شکست دادند. ما نتوانستیم عراقی‌ها را شکست دهیم. عراق هنوز در وضعیت هرج‌ومرج است. اما فکر می‌کنیم قرار است در ایران به‌عنوان آزادی‌بخش از ما استقبال شود؟! چرا باید چنین فکری بکنیم؟ چنین فکری می‌کنیم چون مردم هیچ درکی از تاریخ ندارند. پس این دلقک اینجا، در انتظار فرصت نشسته و وانمود می‌کند که برای رهبری ایران رقابت می‌کند در صورت تغییر رژیم. من او را به احمد چلبی تشبیه می‌کنم. برای آن‌هایی از شما که احمد چلبی را به خاطر ندارند، او دلقک مشابهی بود که حقوق‌بگیر سیا بود، یعنی دولت آمریکا. و ما این نقشه واقعاً احمقانه را کشیدیم تا او را به‌محض اینکه صدام حسین را سرنگون کردیم، رئیس‌جمهور عراق کنیم. و مردم عراق گفتند، «نه، چنین خبری نیست.» خب، باز هم دارد تکرار می‌شود.

Panah Farhadbahman 🎒

51,516 次观看 • 1 个月前