Video yükleniyor...

Video Yüklenemedi

Ana Sayfaya Dön

خیلی‌ها فکر میکردند با حذف علی خامنه‌ای، جمهوری اسلامی سقوط کند اما هرچند این حکومت به‌شدت ضعیف شد، سقوط نکرد. جمهوری اسلامی فقط یک نفر نیست، بلکه شبکه‌ای از حلقه‌های قدرتِ به‌هم‌پیوسته است. در چنین ساختاری، با حذف یک مهره، مهره‌های دیگر تلاش می‌کنند کل شبکه را حفظ کنند....

127,773 görüntüleme • 2 ay önce •via X (Twitter)

0 Yorum

Yorum bulunmuyor

Orijinal gönderinin yorumları burada görünecek

Benzer Videolar

آن روزها که شهرام همایون برای بقای شبکه‌ی تلویزیونی‌اش گلریزان راه می‌انداخت و از مخاطبانش پول می‌خواست، برای خیلی از ما سوژه‌ی طنز بود. جمهوری اسلامی هم مسخره‌اش می‌کرد و برایش برنامه می‌ساخت. اما بعضی چیزها را گذر زمان بهتر نشان می‌دهد. امروز که بخش‌هایی از فضای رسانه‌ای و اپوزیسیون ایران با پول‌های غیرشفاف، وابستگی‌های سیاسی و مناسباتی آلوده شده‌اند که استقلال رسانه را به یک شوخی تلخ تبدیل کرده، آن گلریزان‌ها برای من معنای دیگری پیدا کرده‌اند. شهرام همایون دست‌کم جلوی دوربین از همفکران و مخاطبان خودش پول می‌خواست تا رسانه‌اش را سرپا نگه دارد. کسانی به او پول می‌دادند که می‌دانستند به چه کسی و برای چه چیزی پول می‌دهند. ممکن بود من با آن رسانه، عقایدش و سیاستش مخالف باشم، اما امروز ارزش استقلالی را که در آن رفتار بود بهتر می‌فهمم. این روزها وجه دیگری از شهرام همایون هم برای من قابل احترام شده است. در گفتگویی که این ویدیو بخشی از آن است، تماس‌گیرنده‌ای درباره‌ی پل‌ها، نیروگاه‌ها و زیرساخت‌هایی حرف می‌زند که در جمهوری اسلامی ساخته شده‌اند و استدلال می‌کند که چون آخوندها و نهادهایی مثل قرارگاه خاتم‌الانبیا در ساخت آنها نقش داشته‌اند، این‌ها دیگر به مردم تعلق ندارند. شهرام همایون وسط حرفش می‌پرد و می‌گوید: «نه. اول راجع به تعلقش صحبت کنیم.» شاید تمام مسئله همین یک کلمه باشد: تعلق. پل مال آخوند نیست. نیروگاه مال سپاه نیست. پالایشگاه مال جمهوری اسلامی نیست. اگر قرارگاه خاتم مجری یک پروژه بوده، صاحب آن پروژه نشده است. این‌ها با پول مردم ساخته شده‌اند، به دست مردم ساخته شده‌اند و مردم از آنها استفاده می‌کنند. همان‌طور که خود همایون در گفتگو می‌گوید: «آخوند ارث پدری داشته مگه؟» نداشته. ایران هم ارث پدری جمهوری اسلامی نیست. یکی از بزرگ‌ترین خیانت‌های جمهوری اسلامی، به گمان من، دقیقاً همین بوده که برای دهه‌ها تلاش کرده خودش را با ایران یکی کند. مخالف نظام را مخالف ایران نامید. منتقد را جاسوس خواند. معترض را عامل بیگانه، وطن‌فروش و مزدور معرفی کرد. آن‌قدر این واژه‌ها را برای سرکوب شریف‌ترین مخالفان خودش مصرف کرد که معنای خیانت، جاسوسی و حتی وطن را فرسوده کرد. حالا بخش‌هایی از مخالفان جمهوری اسلامی هم همان دروغ را پذیرفته‌اند، فقط علامت معادله را عوض کرده‌اند. جمهوری اسلامی می‌گفت: «من ایرانم، پس مخالفت با من مخالفت با ایران است.» این‌ها می‌گویند: «جمهوری اسلامی ایران است، پس هرچه به ایران ضربه بزند به جمهوری اسلامی ضربه زده است.» دو دشمن، روی یک دروغ مشترک به توافق رسیده‌اند: اینکه ایران همان جمهوری اسلامی است. و اینجاست که ما به یکی از نتایج فاجعه‌بار این سال‌ها رسیده‌ایم. آدمی می‌تواند آن‌قدر از جمهوری اسلامی متنفر باشد که دیگر نتواند میان حکومت و کشور، میان سپاه و جامعه، میان یک نهاد سرکوبگر و زیرساختی که میلیون‌ها انسان از آن استفاده می‌کنند تمایز بگذارد. می‌تواند تخریب پل، نیروگاه یا تأسیسات کشور خودش را نه به‌عنوان آسیب به مردم، که به شکل ضربه‌ای به حکومت تصور کند. من قبلاً در توییتی نوشته بودم جنگ عراق «جنگ تحمیلی» بود و جنگی که امروز درگیرش هستیم «جنگ تحمیقی» است. شوخی با کلمات بود، اما منظورم جدی بود. در این جنگ، مردم فقط قربانی خشونت و حمله نیستند. آنها را احمق فرض می‌کنند و هم‌زمان ماشین‌های تبلیغاتی و رسانه‌ای مختلف مدام در حال فرسایش قدرت تشخیص‌شان هستند. فاجعه فقط این نیست که کسی از حمله‌ی خارجی به کشور خودش استقبال کند. فاجعه جایی عمیق‌تر است: جایی که برای توضیح اینکه یک پل متعلق به مردم است، دیگر باید استدلال کرد. وقتی بدیهیات نیاز به اثبات پیدا می‌کنند، مسئله دیگر صرفاً اختلاف سیاسی نیست. این همان چیزی است که در این ویدیو برای من دردناک است. شهرام همایون دارد تلاش می‌کند چیزی را دوباره بدیهی کند که اصلاً نباید از بدیهی بودن خارج می‌شد: این کشور مال مردم آن است. من خودم چنین اعصابی ندارم. واقعاً ندارم. نمی‌توانم هر مزخرفی را بشنوم و با همان آرامش بنشینم و از ابتدا توضیح بدهم چرا چنین استدلالی از اساس تباه است. شاید این ضعف من باشد. هر عقیده‌ای هم صرفاً به این دلیل که کسی به آن باور دارد، شایسته‌ی احترام نیست. آدم‌ها حرمت دارند، اما همه‌ی عقاید محترم نیستند. بعضی حرف‌ها واقعاً مزخرف‌اند. اما دقیقاً به همین دلیل است که کاری که شهرام همایون در این گفتگو می‌کند برای من ارزشمند است. چون او کاری را انجام می‌دهد که من توانش را ندارم. راه گفتگو را نمی‌بندد. می‌شنود. سؤال می‌کند. از طرف مقابل می‌خواهد تا انتهای استدلالش برود و بعد با همان بدیهیات فراموش‌شده روبه‌رویش می‌کند. این فقط خونسردی نیست. نوعی احساس مسئولیت است. اما اگر بخواهیم منصف باشیم، مسئول اصلی وضعیتی که ما را به این نقطه رسانده پیش از هر کس جمهوری اسلامی است. این حکومت تار و پود اعتماد عمومی را چنان از هم باز کرده که ترمیم آن، اگر ممکن باشد، سال‌ها طول خواهد کشید. وقتی حکومت برای دهه‌ها هر مخالفی را جاسوس می‌نامد، روزی می‌رسد که مردم دیگر حتی نمی‌دانند جاسوس واقعی کیست. وقتی همه‌چیز پروپاگانداست، حقیقت هم اعتبارش را از دست می‌دهد. وقتی دستگاه امنیتی بخش بزرگی از توانش را صرف تعقیب روزنامه‌نگار، فعال مدنی، زن معترض و مخالف سیاسی می‌کند، در همان حال راه برای نفوذ واقعی سرویس‌های خارجی باز می‌ماند. عمق نفوذ اسرائیل در ساختارهای امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی دیگر چیزی نیست که بتوان آن را به سادگی نادیده گرفت. اما برای من حتی دردناک‌تر از نفوذ در یک ساختار نظامی، نفوذ در ذهن جامعه است. ضعیف شدن جمهوری اسلامی برای من تراژدی نیست. فروپاشی قدرت تشخیص مردم، از بین رفتن حس تعلق به کشور و تبدیل شدن ایران به زمین بازی قدرت‌های خارجی تراژدی است. و این همان جایی است که صرف «سرنگونی جمهوری اسلامی» دیگر پاسخ کافی نیست. این حرف به معنای تسلیم شدن یا دست کشیدن از مبارزه نیست. درست برعکس. مبارزه با جمهوری اسلامی باید ادامه پیدا کند، اما اگر قرار باشد فقط رأس هرم عوض شود و همان فرهنگ حذف، همان قهرمان‌پرستی، همان دشمن‌سازی، همان بی‌اعتمادی و همان منطق «هر که با من نیست علیه من است» باقی بماند، چیز زیادی تغییر نکرده است. ما مستحق آزادی هستیم. آزادی حق ماست. اما برای حفظ آزادی باید ظرفیتش را هم بسازیم. باید نهاد بسازیم. شبکه بسازیم. گفتگو یاد بگیریم. شکست سیاسی را تحمل کنیم. مخالف را دشمن ندانیم. یاد بگیریم که اکثریت حق ندارد حقوق اقلیت را له کند و اقلیت هم نمی‌تواند چون رأی نیاورده میز بازی را به هم بزند. باید قواعد مشترکی بسازیم که از اشخاص مهم‌تر باشند. این‌ها کارهای بعد از جمهوری اسلامی نیستند. خود این‌ها بخشی از مبارزه با جمهوری اسلامی‌اند. و شاید نقطه‌ی شروع همان چیزی باشد که شهرام همایون در آن مکالمه گفت: «اول راجع به تعلقش صحبت کنیم.» قبل از اینکه درباره‌ی جمهوری یا پادشاهی دعوا کنیم، قبل از اینکه برای حکومت بعدی اسم انتخاب کنیم، باید دوباره بفهمیم چه چیزی به ما تعلق دارد. این شهرها. این جاده‌ها. این پل‌ها. این نیروگاه‌ها. این حافظه‌ی جمعی. این آینده. و ایران. ایران نه مال جمهوری اسلامی است، نه سپاه، نه آخوند، نه شاه، نه موساد و نه هیچ قدرت خارجی دیگری. اگر قرار است روزی آزاد باشیم، شاید یکی از اولین کارها این باشد که دوباره یادمان بیاید این کشور مال ماست.

Panah Farhadbahman 🎒

63,889 görüntüleme • 1 ay önce

این دیگر نه «اظهارنظر سیاسی» است، نه «هیجان انقلابی»، نه حتی حماقت فردی. این تهدید علنی به حذف فیزیکی منتقدان است؛ با نام، با ویدیو، با هشتگ. این‌که یک آدم ابله با بیش از ۲۰۰ هزار دنبال‌کننده در اینستاگرام، رسماً وعده‌ی «پاک‌سازی منتقدان در یک هفته پس از براندازی» می‌دهد، فقط شرم‌آور نیست؛ خطرناک است. و نه، مسئله فقط یک فرد نیست. مسئله این است که این زبان از کجا مشروعیت گرفته و در کدام فضا رشد کرده است. این گفتمان، مستقیم یا غیرمستقیم، از دل پروژه‌ای بیرون آمده که نامش رضا پهلوی است؛ از حلقه‌ی اطراف او، از چهره‌های حقیقی و حقوقی‌ای که سال‌هاست حذف، تهدید، تخریب و برچسب‌زنی را عادی کرده‌اند، از کسانی که سکوت می‌کنند، توجیه می‌کنند، یا بدتر از آن، تشویق می‌کنند، از جمله نزدیک‌ترین افراد به او، حتی همسرش، که این فضا و این رفتار را بازتولید می‌کنند. بعضی می‌گویند: «شاید این فرد عامل جمهوری اسلامی باشد.» فرض کنیم باشد. سؤال ساده است: چرا چنین ادبیاتی در دل جریان پهلوی رشد می‌کند؟ چرا بازنشر می‌شود؟ چرا حمایت می‌شود؟ چرا هیچ خط قرمزی وجود ندارد؟ تهدید به قتل، وعده‌ی حذف فیزیکی، دعوت به بستن کشور و کشتار منتقدان نه «نظر» است، نه «سلیقه». این جرم است. جرمی که می‌تواند و باید به‌طور قانونی با آن برخورد شود نه برای انتقام، بلکه برای جلوگیری از تکرار این منطق مرگبار. جمهوری اسلامی چگونه ماند؟ با همین منطق: «ما حق داریم حذف کنیم، چون حق با ماست.» امروز همان منطق دارد بازتولید می‌شود؛ این بار نه با عمامه، بلکه با نوستالژی، با تاجی خیالی، و با فاشیسمی که اسم خودش را «نجات ایران» گذاشته است. اگر آینده‌ای که شما وعده می‌دهید با تهدید، حذف و کشتار منتقدان شروع می‌شود، آن آینده ویران‌تر از امروز است. خطاب به شما و امثال شما: شما هنوز نفهمیده‌اید با چه نسلی طرفید. نسلی که با جمهوری اسلامی جنگیده، زندان رفته، تبعید شده، هزینه داده، از تهدید شما نمی‌ترسد. و خطاب به جامعه: اگر امروز در برابر این زبان سکوت کنیم، فردا دیگر دیر است. و در پایان، فراتر از هر اختلاف سیاسی، فراتر از هر مرزبندی فکری، من بی‌قید و شرط کنار آن شش نفر می‌ایستم. نه چون با آن‌ها هم‌نظر هستم، بلکه چون در برابر فاشیسم، بی‌طرفی وجود ندارد. دفاع از حق آن‌ها برای سخن گفتن، دفاع از جان آن‌ها، دفاع از کرامت انسانی آن‌ها برای من خط قرمز مطلق است. اگر قرار باشد آینده‌ای ساخته شود که در آن منتقد را تهدید می‌کنند، آن آینده را همین‌جا، همین امروز، باید متوقف کرد. من کنار شما هستم، در برابر تهدید، در برابر حذف، در برابر فاشیسم. #زن_زندگی_آزادی Nik Kowsar Kambiz Ghafouri Ali Javanmardi

Shahin Modarres

53,710 görüntüleme • 8 ay önce

💢موفق‌ترین ویروس در آنتی‌ویروس می‌نشیند/ شبکه نفوذ بخشی از شبکه قدرت شده است/ زوم کردن روی مهاجرین افغان برای سفید کردن این شبکه است/ سیستم زودارضاست و با نمایش راضی میشود/ یکی از کارهای شبکه نفوذ دستاوردنمایی‌های موهوم است. ♨️هادی معصومی زارع در گفتگو با موضوع «جنگ، آتش‌بس و آینده جمهوری اسلامی ایران» در تمام‌رخ: 🔸پشت وضعیت تعجب برانگیزی که دیدیم یک شبکه نفوذ سیاسی امنیتی در کشور است. 🔸شبکه نفوذ را در بالا باید دنبال کنیم نه در سطح عمله‌ها، آن کسی که مرز را باز کرد، کسی که چشمم را بست را باید دنبال کرد. 🔸بهترین ویروس می‌رود در آنتی ویروس می‌نشیند. شبکه نفوذ بخشی از شبکه قدرت در داخل شده است. یک وقت اطلاعات می‌دهد، یک وقت خرابکاری می‌کند و یک وقت فقط سکوت می‌کند و اقدام نمی‌کند. 🔸نفوذ را تقلیل می‌دهند به مهاجرین، پشت پرده این شو را هم شبکه نفوذ می‌دانم. یعنی افغانستانی آدرس فرماندهان را داده است؟ یکی گفت لوکیشن صدا‌سیما را اتباع داده اند! بس نیست تحمیق مردم؟ 🔸سیستم زودارضایی داریم که با چهارتا نمایش زود راضی می‌شود. این شبکه در دستاوردنمایی‌های موهوم هم خیلی موثر است. مثلا اینکه در جنگ گفته شد فلان قدر اف۳۵ انداختیم و .. و این را علاوه بر مردم برای مسئولین هم جا می‌اندازند. ادارک سازی و فلج فکری میکند. وضعیت خوب است دیگر، پس نیازی نیست کاری کنیم. 🔸جمهوری اسلامی اگر می‌خواهد کاری کند باید اول فکری به حال این شبکه کند. مقابله با این شبکه سخت اما شدنی است. تماشای فیلم کامل: شنیدن صوت کامل:

تمام‌رخ | TamamRokh

150,586 görüntüleme • 1 yıl önce

این مصاحبه من با اسکای نیوز است، قبل از اینکه نیروی هوایی تأیید کند که خدمه دوم با موفقیت پیدا شده است. این موضوع بیشتر از چیزی که خیلی‌ها فکر می‌کنند اهمیت دارد. اگر او اسیر می‌شد یا کشته می‌شد، واقعاً معادلات را تغییر می‌داد. این می‌توانست یک پیروزی تبلیغاتی برای جمهوری اسلامی باشد و جایگاه آمریکا را تضعیف کند. اما در سطحی بالاتر، ادبیات و لحن مهم است. صحبت از اینکه یک کشور را «به عصر حجر برگردانیم» یا زیرساخت‌های غیرنظامی را هدف قرار دهیم، نشانه قدرت نیست. این کار جایگاه اخلاقی شما را از بین می‌برد و روایت را به دست طرف مقابل می‌دهد. هدف باید روشن باشد: پایان جمهوری اسلامی. تغییر رژیم واژه بدی نیست. در بعضی موارد، ضروری است. این رژیمی است که حتی در شرایط فروپاشی هم ادعای پیروزی می‌کند. نیمه‌کاره عمل کردن جواب نمی‌دهد. کار را تمام کنید. بعد منطقه را تثبیت کنید، از مسیرهای حیاتی مثل خلیج فارس و دریای عرب حفاظت کنید، و یک منطقه حائل در جنوب ایران ایجاد کنید تا از بازگشت آن جلوگیری شود. هر چیزی کمتر از این فقط بحران را طولانی‌تر می‌کند.

A. Ari Aramesh

61,497 görüntüleme • 5 ay önce

رئیس‌جمهور لبنان: اسرائیل می‌تواند تمام لبنان را اشغال کند اما نمی‌تواند حزب‌الله را از بین ببرد "راهبرد آن‌ها (اسرائیل) کوتاه‌بینانه است. پیش از این نیز آن را امتحان کرده‌اند؛ در سال ۲۰۰۰، در ۲۰۰۶، در ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴، و اکنون نیز در ۲۰۲۶. واقعیت این است که آن‌ها می‌توانند کل کشور را اشغال کنند. می‌توانند کل کشور را با خاک یکسان کنند، اما هرگز نخواهند توانست به هدف خود دست یابند؛ زیرا مقابله با بازیگران غیردولتی با مقابله با نیروهای متعارف تفاوت دارد. وقتی دو نیروی متعارف در برابر یکدیگر قرار می‌گیرند، طرفی که از توانمندی‌ها و قابلیت‌های بیشتری برخوردار است، طرف دیگر را شکست می‌دهد. اما حزب‌الله یک هدف عینی نیست؛ یک ایدئولوژی است. چیزی نیست که بتوان آن را دید. یک هدف جغرافیایی نیست. این نوعی جنگ در میان مردم است. میدان نبرد، خود مردم هستند. بنابراین، موفقیت خود را چگونه می‌سنجید؟ با شمارش کشته‌ها؟ آن‌ها این روش را در غزه نیز آزموده‌اند. آیا حماس هنوز وجود دارد یا نه؟ بله، وجود دارد." پ.ن: تنها راه از بین بردن حزب الله، نابودی جمهوری اسلامی است

Farhad Mottaghi

112,477 görüntüleme • 3 ay önce

هم‌میهنان عزیزم، ملت بزرگ ایران، به همه شما که در این ۱۰۰ روز برای آزادی و بازپس‌گیری ایران ایستادید؛ با فداکاری در برابر گلوله‌ها سینه سپر کردید و در ۴۰ روز گذشته خطر بمباران را به جان خریدید، درود می‌فرستم. می‌دانم خبر آتش‌بس دوهفته‌ای میان جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل، بسیاری از شما را دلسرد کرده است. اما امروز، نه زمان ناامیدی، که زمان باور بیشتر به پیروزی است. آنچه در این ۴۰ روز رخ داد، دقیقاً در مسیر همان مطالباتی است که ملت ایران از جامعه جهانی خواست و بعد از جان‌فشانی در خیابان‌های ایران، در تظاهرات روز جهانی اقدام در ۱۴ فوریه (۲۵ بهمن) نیز فریاد زد. ضرباتی که در تنها ۴۰ روز بر پیکر جمهوری اسلامی وارد شد، بی‌سابقه بوده، و برای این رژیم جبران‌ناپذیر است. حذف علی خامنه‌ای، قاتل ده‌ها هزار ایرانی شجاع، به‌تنهایی دستاوردی تاریخی برای ملت ماست. حال آنکه، به جز او، ده‌ها تن از فرماندهان و عاملان اصلی سرکوب در سپاه و بسیج و دستگاه‌های اطلاعاتی رژیم نیز از میان برداشته شدند. هزاران نیروی سرکوب به هلاکت رسیدند. ساختار فرماندهی و کنترل سرکوب، فلج شده و فرو پاشیده است. زیرساخت‌های نظامی‌، که نه برای دفاع از ایران، بلکه برای صدور تروریسم و بی‌ثباتی ساخته شده بودند، نابود شده‌اند. منابع مالی رژیم برای سرکوب در داخل و تروریسم در خارج، به‌شدت کاهش یافته است. جمهوری اسلامی امروز در منطقه و جهان از همیشه منزوی‌تر و منفورتر است. آنچه برای این رژیم باقی مانده، تکیه بر مزدوران بیگانه و اقلیتی خون‌ریز و خون‌شوی است که منافع‌شان در بقای این رژیم است؛ رژیمی که در میدان واقعیت شکستی سخت خورده، اما با قطع اینترنت به ۹۰ میلیون ایرانی، و از طریق ماشین دروغ‌پردازی‌اش، هنوز ژست پیروزی می‌گیرد و رجز می‌خواند. آنها که مدعی بودند هرگز تن به آتش‌بس نمی‌دهند، امروز هم رهبر و فرماندهان‌شان را از دست داده‌اند، هم جنگ را باخته‌اند، هم آتش‌بس را پذیرفته‌اند، و هم به میز مذاکره برای تسلیم کامل کشانده شده‌اند. ما اما از آغاز می‌دانستیم که جمهوری اسلامی تنها با حذف فرماندهی و تضعیف دستگاه سرکوب از طریق حملات هوایی، سقوط نمی‌کند. از همین رو بود که در تمام پیام‌هایم به شما تاکید کردم که این ما ملت ایران هستیم که باید ضربه نهایی را به رژیم ضعیف‌شده وارد و آن را سرنگون کنیم. می‌خواهم بدانید که من وضعیت شما در ایران را بسیار دقیق زیر نظر دارم. می‌دانم که جمهوری اسلامی بسیار تضعیف شده اما هنوز توانایی سرکوب آن به طور کامل از بین نرفته است. همه هدف من این است که اقدام نهایی برای سرنگون کردن جمهوری اسلامی با کمترین هزینه جانی باشد. جان تک‌تک شما برای من ارزشمند است. پس، از شما می‌خواهم که شکیبا باشید، از خودتان محافظت کنید، و با باور به پیروزی و آمادگی کامل، در انتظار لحظه تعیین‌کننده بمانید. در این فاصله، من و همه هم‌میهنان‌مان در خارج از کشور با تمام توان، خواست شما را که پایان دادن به جمهوری اسلامی است، فریاد خواهیم زد. ایمان داشته باشید که هیچ نیرویی در جهان توان ایستادن در برابر قدرت یک ملت متحد را ندارد. جمهوری اسلامی این بار، راه گریز، و بختی برای بقا ندارد؛ و به دستان پرقدرت شما ملت بزرگ ایران سرنگون خواهد شد. پاینده ایران، رضا پهلوی

Reza Pahlavi

2,016,946 görüntüleme • 5 ay önce

علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، چهارشنبه ۱۵ فروردین، در دیدار سران قوا و جمعی از مسئولان نظام با اشاره به مسئله «#حجاب_اجباری»، گفت: «به چالش تحمیلی حجاب باید از ابعاد فقهی و قانونی و ملاحظات جانبی آن نگریسته شود.» او گفت: «از لحاظ شرعی، حجاب یک حکم مسلم شرعی است و برای بانوان غیر از پوشاندن صورت و دو دست واجب است و از این صرف نظر نمی‌شود کرد؛ باید رعایت شود.» آقای خامنه‌ای در ادامه افزود که حجاب یک حکم مسلم قانونی است و «رعایت حکم قانون بر همه واجب است» رهبر جمهوری اسلامی تاکید کرد که «حتی کسانی که به شرع معتقد نیستند» نیز باید قانون را باید رعایت کنند. او با طرح این ادعا که در مساله حجاب «دخالت بیگانگان» واضح بود، گفت: «از بیرون کشور در انواع و اقسام رسانه‌ها دمیده شد و عده‌ای در داخل کمک کردند.» رهبر جمهوری اسلامی با اشاره به وضع زنان پیش از انقلاب اسلامی مدعی شد: «امروز در مساله برداشتنِ ⁧حجابِ⁩ بانوان تلاش می‌کنند اما این اول کار است و این آخر کار نیست. هدف دشمنان این است که وضع کشور را برگردانند به وضعیت قبل از انقلاب در دوران طاغوت. آن وضع فضاحت‌باری که آن زمان وجود داشت.»

RadioFarda‌|‌راديو فردا

37,168 görüntüleme • 2 yıl önce

شاهزاده رضا پهلوی، با صدور پیامی خطاب به ملت ایران اعلام کرد که جمهوری اسلامی به پایان راه رسیده و سقوط آن آغاز شده است. او تأکید کرده است که آینده‌ای روشن در پیش است و تنها یک خیزش همگانی برای پایان دادن به این «کابوس» باقی مانده است. متن پیام شاهزاده بدین شرح است: هم‌میهنان، جمهوری اسلامی به پایان خود رسیده و در حال سقوط است. خامنه‌ای هم‌چون موشی هراسان زیر زمین پنهان شده و کنترل اوضاع را از دست داده است. آنچه آغاز شده برگشت‌ناپذیر است. آینده روشن است و ما با هم از این پیچ تند تاریخ عبور خواهیم کرد. در این روزهای دشوار، دل من با همه شهروندان بی‌دفاعی‌ست که آسیب دیده‌اند، و قربانی جنگ‌طلبی و توهمات خامنه‌ای شده‌اند. من سال‌ها کوشیدم تا میهن‌مان گرفتار آتش جنگ نشود. پایان جمهوری اسلامی، پایان جنگ ۴۶ساله آن با ملت ایران است. دستگاه سرکوب رژیم در حال فروپاشی‌ست. تنها یک خیزش همگانی لازم است تا این کابوس برای همیشه پایان یابد. اکنون زمان ایستادن است؛ زمان بازپس‌گیری ایران. همه با هم، از بندرعباس تا بندرانزلی، از شیراز تا اصفهان، از تبریز تا زاهدان، از مشهد تا اهواز، از شهرکرد تا کرمانشاه به صحنه بیاییم؛ پایان این رژیم را رقم بزنیم. نگران فردای پس از سقوط جمهوری اسلامی نباشیم. ایران دچار جنگ داخلی و بی‌ثباتی نخواهد شد. ما برای آینده ایران و شکوفاییش برنامه داریم. ما برای صد روز نخست پس از سقوط، دوران گذار، و استقرار یک حکومت ملی و دموکراتیک، برای ملت ایران و به دست ملت ایران، آماده‌ایم. خطاب به نیروهای نظامی و انتظامی، امنیتی و دولتی که این روزها بسیاری از آنها به من پیام می‌فرستند: «برای حفظ رژیمی که سقوط آن آغاز شده و حتمیست روبروی ملت ایران نایستید. خود را فدای رژیم پوسیده نکنید. با ایستادن در کنار ملت، جان خود را حفظ کنید. در گذار از جمهوری اسلامی نقشی تاریخی ایفا کنید؛ و در ساختن آینده ایران سهیم باشید.» ایران آزاد و آباد پیش روی ماست. باشد که به‌زودی در کنار شما باشم. پاینده ایران! زنده‌باد ملت ایران!

اتاق خبر منوتو | آرشیو

92,705 görüntüleme • 1 yıl önce

«من» منتشر شد. بن‌بست امید؛ یا ما می‌مانیم یا جمهوری اسلامی امروز در دانشگاه‌های ایران، پشت چهره‌های جوان و پرشور، اضطرابی سنگین پنهان است. دانشجویانی که با هزینه و تلاش بسیار درس می‌خوانند، اما هر صبح با همان پرسش تکراری و تلخ بیدار می‌شوند: «آیا آینده‌ای دارم؟» در ساختاری که شایسته‌سالاری نابود و اقتصاد به مرز فروپاشی رسیده، مدرک تحصیلی دیگر نه سپر است و نه تضمین؛ تنها یک کاغذ تنها مانده در بازاری که سال‌هاست خشک شده است. اما این پرسش فقط در ذهن دانشجو نمی‌چرخد. جوانی که تازه سربازی‌اش تمام شده، کارگری که ماه‌هاست حقوقش عقب افتاده، پرستاری که با اضافه‌کاری‌های فرساینده هم از پس هزینه‌ها برنمی‌آید، مغازه‌داری که هر روز شاهد سقوط مشتریانش است، همه در سکوت همین سؤال را نجوا می‌کنند: «آیا این همه تلاش نتیجه‌ای هم خواهد داشت؟» «آیا آینده‌ای در این کشور دارم؟» و درست در همین زمان، ضربه‌ی دوم وارد می‌شود: فرو ریختن رؤیای مهاجرت. سال‌ها دانشجو با خود می‌گفت: «اگر نشد، می‌روم.» اما حالا دنیا دارد پیام دیگری می‌دهد. سیاست‌های مهاجرتی سخت‌تر شده، ویزاها محدودتر، هزینه‌ها سرسام‌آور، و بسیاری از کشورها عملاً درهای خود را بسته‌اند. رویای «رفتن» از یک مسیر نجات، به دیواری بلند و سرد تبدیل شده است. امروز هزاران جوان و صدها هزار نفر از اقشار مختلف جامعه با یک واقعیت مشترک روبه‌رو هستند: نه در داخل امیدی هست، نه رو به خارج راهی باز. در این نقطه باید حقیقت را بی‌پرده گفت: تا رژیم اسلامی هست، آینده‌ای وجود ندارد. اصولاً جمهوری اسلامی همه ما را بی آینده کرده است. این ساختار بقای خود را در نابودی فرصت‌های مردم می‌بیند و کشور را تا لبه‌ی بی‌بازگشت برده است. معادله ساده است: میان «ایران» و «رژیم اسلامی»، تنها یکی می‌تواند بماند. وقتی راه مهاجرت بسته است و سکوت هم به نابودی تدریجی ختم می‌شود، تنها گزینهٔ باقی‌مانده بازپس‌گیری خانه است. آینده‌ی دانشجویان، آینده‌ی کارگران، آینده‌ی جوانان و آینده‌ی این خاک، همگی به یک ارادهٔ جمعی برای پایان دادن به این تباهی گره خورده است. باید اکنون کاری کرد؛ پیش از آنکه ایران در سایهٔ سنگین رژیم اسلامی گم شود.

Hamed Fard 🇮🇷

45,234 görüntüleme • 10 ay önce

از سلطنت پهلوی تا جمهوری اسلامی‌ مناظره محمد فاضلی و شهرام اتفاق‌ شهرام اتفاق:‌ در زمان پهلوی و حتی پیش از آن، آرمان اصلی حکومت‌های ایران دستیابی به توسعه بود، اما پس از انقلاب ۵۷ وارد دوره‌ای کاملاً متفاوت در تاریخ چندصدساله ایران شدیم. جمهوری اسلامی با آرمان‌هایی کاملاً متفاوت متولد شد؛ «سعادت اخروی»، «مقابله با غرب و امپریالیسم»، «صدور انقلاب»، «محو اسرائیل از صفحه روزگار» و آرمان‌هایی از این دست، جای «توسعه» را گرفتند. جمهوری اسلامی نه با فشار نیروهای سیاسی درون قدرت مانند اصلاح‌طلبان، بلکه با فشارهایی که از پایین و از سطح جامعه وارد می‌شود عقب‌نشینی می‌کند. نمونه‌های عینی این مطلب را می‌توان در مسائلی مانند ماهواره و حجاب دید. محمد فاضلی:‌ بی‌توجهی به واقعیت‌های اقتصادی و سیاسی فقط ویژگی جمهوری اسلامی نیست. محمدرضاشاه هم در مقطعی می‌خواست غرب را به چالش بکشد و باری فراتر از ظرفیت ایران را به آن تحمیل کند. این الگو از قاجار تا پهلوی و جمهوری اسلامی تکرار شده است. ساختن راه‌حل نیازمند کنشگری جمعی برای ایجاد تعادل بین حکومت و جامعه است، آن هم بر بستری از یک بخت تاریخی. بزرگ‌ترین شکاف در جهان مرگ است؛ لحظه‌هایی وجود دارد که حامیان اقتدارگرایی از صحنه حذف می‌شوند. همین شکاف‌ها امکان تولید قدرت را برای کسانی که برنامه اصلاح داشته باشند، فراهم می‌کند. محمد فاضلی لینک مشاهده ویدیوی کامل گفتگو در کامنت

Azad | آزاد

21,048 görüntüleme • 9 ay önce

این دو ویدئو، یکی از سینا عضدی و دیگری از شیرین سعیدی، را کنار هم ببینید. هم‌سویی استدلال‌ها و شیوه‌ی دفاع آن‌ها از رژیم جمهوری اسلامی تصادفی نیست. سینا عضدی، بعد از کشتار معترضان آبان ۹۸، در مصاحبه با بی‌بی‌سی تلاش می‌کند با تحریف ایده‌های توماس هابز درباره مفهوم «قرارداد اجتماعی»، استفاده حکومت از زور علیه شهروندان را امری طبیعی و عمومی جلوه دهد؛ انگار کشتار مردم در خیابان بخشی از «حق دولت مدرن» است. خانم دکتر قلابی شیرین سعیدی هم با ادبیاتی بسیار مشابه، از همان منطق استفاده می‌کند: دولت مدرن را ذاتاً خشن می‌داند، و نتیجه‌ای که می‌گیرد نه دفاع از مردم، نه محکومیت سرکوب، و نه ایستادن کنار قربانیان، بلکه عادی‌سازی خشونت دولت است. این دقیقاً زبان نسل جدید مهره‌های جمهوری اسلامی است: با ادبیات آکادمیک حرف می‌زنند، اما در عمل خشونت حکومت را عادی سازی می‌کنند. از «حکومت»، «قرارداد اجتماعی»، «قوه قهریه» و «واقعیت دولت مدرن» حرف می‌زنند، و جنایات رژیم را در لفافه‌ی نظریه علمی پنهان می‌کنند. مشکل این افراد فقط داشتن نظر سیاسی متفاوت نیست. مشکل این است که با زبان علوم سیاسی، برای سرکوب و کشتار مردم توجیه می‌سازند. وقتی جمهوری اسلامی هزاران نفر را در خیابان می‌کشد، این‌ها به جای ایستادن کنار قربانیان، بحث را می‌برند به این‌که «همه دولت‌ها خشونت می کنند» و «دولت حق استفاده از زور دارد.» این همان کاری است که لابی‌ها و مدافعان نرم جمهوری اسلامی سال‌ها انجام داده‌اند: پاک کردن مرز بین دولت دموکراتیک و حکومت جنایتکار. یکی کردن پلیس در یک کشور آزاد با نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی. تبدیل کشتار مردم به یک بحث نظری تحریف شده درباره دولت مدرن. کاری که اتحاد علیه مهره‌های رژیم در ایران انجام می‌دهد افشا کردن این چهره‌ها، نشان دادن الگوهای مشترک در حرف‌هایشان، و روشن کردن این‌ واقعیت است که چگونه این مهره ها با زبان دانشگاهی و رسانه‌ای، جنایت‌های جمهوری اسلامی را سفیدشویی می‌کنند. #StopIRILobby #FireSaeidi #FireAzodi #IranMassacre

AAIRIA

12,209 görüntüleme • 2 ay önce