Загрузка видео...

Не удалось загрузить видео

На главную

«خودکرده را تدبیر نیست. [...] اروپا اگر می‌خواد نقشی ایفا کنه در موضوعات بین‌المللی، باید رویکردهاش رو تغییر بده. با نق‌زدن قرار نیست جایگاه اروپا ارتقا پیدا بکنه.» آقای بقایی؛ شیر مادرت حلالت، که با جواب تراز به مترسک‌های اروپایی دل ما رو شاد کردی!

12,203 просмотров • 2 месяцев назад •via X (Twitter)

Комментарии: 0

Нет доступных комментариев

Здесь появятся комментарии из оригинального поста

Похожие видео

️ روبیو مکرون را نابود می‌کند! 👇👇👇👇👇👇👇 مکرون به چین می‌رود و حدود شش ساعت با شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، دیدار می‌کند. بعد از آن، در مسیر بازگشت، با تعدادی از خبرنگاران صحبت می‌کند. و این‌ها چیزهایی است که به آن‌ها گفته است. او به خبرنگاران گفت، اول اینکه زمان آن رسیده که اروپا از ایالات متحده فاصله بگیرد، به دلار وابسته نباشد و این‌قدر به آمریکا تکیه نکند، بلکه خودش به یک ابرقدرت سوم تبدیل شود. نکته دوم که به نظر من جالب بود این است که اروپا باید مطمئن شود در درگیری‌هایی که مربوط به خودش نیست، وارد نشود. به‌طور مشخص، اروپا نباید در موضوع تایوان بین آمریکا و چین طرف یکی را بگیرد. بنابراین، فکر می‌کنم الان زمان خوبی است که از اروپا بپرسیم: آیا مکرون نماینده کل اروپا است؟ آیا او حالا رهبر اروپا محسوب می‌شود؟ آیا قدرتمندترین رهبر اروپا شده است؟ چون اگر این‌طور باشد، باید برخی چیزها را تغییر دهیم. اول اینکه، اروپا، به‌ویژه فرانسه، طی ۷۰ سال گذشته برای دفاع خود به‌شدت به ایالات متحده وابسته بوده است. حتی زمانی که مکرون سعی کرد نقش یک ابرقدرت جهانی را بازی کند و نیروهایی به شمال آفریقا برای مقابله با تروریست‌ها اعزام کند، حتی نتوانست نیروهای خودش را جابه‌جا کند. ما بودیم که آن‌ها را منتقل کردیم و بازگرداندیم. بنابراین اگر آن‌ها بخواهند مستقل شوند و از مکرون پیروی کنند، شاید این برای ما صرفه‌جویی مالی داشته باشد، چون دیگر در درگیری‌هایی که مربوط به ما نیست دخالت نخواهیم کرد. باید از اروپا بپرسیم: آیا او واقعاً نماینده آن‌هاست؟ ما در حال حاضر به‌شدت درگیر اوکراین هستیم و مقدار زیادی از پول مالیات‌دهندگان آمریکایی را صرف یک جنگ اروپایی می‌کنیم. من از این موضوع حمایت کرده‌ام، چون فکر می‌کنم به نفع منافع ملی ایالات متحده است که در کنار متحدانمان باشیم. اما اگر موضع متحدان ما این باشد—و اگر مکرون واقعاً نماینده کل اروپا باشد—که آن‌ها قصد ندارند بین آمریکا و چین بر سر تایوان طرفی را انتخاب کنند، شاید ما هم نباید طرفی را انتخاب کنیم. شاید باید تمرکزمان را روی تایوان و تهدیدات چین بگذاریم و بگوییم شما خودتان اوکراین و اروپا را مدیریت کنید. پس باید خیلی سریع مشخص شود که مکرون فقط از طرف خودش صحبت می‌کند یا از طرف کل اروپا. چون چین از اظهارات او بسیار خوشحال شده و از آن حمایت کرده است. حتی گفته می‌شود که او حرف‌های تندتری هم زده، اما ریاست‌جمهوری فرانسه از خبرنگاران خواسته متن مصاحبه را بازبینی کند و ظاهراً بخش‌هایی که تندتر بوده حذف شده است. در نهایت، باید بدانیم موضع اروپا دقیقاً چیست. «ان گرفته شود.»*

👑Fereshteh Gilaki

98,819 просмотров • 4 месяцев назад

با توجه به تجربه زیسته، مطالعات و آنچه درباره سیاست آمریکا و تحولات منطقه خوانده، دیده و دنبال کرده‌ام، با این چهار دقیقه از صحبت‌های سعید لیلاز کاملاً همدل و هم‌نظر هستم ‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ سعید لیلاز: غیرممکن بود ما بتونیم جلوی جنگ رو بگیریم. غیرممکن بود. زمانش ممکن بود عقب و جلو بیفته، ولی چون آمریکایی‌ها زمان رو به زیان خودشون می‌دونستند و ایران رو در حداکثر ضعفی که ممکن بود می‌پنداشتند، چه ضعف نظامی، چه ضعف اقتصادی و چه ضعف مشروعیت داخلی و بین‌المللی، بعد از حوادث دی‌ماه ما در کف مشروعیت داخلی و بین‌المللی بودیم. این جمله‌ی آدولف هیتلر مشهوره که وقتی می‌خواست به شوروی حمله کنه، می‌گفت: «یک لگد به در بزنیم، کل ساختمان فرو می‌ریزه.» این‌ها هم فکر می‌کردند همین اتفاق می‌افته. بله، این‌ها فکر می‌کردند زمان به زیان آمریکاست. آمریکا از سال ۲۰۲۷ می‌خواد روی مسئله‌ی چین متمرکز بشه. سرعت قدرت گرفتن چین این‌قدر زیاده که اگر آمریکا در این یکی دو سال با ایران برخورد نمی‌کرد، ممکن بود هرگز نتونه این کار رو انجام بده. بنابراین این‌که ما فکر کنیم می‌تونستیم با دیپلماسی جلوی این جنگ رو بگیریم، یک اشتباه بزرگه. مهرماه ۱۴۰۴، اگر اشتباه نکنم، از دفتر آقای لاریجانی با من تماس گرفتن که بلند شو بیا شورای عالی امنیت ملی، جلسه داریم. همون روز بلافاصله بلند شدیم و رفتیم خدمتشون. به ما توضیح دادند که در جریان مذاکرات نیویورک، با وساطت آقای مکرون، با تیم آمریکایی نشستیم و چانه‌زنی کردیم. آقای مکرون هم می‌گفت: «آقا، بیاید مصالحه کنید.» در نهایت به یک توافقی رسیدیم. وقتی تیم آمریکایی این توافق رو برای آقای ترامپ بردند، آقای ترامپ گفت: «نه، من قبول ندارم. این کمه. یک مقدار دیگه هم بهش اضافه کنید.» جزئیاتش رو به ما نگفتند. من هم مثل بعضی دوستان نیستم که از خودم چیزی بسازم. عین چیزی رو که می‌شنوم می‌گم. رفتیم و دوباره برگشتیم. چیزهایی رو که آقای ترامپ خواسته بود قبول کردیم. جمهوری اسلامی پذیرفت. این جمله‌ی منِ لیلاز نیست، جمله‌ی شهید لاریجانیه. دوباره بردند پیش آقای ترامپ. گفت: «نه، من نمی‌خوام. این کمه. دوباره بیشترش کنید.» بار سوم و بار چهارم، ما یقین پیدا کردیم که ایالات متحده‌ی آمریکا دنبال مصالحه نیست. آقای مکرون الان شاهده و می‌تونه این حرف آقای لاریجانی رو راستی‌آزمایی کنه. ما مطمئن شدیم که آمریکایی‌ها دنبال توافق نیستند. در مهرماه ما رو صدا کرد و گفت بر همین قیاس، ما حدس می‌زنیم تا پایان دی‌ماه، یعنی تا پایان سال ۲۰۲۵، به ایران حمله خواهد شد و یک تهاجم نظامی جدید شکل خواهد گرفت. برخورد بین ایران و آمریکا گریزناپذیره. ما ۳۰ سال در حال دیپلماسی بودیم. ۳۰ سال موفقیت‌آمیز کوشیدیم جلوی جنگ رو بگیریم، ولی رسیدیم به جایی که دیگه نمی‌شد. چرا نمی‌شد؟ هم دولت آمریکا دولتی‌ست که به قول خودشون نئوکان‌ه و هم این‌که آمریکایی‌ها دارن خودشون رو برای برخورد با چین آماده می‌کنن. یادتون باشه در زمینه‌ی سیاست خارجی، کمترین تفاوت بین دموکرات‌ها و جمهوری‌خواه‌ها وجود داره. اصلاً تفاوتی وجود نداره. وقتی آقای بایدن در سال ۲۰۲۰ رئیس‌جمهور آمریکا شد، از ژانویه‌ی ۲۰۲۱ به بعد تقریباً تمام مصوبات دولت آقای ترامپ رو لغو کرد، غیر از سه مورد: یکی تحریم‌های ایران، یکی تحریم‌های چین و یکی تحریم‌های کوبا. بنابراین این‌که فکر کنید به خاطر اومدن آقای ترامپ، رویکرد دولت آمریکا عوض شده، ساده‌لوحانه‌ست. آمریکایی‌ها برای این‌که بتونن تکلیف خودشون رو با چین روشن کنن، چاره‌ای ندارن جز این‌که ایران رو به‌عنوان پشت جبهه‌ی خودشون صاف کرده باشن. اولاً ایران قدرت بزرگیه و ثانیاً باید گلوگاه نفتی چین که بهش وابسته‌ست، یعنی خلیج فارس، رو قیچی کرده و تحت کنترل گرفته باشن. به همین دلیله که بعد از سقوط مادورو در ونزوئلا، من همواره فکر می‌کردم که داستان ایران به‌زودی تغییر خواهد کرد. یعنی آمریکایی‌ها نمی‌تونن برای حرکت به سمت چین، از بابت نفت ایران و تنگه‌ی هرمز خیال‌شون راحت نباشه.

آرش یوسفی -ARASH

109,352 просмотров • 1 месяц назад

این توییت جنبه انتقادی داره و به هیچ عنوان تخریبی نیست. انرژی و محکم صحبت کردن Masih Alinejad رو همیشه دوست داشتم. میتونین از توییتهای قبلیم در موردش، ببینین. ولی نکته اینجاست که الان و در شرایط فعلی جایگاه ایشون به عنوان عضوی از گروه همبستگی عوض شده و دیگه خبرنگار یا یک اکتیویست معمولی نیست. در حال حاضر مسیح جزوی از اپوزیسیونی محسوب میشه که یکی از وظایفشون مذاکره با کشورهای دیگه برای منزوی کردن جمهوری عسلامی در عرصه‌های بین المللی است. در مذاکرات و معاملات سیاسی، چنانچه میخوایم از طرف مقابل امتیاز بگیریم (مثلاً قرار دادن سپاه در لیست سازمانهای تروریستی توسط دولت کانادا) باید با پنبه سر ببریم و خشم خودمون رو تا جایی که میشه کنترل کنیم. اینکه نخست وزیر اون کشور رو در یک سخنرانی چند هزار نفری اینجوری مورد خطاب قرار بدیم و بگیم که فاجعه پرواز #PS752 تقصیر شماست باعث میشه که Rob Oliphant وسط سخنرانی، سالن رو به نشونه اعتراض ترک کنه و قطعاً درصدی از تلاش‌های بسیاری از ایرانیان کانادا که در زمینه فشار به دولت کانادا برای قرار دادن سپاه در لیست سازمانهای تروریستی فعال بودن، نقش بر آب بشه. همچینین اگر ملاقاتی هم در آینده با دولتمردان کانادایی داشته باشین، مطمئن باشین که این سخنرانی رو همیشه در گوشه ذهنشون خواهند داشت. پس لطفاً از این به بعد پخته‌تر عمل کنید و احساسی نباشین و با سیاست رفتار کنید تا به اهدافمون نزدیکتر بشیم فیلمها رو از صفحات ايران اينترنشنال و @babakhk برداشتم #مهسا_امینی

 Amir 𓃬☼

125,697 просмотров • 3 лет назад

می‌دانید چرا ترامپ هی میگه رژیم‌چنج شده؟! ترامپ، درست درک نشده! ترامپ شناسی: ترامپ یه عادت داره! تهی کردن معنا از واژگان! مثلا زوم می‌کنه روی واژه مذاکره، هر تماسی را مذاکره میگه تا حساسیت‌زدایی کنه یا مثلاً تعرفه یا گرینلند و و و! واژه «رژیم‌چنج» که میگه هم همینه! میخواد هیمنه واژه رو که پس از جنگ عراق که در آمریکا ایجاد شده، حساسیت‌زدایی کنه برای جامعه آمریکایی. ترامپ میخواد بین پنج رئیس‌جمهور برتر تاریخ آمریکا و چه بسا بزرگ‌ترین‌ آنها باشه! دنبال کارای کوچیک و مذاکره و لاس زدن نیست! دنبال کاری بزرگ مثل ازبین بردن اسلام سیاسی که پسا۵۷ ایجاد شده‌ست. او ۴۸ ساله میگه باید آخوند رو بزنیم رژیم‌چنج کنیم! بعد حالا که یک گام به رژیم‌چنج مونده، میاد لاس بزنه و پوست‌اندازی کنه؟! محال است! اگر ترامپ حزب دموکرات و فیک نیوز رو ول کرد، رژیم‌چنج آخوند رو هم رها می‌کنه! طرف‌تون رو بشناسید تا بهتر فضا را درک کنید! تا حالا فکر کردید که چرا یهو اروپا فرش قرمز برای رضاشاه دوم پهن کرد در سوئد و ایتالیا و به شکل رسمی از ایشان پذیرایی شد؟! فکر می‌کنید اتفاقیه؟! نه جانم! ترامپ پشت پرده به همه گوشزد کرده که حالا می‌بینید رضاشاه دوم با اعتماد به نفس در اروپا، به اروپا میتازه! یک بچه‌ی ترم یک سیاست هم می‌فهمه که تغییر رفتار رضاشاه دوم که بسیار آرام قدم برمی‌داشت به این رضاشاهی که می‌بینیم، یک قدرت قدرتمند پشت خود دارد: ۱- مردم ایران ۲- ترامپ و راست جهانی. سپاسگزارم.

JamesDean

76,286 просмотров • 4 месяцев назад

⚽️ جناب آقای علی کریمی: Ali Karimi🇮🇷 در تاریخ ۲۸ تیر ۱۴۰۳ در مصاحبه با مجتبی پوربخش فرمودین: «کسی که میاد از خاندان پهلوی و دیگه الان از شاهزاده رضا پهلوی انتقاد میکنه به هر نوعی، از نظر من دو تا مورد بیشتر نداره: یا اینکه ذی‌نفع ج.ا هست، یا باعث به وجود اومدن ج.ا بوده. یعنی گزینه سومی واسه من نداره اینا. حالا اگه کسی فکر میکنه گزینه‌ی دیگه‌ای هم هست بگه که مام در جریان قرار بگیریم.» یک یا دو‌ روز قبل استوری کردین: «اولین راه برای فهمیدن میزان هوش یک حاکم، نگاه کردن به آدم‌هایی‌ست که اطراف او هستند» منظورتون از این استوری چی بوده؟ ما چطور باید این استوری رو به چیزی غیر از آنچه از اون بر میاد تعبیر کنیم؟ با این اوصاف باید شما رو جزو کدوم یک از دو دسته‌ای که دو سال قبل اشاره کردین قرار بدیم؟ اگر فکر میکنید گزینه سومی هست بیاین به ما هم بگین لطفا، که ما هم در جریان قرار بگیریم! جواب ما هیچ، جواب علی کریمی دو سال قبل رو بدین حداقل. سپاس.

صبح آزادی

29,034 просмотров • 3 месяцев назад

چرا نظام ها و حکومت های مادام العمری ماهیتا ناقض حقوق بشر هستند؟ (بخش اول) نظام‌های مادام العمری از این نظر که باید به فکر حفظ استمرار و بقای دائمی خود باشند، مبادا این دوام و بقا به خطر بیفتد و نمیتوانند آرای مردم را ملاک قرار بدهند، زیرا ممکن است آرای مردم با ماندن آنها بر اریکه قدرت موافقت نداشته باشد. بنابراین، به اجبار باید نظر و آرای مردم را نادیده بگیرد و رو به استبداد و دیکتاتوری آورده و به شدت با مخالفین خود برخورد کند. زیرا مسلما مخالفت با چنین نظام هایی اصولا معنا ندارد. چونکه در یک نظام مادام العمری قرار به هیچگونه تغییری نیست و به قول معروف “آش خاله است که بخوری پاته و نخوری هم پاته” و در مواجهه با چنین نظام ها و حکومت هایی مانند حکومت و نظام شاهنشاهی و نظام اسلامی از آنجا که قرار به تغییر نظام نیست، بنابراین مخالفت با آن هم معنایی ندارد و در نتیجه مخالفین آن باید حتما حذف شوند و مخالفت با آن هم در حرف و کلام هیچگونه فایده ای نداشته و تنها راه برخورد با آن لازم است که از مشی مسلحانه تبعیت کند. محمدعلی طاهری بنیانگذار مکتب عرفان کیهانی حلقه و سازمان صلح طاهری Mohammad Ali Taheri #محمدعلی_طاهری #رنسانس_ایران_آزاد #نه_به_دیکتاتوری_جدید #Taheri_Movement

Mohammad Ali Taheri Movement

16,334 просмотров • 1 год назад

خبر فوری لیندزی گراهام: ترامپ مستقیم با ایران داره صحبت می‌کنه و حتی سرشون داد میزنه که اگر مرا بازی بدهید بد میشه! تاس سوم چیست؟! (البته قبلا هم در تحلیل‌های شخصی نوشته‌ام!) سرباز آمریکا باید وارد ایران بشه! چه با جنگ چه با مذاکره! قسمت دوم میشه تاس سوم! یعنی راهی به درون رژیم و کشور ایران پیدا کنه تا سربازان و نیروهای امنیتی با مذاکره رژیم وارد ایران شوند برای جمع‌آوری اورانیوم و بازدید از سایت‌های اتمی و نظامی و موشکی! یعنی دسترسی به هر جایی که ارتش آمریکا دلش بخواد! اگر این اتفاق بیافته، یعنی یک شخص بلندپایه این امر محال رو سهل کرده! پس با همون شخص، رژیم رو تسلیم می‌کنه و نهایتا یک تضمین به همون شخص میده(دقیقا مثل فردوست در کودتای۵۷) ولی تضمینی برای بقایای حکومت نیست. درین زمان آمریکا نیروی پیاده در ایران داره و گلوگاه‌های قدرت و اسلحه‌خانه‌ها هم در دست داره، به راحتی به مردم اعلان خواهد شد که نظرشون رو بگن(انقلاب کنند) و پایان حکومت اسلامی! به عبارتی ترامپ میخواد عین نقشه کارتر رو پیاده کنه! ولی برعکس! اینجوری کشور و زیرساخت‌ها هم حفظ میشه و همه چیز انقلابی به نظر می‌رسه!

JamesDean

82,182 просмотров • 4 месяцев назад

این مصاحبه من با اسکای نیوز است، قبل از اینکه نیروی هوایی تأیید کند که خدمه دوم با موفقیت پیدا شده است. این موضوع بیشتر از چیزی که خیلی‌ها فکر می‌کنند اهمیت دارد. اگر او اسیر می‌شد یا کشته می‌شد، واقعاً معادلات را تغییر می‌داد. این می‌توانست یک پیروزی تبلیغاتی برای جمهوری اسلامی باشد و جایگاه آمریکا را تضعیف کند. اما در سطحی بالاتر، ادبیات و لحن مهم است. صحبت از اینکه یک کشور را «به عصر حجر برگردانیم» یا زیرساخت‌های غیرنظامی را هدف قرار دهیم، نشانه قدرت نیست. این کار جایگاه اخلاقی شما را از بین می‌برد و روایت را به دست طرف مقابل می‌دهد. هدف باید روشن باشد: پایان جمهوری اسلامی. تغییر رژیم واژه بدی نیست. در بعضی موارد، ضروری است. این رژیمی است که حتی در شرایط فروپاشی هم ادعای پیروزی می‌کند. نیمه‌کاره عمل کردن جواب نمی‌دهد. کار را تمام کنید. بعد منطقه را تثبیت کنید، از مسیرهای حیاتی مثل خلیج فارس و دریای عرب حفاظت کنید، و یک منطقه حائل در جنوب ایران ایجاد کنید تا از بازگشت آن جلوگیری شود. هر چیزی کمتر از این فقط بحران را طولانی‌تر می‌کند.

A. Ari Aramesh

61,497 просмотров • 4 месяцев назад

این دخترک را خاطرتان هست؟ برای من، او تجسم طبقه متوسط است؛ مترف، خودمتشکر، پرافاده، کتاب‌خوان و ادایی. دموکراسی می‌خواهند و دموکراسی را در صندوق رأی می‌بینند، حال مهم نیست که آن صندوق برای انتخاب رنگ طنابشان باشد یا قاتلشان. این قشر همیشه در دنیای ایده‌آل خود زندگی می‌کند؛ دنیایی که در آن آخوند «قابل اصلاح» است و شاه «دیکتاتور». دنیایی که در آن اگر بتوانند رنگ کاندوم متجاوز خود را انتخاب کنند، به دموکراسی‌اش می‌بالند. دنیایی که در آن اگر کسی بخواهد متجاوز را از رویشان بلند کند، اولین پرسششان این است که «چه تضمینی هست که خودت به ما تجاوز نکنی؟» این قشر مترف، از درد و رنجی که ملت می‌کشد غافل است. زمانی که محسن محمدپورها از فرط نداری طغیان می‌کنند، دغدغه‌اش تعطیل شدن کافه محبوبش است؛ همان کافه‌ای که با دوستان انتلکت خود در آن می‌نشینند و از رویاهایشان برای انتخاب رنگ کاندوم مناسب در دموکراسی مطلوب‌شان حرف می‌زنند. همین قشر، همیشه در بزنگاه‌های تاریخی، جایی که حتی این‌ها هم دیگر نمی‌توانند بی‌تفاوت باشند با سانتیمانتالیسم به نجات آخوند آمده‌اند. با بدن‌نمایی، با گیس بریدن، با سیگار روشن کردن با عکس خامنه‌ای، با دعوت به گل دادن به آخوند، با ایتیحاد با هر کس و ناکسی، با مخالفت با حمله نظامی و… این قشر هرگز قرار نیست با ما همراه شوند، چرا که تاریخ را نه در خیابان، که در کافه‌ها خوانده‌اند و بن‌مایه فکری‌شان حفظ حباب امن خودشان است. آن‌ها از دیکتاتوری نمی‌ترسند؛ از به‌هم‌خوردن نظم دلخواه‌شان می‌ترسند. برایشان «آخوند قابل اصلاح» همیشه بهتر از «انقلابی فحاش» است. و درست به همین دلیل، باید از این قشر گذشت؛ انقلاب هرگز با کسانی که ساحل امنشان را بر دل به دریای طوفانی زدن ترجیح می‌دهند، پیروز نمی‌شود.
2:20

Sensitive content

این دخترک را خاطرتان هست؟ برای من، او تجسم طبقه متوسط است؛ مترف، خودمتشکر، پرافاده، کتاب‌خوان و ادایی. دموکراسی می‌خواهند و دموکراسی را در صندوق رأی می‌بینند، حال مهم نیست که آن صندوق برای انتخاب رنگ طنابشان باشد یا قاتلشان. این قشر همیشه در دنیای ایده‌آل خود زندگی می‌کند؛ دنیایی که در آن آخوند «قابل اصلاح» است و شاه «دیکتاتور». دنیایی که در آن اگر بتوانند رنگ کاندوم متجاوز خود را انتخاب کنند، به دموکراسی‌اش می‌بالند. دنیایی که در آن اگر کسی بخواهد متجاوز را از رویشان بلند کند، اولین پرسششان این است که «چه تضمینی هست که خودت به ما تجاوز نکنی؟» این قشر مترف، از درد و رنجی که ملت می‌کشد غافل است. زمانی که محسن محمدپورها از فرط نداری طغیان می‌کنند، دغدغه‌اش تعطیل شدن کافه محبوبش است؛ همان کافه‌ای که با دوستان انتلکت خود در آن می‌نشینند و از رویاهایشان برای انتخاب رنگ کاندوم مناسب در دموکراسی مطلوب‌شان حرف می‌زنند. همین قشر، همیشه در بزنگاه‌های تاریخی، جایی که حتی این‌ها هم دیگر نمی‌توانند بی‌تفاوت باشند با سانتیمانتالیسم به نجات آخوند آمده‌اند. با بدن‌نمایی، با گیس بریدن، با سیگار روشن کردن با عکس خامنه‌ای، با دعوت به گل دادن به آخوند، با ایتیحاد با هر کس و ناکسی، با مخالفت با حمله نظامی و… این قشر هرگز قرار نیست با ما همراه شوند، چرا که تاریخ را نه در خیابان، که در کافه‌ها خوانده‌اند و بن‌مایه فکری‌شان حفظ حباب امن خودشان است. آن‌ها از دیکتاتوری نمی‌ترسند؛ از به‌هم‌خوردن نظم دلخواه‌شان می‌ترسند. برایشان «آخوند قابل اصلاح» همیشه بهتر از «انقلابی فحاش» است. و درست به همین دلیل، باید از این قشر گذشت؛ انقلاب هرگز با کسانی که ساحل امنشان را بر دل به دریای طوفانی زدن ترجیح می‌دهند، پیروز نمی‌شود.

Persian God

252,998 просмотров • 6 месяцев назад

یه چیزی می‌خوام بگم. احتمالاً روشنفکرها می‌خندند و بقیه فحش می‌دن؛ ولی می‌گم. من فکر می‌کنم ما اگر یه روزی قراره هرگونه «گذار» به دموکراسی داشته باشیم، اگه یه روزی قراره به آشتی ملی فکر کنیم، اگر یه روز قراره یک ائتلاف، هم‌گرایی‌، هم‌افزایی، شکل بگیره، به کسی مثل داریوش اقبالی نیاز داریم. نه لزوماً به‌عنوان یک چهره سیاسی. اتفاقاً شاید مهم‌ترین ویژگی‌ش اینه که هیچ‌وقت یک چهره سیاسی به معنای متعارفش نبوده و در عین حالز هیچ‌وقت فقط خواننده هم نبوده؛ و احساس تعهد اجتماعی خودش به مردم ایران رو ثابت کرده. کسی که در هر دو حکومت، صدای مستقل خودش رو داشته و بابتش در هر دو حکومت هزینه داده. در عین این‌که موضع سیاسی خودش رو داشته و داره، تا جایی که من دیده‌ام، کمتر وارد بازی نفی دیگران شده. با اندکی ضریب خطا، زیر پرچم هیچ دسته و گروهی نرفته. در ترانه‌هاش ظلم، تمامیت‌خواهی و تحجر رو هدف قرار داده، از هر جنس و لباس. و به نظرم این دقیقاً همون چیزی‌یه که برای آشتی ملی بهش نیاز داریم. آشتی ملی فقط کنار هم نشستن چند گروه و چهره سیاسی نیست. به آدم‌هایی نیاز داره که اعتبارشون رو بیرون از قبیله‌های سیاسی ساخته‌اند؛ آدم‌هایی که هنوز می‌تونن با چند ایرانِ متفاوت حرف بزنن، بدون این‌که برای شنیده شدن، اول از مخاطب بخوان هویت و گذشته خودش رو انکار کنه. بدون طلبِ اعلامِ وفاداری. داریوش، غایبِ همیشه‌حاضرِ فضای سیاسی و اجتماعی ایرانه. کمتر کسی رو سراغ دارم که به اندازه داریوش تلنگر زده باشه که ما اگر به دنبال تغییریم، باید از خودمون شروع کنیم. در کارهاش، دیکتاتور درونمون رو هنرمندانه و صریح به رومون آورده. نقدش ارزشمنده؛ چون خودش، نقد رو از نقد خودش شروع کرده. در مورد گذشته‌اش شفاف، و شاید سخت‌گیرترین منتقدِ خودش بوده. دیگران رو نقد کرده، اما شهامت پذیرش اشتباهات خودش رو هم داشته. و مهم‌تر از همه، رنج شخصی خودش رو فقط روایت نکرده؛ سعی کرده اون رنج رو با محبوبیت عمومی‌ش پیوند بده و از توش به دنبال کاهش درد بقیه باشه. . اینجاست که ماجرای اعتیادش برای من فقط یک داستان شخصی یا قصه «سقوط و بازگشت» نیست. سال‌ها پیش، معاون وزیر بهداشت می‌گفت ابعاد و عمق کمکی که داریوش به ترک و مبارزه با اعتیاد کرده، خیلی از نهادهای مسئول جمهوری اسلامی نکرده‌اند. محبوبیت داریوش، البته، محصول چیزی که خودش بهش «تولد دوباره» می‌گه، نیست. در روزهای اوج اعتیادش هم، در طبقات مختلف اجتماعی، نه فقط محبوب که برای خیلی‌ها اسطوره بود. مبارزه‌اش با اعتیاد احترامش رو بیشتر کرد و بهش کاریزمای تازه‌ای داد، اما مهم‌تر از اون، چیزی رو که سال‌ها در ترانه‌هاش گفته بود، در زندگی خودش به محک گذاشت: این‌که تغییر، قبل از هر جا، باید از خود آدم شروع بشه. داریوش در این سال‌ها، بی‌ادعا و در حد بضاعت خودش، نهادسازی کرد. شبکه‌سازی کرد. باورش به کار جمعی رو در عمل ثابت کرد. اشتباهاتش رو به رسمیت شناخت، روی باورهاش ایستاد و در همه سال‌هایی که در اوج بوده، کماکان رشد کرده. این ترانه جدید هم برای من مثال و نشونه روشنی از جایگاه داریوشه و پنجره‌ای که از اون، به ایران نگاه می‌کنه. و شاید یکی از رازهای موندن، و اسطوره شدن، همین باشه: قدرت انتخاب همراهان درست در هر پیچ مسیر. همراه داریوش در این ترانه، فرزاد فتاحی عزیزه. ولی ورای این ترانه، چیزی که برای من مهم‌تره همون حرف اوله. اگر یه روز واقعاً قرار باشه از حذف همدیگه عبور کنیم، اگر قرار باشه آدم‌هایی با گذشته‌ها، باورها و روایت‌های متفاوت دوباره بتونن کنار هم بایستن، فقط به سیاستمدار احتیاج نداریم. به سرمایه اجتماعی آدم‌هایی هم احتیاج داریم که سال‌هاست، بی‌اون‌که از ما بخوان شبیه‌شون فکر کنیم، دارن یادمون می‌ندازن که تغییر از خودمون شروع می‌شه. برای من، داریوش یکی از اون آدم‌هاست.

Panah Farhadbahman 🎒

23,272 просмотров • 15 дней назад