正在加载视频...

视频加载失败

من معمولا اهل تحلیل نیستم، اما واقعا چرا کسی حرف‌های دیروز روبیو در کاخ سفید را جدی نگرفت؟! روبیو خیلی صریح حرف زد. گفت ترامپ در مرحله اول عملیات فقط روی نابودی توان موشکی، هوایی و دریایی جمهوری اسلامی تمرکز کرد؛ مرحله‌ای که به نظر ترامپ با پیروزی تمام...

41,696 次观看 • 4 个月前 •via X (Twitter)

0 条评论

暂无评论

原始帖子的评论将显示在这里

相关视频

«آیا این سریع‌ترین و قاطع‌ترین شکست تاریخ آمریکاست؟» وقتی جرمی بوئن، سردبیر بین‌المللی بی‌بی‌سی، درباره وضعیت تازه میان ایران و آمریکا حرف می‌زند، نخستین هشدارش این است که نباید زیادی درگیر تفاوت‌های نسخه‌های افشاشده شد، چون اوضاع پیوسته تغییر می‌کند. به گفته او، آنچه اکنون روی میز است یک توافق نیست، بلکه چیزی است که از آن با عنوان «یادداشت تفاهم» یاد می‌شود. او این یادداشت را راهی می‌داند برای به تعویق انداختن همان مسائل بزرگی که دو طرف در آنها فاصله زیادی دارند: حق ایران برای غنی‌سازی اورانیوم، آینده تردد از تنگه هرمز، و حمایت تهران از متحدانی مانند حزب‌الله لبنان. نقطه کانونی تحلیل بوئن این است که توازن قوا تغییر کرده و ایران دست بالا را دارد. او می‌گوید فاصله امروز با جایی که ترامپ در ۲۸ فوریه آغاز کرد بسیار زیاد است؛ روزی که عملاً از تغییر رژیم سخن گفت و تصور می‌کرد همه‌چیز سریع رخ می‌دهد. اما به گفته بوئن، نقشه اول جواب نداد و ترامپ نه نقشه‌ای دیگر داشت و نه راه بازگشتی. حالا این آمریکاست که باید به سمت ایران حرکت کند: «این مشکل ترامپ است. او نمی‌تواند در این مورد شروط را دیکته کند»، چون شیوه دیپلماسی و جنگ‌افروزی او کارساز نبوده است. تصویر او از موقعیت ترامپ. بوئن به زبان به‌کاررفته در یادداشت هم اشاره می‌کند و به باور او اگر این متن را باور کنیم، آمریکا اصلاً شروط را دیکته نمی‌کند و ایران کارت‌های زیادی در دست دارد. در مقابل، آمریکا و اسرائیل با وجود توان نظامی عظیم، به‌خاطر نقص در راهبرد سیاسی به این نقطه رسیده‌اند. برای سنجش نتیجه جنگ، بوئن چهار هدفی را که ترامپ در سخنرانی مارالاگو ترسیم کرد مرور می‌کند. هدف اول نابودی موشک‌ها و صنعت موشکی ایران بود. به گفته بوئن نیروی دریایی ایران تقریباً نابود شده، اما گزارش‌های واشنگتن‌پست و نیویورک‌تایمز می‌گویند چیزی حدود ۷۰ تا ۷۵ درصد ذخایر موشکی ایران باقی مانده و بخش بزرگی از مکان‌های نگهداری هم دوباره در دسترس قرار گرفته است؛ پس این هدف محقق نشده است. هدف دوم خنثی‌کردن نیروهای نیابتی منطقه بود، اما به گفته او حزب‌الله با وجود ضربات سنگین هنوز می‌جنگد و شبه‌نظامیان عراق همچنان مسلح و قدرتمندند. هدف سوم برخاستن مردم و سرنگونی رژیم بود. موضع بوئن صریح است: «هیچ تغییر رژیمی رخ نداده است.» او می‌گوید این تصور که کشتن رهبر، رژیم را هم از بین می‌برد، نشانه ناآگاهی کاخ سفید از سازوکار قدرت در ایران است. به گفته او این رژیم ساختاری لایه‌لایه و به‌هم‌پیوسته دارد و بر ایدئولوژی‌ای قدرتمند استوار است که چیزهایی مانند شهادت‌طلبی را هم دربر می‌گیرد. او این هدف را دست‌بالا نیم‌امتیاز می‌داند. درباره احتمال خیزش آینده هم محتاط است و می‌گوید با وجود فشار اقتصادی و میلیاردها دلار خسارت، بیشتر مردمی که از رژیم حمایت نمی‌کنند فعلاً در خانه می‌مانند و تنها در پی زنده ماندن‌اند. هدف چهارم، که بوئن آن را مهم‌ترین می‌داند، جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای بود. او یادآوری می‌کند که ایران همواره این هدف را انکار کرده، هرچند ایران اورانیوم را بسیار فراتر از سطح غیرنظامی غنی کرده. به تحلیل او، جایگاه مطلوب ایران بودن در آستانه هسته‌ای است؛ داشتن این گزینه به‌عنوان اهرم فشار. او می‌افزاید توافق برجام در سال ۲۰۱۵ محدودیت‌های سخت‌گیرانه‌ای بر غنی‌سازی گذاشته بود که ایران به آن پایبند بود، تا آنکه ترامپ آمریکا را از آن خارج کرد؛ اقدامی که به باور بوئن مسیر را به سمت جنگ کنونی باز کرد و بهای سنگینی به اعتبار آمریکا تحمیل کرد. نکته کلیدی دیگر بوئن درباره روحیه نسل تازه رهبران ایران است. او می‌گوید نسل قدیم، از جمله رهبر پیشین، محتاط بودند چون آمریکا همواره تهدید نابودی را بالای سرشان نگه می‌داشت. اما حالا به آنها حمله شده و نابود نشده‌اند، و نسل جدید با خود می‌اندیشد: «آن‌ها بدترین کارشان را کرده‌اند. ما هنوز اینجاییم.» در جمع‌بندی، بوئن به ارزیابی فیلیپس اوبراین، استاد روابط بین‌الملل، اشاره می‌کند که گفته بود اگر این متن درست باشد، «این یک عقب‌نشینی کامل از سوی ترامپ است و از نظر تاریخی سریع‌ترین و قاطع‌ترین شکست در یک جنگ در تاریخ ایالات متحده است.» بوئن می‌گوید گفتن این حرف شاید کمی زود باشد، چون جنگ ممکن است دوباره آغاز شود و محتمل‌ترین سناریو یک درگیری فرسایشی کم‌شدت است. اما تردیدی ندارد که این یک شکست راهبردی جدی برای آمریکا و به‌طور ضمنی برای اسرائیل است، مگر آنکه ترامپ بتواند توافقی رقم بزند که ایران را به جایی برساند که او می‌خواهد، نه جایی که خود رژیم می‌خواهد.

Panah Farhadbahman 🎒

31,225 次观看 • 3 个月前

این مصاحبه من با اسکای نیوز است، قبل از اینکه نیروی هوایی تأیید کند که خدمه دوم با موفقیت پیدا شده است. این موضوع بیشتر از چیزی که خیلی‌ها فکر می‌کنند اهمیت دارد. اگر او اسیر می‌شد یا کشته می‌شد، واقعاً معادلات را تغییر می‌داد. این می‌توانست یک پیروزی تبلیغاتی برای جمهوری اسلامی باشد و جایگاه آمریکا را تضعیف کند. اما در سطحی بالاتر، ادبیات و لحن مهم است. صحبت از اینکه یک کشور را «به عصر حجر برگردانیم» یا زیرساخت‌های غیرنظامی را هدف قرار دهیم، نشانه قدرت نیست. این کار جایگاه اخلاقی شما را از بین می‌برد و روایت را به دست طرف مقابل می‌دهد. هدف باید روشن باشد: پایان جمهوری اسلامی. تغییر رژیم واژه بدی نیست. در بعضی موارد، ضروری است. این رژیمی است که حتی در شرایط فروپاشی هم ادعای پیروزی می‌کند. نیمه‌کاره عمل کردن جواب نمی‌دهد. کار را تمام کنید. بعد منطقه را تثبیت کنید، از مسیرهای حیاتی مثل خلیج فارس و دریای عرب حفاظت کنید، و یک منطقه حائل در جنوب ایران ایجاد کنید تا از بازگشت آن جلوگیری شود. هر چیزی کمتر از این فقط بحران را طولانی‌تر می‌کند.

A. Ari Aramesh

61,497 次观看 • 5 个月前

آن روزها که شهرام همایون برای بقای شبکه‌ی تلویزیونی‌اش گلریزان راه می‌انداخت و از مخاطبانش پول می‌خواست، برای خیلی از ما سوژه‌ی طنز بود. جمهوری اسلامی هم مسخره‌اش می‌کرد و برایش برنامه می‌ساخت. اما بعضی چیزها را گذر زمان بهتر نشان می‌دهد. امروز که بخش‌هایی از فضای رسانه‌ای و اپوزیسیون ایران با پول‌های غیرشفاف، وابستگی‌های سیاسی و مناسباتی آلوده شده‌اند که استقلال رسانه را به یک شوخی تلخ تبدیل کرده، آن گلریزان‌ها برای من معنای دیگری پیدا کرده‌اند. شهرام همایون دست‌کم جلوی دوربین از همفکران و مخاطبان خودش پول می‌خواست تا رسانه‌اش را سرپا نگه دارد. کسانی به او پول می‌دادند که می‌دانستند به چه کسی و برای چه چیزی پول می‌دهند. ممکن بود من با آن رسانه، عقایدش و سیاستش مخالف باشم، اما امروز ارزش استقلالی را که در آن رفتار بود بهتر می‌فهمم. این روزها وجه دیگری از شهرام همایون هم برای من قابل احترام شده است. در گفتگویی که این ویدیو بخشی از آن است، تماس‌گیرنده‌ای درباره‌ی پل‌ها، نیروگاه‌ها و زیرساخت‌هایی حرف می‌زند که در جمهوری اسلامی ساخته شده‌اند و استدلال می‌کند که چون آخوندها و نهادهایی مثل قرارگاه خاتم‌الانبیا در ساخت آنها نقش داشته‌اند، این‌ها دیگر به مردم تعلق ندارند. شهرام همایون وسط حرفش می‌پرد و می‌گوید: «نه. اول راجع به تعلقش صحبت کنیم.» شاید تمام مسئله همین یک کلمه باشد: تعلق. پل مال آخوند نیست. نیروگاه مال سپاه نیست. پالایشگاه مال جمهوری اسلامی نیست. اگر قرارگاه خاتم مجری یک پروژه بوده، صاحب آن پروژه نشده است. این‌ها با پول مردم ساخته شده‌اند، به دست مردم ساخته شده‌اند و مردم از آنها استفاده می‌کنند. همان‌طور که خود همایون در گفتگو می‌گوید: «آخوند ارث پدری داشته مگه؟» نداشته. ایران هم ارث پدری جمهوری اسلامی نیست. یکی از بزرگ‌ترین خیانت‌های جمهوری اسلامی، به گمان من، دقیقاً همین بوده که برای دهه‌ها تلاش کرده خودش را با ایران یکی کند. مخالف نظام را مخالف ایران نامید. منتقد را جاسوس خواند. معترض را عامل بیگانه، وطن‌فروش و مزدور معرفی کرد. آن‌قدر این واژه‌ها را برای سرکوب شریف‌ترین مخالفان خودش مصرف کرد که معنای خیانت، جاسوسی و حتی وطن را فرسوده کرد. حالا بخش‌هایی از مخالفان جمهوری اسلامی هم همان دروغ را پذیرفته‌اند، فقط علامت معادله را عوض کرده‌اند. جمهوری اسلامی می‌گفت: «من ایرانم، پس مخالفت با من مخالفت با ایران است.» این‌ها می‌گویند: «جمهوری اسلامی ایران است، پس هرچه به ایران ضربه بزند به جمهوری اسلامی ضربه زده است.» دو دشمن، روی یک دروغ مشترک به توافق رسیده‌اند: اینکه ایران همان جمهوری اسلامی است. و اینجاست که ما به یکی از نتایج فاجعه‌بار این سال‌ها رسیده‌ایم. آدمی می‌تواند آن‌قدر از جمهوری اسلامی متنفر باشد که دیگر نتواند میان حکومت و کشور، میان سپاه و جامعه، میان یک نهاد سرکوبگر و زیرساختی که میلیون‌ها انسان از آن استفاده می‌کنند تمایز بگذارد. می‌تواند تخریب پل، نیروگاه یا تأسیسات کشور خودش را نه به‌عنوان آسیب به مردم، که به شکل ضربه‌ای به حکومت تصور کند. من قبلاً در توییتی نوشته بودم جنگ عراق «جنگ تحمیلی» بود و جنگی که امروز درگیرش هستیم «جنگ تحمیقی» است. شوخی با کلمات بود، اما منظورم جدی بود. در این جنگ، مردم فقط قربانی خشونت و حمله نیستند. آنها را احمق فرض می‌کنند و هم‌زمان ماشین‌های تبلیغاتی و رسانه‌ای مختلف مدام در حال فرسایش قدرت تشخیص‌شان هستند. فاجعه فقط این نیست که کسی از حمله‌ی خارجی به کشور خودش استقبال کند. فاجعه جایی عمیق‌تر است: جایی که برای توضیح اینکه یک پل متعلق به مردم است، دیگر باید استدلال کرد. وقتی بدیهیات نیاز به اثبات پیدا می‌کنند، مسئله دیگر صرفاً اختلاف سیاسی نیست. این همان چیزی است که در این ویدیو برای من دردناک است. شهرام همایون دارد تلاش می‌کند چیزی را دوباره بدیهی کند که اصلاً نباید از بدیهی بودن خارج می‌شد: این کشور مال مردم آن است. من خودم چنین اعصابی ندارم. واقعاً ندارم. نمی‌توانم هر مزخرفی را بشنوم و با همان آرامش بنشینم و از ابتدا توضیح بدهم چرا چنین استدلالی از اساس تباه است. شاید این ضعف من باشد. هر عقیده‌ای هم صرفاً به این دلیل که کسی به آن باور دارد، شایسته‌ی احترام نیست. آدم‌ها حرمت دارند، اما همه‌ی عقاید محترم نیستند. بعضی حرف‌ها واقعاً مزخرف‌اند. اما دقیقاً به همین دلیل است که کاری که شهرام همایون در این گفتگو می‌کند برای من ارزشمند است. چون او کاری را انجام می‌دهد که من توانش را ندارم. راه گفتگو را نمی‌بندد. می‌شنود. سؤال می‌کند. از طرف مقابل می‌خواهد تا انتهای استدلالش برود و بعد با همان بدیهیات فراموش‌شده روبه‌رویش می‌کند. این فقط خونسردی نیست. نوعی احساس مسئولیت است. اما اگر بخواهیم منصف باشیم، مسئول اصلی وضعیتی که ما را به این نقطه رسانده پیش از هر کس جمهوری اسلامی است. این حکومت تار و پود اعتماد عمومی را چنان از هم باز کرده که ترمیم آن، اگر ممکن باشد، سال‌ها طول خواهد کشید. وقتی حکومت برای دهه‌ها هر مخالفی را جاسوس می‌نامد، روزی می‌رسد که مردم دیگر حتی نمی‌دانند جاسوس واقعی کیست. وقتی همه‌چیز پروپاگانداست، حقیقت هم اعتبارش را از دست می‌دهد. وقتی دستگاه امنیتی بخش بزرگی از توانش را صرف تعقیب روزنامه‌نگار، فعال مدنی، زن معترض و مخالف سیاسی می‌کند، در همان حال راه برای نفوذ واقعی سرویس‌های خارجی باز می‌ماند. عمق نفوذ اسرائیل در ساختارهای امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی دیگر چیزی نیست که بتوان آن را به سادگی نادیده گرفت. اما برای من حتی دردناک‌تر از نفوذ در یک ساختار نظامی، نفوذ در ذهن جامعه است. ضعیف شدن جمهوری اسلامی برای من تراژدی نیست. فروپاشی قدرت تشخیص مردم، از بین رفتن حس تعلق به کشور و تبدیل شدن ایران به زمین بازی قدرت‌های خارجی تراژدی است. و این همان جایی است که صرف «سرنگونی جمهوری اسلامی» دیگر پاسخ کافی نیست. این حرف به معنای تسلیم شدن یا دست کشیدن از مبارزه نیست. درست برعکس. مبارزه با جمهوری اسلامی باید ادامه پیدا کند، اما اگر قرار باشد فقط رأس هرم عوض شود و همان فرهنگ حذف، همان قهرمان‌پرستی، همان دشمن‌سازی، همان بی‌اعتمادی و همان منطق «هر که با من نیست علیه من است» باقی بماند، چیز زیادی تغییر نکرده است. ما مستحق آزادی هستیم. آزادی حق ماست. اما برای حفظ آزادی باید ظرفیتش را هم بسازیم. باید نهاد بسازیم. شبکه بسازیم. گفتگو یاد بگیریم. شکست سیاسی را تحمل کنیم. مخالف را دشمن ندانیم. یاد بگیریم که اکثریت حق ندارد حقوق اقلیت را له کند و اقلیت هم نمی‌تواند چون رأی نیاورده میز بازی را به هم بزند. باید قواعد مشترکی بسازیم که از اشخاص مهم‌تر باشند. این‌ها کارهای بعد از جمهوری اسلامی نیستند. خود این‌ها بخشی از مبارزه با جمهوری اسلامی‌اند. و شاید نقطه‌ی شروع همان چیزی باشد که شهرام همایون در آن مکالمه گفت: «اول راجع به تعلقش صحبت کنیم.» قبل از اینکه درباره‌ی جمهوری یا پادشاهی دعوا کنیم، قبل از اینکه برای حکومت بعدی اسم انتخاب کنیم، باید دوباره بفهمیم چه چیزی به ما تعلق دارد. این شهرها. این جاده‌ها. این پل‌ها. این نیروگاه‌ها. این حافظه‌ی جمعی. این آینده. و ایران. ایران نه مال جمهوری اسلامی است، نه سپاه، نه آخوند، نه شاه، نه موساد و نه هیچ قدرت خارجی دیگری. اگر قرار است روزی آزاد باشیم، شاید یکی از اولین کارها این باشد که دوباره یادمان بیاید این کشور مال ماست.

Panah Farhadbahman 🎒

63,889 次观看 • 1 个月前

ویدئو جدید تاکر کارلسون، خبرنگار مشهور آمریکایی، درباره قانون اختیارات جنگ: "دونالد ترامپ ممکن است تا اول ماه مه مجبور شود نیروهای آمریکایی را از ایران خارج کند" ترجمه کامل: "این یک به‌روزرسانی جدید است که باید بدانید. دونالد ترامپ ممکن است تا اول ماه مه مجبور شود نیروهای آمریکایی را از ایران خارج کند - و اینجاست که اهمیت موضوع روشن می‌شود. طبق قانون ایالات متحده، رئیس‌جمهور فقط ۶۰ روز فرصت دارد که بدون تأیید کنگره یک عملیات نظامی را پیش ببرد، و این مهلت در آستانه پایان است. این یعنی زمان برای ترامپ رو به پایان است. و اکنون او با سه گزینه روبه‌روست: یا از کنگره مجوز بگیرد، یا روند خروج نیروها را آغاز کند، یا تلاش کند این مهلت را تمدید کند—که می‌تواند به یک رویارویی حقوقی و سیاسی منجر شود. به این نکته توجه کنید: اگر کنگره از این اقدام حمایت نکند، کل عملیات ممکن است پس از هفته‌ها تشدید تنش، اعزام نیرو و افزایش درگیری‌ها متوقف شود. همه چیز ممکن است ناگهان تغییر جهت دهد. حالا این سؤال مطرح است: واقعاً چه کسی کنترل این جنگ را در دست دارد؟ زیرا وقتی این مهلت به پایان برسد، قدرت از کاخ سفید به کنگره منتقل می‌شود. این دیگر فقط درباره ایران نیست؛ درباره قانون و کنترل در واشنگتن است. و آنچه پس از اول ماه مه رخ می‌دهد، می‌تواند مرحله بعدی این درگیری را تعیین کند."

فواد ایزدی Foad Izadi

20,431 次观看 • 4 个月前

هم‌میهنان عزیزم، ملت بزرگ ایران، به همه شما که در این ۱۰۰ روز برای آزادی و بازپس‌گیری ایران ایستادید؛ با فداکاری در برابر گلوله‌ها سینه سپر کردید و در ۴۰ روز گذشته خطر بمباران را به جان خریدید، درود می‌فرستم. می‌دانم خبر آتش‌بس دوهفته‌ای میان جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل، بسیاری از شما را دلسرد کرده است. اما امروز، نه زمان ناامیدی، که زمان باور بیشتر به پیروزی است. آنچه در این ۴۰ روز رخ داد، دقیقاً در مسیر همان مطالباتی است که ملت ایران از جامعه جهانی خواست و بعد از جان‌فشانی در خیابان‌های ایران، در تظاهرات روز جهانی اقدام در ۱۴ فوریه (۲۵ بهمن) نیز فریاد زد. ضرباتی که در تنها ۴۰ روز بر پیکر جمهوری اسلامی وارد شد، بی‌سابقه بوده، و برای این رژیم جبران‌ناپذیر است. حذف علی خامنه‌ای، قاتل ده‌ها هزار ایرانی شجاع، به‌تنهایی دستاوردی تاریخی برای ملت ماست. حال آنکه، به جز او، ده‌ها تن از فرماندهان و عاملان اصلی سرکوب در سپاه و بسیج و دستگاه‌های اطلاعاتی رژیم نیز از میان برداشته شدند. هزاران نیروی سرکوب به هلاکت رسیدند. ساختار فرماندهی و کنترل سرکوب، فلج شده و فرو پاشیده است. زیرساخت‌های نظامی‌، که نه برای دفاع از ایران، بلکه برای صدور تروریسم و بی‌ثباتی ساخته شده بودند، نابود شده‌اند. منابع مالی رژیم برای سرکوب در داخل و تروریسم در خارج، به‌شدت کاهش یافته است. جمهوری اسلامی امروز در منطقه و جهان از همیشه منزوی‌تر و منفورتر است. آنچه برای این رژیم باقی مانده، تکیه بر مزدوران بیگانه و اقلیتی خون‌ریز و خون‌شوی است که منافع‌شان در بقای این رژیم است؛ رژیمی که در میدان واقعیت شکستی سخت خورده، اما با قطع اینترنت به ۹۰ میلیون ایرانی، و از طریق ماشین دروغ‌پردازی‌اش، هنوز ژست پیروزی می‌گیرد و رجز می‌خواند. آنها که مدعی بودند هرگز تن به آتش‌بس نمی‌دهند، امروز هم رهبر و فرماندهان‌شان را از دست داده‌اند، هم جنگ را باخته‌اند، هم آتش‌بس را پذیرفته‌اند، و هم به میز مذاکره برای تسلیم کامل کشانده شده‌اند. ما اما از آغاز می‌دانستیم که جمهوری اسلامی تنها با حذف فرماندهی و تضعیف دستگاه سرکوب از طریق حملات هوایی، سقوط نمی‌کند. از همین رو بود که در تمام پیام‌هایم به شما تاکید کردم که این ما ملت ایران هستیم که باید ضربه نهایی را به رژیم ضعیف‌شده وارد و آن را سرنگون کنیم. می‌خواهم بدانید که من وضعیت شما در ایران را بسیار دقیق زیر نظر دارم. می‌دانم که جمهوری اسلامی بسیار تضعیف شده اما هنوز توانایی سرکوب آن به طور کامل از بین نرفته است. همه هدف من این است که اقدام نهایی برای سرنگون کردن جمهوری اسلامی با کمترین هزینه جانی باشد. جان تک‌تک شما برای من ارزشمند است. پس، از شما می‌خواهم که شکیبا باشید، از خودتان محافظت کنید، و با باور به پیروزی و آمادگی کامل، در انتظار لحظه تعیین‌کننده بمانید. در این فاصله، من و همه هم‌میهنان‌مان در خارج از کشور با تمام توان، خواست شما را که پایان دادن به جمهوری اسلامی است، فریاد خواهیم زد. ایمان داشته باشید که هیچ نیرویی در جهان توان ایستادن در برابر قدرت یک ملت متحد را ندارد. جمهوری اسلامی این بار، راه گریز، و بختی برای بقا ندارد؛ و به دستان پرقدرت شما ملت بزرگ ایران سرنگون خواهد شد. پاینده ایران، رضا پهلوی

Reza Pahlavi

2,015,670 次观看 • 5 个月前

تحلیل: بر خلاف برداشت های معمول در فضای شبکه های اجتماعی و ... خبری از عملیات فریب و تله و دام از سوی #ترامپ نبوده و نیست. رژیم همچنان بر مدار دیپلماسی تعلل و فریب قرار دارد و ترامپ فعلا در مدار سردرگمی، تردید و عدم قاطعیت. جمهوری اسلامی تلاش می کند یک روش بازی دو رکنی را پیش ببره با این پیش فرض یا برداشت که ترامپ اراده جنگ بزرگ برای سرنگونی ج.ا را ندارد. روش بازی دو وجهی یا دو رکنی ج.ا تکراری و نخ نما است: از یک سو در بعد دیپلماتیک مذاکرات را جلو می برند اما با چاشنی وقت کشی و به اصطلاح دبه کردن (متد مذاکراتی جمهوری اسلامی این شکلی است که می گویند بله اما ! یکسری خواسته ها را در ظاهر می پذیرد ولی در عمل اما و اگر می آورند تا وقت بخرند و طرف مقابل را فریب بدهند. از سوی دیگر همزمان خودش با حمله به کشتی ها در #تنگه_هرمز و با کمک نیابتی ها مثل #حوثی ها (از طریق حمله به تاسیسات انرژی در #عربستان سعودی و حمله به پایگاههای آمریکایی) سطح تنش را عمدا بالا می برد تا امتیاز گیری کند. رژیم تا الان موفق نشده شرایطش را تحمیل کند ولی دستکم توانسته به دلیلی تردیدها و سردرگمی های دولت ترامپ برای خود زمان بخرد و تسلیم محض نشود. ترامپ واقعا به دنبال چیست؟ جنگ در ۲۸ فوریه با نطق آغازین ترامپ متمرکز بر چه چیزی بود؟ او به دوربین نگاه کرد و گفت لحظه آزادی مردم #ایران فر رسیده و وقتی کار ما تمام شود آنها میتوانند کنترل امور را در دست بگیرند. ولی الان نبرد به آزادی تنگه هرمز تقلیل پیدا کرده! با این شروط حداکثری رژیم، بسیار بعید است به توافقی درباره بازگشایی ایمن و پایدار تنگه هرمز دست یافت. شاید در خوش بینانه ترین حالت درباره ایجاد کریدور میانی به توافق برسند که عطف به صحبتهای عراقچی که می گوید این به منزله بازگشایی تنگه هرمز نیست، حتی آن کریدور میانی هم عملیات فریب ج.ا است. جمهوری اسلامی می خواهد دستکم نظر آمریکا را برای تشکیل کریدور میانی جلب کند و بعد برای گرفتن امتیازات دیگر کشتی ها در همان کریدور را می زند تا بازهم امتیاز گیری کند و تنور جنگ فرسایشی داغ بماند. ---------------------- ۴۸ سال است آمریکا سیاست مهار را در برابر جمهوری اسلامی در پیش گرفته و هیچ گاه رفتار جمهوری اسلامی به معنای واقعی تغییر نکرده است. یک زمانی در دوران اتحاد جماهیر #شوروی روسای جمهوری آمریکا از هری ترومن ۱۹۵۱ ۱۹۵۳ تا آیزنهاور تا کارتر سیاست مهار شوروی را در پیش گرفتند. اما فردی به نام ریگان در کاخ سفید آمد و معادله را عوض کرد. او بعد از دستکم ۱۹۸۳ با سیاست فشار حدکثری با شوروی برخورد کرد و شوروی در نهایت به دلایل متعددی فرو پاشید. اما جمهوری اسلامی شوروی نیست. نه اینکه بقایش تضمین باشد. نه! به این خاطر که برخی اشتباهات شوروی را نمی خواهد مرتکب شود. رژیم نه می خواهد خود را اصلاح کند و بر خلاف شاه فقید #محمد_رضا_شاه_پهلوی در برابر مردم ایران رحم و مروت ندارد. بدتر از همه ترامپ هم تا الان ثابت کرده که ریگان نیست!

Hossein Aghaie, Ph.D.

16,971 次观看 • 1 个月前

آقای صفوی، نکته دقیقاً همین‌جاست: اورانیوم ۶۰ درصدی نه بازدارندگی بود و نه علت مستقل حمله؛ ماندن در آستانه، بدون عبور از آن، پنجره حمله را باز گذاشت. ایران در وضعیتی قرار گرفت که برای دشمن «تهدید بالقوه» بود، اما هنوز توان تحمیل هزینه‌ای غیرقابل‌قبول و پاسخ بقاپذیر را نداشت. این خطرناک‌ترین نقطه راهبردی است: ایجاد انگیزه برای حمله، بدون ایجاد ترس از پاسخ. راه، ماندن ابدی در برزخ آستانه‌ای نبود؛ راه، عبور از آستانه و تبدیل ظرفیت فنی به بازدارندگی معتبر بود. بازدارندگی هم با چند بشکه اورانیوم ساخته نمی‌شود؛ توان آزموده‌شده، سامانه فرماندهی و کنترل هسته‌ای امن یا NC3، ابزار انتقال قابل‌اعتماد و امکان پاسخ پس از ضربه نخست می‌خواهد. اما نسخه «تحویل گرد و غبار به ترامپ» از این هم خطرناک‌تر است. نمی‌گویم شما آن را می‌خواهید اما بسیاری از سخن‌شما این نتیجه را می‌گیرند. اما تحویل ذخایر، لزوماً پنجره حمله را نمی‌بندد؛ برعکس، ممکن است طرف مقابل را مطمئن کند که ایران دیگر نمی‌تواند در یک بحران، مسیر هسته‌ای را برای پاسخ و بازدارندگی طی کند. یعنی همان تهدیدها باقی می‌ماند، اما یکی از مهم‌ترین ابهامات بازدارنده ایران حذف می‌شود. مواد به‌تنهایی بازدارنده نیست؛ اما تحویل مواد بدون تضمین امنیتی الزام‌آور نیز صلح‌آور نیست. خلع یک‌جانبه ابزار، بدون رفع پایدار تهدید و بدون تضمین معتبر، ممکن است نه به آرامش، بلکه خدای‌ناکرده به مرحله‌ای تلخ‌تر و تاریک‌تر منتهی شود. مسئله این نبود که چرا اورانیوم ۶۰ درصد مانع حمله نشد؛ مسئله این بود که چرا ایران سال‌ها هزینه آستانه‌ای‌شدن را پرداخت کرد، اما منافع بازدارندگیِ عبور از آستانه را به دست نیاورد.

Hossein Ghatib حسین قتیب

29,176 次观看 • 1 个月前

شاهزاده رضا پهلوی، با صدور پیامی خطاب به ملت ایران اعلام کرد که جمهوری اسلامی به پایان راه رسیده و سقوط آن آغاز شده است. او تأکید کرده است که آینده‌ای روشن در پیش است و تنها یک خیزش همگانی برای پایان دادن به این «کابوس» باقی مانده است. متن پیام شاهزاده بدین شرح است: هم‌میهنان، جمهوری اسلامی به پایان خود رسیده و در حال سقوط است. خامنه‌ای هم‌چون موشی هراسان زیر زمین پنهان شده و کنترل اوضاع را از دست داده است. آنچه آغاز شده برگشت‌ناپذیر است. آینده روشن است و ما با هم از این پیچ تند تاریخ عبور خواهیم کرد. در این روزهای دشوار، دل من با همه شهروندان بی‌دفاعی‌ست که آسیب دیده‌اند، و قربانی جنگ‌طلبی و توهمات خامنه‌ای شده‌اند. من سال‌ها کوشیدم تا میهن‌مان گرفتار آتش جنگ نشود. پایان جمهوری اسلامی، پایان جنگ ۴۶ساله آن با ملت ایران است. دستگاه سرکوب رژیم در حال فروپاشی‌ست. تنها یک خیزش همگانی لازم است تا این کابوس برای همیشه پایان یابد. اکنون زمان ایستادن است؛ زمان بازپس‌گیری ایران. همه با هم، از بندرعباس تا بندرانزلی، از شیراز تا اصفهان، از تبریز تا زاهدان، از مشهد تا اهواز، از شهرکرد تا کرمانشاه به صحنه بیاییم؛ پایان این رژیم را رقم بزنیم. نگران فردای پس از سقوط جمهوری اسلامی نباشیم. ایران دچار جنگ داخلی و بی‌ثباتی نخواهد شد. ما برای آینده ایران و شکوفاییش برنامه داریم. ما برای صد روز نخست پس از سقوط، دوران گذار، و استقرار یک حکومت ملی و دموکراتیک، برای ملت ایران و به دست ملت ایران، آماده‌ایم. خطاب به نیروهای نظامی و انتظامی، امنیتی و دولتی که این روزها بسیاری از آنها به من پیام می‌فرستند: «برای حفظ رژیمی که سقوط آن آغاز شده و حتمیست روبروی ملت ایران نایستید. خود را فدای رژیم پوسیده نکنید. با ایستادن در کنار ملت، جان خود را حفظ کنید. در گذار از جمهوری اسلامی نقشی تاریخی ایفا کنید؛ و در ساختن آینده ایران سهیم باشید.» ایران آزاد و آباد پیش روی ماست. باشد که به‌زودی در کنار شما باشم. پاینده ایران! زنده‌باد ملت ایران!

اتاق خبر منوتو | آرشیو

92,697 次观看 • 1 年前

واقعیت این است که امروز «رژیم‌چنج» تنها سناریویِ برد-برد برای ترامپ است، هیچ گزینه‌ی دیگری به‌غیر از تغییر سیاسی در ایران، دستاوردی ارزشمند، برای نام و میراث ترامپ نیست، در این یادداشت تحلیلی این مساله با دقت و جزئیات، توضیح داده خواهد شد. پیش از عملیات چکش نیمه‌شب که در ۱۰ تیرماه سال ۱۴۰۴ اتفاق افتاد، آمریکا در ۵ دور مذاکره بر سر رسیدن به توافقی هسته‌ای با جمهوری‌اسلامی شرکت کرد، اما تفاوت میان درخواست ترامپ، و آنچه عراقچی ماموریت داشت تا از طرف خامنه‌ای ارائه دهد، بسیار زیاد بود، اما به هر ترتیب رژیم تمایل به امتیاز دادن حداقلی داشت. پس از عملیات نظامی آمریکا ترامپ مدعی شد که برنامه‌ی هسته‌ای رژیم را نابود کرده است، که البته آگاهانه دروغ می‌گفت، او فقط توانسته بود تا با حمله‌ای پیش‌دستانه، اهداف و نقشه‌ی جمهوری‌‌اسلامی را با تاخیر و موانع جدی روبه‌رو کند، اما گرفتاری اصلی همچنان پابرجا بود: رژیم همچنان ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰٪ را در اختیار داشت! ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰٪، با یک جهش فنی کوچک، می‌تواند به غنای اورانیوم ۹۰٪ که برای ساخت سلاح هسته‌ای به‌کارگرفته می‌شود برسد، با این حجم از اورانیوم می‌توان ۱۶ کلاهک هسته‌ای ساخت، که یک عدد از آن برای نابودکردن ابدی اسرائیل، کفایت می‌کند! این اورانیوم با غنای ۶۰٪، یک تهدید وجودی علیه نه تنها اسرائیل، که تمامی خاورمیانه و قلب اروپاست، برخورداری از چنین سلاحی به معنای تعطیل‌شدن پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه، و خروج همیشگی این ابرقدرت از آسیای غربی است، و مشکل اساسی ترامپ این بود که با عملیات چکش نیمه‌شب، نتوانست این کالای مرگبار را از چنگال رژیم، درآورد. در دی‌ماه سال ۱۴۰۴، با شدت گرفتن اعتراضات داخلی در ایران، و پس از قتل‌عام وحشیانه‌ی مردم بی‌دفاع و بی‌پناه در خیابان‌ها، ترامپ فرصت را برای وارد آوردن فشار دوباره به رژیم، در راستای خروج اورانیوم ۶۰٪ از ایران، و تعطیلی برنامه‌های هسته‌ای و نیابتی، و نیز محدود کردن برد موشک‌های بالستیک، مناسب دید. از طرفی اسرائیل نیز با رصد وضعیت سیاسی-اجتماعی حاکم بر داخل و خارج از ایران، به‌ویژه با توجه به تثبیت جایگاه رهبری رضاشاه‌دوم پس از استقبال میلیونی ملت از نخستین فراخوان وی، مرحله‌ی نهایی طرح شکار اختاپوس را کلید زد. بزرگ‌ترین مانع بر سر این طرح اسرائیل، امضای توافقی میان ترامپ، و رژیمی بود که این‌بار برخلاف دفعه‌ی پیش، و طبق اظهارات رسمی عراقچی، حاضر بود ضمن پافشاری بر مواضع و خطوط قرمز خود، به طرف آمریکایی امتیازات حداکثری بدهد؛ اینجا بود که موساد اسرار نگران‌کننده‌ی جدی، پیرامون شدت و سرعت گرفتن برنامه‌های هسته‌ای و موشکی رژیم را با شریک آمریکایی خود در میان گذاشت، و اینچنین مسیر گفتگو، با تکیه بر جنون و‌ بلاهت دستگاه دیپلماسی نظام، به بن‌بست رسید. حالا روز سیزدهم جنگ است؛ آمریکا می‌گوید که دیگر هدفی برای زدن باقی‌نمانده، هرچند اقدامات چریکی و جنون‌آمیز رژیم در تنگه‌ی هرمز، ترامپ را با چالشی جدی برای خنثی‌کردن‌ این تهدید روبه‌رو کرده که عملا ادعای ترامپ درباره پیروزی مطلق را زیر سایه‌ای از تردید فرو می‌برد. هدف رژیم چیست؟ تحمیل آتش‌بس به آمریکا، و بازگرداندن ترامپ به پای میز مذاکره با بالا بردن حداکثری هزینه‌ی ادامه‌ی جنگ برای منطقه و جهان، که اگر ارتش آمریکا نتواند هرچه سریع‌تر مساله‌ی تنگه هرمز را برطرف کند، تا حدود زیادی به خواست خود نیز رسیده است. اما حتی اگر همین امروز تنگه‌ی هرمز گشوده شود، مساله‌ی اصلی، گره‌ی واقعی کار، همچنان پابرجاست! پیروزی کامل و مطلق ترامپ، در دستیابی به تمامی ذخایر اورانیوم غنی‌شده‌ی رژیم گره خورده است! این اورانیوم ممکن است در هرجایی از کشور پهناور ایران پنهان شده باشد! اگر نظام تا پیش از عملیات خشم حماسی، حاضر بود تا با دادن امتیازات حداکثری و ضمانت‌‌های اجرایی، خیال جهان را بابت اورانیوم غنی‌شده راحت کند، پس از ۱۳ روز بمباران زیرساخت‌های نظامی، و به هلاکت رسیدن مقامات و فرماندهان، و بالاتر از همه، به درک واصل شدن رهبری خود، بیشتر از هر زمان دیگری اطمینان دارد که حفاظت از اورانیوم غنی‌شده، و نهایتا ساخت سلاح هسته‌ای، تنها اهرمی است که سایه‌ی جنگ و سقوط را از سر این حکومت دور می‌کند. این حقیقت ترامپ را بر سر یک دوراهی تاریخی قرار می‌دهد: اتمام جنگی پرهزینه و بدون دستاورد، پذیرفتن شکست و له‌شدن چهره‌ی جهانی آمریکا به عنوان یک‌ ابرقدرت، و باخت قطعی جمهوری‌خواهان نه تنها در انتخابات میان‌دوره‌ای پیش‌رو، که در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۲۸، یا پافشاری جدی بر اهداف جنگ، و ورود به فاز سوم آن: وارد کردن نیروهای نظامی به داخل ایران! البته ترامپ یک راه‌حل دیگر نیز برای فرار از شکست دارد: فراهم آوردن زمینه‌ی حضور خیابانی برای ملت ایران در راستای سرنگونی رژیم از درون کشور، و به دست ملت ایران، که از هرنظر برای آمریکا کم‌هزینه‌تر است! ترامپ می‌داند که پیروزی او در این نبرد به تغییر سیاسی گره خورده است! رژیم هرگز اورانیوم غنی‌شده را تحویل نخواهد داد، بدون در اختیار گرفتن اورانیوم، ترامپ بازنده‌ی جنگ خواهد بود، حتی ورود نیروی نظامی به خاک ایران، نهایتا به تغییر سیاسی منجر خواهد شد، بنابراین آمریکا برای دستیابی به پیروزی، ناچار است تا از تغییر سیاسی در ایران، پشتیبانی کند و هم‌پوشانی معنادار میان استفاده از نیروی زمینی خود، و نیروی زمینی شاه در خیابان‌ها پدید آورد. تحلیل نهایی نگارنده این است که ترامپ برای فرار از شکست، برای پرهیز از تسلیمِ جایگاه ابرقدرتی جهان به چین، برای جلوگیری از پیروزی استراتژیک محور شرارت «چین، روسیه، کره شمالی و جمهوری‌اسلامی» با تمام توان سیاسی و نظامی، از طرح رژیم‌چنج در ایران، با محوریت او که رهبری ملت و خیابان با نامش گره خورده، حمایت خواهد کرد.

سیروس پارسا

24,989 次观看 • 6 个月前

کالبدشکافی یک عملیات روانی - تله سلبریتی‌ها: اگر یادتان باشد اصلاح‌طلبان شعار «ایران برای همه ایرانیان» از رضا شاه پهلوی را در کمپین‌های تبلیغاتی‌شان مصادره و تکرار کردند. حال اتاق‌ فکر امنیتی جمهوری اسلامی، فاز اجرایی این مصادره را کلید زده‌است. هدف نهایی این پروژه تغییر زمین بازی از «مردم در برابر رژیم» به «مردم در برابر مردم» است. چطور؟! از دی‌ماه جمهوری اسلامی مطمئن‌ شده‌است که نمیتواند نام پهلوی و گستردگی پایگاه طرفداران او را به زمین بزند، اما سناریویی ۴ مرحله‌ای طراحی کرده تا حامیان پادشاهی‌خواه را افرادی تک‌صدا، خشن و حذف‌گر جلوه دهد و جامعه‌ی جهانی را از تنها آلترناتیو واقعی برای ایران آزاد بترساند. این سناریوی امنیتی دقیقاً چگونه کار میکند؟ با نگاه دقیق به تمامی حواشی زرد اخیر از سلبریتی‌ها میتوان به یک الگوی مشخص رسید. 1️⃣ مرحله اول: طعمه‌گذاری و ساخت نماینده فیک: سلبریتی‌ها و چهره‌های مشهور اعم از سالم و یا فاسد، مورد دار یا غیر مورد دار را با تهدید پرونده‌های باز یا وعده‌ی پول بیشتر به میدان میفرستند تا دقیقاً روبروی خواست عموم جامعه بایستند و مشخصاً نام «پهلوی» را هدف قرار دهند. نکته مهم اینجاست: آنها میخواهند افکار عمومی جامعه‌ را از «اپوزیسیون جمهوری‌اسلامی بودن» به «اپوزیسیون پهلوی شدن» تغییر دهند. 2️⃣ مرحله دوم: تحریک و مهندسی واکنش‌ها: افکار عمومی و مبارزان، به صورت طبیعی و از روی خشم، به این سلبریتی‌ها حمله کرده و آنها را طرد (کنسل کالچر) میکنند. اینجا اتفاق مهمی میفتد: سایبری‌های رژیم وارد میشوند و شدیدترین واکنش‌ها را در مجازی برجسته میکنند. یک «اختلاف سیاسی» به یک «دعوای اجتماعی» تبدیل می‌شود. 3️⃣ مرحله سوم: قاب‌بندی مجدد (برداشت محصول): حالا پروپاگاندای رژیم همان واکنش‌های انتخاب‌شده را جدا میکند و در سطح گسترده و هماهنگ برای مخاطب داخلی و خارجی پخش میکند که: «ببینید! این‌ها هنوز به قدرت نرسیده‌اند با مخالفان خود چه می‌کنند! این افراد بدتر از رژیم هستند و این است تصویری که از قدرت در ایران آینده میخواهند.» در این مرحله، رفتار واکنشیِ ارگانیک بخشی از پایگاه طرفداران و یا حتی سازماندهی شده از جانب خودشان را به کل یک پروژه سیاسی بزرگ نسبت میدهند تا تصویر آلترناتیو را تخریب کنند. 4️⃣ مرحله چهارم: ضربه اصلی (تله دوراهی): اینجاست که آن جمله کلیدی و عملیات روانی را بصورت کاملا مهندسی‌شده وارد میکنند: «اگر قرار است ایران را آزاد کنید، چرا از همین امروز مخالفان را تحمل نمیکنید؟ پس چه شد؟ آیا در ایرانِ پهلوی قرار نیست جا برای همه باشد؟» این جمله از نظر تبلیغات منفی ویرانگر است؛ چون مخاطب را مجبور میکند بین دو مفهوم دروغینِ ساخته‌ی رژیم گیر بیفتد و تلاش میکند مفهوم «پهلوی = آزادی برای همه» را با «طرفداران پهلوی = حذف مخالفان» جایگزین کند. ⚠️ خطر اصلی و راه بی‌اثر کردن‌ تله: مهم‌ترین نکته این است: سلبریتی‌ها در این بازی فقط یک «دستمال یکبار مصرف» برای عصبانی کردن ما هستند. این بازی از لحظه‌ی اول بصورت zero-sum طراحی شده‌است و اگر تمام انرژی جامعه صرف این شود که «فلان سلبریتی چرا این را گفت؟»، پروژه امنیتی اتاق فکر اصلاح‌طلبان موفق شده است. درگیر شدن در این بازی، بخشی از هدف مطلوب رژیم است. پاسخ ندادن به این موارد هم به‌نوعی راه را برای تخریب شاه باز میگذارد. تا به اینجا به‌نظرم کم‌هزینه‌ترین راه، پررنگ کردن خیانت و فساد این مهره‌های سوخته‌ی رژیم، خارج از زمین طراحی‌شده ‌در این بازی است نه صرفِ اینکه مقابل پهلوی جهت‌گیری داشته‌اند. چرا که این افراد اصلا عددی نیستند که سوگیری‌ عامدانه‌ی آنها با پهلوی اهمیت داشته باشد. ما باید از روی طعمه‌ها بپریم و روی هدف اصلی تمرکز کنیم. اگر آنها میخواهند این شک را در جامعه بیندازند که آیا یک فرد یا گروه حق دارد برای آینده ایران تصمیم بگیرد؟ پاسخ ما همان اصل بنیادینی است که رضا شاه پهلوی همواره بر آن تاکید کرده‌اند: ایران برای همه ایرانیان است؛ اما بدون هر ورژنی از جمهوری اسلامی. پی‌نوشت: ویدیو را از اکسپلور اینستاگرام گه‌خور‌های پادشاهی‌خواهان برداشته‌ام تا متوجه عمق سرمایه‌گذاری و هماهنگی رژیم برای تولید محتوا در این راستا باشیم. پاینده ایران، جاویدشاه 🇮🇷

Apranik 🇮🇷🇮🇱

23,593 次观看 • 1 个月前

در جریان گردهمایی حامیان شاهزاده رضا پهلوی که مقابل کاخ سفید در واشنگتن برگزار شد، گروهی از ایرانیان در گفتگو با ایندیپندنت فارسی، دلایل و انگیزه‌های خود را برای شرکت در این مراسم بیان کردند. جمعی از شرکت‌کنندگان گفتند که هدف آن‌ها از حضور در این مراسم، «حمایت از مبارزات مردم ایران در داخل کشور»، «درخواست از دولت دونالد ترامپ برای اعمال فشار حداکثری به جمهوری اسلامی» و «حمایت از شاهزاده رضا پهلوی» بوده است. شهروز حسینی، از برگزارکنندگان این گردهمایی، در سخنانی خطاب به سیاستمداران آمریکایی تاکید کرد: «ما اینجا گرد هم آمدیم تا دو پیام را به سیاستمداران آمریکا برسانیم، یکی اینکه ما یک رهبر بیشتر نداریم و آن شاهزاده رضا پهلوی است. دوم اینکه به آن‌ها بگوییم به هیچ وجه با رژیم جمهوری اسلامی معامله و مذاکره نکنند.» این تجمع در فضای پرشور و با همراهی شعارهای پادشاهی‌خواهانه و حمایت از رهبری شاهزاده پهلوی برگزار شد و شرکت‌کنندگان خواهان همبستگی جامعه جهانی با خواست مردم ایران برای گذار از جمهوری اسلامی شدند.

independentpersian

12,746 次观看 • 1 年前

🚨دونالد #ترامپ: این «آخرین فرصت» جمهوری اسلامی برای دستیابی به یک «توافق خوب» است و این موضوع به‌زودی تعیین تکلیف خواهد شد. او افزود مرحله نخست مذاکرات بر بازگشایی کامل تنگه هرمز متمرکز است و در مرحله بعد، گفت‌وگوها درباره «خلع سلاح هسته‌ای» جمهوری اسلامی انجام خواهد شد. او گفت این آخر فرصت قبل از زده شدن سر decapitation در #ایران است. پ.ن: کشتن تمامی سران باقی مانده رژیم جزو تنها یکی از الزامات برای تغییر رژیم به معنای واقعی در ایران است. بسنده کردن به کشتن #قالیباف و #عراقچی و یا چند فرمانده سپاه در چارچوب لابه برداری از هسته اصلی قدرت و بعد شروع مجدد دیپلماسی فشار و ارعاب برای تسلیم سازی پسمانده های رژیم، راهبرد موثری در حمایت مستقیم از مردم در جهت تغییر رژیم نیست. ترامپ می بایستی اساسا پرونده هر گونه مذاکره با رژیم جمهوری اسلامی را مختومه اعلام کرده و دست از روش بازی تسلیم سازی بردارد و اعلام کند جمهوری اسلامی باید برود.

Hossein Aghaie, Ph.D.

23,424 次观看 • 1 个月前

ظریف: فشار حداکثری ترامپ غنی سازی ایران را به ۶۰ درصد رساند. خودش باید چرتکه بیندازد! جواد ظریف دروغ می‌گوید. تا زمانی که ترامپ در کاخ سفید بود و سیاست «فشار حداکثری» ادامه داشت، جمهوری اسلامی غلظت غنی‌سازی را از ۴/۵٪ بالاتر نبرد و میزان ذخایر اورانیوم خود را هم کمابیش در حد تعیین شده در برجام نگه داشت. با یک «چرتکه انداختن» ساده می‌توان ثابت کرد که چیزی که غنی‌سازی را به ۶٠٪ رساند، سیاست «مماشات حداکثری» بایدن بود و نه «فشار حداکثری» ترامپ. این دروغ را مقام‌های دولت بایدن هم در چهار سال گذشته صدها بار تکرار کرده‌اند. بایدن، بلینکن، سالیوان، راب مالی و ... بارها ادعا کردند که خروج ترامپ از برجام و سیاست «فشار حداکثری» باعث شد ایران غنی‌سازی را به ۶٠٪ برساند. این یک دروغ بزرگ است. ترامپ در تاریخ ٨ ماه مه ٢٠١٨ از برجام خارج شد. انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، ٣٠ ماه بعد یعنی در تاریخ سوم نوامبر ٢٠٢٠ برگزار شد. به شهادت گزارش‌های متعدد آژانس، در فاصله ٣٠ ماه بین خروج ترامپ از برجام تا خروج او از کاخ سفید در ژانویه ٢٠٢١، جمهوری اسلامی غلظت غنی‌سازی اورانیوم را همواره زیر ۵٪ و میزان ذخایر خود را در حد تعیین شده در برجام نگه داشت. برای نمونه این گزارش‌ها را ببینید: یازدهم نوامبر ۲۰۲۰ (یعنی یک هفته پس از انتخاباتی که ترامپ در آن شکست خورد) چهارم سپتامبر ۲۰۲۰ پنجم ژوئن ۲۰۲۰ سوم مارس ۲۰۲۰ در تاریخ ٣١ دسامبر ٢٠٢٠ یعنی حدود دو ماه پس از شکست ترامپ در انتخابات، ایران به آژانس اطلاع داد که قصد دارد غنی‌سازی اورانیوم را به ٢٠٪ برساند. و به این ترتیب بود که داستان افزایش تصاعدی غلظت غنی‌سازی اورانیوم تحت رهبری جو بایدن و آنتونی بلینکن و راب مالی آغاز شد و به میزان ۶٠٪ رسید. این‌که ترامپ در دومین دوره ریاست‌جمهوری خود چگونه «چرتکه» خواهد انداخت را نمی‌دانیم. اما کارنامه دوره اول او بسیار روشن است. تا زمانی که ترامپ در کاخ سفید و سیاست «فشار حداکثری» در حال اجرا بود، جمهوری اسلامی دست از پا خطا نکرد.

Mehdi Parpanchi

86,053 次观看 • 1 年前

مارک لوین، مجری و تحلیلگر مشهور فاکس‌نیوز: جمهوری اسلامی مرده است و دونالد ترامپ آنرا زنده نخواهد کرد چون این حکومت برای امنیت آمریکا و جهان و مردم ایران خطرناک است. جمهوری اسلامی حق ندارد کنترل تنگه هرمز و عبور نفت‌کش‌ها را از این آبراه بین‌المللی در دستش بگیرد، هشت کشور دیگر خلیج فارس هم از همین تنگه استفاده می‌کنند و آنها هم به اندازه ایران حق دارند؛ تغییر رژیم در ایران اتفاق نیافتاده، پرزیدنت ترامپ تا یکی دو هفته دیگر با شکست مذاکرات پاکستان که در جریان آن جمهوری اسلامی باید بطور کامل تسلیم آمریکا شود. حملات کوبنده به رژیم ایران را از سر خواهد گرفت تا این رژیم بطور کامل نابود شود و سپس با روی کار آمدن یک‌ دولت موقت برای دوران گذار، مردم ایران می‌توانند رژیم آینده کشورشان را خودشان انتخاب کنند، به ما آمریکایی‌ها ربطی ندارد که مردم ایران شاه میخواهد یا پسر شاه یا ملکه یا جمهوری با هر رژیم دیگری. ما بخاطر منافع و‌ امنیت خودمان و خطر سلاح هسته‌ای نباید بگذاریم جمهوری اسلامی بماند.

Amir Farshad EBRAHIMI

58,100 次观看 • 2 个月前